﻿

1
00:00:04,289 --> 00:00:34,289
moviepovie.com

2
00:01:06,289 --> 00:01:23,289
moviepovie.com

3
00:01:24,289 --> 00:01:31,289
moviepovie.com

4
00:01:52,299 --> 00:01:54,049
‫ممنون,

5
00:02:00,465 --> 00:02:02,840
‫خواست خدا بود,

6
00:02:03,215 --> 00:02:07,799
‫پدرت مرد بزرگی بود،
‫خدا بیامورزتش,

7
00:02:08,132 --> 00:02:08,840
‫آمین,

8
00:02:09,215 --> 00:02:10,007
‫یادتون نره براش دعا کنین,

9
00:02:10,215 --> 00:02:10,924
‫حتماً,

10
00:02:12,257 --> 00:02:13,924
‫خداحافظ دخترم,

11
00:02:14,049 --> 00:02:14,757
‫خداحافظ,

12
00:02:16,299 --> 00:02:17,965
‫یکم دیگه از خدمات خاکسپاری میرسن,

13
00:02:18,132 --> 00:02:20,924
‫بهشون بگو که ظروف و ملافه‌ها رو جمع کنن,

14
00:02:21,215 --> 00:02:24,007
‫به برادرت بگو برای شام نون بگیره,

15
00:02:24,340 --> 00:02:26,549
‫بعد از خاکسپاری، عموت هم بهمون می‌پیونده,

16
00:02:26,715 --> 00:02:29,215
‫هنوز نون نگرفته؟

17
00:02:29,549 --> 00:02:31,715
‫احتمالاً فراموش کرده، یادش بنداز,

18
00:02:48,449 --> 00:02:50,149
‫«فضایی‌ها واقعاً وجود دارن؟»

19
00:02:55,349 --> 00:02:57,049
‫«اسم من تیتوـه,»

20
00:02:59,076 --> 00:03:00,076
‫«جونم رو نجات دادی,»

21
00:03:05,132 --> 00:03:06,049
‫اون‌ها برای مهمان‌ها بود,

22
00:03:06,465 --> 00:03:09,007
‫خب؟ اکثرشون رفتن خاکسپاری,

23
00:03:09,757 --> 00:03:11,715
‫قرار نبود با عمو نسیر بری؟

24
00:03:11,924 --> 00:03:14,840
‫مامان گفت مجبور نیستم برم,

25
00:03:15,590 --> 00:03:16,924
‫الان دیگه تو مرد خونه‌ای,

26
00:03:17,507 --> 00:03:18,674
‫باید تو همچین مراسماتی شرکت کنی,

27
00:03:19,090 --> 00:03:20,007
‫این یعنی می‌تونم
‫تلویزیون بابابزرگ رو بگیرم؟

28
00:03:21,799 --> 00:03:22,424
‫چیه؟

29
00:03:22,965 --> 00:03:23,424
‫پاشو,

30
00:03:23,757 --> 00:03:26,049
‫بیا توی تمیز کردن بهم کمک کن,

31
00:03:26,465 --> 00:03:27,340
‫عجله کن,

32
00:03:27,507 --> 00:03:30,090
‫دلت نمی‌خواد عمو نسیر
‫تو رو درحال تلویزیون دیدن ببینه,

33
00:03:39,257 --> 00:03:40,715
‫توی خاکسپاری با افتخار صحبت کردم,

34
00:03:42,049 --> 00:03:43,382
‫دنبال پولش بود,

35
00:03:44,882 --> 00:03:46,090
‫ازش خبری شنیدی؟

36
00:03:47,757 --> 00:03:48,849
‫نه,

37
00:03:48,851 --> 00:03:50,047
‫همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد,

38
00:03:51,257 --> 00:03:52,090
‫خب، خودت می‌دونی که اوضاغ چه طوره,

39
00:03:53,132 --> 00:03:54,924
‫کفنش هنوز خشک نشده,

40
00:03:55,715 --> 00:03:56,840
,اما به این زودی ، کفتارها دورش جمع شدن

41
00:03:57,840 --> 00:03:59,049
‫«عثمان» با منم تماس گرفت,

42
00:04:00,299 --> 00:04:01,132
‫با تو تماس گرفت؟

43
00:04:02,132 --> 00:04:03,340
‫نه,

44
00:04:05,132 --> 00:04:05,965
‫مرد خوبیه,

45
00:04:06,965 --> 00:04:08,590
‫از اون «افتخار» سنگدل بهتره,

46
00:04:09,215 --> 00:04:12,007
‫تو پول شش ماه قبض برق
‫به عثمان بدهکاری,

47
00:04:12,215 --> 00:04:15,424
‫اما هیچ‌وقت مزاحمت نشد,

48
00:04:17,674 --> 00:04:21,257
‫اما شرایط اون عوض شده,

49
00:04:21,424 --> 00:04:23,090
‫صبرش تموم شد,

50
00:04:24,632 --> 00:04:26,590
‫قبلاً پدر به همه این‌ها رسیدگی می‌کرد,

51
00:04:27,882 --> 00:04:29,549
‫خیلی ناگهانی مریض شد,

52
00:04:30,507 --> 00:04:31,632
‫خودم حلش می‌کنم,

53
00:04:34,882 --> 00:04:36,257
‫برادرم توی رسیدگی
‫به امور مالی خیلی سخت‌گیر بود,

54
00:04:37,715 --> 00:04:38,965
‫همیشه با خودم فکر می‌کردم
‫که اگه اون تو نیرو پلیس

55
00:04:39,799 --> 00:04:42,049
‫نمی‌رفت، نزول‌خور خوبی میشد,

56
00:04:57,549 --> 00:04:58,257
‫فریا,

57
00:05:00,924 --> 00:05:02,632
‫دوست دارم توی این مسائل بهت کمک کنم,

58
00:05:05,174 --> 00:05:06,715
‫خوش‌حال میشم,

59
00:05:07,299 --> 00:05:09,674
‫اگه بهم اجازه میدی،
‫خرج و مخارج به عهده من باشه,

60
00:05:10,465 --> 00:05:11,965
‫نه، این زیادیه,

61
00:05:13,632 --> 00:05:14,965
‫خودمون می‌تونیم از پسش بر بیایم,

62
00:05:15,132 --> 00:05:16,632
‫چرا نباید کمک کنم؟

63
00:05:17,549 --> 00:05:18,757
‫الان دیگه مسئولیت منه,

64
00:05:20,340 --> 00:05:23,882
‫دوست دارم به همه مسائل مهم،
‫به درستی رسیدگی بشه,

65
00:05:24,424 --> 00:05:25,840
‫که توی آینده مشکلی پیش نیاد,

66
00:05:27,299 --> 00:05:29,549
‫به هرحال، من دیگه باید برم,

67
00:05:31,465 --> 00:05:32,382
‫ممنون که اومدی,

68
00:05:34,924 --> 00:05:35,965
‫هر موقع اراده کنین,

69
00:06:49,924 --> 00:06:50,340
‫وایسا!

70
00:06:51,382 --> 00:06:51,924
‫همین الان وایسا!

71
00:06:52,924 --> 00:06:54,049
‫زنیکه وایسا!

72
00:07:00,507 --> 00:07:00,924
‫وایسا!

73
00:07:40,549 --> 00:07:41,424
‫مریم، چه اتفاقی افتاد؟

74
00:07:43,299 --> 00:07:45,049
‫داشتم رانندگی می‌کردم یه یکی,,,

75
00:07:46,757 --> 00:07:48,174
‫یه دفعه از ناکجا پیداش شد,

76
00:07:49,382 --> 00:07:50,215
‫یه اجاره سمت شیشم پرت کرد,

77
00:07:52,465 --> 00:07:53,715
‫و داشت دنبالم می‌کرد,

78
00:07:56,007 --> 00:07:58,294
‫- هنوز نمی‌فهمم,
‫- ربیا، چی شد؟

79
00:07:56,882 --> 00:07:58,299
‫

80
00:07:58,799 --> 00:08:01,757
‫مریم، این پسر عموم اسده,
‫تازه از کانادا اومده,

81
00:08:08,424 --> 00:08:09,882
‫حالت خوبه؟

82
00:08:12,382 --> 00:08:14,590
‫کسی که این کار رو باهات کرده،
‫نمی‌تونه از زیرش در بره,

83
00:08:15,215 --> 00:08:16,424
‫صحنه تصادف رو یادت میاد؟

84
00:08:16,507 --> 00:08:17,715
‫ما باهات میایم,

85
00:08:19,632 --> 00:08:20,257
‫باشه,

86
00:08:32,340 --> 00:08:33,840
‫مطمئنی می‌خوای گزارش پلیس پر کنی؟

87
00:08:34,257 --> 00:08:35,258
‫می‌دونی مادرت چطوریه،

88
00:08:34,757 --> 00:08:35,757
‫اگه بفهمه همچین اتفاقی افتاده،

89
00:08:36,465 --> 00:08:39,424
‫نه میذاره رانندگی کنی نه بیای کتاب‌خونه,

90
00:08:40,340 --> 00:08:41,549
‫بیا یه داستان دیگه تعریف کن,

91
00:08:42,757 --> 00:08:50,757
‫می‌تونی بگی یه آدم مستی بود
‫که می‌خواست یه چیزی بدزده,

92
00:08:51,757 --> 00:08:52,590
‫یا,,,

93
00:08:53,132 --> 00:08:54,715
‫چند تا بچه داشتن کریکت بازی می‌کردن,

94
00:08:54,965 --> 00:08:56,882
‫آره، این جواب میده,
‫بچه‌ها شیشه ماشین رو شکوندن,

95
00:08:57,132 --> 00:09:01,507
‫پلیس رو وارد ماجرا کنیم که چی بشه؟

96
00:09:08,457 --> 00:09:10,878
‫چرا داری از ما بازجویی می‌کنی؟

97
00:09:10,881 --> 00:09:13,035
‫ما چیزی نمی‌دونیم,

98
00:09:16,757 --> 00:09:18,423
‫

99
00:09:18,507 --> 00:09:22,799
‫اون می‌تونه هر کاری که دلش می‌خواد
‫و هرچی دلش می‌خواد بپوشه, از اینجا گمشین,

100
00:09:22,924 --> 00:09:23,965
‫ما کی حرفی علیه اون زدیم؟

101
00:09:24,007 --> 00:09:26,132
‫اسد، بیا بریم,

102
00:09:26,424 --> 00:09:28,840
‫خودتون خواهر و مادر ندارین؟

103
00:09:29,132 --> 00:09:32,132
‫زن‌های ما توی خیابون،
‫مثل زن‌های شما راه نمیرن,

