﻿1
00:00:01,113 --> 00:00:06,838
تقدیم می‌کند
.:: moviepovie.com ::.

2
00:00:06,863 --> 00:00:12,571
moviepovie.com

3
00:00:12,596 --> 00:00:15,158
‫دکتری که تو شهرشون
‫به کار خیر مشهور بود،

4
00:00:15,182 --> 00:00:17,768
‫تو بازار میوه شهرشون
‫با گروهی عابر پیاده تصادف کرد،

5
00:00:17,852 --> 00:00:20,438
‫سه نفر رو به کشتن داد
‫و ۵ نفر رو مجروح کرد.

6
00:00:20,521 --> 00:00:22,499
‫دکتر مذکور معمولا
‫پس از شیفت‌های طولانی...

7
00:00:22,523 --> 00:00:24,817
‫تو اتاق کشیک چرتی می‌زد
‫و بعد با ماشین به خونه می‌رفت.

8
00:00:24,900 --> 00:00:26,527
‫این روز به خصوص، چرت نزده بود.

9
00:00:27,611 --> 00:00:29,464
‫داشت به جشن تولد دخترش می‌رفت...

10
00:00:29,488 --> 00:00:31,240
‫که پشت فرمون خوابش برد.

11
00:00:31,323 --> 00:00:33,325
‫اون روز نه به جشن تولد رسید،

12
00:00:33,409 --> 00:00:36,537
‫نه دیگه کلا تولد دخترش رو
‫جشن گرفت.

13
00:00:36,620 --> 00:00:38,956
‫اون روز به سالگرد دیگه‌ای بدل شد.

14
00:00:39,039 --> 00:00:41,625
‫به سالگردی بدل شد
‫که دکتر داستانمون نمی‌خواست جشنش بگیره.

15
00:00:43,711 --> 00:00:45,713
‫سه خلبان سوار هواپیمایی کوچک بودن...

16
00:00:45,796 --> 00:00:47,923
‫که با فاصله کمی از یه تله اسکی عبور کرد.

17
00:00:48,007 --> 00:00:50,509
‫اون روز مه سنگینی حاکم بود
‫و جلوی دیدشون رو گرفته بود.

18
00:00:50,593 --> 00:00:53,473
‫اسکی‌سواران سوار بر تله اسکی رو ندیدن...

19
00:00:53,554 --> 00:00:56,348
‫و باله سمت راست هواپیما
‫کابل فولادینش رو پاره کرد.

20
00:00:56,432 --> 00:00:58,768
‫کابینشون ۸۰ متر سقوط کرد...

21
00:00:58,851 --> 00:01:00,895
‫و هر ۲۰ مسافرش درجا جون باختن.

22
00:01:04,106 --> 00:01:07,193
‫یکی از خلبانان بعدا سعی کرد
‫با خانواده‌‎های قربانیان تماس بگیره،

23
00:01:07,276 --> 00:01:09,653
‫ولی هیچ‌کدوم جوابش رو ندادن.

24
00:01:13,032 --> 00:01:14,784
‫پسری ۱۲ ساله عامل جراحت...

25
00:01:14,867 --> 00:01:16,660
‫عصب نخاعی هفتم برادر دوقلوش شد...

26
00:01:16,744 --> 00:01:19,330
‫که به فلج شدنش از گردن با پایین منجر شد.

27
00:01:19,413 --> 00:01:21,516
‫با این که مادرشون بهشون هشدار می‌داد
‫بازی خشونت‌آمیز نکنن،

28
00:01:21,540 --> 00:01:24,043
‫بچه‌هاش خیلی عادی بازی می‌کردن.

29
00:01:24,126 --> 00:01:26,754
‫جای میز عسلی‌ای که روش افتاده بود،
‫همیشه همون‌جا بود.

30
00:01:28,172 --> 00:01:30,549
‫دوقلوی همسان بودن،
‫ولی از اون به بعد...

31
00:01:30,633 --> 00:01:32,676
‫زندگیشون اصلا همسان نبود.

32
00:01:33,803 --> 00:01:36,347
‫این روایات همیشه رو قربانی تمرکز می‌کنن.

33
00:01:36,430 --> 00:01:39,683
‫اصلا به فرد عامل سانحه
‫اشاره‌ای نمی‌کنن.

34
00:01:39,767 --> 00:01:43,103
‫کسی نمی‌خواد ماجرای بچه‌ای
‫که برادرش رو فلج کرد...

35
00:01:43,187 --> 00:01:45,189
‫یا راننده‌ای که پشت فرمون خوابش برد...

36
00:01:45,272 --> 00:01:47,566
‫یا خلبانانی رو که اون تله اسکی رو
‫ساقط کردن بشنوه؛

37
00:01:49,443 --> 00:01:51,779
‫ولی من می‌خوام با مسئولان سوانح آشنا بشم.

38
00:01:51,862 --> 00:01:53,131
‫خیلی سریع رخ داد.

39
00:01:53,155 --> 00:01:55,801
‫می‌خوام با عاملان این فجایع آشنا بشم.

40
00:01:59,036 --> 00:02:00,621
‫با امثال خودم آشنا بشم.

41
00:02:00,670 --> 00:02:03,390
‫[فروشگاه سوگو]
‫[اتوبوس‌رانی کی‌ام‌بی]

42
00:02:03,415 --> 00:02:05,000
‫اصلا می‌بخشنشون؟

43
00:02:06,919 --> 00:02:08,587
‫اصلا باهاش کنار میان؟

44
00:02:11,298 --> 00:02:14,718
‫من هر لحظه به فکر اون کارم هستم.

45
00:02:16,220 --> 00:02:19,306
‫من هر لحظه به فکر توئم.

46
00:02:21,016 --> 00:02:23,185
‫با خودم می‌گم چیکار می‌کنی.

47
00:02:23,269 --> 00:02:25,729
‫حالت چطوره...

48
00:02:25,813 --> 00:02:28,899
‫و حالا که زندگیت رو نیست و نابود کردم،

49
00:02:28,983 --> 00:02:32,319
‫چطوری به زندگی ادامه می‌دی.

50
00:02:33,752 --> 00:02:44,495
با سپاس از انتخاب سایت بامابین برای تماشا
!برای دسترسی راحت‌تر و کامل به آرشیو، از «اپلیکیشن گوشی» استفاده کنید

51
00:02:45,611 --> 00:02:54,318
‫«خارج‌نشینان»

52
00:02:54,343 --> 00:02:56,385
‫امروز با گل‌فروشه صحبت کردم.

53
00:02:56,468 --> 00:02:57,928
‫همه‌چی هماهنگ شده...

54
00:02:58,012 --> 00:02:59,906
‫و فردا اول وقت تحویلشون می‌دن.

55
00:02:59,930 --> 00:03:02,409
‫فقط اگه می‌شه حواست باشه
‫حتما یکی صبح اونجا باشه که تحویل بگیره.

56
00:03:02,433 --> 00:03:05,519
‫راستی، با سالن حرف زدی
‫که اون پارچه رو نصب کنن؟

57
00:03:05,603 --> 00:03:08,178
‫آره. به احتمال زیاد
‫اگه نزدیک خروجی‌ها نباشه،

58
00:03:08,202 --> 00:03:09,189
‫مشکلی پیش نمیاد.

59
00:03:09,273 --> 00:03:10,357
‫چه عالی.

60
00:03:10,441 --> 00:03:13,777
‫این هم نسخه نهایی منوئه
‫که بررسیش کنین.

61
00:03:13,861 --> 00:03:16,405
‫خب، می‌گن آنتونی بی‌رقیبه.

62
00:03:16,488 --> 00:03:19,325
‫خب، می‌شه بپرسم چی شد
‫که به هنگ‌کنگ اومدین؟

63
00:03:19,408 --> 00:03:21,994
‫آها، شرکت شوهرم بهش ترفیع داد
‫و باید به خارج نقل‌مکان می‌کرد.

64
00:03:22,077 --> 00:03:24,788
‫- همیشه همینه، مگه نه؟
‫- عجب.

65
00:03:24,872 --> 00:03:26,749
‫خب، خودتون هم کار می‌کنین؟

66
00:03:26,832 --> 00:03:28,542
‫می‌کردم.

67
00:03:28,626 --> 00:03:31,128
‫می‌کنم.

68
00:03:31,211 --> 00:03:33,923
‫خانه‌دار نیستم.

69
00:03:34,006 --> 00:03:36,425
‫شرمنده، چـ... چنین منظوری نداشتم...

70
00:03:36,508 --> 00:03:39,887
‫ببخشید. رو این مسئله حساسم.

71
00:03:39,970 --> 00:03:43,682
‫کارم معماری منظره.
‫باغ ملت رو طراحی می‌کنم.

72
00:03:43,766 --> 00:03:47,102
‫البته اینجا کار دشواریه.
‫کسی زمین نداره.

73
00:03:47,186 --> 00:03:49,688
‫خب، هنگ‌کنگ این‌جوریه دیگه.

74
00:03:51,106 --> 00:03:52,816
‫چه پسر نازی.

75
00:03:52,900 --> 00:03:54,540
‫راستش، من هم برادرزاده‌ای
‫همسن خودش دارم،

76
00:03:54,568 --> 00:03:56,737
‫ولی اصلا نمی‌تونم راضیش کنم
‫این‌قدر آروم بشینه.

77
00:04:00,407 --> 00:04:03,577
‫خب، اِم... نظرتون چیه؟

78
00:04:04,954 --> 00:04:06,789
‫بچه خیلی خوبیه.

