﻿

1
00:00:02,583 --> 00:00:08,847
moviepovie.com

2
00:00:17,208 --> 00:00:22,712
moviepovie.com

3
00:00:29,916 --> 00:00:31,041
‫به‌مون حمله شده!

4
00:00:31,125 --> 00:00:32,041
‫حمله کردن!

5
00:01:07,375 --> 00:01:10,375
‫کاتارا مراقب باش! چند نفر دیگه‌شون
‫دارن از سمت راستت میان,

6
00:01:10,458 --> 00:01:12,666
‫آنگ، تو سربازها رو همون پایین نگه دار,

7
00:01:12,750 --> 00:01:15,625
‫من می‌رم سروقت کار اصلی‌مون؛
‫یپ یپ,

8
00:01:19,541 --> 00:01:20,958
‫زودباش، بیا بریم,

9
00:01:50,125 --> 00:01:50,958
‫بریم,

10
00:02:04,958 --> 00:02:07,975
‫کارـتون عالی بود بچه‌ها؛ این احمق‌های
‫کله‌آتیشی حلا حالاها این‌جا گیر کردن,

11
00:02:08,375 --> 00:02:09,750
‫به لطف نقشه‌ی تـو!

12
00:02:10,458 --> 00:02:12,041
‫و کار گروهی بی‌نقصمون!

13
00:02:13,291 --> 00:02:14,208
‫دخل اولی رو آوردیم,

14
00:02:14,291 --> 00:02:15,500
‫چندتا دیگه مونده؟

15
00:02:24,833 --> 00:02:26,291
‫بگین دارم خواب می‌بینم!

16
00:02:31,292 --> 00:02:37,625
« آواتار: آخرین بادافزار »

17
00:02:41,900 --> 00:02:46,900
« قسمت هشت: افسانه‌ها »

18
00:02:48,000 --> 00:02:55,467
moviepovie.com

19
00:02:57,458 --> 00:02:59,875
‫دیوار قبیله آب غیرقابل نفوذـه و
‫با کلی نگهبان محافظت می‌شه,

20
00:02:59,958 --> 00:03:03,208
‫صخره‌های اطراف‌ش ارتفاع به‌شدت زیادی دارن؛
‫عمراً بتونی ازشون عبور کنی,

21
00:03:03,291 --> 00:03:06,708
‫می‌دونم فکر می‌کنی دارم بی‌ملاحظگی می‌کنم؛
‫اما ژائـو آواتار رو پیدا کرده

22
00:03:06,791 --> 00:03:09,875
‫و تا وقتی که گیرش نندازه دست بردار
‫نیست؛ پس منم نباید دست روی دست بذارم,

23
00:03:10,458 --> 00:03:13,458
‫هرچی هم بشه، امروز این
‫ماجرا رو تموم می‌کنیم,

24
00:03:19,750 --> 00:03:21,541
‫ توی ساحل دنبالِ شکاف‌های دیوار بگرد،

25
00:03:21,625 --> 00:03:24,083
‫ببین آبِ گرم شهر داره از کدوم سمت میاد,

26
00:03:24,166 --> 00:03:26,708
‫حتماً یه‌راهی به داخل هست,

27
00:03:34,583 --> 00:03:35,583
‫عمو,,,

28
00:03:37,583 --> 00:03:39,291
‫لو باید به خودش افتخار کنه که

29
00:03:41,333 --> 00:03:42,875
‫شما پدرش بودین,

30
00:03:54,875 --> 00:03:58,333
‫نفس آتشین‌ت رو یادت نره؛
‫می‌تونه جون‌ت رو نجات بده,

31
00:04:09,083 --> 00:04:10,125
‫بزودی هم رو می‌بینیم,

32
00:04:11,666 --> 00:04:14,500
‫بعد از این‌که,,,آواتار رو دستگیر کردم,

33
00:04:22,416 --> 00:04:24,416
‫هرکاری می‌کنین توی دریا
‫باهاشون درگیر نشین,

34
00:04:24,500 --> 00:04:26,916
‫اگه تمام آب‌افزارها و کشتی‌هاتون
‫رو هم جمع کنید،

35
00:04:27,000 --> 00:04:28,320
‫باز هم تعداد اون‌ها بیشتره,

36
00:04:28,875 --> 00:04:30,541
‫پس همین‌جا خودمون رو آماده می‌کنیم,

37
00:04:31,041 --> 00:04:32,166
‫چقدر با این‌جا فاصله دارن؟

38
00:04:32,250 --> 00:04:35,125
‫احتمالاً یک ساعت و حد اکثر دیگه دو ساعت,

39
00:04:36,958 --> 00:04:38,458
‫باید واحدهای نظارت رو باخبر کنیم,

40
00:04:39,291 --> 00:04:40,750
‫و خط دفاعی‌مون رو تقویت کنیم,

41
00:04:44,291 --> 00:04:45,208
‫ممنون,

42
00:04:49,333 --> 00:04:50,666
‫بدبخت شدیم نه؟

43
00:04:51,250 --> 00:04:54,291
‫اگه اون‌ها آماده‌ جنگ‌ـن؛ ما هم هستیم,
‫شانس پیروزی‌مون 50/50ـست,

44
00:04:57,291 --> 00:04:58,416
‫شاید هم 60/40,

45
00:05:03,458 --> 00:05:04,666
‫کجا می‌ری؟

46
00:05:05,208 --> 00:05:06,458
‫تا شانس پیروزی‌مون رو 50/50 کنم

47
00:05:12,875 --> 00:05:15,166
‫من رو ببخشید، دریاسالار؛
‫اما من کمی گیج شدم,

48
00:05:15,750 --> 00:05:19,416
‫حتماً می‌خوای بپرسی چرا کشتی فرماندهی
‫حمله رو هدایت نمی‌کنه,

49
00:05:19,500 --> 00:05:21,625
‫این استراتژی چندان جالب به‌نظر نمی‌رسه,

50
00:05:21,708 --> 00:05:24,750
‫مگه خودت کسی نبودی که
‫گفتی حمله مستقیم به آب‌افزارها

51
00:05:24,833 --> 00:05:25,958
‫با شکست مواجه می‌شه؟

52
00:05:26,041 --> 00:05:27,041
‫بله، خودم بودم اما,,,

53
00:05:27,125 --> 00:05:29,875
‫پس این‌که از چند جهت مختلف
‫به‌شون حمله کنیم با عقل جور در میاد,

54
00:05:31,375 --> 00:05:33,916
‫جبهه‌ای جدید فقط یا یک کشتی؟

55
00:05:34,458 --> 00:05:37,958
‫راستش زیاد هم شبیه کشتی نیست,

56
00:05:44,166 --> 00:05:46,333
‫مهندسان ملت آتش
‫این رو درست کردن؟

57
00:05:46,416 --> 00:05:47,625
‫نه؛ این مال ما نیست,

58
00:05:47,708 --> 00:05:50,750
‫جاسوس‌هامون توی «اوماشو» آوردنش,

59
00:05:50,833 --> 00:05:52,541
‫این فقط یه نمونه اولیه‌ست!

