﻿1
00:00:04,922 --> 00:00:09,092
دست بردار -
دوباره بخونش کوکو. لطفا -

2
00:00:05,231 --> 00:00:07,954
{\an8}‫[ برگرفته از رویدادهای واقعی ]

3
00:00:09,130 --> 00:00:13,543
[ مولن، فرانسه - سال ۱۹۰۵ ]

4
00:00:19,728 --> 00:00:21,313
عاشقت شدن کوکو

5
00:00:21,313 --> 00:00:24,316
...صدات -
تو با رقصت دل همه رو بردی -

6
00:00:24,316 --> 00:00:25,984
همه دیوونه‌ش شدن

7
00:00:25,984 --> 00:00:31,573
!کل کلاب یه سره داشت فریاد می‌زد السا
دوست داشتن لباست رو دربیاری

8
00:00:31,573 --> 00:00:32,866
بیخیال

9
00:00:35,536 --> 00:00:37,663
مطمئنی اشکالی نداره بمونم؟

10
00:00:37,663 --> 00:00:39,414
قول می‌دم به محض این‌که پول رو گرفتم
 هزینه‌ش رو بدم

11
00:00:39,414 --> 00:00:40,916
معلومه

12
00:00:41,875 --> 00:00:43,544
تا هروقت نیاز داشتی بمون

13
00:00:44,586 --> 00:00:46,797
بیا اولین شب هم‌اتاقی شدن‌مون رو جشن بگیریم

14
00:00:46,797 --> 00:00:48,382
آره! جشن خیلی خوبه

15
00:00:50,592 --> 00:00:52,177
به سلامتی -
به سلامتی -

16
00:00:56,139 --> 00:00:58,100
از بچگی دوست داشتی خواننده بشی؟

17
00:00:58,100 --> 00:00:59,268
نه

18
00:01:00,060 --> 00:01:01,937
ولی واقعا استعدادش رو داری

19
00:01:03,272 --> 00:01:04,272
بهت حسودیم می‌شه

20
00:01:05,315 --> 00:01:08,151
راستش دوست دارم کلاه درست کنم

21
00:01:10,153 --> 00:01:13,615
.شاید هم یه روز بتونم طراح بشم
طراح لباس

22
00:01:14,992 --> 00:01:17,828
جدی؟
کجا؟

23
00:01:17,828 --> 00:01:19,621
صد البته که تو پاریس

24
00:01:20,205 --> 00:01:21,373
پاریس؟

25
00:01:23,000 --> 00:01:24,001
تروخدا بذار من هم بیام

26
00:01:24,001 --> 00:01:25,544
باید بیای

27
00:01:26,211 --> 00:01:27,671
سبک و استایل شخصیت بی‌نظیره

28
00:01:29,298 --> 00:01:31,550
می‌تونیم به زندگی‌ای
که لیاقتش رو داریم برسیم

29
00:01:33,927 --> 00:01:35,304
باهم کار کنیم

30
00:01:39,641 --> 00:01:41,894
قول بده که من رو با خودت می‌بری

31
00:01:42,561 --> 00:01:44,188
قول می‌دم السا

32
00:01:45,814 --> 00:01:47,024
قول

33
00:01:48,525 --> 00:01:50,194
تا ابد باهم می‌مونیم

34
00:01:52,196 --> 00:01:53,322
پاشو السا

35
00:01:53,347 --> 00:02:00,780
moviepovie.com

36
00:02:00,833 --> 00:02:01,834
سلام

37
00:02:03,165 --> 00:02:04,416
توئی؟

38
00:02:04,416 --> 00:02:06,043
چقدر لفتش دادی

39
00:02:06,585 --> 00:02:08,419
دیگه کم کم داشت از اینجا خوشم میومد

40
00:02:08,419 --> 00:02:09,755
وقت رفتنه

41
00:02:10,255 --> 00:02:13,425
.باشه. البته عزیزم
بذار وسایلم رو بردارم

42
00:02:13,425 --> 00:02:14,760
چیزی نداری

43
00:02:14,760 --> 00:02:16,720
حالا اینقدر بهم نتوپ

44
00:02:17,930 --> 00:02:19,756
با کارهات پای خودت رو به زندون کشیدی

45
00:02:20,057 --> 00:02:21,225
دقیقا چی پیش خودت فکر ‌کردی؟

46
00:02:23,477 --> 00:02:25,145
آخرین فرصتت رو سوزوندی

47
00:03:17,638 --> 00:03:21,235
‫«نیو لوک»
‫«فصل اول، قسمت نهم»

48
00:03:23,520 --> 00:03:31,520
moviepovie.com

49
00:03:31,545 --> 00:03:34,506
لولو؟
لولو

50
00:03:37,885 --> 00:03:39,303
سلام

51
00:03:39,303 --> 00:03:41,972
کریستین؟
بیا

52
00:03:42,514 --> 00:03:44,391
بذار تصوراتم رو نشونت بدم

53
00:03:45,934 --> 00:03:50,314
می‌دونم نگران این هستی که برای نشستن
تمام مهمانانت فضای کافی نداشته باشی

54
00:03:50,314 --> 00:03:51,732
همین‌طوره. باید چه کار کنیم؟

55
00:03:51,732 --> 00:03:53,567
از راه‌پله‌ها استفاده می‌کنیم

56
00:03:54,276 --> 00:03:56,778
می‌تونی اینجا و اینجا بشونی‌شون

57
00:03:57,738 --> 00:03:59,823
مدل‌ها هم از اتاقک میان بیرون

58
00:04:00,365 --> 00:04:03,243
این‌طوری می‌تونیم پاگرد رو هم
به عنوان بخشی از صحنه نمایش استفاده کنیم

59
00:04:03,243 --> 00:04:04,411
آره

60
00:04:04,411 --> 00:04:07,706
می‌تونیم اینجاها هم پرده نصب کنیم

61
00:04:08,749 --> 00:04:09,875
فوق‌العاده می‌شه

62
00:04:10,792 --> 00:04:14,880
یه دسته گل بزرگ هم
برای بالای شومینه درست می‌کنم

63
00:04:14,880 --> 00:04:16,339
خارق‌العاده می‌شه

64
00:04:17,341 --> 00:04:19,384
واقعا اگه نبودی
نمی‌دونستم باید چه کار کنم برارد

65
00:04:22,304 --> 00:04:24,139
وقت درخشیدنته دوست من

66
00:04:24,139 --> 00:04:26,642
بدرخش و ازش لذت ببر

67
00:04:26,642 --> 00:04:28,554
دیگه همچین فرصتی نصیبت نمی‌شه

68
00:04:28,579 --> 00:04:29,853
درسته

69
00:04:29,853 --> 00:04:33,148
خانه مدت شگفت‌انگیز می‌شه -
کریستین -

70
00:04:34,066 --> 00:04:38,117
آقای ویگورو اومدن و می‌خوان قبل از این‌که
 به مراسم خاکسپاری پدرت بری

71
00:04:38,142 --> 00:04:39,738
باهات صحبت کنن

72
00:04:39,738 --> 00:04:41,823
برو. اصلا نگران نباش

73
00:04:41,823 --> 00:04:43,367
حواسم به همه چی هست

74
00:04:43,867 --> 00:04:45,452
در آرامش کامل به پدرت ادای دین کن

75
00:04:49,164 --> 00:04:53,043
.خیلی زیباست
تا حالا جایی به این زیبایی و باشکوهی ندیده بودم

76
00:04:55,045 --> 00:04:56,713
چه مرد جذاب و شگفت‌انگیزی

77
00:04:56,713 --> 00:05:00,092
لطف کردین اومدین
بهمون سر بزنین آقای کاردین

78
00:05:00,092 --> 00:05:01,051
خانم

79
00:05:01,051 --> 00:05:04,680
خاطره دفعه قبل که در خانه مد للونگ همدیگه رو
 ملاقات کردیم تا ابد از ذهنم پاک نمی‌شه

80
00:05:04,680 --> 00:05:08,392
.نگران نباشین آقا
این بار دیگه شلوارم رو از پام درنمیارم

81
00:05:08,892 --> 00:05:10,394
مگه این‌که شما امر بفرمایید

82
00:05:10,394 --> 00:05:13,605
...در اون صورت -
خب راستش -

83
00:05:13,605 --> 00:05:16,650
تمام افرادی که اینجا کار می‌کنن
باید شلوار به پا داشته باشن

84
00:05:18,026 --> 00:05:19,027
اینجا کار می‌کنن؟

85
00:05:19,528 --> 00:05:21,572
یعنی می‌‌خواین استخدامم کنین؟

86
00:05:21,572 --> 00:05:23,115
بالاخره به یه سرپرست
 برای خیاط‌هامون احتیاج داریم

87
00:05:23,615 --> 00:05:24,658
من رو می‌گین؟

88
00:05:27,870 --> 00:05:28,871
پشم‌هام

89
00:05:29,872 --> 00:05:32,583
البته! از همین امروز شروع می‌کنم

90
00:05:33,083 --> 00:05:34,668
 خیاط‌ها کجان؟

91
00:05:35,586 --> 00:05:37,004
باید تعداد بیش‌تری استخدام کنیم

92
00:05:37,004 --> 00:05:38,338
دفترتون طبقه بالاست

93
00:05:38,338 --> 00:05:40,299
می‌تونم اندازه پنج یا ده نفر بدوزم

94
00:05:40,299 --> 00:05:42,801
.اصلا یه سره همین‌جا می‌مونم
نمی‌خوابم

95
00:05:42,801 --> 00:05:45,262
سلام. پیر کاردین هستم. سرپرست بخش خیاط‌ها

96
00:05:45,262 --> 00:05:46,471
از آشنایی‌تون خوشوقتم

97
00:05:46,471 --> 00:05:48,849
سلام. پیر کاردین هستم. سرپرست خیاط‌ها

98
00:05:48,849 --> 00:05:50,475
از آشنایی‌تون خوشوقتم

99
00:05:51,393 --> 00:05:55,230
از برنامه عقبیم
و به طرز وحشتناکی کسری پرسنل داری

