1
00:00:01,060 --> 00:00:02,850
‫«آنچه گذشت...»

2
00:00:02,850 --> 00:00:04,900
‫خیلی‌ها رو از دست دادیم

3
00:00:07,650 --> 00:00:08,940
‫الیسکا!

4
00:00:08,940 --> 00:00:11,490
‫آنا مُرده

5
00:00:12,820 --> 00:00:15,570
‫بیدار شو پسر!
‫تو نوکرشونی

6
00:00:15,570 --> 00:00:16,870
‫من فقط خواستم بهتون کمک کنم

7
00:00:16,870 --> 00:00:18,830
‫می‌خوام کاری که تو می‌کنی رو بکنم

8
00:00:18,830 --> 00:00:21,120
‫شنیدم کم‌کم دارن گتو رو می‌بندن

9
00:00:21,120 --> 00:00:23,540
‫یه راهی پیدا می‌کنیم، همیشه همینطوریه

10
00:00:23,540 --> 00:00:26,790
‫دنبال اون شغلم،
‫می‌خوام اونجا زندگی کنم

11
00:00:26,790 --> 00:00:30,420
‫- من بهت احتیاج دارم
‫- آنا... همه‌جا هست

12
00:00:31,420 --> 00:00:35,640
‫از حالا به بعد، دیگه
‫به کسی نمی‌گیم که یهودی هستیم

13
00:00:35,640 --> 00:00:41,060
‫حالم به‌هم می‌خوره می‌بینم همسرم رو
‫با یکی از این یهودی‌های لجن اشتباه گرفتید

14
00:00:41,060 --> 00:00:43,810
‫فخا بژوزا... شب برگرد

15
00:00:44,270 --> 00:00:47,360
‫اصلاً نمی‌دونن یهودی‌ها چه شکلی‌ان

16
00:00:47,360 --> 00:00:50,190
‫بخاطر همین مجبورمون می‌کنن
‫ستاره‌ بزنیم

17
00:00:50,190 --> 00:00:53,900
‫این زن و بچه‌ها
‫چطوری دم دروازه‌های جهنم می‌رقصن؟

18
00:00:53,900 --> 00:00:55,660
‫از نظر اونا ما وجود نداریم

19
00:00:55,660 --> 00:00:57,160
‫می‌خوام واسم یه پالتوی جدید بدوزی

20
00:00:57,160 --> 00:00:59,240
‫- برای چی؟
‫- می‌خوام برم

21
00:00:59,264 --> 00:01:11,006
moviepovie.com

22
00:01:11,030 --> 00:01:17,342
‫«لهستان، گتو رادوم»
‫«سپتامبر سال ۱۹۴۱»

23
00:01:17,366 --> 00:01:32,836
moviepovie.com

24
00:01:32,860 --> 00:01:36,610
‫باید خیلی خوب به حرف مامانی گوش بدی، خب؟

25
00:01:36,610 --> 00:01:37,910
‫باش

26
00:01:40,740 --> 00:01:42,450
‫دستت رو بده

27
00:01:44,450 --> 00:01:46,460
‫مدارکت همراهتـه؟

28
00:01:46,460 --> 00:01:48,290
‫ایزا و باربارا کرمسکا

29
00:01:48,290 --> 00:01:51,710
‫عجب اسم‌های داغونی.
‫هیچ ریتمی ندارن

30
00:01:51,710 --> 00:01:53,500
‫چرا هالینا همچین انتخابی کرده؟

31
00:01:53,500 --> 00:01:55,590
‫برسم وَرشو،
‫حساب‌ش رو می‌ذارم کف دستش

32
00:01:56,340 --> 00:01:57,970
‫اونجان

33
00:02:05,350 --> 00:02:07,560
رفتار فلیسیا عالیه

34
00:02:07,560 --> 00:02:11,860
‫چه دختر گُلیـه،
‫پا به پای مامانش داره پیش میره

35
00:02:14,110 --> 00:02:16,030
‫چرا انقدر زیاد، بابابزرگ؟

36
00:02:16,030 --> 00:02:18,780
‫چرا؟ بذار بهت بگم

37
00:02:18,780 --> 00:02:23,280
‫چون امشب قراره برید، عشق من

38
00:02:23,280 --> 00:02:24,740
‫- آره
‫- آره

39
00:02:24,740 --> 00:02:26,450
‫دارید از گتو میرید

40
00:02:26,450 --> 00:02:28,160
‫- آره
‫- آره

41
00:02:28,160 --> 00:02:30,630
‫- تک
‫- تک

42
00:02:39,180 --> 00:02:41,800
‫اعصابم خورده
‫الگوهام رو توی مغازه جا گذاشتم،

43
00:02:41,800 --> 00:02:46,720
‫ولی... با چیزهایی که برداشتیم
‫و تکه پارچه‌هایی که تو کِش رفتی...

44
00:02:46,720 --> 00:02:48,180
‫- عالی شده
‫- آره

45
00:02:48,180 --> 00:02:51,900
‫جدیدترین طراحی بهترین کدبانوی لهستانه

46
00:02:51,900 --> 00:02:55,280
‫هر خانم آلمانی‌ای با هر سلیقه‌ای
‫رو هوا اینو می‌زنه

47
00:02:55,834 --> 00:02:58,108
‫[یهودی‌ها، از ورودیِ چپ برید]

48
00:02:58,133 --> 00:03:00,694
‫[خانواده‌ی سربازها، وسط]

49
00:03:05,120 --> 00:03:06,870
‫بیا، ففه

50
00:03:11,496 --> 00:03:14,160
‫[ماشین باری داره میاد. از سر راه برید کنار!]

51
00:03:15,840 --> 00:03:19,840
‫- این که دیگه به‌ درد نمی‌خوره
‫- باشه تا برسم دمِ ورودی

52
00:03:19,840 --> 00:03:22,260
‫به یه کوک بَنده فقط

53
00:03:24,350 --> 00:03:27,775
‫[شیفت‌ها رو عوض کنید]

54
00:03:27,800 --> 00:03:29,745
‫[خانواده‌ی سربازها، وسط]

55
00:03:29,770 --> 00:03:32,600
‫بعدش باید وانمود کنیم
‫مثلاً منتظر یه نفریـم

56
00:03:32,600 --> 00:03:35,190
‫یکی که اصلاً قرار نیست بیاد

57
00:03:35,190 --> 00:03:37,280
‫سر همین هم سریع جیم می‌زنیم

58
00:03:37,280 --> 00:03:39,570
‫به همین راحتی؟

59
00:03:42,240 --> 00:03:44,870
‫- قرارمون چی بود؟
‫- آره، می‌دونم

60
00:03:46,450 --> 00:03:47,660
‫می‌دونی

61
00:03:51,476 --> 00:03:53,979
‫[بذارید سربازها رد بشن]

62
00:04:08,430 --> 00:04:10,430
‫یاقوت رو توی یقه‌اش دوختم

63
00:04:10,430 --> 00:04:12,730
‫- مادر
‫- چیزی نگو...

64
00:04:14,350 --> 00:04:15,560
‫پیشت بمونه...

65
00:04:16,940 --> 00:04:18,150
‫ازش استفاده کن...

66
00:04:20,320 --> 00:04:25,160
‫اینم بگم، میلا...
‫خدا کنه که دوباره همدیگه رو ببینیم

67
00:04:56,310 --> 00:04:57,520
‫وای!

