1
00:00:54,646 --> 00:01:02,896
‫[این داستان واقعی‌تر از
‫اون چیزیه که فکرش رو بکنید]

2
00:01:02,920 --> 00:01:23,340
moviepovie.com

3
00:01:23,364 --> 00:01:43,784
moviepovie.com

4
00:01:51,855 --> 00:01:59,252
‫[۱۹‏اُمین نامه]

5
00:02:09,708 --> 00:02:11,916
‫کی حاضره همچین کاری بکنه؟

6
00:02:12,500 --> 00:02:15,666
‫- به نظرم همه می‌دونیم
‫- مطمئن که نیستیم، پدر جان

7
00:02:18,833 --> 00:02:21,791
‫- چجوریه؟
‫- ناجور مثل بقیه

8
00:02:23,000 --> 00:02:25,458
‫ولی یادت نره،
‫زجر کشیدن یه خوبی‌هایی هم داره

9
00:02:26,416 --> 00:02:28,250
‫ما مسیح رو بخاطر زجر کشیدنش می‌پرستیم،

10
00:02:28,375 --> 00:02:30,458
‫پس با زجر کشیدنـم،
‫به بهشت نزدیک‌تر می‌شم؟

11
00:02:30,583 --> 00:02:32,083
‫نخیــر!

12
00:02:32,208 --> 00:02:33,666
‫فکر نمی‌کنم

13
00:02:33,791 --> 00:02:35,416
‫وای، ایدیث...

14
00:02:36,625 --> 00:02:40,750
‫توروخدا برو دنبال پاسبون!
‫سکته می‌کنم من!

15
00:02:40,875 --> 00:02:44,708
‫لازم نکرده به من راه و چاه نشون بدی.
‫خودم می‌خواستم برم.

16
00:02:44,833 --> 00:02:48,333
‫توی یه چشم به هم زدن،
‫از اینجا پرتِش می‌کنم بیرون!

17
00:02:51,500 --> 00:02:54,583
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. تو چی؟

18
00:02:55,708 --> 00:02:57,833
‫عمراً اگه بذارم خدمتکار بشی

19
00:02:57,958 --> 00:03:01,291
‫لعنتی! شیر کیری!

20
00:03:01,416 --> 00:03:05,250
‫آها! بیم‌سنج!
‫می‌تونی بیم‌سنج هم بشی‌ها، نانس!

21
00:03:05,375 --> 00:03:09,166
‫- بیم‌سنج چیه دیگه؟
‫- خب... چمیدونم والا

22
00:03:09,291 --> 00:03:12,375
‫ولی پول پارو می‌کنه.
‫پولداره و باهوش.

23
00:03:12,500 --> 00:03:15,500
‫تازه احتمالاً بهت یه قلم هم بدن.
‫زود میایم خوشگلـم...

24
00:03:15,625 --> 00:03:18,875
‫راستش، شاید یه کوچولو دیر کنیم
‫آخه مامانی باید به کارش برسه

25
00:03:19,000 --> 00:03:22,458
‫هی! این واسه «بیل»ـه!
‫دخترهای خوب که گیتار نمی‌زنن

26
00:03:22,583 --> 00:03:24,458
‫- برام مهم نیست
‫- درسته، نه...

27
00:03:25,500 --> 00:03:27,375
‫می‌دونی من هم‌سنِ تو بودم،
‫چیکار می‌کردم؟

28
00:03:27,500 --> 00:03:28,958
‫با باباجون می‌رفتید دزدی؟

29
00:03:29,083 --> 00:03:32,791
‫خب... آره، شبونه می‌رفتیم
‫خونه‌ی پیرمرد پیرزن‌ها دزدی

30
00:03:33,416 --> 00:03:36,541
‫ولی بهت قول می‌دم، نانسی گودینگ.
‫قرار نیست تو این کاره بشی

31
00:03:36,666 --> 00:03:40,166
‫چون شما... ملکه‌ای

32
00:03:42,166 --> 00:03:46,166
‫اگه تکالیفت رو انجام ندی،
‫به خداوندیِ خدا قسم،

33
00:03:46,291 --> 00:03:48,666
‫تیکه بزرگه‌ات گوشِته

34
00:03:52,000 --> 00:03:54,208
‫نشنوم داری گیتار می‌زنی!

35
00:03:59,291 --> 00:04:01,125
‫بندازش کنار!

36
00:04:06,916 --> 00:04:08,375
‫صبح بخیر

37
00:04:08,399 --> 00:04:24,226
‫ترجمه و تنظیم از
‫iredprincess و آرمان اسدی

38
00:04:24,250 --> 00:04:26,083
‫یکی از اون‌ها بیاد، لطفاً

39
00:04:26,208 --> 00:04:29,666
‫- من می‌تونم شکایت‌تون رو ثبت کنم، جناب
‫- یکی از اون‌ها بیاد

40
00:04:32,250 --> 00:04:33,791
مثل همیشه باذکاوت، آقای سوان

41
00:04:33,916 --> 00:04:37,291
‫بعضی ارزش‌ها همچنان سرجای خودشونن، پاسبون

42
00:04:37,416 --> 00:04:39,875
‫- بازم نامه اومد؟
‫- فحاشیِ محضـه!

43
00:04:41,375 --> 00:04:44,708
‫ایدیث خواب شب نداره.
‫کل شب در حال گریه و زاریه

44
00:04:44,833 --> 00:04:46,333
آروم و قرار نداره

45
00:04:46,458 --> 00:04:49,250
‫من خودم قانون رو بلدم.
‫این کار زندون داره.

46
00:04:49,375 --> 00:04:52,583
‫پس بهتره جَلدی خودی نشون بدی

47
00:04:52,708 --> 00:04:54,625
‫قبل از اینکه داستان بشه

48
00:04:54,649 --> 00:05:06,767
‫در تلگرام با ما همراه باشید:
‫t.me/iredsub

49
00:05:06,791 --> 00:05:09,625
‫- همش همینـه
‫- آها

50
00:05:18,750 --> 00:05:22,000
‫«ایدیث عزیز، ای جنده‌ی پیریِ کون نشُسته»

51
00:05:23,250 --> 00:05:26,500
‫- یا حسین!
‫- نه، ادامه بده

52
00:05:27,416 --> 00:05:29,666
‫ملاحظه‌ی من رو نکنید، پاسبون.
آب از سرم گذشته

53
00:05:31,625 --> 00:05:34,458
‫«الحق که موذی هستی، زنیکه‌ی پیری»

54
00:05:34,583 --> 00:05:37,166
‫«احتمالاً جات توی جهنمـه»

55
00:05:37,291 --> 00:05:40,125
‫«تازه، خیلی بدبخت و گَند گرفته‌ای، جنده خانم»

56
00:05:40,916 --> 00:05:43,041
‫در هر صورت، به نظرم از روی حسادتـه

57
00:05:44,833 --> 00:05:48,375
‫- می‌خواید چیکار کنید؟
‫- تنظیمش می‌کنم. حتماً تنظیمش می‌کنم.

58
00:05:48,500 --> 00:05:50,208
‫- چی چی‌ش می‌کنی؟
‫- تنظیم

59
00:05:50,333 --> 00:05:53,125
‫یعنی روی یه کاغذ می‌نویسمش،
‫منظورم فُرمـه

60
00:05:53,250 --> 00:05:55,875
‫از این فرم‌ها که توی اداره داریم

61
00:05:56,000 --> 00:05:58,000
‫توی فرم می‌نویسیـش؟

62
00:05:59,041 --> 00:06:02,333
‫- فرم؟
‫- بله، بسیارخب...

63
00:06:03,250 --> 00:06:07,875
‫ایدیث، صد در صد مطمئنی
‫که کارِ رُز گودینگ‌ـه؟

64
00:06:08,000 --> 00:06:09,875
‫- بله، به شدت
‫- آم، ایدیث؟

65
00:06:10,000 --> 00:06:12,625
‫آره! گفتم که شک نداره، کار خودشه!

66
00:06:12,750 --> 00:06:16,375
‫من در جایگاهی نیستم که پیش‌داوری کنم.
‫قاضی خداست.

67
00:06:17,583 --> 00:06:21,833
‫- همگی عادلانه منتظر قضاوت می‌مونیم
‫- مخصوصاً اون بدکاره‌ی خرفت!

68
00:06:21,958 --> 00:06:25,875
‫- خب، نه. منظورم این نیست...
‫- هیس! بذار آقا صحبت کنه

69
00:06:28,583 --> 00:06:30,000
‫ممنونم

70
00:06:30,125 --> 00:06:32,125
‫- خب، توی اداره...
‫- خیلی‌خب، ادامه بده

71
00:06:33,000 --> 00:06:36,166
‫توی اداره هم،
‫به اتفاق معتقدیم کارِ خانم گودینگه

72
00:06:37,750 --> 00:06:41,583
‫ولی مدرک کافی برای احضاریه‌ی دادگاه داریم؟
‫بخاطر این کارش میفته زندون

73
00:06:41,708 --> 00:06:44,666
‫تموم شد و رفت!
‫با ایدیثِ من چپ افتاده

74
00:06:44,791 --> 00:06:45,958
‫سوءتفاهمه

75
00:06:46,083 --> 00:06:50,083
‫این زن مثل نقل و نبات فحش میده.
‫همیشه‌ی خدا موهاش ژولیده‌ست

76
00:06:50,208 --> 00:06:54,083
‫روز شبّات هم همیشه
‫پابرهنه اینور اونور می‌پلکه!

77
00:06:54,208 --> 00:06:56,500
‫- ولی بازم...
‫- خیلی‌خب!

78
00:06:59,833 --> 00:07:03,583
‫«اعلیاحضرت، خانم سوان،
‫در هفته حداقل ده بار ساک می‌زنه»

79
00:07:04,541 --> 00:07:08,583
‫«ایدیث سوان وقتـش رو توی سوانی می‌گذرونه،
‫و بیشتر از کریسمس بهش خوش می‌گذره»

80
00:07:08,708 --> 00:07:10,291
‫- ادوارد!
‫- برام مهم نیست، مادر

81
00:07:10,416 --> 00:07:15,250
‫«ای حیوونِ پیری مکّار، حسابت یه تو دهنیـه.
‫جنده‌ی بوگندوی واترقیده!»

82
00:07:15,375 --> 00:07:17,958
‫- خیلی‌خب...
‫- «پیریِ بوگندوی واترقیده!»

83
00:07:18,083 --> 00:07:19,750
‫کافیه، سرکار

84
00:07:19,875 --> 00:07:24,583
‫ایدیث باید شخصاً بیاد اداره
‫و ادعاش رو به من اعلام کنه

85
00:07:24,708 --> 00:07:27,916
‫که می‌دونم بابتش با خودت کلنجار میری، ایدیث.
‫بخاطر اینکه یکمی تردید داری

86
00:07:34,458 --> 00:07:36,625
‫من نباید توی عیب‌جویی پیش‌قدم بشم

87
00:07:38,083 --> 00:07:40,541
‫- اگه معصوم بودم...
‫- میاد!

88
00:07:41,458 --> 00:07:46,041
‫ایدیث، عزیز من، اگه درست رفتار کنی،
‫که مطمئنم همینطوریه،

89
00:07:46,166 --> 00:07:48,541
‫ممکنه الگوی بقیه بشی

90
00:07:48,666 --> 00:07:52,541
‫ممکنه توی «لیتل‌همپتون»
‫بخاطر نجابت و فداکاریت زَبانزَد بشی

91
00:07:53,125 --> 00:07:54,541
‫شاید

92
00:07:56,000 --> 00:07:58,791
‫بله، اگه بتونم به کسی کمکی بکنم...

93
00:07:59,541 --> 00:08:03,958
‫- ولی متکبرانه نیست؟
‫- متکبرانه نیست. من ازش متنفرم!

94
00:08:06,916 --> 00:08:09,916
خداوند در قلب عادلان است

95
00:08:16,000 --> 00:08:17,875
‫باشه

96
00:08:18,708 --> 00:08:22,833
‫پس، اظهارنامه لازم داریم.
‫از تموم شواهدی که دارید.

97
00:08:22,958 --> 00:08:26,375
‫- کجا داری میری الان؟
‫- خانم گودینگ رو دستگیر کنم

98
00:08:32,125 --> 00:08:34,291
‫نترس، دن. می‌زنم وسطِ تخم‌هات.

99
00:08:36,375 --> 00:08:40,000
‫- قبلاً از این کارها کردم
‫- واقعاً میگی؟

100
00:08:40,125 --> 00:08:42,541
‫بله! البته شرایطش فرق می‌کرد

101
00:08:42,666 --> 00:08:46,375
‫- چجوری مثلاً؟
‫- خب، آدم نمی‌ایستاد جلوم!

102
00:08:46,500 --> 00:08:49,958
‫یا سیب‌زمینی و چیزی! برو که رفتیم!

103
00:08:50,083 --> 00:08:52,000
‫خانم گودینگ؟
‫میشه لطفاً همراهم بیاید؟

104
00:08:52,125 --> 00:08:55,750
‫میشه پنج دقیقه صبر کنی؟
‫می‌خوام لحظه‌ی تاریخ‌سازی رو رقم بزنم!

105
00:08:57,208 --> 00:09:00,041
‫نمی‌فهمم این وقتِ روز،
‫اینجا توی میخونه چیکار دارید خانم گودینگ

106
00:09:00,166 --> 00:09:02,375
‫ولی داری خودتو با مشروب خفه می‌کنی

107
00:09:02,500 --> 00:09:05,833
‫وقتـش رسیده که اعتراف کنی
‫فرستنده‌ی اون نامه‌ها به خانم سوان، تویی!

108
00:09:08,541 --> 00:09:10,625
‫شوخیت گرفته تو؟

109
00:09:13,500 --> 00:09:16,083
‫دارید خودتون رو احمق جلوه می‌دید

110
00:09:16,208 --> 00:09:17,958
‫- آخه چرا من باید همچین کاری کنم؟
‫- محض اطلاعت...

111
00:09:18,083 --> 00:09:20,000
‫رفتیم خونه‌ات و دخترت رو بیدار کردیم،

112
00:09:20,125 --> 00:09:21,708
‫ولی میبل آلفورد الان پیششه

113
00:09:21,833 --> 00:09:23,708
‫نانسی؟ توروخدا چیزی بهش نگی، بیل

114
00:09:23,833 --> 00:09:26,541
‫- نه، معلومه که نمی‌گم
‫- آره، خودم مجبور شدم بهش بگم

115
00:09:26,666 --> 00:09:28,708
‫- چی گفتی بهش؟
‫- چیز بدی نگفتم

116
00:09:28,833 --> 00:09:30,833
‫فقط اینکه مادرش رو بازداشت می‌کنم

117
00:09:30,958 --> 00:09:34,666
‫و مایه‌ی شرم این خانواده و کل محله‌ست

118
00:09:34,791 --> 00:09:35,958
‫هی، رز! رز!

119
00:09:36,083 --> 00:09:39,083
‫فقط حواست به نانسی باشه.
‫صبح برمی‌گردم

120
00:09:39,208 --> 00:09:41,000
‫خودتون رو مسخره کردید!

121
00:09:48,166 --> 00:09:51,833
‫مشخصاتش رو ثبت کن، گلدیس.
‫من... میرم به «اسپدینگ» خبر بدم

122
00:09:57,500 --> 00:09:59,500
‫- نام؟
‫- رز گودینگ

123
00:09:59,625 --> 00:10:01,458
‫خدمتکار شبی؟

124
00:10:01,583 --> 00:10:03,750
‫افسر پلیس خانم «ماس» هستم

125
00:10:03,875 --> 00:10:06,000
‫- آدرس؟
‫- ریدم!

126
00:10:08,541 --> 00:10:10,375
‫شنیده بودم‌ها

127
00:10:11,625 --> 00:10:13,875
‫بین خانم‌های خیاط جاسوسی می‌کنی، نه؟

128
00:10:18,166 --> 00:10:20,166
پلاک ۶۷، وسترن رُد

129
00:10:22,708 --> 00:10:24,958
‫- بستگان درجه یک؟
‫- بستگان درجه یک چیه؟

130
00:10:25,083 --> 00:10:28,583
‫- نزدیک‌ترین خویشاوند با نسب خونی
‫- کسی رو ندارم

131
00:10:28,708 --> 00:10:31,458
‫می‌تونید یکی از اعضای خونواده‌تون رو بنویسید

132
00:10:36,625 --> 00:10:39,208
‫اصلاً دستبند هم بهت نمیدن، مگه نه؟

133
00:10:39,333 --> 00:10:42,125
‫درواقع، این مسئله به صلاحدیدِ مافوقمه

134
00:10:42,750 --> 00:10:45,708
‫اون‌وقت مافوق‌تون تا به امروز

135
00:10:45,833 --> 00:10:48,416
‫صلاح دیدن دستبند بدن دستتون؟

136
00:10:49,291 --> 00:10:50,958
‫- همراهم بیا
‫- لعنتی!