60
00:05:52,625 --> 00:05:56,083
‫حتی اگه این وسیله بتونه از دیوار دفاعی
‫«آگنا کلا» عبور کنه،

61
00:05:56,166 --> 00:05:59,625
‫خیلی کوچیکه و هیچ‌چیزی توش جا نمی‌شه،

62
00:05:59,708 --> 00:06:01,166
‫تو و بقیه مردم باید این رو بدونید که

63
00:06:01,250 --> 00:06:03,708
‫پیروزی همیشه با تعداد بیشتر و کمتر
‫به‌ دست نمیاد،

64
00:06:03,791 --> 00:06:05,875
‫بلکه به هر روشی که کار رو تموم کنی،
‫به‌دست میاد,

65
00:06:06,541 --> 00:06:08,750
‫کار؟ چه کاری؟

66
00:06:10,333 --> 00:06:11,458
‫آتـش!

67
00:06:21,250 --> 00:06:22,541
‫حمله کردن!

68
00:06:22,625 --> 00:06:23,541
‫عجله کنید,

69
00:06:40,541 --> 00:06:42,125
‫سپر یخی ایجاد کنید!

70
00:06:43,166 --> 00:06:45,059
‫- من می‌تونم کمک کنم!
‫- الان وقت‌ش نیست کاتارا,

71
00:06:45,083 --> 00:06:46,083
‫اتفاقاً همین الان وقتشه!

72
00:06:46,166 --> 00:06:48,559
‫قبلاً که بهت گفته بودم,
‫زن‌ها حق ندارن مبارزه کنن,

73
00:06:48,583 --> 00:06:52,166
‫منم بهت نشون دادم که این قانون
‫چقدر غیرمنطقیه! غرورت رو کنار بذار,

74
00:06:52,250 --> 00:06:54,333
‫قبلیه آب داره برای همیشه نابود می‌شه،

75
00:06:54,416 --> 00:06:56,500
‫باید از هر کمکی که دارین
‫استفاده کنید!

76
00:06:59,175 --> 00:07:01,233
‫خودت هم می‌دونی که مـا
‫می‌تونیم ورق رو برگردونیم,

77
00:07:01,625 --> 00:07:02,625
‫مـا؟

78
00:07:16,375 --> 00:07:18,083
‫اون‌ها هم مثل تو می‌خوان کمک کنن,

79
00:07:18,791 --> 00:07:20,583
‫می‌خوان از خونه‌شون دفاع کنن,

80
00:07:21,625 --> 00:07:24,464
‫پاکو، وقتی رسومات
‫گذشته دارن ما رو از داشتن

81
00:07:24,488 --> 00:07:27,666
‫آینده‌مون محروم می‌کنن،
‫پس به چی دردی می‌خورن؟

82
00:07:29,791 --> 00:07:33,708
‫دست از لج‌بازی بردار پیرمرد احمق
‫و بذار کارشون رو یه‌سرـه کنیم,

83
00:07:37,208 --> 00:07:39,375
‫ضلع غربی دیوار آسیب دیده,

84
00:07:39,458 --> 00:07:41,583
‫می‌تونین برین به بقیه کمک کنید
‫دیوار رو تقویت کنن

85
00:07:42,166 --> 00:07:44,875
‫و ببینید مبارزها به کمک دیگه‌ای
‫احتیاج دارن یا نه,

86
00:07:51,916 --> 00:07:54,041
‫بزودی کل شهر رو مورد حمله قرار می‌دن,

87
00:07:56,275 --> 00:07:59,333
‫اگه آتش‌افزارها از دیوار عبور کردن، می‌خوام
‫تو رو توی صف اول سپاه‌مون ببینم,

88
00:07:59,416 --> 00:08:00,416
‫آماده‌ایـم!

89
00:08:04,083 --> 00:08:05,083
‫یـوئـی!

90
00:08:06,625 --> 00:08:09,541
‫قرار نیست وقتی همه دارن جون‌شون
‫به‌خطر می‌اندازن من یه گوشه قایم بشم,

91
00:08:09,625 --> 00:08:10,958
‫- گوش کن ببین چی می‌گم,
‫- نه,

92
00:08:11,041 --> 00:08:12,561
‫اینقدر مثل بچه‌ها با من رفتار نکن,

93
00:08:12,625 --> 00:08:13,625
‫یوئـی!

94
00:08:14,666 --> 00:08:16,125
‫اگه اتفاقی برای من افتاد،

95
00:08:18,000 --> 00:08:19,250
‫تو راه‌ـم رو ادامه بده,

96
00:08:20,625 --> 00:08:23,708
‫تو آینده‌ی قبیله آب شمالی هستی,

97
00:08:24,625 --> 00:08:25,625
‫دختر من,

98
00:08:26,375 --> 00:08:27,541
هدیه من

99
00:08:38,166 --> 00:08:39,375
‫ساکا!

100
00:08:41,166 --> 00:08:42,541
‫ازت می‌خوام همراه یوئـی بری

101
00:08:42,625 --> 00:08:44,505
‫با کمک هم‌دیگه مردم رو
‫از سمت دیوار دور نگه دارین,

102
00:08:45,291 --> 00:08:46,625
‫اما مهم‌تر از همه‌چیز,,,

103
00:08:47,458 --> 00:08:49,541
‫چهارچشمی حواست به شاه‌دخت باشه!

104
00:08:51,500 --> 00:08:53,358
‫قسم می‌خورم تا پای جان
‫ازشون محافظت می‌کنم,

105
00:08:56,125 --> 00:08:57,125
‫ساکا,

106
00:09:01,041 --> 00:09:02,041
‫حواست بهش باشه!

107
00:09:08,458 --> 00:09:10,666
‫عجله کنین!

108
00:09:17,458 --> 00:09:18,458
‫اومدیم کمک کنیم,

109
00:09:19,750 --> 00:09:23,125
‫- استاد پاکو گفت بیایم پیش تو,
‫- پاکو گفته بیاین پیش من؟

110
00:09:23,208 --> 00:09:26,208
‫گفت هرطوری که می‌تونیم به‌تون
‫کمک کنیم,

111
00:09:26,291 --> 00:09:30,500
‫هنوز به‌طور کامل تمرین ندیدیم، اما
‫نهایت تلاش‌مون رو می‌کنیم,

112
00:09:34,916 --> 00:09:36,833
‫می‌تونین با تقویت اون سمت شروع کنین,

113
00:09:36,916 --> 00:09:39,556
‫اگه دیدین گوله‌های آتش دارن میان سمت‌‌تون،
‫هیچ‌کاری نکنید,

114
00:09:39,583 --> 00:09:41,500
‫- من رو خبر کنید,
‫- چشم استاد کاتارا,

115
00:09:42,708 --> 00:09:43,750
‫چی؟ من‌که,,,

116
00:10:01,708 --> 00:10:04,541
‫دریاسالار، قدرتِ آب‌افزارها با
‫پدیدار شدن ماه چندبرابر می‌شه,

117
00:10:05,250 --> 00:10:08,791
‫و در چنین شبی که ماه کامله،
‫به نهایت قدرت‌شون دست پیدا می‌کنن,

118
00:10:09,375 --> 00:10:12,041
‫بنده پیشنهاد می‌کنم حمله رو
‫تا فردا صبح متوقف کنیم,

119
00:10:13,875 --> 00:10:14,875
‫نه,

120
00:10:16,250 --> 00:10:19,166
‫مدتی درمورد این قلمرو مطالعات
‫زیادی داشتم،

121
00:10:19,250 --> 00:10:23,083
‫و به‌همون‌خاطر، می‌‍‌دونم که این
‫ماه یک ماه عادی نیست,

