﻿

1
00:00:35,083 --> 00:00:38,125
‫[مکزیک، 800 سال پیش]

2
00:00:49,000 --> 00:00:51,000
‫عجله کن! الانه شروع بشه!

3
00:01:13,791 --> 00:01:18,791
moviepovie.com

4
00:01:22,791 --> 00:01:24,166
‫عصر بخیر، دخترم,

5
00:01:24,250 --> 00:01:25,791
‫آتش جدید مبارک,

6
00:01:25,875 --> 00:01:27,000
‫حالا هرچی,

7
00:01:27,791 --> 00:01:30,500
‫پونگواری، این شب بزرگ پدرته,

8
00:01:30,541 --> 00:01:32,500
‫حداقل وانمود کن که داره بهت خوش می‌گذره,

9
00:01:33,041 --> 00:01:34,125
‫آه، باشه,

10
00:01:35,875 --> 00:01:37,375
‫ای بابا,

11
00:01:42,416 --> 00:01:43,750
‫راه برو، ارندیرا,

12
00:01:43,875 --> 00:01:47,500
‫خیلی‌خب، دخترم,
‫نگاه شفاف، هدف‌گیری با دمپایی، خطا تو کارمون نیست,

13
00:01:48,041 --> 00:01:52,250
‫آره، از زمان جشنواره زمین که انسان‌ها
‫واسه گرامی‌داشت تو

14
00:01:52,375 --> 00:01:54,875
‫توی معبد تو گرفته بودن
‫اینقدر بهم خوش نگذشته بود,

15
00:01:55,000 --> 00:01:58,125
‫دوباره قرار نیست درمورد این حرف بزنیم,

16
00:01:58,166 --> 00:02:03,125
‫تو یه نیمه خدایی, تموم شد رفت,
‫هنوز سنِت کمه که یه خدای کامل بشی,

17
00:02:03,250 --> 00:02:06,750
‫من 12,,, هزار سالمه,

18
00:02:06,875 --> 00:02:11,000
‫من آماده‌ام که خدای کامل بشم،
‫با معبد خودم، با جشنواره‌ی خودم،

19
00:02:11,125 --> 00:02:13,541
‫و تمام چیزهای باحالی که داره,

20
00:02:13,625 --> 00:02:15,625
‫نمی‌تونی که همینطوری اینو بگی، پونگواری,

21
00:02:15,666 --> 00:02:19,625
‫باید به من و پدرت نشون بدی
‫اونقدر پخته هستی که بتونی از پسش بربیای,

22
00:02:19,750 --> 00:02:23,541
‫من کاملا بزرگ و پخته‌ام!
‫اون هفته رو یادته که منو مسئول ماه کردی؟

23
00:02:23,625 --> 00:02:27,875
‫تو سه بار یادت رفت ماه رو بالا بیاری
‫و روش خرگوش هم کشیدی,

24
00:02:30,000 --> 00:02:35,500
‫خدای کامل شدن مسئله جدی‌ایه,
‫جادوی قدرتمند هم وجود داره,

25
00:02:35,541 --> 00:02:40,375
‫اگه برای این مسئولیت آماده نباشی،
‫ممکنه پیامدهای مصیبت‌بار به همراه داشته باشه,

26
00:02:40,500 --> 00:02:41,875
‫ولی اگه بهم یه فرصت بدی,,,

27
00:02:41,916 --> 00:02:43,500
‫ساکت!

28
00:02:44,666 --> 00:02:47,500
‫من مادرتم و می‌دونم که چی به صلاحته,

29
00:02:58,750 --> 00:03:02,041
‫سلام خانواده، آتش جدید مبارک!

30
00:03:02,125 --> 00:03:04,125
‫آتش جدید مبارک، چیپیری,

31
00:03:06,041 --> 00:03:07,666
‫آه، اون,,,؟

32
00:03:07,750 --> 00:03:10,666
‫آره، بیخیال,
‫نمی‌خوام بدونم,

33
00:03:13,125 --> 00:03:15,000
‫دیگه حرفی از خدا شدن نزن,

34
00:03:15,125 --> 00:03:19,500
‫لطفا، پونگواری,
‫بیا در آرامش از آتش جدید لذت ببریم,

35
00:03:33,250 --> 00:03:34,625
‫ببخشید,

36
00:03:35,625 --> 00:03:37,916
‫آتش جدید مبارک، پدر,

37
00:03:39,750 --> 00:03:43,000
‫ممنون، دخترم,
‫آتش جدید تو هم مبارک باشه,

38
00:03:44,541 --> 00:03:46,916
‫خب، حالا چطوره بریم
‫و از تماشای یه مسابقه فایربال لذت ببریم؟

39
00:03:47,500 --> 00:03:49,000
‫میای، پونگواری؟

40
00:03:49,125 --> 00:03:50,500
‫یه دقیقه دیگه میام!

41
00:03:50,541 --> 00:03:52,625
‫میرم یه دستی به سر و صورتم بکشم,

42
00:04:04,166 --> 00:04:05,875
‫نه, زیادی خیسه,

43
00:04:06,750 --> 00:04:08,166
‫زیادی مُدرنه,

44
00:04:08,250 --> 00:04:09,375
‫خودشه!

45
00:04:09,416 --> 00:04:11,625
‫برام مهم نیست که مادرم چی میگه,

46
00:04:12,166 --> 00:04:14,500
‫من آماده‌ی خدا شدنم,

47
00:04:17,375 --> 00:04:21,125
‫و اگه اون انجامش نمیده،
‫خودم انجامش میدم,

48
00:04:27,250 --> 00:04:30,500
‫من پونگواری، نیمه‌الهه‌ی ماه،

49
00:04:30,541 --> 00:04:34,250
‫قدرت ماسک رو احضار می‌کنم!

50
00:04:36,541 --> 00:04:39,041
‫وای پسر، این خیلی خفنه!

51
00:04:40,666 --> 00:04:43,541
‫ماسک چهره‌های بی‌شمار،
‫بهت استدعا می‌کنم!

52
00:04:43,625 --> 00:04:49,125
‫جادوت رو بهم بده، منو خدا کن!

53
00:04:57,375 --> 00:04:58,416
‫پونگواری، نه!

54
00:04:58,500 --> 00:05:00,000
‫تو خیلی کم سن و سالی,

55
00:05:00,041 --> 00:05:04,041
‫دارم رشد می‌کنم، مادر
‫چه خوشت بیاد، چه نیاد,

56
00:05:04,125 --> 00:05:07,166
‫تو واسه این قدرت آماده نیستی,
‫حالا ماسک رو بده به من,

57
00:05:07,250 --> 00:05:10,750
‫اینقدر بهم نگو چیکار کنم!

58
00:05:18,791 --> 00:05:21,000
‫داره کنترلش رو از دست میده,

59
00:05:21,125 --> 00:05:23,250
‫جلوش رو بگیره,
‫من برات یکم وقت می‌خرم,

60
00:05:30,125 --> 00:05:32,250
‫دخترم، لطفا,,,

61
00:06:11,750 --> 00:06:15,875
‫باهام ازدواج کن، لوری, باهام ازدواج کن,
‫تو منو خوشحال‌ترین بو-بو خرسه دنیا کردی,

62
00:06:31,750 --> 00:06:34,125
‫من 12 سالمه!

63
00:06:36,250 --> 00:06:37,791
‫- خفه شو,
‫- ساکت باش,

64
00:06:37,875 --> 00:06:40,750
‫- برگرد بخواب!
‫- خب، تولدت مبارک,

65
00:06:40,875 --> 00:06:43,500
‫ممنون یکی‌تون!
‫بقیه‌تون رو نادیده گرفتم!

66
00:06:44,041 --> 00:06:47,250
‫رانی آن، لحظه‌ای که منتظرش بودی
‫بالاخره رسیده,

67
00:06:49,500 --> 00:06:52,375
‫تابستون 12 سالگی از الان شروع میشه!

68
00:06:58,125 --> 00:06:59,791
‫من 12 سالمه!

69
00:06:59,875 --> 00:07:00,916
‫تو 12 سالته!

70
00:07:01,000 --> 00:07:01,875
‫حالا هر دومون,,,

71
00:07:01,916 --> 00:07:04,666
‫- بپا!
‫- 12 سالمونه!

72
00:07:05,416 --> 00:07:08,500
‫- الان داری چیکار می‌کنی؟
‫- دارم ازت جلو می‌زنم,

73
00:07:08,541 --> 00:07:10,916
‫- سمت چپتم,
‫- هی!

74
00:07:11,625 --> 00:07:15,125
‫فکر کردی می‌ذارم رفیق صمیمیم تو روز تولدش
‫تنهایی بیدار بشه و اسکیت‌سواری کنه؟

75
00:07:15,166 --> 00:07:16,666
‫تو حرف نداری، سید,

76
00:07:16,750 --> 00:07:19,125
‫تابستون 12 سالگی ما قراره خفن بشه،

77
00:07:19,250 --> 00:07:23,541
‫چون بالاخره می‌تونیم
‫هر روز از صبح تا شب

78
00:07:23,625 --> 00:07:26,916
‫تو محوطه‌ی اسکیت‌سواری 12 سال به بالای
‫افراطی و شیطانی ادی باشیم!

79
00:07:27,500 --> 00:07:31,250
‫شنیدم که تابستون پارسال
‫یه بچه به قدری ناجور زمین خورده بود

80
00:07:31,375 --> 00:07:34,166
‫که اونقدر پوستش رفته بود
‫که طَحالش دیده می‌شد,

81
00:07:35,250 --> 00:07:37,416
‫ایول,

82
00:07:37,500 --> 00:07:40,125
‫و حالا اون می‌تونه طحال‌های ما باشه!

83
00:07:40,250 --> 00:07:41,791
‫آخه اینا رو ببین!

84
00:07:42,375 --> 00:07:47,000
‫لگن خرد کن، زانو جونده،
‫شلاق‌زن و طحال سوراخ کن!

85
00:07:47,125 --> 00:07:49,416
‫و وای خدای من، سید!

86
00:07:49,500 --> 00:07:51,791
‫واسه خودشون اورژانس اختصاصی دارن,

87
00:07:53,000 --> 00:07:54,750
‫اوه، یه لحظه,
‫سلام، مامان,

88
00:07:54,875 --> 00:07:56,250
‫رانی آن، کجایی؟

89
00:07:56,375 --> 00:07:59,875
‫من اومدم واسه تولدت بوست کنم
‫ولی یه مشت بالش دیدم,

90
00:08:00,000 --> 00:08:03,791
‫یه کارتن بادکنک دیگه آماده‌ست,

91
00:08:03,875 --> 00:08:04,916
‫کارل، هیس!

92
00:08:05,000 --> 00:08:08,291
‫- من پیش سید ام,
‫- خب، میشه لطفا بیای خونه؟

93
00:08:08,375 --> 00:08:09,500
‫خیلی مهمه,

94
00:08:09,625 --> 00:08:11,875
‫سی‌جی، لالو، بس کنین!

95
00:08:11,916 --> 00:08:14,250
‫- سریع بیا خونه، دخترم,
‫- کیک حاضره!

96
00:08:14,375 --> 00:08:18,125
‫- کیک، کیک، کیک، کیک، کیک,
‫- باشه مامان، دارم میام,

97
00:08:18,166 --> 00:08:20,666
‫انگار می‌خوان غافلگیرم کنن,

98
00:08:20,750 --> 00:08:23,500
‫- الان برمی‌گردم,
‫- باشه، ولی دیر نکن,

99
00:08:23,541 --> 00:08:25,291
‫این پاها نیاز به جراحت پوستی دارن,

100
00:08:36,750 --> 00:08:38,666
‫تولدت مبارک,

101
00:08:39,250 --> 00:08:41,625
‫کجایین بچه‌ها؟

102
00:08:41,666 --> 00:08:45,666
‫- باید ما رو با ترکوندن پیدا کنی,
‫- مثل یه جوش گنده,

103
00:08:45,750 --> 00:08:47,375
‫چه حال بهم زن,

104
00:08:47,416 --> 00:08:48,750
‫باشه,

105
00:08:48,791 --> 00:08:51,541
‫بریم تو کارش، سرجیو,

106
00:09:02,375 --> 00:09:04,625
‫حواست به زیر پات باشه,

107
00:09:07,041 --> 00:09:09,750
‫- تولدت مبارک!
‫- صد سال به این سال‌ها!

108
00:09:09,875 --> 00:09:12,875
‫تولدت مبارک,,, آه!

109
00:09:12,916 --> 00:09:14,125
‫از همه‌تون ممنونم,

110
00:09:14,250 --> 00:09:17,250
‫باورم نمیشه, دختر کوچولوم,

111
00:09:18,500 --> 00:09:21,541
‫- آخی، مرسی کارلیتوس,
‫- هی، هکتور!

112
00:09:21,625 --> 00:09:23,375
‫اوه، رزا!

113
00:09:23,500 --> 00:09:27,125
‫چطور ازم انتظار داری که اینقدر نزدیک خامه باشم
‫ولی مزه نکنم؟

114
00:09:27,250 --> 00:09:28,750
‫والا انسانم خب,

115
00:09:30,000 --> 00:09:34,166
‫آخی، اولین عکس خواهرزاده‌ام به عنوان یه خانوم جوون,

116
00:09:34,250 --> 00:09:38,041
‫آخی!
‫دومین عکس خواهرزاده‌ام به عنوان یه خانوم جوون,

117
00:09:38,125 --> 00:09:39,750
‫ممنون، خاله فریدا,

118
00:09:39,791 --> 00:09:42,625
‫مراقب باش، مامان،
‫داری پخش زنده‌ام رو خراب می‌کنی,

119
00:09:43,041 --> 00:09:46,541
‫سلام به همگی، من به جشن تولد دخترخاله‌ام اومدم!