104
00:09:37,632 --> 00:09:38,924
‫مریم، بیا از اینجا بریم,

105
00:09:39,257 --> 00:09:40,132
‫می‌خوام گزارش پلیس بدم,

106
00:09:40,299 --> 00:09:41,340
‫چه تفاوتی ایجاد میشه؟

107
00:09:42,757 --> 00:09:43,715
‫یه تفاوتی ایجاد می‌کنه,

108
00:09:48,340 --> 00:09:50,154
‫ربیا، اگه نمی‌خوای با ما بیای،

109
00:09:50,156 --> 00:09:51,606
‫می‌رسونمت کتاب‌‌خونه,

110
00:09:52,257 --> 00:09:53,382
‫مشکلی نیست,

111
00:09:59,299 --> 00:10:00,465
‫هیچ ایده‌ای داری که چند تا تصادف

112
00:10:00,715 --> 00:10:03,340
‫هر روز توی کاراچی اتفاق میوفته؟

113
00:10:03,674 --> 00:10:06,632
‫اون حتی شماره پلاک هم نداره,

114
00:10:06,674 --> 00:10:08,882
‫این یه تصادف نبود،

115
00:10:08,881 --> 00:10:10,881
‫بهش حمله شد,

116
00:10:11,465 --> 00:10:13,174
‫اما شما گفتین که به ماشینش آسیب رسیده,

117
00:10:13,340 --> 00:10:15,340
‫توی حمله آسیب رسیده,,,

118
00:10:15,341 --> 00:10:17,341
‫می‌خوام با بازرس اقبال صحبت کنم,

119
00:10:17,632 --> 00:10:19,049
‫خانم، شما فکر کردین کی هستین؟

120
00:10:19,507 --> 00:10:20,840
‫بازرس امروز نیومده,

121
00:10:21,715 --> 00:10:24,007
‫من نوه کمیسر ایالتم,

122
00:10:24,965 --> 00:10:27,215
‫با بازرس تماس می‌گیرین,

123
00:10:27,632 --> 00:10:29,632
‫و بهشون میگین که من منتظرم
‫تا با ایشون صحبت کنم,

124
00:10:29,924 --> 00:10:30,549
‫متوجه شدی؟

125
00:10:30,882 --> 00:10:32,382
‫بله، بله خانم,

126
00:10:37,674 --> 00:10:39,007
‫پدربزرگم مسئول بود,

127
00:10:53,340 --> 00:10:56,757
‫اگه دوست داشتی، بعداً همدیگه رو ببینیم,

128
00:10:57,007 --> 00:10:58,840
‫فردا توی کتاب‌خونه می‌بینمت، مگه نه؟

129
00:11:01,590 --> 00:11:03,549
‫آره، البته,

130
00:11:04,299 --> 00:11:05,382
‫پس، فردا می‌بینمت,

131
00:11:06,340 --> 00:11:07,382
‫فردا می‌بینمت,

132
00:11:08,715 --> 00:11:09,299
‫باشه,

133
00:11:10,674 --> 00:11:11,424
‫باشه,

134
00:11:14,590 --> 00:11:15,591
‫من,,,

135
00:11:15,592 --> 00:11:16,551
‫تو,,,

136
00:11:17,840 --> 00:11:18,840
‫من باید برم,

137
00:11:19,757 --> 00:11:20,132
‫درسته,

138
00:11:21,382 --> 00:11:22,799
‫ببخشید، حتماً,

139
00:11:51,090 --> 00:11:52,424
‫به مامان نگو,

140
00:11:53,007 --> 00:11:54,049
‫برو عقب بشین,

141
00:12:03,424 --> 00:12:04,965
‫عمو نسیر زنگ زد,

142
00:12:06,632 --> 00:12:07,924
‫چی می‌خواست؟

143
00:12:08,799 --> 00:12:10,007
‫خبرهای خوبی داشت,

144
00:12:11,174 --> 00:12:13,549
‫همه بدهی‌هامون رو میده,

145
00:12:15,174 --> 00:12:17,757
‫خدا فرستادش,

146
00:12:18,424 --> 00:12:22,507
‫قبض برق، تحصیل بلال و هزیه‌های بیمارستان,

147
00:12:22,674 --> 00:12:24,549
‫رو همدیگه خیلی بودن,

148
00:12:25,049 --> 00:12:26,924
‫خبر خوبیه، مگه نه؟

149
00:12:35,049 --> 00:12:38,715
‫اگه یکی می‌خواد بهمون کمک کنه،
‫چرا ما باید رد کنیم؟

150
00:12:39,257 --> 00:12:40,090
‫همه‌چی آماده‌ـست,

151
00:12:40,382 --> 00:12:42,215
‫با عمو نسیر؛ همه‌چی رو حل کردم,

152
00:12:42,632 --> 00:12:46,795
‫فقط ازم می‌خواد
‫که اول یه اسنادی رو امضا کنم,

153
00:12:44,174 --> 00:12:46,799
‫

154
00:12:48,882 --> 00:12:50,840
‫تو چیزی رو امضا نمی‌کنی,

155
00:12:52,174 --> 00:12:52,507
‫چرا؟

156
00:12:53,007 --> 00:12:53,757
‫چرا نباید کنم؟

157
00:12:55,965 --> 00:12:58,674
‫قبلاً هیچ علاقه‌ای بهمون نشون نداد,

158
00:13:00,257 --> 00:13:03,590
‫وقتی بابابزرگ زنده بود،
‫هیچ‌وقت به این خونه نیومد,

159
00:13:05,299 --> 00:13:07,590
‫هیچکس بهت رایگان چیزی نمیده,,,

160
00:13:07,674 --> 00:13:08,424
‫ساکت شو,

161
00:13:09,090 --> 00:13:09,840
‫لطفاً، ساکت شو,

162
00:13:11,882 --> 00:13:12,715
‫تو درک نمی‌کنی,

163
00:13:14,340 --> 00:13:15,674
‫من درک نمی‌کنم؟

164
00:13:17,215 --> 00:13:19,007
‫کی به صاحب مغازه‌ها التماس می‌کرد
‫که بذارن نسیه خرید کنیم؟

165
00:13:20,549 --> 00:13:23,549
‫کی تنهایی میرفت بیمارستان

166
00:13:24,799 --> 00:13:27,549
‫که پزشک‌ها رو راضی کنه
‫که مخارج رو کم کنن؟

167
00:13:28,674 --> 00:13:29,799
‫چی رو درک نمی‌کنم؟

168
00:13:34,090 --> 00:13:35,674
‫من مادر این خانوادم,

169
00:13:36,590 --> 00:13:39,057
‫تصمیمات رو من می‌گیرم,

170
00:13:39,882 --> 00:13:40,715
‫نه تو,

171
00:13:41,424 --> 00:13:42,007
‫بسه,

172
00:14:27,174 --> 00:14:29,007
‫از اداره پلیس باهات تماس گرفتن؟

173
00:14:29,174 --> 00:14:30,465
‫هنوز نه,

174
00:14:30,549 --> 00:14:31,382
‫بهت که گفتم وقتت رو هدر نده,

175
00:14:31,799 --> 00:14:32,799
‫به مادرت چی گفتی؟

176
00:14:32,814 --> 00:14:34,989
‫گفتم که شبونه یکی سعی کرد
‫که در ماشین رو باز کنه,

177
00:14:35,014 --> 00:14:37,081
‫نمی‌تونه با حقیقت کنار بیاد,

178
00:14:37,257 --> 00:14:38,090
‫این اخیراً حالش چطوره؟

179
00:14:38,507 --> 00:14:39,382
‫بهتره

180
00:14:39,799 --> 00:14:41,299
‫اما می‌دونی که اوضاع چه طوره؟

181
00:14:41,632 --> 00:14:43,174
‫همه‌چی رو بزرگ می‌کنه,

182
00:14:43,674 --> 00:14:45,257
‫اگه بهش می‌گفتم واقعاً چه اتفاقی افتاده،

183
00:14:45,259 --> 00:14:46,959
‫نمیذاشت امتحان بدم,

184
00:14:47,007 --> 00:14:50,007
‫گاهی اوقات با خودم میگم
‫که این امتحانا اصلاً تموم میشن،

185
00:14:50,132 --> 00:14:51,492
‫و ما واقعاً دکتر میشیم؟

186
00:14:51,501 --> 00:14:52,601
‫صبح به‌ خیر,

187
00:14:55,632 --> 00:14:56,799
‫صبح تو هم به ‌خیر,

188
00:14:57,340 --> 00:14:58,674
‫بعضی از ماها اومدیم اینجا که مطالعه کنیم,

189
00:14:59,424 --> 00:15:02,715
‫یه دقیقه وقت صحبت کردن داری؟

190
00:15:06,924 --> 00:15:07,507
‫حتماً,

191
00:15:15,382 --> 00:15:17,049
‫خب، درس چه طور پیش میره؟

192
00:15:17,174 --> 00:15:17,882
‫بد نیست,

193
00:15:18,382 --> 00:15:21,007
‫اگه خدا بخواد، ماه بعد امتحان میدم,

194
00:15:21,632 --> 00:15:23,507
تو هم داری برای صلاحیت پزشکی می‌خونی؟

195
00:15:23,715 --> 00:15:25,090
‫نه، برای ورودی دانشکده پزشکیه,

196
00:15:26,174 --> 00:15:27,257
‫تو هنوز,,,

197
00:15:27,632 --> 00:15:30,090
‫دیپلمم رو تو کانادا گرفتم,

198
00:15:30,382 --> 00:15:32,590
‫اما دانشکده پزشکیش واقعاً سخت بود,

199
00:15:32,591 --> 00:15:34,591
‫پس با خودت فکر کردی توی پاکستان راحت‌تره؟

200
00:15:34,674 --> 00:15:36,549
‫نه، منظورم این نبود,

201
00:15:38,007 --> 00:15:38,882
‫دارم اذیتت می‌کنم,

202
00:15:40,840 --> 00:15:41,549
‫اها، باشه,

203
00:15:42,549 --> 00:15:45,882
‫قوی بود!