100
00:05:55,230 --> 00:05:59,318
تمام خیاط‌های با استعداد درحال حاضر
دارن با طراح‌های دیگه کار می‌کنن

101
00:05:59,902 --> 00:06:02,738
به هر صورت من و آقای بوساک اطمینان داریم
که اگه فورا افرادی رو استخدام نکنی

102
00:06:02,738 --> 00:06:03,947
امکان نداره به ضرب‌الاجل برسی

103
00:06:03,947 --> 00:06:05,199
هنوز داریم دنبال‌شون می‌گردیم

104
00:06:05,741 --> 00:06:08,952
ببخشید صحبت‌تون رو قطع می‌کنم

105
00:06:08,952 --> 00:06:10,704
دیگه وقتشه راه بیفتیم که به کالیان برسیم

106
00:06:10,704 --> 00:06:14,625
باید از خانه‌های مد دیگه جذب‌شون کنیم

107
00:06:14,625 --> 00:06:16,543
واقعا می‌تونیم چنین کاری بکنیم؟

108
00:06:16,543 --> 00:06:20,756
نه. نمی‌شه اون‌ها رو
از دوستان‌مون قاپ بزنیم

109
00:06:20,756 --> 00:06:22,591
اسمش دزدی نیست کریستین

110
00:06:23,675 --> 00:06:25,219
شرایط این‌طور اقتضا می‌کنه

111
00:06:25,219 --> 00:06:27,763
این خط قرمز ماست -
می‌دونم -

112
00:06:27,763 --> 00:06:30,307
درسته. باید راه دیگه‌ای وجود داشته باشه

113
00:06:30,307 --> 00:06:34,228
حالا چه از دوست چه دشمن
اگه سریعا چیزی که نیاز داری رو به دست نیاری

114
00:06:34,228 --> 00:06:35,896
به هیچ وجه به روز افتتاحیه نمی‌رسی

115
00:06:35,896 --> 00:06:38,440
اون‌وقت باید به آقای بوساک جواب پس بدی

116
00:06:38,440 --> 00:06:41,026
باید بریم که به قطار کالیان برسیم

117
00:06:41,026 --> 00:06:43,737
شرمنده که تو موقعیتی که سوگوار پدرت هستی
بار این مشکلات رو هم

118
00:06:43,737 --> 00:06:45,155
 به بدبختی‌های دیگه‌ت اضافه کردم

119
00:06:45,155 --> 00:06:46,240
ببخشید

120
00:06:47,115 --> 00:06:50,118
تسلیت می‌گم کریستین

121
00:06:50,118 --> 00:06:51,703
به ضرب‌الاجل‌مون می‌رسیم

122
00:06:54,581 --> 00:06:56,250
چطوری؟
چطوری می‌خوای بهش برسی؟

123
00:06:59,753 --> 00:07:02,741
کسی تو بریتانیای کبیر هست
که بتونی بری پیشش؟

124
00:07:04,174 --> 00:07:05,175
چطور؟

125
00:07:05,801 --> 00:07:07,094
چون به کمک احتیاج داری

126
00:07:08,303 --> 00:07:10,722
شاید لاتی. خواهر ناتنیم

127
00:07:11,431 --> 00:07:12,850
همیشه بهت حسادت می‌کرد

128
00:07:13,475 --> 00:07:16,728
آره خب، چون من
خواهر جذاب و نامشروع خانواده بودم

129
00:07:17,646 --> 00:07:19,773
پس باهاش تماس بگیر
وسایلت رو جمع و جور کردم

130
00:07:20,357 --> 00:07:21,567
باید از اینجا بری

131
00:07:21,591 --> 00:07:27,591
moviepovie.com

132
00:07:27,698 --> 00:07:28,907
هیچ‌جا نمی‌رم

133
00:07:30,033 --> 00:07:32,286
نمی‌شه که مدام من رو
 از سر راهت کنار بزنی

134
00:07:32,286 --> 00:07:34,371
هی بهم وعده وعید بدی
و بعد دورم بندازی

135
00:07:34,371 --> 00:07:35,289
اجازه نمی‌دم

136
00:07:35,289 --> 00:07:37,958
به یه مَرده حمله کردی
که به زور ازش مواد مخدر بگیری

137
00:07:37,958 --> 00:07:41,712
درست همون زمانی که من تصمیم گرفتم
 زندگیم رو از نو بسازم دستگیر شدی

138
00:07:41,712 --> 00:07:44,756
متاسفم. قول می‌دم خودم رو جمع و جور کنم

139
00:07:44,756 --> 00:07:47,342
اصلا تو شرایطی نیستی
که بخوای به کسی قولی بدی

140
00:07:48,260 --> 00:07:51,180
.این‌ها حرف‌های تو نیست
این‌ها رو اسپتز تو دهنت گذاشته

141
00:07:51,722 --> 00:07:54,600
از وقتی سروکله اون نازیه پیداش شده
عینهو دیوونه‌ها شدی

142
00:07:54,600 --> 00:07:57,269
دیگه این کالمه رو به زبون نیار -
چی؟ -

143
00:07:57,269 --> 00:07:59,188
نازی! دیگه نگو نازی

144
00:07:59,188 --> 00:08:00,856
خب هست دیگه. مگه دروغ گفتم؟

145
00:08:00,856 --> 00:08:04,651
یه نازیه عوضیه
که نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری و بهش ندی

146
00:08:04,651 --> 00:08:07,529
چه بلایی داره سر زندگیم میاد؟
اعصاب برای آدم نمی‌ذاری

147
00:08:07,529 --> 00:08:09,281
وای خدا

148
00:08:11,366 --> 00:08:12,576
برگشتی

149
00:08:13,952 --> 00:08:14,953
زندان چطور بود؟

150
00:08:14,953 --> 00:08:16,371
غذاشون معرکه بود

151
00:08:16,371 --> 00:08:18,373
بیا بهمون ملحق شو آندره

152
00:08:19,833 --> 00:08:22,961
برای فردا شب قرار شام گذاشتم

153
00:08:22,961 --> 00:08:25,005
آقای لنگ رو هم دعوت می‌کنم

154
00:08:25,589 --> 00:08:26,757
به چه مناسبت؟

155
00:08:27,508 --> 00:08:30,219
.همیشه خدا اینجاست
ولی هنوز درست نمی‌شناسمش

156
00:08:30,219 --> 00:08:31,637
بعید می‌دونم وقتش خالی باشه

157
00:08:31,637 --> 00:08:33,138
گفت میاد

158
00:08:33,138 --> 00:08:34,597
دعوتش کردم

159
00:08:34,597 --> 00:08:35,765
همه‌تون میاین

160
00:08:35,765 --> 00:08:37,643
فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه

161
00:08:37,643 --> 00:08:40,604
.نمی‌خواد استرس بگیری
زیاد بهش سخت نمی‌گیرم

162
00:08:41,188 --> 00:08:43,148
حالا که تو ازش خوشت میاد
می‌خوام باهاش آشنا بشم

163
00:08:47,319 --> 00:08:51,698
خوشحالم که آسایشگاه امروز رو بهت مرخصی داد
که بتونی بیای و با پدر خداحافظی کنی

164
00:08:53,534 --> 00:08:54,910
عین آدم‌های معمولی شدم

165
00:08:55,410 --> 00:08:57,454
هستی

166
00:08:57,454 --> 00:08:59,081
می‌دونم. ولی الان شبیه‌شون شدم

167
00:09:00,582 --> 00:09:02,000
یقه‌ش رو زیادی سفت نکردم؟

168
00:09:02,543 --> 00:09:03,544
نه

169
00:09:04,586 --> 00:09:06,755
کاملا اندازه‌ست

170
00:09:07,673 --> 00:09:09,258
انگار واسه خود خودم دوخته باشنش

171
00:09:10,467 --> 00:09:11,760
همین‌طوره

172
00:09:13,470 --> 00:09:14,471
تو دوختیش؟

173
00:09:15,639 --> 00:09:17,015
آره

174
00:09:17,808 --> 00:09:19,309
وقت رفتنه

175
00:09:22,396 --> 00:09:23,981
عالی شدی

176
00:09:23,981 --> 00:09:25,816
کریستین برام دوختتش

177
00:09:27,818 --> 00:09:29,444
ریموند اومده؟

178
00:09:30,612 --> 00:09:32,489
آره. بیرونه

179
00:09:33,115 --> 00:09:35,701
و نگران اینه که کی‌ها
قراره تو خاکسپاری صحبت کنن

180
00:09:35,725 --> 00:09:43,725
« مترجمان: عاطفه بدوی و علی مستر  »
 .:: Atefeh Badavi & Ali_Master ::.

