1
00:00:01,000 --> 00:00:02,960
‫«آنچه گذشت»

2
00:00:02,960 --> 00:00:04,460
‫شهر اصلاً ثبات نداره

3
00:00:04,460 --> 00:00:06,500
‫دوباره خشونت‌هاشون فوران می‌کنه

4
00:00:06,500 --> 00:00:10,340
‫یهودی‌ها صدتا صدتا با گاز کشته
‫ و سوزونده میشن

5
00:00:12,760 --> 00:00:15,180
‫ولی بیشتر از سه میلیون یهودی
‫ توی لهستان هست

6
00:00:15,180 --> 00:00:16,930
‫وقتشه اسلحه بدست بشیم و بجنگیم

7
00:00:16,930 --> 00:00:19,430
‫متوجه خطر اینجا بودن نیستی

8
00:00:19,430 --> 00:00:22,140
‫من خونوادم رو ول کردم،
‫نمی‌تونم تو رو هم ول کنم

9
00:00:22,140 --> 00:00:23,690
‫بدو فلیسیا

10
00:00:25,440 --> 00:00:27,520
‫جدیداً خیلی آروم شده

11
00:00:29,530 --> 00:00:33,320
‫پرداختی‌ها ‫طبق برنامه
‫ و سروقت هست

12
00:00:36,530 --> 00:00:39,370
‫ژنرال آندرس داره یه ارتش لهستانی
‫ جمع می‌کنه

13
00:00:39,370 --> 00:00:41,410
‫برای جنگیدن در کنار ایشون احضار شدید

14
00:00:41,410 --> 00:00:44,870
‫دیگه نمی‌تونم تنهایی بار مسئولیت‌ها رو
‫به دوش بکشم، خودت رو جمع و جور کن

15
00:00:44,870 --> 00:00:47,790
‫می‌خوای بهت یاد بدم چطوری کاتولیک باشی؟

16
00:00:47,790 --> 00:00:49,000
‫چند تا دعا یادم بده

17
00:00:49,000 --> 00:00:51,590
‫بعد از ما دیگه راهی به برزیل وجود نداره

18
00:00:51,590 --> 00:00:52,840
‫آخرین نفرات؟

19
00:00:55,200 --> 00:00:57,060
‫گذشته رو بنداز دور!

20
00:00:57,840 --> 00:01:04,840
moviepovie.com

21
00:01:04,840 --> 00:01:11,840
moviepovie.com

22
00:01:12,860 --> 00:01:15,450
‫« ریو دو ژانیرو، برزیل »

23
00:01:15,450 --> 00:01:21,360
‫« آوریل ۱۹۴۳ »

24
00:01:22,103 --> 00:01:28,200
‫مترجمین: «محمدعلی sm و iredprincess»
@‫mmli_Subs &amp; @iredsub

25
00:01:28,320 --> 00:01:30,540
‫«هالینای عزیز،

26
00:01:30,540 --> 00:01:34,010
‫نوزدهمین ماهی‌ـه که توی ریو ام.

27
00:01:34,970 --> 00:01:39,390
‫انگار چندین سال گذشته
‫و تازه زمان هم وایساده.

28
00:01:40,930 --> 00:01:43,560
‫به هرجایی که به فکرم می‌رسه نامه می‌نویسم

29
00:01:44,310 --> 00:01:47,310
‫دوست دارم اینطور تصور کنم
‫که الان یه کوه از نامه‌هام کنارته

30
00:01:49,100 --> 00:01:51,110
‫و به‌خاطر کله‌شقی‌ـم مسخره‌ـم کنی.

31
00:01:51,110 --> 00:01:54,990
‫و یه روزی هم جواب نامه‌هام رو بدی

32
00:01:57,990 --> 00:02:00,320
‫خبر جدید چی برات دارم؟

33
00:02:00,320 --> 00:02:03,200
‫همسایه‌های طبقه پایینی‌ـم
‫هنوز با داد و فریاد دعوا می‌کنن

34
00:02:03,200 --> 00:02:05,580
‫سر ساعت ۲ نصفه شب

35
00:02:06,160 --> 00:02:09,710
‫بعدش هم تا ساعت ۳ از دل همدیگه در میارن

36
00:02:09,710 --> 00:02:11,540
‫به این میگن یه ازدواج موفق

37
00:02:13,460 --> 00:02:15,670
‫تونستی تولدمون رو جشن بگیری؟

38
00:02:15,670 --> 00:02:18,970
‫باورش سخته که خواهر کوچولوم
‫۲۶ سالش شده باشه.

39
00:02:19,590 --> 00:02:24,170
‫۳۰ ساله شدن بدون تو احساسِ...
‫پوچی داشت.»

40
00:02:25,970 --> 00:02:27,480
‫«گنک عزیز،

41
00:02:27,480 --> 00:02:31,440
‫هربار که تو خیابون‌های کوپاکابانا
‫ قدم می‌زنم، به تو فکر می‌کنم

42
00:02:31,440 --> 00:02:34,530
‫شب‌های اینجا حتی تو رو هم
‫به وجد میاره

43
00:02:36,240 --> 00:02:38,700
‫راستی حال فیلیسیا چطوره؟

44
00:02:38,700 --> 00:02:40,990
‫باید پنج سالی‌ـش شده باشه

45
00:02:42,160 --> 00:02:45,660
‫«روحیه و تحرکش به خودت رفته، میلا؟»

46
00:02:45,660 --> 00:02:48,210
‫یا مثل سلیم همش ساکت
‫و تو فکره؟»

47
00:02:51,750 --> 00:02:54,250
‫«اگه تو بودی،
‫از این کار خوشت می‌اومد یاکوب،

48
00:02:54,250 --> 00:02:57,260
‫می‌تونستی یواشکی
‫ و موقع استراحت‌ کردن‌هات کتاب بخونی.

49
00:02:58,720 --> 00:03:02,090
‫خیلی کار سختی نیست،
‫اما تا وقتی که منتظر جواز کارم هستم

50
00:03:02,090 --> 00:03:04,810
‫که بالاخره از راه برسه،
‫سرم رو گرم نگه می‌داره.»

51
00:03:10,690 --> 00:03:13,480
‫«سعی می‌کنم از تمومی اتفاقات اروپا
‫خبر دار بمونم پدر،

52
00:03:13,480 --> 00:03:15,900
‫اما هضم کردن

53
00:03:18,440 --> 00:03:20,320
‫و تشخیص دادن خبرهای راست
‫خیلی سخته»

54
00:03:25,910 --> 00:03:29,250
‫«دائماً بهت فکر می‌کنم مادر

55
00:03:29,250 --> 00:03:33,500
‫همه‌ی تلاشم رو می‌کنم
‫ تا به خاطره‌های خوب و خوش فکر کنم

56
00:03:34,080 --> 00:03:37,710
‫اما وقتی نگرانی یا غم
‫کم کم وارد ذهنم میشه،

57
00:03:37,710 --> 00:03:41,050
‫صدات رو می‌شنوم
‫که داری بهم میگی نفس بکشم

58
00:03:41,050 --> 00:03:42,890
‫به یه ملودی فکر کنم...

59
00:03:43,720 --> 00:03:46,810
‫نُت پشت نُت.»

60
00:03:46,810 --> 00:03:49,100
‫امروز نامه‌ای نیومده آدی.
‫شرمنده.

61
00:03:51,660 --> 00:03:53,440
‫اشکالی نداره گبی

62
00:03:54,480 --> 00:03:56,820
‫شاید این نامه‌ها جادویی باشن
‫و برسن، مگه نه؟

63
00:04:08,700 --> 00:04:14,420
‫«ما خوش‌شانس بودیم»

64
00:05:07,510 --> 00:05:09,350
‫« ورشو، لهستان »

65
00:05:09,350 --> 00:05:11,430
‫« خارج از گتوی ورشو »

66
00:05:11,430 --> 00:05:15,920
‫« مه ۱۹۴۳ »

67
00:05:19,570 --> 00:05:24,150
‫هالینا، باید کت‌شلوارم رو از خیاطی بگیری.
‫امشب قرار شام دارم.

68
00:05:24,150 --> 00:05:27,520
‫تو این چندماهی که واسه‌تون کار کرده،
‫تاحالا شده وقتی که کت‌شلوار لازم داشتین

69
00:05:27,520 --> 00:05:28,370
‫آماده نباشه؟

70
00:05:28,370 --> 00:05:30,740
‫نسخه‌تون رو هم به داروخونه دادم

71
00:05:30,740 --> 00:05:33,160
‫و وقتی از خیاطی برگشتم
‫حاضر میشه

72
00:05:37,790 --> 00:05:40,000
‫خیلی دووم نمیاره

73
00:05:40,000 --> 00:05:43,710
‫پنج هفته برای یهودی‌ها
‫مقاومت طولانی‌ایه

74
00:05:45,420 --> 00:05:48,550
‫اما منابعش رو ندارن

75
00:05:56,940 --> 00:06:00,020
‫میشه لطفاً تو یه تیکه کاغذ دیگه ببندینش؟

76
00:06:00,020 --> 00:06:03,480
‫دوست ندارم بوی یهود‌سوزی‌ها
‫پارچه توری رو خراب کنه.

77
00:06:23,420 --> 00:06:27,630
‫- کسی اینجا اومده؟ چیزی شده؟
‫- چیزی نیست.