204
00:15:46,215 --> 00:15:48,507
‫همه‌چی رو به راهه؟

205
00:15:53,174 --> 00:15:54,007
‫آره اما,,,

206
00:15:55,174 --> 00:15:56,215
‫بین ما همه‌چی رو به راهه؟

207
00:15:57,507 --> 00:15:58,674
‫معلومه، چرا می‌پرسی؟

208
00:15:59,757 --> 00:16:03,632
‫اخه برات یه درخواست دوستی فرستادم,

209
00:16:04,507 --> 00:16:07,924
‫و تو مجبور نیستی قبول کنی یا چیزی,

210
00:16:08,590 --> 00:16:11,382
‫اما فکر کردم ارتباط خوبی برقرار کرده بودی,

211
00:16:12,882 --> 00:16:15,924
‫این طور نیست,

212
00:16:16,507 --> 00:16:18,257
‫به خاطر درس‌هام،

213
00:16:19,340 --> 00:16:21,299
‫و مسائل خیلی زیادی که توی خونه‌ـست،

214
00:16:21,924 --> 00:16:25,757
‫وقتی برای دوستی جدید ندارم,

215
00:16:26,507 --> 00:16:27,132
‫اشکالی نداره,

216
00:16:28,924 --> 00:16:30,007
‫اولویت‌هات رو مشخص کردی,

217
00:16:32,424 --> 00:16:33,957
‫باید برگردم داخل،

218
00:16:33,959 --> 00:16:35,759
‫ربیا احتمالاً منتظرمه,

219
00:16:36,590 --> 00:16:37,715
‫باشه,

220
00:16:39,215 --> 00:16:40,049
‫فعلاً,

221
00:16:51,465 --> 00:16:54,299
‫[اسد عباس - قبول]

222
00:17:15,590 --> 00:17:16,590
‫داری کجا میری؟

223
00:17:16,715 --> 00:17:17,465
‫لباس عوض کنم,

224
00:17:17,674 --> 00:17:18,340
‫عجله کن,

225
00:17:29,549 --> 00:17:30,049
‫سلام,

226
00:17:30,299 --> 00:17:32,007
‫کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداری؟

227
00:17:33,090 --> 00:17:34,632
‫از آخرین باری که حرف زدیم،
‫کلاً یه ساعت می‌گذره,

228
00:17:34,924 --> 00:17:35,715
‫داشتم بهت فکر می‌کردم,

229
00:17:36,299 --> 00:17:36,715
‫سرت شلوغه؟

230
00:17:37,257 --> 00:17:38,424
‫نه واقعاً,

231
00:17:38,425 --> 00:17:40,425
‫باید به مامانم توی آماده کردن شام، کمک کنم,

232
00:17:41,507 --> 00:17:42,757
‫دارین چی درست می‌کنین؟

233
00:17:46,340 --> 00:17:49,132
,خیارچنبر تلخ یا کدو سبز

234
00:17:49,382 --> 00:17:50,507
‫مطمئن نیستم,

235
00:17:51,215 --> 00:17:52,965
,خوراک کاری با خیارچنبر تلخ، غذای مورد علاقمه

236
00:17:54,424 --> 00:17:56,174
‫چرا انقدر داری طولش میدی؟

237
00:17:57,674 --> 00:17:59,382
‫بعداً بهت زنگ میزنم,

238
00:18:11,006 --> 00:18:11,715
‫مریم,

239
00:18:12,298 --> 00:18:12,839
‫مریم,

240
00:18:15,098 --> 00:18:16,998
‫وقت استراحت برای چای؟

241
00:20:09,965 --> 00:20:11,257
‫تسلیم نمیشی، مگه نه؟

242
00:20:11,382 --> 00:20:13,415
‫حتی تحمل یه ساعت بدون تو هم سخته,

243
00:20:13,465 --> 00:20:14,840
‫سرت شلوغه؟

244
00:20:14,924 --> 00:20:18,595
‫نه, برق تازه برگشت,

245
00:20:19,049 --> 00:20:21,799
‫عمو نسیر تازه رفت،
‫منم دارم تمیز می‌کنم,

246
00:20:21,840 --> 00:20:23,840
‫کاش می‌تونستم یه صحبتی
‫با این عمو نسیر فاسدت داشته باشم,

247
00:20:25,340 --> 00:20:26,299
‫واقعاً؟

248
00:20:28,715 --> 00:20:33,090
‫اگه تو بخوای، یه کاریش می‌کنم,

249
00:20:33,924 --> 00:20:36,257
‫منم یه عمو مثل اون دارم،

250
00:20:36,259 --> 00:20:38,259
‫الان دیگه اذیتمون نمی‌کنه,

251
00:20:38,465 --> 00:20:40,590
‫خب، آمادگی قبل امتحانت چه طور پیش میره؟

252
00:20:46,674 --> 00:20:49,090
‫خوبه, بعداً می‌بینمت,

253
00:21:03,424 --> 00:21:04,465
‫بعد از فوت مادرم,,,

254
00:21:04,882 --> 00:21:07,424
‫برادرهاش سعی کردن تمام اموالش رو بگیرن,

255
00:21:07,840 --> 00:21:09,757
‫پدرم به وکیلش زنگ زد،

256
00:21:09,759 --> 00:21:11,759
‫اون رو استخدام کرد
‫که به این مسائل رسیدگی کنی,

257
00:21:12,424 --> 00:21:13,965
‫شماره وکیل رو می‌خوای؟

258
00:21:14,465 --> 00:21:15,340
‫آره، لطفاً,

259
00:21:15,424 --> 00:21:17,757
‫باهاش صحبت می‌کنم و بهش میگم
‫که قراره تماس بگیری,

260
00:21:17,758 --> 00:21:19,758
‫می‌تونی اسم من رو به عنوان معرف بگی,

261
00:21:20,215 --> 00:21:22,924
‫خوبه، هزینش چه قدره؟

262
00:21:23,424 --> 00:21:24,965
‫- زیاد نیست, فکر کنم,,,
‫- درست بشینین,

263
00:21:26,424 --> 00:21:27,840
‫اینجا فیلم بالیوودی نیست,

264
00:21:37,299 --> 00:21:38,174
‫عجب حرومزاده‌ایه,

265
00:21:38,924 --> 00:21:40,465
‫مطمئنی نمی‌تونی بیای بریم ساحل؟

266
00:21:40,590 --> 00:21:42,132
‫نه، نباید بریم,

267
00:21:43,007 --> 00:21:45,299
‫منظورت اینه که می‌تونی بیای؟

268
00:21:47,007 --> 00:21:48,049
‫خفه شو,

269
00:21:52,632 --> 00:21:55,257
‫از قبل به عموت گفتم که داری میای,

270
00:21:56,007 --> 00:21:57,757
‫می‌دونم مامان,

271
00:21:57,758 --> 00:21:59,758
‫اما بدون این جلسه، ممکنه امتحان رو بیوفتم,

272
00:21:59,924 --> 00:22:01,049
‫یه دقیقه وایسا,

273
00:22:01,257 --> 00:22:01,715
‫الو؟

274
00:22:02,549 --> 00:22:02,965
‫خیلی خب,

275
00:22:03,215 --> 00:22:03,674
‫آره، باشه,

276
00:22:03,965 --> 00:22:04,632
‫آره، مشکلی نیست,

277
00:22:05,340 --> 00:22:07,715
‫بلال، عجله کن، اون‌ها نزدیکن,

278
00:22:09,674 --> 00:22:10,882
‫آماده‌سازی ساندویچ‌ها تموم شد؟

279
00:22:11,007 --> 00:22:12,715
‫آره، یکم کچاب هم برداشتم,

280
00:22:13,465 --> 00:22:14,757
‫اگه زودتر بهم می‌گفتی,,,

281
00:22:16,507 --> 00:22:17,174
‫اگه می‌دونستم، میومدم,

282
00:22:17,340 --> 00:22:20,549
‫دقیقه نودی شد,

283
00:22:20,715 --> 00:22:21,965
‫باید چه داستانی براشون تعریف کنم؟

284
00:22:22,174 --> 00:22:24,299
‫فکر می‌کنن داری ازشون دوری می‌کنی,

285
00:22:24,304 --> 00:22:27,304
‫حقیقت رو بهشون بگو, باید درس بخونم,

286
00:22:27,590 --> 00:22:29,007
‫و اگه ازت خواستن چیزی رو امضا کنی,,,

287
00:22:29,009 --> 00:22:30,009
‫جدی میگی؟

288
00:22:30,215 --> 00:22:33,882
،فکر می‌کنی قصد دارن اول حالمون رو خوب کنن

289
00:22:34,174 --> 00:22:35,590
و بعد فریبمون بدن؟

290
00:22:35,591 --> 00:22:36,691
‫مامان,

291
00:22:36,882 --> 00:22:37,549
‫خیلی خب، اگه نمیای,,,

292
00:22:37,924 --> 00:22:40,365
‫حداقل گوشیت رو همراهت ببر,

293
00:22:40,366 --> 00:22:41,469
‫بلال، بجنب بیا بریم,

294
00:22:41,632 --> 00:22:44,065
‫- در رو پشت سرت ببند,
‫- ممنون مامان,

295
00:23:00,299 --> 00:23:01,549
انقدر هیجانی نباش مریم,

296
00:23:02,132 --> 00:23:03,190
‫اما اگه,,,

297
00:23:03,200 --> 00:23:04,700
‫«اما اگه,,,» وجود نداره,

298
00:23:04,705 --> 00:23:06,455
,ما زیاد به اون کلبه رفتیم

299
00:23:06,465 --> 00:23:08,965
‫برای دوست بچگی اسده,

300
00:23:09,549 --> 00:23:10,424
‫لطفاً آروم باش,

301
00:23:10,674 --> 00:23:11,792
‫آره، ولی اگه یکی بفهمه,,,

302
00:23:11,795 --> 00:23:13,905
‫کسی نمی‌فهمه,

303
00:23:13,924 --> 00:23:17,715
‫اسد عجیبه ولی خیلی احترام میذاره,

304
00:23:27,132 --> 00:23:29,459
‫سلام مریم، رسیدم,

305
00:23:29,465 --> 00:23:31,715
‫باشه الان میام,

306
00:23:38,507 --> 00:23:39,882
‫این رو بذار سرت,

307
00:23:40,507 --> 00:23:41,924
‫خیلی زیبا شدی,

308
00:23:42,465 --> 00:23:43,632
‫این رنگ بهت میاد,

309
00:23:44,007 --> 00:23:45,470
‫تو هم خوش‌تیپ شدی,

310
00:23:45,549 --> 00:23:47,407
‫یه پیراهن جدید خریدم,

311
00:23:47,557 --> 00:23:49,924
‫هوا معرکه‌ـست,

312
00:23:50,340 --> 00:23:52,782
‫برای رفتن به ساحل عالیه,

313
00:24:00,632 --> 00:24:02,415
‫سوار شو بریم,

314
00:24:02,507 --> 00:24:04,174
‫مراقب باش,

315
00:24:05,632 --> 00:24:07,299
‫آماده‌ای؟

316
00:24:07,306 --> 00:24:08,306
‫آره,

317
00:25:17,465 --> 00:25:18,840
,این کلبه مال رفیقمه

318
00:25:20,840 --> 00:25:25,674
,کلید باید زیر کانتینر گازوئیل باشه

319
00:25:26,382 --> 00:25:27,957
‫می‌دونه ما داریم میایم؟

320
00:26:38,382 --> 00:26:39,382
‫وای,

321
00:26:39,924 --> 00:26:41,340
‫داری اشتباه انجام میدی,

322
00:26:41,632 --> 00:26:43,732
‫پس چرا تو بهم نشون نمیدی
‫که چه طور انجامش بدم، خانم همه‌چی‌دان؟

