1
00:00:08,094 --> 00:00:13,561
moviepovie.com

2
00:00:13,580 --> 00:00:18,567
moviepovie.com

3
00:00:26,094 --> 00:00:27,328
‫حافظه یه هیولاست.

4
00:00:27,461 --> 00:00:30,030
‫ما فراموش می‌کنیم، اما اون نه.

5
00:00:30,630 --> 00:00:31,890
‫آنچه در «مصاحبه با خون‌آشام» گذشت...

6
00:00:32,100 --> 00:00:34,468
‫تو کتابت هیچ اشاره‌ای
‫به ملاقات گذشته ما نشده.

7
00:00:34,602 --> 00:00:36,970
‫آره، خب دفعه قبل اوضاع خوب تموم نشد.

8
00:00:37,105 --> 00:00:39,006
‫پس از اول شروع می‌کنیم.

9
00:00:39,440 --> 00:00:41,409
‫«حقیقت و آشتی.»

10
00:00:41,542 --> 00:00:43,844
‫سال 1910 بود.

11
00:00:43,977 --> 00:00:47,748
‫لوئی، بذار آقای لستت د لیونکورت رو
‫بهت معرفی کنم.

12
00:00:47,881 --> 00:00:50,218
‫- اون یارو لستت، اون خود شیطانه.
‫- پاول!

13
00:00:50,351 --> 00:00:54,755
‫می‌تونم این زندگی پر از شرمت رو
‫تغییر بدم، با هدیه‌ای تاریک عوضش کنم.

14
00:00:54,888 --> 00:00:56,090
‫دوست دارم لوئی.

15
00:00:56,224 --> 00:00:58,859
‫یار و همراه من باش.

16
00:00:58,992 --> 00:01:00,828
‫رشید، از اول هم فقط برای اون کار کردی؟

17
00:01:00,961 --> 00:01:02,330
‫دارین به موارد بسیار با ارزشی

18
00:01:02,463 --> 00:01:04,332
‫از آرشیو دسترسی پیدا می‌کنید.

19
00:01:04,465 --> 00:01:07,335
‫کلادیا همه‌چیزم بود.

20
00:01:07,468 --> 00:01:09,937
‫بدون قید و شرطی دوستش داشتم.

21
00:01:10,070 --> 00:01:12,206
‫چهار صفحه پاره شده.

22
00:01:12,340 --> 00:01:15,876
‫اون راجع بهش نوشت،
‫و منم دوست دارم بخونمش. نه.

23
00:01:16,009 --> 00:01:17,409
‫پس من باید کی رو دوست داشته باشم؟

24
00:01:17,511 --> 00:01:19,079
‫شما دو تا که همدیگه رو دارین.

25
00:01:19,213 --> 00:01:21,715
‫اون داره ذهن لوئی رو
‫مسموم می‌کنه تا علیه من بشه

26
00:01:21,849 --> 00:01:24,618
‫برای من باید این طور باشه.

27
00:01:24,752 --> 00:01:25,786
‫برای خانوادم هم همین‌طور.

28
00:01:25,919 --> 00:01:27,221
‫به این نمیگن زندگی!

29
00:01:27,355 --> 00:01:29,590
‫چون تو زندگی و جونم رو ازم گرفتی.

30
00:01:29,723 --> 00:01:33,427
‫نوارها یه اجرای قابل‌ قبولن.

31
00:01:33,561 --> 00:01:35,729
‫این پیش‌فرض مصاحبه ماست.

32
00:01:35,863 --> 00:01:37,631
‫سفر به یاد‌آوری.

33
00:01:37,765 --> 00:01:39,733
‫من میرم اون بیرون
‫و خون‌آشام‌های دیگه رو پیدا می‌کنم.

34
00:01:39,867 --> 00:01:44,138
‫خون‌آشام‌های اون بیرون خشن و بی‌رحمن.

35
00:01:44,272 --> 00:01:45,512
‫می‌خوام بکشمش.

36
00:01:45,539 --> 00:01:47,408
‫قرار بود که لستت رو بکشیم.

37
00:01:47,541 --> 00:01:49,377
‫خب چیکارش کردین؟

38
00:01:49,510 --> 00:01:52,413
‫انداختیمش توی صندوق و پرتش کردیم
‫پیش زباله‌ها و ولش کردیم.

39
00:01:52,546 --> 00:01:54,482
‫سوار ماشینمون شدیم و رفتیم.

40
00:01:54,615 --> 00:01:56,049
‫بدن یه تاجر،

41
00:01:56,184 --> 00:01:58,386
‫که به تازگی مسیحی شده
‫و به سمت اروپا میره،

42
00:01:58,519 --> 00:02:01,755
‫آماده‌ـست که ماجراجویی زندگی‌هامون
‫شروع بشه.

43
00:02:01,889 --> 00:02:04,292
‫خب، تو لستت رو نکشتی.

44
00:02:04,425 --> 00:02:07,995
‫دوباره و دوباره لستت رو
‫به اون دختر ترجیح دادی.

45
00:02:08,128 --> 00:02:09,830
‫و تو هنوز همون لوئی جاکشی

46
00:02:09,963 --> 00:02:12,166
‫که به یه فاحشه پول میده
‫تا توی اتاق بشینه و باهاش صحبت کنه.

47
00:02:12,300 --> 00:02:13,460
‫این جلسه تموم شد.

48
00:02:13,534 --> 00:02:15,068
‫لوئی بعضی مواقع ممکنه
‫که رفتارهای عجیبی ازش سر بزنه.

49
00:02:15,203 --> 00:02:16,804
‫من ازش در مقابل خودش محافظت می‌کنم.

50
00:02:16,937 --> 00:02:19,507
‫اون حرفی که راجع به حافظه زده بودی چی بود؟

51
00:02:19,640 --> 00:02:21,942
‫گفتی یه هیولاـه؟

52
00:02:22,075 --> 00:02:27,581
‫دنیل مولوی، دوست دارم
‫که با عشق زندگیم،

53
00:02:27,715 --> 00:02:29,149
‫آرماندِ خون‌آشام، آشنا بشی.

54
00:02:40,812 --> 00:02:52,012
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

55
00:02:54,011 --> 00:02:59,011
‫قسمت 8:
‫«واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی به بقیه نفرین‌شده بگن»

56
00:03:00,011 --> 00:03:04,978
‫[الان دیلینی هیلز در نقش کلادیا نقش آفرینی می‌که]

57
00:03:05,011 --> 00:03:10,011
‫ترجمه‌ای از مــحــمــد آلــفــا
‫.:: Mohammad Alpha ::.

58
00:03:17,531 --> 00:03:20,701
‫اینجا نوشته: «من خواب نمی‌بینم.»

59
00:03:22,002 --> 00:03:23,837
‫من می‌تونم تایید کنم.

60
00:03:25,172 --> 00:03:26,874
‫حداقل، این چیزی بود

61
00:03:27,040 --> 00:03:29,243
‫که وقتی داشتم یکی از خواب‌هام

62
00:03:30,177 --> 00:03:32,880
‫که اون سال‌ها نامنظم بود رو
‫تعریف می‌کردم، بهم گفت.

63
00:03:37,851 --> 00:03:39,887
‫البته ممکنه این رو گفته باشه
‫که دهن من رو ببنده،

64
00:03:40,020 --> 00:03:42,523
‫ولی اینجا هم نوشتتش،

65
00:03:42,690 --> 00:03:44,392
‫پس بیاین حرفش رو باور کنیم.

66
00:03:44,525 --> 00:03:46,560
‫بیاین.

67
00:03:50,063 --> 00:03:51,732
‫در ادامش نوشته:

68
00:03:53,367 --> 00:03:55,903
‫«با وسایل کم به خانه اجدادیمون سفر کردیم.»

69
00:03:57,805 --> 00:03:59,273
‫«روی زمین خوابیدیم،

70
00:04:00,207 --> 00:04:02,175
‫از مسیرهای پر پیچ و خمی رفتیم
‫تا ارتش دیوانه که به سمت روسیه

71
00:04:02,343 --> 00:04:04,812
‫رژه میره رو دور بزنیم.»

72
00:04:04,978 --> 00:04:09,216
‫ممکنه بعضی‌ها بگن زمانبندی بدی
‫برای یه سفر اروپایی بود.

73
00:04:09,383 --> 00:04:10,418
‫توجهی نمی‌کنم.

74
00:04:11,084 --> 00:04:12,386
‫برای کلادیا این طور نیست.

75
00:04:31,271 --> 00:04:32,840
‫تمام اون سال‌ها،

76
00:04:33,006 --> 00:04:35,343
‫دنبال مدارکی از گونه ما،
‫کتاب‌خونه‌ها رو گشت.

77
00:04:35,509 --> 00:04:38,412
‫اون عمراً اجازه نمی‌داد
‫که یه اختلاف عقیدتی انسانی،

78
00:04:38,579 --> 00:04:39,589
‫معطلش کنه.

79
00:04:47,020 --> 00:04:49,623
‫و چیزهای وحشتناکی که هر شب گذروندیم.

80
00:04:52,793 --> 00:04:55,796
‫قطارهای درستکاری
‫که به سرعت به سمت ستمگری میره.

81
00:04:57,398 --> 00:04:59,467
‫اون‌ها فقط باعث میشن
‫که برای پیدا کردن کسایی

82
00:04:59,633 --> 00:05:01,469
‫که بهتر باهاشون ارتباط می‌گیره،
‫ارادش محکم‌تر بشه.

83
00:05:04,938 --> 00:05:07,475
‫و توی بازخوانی این صفحات،

84
00:05:07,641 --> 00:05:11,812
‫مشخصه که فکر نمی‌کرد
‫دیگه به دردش بخورم.

85
00:05:17,451 --> 00:05:20,621
‫می‌تونی تصور کنی تا حالا خواب ندیده باشی؟

86
00:05:22,255 --> 00:05:24,291
‫دیگه اشتیاقی به خوابیدن داری؟

87
00:05:25,626 --> 00:05:29,296
‫یا وقتی که خورشید طلوع می‌کنه،
‫وحشت‌زده میشی؟

88
00:05:29,430 --> 00:05:31,298
‫یا شبیه خواب نوزادهاست؟

89
00:05:32,566 --> 00:05:34,001
‫عاری از هر چیزی توی ذهن.

90
00:05:36,269 --> 00:05:38,972
‫دوباره میگم این صدای یه خون‌آشام
‫به اسم آرمانده.

91
00:05:39,106 --> 00:05:42,676
‫اما به خاطر این که جایی ازش
‫نام برده نمیشه، بهش توجهی نکنین.

92
00:05:42,810 --> 00:05:44,211
‫مصاحبه لوئیه آقای مولوی.

93
00:05:44,344 --> 00:05:47,515
‫- شما سر میز نشستی.
‫- توی اتاق غذاخوریمونم.

94
00:05:48,416 --> 00:05:50,283
‫درحال غذا خوردن که نیستی.

95
00:05:50,418 --> 00:05:52,986
‫یک خون‌آشام باستانی به اندازه
‫یه خون‌آشام جوون نیاز به خون نداره.

96
00:05:53,120 --> 00:05:56,156
‫کنجکاو کننده و بی اهمیت.

97
00:06:38,632 --> 00:06:42,703
‫اون با کشتی، قطار و واگن
‫ما رو قاچاقی جا به جا کرد.

98
00:06:45,072 --> 00:06:47,975
‫قبل از این که کشاورهای بیچاره
‫و سربازهای جیره‌بندی شده رو بکشه،

99
00:06:48,141 --> 00:06:51,078
‫ازشون می‌خواست که زبانشون رو
‫بهش یاد بدن.

100
00:06:52,813 --> 00:06:54,381
‫و وقتی که دیگه به اندازه کافی می‌تونست

101
00:06:54,515 --> 00:06:56,416
‫کلمه و دستور زبان کنار همدیگه بچینه،

102
00:06:57,350 --> 00:06:58,752
‫دیگه درخواست نمی‌کرد.

103
00:07:00,488 --> 00:07:03,256
‫کلادیا یکم دچار بلاتکلیفی شده بود،

104
00:07:03,390 --> 00:07:05,693
‫یه راهنما سفر دیوانه بود.

105
00:07:05,859 --> 00:07:10,097
‫و تمام قلعه‌هایی که کوچک‌ترین ربطی
‫به ولاد سوم یا ولاد دراکولا داشتن،

106
00:07:10,263 --> 00:07:12,766
‫حتی کوچک‌ترین ربطی هم داشتن،
‫باید گشته میشد.