137
00:10:51,083 --> 00:10:54,916
‫چرا باید واسه کسی که علناً توی خیابون
‫بهش ریدم، ناشناس نامه بفرستم؟

138
00:10:55,041 --> 00:10:56,875
‫به نظرتون اصلاً همچین شخصیتی دارم؟

139
00:10:57,000 --> 00:10:59,500
‫همه‌شون میگن کار من نبوده

140
00:10:59,625 --> 00:11:03,333
‫ببین، خودت هم زنی،
‫من یه بچه دارم

141
00:11:03,458 --> 00:11:04,875
واقعاً؟

142
00:11:06,375 --> 00:11:09,041
‫پس شاید بهتر باشه قانون رو زیرپا نذاری

143
00:11:11,166 --> 00:11:12,625
‫جنده!

144
00:12:06,791 --> 00:12:09,250
‫- همیشه همین بو رو میده؟
‫- چه بویی؟

145
00:12:09,375 --> 00:12:12,541
‫شرمنده، به همچین جاهایی عادت ندارم

146
00:12:12,666 --> 00:12:14,250
‫درمورد رز بگو

147
00:12:15,791 --> 00:12:20,166
‫افسر خانم ماس، در پرونده‌های خانم در صورت
‫وجود حملات عصبی و گریه‌وزاری ورود می‌کنن

148
00:12:20,291 --> 00:12:21,500
‫خب...

149
00:12:22,750 --> 00:12:24,500
‫چجور آدمیـه؟

150
00:12:24,625 --> 00:12:27,333
‫خب، همگی مخلوقات خداوندیم،
‫و همگی مستحقیم که الطافش شامل حالمون بشه

151
00:12:27,458 --> 00:12:29,541
‫- خانم سوان؟
‫- بسیار شریره

152
00:12:29,666 --> 00:12:32,041
‫همون چیزی بود که بعد از جنگ، ازش می‌ترسیدیم

153
00:12:33,833 --> 00:12:35,833
‫باید همسایه‌ات رو دوست داشته باشی.
‫من هم سعی‌ام رو کردم اما...

154
00:12:37,416 --> 00:12:42,041
‫خب، بهار که تازه از
‫جزیره‌ی امرالد به اینجا اومده بود

155
00:12:42,166 --> 00:12:45,041
‫به وضوح مشخص بود
‫که با امثال ما جور درنمیاد

156
00:12:45,166 --> 00:12:47,291
‫شوهرش، پدرِ نانسی، توی جنگ مُرده بود

157
00:12:47,416 --> 00:12:51,250
دوست‌پسر جدیده‌ش، بیل، هم
‫بعد از اینکه برگشت آدم سابق نبود

158
00:12:51,375 --> 00:12:55,000
‫شنیدم که اولیـش نبوده،
‫چندتایی داشته

159
00:12:55,125 --> 00:13:00,916
‫خب، کاملاً مشخص بود
‫که توی این حیطه‌ی مشخص...

160
00:13:01,833 --> 00:13:05,125
‫...خیلی علاقمند به نظر میاد

161
00:13:06,333 --> 00:13:09,625
‫ولی دنبال یه شروع تازه بود.
‫می‌خواست یه خانم آبرومند باشه، برای همین...

162
00:13:10,416 --> 00:13:13,291
‫...فکر کنم خودم رو به چشم یک مُبلغ دیدم

163
00:13:13,416 --> 00:13:15,958
‫تا کمکش کنم مسیر جدیدی پیدا کنه

164
00:13:16,083 --> 00:13:19,583
‫اگه می‌تونستم دو تا کلمه بهت بگم
‫«خرده‌های روی زمین» رو می‌گفتم

165
00:13:19,708 --> 00:13:21,666
‫تمیزشون که بکنی،
‫بعدش همه‌چیز مرتب میشه

166
00:13:21,791 --> 00:13:25,791
‫عمه‌ام همیشه یه چیزی می‌خوند:
‫«اگه کف خونه‌ات کثیف باشه و به‌هم‌ریخته...

167
00:13:26,875 --> 00:13:28,958
‫دینگ دینگ، دودونگ دانگ»

168
00:13:29,625 --> 00:13:33,166
‫- در کل، نکته‌اش اینه که فاحشه بود
‫- آها، یادم می‌مونه

169
00:13:33,291 --> 00:13:36,583
‫راستی باید بیای بریم برای
‫بازی ورق «خانم‌های مسیحی»

170
00:13:36,708 --> 00:13:38,375
‫چه کوفتی هست؟

171
00:13:38,500 --> 00:13:40,333
‫- اپل‌جک!
‫- وای، کسکش!

172
00:13:40,458 --> 00:13:42,375
‫- چه فحشی دادی با صدای بلند
‫- کیرم دهنت!

173
00:13:42,500 --> 00:13:44,750
‫- توی خونه، اونم روز چهارشنبه
‫- خدایا!

174
00:13:47,875 --> 00:13:50,875
‫پس باهاش آشنا شدید؟

175
00:13:52,083 --> 00:13:53,916
‫یکمی

176
00:13:55,541 --> 00:13:57,541
‫خیلی تودل‌برو بود

177
00:13:58,625 --> 00:14:00,708
‫با همدیگه دوست شدیم

178
00:14:00,833 --> 00:14:03,916
‫- خودت با کسی هستی؟
‫- خب...

179
00:14:04,041 --> 00:14:07,333
‫نه. قبلاً نامزد داشتم اما...

180
00:14:07,458 --> 00:14:09,958
‫- خدایا، خط مقدم بود؟
‫- نه سیدنی، نمُرد

181
00:14:10,083 --> 00:14:12,458
‫فقط... گذاشت رفت

182
00:14:13,083 --> 00:14:14,333
‫چی؟

183
00:14:15,208 --> 00:14:17,500
‫حرمزاده‌ی کثافت!

184
00:14:18,458 --> 00:14:22,125
‫مطمئنم رنگ‌پریده بود. به سیدنی میاد
‫یه آدم رنگ‌پریده، کثیف و بدبختی باشه

185
00:14:22,750 --> 00:14:24,083
‫عجب

186
00:14:25,041 --> 00:14:28,041
‫زیاد بر و رو نداشت

187
00:14:28,166 --> 00:14:31,291
‫پدرم میگه بهتر که گذاشت رفت،
‫بخاطر اینکه مسیحی نبود

188
00:14:31,416 --> 00:14:33,458
‫خودم برات یه مرد درست و حسابی پیدا می‌کنم

189
00:14:33,583 --> 00:14:36,166
‫که با وحشت بیدارت کنه.
‫فهمیدی منظورم رو دیگه؟

190
00:14:38,166 --> 00:14:40,666
‫واقعاً که لایقش هستی.
‫جدی میگم، ایدیث.

191
00:14:41,375 --> 00:14:45,458
‫خب چی شد که بعد از شوهرت،
‫اومدی اینجا؟

192
00:14:46,625 --> 00:14:48,750
‫یه نسیم دلپذیر، ایدی عزیزم

193
00:14:50,791 --> 00:14:52,833
‫می‌دونم نباید به زبون آوردش،
‫ولی گاهی‌اوقات خوبه که...

194
00:14:52,958 --> 00:14:55,416
‫...از خونواده‌ی کوفتیت فاصله بگیری

195
00:14:59,250 --> 00:15:02,541
‫البته که... یه سری‌ها رو کُفری کرده

196
00:15:02,666 --> 00:15:06,000
‫آخه توی وسترن رُد چیزی نیست
‫که مخفی بمونه

197
00:15:06,125 --> 00:15:07,541
‫مثلاً...

198
00:15:08,541 --> 00:15:11,291
‫لعنتی!

199
00:15:11,416 --> 00:15:14,708
‫خدایا!

200
00:15:23,625 --> 00:15:26,250
‫مثلاً رختشورخونه و سرویس‌مون مشترک بود

201
00:15:26,375 --> 00:15:30,291
‫میشه گفت، هیچکدومشون هم
‫وضعیت مناسبی نداشتن

202
00:15:31,166 --> 00:15:32,625
‫- وای خدا!
‫- یا پیغمبر!

203
00:15:32,750 --> 00:15:35,375
‫وای خدا! وای خدای من!

204
00:15:35,500 --> 00:15:38,666
‫بعدش تولد پدرم توی
‫کلیسای سنت جان متودیست بود

205
00:15:43,583 --> 00:15:45,875
‫نه، نه، نه، شوخی می‌کنم.
‫فقط سرودهان

206
00:15:46,000 --> 00:15:48,000
‫یه چندتا شوخی جنسی و سرود!

207
00:15:51,500 --> 00:15:53,708
‫احتمالاً قبلش باید از کشیش بپرسم

208
00:15:55,958 --> 00:15:58,458
‫یالا ایدیث، واسه بابات یکم کیک بیار

209
00:15:58,583 --> 00:16:01,333
‫داره صحبت می‌کنه‌ها.
‫تموم شد میاد پیشت

210
00:16:01,458 --> 00:16:04,458
‫نه، الان می‌خوام

211
00:16:06,333 --> 00:16:07,958
‫یه لحظه

212
00:16:11,791 --> 00:16:14,833
‫- خداروشکر شوهرش اینجا نیست
‫- چی گفتی، ری؟

213
00:16:14,958 --> 00:16:17,458
‫- ها؟
‫- بگو ببینم چی گفتی

214
00:16:17,583 --> 00:16:21,000
‫وِلش کن!
‫ناسلامتی تولدمه‌ها

215
00:16:22,416 --> 00:16:24,500
‫ناسلامتی تولدته؟

216
00:16:24,625 --> 00:16:27,333
‫کی واسش مهمه؟
‫مگه هشت سالته شما؟

217
00:16:27,458 --> 00:16:29,791
‫حق نداری اینطوری باهام صحبت کنی

218
00:16:29,916 --> 00:16:32,458
‫گفتم اگه شوهرت اینجا بود،
‫چه فکری راجع‌بهت می‌کرد؟

219
00:16:32,583 --> 00:16:36,000
‫شوهرم مُرده، ری.
‫پس قطعاً فکر خاصی نمی‌کنه.

220
00:16:36,833 --> 00:16:40,166
‫احتمالاً داره فکر می‌کنه
‫چه حیف که کلوچه‌ها رو نخوردیم

221
00:16:40,291 --> 00:16:42,750
‫انگار خیلی راحت تونست قِسر در بره!

222
00:16:42,875 --> 00:16:44,750
‫وای!

223
00:16:48,791 --> 00:16:50,458
‫کیک

224
00:16:52,041 --> 00:16:54,416
‫نتونستم ببرمش بازی ورق خانم‌ها

225
00:16:56,250 --> 00:16:57,958
‫فرداش دیدمش

226
00:17:00,000 --> 00:17:03,416
‫اگه واسه معذرت‌خواهی اومدی،
‫پدرم داخلـه

227
00:17:03,541 --> 00:17:05,375
‫نیومدم معذرت‌ خواهی کنم

228
00:17:05,500 --> 00:17:07,416
‫واقعاً چرا باید بیرونِ توالت
‫معذرت خواهی بکنم؟

229
00:17:07,541 --> 00:17:10,458
‫- ولی رز، رفتار دیشبت رو می‌گم
‫- اون رِی آشغال زر می‌زد

230
00:17:10,583 --> 00:17:12,791
پدرت هم باید یکمی ملاحظه کنه

231
00:17:12,916 --> 00:17:15,125
‫به نظر من، یه خانم موجه
‫نباید اینطوری رفتار کنه

232
00:17:15,250 --> 00:17:17,833
‫دفعه‌ی بعدی یادم می‌مونه
با خانم معلم جماعت دوست نشم

233
00:17:17,958 --> 00:17:20,541
‫بدبختِ پخمه‌ی نُنر!
‫من داشتم طرفداریت رو می‌کردم!

234
00:17:28,291 --> 00:17:32,291
‫راستش واقعاً باید برم دستشویی!
‫میشه یه لحظه بری کنار؟

235
00:17:32,416 --> 00:17:35,750
‫گوش‌هاتم بگیر! لعنتی!

236
00:17:36,958 --> 00:17:39,666
‫روز بعدش، سروکله‌ی مأمورین
‫سازمان حمایت از کودکان پیدا شد

237
00:17:43,000 --> 00:17:46,666
‫ولی واقعاً نمی‌دونم
‫علت اومدن‌شون چی بود

238
00:17:51,291 --> 00:17:53,958
‫گزارش مزاحمتِ خونگی داشتیم

239
00:17:54,875 --> 00:17:57,666
‫بیا اینجا، نانسی.
‫کی همچین حرفی زده؟

240
00:17:59,750 --> 00:18:02,625
‫فکر نمی‌کنم دخترکوچولوهای گل
‫با همچین چیزی بازی کنن، درسته خوشگل؟

241
00:18:02,750 --> 00:18:05,166
‫- کی گفته من گلم؟
‫- بله. نـه. بدو برو داخل.

242
00:18:05,291 --> 00:18:06,916
‫بده‌ش به من. واسه بیلـه.

243
00:18:07,041 --> 00:18:12,625
‫هیچ چیزی بدتر از این نیست که اونطوری
‫در ملأ عام خونواده‌ات رو بازخواست کنن

244
00:18:23,416 --> 00:18:25,041
‫کارِ من نـ... رز! نه!

245
00:18:25,166 --> 00:18:27,333
‫رز! رز، من گزارشت رو ندادم!

246
00:18:27,458 --> 00:18:30,750
‫- از کِی نامه‌ها میومدن؟
‫- دقیقاً بعد از اون جریان

247
00:18:33,083 --> 00:18:37,000
‫- از همون موقع دیگه حرف نزدیم
‫- خب، با این اوصاف...

248
00:18:38,208 --> 00:18:40,041
‫سر هیچ و پوچ بود

249
00:18:41,041 --> 00:18:44,250
‫چه بلایی سرش میاد؟

250
00:18:46,833 --> 00:18:48,458
‫ممنون، خانم سوان

251
00:18:55,791 --> 00:18:58,916
‫همونطوری که فکر می‌کردیم،
‫همه‌ی شواهد برعلیه رز گودینگه، قربان

252
00:18:59,041 --> 00:19:00,458
‫احسنت

253
00:19:00,583 --> 00:19:03,791
‫خب، اصلاً هم تعجب‌آور نیست.
‫مثل روز برام روشن بود.

254
00:19:18,708 --> 00:19:20,791
‫قربان؟

255
00:19:21,541 --> 00:19:24,958
‫- بازداشت می‌مونه؟
‫- نسبت ناروا اتهام کوچکی نیست

256
00:19:25,083 --> 00:19:27,458
‫حرفتون درسته.
‫ولی چه مدرکی برعلیه‌ش هست؟

257
00:19:29,791 --> 00:19:31,625
‫انگیزه، زمان‌بندی

258
00:19:31,750 --> 00:19:36,916
‫من رو از این سلول کیری دربیارید،
‫کسکش‌های بی‌خایه‌ی حروم‌لقمه!

259
00:19:38,250 --> 00:19:41,458
‫تشابه کلمات

260
00:19:41,583 --> 00:19:45,541
‫همه می‌دونن کار خودشه، عزیز.
‫از وقتی که از راه رسیده، موی دماغ همه بوده

261
00:19:45,666 --> 00:19:48,083
‫یادته تولدش می‌خواست از
‫دیوارِ میخونه بالا بره؟

262
00:19:48,208 --> 00:19:49,541
‫افتاد روی ران فلاور

263
00:19:49,666 --> 00:19:51,708
میگه هنوزم وقتی به سمت چپ می‌چرخه
‫دردش رو احساس می‌کنه

264
00:19:51,833 --> 00:19:53,916
‫بدبخت همیشه هم مثل خودمون
‫این طرفی میشه

265
00:19:54,041 --> 00:19:56,291
‫ببینید، الان دارم این کار رو می‌کنم

266
00:19:56,416 --> 00:20:00,041
‫آها. نه، خیلی... قانع‌کننده بود

267
00:20:00,166 --> 00:20:03,833
‫می‌دونم که داری جای پات رو محکم می‌کنی
‫و پدرت هم پلیس خوبی بود

268
00:20:03,958 --> 00:20:06,750
‫ولی اداره‌ی پلیس سلسه مراتب داره، عزیزم

269
00:20:09,000 --> 00:20:10,458
‫بله، قربان

270
00:20:16,583 --> 00:20:19,291
‫رز گودینگ، ‫شما متهم به نوشتنِ

271
00:20:19,416 --> 00:20:22,791
‫این نامه‌های شریرانه ‫به ایدیث سوان هستید

272
00:20:22,916 --> 00:20:24,458
‫انگیزه‌ی مشخصی برای ‫انجام این کار داشتید،

273
00:20:24,583 --> 00:20:27,166
‫و شواهد کافی برای پذیرفتن
‫اتهام شما وجود دارد

274
00:20:27,291 --> 00:20:31,375
‫بنا بر گفته‌ها، این خانم مسیحیِ
‫زیبا و جوان رو به ستوه آوردید

275
00:20:31,500 --> 00:20:34,166
‫که آزار و اذیت زیادی رو متحمل شده

276
00:20:34,291 --> 00:20:39,500
‫بدینوسیله، با قرار وثیقه‌ی سه پوندی
‫تا زمان دادگاه، می‌تونید آزاد بشید

277
00:20:39,625 --> 00:20:41,625
‫آیا استطاعتش رو دارید؟

278
00:20:44,833 --> 00:20:45,875
‫خیر

279
00:20:46,000 --> 00:20:51,541
‫بسیارخب، پس به مدت دو ماه و نیم
‫در زندان پورتسموث حبس خواهید شد

280
00:20:53,541 --> 00:20:55,083
‫بعدی!