68
00:04:57,520 --> 00:04:58,610
‫وای

69
00:05:07,858 --> 00:05:09,386
‫[عذر می‌خوام]

70
00:05:11,405 --> 00:05:20,720
‫ترجمه و تنظیم از «iredprincess و محمدعلی sm»

71
00:05:20,744 --> 00:05:30,058
در تلگــرام
@mmli_Subs &amp; @iredsub

72
00:05:30,083 --> 00:05:35,139
‫«ما خوش‌شانس بودیم»

73
00:06:27,867 --> 00:06:35,124
‫«انبار مهمات ای‌وی‌ال»
‫«یک سال بعد - لهستان، نزدیک رادوم»

74
00:06:36,040 --> 00:06:38,460
‫بدتر از اون ندیدم

75
00:06:38,830 --> 00:06:41,630
‫می‌دونم. گوش نکردم.
‫فکر می‌کردم آدم خوبیـه

76
00:06:41,630 --> 00:06:45,050
‫از بلا بپرس.
‫به نظرت آلما آدم خوبیـه، بلا؟

77
00:06:45,050 --> 00:06:46,880
‫بلا از غیبت کردن خوشش نمیاد

78
00:06:46,880 --> 00:06:48,260
‫آلما کدومه؟

79
00:06:48,260 --> 00:06:51,180
‫موهاش فرفری و قهوه‌ایه، راست دسته

80
00:06:51,760 --> 00:06:53,600
‫نصف پادگان همین شکلی‌ان، برانکا

81
00:06:53,600 --> 00:06:56,390
‫بلا کورک؟

82
00:06:56,390 --> 00:06:59,270
‫لودویک... من رو یادته؟

83
00:07:00,440 --> 00:07:02,060
‫دختر هنری‌ام

84
00:07:03,690 --> 00:07:06,320
‫- تازه منتقلت کردن اینجا؟
‫- بلا کورک

85
00:07:08,490 --> 00:07:10,320
‫از طرف جناب مایره

86
00:07:10,320 --> 00:07:13,410
برای قدردانی
‫از بازدهی این ماه شماست

87
00:07:15,290 --> 00:07:16,490
‫ممنون

88
00:07:30,010 --> 00:07:31,430
‫کی گرسنه‌ست؟

89
00:07:57,660 --> 00:07:59,290
‫«یاکوب عزیزم...»

90
00:08:01,870 --> 00:08:04,710
‫«آخرین نامه‌ات رو ده باری خوندم»

91
00:08:06,500 --> 00:08:08,840
‫«می‌بینم با بقیه‌ی خانواده‌های توی آپارتمان»

92
00:08:08,840 --> 00:08:11,760
‫«برو و بیا پیدا کردی، آروم می‌شم»

93
00:08:12,090 --> 00:08:16,100
‫«حالا که پدر و مادرت نقل مکان کردن،
‫دل نگرانتـم»

94
00:08:16,100 --> 00:08:21,430
‫«ولی هالینا مثل همیشه زرنگی کرده،
‫تونسته توی کارخونه‌ی پیونکی یه شغلی براشون دست و پا کنه»

95
00:08:21,430 --> 00:08:26,440
‫«من هم امیدوار بودم بتونم پدر و مادرم رو بیارم اینجا،
‫ولی اصلاً فرصتی گیرم نیومد»

96
00:08:26,440 --> 00:08:29,320
‫«احساس خوش شانسی دارم
‫از اینکه رفتن گتوی گلنیتسه»

97
00:08:29,320 --> 00:08:31,780
‫«دو کیلومتر اونورترن»

98
00:08:31,780 --> 00:08:34,070
‫«از رئیسـم تقاضای کارت کردم»

99
00:08:34,070 --> 00:08:36,370
‫«تا بتونم به زودی ببینم‌شون»

100
00:08:36,780 --> 00:08:39,990
‫«دلم می‌خواد بهت اصرار کنم
‫از اون گتو بزنی بیرون»

101
00:08:39,990 --> 00:08:43,620
‫«اما می‌دونم بخاطر مهارتی که توی کار با دوربین داری،
‫مُهره‌ی کلیدی‌ای براشون هستی»

102
00:08:47,090 --> 00:08:48,290
‫«حالت خوبه؟»

103
00:08:48,960 --> 00:08:51,340
‫«می‌دونم سوال عجیبیـه»

104
00:08:51,340 --> 00:08:52,920
‫«ولی خیالم راحت شد وقتی بهم گفتی:»

105
00:08:52,920 --> 00:08:56,510
‫«شرایط رادوم قابل کنترل پیش میره»

106
00:08:57,390 --> 00:08:59,060
‫بله؟

107
00:08:59,060 --> 00:09:01,270
‫«هرچی بگم بازم کمه ولی...»

108
00:09:01,270 --> 00:09:02,770
‫«دوستت دارم»

109
00:09:03,270 --> 00:09:05,190
‫«می‌دونم دوری سخته»

110
00:09:05,190 --> 00:09:08,270
‫«ولی اینجا بودن به نفعم پیش رفته»

111
00:09:09,110 --> 00:09:11,530
‫«دوباره دارم خود واقعی‌م رو حس می‌کنم»

112
00:09:13,900 --> 00:09:19,120
‫«حتی توی این دنیای پُر از بدبختی،
‫می‌فهمم که چقدر خوش شانس بودم»

113
00:09:19,910 --> 00:09:22,750
‫«این روزها آرزوهای زیادی دارم»

114
00:09:22,750 --> 00:09:26,080
‫«ولی اولی‌شون همیشه تویی»

115
00:09:26,080 --> 00:09:29,500
‫«همین که تویی که دارمت، آرزوی منی»

116
00:09:29,500 --> 00:09:32,210
‫«خودش یعنی خیلی از بقیه خوش شانس‌ترم»

117
00:09:33,760 --> 00:09:35,380
‫«دوستت دارم، کوبا»

118
00:09:36,220 --> 00:09:37,220
‫«فعلاً»

119
00:09:38,300 --> 00:09:39,300
‫«از طرف بلا»

120
00:09:49,610 --> 00:09:55,429
‫[لهستان، ورشو]

121
00:10:01,160 --> 00:10:02,790
‫فخا کرمسکا

122
00:10:03,580 --> 00:10:06,410
‫- بله، چی شده؟
‫- می‌خوام برم شیرینی‌ فروشی

123
00:10:06,410 --> 00:10:08,670
‫امروز نمی‌شه،
باید برای شام برگردی

124
00:10:10,590 --> 00:10:13,090
‫هرچقدر شیرینی دلت بخواد برات می‌گیرم، ادگار.
‫ولی فردا

125
00:10:13,090 --> 00:10:17,380
‫الان، الان!
‫توروخدا، توروخدا، توروخدا!

126
00:10:25,270 --> 00:10:28,690
‫- ادگار ناهار چی خورد؟
‫- جگر خرد شده با پیاز

127
00:10:28,690 --> 00:10:30,400
‫کجا بردیش پیاده‌روی؟

128
00:10:30,400 --> 00:10:32,980
‫توی خیابون سپینسکی
‫تا پارک لژنکی

129
00:10:32,980 --> 00:10:36,650
‫مامان، آبنباتم رو ببین...

130
00:10:38,950 --> 00:10:42,160
متوجه شدم صبح اتاق غذاخوری
‫رو با پارچه‌ی خشک تمیز کردی

131
00:10:42,160 --> 00:10:43,870
‫- بله، خانم. من...
‫- برای مبلمان مرطوب باشه،

132
00:10:43,870 --> 00:10:45,910
‫پارچه‌ی خیس هم برای کاشی‌های پرسلان

133
00:10:45,910 --> 00:10:48,000
‫قبل رفتنت تمیزشون کن

134
00:11:19,030 --> 00:11:20,450
‫کارت کِی شروع میشه؟

135
00:11:20,450 --> 00:11:22,740
‫نیم ساعت وقت دارم

136
00:11:36,670 --> 00:11:39,380
‫آم... آم

137
00:11:39,380 --> 00:11:41,680
‫- بله؟
‫- منم

138
00:11:43,680 --> 00:11:46,310
‫دار... دارم میام

139
00:11:52,520 --> 00:11:55,820
‫سلام، سلام
‫حالت... حالت چطوره؟

140
00:11:55,820 --> 00:11:59,940
‫خوبـم. بدموقع که نیومدم؟

141
00:11:59,940 --> 00:12:01,360
‫- نه، نه بابا
‫- بهترین زمانه...