79
00:04:08,916 --> 00:04:11,085
‫منو رو می‌گفتم.

80
00:04:11,168 --> 00:04:13,295
‫آها. اِم...

81
00:04:13,379 --> 00:04:15,965
‫- مشکلی نداره.
‫- کارت تموم شد؟ می‌خوام برم خونه.

82
00:04:16,048 --> 00:04:19,802
‫چیزی نمونده. باید چند مسئله دیگه رو
‫هم مرور کنیم، خب؟

83
00:04:19,885 --> 00:04:22,680
‫- چند دقیقه دیگه بیشتر طول نمی‌کشه عزیزم.
‫- ای بابا.

84
00:04:22,763 --> 00:04:24,682
‫وای، دخترتون خیلی خوشگله.

85
00:04:24,765 --> 00:04:26,392
‫خیلی شبیه خودتونه.

86
00:04:26,475 --> 00:04:28,185
‫همین دو فرزند رو دارین؟

87
00:04:30,312 --> 00:04:31,897
‫مارگارت؟

88
00:04:31,981 --> 00:04:34,441
‫می‌شه فهرست نهایی مهمانان رو لطف کنی؟

89
00:04:34,525 --> 00:04:36,193
‫آره، مـ... معلومه.

90
00:04:36,276 --> 00:04:39,780
‫ندادن چاپش کنن،
‫ولی می‌تونین رو آی‌پدم بخونینش.

91
00:04:39,863 --> 00:04:41,949
‫فهرست کل افرادیه
‫که گفتن میان.

92
00:04:42,032 --> 00:04:43,826
‫گاهی اوقات عده‌ای
‫دقیقه نودی لغو می‌کنن،

93
00:04:43,909 --> 00:04:45,953
‫ولی گمون نکنم اینجا
‫چنین اتفاقی رخ بده.

94
00:04:46,036 --> 00:04:47,413
‫خیلی زیادن.

95
00:04:47,496 --> 00:04:49,289
‫اِم، اگه به نظرتون این خیلی زیاده،

96
00:04:49,373 --> 00:04:51,375
‫باید مراسم ازدواجی رو که هفته پیش
‫برگزار کردیم می‌دیدین.

97
00:04:51,458 --> 00:04:53,502
‫نصف مردم شهر اومده بودن.

98
00:04:53,585 --> 00:04:56,046
‫ببینین، برگزاری مهمونی بزرگ
‫همیشه ترسناکه،

99
00:04:56,130 --> 00:04:59,717
‫ولی گروه من در خدمتتونه و هر کاری
‫داشته باشین، حمایتتون می‌کنیم.

100
00:04:59,800 --> 00:05:01,677
‫تا حالا چندین هزار جشن برگزار کردیم،
‫از من بشنوین،

101
00:05:01,760 --> 00:05:04,138
‫بهترین سالن شهر رو در اختیار دارین.

102
00:05:04,221 --> 00:05:07,391
‫البته قطعا بهتره تعداد مهمانانتون
‫بیشتر باشه،

103
00:05:07,474 --> 00:05:10,853
‫آخه ممکنه تعداد انگشت‌شماری ناراحت بشن.

104
00:05:10,936 --> 00:05:13,230
‫بگذریم، تولد ۵۰ سالگی شوهرتونه.

105
00:05:13,313 --> 00:05:16,209
‫ارزش جشن گرفتن داره،
‫وقتی هم برنامه‌ریزیش تموم بشه،

106
00:05:16,233 --> 00:05:18,652
‫خودتون کلی خوش می‌گذرونین.

107
00:05:18,736 --> 00:05:20,446
‫امیدوارم درست بگی.

108
00:05:20,529 --> 00:05:22,573
‫جشن خیلی قشنگی می‌شه.

109
00:05:22,656 --> 00:05:25,242
‫- بهتره بریم خونه.
‫- خیلی‌خب.

110
00:05:25,325 --> 00:05:26,952
‫بریم دیزی.

111
00:05:27,036 --> 00:05:29,079
‫آخی، چه نقاشی قشنگی.

112
00:05:29,163 --> 00:05:32,291
‫حتما خودت، خواهرت و مامانت رو کشیدی.

113
00:05:32,374 --> 00:05:34,460
‫- خب، این یکی کیه؟
‫- گاسه.

114
00:05:34,543 --> 00:05:36,045
‫گاس کیه؟

115
00:05:36,128 --> 00:05:37,713
‫دیزی، بریم.

116
00:05:37,796 --> 00:05:39,298
‫ببخشید، باید بریم.

117
00:05:39,381 --> 00:05:41,633
‫- ممنون. بریم.
‫- خواهش می‌کنم.

118
00:05:41,717 --> 00:05:43,135
‫خداحافظ.

119
00:05:53,564 --> 00:05:56,877
‫[کوهستان پیک]

120
00:06:06,524 --> 00:06:13,314
‫[عمارات کوه پیک]

121
00:06:19,683 --> 00:06:29,531
‫[در صورت آتش‌سوزی سوار آسانسور نشوید]

122
00:06:29,556 --> 00:06:31,809
‫- چرا که نه؟
‫- آخه پروژه خودته.

123
00:06:31,892 --> 00:06:35,145
‫خاله هیلاری، در رو نگه دار.

124
00:06:35,229 --> 00:06:36,831
‫- وایستین. وایستین دیگه. ندوین.
‫- لطفا در رو نگه دار.

125
00:06:36,855 --> 00:06:39,399
‫بچه‌ها، بچه‌ها، الان چی گفتـ...

126
00:06:39,780 --> 00:06:54,784
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

127
00:06:55,207 --> 00:06:57,459
‫اِم، دعوت‌نامه...

128
00:06:57,543 --> 00:07:00,379
‫جشن تولد فردای کلارک
‫به دستت رسید؟

129
00:07:02,005 --> 00:07:05,050
‫اِم... اِم، آره. نـ....
‫اِم، نمی‌تونیم بیایم.

130
00:07:05,134 --> 00:07:06,468
‫بـ... برنامه داریم؛

131
00:07:06,552 --> 00:07:08,595
‫ولی لطفا سلاممون رو به کلارک برسون.

132
00:07:08,679 --> 00:07:10,305
‫درک می‌کنم.

133
00:07:13,100 --> 00:07:16,061
‫خودم می‌دونم اخیرا اوضاع...

134
00:07:17,896 --> 00:07:20,858
‫اِم...

135
00:07:20,941 --> 00:07:23,026
‫صرفا می‌خوام بگم...

136
00:07:23,110 --> 00:07:24,403
‫اِم...

137
00:07:24,486 --> 00:07:27,573
‫اگه بیای، خیلی خوشحال می‌شم.

138
00:07:30,742 --> 00:07:32,619
‫بـ... با دیوید صحبت می‌کنم.

139
00:07:48,512 --> 00:07:50,112
‫[۳۰۵]

140
00:07:50,137 --> 00:07:51,597
‫اسی، ما اومدیم.

141
00:07:51,680 --> 00:07:53,098
‫- سلام اسی.
‫- سلام.

142
00:07:53,182 --> 00:07:55,350
‫- سلام. سلام عزیز دلم.
‫- مامان‌بزرگ. مامان‌بزرگ.

143
00:07:55,434 --> 00:07:57,477
‫- خیلی بزرگ شدی.
‫- شرمنده، تازه رسیدن.

144
00:07:57,561 --> 00:07:58,913
‫- می‌خواستم مؤدب باشم.
‫- سلام دیزی.

145
00:07:58,937 --> 00:08:00,206
‫- سلام بابابزرگ.
‫- خیال می‌کردم قراره...

146
00:08:00,230 --> 00:08:01,982
‫امروز تو هتل بمونین.

147
00:08:02,065 --> 00:08:04,026
‫حوصله‌مون سر رفت
‫و می‌خواستیم بچه‌ها رو ببینیم.

148
00:08:04,109 --> 00:08:07,029
‫- عمو پیتر کجاست؟
‫- خوابه. پرواززده شده.

149
00:08:07,112 --> 00:08:08,272
‫- دارم از گرسنگی می‌میرم.
‫- [استرالیا]

150
00:08:08,296 --> 00:08:09,615
‫- میوه تازه آماده کردم.
‫- [ناحیه جست‌وجو]

151
00:08:09,698 --> 00:08:11,325
‫- وای، انبه داریم.
‫- ایول.

152
00:08:11,408 --> 00:08:13,660
‫وایستین، برین دستتون رو بشورین.

153
00:08:13,744 --> 00:08:15,763
‫اسی، حواست باشه وقتی میان خونه
‫حتما دستشون رو بشورن.

154
00:08:15,787 --> 00:08:17,873
‫- چشم خانم.
‫- مرسی اسی.

155
00:08:17,956 --> 00:08:21,168
‫چرا می‌ذاری چنین چیزهای
‫وحشتناکی تماشا کنه؟

156
00:08:21,251 --> 00:08:25,505
‫خب، شیفته اخباره.
‫کاری از دستم برنمیاد.

157
00:08:26,882 --> 00:08:29,051
‫جینگ، جای فنجون‌هام رو عوض کردی؟

158
00:08:29,134 --> 00:08:33,096
‫تو کابینت گذاشتمشون.
‫این‌جوری منطقی‌تره.

159
00:08:35,724 --> 00:08:39,061
‫واقعا نمی‌دونم جشن گرفتن
‫فکر خوبیه یا نه. خیلی غم‌انگیزه.

160
00:08:39,144 --> 00:08:40,938
‫- موافقم.
‫- خب...

