﻿1
00:00:05,367 --> 00:00:08,655
‫[ برگرفته از رویدادهای واقعی ]

2
00:00:21,160 --> 00:00:22,160
 خوشگله

3
00:00:24,580 --> 00:00:26,330
‫نباید تنها می‌مردش

4
00:00:28,340 --> 00:00:29,880
‫تو دلش بهت مهر زیادی داشتش

5
00:00:32,170 --> 00:00:33,510
‫و منم به تو دارم

6
00:00:37,680 --> 00:00:38,680
‫عشق من

7
00:00:42,390 --> 00:00:43,390
‫آره، داری

8
00:00:51,650 --> 00:00:54,740
‫- فکر کردی کجا داری میری؟
‫- برمی‌گردم به هتل. تقریباً وقت ناهارـه

9
00:00:54,820 --> 00:00:57,120
‫- بگو چه بلایی سر السا اومده
‫- هیچ نمی‌دونم

10
00:00:57,200 --> 00:01:00,290
‫وقتی داشتم می‌رفتم وکلام رو ببینم، حالش خوب بودش

11
00:01:00,370 --> 00:01:01,790
‫نه. نبودش

12
00:01:01,870 --> 00:01:04,450
‫دل شکسته و پریشان بودش و
داشت چمدان‌هاش رو می‌بست

13
00:01:05,040 --> 00:01:08,790
‫یادته که بهش گفتی ازش می‌خوای بذاره بره، نه؟

14
00:01:08,880 --> 00:01:10,630
‫تو می‌خواستی اون بره

15
00:01:11,550 --> 00:01:12,670
‫هر دومون خواستیم

16
00:01:14,420 --> 00:01:15,590
‫باهاش چیکار کردی؟

17
00:01:16,300 --> 00:01:18,140
‫هیچی. الان بهت گفتم

18
00:01:18,220 --> 00:01:20,310
‫پس داروها رو از کجا آورده؟

19
00:01:20,390 --> 00:01:23,140
‫خب، تو کسی هستی که معتادش کردی، نه من

20
00:01:23,220 --> 00:01:24,890
‫من هیچ دخلی توش نداشتم

21
00:01:25,440 --> 00:01:27,270
‫وظیفه تو بود که ازش مراقبت کنی،

22
00:01:27,350 --> 00:01:30,440
‫- نه اینکه بذاری بمیره
‫- من وظیفه‌ای ندارم

23
00:01:33,650 --> 00:01:35,950
‫من دارم میرم به جلسه‌ام با ورتیمرها میرم

24
00:01:36,030 --> 00:01:38,700
‫اون‌ها تا گرون آخری که بهم بدهکارن
رو بالا میان،‌ ‫و وقتی اینکار رو کردن

25
00:01:38,780 --> 00:01:40,410
‫یه پاپاسی کوفتیش هم به تو نمیرسه

26
00:01:40,490 --> 00:01:44,120
‫من دوست بهتری هستم تا دشمن.
‫عاقلانه‌ست که اینو به خاطر بسپاری

27
00:01:44,910 --> 00:01:45,830
‫از این بابتش نگران نیستم

28
00:01:45,910 --> 00:01:49,170
‫آره؟ و خواهرزاده گرانقدرت آندره چطور؟

29
00:01:49,830 --> 00:01:52,000
‫از روابطت با نازی‌ها خبر داره؟

30
00:01:56,220 --> 00:01:58,550
‫به نظرت وقتی راجع به همه‌ی کارهایی که

31
00:01:58,640 --> 00:02:02,470
‫- تو برامون انجام دادی، بفهمه، چه احساسی خواهد داشت؟
‫- ماموریت شکست خورد. هیچ اتفاقی هم نیاُفتادش

32
00:02:04,310 --> 00:02:07,810
‫ازش دور بمون، اسپتز. و از منم دور باش

33
00:02:07,890 --> 00:02:10,400
‫نمی‌تونی منو همراه رازهای کثیفت بیرون بندازی

34
00:02:10,940 --> 00:02:14,860
‫پولم رو جور کن مگر اینکه بخوای
کل دنیا ‫بدونن تو یه نازی هستی

35
00:02:16,070 --> 00:02:17,450
‫تو هم مثل منی

36
00:02:24,620 --> 00:02:27,750
‫- جریان چی بودش؟
‫- هیچی آندره

37
00:02:30,210 --> 00:02:34,210
‫- شبیه هیچی نبودش
‫- تو درست می‌گفتی. نمیشه بهش اعتماد کرد

38
00:02:34,300 --> 00:02:36,260
‫اون تو دردسره و سعی داره بهم صدمه بزنه

39
00:02:37,800 --> 00:02:42,430
‫اگر مذاکرات با ورتیمرها مطابق
میل‌مون ‫پیش بره، پول کافی خواهم داشت

40
00:02:43,220 --> 00:02:47,680
‫و دیگه لازم نیست نگران اون یا چیزهای دیگه باشیم

41
00:02:50,650 --> 00:02:52,440
‫نگران نباش، من همیشه ازت محافظت می‌کنم

42
00:02:53,945 --> 00:03:02,345
moviepovie.com

43
00:03:02,390 --> 00:03:11,545
moviepovie.com

44
00:03:11,570 --> 00:03:20,348
moviepovie.com

45
00:03:20,373 --> 00:03:29,747
moviepovie.com

46
00:03:29,772 --> 00:03:40,595
« مترجمان: علی مستر و عاطفه بدوی »
 .:: Ali_Master & Atefeh Badavi ::.

47
00:03:44,479 --> 00:03:48,034
‫«نیو لوک»
‫«فصل اول، قسمت دهم»
«پایان فصل»

48
00:03:58,340 --> 00:04:01,800
‫- خیلی کار داریم
‫- ابریشم، پارچه

49
00:04:07,010 --> 00:04:08,770
‫ژاکلین، میشه کمکم کنی؟

50
00:04:09,930 --> 00:04:12,770
‫این دور دوزی باید درست بشه. مرسی

51
00:04:18,360 --> 00:04:20,530
‫کار‌های زیادی داریم و زمان خیلی کم

52
00:04:22,740 --> 00:04:23,740
‫خانم زناکر؟

53
00:04:25,200 --> 00:04:27,330
‫- زویی
‫- من برای کار اینجام

54
00:04:27,410 --> 00:04:30,620
‫خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت.
‫ماتیلد میز کارت رو بهت نشون میده

55
00:04:30,700 --> 00:04:32,000
‫خیله‌خب. مرسی

56
00:04:33,580 --> 00:04:36,130
‫خانم زناکر، ما نمی‌خوایم از للونگ خیاط بیاریم

57
00:04:36,210 --> 00:04:38,340
‫نمی‌خوایم اونو بی‌جهت ناراحت کنیم

58
00:04:38,420 --> 00:04:40,590
‫زویی با استعداده. ما بهش نیاز داریم

59
00:04:40,670 --> 00:04:44,590
‫آقا؟ اینم از اصلاحاتی که خواسته بودید

60
00:04:45,470 --> 00:04:51,140
‫پیر، دامن، حجم بیشتری لازم داره.
‫یه زیر دامنی براش بدوز

61
00:04:51,220 --> 00:04:53,390
‫باید خودم می‌دیدمش، آقای دیور

62
00:04:53,480 --> 00:04:55,350
‫- خیله‌خب.
‫- آقا؟

63
00:04:55,940 --> 00:04:57,310
‫عطرتون نزدیک آماده شدنه

64
00:04:58,020 --> 00:05:00,610
‫فکر می‌کردم موافقت کردیم که
‫عرضه عطر رو به تأخیر بندازیم

65
00:05:00,690 --> 00:05:02,820
‫تا تمام وقتت رو روی تکمیل مجموعه‌ات بذاری

66
00:05:02,900 --> 00:05:05,530
‫برام مهمه که اون‌ها رو با هم ارائه بدیم

67
00:05:11,120 --> 00:05:14,410
‫باشکوهه. دقیقاً همون
چیزیه که می‌خواستم شدش

68
00:05:14,500 --> 00:05:15,580
‫خائن!