107
00:07:12,933 --> 00:07:15,235
‫و من برای کلادیایی تحمل کردم،

108
00:07:15,402 --> 00:07:19,072
‫که خشمش نسبت به من
‫و قبول نکردنم برای سوزوندن لستت،

109
00:07:19,239 --> 00:07:21,975
‫تبدیل به سکوتی تلخ شده بود.

110
00:07:22,109 --> 00:07:23,577
‫این جنگ؛

111
00:07:24,912 --> 00:07:26,413
‫داره روی خون‌‌ مردم تاثیر میذاره.

112
00:07:29,082 --> 00:07:30,618
‫تا الان داشتیم بدبختی،

113
00:07:31,785 --> 00:07:32,953
‫و ناامیدی می‌نوشیدیم.

114
00:07:34,354 --> 00:07:36,456
‫توی خونشونه و ما هم
‫داریم وارد خودمون می‌کنیم.

115
00:07:37,457 --> 00:07:38,826
‫داره به خوردمون میره.

116
00:07:40,093 --> 00:07:42,630
‫فکر می‌کنم برای همین سردمونه،

117
00:07:42,763 --> 00:07:44,097
‫و گرممون نمیشه.

118
00:07:45,398 --> 00:07:46,800
‫فکر می‌کنی به خاطر اینه؟

119
00:07:53,273 --> 00:07:54,975
‫«لوئی،

120
00:07:55,108 --> 00:07:56,610
‫تو چیزی گفتی؟»

121
00:07:59,747 --> 00:08:01,481
‫ممنون که پرسیدی.

122
00:08:01,615 --> 00:08:03,450
‫من یه چیزی گفتم کلادیا.

123
00:08:05,252 --> 00:08:06,620
‫گفتم سردمه.

124
00:08:07,487 --> 00:08:09,322
‫هر شب دارم توی یه سوراخ می‌خوابم.

125
00:08:10,223 --> 00:08:11,959
‫دیگه خسته شدم و نمی‌کشم.

126
00:08:13,160 --> 00:08:14,494
‫تو چه طور؟

127
00:08:21,434 --> 00:08:23,003
‫«خب، برادر لو،

128
00:08:26,106 --> 00:08:27,641
‫خودمم یکم سرحال نیستم.»

129
00:08:28,842 --> 00:08:30,143
‫- اما، عه...»
‫- بمبارون هوایی.

130
00:08:39,486 --> 00:08:41,322
‫هان قاتل،

131
00:08:41,489 --> 00:08:41,789
‫یا هیولاهای ایوان،

132
00:08:41,789 --> 00:08:42,956
‫
‫یا هیولاهای ایوان،

133
00:08:43,423 --> 00:08:45,859
‫یا بارش بارون از نیرو هوایی انگلیس نبود

134
00:08:46,026 --> 00:08:48,028
‫که باعث فرار خون‌آشام‌ها شد.

135
00:08:48,195 --> 00:08:50,831
‫قرن‌ها بود که خون‌آشامی
‫پا به اینجا نذاشته بود.

136
00:08:50,998 --> 00:08:53,366
‫چندین مدارک قضایی پیدا کردیم

137
00:08:53,500 --> 00:08:55,035
‫که باعث شد پرونده هموار بشه،

138
00:08:55,202 --> 00:08:57,571
‫اما کلادیا شکی نداشت.

139
00:08:58,338 --> 00:09:01,541
‫مثل... مثل یه زمین‌شناس دیوانه

140
00:09:01,709 --> 00:09:03,777
‫داره یه عاج ماموت پشمی رو
‫تکون میده و میگه:

141
00:09:03,944 --> 00:09:05,979
‫«بیا بریم خونه همسایه در بزنیم،

142
00:09:06,146 --> 00:09:07,981
‫یکی باید داخل باشه.»

143
00:09:16,223 --> 00:09:17,891
‫مرده.

144
00:09:26,166 --> 00:09:28,335
‫شاید وقتش رسیده که برگردیم خونه.

145
00:09:29,670 --> 00:09:32,072
‫«ازم پرسید که می‌تونیم برگردیم خونه یا نه.

146
00:09:32,706 --> 00:09:34,174
‫خونه؟

147
00:09:35,375 --> 00:09:39,079
‫سوال دیگه‌ای هست
‫که بیشتر از این توهین‌آمیز باشه؟

148
00:09:40,047 --> 00:09:41,949
‫فرار کن و برگرد نیو اورلینز.

149
00:09:42,082 --> 00:09:44,885
‫استخوان‌هاش رو از جا در بیار، چرا انجامش نمیدی؟

150
00:09:45,485 --> 00:09:47,254
‫لوئی د پوینت دو لاک.

151
00:09:48,756 --> 00:09:49,923
‫یه بار اضافی.»

152
00:09:59,199 --> 00:10:01,234
‫می‌خوام ازت تشکر کنم،

153
00:10:02,703 --> 00:10:05,906
‫بابت این که اون شب کمک کردی
‫که خاطراتم رو به یاد بیارم.

154
00:10:07,507 --> 00:10:09,977
‫الان این نوشته‌های
‫دفتر خاطرات رو خیلی بهتر می‌فهمم.

155
00:10:11,278 --> 00:10:13,981
‫لوئی، منم می‌خواستم بابت هشت ساعت

156
00:10:14,114 --> 00:10:16,817
‫آموزش چگونه دوری کردن از خورشید و اژدرها

157
00:10:16,950 --> 00:10:19,820
‫در حالی که داری به سمت تئاتر جنگی مدیترانه
‫قایق‌رانی می‌کنی، تشکر کنم.

158
00:10:19,953 --> 00:10:24,591
‫و همین‌طور تا به الان دو ساعت امشب

159
00:10:24,725 --> 00:10:29,162
‫سر دنبال کردن خون‌آشام‌های کهنی
‫که خبری ازشون نشد.

160
00:10:29,296 --> 00:10:31,631
‫تا حالا «موبی دیک» رو خوندی ریل رشید؟

161
00:10:33,033 --> 00:10:34,167
‫من برای خدمت‌گذاری اینجام.

162
00:10:34,301 --> 00:10:35,903
‫اه. آره، البته.

163
00:10:36,036 --> 00:10:38,438
‫متاسفم، این...
‫خیلی عجیبه.

164
00:10:38,571 --> 00:10:39,973
‫وقتی این شاهرخ خانی که اینجاست

165
00:10:40,107 --> 00:10:42,475
‫داشت نقشت رو بازی می‌کرد، کجا فرستادنت؟

166
00:10:43,276 --> 00:10:45,312
‫نکنه پشت نقاشی دزدیده شده رامبرانت،
‫یه اتاق امن وجود داره؟

167
00:10:45,445 --> 00:10:48,148
‫عشقم به مدت 150 سال
‫اداره یه شرکت تئاتر رو به عهده داشت دنیل.

168
00:10:48,281 --> 00:10:50,283
‫به گفته کلادیا،

169
00:10:50,417 --> 00:10:52,652
‫عشقت توی یه جعبه بود
‫داشت به زخم گردن از پیش برنامه ریزی شدش،

170
00:10:52,786 --> 00:10:54,654
‫تامل می‌کرذ.

171
00:10:54,788 --> 00:10:58,025
‫کلادیا نوشته، بیاین باورش کنیم.

172
00:10:58,959 --> 00:11:01,829
‫نه توی سن‌فرانسیسکو لیاقت داشت،
‫نه توی دوبی.

173
00:11:03,063 --> 00:11:04,664
‫توجه نکن.

174
00:12:03,556 --> 00:12:05,192
‫هوم.

175
00:12:08,628 --> 00:12:10,363
‫سلام، عشق من.

176
00:12:10,530 --> 00:12:12,332
‫- نه.
‫- بله.

177
00:12:12,465 --> 00:12:13,901
‫نه.

178
00:12:15,035 --> 00:12:16,569
‫هنوز همون سوال رو داری؟

179
00:12:16,703 --> 00:12:17,838
‫برو گمشو.

180
00:12:17,971 --> 00:12:20,173
‫نکنه دلت برای من تنگ شده؟

181
00:12:20,307 --> 00:12:21,574
‫دلم برات تنگ شده.

182
00:12:21,708 --> 00:12:24,577
‫علیرغم ناخوشایندی‌های اخیرمون،

183
00:12:25,846 --> 00:12:28,548
‫- هنوز دلمون برای همدیگه تنگ میشه.
‫- کلادیا!

184
00:12:30,350 --> 00:12:33,787
‫هوم! چهار سال پیاده‌روی سخت

185
00:12:33,921 --> 00:12:37,791
‫و هنوز هم خبی از خون‌آشام خوش‌قلبی نیست.

186
00:12:38,826 --> 00:12:42,595
‫خب، امشب دنیل خودش رو
‫چه طور نشون میده؟

187
00:12:42,729 --> 00:12:45,432
‫براندی میزنه؟

188
00:12:46,266 --> 00:12:48,135
‫تو این جا نیستی،
‫منم که مغزم به گا رفته.

189
00:12:48,268 --> 00:12:49,569
‫خیلی هم به گا رفته.

190
00:12:49,702 --> 00:12:52,105
‫- اون ارزشش رو داشت؟
‫- آره.

191
00:12:52,239 --> 00:12:54,908
‫- یه جور میگی انگار به حرفت باور داری.
‫- آره، همین‌طوره.

192
00:12:55,042 --> 00:12:56,977
‫باور دارم، باور دارم.

193
00:12:57,110 --> 00:12:58,411
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

194
00:12:58,545 --> 00:13:00,413
‫باور دارم، باور دارم.

195
00:13:00,547 --> 00:13:02,215
‫باور دارم، باور دارم.

196
00:13:02,349 --> 00:13:04,584
‫باور دارم، باور دا...

197
00:13:15,262 --> 00:13:19,933
‫اوه. برزخ اتاقی عالی برای موسیقی گوش دادنه.

198
00:13:20,067 --> 00:13:22,936
‫من یه قطعه جدید، یه کنسرتو
‫برای خرخره پاره شده و ارکسترا دارم.

199
00:13:23,070 --> 00:13:24,804
‫- متاسفم.
‫- دوباره نگو.

200
00:13:25,772 --> 00:13:28,575
‫با عذاب وجدان خرابش می‌کنی.

201
00:13:29,476 --> 00:13:31,178
‫یه خیانت بی‌نقص بود.

202
00:13:31,311 --> 00:13:33,646
‫تو مرگی بهم دادی
‫که توی تقدیرم بود.

203
00:13:33,780 --> 00:13:35,482
‫کامیون اومد!

204
00:13:38,585 --> 00:13:41,154
‫اما در جواب سوالت باید بگم...

205
00:13:44,892 --> 00:13:45,993
‫آره.

206
00:13:47,227 --> 00:13:49,029
‫قراره به طرز بدی بکشمت.

207
00:13:49,997 --> 00:13:53,133
‫اگه زنده بودی، تا الان این کار رو می‌کردی.

208
00:13:53,266 --> 00:13:55,368
‫هوم.

209
00:13:55,502 --> 00:13:56,970
‫وای عشقم.

210
00:13:59,739 --> 00:14:02,642
‫من فقط منتظرم
‫که به خوش‌حالی برسی.

211
00:14:03,944 --> 00:14:05,845
‫پس عجله کن عزیزم.

212
00:14:09,849 --> 00:14:12,519
‫تا اون موقع جون 7 هزار نفر رو گرفته بودم.

213
00:14:12,685 --> 00:14:14,955
‫- اه!
‫- اما لستت تنها کسی بود

214
00:14:15,088 --> 00:14:16,990
‫بعدش حس کردم واقعاً به قتل رسوندمش.

215
00:14:18,625 --> 00:14:20,827
‫حرف پر عمقیه مطمئناً،

216
00:14:20,994 --> 00:14:22,662
‫اما من این طوری حس کردم.

217
00:14:24,497 --> 00:14:26,166
‫اون با دعوت اومد.

218
00:14:26,333 --> 00:14:29,202
‫حواسم رو از منظره تک رنگم پرت کرد.

219
00:14:30,537 --> 00:14:32,772
‫خاکستری از جاده‌ای ناپدید شده.

220
00:14:32,940 --> 00:14:35,909
‫باقی مونده شهری سوخته و غرق در تیر باران.

221
00:14:37,210 --> 00:14:40,280
‫در آلمان، هیتلر توی پناهگاهش
‫یه قرص انداخت بالا

222
00:14:40,447 --> 00:14:42,215
‫و کل اروپا جشن گرفتن.

223
00:14:43,783 --> 00:14:47,220
‫اما تو رومانی، شامپاین باز و خالی شد.

224
00:14:49,689 --> 00:14:51,491
‫شوروی جای نازی‌ها رو گرفت.

225
00:14:51,658 --> 00:14:54,394
‫جنگ تبدیل به شهرت شد.