323
00:26:43,757 --> 00:26:45,840
‫باید یکم آب اضافه کنی,

324
00:26:46,924 --> 00:26:49,004
‫فکر کنم تو بلدی هرکاری رو انجام بدی,

325
00:26:49,009 --> 00:26:50,009
‫حتی شنا کردن با این شال,

326
00:26:50,715 --> 00:26:51,382
‫بهت میاد,

327
00:26:54,132 --> 00:26:55,365
‫حتی موقع خوابیدن هم سرمه,

328
00:26:55,415 --> 00:26:56,519
‫واقعاً؟

329
00:26:57,007 --> 00:26:58,815
‫دارم شوخی می‌کنم,

330
00:27:00,799 --> 00:27:02,049
‫وقتی ده سالم بود،

331
00:27:02,965 --> 00:27:04,799
‫گردنم صدمه دید,

332
00:27:05,882 --> 00:27:08,824
‫برای پوشوندن زخم،
‫مادرم یه شال بهم داد,

333
00:27:10,007 --> 00:27:13,899
‫اولش یه عادت بود،
‫بعدش تبدیل به وظیفم شد,

334
00:27:13,982 --> 00:27:17,240
‫مگه زخمش نباید تا الان خوب میشد؟

335
00:27:18,132 --> 00:27:20,482
‫بعضی از زخم‌ها هیچ‌وقت خوب نمیشن,

336
00:27:21,132 --> 00:27:22,832
‫فقط یاد می‌گیری که باهاشون کنار بیای,

337
00:27:29,299 --> 00:27:31,299
‫یه چیزی برات خریدم,

338
00:27:33,215 --> 00:27:34,840
‫چی؟ واقعاً لازم نبود,,,

339
00:27:36,174 --> 00:27:37,824
‫وقتی دیدمش یاد تو افتادم,

340
00:27:39,965 --> 00:27:41,232
‫ای احمق,

341
00:27:43,090 --> 00:27:43,757
‫می‌تونم بذارم دور دستت؟

342
00:27:44,382 --> 00:27:45,507
‫فقط برای شوخی نبود,

343
00:27:46,174 --> 00:27:49,674
‫می‌دونم که نمی‌تونی چیزی
‫که خیلی عاشقونه باشه رو بذاری,

344
00:27:51,132 --> 00:27:52,340
‫مردم سوالات زیادی می‌پرسن,

345
00:27:52,402 --> 00:27:56,985
‫گذاشتن یه دست‌بندی 
‫که از قیافش «دیوونگی» می‌باره، عجیب نیست؟

346
00:27:57,332 --> 00:27:59,474
‫برای کسی سوال نمیشه
‫که چرا همچین چیزی گذاشتم؟

347
00:28:01,382 --> 00:28:02,749
‫چرا باید بشه؟

348
00:28:04,599 --> 00:28:06,440
‫داری چی کار,,,

349
00:28:08,724 --> 00:28:10,407
‫وایسا، زنیکه روانی,

350
00:28:10,924 --> 00:28:11,840
‫نه نه نه,

351
00:28:12,090 --> 00:28:13,424
‫نه؟

352
00:30:32,374 --> 00:30:35,240
‫ببین عکس‌ها چه قدر خوب شدن,

353
00:30:35,340 --> 00:30:36,840
‫عالی شدن,

354
00:30:37,074 --> 00:30:38,924
‫گوش کن، کلاهت رو درست بذار,

355
00:32:19,174 --> 00:32:20,474
‫اسد,

356
00:32:26,340 --> 00:32:27,682
‫اسد,

357
00:32:28,049 --> 00:32:28,690
‫اسد,

358
00:32:29,215 --> 00:32:29,774
‫اسد,

359
00:32:29,940 --> 00:32:30,840
‫اسد,

360
00:32:31,299 --> 00:32:32,365
‫بیدار شو,

361
00:32:32,465 --> 00:32:33,699
‫اسد، بیدار شو,

362
00:32:33,701 --> 00:32:34,984
‫اسد، بیدار شو,

363
00:32:35,049 --> 00:32:36,482
‫اسد، بیدار شو,

364
00:32:46,132 --> 00:32:47,507
‫اسد، لطفاً بیدار شو,

365
00:32:47,590 --> 00:32:48,657
‫اسد,

366
00:32:48,670 --> 00:32:49,967
‫اسد,

367
00:32:50,009 --> 00:32:51,300
‫اسد بیدار شو,

368
00:32:52,459 --> 00:32:53,209
‫نه,

369
00:35:04,924 --> 00:35:05,990
‫برادر،

370
00:35:06,882 --> 00:35:08,132
‫می‌تونی من رو به «جوهر» ببری؟

371
00:35:10,007 --> 00:35:11,074
‫لطفاً بشینین خانم,

372
00:36:32,214 --> 00:36:33,232
‫خانم,

373
00:36:39,799 --> 00:36:42,049
‫لازم نیست پولی بهم بدین,

374
00:36:42,857 --> 00:36:45,849
‫فقط خوش‌حالم که تونستم به سلامت
‫به خونه برسونمتون,

375
00:36:46,465 --> 00:36:48,832
‫اون‌ جا خطرناکه,

376
00:36:48,926 --> 00:36:50,426
‫لطفاً مراقب خودتون باشین,

377
00:36:50,507 --> 00:36:51,574
‫ممنون

378
00:38:05,049 --> 00:38:06,315
‫بالاخره بیدار شدی,

379
00:38:06,507 --> 00:38:09,215
‫فکر کردم امروز نمیری کتاب‌خونه,

380
00:38:10,215 --> 00:38:12,207
‫همه داشتن راجع به تو می‌پرسیدن,

381
00:38:12,299 --> 00:38:14,549
‫و قبل از این که بپرسی بهم میگم،

382
00:38:14,882 --> 00:38:17,715
‫عمو نسیر هیچ اشاره‌ای
‫به سندی یا امضا کردن نکرد,

383
00:38:20,049 --> 00:38:21,382
‫هوا واقعآً فوق‌العاده بود,

384
00:38:21,674 --> 00:38:25,174
‫بلال، به خواهرت بگو,

385
00:38:28,357 --> 00:38:31,039
‫اما تو راه برگشت توی ترافیک گیر کردیم,

386
00:38:31,046 --> 00:38:31,941
‫وقتی برگشتیم ساعت 1 شب شده بود,

387
00:38:31,965 --> 00:38:33,415
‫سریع خوابت برد,

388
00:38:33,965 --> 00:38:36,215
‫رانندگی طولانی برای کمرم خوب نیست,

389
00:38:36,757 --> 00:38:41,465
‫بلال، از اتاقم دو تا آرام‌بخش برام بیار,

390
00:38:41,757 --> 00:38:44,465
‫کفشت رو بپوش، باید بریم بیرون,

391
00:38:46,674 --> 00:38:49,382
‫اگه دوباره دیر کنم، اخراجم می‌کنن,

392
00:38:49,757 --> 00:38:52,090
‫مامان، امروز تو خونه درس می‌خونم,

393
00:38:52,757 --> 00:38:55,382
‫بلال، بیا بریم,

394
00:38:59,590 --> 00:39:01,340
‫گوشی بابابزرگ دست توـه؟

395
00:39:03,674 --> 00:39:07,299
‫آره، توی کشو لباس‌هامه، چه طور؟

396
00:39:08,757 --> 00:39:10,424
‫گوشیم شکست,

397
00:39:10,490 --> 00:39:11,557
‫دوباره؟

398
00:39:11,924 --> 00:39:13,757
‫پولم نمیرسه دائم وسایلت رو تعمیر کنم,

399
00:39:14,007 --> 00:39:15,382
‫باید بیشتر مراقب باشی,

400
00:39:15,507 --> 00:39:17,382
‫بلال، بیا بریم,

401
00:39:18,174 --> 00:39:20,632
‫اگه قراره تو خونه درس بخونی،
‫شام هم درست کن,

402
00:39:21,007 --> 00:39:23,257
،تو خوراک کاری با عدس رو آماده کن
,منم برنج رو آماده می‌کنم

403
00:39:23,305 --> 00:39:24,505
‫بجنب، بیا بریم,

404
00:40:17,801 --> 00:40:19,571
‫[8 پیام جدید]

405
00:40:19,579 --> 00:40:22,979
‫[پیام 1: حالت خوبه؟؟]
‫[پیام 2: در اسرع وقت باهام تماس بگیر]

406
00:41:16,799 --> 00:41:17,865
‫چی شده؟

407
00:41:17,914 --> 00:41:18,792
‫اون مَرده,

408
00:41:18,803 --> 00:41:19,503
‫کدوم مرده؟

409
00:41:19,503 --> 00:41:20,106
‫پایینه,

410
00:41:20,110 --> 00:41:22,100
‫روی بالکن نشسته بود، و اون,,,

411
00:41:22,102 --> 00:41:23,630
‫بلال، بیا,

412
00:41:23,633 --> 00:41:24,700
‫چه اتفاقی افتاد؟

413
00:41:24,965 --> 00:41:26,724
‫- من با نگهبان صحبت می‌کنم,
‫- و می‌خوای بهش چی بگی؟

414
00:41:26,781 --> 00:41:28,348
‫نمی‌تونی بعداً انجامش بدی؟
‫عموت تو راهه,

415
00:41:28,465 --> 00:41:29,132
‫مریم,

416
00:41:29,549 --> 00:41:30,132
‫مریم,

417
00:41:30,799 --> 00:41:34,632
‫وقتی داری کریکت نگاه می‌کنی،
‫یه غریبه دزدکی اومده توی زمینمون,

418
00:41:34,840 --> 00:41:35,807
‫خانم، ببخشید,

419
00:41:35,809 --> 00:41:37,709
‫باید کاری کنم اخراج بشی؟

420
00:41:37,715 --> 00:41:38,649
‫نگران نباشین,

421
00:41:38,651 --> 00:41:39,541
‫نگران نباشم؟

422
00:41:39,565 --> 00:41:41,999
‫یه مردی داره دم پنجرم خود ارضایی
‫می‌کنه و من نباید نگران باشم؟

423
00:41:42,032 --> 00:41:42,943
‫میرم بررسی می‌کنم,

424
00:41:42,947 --> 00:41:44,050
‫بریم بلال,

425
00:41:44,074 --> 00:41:46,449
‫خانم، من بهش رسیدگی می‌کنم

426
00:41:50,174 --> 00:41:52,465
‫چیز قابل داری نیست، فقط چایه,

427
00:41:52,632 --> 00:41:54,674
‫سلام عمو,

428
00:41:55,257 --> 00:41:58,299
‫علیکم السلام,
‫علیکم السلام,

429
00:41:58,965 --> 00:42:00,799
‫بیاین شما هم یه لقمه‌ای بخورین,

430
00:42:01,215 --> 00:42:03,215
‫بلال، این رو مخصوص خودت آوردم,

431
00:42:17,304 --> 00:42:19,304
‫اون همیشه همه کارها رو
‫طبق قانونش انجام می‌داد,

432
00:42:20,982 --> 00:42:21,982
‫وقتی همه داشتن پول پارو می‌کردن،

433
00:42:24,395 --> 00:42:25,923
‫پدرت فقط به اسم و رسمش اهمیت می‌داد,

434
00:42:27,815 --> 00:42:31,240
‫همکارهاش داشتن خونه‌های بزرگ
‫برای خودشون می‌ساختن,

435
00:42:31,294 --> 00:42:35,269
‫اما برادر من کلاً همین
‫یه آپارتمان کوچک رو داشت,

436
00:42:35,292 --> 00:42:36,992
‫تقریباً هیچی برای خودش جمع نکرد,

437
00:42:41,882 --> 00:42:44,340
‫

438
00:42:44,491 --> 00:42:46,191
‫میرم ببینم کیه,

439
00:42:49,589 --> 00:42:51,050
‫چی شده؟

440
00:42:51,100 --> 00:42:53,000
‫خانم، پسری که داشتن شما رو
‫اذیت می‌کردن رو گرفتیم,