69
00:05:15,670 --> 00:05:17,830
‫- فکر می‌کنی کی هستی؟
‫- کی داره داد می‌زنه؟

70
00:05:17,920 --> 00:05:20,380
‫آقا؟ از اینکارت قصر در نمیری

71
00:05:21,170 --> 00:05:23,510
‫اون کجاست؟ یهودای ما کجاست؟

72
00:05:23,590 --> 00:05:27,090
‫پیر. پیر، نمی‌تونی همین‌طوری
سرت رو بندازی بیای اینجا

73
00:05:27,180 --> 00:05:29,720
‫- پس از الان قراره اینطوری باشی؟
‫- چی میگی تو؟

74
00:05:29,800 --> 00:05:33,310
‫چه رویی! من و بالنسیاگا چند تا از
‫خیاط‌هامون رو بهت پیشنهاد دادیم

75
00:05:33,390 --> 00:05:34,930
‫و ما هم سپاسگزاریم. ولی کافی نبودند

76
00:05:35,020 --> 00:05:37,810
‫پس رفتی ٣٠ تا از خانه مد پاتو دزدیدی؟ سی‌تا

77
00:05:38,520 --> 00:05:40,820
‫و حالا اون‌ها دیگه نمی‌تونند مجموعه‌شون رو آماده کنن

78
00:05:40,900 --> 00:05:43,150
‫آقای بالمین، خیاط‌ها زیاد شغل‌شون رو تغییر میدن

79
00:05:43,230 --> 00:05:46,990
‫- اون‌ها کار نیاز داشتند، ما هم بهشون دادیم.
‫- تو پاتو رو از نون خوردن می‌ندازی

80
00:05:47,070 --> 00:05:48,280
‫ما بهشون پیشنهاد کار دادیم

81
00:05:48,360 --> 00:05:52,410
‫اون‌ها کار داشتند. تو بهشون پول بیشتری دادی.
‫یه تفاوت خیلی بزرگ بین این دو هستشش

82
00:05:53,580 --> 00:05:55,370
‫للونگ یکی دو کلمه حرف راجع به این بهت میگه

83
00:05:55,960 --> 00:05:58,920
‫للونگ می‌دونه که من فقط دارم سعی می‌کنم
‫کسب و کارم رو شروع کنم. اون تو رو فرستاده؟

84
00:05:59,000 --> 00:06:02,090
‫نه. من اومدم بهت تذکر بدم دفاعیاتت رو آماده کنی

85
00:06:02,170 --> 00:06:04,340
‫للونگ رئیس شورای مدـه

86
00:06:04,420 --> 00:06:06,792
‫اونه که جریمه‌ات رو تعیین خواهد کرد

87
00:06:25,860 --> 00:06:28,400
‫- صبح بخیر رنه.
‫- خانم

88
00:06:28,490 --> 00:06:31,200
‫اصرار دارم که این یه مذاکره یک روزه باشه

89
00:06:31,280 --> 00:06:32,870
‫متوجهیم. خانم

90
00:06:34,490 --> 00:06:36,910
‫نمی‌خوام با اون‌ها صحبت کنم. راستش،

91
00:06:37,000 --> 00:06:40,250
‫می‌خواهم مذاکراتمون رو
از اتاق‌های جداگانه انجام بدیم

92
00:06:40,330 --> 00:06:41,750
‫به چه منظوری؟

93
00:06:41,830 --> 00:06:42,840
‫برنده شدن

94
00:06:43,550 --> 00:06:47,840
‫خیلی واضح بهشون بگو یک درصد سودی که الان می‌گیرم

95
00:06:47,920 --> 00:06:49,840
‫حتی نزدیک درصد متناسب هم نیستش

96
00:06:50,590 --> 00:06:52,600
‫اون‌ها نمی‌خواند در مورد درصد دوباره مذاکره کنند

97
00:06:53,970 --> 00:06:57,100
‫وقتی کسب و کار رو به آمریکا منتقل کردند،
‫قرارداد منو زیر پا گذاشتند

98
00:06:57,180 --> 00:06:58,940
‫چطور از ده به یک درصد رسیدم؟

99
00:06:59,640 --> 00:07:02,060
‫من دیگه رفتار این مردهای زن ستیز رو تحمل نمی‌کنم

100
00:07:04,270 --> 00:07:05,900
‫اگر می‌خوان من از شکایتم صرف نظر کنم،

101
00:07:05,980 --> 00:07:09,030
‫باید بهم به خاطر چیزهایی که در
طول جنگ از دست دادم خسارت بدند

102
00:07:09,990 --> 00:07:13,990
‫و برای آینده هم، من یه قرارداد کاملا جدید می‌خوام

103
00:07:19,120 --> 00:07:20,500
‫به ورتیمرها اطلاع میدم

104
00:07:31,680 --> 00:07:32,970
‫کریستوبال

105
00:07:33,050 --> 00:07:34,050
‫دوست من

106
00:07:35,760 --> 00:07:36,600
‫ممنونم

107
00:07:36,680 --> 00:07:39,310
‫- ازت ممنونم که بهم پیشنهاد دادی تا بیای دیدنم.
‫- البته که

108
00:07:41,230 --> 00:07:43,150
‫بهتره بدونی که پیر اینجاست

109
00:07:43,810 --> 00:07:46,860
‫امیدوار بودم که تا الان می‌رفت
‫تا بتونیم تنها صحبت کنیم، اما…

110
00:07:47,991 --> 00:07:51,110
‫عه کریستین. از صبح که تو رو دیدم،

111
00:07:51,200 --> 00:07:55,870
‫طوماری با ٢٠ امضا علیه‌ت منتشر شده

112
00:07:56,870 --> 00:07:59,040
‫ژاک، عزیزم، یه بطری دیگه

113
00:07:59,120 --> 00:08:00,370
‫نه. کافی‌ـه

114
00:08:01,210 --> 00:08:03,500
‫و خانه مد پاتو رسماً درخواست کرده که

115
00:08:03,580 --> 00:08:06,500
‫عضویت تو در شورای مد و لباس ملغا بشه

116
00:08:07,250 --> 00:08:08,460
‫جدی میگی؟

117
00:08:10,090 --> 00:08:11,760
‫خب. من طومار رو امضا نکردم

118
00:08:12,760 --> 00:08:13,760
‫هنوز

119
00:08:16,050 --> 00:08:17,060
‫کمکم کن اینو حل کنم

120
00:08:17,810 --> 00:08:20,350
‫چه گزینه‌های دیگه‌ای برای تکمیل مجموعه‌ات داری؟

121
00:08:21,600 --> 00:08:23,100
‫هیچ گزینه‌ای ندارم

122
00:08:23,190 --> 00:08:26,650
‫من دارم هر کاری که برای ساختن
‫چیزهای زیبا لازمه رو انجام میدم

123
00:08:27,270 --> 00:08:29,230
‫و بقیه‌مون داریم چیکار می‌کنیم؟

124
00:08:30,240 --> 00:08:32,610
‫یعنی چیزی غیر از زیبایی ارائه میدیم؟

125
00:08:32,700 --> 00:08:34,780
‫- نه. البته که نه.
‫- منظورش این نیست

126
00:08:34,860 --> 00:08:37,280
‫خودت می‌شنوی چی میگی، متوجهی
چقدر مسخره به نظر می‌رسه؟

127
00:08:37,990 --> 00:08:38,830
‫پس، کریستین، تو...

128
00:08:38,910 --> 00:08:41,160
‫پس فکر می‌کنی قراره دنیا رو تغییر بدی؟

129
00:08:41,250 --> 00:08:44,580
‫که تو نجات دهنده‌ای؟ ناجی‌ای؟

130
00:08:44,670 --> 00:08:47,210
‫- کافیه
‫- به همه‌تون گفتم، اون روحش رو به

131
00:08:47,290 --> 00:08:49,460
‫- پادشاه پارچه نخی فروخته
‫- پیر، داری زیاده روی می‌کنی

132
00:08:50,050 --> 00:08:51,260
‫دیگه انقدر نخور، باشه؟

133
00:08:51,340 --> 00:08:53,510
‫نه، می‌خورم. دارم جشن می‌گیرم

134
00:08:53,590 --> 00:08:56,890
‫جشن چی رو؟ نابود کردن دوستیت رو؟

135
00:08:56,970 --> 00:08:58,510
‫نه. بهتر از این

136
00:09:00,390 --> 00:09:01,930
‫کارمل اسنو منو انتخاب کرده

137
00:09:03,270 --> 00:09:06,770
‫من طراح بعدی هستم که قراره چهره مد باشه

138
00:09:07,730 --> 00:09:09,190
‫بفرما، گفتمش

139
00:09:11,820 --> 00:09:12,940
‫حقیقت داره؟

140
00:09:14,360 --> 00:09:15,490
‫خودش اینو گفته؟

141
00:09:15,570 --> 00:09:17,030
‫در کلماتی بیشمار

142
00:09:17,120 --> 00:09:18,620
‫دقیقاً چه کلماتی؟

143
00:09:18,700 --> 00:09:23,120
‫«تو انتخاب من هستی، پیر.» این کلمات.
‫این‌ها راضی‌ات می‌کنن؟

144
00:09:23,200 --> 00:09:25,580
‫پس، بیایید به سلامتی من یه پیک بزنیم

145
00:09:26,120 --> 00:09:31,090
‫و بهت یادآوری می‌کنم که من لطف و توجهش
رو ‫بدون ضرر زدن به دوستانم به دست آوردم