226
00:14:55,109 --> 00:14:58,108
‫عجله کنین، یالا!

227
00:14:59,889 --> 00:15:00,890
‫آخریشه؟

228
00:15:01,879 --> 00:15:02,840
‫بجنبین!

229
00:15:02,869 --> 00:15:03,890
‫یالا، یالا، یالا!

230
00:15:04,681 --> 00:15:05,776
‫بازشون کنین.

231
00:15:11,815 --> 00:15:12,576
‫آتش.

232
00:15:16,945 --> 00:15:18,876
‫بفرستینشون جهنم.

233
00:15:19,945 --> 00:15:21,276
‫بیاین از اینجا بریم.

234
00:15:24,992 --> 00:15:27,427
‫چرا به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

235
00:15:27,594 --> 00:15:29,229
‫شیشه‌ها خرد شدن،
‫درها کنده شدن.

236
00:15:29,396 --> 00:15:31,036
‫مثل تمام روستاهایی که دیدیم،

237
00:15:31,064 --> 00:15:33,000
‫وقتی روس‌ها ریختن توی روستا،
‫مردم اون جا رو ترک کردن.

238
00:15:33,166 --> 00:15:35,311
‫مردم فرار کردن؟
‫پس کی سیر ریخته دور درها؟

239
00:15:35,335 --> 00:15:36,903
‫کی صلیب‌ها رو به در میخ کرد؟

240
00:15:37,070 --> 00:15:38,905
‫چرا در نمیزنی و نمی‌پرسی؟

241
00:15:39,072 --> 00:15:40,849
‫مثل توی کتاب‌ها، فکر می‌کنن
‫که سیر ازشون محافظت می‌کنه.

242
00:15:40,873 --> 00:15:42,709
‫- کتاب‌های تو؟
‫- فکر می‌کنن ما از مسیح متنفریم.

243
00:15:42,875 --> 00:15:44,677
‫دوباره شروع نکنی
‫راجع به کتاب‌هات حرف بزنی.

244
00:15:44,844 --> 00:15:46,422
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشامی اینجا بوده.

245
00:15:46,446 --> 00:15:47,446
‫یه صلیب دیگه.

246
00:15:47,514 --> 00:15:48,915
‫هی، باشه باشه.

247
00:15:49,082 --> 00:15:50,783
‫- اوه، لعنت بهش.
‫- باید هم لعنت بفرستی.

248
00:15:50,950 --> 00:15:52,919
‫هیچی راجع به هیچی نگو.

249
00:15:53,000 --> 00:15:53,910
‫کاغذتون.

250
00:16:00,910 --> 00:16:01,890
‫مادرمه.

251
00:16:02,002 --> 00:16:03,058
‫دیدینش؟

252
00:16:03,062 --> 00:16:03,958
‫لطفاً کمک کنین.

253
00:16:05,360 --> 00:16:06,928
‫مجارستانی.

254
00:16:07,020 --> 00:16:09,398
‫اینجا رومانیه.

255
00:16:09,412 --> 00:16:12,958
‫دنبال همسرم می‌گردم،
‫امیدوارم پیداش کنم.

256
00:16:12,998 --> 00:16:14,568
‫کاغذتون به اندازه کافی خوب نیست.

257
00:16:17,002 --> 00:16:18,522
‫مجبورشون کردین تو تاریکی وایسن؟

258
00:16:18,890 --> 00:16:19,698
‫احمقین؟

259
00:16:19,912 --> 00:16:20,698
‫روسی صحبت کن.

260
00:16:20,812 --> 00:16:24,298
‫برین، برین. برین سراغ گشت‌های مهمتون.

261
00:16:24,519 --> 00:16:25,788
‫روسی صحبت کن.

262
00:16:25,956 --> 00:16:28,187
‫اگه بمیرن، کاغذ دیگه اهمیتی نداره.

263
00:16:37,657 --> 00:16:39,617
‫شب وقت خوبی برای سفر نیست.

264
00:16:40,108 --> 00:16:40,858
‫اونم با یه بچه.

265
00:16:41,789 --> 00:16:43,971
‫مادرش پرستاره!

266
00:16:44,121 --> 00:16:47,996
‫اومد رومانی که دنبالش بگرده...

267
00:16:50,177 --> 00:16:51,511
‫آمریکایی هستی؟

268
00:16:57,784 --> 00:17:01,020
‫خیلی خب. جنگه دیگه، همه داستان غم‌انگیز دارن.

269
00:17:01,654 --> 00:17:03,690
‫انگلیسی حرف میزنم می‌فهمی؟

270
00:17:04,291 --> 00:17:05,392
‫آره.

271
00:17:05,525 --> 00:17:06,826
‫امیلیا.

272
00:17:06,959 --> 00:17:08,295
‫مری.

273
00:17:08,428 --> 00:17:10,029
‫این هم پدرم رابرته.

274
00:17:10,163 --> 00:17:12,699
‫ما خسته‌ایم، یه جا
‫برای خوابیدن واقعاً نیازمون میشه.

275
00:17:12,832 --> 00:17:15,135
‫چیزهایی داریم که باهاشون
‫ازتون تشکر کنیم.

276
00:17:16,969 --> 00:17:18,371
‫ودکا؟

277
00:17:18,505 --> 00:17:19,806
‫آره.

278
00:17:19,939 --> 00:17:21,641
‫اون جا خیلی رفیق پیدا می‌کنی.

279
00:17:25,645 --> 00:17:27,180
‫تختی نمونده.

280
00:17:27,314 --> 00:17:29,182
‫موتورخونه هست،
‫می‌تونین امشب ازش استفاده کنین.

281
00:17:29,316 --> 00:17:31,218
‫گرمه، با صدای بلند موتور.

282
00:17:31,351 --> 00:17:33,220
‫ممنون. همین کافیه.

283
00:17:33,353 --> 00:17:34,554
‫آمریکایین!

284
00:17:34,921 --> 00:17:36,016
‫و با خودشون ودکا و سیگار آوردن.

285
00:17:44,464 --> 00:17:47,500
‫اون‌ها عادت به دیدن
‫مردهای خوش‌قیافه ندارن.

286
00:17:48,401 --> 00:17:50,270
‫و... اه... بقیه اهل کجان؟

287
00:17:50,403 --> 00:17:53,540
‫اکثراً از شهر اومدن،
‫بعضی‌ها نمی‌تونن برگردن خونه.

288
00:17:53,673 --> 00:17:55,041
‫اخه دیگه خونه‌ای نیست.

289
00:17:56,008 --> 00:17:57,910
‫چرا همه دارین اینجا زندگی می‌کنین؟

290
00:17:58,044 --> 00:17:59,679
‫دیوارهای سنگی، درهای فلزی.

291
00:18:00,380 --> 00:18:01,940
‫مگه توی جنگل خبریه؟

292
00:18:02,048 --> 00:18:04,917
‫بمب‌های توی زمین، گرگ،

293
00:18:05,051 --> 00:18:07,287
‫شاید هم سربازهایی
‫که هنوز نمی‌دونن جنگ تموم شده.

294
00:18:08,321 --> 00:18:10,123
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

295
00:18:12,058 --> 00:18:14,761
‫- یا شایدم خون‌آشام.
‫- بیخیال!

296
00:18:15,762 --> 00:18:16,996
‫وای ببین،

297
00:18:17,164 --> 00:18:18,831
‫سربازهایی که دور گردنشون سیره.

298
00:18:18,998 --> 00:18:20,533
‫- نه نه نه نه!
‫- اوه.

299
00:18:20,667 --> 00:18:23,970
‫سوپ در ازای سیگار.
‫معامله بدی برای شماست.

300
00:18:24,103 --> 00:18:26,473
‫اما وقتی بمیری، خدا فراموش می‌کنه.

301
00:18:27,874 --> 00:18:29,309
‫یعنی خدا فراموش نمی‌کنه.

302
00:18:38,851 --> 00:18:39,986
‫ آمریکایی هستین؟

303
00:18:41,020 --> 00:18:43,089
‫6 ماهی میشه که یه کلمه انگلیسی هم نشنیدم.

304
00:18:43,223 --> 00:18:45,124
‫یه چیزی بگین، هرچی.

305
00:18:45,258 --> 00:18:47,427
‫- اه... یه چیزی، هرچی.
‫- وای!

306
00:18:48,127 --> 00:18:49,128
‫- سلام.
‫- سلام.

307
00:18:49,262 --> 00:18:50,663
‫مگه من به چه زبونی حرف می‌زنم؟

308
00:18:50,797 --> 00:18:52,932
‫اوه آره. عزیز، تو انگلیسیت داغونه

309
00:18:53,065 --> 00:18:54,677
‫به خاطر یه مرد انگلیسی
‫که بیش از حد شیفته دانش‌آموزش شده

310
00:18:54,701 --> 00:18:56,269
‫- که بتونه درست کارش رو انجام بده.
‫- اوهوم.

311
00:18:57,270 --> 00:18:58,438
‫این رابرته.

312
00:18:59,239 --> 00:19:00,673
‫عه... لوئی‌ـم.

313
00:19:00,807 --> 00:19:02,775
‫ اون خیلی سریع یاد می‌گیره

314
00:19:02,909 --> 00:19:05,478
‫و خیلی زرنگه، منم به شدت عاشقشم‌.

315
00:19:05,612 --> 00:19:07,247
‫شنیدم ودکا داری.

316
00:19:07,380 --> 00:19:08,815
‫این هم مورگانه.

317
00:19:10,417 --> 00:19:12,285
‫مورگان وارد ، خبرنگار دیلی هرولد هستم.

318
00:19:12,419 --> 00:19:13,920
‫یادشون رفته که من اینجام.

319
00:19:14,053 --> 00:19:15,533
‫و منم به این زودی اسمت رو یادم رفت.

320
00:19:15,622 --> 00:19:16,823
‫اه... لوئیه.

321
00:19:16,956 --> 00:19:18,525
‫لوئی! لوئی، غریبه معرکه.

322
00:19:18,658 --> 00:19:20,993
‫به جهنم روی زمین خوش‌ اومدین!

323
00:19:22,262 --> 00:19:24,597
‫و شما چی؟ اسمت چیه عزیزم؟

324
00:19:24,731 --> 00:19:26,299
‫چرا اون بیرون دارن به قبرها شلیک می‌کنن؟

325
00:19:26,433 --> 00:19:28,368
‫این هم دخترم مری‌ـه.

326
00:19:28,501 --> 00:19:29,702
‫اوه.

327
00:19:32,872 --> 00:19:35,061
‫خاک ما از گوشتتون تغذیه می‌کنه!

328
00:19:35,263 --> 00:19:38,182
‫استخون‌هاتون توی سرزمینمون سفید میشن!

329
00:19:43,483 --> 00:19:44,684
‫عه... اندره.

330
00:19:47,019 --> 00:19:49,556
‫شاید بتونی مری رو با خودت ببری
‫که با بقیه بچه‌ها آشنا بشه.

331
00:19:49,689 --> 00:19:51,224
‫همین جا راحتم قربان، ممنون.

332
00:19:52,425 --> 00:19:54,694
‫برو دیگه مری.
‫برو و با بقیه بچه‌ها آشنا شو.

333
00:19:55,995 --> 00:19:58,164
‫شرط می‌بندم کلی چیز
‫راجع به اینجا می‌دونن.

334
00:20:07,039 --> 00:20:08,441
‫صبر کن، این اشتباهه.

335
00:20:08,608 --> 00:20:11,511
‫اون جلوی کلادیا نگفت.

336
00:20:11,644 --> 00:20:13,480
‫چی رو نگفت؟ کی؟

337
00:20:13,613 --> 00:20:16,516
‫گرگ‌ها، آلمانی‌ها، یه چیزی بدتر.

338
00:20:16,649 --> 00:20:19,552
‫امکان نداشت امیلیا جلوی کلادیا
‫همچین حرفی بزنه.

339
00:20:19,686 --> 00:20:23,356
‫گرگ، شایدم سربازهای آلمانی
‫که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

340
00:20:23,490 --> 00:20:25,692
‫شاید یه چیزی... بدتر.

341
00:20:25,825 --> 00:20:29,161
‫اون فکر می‌کرد کلادیا بچه‌ـست.
‫کلادیا رفته بود.

342
00:20:29,962 --> 00:20:31,898
‫بعدش اون حرف رو زد.

343
00:20:35,535 --> 00:20:38,237
‫توی جنگل خبریه؟

344
00:20:38,371 --> 00:20:40,507
‫بمب توی زمین، گرگ،

345
00:20:41,708 --> 00:20:44,076
‫شاید آلمانی‌هایی که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

346
00:20:44,911 --> 00:20:47,280
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

347
00:20:48,315 --> 00:20:49,382
‫آره.