181
00:09:45,502 --> 00:09:48,338
حال و هوای برادر بزرگه‌مون امروز چطوره؟

182
00:09:49,840 --> 00:09:51,800
سیاه و ابری، مثل همیشه

183
00:09:53,802 --> 00:09:55,929
بالاخره هرچی نباشه مراسم خاکسپاریه دیگه

184
00:10:02,477 --> 00:10:07,191
می‌خوام چیزی درباره پدرمون بگم که
عده زیادی ازش اطلاع ندارن ولی حقیقت داره

185
00:10:08,192 --> 00:10:12,154
موریس دیور عاشق زیبایی بود

186
00:10:13,989 --> 00:10:17,492
اما بداقبالی اون رو وادار به تواضع کرد

187
00:10:19,119 --> 00:10:22,164
به همین خاطر به جای این‌که ما رو
 غرق در نعمت و ثروت کنه

188
00:10:22,164 --> 00:10:27,794
بهمون یاد داد... که سخت کار کنیم

189
00:10:29,505 --> 00:10:31,757
تا برای تحقق اهداف‌مون بجنگیم

190
00:10:34,259 --> 00:10:36,887
در عین استقامت و پشتکار
 شان‌مون رو حفظ کنیم

191
00:10:39,681 --> 00:10:40,682
...و

192
00:10:43,352 --> 00:10:44,603
بهمون یاد داد که عشق وجود داره

193
00:10:47,022 --> 00:10:48,524
و غرور

194
00:10:49,525 --> 00:10:51,193
و مشکلات

195
00:10:53,403 --> 00:10:54,571
...و الان پدرم اینجاست

196
00:10:56,573 --> 00:10:58,450
...در این مکان زیبا

197
00:11:00,786 --> 00:11:04,540
و تمام کسانی که دوستش داشتن
گردهم اومدن

198
00:11:07,960 --> 00:11:09,294
خدانگهدار پدر

199
00:11:11,672 --> 00:11:16,301
امیدوارم بالاخره به چیزی که دنبالش بودی
رسیده باشی

200
00:11:22,432 --> 00:11:23,851
نطق خوبی بود کریستین

201
00:11:25,686 --> 00:11:27,938
به‌نظرم یه‌کم زیادی بهش لطف داشتی

202
00:11:33,193 --> 00:11:34,736
تسلیت عرض می‌کنم

203
00:11:40,742 --> 00:11:42,536
صحبت‌‌هاتون واقعا متاثرم کرد

204
00:11:44,037 --> 00:11:46,582
پدرتون مرد خیلی خوبی بود

205
00:11:46,582 --> 00:11:47,875
غم آخرتون باشه

206
00:12:24,578 --> 00:12:28,165
می‌دونستی ریموند جز اولین نفراتی بوده
 که با شروع جنگ، به جبهه می‌ره؟

207
00:12:28,165 --> 00:12:30,042
توی نبردها ابتدایی حضور داشته

208
00:12:30,042 --> 00:12:33,420
جدی؟ -
بله. بعد اسیر شدم -

209
00:12:34,129 --> 00:12:37,132
خب راستش چند ماهی طول کشید

210
00:12:37,132 --> 00:12:39,760
تا خوی درنده‌
و وحشی‌شون رو نشون بدن

211
00:12:40,385 --> 00:12:44,223
در ابتدای اسارتم شرایط خیلی وحشتناک نبود

212
00:12:45,182 --> 00:12:49,102
می‌دونستی کریستین هم
به ارتش فرانسه فراخونده شد؟

213
00:12:49,937 --> 00:12:51,146
و در جنگ مشارکت داشتی؟

214
00:12:51,146 --> 00:12:52,231
تقریبا هیچی

215
00:12:53,065 --> 00:12:55,192
اصلا می‌تونی من رو درحال جنگیدن تصور کنی؟

216
00:12:55,192 --> 00:12:57,903
حتی نمی‌تونم توی لباس فرم تصورت کنم

217
00:12:57,903 --> 00:12:59,071
آقای دیور

218
00:13:00,197 --> 00:13:02,533
یه هدیه برای شما و خانواده‌تون دارم

219
00:13:02,533 --> 00:13:07,162
آقای فریدمن. این‌ها رز گرنویل هستن
پدرم عاشق‌شون بود

220
00:13:08,247 --> 00:13:09,831
از کجا می‌دونستین؟

221
00:13:10,791 --> 00:13:12,876
مسئول غرفه باغبانی شهر هستم

222
00:13:14,920 --> 00:13:18,257
.سفارش دادم یه محموله ازشون بیارن
فردا می‌رسن

223
00:13:19,049 --> 00:13:20,717
خودم براتون می‌کارم‌شون

224
00:13:21,593 --> 00:13:23,846
متشکرم -
خوشحال می‌شم -

225
00:13:26,056 --> 00:13:27,140
کاترین

226
00:13:30,519 --> 00:13:31,770
آقای فریدمن

227
00:13:34,773 --> 00:13:38,861
خواهش می‌کنم، چرا بهم نمی‌گی
 چه اتفاقی برای دخترم افتاده؟

228
00:13:38,861 --> 00:13:40,696
این آقا چی می‌گن؟

229
00:13:40,696 --> 00:13:43,824
دخترم، تانیا توی همون اردوگاهی بوده
که کاترین رو برده بودن

230
00:13:46,451 --> 00:13:48,745
کمکی از دستم ساخته نیست. متاسفم

231
00:13:56,378 --> 00:13:57,588
...خب آقای لنگ

232
00:13:58,463 --> 00:14:00,174
نه. ترجیح می‌ده اسپتز صداش کنی

233
00:14:00,174 --> 00:14:01,425
درسته. شنیده بودم

234
00:14:01,925 --> 00:14:02,968
آلمانیه؟

235
00:14:02,968 --> 00:14:04,803
بله -
نه نیست -

236
00:14:06,722 --> 00:14:07,931
هست

237
00:14:10,517 --> 00:14:12,102
خب عالی شد

238
00:14:12,936 --> 00:14:14,605
بگم باز هم شراب بیارن؟

239
00:14:15,772 --> 00:14:18,317
قطعا نیاز داریم

240
00:14:18,317 --> 00:14:21,486
اما این روزها همون لنگ رو ترجیح می‌دم

241
00:14:21,486 --> 00:14:23,655
اسپتز اسم مستعاریه
که در طی این سال‌ها استفاده می‌کردم

242
00:14:24,323 --> 00:14:25,490
زیادی نخور

243
00:14:25,991 --> 00:14:28,535
نمی‌خوای که دوباره سر از زندون دربیاری

244
00:14:28,535 --> 00:14:31,246
آره خب. چون یه جنایتکار کارکشته‌م

245
00:14:31,246 --> 00:14:33,665
...خب آقای لنگ

246
00:14:34,291 --> 00:14:36,251
در زمان جنگ چه کار می‌کردین؟

247
00:14:36,251 --> 00:14:41,757
خب... به فروش منسوجات مشغول بودم

248
00:14:41,757 --> 00:14:44,968
آندره جان، پیتر زیاد دوست نداره
درباره کسب و کارش با کسی صحبت کنه

249
00:14:44,968 --> 00:14:46,053
بیاین سفارش بدیم

250
00:14:46,053 --> 00:14:48,222
شما چطور؟

251
00:14:49,056 --> 00:14:50,140
برای فرانسه می‌جنگیدم

252
00:14:51,058 --> 00:14:53,018
درسته، آندره خیلی شجاع بود

253
00:14:53,519 --> 00:14:56,647
امشب قرقاول سرو می‌کنید؟

254
00:14:56,647 --> 00:14:58,524
نه خانم. فقط بز داریم

255
00:15:00,400 --> 00:15:01,485
بز؟

256
00:15:01,485 --> 00:15:03,445
مطمئنا فرانسه خیلی خوش‌شانس بوده

257
00:15:03,445 --> 00:15:07,449
که فردی مثل شما سرسختانه
 براشون در میدان نبرد می‌جنگیده

258
00:15:08,325 --> 00:15:09,326
شما هم خدمت کردین؟

259
00:15:10,369 --> 00:15:13,747
متاسفانه جنگیدن در ذات بنده نیست

260
00:15:13,747 --> 00:15:14,998
مطمئنین؟

261
00:15:15,999 --> 00:15:17,918
بله. کاملا -
واقعا؟ -

262
00:15:18,460 --> 00:15:20,087
پس چی تو ذاتته؟

263
00:15:21,004 --> 00:15:24,258
خب واقعیت اینه
که خشونت کار هرکسی نیست السا

264
00:15:24,258 --> 00:15:26,885
من همیشه به دنبال چیزهای ظریف‌تری بودم

265
00:15:28,178 --> 00:15:29,930
آهان آره. تو از اون آدم‌های حساسی

266
00:15:31,265 --> 00:15:35,269
.بیش‌تر تو خط عشق‌بازی‌ای‌ تا جنگ
این شما، و این آقای لنگ

267
00:15:36,061 --> 00:15:38,772
فکر کنم امشب قرقاول سرو نمی‌کنن

268
00:15:38,772 --> 00:15:39,940
پس برای همگی گوشت بز سرو کنم؟

269
00:15:39,940 --> 00:15:42,484
برو رد کارت -
عذر بنده رو پذیرا باشید -

270
00:15:42,484 --> 00:15:46,363
من سعی می‌کنم حواسم به کسایی
که خاله‌م باهاشون وقت می‌گذرونه باشه

271
00:15:46,363 --> 00:15:47,281
ببخشید آقا

272
00:15:47,281 --> 00:15:49,074
چون قلب بزرگی داره
و به راحتی فریب می‌خوره

273
00:15:49,074 --> 00:15:50,742
احتیاجی نیست از من محافظت کنی

274
00:15:50,742 --> 00:15:51,974
با این‌وجود حس می‌کنم وظیفه‌مه

275
00:15:51,999 --> 00:15:53,328
باز... نه، بیش‌تر بریز

276
00:15:53,328 --> 00:15:56,540
خب برامون تعریف کنین
زمان جنگ به کی‌ها منسوجات می‌فروختین؟