161
00:08:41,021 --> 00:08:43,941
‫صرفا می‌خوایم تا حدی
‫جو عادی برقرار کنیم.

162
00:08:44,024 --> 00:08:46,860
‫ولی مارگارت، زندگی تو که دیگه عادی نیست.
‫چرا وانمود کنی عادیه؟

163
00:08:46,944 --> 00:08:48,129
‫کل انبه‌ها رو نخور دیزی.

164
00:08:48,153 --> 00:08:49,422
‫بچه‌ها، کی می‌خواد بازی کنه؟

165
00:08:49,446 --> 00:08:50,620
‫مامان‌بزرگ، ولی داشتیم
‫تلویزیون تماشا می‌کردیم.

166
00:08:50,644 --> 00:08:51,174
‫بیاین بازی کنیم.

167
00:09:00,499 --> 00:09:01,959
‫مامان؟

168
00:09:02,042 --> 00:09:03,794
‫می‌شه شیرکاکائو بخورم؟

169
00:09:03,877 --> 00:09:06,004
‫اِم...

170
00:09:06,088 --> 00:09:07,881
‫آره. آره، آره، چرا که نه؟

171
00:09:07,965 --> 00:09:09,549
‫خیلی‌خب.

172
00:09:09,633 --> 00:09:12,135
‫- اِم، فیلیپ؟
‫- چیه؟

173
00:09:12,219 --> 00:09:14,346
‫این...

174
00:09:14,429 --> 00:09:17,432
‫این که تو نقاشیه کیه؟

175
00:09:17,516 --> 00:09:19,685
‫آها، حضرت مسیحه.

176
00:09:19,768 --> 00:09:22,896
‫حضرت مسیح؟ چرا حضرت مسیح رو می‌کشی؟

177
00:09:24,481 --> 00:09:26,608
‫دیگه نمی‌خوام بکشیش، خب؟

178
00:09:26,692 --> 00:09:28,568
‫خیلی‌خب مامان.

179
00:09:32,155 --> 00:09:34,241
‫عزیز دلم.

180
00:09:34,324 --> 00:09:35,617
‫بیا بغلم.

181
00:09:41,206 --> 00:09:43,834
‫خیلی دوستت دارم.

182
00:09:43,917 --> 00:09:46,044
‫خودت می‌دونی دیگه؟

183
00:09:46,128 --> 00:09:48,463
‫آره. من هم خیلی دوستت دارم.

184
00:09:57,431 --> 00:09:59,308
‫برو شیرکاکائو بخور.

185
00:09:59,391 --> 00:10:01,310
‫ممنون مامان.

186
00:10:09,192 --> 00:10:12,487
‫خداوند همه روزه
‫به شما نعمت ارزانی داشته...

187
00:10:12,571 --> 00:10:14,740
‫و محافظتان باشد.

188
00:10:14,823 --> 00:10:16,241
‫خداوند همراهتان باشد.

189
00:10:16,325 --> 00:10:17,784
‫همراه شما هم باشد.

190
00:10:17,868 --> 00:10:19,748
‫بدانید که حضور و عشق خداوند...

191
00:10:19,786 --> 00:10:20,912
‫شما را احاطه کرده است.

192
00:10:20,996 --> 00:10:23,832
‫رحمت خداوند ابدی است.

193
00:10:23,915 --> 00:10:25,417
‫خداوند چون مرغ مادری...

194
00:10:25,500 --> 00:10:28,378
‫زیر بال و پرش به شما پناه می‌دهد.

195
00:10:28,462 --> 00:10:30,922
‫ای خدای قادر و ابدی،

196
00:10:31,006 --> 00:10:34,384
‫تو از عشق سوزانت به انسان‌ها،
‫پسرت، حضرت مسیح را...

197
00:10:34,468 --> 00:10:35,886
‫برایمان فرستادی...

198
00:10:35,969 --> 00:10:37,929
‫که وقتی روی زمین بود،

199
00:10:38,013 --> 00:10:41,558
‫عین تمام حضار اینجا،
‫انسان جلوه می‌کرد.

200
00:10:41,641 --> 00:10:44,311
‫عین ما تقلا می‌کرد.

201
00:10:44,394 --> 00:10:46,938
‫سوگ و ترس را...

202
00:10:47,022 --> 00:10:48,565
‫تجربه می‌کرد.

203
00:10:56,365 --> 00:10:58,384
‫دختر بدی بودی، مگه نه بانی؟

204
00:10:58,408 --> 00:11:00,285
‫دختر خیلی بدی بودم.

205
00:11:00,369 --> 00:11:01,870
‫حقته مجازاتت کنم.

206
00:11:01,953 --> 00:11:02,953
‫مجازاتم کن درک.

207
00:11:02,996 --> 00:11:04,456
‫- من رو بزن.
‫- یه چیزی رو جا انداختی.

208
00:11:04,539 --> 00:11:05,999
‫خواهش می‌کنم من رو بزن درک.

209
00:11:07,793 --> 00:11:10,670
‫محکم‌تر بزن. زود باش، محکم‌تر بزن.

210
00:11:14,299 --> 00:11:17,052
‫فعلا بانی.

211
00:11:17,135 --> 00:11:19,304
‫- گفتم فعلا.
‫- خیلی‌خب.

212
00:11:24,643 --> 00:11:27,062
‫اصلا درک چه‌جور اسمیه؟

213
00:11:29,147 --> 00:11:32,609
‫اسم سفیدپوست‌هاست، عین چت...

214
00:11:32,692 --> 00:11:36,988
‫یا تاکر یا اسکیت یا دیوید.

215
00:11:40,283 --> 00:11:42,536
‫راستش، کره‌ای‌ها
‫هم اسامی نسبتا عجیبی دارن،

216
00:11:42,619 --> 00:11:45,455
‫عین یوری و... یوکی...

217
00:11:45,539 --> 00:11:48,208
‫- و سوکی.
‫- این اسامی که ژاپنی‌ان.

218
00:11:48,291 --> 00:11:51,378
‫نه بابا، من یه دختر کره‌ای
‫به نام سوکی می‌شناختم.

219
00:11:51,461 --> 00:11:52,921
‫مطمئنم همین‌طوره.

220
00:12:01,805 --> 00:12:03,849
‫فعلا درک.

221
00:12:08,270 --> 00:12:09,479
‫خداحافظ.

222
00:12:21,450 --> 00:12:22,826
‫چقدر می‌شه؟

223
00:12:22,909 --> 00:12:24,244
‫شصت دلار می‌شه.

224
00:12:31,501 --> 00:12:32,836
‫بفرمایین.

225
00:12:39,468 --> 00:12:40,802
‫ممنون.

226
00:13:14,135 --> 00:13:15,987
‫[اب‌میوه تازه]

227
00:15:19,303 --> 00:15:23,129
‫[خیابان توکوا وان]

228
00:15:23,154 --> 00:15:23,936
‫[آی‌فون، آی‌پد، سامسونگ]

229
00:15:40,482 --> 00:15:42,150
‫این اتوبوس از خیابون تمپل هم رد می‌شه؟

230
00:15:42,359 --> 00:15:45,028
‫بس کن.
‫بیا ایستگاه بعدی پیاده بشیم.

231
00:15:46,321 --> 00:15:47,656
‫اتوبوس رو اشتباه سوار شدیم؟

232
00:15:48,239 --> 00:15:49,616
‫گمون نکنیم.

233
00:15:50,992 --> 00:15:51,992
‫خانم جوان.

234
00:15:52,202 --> 00:15:54,079
‫این اتوبوس دم خیابون تمپل هم می‌ایسته؟

235
00:15:55,705 --> 00:15:57,666
‫من کره‌ای‌ام.

236
00:15:58,792 --> 00:15:59,876
‫اونجا هم می‌ایسه؟

237
00:16:00,043 --> 00:16:01,252
‫کره‌ایه.

238
00:16:01,961 --> 00:16:03,380
‫کریه‌ای هستی؟

239
00:16:03,672 --> 00:16:04,881
‫کانتونی بلد نیستی؟

240
00:16:05,048 --> 00:16:06,048
‫گمون نکنم.

241
00:16:06,299 --> 00:16:08,093
‫گفت کره‌ایه دیگه.

242
00:16:15,767 --> 00:16:18,228
‫راستی پوری، هنوز لباس‌ها رو
‫از خشک‌شویی تحویل نگرفتی؟

243
00:16:18,311 --> 00:16:19,455
‫واسه جشن امشب بازمشون دارم.

244
00:16:19,479 --> 00:16:22,148
‫سم الان رفته تحویلشون بگیره.

245
00:16:22,232 --> 00:16:24,317
‫آها، راستی پوری،

246
00:16:24,401 --> 00:16:25,902
‫پینو اخیرا خیلی پارس می‌کنه؟

247
00:16:25,985 --> 00:16:28,613
‫آره خانم. صبح تا ظهر پارس می‌کنه.

248
00:16:32,242 --> 00:16:33,952
‫عه، ممنون.

249
00:16:41,084 --> 00:16:42,794
‫- سلام مرسی، آخی.
‫- سلام فیلنا.

250
00:16:42,877 --> 00:16:44,522
‫گمون نمی‌کردم بتونی بیای.

251
00:16:44,546 --> 00:16:46,423
‫- بشین، بشین، بشین.
‫- وای، مرسی.