348
00:20:50,350 --> 00:20:51,551
‫آره!

349
00:20:51,684 --> 00:20:53,786
‫این طوری پیش رفت.

350
00:20:53,920 --> 00:20:57,223
‫باید تمامی جزئیات رو درست در بیاریم.

351
00:20:57,357 --> 00:20:59,125
‫کاملاً باهات موافقم.

352
00:21:00,593 --> 00:21:02,633
‫شاید الان وقت خوبی برای استراحت باشه لوئی.

353
00:21:09,702 --> 00:21:12,739
‫می‌دونی ریل رشید،
‫من خیلی توی شغلم خوبم،

354
00:21:12,872 --> 00:21:14,807
‫یه خبرنگار جوون باهوش با نقطه نظر بودم

355
00:21:15,742 --> 00:21:17,610
‫که با اسقف کاتولیک سقوط کرده،

356
00:21:17,744 --> 00:21:19,879
‫با چهار تا از نایب رئیس انرون مصاحبه کردم.

357
00:21:20,012 --> 00:21:22,248
‫و اگه چیزی برای مخفی کردن داشته باشن،

358
00:21:22,382 --> 00:21:24,917
‫همیشه یه جور پوشش استفاده می‌کنن.

359
00:21:25,051 --> 00:21:28,154
‫نه به معنا واقعی، منظورم
‫لباس‌های احمقانه هالووین،

360
00:21:28,287 --> 00:21:30,323
‫دستکش و لنز نیست.

361
00:21:30,457 --> 00:21:33,092
‫جوک میگن،  جذاب برخورد میکنن.

362
00:21:33,225 --> 00:21:36,396
‫و بعد وقتی که نزدیک میشم،
‫توی یه نقطه حساس،

363
00:21:36,529 --> 00:21:40,400
‫پرده کنار میره و برای لحظه‌ای حقیقت رو می‌بینم.

364
00:21:40,533 --> 00:21:43,903
‫آرماند نمی‌خواست که مصاحبه کنم دنیل.

365
00:21:44,036 --> 00:21:45,338
‫هنوز نمی‌خوام.

366
00:21:45,472 --> 00:21:47,512
‫اما می‌خواست که نزدیکش باشه،
‫مگه نه ریل رشید؟

367
00:21:48,641 --> 00:21:50,743
‫منظورم اینه... هی، احتمالاً قرار نیست

368
00:21:50,877 --> 00:21:52,579
‫اون چیزی که دارن مخفی می‌کنن رو
‫رمزگشایی کنم،

369
00:21:52,712 --> 00:21:55,147
‫که... می‌دونی، برای کی مهمه اصلاً؟
‫همیشه پیش میاد.

370
00:21:55,281 --> 00:21:59,018
‫اما می‌خوام از تو به عنوان
‫یکی از افراد گونه دنیای زیرین بپرسم،

371
00:21:59,151 --> 00:22:02,655
‫چرا بگیم: «هی، خون‌آشام‌ها واقعین.

372
00:22:02,789 --> 00:22:04,991
‫این هم تقریباً تمام داستانش»؟

373
00:22:05,124 --> 00:22:06,124
‫ممنون رشید.

374
00:22:10,096 --> 00:22:12,665
‫برای همین میام سراغ تو ریل رشید.

375
00:22:12,799 --> 00:22:14,867
‫تو کسی هستی که می‌تونم بشکنمش!

376
00:22:16,102 --> 00:22:17,370
‫اگه من رو ببخشین.

377
00:22:24,475 --> 00:22:30,242
‫روی پنجه پام از سرداب می‌گذرم.

378
00:22:30,263 --> 00:22:34,180
‫آنا آنا، باشد که بپوسد.

379
00:22:34,197 --> 00:22:37,987
‫آنا آنا، گیر نیوفت.

380
00:22:37,993 --> 00:22:38,712
‫آنا کیه؟

381
00:22:42,868 --> 00:22:44,112
‫می‌خوای باهاش آشنا بشی؟

382
00:22:44,415 --> 00:22:46,319
‫از توی سوراخ رد شو و به مسیر ادامه بده.

383
00:22:48,495 --> 00:22:50,336
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

384
00:22:50,336 --> 00:22:50,499
‫چی میبره؟
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

385
00:22:50,499 --> 00:22:51,638
‫چی میبره؟

386
00:23:01,032 --> 00:23:02,041
‫کلاغ.
‫(اشاره به قبلیه سرخ‌پوستی به نام کرو‌ داره)

387
00:23:03,182 --> 00:23:04,182
‫اخ!

388
00:23:13,793 --> 00:23:16,929
‫وقتی پسرها عازم شدن، اون بهم ریخت.

389
00:23:17,063 --> 00:23:19,065
‫داوطلب صلیب سرخ شد.

390
00:23:19,198 --> 00:23:21,167
‫یه همسر قدیس.

391
00:23:21,300 --> 00:23:23,536
‫آره، توی یه خانواده نظامی بزرگ شد.

392
00:23:23,670 --> 00:23:25,772
‫از اون جور زن‌هاست
‫که نمی‌تونی زیاد باهاشون بحث کنی.

393
00:23:26,973 --> 00:23:28,841
‫با امثالشون آشنام.

394
00:23:31,744 --> 00:23:33,412
‫به سلامتیت.

395
00:23:35,715 --> 00:23:36,783
‫باشه.

396
00:23:44,857 --> 00:23:47,259
‫چرا اینجا دارن به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

397
00:23:48,828 --> 00:23:51,631
‫کشاورزهایی که توسط
‫کشاورزهای دیگه فرماندهی میشن.

398
00:23:52,599 --> 00:23:54,066
‫آمفتامین آلمانی،

399
00:23:54,200 --> 00:23:58,070
‫خرافات یه کشور عقب‌مونده.

400
00:23:58,204 --> 00:24:01,908
‫مه دیوونه‌کننده‌ای توی خاکی،
‫جنگل و رودخونه‌هاست.

401
00:24:02,041 --> 00:24:03,919
‫وقتی می‌خوابم، شلوارم رو به زانوم سنجاق می‌کنم.

402
00:24:03,943 --> 00:24:05,277
‫وگرنه ترسش به منم غلبه می‌کنه.

403
00:24:05,411 --> 00:24:06,646
‫اینجا یه کشور قدیمی،

404
00:24:06,779 --> 00:24:08,615
‫با چیزهای قدیمیه.

405
00:24:08,748 --> 00:24:11,584
‫منظورش همون مه دیوونه‌کنندست،
‫و درحال حاضر توی دهکده اون رئیسه.

406
00:24:11,718 --> 00:24:12,985
‫- من حرفت رو باور می‌کنم.
‫- اوه، منم همین‌طور.

407
00:24:13,119 --> 00:24:15,054
‫تمام حرف‌هایی که می‌زنی رو
‫باور می‌کنم امیلیا.

408
00:24:15,187 --> 00:24:17,089
‫باهام ازدواج کن.

409
00:24:19,291 --> 00:24:21,060
‫هر موقع کشیش برگشت.

410
00:24:27,099 --> 00:24:28,234
‫این جوک کوچک خودمونه.

411
00:24:28,535 --> 00:24:30,870
‫دوستان روسمون کشیش رو
‫کشیدن و بردن.

412
00:24:30,970 --> 00:24:32,905
‫و منظورم از کشیدن،

413
00:24:33,039 --> 00:24:36,275
‫اینه که به یه کامیون بستنش
‫با خودشون بردنش.

414
00:24:37,610 --> 00:24:38,954
‫یه چیزی اون بیرونه

415
00:24:38,978 --> 00:24:41,013
‫که روح آشفته‌ای داره.

416
00:24:41,948 --> 00:24:42,948
‫آشفته درسته؟

417
00:25:07,354 --> 00:25:09,041
‫اون زنگوله رو ول کن!

418
00:25:09,053 --> 00:25:10,461
‫مزخرفه.

419
00:25:10,849 --> 00:25:11,914
‫زنگوله کار می‌کنه.

420
00:25:12,949 --> 00:25:14,114
‫سیر هم جواب میده.

421
00:25:14,949 --> 00:25:15,914
‫تیربار هم کار می‌کنه.

422
00:25:17,049 --> 00:25:19,114
‫وقتی اون زنگوله رو صدا میدی،
‫چه طور می‌تونیم چیزی بشنویم...

423
00:25:25,692 --> 00:25:28,661
‫اخ! اخ! اخ!

424
00:25:49,449 --> 00:25:50,914
‫من هم خون می‌نوشم.

425
00:25:57,719 --> 00:25:58,711
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

426
00:25:58,721 --> 00:25:59,911
‫بذار بهت نشون بدم.

427
00:26:01,861 --> 00:26:03,029
‫اخ!

428
00:26:07,421 --> 00:26:08,411
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

429
00:26:10,581 --> 00:26:11,411
‫فکر کنم مرده.

430
00:26:13,141 --> 00:26:14,211
‫نباید خون اون رو بنوشی.

431
00:26:17,009 --> 00:26:17,844
‫اخ!

432
00:26:17,977 --> 00:26:18,977
‫وای!

433
00:26:25,217 --> 00:26:27,486
‫پیروزی علیه شرارت هیتلر رو

434
00:26:27,654 --> 00:26:29,488
‫میشه توی سراسر فرانسه حس کرد،

435
00:26:29,656 --> 00:26:32,091
‫و هیچ مثال فوق‌العاده‌تر

436
00:26:32,258 --> 00:26:34,026
‫از کارهای هنری ارزشمندی

437
00:26:34,193 --> 00:26:35,928
‫که توی حومه شهر جمع،

438
00:26:36,062 --> 00:26:37,529
‫و توی کامیون بارگیری شده

439
00:26:37,697 --> 00:26:40,499
‫و دارن به مکان درستشون بر می‌گردن.

440
00:26:40,667 --> 00:26:42,902
‫و ما در بی‌بی‌سی ورد سرویس،

441
00:26:43,069 --> 00:26:45,271
‫از طرف بقیه مردم دنیای غرب،

442
00:26:45,437 --> 00:26:48,340
‫قدردانی زیادمون به متحدینمون در فرانسه رو

443
00:26:48,507 --> 00:26:50,442
‫با یکی از کارهای هنر خودتون،
‫نشون بدیم.

444
00:27:00,920 --> 00:27:03,289
‫هوم.

445
00:27:12,965 --> 00:27:14,834
‫تو یه سرخ‌پوستی لوئیس؟

446
00:27:14,967 --> 00:27:16,402
‫چیزی گفتی؟

447
00:27:17,269 --> 00:27:18,404
‫آره.

448
00:27:20,306 --> 00:27:21,640
‫متوجه نشدم.

449
00:27:21,774 --> 00:27:23,409
‫پس تکرار می‌کنم.

450
00:27:25,978 --> 00:27:31,250
‫تو... یه سرخ‌پوستی؟
‫قضاوتی در کار نیست. یه سوال ساده‌ـست.

451
00:27:39,759 --> 00:27:40,927
‫من یه...

452
00:27:43,495 --> 00:27:46,799
‫نیگر جادویی با ودکام.

453
00:27:48,234 --> 00:27:52,171
‫که دارم اولین شب خوبم رو
‫بعد از مدت‌ها تجربه می‌کنم. بیخیال.

454
00:27:52,304 --> 00:27:55,107
‫تو یا یه فراری هستی
‫یا یه بلشویکی.
‫(بلشویک بخش مارکسیست انقلابی حزب سوسیال دموکرات بودن)

455
00:27:55,241 --> 00:27:57,543
‫به خاطر همین هیچ دوستی نداری پیرمرد.

456
00:27:57,676 --> 00:27:59,445
‫بهت که گفتم.

457
00:27:59,578 --> 00:28:01,280
‫- دنبال همسرم می‌گردم.
‫- اوه.

458
00:28:03,850 --> 00:28:05,617
‫این روی یه آلبوم چاپ شده.

459
00:28:05,752 --> 00:28:07,486
‫واقعاً می‌خوام به آواز اون خانم گوش بدم.

460
00:28:07,619 --> 00:28:10,957
‫عکس‌های خودم رو خودم می‌گیرم،
‫این طوری بیشتر پول در میارم.

461
00:28:11,090 --> 00:28:13,659
‫و عکس همسر وظیفه‌شناس تو

462
00:28:13,793 --> 00:28:16,195
‫توسط دوربین گلس‌پلیت گرفته شده

463
00:28:16,328 --> 00:28:18,064
‫و روی یه کاغذ آلبوم چاپ شده.

464
00:28:18,197 --> 00:28:21,801
‫که نشون میده باید قدمت این،
‫30 سالی باشه، که یعنی همسرت...