146
00:09:31,170 --> 00:09:32,920
‫کریستین، نیازی نیست به این حرف‌ها گوش کنی

147
00:09:33,550 --> 00:09:34,970
‫البته که نداری

148
00:09:35,050 --> 00:09:37,970
‫می‌دونی، زمانی بیشتر از همه

149
00:09:38,050 --> 00:09:40,390
چشمم به دنبال تبریکات تو می‌بود، اما دیگه نه

150
00:09:44,020 --> 00:09:46,600
‫- باید برم. کلی کار دارم
‫- باید حرف بزنیم

151
00:09:47,270 --> 00:09:50,730
‫و چه کاری باید انجام بدی که
مهم‌تر از تبریک گفتن به منه؟

152
00:09:50,820 --> 00:09:52,820
‫امروز از کاترین تجلیل میشه

153
00:09:52,900 --> 00:09:56,911
‌‫کریستین، ما باید صحبت کنیم.  من... شرمنده‌م

154
00:10:00,620 --> 00:10:03,040
‫آقایون، من با خانم شنل صحبت کردم

155
00:10:03,870 --> 00:10:05,960
‫بهای درخواستتون اینه

156
00:10:15,130 --> 00:10:16,300
‫عقلش رو از دست داده؟

157
00:10:17,300 --> 00:10:21,100
‫در نظر داریم که با این نرخ ضر و زیان
‫دوران جنگ رو براش جبران کنیم

158
00:10:22,600 --> 00:10:24,970
‫آخرش همینه! بقیه‌ش هرگز اتفاق نمی‌افته!

159
00:10:26,100 --> 00:10:28,730
‫ما هرگز تسلیم این خواسته‌های مضحک نمیشیم

160
00:10:29,400 --> 00:10:33,020
‫خانم همچنین خواستار یه مذاکره یک روزه هستن

161
00:10:33,690 --> 00:10:35,190
‫و متاسفانه، آقای ورتایمر،

162
00:10:35,280 --> 00:10:37,700
‫ایشون چیزی کمتر از اونچه که ما
‫ارائه کردیم رو قبول نخواهند کرد

163
00:10:37,780 --> 00:10:38,950
‫این دیوانگی‌ـه

164
00:10:39,030 --> 00:10:41,200
‫یادش رفته که در طول جنگ دست به چه کاری زده؟

165
00:10:41,280 --> 00:10:43,540
‫گمانه‌زنی‌های محض، دروغ و شایعات

166
00:10:44,330 --> 00:10:46,870
‫هیچ اتهامی علیه خانم ثبت نشده. در حقیقت...

167
00:10:46,960 --> 00:10:49,330
‫پس چرا ما به جای پاریس اینجا تو سوئیس هستیم؟

168
00:10:49,420 --> 00:10:52,040
‫- چون، همانطور که قبلاً توضیح دادم...
‫- گمونم همه‌مون می‌دونیم چرا

169
00:10:52,130 --> 00:10:54,550
‫چون که اون حقیقت کاری رو که انجام داده رو می‌دونه

170
00:10:54,630 --> 00:10:57,920
‫اگر اون تو پاریس بودش، به اونچه که لایقشه می‌رسیدش!

171
00:10:58,010 --> 00:11:01,140
‫این تجارته. همه‌مون ممکن بود
از کاری ‫که اون کردش آسیب ببینیم

172
00:11:06,350 --> 00:11:09,020
‫این یه شوخیه! ظالمانه‌ست

173
00:11:10,730 --> 00:11:14,570
‫نشان چلیپای رزم یکی از بالاترین افتخارات نظامی‌ـه

174
00:11:15,320 --> 00:11:18,190
‫که می‌تونیم به یکی از نیروهای فرانسوی اعطا کنیم

175
00:11:19,068 --> 00:11:22,200
‫به ندرت به جنگجویان غیرنظامی اعطاء شده

176
00:11:23,370 --> 00:11:28,710
‫اما امروز در حضور سه شهروند فرانسوی هستیم

177
00:11:28,790 --> 00:11:33,590
‫که شجاعت استثنایی از خودشان در
مواجهه ‫با مشکلات فایق نیامدنی نشان دادند

178
00:11:35,170 --> 00:11:38,630
‫برای کسانی که از کشور ما دفاع کردند

179
00:11:39,380 --> 00:11:41,800
‫و درد و رنج‌های اسارت رو تحمل کردند

180
00:11:43,260 --> 00:11:47,520
‫ما همواره قدردان فداکاری و انسانیت شما هستیم

181
00:11:58,780 --> 00:12:03,280
‫حس خوبی نمیده، جشن گرفتن. تقریباً حس…

182
00:12:06,410 --> 00:12:08,700
‫ننگ آمیزی میده

183
00:12:09,200 --> 00:12:12,870
‫شرم آور نیستش. اینو بهت قول میدم

184
00:12:15,380 --> 00:12:18,550
‫لطفاً تو پاریس بمون. دلم برات تنگ شده

185
00:12:19,300 --> 00:12:20,300
‫نمی‌تونم

186
00:12:22,090 --> 00:12:24,510
‫پاریس دیگه حس و حال یه شهر شبح زده رو بهم میده

187
00:12:25,640 --> 00:12:28,770
‫یه چیزی درست کردم

188
00:12:31,060 --> 00:12:33,440
‫شاید کمی بهت کمک کنه

189
00:12:36,940 --> 00:12:38,150
‫عطر

190
00:12:40,610 --> 00:12:42,110
‫ممنونم، کریستین

191
00:12:44,530 --> 00:12:48,030
‫می‌دونم که تو سعی داری
کمک کنی، اما واقعاً مطمئن نیستم

192
00:12:48,120 --> 00:12:52,910
‫چرا فکر می‌کنی طراحی لباس
‫و عطر می‌تونه مشکلاتم رو حل کنه

193
00:12:54,710 --> 00:12:58,380
‫به نمایش میای؟ پنج روز دیگه‌ست

194
00:12:59,630 --> 00:13:03,680
‫می‌دونم که می‌خوای اینجا با تو باشم
‫تا تو چیزی که ایجاد می‌کنی سهیم باشم،

195
00:13:03,760 --> 00:13:06,010
‫اما نمی‌تونم

196
00:13:08,680 --> 00:13:10,824
‫من به کالیان برمی‌گردم.

197
00:13:11,203 --> 00:13:13,346
باغ بابا رو تموم می‌کنم

198
00:13:15,060 --> 00:13:17,610
‫الان تنها جا تو دنیاست که می‌خوام اونجا باشم

199
00:13:26,946 --> 00:13:31,370
‫یه هفته از سفرم گذشته و چیزی که نباید می‌شد، شد

200
00:13:31,950 --> 00:13:33,540
‫پاریس مایه‌ی ناامیدیه

201
00:13:34,370 --> 00:13:40,710
‫خوب، البته نه خود شهر، بلکه
ماموریت من برای معرفی یه طراح جدید

202
00:13:41,750 --> 00:13:46,590
‫همه بر این باورند که شما همین
الانش هم ‫پیر بالمین رو انتخاب کردید

203
00:13:46,680 --> 00:13:49,100
‫به خصوص خود بالمین، تا جایی که به گوشم رسیده

204
00:13:49,180 --> 00:13:50,600
‫خودم تقریباً غیرمستقیم بهش گفتم

205
00:13:51,850 --> 00:13:54,180
‫خب، راستش، ممکنه مستقیم هم گفته باشم

206
00:13:54,850 --> 00:13:56,980
‫سعی می‌کردم خودم رو قانع کنم

207
00:13:57,980 --> 00:14:00,360
‫ولی بعدش ساعت سه صبح از
‫خواب بیدار میشم با خودم میگم:

208
00:14:00,440 --> 00:14:04,190
‫«نه، نه، نه. بالمین انتخاب درستی نیستش»

209
00:14:04,740 --> 00:14:10,240
‫اون ممکنه یه نوزاد مستبد باشه، ولی یه نابغه هم هستش

210
00:14:11,120 --> 00:14:13,950
‫و با این حال یه چیزی کمه

211
00:14:14,540 --> 00:14:17,460
‫من صراحت تو رو می‌خوام،
لوسین. هیچ‌کس دیگه‌ای رو ندارم

212
00:14:17,540 --> 00:14:21,380
‫بالنسیگا وسوسه انگیزه، اما
هیچ‌چیز ‫جدیدی برای ارائه کردن نداره

213
00:14:21,460 --> 00:14:25,840
‫کریستین دیور نذاشت که از مجموعه‌ش دیدن کنم،

214
00:14:26,590 --> 00:14:29,050
‫اگرچه زناکر بهم اجازه داد یه نگاهی اجمالی داشته باشم