281
00:21:01,625 --> 00:21:05,208
‫هی، سرت رو بالا بگیر، نانس.
‫تهش می‌فهمن کار من نبوده، خب؟

282
00:21:05,333 --> 00:21:07,916
‫- از کجا مطمئنی؟
‫- چون مامانی هیچ کار اشتباهی نکرده

283
00:21:08,041 --> 00:21:09,458
‫دقیقاً

284
00:21:09,583 --> 00:21:11,625
‫فقط تکالیفت رو انجام بده
‫و دست به گیتار بیل نزن

285
00:21:11,750 --> 00:21:13,666
‫پس‌اندازی چیزی داری؟

286
00:21:14,500 --> 00:21:17,500
‫اگه لازم باشه برم سرکار،
‫مشکلی نیست. میرم.

287
00:21:17,625 --> 00:21:20,625
‫بله، حقوق یک هفته‌ام پیش خانم میلزه.
‫مشکلی پیش نمیاد.

288
00:21:20,750 --> 00:21:23,416
‫یک هفته؟ رز، دارن می‌فرستنت هلفدونی.
‫اگه هیچوقت برنگردی، چی؟

289
00:21:23,541 --> 00:21:26,833
‫مغز نداری تو، مرد؟
‫مراقبـش باش.

290
00:21:28,916 --> 00:21:31,000
‫می‌خوای واسه خونواده‌ات نامه بفرستم؟

291
00:21:31,125 --> 00:21:34,625
‫- نه
‫- زندون خوبیـه، مامانی؟

292
00:21:38,083 --> 00:21:40,416
‫حتماً همینطوره، عزیزم

293
00:21:40,541 --> 00:21:43,708
‫آشغال‌های کیری!

294
00:21:54,666 --> 00:21:57,083
‫هیس، هیس!

295
00:22:04,500 --> 00:22:07,500
‫جداشون کن! جداشون کن!

296
00:22:09,000 --> 00:22:10,750
‫برید کنار!

297
00:22:28,833 --> 00:22:33,000
‫...بعدِ بازی، داشتن تند تند سکس می‌کردن،

298
00:22:33,125 --> 00:22:36,500
‫چون عموش طبقه بالا بود.
‫میگه خیلی بی‌حیاست،

299
00:22:36,625 --> 00:22:38,291
‫همه فن حریفه و...

300
00:22:38,416 --> 00:22:41,750
‫- خانم ماس؟
‫- ادامه بدید. به نظر داستان جالبی میاد.

301
00:22:42,375 --> 00:22:44,750
‫خب... فکر نکنم

302
00:22:45,500 --> 00:22:48,500
‫خطبه‌ی روز یکشنبه نیست والا

303
00:22:48,625 --> 00:22:52,125
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- اولا، که امضاتون رو می‌خوام، قربان

304
00:22:52,250 --> 00:22:53,375
‫چی هست؟

305
00:22:53,500 --> 00:22:57,125
‫توی محوطه بدون کلاه ایمنی
‫داشته موتورسواری می‌کرده

306
00:22:57,250 --> 00:23:01,041
‫- برخلاف قوانین محلی
‫- حالت خوبه؟ حتماً روبه‌راه نیستی

307
00:23:01,166 --> 00:23:04,666
‫بله، خیالم راحته که برگشتم پیشتون، پاسبون پاپرویک

308
00:23:04,791 --> 00:23:06,583
‫هی! کارهای خوبی انجام دادی

309
00:23:06,708 --> 00:23:09,541
‫دوم، نامه‌های ایدیث سوان
‫رو بررسی کردم،

310
00:23:09,666 --> 00:23:11,750
‫به نظرم متهم بی‌گناهـه

311
00:23:11,875 --> 00:23:14,208
‫- داشتم به دستخط نگاه می‌کردم...
‫- پرونده‌ی شما نیست

312
00:23:14,333 --> 00:23:16,208
‫ظاهراً واقعاً کار یکی دیگه‌ست، قربان

313
00:23:16,333 --> 00:23:18,416
مزخرفات تحصیل‌کرده‌ها

314
00:23:20,875 --> 00:23:24,166
‫وای، انحنای «ف» رو ببین،
‫نقطه‌ی...

315
00:23:25,583 --> 00:23:28,375
‫- «یـ»؟
‫- بله، دقیقاً «یـ».

316
00:23:28,500 --> 00:23:31,375
‫یا حتی جِ چسبیده

317
00:23:31,500 --> 00:23:34,916
‫- پس، دو تا گزینه داریم
‫- واقعاً الفبات داره پیشرفت می‌کنه

318
00:23:35,041 --> 00:23:37,541
‫دستخط واسه قاضی جماعت مهم نیست

319
00:23:37,666 --> 00:23:40,083
‫از دستورات پیروی کن
‫وگرنه همه‌چیز از هم می‌پاشه

320
00:23:40,208 --> 00:23:42,625
‫بله، افسر خانم جماعت
‫کارآگاه بازی درنمیاره، عزیزم

321
00:23:45,166 --> 00:23:46,416
‫قربان

322
00:23:46,541 --> 00:23:48,375
‫کجا میری؟

323
00:23:48,500 --> 00:23:52,500
‫برم سلامت روحی یه خانم قربانیِ جرم
‫توی این محله رو بررسی کنم

324
00:23:52,625 --> 00:23:54,916
‫که گمونم، توی حوزه‌ی تخصص من باشه

325
00:24:09,541 --> 00:24:12,833
‫خب... امیدوارم همچین آدمی نبوده باشی
‫(به یاد مأمور پلیس ماس)

326
00:24:33,083 --> 00:24:35,041
‫خانم افسر پلیس ماس هستم

327
00:24:35,166 --> 00:24:37,458
‫خانم افسر پلیس ماس هستم

328
00:24:39,750 --> 00:24:42,041
‫خانم افسر پلیس ماس هستم

329
00:24:45,916 --> 00:24:47,333
‫همه‌چیز حکم یه آزمون رو داشته

330
00:24:47,458 --> 00:24:51,208
‫آزمون کلمه‌ای بیش نیست
‫برای توصیف قدرت و وجدانـم

331
00:24:51,875 --> 00:24:54,791
‫خبرگزاری‌ها! ریختن رو سرمون

332
00:24:55,541 --> 00:24:58,375
‫دلم نمی‌خواد به چشم قربانی
‫بهم نگاه کنن، افسر پلیس ماس

333
00:24:58,500 --> 00:25:00,916
‫فکر نکنم کسی به چشم قربانی بهتون نگاه کنه

334
00:25:01,041 --> 00:25:03,416
‫بهم میگن: «خانم سوان شرافتمند»

335
00:25:03,541 --> 00:25:06,583
‫مستقیم نقل کردن. ولی خب من چی بگم؟
‫می‌خواید بخونیدش؟

336
00:25:06,708 --> 00:25:08,375
‫اوه، نیازی نیست

337
00:25:08,500 --> 00:25:11,750
‫خب می‌تونید یه نسخه ازش رو
‫با خودتون ببرید. ما زیاد داریم

338
00:25:11,875 --> 00:25:14,208
‫حتماً خانم گودینگ تا حالا
‫به زندون پورتسموث رسیده

339
00:25:14,333 --> 00:25:18,583
‫- آره، فکرش عذابم میده
‫- چرا؟ دو دل شدی؟

340
00:25:18,708 --> 00:25:20,416
‫ای کاش اینطور بود. نه

341
00:25:21,000 --> 00:25:23,875
‫فکرم درگیر اینه که چرا بیشتر کمکـش نکردم.
‫من ازش خوشم میومد

342
00:25:25,166 --> 00:25:30,125
‫تنها چیزی که تسلی قلبمه،
‫اینه که بخاطر اخلاق و وجناتِ رز،

343
00:25:30,250 --> 00:25:33,166
‫شاید توی زندون
‫بتونه یکی مثل خودش پیدا کنه

344
00:25:33,291 --> 00:25:36,125
‫- توی زندون پورتسموث؟
‫- نه، نـــه، منظورم قاتلین و متجاوزین نیستن

345
00:25:36,250 --> 00:25:39,166
‫بیشتر نظرم روی دائم‌الخمرها
‫یا شایدم همجنس‌گراهاست

346
00:25:39,291 --> 00:25:41,125
‫صرفاً سعی دارم نیمه‌ی پُر لیوان رو ببینم

347
00:25:42,583 --> 00:25:44,916
‫شما چی، خانم سوان؟

348
00:25:45,041 --> 00:25:48,041
‫کسی دیگه‌ای هم هست که ممکنه
‫همچین کاری بکنه؟ به نظر شما؟

349
00:25:48,166 --> 00:25:50,000
‫به نظر من؟

350
00:25:51,416 --> 00:25:54,125
‫نه، هیچکس

351
00:25:57,666 --> 00:26:02,125
‫اومده خبرِ ایدیث رو بگیره

352
00:26:02,750 --> 00:26:04,916
‫یه افسر پلیس خانم؟

353
00:26:06,333 --> 00:26:08,208
‫وای نگاه کنید،
‫خورشید از مغرب طلوع کرده

354
00:26:10,291 --> 00:26:14,333
‫شوخی می‌کنه. به نظرمون
‫افسر پلیس خانم بودن جالب میاد

355
00:26:14,458 --> 00:26:16,916
‫متوجهم. تغییره

356
00:26:17,666 --> 00:26:21,458
‫- شنیدم توی مدرسه عالی بودی، ایدیث
‫- جهان داره رو به فنا میره

357
00:26:22,583 --> 00:26:27,291
‫خب، نه راستش. یه چندتا جایزه گرفتم اینجا،
‫اون طرف هم تکی سوپرانو اجرا کردم

358
00:26:27,416 --> 00:26:29,291
‫نابغه‌ی نسل جدید بود

359
00:26:30,375 --> 00:26:33,291
‫حرف‌هایی که میزد.
‫انگار که همیشه دنبال بهترین بودن بود

360
00:26:33,416 --> 00:26:37,583
‫به نظرم، بخاطر اینه که
‫ده تا خواهر و برادر کوچکتر از خودش داشت

361
00:26:37,708 --> 00:26:39,708
‫حالا دیگه همه‌شون رفتن، اما...

362
00:26:40,708 --> 00:26:43,250
‫همیشه یه جوجه جا می‌مونه

363
00:26:43,375 --> 00:26:46,958
‫توی طبیعت رو نمی‌گم،
‫منظورم توی خونه‌ی ماست

364
00:26:48,750 --> 00:26:51,666
‫بعد از ۱۲ سالگی،
‫توی مدرسه موندی، پس؟

365
00:26:53,333 --> 00:26:58,583
‫- نظرت در این مورد چیه؟
‫- منظورتون حق رأی برابره؟

366
00:26:58,708 --> 00:27:03,666
‫دو تا از پسرهام هنوز توی فرانسه‌ان.
‫بخاطر چی جون دادن؟

367
00:27:05,291 --> 00:27:06,500
‫چرا؟

368
00:27:09,708 --> 00:27:13,541
‫- باید برم بازی ورق با خانم‌ها
‫- آها، میشه من هم بیام؟

369
00:27:15,250 --> 00:27:16,666
‫سلام، دخترها

370
00:27:16,791 --> 00:27:20,208
‫ایشون گلدیسـه.
‫گلدیس، ایشون کیت و میبل هستن

371
00:27:20,333 --> 00:27:22,750
‫دوران جنگ ورق بازی می‌کردیم،
‫با همین سرپا موندیم

372
00:27:22,875 --> 00:27:24,458
‫افسر

373
00:27:24,583 --> 00:27:27,125
‫واست «لردی جان» آوردم

374
00:27:27,250 --> 00:27:31,583
‫همه‌چیز رو توی روزنامه خوندم،
‫بابت این حادثه‌ی غم‌انگیز... تبریک می‌گم

375
00:27:31,708 --> 00:27:34,666
‫ممنونم.
‫واقعاً که دوران سختی بوده

376
00:27:34,791 --> 00:27:38,250
‫- همه رو خوندی، میبل؟
‫- وقت نشد که، عزیزم

377
00:27:38,375 --> 00:27:40,458
‫مشغول کشیدن بودم

378
00:27:40,583 --> 00:27:43,916
‫خواستم لباس فرمش رو تنگ کنم،
حدأقل ‫می‌تونستم آستین‌هاش رو درست کنم

379
00:27:44,041 --> 00:27:46,000
‫ممنون ایدی، نیازی نیست

380
00:27:46,125 --> 00:27:48,125
‫واسه شوهرش بوده.
‫ایشون هم پستچی بودن

381
00:27:48,250 --> 00:27:51,625
‫توی آبراهه غرق شده، برای همین هم...
‫انتخاب خودش بوده

382
00:27:52,333 --> 00:27:56,833
‫فقط یه چند تا داستان توی روزنامه‌ست، میبل.
‫چیز خاصی نیست.

383
00:27:56,958 --> 00:28:02,208
‫هجوم هم‌دردی بقیه به من و محبته

384
00:28:02,333 --> 00:28:06,541
‫موج موج محبت میاد.
‫واقعاً که تجربه‌ی متواضعانه‌ایه

385
00:28:06,666 --> 00:28:10,416
‫به نظرم یه جور تصدیقه
‫برای اینکه شرایط بدی رو پشت‌سر گذاشتم

386
00:28:10,541 --> 00:28:13,458
‫ولی سربلند ازش بیرون اومدم

387
00:28:13,583 --> 00:28:16,000
‫نمی‌دونم. من نباید به زبون بیارم.
‫ولی به نظرم همینطوره.

388
00:28:16,125 --> 00:28:21,125
‫- خب، حدأقل پشت میله‌های زندونـه
‫- عزیزم، آرومتـر. ناسلامتی یه دختربچه داره

389
00:28:21,250 --> 00:28:23,916
‫خب، همه‌مون دختربچه داریم

390
00:28:24,041 --> 00:28:27,250
‫خب خودم نه، من طوطی دارم
‫ولی رسیدگی بهش سخته

391
00:28:27,375 --> 00:28:31,416
‫ما که مطمئن نیستیم کار خودشه یا نه.
‫راستش به نظرم کار رز نیست

392
00:28:31,541 --> 00:28:33,708
‫بخاطر شهادتِ من متهم شد، میبل

393
00:28:33,833 --> 00:28:37,291
‫- به نظرت کارِ اون نبود؟
‫- خب... نه

394
00:28:38,083 --> 00:28:41,083
‫به نظرتون شخص دیگه‌ای هست
‫که ممکنه همچین کاری با ایدیث بکنه؟

395
00:28:41,208 --> 00:28:43,291
‫- هرکسی که ازش کینه به دل گرفته باشه؟
‫- فکر نمی‌کنم

396
00:28:43,416 --> 00:28:47,250
‫- نه
‫- شرمنده دیر کردم. اندرو فرار کرده بود

397
00:28:47,375 --> 00:28:48,875
‫- اندرو کیه؟
‫- یه خوک

398
00:28:49,000 --> 00:28:51,833
‫- آها، که اینطور
‫- کینه؟ خدای من، آره!

399
00:28:51,958 --> 00:28:54,541
‫از ایدیث؟
‫هیچی نشده، چهار نفر اومدن توی ذهنـم

400
00:28:54,666 --> 00:28:59,041
‫- آره، مارجری استونز!
‫- آها، پس شد پنج تا. اینو یادم نبود

401
00:28:59,166 --> 00:29:01,708
‫لبنیاتی؟
‫فکر می‌کردم با همدیگه خوبیـم

402
00:29:01,833 --> 00:29:04,375
‫- نه بابا
‫- میگه تو خودت رو می‌گیری

403
00:29:04,500 --> 00:29:07,208
‫- عه، چشمم روشن
‫- اگه من بودم به یه ورم هم نمی‌گیرفتمش

404
00:29:07,333 --> 00:29:10,791
‫جالبه که تازه فهمیدم...