465
00:28:23,702 --> 00:28:26,005
‫سی، سی و پنج سالشه،

466
00:28:26,138 --> 00:28:28,207
‫و تولد دخترت یه معجره پزشکی بوده.

467
00:28:28,340 --> 00:28:30,676
‫این یه مسیریه که دوست نداری
‫تا تهش بری.

468
00:28:30,810 --> 00:28:34,180
‫ازت خوشم میاد.
‫مرد خوبی به نظر میرسی.

469
00:28:34,313 --> 00:28:37,049
‫اگه بتونی سریع بگی عالی میشه.
‫نصف آهنگ بیشتر نمونده.

470
00:28:37,183 --> 00:28:39,919
‫اگه بدون اجازه ترک وظیفه کردی،
‫برگرد و مجازات شو.

471
00:28:40,052 --> 00:28:43,655
‫نسبت به اتوپیا عمو جوزف، اون جا بهشته

472
00:28:45,357 --> 00:28:46,859
‫همین بود؟

473
00:28:46,993 --> 00:28:48,494
‫همین بود.

474
00:28:52,231 --> 00:28:53,665
‫بی مهری کردی.

475
00:28:53,800 --> 00:28:55,868
‫سهمیه ودکات رو قطع می‌کنم،
‫و همسرت رو هم می‌گیرم

476
00:28:56,002 --> 00:28:58,570
‫هیچ وقت سر به سر
‫یه نیگرو جادویی با ودکا نذار.

477
00:28:58,704 --> 00:28:59,772
‫میشه یه رقص مهمون من باشی؟

478
00:29:01,407 --> 00:29:03,943
‫اگه بلشویکی که داری احمقانه شرط می‌بندی.

479
00:29:04,076 --> 00:29:06,178
‫واقعاً می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

480
00:29:06,312 --> 00:29:08,447
‫زیر شلوارش یه گُندش رو داره.

481
00:29:12,885 --> 00:29:13,953
‫بابایی!

482
00:29:15,087 --> 00:29:16,956
‫از روی درخت افتادم.

483
00:29:20,692 --> 00:29:22,628
‫یه موجود بزرگ طوسی بود،

484
00:29:22,761 --> 00:29:26,132
‫و لباس‌هاش پوسیده بود،
‫انگار توی همون‌ها مرده بود. انجامش بده!

485
00:29:26,265 --> 00:29:27,266
‫آخ!

486
00:29:27,399 --> 00:29:29,735
‫قوی بود، کشت

487
00:29:29,869 --> 00:29:32,071
‫- و شکارش رو با خودش برد.
‫- یه خون‌اشام بود؟

488
00:29:32,204 --> 00:29:33,644
‫دندون نوش داشت،
‫دیگه چی ممکنه باشه؟

489
00:29:33,705 --> 00:29:36,275
‫- یه مار، یا یه بابون.
‫- بابون؟!

490
00:29:36,408 --> 00:29:38,878
‫- بابون‌ها هم نیش دارن.
‫- ما توی رومانی‌ـیم! بابون اخه؟
‫(بابون‌‌ها در کشورهای آفریقایی می‌زیستن)

491
00:29:46,718 --> 00:29:49,121
‫صحبت کرد؟ سعی کردی تلپاتی کنی؟

492
00:29:49,255 --> 00:29:50,422
‫- آره.
‫- آره صحبت کرد؟

493
00:29:50,556 --> 00:29:52,396
‫- یعنی آره سعی کردم تلپاتی کنم.
‫- و باهات صحبت نکرد؟

494
00:29:52,424 --> 00:29:54,493
‫فکر می‌کنم حالش خوب نبود.

495
00:29:54,626 --> 00:29:56,905
‫چرا داری باهاشون می‌خندی
‫و اسم واقعیت رو میدی؟

496
00:29:56,929 --> 00:29:58,540
‫همین‌طور که داری دوست‌های جدید
‫پیدا می‌کنی، توجه کردی

497
00:29:58,564 --> 00:30:00,332
‫که همه یه صلیب دارن
‫و گردنشون سیر انداختن.

498
00:30:05,804 --> 00:30:08,240
‫موجودات فانی از خون‌آشام‌ها می‌ترسن،

499
00:30:08,374 --> 00:30:11,143
‫اون هم توی یه بخشی از دنیا
‫که به خون‌آشام معروفه،

500
00:30:11,277 --> 00:30:14,346
‫اما هیچ غافلگیری یا شواهدی
‫از یه خون‌آشام واقعی نیست!

501
00:30:14,480 --> 00:30:16,248
‫یکی از ماها اون بیرونه!

502
00:30:16,382 --> 00:30:17,960
‫اما کسی که نتونه ببرتت مراسم رقص

503
00:30:17,984 --> 00:30:20,104
‫و بهت بگه که خوشگی
‫بره به جهنم، مگه نه؟

504
00:30:20,219 --> 00:30:21,787
‫- به کینه سلام عرض می‌کنم!
‫- نه! اصلاً!

505
00:30:21,921 --> 00:30:23,822
‫بابت گند زدن به نقشم بخشیدمت،

506
00:30:23,956 --> 00:30:25,958
‫بابت این که با خودت آوردیش نه.

507
00:30:26,092 --> 00:30:28,427
‫توی محل دفع زباله‌ست
‫و روش رو اندازه پنج سال زباله گرفته.

508
00:30:28,560 --> 00:30:31,197
‫آوردی اینجا! با خودت آوردیش اینجا!

509
00:30:31,330 --> 00:30:32,798
‫سرعتمون رو کم می‌کنی!

510
00:30:32,899 --> 00:30:34,442
‫اگه هم اون می‌تونست صحبت کنه،
‫می‌خواستی چی ازش بپرسی؟

511
00:30:34,466 --> 00:30:35,167
‫وقتی جلوی حقیقت کم میاری،
‫مسئله رو تغییر بده.

512
00:30:35,267 --> 00:30:36,302
‫می‌خوای بپرسی کی خلقت کرد؟

513
00:30:36,402 --> 00:30:37,980
‫بعدش چی؟
‫بپرسی کی اونی که خلقت کرد رو خلق کرد؟

514
00:30:38,004 --> 00:30:40,806
‫اینجا دنبال چی می‌گردیم؟
‫آدم و حوا نفرین‌شدگان؟

515
00:30:40,940 --> 00:30:43,042
‫خدا؟ دنبال خدا می‌گردی کلادیا؟

516
00:30:43,175 --> 00:30:44,610
‫آره، برو تو سوراخ.

517
00:30:44,743 --> 00:30:46,879
‫توی کل زندگیم دقیقاً
‫با 4 تا خون‌آشام آشنا شدم

518
00:30:47,013 --> 00:30:48,680
‫و همتون بدترین موجودات بودین.

519
00:30:48,814 --> 00:30:51,550
‫هم لستت، هم انتوینت،
‫هم اون مادرجنده و هم تو.

520
00:30:51,683 --> 00:30:54,220
‫فقط دنبال یکی... فقط یکی می‌گردم

521
00:30:54,353 --> 00:30:56,555
‫که یه حرومزاده نباشه!

522
00:31:03,262 --> 00:31:05,564
‫خاطراتت آروم و قرار ندارن.

523
00:31:11,870 --> 00:31:15,007
‫توسط صدای هرج و مرجی

524
00:31:15,174 --> 00:31:16,642
‫که از اطراف میومد، بیدار شدم.

525
00:31:18,710 --> 00:31:20,312
‫کلادیا داشت...

526
00:31:35,027 --> 00:31:36,428
‫اون داشت رویا میدید.

527
00:31:39,165 --> 00:31:42,668
‫مثل بقیه سرش رو تکون می‌داد.

528
00:31:44,636 --> 00:31:46,172
‫شاید تو...

529
00:31:47,139 --> 00:31:49,375
‫- خسته شدی و اشتباه داره یادت میاد.
‫- نه.

530
00:31:49,508 --> 00:31:51,010
‫می‌تونم حسش کنم.

531
00:31:54,846 --> 00:31:56,682
‫می‌تونم اون رو کنار خودم حسش کنم.

532
00:31:58,817 --> 00:32:00,186
‫داشت کابوس می‌دید.

533
00:32:04,023 --> 00:32:05,691
‫چی بدتر از یه کابوسه؟

534
00:32:07,859 --> 00:32:11,130
‫اگه روحت ترس‌هات رو بهت نشون بده،

535
00:32:11,263 --> 00:32:12,864
‫حداقل می‌دونی داره کار می‌کنه.

536
00:32:15,167 --> 00:32:17,303
‫اما نبود هیچ چیزی چی؟

537
00:32:18,370 --> 00:32:19,371
‫تهی.

538
00:32:20,606 --> 00:32:21,807
‫هیچی.

539
00:32:22,908 --> 00:32:23,908
‫تیکه به تیکه...

540
00:32:24,743 --> 00:32:25,743
‫دارن خاطراتم بر می‌گردن.

541
00:32:28,747 --> 00:32:30,282
‫ساعت‌ها،

542
00:32:30,416 --> 00:32:31,550
‫شب‌ها.

543
00:32:33,052 --> 00:32:34,052
‫موضوعاتی...

544
00:32:34,686 --> 00:32:36,455
‫روی سطح آب شناورن.

545
00:32:38,290 --> 00:32:40,659
‫همین‌طوری اون حرف‌ها رو نوشت.

546
00:32:42,928 --> 00:32:44,663
‫اما حقیقت نداشت.

547
00:32:46,298 --> 00:32:47,733
‫می‌تونست خواب ببینه.

548
00:32:50,269 --> 00:32:51,570
‫ممنون.

549
00:32:58,044 --> 00:33:00,479
‫اگه دوست داری الان یه استراحتی کن.

550
00:33:00,612 --> 00:33:01,747
‫نه.

551
00:33:02,948 --> 00:33:04,083
‫نه.

552
00:33:04,783 --> 00:33:06,252
‫این رو می‌خوام.

553
00:33:07,953 --> 00:33:09,255
‫می‌خوام که به یاد بیارم.

554
00:33:20,066 --> 00:33:22,201
‫به خاطر صداها بیدار شد.

555
00:33:24,936 --> 00:33:27,906
‫وقتی به همکف کارخونه رسیدیم،

556
00:33:28,074 --> 00:33:29,841
‫با چرخه‌ای از داد و فریاد

557
00:33:30,008 --> 00:33:31,643
‫و سربازان ارتش سرخ مواجه شدیم.

558
00:33:31,777 --> 00:33:33,817
‫محض رضای خدا!

559
00:33:34,346 --> 00:33:36,506
‫لوئی، یکم کمک کن یه منطقی وارد جمع کنیم.

560
00:33:37,321 --> 00:33:39,221
‫جای گاز گرفتگی رو ببین... ببینش.

561
00:33:39,281 --> 00:33:40,948
‫محض رضای خدا، اون آسیب دیده!

562
00:33:41,681 --> 00:33:42,281
‫باندش رو در بیار!

563
00:33:42,289 --> 00:33:43,989
‫اون بیرون پیش تله‌های لعنتیش بود.

564
00:33:44,019 --> 00:33:46,919
‫سعی داشت شکم شما رو سیر کنه.

565
00:33:48,994 --> 00:33:51,139
‫فکر می‌کنن که اون یه هیولاـه.

566
00:33:51,163 --> 00:33:53,175
‫لوئی یا رابرت، یا هر خری که هستی،
‫فقط کمک کن!

567
00:33:55,267 --> 00:33:56,707
‫ببین! ببین!

568
00:33:56,835 --> 00:33:57,869
‫ببین! ببین!

569
00:33:58,003 --> 00:33:59,671
‫ببین! ببین!

570
00:33:59,805 --> 00:34:02,141
‫ببین. ببین. درسته!

571
00:34:13,071 --> 00:34:14,075
‫گاز گرفته شده.

572
00:34:14,771 --> 00:34:16,971
‫جای گاز گرگ. گرگ بهش حمله کرد.

573
00:34:17,108 --> 00:34:18,208
‫کار گرگ‌هاست.

574
00:34:20,659 --> 00:34:21,659
‫نه!

575
00:34:29,034 --> 00:34:30,874
‫میای یا نه؟

576
00:34:30,918 --> 00:34:33,518
‫محض رضای خدا اون به کمک پزشکی نیاز داره.

577
00:34:34,018 --> 00:34:36,018
‫نمی‌تونی بهش شلیک کنی.

578
00:34:36,224 --> 00:34:37,957
‫باید سرش رو قطع کنی.

579
00:34:38,024 --> 00:34:39,108
‫از گردن قطع کن.

580
00:34:39,214 --> 00:34:40,214
‫سرش رو.

581
00:34:40,812 --> 00:34:42,013
‫می‌خوان سلاخیش کنن!