122
00:10:23,166 --> 00:10:24,875
‫این ماه یخی‌ـیه,

123
00:10:24,958 --> 00:10:26,750
‫یک پدیده‌ی کیهانی به‌شدت نادر,

124
00:10:26,833 --> 00:10:31,125
‫در چنین شبی، مرز بین دنیای فیزیکی
‫و دنیای ارواح،

125
00:10:31,208 --> 00:10:35,250
‫به کم‌رنگ‌ترین حالت ممکن می‌رسه,

126
00:10:37,083 --> 00:10:40,708
‫وقتی که دستور ارباب آتش مبنی بر
‫فتح شمال رو دریافت کردم،

127
00:10:40,791 --> 00:10:43,333
‫می‌دونستم برای رام کردن چنین قبیله‌ای
‫زور و بازو کافی نیست,

128
00:10:43,416 --> 00:10:46,000
‫بلکه به یک برتریِ خاص نیاز داریم,

129
00:10:49,416 --> 00:10:50,583
‫هیچی,

130
00:10:50,666 --> 00:10:53,333
‫فقط یه مشت چرت و پرت درباره‌ی

131
00:10:53,416 --> 00:10:56,958
‫لاکپشت‌های شیرنشان و تعادلات
‫کیهانی و جذب و دفع

132
00:10:57,041 --> 00:11:00,083
اما خب یه داستان قدیمی هست که
شاید به دردت بخوره

133
00:11:02,416 --> 00:11:08,125
‫«آگنا کلا» به‌روی خانه
‫اجدادی قبیله آب ساخته شده,

134
00:11:09,000 --> 00:11:11,125
‫یک واحه‌ی مخفی در دلِ یخ‌های شمال

135
00:11:11,208 --> 00:11:15,750
‫که گرما و قوت تمام مردم قبیله آب
‫از اون محیط فراسرما نشئت می‌گیره,

136
00:11:16,250 --> 00:11:18,500
‫از درون همین واحه‎ی مخفی

137
00:11:18,583 --> 00:11:20,916
‫قبلیه آب به آسمان نگاه می‌کردند

138
00:11:21,000 --> 00:11:22,958
‫و از ماه، که جزر و مد رو به وجود میاره

139
00:11:23,666 --> 00:11:26,708
‫آب‌افزاری رو آموختن,

140
00:11:27,958 --> 00:11:30,458
‫برای همین آب‌افزارها بر این باور هستند که

141
00:11:31,000 --> 00:11:33,750
‫زندگی اون‌ها از ارواح اقیانوس
‫سرچشمه می‌گیره؛

142
00:11:34,833 --> 00:11:38,666
‫درحالی که منبع قدرت‌شون از سوی ارواحِ ماهـه,

143
00:11:40,666 --> 00:11:43,791
‫همین ارواح، هرسال یک شب از
‫جاودانگی خود دست می‌کشن

144
00:11:43,875 --> 00:11:47,541
‫تا برای یک شب، میون آب‌افزارها باشن

145
00:11:48,166 --> 00:11:52,708
‫شکل فیزیکی به‌خودشون می‌گیرن
‫و به دنیای فانی می‌پیوندن,

146
00:11:53,375 --> 00:11:56,708
‫میان توی دنیای مـا؟

147
00:11:56,791 --> 00:11:58,750
‫برای این‌که بهتر منظورم رو بفهمی,,,

148
00:11:58,833 --> 00:12:02,583
‫تعادلِ بین تاریکی و روشنایی،

149
00:12:02,666 --> 00:12:04,125
‫یین و یـانگ،

150
00:12:05,458 --> 00:12:06,458
‫مرگ,,,

151
00:12:07,791 --> 00:12:08,875
‫و زندگی,

152
00:12:11,666 --> 00:12:16,166
‫ژائـو، لطفاً بگو که نمی‌خوای
‫توی کار ارواح دخالت کنی!

153
00:12:18,708 --> 00:12:19,875
‫واقعاً؟

154
00:12:25,750 --> 00:12:27,541
‫آنگ؟

155
00:12:30,166 --> 00:12:31,708
‫آنگ؟

156
00:12:33,166 --> 00:12:34,250
‫آنگ؟

157
00:12:36,208 --> 00:12:37,750
‫آواتار کوروک؟

158
00:12:38,500 --> 00:12:39,833
‫اومدم تا بهت هشدار بدم,

159
00:12:40,333 --> 00:12:43,416
‫خنجر من همین نزدیکی‌هاست،
‫می‌تونم حس‌ش کنم,

160
00:12:43,500 --> 00:12:44,583
‫خنجر؟

161
00:12:44,666 --> 00:12:47,625
‫همونی که با مصالح دنیای ارواح
‫ساخته شده,

162
00:12:48,333 --> 00:12:52,333
‫و اگه اون رو آورده باشن این‌جا،
‫فقط یه معنی می‌تونه داشته باشه!

163
00:12:53,208 --> 00:12:56,208
‫می‌خوای ارواح اقیانوس و ماه رو بکشی؟

164
00:12:56,791 --> 00:12:57,916
‫معلومه که نـه!

165
00:12:58,583 --> 00:12:59,916
‫اگه روحِ اقیانوس رو بکشم

166
00:13:00,000 --> 00:13:03,500
‫تمام آب‌افزارهای دنیا جون‌شون رو از دست می‌دن,

167
00:13:03,583 --> 00:13:05,791
‫مرد و زن و بچه همه با هم,

168
00:13:05,875 --> 00:13:07,166
‫من‌که هیولا نیستم!

169
00:13:09,416 --> 00:13:10,458
‫نه,

170
00:13:12,166 --> 00:13:13,875
‫فقط می‌خوام روحِ ماه رو بکشم,

171
00:13:14,416 --> 00:13:18,333
‫ژائو نباید تو کار نیروهای طبیعت دخالت کنه!

172
00:13:18,416 --> 00:13:22,125
‫اگه این‌کار رو انجام بده، تعادل دنیا به‌کل
‫از هم می‌پاشه!

173
00:13:22,208 --> 00:13:24,875
‫آواتار به‌شدت قدرت‌منده،

174
00:13:24,958 --> 00:13:28,708
‫اما جلوی قدرت ارواح کم میاره,

175
00:13:31,041 --> 00:13:33,041
‫پیدات کردم,

176
00:13:33,125 --> 00:13:34,925
‫وقتی دیدم پیدات نیست نگران شدم,

177
00:13:34,958 --> 00:13:36,500
‫- کمک!
‫- دارم میام!

178
00:13:39,166 --> 00:13:40,166
‫حالت خوبه؟

179
00:13:41,833 --> 00:13:46,125
‫باید ساکا و یوئـی رو پیدا کنیم,
‫یه اتفاق خیلی بد قراره بیفته,

180
00:13:46,208 --> 00:13:47,666
‫همه برین توی قصر!

