1
00:00:01,050 --> 00:00:04,880
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

2
00:00:04,880 --> 00:00:09,110
‫« برخی از عناصر به مقاصد نمایشی
‫به صورت داستانی درآمده‌ یا ساخته شده‌اند »

3
00:00:09,110 --> 00:00:11,110
‫آنچه در «زیر پل» گذشت.

4
00:00:12,320 --> 00:00:14,780
‫یه چیزی علیه کی الارد پیدا کردم.

5
00:00:15,700 --> 00:00:17,820
‫یه شاهد هم دارم
‫که همه‌چی رو دیده.

6
00:00:17,820 --> 00:00:19,080
‫وارن گلواتسکی.

7
00:00:19,950 --> 00:00:22,820
‫مطمئنی می‌تونم این رو بپوشم؟

8
00:00:22,830 --> 00:00:24,870
‫آره.
‫اندازه‌ی اندازه‌ـت هم هست.

9
00:00:24,960 --> 00:00:26,960
‫کِلی کفش‌های رینا رو نگه داشته بود.

10
00:00:27,630 --> 00:00:29,670
‫- وارن چطوری اون رو کشته؟
‫- نمی‌دونم.

11
00:00:29,740 --> 00:00:32,450
‫و اگه دروغ بگی داستی...
‫ممکنه زندگی خودت هم نابود کنی!

12
00:00:32,460 --> 00:00:35,260
‫وارن بهت گفته که
‫دوتایی رینا رو انداختن توی آب یا...

13
00:00:35,340 --> 00:00:38,180
‫کِلی تنهایی این‌کار رو کرده؟

14
00:00:38,260 --> 00:00:39,830
‫دوتاشون.

15
00:00:40,930 --> 00:00:43,430
‫شما بازداشتین.
‫به جرم قتل رینا ورک.

16
00:00:43,520 --> 00:00:47,050
‫چی‌کار داری می‌کنی؟
‫اون فقط یه بچه‌ست!

17
00:00:47,060 --> 00:00:50,470
‫گفت وارن رینا رو پرت کرده توی آب!

18
00:00:50,480 --> 00:00:53,150
‫اگه همچین کاری هم کرده باشه
‫اشتباه بوده!

19
00:00:53,150 --> 00:00:55,660
‫دنبالِ برقراری عدالت نبودی؛
‫دنبالِ مادیـات بودی!

20
00:00:55,660 --> 00:00:57,950
‫این حرفت واقعاً زشت بود.

21
00:00:58,030 --> 00:01:00,450
‫شاید واسه تو یه داستان باشه.

22
00:01:00,540 --> 00:01:04,480
‫اما واقعاً برای من یه اتفاق وحشتناکه!

23
00:01:04,480 --> 00:01:09,480
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»
‫:::. t.me/mmli_Subs &amp; Ayda.NDR .:::

24
00:01:09,480 --> 00:01:14,480
moviepovie.com

25
00:01:14,480 --> 00:01:19,480
moviepovie.com

26
00:01:19,720 --> 00:01:22,140
‫و حالا با گزارش ویژه‌ای از وینسنت داردیک

27
00:01:22,220 --> 00:01:24,560
‫درمورد دادگاه قتل رینا ورک،
‫همراه هستیم.

28
00:01:24,640 --> 00:01:26,850
‫چهار ماه پیش،
‫شب چهاردهم نوامبر،

29
00:01:26,940 --> 00:01:28,940
‫زیر همین پل بود که

30
00:01:29,020 --> 00:01:31,150
‫قتل رینا ورک ۱۴ ساله آغاز شد.

31
00:01:31,230 --> 00:01:34,320
‫درست توی همین نقطه
.دعوا کردن

32
00:01:34,400 --> 00:01:37,920
‫شش نوجوان که به «شش متهم شورلاین»
‫معروف شدن،

33
00:01:37,920 --> 00:01:41,350
‫به ورک هجوم آوردن و وحشیانه کتک‌ـش زدن
‫و خونی و کبود رهاش کردن.

34
00:01:41,370 --> 00:01:43,700
‫امروز صبح،
‫چهار نوجوانی که ورک رو کتک زده بودن

35
00:01:43,790 --> 00:01:46,790
‫و بعد هم محل رو ترک کردن،
‫به‌جرم ضرب و شتم، گناهکار شناخته شدن

36
00:01:46,790 --> 00:01:50,040
‫و هرکدام به یک سال حبس
‫در زندان جوانان ویکتوریا محکوم شدن،

37
00:01:50,040 --> 00:01:52,000
‫یک مجموعه‌ی کانون اصلاح و تربیت مختلط.

38
00:01:52,000 --> 00:01:55,260
‫به‌نظرم این مجازات حق‌شون بود ولی...

39
00:01:55,340 --> 00:01:57,550
‫اونا یه روزی آزاد میشن

40
00:01:57,630 --> 00:02:00,090
‫و یه زندگی مجدد نصیب‌شون میشه.

41
00:02:00,180 --> 00:02:02,430
‫چیزی که به دختر من نمی‌رسه.

42
00:02:02,510 --> 00:02:04,520
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم ببینمش...

43
00:02:05,600 --> 00:02:08,560
‫دعا می‌کنم که والدین این بچه‌ها

44
00:02:08,650 --> 00:02:11,060
‫تفاوت بین این دو رو
‫بهشون بفهمونن.

45
00:02:11,150 --> 00:02:14,610
‫از نتیجه رضایت کامل داریم،
‫اما نباید هیچ اشتباهی بکنیم،

46
00:02:14,690 --> 00:02:17,780
مسئولیت اصلی این اتفاق
‫به دوش دو مجرم دیگه افتاده.