441
00:42:53,475 --> 00:42:54,795
‫اگه بتونین بیاین و هویتش رو تایید کنین،

442
00:42:54,810 --> 00:42:56,010
‫ما به پلیس تحویلش میدیم,

443
00:42:56,024 --> 00:42:56,957
‫نه، الان نمیشه,

444
00:42:56,965 --> 00:42:59,165
‫خانم، کلاً یک دقیقه طول می‌‌کشه,

445
00:43:02,024 --> 00:43:04,057
‫چی یک دقیقه طول می‌کشه؟

446
00:43:04,199 --> 00:43:05,457
‫چه مشکلی پیش اومده؟

447
00:43:05,624 --> 00:43:08,574
‫قربان، این خانم از یه مردی شکایت کرده,

448
00:43:08,732 --> 00:43:12,690
‫ما اون رو گیر آوردیم، اما لازم داریم
‫که ایشون هویتش رو تایید کنن,

449
00:43:13,924 --> 00:43:14,524
‫یه مرد؟

450
00:43:14,527 --> 00:43:16,085
‫اون طوری که فکر می‌کنی، نیست,

451
00:43:16,390 --> 00:43:17,407
‫بیاین بریم,

452
00:43:39,465 --> 00:43:40,515
‫چرا همچین کاری کردین؟

453
00:43:40,549 --> 00:43:42,582
‫همچین مردی فقط زبون خشونت حالیش میشه,

454
00:43:42,715 --> 00:43:45,140
‫الان دیگه مزاحم هیچ زنی نمیشه,

455
00:43:45,674 --> 00:43:47,590
‫پسرم، بچرخونش,

456
00:43:53,640 --> 00:43:54,457
‫خب؟

457
00:43:54,549 --> 00:43:55,257
‫همین مرده بود، درسته؟

458
00:43:58,090 --> 00:43:59,032
‫خانم؟

459
00:43:59,035 --> 00:43:59,774
‫خانم؟

460
00:44:00,524 --> 00:44:02,057
‫بلال، برو ببین حال خواهرت چه طوره,

461
00:44:02,299 --> 00:44:03,449
‫مریم؟ خواهر,

462
00:44:20,632 --> 00:44:23,215
‫مامان، بیدار شد,

463
00:44:29,965 --> 00:44:30,799
‫حالت چه طوره؟

464
00:44:31,465 --> 00:44:32,465
‫چه اتفاقی افتاد؟

465
00:44:33,840 --> 00:44:35,049
‫از هوش رفتی,

466
00:44:36,632 --> 00:44:38,090
‫شاید حمله آسم بوده,

467
00:44:39,965 --> 00:44:41,965
‫خدا رو شکر که عمو نسیر اینجا بود,

468
00:44:42,549 --> 00:44:44,424
‫اون و بلال آوردنت بالا,

469
00:44:46,132 --> 00:44:48,257
‫فریا، یه لحظه می‌تونم باهات صحبت کنم؟

470
00:44:56,340 --> 00:44:57,407
‫بله؟

471
00:44:57,882 --> 00:44:58,965
‫خدا رو شکر,

472
00:44:59,465 --> 00:45:00,132
‫حالش بهتر به نظر می‌رسه,

473
00:45:02,465 --> 00:45:04,674
‫فکر کنم اضطراب امتحان‌هاش
‫داره اذیتش می‌کنه,

474
00:45:05,340 --> 00:45:07,465
‫بچه‌ها نباید انقدر سختی تحمل کنن,

475
00:45:08,174 --> 00:45:09,340
‫باید این رو یادمون باشه,,,

476
00:45:10,340 --> 00:45:12,590
‫اون پدربزرگ عزیزش رو از دست داده,

477
00:45:13,799 --> 00:45:15,299
‫همسر منم همچین مشکلاتی داشت,

478
00:45:16,174 --> 00:45:18,382
ما یه «شفاگر» خیلی محترمی می‌شناسیم,

479
00:45:18,674 --> 00:45:19,457
‫متوجه شدم,

480
00:45:19,507 --> 00:45:21,274
‫اون واقعاً کمک بزرگی بود,

481
00:45:22,507 --> 00:45:23,965
‫شمارش رو برات می‌فرستم،
‫به نظرم بهتره که مریم رو پیشش ببری,

482
00:45:24,840 --> 00:45:26,674
‫ممنون، همین کار رو می‌کنم,

483
00:45:27,215 --> 00:45:29,049
‫یه چیز دیگه هم هست,

484
00:45:29,090 --> 00:45:30,924
وکیل اسناد رو آماده کرده,

485
00:45:31,257 --> 00:45:33,090
‫فردا برات می‌فرستتش,

486
00:45:34,590 --> 00:45:36,424
‫اگه فکر می‌کنی بهترین کار
‫همینه، مشکلی نیست,

487
00:45:36,757 --> 00:45:39,274
‫من کم کم دیگه میرم,

488
00:45:39,289 --> 00:45:40,489
‫خیلی خب,

489
00:45:46,540 --> 00:45:48,232
‫عمو بهت چی گفت؟

490
00:45:48,924 --> 00:45:50,340
‫هیچی,

491
00:45:51,340 --> 00:45:52,924
‫به اسناد اشاره کرد؟

492
00:45:55,840 --> 00:45:59,432
‫تو تازه به هوش اومدی،

493
00:45:59,730 --> 00:46:02,130
‫و الان به همه‌چیز مشکوکی,

494
00:46:03,632 --> 00:46:08,007
‫مریم، همه آدم‌ها غیرقابل اعتماد نیستن,

495
00:46:11,715 --> 00:46:14,674
‫اگه عمو نسیر اینجا نبود،
‫من از پسش بر نمیومدم,

496
00:46:16,340 --> 00:46:21,049
,اون رفت داروهات و دستگاه تنفس مصنوعی برات گرفت

497
00:46:23,215 --> 00:46:25,049
‫وگرنه مجبور می‌شدیم که ببریمت بیمارستان,

498
00:46:29,699 --> 00:46:30,549
‫مامان,

499
00:46:32,924 --> 00:46:34,640
‫شاید این تقصیر منه,

500
00:46:35,132 --> 00:46:38,224
‫خیلی آزاد گذاشتمت,

501
00:46:39,895 --> 00:46:41,095
‫اما دیگه خبری نیست,

502
00:46:41,101 --> 00:46:43,501
‫از این به بعد تو خونه درس می‌خونی,

503
00:46:44,340 --> 00:46:46,374
‫مامان، می‌دونی که نمی‌تونم
‫توی خونه تمرکز کنم,

504
00:46:46,632 --> 00:46:48,207
‫مگه من مادرت نیستم؟

505
00:46:48,340 --> 00:46:50,849
‫بهم فرصت این رو بده که مادرت باشم,

506
00:47:00,680 --> 00:47:06,680
moviepovie.com

507
00:47:06,980 --> 00:47:13,980
moviepovie.com

508
00:49:22,299 --> 00:49:25,049
‫مریم، نفس بکش،
‫چی شده؟ بهم بگو,

509
00:49:32,799 --> 00:49:36,174
‫بیا، سعی کن نفس بکشی,

510
00:49:37,965 --> 00:49:39,799
‫نفس بکش,

511
00:49:43,090 --> 00:49:44,924
‫نفس بکش، آروم نفس بکش,

512
00:49:44,965 --> 00:49:46,799
‫نفس بکش، آروم نفس بکش,

513
00:49:46,840 --> 00:49:49,090
‫بیا مریم، نفس بکش عزیزم،
‫نفس بکش,

514
00:49:50,632 --> 00:49:51,715
‫مریم,

515
00:50:26,632 --> 00:50:28,274
‫- سلام العلیکم خانم,
‫- و علیکم السلام,

516
00:50:28,287 --> 00:50:30,465
‫من از طرف شرکت انوار و حسن اومدم,

517
00:50:30,474 --> 00:50:31,974
‫اسنادی دارم که باید توسط
‫خانم فریا رضوی امضا بشه,

518
00:50:32,049 --> 00:50:33,207
‫بله، خودم هستم,

519
00:50:33,215 --> 00:50:34,840
‫عمو نسیر شما رو فرستاد؟

520
00:50:34,924 --> 00:50:36,882
‫بله، میشه لطفاً
‫کارت شناساییتون رو بهم نشون بدین؟

521
00:50:37,249 --> 00:50:38,265
‫بله,

522
00:50:45,799 --> 00:50:46,890
‫بفرمایید,

523
00:50:50,049 --> 00:50:51,257
‫ممنون,

524
00:50:52,507 --> 00:50:55,549
به امضا و اسمتون روی اسناد نیازه,

525
00:50:56,382 --> 00:50:57,390
‫رو این صفحه؟

526
00:50:57,590 --> 00:50:58,649
‫بله، اینجا,

527
00:51:01,924 --> 00:51:03,507
‫مامان، حالم خوب نیست,

528
00:51:03,590 --> 00:51:04,649
‫یه دقیقه صبر کن,

529
00:51:05,257 --> 00:51:05,999
‫این صفحه هم همین‌طور؟

530
00:51:06,174 --> 00:51:07,124
‫بله لطفاً,

531
00:51:13,683 --> 00:51:15,650
‫به زور می‌تونست نفس بکشه،

532
00:51:15,924 --> 00:51:17,340
‫چند روز اخیر اصلا خودش نبوده,

533
00:51:17,965 --> 00:51:19,674
‫و دیشب، به زور می‌تونست نفس بکشه,

534
00:51:20,049 --> 00:51:22,107
‫شاید حمله آسم بوده باشه، چون تو بچگی
‫بهش حمله دست می‌داد