215
00:14:29,140 --> 00:14:31,600
‫عزیزم، توصیه من اینه که یه جای دیگه رو بگردی

216
00:14:32,510 --> 00:14:36,560
‫بعیده که دیور بخشی از این فصل مد باشه

217
00:14:38,480 --> 00:14:40,810
‫این چطور ممکنه؟

218
00:14:40,900 --> 00:14:44,610
‫اون بخشی از سرمایه‌گذاری قابل توجه بوساک رو

219
00:14:44,690 --> 00:14:48,360
‫برای جذب خیاطان برتر از خانه‌های مد دیگه کردش

220
00:14:48,450 --> 00:14:50,200
‫برای همینم شکایتی مطرح شدش

221
00:14:50,910 --> 00:14:56,840
‫الانم خیاط‌ها مجبور می‌شند که اونو ترک کنند تا من

222
00:14:56,865 --> 00:15:00,460
‫تصمیم بگیرم که اونو باید از
اتاق اصناف بیرون بندازم یا نه

223
00:15:00,540 --> 00:15:03,420
‫بیرون بندازیش؟ خدای من

224
00:15:04,380 --> 00:15:06,760
‫فکر می‌کردم تو بزرگترین حامی اون هستی

225
00:15:06,840 --> 00:15:08,050
‫می‌دونم

226
00:15:10,390 --> 00:15:15,350
‫به نظرم شکایتی که شده پیش پا افتاده‌ست.
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

227
00:15:15,930 --> 00:15:20,770
‫آقای دیور خیاطانی رو استخدام کرد تا لباس‌هایی رو خلق کنه

228
00:15:22,360 --> 00:15:24,320
‫شما به جاش چیکار می‌کردید؟

229
00:15:31,070 --> 00:15:32,200
‫- سلام کارول.
‫- آقا

230
00:15:34,530 --> 00:15:35,950
‫من خیلی متاسفم، آقای دیور

231
00:15:36,830 --> 00:15:39,580
‫- واقعاً خیلی متاسفم
‫- آره، آره

232
00:15:40,580 --> 00:15:41,420
‫ای خدا

233
00:15:41,500 --> 00:15:45,800
‫- ببخشید، موفق باشید
‫- زویی، چه اتفاقی افتاده؟ چه خبره؟

234
00:15:45,880 --> 00:15:48,550
‫- ما از کار کردن برای شما منع شدیم.
‫- توسط کی منع شدید؟

235
00:15:48,630 --> 00:15:51,430
‫ببخشیدم، آقای دیور عزیز. خیلی ناراحتم که

236
00:15:51,510 --> 00:15:53,550
‫- نمی‌تونم روی مجموعه فوق‌العاده‌تون کار نمی‌کنم.
‫- نه... زویی

237
00:15:55,350 --> 00:15:56,180
‫لعنتی

238
00:15:56,850 --> 00:16:01,640
‫هی... نه، لازم نیست برید. می‌توانید برگردید به...

239
00:16:01,730 --> 00:16:03,440
‫نمی‌تونی جلوی رفتنشون رو بگیری، کریستین

240
00:16:04,270 --> 00:16:06,650
‫- چی شدش؟
‫- کار بالمین و پاتو‌ـه

241
00:16:06,730 --> 00:16:08,400
‫اومدند اینجا. و تهدیدشون کردن

242
00:16:08,480 --> 00:16:10,240
‫این زن‌ها اگر نذارن برن دیگه برای هیچ یک از

243
00:16:10,320 --> 00:16:12,820
‫اعضای شورای مد لباس نمی‌تونند کار کنند

244
00:16:14,240 --> 00:16:16,240
‫باید به للونگ زنگ بزنم

245
00:16:16,330 --> 00:16:19,040
‫نه، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.
بهش زنگ زدم و گفتش که تا

246
00:16:19,120 --> 00:16:22,460
‫زمانی که تصمیمش رو اعلام
نکنه نمی‌تونه با من و تو صحبت کنه

247
00:16:32,930 --> 00:16:34,140
‫ای خدا

248
00:16:35,970 --> 00:16:36,970
‫ای خدا

249
00:16:45,810 --> 00:16:47,690
‫پیشنهاد ما بسیار سخاوتمندانه‌ست

250
00:16:49,150 --> 00:16:50,940
‫اون باید کمی فروتنی نشون بده

251
00:16:51,030 --> 00:16:53,320
‫باید از رنجی که مسببش شده آگاه باشه

252
00:17:01,500 --> 00:17:05,370
‫خانم، اون‌ها موافقت کردند که تمام و کمال

253
00:17:05,460 --> 00:17:07,790
‫خسارات دوران جنگ رو بدند و به قرارداد اصلی پایبند باشید

254
00:17:07,880 --> 00:17:10,460
‫و یک درصد شما رو به ده درصد اصلی برگردونند

255
00:17:10,550 --> 00:17:12,031
‫قبل از اینکه همه این‌ جریانات اتفاق بی‌افته

256
00:17:12,630 --> 00:17:14,180
‫به نظرم معامله بسیار خوبیه

257
00:17:17,470 --> 00:17:18,970
‫بیا اینجا، مرد جوون

258
00:17:24,310 --> 00:17:26,020
‫نزدیک‌تر. بیا اینجا

259
00:17:30,320 --> 00:17:33,700
‫من فقط بخشی از سود رو نمی‌خوام

260
00:17:34,280 --> 00:17:39,120
‫من درصدی از درآمد ناخالص رو هم می‌خوام

261
00:17:40,490 --> 00:17:41,490
‫ناخالص؟

262
00:17:43,870 --> 00:17:45,160
‫این بی‌سابقه‌‌ست

263
00:17:46,420 --> 00:17:48,460
‫حالا، ببینید، شاید بتونیم درصد بیشتری از درآمد خالص رو

264
00:17:48,540 --> 00:17:50,460
‫براتون در نظر بگیریم. اما ناخالص…

265
00:17:50,550 --> 00:17:52,880
‫یا همه یا هیچ، جولین

266
00:17:55,470 --> 00:17:56,970
‫لطفا پیامم رو برسون

267
00:18:05,810 --> 00:18:06,770
‫شوخیت گرفته

268
00:18:07,690 --> 00:18:08,860
‫گمونم دیگه کارمون اینجا تمومه

269
00:18:08,940 --> 00:18:12,690
‫نه، نه، نه. آقایون خواهش می‌کنم.
‫می‌دونم که اون خواسته‌ی زیادی داره

270
00:18:12,780 --> 00:18:14,664
‫اما همه‌مون می‌دونیم که
خسارتی که دادخواست‌مون

271
00:18:14,688 --> 00:18:16,820
‫قراره به کسب و کار شما
وارد کنه غیرقابل محاسبه‌ست

272
00:18:17,860 --> 00:18:20,370
‫بدون اسم شنل، محصولات شما، برندتون

273
00:18:20,450 --> 00:18:23,790
‫کل سرمایه‌گذاری‌تون بی‌ارزش‌ـه

274
00:18:30,040 --> 00:18:31,380
‫- بذار باهاش ​​حرف بزنم
‫- نه، نه،

275
00:18:31,460 --> 00:18:32,960
‫خانم خیلی واضح گفته که...

276
00:18:33,050 --> 00:18:35,470
‫یا حضوری صحبت می‌کنیم یا هیچ معامله‌ای وجود نداره

277
00:18:38,720 --> 00:18:39,890
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

278
00:18:46,230 --> 00:18:48,440
‫متاسفم، خانم، اما به نظرم، تا زمانی که شما

279
00:18:48,520 --> 00:18:51,110
‫باهاش ملاقات نکنید، امروز
به نتیجه‌ای نخواهیم رسید

280
00:18:52,980 --> 00:18:53,980
‫می‌تونند صبر کنند

281
00:19:03,293 --> 00:19:08,579
moviepovie.com

282
00:20:04,350 --> 00:20:06,220
‫چه پسر خوبی

283
00:20:10,520 --> 00:20:12,150
‫چه برادر خوبی

284
00:20:18,780 --> 00:20:25,490
‫اداره کردن خانه لباس شخصی یه
‫جد و جهد بی مدارا و بی‌رحمانه‌ست

285
00:20:27,490 --> 00:20:28,410
‫و کریستین،

286
00:20:28,490 --> 00:20:33,750
‫اون شجاعت لازم برای تصمیم گیری‌های دشوار رو نداره

287
00:21:16,580 --> 00:21:18,590
‫واقعاً می‌خوای همه چیز رو به خطر بندازی؟

288
00:21:18,670 --> 00:21:19,614
‫خطر؟

289
00:21:19,925 --> 00:21:23,010
 شما ٧٠ درصد دارید، من الان ١ درصد دارم

290
00:21:23,090 --> 00:21:24,800
‫چیزی برای از دست دادن باقی نمونده برام

291
00:21:24,880 --> 00:21:29,430
‫مونده. ما هنوز یه کسب و کار داریم. یه شراکت

292
00:21:30,680 --> 00:21:32,640
‫اتفاقات بد خیلی بیشتری هم می‌تونه بی‌افته

293
00:21:32,730 --> 00:21:35,940
‫من پیشنهادم رو دادم. می‌تونید
قبولش کنید یا می‌تونیم به دادگاه بریم