142
00:12:01,360 --> 00:12:02,950
‫تازه داشتیم...
‫داشتم آماده می‌شدم

143
00:12:02,950 --> 00:12:04,370
‫- برم سرکار، من...
‫- چای می‌خوری؟

144
00:12:04,370 --> 00:12:06,280
‫بـ... بـ... بیا تو، بیا

145
00:12:08,330 --> 00:12:12,330
‫با خودم گفتم پرداختیِ صومعه رو برات بیارم

146
00:12:13,500 --> 00:12:15,920
‫هزینه‌ی رنگ موی فلیسیا هم هست

147
00:12:15,920 --> 00:12:18,630
‫نیازی نبود تا اینجا بیای.
‫خودم میومدم ازت می‌گرفتم

148
00:12:18,630 --> 00:12:21,090
‫مشکلی ندارم

149
00:12:21,090 --> 00:12:23,260
‫خب، دلم نمی‌خواد با این همه پول دستت،

150
00:12:23,260 --> 00:12:25,300
‫پا شی بیای اینجا.
خطرناکه

151
00:12:25,300 --> 00:12:28,560
‫- خودت که همیشه این کار رو می‌کنی
‫- نمی‌تونم نگران تو هم باشم، میلا

152
00:12:28,560 --> 00:12:31,060
‫- به اندازه‌ی کافی فکرم مشغوله
‫- نیازی نیست که نگران من باشی

153
00:12:31,060 --> 00:12:32,690
‫هنوز داریم روی منتقل کردن مامان و بابا کار می‌کنیم

154
00:12:32,690 --> 00:12:35,230
‫یعنی چی آخه؟
‫تو و آدام با بدبختی تونستید

155
00:12:35,230 --> 00:12:37,150
‫تا کارخونه‌ی پیونکی منتقل‌شون کنید

156
00:12:37,150 --> 00:12:39,150
‫فکر می‌کنیم سن‌شون برای اونجا موندن بالاست

157
00:12:39,150 --> 00:12:41,440
‫مامان توی آخرین نامه‌ش،
‫صادقانه بهمون نگفت

158
00:12:41,440 --> 00:12:44,030
‫ولی گمونم کمر بابا داره عود می‌کنه

159
00:12:44,030 --> 00:12:45,570
‫پس بذار کمک کنم

160
00:12:45,570 --> 00:12:48,790
‫می‌تونم پرداختی بعدی فلیسیا رو
‫برای مادر روحانی ببرم

161
00:12:48,790 --> 00:12:52,540
‫امن‌تره که فقط یک نفر
‫به صومعه رفت و آمد داشته باشه

162
00:12:52,540 --> 00:12:54,460
‫می‌دونم ولی امیدوارم...

163
00:12:54,460 --> 00:12:56,960
‫فقط توی ساعت‌های بازدید می‌تونی ببینیش

164
00:13:01,970 --> 00:13:03,590
‫- عصبانی نباش
‫- عصبانی نیستم

165
00:13:03,590 --> 00:13:07,100
‫می‌دونم بدون ففه
‫بهت سخت می‌گذره اینجا

166
00:13:07,100 --> 00:13:09,600
‫ولی، توی وقت آزادت...

167
00:13:09,600 --> 00:13:12,060
‫- لطفاً شروع نکن، شروع...
‫- نه، تو... تو باید ...

168
00:13:12,060 --> 00:13:15,350
‫باید تمرین کنی
‫شبیه یهودی‌ها نباشی

169
00:13:15,350 --> 00:13:19,440
‫خب دیگه، من برم

170
00:13:20,070 --> 00:13:21,900
‫حواست به صاحب‌خونه‌مون باشه

171
00:13:22,490 --> 00:13:24,610
‫داشتم میومدم دیدمش

172
00:13:24,610 --> 00:13:26,780
‫یه جوری نگاهم می‌کرد
‫انگار جن دیده

173
00:13:26,780 --> 00:13:29,370
‫دقیقاً حرفم همینه‌ها،
‫نباید چهره‌ات وحشت‌زده باشه

174
00:13:29,370 --> 00:13:33,750
‫باید طبیعی‌تر رفتار کنی

175
00:13:33,750 --> 00:13:37,170
‫وقتی هم که آلمانی‌ها جوک میگن
‫بیشتر بخندی

176
00:13:37,170 --> 00:13:39,880
‫من که می‌خندم.
‫ولی شاید لازمه جوک‌هاشون خنده‌دارتر باشه

177
00:13:39,880 --> 00:13:41,710
‫نمی‌فهمم چند بار دیگه باید تکرارش کنم

178
00:13:41,710 --> 00:13:44,010
‫- ولی چشم‌هات رو یهودی‌طور نکن
‫- چشم‌هات رو یهودی‌طور نکن

179
00:13:44,010 --> 00:13:45,720
‫چشم‌هات رو یهودی‌طور نکن

180
00:13:45,720 --> 00:13:51,430
‫اگه احساسات واقعی‌مون رو بروز بدیم،
‫ممکنه خیلی راحت دست‌مون رو بشه

181
00:13:52,520 --> 00:13:55,640
‫بابت درس آداب معاشرت ممنونم، هالینا

182
00:13:57,020 --> 00:13:59,230
‫- شب بخیر، آدام
‫- مراقب باش

183
00:14:10,030 --> 00:14:12,540
‫هی، هی، سول!
‫حالت خوبه، سول؟

184
00:14:12,540 --> 00:14:15,620
‫- آره، خوبـم. خوبـم. خوبم
‫- حواست باشه کسی نبیندت

185
00:14:15,620 --> 00:14:16,920
‫می‌دونم. می‌دونم

186
00:14:18,902 --> 00:14:21,780
‫«کارخانه‌ی باروت پیونکی»
‫«۹۶‏ کیلومتریِ ورشو»

187
00:14:22,000 --> 00:14:23,840
‫جدی می‌گم. خوب خوبم

188
00:14:23,840 --> 00:14:26,800
‫دو تا انگشت پا ندارم،
‫بخاطر همون یکم سخته تعادلم رو حفظ کنم

189
00:14:26,800 --> 00:14:28,890
‫پاهات ده تا انگشت نداره؟

190
00:14:30,350 --> 00:14:32,430
‫عرضم به حضورت که،
‫وقتی هم‌سن تو بودم...

191
00:14:35,430 --> 00:14:38,650
‫...دو تا از انگشت‌هام رو قطع کردم
‫تا روسی‌های کوفتی نفرستنم خدمت

192
00:14:38,650 --> 00:14:40,730
‫وای، عجب کله‌شقی هستی بابا

193
00:14:49,780 --> 00:14:54,120
‫چون رمزی برامون نامه می‌نویسن،
‫نمی‌شه مطمئن بود

194
00:14:54,120 --> 00:14:59,830
‫ولی گمونم هالینا می‌خواد بگه
‫که دنبال یه جای جدید واسه‌مون هستن

195
00:15:01,790 --> 00:15:03,880
‫خب... ببینیم و تعریف کنیم

196
00:15:03,880 --> 00:15:07,970
‫خبر خوبیه

197
00:15:07,970 --> 00:15:11,800
‫فردا همینجا می‌بینمت. خب؟

198
00:15:11,800 --> 00:15:14,100
‫- باشه
‫- تا فردا

199
00:15:33,143 --> 00:15:36,646
‫[ولی قیمت سهام گونتر ۳۰۰ درصد افزایش پیدا کرده]

200
00:15:36,646 --> 00:15:38,148
‫[کافیه، ماریا]

201
00:15:38,148 --> 00:15:40,483
‫[چرا؟ راجع به پول حرف زدن مشکلش چیه؟]

202
00:15:40,483 --> 00:15:43,945
‫[اگه روزولت به برلین حمله کنه،
‫حاضری همه‌ش رو برگردونی؟]

203
00:15:43,945 --> 00:15:47,449
‫[بیخیال، آخه کیه که از این آقا بترسه؟]

204
00:15:47,449 --> 00:15:50,076
‫[- خب، من که می‌ترسم]
‫[- خب، بهتره که نترسی]

205
00:15:50,076 --> 00:15:53,705
‫[با ۳۰۰ درصد سودت از آلمان محافظت می‌کنی]

206
00:15:53,705 --> 00:15:57,125
‫[و محافظ ما در مقابل اون،
‫رئیس‌جمهور یهودی آمریکایی هستی]

207
00:16:05,190 --> 00:16:06,400
‫شامپاین؟

208
00:16:34,800 --> 00:16:36,010
‫وای!