277
00:15:56,540 --> 00:15:57,833
گمونم به فرانسوی‌ها نبوده باشه

278
00:15:59,042 --> 00:16:03,088
خب، به هر کسی که خریدار بود

279
00:16:04,173 --> 00:16:08,969
تنها راه پیروزی در جنگ اینه
 که هوای خودت رو داشته باشی

280
00:16:08,969 --> 00:16:10,179
پیروزی؟

281
00:16:10,971 --> 00:16:13,307
پس درست و غلط چی می‌شه؟

282
00:16:14,057 --> 00:16:15,350
خیر و شر؟

283
00:16:15,893 --> 00:16:17,895
دو روی یه سکه‌ن، درست نمی‌گم؟

284
00:16:17,895 --> 00:16:20,564
می‌ندازیش هوا
و تمام خطراتش رو به جون می‌خری

285
00:16:20,564 --> 00:16:25,777
به‌نظر من که خیلی بدبینانه و بزدلانه‌ست

286
00:16:25,777 --> 00:16:28,780
ببخشید؟ -
نیازه دوباره تکرارش کنم؟ -

287
00:16:28,780 --> 00:16:30,032
نه نمی‌خواد

288
00:16:31,074 --> 00:16:34,328
می‌شه لطف کنید و من رو
 تا توالت بانوان همراهی کنید؟

289
00:16:34,328 --> 00:16:35,621
خوشحال می‌شم

290
00:16:36,163 --> 00:16:39,750
نمی‌دونم چی از خاله‌م دارین
ولی هرچی هست پیداش می‌کنم

291
00:16:39,750 --> 00:16:42,044
در ضمن این هم می‌دونم
که کسی نیستین که ادعا می‌کنید

292
00:16:42,044 --> 00:16:44,213
جدا؟ -
آندره لطفا -

293
00:16:55,390 --> 00:16:58,936
چرا بهم نمی‌گه جریان از چه قراره؟ -
عزیزم -

294
00:17:01,104 --> 00:17:03,815
نمی‌خواد نگران چیزهایی باشیم
که متوجه‌شون نمی‌شیم

295
00:17:08,194 --> 00:17:13,282
داری چه غلطی می‌کنی؟ -
از یه قرار شام دلپذیر لذت می‌برم -

296
00:17:13,282 --> 00:17:16,662
لعنت بهت! تا کِی می‌خوای بمونی؟

297
00:17:16,662 --> 00:17:17,913
مدارکم آماده‌ست

298
00:17:17,913 --> 00:17:19,830
الان تنها چیزی که ازت می‌خوام پوله

299
00:17:20,488 --> 00:17:22,658
مطمئنی که اسناد و مدارک ماموریت شلنبرگ
 نیست و نابود شده؟

300
00:17:22,683 --> 00:17:25,963
بهم گفتن هیچی نیست
که تو رو به اون پرونده مرتبط کنه

301
00:17:27,923 --> 00:17:29,508
فردا با وکیلم قرار دارم

302
00:17:31,093 --> 00:17:33,554
بعد از این‌که همه چی رو
با ورتیمرها حل و فصل کردم

303
00:17:34,263 --> 00:17:36,974
ترتیب مال مورد تراست رو می‌ده
که می‌تونی ازش پول برداشت کنی

304
00:17:36,974 --> 00:17:39,017
بیش از نیازت هم هست

305
00:17:40,769 --> 00:17:43,981
پولم، کوکو

306
00:17:44,773 --> 00:17:46,275
اگه پولت رو می‌خوای

307
00:17:46,275 --> 00:17:48,735
.فعلا جایی آفتابی نشو
 دور و بر خواهرزاده‌م هم نپلک

308
00:17:53,574 --> 00:17:59,204
به‌نظر من که راه‌اندازی کسب و کار خودت
 اصلا فکر خوبی نیست کریستین

309
00:17:59,204 --> 00:18:01,123
جدا؟
اون‌وقت چرا؟

310
00:18:02,040 --> 00:18:04,209
سایه شوم بدشانسی
 همیشه گریبان خانواده ما رو می‌گیره

311
00:18:04,209 --> 00:18:06,128
کریستین بخت و اقبالش رو
با دست‌های خودش می‌سازه

312
00:18:06,795 --> 00:18:09,506
.هیچ‌کس نمی‌تونه چنین کاری کنه
این خیلی مضحکه

313
00:18:09,506 --> 00:18:13,010
اشتهات داره کم کم برمی‌گرده کاترین

314
00:18:13,010 --> 00:18:14,887
آره. ممنون

315
00:18:16,221 --> 00:18:19,224
پس حالا دیگه برمی‌گردی پاریس؟

316
00:18:20,225 --> 00:18:22,311
می‌خوام یه مدت دیگه اینجا بمونم

317
00:18:22,311 --> 00:18:26,565
چی؟ حالا که دیگه بابا اینجا نیست
می‌تونی برگردی پاریس

318
00:18:26,565 --> 00:18:27,983
تا هروقت بخوای می‌تونی بمونی

319
00:18:27,983 --> 00:18:29,776
همین‌جا می‌مونه. اصلا چرا برات مهمه؟

320
00:18:30,402 --> 00:18:33,655
شاید دوست نداشته باشه با هم‌نشین جنابعالی
نشست و برخاست کنه

321
00:18:37,201 --> 00:18:39,995
کل خانواده دور هم جمع شدن. چه خوب

322
00:18:41,997 --> 00:18:44,291
حیف شد که پدر نیست این روز رو ببینه

323
00:18:45,250 --> 00:18:47,711
نمی‌دونم صدامون رو می‌شنوه یا نه

324
00:18:48,295 --> 00:18:51,048
دیگه پرواز کرده و رفته اون دنیا

325
00:18:52,007 --> 00:18:54,134
درست نمی‌گم کریستین؟

326
00:18:54,134 --> 00:18:56,929
هنوز هم تو نخ این چیزهایی؟

327
00:18:56,929 --> 00:18:58,555
همون مزخرفات تاروت و این‌ها رو می‌گم

328
00:18:59,239 --> 00:19:01,241
البته امیدوارم حالا که بزرگ شدی
 دیگه بیخیال‌شون شده باشی

329
00:19:01,266 --> 00:19:03,018
می‌شه درمورد یه چیز دیگه صحبت کنیم؟

330
00:19:03,018 --> 00:19:05,812
بچه که بود یه سره دنبال این چیزها بود

331
00:19:05,812 --> 00:19:08,732
همیشه دوست داشت قبل از این‌که اتفاقی بیفته
ازش اطلاع پیدا کنه

332
00:19:09,316 --> 00:19:13,487
شاید الان هم بهتر باشه بری پیش یه فالگیر
 و درباره کارخونه لباست ازش بپرسی

333
00:19:13,487 --> 00:19:15,864
 بپرس ببین چطور قراره پیش بره

334
00:19:15,864 --> 00:19:17,366
لطفا تمومش کن

335
00:19:17,950 --> 00:19:21,078
آخه واسه اون یکی کسب و کارت خیلی کمکت کرد

336
00:19:21,078 --> 00:19:24,164
همون گالری آثار هنری که شروعش کردی
 و با سر زمین خورد

337
00:19:24,164 --> 00:19:25,249
کافیه

338
00:19:25,249 --> 00:19:29,127
بچه که بودیم خونه قشنگی توی گرنویل داشتیم

339
00:19:30,045 --> 00:19:32,965
مدام به اون سالی که پدر ورشکسته شد
فکر می‌کنم

340
00:19:32,965 --> 00:19:34,174
خواهش می‌کنم ریموند

341
00:19:34,174 --> 00:19:39,763
و این‌که چاره‌ای نداشتیم که جمع کنیم
 و به این خراب شده بیایم

342
00:19:40,639 --> 00:19:42,432
واسه همین سعی کردی خودت رو بکشی؟

343
00:19:48,814 --> 00:19:53,569
.سی ساله که دیگه باهاش کنار اومدم
تلاش کردم، نشد، خوشم نیومد

344
00:19:53,569 --> 00:19:55,737
تماشای سقوط پدر
 تجربه خیلی وحشتناکی بود

345
00:19:55,737 --> 00:19:58,490
و اصلا دوست نداریم این اتفاق
برای تو هم تکرار شه کریستین

346
00:19:58,490 --> 00:20:00,492
لطفا، ازت خواهش می‌کنم
تمومش کن

347
00:20:08,750 --> 00:20:12,838
من صرفا دارم سعی می‌کنم زندگیم رو بکنم

348
00:20:14,381 --> 00:20:17,676
پس می‌گی شکوه و افتخار تو تقدیرته؟

349
00:20:19,261 --> 00:20:22,848
یعنی زندگی تو خیلی مهمه
و زندگی ما چی؟ هیچی نیستیم؟

350
00:20:23,891 --> 00:20:26,768
بهتره بیاین از نزدیک ببینین
 کریستین داره چی خلق می‌کنه

351
00:20:27,269 --> 00:20:29,688
افتتاحیه‌ش چند ماه دیگه‌ست

352
00:20:30,522 --> 00:20:33,358
خوشحال می‌شم بیاین

353
00:20:33,358 --> 00:20:35,233
می‌خوام بدونم چندتا پیراهن

354
00:20:35,258 --> 00:20:37,625
برای جبران اتفاقی
که واسه کاترین افتاد نیازه؟

355
00:20:38,614 --> 00:20:39,865
یا واسه برنارد

356
00:20:41,700 --> 00:20:43,452
راستش الان خیلی بهترم

357
00:20:43,452 --> 00:20:44,536
ببند

358
00:20:45,704 --> 00:20:48,040
‫من فقط سعی دارم ازت محافظت کنم، برادر عزیزم

359
00:20:48,420 --> 00:20:53,003
‫پدر و مادر ما دیگه مردن و به عنوان
‫بزرگ‌ترین دیور، مراقبت از تو وظیفه منه