120
00:09:46,625 --> 00:09:48,625
‫واسه دخترخاله‌ام عشق بفرستین!

121
00:09:49,166 --> 00:09:51,666
‫هی! می‌خوام قلب‌های خیلی بیشتری ببینم، ملت,
‫بجنبین,

122
00:09:52,541 --> 00:09:54,500
‫آخی، از همه‌تون ممنون,

123
00:09:55,750 --> 00:10:00,000
‫هی، رانی آن، من کل هفته رو
‫مشغول نوشتن یه آهنگ برات بودم!

124
00:10:00,041 --> 00:10:02,375
‫اوه، چه باحال بابی,

125
00:10:02,500 --> 00:10:05,041
‫♪ تولد خواهرم ♪

126
00:10:05,125 --> 00:10:06,750
‫♪ امروزه ♪

127
00:10:06,791 --> 00:10:08,750
‫فقط می‌خوام بگم

128
00:10:08,791 --> 00:10:11,625
‫- ب♪ ا ای هم‌قافیه‌ست ♪
‫- حوصلم سر رفت!

129
00:10:11,750 --> 00:10:14,500
‫تو واسه تولدت باید موزیک واقعی بشنوی، دخترخاله,

130
00:10:14,625 --> 00:10:17,666
‫دی‌جی کارل اومده!

131
00:10:19,666 --> 00:10:21,666
‫بس کن، ساکت باش!

132
00:10:23,375 --> 00:10:25,500
‫صد سال به این سال‌ها، دخترم,

133
00:10:25,541 --> 00:10:29,125
‫امیدوارم که تمام آرزوهات محقق بشن,

134
00:10:29,250 --> 00:10:32,541
‫ممنون مامان‌بزرگ، همینطورن!
‫چون بعد، من و سید,,,

135
00:10:32,625 --> 00:10:36,375
‫زده به سرت؟
‫نمی‌تونی آرزوهات رو بهم بگی!

136
00:10:36,416 --> 00:10:38,291
‫باید برم یه شمع روشن کنم,

137
00:10:38,375 --> 00:10:42,125
‫رانی آن، می‌خوام یکی از کتاب‌های موردعلاقه‌ام
‫رو بهت بدم،

138
00:10:42,250 --> 00:10:45,875
‫تاریخ باستان کامل و فوق‌العاده مفصل

139
00:10:46,000 --> 00:10:48,916
‫تمدن‌های آمریکای میانه,

140
00:10:49,000 --> 00:10:50,291
‫جلد اول,

141
00:10:50,375 --> 00:10:52,875
‫اوه، ممنون شوهرخاله کارلوس,

142
00:10:52,916 --> 00:10:55,750
‫اینم از هدیه‌ی من به تو,

143
00:10:57,125 --> 00:10:59,041
‫- قابلت رو نداشـ,,, آه!
‫- عزیز دلم!

144
00:10:59,125 --> 00:11:01,791
‫بابا، تو اومدی!

145
00:11:01,875 --> 00:11:05,375
‫فکر کردم باحاله که پول تولدت
‫رو تو یه جعبه معمایی بذارم,

146
00:11:05,416 --> 00:11:08,000
‫ولی دستور العمل باز کردنش رو گم کردم,

147
00:11:08,125 --> 00:11:10,500
‫پس اینو هم برات گرفتم,

148
00:11:10,541 --> 00:11:12,291
‫خرد کردن خوش بگذره!

149
00:11:12,375 --> 00:11:14,750
‫عاشقشم,

150
00:11:14,791 --> 00:11:17,166
‫اوه، هی مامان,
‫من باید برم پیش سید,,,

151
00:11:17,250 --> 00:11:20,416
‫ولی الان وقت رونمایی بزرگه,
‫هدیه‌ی من به تو,

152
00:11:20,500 --> 00:11:23,500
‫بیا، روی صندلی تولد بشین,

153
00:11:23,625 --> 00:11:25,166
‫اون که یه صندلی معمولیه,

154
00:11:25,250 --> 00:11:27,250
‫بذار مادرت خوش باشه,

155
00:11:30,375 --> 00:11:31,666
‫وقتی من 12 سالم شد،

156
00:11:31,750 --> 00:11:35,291
‫مامان‌بزرگت منو به یه سفر برد
‫تا در شهر زادگاهش ماما لوپه رو ببینم,

157
00:11:35,375 --> 00:11:36,875
‫ایول,
‫مطمئنم که خوش گذشته,

158
00:11:37,000 --> 00:11:41,791
‫غذا، موسیقی,,,
‫بهترین ماجراجویی زندگیم بود,

159
00:11:41,875 --> 00:11:45,125
‫این چیزیه که همیشه دلم می‌خواست
‫با دختر کوچولوی خودم سهیم بشم,

160
00:11:45,166 --> 00:11:47,500
‫ما داریم به مکزیک می‌ریم!

161
00:11:47,541 --> 00:11:49,250
‫اوه، چه خوب,
‫کِی؟

162
00:11:49,375 --> 00:11:51,625
‫- همین الان,
‫- وسایلت رو جمع کن,

163
00:11:51,666 --> 00:11:52,875
‫صبر کن، چی؟

164
00:11:53,000 --> 00:11:54,291
‫سورپرایز!

165
00:11:54,375 --> 00:11:58,875
‫درسته! من داشتم پول پس‌انداز می‌کردم,
‫همه‌مون واسه کل تابستون می‌ریم,

166
00:11:58,916 --> 00:12:00,500
‫هیجان‌انگیز نیست؟

167
00:12:00,541 --> 00:12:05,375
‫آخی، اولین عکس خواهرزاده‌ام بعد از اینکه
‫خوشی زیاد هوش و حواسش رو برده,

168
00:12:05,500 --> 00:12:07,250
‫- خب، بهتره بزنیم به دل جاده,
‫- ولی، صبر کن,,,

169
00:12:07,291 --> 00:12:09,125
‫- من ساک‌ها رو میارم,
‫- من کیک رو میارم,

170
00:12:09,250 --> 00:12:11,541
‫- ما یه وَن اجاره کردیم!
‫- میچوآکان، ما داریم میایم!

171
00:12:11,625 --> 00:12:13,291
‫یعنی حتما باید همین الان بریم؟

172
00:12:13,375 --> 00:12:14,916
‫بس کنین!

173
00:12:16,166 --> 00:12:18,625
‫مامان، ما نمی‌تونیم به مکزیک بریم,

174
00:12:18,666 --> 00:12:20,625
‫منظورت چیه؟ چرا آخه؟

175
00:12:20,666 --> 00:12:22,500
‫چون این تابستون 12 سالگی منه,

176
00:12:22,625 --> 00:12:26,791
‫برنامه داشتم، برنامه‌های خودم، تا کارهای خودم رو انجام بدم,
‫مثلا گشتن با سید،

177
00:12:26,875 --> 00:12:30,000
‫و رفتن به محوطه‌ی اسکیت‌سواری 12 سال به بالای
‫افراطی و شیطانی ادی,

178
00:12:30,125 --> 00:12:34,750
‫عزیزم، ادی افراطی باشه واسه بعد,
‫این تابستون یعنی خودم و خودت,

179
00:12:34,875 --> 00:12:36,750
‫یعنی من حق نظر دادن ندارم؟

180
00:12:38,875 --> 00:12:40,625
‫خداحافظ!
‫کاش می‌تونستم بیام,

181
00:12:40,750 --> 00:12:43,500
‫یادتون نره که با آرتوروی مقوایی من عکس بگیرین,

182
00:12:43,625 --> 00:12:44,791
‫که انگار خودم اونجام!

183
00:12:44,875 --> 00:12:47,875
‫قراره فوق‌العاده مقوایی باشه!

184
00:12:52,125 --> 00:12:54,250
‫باورم نمیشه که این اتفاق داره می‌افته,

185
00:12:54,291 --> 00:12:55,666
‫کی کیک ماشینی می‌خواد؟

186
00:12:55,750 --> 00:12:57,375
‫من!

187
00:13:05,875 --> 00:13:09,041
‫[سید: هی! آهای؟
‫کجا میری؟ پس ادی چی؟]

188
00:13:22,333 --> 00:13:25,125
‫[مرکز آمریکا - مکزیک]

189
00:13:31,291 --> 00:13:34,291
‫هی!
‫همش 20 کیلومتر مونده,

190
00:13:34,375 --> 00:13:36,166
‫به مایل چقدر میشه؟

191
00:13:36,750 --> 00:13:39,166
‫هیچکس نمی‌دونه,

192
00:13:40,875 --> 00:13:42,625
‫تو گوشیم جستجوش می‌کنم,

193
00:13:43,875 --> 00:13:46,500
‫رانی آن، تو عاشق مکزیک میشی,

194
00:13:46,625 --> 00:13:49,166
‫خیلی‌ چیزها هست که خیلی مشتاقم بهت نشون بدم,

195
00:13:49,750 --> 00:13:54,125
‫مامان، من الان 12 سالمه,
‫ممکنه بالاخره بخوام کاری که خودم می‌خوام رو انجام بدم,

196
00:13:54,250 --> 00:13:55,375
‫البته, البته,

197
00:13:55,500 --> 00:13:57,375
‫مطمئنم که یه چند دقیقه وقت آزادی هست,

198
00:13:58,000 --> 00:14:00,375
‫تو خواب رو توی برنامه با علامت سوال نوشتی؟

199
00:14:00,416 --> 00:14:03,041
‫آره، به گمونم یادم رفته خواب رو اضافه کنم،

200
00:14:03,125 --> 00:14:05,375
‫و دوش گرفتن و دستشویی رفتن,

201
00:14:05,500 --> 00:14:07,500
‫ولی نگران نباش، می‌تونی کمک کنی
‫تا اینا رو

202
00:14:07,541 --> 00:14:10,625
‫توی برنامه سفر چند لایه‌ی با دقت طرح شده‌ام
‫جا بدی,

203
00:14:11,500 --> 00:14:12,500
‫ای وای,

204
00:14:13,750 --> 00:14:15,125
‫آه!

205
00:14:15,166 --> 00:14:16,250
‫ها؟

206
00:14:17,041 --> 00:14:19,250
‫هی!
‫تو خواب ناز دارم به سر می‌برم!

207
00:14:19,750 --> 00:14:20,916
‫هی!

208
00:14:21,750 --> 00:14:22,750
‫ها؟

209
00:14:23,875 --> 00:14:25,291
‫آخ! چشمم!

210
00:14:31,125 --> 00:14:33,375
‫ترمز کجاست؟

211
00:14:38,875 --> 00:14:42,125
‫همه خوبن؟

212
00:14:43,541 --> 00:14:46,791
‫من روی برنامه سفر و کاکتوس نشستم,

213
00:14:47,500 --> 00:14:51,041
‫خوبه، فکر کنم رسیدیم,

214
00:15:04,000 --> 00:15:06,000
‫هـو!

215
00:15:09,541 --> 00:15:11,750
‫اینجا رو ببینین!

216
00:15:18,375 --> 00:15:22,000
‫نگاه کن، رانی آن!
‫دقیقا همونطوریه که یادمه!

217
00:15:23,000 --> 00:15:25,125
‫من می‌تونم به این عادت کنم,

218
00:15:25,166 --> 00:15:26,541
‫آه!

219
00:15:28,000 --> 00:15:31,125
‫اوه,
‫اون همه چوب واسه چیه؟

220
00:15:31,166 --> 00:15:33,875
‫بزرگ‌ترین آتش هیزمی‌ای که تو عمرت دیدی!

221
00:15:34,000 --> 00:15:38,791
‫عالی نیست؟
‫ما موقع جشنواره‌ آتش جدید اومدیم!

222
00:15:38,875 --> 00:15:42,375
‫می‌تونی تمام اینا رو تو کتابی که
‫واسه تولدت بهت دادم بخونی,

223
00:15:42,500 --> 00:15:46,375
‫آه، لعنتی,
‫تو خونه جاش گذاشتم,

224
00:15:46,500 --> 00:15:47,541
‫خب، اشکال نداره,

225
00:15:47,625 --> 00:15:49,750
‫من همیشه یه دونه اضافه‌اش دستمه,

226
00:15:49,875 --> 00:15:51,000
‫حلش می‌کنم!

227
00:15:51,625 --> 00:15:55,541
‫جشنواره آتش جدید یه سنت آمریکای میانه‌ست

228
00:15:55,625 --> 00:15:59,125
‫که به عنوان ادای احترامی به چیپیری،
‫خدای خورشید شروع شد,

229
00:15:59,250 --> 00:16:03,000
‫آتش نشان دهنده‌ی یک سال جدید
‫و شروعی جدیده,

230
00:16:03,041 --> 00:16:04,791
‫پس هر سال مردم شهر

231
00:16:04,875 --> 00:16:06,750
‫یه آتش هیزمی بزرگ درست می‌کنن,

232
00:16:06,791 --> 00:16:08,375
‫و کلی موسیقی,,,

233
00:16:08,416 --> 00:16:11,125
‫- و غذا,
‫- اوه، غذاشون,

234
00:16:11,166 --> 00:16:15,041
‫و البته، مسابقات فایربال بزرگ هم هست,

235
00:16:15,125 --> 00:16:16,125
‫چی؟

236
00:16:16,250 --> 00:16:19,000
‫اون خفن‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم!

237
00:16:19,125 --> 00:16:22,916
‫بیرون می‌تونی با شرت بازی کنی؟
‫کجا رو امضا کنیم؟

238
00:16:23,000 --> 00:16:24,500
‫خبر خوب براتون دارم!

239
00:16:24,625 --> 00:16:29,500
‫قبل از اینکه ماما لوپه رو ببینیم
‫24 دقیقه برای دیدن کردن از خاپوندا برنامه‌ریزی کردم!

240
00:16:31,750 --> 00:16:33,750
‫خیلی‌خب، بابای مقوایی،

241
00:16:33,875 --> 00:16:37,375
‫بیا بهترین سفری که بابای واقعی نرفته
‫رو بهش نشون بدیم!