582
00:34:42,148 --> 00:34:43,391
‫لوئی، محض رضای خدا یه کاری بکن!

583
00:34:43,415 --> 00:34:44,850
‫منافع انسان‌ها.

584
00:34:44,983 --> 00:34:46,518
‫محض رضای خدا، بهش کمک کن!

585
00:34:46,685 --> 00:34:48,287
‫مرگ و چگونه فرار کردن ازش.

586
00:34:48,420 --> 00:34:51,190
‫داشت براشون خرگوش می‌گرفت.

587
00:34:51,357 --> 00:34:53,592
‫- مشکل خودشونه.
‫- نه!

588
00:34:53,725 --> 00:34:55,294
‫نه، نکن! نکن! نکن!

589
00:34:59,531 --> 00:35:01,300
‫نگرانی ما توی جنگل بود.

590
00:35:42,808 --> 00:35:44,410
‫این شبیه بابونه؟

591
00:35:49,008 --> 00:35:51,808
‫دوباره منم. نترس.

592
00:35:58,257 --> 00:36:00,492
‫چیزی نیست.

593
00:36:00,626 --> 00:36:02,428
‫چیزی نیست، مال خودته.
‫ما اون رو نمی‌خوایم.

594
00:36:06,332 --> 00:36:08,600
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

595
00:36:10,101 --> 00:36:11,102
‫اون یه...

596
00:36:12,304 --> 00:36:13,605
‫خون‌آشامه.

597
00:36:15,807 --> 00:36:19,010
‫نه، من خون‌آشام.
‫اون انگار یه گربه‌ماهی تخمیه که دندون داره.

598
00:36:19,144 --> 00:36:20,679
‫کثیفه.

599
00:36:22,814 --> 00:36:24,816
‫ازمون خوشش نمیاد.

600
00:36:24,950 --> 00:36:28,153
‫ما... تو... مثل همیم.

601
00:36:28,287 --> 00:36:30,289
‫اصلاً مثل هم نیستیم،
‫حتی نزدیک هم نیستیم. اه!

602
00:36:31,189 --> 00:36:32,224
‫لوئی!

603
00:36:42,434 --> 00:36:43,594
‫لوئی!

604
00:36:46,505 --> 00:36:47,506
‫آه!

605
00:36:56,214 --> 00:36:57,383
‫لوئی!

606
00:37:06,392 --> 00:37:07,426
‫کلادیا!

607
00:37:15,467 --> 00:37:17,836
‫هیس! هیس!

608
00:37:21,241 --> 00:37:23,741
‫مامانم. مامان اینجا پیشته.

609
00:37:28,141 --> 00:37:29,241
‫اون یه بچه‌ـست.

610
00:37:30,011 --> 00:37:33,011
‫تو چشم‌های یه بچه رو کندی.

611
00:38:06,611 --> 00:38:09,311
‫چه طور می‌خواست شکار کنه؟

612
00:38:09,323 --> 00:38:10,323
‫چه طور؟

613
00:38:21,132 --> 00:38:22,734
‫یه خون‌آشام زن.

614
00:38:25,971 --> 00:38:27,906
‫یه خون‌آشام زن عصبانی.

615
00:38:29,941 --> 00:38:31,276
‫یه مادر.

616
00:38:31,443 --> 00:38:35,547
‫به خاطر کلماتش، زبونش،
‫و این که به مقدار لازم آروم می‌رفت،

617
00:38:35,714 --> 00:38:37,783
‫حس کردیم ازمون می‌خواد دنبالش کنیم.

618
00:38:37,916 --> 00:38:39,785
‫من که اینجا ایست نمی‌کنم.

619
00:38:39,918 --> 00:38:41,152
‫منم همین‌طور.

620
00:38:41,319 --> 00:38:42,821
‫ما هم رفتیم.

621
00:38:44,122 --> 00:38:46,525
‫مثل قصه‌ها، از توی جنگل رفتیم.

622
00:38:49,428 --> 00:38:51,162
‫اما اگه هم می‌تونستیم کاری کنیم
‫که باهامون صحبت کنه،

623
00:38:51,329 --> 00:38:53,031
‫چی می‌خواست بگه؟

624
00:38:56,001 --> 00:38:57,469
‫به هر حال، واقعاً نفرین‌شده‌ها

625
00:38:58,604 --> 00:39:01,339
‫می‌تونن چه چیزی به نفرین‌شده‌های دیگه بگن؟

626
00:39:33,014 --> 00:39:34,914
‫بنوش، بنوش...

627
00:40:03,009 --> 00:40:07,909
‫ما از اون ور اقیانوس اومدیم.

628
00:40:08,209 --> 00:40:10,829
‫5 ساله داریم دنبالتون می‌گردیم.

629
00:40:10,832 --> 00:40:14,332
‫اومدیم جایی که به داشتن خون‌آشام معروفه،

630
00:40:14,339 --> 00:40:15,939
‫تا کسایی مثل خودمون پیدا کنیم.

631
00:40:17,939 --> 00:40:19,339
‫ما صاحب شبیم.

632
00:40:20,039 --> 00:40:21,039
‫همین‌طوره؟

633
00:40:21,553 --> 00:40:22,553
‫آره.

634
00:40:23,689 --> 00:40:24,689
‫آره.

635
00:40:25,089 --> 00:40:28,019
‫به مدت قرن‌های طولانی، توی روستاشونیم،

636
00:40:28,024 --> 00:40:33,031
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

637
00:40:33,031 --> 00:40:34,024
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

638
00:40:34,024 --> 00:40:35,364
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.

639
00:40:35,371 --> 00:40:38,171
‫شاید به خاطر خونه.

640
00:40:38,336 --> 00:40:39,538
‫راجع به خون بهش بگو.

641
00:40:41,836 --> 00:40:43,936
‫خون اینجا...

642
00:40:46,011 --> 00:40:48,011
‫نمی‌تونین... شما...

643
00:40:48,013 --> 00:40:49,648
‫به انگلیسی بگو.

644
00:40:53,118 --> 00:40:54,953
‫خون اینجا بده.

645
00:40:57,789 --> 00:40:59,224
‫توی انسان‌ها،

646
00:41:00,291 --> 00:41:04,295
‫غم زیادی، درد زیادی نهفته.

647
00:41:07,966 --> 00:41:10,636
‫ما هم وقتی می‌نوشیم، حسش می‌کنیم.

648
00:41:14,039 --> 00:41:16,742
‫نمی‌تونیم خودمون رو گرم کنیم.

649
00:41:16,875 --> 00:41:18,677
‫بدنمون درد می‌گیره.

650
00:41:20,612 --> 00:41:23,481
‫شاید به خون بهتری نیاز داشته باشی.

651
00:41:25,802 --> 00:41:27,202
‫از اون ور اقیانوس؟

652
00:41:27,919 --> 00:41:28,919
‫آمریکا.

653
00:41:37,943 --> 00:41:40,743
‫یکی دیگه که مثل سینی سوخته نونه.

654
00:41:53,743 --> 00:41:55,943
‫چند نفر از ما باقی موندن؟

655
00:42:05,418 --> 00:42:07,018
‫این چه طوره؟

656
00:42:18,218 --> 00:42:20,518
‫روملو سزار.

657
00:42:22,718 --> 00:42:26,918
‫اون خنده‌دار بود.

658
00:42:27,018 --> 00:42:33,951
‫توی سیبیو یه سیرک درحال سفر رو کشت،

659
00:42:33,964 --> 00:42:36,064
‫همه رو کشت جز خرسه...

660
00:42:38,981 --> 00:42:43,581
‫اما همه کسایی که در تاریکین،
‫به تاریکی میرن.

661
00:42:46,081 --> 00:42:47,681
‫کی باقی مونده؟

662
00:42:47,695 --> 00:42:51,895
‫آخرین قبیلم رو توی جنگل کشتین.

663
00:42:52,045 --> 00:42:54,045
‫داشت بهمون آسیب میزد.

664
00:42:54,305 --> 00:42:55,340
‫داره چی میگه؟

665
00:42:56,405 --> 00:42:59,505
‫الان دیگه همشون مردن.

666
00:43:01,741 --> 00:43:03,541
‫همه مردن.

667
00:43:25,041 --> 00:43:27,841
‫طعم خامه روی جعبه شیر میده.

668
00:43:30,111 --> 00:43:34,011
‫شب‌هایی زیادی مونده
‫که توی جاده شیطان پدیدار شه،

669
00:43:34,371 --> 00:43:39,004
‫توی خونشون بازی می‌کنی،

670
00:43:39,017 --> 00:43:40,917
‫تو می‌خندی و می‌خندی.

671
00:43:41,017 --> 00:43:43,917
‫و تو هم باهامون میای؟

672
00:43:45,012 --> 00:43:46,012
‫آره.

673
00:43:46,097 --> 00:43:49,944
‫من رو با خودتون به اون ور اقیانوس می‌برین.

674
00:43:50,919 --> 00:43:53,989
‫و من دوباره قوی میشم.

675
00:43:53,999 --> 00:43:56,999
‫و داستانم رو بهت میگم.

676
00:43:57,027 --> 00:43:59,927
‫و تو هم داستان رو بهم میگی.

677
00:44:00,241 --> 00:44:03,941
‫و ما برای لذت کوچک، قتل می‌کنیم.

678
00:44:04,001 --> 00:44:08,001
‫و منتظر می‌مونم که بچه‌هام بهمون بپیوندن...

679
00:44:08,009 --> 00:44:10,909
‫باد توی موهامون،

680
00:44:11,017 --> 00:44:13,917
‫و پاهای برهنمون بین علف‌ها.

681
00:44:18,417 --> 00:44:20,017
‫اسمم داچیاست.

682
00:44:24,996 --> 00:44:26,097
‫لوئی.

683
00:44:27,132 --> 00:44:28,132
‫کلادیا.

684
00:44:33,140 --> 00:44:34,908
‫ما... هیچی نداریم.

685
00:44:40,812 --> 00:44:44,950
‫و این گونه بود که ما
‫با دنیای کهن خون‌آشام‌ها آشنا شدیم.

686
00:44:51,189 --> 00:44:54,159
‫پیشنهاد خشونت‌آمیزی
‫برای دفتر سه وجه بیکن دریافت‌کردیم.

687
00:44:54,292 --> 00:44:56,962
‫واقعاً؟ نمی‌دونستم
‫که در دسترس فروش گذاشتیمش.

688
00:44:58,696 --> 00:45:00,665
‫اسم جدیدیه، برای همین
‫من باید با پشت کار ادارش کنم

689
00:45:00,799 --> 00:45:02,801
‫اما یه عددیه که تو توش مشارکت نمی‌کنی.

690
00:45:08,339 --> 00:45:09,975
‫می‌تونم صفحاتی که کندیم رو ببینم؟

691
00:45:10,876 --> 00:45:11,977
‫صفحات دفتر خاطرات کلادیا.

692
00:45:15,546 --> 00:45:16,815
‫ما یه قراری گذاشتیم.

693
00:45:18,183 --> 00:45:22,087
‫نمی‌دونم چی رو مبهم
‫و چی رو اشتباه یادم میاد.

694
00:45:22,220 --> 00:45:24,055
‫اسم من توی بعضی از اون صفحات هست.

695
00:45:24,189 --> 00:45:25,723
‫مقابل اون نشستم

696
00:45:25,857 --> 00:45:28,526
‫و دانشی رو در نظر داشتم

697
00:45:28,659 --> 00:45:31,662
‫که نمی‌دونم چه چیزهایی ازش رو
‫به اشتباه یادم میاد.

698
00:45:34,232 --> 00:45:37,102
‫راجع بهش به اون نمیگم
‫اما نیاز دارم خودم دوباره بخونمشون.

699
00:45:40,972 --> 00:45:42,173
‫نظرم رو بگم؟

700
00:45:42,307 --> 00:45:43,074
‫کنترل مصاحبه از دستم خارج شد.

701
00:45:43,208 --> 00:45:44,208
‫آره.

702
00:45:45,243 --> 00:45:46,243
‫اون ماهره.

703
00:45:47,345 --> 00:45:49,047
‫اون می‌خواد تو رو تیکه تیکه کنه

704
00:45:49,180 --> 00:45:50,940
‫تا بتونه هر جوری که صلاح می‌دونه،
‫دوباره سرهمش کنه.

705
00:45:50,982 --> 00:45:52,750
‫- شغلشه.
‫- براش مثل مواده.

706
00:45:52,884 --> 00:45:54,119
‫داره ازش لذت میبره.

707
00:45:54,252 --> 00:45:56,054
‫- باید تمومش کنی.
‫- نه.