360
00:20:54,646 --> 00:20:57,983
‫من نمی‌خوام ببینم که همون
‫اتفاق برای تو هم می‌افته، کریستین

361
00:20:58,217 --> 00:20:59,218
‫منظورم شکسته

362
00:21:04,139 --> 00:21:06,850
‫اینجا تنهای تنها چیکار داری می‌کنی؟

363
00:21:06,918 --> 00:21:14,702
moviepovie.com

364
00:21:15,016 --> 00:21:17,519
‫آندره خیلی به اسپتز مشکوکه

365
00:21:18,028 --> 00:21:20,322
‫- نگرانم کرده
‫- آره

366
00:21:21,740 --> 00:21:22,741
‫آره

367
00:21:23,242 --> 00:21:25,536
‫خب، آندره داره هضمش می‌کنه

368
00:21:27,162 --> 00:21:29,248
‫گمونم صرفاً زمان نیازه تا مشخص بشه

369
00:21:36,880 --> 00:21:41,635
‫تمام زندگی‌م، دوستام، معشوق‌هام، رهام کردن

370
00:21:41,635 --> 00:21:43,428
‫همیشه ترکم می‌کنند

371
00:21:45,389 --> 00:21:49,810
‫من خیلی تلاش کردم که باهاش کنار بیام،

372
00:21:50,769 --> 00:21:52,938
‫تا از یه خرابه‌ زندگی‌ای بسازم

373
00:21:55,132 --> 00:21:59,152
‫خب، امیدوارم ما چیزی بیش
‫از مجموع تراژدی‌هامون باشیم

374
00:22:00,279 --> 00:22:05,909
‫خب، بچگی‌های من، شامل رها شدن تو یتیم خونه،
‫همراه با حس ناخواسته بودن و محروم از محبت بودش

375
00:22:05,909 --> 00:22:06,910
‫نه

376
00:22:07,828 --> 00:22:08,829
‫نه

377
00:22:11,582 --> 00:22:14,459
‫ما هنوز هم می‌تونیم کنار هم باشیم، می‌دونی

378
00:22:18,797 --> 00:22:20,174
‫مثل وقتی که جوون بودیم

379
00:22:24,970 --> 00:22:25,971
‫آره

380
00:22:29,933 --> 00:22:31,949
‫خب، می‌تونیم

381
00:22:36,356 --> 00:22:37,608
‫و همین‌طور بخاطر آندره

382
00:22:39,860 --> 00:22:41,195
‫اون پسر خیلی خوبیه

383
00:22:46,408 --> 00:22:48,577
‫به نظرم واقعاً بهتره که حقیقت رو بهش بگی

384
00:22:50,204 --> 00:22:51,413
‫منظورت چیه؟

385
00:22:53,248 --> 00:22:56,376
‫من... تو باید به این چرخه دروغ‌ها پایان بدی

386
00:22:56,376 --> 00:23:00,172
‫و بهش بگی که جریان اسپتز چیه
 و که ما چیکار کردیم

387
00:23:02,174 --> 00:23:05,135
‫- اون می‌بخشتت. بی برو برگرد
‫- همچین حرفی نزن

388
00:23:05,886 --> 00:23:08,096
‫اون نباید بدونه.
‫اون نمی‌تونه بفهمه

389
00:23:08,096 --> 00:23:10,224
‫ببین این زندگی پر از دوز و کلک
باهامون چیکار کرده

390
00:23:10,224 --> 00:23:14,853
‫ما داریم خودمون رو از دنیا و
‫از همدیگه پنهون می‌کنیم

391
00:23:16,563 --> 00:23:18,941
‫الان فرصتش رو داری. یه فرصت مناسب داری

392
00:23:18,941 --> 00:23:21,443
‫پس فقط صادق باش، عزیزم

393
00:23:21,443 --> 00:23:23,529
‫- روراست باش
‫- نه... نمی‌تونم دوباره از دستش بدم

394
00:23:23,529 --> 00:23:24,613
‫می‌میرم

395
00:23:24,613 --> 00:23:27,032
‫نه، با گفتنش چیزیت نمیشه
‫دارم سعی می‌کنم همین رو بهت بفهمونم

396
00:23:27,533 --> 00:23:28,534
‫گفتنش آخر دنیا نیستش

397
00:23:30,369 --> 00:23:32,496
‫بخشش. چیزیه که لازم داری

398
00:23:33,330 --> 00:23:34,331
‫خودم که بدجور لازمش دارم

399
00:23:34,915 --> 00:23:36,583
‫از آندره طلب بخشش کن

400
00:23:36,583 --> 00:23:38,210
‫- منم باهات میام
‫- نه، تو باید بری

401
00:23:38,210 --> 00:23:40,212
‫- ما با هم میریم اونجا
‫- تو نباید اینجا باشی

402
00:23:40,212 --> 00:23:42,256
‫- ما با هم می‌تونیم انجامش بدیم. منم پیشت میام
‫- نمی‌تونی اینجا بمونی

403
00:23:42,256 --> 00:23:44,174
‫- نه، نه
‫- منم پیشت میام. بیا دیگه

404
00:23:44,174 --> 00:23:46,093
‫نترس. بیا بریم و بهش میگیم

405
00:23:46,093 --> 00:23:47,928
‫- لعنتی، تو... ازت متنفرم
‫- نترس

406
00:23:47,928 --> 00:23:50,973
‫- از همه چیز راجع به تو متنفرم. گمشو!
‫- نه، تو ازم متنفر نیستی. بس کن!

407
00:23:50,973 --> 00:23:53,058
‫تو این دنیا رو درک نمی‌کنی. هرگز نکردی

408
00:23:54,852 --> 00:23:56,603
‫می‌خوام تا فردا بذاری بری!

409
00:23:56,603 --> 00:23:59,481
‫- کوکو، جدی نمیگی
‫-  چرا

410
00:24:03,068 --> 00:24:04,820
‫دیگه هیچ‌وقت با من حرف نزن

411
00:24:09,199 --> 00:24:10,325
‫خدای من

412
00:24:23,463 --> 00:24:24,590
‫السا

413
00:24:24,590 --> 00:24:25,841
‫ چی شده؟ چ...

414
00:24:26,675 --> 00:24:28,302
‫چه اتفاقی افتاده؟

415
00:24:44,151 --> 00:24:45,527
‫ای، ژاک

416
00:24:46,403 --> 00:24:48,572
‫مشکل پرسنل تو آتلیه‌

417
00:24:52,701 --> 00:24:56,330
‫زناکر گفت بدون خیاط نمیشه موفق شد

418
00:24:59,208 --> 00:25:00,667
‫آره می‌دونم، ولی...

419
00:25:04,546 --> 00:25:05,797
‫که چی؟

420
00:25:05,797 --> 00:25:08,133
‫خب، می‌دونی...

421
00:25:10,511 --> 00:25:17,226
‫موفقیت من نمی‌تونه شامل آسیب
‫رسوندن به طراح‌های دیگه، دوستان ما باشه

422
00:25:19,144 --> 00:25:23,065
‫باید راه دیگه‌ای پیدا کنیم

423
00:25:24,775 --> 00:25:25,984
‫می دونم که پیدا می‌کنی

424
00:25:27,319 --> 00:25:29,738
‫باید با همه خداحافظی کنم

425
00:25:34,493 --> 00:25:36,078
‫من قراره با لاتی زندگی کنم

426
00:25:36,078 --> 00:25:38,747
‫می‌تونم تا وقتی که برمی‌گردی
‫خیلی راحت بذارم و برم

427
00:25:39,848 --> 00:25:42,559
‫اون برای دیدنم خیلی هیجان زده‌ست

428
00:25:44,253 --> 00:25:47,756
‫وکیلم تماس گرفت و گفتش که
‫که ورتیمرها آماده مصالحه هستند

429
00:25:50,759 --> 00:25:54,096
‫اون تو ملکی که اون‌ها واسه
‫مذاکرات‌مون انتخاب کردند، اقامت داره

430
00:25:54,096 --> 00:25:56,557
‫خب، مطمئنم که همه چیز
‫فوق‌العاده پیش خواهد رفت

431
00:25:56,557 --> 00:25:59,059
‫ظاهراً اون‌ها می‌خواند تو
‫یه مکان بی‌طرف ملاقات کنند

432
00:26:00,185 --> 00:26:03,011
‫انگار که سوئیس همینجوریش
‫هم به اندازه کافی بی‌طرف نیستش

433
00:26:05,023 --> 00:26:06,024
‫خیلی هم دوره

434
00:26:08,777 --> 00:26:10,654
‫پس امشب تا دیر وقت برنمی‌گردم

435
00:26:10,654 --> 00:26:14,324
‫منو بیرون می‌ندازی اما اسپتز
‫رو تو زندگیت نگه می‌داری...