78
00:06:28,430 --> 00:06:31,300
‫میلا سلام رسوند.
‫این رو از شیرینی‌پزی کش رفته

79
00:06:33,260 --> 00:06:37,890
‫کوبا... این همه راه اومدی
‫تا بهم کیاستو بدی؟

80
00:06:37,890 --> 00:06:39,600
فقط این رو نه

81
00:06:41,150 --> 00:06:42,770
‫- باید از اینجا بریم
‫- دوباره؟

82
00:06:42,770 --> 00:06:44,650
‫آقای بارتک طبقه‌ی دوم بوده

83
00:06:44,650 --> 00:06:47,440
‫همسایه‌هاش امروز صبح
‫از خونه‌ـش کشیدنش بیرون

84
00:06:47,440 --> 00:06:48,990
‫تحویلش دادن به آلمانی‌ها

85
00:06:48,990 --> 00:06:51,660
‫- بیچاره
‫- اوضاع داره بدتر میشه

86
00:06:51,660 --> 00:06:53,370
‫مشکوک شدن

87
00:06:53,700 --> 00:06:55,540
‫باید یه قدم ازشون جلوتر باشیم

88
00:06:55,990 --> 00:06:58,710
‫هالینا بهم یادآوری کرد
‫که می‌تونیم از هم جدا شیم یا نه...

89
00:06:58,710 --> 00:07:00,210
‫به هیچ‌وجه

90
00:07:06,710 --> 00:07:08,550
‫داشتی میومدی خونه، مراقب باش

91
00:07:09,010 --> 00:07:10,430
‫امشب راه می‌افتیم

92
00:07:37,490 --> 00:07:39,500
‫دیگه تموم شد؟

93
00:07:44,960 --> 00:07:47,590
‫بخشی از وجودم می‌خواد
‫یه تفنگ ببرم سمت دیوار گتو (محله‌ی یهودی‌ها)

94
00:07:47,590 --> 00:07:50,010
و آلمانی‌ها رو به رگبار ببندم

95
00:07:50,010 --> 00:07:51,180
‫هرکاری که شد، کردیم

96
00:07:51,180 --> 00:07:56,220
چندهزار نفر جنگیدن و مردن
‫و فداکاری کردن،

97
00:07:56,220 --> 00:08:01,220
‫اون‌وقت من داشتم درست شدن سجاف کت‌شلوارِ
‫یه بانک‌دار اتریشی رو تماشا می‌کردم

98
00:08:01,220 --> 00:08:04,270
‫تفنگ دست گرفتن
‫تنها راه مبارزه نیست

99
00:08:42,390 --> 00:08:43,600
‫صفحه‌ی ۱۲

100
00:08:44,100 --> 00:08:46,860
‫دوازده، باورت میشه رائول؟
‫دوازده

101
00:08:46,860 --> 00:08:49,020
این روزا خبر زیاد هست آدی

102
00:08:49,020 --> 00:08:50,110
‫- اوه
‫- دنیا تو آشوبه

103
00:08:50,110 --> 00:08:52,190
‫اروپا تو آشوبه. اروپا.
‫اینجا که خبری نیست

104
00:08:52,190 --> 00:08:53,990
‫آدم‌ها اینجا به افق خیره میشن

105
00:08:53,990 --> 00:08:56,280
‫فکر می‌کنن دیگه هیچی جز اون وجود نداره

106
00:08:57,740 --> 00:08:59,790
‫- شماها روزنامه می‌خونین؟
‫- آدی...

107
00:08:59,790 --> 00:09:01,750
‫تاحالا روزنامه خوندین؟

108
00:09:01,750 --> 00:09:03,410
‫- تاحالا شده روزنامه بخونین؟
‫- آدی

109
00:09:03,410 --> 00:09:06,180
‫یهودی‌های ورشو به این نتیجه رسیدن
‫که دیگه کارد به استخون‌شون رسیده

110
00:09:06,180 --> 00:09:07,330
‫چندهفته مقاومت کردن

111
00:09:07,330 --> 00:09:09,340
‫آلمانی‌ها هزارتا هزارتا سلاخی‌شون کردن،

112
00:09:09,340 --> 00:09:12,040
‫و گتو رو با خاک یکسان کردن!

113
00:09:12,710 --> 00:09:15,340
‫- این رو کجا گفته؟
‫- هی

114
00:09:17,090 --> 00:09:19,010
‫- صفحه دوازده
‫- هی

115
00:09:19,010 --> 00:09:21,720
‫- دوازده
‫- هی، داری مزاحم مردم میشی

116
00:09:23,180 --> 00:09:25,390
‫شاید باید یکی مزاحم‌شون بشه

117
00:09:25,690 --> 00:09:29,980
‫♪ The Way You Look Tonight - Billie Holiday ♪

118
00:09:29,980 --> 00:09:33,360
‫یه میلیون یهودی از موقع شروع جنگ
‫از بین رفتن!

119
00:09:36,200 --> 00:09:39,200
‫تو روزنامه‌ی ریو
‫نمی‌تونم تیترش رو پیدا کنم

120
00:09:39,700 --> 00:09:42,450
‫همین حالا از اینجا برو

121
00:09:43,660 --> 00:09:47,080
‫یالا، راه بیفت.
‫آدی، مجبورم نکن پرتت کنم بیرون

122
00:10:19,840 --> 00:10:22,240
‫آدی؟

123
00:10:25,290 --> 00:10:28,500
‫خدای من،
‫خودتی؟

124
00:10:47,640 --> 00:10:49,270
‫الیسکا چطوره؟

125
00:10:50,400 --> 00:10:52,400
‫واسه همین به این روز افتادی؟

126
00:10:52,400 --> 00:10:55,110
‫- هنوز دلت واسه دخترم تنگه؟
‫- نه

127
00:10:55,530 --> 00:11:00,860
‫من و الیسکا...رابطه‌ی خوبی
‫ برای اون مدت داشتیم اما نه بعدش

128
00:11:00,860 --> 00:11:02,780
‫بله، موافقم

129
00:11:03,240 --> 00:11:04,990
‫- با یکی آشنا شده
‫- اوه

130
00:11:04,990 --> 00:11:07,910
‫باز هم مهندس،
‫آمریکاییه

131
00:11:07,910 --> 00:11:10,120
‫- خوبه، خوشحال شدم
‫- اما من نیستم

132
00:11:10,120 --> 00:11:12,790
‫مرتیکه‌ی بی‌بخار

133
00:11:12,790 --> 00:11:17,050
‫فکر می‌کردم آمریکایی‌ها عین سگ‌ها
‫گرم و خنگـن

134
00:11:17,050 --> 00:11:19,840
‫فکر کنم شکل و اندازه‌های مختلفی دارن

135
00:11:23,510 --> 00:11:25,510
‫چه پیانوی استاین‌وی قشنگی

136
00:11:25,510 --> 00:11:28,140
‫می‌خوای یه چیزی واسم بزنی؟

137
00:11:28,140 --> 00:11:30,230
‫بدم نمیاد

138
00:11:31,600 --> 00:11:35,520
‫چندین ساله دست به پیانو نزدم

139
00:11:36,190 --> 00:11:37,820
‫واسه چی؟

140
00:11:46,580 --> 00:11:48,700
‫اونا مردن،
‫خانم لوبیر

141
00:11:49,250 --> 00:11:50,410
‫کیا؟

142
00:11:52,080 --> 00:11:54,540
‫خونوادم.
‫از بین رفتن

143
00:11:54,540 --> 00:11:56,170
‫از کجا معلوم؟

144
00:11:56,170 --> 00:11:58,460
‫معلومه،
‫مطمئنم

145
00:11:59,460 --> 00:12:00,670
‫می‌دونم

146
00:12:01,930 --> 00:12:05,430
‫همش از طریق صلیب سرخ
‫براشون نامه می‌نویسم،

147
00:12:05,430 --> 00:12:10,930
‫به مقصد خونه‌مون توی رادوم،
‫به همسایه‌ها و دوست‌ها و سفارت‌خونه‌ها،

148
00:12:10,930 --> 00:12:14,020
‫هرکسی که شاید خبر داشته باشه که کجان
‫اما تاحالا جوابی نگرفتم

149
00:12:14,020 --> 00:12:16,860
‫این اواخر حس می‌کنم که
‫دارم واسه‌ خرابه نامه می‌نویسم

150
00:12:22,610 --> 00:12:24,240
‫اونا مردن

151
00:12:24,780 --> 00:12:25,990
‫همه‌شون مردن

152
00:12:25,990 --> 00:12:27,910
‫- حسش می‌کنم...
‫- بس کن آدی

153
00:12:27,910 --> 00:12:30,910
‫- خودت رو جمع و جور کن
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم

154
00:12:30,910 --> 00:12:32,830
‫- نمی‌تونم
‫- معلومه که می‌تونی

155
00:12:32,830 --> 00:12:36,540
‫یه دختر خوب پیدا کن.
‫تو که خوشتیپی

156
00:12:37,250 --> 00:12:39,670
‫- جایی کار پیدا کردی؟
‫- تو یه صحافی

157
00:12:39,670 --> 00:12:41,470
‫خب،
‫خیلی تعریفی نداره

158
00:12:41,470 --> 00:12:43,970
‫با برادرم حرف می‌زنم.
‫تو ریو آشنا داره...

159
00:12:43,970 --> 00:12:45,260
‫فرقی نمی‌کنه

160
00:12:45,260 --> 00:12:46,930
‫بدون جواز کار
‫انتخاب‌هام محدودن،

161
00:12:46,930 --> 00:12:50,140
‫و وارگاس یه کاری کرده
‫که کار پیدا کردن خیلی سخت شده

162
00:12:50,140 --> 00:12:53,060
‫فقط واسه این راه‌مون داد
‫تا بتونه شکنجه‌مون کنه

163
00:12:55,100 --> 00:12:57,520
‫پس اون آدی که می‌گفت
‫یه قایق ماهی‌گیری بگیریم

164
00:12:57,520 --> 00:12:59,440
‫و از جبل‌الطارق رد بشیم کجاس؟

165
00:13:00,400 --> 00:13:02,820
‫هیچ‌چیزی غیرممکن نیست

166
00:13:03,490 --> 00:13:08,490
‫یه راهی پیدا کن...
‫و اینقدر هم به خونواده‌ـت فکر نکن

167
00:13:09,900 --> 00:13:11,520
‫حس...