252
00:16:46,506 --> 00:16:47,983
‫دوستم مرسی رو می‌شناسین دیگه بچه‌ها؟

253
00:16:48,007 --> 00:16:50,051
‫سلام. لوسیا هستم.
‫همدیگه رو نمی‌شناسیم.

254
00:16:50,135 --> 00:16:52,178
‫- سلام.
‫- خب مرسی، کارت چیه؟

255
00:16:52,262 --> 00:16:54,723
‫از دوستان فیلنام.

256
00:16:54,806 --> 00:16:56,516
‫یه سری کار دیگه هم می‌کنم.

257
00:16:56,599 --> 00:16:59,144
‫اِم، قبل از تعطیلی «هنگ‌کنگ پست»،
‫از نویسندگانشون بودم،

258
00:16:59,227 --> 00:17:00,202
‫بعدش سرپیشخدمت بودم،

259
00:17:00,226 --> 00:17:02,731
‫ولی رئیسم خیلی اذیتم می‌کرد،
‫واسه همین استعفا دادم.

260
00:17:02,814 --> 00:17:05,400
‫اِم، بعدش مربی خصوصی
‫یه بچه مایه‌دار شده بودم،

261
00:17:05,483 --> 00:17:07,277
‫ولی مامانش روانی بود،
‫خلاصه اخراجم کرد،

262
00:17:07,360 --> 00:17:10,029
‫الان هم که تو کار پذیرایی مشغولم.

263
00:17:10,113 --> 00:17:12,449
‫ظاهرا... هر کاری رو امتحان کردی.

264
00:17:19,914 --> 00:17:21,291
‫شامپاین می‌خوری؟

265
00:17:21,374 --> 00:17:23,793
‫- اِم، یه کوکتل فرنچ ۷۵ لطف می‌کنین؟
‫- رو چشمم.

266
00:17:23,877 --> 00:17:26,337
‫- هوم.
‫- وای خدایا، من عاشق فرنچ ۷۵ـم.

267
00:17:26,421 --> 00:17:28,816
‫- فکر خیلی خوبیه.
‫- شامپاین هم داره، مگه نه؟

268
00:17:28,840 --> 00:17:30,091
‫جین و لیمو هم داره.

269
00:17:30,175 --> 00:17:32,611
‫وای خدایا، خیلی خوب می‌شه.
‫می‌شه واسه من هم بیارین؟

270
00:17:32,635 --> 00:17:33,720
‫- رو چشمم.
‫- ممنون.

271
00:17:33,803 --> 00:17:35,346
‫- اِم، سه‌تا بیارین.
‫- رو چشمم.

272
00:17:35,430 --> 00:17:36,890
‫ممنون.

273
00:17:36,973 --> 00:17:38,767
‫این همه اطلاعات راجع به کوکتل‌ها رو
‫از کجا یاد گرفتی؟

274
00:17:38,850 --> 00:17:40,351
‫ای بابا...

275
00:17:40,435 --> 00:17:42,395
‫تو دانشگاه خیلی مشروب می‌خورد.

276
00:17:42,479 --> 00:17:43,980
‫جفتمون خیلی مشروب می‌خوردیم.

277
00:17:44,063 --> 00:17:45,833
‫نه، خودم می‌دونم، ولی تو
‫خاطرات خفن رقم زدی.

278
00:17:45,857 --> 00:17:48,485
‫- یه سری خاطره شنیدم.
‫- نه. نه، نه، نه، نه، نه.

279
00:17:48,568 --> 00:17:49,670
‫نه، قول می‌دم بهش نگفتم. هیس.

280
00:17:49,694 --> 00:17:50,862
‫- فیلنا.
‫- چیه؟!

281
00:17:59,329 --> 00:18:01,331
‫بذار کمکت کنم.

282
00:18:04,793 --> 00:18:07,086
‫بابت جشن هیجان‌زده‌ای؟

283
00:18:07,170 --> 00:18:09,255
‫لابد دیگه.

284
00:18:09,339 --> 00:18:12,383
‫کافیه سعی کنی خوش بگذرونی، خب؟

285
00:18:16,346 --> 00:18:18,097
‫نظرت چیه گیس فرانسوی ببافم؟

286
00:18:18,181 --> 00:18:19,849
‫من که ۶ ساله نیستم مامان.

287
00:18:19,933 --> 00:18:21,935
‫پیشانی‌بند جدیدم رو می‌بندم.

288
00:18:25,313 --> 00:18:27,607
‫خیلی‌خب.

289
00:18:30,902 --> 00:18:33,071
‫وای.

290
00:18:34,280 --> 00:18:36,491
‫چه پیراهن قشنگی.

291
00:18:36,574 --> 00:18:38,660
‫حالت چطوره؟

292
00:18:38,743 --> 00:18:41,329
‫اِم... احساس پیری می‌کنم.

293
00:18:43,248 --> 00:18:45,375
‫خب، ظاهرت خوبه.

294
00:18:48,711 --> 00:18:50,421
‫حالت خوبه؟

295
00:18:50,505 --> 00:18:53,758
‫به نظرت والدینت درست می‌گن؟

296
00:18:53,842 --> 00:18:55,718
‫جریان مهمونی رو می‌گم.

297
00:18:57,220 --> 00:18:59,097
‫بهتر بود صبر می‌کردیم؟

298
00:18:59,180 --> 00:19:01,850
‫دکتر استاین گفت باید زندگی کنیم، مگه نه؟

299
00:19:01,933 --> 00:19:04,602
‫تنها راهش همینه...
‫باید قدم به قدم پیش بریم.

300
00:19:05,979 --> 00:19:07,623
‫نباید خیانت به گاس محسوبش کنیم...

301
00:19:07,647 --> 00:19:09,107
‫- مامان!
‫- مامان!

302
00:19:09,190 --> 00:19:10,817
‫- مامان! مامان!
‫- مامان!

303
00:19:10,900 --> 00:19:14,362
‫- بس کن! نه!
‫- مامان!

304
00:19:14,445 --> 00:19:15,028
‫بس کن! بسه!

305
00:19:15,052 --> 00:19:16,823
‫مامان، اصلا نمی‌ذاره
‫برنامه‌هام رو تماشا کنم.

306
00:19:16,906 --> 00:19:19,325
‫- بسه! بس کن!
‫- فیل، عزیزم، باید لباست رو بپوشی.

307
00:19:19,409 --> 00:19:20,869
‫دیرمون می‌شه‌ها. بدش به من.

308
00:19:20,952 --> 00:19:22,471
‫... انتظار پاسخ گرفتنش دردناک بود.

309
00:19:22,495 --> 00:19:24,265
‫- ولی من که حاضرم مامان!
‫- بجنبین.

310
00:19:24,289 --> 00:19:26,517
‫- همین‌جوریش کلی استرس دارم.
‫- می‌خوام تماشا کنم.

311
00:19:26,541 --> 00:19:27,685
‫- ببین. من ردیفش می‌کنم.
‫- بیا دیگه. بده.

312
00:19:27,709 --> 00:19:28,978
‫- هنوز هواپیمائه رو پیدا نکردن.
‫- من ردیفش می‌کنم.

313
00:19:29,002 --> 00:19:30,563
‫خودم ردیفش می‌کنم.
‫بیا. بجنب، بیا بریم.

314
00:19:30,587 --> 00:19:33,756
‫- ولی پیداش می‌کنن، مگه نه؟
‫- نمی‌دونم. دارن دنبالش می‌گردن.

315
00:19:33,840 --> 00:19:35,675
‫مطمئنم پیداش می‌کنن.
‫بیا بریم. بجنب.

316
00:19:35,758 --> 00:19:39,220
‫ما قبول نمی‌کنیم
‫سرنوشت عزیزانمون به مرگ ختم شده باشه.

317
00:19:39,304 --> 00:19:43,141
‫سخت‌ترین بخشش همینه.
‫همین... بی‌اطلاعیه.

318
00:19:43,224 --> 00:19:44,851
‫شکنجه وحشتناکیه.

319
00:19:44,934 --> 00:19:46,561
‫آخرین سرنخ...

320
00:19:46,646 --> 00:19:48,827
‫[درک: بهت نیاز دارم بانی. می‌شه بیام پیشت؟]

321
00:19:48,851 --> 00:19:51,032
‫[به درک: امشب نمی‌تونم ببینمت.
‫شیفت برداشتم.]

322
00:19:51,065 --> 00:19:53,210
‫- الان دیگه رسانه‌های احتماعی خیلی خفنن.
‫- غافلگیر شدم که نداره.

323
00:19:53,234 --> 00:19:54,628
‫- خیلی عجیبه.
‫- نداره. نداره.

324
00:19:54,652 --> 00:19:56,029
‫ببخشید. درک کیه؟

325
00:19:56,112 --> 00:19:58,823
‫عه، اسم واقعیش نیست.
‫شوخی بین خودمونه.

326
00:19:58,907 --> 00:20:01,743
‫- وایستا ببینم. طرف کیه؟
‫- درکه.

327
00:20:01,826 --> 00:20:03,620
‫اسم واقعیش چیه؟

328
00:20:03,703 --> 00:20:05,872
‫- یه مرده دیگه.
‫- مرد سفیدپوسته؟

329
00:20:05,955 --> 00:20:08,249
‫- معلومه دیگه.
‫- این‌قدر ظاهرساز نباش شلاک.

330
00:20:08,333 --> 00:20:10,013
‫قطعا خودت هم قبلا
‫با سفیدپوست‌ها قرار گذاشتی.

331
00:20:10,084 --> 00:20:11,884
‫- هوم.
‫- چند باری سر قرار رفتم. فرق می‌کنه.