209
00:16:36,390 --> 00:16:39,600
‫جناب... چیزی میل دارید؟

210
00:16:39,600 --> 00:16:41,430
‫چی زیرلب می‌خونی؟

211
00:16:41,430 --> 00:16:43,140
‫شوبرته؟

212
00:16:43,690 --> 00:16:45,690
‫- لیسته؟
‫- راستش شوپنه

213
00:16:45,690 --> 00:16:47,520
‫باید حدس می‌زدم

214
00:16:47,520 --> 00:16:50,820
‫پیر که بشی،
‫دیگه هیچ چیز رنگ و بوی تازه‌ای نداره

215
00:16:53,740 --> 00:16:54,950
‫بگو ببینم...

216
00:16:58,240 --> 00:17:00,450
‫شغلت رو دوست داری؟

217
00:17:00,450 --> 00:17:06,420
‫آم، بله. یک سالی میشه
‫که با فخا رایشرت کار می‌کنم

218
00:17:06,420 --> 00:17:08,460
‫مسئولیتت چیه؟

219
00:17:10,130 --> 00:17:15,130
‫- آشپزی، تمیزکاری، خریدهای...
‫- کارت رو خیلی دقیق انجام میدی

220
00:17:16,640 --> 00:17:19,390
‫خب، همیشه کار خوب
‫یه ریتم خوب می‌طلبه

221
00:17:19,390 --> 00:17:23,770
‫وقتی هم که شوپن تو سرم پخش میشه،
‫سخت میشه اشتباه کرد

222
00:17:23,770 --> 00:17:26,600
‫سخت میشه دستیار درست و حسابی پیدا کرد

223
00:17:28,440 --> 00:17:33,280
‫ظرافت موسیقی و توجه شما
‫به جرئیات رو تحسین می‌کنم

224
00:17:34,610 --> 00:17:36,820
‫می‌خوام درخواستی بکنم...

225
00:17:38,120 --> 00:17:40,540
‫که برای من کار کنی

226
00:17:41,200 --> 00:17:43,830
‫- قربان، من...
‫- خونواده‌ی رایشرت با درک و فهم‌ان

227
00:17:43,830 --> 00:17:45,670
‫من پول بیشتری میدم

228
00:17:45,670 --> 00:17:47,750
‫دفترت خبرت می‌کنه

229
00:18:05,270 --> 00:18:07,270
‫گمشو بیا اینجا ببینم، دروغگو!

230
00:18:08,100 --> 00:18:09,860
‫- الکساندرا، چی...
‫- من بهت اعتماد کردم

231
00:18:09,860 --> 00:18:12,360
‫اون وقت از بقیه باید بشنوم یهودی هستی؟

232
00:18:12,360 --> 00:18:14,440
‫- مسخره‌ست
‫- ممکنه دستگیرمون کنن

233
00:18:14,440 --> 00:18:16,450
‫بخاطر پناه دادن به یهودی‌ها اعداممون کنن

234
00:18:16,450 --> 00:18:18,160
‫- ما یهودی نیستیم
‫- دروغگو!

235
00:18:18,160 --> 00:18:20,070
‫- نمی‌دونم کی...
‫- پدر و مادرت کجان؟

236
00:18:20,070 --> 00:18:21,530
‫- نمی...
‫- مدرسه کجا رفتی؟

237
00:18:21,530 --> 00:18:23,870
‫- اجازه نمی...
‫- چرا اومدی ورشو؟

238
00:18:23,870 --> 00:18:25,790
‫- نمی‌دونم کی...
‫- هالینا!

239
00:18:25,790 --> 00:18:29,170
‫هالینا! جوابم رو بده!

240
00:18:30,460 --> 00:18:31,540
‫هالینا!

241
00:18:31,540 --> 00:18:34,050
‫وایسا! جوابم رو بده!

242
00:18:34,050 --> 00:18:37,090
‫بذار بیام تو!

243
00:18:37,090 --> 00:18:38,680
‫نمی‌دونم چیکار کنم

244
00:18:38,680 --> 00:18:40,260
‫چراغ‌ها رو خاموش کن،
‫در رو هم باز کن

245
00:18:40,260 --> 00:18:41,550
‫- آدام!
‫- به حرفم گوش کن، هالینا

246
00:18:41,550 --> 00:18:43,640
‫در رو باز کنید، یهودی‌های دروغگو!

247
00:18:43,640 --> 00:18:45,730
‫الان زنگ می‌زنم پلیس!

248
00:18:47,980 --> 00:18:50,060
‫ظاهراً سوءتفاهمی پیش اومده

249
00:18:50,060 --> 00:18:53,570
‫سوءتفاهم کجا بود؟
‫شاهد دارم

250
00:18:53,570 --> 00:18:56,150
‫طرف‌تون اشتباه می‌کنه

251
00:18:56,150 --> 00:18:58,360
‫حتی یه قطره خون یهودی هم
‫توی خوانواده‌مون در جریان نیست

252
00:18:58,360 --> 00:19:00,370
‫بایدم اینو بگی

253
00:19:00,370 --> 00:19:01,660
‫درسته...

254
00:19:02,240 --> 00:19:05,660
‫ولی اگه مدرک لازم داری...

255
00:19:07,660 --> 00:19:11,460
‫وای... وای... خدا مرگم بده

256
00:19:11,460 --> 00:19:13,170
‫- ترس‌تون ریخت؟
‫- من، من...

257
00:19:13,170 --> 00:19:15,420
‫- حالا اگه ممکنه رفع زحمت کنید
‫- متاسفم، لطفاً...

258
00:19:15,420 --> 00:19:17,170
‫- دست از سرمون بردار
‫- لطفاً

259
00:19:17,170 --> 00:19:18,880
‫- فقط برو
‫- من رو ببخشید

260
00:19:28,520 --> 00:19:29,520
‫چی شد؟

261
00:19:29,980 --> 00:19:33,610
‫بانداژ و سفیده‌ی تخم مرغه

262
00:19:34,400 --> 00:19:36,360
‫بهترین پیش‌پوستیه که به ذهنم می‌رسید

263
00:19:36,360 --> 00:19:39,780
‫یعنی همیشه... اونجاست؟

264
00:19:39,780 --> 00:19:41,070
‫توی کشوی میز کارم نگه می‌دارمش

265
00:19:41,780 --> 00:19:44,080
‫امیدوار بودم مجبور نشم ازش استفاده کنم.
‫نمی‌دونستم جواب میده یا نه

266
00:19:44,080 --> 00:19:45,580
‫ولی بعدش...

267
00:19:45,580 --> 00:19:49,330
‫شنیدم داری میای بالا

268
00:19:49,790 --> 00:19:54,090
‫برگ‌هام. خیلی خطرناک بود...

269
00:19:55,210 --> 00:19:58,840
‫نباید همچین ریسکی بکنی.
‫امکان داشت...

270
00:19:58,840 --> 00:20:00,130
‫می‌دونم

271
00:20:01,800 --> 00:20:03,010
‫می‌دونم

272
00:20:11,802 --> 00:20:41,802
moviepovie.com

273
00:21:12,120 --> 00:21:13,960
‫راستش رو بخوای، گل پسر...

274
00:21:15,580 --> 00:21:20,800
‫واقعاً برای اس‌اس می‌گیریشون
‫یا که... پیش خودت نگه می‌داری؟

275
00:21:22,380 --> 00:21:26,090
‫منتظرت می‌مونم
‫تا کارت تموم بشه

276
00:21:26,090 --> 00:21:29,810
‫- بهت تخفیف میدم
‫- ممنون

277
00:21:30,310 --> 00:21:34,310
‫من متأهلم، ولی مرسی

278
00:21:35,020 --> 00:21:36,230
‫چه دختر خوش‌شانسی

279
00:21:45,910 --> 00:21:47,660
‫آقای دانزیگ...