168
00:13:13,290 --> 00:13:15,290
‫حس می‌کنم...

169
00:13:18,290 --> 00:13:19,920
‫- که دارم تسلیم میشم
‫- نه

170
00:13:19,920 --> 00:13:21,380
‫حس حرکت رو به جلوئه

171
00:13:22,300 --> 00:13:24,130
‫شاید زنده باشن

172
00:13:24,550 --> 00:13:27,550
‫شاید یه روزی برگردین پیش همدیگه

173
00:13:28,600 --> 00:13:31,810
‫اما دوست داری مادرت چه مردی رو ببینه؟

174
00:13:43,690 --> 00:13:45,320
‫برین جلو

175
00:13:53,750 --> 00:13:55,750
‫باید چشم‌هاتون رو ببندین

176
00:14:14,460 --> 00:14:21,460
‫« پایگاه سپاه دوم لهستانی »
‫« نزدیکی تل‌آویو، قیمومت فلسطین، ژوئن ۱۹۴۳ »

177
00:14:27,240 --> 00:14:31,870
‫سلام...
‫سلام

178
00:14:32,330 --> 00:14:34,750
‫کله‌ـش رو بو کن،
‫بوی بهشت میده

179
00:14:37,620 --> 00:14:39,250
‫سلام آواره کوچولو

180
00:14:39,250 --> 00:14:42,090
‫شوهرم کجاس؟

181
00:14:42,540 --> 00:14:45,340
‫من که فقط یه سرباز جوون،
‫ روبروم می‌بینم

182
00:14:47,130 --> 00:14:49,430
‫وای،
‫لباس فرمش رو نگاه

183
00:14:52,180 --> 00:14:55,180
‫قلبم داره تند می‌زنه.
‫عجیبه؟

184
00:15:07,610 --> 00:15:09,700
‫هی...
‫بیا

185
00:15:09,990 --> 00:15:12,950
‫- نه، بابایی
‫- نه، نه، حالا یه امتحان بکن

186
00:15:12,950 --> 00:15:15,160
‫نه،‌ نه.
‫امتحان کن

187
00:15:15,160 --> 00:15:18,160
‫قول میدم از اون حریره‌هایی که
‫می‌خوردی بهتر باشه

188
00:15:18,160 --> 00:15:20,460
‫هان؟

189
00:15:23,290 --> 00:15:26,210
‫خوشمزه‌ـش زه!

190
00:15:29,720 --> 00:15:33,140
‫عجب بچه‌ایه.

191
00:15:40,520 --> 00:15:42,150
‫واقعاً زنده‌ایم؟

192
00:15:43,940 --> 00:15:45,570
‫یعنی واقعیت داره؟

193
00:15:46,570 --> 00:15:49,990
‫بهش که می‌خوره واقعی باشه.
‫باید بهش اعتماد کنیم

194
00:15:49,990 --> 00:15:52,990
‫دیگه به هیچی نمی‌تونم اعتماد کنم

195
00:15:52,990 --> 00:15:56,290
‫وقتی وارد ارتش شدی
‫حس کردم بالاخره می‌تونم نفس بکشم

196
00:15:56,290 --> 00:16:01,080
‫بعدش هم ۱۸ ماه عین حیوون‌ها
‫تو کل این قاره‌ی خراب‌شده کشونده شدیم

197
00:16:01,080 --> 00:16:02,790
حالا هم که اومدیم این ساحل

198
00:16:03,540 --> 00:16:05,170
‫شاید بهشت باشه

199
00:16:05,790 --> 00:16:08,420
‫بد میشه مگه؟
‫حداقلش که با همدیگه‌ایم

200
00:16:08,420 --> 00:16:09,720
‫راست میگی

201
00:16:10,800 --> 00:16:13,540
‫اگه تا الان مرده بودیم،
‫نمی‌فرستادنت که بجنگی

202
00:16:13,540 --> 00:16:15,100
‫آره، اینطوری وقت داریم عزیزم

203
00:16:15,100 --> 00:16:17,220
‫قبل این که بفرستنم واسه جنگ
‫باید حالم خوب بشه

204
00:16:17,220 --> 00:16:18,560
‫برای همین ناراحت نباش

205
00:16:18,560 --> 00:16:21,560
‫از تعطیلات مجانی‌ای که
‫ارتش لهستانی به‌عهده‌ـش گرفته لذت ببر

206
00:16:21,560 --> 00:16:23,270
‫ممنون ارتشبد آندرس

207
00:16:23,270 --> 00:16:26,570
‫- مرد خوبیه
‫- اینطور که پیداس آره

208
00:16:27,770 --> 00:16:29,530
‫شنیدم با یهودی‌ها هم‌دردی می‌کنه

209
00:16:29,530 --> 00:16:32,360
‫شاید دیگه لازم نباشه که
‫  تظاهر کنی کاتولیکی

210
00:16:32,360 --> 00:16:35,530
‫- دیگه دعاهاشون رو یاد گرفتم
‫ - دست بردار

211
00:16:35,950 --> 00:16:37,580
‫یه سال و نیمه کاتولیک شدی

212
00:16:37,580 --> 00:16:40,290
‫و فقط سه تا دعا بلدی

213
00:16:43,120 --> 00:16:44,960
‫بهتره بی‌گدار به آب نزنیم

214
00:16:46,540 --> 00:16:51,760
‫بعدش‌هم...
‫مگه یهودی بودن چه فایده‌ای برامون داشته؟

215
00:17:11,440 --> 00:17:12,950
‫فیلیسیا

216
00:17:16,530 --> 00:17:18,160
‫ماماژو؟

217
00:17:22,000 --> 00:17:25,290
‫فیلیسیا...
‫گوش کن

218
00:17:25,290 --> 00:17:28,130
‫باربارا

219
00:17:28,130 --> 00:17:29,210
‫فرار کن!

220
00:17:30,920 --> 00:17:32,210
‫باربارا

221
00:17:32,210 --> 00:17:33,470
‫مامانی رو دوست داری؟

222
00:17:33,470 --> 00:17:35,970
‫مامانی!

223
00:17:35,970 --> 00:17:37,260
‫باربارا!

224
00:17:37,260 --> 00:17:40,600
‫باید تنهایی از پسش بربیای.
‫مثل یه دختر بزرگ

225
00:17:40,600 --> 00:17:43,680
‫باربارا!

226
00:17:47,770 --> 00:17:49,400
‫مزاحم بقیه‌ی دخترها میشه

227
00:17:49,400 --> 00:17:53,070
‫همش نگاه‌شون می‌کنه
‫تا اداشون رودر بیاره

228
00:17:53,070 --> 00:17:55,990
‫هرچی هم میگم باربارا،
‫جواب نمیده

229
00:17:56,990 --> 00:17:59,070
‫به‌نظرتون عجیب نیست؟

230
00:17:59,070 --> 00:18:01,580
‫به تمام فرزندان خدا باید مهلت داد

231
00:18:01,580 --> 00:18:02,790
‫مطمئنم که موافقی

232
00:18:02,790 --> 00:18:05,500
‫حالا هم مراقب پله‌های شل و ول اتاقت باش

233
00:18:18,430 --> 00:18:21,430
‫من هم وقتی مضطرب میشم
‫نمی‌تونم غذا بخورم

234
00:18:22,970 --> 00:18:24,980
‫آروم باش فرزندم

235
00:18:25,230 --> 00:18:27,140
‫«قوی و شجاع باش

236
00:18:27,140 --> 00:18:29,160
‫ترس و واهمه را از خود دور کن،

237
00:18:29,160 --> 00:18:32,200
‫و به یاد داشته باش که هرجا بروی،
‫من که خدای تو هستم، با تو خواهم بود»

238
00:18:32,200 --> 00:18:36,570
‫- مامانم رو می‌خوام
‫- می‌دونم دلت براش تنگ شده عزیزم...

239
00:18:36,570 --> 00:18:39,320
‫اما اون سلامتیت رو می‌خواد

240
00:18:39,320 --> 00:18:41,620
‫برای همین نباید فراموش کنی
‫که تحت هرشرایطی،

241
00:18:41,620 --> 00:18:44,830
‫اینجا اسمت بارباراس

242
00:18:44,830 --> 00:18:47,540
‫باید دعا کنی

243
00:18:48,290 --> 00:18:49,710
‫اندوهت رو پنهون کن

244
00:18:54,250 --> 00:18:55,460
‫نه

245
00:19:00,720 --> 00:19:02,970
‫همینجا.
‫همینجا

246
00:19:05,850 --> 00:19:07,060
‫خب...

247
00:19:08,230 --> 00:19:09,230
‫نفس‌های آخرمه؟

248
00:19:09,940 --> 00:19:12,900
‫امروز نه.
‫زخم معده داری

249
00:19:12,900 --> 00:19:14,610
‫بدنت تو شرایط خیلی بدی بوده

250
00:19:14,610 --> 00:19:17,320
‫و نمی‌تونه کالری مصرف کنه

251
00:19:17,320 --> 00:19:19,530
‫مرکبات نخور.
‫غذاهات هم اصلاً تند نباشن

252
00:19:19,530 --> 00:19:21,700
‫- کلی هم باید استراحت کنی
‫- استراحت؟

253
00:19:21,700 --> 00:19:23,620
‫یکم دیگه می‌فرستنم خط مقدم

254
00:19:23,620 --> 00:19:25,910
‫چطوری برم جنگ
‫وقتی که حتی به زور می‌تونم بشینم؟

255
00:19:25,910 --> 00:19:28,620
‫واست آنتی‌بیوتیک و مُسکن میارم

256
00:19:28,620 --> 00:19:29,920
‫تکون نخور

257
00:19:31,290 --> 00:19:33,750
‫دیدی؟ دستاش رو نگاه.
‫چقدر خوبن

258
00:19:39,630 --> 00:19:42,510
‫دیگه تمومه.
‫خیلی‌خب

259
00:19:42,510 --> 00:19:45,260
‫نگران نباش.
‫اصلاً نگران نباش

260
00:19:46,350 --> 00:19:50,980
‫تکونش نده. خیلی بهتر شده.
‫تکونش نده... باشه؟

261
00:19:51,980 --> 00:19:55,980
‫نه،‌ نه، فقط یه کوچولو بادم کرده.
‫جای نگرانی نداره

262
00:19:55,980 --> 00:19:57,570
‫واسش یکم آسپرین میاریم...