294
00:21:46,030 --> 00:21:50,120
‫تو چشمام نگاه کن و بگو که متاسفی

295
00:21:50,200 --> 00:21:51,200
‫برای چی؟

296
00:21:51,290 --> 00:21:55,670
‫اینکه حاضر بودی از نازی‌ها استفاده کنی
‫تا کسب و کار ما رو ازمون بگیری

297
00:21:56,016 --> 00:21:58,646
‫مشکلات ما از قبل جنگ شروع شدش

298
00:21:59,920 --> 00:22:02,800
‫من از قوانین آریایی استفاده کردم،
چون که برام چاره‌ای نذاشتی

299
00:22:02,880 --> 00:22:06,728
‫داشتن شکار‌مون می‌کردن.
‫می‌خواستن به کلی نابودمون کنن

300
00:22:09,510 --> 00:22:11,260
‫تا به حال به این فکر کردی که…

301
00:22:13,350 --> 00:22:16,560
‫یه زن برای زنده موندن تو این
‫دنیا باید با چه چیزی روبرو بشه؟

302
00:22:21,143 --> 00:22:25,320
‫بذار چیزی رو بهت بگیم.
‫بابت اتفاقی که اُفتاده عذرخواهی نمی‌کنم

303
00:22:25,400 --> 00:22:27,490
‫من هم مثل شما، تو تگنا بودم

304
00:22:28,410 --> 00:22:29,990
‫فرقش اینه که من بهش عادت کردم

305
00:22:34,040 --> 00:22:36,500
.امان از دست شما مردها و جنگ‌هاتون
قوانین‌تون

306
00:22:44,340 --> 00:22:48,010
الان وقتشه که تصمیمت رو بگیری پیر

307
00:22:50,350 --> 00:22:51,430
دیگه بسمه

308
00:22:57,060 --> 00:22:58,440
تو دادگاه می‌بینمت

309
00:23:13,740 --> 00:23:14,580
بانو؟

310
00:23:21,830 --> 00:23:25,380
.قبول کردن
دو درصد از سود ناخالص

311
00:23:25,460 --> 00:23:29,010
.تمام خواسته‌هاتون رو پذیرفتن
شکست‌شون دادین

312
00:23:31,260 --> 00:23:32,430
تبریک می‌گم

313
00:23:34,140 --> 00:23:36,770
به زودی به یکی از ثروتمندترین زنان جهان
 تبدیل می‌شین

314
00:23:45,690 --> 00:23:46,940
شب‌تون بخیر خانم

315
00:24:12,890 --> 00:24:15,930
بهتره بیاین از نزدیک ببینین
 کریستین داره چی خلق می‌کنه

316
00:24:17,060 --> 00:24:19,770
خوشحال می‌شم بیاین

317
00:24:19,850 --> 00:24:25,110
به‌نظر من که راه‌اندازی کسب و کار خودت
 اصلا فکر خوبی نیست کریستین

318
00:24:35,660 --> 00:24:37,620
ذاتش سرشار از خوبیه

319
00:24:38,660 --> 00:24:41,710
و در عین حال می‌تونه بسیار شکننده باشه

320
00:24:51,220 --> 00:24:52,300
خونریزی داری؟

321
00:24:53,180 --> 00:24:54,180
...نه، من

322
00:24:56,470 --> 00:24:58,140
عین بچه‌ها سوزن رو کردم تو دستم

323
00:24:58,720 --> 00:24:59,810
ناشی‌بازی درآوردم

324
00:24:59,890 --> 00:25:02,140
.سرعت‌ کارمون بیش از اندازه زیاده
مرتب اشتباه می‌کنیم

325
00:25:02,940 --> 00:25:05,190
غیرقابل بخششه
 ...واقعا حماقت کردم

326
00:25:05,270 --> 00:25:09,690
نه. همه‌مون خسته‌‌ایم
برو استراحت کن. من ادامه می‌دم

327
00:25:11,150 --> 00:25:13,030
جناب، با اجازه، این رو خدمت‌تون آوردم

328
00:25:21,960 --> 00:25:23,250
بی‌نظیره

329
00:25:29,750 --> 00:25:32,800
براش اسمی هم درنظر گرفتین؟ -
آره -

330
00:25:34,010 --> 00:25:35,010
ممنونم

331
00:25:37,680 --> 00:25:39,390
این کارها واسه چیه کریستین؟

332
00:25:41,220 --> 00:25:42,430
می‌دونی که نمیاد

333
00:26:00,870 --> 00:26:03,960
چطور پیش رفت؟ -
خوب. عالی -

334
00:26:04,040 --> 00:26:06,960
سهمت رو بهت پس دادن؟ -
آره. تازه‌ بیش‌تر از اون -

335
00:26:07,040 --> 00:26:09,290
این توافق به این معنیه
که تا یه مدت دیگه می‌تونیم برگردیم پاریس

336
00:26:09,380 --> 00:26:10,380
پاریس؟

337
00:26:10,460 --> 00:26:13,090
خدا رو شکر. می‌تونیم به بارون کمک کنیم -
بارون؟ -

338
00:26:13,170 --> 00:26:14,170
مگه خبرش رو نشنیدی؟

339
00:26:15,090 --> 00:26:17,800
.دارن محاکمه‌ش می‌کنن
فکر می‌کنم به اعدام محکوم شه

340
00:26:17,890 --> 00:26:20,140
اعدام؟ واسه چی؟

341
00:26:20,720 --> 00:26:22,160
به جرم همکاری و همدستی با نازی‌ها

342
00:26:23,640 --> 00:26:25,520
باید برگردیم و کمکش کنیم

343
00:26:29,150 --> 00:26:30,520
الان که نمی‌تونیم بریم

344
00:26:31,980 --> 00:26:34,990
ولی خودت گفتی ورتیمرها قبول کردن
 شرکتت رو بهت برگردونن

345
00:26:35,070 --> 00:26:38,990
و مطمئنا با حمایت و پشتیبانی اون‌ها همه متوجه می‌شن
 که دوباره شهرت و اعتبارت رو به دست آوردی

346
00:26:39,070 --> 00:26:41,000
 این‌طوری می‌تونیم برگردیم
و ازش حمایت کنیم

347
00:26:42,450 --> 00:26:44,410
نه. نمی‌شه

348
00:26:44,500 --> 00:26:47,960
.اون جونم رو نجات داد
باید یه کاری براش بکنیم

349
00:26:48,880 --> 00:26:52,420
می‌تونیم شهادت بدیم. کاری کنیم
ذاتش رو ببینن

350
00:26:52,500 --> 00:26:53,710
خیلی‌های دیگه رو آزاد کردن

351
00:26:53,800 --> 00:26:57,510
بارون خودش اون تصمیمات رو گرفته
و حالا هم باید عواقبش رو بپذیره

352
00:27:05,600 --> 00:27:06,890
اینجا چه کار می‌کنی؟

353
00:27:08,310 --> 00:27:09,400
پولم رو می‌خوام

354
00:27:10,150 --> 00:27:11,940
فکر می‌کنم دیگه بهتر باشه بری

355
00:27:12,020 --> 00:27:13,480
لطفا دخالت نکن آندره

356
00:27:13,570 --> 00:27:15,940
من و خاله‌ت باید به یه سری مسائل
 رسیدگی کنیم

357
00:27:19,070 --> 00:27:23,160
.بهت گفتم که دیگه باید از اینجا بری آقای لنگ
یا حالا هر کوفتی که واقعا اسمته

358
00:27:25,750 --> 00:27:26,750
اسپتز

359
00:27:27,290 --> 00:27:30,960
اسپتز! بس کن

360
00:27:31,880 --> 00:27:32,840
تمومش کن

361
00:27:33,340 --> 00:27:39,300
از وقتی اومدم اینجا جوری ازم دوری کردی
که انگار طاعونی چیزی دارم

362
00:27:40,090 --> 00:27:44,890
.ولی منم آدمم. احساس دارم
درست مثل تو

363
00:27:44,970 --> 00:27:48,180
آندره؟

364
00:27:48,770 --> 00:27:51,440
تو این رو نمی‌دونی اما من اونجا بودم

365
00:27:52,230 --> 00:27:57,030
اون شب. همون شبی که بارون و خاله‌ت
 اومدن کمکت کنن