280
00:21:49,740 --> 00:21:53,370
‫ممکنه بهم کارت بدید
‫برای دیدن همسرم برم؟

281
00:22:00,210 --> 00:22:02,420
‫توی کارخونه‌ی ای‌وی‌ال کار می‌کنه

282
00:22:02,420 --> 00:22:05,130
‫یه ساعته برمی‌گردم

283
00:22:11,760 --> 00:22:14,890
‫این یکی... آره.
‫همین یکی رو دوست دارم

284
00:22:16,810 --> 00:22:17,810
‫آها

285
00:22:34,981 --> 00:22:36,983
‫نه، نه، نه

286
00:22:39,170 --> 00:22:40,790
‫توروخدا. نـه، توروخدا.
‫توروخدا اذیتم نکن

287
00:22:40,790 --> 00:22:44,880
‫چی؟ نه، نه. گوش بده.
‫شرمنده اونجا محلت نذاشتم

288
00:22:44,880 --> 00:22:47,510
‫ولی اگه باهات حرف می‌زدم،
‫گردنم رو می‌زدن

289
00:22:47,510 --> 00:22:51,640
‫- اشکالی نداره
‫- معلومه که تو رو یادمه

290
00:22:51,640 --> 00:22:55,060
‫پدرت، خونواده‌ام
‫به هیچ دندون‌پزشک دیگه‌ای اعتماد نداشتن

291
00:22:55,060 --> 00:22:58,980
‫آقای مایر بهم گفته درخواست کارت دادی

292
00:22:58,980 --> 00:23:00,980
‫تا به گلینیتسه بری

293
00:23:00,980 --> 00:23:03,900
‫آره، پدر و مادرم اونجان.
‫ می‌خواستم یه سر برم پیش‌شون

294
00:23:03,900 --> 00:23:06,900
‫تازه شنیدم قراره گلینیتسه رو منحل کنن

295
00:23:07,780 --> 00:23:08,990
‫یعنی چی؟

296
00:23:08,990 --> 00:23:14,080
‫ممکنه تعداد انگشت‌شماری رو ول کنن،
‫اما بقیه...

297
00:23:16,910 --> 00:23:18,330
‫بقیه چی؟

298
00:23:20,250 --> 00:23:23,880
‫از چند تا از افسرهای اس‌اس شنیدم
‫که دارن درمورد یه اردوگاهی حرف می‌زنن...

299
00:23:26,340 --> 00:23:27,880
‫نزدیک تربلینکاست

300
00:23:29,470 --> 00:23:31,090
‫تربلینکا چیه؟
‫(ز بزرگترین اردوگاه‌های ضد-یهودی هولوکاست)

301
00:23:43,840 --> 00:23:47,050
‫شناسنامه‌ها توی آستر دامن‌ها تو دوزی‌ شدن

302
00:23:47,670 --> 00:23:51,010
‫خوبه...
‫از نارنجکی که هفته پیش

303
00:23:51,010 --> 00:23:53,850
‫- توی لباس زیرم بود امن‌تره
‫- راحل

304
00:23:54,860 --> 00:23:56,820
‫جات امنه؟

305
00:23:57,640 --> 00:23:59,270
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای دارم؟

306
00:24:00,020 --> 00:24:03,150
‫محله‌های یهودی‌ها و
‫کارخونه‌های کل کشور دارن خالی میشن

307
00:24:03,150 --> 00:24:04,860
‫یه شایعاتی هست

308
00:24:05,570 --> 00:24:08,690
‫اگه از یه نفر بشنوی
‫شایعه‌اس

309
00:24:08,690 --> 00:24:11,110
‫از دوتا بشنوی
‫باید کنجکاو شی

310
00:24:11,110 --> 00:24:13,410
‫سه تا که شدن
‫باید گوش کنی

311
00:24:14,120 --> 00:24:19,830
‫یهودی‌ها صدتا صدتا
با گاز کشته و سوزونده میشن

312
00:24:21,250 --> 00:24:23,080
‫دروغه

313
00:24:24,880 --> 00:24:30,880
‫همه‌جا خبرش اومده.
‫که اردوگاه‌های مرگ هست... با گاز می‌کشن

314
00:24:32,510 --> 00:24:35,260
‫یه دوش‌هایی هست که مردم
‫میرن زیرشون و دیگه بیرون نمیان

315
00:24:38,560 --> 00:24:40,640
‫از چهرت معلومه

316
00:24:41,850 --> 00:24:44,860
‫هنوز فکر می‌کنی که اینا آدمن

317
00:24:45,310 --> 00:24:50,380
‫اونا حیونن و می‌خوان
‫تموم یهودی‌های لهستان رو از بین ببرن

318
00:24:50,380 --> 00:24:52,220
‫دیگه چی‌کار می‌تونم بکنم؟

319
00:24:53,070 --> 00:24:55,410
‫همین الان هم داری کارت رو می‌کنی

320
00:24:55,820 --> 00:24:58,040
‫هرکاری از دست‌مون برمیاد رو انجام میدیم

321
00:24:58,830 --> 00:25:01,410
‫ده ماه پیش رد خونوادم رو گم کردم،

322
00:25:02,080 --> 00:25:05,290
‫اما مامان بابای هالینا هنوز
‫تو اون کارخونه توی پیونکی‌ان.

323
00:25:05,290 --> 00:25:08,590
‫- اگه به‌خاطر سن‌شون جداشون کنن...
‫- بیارشون بیرون

324
00:25:08,590 --> 00:25:11,160
‫داریم لهستانی‌هایی که
‫مایل به همکاری‌ان رو پیدا کنیم

325
00:25:11,160 --> 00:25:14,570
‫- یه چندتا اسم بهت میدم
‫- ممنون

326
00:25:14,590 --> 00:25:17,010
‫بابت خونوادت هم ناراحت شدم

327
00:25:19,180 --> 00:25:21,600
‫خب...
‫ببینیم چی میشه

328
00:25:23,270 --> 00:25:25,690
‫آره...
‫ببینیم چی میشه

329
00:25:37,990 --> 00:25:39,990
‫قبل این که بری باید موهام رو کوتاه کنی

330
00:25:42,000 --> 00:25:44,620
‫- خانم؟
‫- این کار رو هم بکن و بعد برو

331
00:25:45,000 --> 00:25:52,000
‫«دیــ.جـی‌مــ.وویــز»

332
00:25:53,760 --> 00:25:56,180
‫تاحالا رفتی براندنبورگ آلمان؟

333
00:25:56,180 --> 00:25:59,930
‫- نه، نرفتم
‫- خب، واقعاً بی‌نظیره

334
00:25:59,930 --> 00:26:02,850
‫بی‌نظیره و هرروز بهش فکر می‌کنم

335
00:26:03,770 --> 00:26:04,980
‫وقتی سر و سامون گرفتی

336
00:26:04,980 --> 00:26:08,060
‫حتماً با شوهرت برو جاهای قشنگ

337
00:26:09,440 --> 00:26:10,770
‫حتماً

338
00:26:10,770 --> 00:26:12,610
‫زود بچه‌دار میشی؟

339
00:26:15,610 --> 00:26:17,700
‫- شاید
‫- باید بشی

340
00:26:18,280 --> 00:26:20,120
‫خیلی رفتارت باهاشون خوبه

341
00:26:21,240 --> 00:26:24,000
‫بهترین پرستاری هستی که ادگار تاحالا داشته

342
00:26:25,290 --> 00:26:26,290
‫ممنونم

343
00:26:27,580 --> 00:26:30,500
‫- هیچوقت دلم بچه نمی‌خواست
‫- من هم همینطور

344
00:26:32,550 --> 00:26:36,180
‫اما بعدش برادر کوچیک‌ترم به دنیا اومد و...

345
00:26:38,550 --> 00:26:44,350
‫اول آدم می‌ترسه که بچه‌ها
‫بار اضافی روی دوش باشن...

346
00:26:45,270 --> 00:26:50,900
‫اما زندگیت رو کوچیک‌تر
‫و یه جورایی سخت‌تر می‌کنن

347
00:26:52,820 --> 00:26:55,820
‫اما باورم نمیشد
‫دنیایی که توش بچه باشه

348
00:26:55,820 --> 00:26:58,660
‫در این حد بزرگ‌تر و بهتر باشه

349
00:26:58,660 --> 00:27:00,950
‫خب هروقت ادگار کف دستشویی جیش نکرد

350
00:27:00,950 --> 00:27:03,450
‫بهش میگم که زندگیم رو بهتر کرده

351
00:27:17,590 --> 00:27:19,840
‫- بیا دنبالم
‫- چی؟ واسه چی؟

352
00:27:19,840 --> 00:27:22,550
‫- نه، نه، هنوز کار دارم
‫- بیا!

353
00:27:52,710 --> 00:27:54,920
‫- چیشده؟
‫- معلوم نیست

354
00:27:54,920 --> 00:27:58,630
‫همین که با همیم خوبه

355
00:27:58,630 --> 00:28:00,550
‫بیاین دنبالم

356
00:28:21,780 --> 00:28:23,410
‫هالینا

357
00:28:23,410 --> 00:28:25,450
‫- خدایا!
‫- نه!