242
00:16:37,500 --> 00:16:39,875
‫بابای مقوایی، داری جلوی نور رو می‌گیری,

243
00:16:40,000 --> 00:16:42,291
‫بابی، تو نیاز به کمک داری؟

244
00:16:42,375 --> 00:16:44,500
‫من حتی نمی‌تونم یه عکس بگیرم,

245
00:16:44,541 --> 00:16:46,125
‫بذار من بگیرم,

246
00:16:51,625 --> 00:16:55,000
‫اینم از این!
‫حالا به پرنده نگاه کن و بگو سیب,

247
00:16:55,125 --> 00:16:57,500
‫ها؟

248
00:17:01,125 --> 00:17:04,500
‫قشنگه,

249
00:17:04,625 --> 00:17:07,000
‫بهم یاد بده، استاد کارلوتا,

250
00:17:07,041 --> 00:17:09,500
‫سلفی گرفتن رو یادم بده,

251
00:17:09,541 --> 00:17:11,000
‫باشه,

252
00:17:11,041 --> 00:17:12,375
‫ولی کار راحتی نیست,

253
00:17:12,500 --> 00:17:14,625
‫من نمی‌ترسم!

254
00:17:14,666 --> 00:17:16,541
‫می‌ترسی,

255
00:17:17,250 --> 00:17:18,291
‫چی؟

256
00:17:23,500 --> 00:17:24,916
‫امکان نداره!

257
00:17:25,000 --> 00:17:29,000
‫توئلو ایز میدنایت؟
‫از سلیقه موسیقی‌تون خوشم میاد، خاپوندا,

258
00:17:38,916 --> 00:17:40,791
‫ها؟

259
00:17:42,125 --> 00:17:44,125
‫چه خفن,

260
00:17:44,166 --> 00:17:49,125
‫آه، می‌بینم که باارزش‌ترین سنگ من
‫که واقعا مفته با قیمت 20,,,

261
00:17:49,250 --> 00:17:52,166
‫30 دلار آمریکایی؟

262
00:17:52,250 --> 00:17:53,416
‫هوم,

263
00:17:53,500 --> 00:17:56,875
‫واسه یه تیکه ابسیدین یکم گرونه،
‫به نظرت اینطور نیست؟

264
00:17:57,000 --> 00:18:00,791
‫خب، افسانه میگه که اون تکه‌ی ابسیدین

265
00:18:00,875 --> 00:18:06,875
‫ارتباط گم‌شده و فراموش شده‌ی
‫بین خدایان و تمام بشریت بود,

266
00:18:07,000 --> 00:18:09,041
‫تو اینو راجع‌به گردنبند من گفتی!

267
00:18:09,125 --> 00:18:12,666
‫آه!
‫باشه، 25 دلار آمریکایی,

268
00:18:12,750 --> 00:18:15,250
‫- بازم می‌خوامش,
‫- رانی آن، نه,

269
00:18:15,291 --> 00:18:17,625
‫تو پولت رو خرج این چیزِ آشغال نمی‌کنی,

270
00:18:17,666 --> 00:18:20,041
‫- آره، ولی به نظرم,,,
‫- به حرف مادرت گوش بده,

271
00:18:20,125 --> 00:18:23,875
‫حالا بیا بریم!
‫ماما لوپه تا 24 ثانیه دیگه میرسه!

272
00:18:26,625 --> 00:18:28,541
‫عجب مادری!

273
00:18:28,625 --> 00:18:31,375
‫"به حرف مادرت گوش بده",
‫پوف,

274
00:18:31,416 --> 00:18:33,375
‫اون که هیچوقت به حرف من گوش نمیده,

275
00:18:34,125 --> 00:18:36,041
‫ها؟ این چیه؟

276
00:18:36,125 --> 00:18:37,166
‫توش پول هست,

277
00:18:37,250 --> 00:18:39,375
‫چطوری بازش کنم؟

278
00:18:42,000 --> 00:18:47,375
‫خانواده‌ام! خانواده‌ام!

279
00:18:47,416 --> 00:18:48,875
‫دقیقا به موقع,

280
00:18:49,000 --> 00:18:50,875
‫ماما لوپه!

281
00:18:52,250 --> 00:18:55,041
‫رانی آن! ماما لوپه اومده!

282
00:18:56,916 --> 00:19:00,125
‫بیاین و محکم بغلم کنین,

283
00:19:00,166 --> 00:19:02,250
‫آخی,

284
00:19:02,291 --> 00:19:05,541
‫اوه، خیلی مشتاقم تا دوباره مزرعه رو ببینم!

285
00:19:05,625 --> 00:19:07,291
‫خیلی وقته که ندیدمش,

286
00:19:07,375 --> 00:19:08,375
‫چقدر دوره؟

287
00:19:08,416 --> 00:19:10,000
‫اونطرف دریاچه‌ست,

288
00:19:10,041 --> 00:19:11,416
‫چطور می‌خوایم بریم اونجا؟

289
00:19:11,500 --> 00:19:12,916
‫با قایق من می‌ریم,

290
00:19:20,250 --> 00:19:21,416
‫سوار شین!

291
00:19:32,166 --> 00:19:34,875
‫لالو!

292
00:19:35,416 --> 00:19:37,125
‫میشه,,,

293
00:19:37,166 --> 00:19:38,375
‫یکم یواش بری؟

294
00:19:38,416 --> 00:19:39,625
‫یواش‌ رفتن نداریم,

295
00:19:39,750 --> 00:19:44,166
‫دون تاچو مدیر مزرعه‌ی منه,
‫اون حرف نداره!

296
00:19:44,250 --> 00:19:45,916
‫فقط تو چشم‌هاش نگاه نکنین,

297
00:19:46,000 --> 00:19:49,250
‫اگه بی‌افتین توی آب، باید شنا کنین بیاین,

298
00:19:50,291 --> 00:19:51,625
‫اونجاست,

299
00:20:17,500 --> 00:20:20,625
‫فقط دارم واسه خوراکی جا باز می‌کنم,

300
00:20:21,625 --> 00:20:24,375
‫هــو!

301
00:20:36,875 --> 00:20:38,250
‫سیب!

302
00:20:38,875 --> 00:20:41,875
‫صبر کن,
‫فکر کنم چشم‌هات رو بستی، بابای مقوایی,

303
00:20:41,916 --> 00:20:44,875
‫همه‌چیز دقیقا همونطوریه که یادمه,

304
00:20:44,916 --> 00:20:47,666
‫شنا کردن در اسکله،
‫بالا رفتن از اون هواپیمای قدیمی،

305
00:20:47,750 --> 00:20:51,625
‫- دویدن تو زمین ذرت,
‫- شنا کردن، بالا رفتن و تو زمین ذرت دویدن ممنوعه,

306
00:20:52,375 --> 00:20:55,500
‫اشکالی نداره,
‫اون زیادی سختگیره,

307
00:20:58,041 --> 00:21:00,500
‫هی، هی!
‫پاکو! پائولینا!

308
00:21:00,625 --> 00:21:04,375
‫چه خبر، پسرعمو؟
‫می‌خوام با خانواده‌ام آشنا بشی,

309
00:21:06,125 --> 00:21:07,666
‫آه!

310
00:21:09,875 --> 00:21:13,166
‫اوه، شما چه سرتون شلوغ بوده!

311
00:21:13,250 --> 00:21:16,166
‫اوه نه، اونا رو به فرزندی گرفتیم,

312
00:21:17,250 --> 00:21:21,750
‫منظره رو نگاه,
‫نمی‌تونم صبر کنم تا آروم استراحت کنم،

313
00:21:21,875 --> 00:21:25,750
‫و طلوع خورشید و غروب خوشید
‫و همه‌جور نوع از خورشید نقاشی بکشم,

314
00:21:25,791 --> 00:21:28,375
‫نگاه کن,
‫تقریباً عین هاف پایپ اسکیت می‌مونه,

315
00:21:28,416 --> 00:21:32,625
‫اون کوه پونگواریـه،
‫اسم نیمه‌‎‌ خدای ملعون

316
00:21:32,666 --> 00:21:34,500
‫افسانه‌ی پورپچا روش گذاشته شده,

317
00:21:34,541 --> 00:21:36,916
‫تاریخ اون زمان کمی ناقصه،

318
00:21:37,000 --> 00:21:39,375
‫- چون بیشتر,,,
‫- خلاصه‌اش کن، عزیزم,

319
00:21:39,500 --> 00:21:40,625
‫اوه، درستیه,

320
00:21:40,666 --> 00:21:43,875
‫پونگواری فکر و ذهنش شده بود
‫که یه خدای کامل بشه،

321
00:21:43,916 --> 00:21:45,875
‫ولی والدینش ممنوعش کرده بودن,

322
00:21:46,000 --> 00:21:49,166
‫اون یواشکی رفت و خودش مراسم رو انجام داد,

323
00:21:49,250 --> 00:21:53,875
‫بعد کنترل جادو رو از دست داد
‫و باعث شکافتن زمین شد,

324
00:21:55,250 --> 00:21:56,750
‫وای,

325
00:21:56,791 --> 00:21:58,000
‫دقیقا وای!

326
00:21:58,125 --> 00:22:01,041
‫ولی دقیقه‌ی آخر، سیسیکی
‫مادر پونگواری،

327
00:22:01,125 --> 00:22:06,250
‫تونست با تبدیل کردن دخترش به اون کوه
‫زمین رو ببنده!

328
00:22:08,041 --> 00:22:08,916
‫چه خشن,

329
00:22:09,000 --> 00:22:10,166
‫ولی منصفانه‌ست,

330
00:22:10,250 --> 00:22:13,250
‫گفته میشه که اگه پونگواری از کوه فرار کنه

331
00:22:13,291 --> 00:22:17,250
‫و خودش رو به یه خدای کامل تبدیل کنه،

332
00:22:17,291 --> 00:22:22,416
‫مرگی شوم و نفرین شده
‫بر این دره سرازیر میشه,

333
00:22:26,375 --> 00:22:27,750
‫کی شام می‌خواد؟

334
00:22:27,875 --> 00:22:30,625
‫- من! من می‌خوام!
‫- من می‌خوام!

335
00:22:38,291 --> 00:22:39,750
‫ژاکتم,

336
00:22:39,791 --> 00:22:40,875
‫ببخشید,

337
00:22:40,916 --> 00:22:42,791
‫هنوز دارن دستشویی رفتن یاد می‌گیرن,

338
00:22:50,000 --> 00:22:53,000
‫این خونه خیلی بزرگه,

339
00:22:55,666 --> 00:22:57,375
‫اووه، کارل، نگاه کن,

340
00:22:59,750 --> 00:23:02,125
‫پسرا، شام حاضره,

341
00:23:02,250 --> 00:23:05,875
‫ماما لوپه، اونا چوب‌های فایربال توئن؟

342
00:23:05,916 --> 00:23:09,166
‫آره! واسه خیلی وقت پیشه!

343
00:23:09,250 --> 00:23:12,000
‫من عاشق فایربال بودم!

344
00:23:12,125 --> 00:23:14,375
‫یه ورزش باستانی خدایان

345
00:23:14,416 --> 00:23:19,166
‫که که نشان دهنده‌ی طلوع و غروب خورشیده,

346
00:23:19,250 --> 00:23:22,916
‫من واسه هر جای سوختنی‌ام یه داستان دارم,

347
00:23:24,250 --> 00:23:29,041
‫ولی اگه اینقدر فایربال رو دوست داری،
‫چرا دست از بازی کردن برداشتی؟

348
00:23:29,125 --> 00:23:31,791
‫تیمم از هم پاشید,

349
00:23:33,625 --> 00:23:35,791
‫یه مشت جا زن!

350
00:23:37,041 --> 00:23:39,625
‫ماما لوپه، تو باید بازیش رو یادمون بدی!

351
00:23:39,750 --> 00:23:43,541
‫نمی‌دونم,
‫دوران فایربال بازی کردن من دیگه گذشته,,,

352
00:23:43,625 --> 00:23:46,541
‫لطفا، لطفا، لطفا، لطفا،
‫لطفا، لطفا، لطفا,

353
00:23:55,916 --> 00:23:57,500
‫بیاین انجامش بدیم,

354
00:24:08,541 --> 00:24:10,125
‫سلام، رانی آن!

355
00:24:10,166 --> 00:24:12,125
‫سید!
‫خیلی خوشحالم که,,,

356
00:24:12,250 --> 00:24:14,250
‫تو الان تو "ادی افراطی" هستی؟

357
00:24:14,291 --> 00:24:16,666
‫پوف، نه,

358
00:24:16,750 --> 00:24:20,125
‫طحالم,

359
00:24:20,166 --> 00:24:22,125
‫طحال سوراخ کن,

360
00:24:23,125 --> 00:24:26,250
‫ببخشید، رانی آن، آخه مجبور بودم,

361
00:24:26,291 --> 00:24:29,125
‫آخه وسوسه‌ی ادی افراطی زیادی قویه!

362
00:24:29,250 --> 00:24:31,750
‫درک می‌کنم,
‫فقط کاش اونجا پیشت بودم,

363
00:24:31,791 --> 00:24:37,625
‫منم, صبر کن، شاید بتونی!
‫بیا فردا یه اسکیت‌سواری تصویری انجام بدیم,

364
00:24:37,750 --> 00:24:40,625
‫من تو ادی افراطی
‫و تو هم توی یه جای افراطی اونجا,

365
00:24:40,750 --> 00:24:42,375
‫سید، این هوشمندانه‎‌ست,

366
00:24:42,500 --> 00:24:44,666
‫و دقیقا می‌دونم کجا باید برم,

367
00:24:59,000 --> 00:25:00,916
‫صبح بخیر، خوابالو!