366
00:27:57,110 --> 00:27:59,650
.من هم اونجا بودم
داشتم تماشاتون می‌کردم

367
00:27:59,740 --> 00:28:01,700
یه خانواده خوب و خوشحال
دوباره دور هم جمع شدن

368
00:28:03,740 --> 00:28:06,660
حقیقت رو بهش بگو

369
00:28:06,740 --> 00:28:09,410
دیگه وقتشه خاله‌ش رو تمام و کمال بشناسه

370
00:28:10,330 --> 00:28:11,330
یالا! بگو

371
00:28:11,420 --> 00:28:14,920
.خواهش می‌کنم بذار بره اسپتز
پولت رو بهت می‌دم

372
00:28:15,000 --> 00:28:19,510
چی می‌گی؟ -
می‌خوای خودت براش تعریف کنی؟ یا من بگم؟ -

373
00:28:20,680 --> 00:28:25,310
.باشه. من شروع می‌کنم
آندره جان، ما هردو واسه رایش کار می‌کردیم
[  دولت آدولف هیتلر، رایش سوم  ]

374
00:28:25,390 --> 00:28:27,390
درست نمی‌گم مامور وست‌مینستر؟

375
00:28:28,220 --> 00:28:30,190
حتی شماره مخصوص هم داشت

376
00:28:30,270 --> 00:28:34,440
شماره‌ت رو یادته مامور؟
اف۷۱۲۴ بود؟

377
00:28:36,730 --> 00:28:39,490
اف۷۱۲۴ بود؟

378
00:28:41,950 --> 00:28:43,780
آره

379
00:28:43,870 --> 00:28:45,240
همین بود

380
00:28:46,530 --> 00:28:48,830
سرباز خوبی هم بود

381
00:28:49,410 --> 00:28:52,000
آره، حاضر بود برامون هر کاری کنه

382
00:28:52,500 --> 00:28:55,130
تا وقتی که منافعش رو تامین می‌کردیم
هرکاری نیاز بود انجام می‌داد

383
00:28:55,210 --> 00:28:59,800
می‌خواست کسب و کار عطر و ادکلن
خیلی خیلی مهمش رو براش پس بگیریم

384
00:28:59,880 --> 00:29:03,840
واسه همین بارون وفرلاند بیچاره رو

385
00:29:03,930 --> 00:29:07,640
طعام گرگ‌ها کرد تا بتونین
از مهلکه جون سالم به در ببرین

386
00:29:09,220 --> 00:29:11,730
حتی داشت من رو هم قربانی می‌کرد

387
00:29:12,640 --> 00:29:14,020
خب بگو ببینم
جلسه‌ت چطور بود؟

388
00:29:14,100 --> 00:29:18,650
.شرط می‌بندم الان دیگه مایه‌دار شدی
من فقط سهم خودم رو می‌‌خوام

389
00:29:18,730 --> 00:29:20,320
بهت می‌دم. فقط بذار آندره بره

390
00:29:20,400 --> 00:29:23,320
تا راستش رو بهش نگی
ولش نمی‌کنم

391
00:29:23,400 --> 00:29:26,030
حقیقت رو بهش بگو
یا همین‌جا می‌کشمش

392
00:29:26,120 --> 00:29:28,870
درست همون‌طور که باید ماه‌ها پیش کشته می‌شد

393
00:29:28,950 --> 00:29:30,410
زانو زده روی خاک، عین سگ

394
00:29:30,500 --> 00:29:33,670
.یالا بگو دیگه. همه‌مون رو سربلند کن
زودباش

395
00:29:33,750 --> 00:29:35,290
درسته. حقیقت داره -
یالا -

396
00:29:35,380 --> 00:29:36,960
همه‌ش حقیقت داره

397
00:29:41,800 --> 00:29:44,220
دیدی؟
اونقدرها هم سخت نبود

398
00:29:47,260 --> 00:29:52,140
مطمئن شو پول تا فردا بشینه به حسابم
وگرنه دوباره برمی‌گردم

399
00:29:52,230 --> 00:29:53,830
بعید می‌دونم دلت بخواد این‌طور شه

400
00:30:01,070 --> 00:30:05,070
آندره جان، تو هم زیاد به خاله‌ت سخت نگیر

401
00:30:05,780 --> 00:30:07,910
بالاخره هرچی بوده، کاری بوده

402
00:30:07,990 --> 00:30:08,990
چیزی نیست

403
00:30:12,080 --> 00:30:13,790
خوبی؟
متاسفم

404
00:30:16,170 --> 00:30:17,210
بذار کمکت کنم

405
00:30:17,290 --> 00:30:21,960
چطور تونستی؟ نازی‌ها شکنجه‌مون کردن
...سلاخی‌مون کردن

406
00:30:22,050 --> 00:30:26,130
خواهش می‌کنم. باید درک کنی که هرکاری کردم
فقط به‌خاطر تو بوده

407
00:30:26,220 --> 00:30:27,220
برای آینده‌مون

408
00:30:28,760 --> 00:30:32,470
آینده‌مون؟
اون‌وقت بارون چی می‌شه؟

409
00:30:35,230 --> 00:30:37,100
ازش سوءاستفاده کردم

410
00:30:38,810 --> 00:30:42,820
.بین نازی‌ها دوست و آشنا داشت
ضمانتت رو کرد که آزاد شی

411
00:30:46,320 --> 00:30:47,610
ازم دور شو

412
00:30:51,660 --> 00:30:53,200
نرو

413
00:30:53,700 --> 00:30:55,960
اصلا نمی‌تونم نزدیکت باشم -
خواهش می‌کنم. نرو -

414
00:30:57,710 --> 00:31:01,040
.التماست می‌کنم
تو دیگه نه. دوستت دارم

415
00:31:04,130 --> 00:31:06,090
تو هیچی رو دوست نداری

416
00:31:07,550 --> 00:31:12,760
.هیچ‌وقت نداشتی. گابریل رو با خودم می‌برم
برمی‌گردیم پاریس. دنبال‌مون نیا

417
00:31:12,850 --> 00:31:16,640
بدون تو هیچی ندارم. لطفا

418
00:31:16,730 --> 00:31:20,860
.پولت هست
چیزی که همیشه دنبالش بودی

419
00:31:29,660 --> 00:31:30,660
نه

420
00:31:37,000 --> 00:31:38,750
آندره

421
00:31:59,850 --> 00:32:04,150
 داشتم از زیبایی مزونت حظ می‌کردم

422
00:32:05,190 --> 00:32:08,440
آره واقعا خیره‌کننده‌ست

423
00:32:10,740 --> 00:32:15,870
همیشه دوست داشتم چنین چیزی
 برای خودم خلق کنم اما متاسفانه

424
00:32:15,950 --> 00:32:20,920
 استعدادی که سزاوار چنین چیزی باشه رو نداشتم

425
00:32:21,460 --> 00:32:25,960
با رفتنت قلبم رو شکستی

426
00:32:27,010 --> 00:32:29,170
گمونم خودت هم این رو بدونی

427
00:32:31,090 --> 00:32:37,850
...لوسین من دوستت دارم. هنوز هم دارم -
حس پدری رو دارم که پسرش ترکش کرده -

428
00:32:38,350 --> 00:32:42,230
.شانس در خونه‌م رو زده بود
بعد از چهل و دو سال

429
00:32:44,360 --> 00:32:50,990
می‌دونستم استخدام خیاط‌ از رقیب‌ها
...عواقبی برام داره ولی

430
00:32:51,070 --> 00:32:53,700
باز هم انجامش دادی -
تصمیمت رو گرفتی؟ -

431
00:32:53,780 --> 00:32:54,990
برای همین اومدی؟

432
00:32:55,070 --> 00:33:00,330
آره. می‌خواستم شخصا بیام و بهت بگم

433
00:33:02,620 --> 00:33:05,670
قبلا نازی‌ها ارباب‌مون بودن

434
00:33:07,750 --> 00:33:10,920
اما الان ارباب جدیدی داریم و اون پوله

435
00:33:12,380 --> 00:33:19,310
برای زندگی، کار و ساخت خانه‌های مدمون
بهش احتیاج داریم

436
00:33:21,980 --> 00:33:23,770
و کاری که اینجا انجام دادی

437
00:33:23,850 --> 00:33:28,150
یه بازآفرینی کامل

438
00:33:28,230 --> 00:33:33,570
.از صنعت‌مونه
صنعتی که پتانسیل فوق‌العاده‌ای درش نهفته‌ست

439
00:33:34,740 --> 00:33:38,200
به خصوص اگه بقیه هم راهت رو ادامه بدن

440
00:33:39,490 --> 00:33:43,870
مجازات کردنت نه تنها آینده‌‌ تو رو

441
00:33:43,960 --> 00:33:46,000
بلکه آینده مُد و اوت کوتور رو
به‌خطر می‌ندازه

442
00:33:46,830 --> 00:33:51,590
به همین‌خاطر تصمیم گرفتم مجازاتت نکنم

443
00:33:58,890 --> 00:33:59,890
ممنونم

444
00:34:00,930 --> 00:34:05,020
راستش خیاط‌ها دستمزد بیش‌تری نیاز دارن

445
00:34:05,100 --> 00:34:10,190
.و تو می‌تونی پول بیش‌تری بهشون بدی
 بنابراین درنهایت به نفع اون‌ها هم هست