332
00:20:11,961 --> 00:20:14,213
‫قضیه ما هم جدی نیست.

333
00:20:14,297 --> 00:20:16,925
‫- صرفا دنبال خوش‌گذرونی‌ایم.
‫- خیلی‌خب.

334
00:20:17,008 --> 00:20:19,052
‫ببخشید. باید تنهاتون بذارم بچه‌ها.

335
00:20:19,135 --> 00:20:20,845
‫چی؟ به این زودی؟

336
00:20:20,929 --> 00:20:22,805
‫نباید درک رو منتظر بذارم.

337
00:20:22,889 --> 00:20:26,434
‫مرسی، باورم نمی‌شه
‫بهم نمی‌گی طرف کیه.

338
00:20:26,517 --> 00:20:27,936
‫به نفعته جذاب باشه.

339
00:20:28,019 --> 00:20:30,521
‫هوم، بهم اعتماد کن.

340
00:20:30,605 --> 00:20:32,082
‫- وای. وای نه، این چه حرفیه؟
‫- بعدا بهت زنگ می‌زنم.

341
00:20:32,106 --> 00:20:34,150
‫می‌خوام همه‌چی رو بهم بگی.
‫خیلی عجیبه.

342
00:20:34,233 --> 00:20:37,278
‫اصلا ازش چیزی نگفته بود.
‫یعنی کیه؟

343
00:20:47,622 --> 00:20:49,374
‫به چی نگاه می‌کنی؟

344
00:20:49,457 --> 00:20:52,919
‫چند وقته سگ کریستوفر دائما پارس می‌کنه.

345
00:20:53,002 --> 00:20:56,297
‫ای بابا.

346
00:21:16,609 --> 00:21:18,611
‫آهای. چیکار می‌کنی؟

347
00:21:18,695 --> 00:21:20,822
‫اِم، همین رو می‌پوشی؟

348
00:21:22,115 --> 00:21:23,992
‫چه فرقی می‌کنه چی بپوشم؟

349
00:21:24,075 --> 00:21:26,955
‫عزیزم، به نظرم کمی دیر شده
‫که به فکر نظر بقیه باشم.

350
00:21:26,995 --> 00:21:30,665
‫کسی نظر خاصی نداره.

351
00:21:30,748 --> 00:21:33,710
‫- چیه؟!
‫- خانم واحد ۳۰۴ دوباره بهم زل زده.

352
00:21:33,793 --> 00:21:35,211
‫تیلدا رو می‌گی؟

353
00:21:41,009 --> 00:21:43,011
‫بدگمان شدی بابا.

354
00:22:04,490 --> 00:22:05,950
‫سلام، مرخصیت چطور بود؟

355
00:22:06,034 --> 00:22:08,286
‫سلام، مرخصی کجا بود؟

356
00:22:08,369 --> 00:22:11,080
‫بدون احتساب امروز،
‫هفت روز تمام کار کردم.

357
00:22:11,164 --> 00:22:13,875
‫کل بدنم درد می‌کنه،
‫ضمنا مقداری مشروب خوردم...

358
00:22:13,958 --> 00:22:15,877
‫که کل دستمزد یه روزم رو پاش دادم.

359
00:22:15,960 --> 00:22:17,962
‫- هنوز خاویارش کمه. آره.
‫- باشه.

360
00:22:20,715 --> 00:22:22,216
‫تاتار سالمون میل دارین؟

361
00:22:23,593 --> 00:22:25,219
‫تاتار سالمون میل دارین؟

362
00:22:27,472 --> 00:22:29,390
‫- تاتار سالمون میل دارین؟
‫- آهای؟

363
00:22:29,474 --> 00:22:32,435
‫سلام. این چیه؟

364
00:22:32,518 --> 00:22:35,813
‫اِم... تاتار سالمونه.

365
00:22:35,897 --> 00:22:38,983
‫این تردک چی؟
‫می‌دونی گلوتن داره یا نه؟

366
00:22:39,067 --> 00:22:44,614
‫اِم، وانتون سرخ‌شده است،
‫آره دیگه، آرد داره.

367
00:22:44,697 --> 00:22:46,449
‫عجب.

368
00:22:48,159 --> 00:22:50,870
‫هوم.

369
00:22:53,790 --> 00:22:55,917
‫مطمئنی می‌خوای شرکت کنی؟

370
00:22:56,000 --> 00:22:59,253
‫نمی‌دونم. مارگارت کار خیلی بدی
‫در حقت کرده بود،

371
00:22:59,337 --> 00:23:02,673
‫ولی ما خیلی صمیمی بودیم،
‫اما الان حتی نمی‌تونیم زیر یه سقف باشیم؟

372
00:23:02,757 --> 00:23:05,319
‫اصلا به اضطرابش نمی‌ارزه،
‫آخه ساکن ساختمون خودمونن،

373
00:23:05,343 --> 00:23:07,321
‫ولی همیشه سعی می‌کنم
‫ازشون اجتناب کنم.

374
00:23:12,975 --> 00:23:14,227
‫چیه؟

375
00:23:15,311 --> 00:23:17,730
‫بوی گند الکل می‌دی.

376
00:23:19,023 --> 00:23:22,235
‫یه آبجو خوردم.

377
00:23:22,318 --> 00:23:24,379
‫ای بابا، جشنه دیگه، مگه نه؟
‫صرفا زودتر شروع کردم دیگه.

378
00:23:24,403 --> 00:23:26,906
‫قول داده بودی دست برمی‌داری دیوید.

379
00:23:26,989 --> 00:23:29,575
‫اگه اون شب مشروب نخورده بودی، شاید...

380
00:23:31,953 --> 00:23:33,162
‫شاید چی؟

381
00:23:33,246 --> 00:23:36,374
‫منظورم اینه که اگه به دروغ
‫نگفته بودی فلان‌جا بودی...

382
00:23:36,457 --> 00:23:37,810
‫و از اولش راستش رو گفته بودی...

383
00:23:37,834 --> 00:23:39,418
‫- پس الان تقصیر من شد، مگه نه؟
‫- نه.

384
00:23:39,502 --> 00:23:42,088
‫معلومه که نه. فقط می‌گم ای کاش...

385
00:23:44,590 --> 00:23:47,718
‫بیا ولش کنیم، خب؟
‫نمی‌خوام دعوا کنیم.

386
00:23:50,805 --> 00:23:53,724
‫می‌دونی چیه؟
‫درست می‌گی. از دروغ خسته شدم.

387
00:23:56,310 --> 00:23:57,478
‫دیگه توانش رو ندارم.

388
00:23:57,562 --> 00:24:00,064
‫سم، لطف می‌کنی بزنی کنار؟

389
00:24:00,148 --> 00:24:02,150
‫- چی؟ چیکار می‌کنی؟
‫- سم، بزن کنار.

390
00:24:02,233 --> 00:24:04,360
‫- نه، نزن کنار سم.
‫- لطفا پیاده‌ام کن.

391
00:24:04,443 --> 00:24:05,838
‫- دیگه از پسش برنمیام.
‫- از پس چی؟

392
00:24:05,862 --> 00:24:07,673
‫- منظورت چیه؟
‫- خواهش می‌کنم سم. خواهش می‌کنم.

393
00:24:07,697 --> 00:24:09,497
‫التماست می‌کنم.
‫لطف می‌کنی بزنی کنار؟

394
00:24:09,574 --> 00:24:11,301
‫- نه، حق نداری بزنی کنار سم.
‫- بزن کنار.

395
00:24:11,325 --> 00:24:12,970
‫دیوید، نباید چنین کاری بکنی.
‫پس جشن چی می‌شه؟

396
00:24:12,994 --> 00:24:14,914
‫منتظرمونن!

397
00:24:14,996 --> 00:24:17,665
‫چیکار می‌کنی؟ راهت رو برو!

398
00:24:19,250 --> 00:24:21,335
‫دیوید، مجبورم نکن تنهایی
‫تو اون جشن شرکت کنم.

399
00:24:21,419 --> 00:24:24,255
‫پس نرو. نرو.

400
00:24:28,467 --> 00:24:31,107
‫فقط یه سلامی می‌کنم
‫و خونه می‌بینمت، خب؟

401
00:24:32,221 --> 00:24:34,533
‫وایستا. کـ... کجا می‌ری؟
‫کی برمی‌گردی؟

402
00:24:49,864 --> 00:24:51,490
‫تولدت مبارک کلارک.

403
00:24:51,574 --> 00:24:53,075
‫مرسی. مرسی که تشریف آوردین.

404
00:24:53,159 --> 00:24:55,203
‫خواهش.

405
00:24:55,286 --> 00:24:56,621
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

406
00:24:56,704 --> 00:24:58,164
‫می‌خوای باز هم غذا بخوری؟

407
00:24:58,247 --> 00:25:00,374
‫- غذاشون افتضاحه.
‫- افتضاح نیست مامان.

408
00:25:00,458 --> 00:25:02,793
‫فقط کوکتل میگوشون بد نیست.

409
00:25:02,877 --> 00:25:06,214
‫غذاهای بیست و پنجمین سالگردمون رو
‫یادته اندی؟

410
00:25:06,297 --> 00:25:08,507
‫وای، خیلی خوشمزه بود.
‫حرف نداشت.

411
00:25:08,591 --> 00:25:11,354
‫دیدی؟ اگه می‌اومدین
‫پیش خودمون جشن می‌گرفتین،

412
00:25:11,378 --> 00:25:13,888
‫همون مسئول پذیرایی رو استخدام می‌کردیم.