368
00:25:01,000 --> 00:25:02,666
‫آه!

369
00:25:02,750 --> 00:25:06,625
‫مامان، میشه لطفا پنج دقیقه بیشتر بخوابم؟

370
00:25:06,750 --> 00:25:09,875
‫نه,
‫برنامه‌مون پره، پس بیا!

371
00:25:10,000 --> 00:25:12,750
‫خاله فریدا داره نقاشی می‌کشه،
‫پسرا دارن فایربال بازی می‌کنن،

372
00:25:12,791 --> 00:25:15,916
‫و بقیه هم پشت دارن ماسک می‌سازن!

373
00:25:22,916 --> 00:25:24,125
‫این آتشه,

374
00:25:25,041 --> 00:25:26,250
‫این هم توپه,

375
00:25:30,541 --> 00:25:32,625
‫این میشه فایربال,
‫[توپ آتشین]

376
00:25:32,750 --> 00:25:34,500
‫حالا بهم نشون بدین که چند مرده حلاجین!

377
00:25:35,291 --> 00:25:36,750
‫آره!

378
00:25:40,375 --> 00:25:41,375
‫آه!

379
00:25:58,541 --> 00:26:01,500
‫نمی‌بینین اینجا آروم گرفتم؟

380
00:26:09,541 --> 00:26:12,375
‫ما یه بازیکن رینگر داریم!

381
00:26:19,750 --> 00:26:21,500
‫وقتی گفتی که قراره ماسک درست کنیم،

382
00:26:21,541 --> 00:26:24,875
‫بیشتر ماسک "اسپا" به ذهنم رسید
‫تا ماسک "هالووین",

383
00:26:25,000 --> 00:26:27,875
‫اونا باید موقع "رقص پیرمردها" پوشیده بشن,

384
00:26:28,000 --> 00:26:32,000
‫بخش موردعلاقه‌ام از جشنواره آتش جدید!

385
00:26:32,041 --> 00:26:33,041
‫دون تاچو!

386
00:26:33,125 --> 00:26:34,000
‫ها؟

387
00:26:34,041 --> 00:26:35,416
‫میشه لطفا نشونش بدی؟

388
00:26:47,791 --> 00:26:49,875
‫پیرمرد رقصیدن بلده!

389
00:26:51,375 --> 00:26:54,291
‫رانی آن کجاست؟
‫باید تا الان اینجا باشه,

390
00:27:20,375 --> 00:27:21,666
‫سلام، سید!

391
00:27:21,750 --> 00:27:23,500
‫رانی آن!
‫این رمپ رو ببین!

392
00:27:23,625 --> 00:27:27,625
‫می‌گن که از کابوس و جیغ‌های کودکان ساخته شده,

393
00:27:27,750 --> 00:27:29,500
‫من دارم کِیف زندگی رو می‌برم,

394
00:27:29,541 --> 00:27:31,875
‫صبر کن تا ببینی من کجا دارم اسکیت‌سواری می‌کنم,

395
00:27:33,625 --> 00:27:37,000
‫اوه، حالا به این میگن افراطی!

396
00:27:38,041 --> 00:27:40,625
‫وقتشه تو اسکیت‌سواری همزمان تاریخ‌ساز بشیم,

397
00:27:41,541 --> 00:27:43,291
‫تابستون 12 سالگی!

398
00:27:58,875 --> 00:28:01,625
‫اوه!

399
00:28:12,875 --> 00:28:14,500
‫حالت خوبه؟

400
00:28:14,541 --> 00:28:16,875
‫خیلی درد داشت,

401
00:28:21,125 --> 00:28:23,750
‫اوه، گردنبندم چش شده؟

402
00:28:24,541 --> 00:28:26,250
‫سنگ جواهر من,,,

403
00:28:26,791 --> 00:28:28,416
‫صدا رو شنیدی؟

404
00:28:28,500 --> 00:28:30,125
‫چه صدایی؟
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

405
00:28:30,250 --> 00:28:32,125
‫عین زلزله می‌مونه!

406
00:28:37,000 --> 00:28:41,166
‫خود زلزله‌ست!
‫باید بعداً بهت زنگ بزنم، دارم واسه نجات جونم فرار می‌کنم!

407
00:28:54,250 --> 00:28:58,125
‫حتما موقع اون زمین خوردن ناجور سرم ضربه خورده,
‫دارم توهم می‌زنم,

408
00:28:58,166 --> 00:28:59,875
‫کمک! کمکم کنین!

409
00:29:00,000 --> 00:29:02,000
‫صبر کن، دارم میام!

410
00:29:03,291 --> 00:29:05,625
‫کمک! گیر کردم!

411
00:29:05,666 --> 00:29:08,000
‫حالت خوبه؟

412
00:29:08,041 --> 00:29:12,416
‫من اینجا داشتم کوهنوردی می‌کردم که زمین شروع به لرزیدن کرد
‫و این درخت افتاد روی پام,

413
00:29:12,500 --> 00:29:15,291
‫و بعد یه چهره‌ی شب‌پره سرسام‌آور
‫یهو پیداش شد!

414
00:29:15,375 --> 00:29:18,250
‫تو هم دیدیش؟

415
00:29:18,291 --> 00:29:21,166
‫صبر کن، زلزله، شب‌پره,,,

416
00:29:21,250 --> 00:29:23,875
‫تو تا حالا افسانه‌ی,,,

417
00:29:24,000 --> 00:29:27,125
‫پوپوجاری رو شنیدی، نیمه‌خدای ملعونی که
‫تو کوهستان گیر افتاد؟

418
00:29:27,750 --> 00:29:29,250
‫پونگواریـه,

419
00:29:29,375 --> 00:29:32,291
‫درسته، ای وای!
‫فکر کنم الان بهش کمک کردم فرار کنه!

420
00:29:32,375 --> 00:29:34,375
‫باید به همه هشدار بدیم,
‫زود باش!

421
00:29:35,125 --> 00:29:37,125
‫من دقیقا پشت سرتم,

422
00:29:43,125 --> 00:29:45,666
‫مامان! مامان!
‫باورت نمیشه که الان چه اتفاقی افتاد!

423
00:29:55,625 --> 00:29:57,875
‫دقیقا همون واکنشی بود که می‌خواستیم,

424
00:29:57,916 --> 00:30:02,291
‫عالی بود، پیرمردهای من,
‫بعداً روی رقص‌مون کار می‌کنیم,

425
00:30:04,041 --> 00:30:05,500
‫خیلی خوبه,

426
00:30:07,541 --> 00:30:08,666
‫مامان، وایسا!

427
00:30:08,750 --> 00:30:12,000
‫باورت نمیشه,
‫الان سرسام‌آورترین اتفاق برامون افتاد,

428
00:30:12,125 --> 00:30:13,916
‫اوه، این,,,

429
00:30:14,000 --> 00:30:17,000
‫اوه، به گمونم اونقدر سریع از اونجا رفتیم
‫که اسمت رو نپرسیدم,

430
00:30:17,041 --> 00:30:20,000
‫اوه، آره,
‫اسم انسانی معمولیم,

431
00:30:20,041 --> 00:30:21,875
‫منظورم اینه که اسمم,,,

432
00:30:22,000 --> 00:30:24,500
‫شا,,,راست؟

433
00:30:27,000 --> 00:30:28,041
‫من رانی آن‌ام,

434
00:30:28,125 --> 00:30:29,750
‫خوشوقتم، شارا,

435
00:30:29,875 --> 00:30:32,625
‫رانی آن، میشه یه دقیقه اینجا باهات حرف بزنم؟

436
00:30:33,291 --> 00:30:37,041
‫مامان گوش کن، خیلی عجیب بود,
‫روی کوه زلزله اومد

437
00:30:37,125 --> 00:30:40,166
‫و یه میلیون شب‌پره از زمین اومدن بیرون
‫و به سمت آسمون پرواز کردن,

438
00:30:40,250 --> 00:30:41,375
‫واقعا؟

439
00:30:41,416 --> 00:30:44,750
‫فکر کنم چیزی که تو دیدی عذاب وجدانته که

440
00:30:44,791 --> 00:30:47,000
‫چون خیلی گناهکاره داره پرواز می‌کنه
‫و ازت دور میشه,

441
00:30:47,125 --> 00:30:50,750
‫ببین، می‌دونم که نباید می‌رفتم،
‫ولی برنامه‌هایی با سید ریخته بودم,

442
00:30:50,875 --> 00:30:54,291
‫الان اصلا این مهم نیست
‫چون باید بفهمیم اون اصلا چی بود,,,

443
00:30:54,375 --> 00:30:56,250
‫خب، واسه من مهمه,

444
00:30:56,375 --> 00:30:58,875
‫این قرار بود تابستون ما باشه که باهم می‌گذرونیم,

445
00:30:58,916 --> 00:31:01,875
‫نه، قرار بود تابستون 12 سالگی من باشه,

446
00:31:01,916 --> 00:31:04,125
‫اینو بهت گفتم، ولی تو هیچوقت گوش نمیدی,

447
00:31:04,166 --> 00:31:06,250
‫حتی الان که میگم که عالمه حشرات عجیب
‫بهم هجوم آوردن،

448
00:31:06,291 --> 00:31:07,541
‫تو روی اون یکی مسئله تمرکز کردی,

449
00:31:07,625 --> 00:31:10,791
‫فرار از رویدادهای خانوادگی غیرمسئولانه‌ست,

450
00:31:10,875 --> 00:31:14,041
‫وقتی مثل یه 12 ساله رفتار کردی،
‫اونوقت می‌تونیم حرف بزنیم,

451
00:31:18,375 --> 00:31:20,250
‫بهش گفتی که ما چی دیدیم؟

452
00:31:20,291 --> 00:31:23,000
‫سعی کردم، ولی گوش نمی‌داد,

453
00:31:23,041 --> 00:31:25,375
‫حداقل تو رو به کوه که تبدیل نکرد,

454
00:31:25,416 --> 00:31:26,250
‫چی گفتی؟

455
00:31:26,375 --> 00:31:29,750
‫گفتم که کاملا درکت می‌کنم,

456
00:31:29,875 --> 00:31:32,375
‫مامانت ممکنه به حرفت گوش نده،
‫ولی من گوش میدم,

457
00:31:34,750 --> 00:31:36,291
‫کارلیتوس!

458
00:31:36,375 --> 00:31:39,500
‫داییم!
‫اوون همه‌چی رو راجع‌به این چیزها می‌دونه,

459
00:31:40,250 --> 00:31:41,750
‫شوهرخاله کارلوس!

460
00:31:41,875 --> 00:31:44,791
‫یه جریان عجیبی رخ داده!
‫زلزله! شب‌پره!

461
00:31:44,875 --> 00:31:46,625
‫فکر کنم من پونگواری رو آزاد کردم!

462
00:31:46,750 --> 00:31:49,416
‫اوه، گول خرافات رو نخور، رانی آن,

463
00:31:49,500 --> 00:31:51,875
‫اجداد ما قبلا از همچین افسانه‌هایی استفاده می‌کردن

464
00:31:52,000 --> 00:31:55,041
‫تا پدیده‌های طبیعی‌ای مثل زلزله و شب‌پره‌ها
‫رو توضیح بدن,

465
00:31:55,125 --> 00:31:56,250
‫همش تو این کتاب هست,

466
00:31:56,291 --> 00:31:57,875
‫تو یه نسخه‌ی دیگه ازش داری؟

467
00:31:58,000 --> 00:31:59,875
‫نه، از تو دریاچه درش آوردم,

468
00:31:59,916 --> 00:32:02,000
‫آخ!

469
00:32:02,125 --> 00:32:05,916
‫ببین، همش اینجا نوشته,
‫خدایان، نیمه‌خدایان، حتی ماسک‌های جادویی,

470
00:32:06,000 --> 00:32:07,375
‫ماسک‌ها,,,

471
00:32:07,416 --> 00:32:09,416
‫باحالن,

472
00:32:09,500 --> 00:32:12,625
‫به نظرت پونگواری دنبال ماسکی چیزی می‌گرده؟

473
00:32:12,750 --> 00:32:17,250
‫خب، افسانه پونگواری میگه برای اینکه اون
‫یه خدای کامل بشه،

474
00:32:17,291 --> 00:32:19,416
‫نیاز به ماسک چهره‌های بی‌شمار داره,

475
00:32:19,500 --> 00:32:20,791
‫اینجاست,

476
00:32:20,875 --> 00:32:23,000
‫ماسک چهره‌های بی‌شمار,

477
00:32:23,041 --> 00:32:25,625
‫بهتره قبل از اینکه دست اون بهش برسه
‫گیرش بیاریم، درسته؟

478
00:32:25,750 --> 00:32:26,625
‫گل گفتی,

479
00:32:26,750 --> 00:32:29,791
‫شوهرخاله کارلوس، به نظرت آدم
‫همچین ماسکی رو از کجا پیدا می‌کنه؟

480
00:32:29,875 --> 00:32:33,875
‫اوه، من شخصا موزه‌ی محلی خاپوندا رو توصیه می‌کنم
‫یا شایدم,,,

481
00:33:13,250 --> 00:33:16,500
‫کارت خوب بود، ماریا
‫ولی برای کوروندای بعدیت

482
00:33:16,625 --> 00:33:20,250
‫میشه بیشتر به شکل مثلث درش بیاری
‫که کمتر بی‌شکل باشه؟

483
00:33:24,041 --> 00:33:27,000
‫یکی باید خودش رو خالی کنه,

484
00:33:27,125 --> 00:33:29,416
‫این قرار بود تابستون ما باشه,

485
00:33:32,750 --> 00:33:34,125
‫آماده‌ست!

