﻿1
00:00:00,819 --> 00:00:02,819
moviepovie.com

2
00:00:03,855 --> 00:00:07,222
BlackRez زیرنویس از
<font color="#ff8000">≡</font> r.reza83 <font color="#ff8000">≡</font>

3
00:00:12,050 --> 00:00:13,690
‫آخ جان!

4
00:00:16,120 --> 00:00:18,090
‫این کوفته‌ها تازه‌ان؟

5
00:00:18,090 --> 00:00:19,850
‫از این ذرب بلالی‌ها هم باید بردارم.

6
00:00:19,850 --> 00:00:21,620
‫با بلال، بدون بلال،
‫مهم نیست.

7
00:00:21,630 --> 00:00:25,230
‫برای این غذاها
‫سنگ تموم می‌ذارید، مگه نه؟

8
00:00:25,230 --> 00:00:27,900
‫اینی که اینجاست دیگه چه کوفتیه؟

9
00:00:36,280 --> 00:00:38,250
‫دیگه از این پیش‌بند
‫خرچنگی‌ها ندارید؟

10
00:00:38,250 --> 00:00:41,120
‫- شرمنده، عزیز.
‫- اوه، خدای من.

11
00:00:41,110 --> 00:00:43,880
‫یه بشقاب دیگه؟
‫دیوونه شدی؟

12
00:00:43,880 --> 00:00:46,120
‫گفتن هرچی می‌تونی بخور دیگه، نه؟
‫پس منم دارم می‌خورم.

13
00:00:46,120 --> 00:00:48,120
‫آره، می‌دونم، ولی با این‌حال...

14
00:00:48,120 --> 00:00:49,820
‫واقعا داری خیز قهرمانی برمی‌داری، مرد.

15
00:00:49,820 --> 00:00:51,650
‫اوهوم. به‌به!

16
00:00:51,660 --> 00:00:54,330
‫بذار یه سؤال ازت بپرسم.
‫تاحالا به این فکر کردی

17
00:00:54,330 --> 00:00:58,500
‫توی زندگیت چقدر وقتت رو
‫با ادرار کردن حروم کردی؟

18
00:00:58,500 --> 00:01:00,300
‫- صدها ساعت.
‫- دقیقا درسته.

19
00:01:00,300 --> 00:01:02,000
‫توی همچین زمانی می‌تونستیم

20
00:01:02,000 --> 00:01:03,270
‫یه چیزی یاد بگیریم، می‌دونی؟

21
00:01:03,270 --> 00:01:04,940
‫اوهوم. می‌دونی کی میلیاردر میشه؟

22
00:01:04,940 --> 00:01:08,640
‫هرکی بتونه ماشینی بسازه که با شاش کار کنه.

23
00:01:08,640 --> 00:01:10,640
‫- آره. می‌دونی چیه؟
‫- هیچ وقتی حروم نمیشه.

24
00:01:10,640 --> 00:01:13,510
‫بألاخره به اون مغز کودنت...

25
00:01:13,510 --> 00:01:15,070
‫تو کل کشور ماشین‌سواری می‌کنی...

26
00:01:15,080 --> 00:01:16,490
‫یه ایده‌ی خوب رسید. آره.

27
00:01:16,480 --> 00:01:17,880
‫آب و نوشابه و اینا می‌خوری،

28
00:01:17,880 --> 00:01:20,180
‫- هِی تو مسیر قهوه و اینا می‌خوری.
‫- آره.

29
00:01:20,190 --> 00:01:22,330
‫می‌زنی بغل،
‫کیرت رو درمیاری بیرون،

30
00:01:22,320 --> 00:01:24,860
‫فرو می‌کنیش توی اون
‫سوراخی که بنزین می‌زنن،

31
00:01:24,860 --> 00:01:26,060
‫و مخزن ماشین رو پر می‌کنی.

32
00:01:26,060 --> 00:01:28,290
‫بعدش دوباره راه می‌افتی.
‫شاشین.

33
00:01:28,290 --> 00:01:30,360
‫اسم‌شو اینطوری می‌ذارن:
‫شاشین.

34
00:01:30,360 --> 00:01:32,960
‫- ایده‌ی محشریه.
‫- می‌دونی دیگه چی ایده‌ی خوبیه؟

35
00:01:32,970 --> 00:01:34,070
‫هومم؟

36
00:01:34,070 --> 00:01:36,010
‫من بلند بشم و
‫یه بشقاب دیگه غذا بریزم.

37
00:01:36,000 --> 00:01:37,370
‫اوه، خدایا. نه،
‫این‌کارو نکن. این‌کارو نکن.

38
00:01:37,370 --> 00:01:39,270
‫لئون، بی‌خیال، مرد.

39
00:01:39,270 --> 00:01:41,440
‫به‌محض اینکه دکمه‌ی این شلوارو باز کنم...

40
00:01:41,440 --> 00:01:43,980
‫- ...و کمربندم باز کنم...
‫- حالت بد میشه ها.

41
00:01:43,980 --> 00:01:45,150
‫ببین چه غوغایی می‌کنم.

42
00:01:45,150 --> 00:01:46,520
‫هان؟
‫تو چه مرگته؟

43
00:01:46,510 --> 00:01:48,610
‫دارم میرم تو کارش، لری!

44
00:01:48,610 --> 00:01:52,180
‫- اوه، خدایا.
‫- ایول! خودشه.

45
00:01:52,190 --> 00:01:53,360
‫عجب پاهای خرچنگی.

46
00:01:53,350 --> 00:01:54,680
‫- هی، اینا تازه‌ان؟
‫- آره، جناب.

47
00:01:54,690 --> 00:01:57,230
‫دیگه بسه دیگه.
‫بشین بخورش.

48
00:01:57,220 --> 00:01:59,620
‫ای جان!

49
00:01:59,630 --> 00:02:01,230
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.
‫- هی!

50
00:02:01,230 --> 00:02:03,100
‫دیگه تمومه. قبلیه
‫آخرین بشقاب امروزت بود.

51
00:02:03,100 --> 00:02:04,500
‫چهار بشقاب غذا خوردی.
‫خیلی خوردی.

52
00:02:04,500 --> 00:02:06,330
‫دیگه نمی‌ذارم بخوری. بسه!

53
00:02:06,330 --> 00:02:08,540
‫وایسا ببینم. شما بیرون یه تابلو زدید
‫که نوشته «هرچی می‌تونی بخور.»

54
00:02:08,540 --> 00:02:10,640
‫یعنی داری بهم میگی نمی‌تونم
‫هرچقدر دلم می‌خواد بخورم؟

55
00:02:10,640 --> 00:02:12,510
‫هرچی می‌تونی بخور
‫به‌شرط اینکه منصف باشی.

56
00:02:12,510 --> 00:02:14,680
‫شما از قبل یه عالمه غذا خوردی،
‫دوستِ من. داشتم می‌شماردم.

57
00:02:14,670 --> 00:02:17,770
‫2 کیلو گوشت دنده. 4 کیلو میگو.

58
00:02:17,780 --> 00:02:20,180
‫- اصلا شما کی هستی؟
‫- شیمون هستم.

59
00:02:20,180 --> 00:02:21,880
‫- شیمون شمایی؟
‫- من شیمون هستم.

60
00:02:21,880 --> 00:02:23,750
‫پس تو حکم وندی این رستوران رو داری.

61
00:02:23,750 --> 00:02:26,320
‫من وندی‌ام. می‌خوای یه کلاه‌گیس قرمز
‫روی سرم بذارم و کک‌مک هم بذارم؟

62
00:02:26,320 --> 00:02:27,420
‫- آره. آره.
‫- این چطوره؟

63
00:02:27,420 --> 00:02:28,960
‫- چرا این‌کارو نمی‌کنی؟
‫- این‌کارو...

64
00:02:28,960 --> 00:02:30,160
‫بعد از اینکه گورت رو
‫گم کردی بیرون، می‌کنم!

65
00:02:30,160 --> 00:02:32,130
‫تا همیشه از این رستوران اخراجی.
‫اخراج مادام‌العمر.

66
00:02:32,130 --> 00:02:33,770
‫- مادام‌العمر.
‫- این منصفانه نیست.

67
00:02:33,760 --> 00:02:35,300
‫اوه، شما، دوست من.

68
00:02:35,300 --> 00:02:36,700
‫شما بازم می‌تونی هروقت خواستی بیای

69
00:02:36,700 --> 00:02:38,570
‫چون شما منصفانه غذا می‌خوری.

70
00:02:38,570 --> 00:02:40,510
‫آره. آره، من یه بشقاب خوردم.
‫می‌دونی چرا؟

71
00:02:40,500 --> 00:02:42,400
‫- چون غذا مزخرفه.
‫- خودت مزخرفی!

72
00:02:42,400 --> 00:02:43,470
‫- نه، خودت مزخرفی!
‫- نه، خودت مزخرفی!

73
00:02:43,470 --> 00:02:44,500
‫- خودت مزخرفی!
‫- خودت مزخرفی!

74
00:02:44,500 --> 00:02:45,640
‫- خودت مزخرفی!
‫- خودت مزخرفی!

75
00:02:45,640 --> 00:02:47,110
‫- خودت مزخرفی، شیمون!
‫- نه، خودت مزخرفی!

76
00:02:47,110 --> 00:02:48,410
‫برید بیرون.
‫جفت‌تون برید بیرون.

77
00:02:48,410 --> 00:02:49,580
‫جفت‌تون برید بیرون.
‫تو تا همیشه.

78
00:02:49,580 --> 00:02:50,720
‫تو شاید یه شانسی داشته باشی.

79
00:02:50,710 --> 00:02:52,410
‫- کون لقت، وندی.
‫- اخراج مادام‌العمر!

80
00:02:52,410 --> 00:02:54,910
‫مگر اینکه با گری بیوسی بیای.

81
00:02:54,920 --> 00:02:57,290
‫اگه اینجا فاحشه‌خونه بود،
‫بدجور عصبانی می‌شدم.

82
00:02:57,280 --> 00:02:59,080
‫اخراج مادام‌العمر. برو.

83
00:02:59,090 --> 00:03:01,060
‫- من هنوز می‌تونم بیام؟
‫- تو می‌تونی بیای.

84
00:03:01,050 --> 00:03:03,190
‫تو می‌تونی بیای. برو.

85
00:03:03,190 --> 00:03:05,860
‫کار کثیفی باهام کرد.
‫بدجوری کار کثیفی باهام کرد.

86
00:03:05,860 --> 00:03:09,670
‫- آره واقعا.
‫- عجب، مرد. حالا هوس دسر کردم.

87
00:03:09,660 --> 00:03:12,060
‫نکنه دیوانه‌ای؟
‫چهار بشقاب غذا خوردی.

88
00:03:12,070 --> 00:03:13,100
‫- تو چیزی می‌خوری؟
‫- نه.

89
00:03:13,100 --> 00:03:15,070
‫نه؟ باشه. قالم نذاری.

90
00:03:15,070 --> 00:03:16,370
‫زود باش.

91
00:03:18,430 --> 00:03:19,340
‫هی!

92
00:03:19,340 --> 00:03:22,440
‫اینجا رو داشته باش. هان؟ عجب.

93
00:03:22,440 --> 00:03:24,510
‫می‌دونی چیه؟
‫عالی شد دیدمت.

94
00:03:24,510 --> 00:03:26,410
‫یه زحمتی برات داشتم.

95
00:03:26,410 --> 00:03:28,410
‫اوه، پسر، عجب جمله‌ی وحشتناکی

96
00:03:28,410 --> 00:03:29,810
‫- برای شروع صحبت.
‫- نه، نه.

97
00:03:29,820 --> 00:03:32,290
‫دارم یه نمایش بازی می‌کنم.
‫اسمش «خانه تقسیم شده» ست.

98
00:03:32,290 --> 00:03:34,490
‫- خب؟
‫- آره. نقش لینکلن رو بازی می‌کنم.

99
00:03:34,490 --> 00:03:36,590
‫- نقش لینکلن رو بازی می‌کنی؟
‫- آره.

100
00:03:36,590 --> 00:03:37,620
‫چقدر باحال.

101
00:03:37,620 --> 00:03:41,260
‫و لوری لافلین هم نقشِ
‫زنم رو بازی می‌کنه، مری تاد.

102
00:03:41,260 --> 00:03:43,300
‫- لوری لافلین؟
‫- آره، لوری لافلین.

103
00:03:43,300 --> 00:03:44,640
‫حالا مسئله اینجاست.

104
00:03:44,630 --> 00:03:46,900
‫اون عاشق گلف بازی کردنه، و امیدوار بودم

105
00:03:46,900 --> 00:03:48,900
‫شاید تو بتونی توی
‫باشگاه حامیش بشی.