413
00:25:13,971 --> 00:25:15,306
‫- مامان، الان وقتش نیست.
‫- چیه؟

414
00:25:15,389 --> 00:25:16,867
‫من که نگفتم کلا نقل‌مکان کنین. اِم...

415
00:25:16,891 --> 00:25:18,452
‫ولی همه می‌دونیم منظورت همین بود.

416
00:25:18,476 --> 00:25:20,728
‫اگه چنین منظوری داشتم،
‫همین رو می‌گفتم.

417
00:25:20,811 --> 00:25:22,438
‫خودت بارها گفتی جینگ.

418
00:25:22,521 --> 00:25:24,774
‫- عزیز دلم.
‫- بچه‌ها، خواهش می‌کنم.

419
00:25:24,857 --> 00:25:26,537
‫من این همه راه از فیلادلفیا نیومدم...

420
00:25:26,567 --> 00:25:28,086
‫که به این جر و بحث‌هاتون گوش بدم.

421
00:25:28,110 --> 00:25:29,571
‫ببینین، می‌شه لطفا
‫اینجا از این حرف‌ها نزنیم؟

422
00:25:29,595 --> 00:25:30,923
‫باشه، وقتی رفتیم خونه
‫صحبت می‌کنیم.

423
00:25:30,947 --> 00:25:34,116
‫صحبتی در کار نیست.
‫ما از هنگ‌کنگ نمی‌ریم.

424
00:25:39,205 --> 00:25:41,582
‫ایش. حالم به هم خورد.

425
00:25:41,666 --> 00:25:43,417
‫پس نخور.

426
00:25:43,501 --> 00:25:45,169
‫ولی خیلی گرسنه‌ام.

427
00:25:45,253 --> 00:25:47,505
‫بیا بریم برات کوکتل میگو پیدا کنیم.

428
00:25:51,175 --> 00:25:53,219
‫خیلی پیگیره.

429
00:25:53,302 --> 00:25:56,389
‫به نظرم... با احتساب وقایع اخیر،

430
00:25:56,472 --> 00:26:00,643
‫صرفا می‌خوان بچه‌ها خونه باشن
‫و زندگیشون تعادل داشته باشه.

431
00:26:00,726 --> 00:26:03,896
‫خونه‌شون همین‌جاست. اِم...

432
00:26:03,980 --> 00:26:05,660
‫ببخشید پیتر. نمی‌خواستم
‫جلوت عصبی بشم.

433
00:26:05,690 --> 00:26:10,194
‫نه، اشکالی نداره. من می‌رم...
‫کوکتل میگو پیدا کنم.

434
00:26:14,615 --> 00:26:16,867
‫ببین، چند روز دیگه بیشتر اینجا نمی‌مونن.

435
00:26:18,077 --> 00:26:21,789
‫اشکالی نداره. مشکل از اون‌ها نیست.
‫اِم، صرفا...

436
00:26:23,332 --> 00:26:25,209
‫بچه‌ها دارن خوش می‌گذرونن.

437
00:26:25,293 --> 00:26:26,752
‫آره.

438
00:26:32,883 --> 00:26:35,136
‫حالت خوبه قهرمان؟

439
00:26:35,219 --> 00:26:37,805
‫آره. آره، آره، چیزیم نیست.

440
00:26:37,888 --> 00:26:40,808
‫مدام یاد اون نقاشی می‌افتم.

441
00:26:40,891 --> 00:26:42,393
‫نقاشیه دیگه.

442
00:26:42,476 --> 00:26:44,621
‫نمی‌فهمم چرا باید به فکر حضرت مسیح باشه؟

443
00:26:44,645 --> 00:26:47,273
‫- ما که مذهبی نیستیم. اِم...
‫- شاید برایان بهش گفته.

444
00:26:47,356 --> 00:26:49,900
‫پسر خانواده ماهونی رو می‌گی؟
‫اون‌ها که بودایی‌ان.

445
00:26:49,984 --> 00:26:51,545
‫خب، شاید یکی دیگه از دوست‌هاش بهش گفته.

446
00:26:51,569 --> 00:26:53,255
‫ممکنه هر کسی گفته باشه.
‫چه فرقی می‌کنه؟

447
00:26:53,279 --> 00:26:55,156
‫- ولی...
‫- نمی‌فهمم...

448
00:26:55,239 --> 00:26:56,633
‫چرا الان رو این مسئله کلید کردی.

449
00:26:56,657 --> 00:26:58,417
‫الان با کل دوستانمون جشن گرفتیم.

450
00:26:58,492 --> 00:27:01,245
‫درست می‌گی. ببخشید. ببخشید.

451
00:27:01,329 --> 00:27:06,500
‫اشکالی نداره. ببین، می‌شه لطفا
‫سعی کنی خوش باشی؟

452
00:27:06,584 --> 00:27:08,586
‫باشه، قول می‌دم.

453
00:27:10,171 --> 00:27:12,173
‫خیلی دوستت دارم.

454
00:27:12,256 --> 00:27:13,466
‫خیلی‌خب.

455
00:27:20,556 --> 00:27:23,100
‫- یه راست از سر کار اومدین؟
‫- چی؟

456
00:27:23,184 --> 00:27:25,936
‫نه، این...

457
00:27:26,020 --> 00:27:27,938
‫موقع حاضر شدن مضطرب بودم.

458
00:27:28,022 --> 00:27:29,940
‫اصلا از جو جشن خبر نداشتم.

459
00:27:30,024 --> 00:27:33,361
‫نمی‌دونستم قراره جشن باشه یا نه.

460
00:27:33,444 --> 00:27:36,030
‫- جشن تولده دیگه.
‫- آره، خب...

461
00:27:36,113 --> 00:27:37,948
‫خودت متوجه منظورم هستی دیگه.

462
00:27:42,912 --> 00:27:45,456
‫عه، اونجا رو. اوناهاش.

463
00:27:45,539 --> 00:27:49,377
‫نمی‌دونم چطور می‌تونه
‫این‌جوری محکم باشه.

464
00:27:49,460 --> 00:27:52,129
‫اگه چنین اتفاقی واسه من می‌افتاد...

465
00:27:52,213 --> 00:27:55,132
‫خودکشی می‌کردم.

466
00:27:55,216 --> 00:27:57,760
‫سال ۲۰۱۴ـه‌ها.
‫آخه چطوری یه هواپیما رو گم کردن؟

467
00:27:57,843 --> 00:27:59,595
‫اقیانوس وسیعه. خیلی وسیعه.

468
00:27:59,678 --> 00:28:01,222
‫دامپلینگ مرغ میل دارین؟

469
00:28:01,305 --> 00:28:03,557
‫خیلی ترسناکه که ممکنه
‫آدم به همین راحتی مفقود بشه.

470
00:28:09,063 --> 00:28:10,272
‫عذر می‌خوام.

471
00:28:12,566 --> 00:28:15,486
‫عذر می‌خوام. اون چیه؟

472
00:28:15,569 --> 00:28:17,405
‫مرسی، میل ندارم.

473
00:28:18,989 --> 00:28:20,950
‫عه، شیرکاکائوئه؟

474
00:28:32,666 --> 00:28:35,899
‫«بـامـابیـــن رو گوگل کن.»

475
00:28:53,573 --> 00:28:57,879
‫[تولد ۵۰ سالگیت مبارک کلارک]

476
00:29:34,815 --> 00:29:36,734
‫مارگارت. مارگارت، سلام.

477
00:29:36,817 --> 00:29:40,237
‫صرفا می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫که به جشن دعوتم کردی. اِم...

478
00:29:41,322 --> 00:29:42,948
‫مارگارت.

479
00:30:02,301 --> 00:30:04,929
‫عه، پس اینجایی.
‫باز هم از اون... اِم...

480
00:30:05,012 --> 00:30:06,847
‫از اون... اِم... اسمش چی بود؟

481
00:30:17,316 --> 00:30:19,753
‫کسی مارگارت رو ندیده؟

482
00:30:19,777 --> 00:30:21,195
‫مرسی.

483
00:30:22,238 --> 00:30:24,240
‫مارگارت. پیدات کردم.

484
00:30:25,866 --> 00:30:27,201
‫- مارگارت؟
‫- چرا اومده اینجا؟

485
00:30:27,284 --> 00:30:28,953
‫کی رو می‌گی؟ کی رو می‌گی؟

486
00:30:30,579 --> 00:30:32,206
‫مرسی رو می‌گم. اینجا چیکار می‌کنه؟

487
00:30:32,289 --> 00:30:33,666
‫خب، کل دوستانت اومدن دیگه.

488
00:30:33,749 --> 00:30:35,793
‫- نمی‌خواد...
‫- اون که دوستم نیست!

489
00:30:35,876 --> 00:30:37,687
‫خب، باید بری رو صحنه سخنرانی کنی.

490
00:30:37,711 --> 00:30:40,172
‫کلارک خیلی به کمکت نیاز داره.

491
00:30:40,256 --> 00:30:42,007
‫از همگی ممنونم که تشریف آوردین.

492
00:30:42,091 --> 00:30:45,010
‫خیلی خوشحالیم که همه‌تون رو می‌بینیم.

493
00:30:45,094 --> 00:30:48,597
‫می‌دونم چند وقتی بود
‫که خیلی‌هاتون رو ندیده بودیم، اِم...

494
00:30:50,266 --> 00:30:53,102
‫شاید حتی جشن گرفتنمون
‫عجیب جلوه کنه، ولی...