405
00:29:10,916 --> 00:29:13,875
‫ببخشیدها، ولی میشه یه لحظه صبر کنید؟

406
00:29:14,000 --> 00:29:16,833
‫- میشه ساکت بشید؟
‫- ساکت شدیم دیگه

407
00:29:17,625 --> 00:29:18,916
‫درسته

408
00:29:19,041 --> 00:29:23,916
‫افسر خانمی که اسمت رو یادم رفته،
‫منظورت اینه که رز متهم نیست؟

409
00:29:26,583 --> 00:29:28,625
‫تحقیقاتش با من نیست،

410
00:29:28,750 --> 00:29:31,958
‫ولی قبل از اینکه کسی رو بندازیم زندون،
‫باید همه‌ی جوانب رو بررسی کنیم

411
00:29:32,083 --> 00:29:33,875
‫گوش کن بهم، خانم

412
00:29:34,000 --> 00:29:36,291
‫که چی بشه؟ آزادش کنی؟

413
00:29:36,416 --> 00:29:38,958
‫اگه متهم نیست،
‫می‌خوای بذاری راست راست اینجا بچرخه؟

414
00:29:39,791 --> 00:29:42,041
‫خب... آره

415
00:29:42,791 --> 00:29:46,041
‫- این زن گربه‌صفت حیا نداره
‫- گربه چمیدونه حیا چیه

416
00:29:46,166 --> 00:29:50,666
‫- منظورم اینه که حد و مرزی نداره
‫- رز مثل بقیه نیست ولی ظالم هم نیست

417
00:29:50,791 --> 00:29:52,375
‫جدی می‌فرمایید؟

418
00:29:52,500 --> 00:29:56,416
‫ایدیث رو یه ترشیده‌ی بدریخت
‫و بی‌احساس بخونه که هنوز خونه‌ی باباشه

419
00:29:56,541 --> 00:29:58,458
‫و از خودش زندگی نداره، ظالمانه نیست؟

420
00:29:59,041 --> 00:30:01,375
‫فکر نمی‌کنم همچین چیزهایی
‫توی نامه‌ها نوشته باشه

421
00:30:01,500 --> 00:30:03,916
‫- خب پس از کجام درآوردمشون؟
‫- گمونم، از توی ذهنته

422
00:30:06,166 --> 00:30:08,083
‫درسته. خب...

423
00:30:09,083 --> 00:30:11,375
‫با این اوصاف، ببخشید ایدیث

424
00:30:12,333 --> 00:30:17,250
‫درسته دوست‌های ایدی هستیم
‫ولی با رز هم آشنا شدیم و ازش خوشمون میاد

425
00:30:17,375 --> 00:30:19,416
‫- ببخشید، ایدیث
‫- نیازی به عذرخواهی نیست

426
00:30:19,541 --> 00:30:21,625
‫هر نوع محبتی نسبت به دیگران
‫مایه‌ی خرسندیِ منـه

427
00:30:21,750 --> 00:30:25,875
‫اگه کار اون نباشه، توی اون هلفدونیِ
‫اسفناک منتظر دادگاه نشسته

428
00:30:26,000 --> 00:30:30,583
‫خونواده‌اش هم یه یه قرونی ندارن،
‫چه برسه به سه پوند برای آزاد کردنـش

429
00:30:31,708 --> 00:30:33,500
‫آخه چه کاری میشه انجام داد؟

430
00:30:53,416 --> 00:30:58,708
‫«افسر ماس، من اونقدرهام احمق نیستم
‫که آبروی خودم رو نخوام»

431
00:30:58,833 --> 00:31:02,916
‫«همه‌چیز ختم میشه به یه هرزه‌ای
‫که از ایرلند فراری شده»

432
00:31:03,041 --> 00:31:05,333
‫«همکار آقاتون فکر می‌کنه کارِ منـه»

433
00:31:06,125 --> 00:31:10,666
‫«ولی بخاطر خودم نبود که از ایرلند رفتم،
‫بلکه بخاطر نانسی بود»

434
00:31:11,416 --> 00:31:16,083
‫«آخه چرا باید همه‌چیز رو با نامه نوشتن
‫به ایدیث سوان به خطر بندازم؟»

435
00:31:16,208 --> 00:31:18,541
‫«باید بدونی که کارِ من نبوده»

436
00:31:18,666 --> 00:31:22,208
‫«شاید خیلی ازم خوشت نیاد،
‫ولی نمی‌تونی کمکـم کنی؟»

437
00:31:22,791 --> 00:31:25,250
‫«بااحترام، رز گودینگ»

438
00:31:29,500 --> 00:31:34,125
‫«خانم گودینگ عزیز،
‫بنده عملاً هیچ کاری از دستم برنمیاد»

439
00:31:34,250 --> 00:31:38,000
‫«من یک افسرِ پلیسـم،
‫و شما مظنونی»

440
00:31:38,125 --> 00:31:41,875
‫«کمک کردن به شما معنیـش نقضِ
‫ساده‌ترین قوانینِ کاریمه»

441
00:31:42,000 --> 00:31:44,625
‫«کاملاً مُسَلمه»

442
00:31:44,750 --> 00:31:48,708
‫«بااحترام، خانم افسر پلیس ماس»

443
00:31:59,750 --> 00:32:01,833
‫- یالا بریم
‫- چیه؟

444
00:32:01,958 --> 00:32:04,750
‫تا زمان دادگاه، برات وثیقه گذاشتن.
‫عجله کن!

445
00:32:06,416 --> 00:32:08,875
‫نه بابا؟ من؟

446
00:32:10,000 --> 00:32:11,583
‫کی؟

447
00:32:19,083 --> 00:32:22,625
‫چی؟ آخه چرا همچین کاری کردید؟

448
00:32:22,750 --> 00:32:25,875
‫نیازی به کمکتون نداشتم، حالم خوب بود.
‫داشتم خوش می‌گذروندم.

449
00:32:28,083 --> 00:32:30,083
‫سه پوند از کجا آوردید؟

450
00:32:30,208 --> 00:32:32,500
‫یکی از خوک‌هاش رو فروخته

451
00:32:33,291 --> 00:32:36,208
‫- واقعاً؟
‫- خب، بدجور مریض شده بود؛ پس چیزی رو از دست ندادم

452
00:32:37,250 --> 00:32:39,250
‫باورم نمیشه همچین کاری کرده باشی

453
00:32:39,375 --> 00:32:44,500
‫جدی می‌گم، به کسی نگی‌ها.
‫داشت از التهاب می‌مُرد.

454
00:32:45,333 --> 00:32:47,875
‫- التهاب؟
‫- التهاب خوکی

455
00:32:48,791 --> 00:32:50,000
‫خدای من

456
00:32:52,166 --> 00:32:55,166
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- هیچی

457
00:32:56,208 --> 00:32:58,833
‫تا زمان دادگاه، آفتابی نمی‌شم

458
00:33:00,375 --> 00:33:03,166
‫آخه اصلاً نمی‌فهمم که چرا
‫فکر می‌کنن کارِ منـه

459
00:33:03,291 --> 00:33:05,250
فقط ‫یکی دو بار وحشی‌ بازی درآورده بودم

460
00:33:05,375 --> 00:33:07,541
‫خب این که به درد دادگاه نمی‌خوره

461
00:33:07,666 --> 00:33:10,041
‫آخه مردم همیشه درگیر بحث و جدل‌ان

462
00:33:10,875 --> 00:33:13,416
‫چرا تو ولی بقیه نه؟

463
00:33:13,541 --> 00:33:17,416
‫- خب، اصلاً چرا سیدنی نه؟
‫- چرا سیدنی؟

464
00:33:17,541 --> 00:33:21,166
‫ایدیث توی یه کار کثیفی همراهیش کرد،
‫و یهو رهاش کرد

465
00:33:21,291 --> 00:33:24,375
‫چی؟ ایدیث ولش کرد؟
‫فکر می‌کردم برعکس بوده

466
00:33:24,500 --> 00:33:26,375
‫نه با توجه به چیزی که من یادم میاد

467
00:33:26,500 --> 00:33:28,208
‫چرا هیچکس اون رو متهم نکرده؟

468
00:33:28,333 --> 00:33:30,083
‫آدم محترمیه، ولی من نه

469
00:33:30,208 --> 00:33:32,041
‫خب، همه که پیغمبر نیستن

470
00:33:32,166 --> 00:33:35,166
‫من خودم خانم دوست‌داشتنیی هستم،
‫ولی عادات بهداشتیِ عهدبوقی دارم

471
00:33:35,291 --> 00:33:38,375
‫حتی واسه خودم هم نگران‌کننده‌ان.
‫این یعنی که من مجرمم؟

472
00:33:38,500 --> 00:33:40,291
‫نه والا

473
00:33:40,416 --> 00:33:43,208
‫وقتی هم که توی کارخونه‌شون کار می‌کردیم،
‫احترام اهمیتی نداشت

474
00:33:43,333 --> 00:33:45,166
‫یا تراکتورهاشون رو می‌روندیم

475
00:33:45,291 --> 00:33:48,291
‫باید برگردیم سراغ احترام، نه؟

476
00:33:48,416 --> 00:33:50,958
‫خب... گور سرشون!

477
00:33:51,583 --> 00:33:53,916
‫یکمی مشروب دارم.
‫ریدم سرتاپاشون!

478
00:34:03,625 --> 00:34:09,541
اون... نانسه؟

479
00:34:18,125 --> 00:34:21,833
‫نانسی! گفتم وقتی نیستم
‫با گیتار چیکار کنی؟

480
00:34:21,958 --> 00:34:26,250
‫برو داخل! مثل سگ داری سیگار می‌کشی!
‫دوست داری شش‌هات سیاه بشه؟

481
00:34:35,291 --> 00:34:37,458
‫دارم بهتر میشم! ببخشید

482
00:34:37,583 --> 00:34:41,583
‫کافی نیست!
‫چند وقت نبودم و نشستی داری...

483
00:34:47,916 --> 00:34:50,625
‫نگفته بودم برمی‌گردم؟

484
00:34:54,000 --> 00:34:55,833
‫می‌بینی؟

485
00:35:00,791 --> 00:35:03,458
‫نذار خرابت کنن، خب؟

486
00:35:33,375 --> 00:35:36,208
‫اقرار کن، مخصوصاً واسه من اصلاح کردی

487
00:35:38,125 --> 00:35:41,041
‫آخ! لعنتی می‌خوای بسوزونیم؟

488
00:35:45,833 --> 00:35:49,375
‫- واقعاً نانس چطوری بوده؟
‫- خوب بود

489
00:35:49,500 --> 00:35:51,333
‫می‌دونی که، دوستت داره

490
00:35:51,458 --> 00:35:53,833
‫می‌دونم. هردتون دوستم دارید

491
00:36:03,083 --> 00:36:05,083
‫- سلام علیکم. نامه‌ی روزانه
‫- نه!

492
00:36:05,208 --> 00:36:08,208
‫نه، نه، نه... نمی‌خوام سرِ نامه‌ها سین‌جیمت کنم

493
00:36:08,333 --> 00:36:09,750
‫پس چی؟

494
00:36:10,708 --> 00:36:13,166
‫نه، اتفاقاً می‌خوام همین کار رو بکنم

495
00:36:13,291 --> 00:36:15,458
‫چرا واسشون مهمه اصلاً؟

496
00:36:15,583 --> 00:36:17,625
‫چون مردم دوست دارن
‫از یکی جانبداری کنن

497
00:36:17,750 --> 00:36:20,750
‫- توی نامه‌هاشون زیاد زر می‌زنن
‫- واقعاً جالبن

498
00:36:22,333 --> 00:36:24,208
‫«در پرونده‌ی خاص...

499
00:36:25,666 --> 00:36:30,458
‫...قربانی نامه‌های لیتل‌همپتون،
‫خانم ایدیث سوان سخن از

500
00:36:30,583 --> 00:36:33,625
‫ایمان و بردباریِ آبرومندانه و بزرگ‌منشانه...»

501
00:36:33,750 --> 00:36:35,791
‫خدایا بهم صبر بده!

502
00:36:43,958 --> 00:36:46,333
‫این خونه‌ها دارن به فنا میرن

503
00:36:46,458 --> 00:36:49,500
‫ببخشید بابا، می‌خواستم برم سراغ کار بعدی

504
00:36:49,625 --> 00:36:51,791
‫غرق شهرتت شدی، نه؟

505
00:36:52,666 --> 00:36:55,916
‫غرق رویاپردازی شدی؟

506
00:36:57,416 --> 00:37:00,583
‫- هوا برت نداره
‫- نه پدر جان، گفتم دو دقیقه بشینم

507
00:37:00,708 --> 00:37:03,083
‫- جایگاهت رو فراموش نکن
‫- چشم

508
00:37:10,833 --> 00:37:12,708
‫بله، پدر

509
00:37:37,958 --> 00:37:39,625
‫رز؟

510
00:37:44,125 --> 00:37:45,791
‫چه زمان‌بندیِ خوبی

511
00:37:45,916 --> 00:37:49,458
‫خیلی به اولین دیدارمون فکر کردم
‫و دست به دعا شدم

512
00:37:51,458 --> 00:37:55,625
‫خب... کدورتی نیست.
‫بد نبود چند وقتی از اینجا دور شدم

513
00:37:58,041 --> 00:38:02,375
‫- من می‌بخشمت، رز
‫- ایدیث... کار من نبوده

514
00:38:05,750 --> 00:38:07,541
‫اون کیه؟

515
00:38:07,666 --> 00:38:10,250
‫منم. ببخشید.

516
00:38:11,000 --> 00:38:13,791
‫فکر کردم یکمی شرایط خصوصیه

517
00:38:13,916 --> 00:38:17,416
‫ولی نمی‌خواستم برم
‫که مبادا مشکلی پیش نیاد

518
00:38:17,541 --> 00:38:19,625
‫بخاطر همین موندم

519
00:38:20,458 --> 00:38:23,958
‫من و پدر داشتیم درمورد یه خطبه‌ای صحبت می‌کردیم
‫که احتمالاً توی سینت کاترین بخونم

520
00:38:24,083 --> 00:38:27,375
‫خیلی از این بابت هیجان‌زده‌ایم

521
00:38:27,500 --> 00:38:29,791
‫یه متنی هم هست
‫که می‌خواستم برای تو بخونم

522
00:38:29,916 --> 00:38:32,833
‫- بخاطر همین گفتم زمان‌بندیِ خوبیه
‫- بازی روزگار

523
00:38:32,958 --> 00:38:35,791
‫- نخیر، ممنون
‫- نه... ممنون؟

524
00:38:36,833 --> 00:38:39,875
‫- خیلی کوتاهه و واقعاً انرژی‌بخشه
‫- به نفعته انرژیم بالاتر نره

525
00:38:40,000 --> 00:38:43,875
‫- مگر اینکه یه مشت و مال حسابی دلت بخواد
‫- تهدید فیزیکی؟

526
00:38:44,000 --> 00:38:46,791
‫انگار هرجا که پا میذاری
‫دروازه‌ای به جهنم به روت باز میشه

527
00:38:46,916 --> 00:38:50,750
‫- می‌دونی که من واقعاً شیطان نیستم؟
‫- آره، ولی شیطان در درونت رخنه کرده

528
00:38:50,875 --> 00:38:52,875
‫نه، نه، مقصر تو نیستی.
‫مادرزادی درِت بوده...

529
00:38:53,000 --> 00:38:57,541
‫من دوست دارم رز. دلم می‌خواد بخاطر نانسی،
‫به راه راست هدایتت کنم

530
00:39:01,041 --> 00:39:03,208
‫راه راستت مال خودت

531
00:39:12,416 --> 00:39:14,958
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫این کارها واسه چیه؟

532
00:39:15,083 --> 00:39:17,625
‫هیچی. دارم خونه رو تمیز می‌کنم

533
00:39:18,250 --> 00:39:21,625
‫- مثل همه‌ی مادرهای خوب
‫- خب، همینجوریش هم مادر خوبی هستی

534
00:39:21,750 --> 00:39:25,250
‫فقط می‌خوام
‫همه‌چیز برای نانسی بهتر باشه

535
00:39:25,375 --> 00:39:29,333
‫آب از سر من گذشته ولی می‌خواستم
‫یکمی... شرایط بهتری برای... می‌دونی؟

536
00:39:29,458 --> 00:39:30,875
‫- گندش بزنن!
‫- هی، هی

537
00:39:31,000 --> 00:39:32,583
‫من خوبم!

538
00:39:34,500 --> 00:39:39,291
‫اگه بتونم به این جماعت ثابت کنم
‫که شیطان توی جلدم نیست،

539
00:39:39,416 --> 00:39:41,625
‫شاید بتونم...

540
00:39:47,291 --> 00:39:50,208
‫بگو ببینم این چیه که
‫الان پستچی برامون آورده!

541
00:39:50,333 --> 00:39:54,416
‫- بگو دیگه! همین که اومدی شروع شد!
‫- کار من نیست! باور کن...

542
00:39:54,541 --> 00:39:56,875
‫- سکته می‌کنم از دستتون!
‫- «خانم سوان عزیز»

543
00:39:57,000 --> 00:39:59,708
‫«ای کثافتِ گُه گرفته‌ی خرفت»

544
00:39:59,833 --> 00:40:03,875
‫«از خداته از سوراخ بینی بکننت، سوسک خرفت!»

545
00:40:04,000 --> 00:40:05,583
‫سوسک؟

546
00:40:05,708 --> 00:40:07,708
‫ایدیث، واقعاً که فکر نمی‌کنی
‫این نامه‌ها از طرف منـه

547
00:40:07,833 --> 00:40:09,291
‫دیگه مطمئن نیستم

548
00:40:09,416 --> 00:40:11,291
‫شاید کار رز نباشه، پدر.
‫از هرکسی برمیاد

549
00:40:11,416 --> 00:40:15,333
‫- دوستِ من بود
‫- نه! دوستت نبوده

550
00:40:15,458 --> 00:40:18,875
‫- یه هرزه‌ی دروغگوئه!
‫- هی، چی گفتی؟

551
00:40:19,000 --> 00:40:21,583
‫خودت خوب می‌دونی کیه و چیه.
‫مرد باش، پسر جان!