106
00:03:48,900 --> 00:03:51,000
‫- کس دیگه‌ای نیست بتونه حامیش بشه؟
‫- نه.

107
00:03:51,000 --> 00:03:55,010
‫بخاطر اون قضیه‌ی
‫رسوایی پذیرش دانشگاه،

108
00:03:55,010 --> 00:03:56,480
‫هیچ باشگاهی قبولش نمی‌کنه.

109
00:03:56,480 --> 00:03:58,750
‫- این منصفانه نیست.
‫- نه. خانم خیلی خوبیه.

110
00:03:58,750 --> 00:04:00,550
‫- آره، مطمئنم همینطوره.
‫- و بخاطر همین اومدم...

111
00:04:00,550 --> 00:04:02,720
‫- از باشگاه‌ها تحریم شده؟
‫- آره. آره.

112
00:04:02,720 --> 00:04:04,780
‫افتضاحه. من حامیش میشم.

113
00:04:04,780 --> 00:04:06,550
‫اوه، لری. ممنون، رفیق.

114
00:04:06,550 --> 00:04:08,520
‫- واقعا ممنونم.
‫- آره. با کمال میل این‌کارو می‌کنم.

115
00:04:08,520 --> 00:04:10,160
‫می‌دونی که من قهرمان قشر محرومم.

116
00:04:10,160 --> 00:04:11,460
‫- خودت می‌دونی.
‫- می‌دونم. می‌دونم.

117
00:04:11,460 --> 00:04:13,500
‫وایسا یه دقیقه.
‫تو باهاش کار کردی، مگه نه؟

118
00:04:13,490 --> 00:04:15,360
‫آره. آره، توی ساینفیلد.

119
00:04:15,360 --> 00:04:17,260
‫نه، نه، اون مال دو سال آخرش بود.

120
00:04:17,260 --> 00:04:18,630
‫اون قسمت که اون
‫اومده بود من نبودم.

121
00:04:18,630 --> 00:04:21,800
‫ولی برای قسمت آخر اومدی، نه؟

122
00:04:23,570 --> 00:04:26,340
‫- آره، تد، قسمت آخر بودم.
‫- همین فکرو می‌کردم.

123
00:04:26,340 --> 00:04:28,610
‫باشه. بگذریم، ممنون.
‫به لوری خبر میدم.

124
00:04:28,610 --> 00:04:30,950
‫خیلی ممنون، رفیق.
‫من باید برم.

125
00:04:43,390 --> 00:04:44,630
‫جی‌جی‌جین!

126
00:04:46,590 --> 00:04:49,030
‫- واو.
‫- آره.

127
00:04:49,030 --> 00:04:52,830
‫- خودتو نگاه کن.
‫- «زیبا مثل خفتان.»

128
00:04:52,830 --> 00:04:55,470
‫کسب‌وکارم! همه‌ش مال خودمه.

129
00:04:55,470 --> 00:04:57,870
‫خب، خوشم اومد که اینطوری عکست رو

130
00:04:57,870 --> 00:05:00,340
‫- توی بلوار سانتا مانیکو بزرگ زدی...
‫- تکنیک فروشه.

131
00:05:00,340 --> 00:05:01,810
‫مثل ملکه نفرتیتی.

132
00:05:01,810 --> 00:05:03,510
‫برای اینکه پول دربیاری
‫اول باید پول خرج کنی،

133
00:05:03,510 --> 00:05:04,680
‫و اینم یه سرمایه‌گذاریه.

134
00:05:04,680 --> 00:05:07,150
‫و فکر کنم اینطوری
‫کسب‌وکارم رونق بگیره.

135
00:05:07,140 --> 00:05:08,980
‫حالا فهمیدی چرا می‌خواستم بیای اینجا.

136
00:05:08,980 --> 00:05:11,950
‫خیلی‌خب، من دیگه باید برم.

137
00:05:11,950 --> 00:05:17,090
‫- امشب یه دیت بزرگ دارم.
‫- وایسا، ایرما رفت، نه؟

138
00:05:17,090 --> 00:05:19,130
‫آره. این اولین قرارمه بعد از رفتنش.

139
00:05:19,130 --> 00:05:21,470
‫- طرف رو می‌شناسم؟
‫- اوه، آره.

140
00:05:21,460 --> 00:05:23,260
‫- کیه؟
‫- اصلا نمی‌تونم بهت بگم.

141
00:05:23,260 --> 00:05:24,730
‫- اوه، بی‌خیال! منم ها!
‫- نمی‌تونم، نه.

142
00:05:24,730 --> 00:05:26,360
‫تا سر حد مرگ مسخره‌ام می‌کنی.

143
00:05:26,370 --> 00:05:28,140
‫مسخره‌ات نمی‌کنم. بگو.

144
00:05:29,440 --> 00:05:31,370
‫سیه‌نا میلر.

145
00:05:33,470 --> 00:05:35,440
‫- اون قراره باهات بیاد بیرون؟
‫- آره!

146
00:05:35,440 --> 00:05:37,680
‫- همون زن خوشگل؟
‫- آره، می‌خوام برم پیشش

147
00:05:37,680 --> 00:05:39,480
‫امشب فیلم جدیدش اکران میشه.

148
00:05:39,480 --> 00:05:40,980
‫- اوه، گمشو ببینم.
‫- آره.

149
00:05:40,980 --> 00:05:42,750
‫- بهم علاقه‌منده.
‫- خیلی‌خب.

150
00:05:42,750 --> 00:05:44,120
‫- می‌دونی چیه؟
‫- می‌دونی چرا؟

151
00:05:44,120 --> 00:05:45,920
‫- آره، می‌دونم چرا.
‫- آره. سر قضیه‌ی آتلانتا.

152
00:05:45,920 --> 00:05:47,720
‫گوش کن، وقتی با سیه‌نا رفتی بیرون،

153
00:05:47,720 --> 00:05:50,420
‫تونستی به خفتان هم اشاره کن،
‫چون‌که خیلی بهش میاد.

154
00:05:50,420 --> 00:05:51,850
‫هم قد بلنده، هم لاغره.

155
00:05:51,860 --> 00:05:53,630
‫- خیلی بهش میاد.
‫- واقعا...

156
00:05:53,630 --> 00:05:55,270
‫واقعا فکر می‌کنی
‫اون مزخرف رو تنش می‌کنه؟

157
00:05:55,260 --> 00:05:57,100
‫- آره!
‫- برو بابا.

158
00:05:57,100 --> 00:05:58,870
‫«خفتان زیبا.»

159
00:05:58,870 --> 00:06:01,470
‫اوه، خیلی دوستش دارم.

160
00:06:12,110 --> 00:06:13,440
‫«چهار دوره‌ی بیست ساله...

161
00:06:13,450 --> 00:06:14,890
‫«...و هفت سال پیش،

162
00:06:14,880 --> 00:06:17,580
‫پدرانمان در این قاره ملتی نو پدید آوردند،

163
00:06:17,580 --> 00:06:19,780
‫ملتی که رؤیای آزادی در سر داشت...»

164
00:06:19,790 --> 00:06:21,660
‫«...و خود را وقف رسیدن
‫به این خواسته کرده بود

165
00:06:21,660 --> 00:06:23,930
‫که همه‌ی انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند.»

166
00:06:29,360 --> 00:06:31,400
‫«چهار دوره‌ی بیست ساله
‫و هفت سال پیش...»

167
00:06:33,000 --> 00:06:34,000
‫راستی،

168
00:06:34,000 --> 00:06:36,270
‫اگه فکر کردی می‌تونی از
‫پاپ‌‌کورن‌های من برداری،

169
00:06:36,270 --> 00:06:38,170
‫به‌شدت اشتباه می‌کنی.

170
00:06:38,170 --> 00:06:39,140
‫به‌شدت.

171
00:06:39,140 --> 00:06:40,670
‫تو هم اگه فکر کردی
‫می‌تونی با یه نفر بری دیت

172
00:06:40,670 --> 00:06:42,370
‫و پاپ‌کورن‌تو بهش ندی،
‫به‌شدت اشتباه می‌کنی.

173
00:06:42,380 --> 00:06:44,020
‫اوه، این الان دیته؟

174
00:06:44,010 --> 00:06:44,880
‫این دیته؟

175
00:06:44,880 --> 00:06:46,280
‫نمی‌دونم، لری.
‫تو بهم بگو.

176
00:06:46,270 --> 00:06:47,740
‫پاپ‌کورنت رو بهم بده، اون‌وقت دیته.

177
00:06:47,750 --> 00:06:50,350
‫خیلی‌خب پس...

178
00:06:50,350 --> 00:06:52,020
‫- ممنون.
‫- اگه واجبه.

179
00:06:52,760 --> 00:06:54,190
‫یه خرده استرس گرفتم.

180
00:06:54,190 --> 00:06:55,760
‫استرس؟ اکران فقط برای
‫دوستان و خانواده ست،

181
00:06:55,760 --> 00:06:57,000
‫هیچی بابت نگرانی نداری.

182
00:06:56,990 --> 00:06:59,020
‫راحت‌ترین کاریه که
‫تا آخر عمرت انجام میدی.

183
00:06:59,030 --> 00:07:01,300
‫راستی درحال فیلم‌برداری
‫یه فیلم دیگه هم نبودی؟

184
00:07:01,290 --> 00:07:04,460
‫- آره. همین الان.
‫- خیلی دختر پرمشغله‌ای هستی.

185
00:07:04,470 --> 00:07:06,010
‫- دختر پرمشغله.
‫- آره.

186
00:07:06,000 --> 00:07:08,170
‫مثل راحیل و تاجرهای فرش هستم.

187
00:07:08,910 --> 00:07:10,280
‫کی؟

188
00:07:10,270 --> 00:07:12,510
‫راحیل و تاجرهای فرش.

189
00:07:12,510 --> 00:07:14,050
‫- یعنی چی؟
‫- یه...

190
00:07:14,040 --> 00:07:16,880
‫یه داستان معروف یهود عهد عتیقه.

191
00:07:16,880 --> 00:07:19,380
‫- راحیل و تاجرهای فرش؟
‫- تاحالا نشنیده بودی؟

192
00:07:19,370 --> 00:07:21,110
‫- تاحالا نشنیده بودم.
‫- اسم خودتو گذاشتی یهود؟

193
00:07:21,110 --> 00:07:22,270
‫درباره‌ی چیه؟

194
00:07:22,280 --> 00:07:23,820
‫درباره‌ی راحیل و تاجرهای فرشه.

195
00:07:23,820 --> 00:07:26,490
‫توش چی میشه؟
‫روی فرش بهش خیانت میشه،

196
00:07:26,490 --> 00:07:27,920
‫و باید بره فرشه رو پس بده؟

197
00:07:27,920 --> 00:07:30,260
‫یه فرش اشتباهی بهش میدن؟
‫روی فرشه لکّه بوده؟

198
00:07:30,260 --> 00:07:31,830
‫منظورم اینه، احتمالات خیلی زیادی هست

199
00:07:31,820 --> 00:07:33,920
‫- که داستان می‌تونه....
‫- نه، فرشه لکّه نداشته. نه.

200
00:07:33,930 --> 00:07:35,770
‫فرشه برای چادرش زیادی بزرگ بوده،

201
00:07:35,760 --> 00:07:37,730
‫و ابعادش رو اشتباهی خریده؟

202
00:07:37,730 --> 00:07:39,730
‫درباره‌ی رابطه‌اش با یه تاجر فرش بوده؟

203
00:07:39,730 --> 00:07:41,870
‫داشته با یه تاجر فرش خیانت می‌کرده؟

204
00:07:41,870 --> 00:07:44,070
‫بین اون و تاجر فرش چه اتفاقی می‌افته؟

205
00:08:02,360 --> 00:08:06,170
‫جانی؟
‫جانی، کجایی؟

206
00:08:08,100 --> 00:08:09,100
‫جانی؟

207
00:08:10,830 --> 00:08:14,800
‫اوه، خدای من. جانی!
‫جانی، بجنب!

208
00:08:21,870 --> 00:08:24,780
‫متوجه شدم توی فیلم‌هات
‫خیلی میوه می‌خوری.

209
00:08:24,780 --> 00:08:26,680
‫آخه تازه نصفِ این فیلم رو دیدیم،

210
00:08:26,680 --> 00:08:28,780
‫و تو یه طالبی، و یه شلیل،

211
00:08:28,780 --> 00:08:30,380
‫و یه عالمه شاه‌توت خوردی.