535
00:51:22,109 --> 00:51:23,309
‫اما نه به این شدت,

536
00:51:24,590 --> 00:51:27,007
‫می‌تونه تاثیر اضطراب امتحانات هم باشه,

537
00:51:30,007 --> 00:51:31,799
‫تمام شب بیدار و نگرانش بودم,

538
00:51:33,590 --> 00:51:36,174
‫لطفاً، بهمون راهنمایی و برامون دعا کنین,

539
00:51:37,299 --> 00:51:39,674
‫حتماً, اسم دختر چیه؟

540
00:51:39,965 --> 00:51:40,590
‫مریم,

541
00:51:40,674 --> 00:51:41,632
‫مریم رضوی,

542
00:51:42,715 --> 00:51:43,299
‫سن؟

543
00:51:43,465 --> 00:51:44,632
‫بیست و پنج,

544
00:51:47,424 --> 00:51:48,715
‫ازدواج کرده؟

545
00:51:49,049 --> 00:51:49,799
‫نه,

546
00:51:50,132 --> 00:51:50,799
‫چرا نه؟

547
00:51:51,840 --> 00:51:53,882
‫منتظرم تا درسش تموم بشه,

548
00:51:54,757 --> 00:51:55,715
‫که این طور,

549
00:51:57,590 --> 00:51:58,965
‫بهش بگو که دستش رو
‫برای رحمت جلو بیاره,

550
00:51:59,340 --> 00:51:59,757
‫باشه,

551
00:52:00,549 --> 00:52:00,882
‫چشم,

552
00:52:01,299 --> 00:52:01,757
‫مریم,

553
00:52:02,340 --> 00:52:03,424
‫بیا اینجا,

554
00:52:13,882 --> 00:52:15,549
‫هر روز نماز می‌خونی؟

555
00:52:17,674 --> 00:52:21,549
,تمام بلاها تابع تصمیم خداوندند

556
00:52:22,174 --> 00:52:26,007
‫از طریق نماز، روزه، حج و ذکات

557
00:52:26,632 --> 00:52:28,590
‫می‌‌تونی بدنت رو سالم و قوی نگه‌ داری,

558
00:52:29,132 --> 00:52:31,265
‫بسیار مهمه که یک زن بتونه،

559
00:52:31,267 --> 00:52:33,010
‫نجابت خودش رو حفظ کنه,

560
00:52:33,015 --> 00:52:35,582
‫و به درستی این کار رو انجام بده,

561
00:52:36,415 --> 00:52:39,065
‫آدم باید دائماً یادش باشه

562
00:52:39,070 --> 00:52:41,520
‫که همیشه توی مسیر درستش بمونه,

563
00:52:41,799 --> 00:52:42,757
‫و پاک و نجیب بمونه,

564
00:53:03,299 --> 00:53:04,257
‫به این دختر گیاه‌های عرفانی دادم،

565
00:53:04,840 --> 00:53:06,049
‫باید روزانه دو مرتبه با آب بنوشه,

566
00:53:06,507 --> 00:53:07,465
‫و اگر خدا بخواد،

567
00:53:08,215 --> 00:53:10,882
‫اون به زودی خوب میشه,

568
00:53:20,715 --> 00:53:21,965
‫خیلی ممنون پدر,

569
00:53:29,215 --> 00:53:30,174
‫بلال، بیا بریم,

570
00:53:59,674 --> 00:54:00,632
‫عجب روز سختی داشتیم,

571
00:54:02,465 --> 00:54:03,215
‫سلام,

572
00:54:03,549 --> 00:54:04,507
‫علیکم السلام خانم,

573
00:54:05,382 --> 00:54:08,340
‫شما شاید یادتون نیاد،
‫اما من با پدرتون کار می‌کردم,

574
00:54:08,882 --> 00:54:10,340
‫درسته، اسمتون چی بود؟

575
00:54:10,549 --> 00:54:13,215
‫- افضل,
‫- افضل خان، حالتون چه طوره؟

576
00:54:13,340 --> 00:54:14,174
‫خوبم خانم,

577
00:54:14,215 --> 00:54:14,882
‫چه خبر شده؟

578
00:54:15,007 --> 00:54:17,382
‫اومدم این جا که خبرهای مهمی بهتون بدم,

579
00:54:17,799 --> 00:54:18,632
‫مشکلی پیش اومده؟

580
00:54:18,882 --> 00:54:21,299
‫اومدم که بهتون هشدار بدم,

581
00:54:21,715 --> 00:54:22,174
‫راجع به چی؟

582
00:54:23,632 --> 00:54:27,840
‫برادر پدرتون توی اداره پلیس،
‫یه گزارشی پر کرده,

583
00:54:28,299 --> 00:54:29,115
‫چی؟

584
00:54:29,299 --> 00:54:31,924
‫ادعا کرده که شما دارین
‫به صورت غیرقانونی اینجا زندگی می‌کنین,

585
00:54:32,257 --> 00:54:33,215
‫چی؟

586
00:54:34,382 --> 00:54:39,299
‫برای چند روزی می‌تونم
‫توی روند پروندش، وقفه ایجاد کنم,

587
00:54:39,674 --> 00:54:41,382
‫اما بعدش دیگه به عهده من نیست,

588
00:54:42,299 --> 00:54:48,215
‫بهترین کار اینه که در اسرع وقت،
‫این آپارتمان رو ترک کنین,

589
00:54:49,424 --> 00:54:51,007
‫- متوجه نمیشم,
‫- ببخشید، من باید برم,

590
00:54:55,632 --> 00:54:56,890
‫اون حرومزاده,

591
00:54:57,632 --> 00:54:59,257
‫جواب تماس‌هام رو نمیده,

592
00:55:00,115 --> 00:55:00,974
‫مامان,

593
00:55:01,715 --> 00:55:02,424
‫خودم فهمیدم چه اتفاقی افتاده,

594
00:55:03,090 --> 00:55:05,649
‫لازم نیست حماقتم رو یادم بندازی,

595
00:55:10,340 --> 00:55:14,882
‫می‌خواستم بگم که دوستم یه وکیلی داره،

596
00:55:16,049 --> 00:55:17,807
‫شاید اون‌ها بتونن کمکی کنن,

597
00:55:20,549 --> 00:55:21,607
‫خیلی خب,

598
00:55:22,965 --> 00:55:24,507
‫شمارش رو بهم بده,

599
00:56:49,799 --> 00:56:50,890
‫مریم,

600
00:56:50,924 --> 00:56:52,082
‫عجله کن,

601
00:56:52,632 --> 00:56:54,590
‫باید زود برسیم دفتر وکیل,

602
00:57:06,757 --> 00:57:09,007
‫پرونده‌های مدنی همیشه چالشه,

603
00:57:09,632 --> 00:57:12,840
‫ممکنه تا حل شدنش، حتی ده سالی هم طول بکشه,

604
00:57:13,174 --> 00:57:15,715
‫اما اینجا خونه منه,

605
00:57:15,924 --> 00:57:17,590
‫پدرم قصد داشت که این خونه رو به من بده,

606
00:57:18,090 --> 00:57:19,799
‫متوجهم اما,,,

607
00:57:20,257 --> 00:57:24,049
‫اما به خاطر سیستم قانونی و فرهنگی ما،

608
00:57:24,215 --> 00:57:26,465
‫خیلی کم پیش میاد که اموال
‫به فرزند دختر به ارث برسه,

609
00:57:27,132 --> 00:57:28,799
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که بهتون کمک کنم,

610
00:57:29,382 --> 00:57:30,965
‫اما در کنارش مسئله هزینه‌های منم هست,

611
00:57:32,882 --> 00:57:37,299
‫شما سعی کردین با آقای نسیر صحبت کنین؟

612
00:57:37,340 --> 00:57:41,465
‫دیگه جواب تماس‌های من رو نمیده،
‫و دیگه نمی‌خواد ما رو ببینه,

613
00:57:41,924 --> 00:57:44,799
‫حتی ماشینمون رو هم برد,

614
00:57:45,340 --> 00:57:48,340
‫از اون موقع مجبور شدیم
‫که اتوبوس و ریکشا سوار بشیم,

615
00:57:49,174 --> 00:57:52,299
‫عمراً تصور نمی‌کردم اوضاع انقدر وخیم بشه,

616
00:57:52,840 --> 00:57:54,924
‫لطفاً بهمون کمک کنین,

617
00:57:55,549 --> 00:57:58,132
‫ماشین هم به اسم پدرتون بود؟

618
00:57:58,674 --> 00:57:59,465
‫بله,

619
00:58:00,590 --> 00:58:03,340
‫من تمام تلاشم رو برای کمک به شما می‌کنم,

620
00:58:03,965 --> 00:58:07,590
‫اکثر خانم‌ها از این
‫که به دادگاه برن، می‌ترسن,

621
00:58:07,799 --> 00:58:09,549
‫برای همینه که ازتون سوءاستفاده می‌کنن,

622
00:58:10,257 --> 00:58:11,215
‫تمام کاری که از دستم بر بیاد رو انجام میدم,

623
00:58:12,465 --> 00:58:14,799
‫اما هنوز لازمه
‫که راجع به هزینه‌ها صحبت کنیم,

624
00:58:15,340 --> 00:58:19,882
‫در حال حاضر نمی‌تونیم بهتون
‫پولی پرداخت کنیم، اما قول میدم که می‌کنیم,

625
00:58:58,549 --> 00:58:59,640
‫مامان,

626
00:58:59,757 --> 00:59:01,465
‫فکر کنم دست‌بندم رو
‫توی ریکشا جا گذاشتم,

627
00:59:01,757 --> 00:59:02,965
‫میرم ببینم هست یا نه,

628
00:59:03,632 --> 00:59:06,299
‫چی؟ تا الان دیگه رفته,

629
00:59:06,424 --> 00:59:07,924
‫سریع میرم و میام,

630
00:59:19,882 --> 00:59:20,890
‫چی می‌خوای؟

631
00:59:21,090 --> 00:59:22,149
‫خانم، من توی همین محدوده بودم,

632
00:59:22,507 --> 00:59:25,349
‫بعد از این که اون شب دیدمتون,,,

633
00:59:26,157 --> 00:59:28,215
‫و می‌خواستم ببینم حالتون چه طوره,

634
00:59:28,424 --> 00:59:34,924
‫نگرانتون بودم و می‌خواستم ببینم
‫که همه‌چیز خوبه یا نه،

635
00:59:35,174 --> 00:59:37,382
‫خب اگه همه‌چیز خوبه، عالیه,

636
00:59:38,215 --> 00:59:39,757
‫- بابت کمک ممنونم,
‫- نه نه,

637
00:59:39,965 --> 00:59:41,182
‫نیازی به تشکر نیست,

638
00:59:41,185 --> 00:59:42,885
‫خدا می‌خواست که من اون جا باشم تا کمک کنم,

639
00:59:43,090 --> 00:59:44,299
‫اسم من سلیمه,

640
00:59:44,590 --> 00:59:47,090
‫اگه به ریکشا نیاز داشتین،
‫لطفاً با من تماس بگیرین,

641
00:59:47,799 --> 00:59:49,590
‫ممنون، بعداً می‌بینمتون,

642
00:59:51,007 --> 00:59:52,115
‫خانم,

643
00:59:52,799 --> 00:59:57,257
‫راجع به تصادفی که توش بودین، شنیدم,

644
00:59:58,757 --> 01:00:00,424
‫خبری از کسی دیگه شنیدین؟

645
01:00:00,985 --> 01:00:01,608
‫نه,

646
01:00:01,632 --> 01:00:06,549
‫ولی مسئولین آمبولانس اون منطقه رو می‌شناسم,

647
01:00:07,132 --> 01:00:08,424
‫- می‌تونم ببرمتون تا باهاشون صحبت کنین,
‫- نه,

648
01:00:08,840 --> 01:00:09,632
‫الان نمی‌تونم بیام,

649
01:00:11,340 --> 01:00:12,049
‫فردا چه طور؟

650
01:00:13,924 --> 01:00:14,882
‫آره، فردا امکانش هست,

651
01:00:15,340 --> 01:00:16,590
‫می‌تونم 9 صبح بیام دنبالتون,

652
01:00:17,507 --> 01:00:19,215
‫باشه,

653
01:00:20,507 --> 01:00:21,340
‫پس، فردا میبینمتون,

654
01:02:01,424 --> 01:02:04,424
‫اگه می‌خواین پذیرش بشین، به کارت شناسایی
‫و کارت بیمارستانیتون نیاز داریم,

655
01:02:04,425 --> 01:02:05,283
‫نه، اومدم تا راجع به یه بیمار سوال بپرسم,

656
01:02:05,590 --> 01:02:09,007
‫اسمش اسد عباسه و 25 سالشه,
‫تصادف کرده,

657
01:02:09,049 --> 01:02:11,424
‫خانم، شماره اتاقشون رو نیاز دارم,
‫شما فامیلشونین؟