552
00:40:21,708 --> 00:40:24,083
‫نمی‌خواد من رو تحریک کنی، پیرمرد.
‫من خودم واسه پول توی میخونه‌ها بوکس می‌کردم

553
00:40:24,208 --> 00:40:26,000
‫این چیزها رو به بقیه نگو

554
00:40:26,125 --> 00:40:27,750
‫- رختشورخونه رو هم به گند کشوندی
‫- بیل!

555
00:40:27,875 --> 00:40:29,750
‫راست می‌گم دیگه. گمونم یه مرضی داری، عمو.

556
00:40:31,958 --> 00:40:33,833
‫خدای من، بسه!

557
00:40:34,458 --> 00:40:36,583
‫بیل! برو داخل! برو داخل!

558
00:40:36,708 --> 00:40:38,208
‫برو داخل!

559
00:40:38,333 --> 00:40:41,875
‫- نه! تمومش کنید!
‫- هی، هی، هی! کجاست؟

560
00:40:42,000 --> 00:40:43,333
‫چی شده، لیزی؟

561
00:40:43,458 --> 00:40:46,083
‫این نامه همین الان به دستم رسیده،
‫توش نوشته من یه فاحشه‌ی درجه دوئم،

562
00:40:46,208 --> 00:40:49,166
‫شوهرمم با یه پرستار قدبلند می‌خوابه!

563
00:40:49,291 --> 00:40:51,333
‫الان دیگه برای همه می‌فرستی؟

564
00:40:51,458 --> 00:40:55,375
‫چی؟ نخیر... تو کله‌ات گچه جای مغز؟
‫چرا باید همچین...

565
00:40:59,916 --> 00:41:03,541
‫- نامه‌ها بیشتر شدن. لیزی بیلی الان...
‫- خبر داریم. نیم پنس جریمه شده.

566
00:41:03,666 --> 00:41:05,916
‫نیم پنس؟
‫ممکن بود با اون بیل بکشتش!

567
00:41:06,916 --> 00:41:10,583
‫- چند تان؟ کرکره‌ رو بکش
‫- صبح شش تایی بودن

568
00:41:10,708 --> 00:41:13,333
‫- همه‌شون به گودینگ مربوطن؟
‫- بله

569
00:41:13,458 --> 00:41:15,333
‫- کمابیش
‫- من چهارتا شکایت تنظیم کردم

570
00:41:15,458 --> 00:41:19,583
‫ببخشید این رو میگم گلدیس، ولی دو تا
‫از شاکی‌هام رو غیرمستقیم بچه‌باز خوندن

571
00:41:19,708 --> 00:41:21,958
‫یکی‌شون یه چیزی نوشته
‫که تا حالا توی عمرم ندیدم

572
00:41:22,083 --> 00:41:24,125
‫آره. گمونم یونانی باشه

573
00:41:24,250 --> 00:41:27,375
‫- جدی؟ از کجا خبر داری؟
‫- زبان‌های مختلف رو دوست دارم

574
00:41:27,500 --> 00:41:30,541
‫- وحشتناکه
‫- پس، شد یازده تا...

575
00:41:31,583 --> 00:41:33,791
‫به نظرت یکمی عجیب نیست؟
‫با اینکه رز می‌دونه ممکنه همه‌چیزش رو از دست بده

576
00:41:33,916 --> 00:41:35,541
‫باز هم به این کارش ادامه میده؟

577
00:41:35,666 --> 00:41:37,583
‫تو سفت و سخت نگرفتیش. خدایا!

578
00:41:37,708 --> 00:41:40,125
‫چند روز نشده از زندون برگشته،
‫دوباره داره تکرارش می‌کنه

579
00:41:40,250 --> 00:41:42,000
‫مشروب می‌خوره، فحاشی می‌کنه

580
00:41:42,125 --> 00:41:43,333
‫شما هم همینطورید

581
00:41:43,458 --> 00:41:45,458
‫- چرا اون بکنه، بدتره؟
‫- خب...

582
00:41:47,625 --> 00:41:50,208
‫- آره، ادامه بده. دوباره بگو...
‫- مشخصه که کار اون نیست

583
00:41:50,333 --> 00:41:52,708
‫میشه حدأقل اقرار کنی
‫یه درصد ممکنه کار رز نبوده باشه؟

584
00:41:52,833 --> 00:41:56,541
‫اصلاً و ابداً. خدای من، گلد.
‫کارِ این گودینگِ پتیاره تمومه!

585
00:41:56,666 --> 00:41:59,333
،منم یکی دارم
،نوشته صدای زنم خیلی بم‌ـه

586
00:41:59,458 --> 00:42:01,375
،الان هم دیگه باخبر شده، دست شما درد نکنه

587
00:42:01,500 --> 00:42:03,500
وقتی هم سعی میکنه صداش رو نازک کنه
گلوش درد میکنه

588
00:42:04,625 --> 00:42:07,500
گلدیس، میشه لطفاً یکم چای بیاری؟

589
00:42:08,916 --> 00:42:10,333
گلدیس؟

590
00:42:13,791 --> 00:42:15,791
شیر و دو قاشق شکر

591
00:42:20,875 --> 00:42:25,333
روز سه‌شنبه وزیر کشور، آقای ادوارد شورت مجبور شد

592
00:42:25,458 --> 00:42:27,458
در پارلمان به سوالی

593
00:42:27,583 --> 00:42:31,375
در مورد رسوایی روز افزون
نامه‌های لیتل‌همپتون پاسخ دهد

594
00:42:31,500 --> 00:42:36,166
نامه‌های جنجالی که همزمان
،فسادانگیز و کینه‌توزانه هستن

595
00:42:36,291 --> 00:42:40,666
موجب دردسر در سراسر ناحیه شدن

596
00:42:40,791 --> 00:42:42,750
،حالا که تعدادشون بیش از صد تاست

597
00:42:42,875 --> 00:42:45,833
آقای شورت اسمشون رو شرم ملی گذاشته

598
00:42:45,958 --> 00:42:49,916
ولی گفته به نیروی پلیس ایمان زیادی داره

599
00:42:50,041 --> 00:42:52,000
تا سرانجام متهم رو پیدا کنن

600
00:42:52,125 --> 00:42:55,625
،معمای نامه‌ها همچنان ذهن ملت رو درگیر کرده

601
00:42:55,750 --> 00:42:58,041
و هر خانواده‌ای نظر خاص خودش رو داره

602
00:42:58,166 --> 00:43:03,041
که خانم رز گودینگ بی‌گناه یا گناهکاره

603
00:43:03,065 --> 00:43:04,457
[بمیر هرزه]

604
00:43:04,458 --> 00:43:06,250
به زبون آلمانی نوشتن

605
00:43:06,274 --> 00:43:22,434
moviepovie.com

606
00:43:22,458 --> 00:43:25,541
.اوه. سلام
خانم... گلدیس تشریف داره؟

607
00:43:25,666 --> 00:43:27,291
...وینی

608
00:43:28,083 --> 00:43:32,041
.خوهرزاده‌امه. ظاهرا میخواد پلیس بشه
برو دیگه

609
00:43:32,166 --> 00:43:34,208
وینی جون، اگه پلیس شدی، پلیس خوبی باش

610
00:43:34,333 --> 00:43:36,000
معلومه که میشم

611
00:43:37,250 --> 00:43:40,500
چه کمکی از دستم برمیاد، رز؟ -
...گاو عوضی سست‌عنصر -

612
00:43:40,625 --> 00:43:44,625
،دهنم سرویس! نشکنش
!اون دست نامه نوشتنمه

613
00:43:44,750 --> 00:43:48,458
.میخوام رو وجدانت سنگینی کنه
!ازت درخواست کمک کردم

614
00:43:48,583 --> 00:43:50,375
.من یه پلیسم
چرا باید به یه مظنون کمک کنم؟

615
00:43:50,500 --> 00:43:53,250
!چون پلیس‌ها اسکلن

616
00:43:53,375 --> 00:43:56,809
رز، اگه کمک میخوای، راه‌های بهتری
از فحش دادن و دعوا کردن هست

617
00:43:56,833 --> 00:43:59,916
.کمک کیریت رو نمیخوام
!به کمک کیریت اعتماد ندارم

618
00:44:01,000 --> 00:44:03,791
ولی حاضری کمکم کنی؟ -
ظاهرا نیازی بهش نداری -

619
00:44:03,916 --> 00:44:06,250
نه. کمکت رو تعارف میکنی؟ -
نه، نمیکنم -

620
00:44:06,375 --> 00:44:08,166
!باشه پس، گم شو

621
00:44:08,875 --> 00:44:11,708
ولی دوست دارم یه بار دیگه باهات مصاحبه کنم

622
00:44:13,208 --> 00:44:15,166
واسه اینکه چیزی از قلم نیفتاده باشه

623
00:44:15,291 --> 00:44:17,666
از قلم نیفتاده باشه؟

624
00:44:19,958 --> 00:44:22,666
میخوای بیای داخل؟

625
00:44:33,875 --> 00:44:37,791
‫«در حالی که خیلی از هم‌جنس‌هایش
‫برای اعتراض راهی خیابان شده‌اند،

626
00:44:37,916 --> 00:44:42,000
خانم سوان میتواند راه درست و اخلاقی را
بهشان یاد دهد

627
00:44:42,125 --> 00:44:47,375
‫پیردختر عبوس و بدون فرزندی
‫که هیچ جذابیتی ندارد»

628
00:44:47,500 --> 00:44:50,875
خب، این که درست نیست

629
00:44:52,833 --> 00:44:57,083
‫«خانم سوان همسایه‌اش را محکوم نمیکند

630
00:44:57,208 --> 00:45:00,916
‫و میگوید: «با بخشش خودمان بخشیده میشویم»

631
00:45:01,041 --> 00:45:05,375
‫در هفته‌های آینده قرار است
‫در کلیسای سنت‌کاترین خطبه کند»

632
00:45:06,166 --> 00:45:09,416
.واقعا که سرلوحه هستی
باید خیلی خوشحال شده باشی

633
00:45:09,541 --> 00:45:12,541
غرور فرشته رو به شیطان تبدیل میکنه

634
00:45:12,666 --> 00:45:15,416
میدونی مردها با این عکس چیکار میکنن؟

635
00:45:17,750 --> 00:45:19,916
روی در مستراح نصبش میکنن

636
00:45:21,125 --> 00:45:24,208
چندش‌آوره -
...پدر، چیزی نیست که -

637
00:45:27,083 --> 00:45:30,458
.فقط یه مصاحبه‌ی کوچیکه
...دلیلی نداره که

638
00:45:32,000 --> 00:45:33,583
متاسفم

639
00:45:34,750 --> 00:45:36,166
...من

640
00:45:37,375 --> 00:45:41,541
دارم خنگ‌بازی درمیارم؟ -
یکمی، پدر -

641
00:45:41,666 --> 00:45:43,958
خیلی مسخره‌ام، نه؟

642
00:45:46,750 --> 00:45:48,875
!ادوارد

643
00:45:49,000 --> 00:45:51,583
نه، حق داری. صدام رو میارم پایین

644
00:45:51,708 --> 00:45:54,541
!خدا میدونه همسایه‌ها ممکنه چه فکری کنن

645
00:45:56,083 --> 00:45:58,416
!من بچه سوسول نمیشم

646
00:45:59,625 --> 00:46:02,666
تو شاید بالای منبر بری، ولی اینجا خونه‌ی کیه؟

647
00:46:02,791 --> 00:46:04,476
ما شما -
ناخدای این کشتی کیه؟ -

648
00:46:04,500 --> 00:46:06,041
شما -
تو چی هستی؟ -

649
00:46:06,166 --> 00:46:07,366
نمیدونم -
چی هستی؟ -

650
00:46:07,458 --> 00:46:08,583
...پدر

651
00:46:10,250 --> 00:46:13,458
تو ایدی کوچولوی منی

652
00:46:13,583 --> 00:46:16,500
و همیشه خواهی بود

653
00:46:21,125 --> 00:46:25,041
کتاب امثال سلیمان، فصل سه، بند ۱۱ و ۱۲

654
00:46:26,708 --> 00:46:28,458
دویست بار

655
00:46:29,833 --> 00:46:32,083
باید تا سه بشمرم؟

656
00:46:41,666 --> 00:46:43,666
به خاطر بددهنیم عذر میخوام

657
00:46:47,375 --> 00:46:49,541
از طرز رفتار و حرف زدنت خوشم نمیاد

658
00:46:49,666 --> 00:46:52,041
،رز، باید روراست باشم
قرار نیست دوست باشیم

659
00:46:52,166 --> 00:46:56,333
.ای خدا، گلدیس
باید به فکر شغلت باشی

660
00:46:56,458 --> 00:46:58,416
لطفاً بگو، خانم افسر پلیس ماس

661
00:46:58,541 --> 00:47:01,000
.اینو نمیگم
فقط میگم افسر ماس

662
00:47:01,125 --> 00:47:05,250
!خانم افسر پلیس ماس -
خودم می‌بینم خانمی دیگه. عجب گیری کردیم -

663
00:47:13,166 --> 00:47:15,958
فکر نمیکنم این نامه‌ها رو نوشته باشی، خانم گودینگ

664
00:47:16,083 --> 00:47:20,250
.چون نگاه کن
این یه دستخط رسمی و تحصیل‌کرده‌اس

665
00:47:20,375 --> 00:47:22,500
...ولی مال تو... منظورم اینه

666
00:47:23,291 --> 00:47:26,708
مدرسه رفتی؟ -
!آره، دستت درد نکنه دیگه -

667
00:47:27,458 --> 00:47:29,875
چون «اف»ها رو با حرف بزرگ مینویسی -
آره، اونطوری قشنگ‌تره -

668
00:47:30,000 --> 00:47:32,434
مگه قانونی داریم که بگه کِی کدوم حروف رو
با حرف بزرگ بنویسیم

669
00:47:32,458 --> 00:47:34,375
و کدومش رو با حرف کوچیک؟

670
00:47:34,500 --> 00:47:36,416
آره، داریم

671
00:47:37,208 --> 00:47:41,500
.دستخط نامه‌ها خیلی تزئینیه
«اس»، «اف»، «جی»

672
00:47:41,625 --> 00:47:44,250
کی وقت داره «جی»ها رو این شکلی بنویسه؟

673
00:47:44,375 --> 00:47:46,750
کون لقش

674
00:47:47,708 --> 00:47:50,833
از آخرین باری که حرف زدیم
هدف این جرم وسیع‌تر شده

675
00:47:50,958 --> 00:47:54,333
تا جایی که میدونم، حکمش به راحتی
یک سال بیگاری میتونه باشه

676
00:47:54,458 --> 00:47:57,666
اون موقع احتماًلا حضانت بچه‌ات رو
هم از دست میدی

677
00:47:59,416 --> 00:48:03,208
،ده روز تا دادگاه مونده
پس بیا شروع کنیم

678
00:48:05,041 --> 00:48:06,708
به خاطر کارت ممنونم

679
00:48:13,583 --> 00:48:15,625
دوست‌پسر داری؟

680
00:48:16,333 --> 00:48:19,625
خانم‌های پلیس اجازه‌ی ازدواج
و بچه‌دار شدن ندارن

681
00:48:20,666 --> 00:48:23,500
!مسیح با صلیب بزنه تو کمرشون

682
00:48:23,625 --> 00:48:25,333
پس چرا پلیس شدی؟

683
00:48:25,458 --> 00:48:28,666
.پدرم پلیس بود
بیست و دو سال

684
00:48:32,875 --> 00:48:35,083
فکر کنم برات پاپوش دوختن، رز

685
00:48:35,875 --> 00:48:38,875
کسی هست که ممکنه چنین کاری باهات بکنه؟

686
00:48:40,250 --> 00:48:42,000
قلم و کاغذ داری؟

687
00:48:42,125 --> 00:48:45,833
‫«پسرم...

688
00:48:46,875 --> 00:48:51,625
از تنبیه خداوند بیزار مباش

689
00:48:51,750 --> 00:48:57,458
و از مواخذه‌اش خسته نشو

690
00:48:57,583 --> 00:49:01,000
حتی به عنوان پدر

691
00:49:02,375 --> 00:49:08,083
‫که پسرش خوشنود است»

692
00:49:13,416 --> 00:49:16,041
‫«پسرم...

693
00:49:21,916 --> 00:49:23,291
...بیازر مباش

694
00:49:23,416 --> 00:49:27,458
و خسته نشو

695
00:49:31,250 --> 00:49:37,250
‫چون خدا... دوستت دارد»

696
00:51:29,041 --> 00:51:30,541
‫«ایدیث...