486
00:33:36,250 --> 00:33:39,500
‫مشکلاتت رو فراموش کن، دخترم,

487
00:33:39,625 --> 00:33:41,000
‫نگاه شفاف،

488
00:33:43,041 --> 00:33:44,500
‫هدف‌گیری با دمپایی,,,

489
00:33:45,041 --> 00:33:46,250
‫خطا تو کارم نیست,

490
00:33:49,041 --> 00:33:50,750
‫عالی زدی!

491
00:33:58,166 --> 00:34:01,416
‫رانی آن قرار بود اینجا باشه
‫و با ما کوروندا درست کردن یاد بگیره,

492
00:34:01,500 --> 00:34:04,250
‫ولی معلومه خب، دوباره نیومده!

493
00:34:04,375 --> 00:34:06,875
‫من آوردمش اینجا تا بتونیم باهم وقت بگذرونیم،

494
00:34:06,916 --> 00:34:09,500
‫اونوقت اون فقط می‌خواد کار خودش رو بکنه,

495
00:34:13,625 --> 00:34:18,291
‫من یه دختربچه رو یادم میاد که
‫"کار خودش" رو کرد

496
00:34:18,375 --> 00:34:21,125
‫و بدون اجازه‌ی من مدرسه رو پیچونده بود,

497
00:34:21,250 --> 00:34:25,500
‫کارناوال همش یه روز توی شهر بود,
‫باید چیکار می‌کردم؟

498
00:34:30,041 --> 00:34:32,250
‫به گمونم تو خانواده‌مون ارثیه,

499
00:34:32,375 --> 00:34:33,416
‫من؟

500
00:34:34,000 --> 00:34:36,291
‫کی فرار کرد تا تو انبار علوفه زندگی کنه

501
00:34:36,375 --> 00:34:40,625
‫بخاطر اینکه من نمی‌ذاشتم الاغ تو اتاقش بمونه؟

502
00:34:42,666 --> 00:34:44,166
‫تو خون ماست,

503
00:34:45,375 --> 00:34:48,125
‫قرن‌ها پیش، قبل از اومدن اسپانیایی‌ها،

504
00:34:48,250 --> 00:34:51,625
‫این منطقه تحت کنترل قبیله‌ای از زنان خشن بود

505
00:34:51,666 --> 00:34:54,500
‫که نیمه‌الهه‌ی سیسیکی رو می‌پرستیدن,

506
00:34:54,625 --> 00:34:57,291
‫جنگجوهای دمپایی,

507
00:34:59,500 --> 00:35:03,125
‫چیزی که توش بهش "لجبازی" میگی،
‫من بهش قوّت میگم,

508
00:35:03,250 --> 00:35:07,625
‫این خانواده چهار نسل از جنگجویان دمپایی داره,

509
00:35:11,875 --> 00:35:15,500
‫رانی آن داره بال‌هاش رو امتحان می‌کنه,

510
00:35:16,125 --> 00:35:18,875
‫بهش فضای پرواز کردن بده,

511
00:35:23,375 --> 00:35:24,250
‫نگاه شفاف،

512
00:35:25,000 --> 00:35:26,250
‫هدف‌گیری با دمپایی،

513
00:35:26,750 --> 00:35:28,750
‫خطا تو کارم نیست,

514
00:35:30,500 --> 00:35:33,166
‫ایول!

515
00:35:36,541 --> 00:35:39,916
‫و تمام این اتفاقات بیش از 400 سال پیش رخ دادن,

516
00:35:40,000 --> 00:35:43,166
‫که یعنی شما در قدیمی‌ترین ساختمان

517
00:35:43,250 --> 00:35:44,791
‫این بخش مکزیک وایسادین,

518
00:35:47,000 --> 00:35:49,708
‫اونایی می‌دونن که ماسک چهره‌های بی‌شمار کجاست،

519
00:35:49,791 --> 00:35:51,500
‫که کارکنان موزه باشن,

520
00:35:51,541 --> 00:35:55,166
‫امروز، موزه‌ی خاپوندا بزرگ‌ترین کلکسیون

521
00:35:55,250 --> 00:35:58,125
‫اشیاء پورپچا رو داره,

522
00:35:58,166 --> 00:36:00,291
‫مردم پورپچا پناهگاهی ساختن

523
00:36:00,375 --> 00:36:04,041
‫تا از باارزش‌ترین اشیاء فرهنگی‌شون
‫در مقابل مهاجمان محافظت کنن,

524
00:36:04,125 --> 00:36:07,750
‫و افسانه میگه که یه جایی در زیر این ساختمان مخفی شده,

525
00:36:08,291 --> 00:36:10,500
‫چیزهای باحال همیشه تو زیرزمین مخفی شدن,

526
00:36:10,625 --> 00:36:12,416
‫باید بریم پایین,

527
00:36:12,500 --> 00:36:15,875
‫حالا اگه تا فروشگاه هدیه دنبالم بیاین،
‫چیزهای جالبی هست,,,

528
00:36:18,500 --> 00:36:20,791
‫چطوره از اونجا شروع کنیم؟

529
00:36:20,916 --> 00:36:24,166
‫[ورود ممنوع]

530
00:36:28,000 --> 00:36:29,166
‫تو اول برو,

531
00:36:48,500 --> 00:36:51,000
‫[مامان: باید حرف بزنیم]

532
00:36:51,041 --> 00:36:52,291
‫همه‌چی روبراهه؟

533
00:36:52,375 --> 00:36:54,500
‫آره، فقط مامانم می‌خواد حرف بزنه,

534
00:36:54,541 --> 00:36:57,875
‫احتمالا عصبانیه که برنامه سفر مسخره‌اش رو پیچوندم,

535
00:36:58,416 --> 00:37:01,625
‫مامان‌ها درک نمی‌کنن,
‫فکر می‌کنن که ما یه مشت دختربچه‌ایم,

536
00:37:02,291 --> 00:37:06,125
‫دقیقا! من الان 12 سالمه,
‫نظرم اهمیت داره,

537
00:37:06,250 --> 00:37:07,750
‫خواسته‌ی من اهمیت داره!

538
00:37:07,791 --> 00:37:10,000
‫من اونقدر بزرگ شدم
‫که اگه بخوام به محوطه‌ی اسکیت‌سواری برم!

539
00:37:10,041 --> 00:37:12,041
‫اونقدر بزرگ شدم که اگه بخوام خسوف انجام بدم!

540
00:37:12,125 --> 00:37:15,375
‫اونقدر بزرگ شدم که
‫کنترل خودم، تابستونم و,,,

541
00:37:15,416 --> 00:37:16,750
‫زندگیم دستم باشه!

542
00:37:20,750 --> 00:37:22,291
‫صبر کن، گفتی خسوف؟

543
00:37:22,375 --> 00:37:24,750
‫یه اصطلاحه,

544
00:37:24,791 --> 00:37:28,916
‫خلاصه اینکه ما بچه‌های خفن،
‫مستقل و قدرتمندی هستیم,

545
00:37:29,000 --> 00:37:31,666
‫مامان‌هامون نمی‌دونن ما چه توانایی‌هایی داریم,

546
00:37:31,750 --> 00:37:35,500
‫دقیقا، اینجور زمان‌هاست که
‫من "تایم رانی آن" نیاز دارم,

547
00:37:35,625 --> 00:37:36,875
‫تایم رانی آن؟

548
00:37:36,916 --> 00:37:39,125
‫آره, هر وقت می‌خوام
‫از مامانم کمی فاصله بگیرم،

549
00:37:39,250 --> 00:37:41,500
‫میرم توی اتاقم، هدفونم رو میذارم،

550
00:37:41,541 --> 00:37:44,500
‫یه آهنگ از گروه "توئلو ایز میدنایت"،
‫بهترین گروه موسیقی تاریخ میذارم،

551
00:37:44,625 --> 00:37:45,916
‫و فقط,,,

552
00:38:02,375 --> 00:38:03,500
‫ها؟

553
00:38:06,625 --> 00:38:07,750
‫اوه، مرد,

554
00:38:21,541 --> 00:38:25,500
‫شارا, چه خبره؟

555
00:38:27,291 --> 00:38:29,541
‫خدای من، گردنبند، آروم باش!

556
00:38:44,750 --> 00:38:46,916
‫خودشه، ماسک چهره‌های بی‌شمار!

557
00:38:49,250 --> 00:38:51,250
‫ببین! جواهر ماسک

558
00:38:51,375 --> 00:38:53,041
‫شبیه مال گردنبند منه!

559
00:38:53,125 --> 00:38:55,000
‫چه,,, خفن!

560
00:38:56,375 --> 00:39:00,000
‫فکر کنم می‌خواد فرشینه رو کنار بزنم,

561
00:39:10,125 --> 00:39:13,875
‫اووه,

562
00:39:14,000 --> 00:39:15,916
‫نظرت چیه وارد این دری بشیم

563
00:39:16,000 --> 00:39:18,250
‫که چند ثانیه قبل وجود نداشت؟

564
00:39:18,375 --> 00:39:19,375
‫برو بریم,

565
00:39:19,416 --> 00:39:21,166
‫من درست پشت سرتم,

566
00:39:39,500 --> 00:39:41,750
‫همینه,

567
00:39:42,500 --> 00:39:44,375
‫باورم نمیشه پیداش کردیم,

568
00:39:44,875 --> 00:39:47,000
‫حالا چیکار کنیم، فقط برش داریم؟

569
00:39:47,041 --> 00:39:49,750
‫به نظرم باید سنگ جواهرت رو توی ماسک بذاری،

570
00:39:49,875 --> 00:39:51,416
‫مثل چیزی که توی فرشینه دیدیم,

571
00:40:00,375 --> 00:40:01,625
‫عالیه,

572
00:40:01,750 --> 00:40:04,791
‫حالا می‌تونم گندی که زدم رو درست کنم،
‫و می‌تونیم پونگواری رو متوقف کنیم,

573
00:40:04,875 --> 00:40:06,625
‫موفق شدیم، شارا,

574
00:40:06,750 --> 00:40:09,500
‫این دیگه چی بود؟

575
00:40:12,750 --> 00:40:14,125
‫ممنون، رانی آن,

576
00:40:14,666 --> 00:40:15,541
‫شارا؟

577
00:40:15,625 --> 00:40:17,541
‫تو خیلی کمک کردی,

578
00:40:28,750 --> 00:40:33,875
‫بالاخره! بعد از این همه قرن، دوباره خودم شدم,

579
00:40:35,041 --> 00:40:36,250
‫پونگواری؟

580
00:40:36,791 --> 00:40:38,625
‫سوپرایز,

581
00:40:38,666 --> 00:40:41,666
‫صبر کن، تمام این مدت تو شارا بودی؟

582
00:40:41,750 --> 00:40:45,416
‫شکل کسی که بهش اعتماد کنی رو به خودم گرفتم
‫تا کاری که می‌خوام رو بکنی,

583
00:40:45,500 --> 00:40:47,041
‫وقتی منو از کوهستان آزاد کردی,,,

584
00:40:47,125 --> 00:40:49,166
‫راستی، بابتش ممنونم,

585
00:40:49,250 --> 00:40:50,625
‫من فقط یه روح بودم,

586
00:40:50,666 --> 00:40:55,291
‫یه انسان رو لازم داشتم
‫تا منو به این اتاق بیاره که شکل حقیقیم رو پس بگیرم,

587
00:40:56,125 --> 00:40:57,541
‫پس به من دروغ گفتی,

588
00:40:57,625 --> 00:41:00,125
‫بعضی‌ها دزدکی می‌زنن بیرون
‫که برن اسکیت‌سواری کنن،

589
00:41:00,250 --> 00:41:04,041
‫بعضی‌ها هم یه انسان رو گول می‌زنن
‫کمک‌شون کنه یه ماسک جادویی باستانی رو پیدا کنن,

590
00:41:04,125 --> 00:41:05,916
‫من کاری رو کردم که مجبور بودم,

591
00:41:06,000 --> 00:41:07,541
‫درست مثل تو,

592
00:41:08,666 --> 00:41:10,125
‫اگه باعث میشه حالت بهتر بشه باید بگم

593
00:41:10,250 --> 00:41:11,875
‫تو به عنوان انسان خیلی باحالی,

594
00:41:12,625 --> 00:41:17,375
‫خب، وقت داره تلف میشه!
‫این الهه‌ی آینده باید مراسمی رو تکمیل کنه!

595
00:41:17,500 --> 00:41:18,750
‫صبر کن، نه!

596
00:41:23,750 --> 00:41:24,625
‫بدرود,

597
00:41:34,541 --> 00:41:36,541
‫متاسفم، بابابزرگ،

598
00:41:36,625 --> 00:41:37,916
‫فقط باید یه چسب زخم بردارم,

599
00:41:38,000 --> 00:41:38,875
‫چسب زخم؟

600
00:41:39,000 --> 00:41:40,625
‫صدمه دیدی، روبرتو؟

601
00:41:40,750 --> 00:41:42,541
‫اوه، واسه من نیست,

602
00:41:43,625 --> 00:41:46,416
‫این همه سلفی داره منو می‌کشه!

603
00:41:46,500 --> 00:41:49,291
‫هی، آروم باش، بابای مقوایی,

604
00:41:49,375 --> 00:41:52,250
‫بیا، توی لباس راحتم استراحت کن,

605
00:41:52,375 --> 00:41:54,125
‫کمکم کن,

606
00:41:54,166 --> 00:41:55,541
‫بابا، رانی آن رو ندیدی؟

607
00:41:55,625 --> 00:41:58,291
‫من دارم آزادی دادن به رانی آن رو امتحان می‌کنم،

608
00:41:58,375 --> 00:42:01,875
‫ولی حالا منو واقعا نگران کرده
‫و به ۱۰ تا پیامم جواب نداده,

609
00:42:01,916 --> 00:42:05,041
‫نه، متاسفم، دخترم,
‫شاید با دوست جدیدش رفته بیرون,

610
00:42:06,000 --> 00:42:08,375
‫کجا ممکنه رفته باشه؟

611
00:42:09,000 --> 00:42:11,000
‫کمک!