263
00:20:00,360 --> 00:20:02,070
‫هی!

264
00:20:04,320 --> 00:20:06,540
‫هی!
‫سلیم

265
00:20:07,120 --> 00:20:08,330
‫سلیم!

266
00:20:11,330 --> 00:20:13,080
‫- گنک؟ خدایا...
‫- داداش!

267
00:20:13,080 --> 00:20:15,380
‫باورم نمیشه!
‫خدایا

268
00:20:18,510 --> 00:20:21,010
‫خدایا!
‫اینجا...

269
00:20:21,010 --> 00:20:22,800
‫- اینجا...
‫- چطوری...

270
00:20:25,180 --> 00:20:27,680
‫- تو اول بگو! دکتر شدی؟
‫- دکتر...

271
00:20:31,270 --> 00:20:32,480
‫وقتی بردنت لووف...

272
00:20:32,480 --> 00:20:33,980
‫- وحشتناک بود گنک
‫- هان؟

273
00:20:33,980 --> 00:20:35,900
‫- نصف شب بردنم
‫- آره، ما رو هم بردن!

274
00:20:35,900 --> 00:20:38,530
‫- با کشتی بردنم یه اردوگاه تو قزاقستان
‫- آره، آره من هم همینطور ولی تو سیبری

275
00:20:38,530 --> 00:20:40,740
‫من و آندرس همزمان از اسارت آزاد شدیم

276
00:20:40,740 --> 00:20:42,680
‫شنیدم که داره یه ارتش لهستانی جمع می‌کنه

277
00:20:42,680 --> 00:20:43,780
‫- آره
‫- اومدم تا بهشون اضافه شم

278
00:20:43,780 --> 00:20:45,490
‫همین حالا منتقلم کردن اینجا

279
00:20:45,490 --> 00:20:47,580
‫تو چطوری...

280
00:20:49,660 --> 00:20:52,660
‫میلا؟
‫میلا چطوره؟

281
00:20:55,920 --> 00:20:57,130
‫فیلیسیا؟

282
00:20:59,130 --> 00:21:02,130
‫هنوز نرفتی صلیب سرخ توی تل‌آویو؟

283
00:21:03,050 --> 00:21:05,180
‫دارن یه فهرست بلند و بالا درست می‌کنن

284
00:21:05,180 --> 00:21:06,350
‫می‌تونیم ثبت‌نام کنیم،

285
00:21:06,350 --> 00:21:08,400
‫واسه بقیه صلیب‌های سرخ تلگراف می‌فرستن

286
00:21:08,580 --> 00:21:10,350
‫- آره
‫- مگه فرقی هم می‌‌کنه؟

287
00:21:10,350 --> 00:21:12,580
‫عین سوزن پیدا کردن
‫تو یه انبار کاه می‌مونه

288
00:21:12,580 --> 00:21:15,190
‫ما که همدیگه رو پیدا کردیم.
‫این یه معجزه‌اس

289
00:21:15,190 --> 00:21:17,650
‫مگه چندبار معجزه میشه؟

290
00:21:17,650 --> 00:21:18,940
‫هان؟

291
00:21:19,900 --> 00:21:21,820
‫چشم‌انتظار چندتا معجزه باشیم؟

292
00:21:23,150 --> 00:21:24,490
‫گتو

293
00:21:24,490 --> 00:21:26,410
‫دارن گتوها رو نابود می‌کنن،
‫می‌دونستی؟

294
00:21:26,410 --> 00:21:28,330
‫نباید اینقدر بدبین باشیم

295
00:21:28,330 --> 00:21:31,830
تو این چندساله هزارتا نامه فرستادم

296
00:21:31,830 --> 00:21:36,330
‫ما هم فرستادیم. آخرین باری که
‫خبری از خونواده‌ـم داشتم، توی لووف بود

297
00:21:36,330 --> 00:21:40,000
‫یه نامه از خواهرم به دستم رسید
‫که گفته بود حامله‌ـس و بعدش هم هیچی

298
00:21:40,000 --> 00:21:41,710
‫اما سکوت که به معنای مرگ نیست

299
00:21:41,710 --> 00:21:44,260
‫بیا با هم بریم صلیب سرخ داداش،
‫خواهش می‌کنم

300
00:21:44,260 --> 00:21:46,970
‫- باید هرکاری که میشه بکنیم
‫- فکر کردی نکردم؟

301
00:21:54,350 --> 00:21:56,190
‫کاش می‌تونستم اینطوری ببینمش

302
00:21:56,850 --> 00:21:59,060
‫الان فیلیسیا چندسالش شده؟

303
00:21:59,060 --> 00:22:01,570
‫- چهار؟
‫- پنج

304
00:22:02,400 --> 00:22:04,400
‫حتی نمی‌دونم الان چه شکلی شده

305
00:22:04,400 --> 00:22:05,700
‫میلا...

306
00:22:06,780 --> 00:22:08,780
‫حتماً فکر می‌کنه بیوه شده

307
00:22:09,580 --> 00:22:12,580
‫- اگه اصلاً...
‫- بسه دیگه. گور بابای این غم

308
00:22:12,580 --> 00:22:15,290
هیچ فایده‌ای برامون نداشته

309
00:22:16,080 --> 00:22:17,250
‫هیچی!

310
00:22:17,250 --> 00:22:20,960
‫فکر می‌کنی من شب‌ها راحت می‌خوابم
‫و به اروپا فکر نمی‌کنم، سلیم؟

311
00:22:21,460 --> 00:22:25,220
‫یه شوهر با زخم معده دارم که
‫ هرروز ممکنه بیفته وسط این آشوب،

312
00:22:25,220 --> 00:22:28,510
‫اما مطمئنم که صحیح و سالم برمی‌گرده

313
00:22:29,300 --> 00:22:30,930
‫می‌دونی چرا؟

314
00:22:32,260 --> 00:22:34,880
‫چون خودم تصمیم گرفتم
که ایمان داشته باشم

315
00:22:40,940 --> 00:22:42,570
‫یه کار ارادیه

316
00:22:47,740 --> 00:22:48,950
‫ممنون

317
00:22:49,700 --> 00:22:50,700
‫موفق باشی

318
00:22:52,490 --> 00:22:54,700
‫خونواده‌هامون اون بیرونن

319
00:22:55,500 --> 00:22:57,500
‫ما که همدیگه رو پیدا کردیم

320
00:23:00,960 --> 00:23:03,090
‫بقیه رو هم پیدا می‌کنیم

321
00:23:18,930 --> 00:23:20,540
‫« ورشو، لهستان »

322
00:23:20,540 --> 00:23:24,240
‫« ۷ ماه بعد »

323
00:23:30,410 --> 00:23:32,240
رازت رو می‌دونم

324
00:23:33,450 --> 00:23:35,450
‫منظورت رو نمی‌فهمم

325
00:23:35,450 --> 00:23:38,160
‫از رادوم می‌شناسمت

326
00:23:40,000 --> 00:23:42,750
‫فکر کردی کی هستی؟
‫که اینطوری وسط خیابون اومدی سراغم؟

327
00:23:42,750 --> 00:23:44,670
‫مامان‌بابات پارچه‌فروشی داشتن

328
00:23:44,670 --> 00:23:47,010
‫همه‌جاتون رو علامت زدن.
‫یهودی‌های «طمع‌کار»

329
00:23:47,010 --> 00:23:50,590
‫هرچی دور و برتون باشه رو می‌دزدین.
‫حالا هم حق‌تون رو می‌ذارن کف دست‌تون

330
00:23:50,590 --> 00:23:53,180
‫یه مشت دروغ و مزخرفات.
‫«باج‌گیر کثیف»

331
00:23:53,180 --> 00:23:57,680
‫جیغ می‌زنم. آلمانی‌ها همه‌جا هستن.
‫اونا تصمیم می‌گیرن کی داره دروغ میگه

332
00:24:01,190 --> 00:24:04,190
‫دنبال اینی؟
‫هان؟ برو

333
00:24:13,320 --> 00:24:14,910
‫گوش کن...