697
00:51:32,583 --> 00:51:34,041
عزیز

698
00:51:41,666 --> 00:51:43,583
...ای

699
00:51:44,958 --> 00:51:46,375
...عوضی

700
00:51:48,125 --> 00:51:49,791
‫لعنتی»

701
00:52:46,833 --> 00:52:48,583
!ایدیث

702
00:52:48,708 --> 00:52:51,041
!ایدیث... ایدیث

703
00:52:51,166 --> 00:52:53,416
...اوه

704
00:52:54,375 --> 00:52:59,250
!ایدیث -
چی شده؟ -

705
00:53:00,125 --> 00:53:02,791
...مادر -
برو و یه دکتر بیار -

706
00:53:06,416 --> 00:53:08,041
خوبی، عزیزم؟

707
00:53:15,208 --> 00:53:17,541
!برو و یه دکتر بیار، زود باش

708
00:53:17,666 --> 00:53:19,083
!زود باش

709
00:53:52,583 --> 00:53:54,416
حالت خوبه، ایدیث؟

710
00:53:56,291 --> 00:53:59,333
.بله، بله
گفتی چیکار کنم؟

711
00:53:59,916 --> 00:54:02,375
فقط یه چند تا کاغذبازیه

712
00:54:02,500 --> 00:54:06,791
.یه نفر باید رسما تایید کنه که اونه
منم باید شاهد باشم

713
00:54:08,416 --> 00:54:10,666
...درسته. پدرم بالاست، پس

714
00:54:30,375 --> 00:54:33,333
.بسیار خب
بیا... لطفاً

715
00:54:36,583 --> 00:54:38,166
فقط اسمت رو بنویس

716
00:54:46,250 --> 00:54:48,375
و امضا کن

717
00:54:49,291 --> 00:54:52,375
.حالش خیلی خوب بود
خوب بود

718
00:54:53,541 --> 00:54:57,458
.خیلی متاسفم. متاسفم
انگار خیلی احساساتی شدم

719
00:54:57,583 --> 00:54:59,916
می‌فهمیم کی این نامه‌ها رو نوشته، خانم سوان

720
00:55:00,583 --> 00:55:02,783
منظورت چیه؟
فکر کردم پلیس میگه کار رزه

721
00:55:02,875 --> 00:55:05,750
اینطور به نظر میاد، بله

722
00:55:28,291 --> 00:55:31,208
،از طرف خانواده‌ی سوان

723
00:55:31,333 --> 00:55:34,625
میخوام به ویکتوریا سوان ادای احترام کنم

724
00:55:35,500 --> 00:55:37,791
در دوره‌ای که اصول اخلاقیمون
مورد تهدید قرار گرفته

725
00:55:37,916 --> 00:55:41,000
،و زن‌ها دارن ادب و نزاکتشون رو از دست میدن

726
00:55:41,125 --> 00:55:43,708
اون زنی بود که نقشش رو میدونست

727
00:55:44,708 --> 00:55:48,208
این جرایم اخیر نباید باعث ناامیدی شوند

728
00:55:48,333 --> 00:55:50,916
اتفاقاَ باید به خاطر داشته باشیم
،که در نگاه خداوند

729
00:55:51,041 --> 00:55:56,958
گناهکاران با روح خودشون تقاص میدهند

730
00:55:57,083 --> 00:56:00,666
و قلب‌های پاک... آزاد میشوند

731
00:56:01,583 --> 00:56:03,208
آمین

732
00:56:04,958 --> 00:56:07,833
بیاین برای ادوارد و ایدیث

733
00:56:07,958 --> 00:56:10,791
و تمام چیزهایی که ویکتوریا
از خودش به جا گذاشته دعا کنیم

734
00:56:16,708 --> 00:56:20,916
خیلی باهوشی، نه؟ -
فقط میخوام بخشی ازش باشم، قربان -

735
00:56:22,541 --> 00:56:25,083
دنبال چیز به‌خصوصی نیستم -
قربان؟ -

736
00:56:27,625 --> 00:56:29,375
یه اتفاق بزرگ افتاده -
وایسا -

737
00:56:29,500 --> 00:56:32,541
،همه میخوان بخشی ازش باشن
،نویسنده‌هایی از فرانسه

738
00:56:32,666 --> 00:56:36,000
،یه کارآگاه خصوصی از سوئد
همه نظریه‌ای دارن

739
00:56:36,708 --> 00:56:41,541
مشکل اینجاست که، بدون اطلاع من
تحقیق میکردی، نه؟

740
00:56:41,666 --> 00:56:45,166
نه راستش -
لازم نیست دروغ بگی. مردم حرف میزنن -

741
00:56:45,291 --> 00:56:47,541
شم پلیسی داری

742
00:56:48,250 --> 00:56:50,458
شاید سوال بی‌قصد و غرض عجیبی پرسیدم، قربان

743
00:56:50,583 --> 00:56:52,833
...قربان، میشه سریع -
الان وقتش نیست -

744
00:56:55,291 --> 00:56:58,208
مشکل اینجاست که ازت خواستم این کار رو نکنی

745
00:56:59,000 --> 00:57:01,541
فکر میکنی اولین نفری هستی
که به ایدیث مشکوک شده؟

746
00:57:01,666 --> 00:57:05,375
گفتم که، دستخط توی دادرسی کفایت نمیکنه

747
00:57:05,500 --> 00:57:08,000
مخصوصا اگه ایده‌اش از تو باشه

748
00:57:08,125 --> 00:57:10,416
...من یه افسر پلیسم -
خانم افسر پلیس -

749
00:57:10,541 --> 00:57:13,000
،لازم نیست هر دفعه این رو بگی
مردم می‌بینن که خانم هستم

750
00:57:13,125 --> 00:57:15,559
وزیر پارلمان میگه باید
،نویسنده‌ی نامه رو بگیریم

751
00:57:15,583 --> 00:57:17,875
!پس به کمک خدا همین کار رو میکنم

752
00:57:18,875 --> 00:57:21,708
.باید حین ارتکاب جرم بگیریش
چطوری قراره این کار رو بکنی؟

753
00:57:25,791 --> 00:57:27,416
بله؟

754
00:57:27,541 --> 00:57:29,875
یه پیشگو از تورنتوی کانادا اومده

755
00:57:30,000 --> 00:57:31,916
خب؟ -
میگه یه یاقوت ارغوانی داره -

756
00:57:32,041 --> 00:57:35,083
به نظر سنگش خیلی قویه -
از دفترم برو بیرون -

757
00:57:35,208 --> 00:57:36,708
چشم

758
00:57:40,791 --> 00:57:43,166
میدونی که باید تعلیقت کنم

759
00:57:45,916 --> 00:57:47,750
خودت میدونی دیگه

760
00:57:47,875 --> 00:57:50,666
...خواهش میکنم، قربان. فکر کنم

761
00:57:52,125 --> 00:57:53,541
خواهش میکنم، قربان

762
00:57:53,666 --> 00:57:55,958
میدونی پدرت چه خصوصیت خوبی داشت؟

763
00:57:56,083 --> 00:57:59,375
میدونست سلسله مراتب چیه
و کاری که بهش میگفتن رو میکرد

764
00:58:02,791 --> 00:58:05,125
اینا رو ببین. دستبند

765
00:58:06,125 --> 00:58:08,500
میتونن مال تو باشن

766
00:58:08,625 --> 00:58:13,291
،ولی اگه دوباره توی پرونده‌ام دخالت کنی
روی دستت بسته میشن

767
01:00:02,208 --> 01:00:03,916
چیکار میکنی؟

768
01:00:04,625 --> 01:00:06,083
هیچی

769
01:00:19,208 --> 01:00:24,291
‫«خانم پگول عزیز. تو یه پاچه‌خواری

770
01:00:24,416 --> 01:00:27,375
‫اسم اون رو گذاشتی چونه؟
‫هیچی زیر دهنت نداری که»

771
01:00:28,291 --> 01:00:32,125
.زنیکه‌ی حقه‌باز
باورم نمیشه

772
01:00:32,250 --> 01:00:34,125
فکر کنم یه جور جنون داره

773
01:00:34,250 --> 01:00:37,291
.خب، رز می‌کشتش
خون جلوی چشم‌هاش رو میگیره

774
01:00:37,416 --> 01:00:41,375
.این کار رو نمیکنه، چون بهش نمیگیم
نه تا زمانی که ثابتش کنیم

775
01:00:41,500 --> 01:00:45,291
یه هفته وقت داریم -
پلیس خبر داره این کار رو میکنی؟ -

776
01:00:45,416 --> 01:00:48,250
در حال حاضر با پلیس کار نمیکنم، نه

777
01:00:48,375 --> 01:00:50,083
!اوه

778
01:00:50,208 --> 01:00:52,416
خایه داریا

779
01:00:52,541 --> 01:00:54,875
بین خودمون بمونه

780
01:00:55,833 --> 01:01:00,375
.چرا من؟ از راز نگهداشتن خوشم نمیاد
باعث میشن شکمم درد بگیره

781
01:01:00,500 --> 01:01:03,416
چون آلونکت به خونه‌اشون دید داره، نه؟

782
01:01:03,541 --> 01:01:05,208
...اوه

783
01:01:05,333 --> 01:01:08,625
باید یکم سبوس بخورم

784
01:01:10,166 --> 01:01:12,750
به گمونم جوابت مثبت بود

785
01:01:25,250 --> 01:01:27,583
به خاطر مشکلاتت تسلیت میگم

786
01:01:28,833 --> 01:01:31,583
.جدی میگم
مادرت زن خوبی بود

787
01:01:32,541 --> 01:01:34,708
چطور باهاش کنار اومدی؟

788
01:01:34,833 --> 01:01:37,333
اوضاعم عالیه، ممنون

789
01:01:38,250 --> 01:01:41,791
تو چطوری؟ -
یکم سرم زیادی شلوغ شده -

790
01:01:42,583 --> 01:01:45,166
آره. میبینم توی پارلمان در موردم حرف میزنن

791
01:01:45,291 --> 01:01:47,375
خب، یه عالمه نظر وجود داشت

792
01:01:48,333 --> 01:01:52,166
خوندن رو از کجا یاد گرفتی؟ -
یه کشیش محلی یادم داد -

793
01:01:53,541 --> 01:01:56,791
.حداقل خودش گفت کشیشه
آخرش ازم خواست باهاش به مراکش فرار کنم

794
01:01:57,875 --> 01:02:01,625
.معلم خیلی خوبی بود
تو چی؟

795
01:02:02,583 --> 01:02:06,625
از سن خیلی کم به پدرم
توی تابلونویسی کمک میکردم

796
01:02:06,750 --> 01:02:09,500
وقتی فقط هشت سالم بود
تابلوی «لبنیاتی گلیمسون» رو نوشتم

797
01:02:14,416 --> 01:02:17,958
میشه قبل از دادگاه هفته‌ی آینده
قالب شیرینیم رو پس بدی؟

798
01:02:19,833 --> 01:02:23,458
میترسم بعدش تا مدت طولانی نبینمت. فعلاً

799
01:02:26,166 --> 01:02:28,083
‫«فعلاً»

800
01:02:28,916 --> 01:02:30,916
!عجوزه‌ی پیر لاشی

801
01:02:31,041 --> 01:02:32,708
چجوری باهم حرف میزدن؟

802
01:02:32,833 --> 01:02:35,250
...جوری که حرف میزدن -
عصبانی بودن؟ -

803
01:02:35,375 --> 01:02:36,875
خصمانه بودن -
الان ایدیث کجاست؟ -

804
01:02:37,000 --> 01:02:39,840
ایدیث داره میره سمت خیابون -
توی خیابون کدوم سمتی میره؟ -

805
01:02:39,958 --> 01:02:42,833
از شمال‌غربی به سمت شمال -
از شمال‌غربی به سمت شمال -

806
01:02:43,416 --> 01:02:48,250
ساعت ۹:۲۶ و نیم از سر خیابون ناپدید شد

807
01:02:48,375 --> 01:02:50,041
...اینوریه

808
01:02:50,166 --> 01:02:53,666
خیلی خب -
آقای فرانسیس هیل -

809
01:02:53,791 --> 01:02:57,041
...پلاک ۵۲، ساسکس تراس. این -
اونجا رو علامت بزن -

810
01:03:06,166 --> 01:03:09,416
...پلاک ۶۲، خیابان ویندزور -
این که اون طرفه -

811
01:03:09,541 --> 01:03:12,916
بیرون شهر حساب میشه، نه؟ -
این همه راه تا خیابون ویندزور رفته؟ -

812
01:03:13,541 --> 01:03:16,583
.مرغ رو بذار زمین
یالا دیگه، بیا زودتر شروع کنیم

813
01:03:16,708 --> 01:03:19,875
دخترهای خوبی باشین

814
01:03:31,291 --> 01:03:35,958
‫«گلدیس عزیز. خدا رو شکر که پدرت تیر خورد.
‫زنیکه‌ی بوگندو

815
01:03:36,083 --> 01:03:39,125
‫فکر میکنی خیلی باهوشی، ولی اصلا نیستی»

816
01:03:42,916 --> 01:03:44,500
صحیح، برگردیم سر کارمون

817
01:03:44,625 --> 01:03:48,250
‫«زنیکه‌ی کون نشسته و بدبو.
‫به زودی باید بری تو اسکله کار کنی

818
01:03:48,375 --> 01:03:51,000
‫همه‌ی شما کسکش‌های عوضی»

819
01:03:51,125 --> 01:03:55,208
لیندن درایو هم همینطور -
چی، دو تا توی لیندن درایو؟ نه؟ -

820
01:03:55,333 --> 01:03:57,875
‫«هرزه‌ی کون نشسته و شبیه سوسک»

821
01:03:58,000 --> 01:04:02,791
‫«جنده‌ی شاش‌کده»

822
01:04:02,916 --> 01:04:07,000
‫«برای میچلزهای حرومزاده‌ی پیر.
‫جنده‌های دهاتی پوست چروکیده

823
01:04:07,125 --> 01:04:10,250
‫باید توی غار زندگی کنین»
‫«کون نشسته‌ی خرگوش‌کن»

824
01:04:10,375 --> 01:04:15,708
‫«پیرزن ترشیده‌ی کپک‌زده»
‫«به جهنم تعلق داری»

825
01:04:15,833 --> 01:04:19,750
...زمان‌بندیش رو فهمیدیم که چطوری میره -
همه‌ی زمان‌بندی‌ها رو نوشتم -

826
01:04:19,875 --> 01:04:22,750
‫«لواط‌گر کثیف»

827
01:04:40,333 --> 01:04:42,208
۹:۰۴

828
01:04:47,750 --> 01:04:49,291
...وایسا

829
01:04:51,083 --> 01:04:53,541
!مچش رو گرفتیم

830
01:04:55,416 --> 01:04:56,875
بریم سراغ پستچی

831
01:04:57,708 --> 01:05:00,041
نه. واسه عمه‌اش توی وورتینگ فرستاده

832
01:05:01,000 --> 01:05:05,333
نوشته خیلی متاسفه که مریضه
و توی نوشتن «دیابت» غلط املایی داره

833
01:05:05,458 --> 01:05:07,125
ممنون

834
01:05:27,041 --> 01:05:29,458
اوه! چه بی‌ادب

835
01:05:32,541 --> 01:05:34,083
وقتمون تموم شد

836
01:05:34,875 --> 01:05:38,166
.دادگاه فرداست
رز قراره محکوم بشه

837
01:05:38,291 --> 01:05:40,375
خب، میشه لطفاً یدونه از اونا بدین

838
01:05:40,916 --> 01:05:42,208
لذت ببرین -
ممنون -

839
01:05:42,333 --> 01:05:43,750
ممنون -
ممنون -

840
01:05:43,875 --> 01:05:46,291
خوبه؟

841
01:06:23,166 --> 01:06:24,833
لطفاً هیچ کاری نکن، رز

842
01:06:24,958 --> 01:06:29,416
اگه بازی به هم بخوره، امتیازات رو تقسیم میکنیم
و نوار بردهام پاره میشه

843
01:06:31,583 --> 01:06:33,166
من بانزاکتم

844
01:06:34,875 --> 01:06:37,500
فقط دعوت‌نامه‌ی بازی به دستم نرسیده، نه؟

845
01:06:39,458 --> 01:06:41,500
اصلا نمیدونم این کدوم خریه

846
01:06:42,208 --> 01:06:43,625
دوروتیا

847
01:06:45,083 --> 01:06:47,333
میخوای بازی کنی؟

848
01:06:51,083 --> 01:06:53,125
دستتون رو نگاه کنین، خانم‌ها

849
01:06:56,625 --> 01:06:58,541
چی بود؟

850
01:07:00,166 --> 01:07:01,750
ایدیث

851
01:07:02,916 --> 01:07:04,125
چرا؟

852
01:07:05,000 --> 01:07:08,125
،«رز، بدون دعوت اومدی وسط بازی ورق «زنان مسیحی

853
01:07:08,250 --> 01:07:12,250
مشروب هم آوردی و مثل ایرلندی‌ها رفتار میکنی

854
01:07:12,375 --> 01:07:14,416
چه کار بدی

855
01:07:14,541 --> 01:07:17,791
کارم خیلی کثیف و شرورانه بود

856
01:07:22,458 --> 01:07:26,916
همه قراره از چیزی که میدونم باخبر بشن

857
01:07:28,166 --> 01:07:30,333
برات دعا میکنم

858
01:07:30,458 --> 01:07:32,125
!اوه

859
01:07:34,125 --> 01:07:36,791
!توی دادگاه می‌بینمت

860
01:07:47,583 --> 01:07:49,833
!برین عقب

861
01:07:49,958 --> 01:07:51,833
!نظم رو رعایت کنین -
!برین عقب -

862
01:07:59,000 --> 01:08:02,333
لطفاً در مقابل قاضی مکلستون بنشینید

863
01:08:03,083 --> 01:08:07,083
خانم گودینگ، به گمونم میدونین
واسه چی اینجا هستین