612
00:42:11,125 --> 00:42:12,541
‫کسی صدای منو می‌شنوه؟

613
00:42:12,625 --> 00:42:15,750
‫من توی یه اتاق مخفی زیرزمینی گیر افتادم!

614
00:42:16,375 --> 00:42:19,666
‫که هیچ کس نمی‌دونه وجود داره چون مخفیه,

615
00:42:23,791 --> 00:42:24,875
‫فایده‌ای نداره,

616
00:42:25,500 --> 00:42:26,916
‫هرگز نمی‌تونم از اینجا خارج بشم,

617
00:42:29,166 --> 00:42:30,791
‫باید به حرف مامان گوش می‌کردم

618
00:42:31,375 --> 00:42:34,125
‫و همونطور که می‌خواست
‫کارهای خانوادگی می‌کردم,

619
00:42:40,750 --> 00:42:43,500
‫آهای؟

620
00:42:48,916 --> 00:42:50,375
‫کسی اونجاست؟

621
00:42:50,500 --> 00:42:51,875
‫دارم صدای زمزمه‌ات رو می‌شنوم,

622
00:42:57,000 --> 00:42:58,250
‫بابابزرگ؟

623
00:42:59,500 --> 00:43:00,500
‫بابابزرگ!

624
00:43:03,625 --> 00:43:05,500
‫رانی آن؟

625
00:43:09,291 --> 00:43:11,125
‫- کجایی؟
‫- چه جوری رفتی اون تو؟

626
00:43:11,250 --> 00:43:12,291
‫- خوبی؟
‫- سرده؟

627
00:43:12,375 --> 00:43:13,750
‫رانی آن، مُردی؟

628
00:43:13,875 --> 00:43:14,666
‫روحی؟

629
00:43:14,750 --> 00:43:16,541
‫ساکت!

630
00:43:16,625 --> 00:43:19,666
‫خیلی خب، باید یه چیزی بهتون بگم،
‫ولی یه خرده احمقانه به نظر میاد،

631
00:43:19,750 --> 00:43:20,750
‫ولی برو که رفتیم,

632
00:43:22,125 --> 00:43:25,000
‫گردنبندی که خریدم یه جواهر جادویی داشت
‫که تصادفاً پونگواری رو بیدار کرد،

633
00:43:25,041 --> 00:43:26,875
‫که اینجا بود، ولی نه واقعا، چون اون روح بود

634
00:43:27,000 --> 00:43:29,000
‫و هنوزم ماسک چهره‌های بی‌شمار رو نیاز داشت
‫تا جسمش رو پس بگیره،

635
00:43:29,125 --> 00:43:31,291
‫پس وانمود کرد که اون دختره، شاراست،
‫و با هم ماسک رو پیدا کردیم،

636
00:43:31,375 --> 00:43:33,166
‫و بعد اون منو توی اتاقی مخفی
‫زیر موزه حبس کرد

637
00:43:33,250 --> 00:43:36,000
‫که بنا به دلیلی آینه‌ای داره
‫که به دستشویی ماما لوپه میره,

638
00:43:37,250 --> 00:43:41,375
‫گفتم اون آینه جادوییه, پول رو رد کن بیاد!

639
00:43:43,166 --> 00:43:46,375
‫چیزی نیست، رانی آن,
‫فقط بگو کجایی,

640
00:43:46,416 --> 00:43:48,750
‫دون تاچو، قایق رو آماده کن!

641
00:43:49,875 --> 00:43:53,125
‫قایق نه, با هواپیما میریم!

642
00:44:16,250 --> 00:44:18,375
‫مطمئنی این جواب میده؟

643
00:44:18,416 --> 00:44:19,916
‫مطمئنم,

644
00:44:20,750 --> 00:44:22,791
‫ها؟

645
00:44:26,916 --> 00:44:31,625
‫منو ترسوندین, ولی موزه تعطیله,

646
00:44:31,666 --> 00:44:34,291
‫باید از شما پیرزن‌ها درخواست کنم برین,

647
00:44:34,375 --> 00:44:36,875
‫هی! چه خبره؟

648
00:44:37,000 --> 00:44:40,125
‫هی! این یه جورایی باحاله!

649
00:44:40,250 --> 00:44:42,541
‫شماها خوب بلدین برقصین!

650
00:44:43,750 --> 00:44:44,875
‫اوه اوه,

651
00:44:44,916 --> 00:44:47,000
‫وای!

652
00:44:47,750 --> 00:44:49,291
‫اه,

653
00:44:49,375 --> 00:44:51,291
‫فکر می‌کردم داریم خوش می‌گذرونیم,

654
00:45:11,875 --> 00:45:14,166
‫اونم از فرشینه‌ای که رانی آن گفت!

655
00:45:16,791 --> 00:45:17,750
‫رانی آن!

656
00:45:17,875 --> 00:45:19,500
‫مامان! من اینجام,

657
00:45:19,541 --> 00:45:20,916
‫دری در کار نیست,

658
00:45:21,000 --> 00:45:23,666
‫می‌دونم! پونگواری غیبش کرد,

659
00:45:23,750 --> 00:45:26,875
‫طاقت بیار, یه چیزی لازم داریم
‫که دیوار رو خراب کنیم,

660
00:45:28,375 --> 00:45:31,916
‫اینا جواب نمیده,
‫شما چیزی پیدا کردین؟

661
00:45:32,000 --> 00:45:33,375
‫- نه,
‫- هیچی,

662
00:45:34,500 --> 00:45:35,791
‫به جایی نرسیدی، رانی آن؟

663
00:45:35,875 --> 00:45:39,375
‫فکر کنم یه قاشق پیدا کردم,
‫شاید بتونم بکَنم و بخورم و خلاص بشم,

664
00:45:39,416 --> 00:45:42,000
‫توی همچین موقعی راجع به غذا شوخی نکن!

665
00:45:45,416 --> 00:45:46,750
‫چرخ داره!

666
00:45:46,875 --> 00:45:48,416
‫می‌تونیم هلش بدیم بکوبیمش به دیوار!

667
00:45:48,500 --> 00:45:54,250
‫یا شاید پر از جادوی باستانیه
‫که با برخورد، دیوار رو نابود می‌کنه,

668
00:45:54,291 --> 00:45:56,500
‫البته، ماما لوپه,

669
00:45:58,916 --> 00:46:00,375
‫این چیه؟

670
00:46:00,875 --> 00:46:02,125
‫با شماره‌ی ۳!

671
00:46:02,166 --> 00:46:05,291
‫یک، دو، سه!

672
00:46:16,000 --> 00:46:17,875
‫چه اتفاقی افتاد؟

673
00:46:18,416 --> 00:46:21,166
‫پر از جادوی باستانی بود

674
00:46:21,250 --> 00:46:24,166
‫که با برخورد، دیوار رو نابود کرد!

675
00:46:24,250 --> 00:46:25,625
‫مامان!

676
00:46:25,666 --> 00:46:28,500
‫خیلی خوشحالم سالمی,

677
00:46:28,541 --> 00:46:31,250
‫می‌بینی، وقتی یواشکی میذاری میری
‫همچین اتفاقی میفته,

678
00:46:31,375 --> 00:46:34,291
‫واقعا داری جدی میگی؟ اووپس,

679
00:46:34,375 --> 00:46:35,541
‫اشتباه از من بود,

680
00:46:38,291 --> 00:46:39,625
‫وای، این چیه؟

681
00:46:42,000 --> 00:46:44,625
‫داستان پونگواریه,

682
00:46:44,666 --> 00:46:47,916
‫اون ماسک رو می‌دزده، بعد زمین رو شکاف میده

683
00:46:48,000 --> 00:46:51,666
‫تا بتونه آتیش و نابودی رو واسه دره به ارمغان بیاره,

684
00:46:51,750 --> 00:46:53,000
‫صبر کن ببینم,

685
00:46:53,125 --> 00:46:56,375
‫به نظر نمیاد اون داره آتیش و نابودی به ارمغان میاره,

686
00:46:57,000 --> 00:46:58,750
‫و اون یارو کیه؟

687
00:46:58,791 --> 00:47:00,625
‫اوکومو!

688
00:47:00,666 --> 00:47:02,875
‫خدای دنیای زیر زمین؟
‫منظورت اینه,,,

689
00:47:03,000 --> 00:47:04,041
‫افسانه اشتباهه!

690
00:47:04,125 --> 00:47:07,000
‫پونگواری بد نیست، اوکومو بده!

691
00:47:10,750 --> 00:47:12,000
‫پونگواری!

692
00:47:12,125 --> 00:47:13,125
‫باید بریم!

693
00:47:14,041 --> 00:47:16,791
‫این دفعه دیگه متوقف نمیشم!

694
00:47:16,875 --> 00:47:22,125
‫من، پونگواری، نیمه‌الهه‌ی ماه،
‫قدرت ماسک رو احضار می‌کنم!

695
00:47:25,125 --> 00:47:28,500
‫ماسک چهره‌های بی‌شمار، بهت التماس می‌کنم!

696
00:47:28,625 --> 00:47:31,625
‫جادوت رو بده من، منو خدا کن!

697
00:47:44,041 --> 00:47:46,250
‫اوه، ببخشید، الهه,

698
00:47:46,375 --> 00:47:48,125
‫معبد اختصاصی می‌خوای؟

699
00:47:48,250 --> 00:47:50,000
‫خب، آره!

700
00:47:50,041 --> 00:47:53,166
‫و می‌دونم دقیقا از کجا شروع کنم,

701
00:48:09,375 --> 00:48:11,166
‫اوه، نه! خیلی دیر کردیم,

702
00:48:44,750 --> 00:48:47,666
‫بیا یه خرده وضعیت رو روشن کنیم,

703
00:48:56,666 --> 00:48:58,125
‫این فاجعه‌ست!

704
00:48:58,250 --> 00:49:00,541
‫پونگواری می‌خواد اوکومو رو آزاد کنه!

705
00:49:00,625 --> 00:49:02,250
‫اوکومو چیه؟

706
00:49:03,125 --> 00:49:04,291
‫این یارو,

707
00:49:04,375 --> 00:49:07,125
‫اه, بریم عکس بعدی,

708
00:49:11,666 --> 00:49:15,750
‫- اون روح‌ها رو شکنجه می‌کنه!
‫- نه، اون یه سگ اهریمنیه!

709
00:49:17,875 --> 00:49:20,291
‫این آهنگ توئلو ایز میدنایته!

710
00:49:20,375 --> 00:49:23,666
‫اون فقط می‌خواد مهمونی بگیره,
‫نمی‌خواد به کسی صدمه بزنه,

711
00:49:23,750 --> 00:49:25,125
‫چی؟

712
00:49:25,166 --> 00:49:28,000
‫یه مشت ماهی بیچاره اون پایین هستن
‫که نظر دیگه‌ای دارن,

713
00:49:28,125 --> 00:49:30,000
‫بهم اعتماد کن، من درکش می‌کنم,

714
00:49:30,041 --> 00:49:32,416
‫ولی اون در رو واسه اوکومو باز کرد,

715
00:49:32,500 --> 00:49:33,625
‫تصادفاً!

716
00:49:33,750 --> 00:49:35,541
‫انگار یواشکی رفته بود اسکیت‌سواری

717
00:49:35,625 --> 00:49:37,625
‫و تصادفاً یه نیمه‌خدا رو آزاد کرده,

718
00:49:37,750 --> 00:49:39,291
‫واسه بهترین‌هامون هم اتفاق میفته,

719
00:49:43,791 --> 00:49:45,500
‫اوه، نه!

720
00:49:45,625 --> 00:49:47,750
‫باید برم به پونگواری بگم، تا دست نگه داره!

721
00:49:49,500 --> 00:49:51,750
‫نه, عمرا, اگه اشتباه کنی چی؟

722
00:49:51,875 --> 00:49:54,625
‫حق با منه, من می‌تونم نرمش کنم,
‫می‌دونم که می‌تونم,

723
00:49:54,666 --> 00:49:57,375
‫اون یه خداست، رانی آن,
‫تو فقط یه بچه‌ی کوچیکی,

724
00:49:57,500 --> 00:49:59,125
‫نه خیر!

725
00:49:59,250 --> 00:50:00,250
‫رانی آن!

726
00:50:23,000 --> 00:50:23,875
‫یوهو!

727
00:50:24,791 --> 00:50:26,166
‫رانی آن، مراقب باش!

728
00:50:37,250 --> 00:50:38,416
‫ها؟

729
00:50:41,041 --> 00:50:42,000
‫بقبقو!

730
00:50:42,125 --> 00:50:45,250
‫به خاطر ژاکت فضله‌ای یکی بهت بدهکاریم,

731
00:50:46,541 --> 00:50:49,041
‫بابا، من ون رو قرض می‌گیرم!

732
00:50:49,125 --> 00:50:50,916
‫دخترم، خیلی خطرناکه!

733
00:50:59,291 --> 00:51:01,375
‫یادت نره کجا پارک می‌کنی!

734
00:51:04,541 --> 00:51:06,375
‫وای,,,

735
00:51:20,875 --> 00:51:23,250
‫رانی آن موفق میشه، نه؟

736
00:51:23,291 --> 00:51:24,875
‫احتمالا نه‌,

737
00:51:25,000 --> 00:51:26,250
‫آخ!

738
00:51:26,375 --> 00:51:28,750
‫چیه؟ یکی باید می‌گفت,

739
00:51:37,000 --> 00:51:39,500
‫جماعت اهل مهمونی، چه خبرها؟

740
00:52:02,500 --> 00:52:03,791
‫بخت و اقبال یارت,

741
00:52:03,875 --> 00:52:05,750
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی!

742
00:52:05,875 --> 00:52:07,250
‫رانی آن؟

743
00:52:07,375 --> 00:52:09,166
‫تو اومدی بیرون!