334
00:24:15,660 --> 00:24:19,410
‫اگه یه بار دیگه ببینمت...
‫زنده‌ـت نمی‌ذارم

335
00:24:20,910 --> 00:24:23,250
‫عواقبش هم برام مهم نیست

336
00:24:31,590 --> 00:24:33,840
‫لعنتی

337
00:24:33,870 --> 00:24:35,580
‫چی شده؟

338
00:24:38,620 --> 00:24:40,620
‫ببخشید، جناب دن

339
00:24:42,710 --> 00:24:45,710
همین ‫الان یکی خِفت‌م کرد

340
00:24:46,130 --> 00:24:50,340
‫- پول‌هام و پالتوم رو گرفت
‫- درسته که یهودی‌ها مورد حمله قرار گرفتن

341
00:24:52,340 --> 00:24:56,180
‫ولی دیگه... هیچکس توی ورشو امنیت نداره

342
00:25:06,110 --> 00:25:07,610
‫ممنونم

343
00:25:07,610 --> 00:25:10,110
‫- ممنونم، برمی‌گردونمش
‫- پیشت بمونه

344
00:25:10,110 --> 00:25:12,240
‫تا چند هفته‌ی دیگه میرم ورشو

345
00:25:12,240 --> 00:25:15,910
‫- نباید چیز زیادی با خودم ببرم
‫- برای مسافرت میرید؟

346
00:25:15,910 --> 00:25:17,450
‫برای زندگی میرم کراکوف

347
00:25:18,790 --> 00:25:21,000
‫شنیدم شوروی داره
‫از ارتش میهنی حمایت می‌کنه

348
00:25:21,500 --> 00:25:23,330
‫باعث قوت قلب لهستانی‌هاست

349
00:25:23,330 --> 00:25:26,920
‫بخاطر همینه که آلمانی‌ها
‫نیروهای امنیتی‌شون رو بیشتر کردن

350
00:25:26,920 --> 00:25:29,800
‫دیر یا زود جنگ بالا می‌گیره

351
00:25:29,800 --> 00:25:31,630
‫آلمانی‌ها رو دوره کردن

352
00:25:31,840 --> 00:25:34,470
‫حیوونی که تو دامه، وحشی‌تر از همیشه‌ست

353
00:25:36,590 --> 00:25:41,020
‫ترس برشون داشته که
‫نکنه آینده باهاشون راه نیاد

354
00:25:44,440 --> 00:25:48,270
‫هیچکس از آینده خبر نداره

355
00:25:53,780 --> 00:25:55,780
‫اگه بتونی به این سفر بیای،

356
00:25:55,780 --> 00:25:57,790
‫توی کراکوف یه شغل حاضر و آماده برات هست

357
00:25:57,990 --> 00:26:00,990
‫خونواده‌م اینجان،
‫همه‌شون به من متکی‌ان

358
00:26:00,990 --> 00:26:04,290
‫ملت باید کار کنن،
‫وگرنه جون سالم به در نمی‌برن

359
00:26:11,710 --> 00:26:13,630
‫اگه نظرت عوض شد...

360
00:26:15,760 --> 00:26:17,390
‫پاشو بیا کراکوف

361
00:26:17,414 --> 00:26:27,414
«دیــ.جـی‌مــ.وویــز»

362
00:26:40,780 --> 00:26:44,790
‫بقیه دخترها چی؟
‫باهات مهربون‌تر شدن؟

363
00:26:50,710 --> 00:26:53,340
‫- درس‌هات چطوره؟
‫- خوبه

364
00:26:58,010 --> 00:27:01,220
‫چی بازی می‌کنی؟

365
00:27:02,760 --> 00:27:04,520
‫بازی «چوپی» چی؟

366
00:27:04,520 --> 00:27:06,810
‫رو دست‌ش نیست

367
00:27:15,530 --> 00:27:17,150
‫یه چیزی واست آوردم

368
00:27:23,700 --> 00:27:25,120
‫ممنونم

369
00:27:37,090 --> 00:27:39,090
‫می‌تونی الان بخوریش، ففه

370
00:27:41,680 --> 00:27:43,680
‫اسم من بارباراست

371
00:27:49,980 --> 00:27:53,900
‫یه بطری اضافه آوردم، گفتم شاید بخوای
‫زود به زود موهاش رو رنگساژ کنی

372
00:27:53,900 --> 00:27:55,480
‫می‌دونم موهاش پُرپشته

373
00:27:55,480 --> 00:27:57,780
‫آره، درست‌ش می‌کنم

374
00:28:00,990 --> 00:28:03,410
‫به نظرت مریض شده؟

375
00:28:04,240 --> 00:28:07,870
‫هر دفعه که می‌بینمش
‫نسبت به دفعه‌ی قبلی آروم‌تر میشه

376
00:28:08,330 --> 00:28:11,420
‫اگه غذا نمی‌خوره
‫شاید بتونم براش یه چیزی...

377
00:28:11,420 --> 00:28:13,710
‫احتمالاً بهتره کمتر به دیدن‌ش بیای

378
00:28:15,920 --> 00:28:18,130
‫- من که فقط ماهی یک بار میام دیدنـش
‫- ولی بعد از هر دفعه،

379
00:28:18,130 --> 00:28:21,180
‫هفته‌ها طول می‌کشه تا
‫باربارا دوباره به شرایط وفق پیدا کنه

380
00:28:21,180 --> 00:28:24,050
‫به نظرم بهتره بیشتر شبیه به
‫یک دوست خانوادگی رفتار کنی،

381
00:28:24,050 --> 00:28:26,350
‫که خدای نکرده سردرگمی‌ای براش پیش نیاد

382
00:28:42,660 --> 00:28:45,410
اینجا ‫قبل از جنگ متروکه شده

383
00:28:45,410 --> 00:28:49,120
‫- اگه جنگ و بمبارون بشه...
‫- امن‌تر از آپارتمان‌مونه

384
00:28:49,120 --> 00:28:51,290
واسه سه نفر هم جا هست

385
00:28:51,290 --> 00:28:56,170
آپارتمان میلا هم که به یه باد بَنده

386
00:28:56,630 --> 00:28:58,960
‫خدا رو شکر باز یاکوب و
‫بلا یه زیرزمین دارن

387
00:28:58,960 --> 00:29:00,840
‫باید خبرشون کنیم

388
00:29:00,840 --> 00:29:03,180
‫- درمورد چیزی که جناب دن گفت بهشون هشدار بدیم
‫- باشه

389
00:29:03,180 --> 00:29:05,260
‫باورم نمیشه داره میره

390
00:29:05,930 --> 00:29:07,680
‫چطوری پول خونواده‌ی گورسکی رو دربیاریم؟

391
00:29:07,680 --> 00:29:09,770
‫18‏ ماه پدر و مادرت رو
‫صحیح و سالم نگه داشتن

392
00:29:09,770 --> 00:29:12,850
‫بخاطر یه پرداختیِ جا مونده
‫پسشون نمی‌زنن

393
00:29:18,360 --> 00:29:20,780
‫راستی تولدت مبارک

394
00:29:22,900 --> 00:29:25,110
‫پاک یادم رفته بود

395
00:29:25,110 --> 00:29:28,410
‫متوجه شدم

396
00:29:38,710 --> 00:29:42,050
‫باورم نمی‌شه آدی امروز 31 ساله شده

397
00:29:42,050 --> 00:29:45,470
‫- پیرمرد
‫- اون‌وقت من چی‌ام؟

398
00:29:45,470 --> 00:29:48,180
‫یه مردِ پیرتر

399
00:29:49,720 --> 00:29:51,560
‫وای، آدی

400
00:29:53,770 --> 00:29:56,980
‫اگه اینجا بودی
‫می‌گفتی چیکار کنیم؟

401
00:29:58,980 --> 00:30:02,820
‫می‌گفتی مثل موش توی یه ساختمونِ
‫متروکه مخفی بشیم،

402
00:30:02,820 --> 00:30:06,200
‫یا که از شهر فرار کنیم
‫تا جنگ شروع نشده؟

403
00:30:06,200 --> 00:30:08,070
‫یا که خودمون هم بریم بجنگیم؟

404
00:30:10,160 --> 00:30:12,370
‫مطمئنم با همچین چیزی موافق نبود

405
00:30:13,120 --> 00:30:16,120
‫آخرین بار که گفته بود
‫داره واسه فرانسه می‌جنگه

406
00:30:17,000 --> 00:30:19,630
‫هیچوقت ازمون نمی‌خواست
‫جون خودمون رو برای ارتشی به خطر بندازیم

407
00:30:19,630 --> 00:30:23,720
‫- که اصلاً یهودی‌ها رو آدم حساب نمی‌کنه، آدام
‫- تو بهتر از من آدی رو می‌شناسی

408
00:30:27,680 --> 00:30:30,890
‫ممکن بود بگه از ورشو بریم

409
00:30:30,890 --> 00:30:34,680
‫کجا بریم؟
‫جناب دن هرچی هم بگه

410
00:30:34,680 --> 00:30:36,770
‫ولی کراکوف امن نیست

411
00:30:37,980 --> 00:30:40,610
‫امن‌تر از یه منطقه‌ی جنگیه که

412
00:30:42,150 --> 00:30:44,780
‫کل اروپا منطقه‌ی جنگیه

413
00:30:45,740 --> 00:30:48,160
‫دیگه نمیشه ازش فرار کرد

414
00:30:52,479 --> 00:30:55,482
‫« ایتالیا، جبهه‌ی رود سانگرو »

415
00:30:57,400 --> 00:30:58,434
‫« نبرد نیروهای ‫متفقین برای بازیابی

416
00:30:58,458 --> 00:31:01,653
‫پناهگاه‌های آلمانی ‫در ایتالیا و فرانسه »

417
00:31:01,678 --> 00:31:04,889
‫« نقطه‌ی اوج جنگ در اروپا »

418
00:31:05,300 --> 00:31:08,840
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.
‫هنوز وقت ناهار نشده؟

419
00:31:10,300 --> 00:31:14,640
‫- شنیدم «لندن برویل» داریم
‫- عه، لندن برویل؟ چقدر عجیب

420
00:31:14,640 --> 00:31:17,310
‫چند ماهی میشه که
‫فقط داریم لندن برویل می‌خوریم

421
00:31:17,310 --> 00:31:19,270
فقط هم رنگ گوشتش عوض میشه

422
00:31:19,270 --> 00:31:21,360
‫ارتش فقط همین رو بلده بپزه؟

423
00:31:22,440 --> 00:31:25,530
‫از غُر زدن خوشت میاد ها

424
00:31:25,530 --> 00:31:27,700
‫یادته توی قطار داشتیم
‫از گرسنگی می‌مُردیم؟

425
00:31:27,700 --> 00:31:30,530
‫کدوم قطار؟
‫خیلی زیاد بودن

426
00:31:30,530 --> 00:31:33,830
‫اگه درست بُر می‌زدی،
‫هرچی دو بود دستم نمی‌اومد

427
00:31:33,830 --> 00:31:36,000
‫اگه شانس بهت رو نمی‌زنه
‫چرا سر من غر می‌زنی؟

428
00:31:36,000 --> 00:31:38,920
‫خیلی‌خب، پسرها. یه دست دیگه بازی کنیم
‫تا دهن هردوتون رو صاف کنم

429
00:31:38,920 --> 00:31:40,630
‫خبردار!