864
01:08:07,208 --> 01:08:11,208
احتماًلش هست به خاطر نامه‌ها باشه؟

865
01:08:11,916 --> 01:08:14,041
!نظم رو رعایت کنین

866
01:08:15,375 --> 01:08:17,250
میشه به لیست این نفرات نگاه کنین

867
01:08:17,375 --> 01:08:20,250
و اسامی که نمی‌شناسین رو انتخاب کنین؟

868
01:08:32,166 --> 01:08:34,708
همه‌اشون رو به طریقی میشناسم

869
01:08:34,833 --> 01:08:37,541
میدونستین این لیست تمام کسانیه که

870
01:08:37,666 --> 01:08:40,458
نامه‌های خصمانه براشون ارسال شده؟ -
به ذهنم رسیده، بله -

871
01:08:40,583 --> 01:08:45,125
اتفاق خارق‌العاده‌ای نیست
که همه‌اشون رو میشناسین؟

872
01:08:45,250 --> 01:08:48,750
اینطور به نظر میرسه، بله -
ممنون، عالیجناب -

873
01:08:48,875 --> 01:08:53,166
شما مادر یه دختر سر به زیر به اسم نانسی هستین

874
01:08:53,291 --> 01:08:56,416
سر به زیر؟ بعضی‌وقت‌ها

875
01:09:00,625 --> 01:09:04,666
و همسرتون در جنگ جونش رو
فدای ملت کرد؟

876
01:09:04,791 --> 01:09:08,583
خب، اون تنها شخص نبود -
باید به شکل غیرقابل‌تصوری سخت بوده باشه -

877
01:09:08,708 --> 01:09:12,875
همینطور بود، بله. ولی باید به زندگی ادامه بدی
و دخترم ارزشش رو داره

878
01:09:16,708 --> 01:09:21,125
،به گمونم اگه به زندان برین
دلتون برای دخترتون تنگ میشه

879
01:09:24,208 --> 01:09:25,500
خیلی

880
01:09:26,208 --> 01:09:29,708
پس چرا این همه نامه ارسال کردین
که ردش به راحتی به خودتون برمیگشت

881
01:09:29,833 --> 01:09:31,958
همچین کاری نمیکنم. اینکار دیوونگیه

882
01:09:32,083 --> 01:09:34,583
به هر حال، به رک بودن معروف هستین

883
01:09:34,708 --> 01:09:36,708
وقتی میتونم حرفم رو تو روی طرفم بگم
چرا باید نامه بفرستم؟

884
01:09:38,208 --> 01:09:39,625
ممنون، عالیجناب

885
01:09:42,416 --> 01:09:44,875
ممنون که بهمون ملحق شدین، خانم سوان

886
01:09:45,000 --> 01:09:49,750
اونم در زمانی که  حتماً
سرشار از اندوه و ترس هستین

887
01:09:50,666 --> 01:09:55,500
مادرتون خزانه‌دار «همسران مسیحی» بود، درسته؟

888
01:09:55,625 --> 01:10:00,583
همه‌ی خانواده‌امون به لطف خدا
خادمان «همسران مسیحی» هستیم

889
01:10:03,416 --> 01:10:06,708
میشه لطفاً این رو بلند بخونین، خانم سوان؟

890
01:10:12,625 --> 01:10:15,500
نه؟ خیلی خب

891
01:10:16,958 --> 01:10:18,416
من میخونم

892
01:10:25,208 --> 01:10:30,666
!کیسه‌ی کهنه‌ی اسهال داغ نشتی‌دار"

893
01:10:30,791 --> 01:10:34,291
کون لامصبت بزرگتر از ماهه

894
01:10:34,416 --> 01:10:39,041
و گربه‌ات هم باید خوب جزغاله بشه

895
01:10:39,166 --> 01:10:43,458
!به گمونم، احمق گنده‌بک بوگندو

896
01:10:43,583 --> 01:10:48,375
"...شلغم کثیف و فاسد -
!نظم رو رعایت کنین -

897
01:10:48,500 --> 01:10:51,875
!سکوت دادگاه رو رعایت کنین -
ممنون، عالیجناب -

898
01:10:52,666 --> 01:10:55,291
"لواط‌گر پیر بدعنق"

899
01:10:55,416 --> 01:10:57,291
...امم

900
01:10:58,583 --> 01:11:01,500
این باعث میشه چه حسی داشته باشین، خانم سوان؟

901
01:11:02,333 --> 01:11:04,875
.نمیدونم
خوب نیست، اصلا خوب نیست

902
01:11:07,333 --> 01:11:09,166
...عالیجناب

903
01:11:13,625 --> 01:11:15,625
این دستخط شماست، خانم سوان؟

904
01:11:17,250 --> 01:11:18,416
بله

905
01:11:18,541 --> 01:11:23,708
و تایید میکنین که معمولا «جی» رو
اینطوری می‌نویسین؟

906
01:11:25,041 --> 01:11:26,500
فکر کنم

907
01:11:27,416 --> 01:11:29,333
افراد زیادی «جی» رو اینطوری نمی‌نویسن، درسته؟

908
01:11:29,958 --> 01:11:33,000
فکر نکنم. دوست دارم در همه‌ی کارهام
تلاش مضاعفی داشته باشم

909
01:11:33,125 --> 01:11:39,000
و میشه «جی» رو در مدرک ۴-سی
که اینجاست بررسی کنین؟

910
01:11:40,500 --> 01:11:42,333
اینم همونه؟

911
01:11:45,291 --> 01:11:46,833
بله -
بله -

912
01:11:46,958 --> 01:11:52,125
و میشه «جی» در مدرک ۴-دی رو بررسی کنین؟

913
01:11:52,250 --> 01:11:54,000
اینم همونه؟

914
01:11:54,125 --> 01:11:55,750
نه

915
01:11:55,875 --> 01:12:01,541
نه. ۴-دی دستخط رز گودینگ

916
01:12:01,666 --> 01:12:04,166
توی یه نامه به بانکه

917
01:12:04,291 --> 01:12:10,291
...و اگه بگم «جی» در مدرک ۴-سی

918
01:12:10,416 --> 01:12:14,708
که عین «جی» شماست
...در واقع همون «جیِ» که

919
01:12:15,750 --> 01:12:17,458
در نامه‌های لیتل‌همپتون هم نوشته شده

920
01:12:17,583 --> 01:12:22,375
!اعتراض دارم، عالیجناب
!تحلیل دستخط یه چیز ساختگیه

921
01:12:22,500 --> 01:12:24,500
!خواهش میکنم! خواهش میکنم

922
01:12:24,625 --> 01:12:26,416
...تو -
!ساکت -

923
01:12:28,125 --> 01:12:29,708
خانم سوان؟

924
01:12:30,333 --> 01:12:31,500
نه

925
01:12:31,625 --> 01:12:34,625
.اعتراض دارم، عالیجناب
کی اینجا تحت محاکمه‌اس؟

926
01:12:34,750 --> 01:12:37,750
سعی دارم ابهامات اتهام به موکلم رو مشخص کنم

927
01:12:37,875 --> 01:12:43,708
و «جی» داخل نامه همونه. درسته؟

928
01:12:45,250 --> 01:12:47,125
همونه؟

929
01:12:47,250 --> 01:12:49,059
بله، ولی خیلی‌ها «جی» رو اینطوری مینویسن

930
01:12:49,083 --> 01:12:51,625
...الان گفتین به نظرتون اشخاص زیادی

931
01:12:51,750 --> 01:12:54,583
نمیدونم، نمیدونم -
چرا این «جی» شبیه دستخط شماست، خانم سوان؟ -

932
01:12:54,708 --> 01:12:56,708
،نمیتونم توضیح بدم
نمیتونم هیچی رو توضیح بدم

933
01:12:56,833 --> 01:13:00,750
...عالیجناب، خانم سوان به تازگی -
قصدم این نبود این قضیه به دادگاه بکشه -

934
01:13:00,875 --> 01:13:03,666
جدی میگم. پدرم یاد داد «جی» رو اینطوری بنویسم -
شما اینا رو نوشتین؟ -

935
01:13:03,791 --> 01:13:05,750
شما نامه‌ها رو نوشتین؟

936
01:13:05,875 --> 01:13:09,666
!عالیجناب، این آزار و اذیته -
لطفاً نگران نباش -

937
01:13:10,666 --> 01:13:14,208
.نگران نباش
چون هیچکدومش اهمیتی نداره

938
01:13:14,333 --> 01:13:17,041
عذر میخوام؟ -
فقط خدا میتونه قضاوت بکنه -

939
01:13:17,166 --> 01:13:20,875
.تمام اتفاقاَت به دست اونه
همه چی خوبه. همه چی خوبه

940
01:13:21,000 --> 01:13:22,708
!اوه

941
01:13:24,083 --> 01:13:29,625
صحیح، بیاین اونجا جلسه تشکیل بدیم، باشه؟

942
01:13:31,041 --> 01:13:33,875
.کافیه دیگه
...همه چی رو آشکار کن

943
01:13:39,166 --> 01:13:43,583
میخوایم خانم... گودینگ رو فرا بخونیم

944
01:13:49,875 --> 01:13:55,041
خانم گودینگ... به نظرتون
...مرگ شوهرتون در جنگ

945
01:13:55,875 --> 01:13:58,583
روی ذهن و سلامت روانیتون تاثیر گذاشته؟

946
01:13:58,708 --> 01:14:01,208
!اعتراض داریم -
وارد نیست -

947
01:14:05,250 --> 01:14:07,791
نه. من همیشه اینطوری بودم

948
01:14:09,541 --> 01:14:14,291
در موردش تحقیق کن، آقای تردینگ

949
01:14:17,041 --> 01:14:21,416
خانم گودینگ، اسم شوهر مرحومتون چی بود؟

950
01:14:21,541 --> 01:14:23,458
شوهرم؟
چه ربطی به این ماجرا داره؟

951
01:14:23,583 --> 01:14:27,125
فقط میخوام مطمئن بشم تمام حقایق رو میدونیم -
این چه اهمیتی داره؟ -

952
01:14:27,250 --> 01:14:30,541
اسمش رو نمیدونین؟

953
01:14:33,333 --> 01:14:36,500
معلومه که اسمش رو میدونم -
!عالیجناب -

954
01:14:36,625 --> 01:14:38,708
ادامه بده

955
01:14:42,041 --> 01:14:43,833
شوهرتون در جنگ کشته شد؟

956
01:14:49,041 --> 01:14:50,666
بله

957
01:14:52,250 --> 01:14:55,791
پس خانم گودینگ، چرا هیچ مدرکی

958
01:14:55,916 --> 01:14:58,958
از ازدواجتون با هیچ شخصی

959
01:14:59,083 --> 01:15:02,291
در هیچکدام از بایگانی‌های اینجا

960
01:15:02,416 --> 01:15:05,041
یا جایی که ادعا میکنین اومدین وجود نداره؟

961
01:15:14,541 --> 01:15:17,208
نمیدونم -
در مورد ازدواجتون دروغ گفتین؟ -

962
01:15:17,333 --> 01:15:19,708
نه -
...دروغ گفتین تا -

963
01:15:19,833 --> 01:15:21,753
تولد نامشروع دخترتون نانسی رو لاپوشونی کنین؟

964
01:15:21,791 --> 01:15:23,583
جرات نداری در مورد نانسی اینطوری حرف بزنی

965
01:15:23,708 --> 01:15:25,508
واسه همین به لیتل‌همپتون اومدین؟ -
!نه -

966
01:15:25,625 --> 01:15:28,916
تا گناه به دنیا اومدن فرزندتون
بدون ازدواج رو لاپوشونی کنین؟

967
01:15:29,041 --> 01:15:30,041
!نه

968
01:15:30,166 --> 01:15:35,000
تا یه داستان دلسوزانه
از یه شوهر ساختگی درست کنین

969
01:15:35,125 --> 01:15:37,041
که در جنگ جهانی مرده؟

970
01:15:37,166 --> 01:15:41,541
تا با تلاش قهرمانانه‌ی مردم تا حد مرگ
رو به بازی بگیرین؟

971
01:15:41,666 --> 01:15:43,958
تو بودی چیکار میکردی؟

972
01:15:49,708 --> 01:15:52,041
!نظم رو رعایت کنین

973
01:15:52,166 --> 01:15:54,000
!نظم رو رعایت کنین

974
01:15:57,958 --> 01:16:00,916
به نظرم شما دروغ‌های متعددی میگین

975
01:16:01,041 --> 01:16:05,750
دروغ‌ها و شخصیت‌های متعددی می‌سازین

976
01:16:05,875 --> 01:16:08,250
یکی، مادر شرافتمند

977
01:16:08,375 --> 01:16:09,791
یکی، تارت

978
01:16:09,916 --> 01:16:13,250
یکی هم، نوشتن نامه‌های لیتل‌همپتون

979
01:16:13,375 --> 01:16:15,000
چی میگی؟

980
01:16:19,666 --> 01:16:22,750
!سکوت

981
01:16:24,208 --> 01:16:25,625
عالیجناب

982
01:16:25,750 --> 01:16:29,791
دوشنبه دوباره جلسه میذاریم
تا هیئت‌منصفه رای رو صادر کنه

983
01:16:31,333 --> 01:16:32,958
روز خوش

984
01:17:07,666 --> 01:17:10,208
نانسی بالا خوابیده

985
01:17:14,375 --> 01:17:17,125
بهت که گفتم، به خاطر خودش بود، بیل

986
01:17:18,333 --> 01:17:20,166
به مادرم گفتی

987
01:17:21,958 --> 01:17:25,541
.در مورد لحظه‌ای که خبر رو گرفتی بهش گفتی
به همه گفتی

988
01:17:25,666 --> 01:17:28,500
.چاره‌ای نداشتم، بیل
...میدونی که این کار رو نکردم. باید میگفتم

989
01:17:28,625 --> 01:17:31,041
!ولی مجبور نبودی به من بگی

990
01:17:32,958 --> 01:17:34,458
...قراره

991
01:17:36,416 --> 01:17:38,541
قراره از دستش بدم، بیل

992
01:17:39,791 --> 01:17:41,625
پدرش کیه؟

993
01:17:44,125 --> 01:17:46,958
این کار رو نکن

994
01:17:47,916 --> 01:17:50,333
پدرش کیه؟ -
به دردم نمیخورد -

995
01:17:50,458 --> 01:17:52,833
.نمیخواستم نانسی ببینتش
باید از اونجا میرفتم

996
01:17:54,166 --> 01:17:56,625
!نه، بیل، نرو! خواهش میکنم

997
01:17:58,166 --> 01:17:59,625
!لعنتی

998
01:18:01,916 --> 01:18:03,500
!نه... نانسی

999
01:18:04,458 --> 01:18:07,416
نانسی! چیکار میکنی؟
!بدش به من

1000
01:18:07,541 --> 01:18:11,833
!تو رو نمیخوام! همه‌اشون فکر میکنن روانی هستی
!دست کیریت رو بهم نزن

1001
01:18:11,958 --> 01:18:14,125
چی گفتی؟ -
!تقصیر تو نیست، یه خل و چلی -

1002
01:18:14,250 --> 01:18:16,875
!تو یه هرزه‌ای و با گناه زندگی میکنی
!به زندان تعلق داری

1003
01:18:17,000 --> 01:18:19,875
!نانسی، نه! متاسفم

1004
01:18:20,000 --> 01:18:21,625
متاسفم

1005
01:18:33,083 --> 01:18:36,125
دیگه آخراشه

1006
01:18:37,041 --> 01:18:39,208
از این همه ماجرا جون سالم به در نمیبره

1007
01:18:40,125 --> 01:18:44,250
.باید آروم بمونی
بعدش اوضاع به حالت عادی برمیگرده

1008
01:18:46,333 --> 01:18:47,750
...خب

1009
01:18:49,333 --> 01:18:51,875
تقریبا، درسته؟

1010
01:18:54,666 --> 01:18:57,291
خوشت نمیاد از این خونه برم، نه؟

1011
01:19:02,625 --> 01:19:04,958
واسه همین سیدنی رو فرستادی بره، نه؟

1012
01:19:08,791 --> 01:19:11,083
شرط می‌بندم به خاطر رز به ارتش زنگ زدی

1013
01:19:18,708 --> 01:19:20,458
ازش خوشم میومد

1014
01:19:23,708 --> 01:19:25,875
از هردوشون خوشم میومد

1015
01:19:28,458 --> 01:19:30,208
...نه

1016
01:19:32,583 --> 01:19:34,583
نمیدونی از چی خوشت میاد

1017
01:19:37,666 --> 01:19:39,458
حالا، اینجا رو جمع و جور کن

1018
01:19:40,875 --> 01:19:43,458
و دیگه زر اضافی نزن

1019
01:20:18,208 --> 01:20:19,875
بچرخ

1020
01:20:21,458 --> 01:20:25,208
خیلی خب، بابا... تو بودی چیکار میکردی؟

1021
01:20:34,958 --> 01:20:38,958
.نه، نه، اونطرفی
وینی، تکون نخور

1022
01:20:42,708 --> 01:20:44,458
چیه؟ -
سرت شلوغه؟ -

1023
01:20:44,583 --> 01:20:47,125
دارم تخم‌مرغ آب‌پز میکنم -
درسته، پس بیا -

1024
01:20:47,250 --> 01:20:50,041
چی؟ نه، منظورم این بود
سرم شلوغه و دارم تخم‌مرغ آب‌پز میکنم