212
00:08:30,380 --> 00:08:32,120
‫راستش حالا که بهش فکر می‌کنم

213
00:08:32,120 --> 00:08:35,160
‫توی سریال «تشریح یک رسوایی»
‫هم یه عالمه میوه نمی‌خوردی؟

214
00:08:36,330 --> 00:08:37,400
‫یعنی چی؟

215
00:08:37,390 --> 00:08:38,930
‫بخشی از فرآیندته؟

216
00:08:38,930 --> 00:08:42,670
‫یه گاز می‌زنی، بازی می‌کنی، و
‫یه گاز دیگه می‌زنی، دوباره بازی می‌کنی.

217
00:08:42,660 --> 00:08:44,630
‫فعلا دارم سعی می‌کنم
‫فیلم رو نگاه کنم، می‌دونی.

218
00:08:44,630 --> 00:08:46,130
‫- ببخشید؟ ببخشید؟
‫- اوه، ببخشید.

219
00:08:46,130 --> 00:08:47,830
‫یه پسربچه‌ی 11 ساله ندیدی؟

220
00:08:47,830 --> 00:08:49,670
‫اوه، آره.
‫دوباره داری میوه می‌خوری.

221
00:08:49,670 --> 00:08:51,810
‫یه لباس شطرنجی سیاه و سبز تنشه.

222
00:08:51,810 --> 00:08:53,840
‫نه، متأسفم.

223
00:08:53,840 --> 00:08:55,780
‫تقریباً سه ساعته گم شده.

224
00:08:55,780 --> 00:08:58,850
‫ندیدمش. ببخشید.

225
00:08:59,650 --> 00:09:00,750
‫اوه، خدای من.

226
00:09:00,750 --> 00:09:02,990
‫جانی!

227
00:09:03,520 --> 00:09:05,090
‫هی، رئیس. چه خبرا؟

228
00:09:06,090 --> 00:09:07,820
‫- جانی!
‫- با منی؟

229
00:09:07,820 --> 00:09:09,720
‫آره. باید یه صحبتی داشته باشیم.

230
00:09:09,720 --> 00:09:11,420
‫ببینم، مشکلت چیه؟

231
00:09:11,420 --> 00:09:12,990
‫مشکل من؟
‫من مشکلی ندارم.

232
00:09:12,990 --> 00:09:15,590
‫مشکل تو اینه که با کتت

233
00:09:15,600 --> 00:09:16,970
‫- زیادی اومدی تو حریم من.
‫- نه. نه.

234
00:09:16,960 --> 00:09:19,160
‫کت رو همینجا می‌ذارن،
‫روی پشتی صندلی.

235
00:09:19,170 --> 00:09:20,140
‫صندلی خودمه.

236
00:09:20,130 --> 00:09:21,760
‫- محض رضای خدا...
‫- پس می‌تونم بذارم پشت صندلی خودم.

237
00:09:21,760 --> 00:09:23,840
‫- بی‌خیال شید.
‫- کت خیلی مرتب پشت صندلیم

238
00:09:23,840 --> 00:09:25,010
‫پوشونده شده.

239
00:09:25,010 --> 00:09:26,410
‫مزاحم هیچ‌کس نیست.

240
00:09:26,410 --> 00:09:27,510
‫- پوشونده شده...
‫- آره.

241
00:09:27,510 --> 00:09:28,880
‫انگار داری برام رقص روپایی میری، باشه؟

242
00:09:28,880 --> 00:09:30,510
‫اوه، خواهش می‌کنم.
‫همه می‌دونن که کت

243
00:09:30,510 --> 00:09:32,080
‫روی پشت صندلی آویزون میشه.

244
00:09:32,080 --> 00:09:33,120
‫وقتی با ماشین رانندگی می‌کنی

245
00:09:33,110 --> 00:09:35,350
‫برو هر لاین و هر مسیری
‫خواستی برون، باشه؟

246
00:09:35,350 --> 00:09:36,710
‫- آره، نه...
‫- من متأهلم.

247
00:09:36,710 --> 00:09:38,920
‫نمی‌تونم برم یه پاساژ و
‫هر زنی که دلم می‌خواد رو بکنم.

248
00:09:38,920 --> 00:09:40,290
‫ببخشید. جفت‌تون بس کنید!

249
00:09:40,290 --> 00:09:42,030
‫چطوره که آویزونش کنی
‫روی صندلی جلوییت؟

250
00:09:42,020 --> 00:09:43,760
‫روی صندلی جلوییم؟
‫گیر چه خری افتادیم.

251
00:09:43,760 --> 00:09:45,500
‫اون‌وقت گردنش می‌خوره به کتم.

252
00:09:45,490 --> 00:09:46,960
‫گردنش می‌خوره به کتم.

253
00:09:46,960 --> 00:09:48,330
‫اصلا با عقل جور درنمیاد.

254
00:09:48,330 --> 00:09:50,330
‫- اوه، خفه شو بابا...
‫- جفت‌تون، خفه شید! بشینید!

255
00:09:50,330 --> 00:09:51,570
‫فقط بذارش روی پات.

256
00:09:51,570 --> 00:09:52,470
‫کافیه!

257
00:09:52,470 --> 00:09:54,940
‫خب، اگه دیدمش میگم.

258
00:09:54,940 --> 00:09:57,310
‫یه اتفاقی افتاده.
‫می‌تونم حسش کنم.

259
00:09:57,810 --> 00:09:59,050
‫می‌تونم حسش کنم.

260
00:10:00,310 --> 00:10:01,910
‫جانی!

261
00:10:03,510 --> 00:10:07,180
‫جانی!

262
00:10:09,520 --> 00:10:11,760
‫راستی، بازیت خیلی خوبه.

263
00:10:13,290 --> 00:10:15,860
‫«وظیفه‌ی ماست که

264
00:10:15,860 --> 00:10:19,430
‫تمام تلاشمان را معطوف به
‫وظیفه‌ی خطیری کنیم که

265
00:10:19,430 --> 00:10:22,130
‫بر دوش ماست،

266
00:10:22,130 --> 00:10:25,670
‫که از این رفتگان عزیز، جانسپاری‌ای که

267
00:10:25,670 --> 00:10:27,010
‫برای نهضتی که...»

268
00:10:27,000 --> 00:10:29,140
‫«...برایش جانسپاری کردند

269
00:10:29,140 --> 00:10:31,040
‫را بیاموزیم.

270
00:10:31,040 --> 00:10:35,610
‫جانسپاری‌ای که برای نهضتی که
‫برایش جانسپاری کردند را بیاموزیم.»

271
00:10:35,600 --> 00:10:38,110
‫خیلی‌خب، در دستور جلسه‌ی بعدی

272
00:10:38,110 --> 00:10:42,180
‫باید درخواست عضویت
‫لوری لافلین رو بررسی کنیم.

273
00:10:45,350 --> 00:10:46,580
‫کسی اینجا حضور داره که

274
00:10:46,590 --> 00:10:49,030
‫بخواد از طرفش صحبت کنه؟

275
00:10:49,020 --> 00:10:49,890
‫من صحبت می‌کنم.

276
00:10:49,890 --> 00:10:52,260
‫اوه، آقای دیوید.

277
00:10:52,260 --> 00:10:55,430
‫خوشحالم اینجا می‌بینمتون.
‫صحنه از آن شماست.

278
00:10:57,200 --> 00:11:00,970
‫اعضای اوشن ویو،
‫هیئت‌مدیره‌ی عزیز.

279
00:11:00,970 --> 00:11:03,070
‫هشتاد و هفت سال پیش،

280
00:11:03,070 --> 00:11:06,910
‫پدران‌مون در این ملک

281
00:11:06,910 --> 00:11:10,850
‫یک باشگاه گلف جدید پدید آوردن و
‫خودشون رو وقف رسیدن به این خواسته کردن

282
00:11:10,850 --> 00:11:15,460
‫که مردان می‌تونن خوش
‫بگذرونن و زن‌ها نمی‌تونن.

283
00:11:17,280 --> 00:11:21,720
‫ولی اون مال خیلی وقت پیش بود،
‫و اوضاع الان عوض شده.

284
00:11:21,720 --> 00:11:22,920
‫بهتر شده.

285
00:11:22,920 --> 00:11:25,890
‫جهان اهمیتی نخواهد داد
‫و به یاد نخواهد سپرد

286
00:11:25,890 --> 00:11:29,330
‫که ما در اینجا،
‫در اتاق مونت‌کارلو چه گفتیم،

287
00:11:29,330 --> 00:11:33,270
‫اما آنچه آن‌ها در اینجا انجام دادند
‫را نمی‌تواند به فراموشی بسپارد.

288
00:11:33,800 --> 00:11:35,370
‫مردانی مثل هایرام گلدفارب،

289
00:11:35,370 --> 00:11:38,370
‫که روز بوقلمون امتیاز تیمی رو شروع کرد،

290
00:11:38,370 --> 00:11:40,010
‫و ویلیام جیکوبسون،

291
00:11:40,010 --> 00:11:44,320
‫که اون تیکه از زمین رو اهداء کرد...

292
00:11:46,210 --> 00:11:48,250
‫...تا ما تنیس بازی کنیم.

293
00:11:48,250 --> 00:11:50,380
‫و من بسیار مصمم هستم

294
00:11:50,380 --> 00:11:52,860
‫که اون نباید عمرش رو

295
00:11:53,320 --> 00:11:55,250
‫به بطالت بگذرونه،

296
00:11:55,260 --> 00:12:01,170
‫و این باشگاه اختصاصی آدم‌های ویژه،

297
00:12:01,160 --> 00:12:05,160
‫توسط آدم‌های ویژه،
‫و برای آدم‌های ویژه

298
00:12:05,170 --> 00:12:08,210
‫یک عضو ویژه جدید خواهد داشت.

299
00:12:08,200 --> 00:12:10,600
‫و به همون اندازه‌ای که اون زن در آتلانتا

300
00:12:10,600 --> 00:12:17,070
‫برای آب تشنه بود، لوری لافلین هم

301
00:12:17,080 --> 00:12:19,350
‫برای عضویت تشنه ست!

302
00:12:19,350 --> 00:12:21,190
‫من میگم بذاریم بنوشه!

303
00:12:21,180 --> 00:12:24,180
‫آره!

304
00:12:39,870 --> 00:12:41,170
‫از پسش براومدی!

305
00:12:41,170 --> 00:12:42,370
‫از پسش براومدی؟
‫خودم از پسش براومدم.

306
00:12:42,370 --> 00:12:44,540
‫چرا گفتم: «از پسش براومدی»؟
‫خودم از پسش براومدم.

307
00:12:44,540 --> 00:12:45,640
‫- از پسش براومدی!
‫- اوه!

308
00:12:45,640 --> 00:12:48,380
‫- می‌تونستم یه وکیل خوب بشم.
‫- اوه. لری.

309
00:12:48,380 --> 00:12:50,750
‫می‌تونستم یه قصاب خوب بشم.
‫و ازش لذت هم می‌بردم.

310
00:12:50,740 --> 00:12:53,310
‫یه چکش گوشت برمی‌داشتم،
‫می‌کوبیدم روی گوشت.

311
00:12:53,310 --> 00:12:55,010
‫این‌قدر می‌زدم تا له بشه.

312
00:12:55,020 --> 00:12:56,950
‫تیکه‌تیکه‌اش می‌کردم. حال میده.

313
00:12:56,950 --> 00:13:00,320
‫خب، در رابطه با باشگاه
‫مرحله بعدی باید چیکار کنم؟

314
00:13:00,320 --> 00:13:03,590
‫باید با چندتا از اعضای باشگاه

315
00:13:03,590 --> 00:13:06,860
‫دو راند گلف بازی کنی.
‫و منم باهات بازی می‌کنم.

316
00:13:06,860 --> 00:13:08,730
‫- مثل آب خوردنه. آره.
‫- اوه، عالیه!

317
00:13:08,730 --> 00:13:10,070
‫لری، هرچقدر ازت تشکر کنم بازم کمه.

318
00:13:10,060 --> 00:13:12,500
‫می‌دونی، آدم‌ها وقتی این حرف
‫رو می‌زنن دیگه تشکر نمی‌کنن.

319
00:13:12,500 --> 00:13:13,530
‫دست از تشکر برمی‌دارن.

320
00:13:13,530 --> 00:13:15,970
‫تو هم احتمالا دیگه
‫بعد از این ازم تشکر نکنی.

321
00:13:15,970 --> 00:13:17,870
‫راستش، اگه بازم از تو تشکر بشنوم

322
00:13:17,870 --> 00:13:18,970
‫شوکه میشم.

323
00:13:33,460 --> 00:13:34,960
‫اوه، خدای من!

324
00:13:42,530 --> 00:13:45,270
‫- یه کیر توی دهنمه؟
‫- توی دهنت.