181
00:13:47,750 --> 00:13:49,041
‫اون‌جا جاتون امن‌تره,

182
00:13:59,083 --> 00:14:00,000
‫چیزی نیست,

183
00:14:00,083 --> 00:14:01,166
‫چیزی‌ت نشده,

184
00:14:01,250 --> 00:14:03,000
‫- حالت خوبه؟
‫- آره,

185
00:14:03,083 --> 00:14:04,083
‫ممنون,

186
00:14:04,666 --> 00:14:06,958
‫آفرین مومو,
‫بلاخره به یه دردی خوردی,

187
00:14:10,083 --> 00:14:11,083
‫مومو؟

188
00:14:21,791 --> 00:14:22,666
‫اون,,,

189
00:14:22,750 --> 00:14:23,750
‫زنده‌ست؟

190
00:14:24,166 --> 00:14:25,166
‫به سختی,

191
00:14:29,000 --> 00:14:30,000
‫این رو بگیر,

192
00:14:32,208 --> 00:14:35,125
‫بیا دنبالم, می‌تونم کمک‌ش کنم
‫وقت زیادی نداریم,

193
00:14:48,958 --> 00:14:50,666
‫اینجا کجاست؟

194
00:14:53,125 --> 00:14:55,333
‫این‌جا مقدس‌ترین مکان قبیله آب شمالیه,

195
00:14:56,125 --> 00:14:58,875
‫آبی که این جنگل مصرف می‌کنه
‫از اعماق این‌جا گرم می‌شه,

196
00:15:06,958 --> 00:15:08,625
‫بیا، بدش دست من,

197
00:15:12,958 --> 00:15:15,291
‫وقتی مریض شده بودم
‫من رو آوردن این‌جا,

198
00:15:18,500 --> 00:15:20,958
‫منبعِ تمام انرژی‌های معنوی
‫سرزمین‌مون,

199
00:15:43,750 --> 00:15:44,958
‫مومو!

200
00:15:45,041 --> 00:15:47,708
‫احمق خان! دیگه من
‫رو اینطوری نترسون!

201
00:15:52,166 --> 00:15:53,166
‫ازت ممنونم,

202
00:16:29,208 --> 00:16:31,541
‫ساکا؛ اون چیه؟

203
00:16:32,291 --> 00:16:34,125
یه‌چیزی که نباید این‌جا باشه,

204
00:16:42,208 --> 00:16:43,416
‫اون یه بالن جنگیه!

205
00:16:43,500 --> 00:16:44,541
‫بالن جنگی؟

206
00:16:44,625 --> 00:16:45,958
‫از «اوماشو» دزدیدنش!

207
00:16:46,541 --> 00:16:50,000
‫تا اون‌جایی که می‌دونم این یکی
‫برای حمله نیست؛ برای جابه‌جاییه,

208
00:16:50,083 --> 00:16:51,625
‫تو از کجا می‌دونی؟

209
00:16:51,708 --> 00:16:53,708
‫چون با کمک خودم طراحی‌ش کردن,

210
00:16:59,875 --> 00:17:01,416
‫از حکیم پرسیدم

211
00:17:01,500 --> 00:17:04,833
‫ارواح تو چه شکلی ظاهر می‌شن
‫اما نمی‌دونست,

212
00:17:04,916 --> 00:17:09,250
‫و این‌جاست که به کمک شما
‫نیاز داریم ژنرال,

213
00:17:09,333 --> 00:17:12,541
‫از اون‌جایی شما توی این مسائل
‫معنی و ارواحی تجربه زیادی دارین،

214
00:17:12,625 --> 00:17:14,916
‫از شما می‌خوام اون‌ها رو برامون
‫شناسایی کنید,

215
00:17:15,000 --> 00:17:17,500
‫من از کجا بدونم چه شکلی‌ان آخه!

216
00:17:17,583 --> 00:17:19,791
‫مگه داریم دنبال یه سگ گمشده می‌گردیم؟

217
00:17:19,875 --> 00:17:24,166
‫ممکنه حتی خودشون رو به شکل درخت،
‫انواع حشره‌ها و علف دربیارن,

218
00:17:24,250 --> 00:17:28,041
‫خب بلاخره باید بگردیم پیداشون
‫کنیم دیگه؟

219
00:17:30,458 --> 00:17:34,416
‫ژنرال آیرو؛ یا بهم کمک می‌کنین
‫ارواح رو پیدا کنم

220
00:17:34,916 --> 00:17:38,875
‫یا این منطقه رو با خاک یکسان می‌کنم,

221
00:17:46,083 --> 00:17:48,041
‫خود آواتار کوروک نمی‌تونه از
‫ارواح مراقبت کنه؟

222
00:17:48,125 --> 00:17:49,833
‫نه؛ اما می‌دونم باید کجا بریم,

223
00:17:49,916 --> 00:17:50,916
‫آواتار!

224
00:17:52,750 --> 00:17:54,083
‫دیگه نمی‌تونی فرار کنی!

225
00:17:54,583 --> 00:17:57,583
‫زوکو؛ گوش کن,
‫باید جلوی ژائو رو بگیریم,

226
00:17:57,666 --> 00:18:02,333
‫ژائو خر کیه! اومدم دنبال تو
‫باید همین الان با من بیای,

227
00:18:02,416 --> 00:18:03,416
‫تو برو,

228
00:18:04,083 --> 00:18:05,250
‫جلوی ژائو رو بگیر,

229
00:18:06,416 --> 00:18:07,583
‫زوکو رو بسپار به من,

230
00:18:11,250 --> 00:18:12,250
‫مراقب باش زیاده‌روی نکنی,

231
00:18:13,750 --> 00:18:15,458
‫همین الانش هم خیلی‌ها آسیب دیدن,

232
00:18:15,541 --> 00:18:16,791
‫برام مهم نیست,

233
00:18:17,500 --> 00:18:19,250
‫با جناب‌عالی نبودم,

234
00:18:42,625 --> 00:18:44,041
‫می‌بینم که واردتر شدی!

235
00:18:45,375 --> 00:18:47,750
‫اما این همه راه تا این‌جا نیومدم
‫که شکست بخورم,

236
00:19:03,916 --> 00:19:05,458
‫دختره‌ی احمق,

237
00:19:06,500 --> 00:19:08,250
‫رفتی واسه خودت
‫استاد پیدا کردی نه؟

238
00:19:22,750 --> 00:19:25,208
‫آره, الان داری بهش نگاه می‌کنی!

239
00:19:40,083 --> 00:19:41,250
‫مهمون داریم,

240
00:19:42,958 --> 00:19:44,083
‫ادامه بدین,

241
00:19:44,166 --> 00:19:45,541
‫باید جلوی ژائو رو بگیریم,

242
00:19:45,625 --> 00:19:47,750
‫اون می‌خواد ارواح ماه و اقیانوس رو بکشه!

243
00:19:47,833 --> 00:19:50,375
‫نمی‌تونه!
‫این‌کار یعنی پایانِ تمام آب‌افزارها,

244
00:19:52,458 --> 00:19:54,125
‫نباید اجازه بدیم همچین کاری کنه!

245
00:20:09,625 --> 00:20:13,208
‫جذب و دفع,
‫ین و یانگ,

246
00:20:13,833 --> 00:20:14,916
‫آره,,,

247
00:20:17,083 --> 00:20:18,083
‫آره,

248
00:20:22,583 --> 00:20:23,583
‫ژائو!

249
00:20:24,083 --> 00:20:27,500
‫نباید قدرت ارواح رو دست کم بگیری!

250
00:20:28,041 --> 00:20:30,958
‫بدون ماه، دنیا از تعادل خارج می‌شه

251
00:20:31,041 --> 00:20:32,708
‫و هرج و مرج همه‌جا رو فرا می‌گیره,

252
00:20:33,208 --> 00:20:34,916
‫حتی اوزای هم با این امر مخالفه!