495
00:30:53,185 --> 00:30:57,398
‫ولی می‌خواستیم
‫علاوه بر جشن گرفتن پیر شدن من، اِم...

496
00:30:59,066 --> 00:31:01,819
‫از این فرصت استفاده کرده...

497
00:31:01,902 --> 00:31:05,281
‫و از همه‌تون تشکر کنیم...

498
00:31:05,364 --> 00:31:08,492
‫که طی یه سال اخیر ازمون حمایت کردین،

499
00:31:08,576 --> 00:31:13,122
‫آخه احتمالا دشوارترین دوران
‫کل عمرمون رو پشت‌سر گذاشتیم.

500
00:31:14,540 --> 00:31:16,518
‫انگار حواس مارگارت بیچاره پرته.

501
00:31:16,542 --> 00:31:18,210
‫مطمئنم تحت تأثیر کلی داروئه.

502
00:31:18,294 --> 00:31:20,629
‫هزاران مورد این شکلی پیش میاد.

503
00:31:20,713 --> 00:31:23,132
‫مورد این‌ها صرفا
‫به خاطر خوش‌عکس بودنشون...

504
00:31:23,215 --> 00:31:24,883
‫این‌قدر توجه جلب کرد.

505
00:31:24,967 --> 00:31:29,513
‫خب، کسی نمی‌خواد به زبون بیاره،
‫ولی... همگی می‌دونیم دیگه.

506
00:31:29,597 --> 00:31:30,931
‫من می‌رم.

507
00:31:31,015 --> 00:31:33,851
‫چی؟ به این زودی؟

508
00:31:33,934 --> 00:31:36,186
‫اصلا نمی‌تونم این‌جوری ببینمش.

509
00:31:36,270 --> 00:31:38,022
‫تک‌تک گل‌هاتون برامون عزیز لود.

510
00:31:38,105 --> 00:31:39,708
‫نمی‌دونم چرا هنوز هنگ‌کنگ موندن.

511
00:31:39,732 --> 00:31:42,234
‫بهتره برن خونه خودشون.

512
00:31:45,821 --> 00:31:48,365
‫عذر می‌خوام. اِم...

513
00:31:48,449 --> 00:31:51,535
‫زندگی سابقمون اصلا
‫قابل شناسایی نبود.

514
00:31:51,619 --> 00:31:54,038
‫اِم، در نهایت هم می‌گم...

515
00:31:57,833 --> 00:32:00,628
‫خیلی دوستت داریم گاس.

516
00:32:00,711 --> 00:32:02,671
‫نمی‌دونم کجایی،

517
00:32:04,131 --> 00:32:06,759
‫ولی خیلی دلتنگتیم رفیق.

518
00:32:07,843 --> 00:32:09,511
‫ممنون.

519
00:32:09,595 --> 00:32:12,139
‫تولدت مبارک.

520
00:32:12,222 --> 00:32:14,224
‫- دیدمش. اینجاست.
‫- کی رو دیدی؟

521
00:32:14,308 --> 00:32:15,643
‫- چی می‌گی؟
‫- مرسی رو می‌گم.

522
00:32:15,726 --> 00:32:17,526
‫- مرسی اینجاست.
‫- منظورت چیه؟

523
00:32:17,561 --> 00:32:19,480
‫بیا اینجا. بیا اینجا عزیزم.

524
00:32:19,563 --> 00:32:21,148
‫چرا باید چنین کاری باهامون بکنه؟

525
00:32:21,231 --> 00:32:23,525
‫- آخه چرا؟
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب. فقط آروم باش.

526
00:32:23,609 --> 00:32:25,486
‫دیگه نخور. فقط آروم باش.

527
00:32:25,569 --> 00:32:27,213
‫- تأثیر شامپاین نیست بابا.
‫- خیلی‌خب، بیا بشینیم. بیا بشینیم.

528
00:32:27,237 --> 00:32:28,506
‫- کلارک، کلارک.
‫- بیا بشینیم دیگه.

529
00:32:28,530 --> 00:32:30,032
‫اینجاست. تو جشن خودمونه.

530
00:32:30,115 --> 00:32:31,033
‫- اینجا نیست.
‫- همین الان اینجاست.

531
00:32:31,116 --> 00:32:32,660
‫- خودم دیدمش...
‫- اینجا نیست.

532
00:32:32,743 --> 00:32:34,620
‫من دیوانه نیستم، خودت که می‌دونی...

533
00:32:36,830 --> 00:32:38,791
‫مارگارت، مارگارت.

534
00:32:43,379 --> 00:32:47,132
‫چرا؟ چرا اومدی اینجا...

535
00:32:47,216 --> 00:32:48,342
‫جانم؟ چی شده؟

536
00:32:48,425 --> 00:32:51,011
‫چیزی نیست. چیزی نیست. بیا.

537
00:32:51,095 --> 00:32:52,429
‫مارگارت. مارگارت.

538
00:32:52,513 --> 00:32:53,722
‫عذر می‌خوایم دوستان.

539
00:33:28,798 --> 00:33:32,320
‫[الیویا: وای خدایا، باورت نمی‌شه.
‫مارگارت کلا رد داد]

540
00:33:32,345 --> 00:33:34,458
‫[الیویا: یهو به یه سالن‌دار گیر داد!]

541
00:33:40,602 --> 00:33:43,564
‫- اصلا منطقی نیست. چرا باید بیاد اینجا؟
‫- مامان. بس کن.

542
00:33:43,647 --> 00:33:46,358
‫خودم می‌دونم منطقی نیست جینگ،
‫ولی من دیدمش.

543
00:33:46,442 --> 00:33:48,819
‫من دیدمش، خب؟ اینجا بود.

544
00:33:48,902 --> 00:33:50,088
‫- اِم...
‫- مارگارت؟

545
00:33:50,112 --> 00:33:52,531
‫- سلام هیلاری.
‫- همه‌چی مرتبه؟

546
00:33:52,614 --> 00:33:55,784
‫اومدی. گمون نمی‌کردم بیای.

547
00:33:55,868 --> 00:33:57,786
‫- آره، صرفا...
‫- باید بریم خونه.

548
00:33:57,870 --> 00:34:00,265
‫- می‌شه برامون تاکسی بگیری؟
‫- با همین ماشین برین. ما یکی دیگه می‌گیریم.

549
00:34:00,289 --> 00:34:03,125
‫- اِم، نه، تو برسونشون، برسونشون خونه.
‫- نه، نه، نه.

550
00:34:03,208 --> 00:34:06,879
‫- می‌شه باهات بیام؟
‫- اِم، چرا که نه؟

551
00:34:06,962 --> 00:34:08,797
‫- مطمئنی؟
‫- اوهوم.

552
00:34:10,507 --> 00:34:13,510
‫- خیلی‌خب. مرسی هیل.
‫- اِم، سـ... سم بیرونه.

553
00:34:13,594 --> 00:34:15,763
‫بریم.

554
00:34:46,710 --> 00:34:49,254
‫دیده بودمش. جدی می‌گم.

555
00:34:49,338 --> 00:34:51,423
‫جدی می‌گم. دیده بودمش.

556
00:34:51,507 --> 00:34:54,176
‫ندیدم؟ ندیدم؟

557
00:34:58,597 --> 00:35:01,225
‫ای خدا.

558
00:35:01,308 --> 00:35:03,519
‫به نظرت دارم دیوانه می‌شم؟

559
00:35:03,602 --> 00:35:06,063
‫ای بابا. نه.

560
00:35:06,146 --> 00:35:08,941
‫- به نظرت دیوانه‌ام؟
‫- نه.

561
00:35:14,238 --> 00:35:17,115
‫- چیه؟
‫- واقعا به یه سالن‌دار حمله کردی؟

562
00:35:17,199 --> 00:35:18,992
‫وای!

563
00:35:19,076 --> 00:35:20,786
‫ببخشید.

564
00:35:20,869 --> 00:35:23,413
‫آره، وسط جشن بود.

565
00:35:23,497 --> 00:35:26,166
‫شاید واقعا خیالاتی شدم.

566
00:35:26,250 --> 00:35:29,086
‫نه. ببین، ببین، ببین، ببین.

567
00:35:32,381 --> 00:35:35,008
‫هیچ‌کس سزاوار بلایی
‫که سر تو اومد نیست.

568
00:35:42,140 --> 00:35:45,477
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

569
00:35:45,561 --> 00:35:48,480
‫- نمی‌شد غذاشون رو خورد.
‫- افتضاح بود.

570
00:35:50,440 --> 00:35:52,359
‫نمی‌خواستم چیزی بگم.
‫ببخشید.

571
00:35:52,442 --> 00:35:55,279
‫خیلی بد بود،
‫نتونستم چیزی بخورم.

572
00:35:55,362 --> 00:35:58,323
‫من یه تکه نون خوردم.

573
00:35:58,407 --> 00:36:00,659
‫- ... همیشه می‌رفتیم.
‫- چند وقت بود اینجا نیومده بودیم؟

574
00:36:00,742 --> 00:36:03,245
‫- هوم، با دخترها اومده بودیم؟
‫- نه بابا.

575
00:36:03,328 --> 00:36:05,539
‫- نه بابا. نه بابا. نه.
‫- نه، گمون کنم با خودشون اومده بودیم.

576
00:36:05,622 --> 00:36:08,667
‫- نه، بعدش هم اومده بودیم.
‫- کی اومدیم؟

577
00:36:08,750 --> 00:36:11,879
‫بعد از نمایشگاه سیسیلی براون بود.