358
00:28:25,450 --> 00:28:26,790
‫چیزی نیست

359
00:28:45,260 --> 00:28:47,510
‫پول جفت‌شون رو دادم

360
00:28:47,510 --> 00:28:49,350
‫پول اون بیشتره

361
00:28:49,350 --> 00:28:51,440
‫- قرارمون این نبود...
‫- اشکال نداره. اشکال نداره

362
00:28:51,440 --> 00:28:53,900
‫- اشکال نداره هالینا. مادرت رو ببر
‫- نه، نه، نه، وایسا، وایسا

363
00:28:53,900 --> 00:28:55,190
‫وایسا، وایسا

364
00:28:57,820 --> 00:28:59,190
‫لطفاً نرو

365
00:29:01,450 --> 00:29:02,990
‫- این خیلی قیمتی‌ـه
‫- نه

366
00:29:02,990 --> 00:29:05,240
‫- خیلی خیلی قیمتی‌ـه.
‫- نه، نه. این کار رو نکن

367
00:29:05,240 --> 00:29:06,740
‫- نه...
‫- هیس!

368
00:29:26,300 --> 00:29:28,310
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست

369
00:30:08,100 --> 00:30:09,510
‫پان گورسکی؟

370
00:30:10,470 --> 00:30:11,680
‫هالینا بژوزا هستم

371
00:30:12,180 --> 00:30:15,190
‫بله بفرمایین.
‫بفرمایین داخل

372
00:30:28,910 --> 00:30:31,540
‫اتاقی که داخلش می‌مونین
‫پایین همین سالنه

373
00:30:31,540 --> 00:30:33,040
‫دو تا تخت تکی داره

374
00:30:33,040 --> 00:30:36,080
‫اگه کسی در زد،
‫یه فضای خالی پشت اینجا هست

375
00:30:36,080 --> 00:30:38,750
‫چندتا پتو روش گذاشتیم

376
00:30:38,750 --> 00:30:42,710
‫- ممنون
‫- پلیس آبی تاحالا دوبار اومده،

377
00:30:42,710 --> 00:30:45,800
‫دنبال مخفیگاه‌ها گشته

378
00:30:48,840 --> 00:30:53,060
‫پرداختی‌ها...

379
00:30:54,640 --> 00:30:57,270
‫طبق برنامه و سروقت هست

380
00:30:58,520 --> 00:31:00,440
‫بهتون قول میدم

381
00:31:51,450 --> 00:31:54,080
‫چیشده؟
‫برو با دوستات بازی کن

382
00:31:54,080 --> 00:31:57,120
‫میگن باید یهودی باشم

383
00:31:57,120 --> 00:31:58,960
‫چی؟
‫یعنی چی؟

384
00:31:58,960 --> 00:32:01,380
‫اونا می‌خوان سرباز باشن،
‫من هم باید یهودی باشم

385
00:32:01,380 --> 00:32:04,460
‫اما نمی‌تونم!
‫لطفاً، من نمی‌خوام یهودی باشم!

386
00:32:11,510 --> 00:32:13,140
‫اشکالی نداره

387
00:32:13,140 --> 00:32:16,850
‫فقط یه بازیه

388
00:32:40,880 --> 00:32:43,080
‫نمی‌خواستم خدافظی کنم

389
00:32:44,380 --> 00:32:46,380
‫من هم همینطور

390
00:32:46,380 --> 00:32:50,460
‫نزدیک بودم خودم رو یه جا قایم کنم
‫تا مجبور نباشم دوباره رفتنش رو ببینم

391
00:32:51,340 --> 00:32:54,680
‫- کدوم پدریه که...
‫- نه، نمی‌تونی این رو بگی

392
00:32:54,680 --> 00:32:58,970
‫اون یاقوت مال من نبود...

393
00:32:58,970 --> 00:33:01,440
‫قرار بود مال اونا باشه

394
00:33:04,520 --> 00:33:06,520
‫بچه‌هامون اون بیرونن...

395
00:33:07,480 --> 00:33:11,490
‫می‌جنگن تا زنده نگه‌مون دارن،
‫اون‌وقت من...

396
00:33:11,490 --> 00:33:13,570
‫واسه چی اینقدر برای خودم می‌ترسم؟

397
00:33:15,920 --> 00:33:18,500
‫نخوما،
‫نخوما

398
00:33:19,450 --> 00:33:21,870
‫ تو با همچین مردی ازدواج نکردی

399
00:33:22,540 --> 00:33:24,370
‫پس با کی ازدواج کردم؟

400
00:33:25,210 --> 00:33:27,210
‫مردی که هیچ احساساتی نداشت؟

401
00:33:29,090 --> 00:33:31,010
‫فکر نکنم بتونم...

402
00:33:31,590 --> 00:33:32,800
‫من...

403
00:33:33,720 --> 00:33:36,350
‫نمی‌دونم چطوری...

404
00:33:36,350 --> 00:33:39,260
‫نمی‌دونم چطوری با این وضع ادامه بدم

405
00:33:40,220 --> 00:33:42,850
‫نه رو چیزی کنترل دارم،
‫نه از چیزی خبر دارم

406
00:33:43,440 --> 00:33:45,440
‫همه‌چیز پخش و پلا شده

407
00:33:47,310 --> 00:33:51,940
‫من چطور پدری‌ام که نمی‌تونم...

408
00:34:01,620 --> 00:34:04,830
‫وقتی گنک به دنیا اومد
‫چی بهم گفتی؟

409
00:34:05,540 --> 00:34:06,960
‫نخوما،
‫الان وقتش نیست

410
00:34:06,960 --> 00:34:09,800
‫- چی گفتی؟
‫- خب حرف زیاد می‌زنم...

411
00:34:09,800 --> 00:34:11,960
‫بهم گفتی که...

412
00:34:12,840 --> 00:34:16,890
‫اون بچه بهمون جرات این رو داد
‫که با زندگی رو در رو بشیم

413
00:34:18,140 --> 00:34:22,560
‫تموم نیرو و توانانی که الان داریم
‫به‌خاطر اوناس

414
00:34:22,560 --> 00:34:28,400
‫خیلی ترسیده بودم،
‫اون هم خیلی کوچیک بود

415
00:34:28,400 --> 00:34:32,110
‫با این حال گفتی که،
‫«آره، باعث میشن بیشتر بترسیم،

416
00:34:32,110 --> 00:34:35,610
‫اما قوی‌ترمون هم می‌کنن»

417
00:34:40,990 --> 00:34:44,620
‫- من این حرف رو زدم؟
‫- آره، تو زدی

418
00:34:45,460 --> 00:34:46,870
‫تو زدی

419
00:34:48,330 --> 00:34:49,710
‫همم،
‫آره خب

420
00:34:50,880 --> 00:34:53,340
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم بلا

421
00:34:53,340 --> 00:34:54,840
‫چرا،‌ می‌تونین

422
00:34:55,550 --> 00:34:57,550
‫با سرکارگرم، جناب مایر حرف زدم

423
00:34:57,550 --> 00:34:59,680
‫مفیدترین کارگرشم

424
00:34:59,680 --> 00:35:02,390
‫بهش گفتم که
اخلاق کاری رو از شما یاد گرفتم

425
00:35:02,390 --> 00:35:05,890
‫یکم طول کشید قانع شه
‫اما بهتون فرصتش رو میده

426
00:35:05,890 --> 00:35:08,600
‫به من مدارک داد،
‫همین حالا می‌تونین راه بیفتین

427
00:35:08,600 --> 00:35:12,320
‫واقعاً فکر کردی به همین راحتی
‫می‌ذارن از اینجا بریم بیرون؟

428
00:35:12,320 --> 00:35:15,110
‫حتی اگه دوست آلمانیت بگه که
‫می‌تونیم واسه‌ـش کار کنیم،

429
00:35:15,110 --> 00:35:17,400
‫این رو باید به نگهبان‌ها بگه

430
00:35:17,400 --> 00:35:20,200
‫اونا هم می‌خندن و یه گلوله
‫تو مغزمون خالی می‌کنن

431
00:35:20,200 --> 00:35:22,910
‫از کجا معلوم؟
‫لودویک باهامونه،

432
00:35:22,910 --> 00:35:23,990
‫مراقب‌مونه

433
00:35:23,990 --> 00:35:25,700
‫اون توضیح میده،
‫خودم توضیح میدم

434
00:35:25,700 --> 00:35:29,790
‫عزیزم...
‫باید بدون ما برگردی

435
00:35:29,790 --> 00:35:32,090
‫چی؟
‫نه

436
00:35:32,090 --> 00:35:34,860
‫اگه ما باهات بیایم سرعتت رو کمتر می‌کنیم
‫و این خطرناکه

437
00:35:34,860 --> 00:35:38,380
‫سرعتم رو کم نمی‌کنین،
‫جفت‌تون قدرت دارین، سخت‌کوشین...