253
00:20:35,500 --> 00:20:36,875
‫اوزای عقلش رو از دست داده؛

254
00:20:37,458 --> 00:20:40,458
‫اینقدر درگیر این خاله‌زنک‌بازی‌های
‫خانواده‌ش شده که

255
00:20:40,541 --> 00:20:42,750
‫فرصت‌های بزرگ‌تر رو نمی‌بینه!

256
00:20:42,833 --> 00:20:48,333
‫ژائو، هر بلایی سر اون ارواح بیاری؛
‫ده برابر بدترش رو سر خودت میارم!

257
00:20:48,916 --> 00:20:50,458
‫تهدیدهای توخالی‌ت رو
‫نگه‌دار واسه خودت,

258
00:20:51,291 --> 00:20:53,541
‫هنوز هم دیر نیست آیرو,

259
00:20:55,250 --> 00:20:58,458
‫وقتی که من به ارباب آتش جدید تبدیل
‫شدم، همچنان می‌تونی به من خدمت کنی,

260
00:20:58,541 --> 00:21:01,958
‫وجود تو به پادشاهی من
‫اعتبار می‌بخشه!

261
00:21:02,916 --> 00:21:06,000
‫اژدهای غرب رو دوباره زنده می‌کنیم!

262
00:21:09,083 --> 00:21:11,208
‫فقط کافیه به ژائو،

263
00:21:14,791 --> 00:21:16,041
‫شکارچی ماه،

264
00:21:17,041 --> 00:21:18,750
‫سر تعظیم فرود بیاری!

265
00:21:28,750 --> 00:21:30,791
‫حالا دیگه من به یه افسانه تبدیل شدم!

266
00:21:30,875 --> 00:21:33,416
‫تاریخ از من یاد خواهد کرد,

267
00:21:34,666 --> 00:21:37,000
‫تا  نسل‌ها؛ ژائو، شکارچی مـاه!

268
00:21:37,083 --> 00:21:38,166
‫ژائو!

269
00:21:44,166 --> 00:21:45,916
‫دیر اومدی آواتار!

270
00:21:49,291 --> 00:21:50,583
‫ژائو این‌کار رو نکن,

271
00:21:54,041 --> 00:21:57,000
‫هرفکری که پیش خودت می‌کنی؛
‫این اون قدرتی نیست که می‌خوای,

272
00:21:57,083 --> 00:21:57,916
‫نیست؟

273
00:21:58,000 --> 00:22:00,375
‫اصلاً می‌دونی چه کارهایی ازم برمیاد؟

274
00:22:00,458 --> 00:22:04,291
‫می‌تونم کُل نژاد کنترل‌کننده‌ها
‫رو از بین ببرم,

275
00:22:04,375 --> 00:22:06,500
‫می‌تونی تصور کنی این یعنی چی؟

276
00:22:08,125 --> 00:22:09,125
‫آره,

277
00:22:10,166 --> 00:22:11,166
‫می‌تونم,

278
00:22:13,208 --> 00:22:16,000
‫می‌خوای به جهان حکومت کنی،
‫اما با کشتن روح ماه

279
00:22:16,083 --> 00:22:17,750
‫دیگه جهانی وجود نداره!

280
00:22:18,250 --> 00:22:23,750
‫پس لطفاً روح رو آزاد کن؛
‫و من با پای خودم باهات میام,

281
00:22:25,958 --> 00:22:27,791
‫فکر کردی کسی به تو اهمیت می‌ده؟

282
00:22:28,958 --> 00:22:33,125
‫وقتی که آب‌افزاری رو از دنیا پاک کنم، باز هم

283
00:22:33,208 --> 00:22:34,708
اونقدر قدرت‌مند هستی؟

284
00:22:34,791 --> 00:22:36,375
‫مسلط به سه عنصر به اندازه

285
00:22:36,458 --> 00:22:38,708
‫مسلط به چهار عنصر ابهت نداره نه؟

286
00:22:38,791 --> 00:22:42,125
‫ بذار روراست باشم؛
‫تو ذره‌ای اهمیت نداری,

287
00:22:42,750 --> 00:22:45,625
‫راستش هرگز نداشتی!

288
00:22:49,833 --> 00:22:50,833
‫حق با توئه!

289
00:22:52,416 --> 00:22:53,500
‫من اهمیتی ندارم,

290
00:22:55,041 --> 00:22:56,458
‫دنیا به آواتار نیاز داشت,,,

291
00:22:58,666 --> 00:22:59,666
‫و من شکست خوردم,

292
00:23:05,125 --> 00:23:06,125
‫دلم سوخت,,,

293
00:23:06,708 --> 00:23:08,083
‫ولی برام مهم نیست,

294
00:23:52,750 --> 00:23:53,750
‫یوئـی!

295
00:23:59,666 --> 00:24:00,750
‫چی شده؟

296
00:24:01,875 --> 00:24:03,000
‫نمی‌تونم آب‌افزاری کنم!

297
00:24:03,708 --> 00:24:04,875
‫نمی‌تونم آب‌افزاری کنم!

298
00:24:48,166 --> 00:24:51,125
‫مبارزان! دیوار دفاعی شهر شکسته شده!

299
00:25:17,916 --> 00:25:19,000
‫فرار کنید!

300
00:25:29,416 --> 00:25:30,750
‫عقب نشینی کنید!

301
00:25:38,083 --> 00:25:39,833
‫عشق نشینی کنید!

302
00:25:39,916 --> 00:25:41,625
‫یکم دیگه می‌رسیم!

303
00:25:43,666 --> 00:25:45,416
‫شما برین, من عقب‌نشینی
‫رو مدیریت می‌کنم,

304
00:26:45,791 --> 00:26:47,291
‫ماه از بین رفته,

305
00:26:50,583 --> 00:26:52,333
‫دیگه هیچ امیدی نیست,

306
00:26:53,000 --> 00:26:54,041
‫تموم شد,

307
00:26:55,791 --> 00:27:00,458
‫ آواتار بودن یعنی وظایفت رو
‫ نسبت به همه چی در اولویت قرار بدی، حتی جونت

308
00:27:00,541 --> 00:27:04,458
‫ آواتار باید تصمیم‌های خیلی سختی بگیره،

309
00:27:04,541 --> 00:27:07,833
‫و نیازهای دنیا رو
‫ به نیازهای خودش مقدم بدونه

310
00:27:07,916 --> 00:27:09,708
‫آواتار به‌شدت قدرت‌منده،

311
00:27:09,791 --> 00:27:13,416
‫اما جلوی قدرت ارواح کم میاره,

312
00:27:26,000 --> 00:27:27,000
‫نه!

313
00:27:27,875 --> 00:27:29,083
‫تموم نشده!

314
00:27:51,916 --> 00:27:54,041
‫آنگ این‌کار رو نکن,

315
00:27:54,125 --> 00:27:55,625
‫وگرنه برای همیشه می‌میری!