436
00:26:15,701 --> 00:26:17,035
‫شرم آوره

437
00:26:21,790 --> 00:26:23,584
‫پس، گمونم این یه خداحافظی‌ـه

438
00:26:45,189 --> 00:26:47,107
‫اونجا خیلی قشنگ بودش

439
00:26:50,944 --> 00:26:52,905
‫آره. اوقات شادتری هم داشتیم

440
00:26:54,865 --> 00:26:56,241
‫تا که دیگه شاد نبودن

441
00:27:00,829 --> 00:27:01,914
‫بقیه کجان؟

442
00:27:04,208 --> 00:27:06,919
‫- ریموند، برنارد رو به تیمارستان بردش
‫- به این زودی؟

443
00:27:07,368 --> 00:27:10,788
‫می‌خواستم خداحافظی کنم

444
00:27:12,216 --> 00:27:14,092
‫به نظرم بهتره باهام به پاریس بیای

445
00:27:14,092 --> 00:27:16,762
‫فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه که اینجا بمونی

446
00:27:18,680 --> 00:27:20,849
‫به بابا قول دادم کارهای باغ رو تمام می‌کنم

447
00:27:22,935 --> 00:27:25,437
‫می‌خوای کمکش کنی تا گل‌های رز رو بکاره؟

448
00:27:28,482 --> 00:27:29,816
‫نخوابیدی، نه؟

449
00:27:31,068 --> 00:27:32,205
‫مثل خودت

450
00:27:33,654 --> 00:27:35,781
‫از دوران اردوگاه
دیگه چندان خواب به چشمم نمیادش

451
00:27:41,411 --> 00:27:43,789
‫چیزی که آقای فریدمن دیروز راجع به اینکه

452
00:27:43,789 --> 00:27:46,458
‫دخترش رو می‌شناختی، درست بودش؟

453
00:27:49,962 --> 00:27:51,088
‫می‌شناختیش؟

454
00:27:55,676 --> 00:27:57,594
‫حقیقت داره؟
‫اونو می‌شناختی؟

455
00:28:00,764 --> 00:28:01,765
‫کاترین

456
00:28:03,141 --> 00:28:06,645
‫کاترین، اگه چیزی هست
‫که نمیگی، باید بهم بگیش

457
00:28:09,189 --> 00:28:10,190
‫یا به کسی بگو

458
00:28:18,907 --> 00:28:19,908
‫بیا بریم

459
00:28:42,723 --> 00:28:44,099
‫تانیا مرده

460
00:28:46,727 --> 00:28:49,938
‫درست جلوی چشم‌هام و به طرز وحشتناکی مردش

461
00:28:51,565 --> 00:28:53,066
‫من و تانیا دوست بودیم

462
00:28:53,567 --> 00:28:57,446
‫ما تو یه واحد از مقاومت بودیم، برای همین
‫قبل از کمپ‌ها هم همدیگه رو می‌شناختیم

463
00:28:57,946 --> 00:28:59,698
‫نگهبان‌ها دوست داشتند که بهمون گشنگی بدن

464
00:29:00,199 --> 00:29:03,368
‫تانیا مریض بودش، برای
‫همین من یه‌کم نون اضافی دزدیدم

465
00:29:03,368 --> 00:29:07,372
‫راستش اصلاً اینکه تونستم نونی
‫بدزدم به خودی خود معجزه بودش

466
00:29:07,372 --> 00:29:08,665
‫ولی تونستم

467
00:29:09,291 --> 00:29:10,626
‫بردمش براش،

468
00:29:11,292 --> 00:29:13,966
‫ولی نگهابان‌ها داشتن پست می‌دادن
 و پیداش کردن

469
00:29:14,671 --> 00:29:17,174
‫وقتی وارد سلول شدند، هنوز تو دستاش بودش

470
00:29:17,799 --> 00:29:20,219
‫اون‌ها فکر می‌کردند که اون دزدیدتش

471
00:29:22,304 --> 00:29:23,764
‫شروع کردند به کتک زدنش

472
00:29:24,348 --> 00:29:27,684
‫می‌خواستم کمکش کنم، ولی خیلی می‌ترسیدم

473
00:29:28,852 --> 00:29:31,313
‫تانیا چیزی نگفت.
‫و فقط کتک‌شون رو به جون خرید

474
00:29:33,565 --> 00:29:36,360
‫اونقدر اونو کتک زدند که
‫دندون‌هاش از دهنش بیرون افتادن

475
00:29:36,360 --> 00:29:38,111
‫و بعدش با خودشون بردنش

476
00:29:38,111 --> 00:29:40,781
‫و درحالی که هنوز زنده
‫بود به داخل کوره‌ها انداختنش

477
00:29:55,087 --> 00:29:57,798
‫شما فقط یه مشت بچه بودید

478
00:30:00,259 --> 00:30:01,718
‫هردوتون

479
00:30:03,595 --> 00:30:05,055
‫بچه‌های کوچیک

480
00:30:12,437 --> 00:30:13,438
‫بچه‌های کوچیک

481
00:31:19,755 --> 00:31:20,756
‫حالش چطوره؟

482
00:31:21,673 --> 00:31:22,674
‫خوابیده

483
00:31:26,011 --> 00:31:28,889
‫هیچ نمی‌دونیم که چی از سر گذرونده

484
00:31:29,598 --> 00:31:30,724
‫خودم که نمی‌تونم تصور کنم

485
00:31:32,601 --> 00:31:33,769
‫بی حد و حصر‌ـه

486
00:31:34,645 --> 00:31:35,812
‫اون قوی‌ـه

487
00:31:36,313 --> 00:31:37,481
‫راهی براش پیدا می‌کنه

488
00:31:38,106 --> 00:31:39,107
‫نمی‌دونم

489
00:31:40,442 --> 00:31:41,485
‫پیدا می‌کنه

490
00:31:46,782 --> 00:31:47,783
‫اون تو رو داره

491
00:32:01,588 --> 00:32:03,423
‫خب، کجای کار قرار داریم؟

492
00:32:03,423 --> 00:32:05,008
‫در ورطه پیشرفت

493
00:32:05,008 --> 00:32:07,928
‫طبق دستور خودتون، ما
‫تو دو قاره شکایت کردیم که

494
00:32:07,928 --> 00:32:10,764
‫پرونده‌هایی در پاریس و نیویورک
‫روند دادرسی‌‌شون شروع شده

495
00:32:12,015 --> 00:32:16,353
‫ورتیمرها تا حالا در برابر هرگونه
‫پیشنهاد حل و فصل مقاومت کردن

496
00:32:17,646 --> 00:32:18,647
‫چرا؟

497
00:32:19,063 --> 00:32:23,234
‫چون که اون‌ها اخیراً از
‫ملاقاتت با کارمل اسنو مطلع شدند

498
00:32:24,486 --> 00:32:27,197
‫یه دوست واقعی. می‌دونستم که
‫به خاطر منم شده انجامش میده

499
00:32:27,197 --> 00:32:29,533
‫ورتیمرها خیلی نگران به نظر می‌رسند

500
00:32:29,533 --> 00:32:32,661
‫که نکنه عطر جدید‌تون در
‫دست نیمان مارکوس ختم بشه

501
00:32:32,661 --> 00:32:33,787
‫بی‌جهت نگران نیستن

502
00:32:33,787 --> 00:32:35,372
‫و به همینجا هم رضایت نمیدیم

503
00:32:35,372 --> 00:32:37,624
‫به ساکس و برگدورف هم میدیمش

504
00:32:37,624 --> 00:32:40,210
‫تا وقتی که خفه بشن به فشار دادن ادامه میدیم

505
00:32:40,210 --> 00:32:42,462
‫گمونم اون‌ها ممکنه آماده مصالحه کردن باشن

506
00:32:43,714 --> 00:32:44,882
‫چه نوع مصالحه‌ای؟

507
00:32:44,882 --> 00:32:47,759
‫اون‌ها تا چند روز دیگه با وکلای
‫فرانسوی و آمریکایی‌شون میان اینجا،

508
00:32:47,759 --> 00:32:49,469
‫و باهاشون مذاکره خواهیم کرد

509
00:32:49,469 --> 00:32:51,513
‫و این دفعه دارم احساس امیدواری می‌کنم

510
00:32:52,097 --> 00:32:53,348
‫این دفعه؟ خوبه

511
00:32:53,348 --> 00:32:55,726
‫و مطمئن باشید که مبلغ مناسبی رو
براتون گیر میاریم

512
00:32:55,726 --> 00:32:57,060
‫مناسب؟

513
00:32:58,145 --> 00:32:59,771
‫من هرگز به مناسب کفایت نمی‌کنم

514
00:33:00,731 --> 00:33:02,524
‫من همه‌ش رو می‌خوام

515
00:33:08,280 --> 00:33:10,947
‫خب، اینجا لیستی از چیزهایی
‫که باید داشته باشیم رو آوردم...

516
00:33:16,330 --> 00:33:19,041
‫باید به موقع برای مهمونی برارد حاضر بشیم

517
00:33:19,958 --> 00:33:23,295
‫آره. می‌تونیم به موقعه برسیم

518
00:33:26,507 --> 00:33:28,467
‫مطمئنی هنوزم می‌خوای بری؟

519
00:33:30,344 --> 00:33:35,390
‫آره. به نفعمه که برم بیرون
و چندتا دوست ببینم

520
00:33:43,148 --> 00:33:45,859
‫تماشای ویرانی پدر وحشتناک بودش،

521
00:33:45,859 --> 00:33:48,904
‫و ما نمی‌خوایم که همین اتفاق
برای تو بیفته، کریستین

522
00:33:57,246 --> 00:34:00,207
‫مطمئنی نمی‌تونم کاری کنم که
‫شب بمونی؟ انگار می‌خواد بارون بباره

523
00:34:01,416 --> 00:34:03,001
‫نه، باید برادرزاده‌ام رو ببینم

524
00:34:07,973 --> 00:34:10,184
‫- هنوز راننده‌ای نداری؟
‫- نه

525
00:34:10,676 --> 00:34:12,511
‫یه جورهایی از این استقلالم خوشم میادش

526
00:34:24,898 --> 00:34:25,899
‫الو؟

527
00:34:26,692 --> 00:34:30,529
‫الو. لاتی. سلام

528
00:34:31,112 --> 00:34:33,322
‫هی. خواهرتم

529
00:34:34,199 --> 00:34:37,661
‫نه، اون یکی خواهرتم. السا

530
00:34:39,249 --> 00:34:41,998
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم. من...