438
00:35:38,380 --> 00:35:40,720
‫به حرف مادرت گوش کن بلا

439
00:35:40,720 --> 00:35:45,100
‫- نمی‌خوایم این کار رو در حقت بکنیم
‫- کدوم کار؟ حرفاتون اصلاً‌ منطقی نیست

440
00:35:45,100 --> 00:35:49,350
‫بدون ما شانس موفقیتت خیلی بالاتره

441
00:35:53,020 --> 00:35:56,530
‫می‌دونم ترسیدین،
‫متوجهم...

442
00:35:56,530 --> 00:36:00,450
‫- نمی‌ترسیم
‫- نمی‌ترسیم، فقط خسته‌ایم

443
00:36:00,450 --> 00:36:03,660
‫- دیگه نمی‌تونیم فرار کنیم
‫- اما فقط کافیه که...

444
00:36:03,660 --> 00:36:06,580
‫- به حرف‌مون گوش کن عزیزم
‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

445
00:36:07,330 --> 00:36:09,830
‫اونا که آنا رو بردن

446
00:36:09,830 --> 00:36:13,500
‫- شما حداقل باید تلاش‌تون رو بکنین
‫- بلا...

447
00:36:13,500 --> 00:36:16,460
‫این کاریه که می‌تونیم واست بکنیم

448
00:36:16,460 --> 00:36:19,300
‫بهت فرصت زنده موندن بدیم

449
00:36:19,680 --> 00:36:21,680
‫فرصت پیروز شدن

450
00:36:22,300 --> 00:36:24,890
‫اما من نمی‌خوام بدون شما زنده بمونیم

451
00:36:24,890 --> 00:36:27,810
‫- تو رو خدا تنهام نذارین. تو رو خدا
‫- نه

452
00:36:28,600 --> 00:36:32,350
‫تو تنها نیستی،
‫تنها نیستی، یاکوب باهاته

453
00:36:32,350 --> 00:36:36,190
‫- اما من شما رو می‌خوام
‫- کلی دلیل واسه زندگی داری

454
00:36:36,190 --> 00:36:38,780
‫باید خودت رو نجات بدی

455
00:36:38,780 --> 00:36:40,860
‫واسه چی گوش نمی‌کنین؟

456
00:36:40,860 --> 00:36:44,160
‫تو رو خدا مامان. تو رو خدا.
‫بهتون التماس می‌کنم، نمی‌خوام تنها باشم

457
00:36:44,160 --> 00:36:47,330
‫نمی‌خوام تنها باشم.
‫تو رو خدا باهام بیاین. تو رو خدا

458
00:36:47,330 --> 00:36:51,290
‫تو رو خدا باهام بیاین،‌ تاتا؟
‫تاتا  باهام بیا

459
00:37:10,380 --> 00:37:11,780
‫بیاین بیرون!

460
00:37:13,650 --> 00:37:15,730
‫بیاین بیرون!

461
00:37:18,110 --> 00:37:20,280
‫همه بیدار شن،
‫لباس بپوشن!

462
00:37:20,280 --> 00:37:22,450
‫وسایل‌تون رو جمع کنین،
‫نهایتاً ۱۰ کیلو گرم!

463
00:37:25,700 --> 00:37:27,120
‫بجنبین!

464
00:38:09,820 --> 00:38:11,560
‫کارت کار داری؟

465
00:38:13,370 --> 00:38:15,370
‫کارت کار داری؟

466
00:38:15,370 --> 00:38:16,380
‫آره

467
00:38:16,380 --> 00:38:18,120
‫بجنب!
‫بجنب!

468
00:38:26,010 --> 00:38:27,660
‫بیمارستان

469
00:38:30,360 --> 00:38:32,040
‫خیلی آروم دارین میرین!

470
00:38:34,080 --> 00:38:36,310
‫سمت سرشون نشونه بگیر!

471
00:38:36,820 --> 00:38:38,000
‫محکم‌تر!

472
00:38:38,000 --> 00:38:38,920
‫سریع‌تر!

473
00:38:46,340 --> 00:38:47,560
‫برش دار!

474
00:38:49,200 --> 00:38:50,360
‫برش دار!

475
00:38:51,580 --> 00:38:52,820
‫برش دار!

476
00:38:58,420 --> 00:39:00,600
‫این دورگه رو هم با بقیه ببرین!

477
00:39:10,060 --> 00:39:11,890
‫تو...

478
00:39:11,890 --> 00:39:13,320
‫برو

479
00:39:16,680 --> 00:39:17,500
‫تو...

480
00:39:17,500 --> 00:39:18,960
‫برو

481
00:39:21,480 --> 00:39:22,340
‫تو...

482
00:39:22,340 --> 00:39:23,720
‫برو

483
00:39:26,040 --> 00:39:27,100
‫هردوی شما...

484
00:39:27,100 --> 00:39:28,240
‫برین

485
00:39:28,240 --> 00:39:32,240
‫نه، خواهش می‌کنم!
‫نه، مامان! بابا!

486
00:39:38,140 --> 00:39:39,520
‫تو...

487
00:39:39,520 --> 00:39:40,540
‫برو

488
00:39:55,660 --> 00:39:57,280
‫تو...

489
00:39:57,280 --> 00:39:58,140
‫برو

490
00:41:46,000 --> 00:41:47,000
‫ادگار؟

491
00:41:48,750 --> 00:41:51,970
‫اوه، ندیدم‌تون

492
00:41:53,380 --> 00:41:55,590
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- واسه چی نگفتی که

493
00:41:55,590 --> 00:41:59,220
موقع بازی به ادگار
تهمت یهودی بودن زدن؟

494
00:41:59,220 --> 00:42:02,520
‫- چی؟ نه، اینطور نبود...
‫- خودش بهم گفت

495
00:42:03,100 --> 00:42:05,650
‫فقط یه بازی بود،
‫بچه‌ها داشتن بازی می‌کردن...

496
00:42:05,650 --> 00:42:07,520
‫فکر کردی یهودی بودن بازیه؟

497
00:42:07,520 --> 00:42:08,610
‫- من...
‫- به آلمانی‌ها یاد دادن

498
00:42:08,610 --> 00:42:11,150
‫تا به بچه‌ یهودی‌ها حمله کنن،
‫چون بچه‌‌ها آینده‌مونن

499
00:42:11,150 --> 00:42:13,070
‫- می‌خوای ادگار رو به کشتن بدی؟
‫- نه خانم، من...

500
00:42:13,070 --> 00:42:15,030
‫نکنه واسه اینه که خودت بچه نداری؟

501
00:42:15,030 --> 00:42:18,490
‫حسودی می‌کنی؟
‫می‌خوای خونواده‌ـم رو از بین ببری؟

502
00:42:18,490 --> 00:42:21,500
‫شاید خودت یهودی باشی.
‫واسه همین جون بچه‌ـم رو به خطر انداختی؟

503
00:42:21,500 --> 00:42:24,290
‫- چرا گذاشتی تو پارک گریه کنه؟
‫- اگه به جای توجه کردن به من،

504
00:42:24,290 --> 00:42:27,380
‫حواس‌تون جمع ادگار بود،
‫توی پارک گریه نمی‌کرد

505
00:42:30,000 --> 00:42:34,010
‫ببخشید، ببخشید،
‫فقط یه سوءتفاهم بود

506
00:42:35,320 --> 00:42:37,390
‫اجازه بدین براتون یه لیوان آب یا چایی بیارم

507
00:42:37,390 --> 00:42:39,560
‫- می‌تونم چایی درست کنم
‫- نه، نه، نه

508
00:43:04,370 --> 00:43:09,460
‫ببخشید. نمی‌دونم چم شده.
‫لطفاً من رو ببخش

509
00:43:12,340 --> 00:43:15,340
‫به‌خاطر اینجا و این شهره

510
00:43:16,050 --> 00:43:17,260
‫من...