325
00:13:45,270 --> 00:13:46,870
‫- با تخم‌هاش؟
‫- نقاشیه. نقاشیه.

326
00:13:46,870 --> 00:13:48,200
‫- با تخم‌هاش. نقاشیه.
‫- نقاشیه.

327
00:13:48,200 --> 00:13:50,900
‫- یه کیر گرافیتی؟
‫- توی دهنت نیست.

328
00:13:50,900 --> 00:13:52,800
‫یه جورایی داره روی لبت مالیده میشه.

329
00:13:54,980 --> 00:13:56,720
‫و...

330
00:13:56,710 --> 00:13:59,150
‫به لبت کیر مالیده شده.

331
00:13:59,150 --> 00:14:02,520
‫- مگه میشه این‌قدر بامزه؟
‫- گند زدن به پوسترم،

332
00:14:02,520 --> 00:14:05,190
‫- به بیلبوردم! گند زدن بهش.
‫- آره. متأسفم. متأسفم.

333
00:14:05,190 --> 00:14:07,530
‫یه جزئیات دیگه هم
‫داره که باید بهت بگم.

334
00:14:07,520 --> 00:14:09,150
‫چی؟

335
00:14:09,160 --> 00:14:11,000
‫تخم‌هاش رو گرفتی دستت.

336
00:14:12,230 --> 00:14:14,400
‫متأسفم.

337
00:14:14,390 --> 00:14:16,760
‫- داری می‌مالیش.
‫- متأسفم.

338
00:14:16,760 --> 00:14:19,500
‫- آره.
‫- اوه، خاک بر سرم.

339
00:14:19,500 --> 00:14:21,400
‫داری به چی می‌خندی، جف؟
‫چیزِ خنده‌داری هست، جف؟

340
00:14:21,400 --> 00:14:23,240
‫- آره، خنده‌دار نیست.
‫- خنده‌دار نیست.

341
00:14:23,240 --> 00:14:25,800
‫- نه، بامزه نیست. نه.
‫- نیست... شوکه شدم.

342
00:14:25,800 --> 00:14:27,240
‫- نه، بامزه نیست.
‫- از شوک خندم گرفته.

343
00:14:27,240 --> 00:14:29,040
‫کدوم آشغالی این‌کارو باهام کرده؟

344
00:14:29,040 --> 00:14:30,340
‫نمی‌دونم.

345
00:14:30,340 --> 00:14:32,680
‫من اصلا تاحالا کیر توی
‫دهنم نکردم. مگه نه، جف؟

346
00:14:32,680 --> 00:14:34,080
‫من هیچ‌وقت ساک نمی‌زنم.

347
00:14:34,080 --> 00:14:36,150
‫چیه، می‌خوای باهات
‫موافقت کنم؟ خودم می‌دونم.

348
00:14:36,150 --> 00:14:38,780
‫چرا نمی‌تونی هر از چندگاهی یه ساک بزنی؟

349
00:14:38,780 --> 00:14:40,050
‫- اوه، لری، بی‌خیال.
‫- مگه می‌میری؟

350
00:14:40,050 --> 00:14:41,280
‫مگه می‌میری؟

351
00:14:41,290 --> 00:14:42,860
‫- می‌دونی، شاید واقعا بمیرم.
‫- هان؟ هان؟

352
00:14:42,860 --> 00:14:44,060
‫این مقاومت برای چیه؟

353
00:14:44,060 --> 00:14:45,460
‫و چه فرقی برای تو می‌کنه؟

354
00:14:45,460 --> 00:14:46,390
‫تو یه مرد مجردی.

355
00:14:46,390 --> 00:14:48,130
‫اون بیرون مجرد واسه خودت
‫می‌چرخی. همه می‌میرن برات.

356
00:14:48,130 --> 00:14:49,230
‫- آره.
‫- اوه، آره، آره.

357
00:14:49,230 --> 00:14:50,330
‫احتمالا یه بند همه
‫برات ساک می‌زنن.

358
00:14:50,330 --> 00:14:51,730
‫اوه، یه بند. آره.

359
00:14:51,730 --> 00:14:53,930
‫دیتت با سیه‌نا میلر چطور پیش رفت؟

360
00:14:53,930 --> 00:14:55,440
‫- قطعا اون برات ساک نزده.
‫- خوب نبود.

361
00:14:55,440 --> 00:14:57,410
‫- خوب نبود.
‫- واقعا؟ چی شد؟

362
00:14:57,400 --> 00:14:59,800
‫دوبار بهش پیام دادم.
‫اصلا بهم جواب نداد.

363
00:14:59,810 --> 00:15:01,180
‫خب، در هر صورت احتمالا رابطه‌تون

364
00:15:01,170 --> 00:15:02,370
‫با پیرِ سگی مثل تو راه به جایی نمی‌برد.

365
00:15:02,380 --> 00:15:03,780
‫چرا باید دلش بخواد با تو باشه؟

366
00:15:03,780 --> 00:15:06,320
‫منم همین فکرو می‌کردم،
‫ولی خودش شروع کرد.

367
00:15:06,310 --> 00:15:08,410
‫آره، خب، به‌نظر میاد
‫خودشم تمومش کرده.

368
00:15:08,410 --> 00:15:10,180
‫من میرم زنگ بزنم به شرکت بیلبورد

369
00:15:10,180 --> 00:15:12,450
‫و اون کیر رو از دهنم پاک ‌کنم.

370
00:15:13,520 --> 00:15:14,590
‫حالا که حرف از سیه‌نا شد،

371
00:15:14,590 --> 00:15:17,390
‫من کارگردانِ فیلمش رو می‌شناسم.

372
00:15:17,390 --> 00:15:19,230
‫اوه، کارگردانِ همون فیلمی
‫که الان داره بازی می‌کنه.

373
00:15:19,230 --> 00:15:21,370
‫آره. میگه یه عالمه مشکل دارن.

374
00:15:21,360 --> 00:15:23,060
‫- چی؟
‫- آره، تو فکرش هستن

375
00:15:23,060 --> 00:15:24,130
‫اخراجش کنن.

376
00:15:24,130 --> 00:15:25,670
‫- شوخیت گرفته.
‫- اوهوم.

377
00:15:26,130 --> 00:15:28,230
‫بخاطر بازیش.

378
00:15:28,240 --> 00:15:30,010
‫می‌دونی، منم نظرم رو بهش گفتم که

379
00:15:30,000 --> 00:15:32,470
‫توی فیلم‌هاش خیلی میوه می‌خوره.

380
00:15:32,470 --> 00:15:34,340
‫غافلگیر نمیشم اگه
‫همین موضوع روی اجراش

381
00:15:34,340 --> 00:15:36,040
‫توی این فیلم اثر گذاشته باشه.

382
00:15:36,040 --> 00:15:37,310
‫احتمالش هست.

383
00:15:37,310 --> 00:15:38,950
‫من میرم دستشویی.

384
00:15:38,950 --> 00:15:40,350
‫باشه.

385
00:15:46,220 --> 00:15:47,990
‫«چهار دوره‌ی بیست ساله
‫و هفت سال پیش،

386
00:15:47,990 --> 00:15:50,750
‫پدرانمان در این قاره ملتی نو پدید آوردند،

387
00:15:50,750 --> 00:15:53,690
‫ملتی که رؤیای آزادی در سر داشت

388
00:15:53,690 --> 00:15:59,030
‫و خود را وقف رسیدن به این خواسته کرده بود
‫که همه‌ی انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند.»

389
00:15:59,030 --> 00:16:00,600
‫بسه دیگه!

390
00:16:00,600 --> 00:16:04,570
‫«ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم.»

391
00:16:10,140 --> 00:16:13,080
‫هی، شیمون! شیمون!

392
00:16:14,580 --> 00:16:16,280
‫- هی.
‫- هی.

393
00:16:16,280 --> 00:16:17,950
‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

394
00:16:17,950 --> 00:16:19,250
‫چیه؟

395
00:16:19,250 --> 00:16:21,150
‫میشه یه لحظه درجا نزنی،

396
00:16:21,150 --> 00:16:22,950
‫- تا بتونم حرفم رو بزنم؟
‫- اوه، نمی‌تونم وایسم.

397
00:16:22,960 --> 00:16:24,060
‫- هان؟
‫- چرا باید وایسم؟

398
00:16:24,060 --> 00:16:25,230
‫وسط پیاده‌رویم هستم.

399
00:16:25,230 --> 00:16:26,890
‫می‌دونم، ولی صحبت کردن با کسی که

400
00:16:26,890 --> 00:16:28,160
‫هِی بالا پایین می‌پره سخته.

401
00:16:28,160 --> 00:16:29,790
‫چیه؟ چی می‌خوای؟

402
00:16:29,790 --> 00:16:31,460
‫خب، فکر می‌کنم
‫یه خرده سخت گرفتی

403
00:16:31,460 --> 00:16:34,300
‫که دوستم رو از رستوران
‫اخراج مادام‌العمر کردی،

404
00:16:34,300 --> 00:16:35,940
‫- درحالی که می‌تونستی...
‫- بذار یه سؤالی ازت بپرسم.

405
00:16:35,940 --> 00:16:37,010
‫- البته.
‫- بیا فرض کنیم،

406
00:16:37,000 --> 00:16:38,370
‫توی اتاقت یه تابلو گذاشتی.

407
00:16:38,370 --> 00:16:40,740
‫فرض کنیم یه تابلو گذاشتی که:
‫«هرچقدر می‌خوای خودارضایی کن.»

408
00:16:40,740 --> 00:16:42,710
‫- خیلی‌خب.
‫- بعد از یه مدت میگی:

409
00:16:42,710 --> 00:16:45,110
‫«دیگه بسه. نمی‌تونم.
‫دیگه نمی‌خوام این‌کارو بکنم.»

410
00:16:45,110 --> 00:16:46,310
‫آره، چون چاهت خشک میشه.

411
00:16:46,310 --> 00:16:47,540
‫می‌دونی، دیگه آب نمی‌مونه.

412
00:16:47,550 --> 00:16:48,880
‫- نمی‌تونی.
‫- اوه، شاید آب باشه.

413
00:16:48,880 --> 00:16:50,220
‫شاید آب باشه، ولی شرمنده میشی...

414
00:16:50,220 --> 00:16:51,690
‫- میگی: «دیگه زیادی انجامش دادم!»
‫- نه، نه، نه، هیچ شرمی نیست...

415
00:16:51,680 --> 00:16:53,320
‫اگه شرم داشتی اون پنج بار اول رو

416
00:16:53,320 --> 00:16:54,720
‫انجام نمی‌دادی.

417
00:16:54,720 --> 00:16:56,390
‫چرا یهو باید بار ششم شرمنده بشی؟

418
00:16:56,390 --> 00:16:59,030
‫چه شرمنده باشی، چه نباشی، لئون اخراجه.

419
00:16:59,030 --> 00:17:00,770
‫- باشه؟
‫- می‌دونی چیه؟ دیگه نمی‌تونم.

420
00:17:00,760 --> 00:17:02,030
‫نمی‌تونم. این خیلی بی‌ادبانه ست.

421
00:17:02,030 --> 00:17:03,430
‫- این بی‌ادبانه ست؟ به‌نظرم...
‫- خیلی بی‌ادبانه ست.

422
00:17:03,430 --> 00:17:04,630
‫- به‌نظرم بی‌ادبانه ست...
‫- خیلی بی‌ادبانه ست.

423
00:17:04,630 --> 00:17:06,570
‫به نظرم تو بی‌ادبی که
‫وسط پیاده‌رویم جلوم رو گرفتی.

424
00:17:06,570 --> 00:17:08,470
‫نه، تو بی‌ادبی که یه تابلو زدی

425
00:17:08,470 --> 00:17:10,940
‫نوشته: «هرچی می‌تونی بخور»
‫درصورتی‌که حقیقت نداره.

426
00:17:10,940 --> 00:17:12,470
‫دیگه لازم نیست
‫در این باره نگران باشی

427
00:17:12,470 --> 00:17:14,040
‫چون تا آخر عمرت اخراجی!

428
00:17:14,040 --> 00:17:15,440
‫- اوه، من اخراجم؟
‫- دیگه اخراج شدی!

429
00:17:15,440 --> 00:17:17,510
‫- خداحافظ!
‫- آره، انگار به تخمم هست

430
00:17:17,510 --> 00:17:19,450
‫که بازم به اون رستوران گُه‌دونی بیام یا نه.

431
00:17:19,450 --> 00:17:20,920
‫برام مهم نیست چه گهی می‌خوری

432
00:17:20,920 --> 00:17:22,750
‫چون دیگه ریختت رو نمی‌بینم.