430
00:31:47,720 --> 00:31:50,550
‫همونطوری که در جریان هستید،
‫آلمانی‌ها صومعه‌ی بالای

431
00:31:50,550 --> 00:31:52,510
‫تپه‌ی مونت کازینو رو مستحکم کردن و

432
00:31:52,510 --> 00:31:55,010
‫مسیر رُم رو مسدود کردن

433
00:31:55,810 --> 00:31:58,810
‫خیال کردن غیرقابل‌نفوذن

434
00:31:58,810 --> 00:32:01,520
اما وظیفه‌ای به ما محوّل شده
‫که تا به حال هیچ ارتشی

435
00:32:01,520 --> 00:32:03,820
‫توان انجام دادنش رو نداشته

436
00:32:04,360 --> 00:32:06,860
‫باید خود صومعه رو بگیریم

437
00:32:13,740 --> 00:32:17,580
‫شاید فرانسوی‌ها شکست خورده باشن
‫اما ما پیروز میدونیم

438
00:32:17,580 --> 00:32:20,920
‫آمریکایی‌ها نمی‌دونستن
‫چطوری از پس رودخونه بربیان...

439
00:32:20,920 --> 00:32:23,380
‫...ولی ما زرنگ‌تر از اون‌هاییم

440
00:32:23,380 --> 00:32:27,840
‫سیل و قلوه‌سنگ مانعِ
‫انگلیسی‌ها، نیوزلندی‌ها و هندی‌ها شد

441
00:32:27,840 --> 00:32:31,180
‫- ما اجازه نمیدیم این مسئله سدِّ راهمون بشه!
‫- نه!

442
00:32:31,180 --> 00:32:35,180
‫وقتشه تاریخ رو رقم بزنیم

443
00:32:35,180 --> 00:32:37,390
‫زنده‌باد لهستان!

444
00:32:37,390 --> 00:32:40,690
‫زنده‌باد لهستان!

445
00:32:44,674 --> 00:32:47,928
‫زنده‌باد لهستان!

446
00:32:56,780 --> 00:32:58,750
‫داریم میریم گوتوویچ

447
00:32:58,750 --> 00:33:01,830
حس می‌کنه لو رفتیم

448
00:33:02,250 --> 00:33:04,250
‫حتماً مدارک جدید می‌خواید؟

449
00:33:04,790 --> 00:33:09,420
‫اگه بتونی، آره. البته می‌دونم که
‫ می‌تونی، همیشه همینطور بوده

450
00:33:43,790 --> 00:33:46,080
‫راحل! می‌تونی توی این بلبشو
‫تا توی زیرزمین بری؟

451
00:33:46,080 --> 00:33:49,380
‫نگران نباش، نگران نباش.
‫ده تا مسیر متفاوت تو ذهنمه. خودت چی؟

452
00:33:49,380 --> 00:33:51,460
‫اوضاع آروم گرفت، میایم دنبالتون

453
00:33:58,970 --> 00:34:00,680
‫هی، داری اشتباهی میری!

454
00:34:00,680 --> 00:34:02,560
‫بیا! برای لهستان بجنگ!

455
00:34:02,560 --> 00:34:04,640
‫برای پیروزی بجنگ!

456
00:34:16,780 --> 00:34:20,290
‫- سلام، آدی! خوش اومدی!
‫- چقدر از دیدنت خوشحال شدم، دوست من

457
00:34:47,900 --> 00:34:50,110
‫نگاه کن چطوری به بیرون پنجره خیره شدیم

458
00:34:50,110 --> 00:34:53,030
‫آره واقعاً. شرم‌آوره، نه؟

459
00:34:53,030 --> 00:34:56,150
‫موندم همینطوری که به بیرون خیره شدیم،
‫هردومون هم به یه چیز فکر می‌کنیم؟

460
00:34:56,150 --> 00:34:57,660
‫نمی‌دونم

461
00:34:57,660 --> 00:35:01,120
‫تو هم داری فکر می‌کنی اینجا
‫گرم‌تر از اون بیرونه؟

462
00:35:01,120 --> 00:35:03,200
‫نه، نه. اصلاً

463
00:35:04,080 --> 00:35:07,080
‫- مخالف هم هستم
‫- جدی؟

464
00:35:08,460 --> 00:35:10,460
‫حدأقل یخ داریم اینجا

465
00:35:10,460 --> 00:35:13,170
‫اون بیرون هم اکسیژن هست

466
00:35:15,170 --> 00:35:16,170
‫آدی

467
00:35:16,840 --> 00:35:19,180
‫کارولاین. از آشنایی باهات خوشحالم

468
00:35:19,180 --> 00:35:21,600
‫حالا چرا اومدی مهمونی‌ای که
‫حس خفگی بهت دست میده؟

469
00:35:23,310 --> 00:35:25,680
‫زوری اومدم

470
00:35:25,680 --> 00:35:26,980
‫آها

471
00:35:27,890 --> 00:35:29,100
‫خودت چی؟

472
00:35:29,770 --> 00:35:34,400
‫زوری نبوده. به شدت تشویق شدم

473
00:35:34,400 --> 00:35:38,110
‫ولی نمی‌دونم... شاید خیلی برای
‫معاشرت کردنم زود بوده

474
00:35:39,530 --> 00:35:42,530
‫تازه از یه روستایی توی برزیل برگشتم

475
00:35:42,530 --> 00:35:44,950
‫- اونجا چیکار می‌کردی؟
‫- ناظر بخش الکتریکیِ...

476
00:35:44,950 --> 00:35:47,660
‫- یه بیمارستان در حال ساخت بودم
‫- پس برقکاری

477
00:35:47,660 --> 00:35:51,170
‫- بله، در کنار بقیه‌ی کارهام
‫- همه فن حریفی پس

478
00:35:51,170 --> 00:35:53,210
‫به درد بخور نیست؟

479
00:35:53,920 --> 00:35:56,340
‫من با یه چند تا دختر زندگی می‌کنم.
‫توی سفارتِ نزدیکِ

480
00:35:56,340 --> 00:35:57,510
‫ساحل لمه کار می‌کنم،

481
00:35:57,510 --> 00:36:01,220
‫یه روز درمیون یه چیزی می‌شکنه
‫ولی آبی از ما گرم نمی‌شه

482
00:36:01,220 --> 00:36:03,930
‫شاید بتونم بیام شکسته‌هاتون رو تعمیر کنم

483
00:36:05,350 --> 00:36:06,980
‫دوست دارم مفید واقع بشم

484
00:36:10,270 --> 00:36:13,900
‫اینجایی که.
‫سلام، می‌خوایم بریم

485
00:36:13,900 --> 00:36:15,610
‫جیمی اینجاست،
‫نمی‌اومد باید تعجب می‌کردیم

486
00:36:15,610 --> 00:36:17,690
‫من هم اصلاً حوصله‌ش رو ندارم

487
00:36:18,190 --> 00:36:19,200
‫بجنب

488
00:36:54,049 --> 00:36:57,093
‫« ایتالیا، مونت کازینو »

489
00:37:02,200 --> 00:37:03,950
‫فکر نکنم حالی‌شون باشه
‫دارن چیکار می‌کنن

490
00:37:03,950 --> 00:37:06,700
‫- کی‌ها؟
‫- همه‌شون

491
00:37:06,700 --> 00:37:10,250
‫آندرس، لیسوسکی، چرچیل، روزولت

492
00:37:10,250 --> 00:37:13,210
‫ده‌ها هزار نفر رو در راه گرفتن
‫این صومعه به رگبار بستن،

493
00:37:13,210 --> 00:37:15,210
‫ما دیگه کوچک‌ترین و ضعیف‌ترین
‫سپاه از ارتش هشتم هستیم

494
00:37:15,210 --> 00:37:17,300
‫بعد اون وقت ما رو اول می‌فرستن جلو؟

495
00:37:18,800 --> 00:37:20,880
‫چته؟ چرا چیزی نمی‌گی؟

496
00:37:21,670 --> 00:37:23,380
‫دوست داری چی بگم؟

497
00:37:23,380 --> 00:37:26,680
‫که استراتژیِ...
‫استراتژی افتضاحیه

498
00:37:26,680 --> 00:37:29,220
‫- الان متخصص مسائل نظامی شدی؟
‫- سوالم رو جواب ندادی

499
00:37:29,220 --> 00:37:31,230
‫- چون همچین احساسی ندارم
‫- چون می‌دونی حق با منه

500
00:37:31,230 --> 00:37:34,560
‫من هیچی نمی‌دونم، ‫تو هم همینطور

501
00:37:34,560 --> 00:37:36,860
‫این رو می‌دونم که بدبختیم،

502
00:37:36,860 --> 00:37:39,280
‫زندانی شدیم،
‫سال‌ها گرسنگی کشیدیم،

503
00:37:39,280 --> 00:37:41,190
‫- حالا هم دارن می‌اندازنمون توی آتش...
‫- بسه، گنک

504
00:37:41,190 --> 00:37:43,910
‫می‌دونم که ما به هیچ جاشون نیستیم و
‫حکم طعمه رو براشون داریم

505
00:37:43,910 --> 00:37:46,160
‫- برای خدمت به لهستان اینجاییم
‫- ریدم توی لهستان!