658
01:02:11,715 --> 01:02:14,799
,چهارشنبه شب قبل اتفاق افتاد
,به شدت خون‌ریزی داشت

659
01:02:15,382 --> 01:02:18,174
‫احتمالاً به انتقال خون نیاز داشته,

660
01:02:18,590 --> 01:02:23,007
میشه بخش علوم اعصاب رو بررسی کنین؟

661
01:02:23,257 --> 01:02:24,215
‫شما پزشکین؟

662
01:02:24,549 --> 01:02:25,049
‫نه,

663
01:02:25,382 --> 01:02:26,340
‫دارم درسش رو می‌خونم,

664
01:02:27,049 --> 01:02:31,424
‫توی اون تصادف من هم باهاش بودم,
‫لطفاً می‌تونین یه نگاهی بندازین؟

665
01:02:31,965 --> 01:02:33,299
‫یه لحظه صبر کنین,

666
01:02:35,799 --> 01:02:38,799
‫خانم، باید با پرستاری
‫که اون زمان شیفت بود صحبت کنین,

667
01:02:38,882 --> 01:02:40,424
‫یادتونه چه زمانی تحویل داده شد؟

668
01:02:40,924 --> 01:02:46,132
چهارشنبه، ۳ جولای،
بین ساعات ۶ بعد از ظهر تا ۱۲ شب,

669
01:02:49,840 --> 01:02:51,799
‫شیفت یاسر متین بود,

670
01:02:52,799 --> 01:02:58,924
‫- امروز مرخصیه، فردا میاد, می‌تونین فردا برگردین؟
‫- نمی‌تونم، میشه باهاشون تماس بگیرین؟

671
01:02:59,007 --> 01:03:02,007
‫به برادرم شلیک شده، لطفاً کمک کنین,

672
01:03:02,215 --> 01:03:03,132
‫خانم، فردا بیاین,

673
01:03:03,174 --> 01:03:04,549
‫عجله کنین! خیلی داره ازش خون میره,

674
01:06:39,715 --> 01:06:41,007
‫به این نیاز نبود,

675
01:06:41,199 --> 01:06:42,932
‫باعث افتخارمه,

676
01:06:42,945 --> 01:06:43,945
‫با خودم گفتم شاید یکم دسر براتون خوب باشه,

677
01:06:46,757 --> 01:06:50,882
‫همون‌طور که گفته بودم خانم رضوی,,,

678
01:06:51,549 --> 01:06:53,674
‫اگه نتونین پرداختی رو بالا ببرین،

679
01:06:53,678 --> 01:06:54,678
‫نمی‌تونم پروندتون رو قبول کنم,

680
01:06:56,840 --> 01:06:59,507
‫متوجهم که شما در زمان سختی به سر می‌برین,

681
01:06:59,590 --> 01:07:01,340
‫اما این هم کار و زندگی منه,

682
01:07:01,382 --> 01:07:05,715
‫برای همین می‌خواستم
‫که دوباره باهاتون صحبت کنم,

683
01:07:07,090 --> 01:07:10,007
‫زندگی کردن با همسرم خیلی سخت بود,

684
01:07:11,882 --> 01:07:15,007
‫بعد از مرگش، و الان هم مرگ پدرم،

685
01:07:15,008 --> 01:07:18,008
‫خودم یاد گرفتم که از پس خودم بر بیام,

686
01:07:30,424 --> 01:07:36,132
‫اما اگه کسی بود که می‌تونست بهم رسیدگی کنه
‫و منم بهش رسیدگی کنم,,,

687
01:07:37,174 --> 01:07:42,049
‫زندگی چه قدر راحت‌تر میشد؟

688
01:08:11,549 --> 01:08:12,840
‫من دیگه باید برم,

689
01:08:13,632 --> 01:08:18,299
‫یه دقیقه صبر کنین، اشکالی نداره,
‫لطفاً نرین,

690
01:08:57,340 --> 01:08:58,999
‫- باید باهات صحبت کنم,
‫- الان نه,

691
01:08:59,090 --> 01:09:00,299
‫دقیقاً همین الان,

692
01:09:00,300 --> 01:09:01,400
‫خیلی خب,

693
01:09:04,049 --> 01:09:05,132
‫کلاً عقلت رو از دست دادی؟

694
01:09:05,382 --> 01:09:06,090
‫چی شده مگه؟

695
01:09:07,382 --> 01:09:08,090
‫چی شده مگه؟

696
01:09:08,715 --> 01:09:10,340
‫چی شده مگه؟
‫داری شوخی می‌کنی؟

697
01:09:10,549 --> 01:09:12,424
‫این همه بهت پیام دادم و تماس گرفتم,

698
01:09:12,965 --> 01:09:14,424
‫اگه نمی‌تونستم با مادرت صحبت کنم،
‫فکر می‌کردم که مردی,

699
01:09:15,007 --> 01:09:16,340
‫مریض بودم,

700
01:09:16,507 --> 01:09:17,840
‫می‌دونی چه اتفاقی افتاده؟

701
01:09:18,382 --> 01:09:19,715
‫خانوادش شوکه شدن,

702
01:09:20,299 --> 01:09:21,840
‫ازم پرسیدن چیزی می‌دونم یا نه،
‫و من چی می‌تونم بگم؟

703
01:09:22,340 --> 01:09:23,882
‫رفتم بیمارستان,

704
01:09:25,090 --> 01:09:27,174
‫- بهم گفتن که فردا برگردم، شاید,,,
‫- مریم,

705
01:09:27,757 --> 01:09:29,840
‫اون جا خیلی شلوغ بود،
‫به زور می‌تونستم با پرستار صحبت کنم,

706
01:09:32,757 --> 01:09:34,007
‫می‌دونی، یه خواب‌هایی می‌بینم,

707
01:09:37,132 --> 01:09:39,007
‫که اسد سعی داره یه چیزی بهم بگه,,,

708
01:09:41,549 --> 01:09:43,174
‫توی ساحل منتظر منه,

709
01:09:45,882 --> 01:09:47,507
‫انگار هنوز می‌تونم نجاتش بدم,

710
01:09:49,049 --> 01:09:50,424
‫انگار نیاز داره باهام حرف بزنه,

711
01:09:50,590 --> 01:09:53,924
‫مریم، خاکسپاریش هفته قبل بود,

712
01:09:54,757 --> 01:09:55,707
‫خیلی متاسفم,

713
01:09:55,757 --> 01:09:58,382
‫نمی‌تونم تصور کنم که چی داره بهت می‌گذره,

714
01:09:59,132 --> 01:10:01,715
‫خیلی نگرانت بودم,

715
01:10:02,215 --> 01:10:05,090
‫فکر کردم توی تصادف جفتتون رو از دست دادم,

716
01:10:06,174 --> 01:10:07,340
‫همه همین فکر رو کردن,

717
01:10:09,590 --> 01:10:12,090
‫اگه چیزی لازم داری، من اینجام,

718
01:10:12,590 --> 01:10:13,465
‫مریم,

719
01:10:14,965 --> 01:10:15,840
‫اون رو دیدی؟

720
01:10:17,174 --> 01:10:17,715
‫چی؟

721
01:10:23,299 --> 01:10:23,840
‫چی اون جاست؟

722
01:10:28,549 --> 01:10:29,090
‫هیچی,

723
01:10:53,424 --> 01:10:54,257
‫بلال کجاست؟

724
01:10:59,132 --> 01:11:00,174
‫رفت پایین بازی کنه,

725
01:11:04,465 --> 01:11:06,340
‫کتاب‌خونه نبودی,

726
01:11:08,382 --> 01:11:11,340
‫وقتی اومدم دنبالت، نگهبان گفت که رفتی,

727
01:11:12,299 --> 01:11:14,257
‫مامان، ربیا من رو رسوند خونه,

728
01:11:16,299 --> 01:11:17,757
‫گوشیم خاموش شد،
‫برای همین نتونستم تماس بگیرم,

729
01:11:19,007 --> 01:11:19,882
‫ببخشید,

730
01:11:22,215 --> 01:11:23,964
‫بیا پیشم بشین,

731
01:11:45,674 --> 01:11:48,507
‫بعد از این که پدرت مرد،
‫دیگه نمی‌تونستم بخوابم,

732
01:11:53,214 --> 01:11:56,049
‫کل شب منتظر بودم تا خورشید طلوع کنه,

733
01:12:02,631 --> 01:12:06,882
‫اگه هم خوابم می‌برد،
‫کابوس‌های وحشتناکی می‌دیدم,

734
01:12:08,632 --> 01:12:11,465
‫برای همین به خودم قول دادم
‫که دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوابم,

735
01:12:17,549 --> 01:12:19,007
‫تو خیلی بچه بودی,

736
01:12:21,465 --> 01:12:22,924
‫حامله بودم و بلال هنوز تو شکمم بود,

737
01:12:28,424 --> 01:12:33,424
‫پدرم یه شیخ و شفاگر خوب می‌شناخت,
‫رفتیم که اون رو ببینیم,

738
01:12:36,881 --> 01:12:40,424
‫بر اساس راهنمایی‌هاش،

739
01:12:40,426 --> 01:12:41,426
‫تمام وسایل پدرت رو کنار گذاشتم,

740
01:12:46,840 --> 01:12:49,299
‫نامه، عکس، خاطرات,

741
01:12:50,548 --> 01:12:51,382
‫همشون رو مخفی کردم,

742
01:12:56,049 --> 01:12:58,881
‫اون اولین شبی بود که تونستم،
‫بعد از ماه‌ها بخوابم,

743
01:13:06,590 --> 01:13:08,965
‫می‌خوام دوباره شیخ ال‌شفی رو ببینم,

744
01:13:12,674 --> 01:13:16,007
‫بهم هشدار داد
‫که اگه دوباره پدرت رو ببینم,,,

745
01:13:19,924 --> 01:13:21,924
‫یعنی، اگه خواب پدرت رو ببینم,,,

746
01:13:25,090 --> 01:13:28,424
‫معنیش اینه که دخترم هم
‫اشتباهات من رو تکرار می‌کنه,

747
01:13:29,799 --> 01:13:30,299
‫مریم,,,

748
01:13:31,174 --> 01:13:35,507
‫هر اتفاقی که برات افتاده، می‌تونی بهم بگی,

749
01:13:39,757 --> 01:13:42,090
‫بهت قول میدم همه‌چی رو درست می‌کنم,

750
01:14:02,465 --> 01:14:03,757
‫بلال تانکر آب رو پر کرد؟

751
01:14:04,174 --> 01:14:04,674
‫چی؟

752
01:14:08,049 --> 01:14:09,090
‫فکر کنم,

753
01:14:11,424 --> 01:14:12,465
‫خوبه,

754
01:14:13,632 --> 01:14:14,674
‫میرم یه دوش بگیرم,

755
01:14:19,965 --> 01:14:22,299
‫فکر کنم نگرانیم بی دلیله,

756
01:15:00,674 --> 01:15:03,007
‫زود همدیگه رو می‌بینیم مریم,

757
01:15:05,549 --> 01:15:08,757
‫مادرت کسیه که سد بینمونه,

758
01:15:15,174 --> 01:15:17,424
‫مگه من حواسم بهت نبوده و مراقبت نیستم؟

759
01:15:22,840 --> 01:15:26,049
‫نترس,

760
01:15:36,424 --> 01:15:37,465
‫مریم,

761
01:15:41,757 --> 01:15:42,274
‫مریم,

762
01:15:42,299 --> 01:15:42,857
‫ولش کن,

763
01:15:42,882 --> 01:15:43,607
‫ولش کن،

764
01:15:44,174 --> 01:15:45,190
‫این برادرته,

765
01:15:45,340 --> 01:15:46,257
‫بیخیال، ولش کن,

766
01:15:46,340 --> 01:15:47,257
‫- ازش دور شو,
‫- بلال!