433
00:17:22,740 --> 00:17:24,780
‫- عزت زیاد، آشغال.
‫- خیلی‌خب.

434
00:17:26,220 --> 00:17:28,320
‫هی. هی، هی.
‫تو اهل اسرائیل هستی.

435
00:17:28,320 --> 00:17:30,390
‫داستان راحیل و تاجرهای فرش رو شنیدی؟

436
00:17:30,390 --> 00:17:32,430
‫- یه داستان انجیلیه.
‫- انجیل رو می‌شناسم.

437
00:17:32,430 --> 00:17:33,500
‫ولی تاحالا نه اسم راحیل رو شنیدم

438
00:17:33,490 --> 00:17:34,930
‫نه تاجرهای فرش رو شنیدم.

439
00:17:34,930 --> 00:17:36,060
‫- واقعا؟
‫- آره.

440
00:17:36,060 --> 00:17:38,100
‫اوه، راحیل، آهان، آره.

441
00:17:38,100 --> 00:17:40,570
‫راحیل نگاه می‌کنه به تاجرهای فرش

442
00:17:40,570 --> 00:17:44,340
‫و میگه:
‫«اخراجی، آشغال!» عزت زیاد!

443
00:17:50,150 --> 00:17:52,850
‫- سلام.
‫- اوه، سلام، لری.

444
00:17:52,840 --> 00:17:54,250
‫بازم ممنون بابت همه‌ی کمک‌هات.

445
00:17:54,250 --> 00:17:56,220
‫خواهش می‌کنم.
‫خوشحال شدم.

446
00:17:56,220 --> 00:17:58,160
‫می‌دونی، امروز احتمالا
‫بهتر باشه با ماشین نریم

447
00:17:58,150 --> 00:17:59,520
‫چون مخصوص مسیرهای ماشین‌روئه.

448
00:17:59,520 --> 00:18:01,660
‫نمی‌تونیم باهاش وارد چمن بشیم
‫چون چمن رو سوراخ کردن.

449
00:18:01,650 --> 00:18:04,260
‫اوه، نه، مشکلی نیست،
‫از اینا دارم.

450
00:18:05,230 --> 00:18:07,630
‫آره، پرچم آبی دارم.
‫می‌تونیم با ماشین هرجا بخوایم بریم.

451
00:18:07,630 --> 00:18:09,370
‫حتی می‌تونیم وسط چمن‌ها هم بریم.

452
00:18:09,360 --> 00:18:11,960
‫وایسا ببینم.
‫باید گواهی پزشک داشته باشی

453
00:18:11,970 --> 00:18:14,070
‫- که بهت پرچم آبی بدن.
‫- اوه، آره.

454
00:18:14,070 --> 00:18:16,110
‫خب، من ویروس اپشتین–بار دارم.

455
00:18:16,100 --> 00:18:17,470
‫ویروس اپشتین–بار داری؟

456
00:18:18,210 --> 00:18:19,780
‫یه دکتر مختصص خون اینطور فکر می‌کنه.

457
00:18:21,510 --> 00:18:23,510
‫بقیه‌ی دکترها نظرشون چیه؟

458
00:18:23,510 --> 00:18:26,210
‫اوه، لری،
‫قراره بدجوری خوش بگذره.

459
00:18:26,210 --> 00:18:28,050
‫این مگه یه بیماری مخصوص یهودی‌ها نبود؟

460
00:18:37,060 --> 00:18:38,030
‫- واو.
‫- آره.

461
00:18:38,030 --> 00:18:39,430
‫- عجب گلی.
‫- ممنون!

462
00:18:39,430 --> 00:18:40,730
‫خیلی خوب بود.

463
00:18:40,730 --> 00:18:41,930
‫- خیلی خوب بود.
‫- لری.

464
00:18:42,800 --> 00:18:43,900
‫باید این گل رو بزنی.

465
00:18:43,900 --> 00:18:46,540
‫بجنب، بیا یه‌کم پول ببریم.
‫بیا این بی‌شرف‌ها رو ببریم.

466
00:18:46,530 --> 00:18:48,870
‫بجنب. از پسش برمیای.
‫بجنب.

467
00:18:56,310 --> 00:18:58,380
‫ای بابا.

468
00:18:58,380 --> 00:19:00,850
‫عالی بود، لری.
‫مسیر توپ رو عالی پیش‌بینی کردی.

469
00:19:00,850 --> 00:19:02,860
‫عالی بود.

470
00:19:05,820 --> 00:19:09,060
‫اوه، ممنون، بچه‌ها.
‫واقعا خیلی خوش گذشت.

471
00:19:09,060 --> 00:19:10,190
‫- اوه، البته. عالی بود.
‫- ممنون.

472
00:19:10,190 --> 00:19:11,560
‫- آره، عالی بود.
‫- ممنون.

473
00:19:11,560 --> 00:19:14,230
‫راستی، نمایش «خانه تقسیم شده»
‫این هفته شروع میشه.

474
00:19:14,230 --> 00:19:16,130
‫می‌خواید بیاید؟
‫می‌تونم براتون بلیت کنار بذارم.

475
00:19:16,130 --> 00:19:18,200
‫اوه، تو و تد؟
‫آره، میام.

476
00:19:18,200 --> 00:19:19,700
‫- منم میام.
‫- آره. خیلی ممنون.

477
00:19:19,700 --> 00:19:21,130
‫- خیلی‌خب. عالیه.
‫- آره، ممنون.

478
00:19:21,130 --> 00:19:23,040
‫اوه، باید کارت پارکنیگت رو بدی به این یارو.

479
00:19:23,040 --> 00:19:26,340
‫اوه، نه. نیازی نیست.
‫از اینا دارم.

480
00:19:26,340 --> 00:19:29,310
‫- پلاک معلولین؟
‫- فوق‌العاده ست.

481
00:19:29,310 --> 00:19:32,380
‫- هرجا دلم بخواد می‌تونم پارک کنم.
‫- چطور گیرش آوردی؟

482
00:19:32,380 --> 00:19:35,920
‫- اوه، خودت می‌دونی.
‫- اوه، آره، ویروس اپشتین–بار.

483
00:19:37,050 --> 00:19:40,120
‫- چی؟
‫- ویروس اپشتین–بار؟

484
00:19:40,120 --> 00:19:41,490
‫آره. ویروس اپشتین–بار.

485
00:19:41,490 --> 00:19:42,960
‫- خیلی‌خب.
‫- آره.

486
00:19:42,960 --> 00:19:45,660
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫روزتون بخیر. خداحافظ.

487
00:19:45,660 --> 00:19:47,160
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

488
00:19:47,160 --> 00:19:50,700
‫راستی، لری، بازی کوتاه!
‫روی بازیِ کوتاهت کار کن.

489
00:19:50,700 --> 00:19:52,230
‫باشه، باشه.

490
00:19:57,070 --> 00:19:58,770
‫اوه، خدای من.

491
00:20:00,370 --> 00:20:02,840
‫«چهار دوره‌ی بیست ساله و
‫هفت سال پیش پدرانمان

492
00:20:02,840 --> 00:20:06,680
‫در این قاره ملتی نو پدید آوردند،
‫ملتی که رؤیای آزادی در سر داشت

493
00:20:06,680 --> 00:20:09,820
‫و خود را وقف رسیدن به این خواسته کرده
‫بود که همه‌ی انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند.

494
00:20:09,820 --> 00:20:11,890
‫ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم

495
00:20:11,890 --> 00:20:13,560
‫که دوام آن ملت

496
00:20:13,550 --> 00:20:17,150
‫یا هر ملت دیگری را که همان
‫رؤیاها و همان اهداف را در سر دارد

497
00:20:17,160 --> 00:20:19,060
‫به بوته‌ی آزمایش گذاشته ‌است.

498
00:20:19,060 --> 00:20:20,900
‫ما در یکی از میادین نبرد

499
00:20:20,890 --> 00:20:21,860
‫همان جنگ گرد هم آمده‌ایم.

500
00:20:21,860 --> 00:20:23,930
‫آمده‌ایم تا بخشی از آن میدان نبرد را

501
00:20:23,930 --> 00:20:25,300
‫به آرامگاه ابدی کسانی اختصاص دهیم

502
00:20:25,300 --> 00:20:27,240
‫که درست در همین‌جا از جان خود گذشتند

503
00:20:27,230 --> 00:20:29,270
‫تا آن ملت به حیاتش ادامه دهد.

504
00:20:29,270 --> 00:20:30,870
‫اما اگر عمیق‌تر بنگریم، ما نمی‌توانیم
‫این زمین را به یاد آنان نامگذاری کنیم،

505
00:20:30,870 --> 00:20:33,310
‫ما نمی‌توانیم به این زمین قداست ببخشیم،
‫ما نمی‌توانیم این زمین را متبرک گردانیم.»

506
00:20:34,540 --> 00:20:36,910
‫وظیفه‌ی ماست که از این رفتگان عزیز،

507
00:20:36,910 --> 00:20:39,480
‫جانسپاری برای نهضتی که
‫برایش جانسپاری کردند را بیاموزیم،

508
00:20:39,480 --> 00:20:43,080
‫و در اینجا مقرر بداریم که این رفتگان،

509
00:20:43,080 --> 00:20:44,680
‫بیهوده جان نداده‌اند

510
00:20:44,680 --> 00:20:46,880
‫و اینکه دولت مردم،

511
00:20:46,890 --> 00:20:48,220
‫توسط مردم،

512
00:20:48,220 --> 00:20:49,590
‫برای مردم،

513
00:20:49,590 --> 00:20:52,490
‫از صفحه‌ی روزگار محو نشود.»

514
00:20:53,690 --> 00:20:55,860
‫- ایول، رفیق!
‫- باریکلا!

515
00:20:56,260 --> 00:20:58,790
‫یو.اس.اِی! یو.اس.اِی!

516
00:21:11,310 --> 00:21:13,470
‫آره! کون لقت، شیمون!

517
00:21:13,470 --> 00:21:16,850
‫اینم 2 کیلو گوشت دنده
‫و 4 کیلو کون لقت!

518
00:21:19,050 --> 00:21:20,690
‫کون لقت، شیمون!

519
00:21:23,590 --> 00:21:25,330
‫هی، عمراً باورتون بشه.

520
00:21:25,330 --> 00:21:27,870
‫الان داشتم تلفنی با
‫مدیر مالیم حرف می‌زدم.

521
00:21:27,860 --> 00:21:30,500
‫فروش‌مون داره می‌ترکونه.

522
00:21:30,500 --> 00:21:31,900
‫- فروش سر به فلک کشیده.
‫- چی؟

523
00:21:31,900 --> 00:21:34,840
‫آره. توی دو هفته اخیر.
‫باورنکردنیه.

524
00:21:34,830 --> 00:21:37,060
‫- بخاطر آلته ست.
‫- بخاطر آلته نیست.

525
00:21:37,070 --> 00:21:39,010
‫- بخاطر آلته ست!
‫- بخاطر محصول‌مونه!

526
00:21:39,010 --> 00:21:40,410
‫پس چطور قبل از اینکه
‫آلت رو روی عکست بکشن

527
00:21:40,410 --> 00:21:41,680
‫فروش نمی‌ترکوند؟

528
00:21:41,670 --> 00:21:43,970
‫- دهن به دهن تبلیغ شده.
‫- اوه، آره، دهن به دهن.

529
00:21:43,980 --> 00:21:45,780
‫هی، فکر کنم دچار افزایش
‫فروش پسا آلت شدی.

530
00:21:45,780 --> 00:21:47,580
‫- چطور؟
‫- چون مردم دارن میگن...

531
00:21:47,580 --> 00:21:48,880
‫«هی، اون زنه روی بیلبورد رو دیدی

532
00:21:48,880 --> 00:21:50,410
‫که خفتان تنشه؟
‫یه آلت توی دهنش رفته.»

533
00:21:50,410 --> 00:21:52,080
‫«آلت توی دهنش رفته؟»
‫«یه آلت توی دهنشه.»

534
00:21:52,090 --> 00:21:53,190
‫آره.

535
00:21:53,190 --> 00:21:54,530
‫یه جور میگی انگار توی یه
‫تئاتر موزیکال زندگی می‌کنی.

536
00:21:54,520 --> 00:21:55,890
‫آره، خب برای من زندگی واقعیه.

537
00:21:55,890 --> 00:21:58,890
‫- و می‌خوام برداشته بشه.
‫- نه. اتفاقاً...

538
00:21:58,890 --> 00:22:00,990
‫- می‌دونی باید چیکار کنی؟
‫- چی؟

539
00:22:01,000 --> 00:22:02,540
‫به یه کیر دوم نیاز داری.

540
00:22:02,530 --> 00:22:03,900
‫- کیر دوم.
‫- نه.