506
00:37:46,160 --> 00:37:49,450
‫لهستان چه غلطی کرده واسه من؟
‫که حالا من خودم رو فداش کنم؟

507
00:37:49,450 --> 00:37:52,910
‫اگه باور داشته باشی می‌بریم
‫دیگه نیازی به فدا کردن خودت نیست

508
00:37:52,910 --> 00:37:55,500
‫بمیر با این عقایدت. دیگه خسته شدم

509
00:37:55,500 --> 00:37:59,000
‫چرا اقرار نمی‌کنی که این کار
‫حکم خودکشی رو داره؟

510
00:37:59,630 --> 00:38:02,050
‫گندش بزنن!

511
00:38:06,050 --> 00:38:09,140
‫- این یه نشونه‌ست
‫- یه ناخنه ساده‌ست

512
00:38:09,140 --> 00:38:12,180
‫ملت اول راهیِ میدون جنگ میشن
‫بعدش به دکتر نیاز پیدا می‌کنن

513
00:38:12,180 --> 00:38:14,640
‫- اگه برنگشتم...
‫- گنک

514
00:38:14,640 --> 00:38:18,150
‫- ...از خونواده‌م مراقبت می‌کنی؟
‫- خونواده‌ی تو خونواده‌ی منه

515
00:38:18,860 --> 00:38:21,110
‫ولی تو برمی‌گردی

516
00:38:21,110 --> 00:38:24,820
‫- می‌دونم
‫- حرف‌هات مثل اُتوئه

517
00:38:24,820 --> 00:38:29,330
‫بهش حسودیم میشه

518
00:38:29,870 --> 00:38:32,500
‫که باور دارید خدا پشت و پناهتونه

519
00:38:32,870 --> 00:38:34,870
‫که همچین... تسلای خاطری دارید

520
00:38:34,870 --> 00:38:36,960
‫چرا تو باورش نداری؟

521
00:38:37,630 --> 00:38:41,250
‫به قول یه خانم عاقلی
‫که «ایمان یک انتخاب»ـه

522
00:38:41,250 --> 00:38:44,340
‫نمی‌تونم به درگاه خدایی دعا کنم
‫که تموم عمرم بهش باور نداشتم

523
00:38:45,760 --> 00:38:47,970
‫عشق زیادی توی زندگیت داری

524
00:38:49,010 --> 00:38:51,010
‫اگه نمی‌تونی به خدا ایمان داشته باشی...

525
00:38:52,520 --> 00:38:54,140
‫به عشق ایمان داشته باش

526
00:38:55,980 --> 00:38:56,980
‫خب، بیا

527
00:38:57,560 --> 00:38:58,900
‫مثل روز اولش شد

528
00:39:33,600 --> 00:39:36,100
‫ففه‌ی من، ففه‌ی من

529
00:39:36,100 --> 00:39:37,390
‫مامانش باید پیشش باشه

530
00:39:37,390 --> 00:39:39,690
‫مامانش... مامانش باید پیشش باشه

531
00:39:39,690 --> 00:39:42,190
‫ففه حالش خوبه

532
00:39:42,190 --> 00:39:46,690
‫ففه حالش خوبه، ففه حالش خوبه،
‫ ففه حالش خوبه

533
00:39:46,690 --> 00:39:48,240
‫ففه حالش خوبه

534
00:39:50,450 --> 00:39:55,160
‫فقط برای یک یا دو روز برامون آب مونده.
‫غذامون هم که دیگه آخرشه

535
00:39:55,160 --> 00:39:56,870
‫دوباره آذوقه‌مون ته کشید

536
00:40:21,940 --> 00:40:24,270
‫فقط یه هفته جوابگوی ماست

537
00:40:24,270 --> 00:40:25,980
‫بس میاد؟ نمی‌دونم

538
00:40:25,980 --> 00:40:29,200
‫دقیق نمی‌دونم
‫ولی گمونم دو هفته‌ای تموم بشه

539
00:40:29,200 --> 00:40:32,490
‫- چرا، چی شنیدی مگه؟
‫- ارتش میهنی وحشت کرده

540
00:40:32,490 --> 00:40:34,660
‫فکر می‌کردن شوروی
‫تا حالا باید می‌رسید

541
00:40:34,660 --> 00:40:38,160
‫اطمینان به شوروی.
‫مگه میشه مشکلی هم پیش نیاد؟

542
00:40:38,160 --> 00:40:40,670
‫بیا. با این چقدر گیرمون میاد؟

543
00:40:40,670 --> 00:40:44,250
‫هالینا، ساختمون عایق‌بندی نیست ها.
‫هوا سردتر میشه

544
00:40:44,250 --> 00:40:48,550
‫پینکوس، این پشم مرینوئه.
‫خیلی ارزش داره

545
00:40:52,800 --> 00:40:56,220
‫اگه شوروی از راه نرسه،
‫پس احتمالاً دو هفته زیادیم هست

546
00:40:56,220 --> 00:40:58,390
‫لهستان مبارزهای زیادی داره

547
00:40:58,390 --> 00:41:00,560
‫- تازه واردها
‫- چی؟ کی؟

548
00:41:00,560 --> 00:41:03,810
‫یه واحدی از ارتش میهنی توی گتوی قدیم
‫اردوگاه رو آزاد کردن

549
00:41:03,810 --> 00:41:07,320
‫یهودی‌ها هم وارد نبرد شدن.
‫حتی بعضی‌هاشون زیرزمینی اومدن

550
00:41:07,940 --> 00:41:10,150
‫حتماً راحل رو می‌شناسید

551
00:41:16,740 --> 00:41:20,960
‫شنیدم قبل از اینکه تیر بخوره،
‫سه تا آلمانی رو کشته

552
00:41:54,610 --> 00:41:58,620
‫- آدام؟
‫- بدون من، آذوقه دیرتر تموم میشه

553
00:41:58,870 --> 00:42:01,370
‫- نه، نـه، این کار رو نکن. نه
‫- مجبورم

554
00:42:01,370 --> 00:42:03,210
‫اگه یهودی‌ها دارن میرن جنگ،

555
00:42:03,210 --> 00:42:05,170
‫پس لهستانی‌ها تا جایی که بشه
‫به نیرو نیاز دارن

556
00:42:05,170 --> 00:42:09,130
‫مهم نیست.
‫نه، شوروی نمیاد

557
00:42:09,130 --> 00:42:15,840
‫- مهم نیست.
‫- چطوری وقتی بقیه می‌جنگن، من مخفی بشم؟

558
00:42:16,970 --> 00:42:21,470
‫- چطور می‌تونی همچین درخواستی ازم بکنی؟
‫- زنده موندن خودش جنگیدنه

559
00:42:21,470 --> 00:42:23,770
‫- به خدا جنگیدنه
‫- هالینا...

560
00:42:23,770 --> 00:42:26,270
‫«تفنگ به دست شدن
‫تنها راه برای مقابله نیست»

561
00:42:26,270 --> 00:42:28,360
‫یادته کی این حرف رو بهم زد؟

562
00:42:28,360 --> 00:42:29,650
‫آره؟!

563
00:42:30,190 --> 00:42:34,610
‫اگه جلوی آلمانی‌ها می‌ایستادیم،
‫اون‌وقت الان مُرده بودیم

564
00:42:34,610 --> 00:42:36,910
‫ممکن بود خونواده‌م...

565
00:42:37,320 --> 00:42:39,330
‫کی می‌خواست پول گورسکی‌ها رو بده؟

566
00:42:39,330 --> 00:42:42,410
‫کی می‌تونست امنیت فیلیسیا رو
‫توی صومعه حفظ کنه؟

567
00:42:43,040 --> 00:42:45,790
‫چطوری این‌ها جنگیدن نیست؟

568
00:42:45,790 --> 00:42:47,790
‫آدام، آدام، آدام

569
00:42:47,790 --> 00:42:50,090
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

570
00:42:50,090 --> 00:42:53,170
‫من می‌خوام باهات زندگی‌مون رو بسازم،
‫ عشق من

571
00:42:53,920 --> 00:42:54,920
‫من بچه می‌خوام

572
00:42:54,920 --> 00:42:58,340
‫می‌خوام با تو بزرگ شدن‌شون رو ببینم

573
00:42:58,340 --> 00:43:01,640
‫نمی‌تونم ببینم
‫هیچوقت با همدیگه بچه‌دار نشدیم

574
00:43:01,640 --> 00:43:03,560
‫توروخدا، توروخدا، توروخدا!

575
00:43:03,560 --> 00:43:06,640
‫توروخدا! توروخدا، آدام!

576
00:43:22,740 --> 00:43:24,580
‫ساکت، دخترها!

577
00:43:24,580 --> 00:43:26,580
‫جلوی در صف ببندید.
‫پاشید، پا شید.

578
00:43:26,580 --> 00:43:28,960
‫بجنبید!

579
00:43:29,880 --> 00:43:31,960
‫باربارا! بدو بیا!