531
00:34:44,633 --> 00:34:46,128
‫عه، شرمنده

532
00:34:46,962 --> 00:34:48,964
‫آره. خدایا. دیر وقته

533
00:34:48,964 --> 00:34:50,591
‫شرمنده. من...

534
00:34:51,300 --> 00:34:52,301
‫خب...

535
00:34:54,178 --> 00:34:56,513
‫دلم برات تنگ شده بود

536
00:34:56,513 --> 00:35:01,226
‫و یه فرصتی پیش اومده که برگردم به لندن،

537
00:35:01,226 --> 00:35:04,021
‫و با خودم گفتم می‌تونم به دیدن تو هم بیام

538
00:35:06,623 --> 00:35:07,624
‫چی؟

539
00:35:12,862 --> 00:35:14,072
‫چرا نمیشه؟

540
00:35:29,855 --> 00:35:31,731
‫می‌دونم اشتباهاتی کردم

541
00:35:33,383 --> 00:35:38,388
‫من دلم شکسته بود و عصبانی شدم، اما...

542
00:35:41,475 --> 00:35:43,810
‫یعنی خودت انسان بی‌نقضی هستی؟ من که نیستم

543
00:35:47,231 --> 00:35:50,150
‫نه، منو اینطور صدا نکن. من...

544
00:35:51,401 --> 00:35:52,861
‫اینو نگو. تو...

545
00:35:54,530 --> 00:35:56,490
‫من خواهرتم!

546
00:35:56,990 --> 00:35:58,617
‫هستم! من...

547
00:36:51,044 --> 00:36:52,087
‫سلام

548
00:36:53,714 --> 00:36:55,507
‫فقط چند دقیقه لازم دارم تا بارون بند بیادش

549
00:36:55,507 --> 00:36:58,427
‫به اندازه کافی خوب نمی‌بینم
که بتونم رانندگی کنم

550
00:36:58,860 --> 00:37:01,404
‫می‌تونید تا هر وقت که خواستید بمونید

551
00:37:02,097 --> 00:37:03,432
‫به کجا میرید؟

552
00:37:03,432 --> 00:37:04,516
‫خونه

553
00:37:05,267 --> 00:37:06,351
‫دوره؟

554
00:37:07,477 --> 00:37:08,979
‫دیگه راه زیادی نمونده

555
00:37:08,979 --> 00:37:10,480
‫یه هتل تو لوزان‌ـه

556
00:37:11,231 --> 00:37:12,441
‫هتل؟

557
00:37:16,028 --> 00:37:19,239
‫- فکر کردم گفتین خونه
‫- بله، من اونجا زندگی می‌کنم

558
00:37:19,689 --> 00:37:20,406
عه

559
00:37:20,908 --> 00:37:21,909
‫نامرسومه

560
00:37:23,243 --> 00:37:24,453
‫نه برای من

561
00:37:25,579 --> 00:37:27,822
‫اینکه دائم به نیازهام رسیدگی
بشه ‫حس خونه رو بهم میده

562
00:37:28,457 --> 00:37:29,917
 اهل کجا هستین؟

563
00:37:29,917 --> 00:37:31,001
‫من فرانسوی هستم

564
00:37:32,336 --> 00:37:33,337
‌‫یه پناهنده‌اید

565
00:37:36,965 --> 00:37:37,966
‫یه‌جورایی

566
00:37:41,470 --> 00:37:45,974
‫چندین ساله که به کلیسا نرفتم

567
00:37:47,809 --> 00:37:51,438
‫من تو یتیم خونه‌ای بزرگ شدم
که توسط راهبه‌ها اداره می‌شد

568
00:37:54,775 --> 00:37:56,401
‫واقعاً جای افتضاحی بودش

569
00:37:57,444 --> 00:37:59,208
‫حتماً سخت بوده

570
00:38:00,531 --> 00:38:02,824
‫و حالا با خانواده‌تون تو لوزان هستید؟

571
00:38:03,909 --> 00:38:06,745
‫خب خواهرزاده‌م با دخترش اینجاست

572
00:38:06,745 --> 00:38:10,207
‫و دوستی باهام زندگی می‌کنه

573
00:38:11,166 --> 00:38:13,252
‫- اون‌ها هم پناهنده‌ن؟
‫- بله

574
00:38:16,380 --> 00:38:19,299
‫ولی دقیقاً خونواده محسوب نمیشن

575
00:38:21,176 --> 00:38:22,803
‫خب، خانواده برای شما چیه؟

576
00:38:30,853 --> 00:38:31,937
‫اینجا تنها هستین؟

577
00:38:36,191 --> 00:38:40,571
‫وقتی شما برید، منم بر می‌گردم
به سراغم تعمیر جوراب‌هام

578
00:38:40,571 --> 00:38:44,199
‫تا وقتی که یهو از خواب بیدار
بشم و متوجه بشم که کنار آتش نشستم

579
00:38:45,325 --> 00:38:46,493
‫بله،

580
00:38:47,744 --> 00:38:49,788
‫قبل از اومدن شما، تنهای تنها بودم

581
00:38:52,040 --> 00:38:55,127
‫خوش شانس هستید که کسی رو دارید که پیشش برید

582
00:38:57,154 --> 00:38:58,280
‫یه دوست

583
00:38:58,881 --> 00:39:00,716
‫خواهرزاده‌ای که بهش اهمیت میدید

584
00:39:02,217 --> 00:39:03,594
‫و اینکه اونهاهم منتظر شما هستند

585
00:39:15,522 --> 00:39:16,899
‫گمونم بارون قطع شدش

586
00:39:19,693 --> 00:39:21,543
‫دیگه می‌تونید در سلامت به خونه‌تون برید

587
00:39:22,571 --> 00:39:23,697
‫در کنار خانواده‌تون باشید

588
00:39:33,081 --> 00:39:37,878
‫شنیدم که کارمل اسنو از آتلیه‌ات بازدید
کرده ‫و بیش از یه ساعت اونجا مونده

589
00:39:38,378 --> 00:39:39,755
‫از چیزی که دیده خوشش اومده

590
00:39:40,297 --> 00:39:42,257
‫بهتره مواظب خودت باشی، کریستین

591
00:39:42,257 --> 00:39:45,552
 هرگز نباید پیشنهاد منو واسه همکاری
رد می‌کردی

592
00:39:45,552 --> 00:39:47,638
‫جا برای موفقیت همه‌مون وجود داره

593
00:39:47,638 --> 00:39:50,349
‫بله، بله. برای بعضی‌مون هست

594
00:39:51,099 --> 00:39:53,310
‫مجموعه‌ات چطور پیش میره؟

595
00:39:53,310 --> 00:39:54,853
‫همه چیز طبق برنامه‌ست؟

596
00:39:55,729 --> 00:39:57,356
‫مشکل پرسنل داریم

597
00:39:57,856 --> 00:39:59,316
‫مادام زناکر زنگ زدش

598
00:40:00,108 --> 00:40:02,444
‫گفت که دنبال چندتا خیاط می‌گردی

599
00:40:03,320 --> 00:40:05,906
‫می‌تونم یکی واسه‌ت بفرستم، ولی
‫این کلی چیزیه که می‌تونم دریغ کنم

600
00:40:05,906 --> 00:40:10,077
‫ممنون کریستو. حدوداً ٣٠ نفر نیاز داریم

601
00:40:10,077 --> 00:40:11,161
‫٣٠نفر؟

602
00:40:11,995 --> 00:40:13,622
‫عمراً این همه پیدا کنی

603
00:40:14,122 --> 00:40:18,794
بهتره مجموعه‌ات رو حداقل ‫به
نصف کاهش بدی. شایدم بیشتر

604
00:40:18,794 --> 00:40:21,046
‫نه. نمی‌تونم این کار رو بکنم

605
00:40:21,046 --> 00:40:24,424
‫کریستین، بهت گفتم، باید از
‫قبل برنامه‌ریزی می‌کردی

606
00:40:24,424 --> 00:40:27,890
‫بدون خیاط، هرگز به ضرب الاجل‌هات نمیرسی

607
00:40:28,220 --> 00:40:29,429
‫یه کاریش می‌کنیم

608
00:40:29,930 --> 00:40:32,766
‫بهتره سریع انجامش بدی وگرنه به فنایی

609
00:40:35,894 --> 00:40:38,397
‫من بهت باور دارم.
راهی برای موفقیت پیدا می‌کنی