767
01:15:47,882 --> 01:15:48,799
‫بهش دست نزن,

768
01:15:49,465 --> 01:15:50,007
‫بلال؟

769
01:15:50,549 --> 01:15:51,882
‫باهاش چی کار کردی؟

770
01:15:52,215 --> 01:15:53,124
‫بلال؟

771
01:15:53,924 --> 01:15:54,674
‫مامان,

772
01:15:56,965 --> 01:15:57,967
‫مامان,

773
01:15:57,999 --> 01:16:00,099
‫چیزی نیست، چیزی نیست،

774
01:16:00,099 --> 01:16:02,099
‫نفس بکش، بیا، نفس بکش,

775
01:17:05,840 --> 01:17:07,424
‫داری چی کار می‌کنی؟

776
01:17:10,382 --> 01:17:11,965
‫دارم استخاره می‌گیرم,

777
01:17:27,424 --> 01:17:29,007
‫می‌دونی «استخاره» چیه؟

778
01:17:31,840 --> 01:17:37,049
‫اگه با یه تصمیم بزرگ مواجه شدی،
‫می‌تونی از خدا بخوای بهت توصیه کنه,

779
01:17:37,799 --> 01:17:39,090
‫یه جور دعا شخصیه که بهش «استخاره» میگن,

780
01:17:39,424 --> 01:17:41,382
‫خب، تصمیمت چی شد؟

781
01:17:42,674 --> 01:17:44,507
‫نگرانش نباش,

782
01:17:45,174 --> 01:17:47,007
‫فقط مراقب خواهرت باش,

783
01:17:47,882 --> 01:17:49,715
‫می‌دونی که خواهرت خیلی دوست داره,

784
01:17:50,715 --> 01:17:51,674
‫آره مامان,

785
01:17:52,424 --> 01:17:53,382
‫آفرین پسر شجاع من,

786
01:17:54,715 --> 01:17:56,340
‫حالا بیا دعا کنیم و بریم بخوابیم,

787
01:18:28,132 --> 01:18:30,007
‫«در آتشی همیشه شعله‌ور، می‌سوزد»

788
01:18:30,090 --> 01:18:32,465
‫«همسرش که هیزم آن آتش را فراهم می‌سازد،»

789
01:18:32,590 --> 01:18:35,007
«,و دور گردنش طنابی به جنس چوب‌پنبه‌ست»

790
01:19:05,715 --> 01:19:08,090
‫صدای زنگ گوشیم رو زیاد کردم،
‫اگه چیزی نیاز داشتی باهام تماس بگیر,

791
01:19:09,215 --> 01:19:15,049
‫در ضمن خطت رو هم شارژ کردم
‫تا اگه نیاز بود، بتونی باهام تماس بگیری,

792
01:19:17,840 --> 01:19:23,132
‫هماسمون سلیما، بهت سر میزنه,

793
01:19:25,424 --> 01:19:26,757
‫ساعت دو ظهر میام خونه,

794
01:19:29,674 --> 01:19:31,549
‫خودت می‌تونی غذا درست کنی؟
‫یا به سلیما بگم که برات غذا بیاره؟

795
01:19:35,924 --> 01:19:37,215
‫از سلیما می‌خوام تا برات ناهار بیاره,

796
01:19:38,674 --> 01:19:39,382
‫بیا بریم بلال,

797
01:20:45,882 --> 01:20:46,965
‫آشوک,

798
01:20:49,007 --> 01:20:50,924
‫آشوک، یه مارمولک رو دیواره,

799
01:20:54,549 --> 01:20:55,632
‫آشوک,

800
01:21:31,590 --> 01:21:32,674
‫مریم,

801
01:21:42,799 --> 01:21:43,715
‫چه اتفاقی افتاد؟

802
01:21:44,007 --> 01:21:44,757
‫خانم، حالتون خوبه؟

803
01:21:44,799 --> 01:21:45,465
‫مریم,,,

804
01:21:45,632 --> 01:21:45,965
‫چی؟

805
01:21:46,715 --> 01:21:48,840
‫مریم حالش خوب نیست، بهم نیاز داره,

806
01:21:49,090 --> 01:21:51,132
‫آفرین می‌تونم ماشینت رو قرض بگیرم؟

807
01:21:51,139 --> 01:21:53,139
‫همه‌چی خوبه؟

808
01:21:53,215 --> 01:21:54,490
‫خانم، می‌تونم برسونمتون,

809
01:21:54,491 --> 01:21:55,599
‫نه، تنهایی میرم,

810
01:21:55,757 --> 01:21:56,382
‫مریم دختر منه,

811
01:21:57,090 --> 01:21:58,965
‫رسیدی خونه، باهام تماس بگیر,

812
01:22:06,715 --> 01:22:08,590
‫خانم، امروز خیلی زیبا شدین,

813
01:22:09,132 --> 01:22:10,882
‫این‌ها رو برای رفتن به بیمارستان، پوشیدین؟

814
01:22:11,049 --> 01:22:12,715
‫نه، باید بریم یه جای دیگه,

815
01:22:12,882 --> 01:22:15,090
‫هر کجا که شما بخواین خانم، در خدمتم,

816
01:22:21,132 --> 01:22:25,590
‫مریم، اسمش مریمه,
‫سال‌هاست هر روز میاد اینجا,

817
01:22:25,965 --> 01:22:26,882
‫به‌دردنخورهای لعنتی,

818
01:22:28,632 --> 01:22:33,090
‫آفرین، من دیر میام,

819
01:22:33,132 --> 01:22:34,840
‫- خاله,,,
‫- ماشین رو بهت می‌رسونم,

820
01:22:35,007 --> 01:22:36,965
‫می‌تونی بری مدرسه دنبال بلال؟

821
01:22:36,966 --> 01:22:37,966
‫سریع بر می‌گردم,

822
01:22:39,215 --> 01:22:41,799
‫خاله، منم ربیا، دوست مریم,

823
01:22:41,882 --> 01:22:42,757
‫تو دیدیش؟

824
01:22:43,340 --> 01:22:44,757
‫نه، امروز اصلاً کتاب‌خونه نیومد,

825
01:22:44,882 --> 01:22:46,924
‫خونه هم نیستش,

826
01:22:47,340 --> 01:22:49,840
‫جواب تماس‌ها رو هم نمیده,
‫همسایه‌ها هم اصلاً نمی‌دونن کجا رفته,,,

827
01:22:50,257 --> 01:22:52,007
‫فکر کردم,,, شاید,,,

828
01:22:53,257 --> 01:22:55,590
‫اگه فکری تو ذهنت هست، لطفاً بهم بگو,

829
01:22:56,840 --> 01:22:58,882
‫خاله، فکر کنم بدونم کجا رفته,

830
01:24:15,215 --> 01:24:16,382
‫باید دیگه برگردیم,

831
01:24:16,840 --> 01:24:18,924
‫خانم، هوا فوق‌العاده‌ـست,

832
01:24:19,174 --> 01:24:20,590
‫چرا نمونیم و غروب خورشید رو نبینیم؟

833
01:24:21,924 --> 01:24:23,340
‫مادرم هر لحظه ممکنه برسه خونه,

834
01:24:24,632 --> 01:24:26,049
‫میرم دوش بگیرم، بعدش میریم,

835
01:24:27,924 --> 01:24:28,632
‫خیلی خب خانم,

836
01:27:33,757 --> 01:27:35,507
‫خانم، مگه این چیزی نیست که می‌خواستین؟

837
01:28:11,632 --> 01:28:12,632
بریز رو کلبه,

838
01:28:12,882 --> 01:28:14,674
‫- مامان؟
‫- کاری که میگم رو بکن,

839
01:28:18,174 --> 01:28:19,174
‫مریم,

840
01:28:22,049 --> 01:28:22,590
‫اسد؟

841
01:28:43,340 --> 01:28:44,049
‫اسد,

842
01:28:44,840 --> 01:28:46,090
‫چرا داری این کارها رو می‌کنی مریم؟

843
01:28:46,715 --> 01:28:47,549
‫من این کارها رو نمی‌کنم,

844
01:28:47,590 --> 01:28:50,049
‫یه بار ولم کردی که بمیرم،
‫همون کافی نبود؟

845
01:28:51,257 --> 01:28:51,799
‫مریم,

846
01:28:56,549 --> 01:28:56,965
‫مریم,

847
01:28:58,549 --> 01:28:59,007
‫نه,

848
01:29:07,507 --> 01:29:07,924
‫مریم,

849
01:29:08,715 --> 01:29:09,132
‫مریم,

850
01:31:12,590 --> 01:31:14,715
‫حالت چه طوره، پسرم؟

851
01:31:19,340 --> 01:31:20,965
‫سلام العلیکم فریا,

852
01:31:24,382 --> 01:31:25,382
‫حالت چه طوره؟

853
01:31:29,465 --> 01:31:33,299
‫فکر کردم بهم زنگ زدی
‫تا کلیدهای خونه رو بهم بدی,

854
01:31:34,549 --> 01:31:38,840
‫اما به نظر نمیرسه
‫که حتی وسایلت رو جمع کرده باشی,

855
01:31:40,049 --> 01:31:44,340
‫البته حدس می‌زنم که لوازم خونه هم
‫برای برادرم بوده,

856
01:31:46,549 --> 01:31:51,215
,برادرت، پدر من اصول اخلاقی داشت

857
01:31:54,382 --> 01:31:56,632
‫پس تو چه طور انقدر شیاد شدی؟

858
01:31:57,174 --> 01:31:59,424
‫- چی؟
‫- یه شیاد و بزدل,

859
01:32:00,174 --> 01:32:07,424
‫تنها یه راه برای برخورد
‫با همچین مردانی وجود داره,

860
01:32:09,590 --> 01:32:11,465
‫با یه وکیل راجع به پرونده صحبت کردم,

861
01:32:20,382 --> 01:32:22,257
‫سلامم رو به همسرت برسون,

862
01:32:47,382 --> 01:32:52,382
moviepovie.com

863
01:32:52,511 --> 01:32:57,611
moviepovie.com

864
01:32:57,911 --> 01:33:03,911
moviepovie.com

865
01:33:09,715 --> 01:33:10,840
‫مریم,

866
01:33:25,924 --> 01:33:32,799
‫«شعله ور»