580
00:43:47,100 --> 00:43:51,110
‫اسمش کاسرول مرغه

581
00:43:51,110 --> 00:43:54,280
‫همه‌ی دخترهای جنوبی باید
‫طرز پخت‌ش رو بلد باشن

582
00:43:54,280 --> 00:43:55,990
‫- دیگه چی توشه به غیر از...
‫- مرغ؟

583
00:43:57,070 --> 00:43:59,410
‫بیسکوئیت.
‫مزه‌ی اصلیش با بیسکوئیته

584
00:43:59,410 --> 00:44:00,700
‫بیسکوئیت؟

585
00:44:00,700 --> 00:44:02,120
‫خوشمزه‌ست

586
00:44:02,120 --> 00:44:04,540
‫پس واجب شد بعداً برام درست‌ش کنی

587
00:44:04,540 --> 00:44:06,410
‫باعث افتخاره

588
00:44:07,160 --> 00:44:08,790
‫کاسرول‌های مامانم بهترین بود

589
00:44:08,790 --> 00:44:11,290
‫همیشه خودش که درست می‌کرد،
‫مزه‌ش فرق داشت

590
00:44:11,290 --> 00:44:13,800
‫- یه جورایی ویژه بود
‫- چرا میگی «بود»؟

591
00:44:15,260 --> 00:44:18,260
‫- چون پارسال فوت کرد
‫- خیلی متأسفم، کارولاین

592
00:44:19,590 --> 00:44:22,220
‫می‌دونستم مریضه ولی...

593
00:44:24,720 --> 00:44:26,560
‫نتونستم برای خداحافظی برسم

594
00:44:27,270 --> 00:44:31,020
‫همیشه پیش خودم می‌گفتم این بیماری
‫از پا درش میاره و همینطوری هم شد

595
00:44:31,020 --> 00:44:33,110
‫سریع گذشت اما...

596
00:44:36,190 --> 00:44:40,200
‫نمی‌دونم واقعاً با خودم روراستم یا نه...

597
00:44:41,570 --> 00:44:43,990
‫حس می‌کنم می‌ترسیدم ببینمش که...

598
00:44:46,120 --> 00:44:47,540
‫از بین رفته

599
00:44:52,710 --> 00:44:56,250
‫خب، دیگه فکر کنم
‫قرارمون رو به فنا دادم

600
00:44:56,250 --> 00:44:59,340
‫نه، نه، نه. نه، ابداً

601
00:45:00,260 --> 00:45:03,890
‫پدرت چی؟
‫هنوز توی کارولینای جنوبیه؟

602
00:45:03,890 --> 00:45:08,390
‫نه، چند سال پیش فوت کرده بود.
‫ولی تونستم با ابراهیم پیر خداحافظی کنم

603
00:45:08,390 --> 00:45:11,480
‫- نه که خیلی هم از خداحافظی خوشش می‌اومد
‫- ابراهیم

604
00:45:11,480 --> 00:45:13,860
‫بله، بابام بود

605
00:45:13,860 --> 00:45:16,150
‫اسم عبری خودمه

606
00:45:16,150 --> 00:45:18,070
‫یهودی هستی؟

607
00:45:23,160 --> 00:45:25,070
‫آم...

608
00:45:28,620 --> 00:45:30,620
‫خونواده‌م، آم...

609
00:45:33,370 --> 00:45:35,380
‫پدر و مادرم...

610
00:45:36,920 --> 00:45:40,760
‫- توی اروپان؟
‫- آره... لهستان‌ان

611
00:45:40,760 --> 00:45:44,220
‫تا جایی که من خبر دارم،
‫هنوز اونجان

612
00:45:45,930 --> 00:45:48,010
‫اکتبر 1939

613
00:45:48,930 --> 00:45:51,140
‫تاریخیه که آخرین نامه‌ی مادرم به دستم رسید

614
00:45:51,140 --> 00:45:54,440
‫- ای، آدی
‫- هر روز براشون نامه می‌نوشتم

615
00:45:55,310 --> 00:45:56,520
‫هر روز

616
00:45:58,190 --> 00:46:00,190
‫اما...

617
00:46:01,360 --> 00:46:03,700
‫پارسال خیلی سخت شد

618
00:46:04,990 --> 00:46:07,200
‫می‌ترسم فراموش‌شون کنم

619
00:46:07,950 --> 00:46:10,160
‫پدر و مادرم، خواهر و بردارهام

620
00:46:10,160 --> 00:46:12,660
‫یه خواهرزاده‌ی 6 ساله دارم
‫که اصلاً تا حالا ندیدمش

621
00:46:14,210 --> 00:46:16,420
‫حالا بگو ببینم کی قرارمون رو به فنا داده؟

622
00:46:17,500 --> 00:46:19,130
‫برام مهم نیست

623
00:46:21,130 --> 00:46:23,970
‫مخصوصاً اگه کسی باشه
‫که بتونی دستش رو بگیری

624
00:46:32,560 --> 00:46:34,310
‫- اسمش چیه؟
‫- خواهرزاده‌م؟

625
00:46:34,310 --> 00:46:36,020
‫فیلیسیا

626
00:46:36,020 --> 00:46:37,940
‫بقیه‌شون چی؟

627
00:46:37,940 --> 00:46:40,020
‫- کدوم یکی؟
‫- همه‌شون

628
00:46:40,440 --> 00:46:43,440
‫مامانت، بابات، خواهر و برادرهات

629
00:46:44,320 --> 00:46:45,950
‫یکمی ازشون تعریف کن

630
00:46:46,870 --> 00:46:48,490
‫معرفی‌شون کن

631
00:47:24,820 --> 00:47:25,820
‫فرمانده

632
00:47:25,820 --> 00:47:27,110
‫ایست

633
00:47:36,080 --> 00:47:37,080
‫بله، قربان

634
00:47:40,670 --> 00:47:44,670
‫جکوویچ، کوزیل، باسکو

635
00:47:47,800 --> 00:47:52,430
‫گردان سوم باز هم تفنگدار لازم داره.
‫برید پیششون روی تپه‌ی 569

636
00:47:52,430 --> 00:47:54,930
‫تپه‌ی 569. چشم، قربان

637
00:48:00,810 --> 00:48:02,650
‫حرکت کنید!

638
00:48:24,800 --> 00:48:26,420
‫- به نظرتون...
‫- هیس

639
00:48:31,800 --> 00:48:33,810
‫یاکوب

640
00:48:34,560 --> 00:48:36,560
‫- مطمئنی؟
‫- نه، اما خونواده‌ای...

641
00:48:36,560 --> 00:48:38,480
‫که با ما مخفی شده بودن
‫از یه منبع مورد اعتماد شنیدن

642
00:48:38,480 --> 00:48:40,560
‫که ارتش میهنی متلاشی شده

643
00:48:41,190 --> 00:48:43,520
‫- ظاهراً آلمانی‌ها پیروز شدن
‫- که یعنی اینجا وایسادن‌مون...

644
00:48:43,520 --> 00:48:45,570
‫- هم امن نیست
‫- فیلیسیا، باید برم پیشش

645
00:48:45,570 --> 00:48:47,490
‫میریم دنبال فیلیسیا،
‫برای گورسکی‌ها پول می‌بریم

646
00:48:47,490 --> 00:48:50,660
‫ولی باید یه سرپناهی برای موندن پیدا کنیم

647
00:48:50,660 --> 00:48:51,910
‫بعدش دیگه با ورشو کاری نداریم

648
00:48:51,910 --> 00:48:53,200
‫من و بلا سرپناه رو پیدا می‌کنیم

649
00:48:53,200 --> 00:48:56,660
‫- آدام، میشه لطفاً ببریش؟
‫- آره. میلا، ما فیلیسیا رو پیدا می‌کنیم

650
00:48:56,660 --> 00:48:59,160
‫گورسکی‌ها دیگه هیچ پولی ندارن

651
00:48:59,160 --> 00:49:01,580
‫- جناب دن
‫- می‌خوای بری کراکوف؟

652
00:49:01,580 --> 00:49:03,290
‫- هالینا
‫- تنها راه چاره‌مونه

653
00:49:03,290 --> 00:49:05,920
‫بعدشم مطمئنم
‫دست رد به سینه‌م نمی‌زنه

654
00:49:05,920 --> 00:49:07,840
‫- با قطار میرم
‫- امنیت داره؟

655
00:49:10,260 --> 00:49:15,470
‫قرارمون فردا دقیقاً همینجا.
‫سر همین ساعت اینجا باشید، خب؟

656
00:49:18,890 --> 00:49:20,890
‫دوستت دارم

657
00:49:33,320 --> 00:49:34,320
‫آدی

658
00:49:34,700 --> 00:49:36,700
‫میشه با پیانوت بزنم؟

659
00:49:38,040 --> 00:49:40,870
‫البته

660
00:49:44,880 --> 00:49:47,590
‫بجنبید!

661
00:49:57,680 --> 00:50:00,180
‫بجنبید، یالا!

662
00:50:57,893 --> 00:51:02,188
‫« لالاییِ فیلیسیا »

663
00:51:22,600 --> 00:51:23,600
‫بیا

664
00:51:26,350 --> 00:51:28,560
‫ایستگاه بعدی کراکوف!

665
00:51:32,591 --> 00:51:39,591
‫‫مترجمین: «محمدعلی sm و iredprincess»
@‫mmli_Subs &amp; @iredsub

666
00:51:50,340 --> 00:51:51,750
‫نه!

667
00:51:56,075 --> 00:52:03,075
moviepovie.com

668
00:52:37,050 --> 00:52:38,340
‫اونجان

669
00:52:55,070 --> 00:52:57,070
‫ففه! ففه

670
00:52:57,400 --> 00:52:58,610
‫من اینجام

671
00:52:58,900 --> 00:53:01,530
‫من اینجام، من پیشتم، من اینجام.
‫چیزی نیست، من پیشتم

672
00:53:01,530 --> 00:53:03,030
‫مامانی؟

673
00:53:03,830 --> 00:53:06,830
‫- حالت خوبه؟
‫- باید یه دکتر پیدا کنیم

674
00:53:06,830 --> 00:53:07,950
‫ففه!

675
00:53:12,250 --> 00:53:16,460
‫اشتباه گرفتید.
‫من هالینا بژوزام

676
00:53:17,050 --> 00:53:18,670
‫من یهودی نیستم

677
00:53:56,030 --> 00:54:03,030
moviepovie.com