511
00:43:19,470 --> 00:43:21,470
‫اصلاً خودم نیستم

512
00:43:41,200 --> 00:43:42,410
‫ایست!

513
00:43:42,410 --> 00:43:45,120
‫شلیک نکنین!
‫لطفاً

514
00:43:46,460 --> 00:43:49,080
‫فرستاده شدم تا برای جناب دانزیگ عکس بگیرم

515
00:43:50,960 --> 00:43:52,170
‫مدارک

516
00:44:07,850 --> 00:44:10,850
‫یه چندوقتی هست اینطوری دشه

517
00:44:12,230 --> 00:44:17,240
‫کل شب صدای جیغ و داد میومد
‫و گلینیتسه...

518
00:44:18,820 --> 00:44:21,030
‫التماس کردم که گوش نکنه

519
00:44:26,500 --> 00:44:27,700
‫ممنونم

520
00:44:49,600 --> 00:44:51,230
‫بلا

521
00:44:54,610 --> 00:44:55,610
‫بلا

522
00:45:00,530 --> 00:45:01,530
‫بلا

523
00:45:05,240 --> 00:45:06,450
‫منم

524
00:45:09,790 --> 00:45:11,000
‫کوبا؟

525
00:45:16,500 --> 00:45:17,920
‫پیشتم

526
00:46:32,830 --> 00:46:36,670
‫دوستت دارم

527
00:46:40,090 --> 00:46:41,090
‫برو

528
00:47:01,150 --> 00:47:04,700
‫اگه جات بودم شیشه رو برمی‌داشتم

529
00:47:04,820 --> 00:47:08,030
‫- و می‌کردمش تو...
‫- مست کردی

530
00:47:08,840 --> 00:47:09,830
‫تولدت مبارک

531
00:47:09,830 --> 00:47:13,330
‫باید یه کار دیگه واست پیدا کنم

532
00:47:13,330 --> 00:47:16,040
‫بعدش رفتی اداره‌ی کارگرها؟

533
00:47:17,080 --> 00:47:19,960
‫نه راستش...

534
00:47:19,960 --> 00:47:22,050
‫رفتم فیلیسیا رو دیدم

535
00:47:22,420 --> 00:47:25,420
‫نرفتم تو،
‫درست ندیدمش

536
00:47:25,420 --> 00:47:27,380
‫- باید می‌دیدمش
‫- چی بهت گفته بودم؟

537
00:47:27,380 --> 00:47:28,890
‫این کار...
‫خطرناکه

538
00:47:28,890 --> 00:47:30,470
‫- نمی‌تونی...
‫- هالینا...

539
00:47:31,600 --> 00:47:34,430
‫بس کن لطفاً

540
00:47:36,020 --> 00:47:37,440
‫ببخشید

541
00:47:39,310 --> 00:47:42,520
‫روز وحشتناکی داشتی.
‫دیگه لازم نیست که من...

542
00:47:43,570 --> 00:47:48,200
‫من فقط نگرانم
‫و می‌خوام همه‌چیز رو درست کنم

543
00:47:50,530 --> 00:47:54,750
‫فکر می‌کردم قبلاً می‌ترسیدم...

544
00:47:55,870 --> 00:47:59,180
‫اما از وقتی شنیدم که
‫تو اردوگاه‌ها چه‌خبره...

545
00:47:59,180 --> 00:48:01,830
‫حتی نفس کشیدن هم واسم سخت‌ شده

546
00:48:03,210 --> 00:48:08,970
‫تصور این که واقعیت داشته باشه
‫خیلی سخته

547
00:48:08,970 --> 00:48:11,050
‫کارهایی که باهامون می‌کنن

548
00:48:11,640 --> 00:48:14,810
‫معلوم شد که آدم‌ها همچین موجوداتی‌ان

549
00:48:19,730 --> 00:48:21,770
‫من نمی‌دونستم

550
00:48:22,940 --> 00:48:24,780
‫من هم همینطور...

551
00:48:27,530 --> 00:48:29,860
‫تا این که تو اون زمین وایساده بودم

552
00:48:33,200 --> 00:48:36,250
‫فکر می‌کردم آدم‌‌ها رو می‌شناسم،

553
00:48:36,250 --> 00:48:39,290
‫اما انگار هیچی نمی‌دونستم

554
00:48:42,630 --> 00:48:44,630
‫چطوری دیوونه نشدی؟

555
00:48:47,800 --> 00:48:52,800
‫مطمئن نیستم که نشده باشم

556
00:48:56,010 --> 00:48:58,230
‫تنها چیزی که قطعی می‌دونم

557
00:48:58,230 --> 00:48:59,940
‫اینه که...

558
00:49:00,980 --> 00:49:04,650
‫دلیلی نداشته که تا الان زنده بمونم،

559
00:49:04,650 --> 00:49:08,610
‫اما زنده موندم،
‫دخترم هم همینطور

560
00:49:08,610 --> 00:49:10,320
‫خدا من رو زنده نگه داشته

561
00:49:11,700 --> 00:49:15,030
‫و این یعنی باید ادامه بده

562
00:49:30,260 --> 00:49:31,740
‫توجه، توجه!

563
00:49:31,740 --> 00:49:33,200
‫وسایل‌تون رو جمع کنین

564
00:49:33,420 --> 00:49:35,440
‫جیره‌هاتون رو جمع کنین

565
00:49:35,740 --> 00:49:37,540
‫جلوی ورودی به صف بشین

566
00:49:37,780 --> 00:49:40,360
‫مردها سمت راست

567
00:49:40,360 --> 00:49:42,360
‫زن‌ها هم سمت چپ

568
00:50:08,630 --> 00:50:09,840
‫بلا؟

569
00:50:09,840 --> 00:50:12,550
‫باید باید بلند شی،
‫باید راه بیفتیم

570
00:50:12,550 --> 00:50:15,470
‫نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم جایی برم

571
00:50:15,470 --> 00:50:17,140
‫نه.
‫بلند شو

572
00:50:17,140 --> 00:50:21,350
‫گوش کن.
‫گوش می‌کنی چی میگم؟

573
00:50:21,350 --> 00:50:24,650
‫- آره
‫- باید تلاش‌مون رو بکنیم

574
00:50:27,310 --> 00:50:31,740
‫- یاکوب، نمی‌تونم
‫- نه، نه، نه. من اشتباه کردم

575
00:50:32,860 --> 00:50:35,070
‫گفتیم هیچوقت از هم جدا نمیشیم

576
00:50:36,160 --> 00:50:37,990
‫لطفاً دیگه از پیشم نرو

577
00:50:42,870 --> 00:50:44,960
‫تو خونواده‌ی منی

578
00:50:52,130 --> 00:50:56,550
‫شاید موفق نشیم...
‫اما کنار هم می‌مونیم

579
00:50:57,890 --> 00:51:00,890
‫کنار هم می‌مونیم
‫و تلاش می‌کنیم

580
00:51:03,430 --> 00:51:07,440
‫تا ابد کنار هم می‌مونیم

581
00:51:10,230 --> 00:51:14,150
‫باشه، باشه کوبا.
‫باید تلاش‌مون رو بکنیم

582
00:51:14,150 --> 00:51:15,450
‫باشه

583
00:52:27,560 --> 00:52:28,770
‫یاکوب

584
00:52:31,150 --> 00:52:32,730
‫بیا

585
00:52:58,510 --> 00:53:05,010
‫برو، برو

586
00:53:25,740 --> 00:53:26,740
‫ول شد!

587
00:54:06,740 --> 00:54:13,740
‫مترجمین: «iredprincess و محمدعلی sm»
@‫mmli_Subs &amp; @iredsub

588
00:55:13,740 --> 00:55:20,740
moviepovie.com

589
00:55:20,740 --> 00:55:27,740
moviepovie.com