1025
01:20:50,166 --> 01:20:52,541
عجله کن! یه فکری دارم

1026
01:20:53,625 --> 01:20:55,375
!هیس

1027
01:20:56,291 --> 01:20:57,458
بله؟

1028
01:20:57,583 --> 01:20:59,625
هنوز که فکر نمیکنی رز گناهکاره؟

1029
01:20:59,750 --> 01:21:01,500
توی دادگاه بودی؟

1030
01:21:02,500 --> 01:21:05,125
پس الان بیا به خونه‌ام

1031
01:21:05,250 --> 01:21:06,958
داریم تخم‌مرغ آب‌پز میکنیم

1032
01:21:07,083 --> 01:21:08,500
اوه

1033
01:21:08,625 --> 01:21:11,916
قبولش نمیکنم -
انتظار کمتری هم ازت نمیره -

1034
01:21:13,625 --> 01:21:15,208
بجنب دیگه

1035
01:21:15,333 --> 01:21:18,208
رز قراره به خاطر کاری که نکرده
محکوم بشه

1036
01:21:18,333 --> 01:21:21,625
یه نقشه‌ای دارم -
نه، شرمنده. کون لقت، نه -

1037
01:21:21,750 --> 01:21:23,708
تا تخم‌مرغم رو نخورم به هیچی گوش نمیدم

1038
01:21:23,833 --> 01:21:26,750
واقعا نمیتونی صبر کنی؟
معمولا کلی انرژی داری

1039
01:21:26,875 --> 01:21:28,875
به خاطر تخم‌مرغ لامصبه دیگه

1040
01:21:31,666 --> 01:21:34,000
اندازه‌ی طلا ارزش داره

1041
01:21:34,125 --> 01:21:35,708
متشکرم

1042
01:21:35,833 --> 01:21:37,208
عذر میخوام

1043
01:21:37,333 --> 01:21:39,750
کجا بودیم؟ -
داشتم میگفتم -

1044
01:21:40,833 --> 01:21:44,708
یه نقشه دارم و اولین چیزی
...که نیاز داریم نمک

1045
01:21:44,833 --> 01:21:48,291
کلم قرمز، آمونیاک، لیمو، سرکه

1046
01:21:48,416 --> 01:21:50,541
و جوش شیرینه

1047
01:21:50,666 --> 01:21:53,041
.باید این رو حل کنم
میشه یکم از مال خودت بدی

1048
01:21:53,166 --> 01:21:55,541
آره، یه لحظه بهم وقت بده

1049
01:21:55,666 --> 01:21:58,041
یه مو داخلشه -
داخلش حل میشه -

1050
01:21:58,166 --> 01:22:00,083
مو رو بردارم یا بذارم بمونه؟

1051
01:22:00,208 --> 01:22:02,333
نه، بذار بمونه -
به نظر خوب میاد؟ -

1052
01:22:02,458 --> 01:22:03,708
...همم

1053
01:22:03,833 --> 01:22:06,041
،فعلا که قاضی در مورد حکم فکر میکنه

1054
01:22:06,166 --> 01:22:08,375
ایدیث یه فرصت نهایی داره تا یه نامه بفرسته

1055
01:22:08,500 --> 01:22:11,166
و ما حین ارتکاب جرم مچش رو میگیریم

1056
01:22:11,291 --> 01:22:14,041
‫«کون نشسته‌ی خرگوش‌کن

1057
01:22:14,166 --> 01:22:17,958
‫خدا مجازاتت میکنه، کونده‌ی لاشی عوضی»

1058
01:22:18,083 --> 01:22:21,375
نامه باید «مسلماً» متعلق به اون باشه
وگرنه دادگاه قبول نمیکنه

1059
01:22:21,500 --> 01:22:24,750
عجب، دیکشنری رو بده ببینم چی گفتی -
یعنی حتماً -

1060
01:22:24,875 --> 01:22:26,875
خب پس بگو «حتماً» دیگه، گلدیس

1061
01:22:27,000 --> 01:22:30,916
در نتیجه... جوهر نامرئی

1062
01:22:31,041 --> 01:22:33,458
...اوه

1063
01:22:33,583 --> 01:22:37,666
‫«قاضی مکلستون، پلاک ۲۲، سی استریت، لوئس»

1064
01:23:29,541 --> 01:23:33,041
میخوام این رو به لوئس بفرستم

1065
01:23:33,166 --> 01:23:35,583
!شرمنده، بچه‌ها -
واقعا؟ -

1066
01:23:35,708 --> 01:23:38,916
ببخشید، ببخشید. من جات وایمیستم

1067
01:23:39,041 --> 01:23:40,708
خیلی ممنون

1068
01:24:01,291 --> 01:24:03,291
مگه کجا قراره برم؟

1069
01:24:11,750 --> 01:24:13,208
!هیس

1070
01:24:22,958 --> 01:24:24,958
داره میره داخل

1071
01:24:27,500 --> 01:24:29,958
!اوه، ایدیث
چه سورپرایز خوبی

1072
01:24:30,583 --> 01:24:33,541
.سلام، کیت
لطفاً یه تمبر دو پنی بده

1073
01:24:37,625 --> 01:24:39,791
پیشنهادم در مورد آستین لباست هنوز سر جاشه

1074
01:24:39,916 --> 01:24:42,916
به نظرم دیگه بهتره اینو ازم نپرسی

1075
01:24:57,666 --> 01:25:00,083
!هی

1076
01:25:02,083 --> 01:25:04,500
.پلیس داره میاد
از در پشتی برو

1077
01:25:04,625 --> 01:25:07,458
برو، از در پشتی برو -
!کیر توش -

1078
01:25:11,083 --> 01:25:12,833
آماده‌ای؟ -
آماده‌ام. آماده‌ای؟ -

1079
01:25:12,958 --> 01:25:14,708
آماده‌ام -
آماده -

1080
01:25:14,833 --> 01:25:16,500
تق -
تق -

1081
01:25:17,375 --> 01:25:19,208
نه، در بزن

1082
01:25:20,166 --> 01:25:22,041
آره، من در میزنم

1083
01:25:30,500 --> 01:25:32,500
قاضی گفته ممکنه خانم گودینگ اقدام به فرار کنه

1084
01:25:32,625 --> 01:25:35,458
اسپدینگ میخواد قبل از محاکمه
توی بازداشتگاه باشه

1085
01:25:36,458 --> 01:25:39,791
کجاست؟ -
نمیدونم، قربان. شرمنده -

1086
01:25:40,541 --> 01:25:42,791
باید اونجا باشه

1087
01:25:44,041 --> 01:25:46,208
!هی

1088
01:25:46,333 --> 01:25:49,208
!برو دنبالش -
!خودت برو دنبالش، پپرویک -

1089
01:25:49,333 --> 01:25:51,333
!تو هم همینطور! برین دنبالش

1090
01:25:52,333 --> 01:25:54,500
!برین بگیرینش

1091
01:26:19,291 --> 01:26:22,333
دیدیش؟ -
اون طرفی -

1092
01:26:22,875 --> 01:26:24,916
!یالا، عقب نمونین -
!چشم، قربان -

1093
01:26:25,041 --> 01:26:26,875
!پشت سرتونیم، قربان

1094
01:26:42,916 --> 01:26:44,583
!گه توش

1095
01:27:16,375 --> 01:27:19,625
.یالا، ایدی
پستش کن دیگه

1096
01:27:26,000 --> 01:27:29,583
هی! نمیخوای پستش کنی، عجوزه‌ی خل و چل؟

1097
01:27:29,708 --> 01:27:32,458
!پیرزن آب زیر کاه لاشی و هرزه -
چیکار میکنی؟ -

1098
01:27:32,583 --> 01:27:35,184
دارم یادت میدم درست فحش بدی -
میخوای چیکار کنی؟ -

1099
01:27:35,208 --> 01:27:37,250
هیچی. میخوام باهات حرف بزنم

1100
01:27:37,375 --> 01:27:40,000
«متوجه شدم زیاد میگی «کون نشسته -
خب؟ -

1101
01:27:40,125 --> 01:27:42,125
و «جنده‌ی شاش‌کده» دیگه چیه؟

1102
01:27:42,250 --> 01:27:44,170
فکر کردم از ناسزا گفتن بدت نمیاد

1103
01:27:44,208 --> 01:27:46,601
یهویی برات زیادی زننده شده؟ -
هیچکس اینطوری فحش نمیده -

1104
01:27:46,625 --> 01:27:49,125
‫- معلومه که میدن
‫- «کون نشسته و جنده‌ی شاش‌کده»؟

1105
01:27:49,250 --> 01:27:51,330
خیلی عجیب و غریبه -
تو باشی چی میگی؟ -

1106
01:27:51,375 --> 01:27:53,226
نمیدونم، باید بشینم و واقعا بنویسم

1107
01:27:53,250 --> 01:27:56,184
ولی به تو، احتماًلا میگم
قیافه‌ات جوریه که انگار ملکه ویکتوریا

1108
01:27:56,208 --> 01:27:58,833
یه گزنه تو کسش کرده، چه میدونم

1109
01:27:58,958 --> 01:28:01,041
...خب، به نظرم تو یه کون نشسته‌ی

1110
01:28:01,166 --> 01:28:04,791
چرا همیشه میگی کون نشسته؟ -
!بوی گند آب کیر و گه میدی -

1111
01:28:04,916 --> 01:28:07,976
و کیک‌هایی که می‌پزی
!انگار از کون گوسفند افتادن

1112
01:28:08,000 --> 01:28:09,166
!بهتر شد

1113
01:28:09,291 --> 01:28:12,625
...آشپزی بهم توهین نبود، ولی

1114
01:28:12,750 --> 01:28:14,230
اینقدر کیر توی کونت رفت و آمد داره

1115
01:28:14,333 --> 01:28:18,458
که یه غرفه تو کونت باز کردن
!و شیرینی میفروشن

1116
01:28:18,583 --> 01:28:21,708
ولی هرزه بودن بهتر از دروغگو بودنه، ایدیث

1117
01:28:24,541 --> 01:28:27,083
نه، چون الان میتونم این نامه رو پست کنم

1118
01:28:27,208 --> 01:28:29,958
و یه نفر هم توی امپراطوری بریتانیا

1119
01:28:30,083 --> 01:28:32,666
در مقابل من حرف یکی مثل تو رو باور نمیکنه

1120
01:28:33,500 --> 01:28:37,166
من که شک دارم -
واقعا؟ -

1121
01:28:39,333 --> 01:28:43,500
.تف توش
تازه داشتم لذت میبردم

1122
01:28:48,875 --> 01:28:51,166
!خانم گودینگ، باهامون میای

1123
01:28:51,291 --> 01:28:53,691
جریان چیه، خانم افسر ماس؟ -
!آقای اسپدینگ -

1124
01:28:53,750 --> 01:28:56,708
خدا رو شکر که اینجایی -
وایسا! گرفتیش، وینی؟ -

1125
01:28:56,833 --> 01:28:59,166
!بله، خاله گلدیس

1126
01:29:00,666 --> 01:29:02,500
رو هوا گرفتمش -
باریکلا -

1127
01:29:02,625 --> 01:29:06,166
یعنی چی؟ -
کار هرکدومشون میتونست باشه -

1128
01:29:07,208 --> 01:29:11,833
نگاه کنین تا علامت خصوصی
روی تمبر رو ظاهر کنم

1129
01:29:35,125 --> 01:29:38,250
یه عالمه شاهد داریم که دیدن
ایدیث این تمبر رو خریده، قربان

1130
01:29:38,375 --> 01:29:41,166
مسلماً مال اونه -
منظورش «حتماً»ـه -

1131
01:29:48,708 --> 01:29:51,875
گفتم اگه دخالت کنی خودم می‌اندازمت زندان

1132
01:29:52,000 --> 01:29:55,583
گفتی باید مجرم رو پیدا کنیم
و حین ارتکاب جرم بگیریمش

1133
01:30:14,833 --> 01:30:16,208
...خانم سوان

1134
01:30:18,583 --> 01:30:21,666
من افسر پلیس ماس هستم

1135
01:30:21,791 --> 01:30:25,166
باید اخطار بدم هر چیزی که بگین
روی کاغذ ثبت میشه

1136
01:30:34,958 --> 01:30:38,458
برای متهم رز گودینگ چه رایی میدین؟

1137
01:30:38,583 --> 01:30:41,958
رای میدیم گناهکار نیست

1138
01:30:58,166 --> 01:31:01,333
!سکوت

1139
01:31:01,458 --> 01:31:03,458
!نظرم رو رعایت کنین! ساکت

1140
01:31:05,541 --> 01:31:09,083
!نظم دادگاه رو رعایت کنین -
!عدالت! عدالت -

1141
01:31:10,625 --> 01:31:13,416
میدونی چیه، به خاطر جمعیت از این طرف بیا

1142
01:31:20,708 --> 01:31:22,958
الان میتونی دلیل کارت رو بهم بگی، ایدیث؟

1143
01:31:24,208 --> 01:31:26,000
فکر نکنم بتونم، نه

1144
01:31:36,125 --> 01:31:38,125
کاش تو نبودی

1145
01:31:38,958 --> 01:31:41,333
وقتی شروعش کردن، دیگه نمیتونستم جلوش رو بگیرم

1146
01:31:46,666 --> 01:31:50,041
منو باش فکر میکردم اگه مثل تو باشم
اوضاعم ردیف میشه

1147
01:31:55,625 --> 01:31:59,208
.روز بخیر، رز
برات نامه مینویسم

1148
01:32:00,791 --> 01:32:03,000
واسه فحش‌هات خودم رو آماده میکنم

1149
01:32:25,333 --> 01:32:28,291
هی! بیا اینجا

1150
01:32:29,916 --> 01:32:32,541
!کی تو رو گفت، کله‌کیری

1151
01:32:45,875 --> 01:32:48,791
روبراهی؟ -
آره -

1152
01:32:51,458 --> 01:32:53,500
چشم‌هات رو ببند

1153
01:32:57,375 --> 01:32:59,291
بازشون کن

1154
01:33:07,250 --> 01:33:09,291
الان دیگه یدونه واسه خودت داری، نانسی گودینگ

1155
01:33:15,500 --> 01:33:17,500
!عقب وایستین

1156
01:33:18,666 --> 01:33:21,875
خب، پرونده‌ی پیچیده‌ای بود
ولی سرانجام گرفتیمش

1157
01:33:22,000 --> 01:33:23,541
موفق شدیم

1158
01:33:24,416 --> 01:33:26,208
راستش همیشه حس میکردم کار اونه

1159
01:33:26,333 --> 01:33:29,291
.منم همینطور. منم همینطور
همون اول کار بهش مشکوک شده بودم

1160
01:33:29,416 --> 01:33:34,666
فکر کنم همون روز اول اینو گفتم، تقریبا

1161
01:33:34,791 --> 01:33:38,083
!داره میاد
!خانم سوان

1162
01:33:40,500 --> 01:33:43,791
!ایدیث! ایدی! ایدی

1163
01:33:43,916 --> 01:33:46,791
!ایدی

1164
01:33:46,916 --> 01:33:49,125
میدونم کار تو نبوده -
چرا، کار من بود -

1165
01:33:49,250 --> 01:33:51,166
برات وثیقه جور میکنیم -
!کار من بود، پدر -

1166
01:33:51,291 --> 01:33:52,934
...وقتی برگشتی -
برنمیگردم -

1167
01:33:52,958 --> 01:33:55,500
نه، اینو نگو -
!دیگه هیچوقت به خونه پیش تو برنمیگردم -

1168
01:33:55,625 --> 01:33:56,976
کجا قراره بری؟ -
هر جا -

1169
01:33:57,000 --> 01:33:59,000
ایدی، خفه شو، خفه شو -
!هر جا! هر جا -

1170
01:33:59,125 --> 01:34:03,000
گم شو، حرومزاده‌ی شاشوی کسکش
!پیر چروکیده و رنگ‌پریده

1171
01:34:03,125 --> 01:34:04,958
!اوه

1172
01:34:28,555 --> 01:34:34,055
‫ترجمه و تنظیم از
‫iredprincess و آرمان اسدی

1173
01:34:35,355 --> 01:34:43,855
moviepovie.com

1174
01:34:44,355 --> 01:34:46,655
[ایدیث سوان به دوازده ماه بیگاری محکوم شد]

1175
01:34:46,679 --> 01:34:48,979
[رز گودینگ هیچوقت به جرم دیگری محکوم نشد]

1176
01:34:49,003 --> 01:34:51,503
[گلدیس ماس حالا در لیتل‌همپتون نشان افتخار دارد]

1177
01:34:52,855 --> 01:34:57,855
[داستانشان تا به الان، در تاریخ گم شده بود]

1178
01:34:58,555 --> 01:35:07,055
moviepovie.com