610
00:40:39,106 --> 00:40:41,275
‫و اونطوری که ریموند گفت نشی

611
00:40:54,162 --> 00:40:55,747
‫کسی اینجا هست؟

612
00:40:56,748 --> 00:40:57,749
‫السا

613
00:41:02,087 --> 00:41:03,130
‫السا

614
00:41:04,965 --> 00:41:06,049
‫چطوری؟

615
00:41:07,759 --> 00:41:10,220
‫خب، تو شام دیشب کمی ناامید به نظر می‌رسیدی

616
00:41:11,930 --> 00:41:14,099
‫من خوبم. گمشو

617
00:41:15,309 --> 00:41:16,768
‫شنیدم با کوکو دعوا کردی

618
00:41:16,768 --> 00:41:19,271
‫اون دیگه نمی‌خواد کاری به کارت داشته باشه

619
00:41:23,650 --> 00:41:25,277
‫نمی‌تونی سرزنشش بکنی، مگه نه؟

620
00:41:27,738 --> 00:41:29,531
‫لطفاً راجع به کوکو باهام حرف نزن

621
00:41:30,032 --> 00:41:32,034
‫حتما خیلی پریشونی

622
00:41:34,286 --> 00:41:36,788
‫ولی، عزیزم، شاید اینجا چیزی داشته باشم

623
00:41:38,415 --> 00:41:39,583
‫که بتونه بهت کمک کنه

624
00:41:39,583 --> 00:41:41,502
‫من ازت کمکی نمی‌خوام

625
00:41:41,502 --> 00:41:42,961
‫نه؟

626
00:41:42,961 --> 00:41:46,067
‫یادت رفته می‌دونم واقعاً کی هستی؟

627
00:41:47,716 --> 00:41:48,884
‫تو یه نازی هستی

628
00:41:51,119 --> 00:41:52,120
‫خب،

629
00:41:52,763 --> 00:41:56,600
‫اونجاش رو یادم نرفته

630
00:41:58,060 --> 00:42:00,145
‫اما با این حال، بفرما

631
00:42:00,729 --> 00:42:01,813
‫چیه؟

632
00:42:01,813 --> 00:42:03,482
‫هدیه خداحافظی

633
00:42:04,566 --> 00:42:05,567
‫برای سفرت

634
00:42:06,360 --> 00:42:10,405
‫یادت هست گفتم می‌تونم هرچی
رو که لازم داری برات گیر بیارم؟

635
00:42:40,519 --> 00:42:43,981
‫می‌دونی، من لهجه بریتیش‌ات رو
دوست ندارم، اسپتز

636
00:42:43,981 --> 00:42:45,983
‫- عامیانه‌ست
‫- آره؟

637
00:42:45,983 --> 00:42:47,693
‫از طرف مادرته، مگه نه؟

638
00:42:47,693 --> 00:42:48,777
‫بله

639
00:42:50,195 --> 00:42:54,658
‫اهل کدوم گوشه کنار وامونده انگلستان‌ـه؟

640
00:42:56,076 --> 00:42:57,870
‫من از خانواده سلطنتی هستم، می‌دونستی؟

641
00:42:58,662 --> 00:43:00,497
‫خون اشرافی تو رگ‌هام در جریانه

642
00:43:02,791 --> 00:43:04,168
‫بهم دست نزن

643
00:43:06,670 --> 00:43:08,088
‫فقط می‌خوام بشنومش

644
00:43:10,215 --> 00:43:12,092
‫فقط می‌خوام صدای خون اشرافی رو بشنوم

645
00:43:26,231 --> 00:43:27,608
‫دوست داشتنی‌ـه

646
00:43:29,109 --> 00:43:31,778
‫قطعا خون اشرافی‌ـه

647
00:43:32,321 --> 00:43:36,909
‫و من دقیقا همون چیزی رو که
‫اشتیاقش رو داره بهش میدم

648
00:43:38,076 --> 00:43:39,703
‫بهتره مصرفش کنی

649
00:43:53,675 --> 00:43:56,553
‫می‌دونی، من و خواهرم لاتی
‫برنامه‌های محشری با هم ریختیم

650
00:43:56,553 --> 00:43:57,930
‫اون منو دوستم داره.
‫منو می‌پرسته

651
00:43:57,930 --> 00:44:00,015
‫قصد دارم مدتی رو
‫باهاش تو انگلیس بگذرونم

652
00:44:00,015 --> 00:44:01,099
‫یه خواهر واقعی؟

653
00:44:01,099 --> 00:44:02,508
‫- آره
‫- این عالیه

654
00:44:02,575 --> 00:44:03,508
اهوم

655
00:44:04,353 --> 00:44:06,605
‫پس دیگه لازم نیست وانمود
‫کنی که کوکو خواهرته

656
00:44:06,605 --> 00:44:07,940
‫خفه شو بابا

657
00:44:08,732 --> 00:44:10,484
‫وقتی من برم کوکو دلش برام تنگ میشه

658
00:44:10,484 --> 00:44:13,153
‫- اون بهم نیاز داره
‫- نه السا

659
00:44:13,946 --> 00:44:18,283
‫اون هرگز به تو نیاز نداشت، و
گمونم حتی خودتم اینو می‌دونی

660
00:44:18,867 --> 00:44:20,452
‫اما این به نظر عالی میرسه

661
00:44:22,704 --> 00:44:25,249
‫امیدوارم با خواهرت لاتی زندگی
‫فوق‌العاده‌ای داشته باشی

662
00:44:29,169 --> 00:44:33,382
‫من یه خواهر واقعی دارم
‫که دوستم داره، عوضی!

663
00:44:34,633 --> 00:44:37,719
‫من نه به تو نیاز دارم نه
‫به کوکو و نه به کسی! من...

664
00:45:44,578 --> 00:45:48,352
‫<i>اون گالری هنری که راه ‫انداختی و شکست خورد</i>

665
00:45:54,421 --> 00:45:55,964
‫<i> می‌خوام بدونم چندتا لباس لازمه تا</i>

666
00:45:55,964 --> 00:45:58,300
‫<i>اونچه برای کاترین  و برنارد افتاده</i>

667
00:45:58,300 --> 00:45:59,593
‫<i>جبران بشه</i>

668
00:47:10,038 --> 00:47:11,081
‫بعد از شما، خانم

669
00:47:12,457 --> 00:47:13,584
‫بقیه کجان؟

670
00:47:13,584 --> 00:47:14,877
‫طوفان فراریشون داد

671
00:47:16,044 --> 00:47:17,087
‫برقمون هم رفته

672
00:47:17,087 --> 00:47:19,339
‫خبر دارید که السا لومباردی
‫اتاقش رو تحویل داده یا نه؟

673
00:47:19,339 --> 00:47:21,049
‫نه تا جایی که اطلاع دارم، خانم

674
00:47:21,049 --> 00:47:22,176
‫متشکرم

675
00:47:31,310 --> 00:47:32,394
‫عشقم؟

676
00:47:36,523 --> 00:47:37,941
‫جلسه به خوبی پیش رفتش

677
00:47:38,442 --> 00:47:40,360
‫گمونم قراره مذاکره کنند...

678
00:47:41,945 --> 00:47:43,322
‫که باعث شد به این فکر بی‌افتم

679
00:47:44,389 --> 00:47:46,349
‫می‌خواستم باهات صحبت کنم

680
00:47:48,076 --> 00:47:52,122
‫بابت حرفی که دیشب زدم
‫متاسفم. خیلی ترسیدم

681
00:47:54,791 --> 00:47:55,792
‫السا؟

682
00:47:57,836 --> 00:47:58,837
‫السا؟

683
00:47:59,922 --> 00:48:01,173
‫السا؟

684
00:48:01,673 --> 00:48:02,841
‫خدای...

685
00:48:04,968 --> 00:48:06,929
‫خدای من

686
00:48:06,929 --> 00:48:08,514
‫بیدار شو!

687
00:48:09,223 --> 00:48:10,507
‫السا!

688
00:48:10,624 --> 00:48:13,598
‫یکی کمکم کنه. تو رو خدا. السا!

689
00:48:13,977 --> 00:48:15,437
‫السا. بیدار شو!

690
00:48:15,637 --> 00:48:18,065
‫وای، السا

691
00:48:19,149 --> 00:48:21,193
‫عزیزم

692
00:48:22,498 --> 00:48:24,988
‫کریستین. صدایی شنیدم

693
00:48:25,489 --> 00:48:27,533
‫فکر می‌کردم اینجا تنهام

694
00:48:29,701 --> 00:48:31,286
‫آره، می‌دونم. دیروقته

695
00:48:32,996 --> 00:48:36,166
‫سعی می‌کردم راهی پیدا کنم تا
بتونیم ‫کمکی رو که لازم داریم گیر بیارم

696
00:48:37,668 --> 00:48:40,629
‫- و؟
‫- قرار نیست بشه

697
00:48:42,506 --> 00:48:45,968
‫شاید بتونیم به تعویقش بندازیم

698
00:48:46,468 --> 00:48:47,928
‫تاریخ افتتاحش رو عقب بندازیم

699
00:48:48,428 --> 00:48:50,722
‫یا تا فصل بعدی صبر کنیم

700
00:48:51,515 --> 00:48:56,061
‫نه، نمی‌تونم اجازه بدم که شکست بخوره

701
00:49:03,175 --> 00:49:04,760
‫هر کاری که مجبوری بکن

702
00:49:07,447 --> 00:49:08,782
‫مطمئنی؟

703
00:49:09,055 --> 00:49:10,104
ولی٬

704
00:49:10,576 --> 00:49:13,620
‫این یعنی باید از خانه‌های مد دیگه
استخدام کنیم

705
00:49:15,289 --> 00:49:16,290
‫انجامش بده

706
00:49:18,375 --> 00:49:20,085
‫ما باید زنده بمونیم

707
00:49:20,110 --> 00:49:28,110
« مترجمان: عاطفه بدوی و علی مستر  »
 .:: Atefeh Badavi & Ali_Master ::.

708
00:49:40,564 --> 00:49:43,025
‫<i>قول بده منو با خودت می‌بری</i>

709
00:49:44,234 --> 00:49:45,861
‫قول میدم، السا

710
00:49:46,904 --> 00:49:48,071
‫قول میدم

711
00:49:52,409 --> 00:49:54,369
‫<i>تا ابد باهم می‌مونیم</i>

712
00:49:54,394 --> 00:50:14,394
moviepovie.com