541
00:22:03,900 --> 00:22:06,370
‫فکر می‌کنی اگه دو کیر
‫باشه فروشم بیشتر میشه؟

542
00:22:06,370 --> 00:22:08,170
‫- دو برابر میشه!
‫- آره.

543
00:22:08,170 --> 00:22:10,240
‫می‌دونی به چی فکر می‌کنم؟

544
00:22:10,240 --> 00:22:11,980
‫- یه کیر توی کون.
‫- اوه، برو بابا.

545
00:22:11,970 --> 00:22:13,540
‫- خیلی حال بهم‌زنی.
‫- پس دوتا کیر، یکی جلو

546
00:22:13,540 --> 00:22:14,670
‫- یکی هم تو کون.
‫- آره.

547
00:22:14,670 --> 00:22:16,340
‫- و چطوره که یه خرده هم روت آب کیر پاشیده شده باشه؟
‫- آره.

548
00:22:16,340 --> 00:22:17,410
‫می‌دونید چیه؟
‫بذارید یه چیزی بهتون بگم...

549
00:22:17,410 --> 00:22:18,810
‫جنس‌هات تموم میشه از بس می‌فروشی.
‫جنس‌هات تموم میشه.

550
00:22:18,810 --> 00:22:20,750
‫یه خرده آب کیر.
‫یه خرده آب کیر فروش رو می‌ترکونه.

551
00:22:20,750 --> 00:22:22,890
‫وارن بافت هیچ‌وقت با پاشیدنِ

552
00:22:22,880 --> 00:22:24,780
‫آب کیر روی صورتش
‫پولدار نشد. باور کنید.

553
00:22:24,780 --> 00:22:26,520
‫آره، من فقط دارم میگم
‫به‌عنوان یه زن صاحب کسب‌وکار

554
00:22:26,520 --> 00:22:28,560
‫واجبه که همچین چیزی رو
‫مدنظر داشته باشه.

555
00:22:28,560 --> 00:22:31,330
‫- درباره‌اش فکر می‌کنم.
‫- کیرها رو دودستی بچسب!

556
00:22:44,070 --> 00:22:46,110
‫- برو پی کارت!
‫- سیه‌نا، لری‌ام.

557
00:22:46,110 --> 00:22:48,310
‫- باید باهات حرف بزنم.
‫- لری، الان نه.

558
00:22:48,310 --> 00:22:49,840
‫الان خیلی بد موقع ست، لری.

559
00:22:49,840 --> 00:22:52,810
‫فقط چند دقیقه وقتت رو می‌گیره. خیلی مهمه.

560
00:22:56,220 --> 00:22:57,720
‫آره...

561
00:22:58,250 --> 00:22:59,350
‫چه خبرا؟

562
00:22:59,350 --> 00:23:01,180
‫خب، اولاً...

563
00:23:01,190 --> 00:23:05,200
‫فقط می‌خواستم
‫معذرت‌خواهی کنم بابت اون شب.

564
00:23:05,190 --> 00:23:07,490
‫می‌دونی، کتم رو آویزون
‫کردم پشت صندلیم.

565
00:23:07,490 --> 00:23:08,920
‫کت رو اونجا می‌ذارن دیگه.

566
00:23:08,930 --> 00:23:11,130
‫از اول دنیا کت رو اونجا می‌ذاشتن.

567
00:23:11,130 --> 00:23:12,100
‫حتی زمان شکسپیر هم

568
00:23:12,100 --> 00:23:14,270
‫شنل‌ها و جامه‌ها رو
‫پشت صندلی آویزون می‌کردن.

569
00:23:14,270 --> 00:23:15,540
‫- آره.
‫- می‌دونی.

570
00:23:15,540 --> 00:23:17,540
‫کت‌ الان آخرین نگرانیِ منه، لری،

571
00:23:17,540 --> 00:23:20,210
‫ولی ممنون که معذرت‌خواهی کردی.

572
00:23:21,540 --> 00:23:23,640
‫توی فیلم‌برداری اوضاع
‫چطور پیش میره؟

573
00:23:23,640 --> 00:23:27,210
‫خوب نیست.

574
00:23:27,210 --> 00:23:30,580
‫هرکاری می‌کنم
‫نمی‌تونم نقش رو دربیارم.

575
00:23:31,250 --> 00:23:32,620
‫خیلی از شنیدنش متأسفم.

576
00:23:32,620 --> 00:23:34,590
‫کابوس محضه.
‫می‌خوان اخراجم کنن.

577
00:23:35,990 --> 00:23:38,420
‫می‌دونی، این تریلر رو که ورانداز می‌کنم،

578
00:23:38,430 --> 00:23:42,670
‫متوجه شدم هیچ میوه‌ای نیست.

579
00:23:42,660 --> 00:23:44,500
‫من اصلا...
‫من میوه دوست ندارم.

580
00:23:44,500 --> 00:23:46,070
‫من اصلا...
‫من... منظورت چیه؟

581
00:23:46,070 --> 00:23:48,740
‫اوه، پس میوه دوست نداری.

582
00:23:48,740 --> 00:23:50,140
‫- نه، میوه دوست ندارم.
‫- اوه، حتما. آره.

583
00:23:50,140 --> 00:23:51,710
‫به‌طرز بخصوصی
‫به میوه اهمیت نمیدم...

584
00:23:51,700 --> 00:23:52,940
‫بهش اهمیت نمیدی؟
‫دوست هم نداری؟

585
00:23:52,940 --> 00:23:55,510
‫- بهش نیازی هم نداری؟
‫- اوهوم. لری، بهش نیازی ندارم.

586
00:23:55,510 --> 00:23:58,080
‫بهش اهمیتِ خاصی نمیدم...

587
00:24:04,010 --> 00:24:05,220
‫برات یه گلابی گرفتم.

588
00:24:11,230 --> 00:24:12,930
‫یه‌کم قهوه درست می‌کنم.

589
00:24:17,300 --> 00:24:18,840
‫یعنی کی می‌تونه باشه؟

590
00:24:20,400 --> 00:24:21,500
‫سلام، خانم.

591
00:24:21,500 --> 00:24:24,570
‫- شما تانیا بارستو هستید؟
‫- بله.

592
00:24:28,710 --> 00:24:31,320
‫هرولد.

593
00:24:33,550 --> 00:24:35,220
‫هواپیماش ساقط شده.

594
00:24:37,810 --> 00:24:38,950
‫مُرده.

595
00:24:43,590 --> 00:24:45,360
‫گفته بود دو نفری با قایق

596
00:24:45,360 --> 00:24:46,930
‫می‌ریم جزیره‌های مختلف.

597
00:24:49,370 --> 00:24:51,210
‫گفته بود: «زیاد طول نمی‌کِشه.»

598
00:24:53,330 --> 00:24:55,640
‫گفته بود: «وقتی برگردم،

599
00:24:58,640 --> 00:25:01,680
‫کل دنیا جلوی پامونه.»

600
00:25:02,640 --> 00:25:04,810
‫ولی زمان گوشش بدهکار نیست،

601
00:25:04,810 --> 00:25:06,850
‫و دنیا منتظر کسی نمی‌مونه.

602
00:25:09,950 --> 00:25:13,820
‫التماسش کردم!
‫التماسش کردم نیروی هوایی نره.

603
00:25:13,820 --> 00:25:15,390
‫التماسش کردم پرواز نکنه.

604
00:25:18,530 --> 00:25:19,860
‫تقصیر توئه.

605
00:25:19,860 --> 00:25:22,330
‫تو تشویقش کردی بره مدرسه خلبانی.

606
00:25:22,330 --> 00:25:24,330
‫تو می‌خواستی اون بمیره!

607
00:25:24,330 --> 00:25:26,330
‫تویی که باید می‌مُردی.

608
00:25:26,330 --> 00:25:32,710
‫ازت متنفرم!

609
00:25:35,880 --> 00:25:37,080
‫کات!

610
00:25:37,080 --> 00:25:38,980
‫عالی بود.

611
00:25:38,980 --> 00:25:41,950
‫- سیه‌نا، خیلی زیبا بود.
‫- آره، فوق‌العاده بود.

612
00:25:45,320 --> 00:25:46,250
‫آخه مگه میشه؟

613
00:25:46,250 --> 00:25:49,320
‫- استثنائی بود.
‫- ممنون.

614
00:25:49,320 --> 00:25:51,120
‫- تو فوق‌العاده‌ای.
‫- اوه، خدای من.

615
00:25:51,120 --> 00:25:52,420
‫سیه‌نا، کارت عالی بود.

616
00:25:52,430 --> 00:25:53,630
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.
‫ضبط شد دیگه، نه؟

617
00:25:53,630 --> 00:25:54,870
‫- آره، قطعا.
‫- حله.

618
00:25:54,860 --> 00:25:56,760
‫- تو نجاتم دادی.
‫- بریم صحنه‌ی بعد!

619
00:25:56,760 --> 00:25:58,290
‫- ایول.
‫- ایول، هان؟

620
00:25:58,300 --> 00:25:59,700
‫- ایول.
‫- ایول. ایول.

621
00:25:59,700 --> 00:26:00,930
‫ایول.

622
00:26:00,930 --> 00:26:02,500
‫باورم نمیشه این‌کارو کردی.

623
00:26:02,500 --> 00:26:05,040
‫مشکلم رو حل کردی.

624
00:26:05,940 --> 00:26:07,610
‫بذار بهت بگم چی رو هنوز حل نکردم.

625
00:26:07,610 --> 00:26:09,850
‫اوهوم.

626
00:26:09,840 --> 00:26:12,910
‫سعی کردم یه‌کم درباره‌ی راحیل
‫و تاجرهای فرش تحقیق کنم،

627
00:26:12,910 --> 00:26:16,120
‫ولی هیچی پیدا نکردم.
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

628
00:26:17,110 --> 00:26:18,250
‫- عجیبه.
‫- آره.

629
00:26:18,250 --> 00:26:20,050
‫از بین تمام داستان‌هایی
‫که از دین‌تون خوندم،

630
00:26:20,050 --> 00:26:22,420
‫فقط همین یه داستان بود که
‫خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم.

631
00:26:22,420 --> 00:26:25,020
‫مطمئنی خوندیش؟
‫احیاناً خواب‌شو ندیدی؟

632
00:26:25,030 --> 00:26:26,700
‫ببین، من...

633
00:26:26,690 --> 00:26:28,860
‫نمی‌دونم کجا خوندمش.
‫یادم نمیاد کجا خوندمش،

634
00:26:28,860 --> 00:26:30,360
‫ولی مطمئنم که قطعا یه
‫همچین داستانی وجود داره.

635
00:26:30,360 --> 00:26:31,560
‫- باشه؟ آره.
‫- باشه.

636
00:26:31,560 --> 00:26:34,660
‫می‌دونی دیگه سعی کردم چی رو پیدا کنم؟
‫کلمه‌ی «اشمایتز» رو...

637
00:26:34,660 --> 00:26:37,140
‫که اونم نتونستم پیدا کنم.

638
00:26:37,140 --> 00:26:39,080
‫اشمایتز وجود داره.

639
00:26:39,070 --> 00:26:40,770
‫- اشمایتز؟
‫- اشمایتز یه کلمه‌ی واقعیه

640
00:26:40,770 --> 00:26:43,140
‫به معنی «باید برم.»
‫«باید اشمایتز کنم.»

641
00:26:43,140 --> 00:26:45,740
‫این کلاه‌گیس داره پدرم رو درمیاره.

642
00:26:45,750 --> 00:26:46,820
‫خیلی اذیت می‌کنه.

643
00:26:46,810 --> 00:26:49,110
‫فکر کنم باید برم
‫بدم درستش کنن.

644
00:26:49,120 --> 00:26:51,960
‫تو توی همه‌ی فیلم‌هات یه
‫کلاه‌گیس متفاوت سرت می‌کنی؟

645
00:26:52,790 --> 00:26:54,460
‫حالا که درباره‌اش فکر می‌کنم

646
00:26:54,450 --> 00:26:56,390
‫فکر نکنم تاحالا با یه موی یکسان

647
00:26:56,390 --> 00:26:58,990
‫دیده باشمت. اصلا،

648
00:26:58,990 --> 00:27:00,930
‫نمی‌دونم اصلا تاحالا موی
‫واقعیت رو دیدم یا نه.

649
00:27:00,930 --> 00:27:02,600
‫بلوند هستی؟
‫مو خرمایی هستی؟

650
00:27:02,600 --> 00:27:04,170
‫مو قرمز هستی؟

651
00:27:04,160 --> 00:27:07,000
‫اصلا نمی‌دونم موهات چه شکلیه.