446
00:34:10,280 --> 00:34:15,530
اما باید چندتایی‌شون رو
به خانه مد پاتو برگردونی

447
00:34:15,610 --> 00:34:18,200
که بتونن مجموعه‌شون رو به اتمام برسونن

448
00:34:18,870 --> 00:34:21,370
هزینه اون‌ها رو هم پرداخت می‌کنی

449
00:34:22,330 --> 00:34:25,920
که خب مسلمه از پسش برمیای

450
00:34:27,290 --> 00:34:28,290
البته

451
00:34:34,220 --> 00:34:35,380
ببین

452
00:34:37,390 --> 00:34:41,760
تو این لحظات سرنوشت‌ساز زندگی

453
00:34:41,850 --> 00:34:46,810
بهتره حواس‌مون به رفتارمون باشه کریستین

454
00:34:55,900 --> 00:35:01,030
وقتی به موفقیت رسیدی
خیلی باید مراقب باشی

455
00:35:01,120 --> 00:35:02,120
مراقب چی؟

456
00:35:04,040 --> 00:35:05,540
کریستین دیور

457
00:35:10,250 --> 00:35:13,050
.سه روز فرصت داری
موفق باشی

458
00:35:17,300 --> 00:35:21,010
ماری. ماری کجاست؟
اون پیراهن رو بیار. بیا اینجا

459
00:35:21,100 --> 00:35:23,310
مطمئن نیستم این بهش بخوره

460
00:35:25,930 --> 00:35:27,810
می‌شه لطفا یه چرخ بزنی؟

461
00:35:32,020 --> 00:35:36,030
ببین، این لبه‌ش نباید روی زمین کشیده بشه

462
00:35:42,990 --> 00:35:45,200
باید دو میلی‌متر بالاتر دوخته شه

463
00:35:48,250 --> 00:35:49,330
بار

464
00:35:49,393 --> 00:35:53,139
[ کت و دامن بار ]
[ ماندگارترین مدل این مجموعه بود ]

465
00:35:58,340 --> 00:36:01,260
.یه‌کم کجه
یه‌کم اینورتر

466
00:36:03,180 --> 00:36:04,180
مثل قدیسه‌ها شده

467
00:36:07,730 --> 00:36:08,600
عشق

468
00:36:15,110 --> 00:36:19,610
خیلی‌خب. نمی‌تونین اینجا دورهم
جمع شین، مفهومه؟

469
00:36:20,490 --> 00:36:21,410
جنگل

470
00:36:24,370 --> 00:36:25,410
جیغ

471
00:36:29,080 --> 00:36:29,910
رویا

472
00:36:31,750 --> 00:36:32,750
هدیه

473
00:36:40,800 --> 00:36:41,800
لونشان

474
00:36:50,230 --> 00:36:51,270
فیگارو

475
00:36:54,810 --> 00:36:55,820
کرولا
[ به معنی جام گل ]

476
00:36:58,780 --> 00:37:04,950
و «وفاداری» افسونگر مجموعه‌مون

477
00:37:06,160 --> 00:37:07,410
خوبه؟

478
00:37:07,490 --> 00:37:11,210
خیلی خوب بود خانم‌ها

479
00:37:11,290 --> 00:37:13,540
از همگی ممنونم. برگردین سرکارهاتون

480
00:37:19,550 --> 00:37:22,050
کاری که کریستین
با استخدام اون خیاط‌ها کرد

481
00:37:22,130 --> 00:37:23,720
غیرقابل بخششه

482
00:37:23,800 --> 00:37:25,850
چرا اصرار داشتی بیایم اینجا ژاک؟

483
00:37:28,010 --> 00:37:29,390
دلش براتون تنگ شده

484
00:37:30,230 --> 00:37:32,810
نمایش فرداست
و ازتون می‌خوام بیاین

485
00:37:33,770 --> 00:37:34,770
فکر نکنم بشه

486
00:37:36,480 --> 00:37:41,240
.کریستین همیشه جایگاه خاصی برام داشته
برای همه‌مون

487
00:37:41,820 --> 00:37:48,450
.پس بیاین. بیاین ببینین چی خلق کرده
همه‌‌مون باید کنارش باشیم

488
00:37:53,920 --> 00:37:56,130
برو خونه. استراحت کن

489
00:37:57,590 --> 00:37:59,960
مطمئنی ژاک میاد؟

490
00:38:00,050 --> 00:38:01,590
آره. حتما میاد

491
00:38:02,760 --> 00:38:06,840
.بهت ایمان دارم کریستین
نتیجه هرچی هم که بشه مهم نیست

492
00:38:21,030 --> 00:38:22,030
سلام

493
00:38:24,950 --> 00:38:26,410
می‌خوای تمام شب رو اینجا بمونی؟

494
00:38:28,120 --> 00:38:30,450
...درهرحال که خوابم نمی‌بره پس

495
00:38:32,450 --> 00:38:33,540
مسئله چیه؟

496
00:38:36,880 --> 00:38:42,300
دارم همه این کارها رو می‌کنم
...ولی واقعا دست و دلم به کار نمی‌ره، شوقی ندارم

497
00:38:45,220 --> 00:38:46,050
کاترین

498
00:38:54,640 --> 00:38:59,900
.بالاخره به چیزی که رویاش رو در سر داشتی رسیدی
فقظ چند قدم تا موفقیت فاصله داری

499
00:39:02,730 --> 00:39:07,003
.حالا می‌بینی
فردا روز بی‌نظیری می‌شه

500
00:40:49,260 --> 00:40:54,371
[ پلیس فرانسه - دایره تحقیقات نازی‌ها ]

501
00:40:58,680 --> 00:41:00,892
قسم می‌خورین که شهادت‌تون حقیقت داره؟

502
00:41:04,230 --> 00:41:08,480
.بله آقا
متاسفانه همه‌ش حقیقت داره

503
00:41:10,490 --> 00:41:13,030
و تمامی اظهارات‌تون معتبر و در دادگاه
 قابل استناده؟

504
00:41:13,110 --> 00:41:16,370
می‌تونین توی هتل بو ریواژ پالاس

505
00:41:17,410 --> 00:41:18,620
در لوزان سوئیس پیداش کنین

506
00:41:22,620 --> 00:41:24,250
خانم‌ها. سریع‌تر. دست بجنبونین

507
00:41:24,330 --> 00:41:25,170
آره

508
00:41:25,710 --> 00:41:28,300
مرسی. نه. برش گردون

509
00:41:31,420 --> 00:41:33,130
لطفا این رو بگیر النا

510
00:41:34,640 --> 00:41:35,930
نه -
دستکش‌ها نه -

511
00:41:36,010 --> 00:41:37,970
اون‌ها رو احتیاج داریم -
زودتر -

512
00:41:40,230 --> 00:41:41,350
کلاه

513
00:41:42,020 --> 00:41:44,150
همه حواس‌شون رو بدن. تمرکز کنین

514
00:41:44,230 --> 00:41:49,320
آقا. خانم زناکر ازم خواستن بهتون اطلاع بدم
که درها رو باز کردن

515
00:41:49,400 --> 00:41:52,360
کلاهه نیستش -
اونجا روی جا‌رختیه -

516
00:41:53,780 --> 00:41:55,110
این هم از این

517
00:42:05,960 --> 00:42:08,090
آماده پیش‌نمایش نهایی هستین؟

518
00:42:09,880 --> 00:42:12,010
کجاست؟
کسی ندیدتش؟

519
00:42:12,800 --> 00:42:13,800
آقای دیور؟

520
00:42:22,890 --> 00:42:24,140
کریستین -
بله -

521
00:42:24,230 --> 00:42:25,400
جریان چیه؟

522
00:42:26,100 --> 00:42:28,400
چرا پیش مدل‌ها نیستی؟
باید نمایش رو شروع کنیم

523
00:42:31,070 --> 00:42:32,610
لطفا. احتیاج دارم چند لحظه تنها باشم

524
00:42:40,410 --> 00:42:43,330
درکت نمی‌کنم -
سایه شوم بدشانسی همیشه گریبان‌گیر خانواده ما بوده -

525
00:42:43,410 --> 00:42:44,500
...شاید بهتر باشه

526
00:42:44,580 --> 00:42:48,540
تمام زندگیت رو با هنر و نقاشی
و طراحی تلف کردی

527
00:42:48,630 --> 00:42:50,670
به یه دنیای خیالی پناه بردی -
...چندتا لباس نیازه تا -