578
00:36:11,962 --> 00:36:14,214
‫- آخرین بار همون موقع بود؟
‫- اوهوم.

579
00:36:14,298 --> 00:36:16,508
‫وای خدایا، درسته.

580
00:36:16,592 --> 00:36:18,635
‫خیلی وقت پیش بود.

581
00:36:18,719 --> 00:36:20,554
‫- دقیقا.
‫- اون مسئول نمایشگاه وایت کیوب رو یادته؟

582
00:36:20,637 --> 00:36:24,600
‫- همون که مدام دنبالمون می‌کرد.
‫- یه دل نه صد دل عاشقت شده بود.

583
00:36:24,683 --> 00:36:26,768
‫- نه. بی‌خیال بابا.
‫- اوهوم. اوهوم.

584
00:36:26,852 --> 00:36:30,188
‫عین هاپو دنبالت افتاده بود.

585
00:36:30,272 --> 00:36:33,025
‫- تازه دبیرستانش رو تموم کرده بود بابا.
‫- آخی.

586
00:36:33,108 --> 00:36:34,985
‫شبیه رایان گاسلینگ بود.

587
00:36:35,068 --> 00:36:37,029
‫چه خاطرات خوشی.

588
00:36:53,003 --> 00:36:54,212
‫چیه؟

589
00:37:00,886 --> 00:37:02,888
‫گمون کنم کار زندگی مشترکم تمومه.

590
00:37:06,350 --> 00:37:07,768
‫متأسفم.

591
00:37:12,773 --> 00:37:17,444
‫تا حالا تصور کردی
‫زندگیت از بیخ متفاوته...

592
00:37:17,527 --> 00:37:20,030
‫و خودت آدم دیگه‌ای هستی؟

593
00:37:21,073 --> 00:37:22,532
‫همیشه تصور می‌کنم.

594
00:37:28,205 --> 00:37:29,909
‫من خانواده‌ام رو خیلی دوست دارم،

595
00:37:29,933 --> 00:37:32,334
‫ولی اشتیاقم به ترکشون
‫روز به روز بیشتر می‌شه.

596
00:37:35,087 --> 00:37:37,756
‫یه واحد تو کاولون گرفتم.

597
00:37:39,299 --> 00:37:42,344
‫گاهی اوقات می‌خوام تنها باشم، متوجهی؟

598
00:37:42,427 --> 00:37:46,974
‫نمی‌خوام همسر یا مادر کسی باشم.

599
00:37:48,809 --> 00:37:51,520
‫نمی‌خوام با فاجعه عجیب بشن...

600
00:37:51,603 --> 00:37:55,649
‫و یادم بندازن به جای سه نفر،
‫مادر دو نفر هستم.

601
00:38:01,071 --> 00:38:04,324
‫تو همیشه مادرش می‌مونی مارگارت.

602
00:38:11,763 --> 00:38:14,056
‫♪ خیلی خوش می‌گذشت، ♪

603
00:38:14,116 --> 00:38:15,970
‫♪ ولی به زودی معلوم شد... ♪

604
00:38:15,995 --> 00:38:17,843
‫♪ قلبش شیشه‌ایه ♪

605
00:38:18,338 --> 00:38:20,674
‫تو کارائوکه این رو خونده بودی.

606
00:38:20,757 --> 00:38:22,884
‫درسته.

607
00:38:27,347 --> 00:38:29,099
‫نیمه‌برهنه رقصیده بودی.

608
00:38:33,221 --> 00:38:36,761
‫♪ زمانی عاشق بودم ♪
‫♪ و خیلی قشنگ بود ♪

609
00:38:37,154 --> 00:38:38,727
‫♪ به زودی معلوم شد... ♪

610
00:38:38,752 --> 00:38:40,954
‫♪ داشتم خل می‌شدم ♪

611
00:38:41,488 --> 00:38:45,834
‫♪ انگار عشق واقعی بود، ♪
‫♪ ولی خیلی کور بودم ♪

612
00:38:45,859 --> 00:38:47,396
‫♪ خیلی بی‌اعتماد شدیم ♪

613
00:38:47,421 --> 00:38:49,296
‫♪ عشقمون رو فراموش کردیم ♪

614
00:38:53,046 --> 00:38:55,140
‫بیا دیگه.

615
00:38:56,361 --> 00:38:58,093
‫- نه.
‫- ♪ حالم خوبه ♪

616
00:38:58,118 --> 00:39:00,978
‫♪ عشق خیلی گیج‌کننده است، ♪

617
00:39:01,003 --> 00:39:02,198
‫♪ آدم اصلا آروم و قرار نداره ♪

618
00:39:02,486 --> 00:39:04,493
‫♪ اگه ترس از دست دادنت ♪
‫♪ به جونم بیفته، ♪

619
00:39:04,518 --> 00:39:05,532
‫♪ اصلا... ♪

620
00:39:05,557 --> 00:39:06,504
‫♪ به درد نمی‌خوره ♪

621
00:39:06,529 --> 00:39:09,433
‫♪ عین همیشه اذیتم می‌کنی ♪

622
00:40:07,030 --> 00:40:08,949
‫چیه؟

623
00:40:09,032 --> 00:40:10,659
‫چی شد؟

624
00:40:14,412 --> 00:40:16,248
‫چیه؟

625
00:40:17,374 --> 00:40:19,793
‫من رو ببر بازار.

626
00:40:21,378 --> 00:40:23,213
‫خواهش می‌کنم.

627
00:40:32,942 --> 00:40:34,568
‫[پلیس]

628
00:41:54,012 --> 00:41:55,639
‫وقتشه بریم.

629
00:41:57,891 --> 00:42:01,353
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

630
00:42:38,890 --> 00:42:40,517
‫جریان چیه؟

631
00:42:40,600 --> 00:42:43,144
‫نمی‌دونم.

632
00:42:43,228 --> 00:42:45,480
‫هیل؟ چـ... چـ...

633
00:42:45,563 --> 00:42:47,315
‫- مارگارت.
‫- چیه؟

634
00:42:47,399 --> 00:42:49,359
‫- مارگارت، آروم باش.
‫- یعنی...

635
00:42:49,442 --> 00:42:50,568
‫- نه، بس کن.
‫- بچه‌هام چیزیشون شده؟

636
00:42:50,652 --> 00:42:52,279
‫بس کن. بس کن.

637
00:42:54,656 --> 00:42:56,992
‫تو پیاده نشو.
‫من می‌فهمم جریان از چه قراره.

638
00:43:20,348 --> 00:43:23,727
‫چیه؟ چی شده؟

639
00:43:23,810 --> 00:43:27,147
‫- چی...
‫- همسایه‌امه. همسایه خودمه.

640
00:43:27,230 --> 00:43:29,566
‫جسدش رو تو واحدش پیدا کردن.

641
00:43:29,649 --> 00:43:32,193
‫مرده.

642
00:43:32,277 --> 00:43:35,030
‫وای، خدا رو شکر.

643
00:43:46,958 --> 00:43:48,543
‫مرسی که امشب اومدی.

644
00:43:51,212 --> 00:43:52,155
‫خودم می‌دونم می‌خواستی...

645
00:43:52,179 --> 00:43:54,382
‫زندگی مشترکتون موفقیت‌آمیز باشه،
‫ولی حقیقت از این قراره...

646
00:43:54,466 --> 00:43:58,887
‫که هیچ رابطه‌ای از دروغ‌های دیوید
‫جون سالم به در نمی‌بره.

647
00:44:03,183 --> 00:44:06,102
‫تو خیال می‌کنی از همه‌چی‌خبر داری،

648
00:44:06,186 --> 00:44:09,731
‫ولی نداری مارگارت.

649
00:45:14,504 --> 00:45:16,881
‫خانم؟ اومدین خونه.

650
00:45:16,965 --> 00:45:18,466
‫چیزی نمی‌خواین؟

651
00:45:18,550 --> 00:45:21,219
‫نه، چیزی نمی‌خوام.
‫ممنون پوری.

652
00:45:21,302 --> 00:45:25,223
‫- دیوید نیومده خونه؟
‫- نه خانم.

653
00:45:25,306 --> 00:45:27,434
‫خیلی‌خب. ممنون.

654
00:45:27,517 --> 00:45:29,060
‫می‌تونی بری بخوابی.

655
00:45:29,144 --> 00:45:30,562
‫باشه خانم.

656
00:45:34,025 --> 00:45:49,027
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

657
00:45:54,335 --> 00:45:56,671
‫باورم نمی‌شه یهو مرد.

658
00:45:56,754 --> 00:45:58,256
‫آره.

659
00:45:58,339 --> 00:45:59,757
‫پیر بود.

660
00:46:01,759 --> 00:46:04,387
‫اصلا نپرسیدم،
‫می‌شه گفت شب مهمی بود.

661
00:46:04,471 --> 00:46:08,433
‫به نظرت چقدر طول می‌کشه بفهمیم؟

662
00:46:08,516 --> 00:46:10,018
‫خب، کجا رفتین؟

663
00:46:10,101 --> 00:46:12,395
‫گفتی تا خونه رانندگی کردی.

664
00:46:12,479 --> 00:46:13,646
‫چرا زنگ نزدی؟

665
00:46:28,953 --> 00:46:30,705
‫فیلیپ؟

666
00:46:30,788 --> 00:46:32,999
‫فیلیپ، داری چیکار می‌کنی؟

667
00:46:33,605 --> 00:46:41,660
!سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین
.:: moviepovie.com ::.