652
00:27:08,600 --> 00:27:12,270
‫من طاسی سر دارم مرتیکه‌ی کثافت.

653
00:27:14,310 --> 00:27:17,320
‫- نمی‌دونستم طاسی داری!
‫- کثافت!

654
00:27:18,480 --> 00:27:21,710
‫اشمایتز نکن! اشمایتز نکن!

655
00:27:21,710 --> 00:27:24,750
‫من چه می‌دونستم طاسی داره.
‫تو می‌دونستی؟

656
00:27:24,750 --> 00:27:26,650
‫- روحمم خبر نداشت.
‫- آره، کی می‌دونست؟

657
00:27:26,650 --> 00:27:28,550
‫- چطور میشه تشخیص داد؟
‫- نمیشه.

658
00:27:28,560 --> 00:27:31,630
‫لری! هی! آماده‌ای؟

659
00:27:31,630 --> 00:27:32,830
‫حس و حال برنده بودن داری؟

660
00:27:32,830 --> 00:27:34,170
‫- اوه، آره.
‫- اوه، خوبه.

661
00:27:34,160 --> 00:27:36,230
‫- حسِ یه برنده‌ی بزرگ رو دارم.
‫- خوبه، لری، خوبه،

662
00:27:36,230 --> 00:27:38,430
‫- چون دلم نمی‌خواد ببازم.
‫- هومم.

663
00:27:38,430 --> 00:27:42,940
‫راستی، چطوری زمان شروعِ
‫بازی رو به 10:45 تغییر دادی؟

664
00:27:42,940 --> 00:27:46,440
‫- من نتونستم 10:45 بکنمش.
‫- اوه، یه اتفاق دیوانه‌وار.

665
00:27:46,440 --> 00:27:49,540
‫داور شروع‌کننده ازم خوشش اومده.
‫عجیبه.

666
00:27:49,540 --> 00:27:50,840
‫خیلی‌خب،
‫من میرم توی زمین بازی.

667
00:27:50,850 --> 00:27:51,950
‫- باشه.
‫- تو هم میای زمین بازی؟

668
00:27:51,950 --> 00:27:53,180
‫اونجا می‌بینمت.

669
00:27:53,180 --> 00:27:55,780
‫خیلی‌خب. خوش و بش کافیه، بیاید بازی.

670
00:27:55,780 --> 00:27:57,020
‫- باشه.
‫- بریم. خیلی‌خب.

671
00:27:57,020 --> 00:27:58,590
‫- باشه.
‫- ما برنده می‌شیم، لری.

672
00:27:58,590 --> 00:28:00,230
‫امروز یه‌کم پول به جیب می‌زنیم!

673
00:28:01,890 --> 00:28:03,720
‫- خوش بگذره.
‫- سلام، داوید.

674
00:28:03,720 --> 00:28:05,060
‫سلام. حالت چطوره؟

675
00:28:05,060 --> 00:28:06,560
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

676
00:28:06,560 --> 00:28:08,530
‫خیلی کنجکاوم.

677
00:28:09,500 --> 00:28:12,870
‫لوری چطوری تونست زمان
‫شروع بازی رو به 10:45 تغییر بده؟

678
00:28:12,870 --> 00:28:16,580
‫50 دلیل به ذهنم می‌رسه.

679
00:28:17,470 --> 00:28:21,040
‫عجب.

680
00:28:21,040 --> 00:28:22,910
‫آره. زن فوق‌العاده‌ایه، هان؟

681
00:28:24,650 --> 00:28:26,020
‫آره، زن فوق‌العاده‌ایه.

682
00:28:26,010 --> 00:28:28,040
‫- آره، البته که هست.
‫- خیلی‌خب. ممنون.

683
00:28:33,890 --> 00:28:36,030
‫- خیلی‌خب. خوبه.
‫- اوه، واقعا؟

684
00:28:36,020 --> 00:28:38,790
‫- آره. امتیازشو می‌گیری.
‫- این میشه 5 امتیاز.

685
00:28:38,790 --> 00:28:41,360
‫منم 5 امتیاز گرفتم،
‫پس ما یه امتیاز جلوتریم.

686
00:28:41,360 --> 00:28:42,960
‫- درسته. باشه. آره.
‫- درسته.

687
00:28:42,960 --> 00:28:44,660
‫- قراره ببازی، مت. آره.
‫- خیلی‌خب.

688
00:28:44,660 --> 00:28:47,460
‫- هی، چوبت رو اونجا گذاشتی.
‫- اوه، ممنون، لری.

689
00:28:47,470 --> 00:28:48,800
‫5 امتیاز گرفتی؟

690
00:28:48,800 --> 00:28:52,840
‫- آره.
‫- چطوری 5 امتیاز گرفتی؟

691
00:28:52,840 --> 00:28:55,210
‫- توپم رو پیدا کردم.
‫- توپه رو پیدا کردی؟

692
00:28:55,210 --> 00:28:57,680
‫- توپه رو پیدا کردم.
‫- چطوری از جنگل پیداش کردی؟

693
00:28:57,680 --> 00:28:59,520
‫تا وسط‌های جنگل رفته بود.

694
00:28:59,510 --> 00:29:01,050
‫ضربه‌ی خوبی زده بودم.

695
00:29:03,150 --> 00:29:05,880
‫آره، ضربه زده بودی چه ضربه‌ای.

696
00:29:18,470 --> 00:29:19,970
‫یا خدا!

697
00:29:31,240 --> 00:29:33,040
‫لری کجاست؟
‫لری کدوم گوریه؟

698
00:29:33,050 --> 00:29:34,350
‫- گفت می‌خواد...
‫- بازم قراره دیر کنه؟

699
00:29:34,350 --> 00:29:36,150
‫نه، میاد. باور کن. میاد.

700
00:29:36,150 --> 00:29:37,420
‫- اصلا نمی‌دونم...
‫- هی!

701
00:29:37,420 --> 00:29:40,760
‫هی. تو همون زنه‌ای
‫که کیر تو دهنش رفته.

702
00:29:46,860 --> 00:29:48,060
‫واقعا؟

703
00:29:52,670 --> 00:29:54,900
‫هی! هی!

704
00:29:54,900 --> 00:29:56,470
‫ببین، ببخشید که این‌کارو می‌کنم.

705
00:29:56,470 --> 00:29:58,570
‫زنم ازم خواست این‌کارو بکنم،
‫پس تو هم ادا دربیار.

706
00:29:58,570 --> 00:30:01,810
‫با شماره سه سرت رو
‫به سمت راست بچرخون.

707
00:30:01,810 --> 00:30:03,750
‫یک، دو، سه.

708
00:30:05,450 --> 00:30:09,890
‫آره. آره.
‫و اسم کسب‌وکار زنم رو

709
00:30:09,880 --> 00:30:11,680
‫به اون زبون کثیفت نیار!
(ادای ویل اسمیت در اسکار)

710
00:30:14,860 --> 00:30:17,160
‫تو واقعا معرکه‌ای، پسر.

711
00:30:17,160 --> 00:30:19,400
‫- اوه، خیلی جذاب بود، عزیزم!
‫- هی.

712
00:30:19,390 --> 00:30:20,990
‫اوه، لر،
‫عمراً اینو باورت بشه.

713
00:30:21,000 --> 00:30:22,660
‫اوه، نه، نه،
‫اتفاقا تو هم عمراً اینو باورت بشه.

714
00:30:22,660 --> 00:30:25,000
‫امروز عصر از دم بیلبورد داشتم رد می‌شدم.

715
00:30:25,830 --> 00:30:27,900
‫یه کیر دیگه رفته تو دهنت!

716
00:30:27,900 --> 00:30:29,640
‫قراره کلی پول به‌جیب بزنی!

717
00:30:30,840 --> 00:30:32,870
‫عجب. یه کیر دیگه.

718
00:30:32,870 --> 00:30:34,370
‫اوه، خدایا.

719
00:30:34,370 --> 00:30:37,140
‫باید این یکی رو ببینی.
‫خیلی بزرگه!

720
00:30:38,150 --> 00:30:41,480
‫ببخشید. ببخشید.

721
00:30:41,480 --> 00:30:44,520
‫می‌تونستید بلند بشید. نمی‌مُردید.

722
00:30:44,520 --> 00:30:47,160
‫- اوه، هی.
‫- هی.

723
00:30:47,150 --> 00:30:50,590
‫خب، صندلی‌مون جای خوبیه.
‫از دیدنت خوشحالم.

724
00:30:50,590 --> 00:30:51,730
‫آره.

725
00:30:51,730 --> 00:30:53,030
‫خیلی برای نمایش هیجان دارم.

726
00:30:53,030 --> 00:30:56,070
‫- تو هم برای دیدنِ نمایش هیجان داری؟
‫- آره، چه‌جورم.

727
00:30:56,060 --> 00:30:57,830
‫خیلی از لوری لافلین خوشم میاد.

728
00:30:57,830 --> 00:30:59,740
‫اوه، آره. زن خوبیه.

729
00:31:04,410 --> 00:31:07,040
‫هی، من تو رو می‌شناسم.

730
00:31:07,040 --> 00:31:09,640
‫تو همون پیش‌خدمته توی
‫اون رستوران چینیه هستی، نه؟

731
00:31:09,640 --> 00:31:12,650
‫اوه، آره.
‫من توی کاخ سان‌وا کار می‌کنم.

732
00:31:12,650 --> 00:31:14,320
‫ماهی مُرده چطوره؟

733
00:31:14,310 --> 00:31:15,950
‫هنوز مُرده؟

734
00:31:15,950 --> 00:31:19,590
‫اوه. تو همون یاروی پیگیر ماهی هستی؟
‫نه. ما هیچ ماهی مُرده‌ای نداریم.

735
00:31:19,590 --> 00:31:20,660
‫اِه...

736
00:31:20,650 --> 00:31:23,190
‫یه سر برو رستوران مرکز شهر.
‫ماهی رو اونجا می‌بینی.

737
00:31:23,190 --> 00:31:25,060
‫خیلی خوشحاله. حالش خوبه.

738
00:31:25,060 --> 00:31:26,490
‫- آخر این هفته میرم.
‫- باشه.

739
00:31:26,490 --> 00:31:28,660
‫آره، راستی تو به تاریخ علاقه داری؟

740
00:31:28,660 --> 00:31:29,990
‫- از لینکلن خوشت میاد؟
‫- اوه، آره.

741
00:31:30,000 --> 00:31:31,400
‫یکی از رئیس‌جمهورهای موردعلاقه‌مه.

742
00:31:31,400 --> 00:31:33,140
‫می‌دونی، اگه لینکلن یه آکواریوم داشت

743
00:31:33,130 --> 00:31:35,600
‫و یه ماهی توی فیلتر گیر می‌کرد،

744
00:31:35,600 --> 00:31:38,200
‫لینکلن ماهیه رو آزاد می‌کرد.

745
00:31:38,210 --> 00:31:41,410
‫ماهی گیر نکرده،
‫پس لینکلن ماهی‌ای نداره که آزادش کنه.

746
00:31:41,410 --> 00:31:44,350
‫فرضاً گفتم.
‫اگه اینطور بود لینکلن ماهیه رو آزاد می‌کرد.

747
00:31:44,340 --> 00:31:46,340
‫اوه، چرا این‌قدر ماهی برات مهمه؟

748
00:31:46,350 --> 00:31:50,020
‫- خودت چرا ماهی برات مهم نیست؟
‫- شاید نگرانِ خودت هستی.

749
00:31:50,020 --> 00:31:51,960
‫- آره.
‫- تو مشکل داری، آقا.

750
00:31:51,950 --> 00:31:53,320
‫نه، خودت مشکل داری.

751
00:31:53,320 --> 00:31:55,360
‫- دروغگوی مریض.
‫- هی.

752
00:31:55,360 --> 00:31:57,960
‫- نه. ماهی مریض بود.
‫- آره. ماهی گیر کرده بود.

753
00:31:57,960 --> 00:32:01,230
‫- نه، ماهی جابجا شد.
‫- ماهی مُرده. ماهی مُرده.

754
00:32:01,230 --> 00:32:05,130
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫اومدیم اینجا نمایش ببینیم.

755
00:32:05,130 --> 00:32:06,600
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

756
00:32:08,070 --> 00:32:10,340
‫- مری.
‫- بله، اب؟

757
00:32:10,340 --> 00:32:13,610
‫جوراب قرمز مرا ندیده‌ای؟

758
00:32:13,610 --> 00:32:16,450
‫منظورت همانی‌ست که سوراخ‌سوراخ بود؟

759
00:32:17,080 --> 00:32:18,180
‫متوجه نشده بودم.

760
00:32:18,180 --> 00:32:21,050
‫من متوجه شدم، و به
‫میرندا گفتم بندازش دور.