316
00:27:55,708 --> 00:27:58,041
‫باید همون صد سال پیش می‌مُردم,

317
00:27:58,125 --> 00:28:00,291
‫این دنیا و این دوره، برای من نیست,

318
00:28:00,375 --> 00:28:03,541
‫من نتونستم دنیای خودم رو نجات بدم؛
‫اما از پس این‌یکی برمیام,

319
00:28:47,125 --> 00:28:48,125
‫فرار کنید,

320
00:29:05,416 --> 00:29:06,416
‫چی,,,

321
00:29:07,750 --> 00:29:08,791
‫چی شد؟

322
00:29:08,875 --> 00:29:11,916
‫آنگ خودش رو در اختیار روح اقیانوس قرار داده،

323
00:29:12,000 --> 00:29:14,083
‫تا روح اقیانوس بتونه از طریق اون
مبارزه کنه

324
00:29:14,166 --> 00:29:15,833
‫و به قدرت آواتار دست پیدا کنه,

325
00:29:16,791 --> 00:29:17,666
‫باید بریم پیشش!

326
00:29:17,750 --> 00:29:20,166
‫نه، متوجه نیستی,

327
00:29:20,250 --> 00:29:22,000
‫دیگه آنگی درکار نیست,

328
00:29:24,666 --> 00:29:26,166
‫یـوئی!

329
00:29:35,041 --> 00:29:36,208
‫زوکو!

330
00:29:39,083 --> 00:29:40,875
‫ارواح رو شکر که زنده‌ای!

331
00:29:41,375 --> 00:29:44,750
‫عمو,,,اون چیه؟

332
00:29:48,291 --> 00:29:49,291
‫اون,,,

333
00:29:50,958 --> 00:29:52,375
‫اون «خشم»ـه,

334
00:30:04,208 --> 00:30:06,750
‫- آواتار!
‫- اون آواتار نیست,

335
00:30:08,375 --> 00:30:09,416
‫نه دیگه,

336
00:30:13,000 --> 00:30:14,916
‫- باید بریم!
‫- نه! نه!

337
00:30:15,000 --> 00:30:16,708
‫- زوکو باید بریم!
‫- نه نمی‌شه!

338
00:30:16,791 --> 00:30:18,041
‫باید بریم,

339
00:30:38,750 --> 00:30:39,791
‫آنگ,

340
00:30:42,875 --> 00:30:43,875
‫آتش!

341
00:30:58,166 --> 00:30:59,875
‫زوکو! صبرکن!

342
00:30:59,958 --> 00:31:00,958
‫ولم کن برم سراغش!

343
00:31:01,541 --> 00:31:04,208
‫اون یه آدمه بدبخته که
‫به سرنوشتی ناچیز دچار می‌شه,

344
00:31:05,000 --> 00:31:08,791
‫اون همه‌چیزم رو ازم گرفت!

345
00:31:14,875 --> 00:31:15,958
‫ژائو!

346
00:31:22,250 --> 00:31:23,250
‫تو زنده‌ای!

347
00:31:44,250 --> 00:31:45,333
‫خائن!

348
00:31:45,833 --> 00:31:46,833
‫بزدل!

349
00:32:13,375 --> 00:32:17,583
‫گند زدی به همه‌چیز! من باید آواتار
‫رو می‌گرفتم! گرفتن اون ماموریت من بود!

350
00:32:17,666 --> 00:32:19,083
‫ماموریت تو

351
00:32:19,958 --> 00:32:20,958
‫الکی بود!

352
00:32:23,291 --> 00:32:26,791
‫واقعاً فکر کردی ارباب آتش قرار بود
‫دوباره تو رو توی کشور آتش راه بده؟

353
00:32:28,208 --> 00:32:30,250
‫اوزای بازی‌ت داد!

354
00:32:31,708 --> 00:32:32,916
‫همه‌ش یه بازی بود,

355
00:32:34,541 --> 00:32:39,791
‫و برنده‌ی بازی,,,اونیه که باباش
‫صورت‌ش رو نسوزونده!

356
00:32:41,791 --> 00:32:43,666
‫اوزای از تو برای

357
00:32:44,791 --> 00:32:47,208
‫انگیزه دادن به خواهرت استفاده کرد!

358
00:32:53,125 --> 00:32:54,125
‫دروغ می‌گی!

359
00:32:56,416 --> 00:32:58,625
‫داری دروغ می‌گی! بگو که
‫داری دروغ می‌گی!|

360
00:32:58,708 --> 00:33:02,916
‫به‌نظرت از اول داستان تا الان چه
‫کسی پا به پای من ایستاده بود؟

361
00:33:05,083 --> 00:33:08,541
‫کی ارباب آتش رو راضی کرد تا
‫«کمانداران یویان» رو بفرسته کمکم؟

362
00:33:09,458 --> 00:33:14,166
‫چه کسی فهمید شمشیر «روح آبی»، شمشیر توئـه؟

363
00:33:15,041 --> 00:33:17,666
‫آزولا هرچیزی که نیاز داشتم بدونم
‫رو بهم گفت!

364
00:33:19,625 --> 00:33:21,166
‫آزولا از تو استفاده کرد

365
00:33:21,791 --> 00:33:25,125
‫تا به اهداف خودش برسه!

366
00:33:26,500 --> 00:33:27,916
‫ازت استفاده کردن!

367
00:34:11,875 --> 00:34:12,875
‫بیا بریم برادرزاده!

368
00:34:17,166 --> 00:34:18,000
‫این چیه؟

369
00:34:18,083 --> 00:34:19,603
‫- عجله کنید! باید بریم,
‫- برو!

370
00:34:36,958 --> 00:34:38,708
‫آتش!

371
00:35:01,083 --> 00:35:02,125
‫مُرد؟

372
00:35:05,333 --> 00:35:06,875
‫نه، نه، نه!

373
00:36:44,416 --> 00:36:45,833
‫آنگ!

374
00:36:48,791 --> 00:36:49,791
‫آنگ!

375
00:36:50,375 --> 00:36:51,375
‫آنگ!

376
00:36:52,583 --> 00:36:53,708
‫تموم شد!

377
00:36:54,875 --> 00:36:56,833
‫خواهش می‌کنم برگرد!

378
00:36:59,375 --> 00:37:00,500
‫آنگ رفته,,,

379
00:37:01,125 --> 00:37:02,958
‫و تنها چیزی که ازش مونده،
‫یک روح انتقام‌جوـه

380
00:37:03,041 --> 00:37:05,500
‫که تا ابد به تنهایی دنبالِ
‫نیمه‌ی دیگه‌ش می‌گرده

381
00:37:05,583 --> 00:37:06,833
‫اما هرگز پیداش نمی‌کنه,

382
00:37:08,625 --> 00:37:11,125
‫دنیا تا ابد از تعادل خارج شد,

383
00:37:11,208 --> 00:37:14,250
‫باید یه راهی باشه؛ یه راهی که
‫بتونیم دوباره ماه رو برگردونیم,

384
00:37:21,791 --> 00:37:23,041
‫ساکا,,,

385
00:37:23,833 --> 00:37:24,833
‫ازت ممنونم,

386
00:37:46,208 --> 00:37:47,375
‫یوئی؟ داری چیکار می‌کنی؟

387
00:37:47,458 --> 00:37:51,791
‫وقتی که بچه بودم روح ماه من رو در آغوش
‫می‌گیره؛ ذره‌ی از ماه همچنان با منه,

388
00:37:53,625 --> 00:37:55,375
‫وقتشه پس‌ش بدم,

389
00:37:57,583 --> 00:37:59,458
‫ماجرا اصلاً غم‌انگیز نیست,,,

390
00:38:02,166 --> 00:38:06,250
‫می‌دونی چرا روح
‫ماه و اقیانوس تصمیم می‌گیرن

391
00:38:06,333 --> 00:38:08,166
‫توی این شب،شکل فیزیکی
‫به خودشون بگیرن؟

392
00:38:09,416 --> 00:38:12,291
‫چون می‌خوان بدونن فانی بودن چطوریه,

393
00:38:13,916 --> 00:38:16,500
‫این‌که برای زنده موندن
‫تلاش می‌کنی چطوریه!