708
00:45:56,187 --> 00:45:57,856
‫منظورم اینه که اون رو
‫سوار یه هواپیما کن که برگرده.

709
00:45:58,723 --> 00:45:59,723
‫نه.

710
00:46:11,102 --> 00:46:12,822
‫به رشید میگم
‫که صفحات پاره شده رو جمع کنه و بیاره.

711
00:46:36,694 --> 00:46:37,896
‫نظرت چیه؟

712
00:46:46,905 --> 00:46:49,107
‫پسری که توی سن فرانسیسکو دیدیم.

713
00:46:50,241 --> 00:46:52,743
‫همونی که جلوی دستگاه ضبط نوارش
‫به مِن مِن کردن میوفتاد،

714
00:46:52,878 --> 00:46:54,412
‫همون که حتی درست معنی داستانی

715
00:46:54,545 --> 00:46:56,581
‫که داشت براش تعریف میشد رو نمی‌دونست.

716
00:47:00,051 --> 00:47:01,586
‫اون هنوز یه جایی اون توـه.

717
00:47:03,121 --> 00:47:04,522
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

718
00:47:05,991 --> 00:47:08,293
‫می‌تونیم کاری کنیم که از اینجا به بعد رو
‫هر طور که ما می‌خوایم، تعریف کنه.

719
00:47:08,426 --> 00:47:09,760
‫چه طور؟

720
00:47:11,796 --> 00:47:12,931
‫با همدیگه انجامش میدیم.

721
00:47:14,632 --> 00:47:16,701
‫مثل تمام کارهایی
‫که در 70 سال اخیر انجام دادیم.

722
00:47:43,361 --> 00:47:44,562
‫صبح به خیر.

723
00:47:48,199 --> 00:47:50,902
‫خب بچه‌ها، چه خبر؟

724
00:47:51,036 --> 00:47:52,670
‫توجهمون رو جلب کردی.

725
00:47:52,803 --> 00:47:54,305
‫واقعاً؟

726
00:47:55,040 --> 00:47:56,407
‫آره.

727
00:47:57,342 --> 00:47:58,409
‫رسمی؟

728
00:48:03,214 --> 00:48:04,315
‫خیلی خب.

729
00:48:05,383 --> 00:48:06,383
‫عه...

730
00:48:07,953 --> 00:48:10,821
‫جلسه ده، لوئی خون‌آشام

731
00:48:10,956 --> 00:48:13,258
‫و آرماند خون‌آشام.

732
00:48:16,561 --> 00:48:17,929
‫رفتین به سمت غرب.

733
00:48:18,896 --> 00:48:21,366
‫کلادیا کاملاً در هم شکسته بود.

734
00:48:21,499 --> 00:48:23,701
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

735
00:48:24,735 --> 00:48:26,737
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

736
00:48:26,871 --> 00:48:30,175
‫من شهری رو انتخاب کردم
‫که توی رادیو، ما رو به سمت خودش فراخوند.

737
00:48:30,308 --> 00:48:32,010
‫به سرزمین مادری، نیو اورلینز.

738
00:48:33,744 --> 00:48:35,580
‫- اعضا انجمن من حس کردند...
‫- اه، اه، اه.

739
00:48:35,713 --> 00:48:37,848
‫به تو هم می‌رسیم.

740
00:48:41,686 --> 00:48:44,689
‫جنگ چراغ‌ها رو خاموش کرده بود،

741
00:48:44,822 --> 00:48:47,458
‫و زیبایی رو از خیابون‌هاش گرفت،

742
00:48:47,592 --> 00:48:49,627
‫آوانگاردها رو تبعید کرده بود.

743
00:48:52,097 --> 00:48:56,267
‫اما دیگه کل دنیا آماده شده بودن که برگردن

744
00:48:56,434 --> 00:48:58,203
‫و دوباره زندگی‌هاشون رو از نو بسازن.

745
00:49:02,007 --> 00:49:05,210
‫مسافرینی توی مسیر پر از امیدشون.

746
00:49:19,124 --> 00:49:21,159
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

747
00:49:21,292 --> 00:49:22,827
‫نیاز هم ندارم جوابت رو بشنوم،

748
00:49:22,960 --> 00:49:24,662
‫فقط می‌خوام که به حرفم گوش بدی.

749
00:49:24,795 --> 00:49:26,897
‫با کلمات سخت یا با کلمات نرم؟

750
00:49:28,566 --> 00:49:29,566
‫سخت.

751
00:49:30,468 --> 00:49:31,669
‫زندگیمون افتضاحه.

752
00:49:32,603 --> 00:49:33,604
‫افتضاح بوده.

753
00:49:34,472 --> 00:49:37,342
‫افتضاح هست.
‫دوباره هم افتضاح میشه.

754
00:49:37,475 --> 00:49:39,744
‫انقدر برای خودت متاسف نباش.

755
00:49:40,745 --> 00:49:43,248
‫کسی نگاه نمی‌کنه،
‫کسی اهمیتی نمیده.

756
00:49:44,149 --> 00:49:46,317
‫یه زندگی افتضاح داشته باشی
‫بهتر از اینه که زندگی‌ـی نداشته باشی.

757
00:49:46,451 --> 00:49:48,919
‫اما جایی که الان داریم میریم،
‫دیگه خبری از فرار نیست.

758
00:49:50,255 --> 00:49:52,357
‫معنیش این نیست ما چیزی
‫که دیدیم رو فراموش کردیم.

759
00:49:52,490 --> 00:49:54,025
‫کارهایی که اون جلومون کرد.

760
00:49:55,460 --> 00:49:57,204
‫اگه ببینم که پا تو اون مسیر گذاشتی،
‫تو رو ازش بیرون می‌کشم.

761
00:49:57,228 --> 00:49:58,529
‫نمی‌خوام همچین چیزی بشی.

762
00:49:59,730 --> 00:50:01,666
‫تا موقعی که تو روی زمین قدم ‌بر می‌داری،

763
00:50:01,799 --> 00:50:04,269
‫من هیچ‌وقت به سمت چشیدن طعم آتش نمیرم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

764
00:50:05,936 --> 00:50:08,106
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

765
00:50:09,974 --> 00:50:13,178
‫و اگه اینجا نبودن،
‫چون زندگی مزخرفه،

766
00:50:13,311 --> 00:50:16,281
‫یا من دوباره به گاش میدم،
‫یا تو به گاش میدی.

767
00:50:17,682 --> 00:50:19,317
‫میریم مکان بعد.

768
00:50:20,518 --> 00:50:22,287
‫نمیشه که ما تنها خون‌آشام‌های خوب باشیم.

769
00:50:25,022 --> 00:50:26,457
‫حالا با کلمات نرم.

770
00:50:28,326 --> 00:50:30,295
‫اگه تو آخرین خون‌آشام روی زمین باشی،

771
00:50:37,868 --> 00:50:38,969
‫برای من کافیه.

772
00:50:59,890 --> 00:51:01,159
‫تو و من.

773
00:51:03,027 --> 00:51:04,595
‫من و تو.

774
00:51:05,363 --> 00:51:06,597
‫تو و من.

775
00:51:07,398 --> 00:51:08,699
‫من و تو.

776
00:51:08,833 --> 00:51:10,268
‫تو و من!

777
00:51:15,840 --> 00:51:16,840
‫خیلی خب.

778
00:51:17,542 --> 00:51:18,676
‫خیلی خب.

779
00:51:23,542 --> 00:51:27,000
‫ترجمه‌ای از مــحــمــد آلــفــا
‫.:: Mohammad Alpha ::.

780
00:51:27,030 --> 00:51:32,000
moviepovie.com

781
00:51:32,030 --> 00:51:39,000
moviepovie.com

782
00:51:55,246 --> 00:51:57,215
‫نترس.

783
00:51:58,449 --> 00:51:59,984
‫فقط نوار رو شروع کن.

784
00:52:02,720 --> 00:52:05,456
‫به «تئاترا د ومپیره» خوش اومدین.

785
00:52:07,091 --> 00:52:08,493
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا.

786
00:52:10,761 --> 00:52:12,563
‫اینجا متفاوته. دوستش دارم.

787
00:52:12,697 --> 00:52:14,765
‫نمی‌خوام هیچ وقت از اینجا برم.

788
00:52:14,899 --> 00:52:16,659
‫اون مرد خوش قیافه‌ای
‫که تصویر روی دیواره کیه؟

789
00:52:16,701 --> 00:52:18,101
‫اون‌ها براش مرقد ساختن.

790
00:52:18,203 --> 00:52:19,737
‫اگه بفهمن ما کشتیمش چی؟

791
00:52:19,870 --> 00:52:21,071
‫ما دیگه الان جفتمون

792
00:52:21,206 --> 00:52:23,174
‫توی دو دنیای متفاوت زندگی می‌کنیم.

793
00:52:25,743 --> 00:52:27,845
‫تو اسکیزوفرنی داری لوئی؟

794
00:52:27,978 --> 00:52:30,248
‫نفرین‌شده‌ای. همیشه نفرین‌شده می‌مونی.

795
00:52:30,381 --> 00:52:32,850
‫دوباره یکی دیگه رو بهم ترجیح دادی!

796
00:52:32,983 --> 00:52:34,419
‫پس اون حرف‌هات «من و تو،

797
00:52:34,552 --> 00:52:37,255
‫تو و من، من و تو» چی؟!

798
00:52:37,388 --> 00:52:39,324
‫بذار یه چیز کوچک

799
00:52:39,457 --> 00:52:41,792
‫راجع به آرماند قرن 18 بهت بگم.

800
00:52:41,926 --> 00:52:43,361
‫تو از آرماند می‌ترسی.

801
00:52:43,494 --> 00:52:45,530
‫باید از اون یکی بترسی.

802
00:52:45,663 --> 00:52:48,433
‫لستت، لستت، لستت، لستت.
‫لستت، لستت، لستت، لستت!

803
00:53:05,783 --> 00:53:08,853
‫اسم قسمت اول «واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی

804
00:53:08,986 --> 00:53:10,955
‫به نفرین‌شده‌های دیگه بگن»ـه.

805
00:53:11,088 --> 00:53:14,959
‫درواقع شناختن نفرین‌شدگان

806
00:53:15,092 --> 00:53:16,361
‫و دنبال جواب گشتنه.

807
00:53:16,494 --> 00:53:19,196
‫و جوابی هم نیست.

808
00:53:19,330 --> 00:53:23,067
‫در مراحل اولیه‌ی ساخت فصل یک،

809
00:53:23,200 --> 00:53:25,011
‫در اصل می‌خواستیم که تمام کتاب اول رو

810
00:53:25,035 --> 00:53:28,873
‫در فصل یک بذاریم، و همیشه
‫این فکر تو سرمون بود

811
00:53:29,006 --> 00:53:31,409
‫که ما یه لوئی و کلادیای

812
00:53:31,542 --> 00:53:34,479
‫بعد از نیواورلینز و قبل پاریس خواهیم داشت

813
00:53:34,612 --> 00:53:37,214
‫که بتونیم همچین تغییر اساسی به وجود بیاریم.

814
00:53:37,348 --> 00:53:39,884
‫که اون‌ها توی یه تئاتر جنگی اروپایین

815
00:53:40,017 --> 00:53:41,652
‫و دوباره خون‌آشام‌ها می‌گردن.

816
00:53:43,454 --> 00:53:45,823
‫لوئی و کلادیا... یه جورهایی...

817
00:53:45,956 --> 00:53:47,558
‫دقیقاً تو اوج داستانشونن.

818
00:53:47,692 --> 00:53:49,860
‫فکر می‌کنم شروع خیلی شجاعانه‌ایه.

819
00:53:49,994 --> 00:53:51,696
‫واقعاً وقتی حس می‌کردی که کاملاً

820
00:53:51,829 --> 00:53:53,230
‫داری شخصیت‌ها رو از محدوده راحتیشون

821
00:53:53,364 --> 00:53:55,099
‫خارج می‌کنی، هیجان انگیز بود.

822
00:53:55,232 --> 00:53:58,068
‫کلادیا و لوئی با همدیگه به مشکل خوردن،

823
00:53:58,202 --> 00:53:59,480
‫به خاطر جوری که فصل یک به پایان رسید.

824
00:53:59,504 --> 00:54:02,206
‫این جنگ،

825
00:54:02,340 --> 00:54:03,774
‫داره روی خون تاثیر میذاره.

826
00:54:03,908 --> 00:54:06,411
‫لوئی سعی داره که...

827
00:54:06,544 --> 00:54:08,746
‫اعتماد کلادیا به خودش رو برگردونه،

828
00:54:08,879 --> 00:54:11,382
‫اما کلادیا میلی به شنیدن این موضوع نداره.