528
00:42:50,750 --> 00:42:52,920
اشتباهات من برات درس عبرت نشد؟

529
00:42:58,760 --> 00:43:03,180
کارمل اسنو اومده -
اومدش -

530
00:43:04,270 --> 00:43:06,720
خیلی لطف کردی که به جمع‌مون پیوستی کارمل

531
00:43:08,350 --> 00:43:10,520
.خوش اومدی
بیا تا صندلیت راهنماییت کنم

532
00:43:10,610 --> 00:43:12,610
اینجاست. شرمنده

533
00:43:19,620 --> 00:43:21,580
...زندگی خیلی

534
00:43:25,080 --> 00:43:29,380
...منبع الهامت
باید خلق کنی کریستین

535
00:43:29,460 --> 00:43:30,460
کریستین؟

536
00:43:37,220 --> 00:43:38,640
نمی‌خواستم تنها باشی

537
00:43:50,440 --> 00:43:52,440
...تا حالا ندیده بودم چنین جمعیتی

538
00:44:02,740 --> 00:44:04,330
اومدیم دنبال خانم شنل

539
00:44:14,880 --> 00:44:18,800
...می‌دونی، رایحه‌ای که ساختی

540
00:44:21,010 --> 00:44:23,140
من رو به یاد دوران قبل از جنگ انداخت

541
00:44:25,970 --> 00:44:28,890
یاد حال و هوا و حسی
که خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم

542
00:44:32,980 --> 00:44:34,650
باغ مادره، مگه نه؟

543
00:44:39,610 --> 00:44:41,210
فکر می‌کردم برای همیشه از خاطرم پاک شده

544
00:44:45,370 --> 00:44:47,200
الهام‌بخشم شد

545
00:44:49,870 --> 00:44:51,580
در تمام کارهام

546
00:45:06,930 --> 00:45:08,180
برادر عزیزم

547
00:45:14,650 --> 00:45:16,230
دیگه وقت رفتنه

548
00:45:17,230 --> 00:45:19,570
وقتش شده که به تمام دنیا نشون بدی
چی آفریدی

549
00:45:24,200 --> 00:45:25,240
عذر بنده رو بپذیرید بانو

550
00:45:25,330 --> 00:45:27,740
بهمون دستور داده شده
شما رو به فرانسه برگردونیم

551
00:45:28,620 --> 00:45:31,120
باید در دادگاه بارون وفرلاند شهادت بدید

552
00:45:31,210 --> 00:45:33,290
خیلی مضحکه. با  وکیلم صحبت کنید

553
00:45:34,790 --> 00:45:38,250
باید در قبال مشارکت در اتفاقی که منجر
به دستگیری ایشون شد پاسخگو باشید

554
00:45:38,840 --> 00:45:41,840
خواهرزاده‌تون آندره
 درباره همکاری شما با ایشون

555
00:45:41,930 --> 00:45:44,260
و حزب نازی شهادت دادن

556
00:45:54,020 --> 00:45:55,740
چیزی نیست که بابتش نگران باشم یا بترسم

557
00:46:04,820 --> 00:46:08,330
خیلی خوشحالم که اومدی کاترین

558
00:46:08,410 --> 00:46:11,580
من هم خوشحالم می‌بینمت -
کریستین خیلی دلش برات تنگ شده بود -

559
00:46:19,670 --> 00:46:24,340
،عذر می‌خوام بانو
شما خواهر آقای دیور هستین؟

560
00:46:24,430 --> 00:46:25,720
بله

561
00:46:25,800 --> 00:46:28,510
درباره شما چیزهای زیادی
 از لوسین للونگ شنیدم

562
00:46:29,060 --> 00:46:34,520
.باعث افتخارمه که شما رو از نزدیک ملاقات می‌کنم
کارمل اسنو هستم از هارپرز بازار

563
00:46:36,190 --> 00:46:38,690
لطفا درمورد برادرم ملاطفت به خرج بدین

564
00:46:38,770 --> 00:46:40,440
سطح انتظارات از ایشون خیلی بالاست

565
00:46:40,530 --> 00:46:43,190
داره قلبش رو به نمایش می‌ذاره

566
00:46:43,700 --> 00:46:47,700
همین‌طوره. از روی رایحه عطرتون
 متوجه این مسئله شدم

567
00:46:48,950 --> 00:46:49,780
عطرم؟

568
00:46:49,870 --> 00:46:53,910
خانم زناکر بهم گفتن اسمش رو

569
00:46:54,000 --> 00:46:56,580
به افتخار مهم‌ترین فرد زندگی‌شون
 نامگذاری کردن

570
00:46:57,130 --> 00:46:58,130
دوشیزه دیور

571
00:46:59,420 --> 00:47:01,130
به‌خاطر مادرمونه

572
00:47:01,210 --> 00:47:04,760
نه عزیزم. به‌خاطر توئه

573
00:47:35,040 --> 00:47:38,370
خانم‌ها و آقایون
تا لحظاتی دیگه نمایش‌ آغاز می‌شه

574
00:47:44,050 --> 00:47:45,670
پنج دقیقه

575
00:47:48,050 --> 00:47:50,470
شما به واسطه اولین مجموعه‌تون در سال ۱۹۴۷

576
00:47:52,680 --> 00:47:54,810
به نسل بشر کمک کردین
تا بتونه پس از فجایع جنگ جهانی دوم

577
00:47:55,730 --> 00:47:59,310
 دوباره زیبایی و شوق به زندگی رو پیدا کنه

578
00:48:07,570 --> 00:48:09,570
تنها هدف من این بوده

579
00:48:09,660 --> 00:48:14,910
که زیباترین لباس‌های زنانه‌ای

580
00:48:16,080 --> 00:48:18,870
که تاکنون وجود داشته رو طراحی کنم

581
00:48:48,490 --> 00:48:52,490
حقیقت داره که در زمان اشغال پاریس
 توسط آلمان‌ها

582
00:48:52,570 --> 00:48:54,490
کوکو شنل کارگاه خودش رو تعطیل کرده

583
00:48:55,950 --> 00:48:59,080
و از طراحی لباس
برای همسران نازی‌ها سرباز زده؟

584
00:49:00,620 --> 00:49:05,170
...بانو شنل کسب و کار مختص خودشون رو داشتن

585
00:49:08,630 --> 00:49:10,840
و بنا به صلاحدید خودشون
تصمیم به تعطیلی کارگاه گرفتن

586
00:49:17,430 --> 00:49:23,230
برای ماهایی که آشوب
و هرج و مرج جنگ رو تجربه کردیم

587
00:49:26,730 --> 00:49:29,320
...چهار سالی که در اشغال نازی‌ها گذشت

588
00:49:32,910 --> 00:49:34,610
سیاه‌ترین دوران زندگی‌مون رو تجربه کردیم

589
00:49:40,660 --> 00:49:41,830
...ما میل به

590
00:49:45,790 --> 00:49:47,030
بقا رو به خوبی می‌شناسیم

591
00:49:53,590 --> 00:49:56,510
مردم باید دوباره بتونن
طعم احساسات مختلف رو بچشن

592
00:49:57,470 --> 00:50:02,270
.بتونن رویاپردازی کنن
زندگی کنن

593
00:50:03,600 --> 00:50:07,480
و ما می‌تونیم دنیایی نو برای اون‌ها
خلق کنیم

594
00:50:08,610 --> 00:50:10,150
حاضری عزیزم؟

595
00:50:12,990 --> 00:50:14,070
نه آقای دیور

596
00:50:15,950 --> 00:50:16,990
من هم همین‌طور

597
00:50:29,800 --> 00:50:30,800
برو

598
00:50:37,640 --> 00:50:42,980
و خلق کردن و طراحی کلید بقای من بود

599
00:50:43,696 --> 00:50:51,696
« مترجمان: علی مستر و عاطفه بدوی »
 .:: Ali_Master & Atefeh Badavi ::.

600
00:50:51,721 --> 00:50:55,360
...و این‌ نقطه‌ی آغاز بود

601
00:51:01,365 --> 00:51:05,081
[ کریستین دیور - سال ۱۹۴۷ ]
[ خیابان مونته، پاریس ]

602
00:51:05,221 --> 00:51:08,166
[ دهه پنجاه ]

603
00:51:09,307 --> 00:51:12,915
[ دهه شصت ]

604
00:51:13,343 --> 00:51:15,381
[ دهه هفتاد ]

605
00:51:15,481 --> 00:51:17,466
[ دهه هشتاد، کارولین شاهدخت موناکو ]

606
00:51:17,566 --> 00:51:18,839
[ دهه نود، ویکتوریا ]

607
00:51:20,052 --> 00:51:20,948
[ دهه اول هزاره سوم ]

608
00:51:21,655 --> 00:51:22,547
[ دهه دوم هزاره سوم ]

609
00:51:25,153 --> 00:51:26,052
[ دهه سوم هزاره سوم ]

610
00:51:26,076 --> 00:51:28,076
« پایان فصل »

611
00:51:28,100 --> 00:51:48,100
moviepovie.com