394
00:38:19,583 --> 00:38:21,166
‫حتی فقط برای یک شب,

395
00:38:25,375 --> 00:38:27,000
‫مخصوصاً همین یک شب,

396
00:38:28,208 --> 00:38:30,500
‫خواهش می‌کنم برگرد,

397
00:38:31,583 --> 00:38:33,583
‫آنگ؛ مسخره‌بازی در نیار,

398
00:38:33,666 --> 00:38:36,250
‫تو فقط آواتار نیستی؛
‫تو خانواده‌ی منی!

399
00:38:37,208 --> 00:38:41,125
‫این‌جا دنیای توئـه! خونه‌ی توئـه!
‫ما خانواده‌ تو هستیم,

400
00:38:41,208 --> 00:38:42,250
‫آنگ!

401
00:38:45,083 --> 00:38:47,458
‫یوئی! خواهش می‌کنم,
‫این‌کار رو نکن,

402
00:38:48,791 --> 00:38:50,125
‫نه! نه!

403
00:38:51,208 --> 00:38:53,208
‫خواهش می‌کنم!
‫لازم نیست این‌کار رو انجام بدی,

404
00:38:55,041 --> 00:38:56,875
‫یوئی، نه! نه!

405
00:38:56,958 --> 00:38:57,958
‫نه,

406
00:38:58,791 --> 00:38:59,791
‫نه,

407
00:39:01,833 --> 00:39:02,833
‫یوئی!

408
00:39:48,958 --> 00:39:49,958
‫آنگ!

409
00:39:50,875 --> 00:39:51,875
‫گوش کن!

410
00:39:53,916 --> 00:39:56,083
‫می‌دونم فکر می‌کنی که
‫به این دنیا تعلق نداری،

411
00:39:57,375 --> 00:39:59,916
‫اما اصلاً قرار نبوده که تو
‫100 سالِ پیش بمیری،

412
00:40:01,125 --> 00:40:02,125
‫اگه می‌مردی،

413
00:40:03,000 --> 00:40:06,166
‫الان این‌جا نبودی!
‫دنیا به تو نیاز داره,

414
00:40:11,958 --> 00:40:13,041
‫من بهت نیاز دارم,

415
00:41:52,416 --> 00:41:53,958
‫چقدر این‌جا داغون شده,

416
00:42:55,541 --> 00:42:57,541
‫ببخشید که نتونستم یوئی رو نجات بدم,

417
00:43:02,625 --> 00:43:05,000
‫دخترم همیشه خودش تصمیمات‌
‫خودش رو می‌گرفت,

418
00:43:07,333 --> 00:43:09,375
‫و این انتخاب‌ش چیزی نبود که من

419
00:43:10,458 --> 00:43:12,208
‫یا کس دیگه‌ای بتونه جلوش رو بگیره,

420
00:43:17,666 --> 00:43:19,875
‫اون جونش رو برای زندگی ما فدا کرد,

421
00:43:20,666 --> 00:43:21,750
‫من,,,

422
00:43:24,000 --> 00:43:25,208
‫من یه‌جا وایستادم و تماشا کردم

423
00:43:28,333 --> 00:43:32,666
‫درحالی که بقیه داشتن می‌جنگیدن و می‌مُردن،
‫من دست روی دست گذاشته بودم

424
00:43:32,750 --> 00:43:34,708
‫درست مثل جنگجویی که هرگز نبودم،

425
00:43:35,666 --> 00:43:39,458
‫ساکا؛ تو لحظه‌ای که اگه هر آدم دیگه‌ای
‫بود از ترس می‌مُرد،

426
00:43:40,625 --> 00:43:42,458
‫تو پیشش بودی و کار کردی
‫احساس تنهایی نکنه,

427
00:43:44,666 --> 00:43:46,500
‫نیازی نیست حتماً یه جنگجو،

428
00:43:47,041 --> 00:43:48,541
‫یا قهرمان باشی,

429
00:43:57,458 --> 00:43:59,833
‫فکر نمی‌کردم صبح فردا رو ببینم؛

430
00:44:00,708 --> 00:44:04,625
‫اما خورشید طلوع کرد و قبیله آب
‫همچنان پابرجاست,

431
00:44:05,916 --> 00:44:07,166
‫چیزهای زیادی رو از دست دادیم,

432
00:44:07,833 --> 00:44:12,416
‫آره؛ اما از نو می‌سازیم 
‫و قوی‌تر ظاهر خواهیم شد,

433
00:44:15,083 --> 00:44:19,708
‫یادته بهت گفتم «آب عنصر تغییر و تحول»ـه؟

434
00:44:20,666 --> 00:44:23,416
‫خودم معنی این حرف رو فراموش کرده بودم,

435
00:44:24,125 --> 00:44:27,875
‫تغییر و تحول، کلید یک زندگی جدیده,

436
00:44:30,208 --> 00:44:31,708
‫تو این رو به من یادآوری کردی,

437
00:44:33,583 --> 00:44:35,791
‫واقعاً ازت ممنونم,

438
00:44:40,666 --> 00:44:45,291
‫و راستی؛ کُلی آب‌افزار تازه‌کار این‌جا نیاز داریم
‫که نیاز به آموزش دارن,

439
00:44:47,625 --> 00:44:49,041
‫تو می‌تونی به‌مون کمک کنی!

440
00:44:52,666 --> 00:44:53,666
‫ممنونم,

441
00:44:55,833 --> 00:44:59,208
‫اما آنگ سفری طولانی‌ای در پیش داره؛
‫منم همینطور,

442
00:45:01,125 --> 00:45:03,416
آواتار هنوز باید آب‌افزاری یاد بگیره

443
00:45:06,250 --> 00:45:10,416
‫عجب استاد ماهری هم برای
‫یادگیری آب‌افزاری داره,

444
00:45:14,458 --> 00:45:16,291
‫این برای تو,

445
00:45:18,625 --> 00:45:19,875
‫این چیه؟

446
00:45:20,416 --> 00:45:23,125
‫آب واحه‌ی مقدس,

447
00:45:24,750 --> 00:45:26,958
‫چیزی که همیشه بهت یادآوری می‌کنه
‫چه چیزهایی رو این‌جا پشت سر گذاشتیم,

448
00:45:27,041 --> 00:45:29,375
‫و نمادی از دعوت؛ هرموقع که خواستی

449
00:45:30,625 --> 00:45:31,625
‫برگردی این‌جا,

450
00:45:50,666 --> 00:45:53,541
ستوان جی می‌دونست نبرد به این‌جا
‫کشیده می‌شه و زودتر رفت,

451
00:45:54,583 --> 00:45:57,083
‫اون و افرادش احتمالاً الان دارن
‫دنبال‌مون می‌گردن,

452
00:46:01,166 --> 00:46:02,583
‫شما چی فکر می‌کنید شاهزاده زوکو؟

453
00:46:03,541 --> 00:46:04,958
‫چیکار کنیم؟

454
00:46:08,416 --> 00:46:09,416
‫نمی‌دونم,

455
00:46:14,625 --> 00:46:15,625
‫فقط خستمه,

456
00:46:20,041 --> 00:46:21,375
‫پس باید استراحت کنید,

457
00:46:22,666 --> 00:46:24,291
یه مرد به استراحت‌ش نیاز داره,

458
00:46:49,500 --> 00:46:50,666
‫همه‌ی این‌ها تقصیر منه,

459
00:46:51,208 --> 00:46:53,333
‫نه؛ تقصیر کشور آتشه,

460
00:46:54,000 --> 00:46:56,000
‫چون من نتونستم وظیفه آواتاری‌ام
‫رو انجام بدم,

461
00:46:57,291 --> 00:46:59,958
‫چطوری بدون آسیب زدن به کسی
‫کارم رو انجام بدم؟

462
00:47:01,166 --> 00:47:02,625
‫آنگ؛ این یه جنگه!