829
00:54:13,418 --> 00:54:15,786
‫واقعاً فیلمبرداری صحنه‌ای
‫که قلب رو به سمت لوئی،

830
00:54:15,920 --> 00:54:17,955
‫پرت می‌کنم هیجان‌انگیز بود.

831
00:54:18,088 --> 00:54:19,890
‫یارویی که نقش سرباز مرده رو بازی می‌کرد،

832
00:54:20,024 --> 00:54:21,859
‫سر همه‌چی خیلی با محبت بود.

833
00:54:21,992 --> 00:54:23,404
‫اینطوری بود: «با تمام قدرت بزن تو سینم.»

834
00:54:23,428 --> 00:54:25,763
‫و منم گفتم: «من این کار رو نمی‌کنم.»

835
00:54:25,896 --> 00:54:27,932
‫قلب توی دستم بود

836
00:54:28,065 --> 00:54:30,735
‫و بعد... اون... از قبل پر شده بود
‫و بعد گازش زدم،

837
00:54:30,868 --> 00:54:34,038
‫و انگار انفجار شکر توی دهنته.

838
00:54:34,171 --> 00:54:37,942
‫برای همین کل اون شب...
‫پر از هیجان بودم.

839
00:54:48,519 --> 00:54:50,421
‫اگه مرتکب قتلی شدی

840
00:54:50,555 --> 00:54:52,733
‫و اگه کسی که بیشتر از همه
‫دوستش داری رو کشتی،

841
00:54:52,757 --> 00:54:54,267
‫این حس مدت طولانی همراهیت می‌کنه.

842
00:54:54,291 --> 00:54:55,793
‫لوئی...

843
00:54:55,926 --> 00:54:59,129
‫لستت، لوئی رو دنبال می‌کنه
‫و این مسئله ثابته.

844
00:54:59,263 --> 00:55:02,099
‫لوئی هیچ‌وقت نمی‌تونه لستت رو کنار بذاره.

845
00:55:02,232 --> 00:55:03,512
‫برای ایفا نقش «دریمستت»،
‫(لستت واهی)

846
00:55:03,601 --> 00:55:05,603
‫البته این اسمیه که جیکوب روش گذاشته،

847
00:55:05,736 --> 00:55:08,017
‫قطعاً تمام تلاشم رو کردم
‫تا جای ممکن توی لستت،

848
00:55:08,072 --> 00:55:09,607
‫شخصیت لوئی رو قرار بدم.

849
00:55:09,740 --> 00:55:11,051
‫داره زبان بدنش رو تقلید می‌کنه.

850
00:55:11,075 --> 00:55:12,777
‫باور دارم، باور دارم.

851
00:55:12,910 --> 00:55:14,455
‫کلماتی که میگه رو به همون شکل تکرار می‌کنه.

852
00:55:14,479 --> 00:55:16,414
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

853
00:55:16,547 --> 00:55:18,392
‫به خاطر همین واقعاً حس می‌کنی
‫که این هم لوئیه.

854
00:55:18,416 --> 00:55:20,418
‫باور دارم، باور دارم.

855
00:55:22,553 --> 00:55:24,955
‫کلادیا داره دنبال جایی
‫که بهش تعلق داره می‌گرده،

856
00:55:25,089 --> 00:55:26,156
‫جایی که ازش اومده.

857
00:55:26,290 --> 00:55:28,693
‫خون‌آشام‌های دیگه کجان؟

858
00:55:36,100 --> 00:55:37,935
‫ما با خون‌آشام از گور برخواسته
‫برخورد می‌کنیم،

859
00:55:38,068 --> 00:55:40,871
‫که توی کتاب با اسم خون‌آشام زامبی توصیف شده.

860
00:55:42,773 --> 00:55:44,809
‫خون‌آشام‌های «ان رایس» خیلی شبیه انسانن.

861
00:55:47,177 --> 00:55:49,980
‫زمین تا آسمون با...

862
00:55:50,114 --> 00:55:53,551
‫با این خون‌آشام‌های زیبا و درخشان، متفاوته.

863
00:55:53,684 --> 00:55:55,319
‫وای متاسفم. فقط خیلی کیف میده.

864
00:55:55,453 --> 00:55:58,656
‫اون یه خون‌آشامه.

865
00:55:58,789 --> 00:56:00,658
‫اوه. نه، من یه خون‌‌آشامم.

866
00:56:00,791 --> 00:56:02,660
‫اون یه گربه‌ماهیه که دندون نیش داره.

867
00:56:08,332 --> 00:56:09,667
‫حرکت!

868
00:56:09,800 --> 00:56:11,200
‫صحنه‌ای که امروز داریم فیلمبرداری می‌کنیم،

869
00:56:11,301 --> 00:56:13,704
‫حمله «از گور برخواسته» به لوئیه.

870
00:56:13,838 --> 00:56:16,807
‫ما یه سیستم سیمی تهیه کردیم
‫که بازیگرمون جیکوب رو

871
00:56:16,941 --> 00:56:19,021
‫یه جوری به هوا میبره
‫که انگار داره از گردن خفه میشه.

872
00:56:19,143 --> 00:56:20,878
‫لوئی!

873
00:56:21,011 --> 00:56:23,548
‫و بعد کلادیا یه پرش بلند با کمک سیم می‌کنه،

874
00:56:23,681 --> 00:56:27,184
‫پشتش فرود میاد، چشماش رو
‫از حدقه در میاره و نجات میده.

875
00:56:27,317 --> 00:56:29,219
‫دلینی خیلی کارش خوبه.

876
00:56:29,353 --> 00:56:31,031
‫واقعاً توی کار با سیم به درد بخوره.

877
00:56:31,055 --> 00:56:33,099
‫خیلی خوش گذشته.
‫واقعاً از بدل‌کاری لذت می‌برم.

878
00:56:33,123 --> 00:56:34,759
‫از انجام کارهای فیزیکی خوشم میاد،

879
00:56:34,892 --> 00:56:36,994
‫هر چه قدر بیشتر بتونم انجام بدم،
‫بیشتر دلم می‌خواد که انجام بدم.

880
00:56:37,127 --> 00:56:38,729
‫کلی کار با کمربند ایمنی،

881
00:56:38,863 --> 00:56:43,601
‫کلی قفل پا دور بازیگرها و کشیدن.

882
00:56:43,734 --> 00:56:46,170
‫سخت‌ترین بخشش اون جاست
‫که اون چشماش رو از حدقه در میاره.

883
00:56:46,303 --> 00:56:47,772
‫ترفندمون برای این بخش این بود

884
00:56:47,905 --> 00:56:50,608
‫که دست و انگشت‌هاش رو
‫به چشم‌های اون بزنه

885
00:56:50,741 --> 00:56:53,043
‫و با دست‌های «از گور برخواسته»
‫جلوی دید بهش رو می‌گیریم،

886
00:56:53,177 --> 00:56:54,612
‫و بعد میوفتن روی زانو،

887
00:56:54,745 --> 00:56:56,413
‫و ما از اون به عنوان نقطه دوخت
‫استفاده می‌کنیم

888
00:56:56,547 --> 00:56:59,216
‫که بتونیم گریم چشم مصنوعی رو سر جاش بذاریم

889
00:56:59,349 --> 00:57:01,251
‫و با دست‌های دیلینی بپوشونیمش.

890
00:57:01,385 --> 00:57:04,254
‫تخم چشم‌ها کف دستم بود،

891
00:57:04,388 --> 00:57:06,591
‫و من فشار میدم و فشار میدم.
‫از حدقه درشون میارم.

892
00:57:06,724 --> 00:57:09,193
‫دیک خیلی معرکه‌ـست،
‫و خیلیم قد بلنده.

893
00:57:09,326 --> 00:57:11,696
‫برای همین وقتی که داشتم
‫پاهام رو دورش قفل می‌کردم،

894
00:57:11,829 --> 00:57:13,263
‫کمربند باید اون جا می‌بود.

895
00:57:13,397 --> 00:57:15,065
‫صداهایی که به عنوان «از گور برخواسته» در میاره

896
00:57:15,199 --> 00:57:17,401
‫و جوری که تجسمش می‌کنه واقعاً معرکه‌ـست.

897
00:57:17,535 --> 00:57:18,636
‫کلادیا!

898
00:57:28,746 --> 00:57:30,815
‫یه خون‌آشام زن.

899
00:57:30,948 --> 00:57:32,883
‫کلادیا تا حالا خون‌آشامی ندیده بود

900
00:57:33,017 --> 00:57:34,652
‫که کاملاً باهاش کنار بیاد،

901
00:57:34,785 --> 00:57:38,155
‫و در نهایت، دیدن این خون‌آشام زن

902
00:57:38,288 --> 00:57:41,759
‫که به نظر میرسه باهاش ارتباط برقرار کرده،

903
00:57:41,892 --> 00:57:44,394
‫براش لذت‌بخشه.

904
00:57:52,603 --> 00:57:54,972
‫وقتی داسیانا خودش رو توی آتش پرت می‌کنه...

905
00:57:55,105 --> 00:57:57,942
‫یه صحنه خیلی بی‌رحمانه‌ـست.

906
00:57:58,075 --> 00:57:59,755
‫اون یه جورهایی تمام افکار کلادیا

907
00:57:59,877 --> 00:58:01,311
‫راجع به خودش و این که خون‌آشام بودن

908
00:58:01,445 --> 00:58:03,080
‫یعنی چی رو محکم‌تر می‌کنه.

909
00:58:03,213 --> 00:58:04,213
‫زندگی‌ـی پر از تنهاییه.

910
00:58:06,984 --> 00:58:10,420
‫در فصل دو، مصاحبه مهم‌تر میشه.

911
00:58:10,555 --> 00:58:11,956
‫این اولین دفعه‌ایه

912
00:58:12,089 --> 00:58:14,825
‫که آرماند توی مکالمه‌ـست.

913
00:58:14,959 --> 00:58:16,319
‫فکر کنم آرماند سعی داره

914
00:58:16,393 --> 00:58:17,962
‫که بازی مولوی رو خراب کنه.

915
00:58:18,095 --> 00:58:20,130
‫فکر کنم سعی داره
‫که مولوی رو بترسونه.

916
00:58:20,264 --> 00:58:21,832
‫اجازه دارم نظر بدم؟

917
00:58:21,966 --> 00:58:23,366
‫کنترل مصاحبه از دستم در رفت.

918
00:58:23,400 --> 00:58:25,970
‫آره. اون ماهره.

919
00:58:26,103 --> 00:58:28,839
‫اون می‌خواد به نفع خودش
‫تیکه تیکت کنه

920
00:58:28,973 --> 00:58:30,083
‫و جوری که صلاح می‌دونه

921
00:58:30,107 --> 00:58:31,341
‫- دوباره از اول بچینتت.
‫- شغلشه.

922
00:58:31,475 --> 00:58:32,610
‫براش مثال مواده.

923
00:58:32,743 --> 00:58:34,712
‫آرماند می‌خواد از خودش محافظت کنه،

924
00:58:34,845 --> 00:58:36,823
‫اما می‌خواد از رابطه خودش و لوئی

925
00:58:36,847 --> 00:58:38,215
‫و چیزی که دارن هم محافظت کنه.

926
00:58:38,348 --> 00:58:40,284
‫حس می‌کنه چاره‌ای نداره

927
00:58:40,417 --> 00:58:43,487
‫جز اینکه بیاد به لوئی
‫توی روایت داستان اضافه بشه.

928
00:58:43,621 --> 00:58:45,489
‫کلادیا کاملاً دل شکسته بود.

929
00:58:45,623 --> 00:58:48,025
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

930
00:58:48,158 --> 00:58:50,127
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

931
00:58:51,929 --> 00:58:53,798
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

932
00:58:53,931 --> 00:58:55,833
‫توی ون تو مسیر پاریس،

933
00:58:55,966 --> 00:58:58,636
‫اون پرچمش رو می‌کوبه زمین
‫و میگه: «ببین،

934
00:58:58,769 --> 00:58:59,970
‫ما پشت سر گذاشتیمش.

935
00:59:00,104 --> 00:59:01,706
‫و به پشت سر گذاشتن ادامه میدیم.»

936
00:59:01,839 --> 00:59:04,208
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

937
00:59:04,341 --> 00:59:06,844
‫هر اتفاقی هم بیوفته،
‫من اینجا می‌مونم.

938
00:59:06,977 --> 00:59:09,179
‫اگه تو آخرین خون‌آشام رو زمین باشی،

939
00:59:10,615 --> 00:59:12,249
‫باز هم برام کافیه.

940
00:59:12,382 --> 00:59:14,351
‫باشه.

941
00:59:14,484 --> 00:59:16,186
‫باشه.