761
00:32:21,050 --> 00:32:23,820
‫یا اگر بخوام به نحوی بگم
‫که تو بیشتر خوشت بیاد،

762
00:32:23,820 --> 00:32:25,520
‫جوراب‌هات از زیر سلطه‌ خارج شدن.

763
00:32:26,750 --> 00:32:29,820
‫شاید بهتر باشه
‫کمی دیرتر از موعد مقرر

764
00:32:29,820 --> 00:32:31,020
‫به منزل سیوارد بریم.

765
00:32:31,020 --> 00:32:34,130
‫وقت‌شناسی نشانه‌ی ادب پادشاهانه.
‫نمی‌تونیم دیر ‌کنیم.

766
00:32:34,130 --> 00:32:37,670
‫اوه. اگه یه بار دیگه
‫حرف از خریدن آلاسکا بزنه

767
00:32:37,660 --> 00:32:41,600
‫به پیمانگان ملحق میشم.

768
00:32:43,940 --> 00:32:45,910
‫فرانکز فکر می‌کنه من کثافتم.

769
00:32:45,910 --> 00:32:47,380
‫- قسم می‌خورم اگه...
‫- هی.

770
00:32:47,370 --> 00:32:50,880
‫بیشتر از بالا به پایین منو
‫نگاه کنه، چشم‌هاش می‌افتن.

771
00:32:50,880 --> 00:32:53,120
‫- چیه؟
‫- کتت رو خوب نکِشیدی

772
00:32:53,110 --> 00:32:54,680
‫پشت صندلی.

773
00:32:54,680 --> 00:32:56,050
‫- کتم خوبه.
‫- کتت بلنده.

774
00:32:56,050 --> 00:32:57,490
‫کتم خوبه.

775
00:32:58,650 --> 00:33:01,480
‫کتت بلنده. و ماهی مُرده.

776
00:33:11,170 --> 00:33:14,340
‫چهار دوره‌ی بیست ساله
‫و هفت سال پیش،

777
00:33:14,330 --> 00:33:19,100
‫پدرانمان در این قاره ملتی نو پدید آوردند،

778
00:33:19,110 --> 00:33:22,850
‫ملتی که رؤیای آزادی
‫در سر داشت و خود را وقف

779
00:33:22,840 --> 00:33:26,440
‫رسیدن به این خواسته کرده بود
‫که همه‌ی انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند.

780
00:33:26,450 --> 00:33:29,890
‫ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم

781
00:33:29,880 --> 00:33:34,850
‫که دوام آن ملت،
‫یا هر ملت دیگری را که...

782
00:33:34,850 --> 00:33:36,620
‫....همان رؤیاها و همان اهداف را در سر دارد،

783
00:33:36,620 --> 00:33:37,550
‫به بوته‌ی آزمایش گذاشته ‌است.

784
00:33:37,560 --> 00:33:40,700
‫هی.
‫من باید برم دستشویی.

785
00:33:40,700 --> 00:33:42,130
‫- نه.
‫- باید بشاشم.

786
00:33:42,130 --> 00:33:43,800
‫نه...

787
00:33:43,800 --> 00:33:44,730
‫وسطِ...

788
00:33:44,730 --> 00:33:46,770
‫من هردفعه که می‌شاشیدم سعی می‌کردم

789
00:33:46,770 --> 00:33:47,670
‫نطق گتیسبورگ رو حفظ کنم،

790
00:33:47,670 --> 00:33:49,340
‫و حالا شرطی‌سازی شدم که
‫هردفعه می‌شنومش بشاشم.

791
00:33:49,340 --> 00:33:52,240
‫که درست در همین‌جا از جان خود گذشتند...

792
00:33:52,240 --> 00:33:54,310
‫مثل آزمایش پاولوفیه.

793
00:33:54,310 --> 00:33:55,380
‫خیلی‌خب، این مسخره ست.

794
00:33:55,380 --> 00:33:56,940
‫- نه، مسخره نیست.
‫- هی، هی.

795
00:33:56,940 --> 00:33:59,150
‫- الان وسط نمایشه.
‫- متوجه‌ام.

796
00:33:59,150 --> 00:34:00,620
‫مجبوری نگهش داری.

797
00:34:00,620 --> 00:34:01,550
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

798
00:34:01,550 --> 00:34:05,590
‫اما اگر عمیق‌تر بنگریم، ما نمی‌توانیم
‫این زمین را به یاد آنان نامگذاری کنیم،

799
00:34:05,590 --> 00:34:09,520
‫اما اگر عمیق‌تر بنگریم، ما نمی‌توانیم
‫این زمین را به یاد آنان نامگذاری کنیم،

800
00:34:10,390 --> 00:34:12,490
‫ما نمی‌توانیم به این زمین قداست ببخشیم،
‫ما نمی‌توانیم این زمین را متبرک گردانیم...

801
00:34:12,490 --> 00:34:15,030
‫...که در اینجا کوشش کردند...

802
00:34:15,030 --> 00:34:16,630
‫دیگه نمی‌تونم...

803
00:34:16,630 --> 00:34:17,600
‫وضعیت ناجوره. وضعیت ناجوره.

804
00:34:17,600 --> 00:34:20,170
‫این کت رو از سر راهم بردار! آخ پام!

805
00:34:20,170 --> 00:34:21,510
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- پا گیر کرده!

806
00:34:21,500 --> 00:34:22,970
‫- پا گیر نکرده.
‫- پا گیر کرده!

807
00:34:22,970 --> 00:34:25,410
‫- پا گیر نکرده.
‫- پا... گیر کرده!

808
00:34:27,810 --> 00:34:28,940
‫حالش خوبه؟

809
00:34:28,940 --> 00:34:30,710
‫اوه، پسر.

810
00:34:30,710 --> 00:34:32,910
‫- اَیی!
‫- و اینکه دولت مردم،

811
00:34:32,910 --> 00:34:38,950
‫توسط مردم، برای مردم، از صفحه‌ی روزگار

812
00:34:38,950 --> 00:34:40,020
‫محو نشود.

813
00:34:41,860 --> 00:34:44,030
‫لری، بی‌خیال، مرد...

814
00:34:44,020 --> 00:34:45,560
‫این چه وضع‌شه!

815
00:34:52,070 --> 00:34:55,340
‫هان؟ اوه، خدای من.

816
00:34:56,770 --> 00:34:58,200
‫چی...

817
00:34:58,210 --> 00:35:00,920
‫اوه، سیه‌نا. اوه، خدای من.

818
00:35:01,810 --> 00:35:04,310
‫اوه، پسر.

819
00:35:05,650 --> 00:35:08,250
‫هان؟ هان؟

820
00:35:08,250 --> 00:35:10,260
‫اوه، با منی؟

821
00:35:10,750 --> 00:35:13,590
‫چیه؟ اوه، ولم کنید.

822
00:35:17,190 --> 00:35:19,330
‫- شب بخیر، جناب.
‫- هی، شب بخیر.

823
00:35:19,330 --> 00:35:21,530
‫متوجه شدید که اونجا
‫به‌صورت غیرقانونی دور زدید؟

824
00:35:21,530 --> 00:35:24,670
‫راستش سرکار اگه
‫می‌دونستم غیرقانونیه،

825
00:35:24,660 --> 00:35:26,730
‫آیا این‌کارو می‌کردم؟
‫البته که نمی‌کردم.

826
00:35:26,730 --> 00:35:29,030
‫دلیل خاصی داشت که
‫حواست سرجاش نبود؟

827
00:35:29,040 --> 00:35:30,810
‫اون بیلبورد رو اون بالا می‌بینی

828
00:35:30,800 --> 00:35:32,040
‫که عکس سیه‌نا میلر روشه؟

829
00:35:32,040 --> 00:35:33,540
‫می‌بینی اون بالا چی کِشیدن؟

830
00:35:33,540 --> 00:35:36,680
‫می‌دونی که
‫این آلت کِشیدن روی بیلبوردها

831
00:35:36,680 --> 00:35:38,320
‫- مثل آفت به جون این محله افتاده؟
‫- افتضاحه. افتضاحه.

832
00:35:38,310 --> 00:35:39,410
‫مسئله اینجاست که

833
00:35:39,410 --> 00:35:41,450
‫وقتی این بیلبورد رو دیدم با خودم گفتم

834
00:35:41,450 --> 00:35:43,550
‫«اوه، خدای من،
‫باید ازش یه عکس بگیرم.

835
00:35:43,550 --> 00:35:45,690
‫طرف سیه‌نا میلره.»
‫باهاش یه دیت داشتم.

836
00:35:45,690 --> 00:35:47,320
‫- باهم دیت داشتیم... آره.
‫- تو؟

837
00:35:47,320 --> 00:35:48,590
‫آقا، شما 50 سال

838
00:35:48,590 --> 00:35:49,890
‫- از اون بزرگ‌تری.
‫- آره، آره،

839
00:35:49,890 --> 00:35:52,460
‫به‌طرز قابل‌توجهی بزرگ‌ترم،
‫ولی راستش اون مخِ منو زد.

840
00:35:52,460 --> 00:35:54,300
‫دارم راستش رو میگم.
‫می‌دونم باورش سخته،

841
00:35:54,290 --> 00:35:55,430
‫ولی جدی میگم.

842
00:35:55,430 --> 00:35:57,230
‫راستی، با اون آلتی که روی
‫پوستر اون فیلم کِشیدن

843
00:35:57,230 --> 00:35:59,430
‫- اون فیلم حسابی می‌ترکونه.
‫- جناب، این‌ حرف بیمارگونه ست.

844
00:35:59,430 --> 00:36:00,870
‫نه، زنِ دوستم کسب‌وکار خفتان داشت،

845
00:36:00,870 --> 00:36:02,640
‫و از وقتی یه نفر روی بیلبوردش یه کیر

846
00:36:02,640 --> 00:36:04,110
‫توی دهنش کِشید، کار و بارش سکه شد.

847
00:36:04,100 --> 00:36:05,470
‫اوه، آقای دیوید،

848
00:36:05,470 --> 00:36:07,940
‫میشه بهم توضیح بدی
‫چرا یه جعبه اسپری رنگ

849
00:36:07,940 --> 00:36:08,840
‫پشت ماشینت داری؟

850
00:36:08,840 --> 00:36:10,440
‫می‌خوام کاملا باهات روراست باشم.

851
00:36:10,440 --> 00:36:12,280
‫من و دوستم رفته بودیم یکی از این
‫رستوران‌های «هرچی می‌تونی بخور.»

852
00:36:12,280 --> 00:36:14,680
‫اونم خیلی خرچنگ خورد،
‫و ما رو اخراج کردن.

853
00:36:14,680 --> 00:36:16,820
‫و ما هم برگشتیم اونجا،
‫با اسپری نوشتیم

854
00:36:16,820 --> 00:36:17,690
‫«هرچی می‌تونی نخور.»

855
00:36:17,680 --> 00:36:19,110
‫شما الان به یه جرم دیگه اعتراف کردی.

856
00:36:19,120 --> 00:36:21,460
‫- از ماشین پیاده شو، جناب.
‫- ولی هرچی می‌تونی بخور نیست.

857
00:36:21,450 --> 00:36:22,650
‫- مزخرفه.
‫- همین الان.

858
00:36:22,660 --> 00:36:24,560
‫- هرچی می‌تونی بخور نیست.
‫- همین الان از ماشین پیاده شو.

859
00:36:24,560 --> 00:36:26,530
‫- اوه، من این‌‌کارو نکردم.
‫- این‌کار چندش‌آوره.

860
00:36:26,530 --> 00:36:28,430
‫فکر می‌کنی اون کیرها رو
‫من اون بالا کِشیدم؟

861
00:36:28,430 --> 00:36:29,900
‫- آره.
‫- من اصلا بلد نیستم کیر بکِشم.

862
00:36:29,900 --> 00:36:30,800
‫اصلا نقاشی بلد نیستم.

863
00:36:30,800 --> 00:36:32,430
‫شاید بتونم یه سینه نقاشی کنم.

864
00:36:32,430 --> 00:36:33,500
‫- آره.
‫- ولی کیر کِشیدن بلد نیستم.

865
00:36:33,500 --> 00:36:34,700
‫- این...
‫- آره.

866
00:36:34,700 --> 00:36:36,070
‫- من هیچ‌وقت کیر نمی‌کِشم.
‫- هنوزم چندش‌آوره.

867
00:36:36,070 --> 00:36:37,610
‫نمی‌دونستم طاسی داره!

868
00:36:40,060 --> 00:36:42,903
moviepovie.com

869
00:36:43,200 --> 00:36:46,290
moviepovie.com