463
00:47:03,375 --> 00:47:05,791
‫خیلی‌ها جون‌شون رو از دست می‌دن؛
‫خیلی‌ها آسیب می‌بینن,

464
00:47:07,000 --> 00:47:08,541
‫هیچ کدوم از این‌ها تقصیر تو نیست,

465
00:47:08,625 --> 00:47:10,333
‫تازه آتش‌افزارها هنوز تسلیم نشدن,

466
00:47:10,416 --> 00:47:13,208
‫باید خودمون رو برای نقشه‌های
‫بعدی‌شون آماده کنیم,

467
00:47:13,291 --> 00:47:15,000
‫و اینقدر غم گذشته رو نخوریم؛

468
00:47:15,083 --> 00:47:17,208
‫و به فکر کارهایی باشیم که
‫باید در آینده انجام بدیم,

469
00:47:17,917 --> 00:47:24,917
moviepovie.com

470
00:47:32,666 --> 00:47:35,750
‫فکرکنم الان منظور «گیاتسو» رو می‌فهمم,

471
00:47:36,583 --> 00:47:40,750
‫بهم گفت باید گذشته رو فراموش کنم؛
‫وگرنه خودم رو از داشتن آینده منع می‌کنم,

472
00:47:50,000 --> 00:47:51,000
‫دقیقاً,

473
00:47:51,083 --> 00:47:54,166
‫باید آب‌افزاری یاد بگیری؛
‫خودم بهت یاد می‌دم,

474
00:47:54,250 --> 00:47:55,833
‫بعدش هم خاک‌افزاری,,,

475
00:47:55,916 --> 00:47:57,416
‫این یعنی برمی‌گردیم اوماشو؟

476
00:48:03,750 --> 00:48:04,875
‫خب,,,

477
00:48:06,041 --> 00:48:07,041
‫کسی گشنه‌ش نیست؟

478
00:48:07,625 --> 00:48:09,666
‫چرا همیشه آخر تمام بحث‌هامون
‫ختم می‌شه به شکم تو؟

479
00:48:09,750 --> 00:48:13,291
‫- چون مغزش توی شکمشه!
‫- این رو کسی می‌گه که مغز خودش اندازه یه هندونه‌ست,

480
00:48:13,958 --> 00:48:15,458
‫راستش هوس هندونه کردم,

481
00:48:15,541 --> 00:48:18,291
‫دیدی؟ غذا همیشه حلالِ مشکلاته,

482
00:48:19,250 --> 00:48:20,750
‫فقط باید به حرف ساکا گوش بدین,

483
00:48:23,166 --> 00:48:25,416
‫آگنا کلا خسارت زیادی دیده؛

484
00:48:25,500 --> 00:48:28,000
‫اما با این حال نیروهامون نتونستن
‫شهر رو فتح کنن,

485
00:48:30,666 --> 00:48:34,791
‫و همچنین، آواتار هم هنوز زنده‌ست
‫و نتونستن بگیرنش,

486
00:48:37,541 --> 00:48:38,541
‫چه حیف,

487
00:48:40,625 --> 00:48:41,750
‫اما انتظار دیگه‌ای هم نمی‌رفت,

488
00:48:44,083 --> 00:48:46,958
‫فتح شمال همیشه یه کار
‫غیرممکن بوده,

489
00:48:50,041 --> 00:48:53,541
‫اگه این رو می‌دونستین؛ چرا 
‫دستور حمله به شمال رو دادین؟

490
00:48:55,833 --> 00:48:57,083
‫برای حواس‌پرتی!

491
00:48:58,958 --> 00:49:01,208
‫شمال اصلاً هدف اصلی من نبود,

492
00:49:09,416 --> 00:49:11,416
‫برای اولین بار در یک قرن،

493
00:49:11,958 --> 00:49:14,041
‫اوماشو از آن کشور آتش شد!

494
00:49:15,208 --> 00:49:18,083
‫و حالا برای فتح کاملِ پادشاهی خاک،

495
00:49:18,583 --> 00:49:21,208
‫فقط باید باسینگ‌سه رو از سر راه‌مون کنار بزنیم,

496
00:49:30,375 --> 00:49:31,750
‫استراتژی هوشمندانه‌ای بود

497
00:49:32,833 --> 00:49:34,875
‫اما آیا ارباب آتش اطلاع دارن که

498
00:49:34,958 --> 00:49:37,875
‫شاهزاده زوکو هم همراه نیروهامون
‫در آگنا کلا بودن؟

499
00:49:39,958 --> 00:49:42,916
‫ارتش ما تلفات جانی زیادی داشته,

500
00:49:51,666 --> 00:49:54,000
‫اگه زوکو واقعاً اونطور که می‌گه قوی باشه،
‫حتماً نجات پیدا می‌کنه,

501
00:49:56,333 --> 00:49:57,333
‫اگر هم نه,,,

502
00:50:00,125 --> 00:50:02,625
‫گاهی اوقات برای قوی‌تر شدن،

503
00:50:03,125 --> 00:50:05,166
‫ضعیف‌ها باید قربانی بشن,

504
00:50:11,625 --> 00:50:12,625
‫اوماشو,,,

505
00:50:13,750 --> 00:50:14,958
‫از آن ماست!

506
00:50:25,625 --> 00:50:27,083
‫از آن کشور آتش!

507
00:50:27,166 --> 00:50:28,750
‫کشور آتش!

508
00:50:34,791 --> 00:50:35,791
‫خب,,,

509
00:50:37,833 --> 00:50:39,125
‫قدم بعدی‌مون چیه؟

510
00:50:39,258 --> 00:50:45,258
« آواتار: آخرین بادافزار »
[ ادامه دارد ]

511
00:50:46,958 --> 00:50:50,333
‫اندازه‌گیری حرکت آسمان به شدت کار سختیه،

512
00:50:50,833 --> 00:50:54,833
‫اما ما رشوی برای درک بهتر حرکات
‫آسمانی ابداع کردیم,

513
00:51:02,375 --> 00:51:04,333
‫صد سال زمان برد؛

514
00:51:04,916 --> 00:51:07,083
‫اما بلاخره داره نتیجه می‌ده,

515
00:51:09,041 --> 00:51:10,750
‫- کِی؟
‫- بزودی,

516
00:51:17,583 --> 00:51:19,583
‫بزودی شاهد بازگشت,,,

517
00:51:20,958 --> 00:51:23,041
‫ستاره‌ی سوزین خواهیم بود,

518
00:51:23,500 --> 00:51:30,764
moviepovie.com