744
00:52:09,250 --> 00:52:11,125
‫درست به موقع واسه مهمونی الهه شدن من,

745
00:52:11,250 --> 00:52:13,291
‫پونگواری، باید دست نگه داری!

746
00:52:13,375 --> 00:52:15,375
‫وگرنه اوکومو رو آزاد می‌کنی!

747
00:52:15,416 --> 00:52:17,125
‫خدای دنیای زیر زمین؟

748
00:52:17,166 --> 00:52:18,250
‫مسخره‌ست,

749
00:52:18,375 --> 00:52:20,750
‫حقیقت داره! من‌ مدرک دارم,

750
00:52:20,875 --> 00:52:22,791
‫قبلا هم این کار رو کردی چون آماده نبودی,

751
00:52:22,875 --> 00:52:26,000
‫آماده نبودم؟ من الان یه خدام، رانی آن,

752
00:52:26,041 --> 00:52:28,166
‫دیگه داری مثل مامانم حرف می‌زنی,

753
00:52:28,250 --> 00:52:30,750
‫و اینجا مامان‌ها حق ورود ندارن,

754
00:52:31,750 --> 00:52:34,250
‫پونگواری، مامانت دوستت داشت,

755
00:52:34,291 --> 00:52:36,875
‫اون به عنوان تنبیه نمی‌خواست متوقفت کنه,

756
00:52:36,916 --> 00:52:40,000
‫اوه، جدی؟ اونو منو تبدیل به یه کوه کرد,,,

757
00:52:40,125 --> 00:52:42,000
‫به معنای واقعی منو زمین‌گیر کرد,

758
00:52:42,041 --> 00:52:43,500
‫واسه اینکه ازت محافظت کنه!

759
00:52:44,500 --> 00:52:47,375
‫ما اینو توی اون اتاق مخفی پیدا کردیم
‫که تو منو اونجا خیلی عادی حبس کردی,,,

760
00:52:47,416 --> 00:52:49,250
‫در ضمن، کار قشنگی نبود,

761
00:52:49,375 --> 00:52:53,500
‫این واقعیت اتفاقیه که ۸۰۰ سال پیش برات افتاد,

762
00:53:00,375 --> 00:53:02,125
‫اینا والدین من هستن,,,

763
00:53:02,250 --> 00:53:03,791
‫امکان نداره,,,

764
00:53:03,875 --> 00:53:07,125
‫اینقدر بهم نگو چیکار کنم!

765
00:53:17,541 --> 00:53:19,791
‫دخترم، خواهش می‌کنم,,,

766
00:53:23,791 --> 00:53:24,791
‫نه!

767
00:53:29,916 --> 00:53:31,750
‫چه خبره؟

768
00:53:35,625 --> 00:53:37,625
‫نه! مامان!

769
00:53:37,666 --> 00:53:40,375
‫متاسفم, دوستت دارم,

770
00:53:47,666 --> 00:53:49,625
‫دخترم,,,

771
00:53:51,291 --> 00:53:52,500
‫روستایی‌ها!

772
00:53:55,750 --> 00:53:57,000
‫جلوی اونو بگیر!

773
00:53:57,041 --> 00:53:58,916
‫من از مردم محافظت می‌کنم!

774
00:54:17,041 --> 00:54:18,791
‫اون زیادی قدرتمنده,

775
00:54:18,875 --> 00:54:21,875
‫با هم می‌تونیم شکستش بدیم,

776
00:54:29,750 --> 00:54:31,000
‫به خاطر پونگواری!

777
00:54:39,250 --> 00:54:42,875
‫والدینت به خاطر نجات جون همه،
‫خودشون رو فدا کردن,

778
00:54:43,000 --> 00:54:45,166
‫ولی تو نمی‌دونستی همچین اتفاقی میفته,

779
00:54:46,041 --> 00:54:47,625
‫تقصیر تو نیست,

780
00:54:49,750 --> 00:54:52,125
‫اون منو از دست اوکومو نجات داد,

781
00:54:52,166 --> 00:54:54,666
‫تمام این مدت فکر می‌کردم,,,

782
00:54:54,750 --> 00:54:58,750
‫آره، گمونم مامان‌ها این کار رو می‌کنن,

783
00:55:00,500 --> 00:55:02,375
‫- من می‌دونم مامانم حاضره,,,
‫- رانی آن!

784
00:55:02,500 --> 00:55:04,375
‫مامان!

785
00:55:11,875 --> 00:55:13,125
‫مامان!

786
00:55:14,750 --> 00:55:17,250
‫باید کمکش کنیم! ولی چه جوری؟

787
00:55:17,375 --> 00:55:18,250
‫با من,

788
00:55:19,041 --> 00:55:20,625
‫الهه‌ی ماه؟

789
00:55:21,750 --> 00:55:23,666
‫می‌تونیم نجاتش بدیم, با همدیگه,

790
00:55:24,916 --> 00:55:26,125
‫آماده‌ای؟

791
00:55:27,375 --> 00:55:28,750
‫حالا سفت بچسب,

792
00:55:53,250 --> 00:55:54,750
‫مامان!

793
00:55:54,875 --> 00:55:58,000
‫رانی آن!

794
00:56:00,625 --> 00:56:04,291
‫مامان!

795
00:56:09,000 --> 00:56:10,291
‫[با رانی آن وقت بگذرون!]

796
00:56:18,166 --> 00:56:19,750
‫یوهو!

797
00:56:20,875 --> 00:56:23,125
‫سفت بچسب، مامان!

798
00:56:25,000 --> 00:56:27,541
‫اوه، خدای من، محشر بود,

799
00:56:27,625 --> 00:56:29,166
‫ولی خیلی خطرناک بود,

800
00:56:29,250 --> 00:56:30,875
‫تو جونم رو نجات دادی,

801
00:56:31,000 --> 00:56:32,750
‫دیگه همچین کاری نکن,

802
00:56:32,791 --> 00:56:34,125
‫اوه، دوستت دارم,

803
00:56:40,750 --> 00:56:42,750
‫ماریا! رانی آن!

804
00:56:42,875 --> 00:56:44,541
‫اوه، خدا رو شکر حال‌تون خوبه!

805
00:56:46,125 --> 00:56:48,125
‫خوبه برنامه رو لمینت کردی,

806
00:56:48,166 --> 00:56:49,875
‫من باحال‌ترین خواهر دنیا رو دارم!

807
00:56:50,000 --> 00:56:52,125
‫ممنون، لالو,

808
00:56:52,166 --> 00:56:53,750
‫هی، یه سوال ریز,

809
00:56:53,791 --> 00:56:55,875
‫قضیه‌ی این سگ غول‌پیکر چیه؟

810
00:56:56,625 --> 00:56:58,000
‫کایوت,

811
00:56:58,041 --> 00:57:00,541
‫و اون پونگواریه، الان بچه‌ی خوبیه,

812
00:57:00,625 --> 00:57:02,625
‫هی، من همیشه بچه‌ی خوبی بودم,

813
00:57:04,125 --> 00:57:05,166
‫دوست ندارم ضدحال بزنم،

814
00:57:05,250 --> 00:57:07,500
‫ولی هنوزم با خدای دنیای زیر زمین مشکل داریم,

815
00:57:16,125 --> 00:57:19,875
‫خیلی خب، جماعت، نگرخین,
‫خبر بد: اوکومو داره میاد,

816
00:57:20,000 --> 00:57:23,541
‫خبر خوب: فکر کنم بدونم
‫چه جوری متوقفش کنیم، ولی تنها از پسش برنمیام,

817
00:57:23,625 --> 00:57:24,791
‫ولی چه جوری؟

818
00:57:24,875 --> 00:57:28,041
‫طبق این طومار،
‫وقتی بار قبلی اوکومو اومده بود بیرون،

819
00:57:28,125 --> 00:57:31,916
‫والدین پونگواری
‫اونو با یه دمپایی آتشین گنده شکست دادن,

820
00:57:32,000 --> 00:57:35,000
‫هی، اون شعله‌ی مقدس بابامه!
‫اونو توی معبدش نگه می‌داشت!

821
00:57:35,125 --> 00:57:38,000
‫ولی کسی چه می‌دونه معبدش الان کجاست,,,

822
00:57:38,041 --> 00:57:39,041
‫من می‌دونم,

823
00:57:39,125 --> 00:57:41,166
‫اونجا!

824
00:57:46,500 --> 00:57:49,666
‫گفتم خونه روی یه معبد باستانیه!

825
00:57:49,750 --> 00:57:51,125
‫حالا پول رو رد کن بیاد!

826
00:57:51,166 --> 00:57:55,000
‫عالیه! حالا فقط یه دمپایی گنده‌بک لازم داریم,

827
00:57:56,500 --> 00:58:00,125
‫صبر کن، فکر کنم بدونم کجاست!
‫جلوی موزه‌ست!

828
00:58:39,625 --> 00:58:42,375
‫گفتم نگرخین‌, کمک‌تون رو لازم دارم,

829
00:58:42,500 --> 00:58:46,000
‫ماما لوپه، مامان‌بزرگ و مامان،
‫شماها برین و دمپایی رو پیدا کنین!

830
00:58:46,041 --> 00:58:48,125
‫بقیه با دون تاچو برین سوار هواپیما بشین،

831
00:58:48,166 --> 00:58:50,625
‫و برین مزرعه که شعله‌ی مقدس رو بیارین!

832
00:58:50,666 --> 00:58:53,625
‫تا وقتی شما برسین،
‫من و پونگواری جلوی اوکومو رو می‌گیریم,

833
00:58:55,750 --> 00:58:58,125
‫- رانی آن، من,,,
‫- می‌دونم چی می‌خوای بگی، مامان,

834
00:58:58,166 --> 00:59:01,041
‫اون خیلی قدش بلنده, آتیشیه,
‫زیادی خطرناکه, من,,,

835
00:59:01,125 --> 00:59:04,000
‫نه، به نظرم نقشه‌ی خوبیه,

836
00:59:04,041 --> 00:59:06,000
‫و من به لالو نیاز دارم,

837
00:59:07,666 --> 00:59:09,125
‫ممنون، مامان,

838
00:59:09,166 --> 00:59:12,250
‫همگی گوش کنین, ما از پسش برمیایم,

839
00:59:12,291 --> 00:59:14,000
‫خانواده‌ی کاساگرانده با شماره‌ی ۳!

840
00:59:14,875 --> 00:59:17,250
‫یک، دو، سه,,,

841
00:59:17,375 --> 00:59:19,625
‫خانواده‌ی کاساگرانده!

842
00:59:26,875 --> 00:59:28,750
‫این لازمت میشه,

843
00:59:30,291 --> 00:59:32,250
‫فقط هدف بگیر و شلیک کن,

844
00:59:32,291 --> 00:59:33,875
‫رانی آن!

845
00:59:33,916 --> 00:59:35,291
‫موفق باشی!

846
00:59:35,375 --> 00:59:37,375
‫ولی مراقب باش!

847
00:59:37,416 --> 00:59:38,916
‫تو هم همینطور، مامان,

848
00:59:41,750 --> 00:59:43,541
‫حمله!

849
00:59:52,416 --> 00:59:53,916
‫اه!

850
00:59:58,791 --> 00:59:59,875
‫اه!

851
01:00:06,000 --> 01:00:08,625
‫این سلاحیه که اوکومو رو شکست میده!

852
01:00:08,666 --> 01:00:13,416
‫اگه حق با من باشه،
‫این نوک یه دمپایی خیلی خیلی بزرگه!

853
01:00:14,750 --> 01:00:18,125
‫لالو، بکَن!

854
01:00:21,416 --> 01:00:24,000
‫اگه زنده نموندیم،
‫باید بگم تو دوست خوبی هستی، پونگواری،

855
01:00:24,125 --> 01:00:25,916
‫و پشم‌هات خیلی نرمه,

856
01:00:26,000 --> 01:00:28,875
‫ممنون, حالا بریم حال غول مواد مذابی رو جا بیاریم!

857
01:00:38,875 --> 01:00:42,166
‫ها!

858
01:00:47,541 --> 01:00:49,000
‫چه خفن,

859
01:00:49,041 --> 01:00:50,666
‫چشمش,

860
01:01:02,625 --> 01:01:05,625
‫تانگاشوان!

861
01:01:07,625 --> 01:01:10,500
‫شعله‌ی مقدس,

862
01:01:12,875 --> 01:01:14,625
‫کسی نربودن آورد؟

863
01:01:15,166 --> 01:01:19,416
‫ماشالا، لالو!

864
01:01:29,750 --> 01:01:32,041
‫خیلی خب، شمع دست کیه؟

865
01:01:32,125 --> 01:01:33,541
‫شمع دست من نیست,

866
01:01:33,625 --> 01:01:35,125
‫فکر می‌کردم شمع دست توئه!

867
01:01:35,166 --> 01:01:37,291
‫من خوراکی آوردم! کسی بابتش ازم تشکر نکرد!

868
01:01:37,375 --> 01:01:39,625
‫خیلی خب، یه فکری براش می‌کنم,

869
01:01:43,916 --> 01:01:48,750
‫عیبی نداره، بابی,
‫من زندگی مقوایی خوبی داشتم,

870
01:01:49,375 --> 01:01:50,250
‫اه,

871
01:01:53,416 --> 01:01:54,875
‫می‌سوزه!

872
01:02:00,666 --> 01:02:02,750
‫شوخی کردم، آتیش جادوییه!

873
01:02:03,375 --> 01:02:04,166
‫آره!

874
01:02:04,250 --> 01:02:06,666
‫اوه اوه,

875
01:02:06,750 --> 01:02:07,666
‫آخ!

876
01:02:19,041 --> 01:02:21,625
‫- پسر خوب!
‫- حالا فقط یه طناب لازم داریم!

877
01:02:21,750 --> 01:02:23,000
‫بریم!

878
01:02:24,000 --> 01:02:26,000
‫طاقت بیار، رانی آن,

879
01:02:35,291 --> 01:02:36,750
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام,

880
01:02:43,666 --> 01:02:45,041
‫پونگواری!

881
01:02:49,791 --> 01:02:51,375
‫اه!

882
01:02:54,916 --> 01:02:56,500
‫پونگواری!

883
01:02:57,250 --> 01:02:58,500
‫خوبی؟

884
01:02:58,541 --> 01:03:00,666
‫والدینم زنده‌ان!

885
01:03:05,250 --> 01:03:08,791
‫توی اون جواهرات محبوس شدن!
‫باید نجات‌شون بدم,

886
01:03:08,875 --> 01:03:10,041
‫رانی آن!

887
01:03:12,541 --> 01:03:15,041
‫آتیش مقدس رو گیر آوردیم!

888
01:03:19,416 --> 01:03:22,250
‫الان خودم رو خراب کردم!

889
01:03:35,625 --> 01:03:38,500
‫بابی! شعله رو به مامان برسون!

890
01:03:53,625 --> 01:03:55,416
‫داره جواب میده,

891
01:04:03,291 --> 01:04:04,625
‫مراقب باشین!

892
01:04:14,250 --> 01:04:16,250
‫آره!

893
01:04:39,166 --> 01:04:40,875
‫شعله‌ی مقدس رو آوردیم!

894
01:04:41,000 --> 01:04:43,625
‫عالیه، بیارش اینجا!

895
01:04:43,750 --> 01:04:44,625
‫اه,,,

896
01:04:45,875 --> 01:04:48,125
‫چه جوری بیارمش پیش‌تون؟

897
01:04:48,250 --> 01:04:51,875
‫با کمک ما! ما می‌تونیم پرواز کنیم ببریمش!

898
01:04:52,000 --> 01:04:53,666
‫ما پرنده‌ایم!

899
01:04:58,875 --> 01:05:00,500
‫از شعله محافظت کنین!

900
01:05:00,625 --> 01:05:02,541
‫یالا، همه برین اینجا!

901
01:05:02,625 --> 01:05:04,041
‫هی، هیولاها!

902
01:05:07,125 --> 01:05:09,291
‫اینو بخونین و گریه کنین!

903
01:05:11,250 --> 01:05:13,625
‫بیاین طعم اینو بچشین!

904
01:05:18,541 --> 01:05:20,500
‫هی، عوضی‌های مذابی!

905
01:05:22,500 --> 01:05:24,000
‫پرنده رو تماشا کنین!

906
01:06:00,041 --> 01:06:02,375
‫جنگجوی دمپایی درون‌تون رو متمرکز کنین,

907
01:06:02,416 --> 01:06:04,166
‫و بلند کنین!

908
01:06:10,750 --> 01:06:14,166
‫بابی! واسه فرستادن شعله آماده شو!

909
01:06:14,750 --> 01:06:15,750
‫چه جوری؟

910
01:06:15,791 --> 01:06:17,750
‫فایربال!

911
01:06:20,750 --> 01:06:22,416
‫کمک! رانی آن!

912
01:06:24,875 --> 01:06:27,125
‫طاقت بیار، پونگواری!

913
01:06:27,166 --> 01:06:28,916
‫دارمت!

914
01:06:31,500 --> 01:06:34,416
‫جنگجویان دمپایی!

915
01:06:34,500 --> 01:06:36,125
‫قدرت‌تون رو به ما قرض بدین!

916
01:06:36,250 --> 01:06:39,125
‫یالا، بریم!

917
01:06:43,500 --> 01:06:45,541
‫اوه، ممنون!

918
01:06:51,791 --> 01:06:55,000
‫بابی، شعله رو لازم داریم!

919
01:06:55,125 --> 01:06:58,625
‫کل فیلم منتظر این صحنه بودیم!

920
01:06:58,666 --> 01:07:01,000
‫از این بابت مطمئنیم؟

921
01:07:01,041 --> 01:07:02,125
‫اه!

922
01:07:19,125 --> 01:07:20,291
‫نه!

923
01:07:26,750 --> 01:07:27,625
‫ها؟

924
01:07:59,000 --> 01:07:59,875
‫اووق!

925
01:08:06,541 --> 01:08:08,500
‫همینجا منتظر باشین، مامان و بابا,

926
01:08:15,000 --> 01:08:17,666
‫هیچ کس حق نداره با تابستون ۱۲ سالگی من شوخی کنه!

927
01:08:51,291 --> 01:08:53,875
‫بوی مرغ میاد,

928
01:09:06,500 --> 01:09:08,250
‫کلی خرابی به بار اومده,

929
01:09:08,875 --> 01:09:10,500
‫و همش تقصیر منه,

930
01:09:14,666 --> 01:09:17,000
‫بهتره مطمئن بشیم اون نتونه برگرده,

931
01:09:18,625 --> 01:09:19,750
‫می‌دونم چیکار کنم,

932
01:09:20,500 --> 01:09:21,916
‫عصا رو بده من,

933
01:09:25,125 --> 01:09:28,250
‫معبدت؟ ولی این چیزیه که همیشه می‌خواستی,

934
01:09:29,750 --> 01:09:30,666
‫بود,

935
01:10:11,125 --> 01:10:12,250
‫دخترم؟

936
01:10:13,875 --> 01:10:15,875
‫مامان! بابا!

937
01:10:16,000 --> 01:10:17,250
‫پونگواری!

938
01:10:27,750 --> 01:10:29,375
‫مامان، خیلی اشتباه کردم,

939
01:10:29,500 --> 01:10:32,750
‫تمام مدت فکر می‌کردم
‫منو کوه کردی که تنبیه‌ام کنی،

940
01:10:32,875 --> 01:10:34,500
‫ولی تو نجاتم دادی,

941
01:10:35,625 --> 01:10:38,000
‫و حالا تو ما رو نجات دادی,

942
01:10:39,750 --> 01:10:43,375
‫دخترم، نیمه‌الهه‌ی آش‌ولاش‌کنی!

943
01:10:43,416 --> 01:10:47,125
‫بدون دوست جدیدم، رانی آن،
‫از پسش برنمیومدم!

944
01:10:55,625 --> 01:10:58,291
‫و همینطور کل خانواده‌اش: خانواده‌ی کاساگرانده,

945
01:10:58,375 --> 01:11:00,375
‫سلام!

946
01:11:00,416 --> 01:11:02,666
‫رانی آن!

947
01:11:02,750 --> 01:11:03,875
‫مامان,

948
01:11:05,291 --> 01:11:07,625
‫مامان، همش تقصیر من بود,

949
01:11:07,666 --> 01:11:08,875
‫هیچ کدوم از اینا اتفاق نمیفتاد

950
01:11:08,916 --> 01:11:12,750
‫اگه من یه ۱۲ ساله‌ی اعصاب‌خردکن نبودم
‫و به حرفت گوش می‌کردم,

951
01:11:13,375 --> 01:11:16,375
‫نه، باید به حرف همدیگه گوش می‌کردیم,

952
01:11:16,500 --> 01:11:21,000
‫من حسابی درگیر تابستون بی‌نقص
‫و برنامه‌ی سفر بی‌نقصم شدم,

953
01:11:21,041 --> 01:11:22,750
‫گمونم یه جورایی زیاده‌روی کردم,

954
01:11:24,166 --> 01:11:25,750
‫حق با تو بود، مادر,

955
01:11:30,000 --> 01:11:34,500
‫من واسه اینکه یه خدای کامل باشم آماده نبودم,
‫الان متوجه میشم,

956
01:11:35,041 --> 01:11:39,041
‫ولی اگه من همش بگم نه،
‫تو چه جوری آماده میشی؟

957
01:11:39,125 --> 01:11:42,291
‫باید بیشتر به این سفر
‫و ارزشی که برات داشت اهمیت می‌دادم,

958
01:11:42,375 --> 01:11:44,750
‫ولی فقط به خودم فکر کردم,

959
01:11:44,791 --> 01:11:46,625
‫منم همینطور,

960
01:11:46,750 --> 01:11:49,750
‫می‌خواستم با دختر کوچولوم وقت بگذرونم،

961
01:11:49,791 --> 01:11:52,625
‫ولی گمونم اون دیگه خیلی کوچولو نیست,

962
01:11:52,750 --> 01:11:54,750
‫اون یه زن جوون محشره،

963
01:11:54,875 --> 01:11:57,541
‫که گاهی نیاز داره آزادی عمل داشته باشه,

964
01:11:58,041 --> 01:12:01,625
‫تمام مدت فقط به چیزی که
‫خودم می‌خواستم فکر کردم,

965
01:12:01,666 --> 01:12:06,250
‫فدا کردن معبدت برای نجات بقیه
‫رشد معرکه‌ای رو نشون میده,

966
01:12:06,291 --> 01:12:08,500
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم,

967
01:12:09,625 --> 01:12:12,000
‫می‌دونم گاهی خیلی محکم بهت می‌چسبم,

968
01:12:12,125 --> 01:12:13,541
‫این کاریه که مامان‌ها می‌کنن,

969
01:12:13,625 --> 01:12:15,916
‫ولی باید کمک‌تون کنیم بزرگ بشین,

970
01:12:16,000 --> 01:12:17,500
‫و نهایتا,,,

971
01:12:17,625 --> 01:12:18,916
‫بذاریم برین,

972
01:12:19,916 --> 01:12:21,625
‫- وقتی ۳۰ سالت شد,
‫- سی هزار سال,

973
01:12:24,500 --> 01:12:26,041
‫میشه دمپایی منو امضا کنی؟

974
01:12:26,125 --> 01:12:27,625
‫ما طرفدار پروپاقرصت هستیم,

975
01:12:28,500 --> 01:12:29,666
‫سیب!

976
01:12:29,750 --> 01:12:32,250
‫من برگشتم، جیگر!

977
01:12:32,375 --> 01:12:33,625
‫عالی شد,

978
01:12:33,666 --> 01:12:36,875
‫خب، گمونم تو باید برگردی خونه‌ی خداها,

979
01:12:37,000 --> 01:12:40,291
‫اگه خواستی با هم بگردیم
‫و آهنگ‌های توئلو ایز میدنایت رو گوش کنی، من هستم,

980
01:12:40,375 --> 01:12:42,000
‫اوه، من جایی نمیرم,

981
01:12:42,041 --> 01:12:44,750
‫آره، احتمالا هزار سال قراره تنبیه بشم،

982
01:12:44,791 --> 01:12:47,625
‫ولی قرار نیست جشنواره‌ی آتش جدید رو از دست بدم!

983
01:12:52,375 --> 01:12:55,291
‫مامان، بابا، بیاین اینجا رو تمیز کنیم,

984
01:12:56,625 --> 01:12:57,625
‫الان ردیفش می‌کنیم,

985
01:13:00,125 --> 01:13:01,375
‫ایول!

986
01:13:01,416 --> 01:13:02,875
‫وای!

987
01:13:05,791 --> 01:13:09,041
‫یه خرده قلق کار از دستم در رفته,

988
01:13:09,125 --> 01:13:11,500
‫امیدوارم همه چی رو به آتیش نکشم,

989
01:13:11,625 --> 01:13:12,625
‫چی؟

990
01:13:12,666 --> 01:13:14,166
‫شوخی کردم,

991
01:13:35,250 --> 01:13:37,125
‫و بعد سیسیکی دریاچه رو احیا کرد

992
01:13:37,250 --> 01:13:38,875
‫و حالا که می‌دونیم معبد اینجاست،

993
01:13:38,916 --> 01:13:41,625
‫داریم جشنواره‌ی آتش جدید رو
‫در مزرعه برگزار می‌کنیم!

994
01:13:42,291 --> 01:13:45,375
‫و اونجا,,,
‫اون آتیش بزرگ واسه چیپیریه!

995
01:13:45,500 --> 01:13:49,125
‫گرمای اون واقعا می‌تونه صورتت رو ذوب کنه,

996
01:13:49,166 --> 01:13:52,125
‫تابستون ۱۲ سالگی معرکه‌ای داری,

997
01:13:52,250 --> 01:13:54,875
‫آره، راستش خیلی عالی شده,

998
01:13:55,000 --> 01:13:57,250
‫ولی در مورد محوطه‌ی اسکیت‌سواری ادی افراطی بگو,

999
01:13:57,375 --> 01:14:00,666
‫راستش ادی دیگه اونقدرها هم افراطی نیست,

1000
01:14:00,750 --> 01:14:03,000
‫وقتی تقریبا چند باری نزدیک باشه سرت رو بشکنی،

1001
01:14:03,041 --> 01:14:04,916
‫تمام حس و حال ماجراجوییش رو از دست میده,

1002
01:14:05,000 --> 01:14:09,375
‫اوه، شرمنده، سید، باید برم,
‫من و مامان میریم قسمت‌های دیگه‌ی جشنواره رو ببینیم,

1003
01:14:09,500 --> 01:14:12,125
‫خیلی خب، خداحافظ,
‫یه نیمه‌خدای دیگه رو آزاد نکنی!

1004
01:14:12,166 --> 01:14:14,416
‫یه چیزی برات گرفتم,

1005
01:14:16,500 --> 01:14:18,791
‫وای، عاشقشم,

1006
01:14:18,875 --> 01:14:22,500
‫فروشنده قول داد چیز دیوونه‌واری توش مخفی نیست,

1007
01:14:23,500 --> 01:14:26,666
‫قبلا اینو نگفتم،
‫ولی ممنون که منو آوردی اینجا,

1008
01:14:38,625 --> 01:14:40,166
‫آره! آره!

1009
01:14:46,000 --> 01:14:48,000
‫کسی فندک داره؟

1010
01:15:19,416 --> 01:15:21,041
‫معرکه‌ست!

1011
01:15:22,000 --> 01:15:30,000
moviepovie.com