47
00:02:17,860 --> 00:02:19,030
‫اون دو مجرم...

48
00:02:19,110 --> 00:02:21,070
‫که ظاهراً کار ورک رو یک‌سره کردن،

49
00:02:21,160 --> 00:02:23,660
‫وارن گلواتسکی و کلی الارد،

50
00:02:23,740 --> 00:02:26,160
‫هر کدوم به قتل درجه‌ی دوم محکوم شدن.

51
00:02:26,250 --> 00:02:28,920
‫گلواتسکی دوشنبه آتی قراره که
‫در جایگاه شهود بایسته.

52
00:02:29,000 --> 00:02:31,060
‫و به دنبال اون،
‫دادگاه الارد برگزار میشه.

53
00:02:31,080 --> 00:02:35,000
‫اگه فقط به‌خاطر شایعات
‫این جوان‌ها پشت میله‌های زندان بیفتن،

54
00:02:35,090 --> 00:02:38,170
‫صادقانه بگم، این کشور رو به نابودی میره.
‫ممنونم. فقط همین.

55
00:02:38,240 --> 00:02:40,620
‫یک زن هم داره
‫ همه‌ی این اتفاقات رو ثبت می‌کنه.

56
00:02:40,620 --> 00:02:43,220
‫ربکا گادفری،
‫نویسنده‌ای از نیویورک سیتی

57
00:02:43,220 --> 00:02:45,640
‫برای یک کتاب با انتشاراتِ
‫سایمون اند شوستر قرارداد امضا کرده

58
00:02:45,640 --> 00:02:47,430
‫تونستم مقداری با وارن آشنا شم.

59
00:02:47,520 --> 00:02:49,600
‫و باور عموم اینه که

60
00:02:49,690 --> 00:02:51,730
‫در پرونده‌ی وارن کمبود مدرک وجود داره.

61
00:02:51,810 --> 00:02:55,650
‫و اگه قرار باشه که گناهکاری یک نفر رو
‫بر اساس مدارک بررسی نکنیم

62
00:02:55,730 --> 00:02:57,320
‫پس بر اساس چی بکنیم؟

63
00:02:57,320 --> 00:02:59,280
‫یه مشت چرندیات.

64
00:02:59,360 --> 00:03:01,530
‫وارن یه بچه‌ی بی‌حمایت‌ـه.

65
00:03:01,610 --> 00:03:04,080
‫کِلی الارد خونواده‌ی قدرتمندی داره.

66
00:03:04,160 --> 00:03:06,410
‫بهترین وکیل بریتیش کلمبیا رو داره.

67
00:03:06,490 --> 00:03:08,120
‫اگه کسی متوجه این عدم تعادل نشه،

68
00:03:08,120 --> 00:03:10,869
‫پس ما عدالت رو برای رینا ورک
‫رعایت نکردیم.

69
00:03:10,870 --> 00:03:14,380
‫برای همین به‌نظرم انسانیت در حق وارن،
‫زیر سوال میره

70
00:03:15,320 --> 00:03:20,320
‫« زیر پل »

71
00:03:20,320 --> 00:03:21,380
‫« سه و هفت »

72
00:03:21,380 --> 00:03:22,840
‫آره، کاری نمی‌تونم بکنم.

73
00:03:22,840 --> 00:03:24,860
‫پارک گفته تخلیه کنیم.

74
00:03:25,430 --> 00:03:28,310
‫خب من چی‌کار کنم بابا؟
‫اینجا زندگی می‌کنم.

75
00:03:28,730 --> 00:03:31,640
‫خب...
‫یه جا دیگه پیدا می‌کنی.

76
00:03:32,220 --> 00:03:34,460
‫وسایل‌مون رو چی‌کار می‌‌کنن؟

77
00:03:34,460 --> 00:03:35,960
‫خب، اگه چیزی می‌خوای

78
00:03:35,960 --> 00:03:38,900
‫بهتره همین حالا برش داری.

79
00:03:38,990 --> 00:03:42,950
‫گوش کن، اون زنه بود که بهت گفتم،
‫از «سیرکوس سیرکوس».

80
00:03:44,740 --> 00:03:48,040
‫دارم باهاش ازدواج می‌کنم
‫و می‌خوام همیشه اینجا زندگی کنم.

81
00:03:49,830 --> 00:03:51,250
‫باشه.

82
00:03:52,420 --> 00:03:55,040
‫همم،
‫تو هم می‌خوای بیای؟

83
00:03:56,420 --> 00:03:59,880
‫فکر نکنم.
‫از ویو رویال خوشم میاد.

84
00:04:01,170 --> 00:04:03,180
‫نمی‌خوام از پیش سامارا برم.

85
00:04:03,260 --> 00:04:06,510
‫آره خب،
‫بهتره مدرسه‌ـت رو تموم کنی.

86
00:04:06,600 --> 00:04:08,680
‫گوش کن.
‫من باید برم.

87
00:04:08,770 --> 00:04:10,640
‫ظهر میان و خونه رو می‌گیرن.

88
00:05:12,830 --> 00:05:17,420
‫« دستور تخلیه به علت عدم پردخت اجاره »
‫« ۱۴ نوامبر ۱۹۹۷ »

89
00:05:17,420 --> 00:05:21,210
‫«چهاردهم نوامبر بود،
‫روزی که رینا ورک کشته می‌شد،

90
00:05:21,300 --> 00:05:24,300
‫و وارن گلواتسکی هم بی‌خانمان شده بود.

91
00:05:22,927 --> 00:05:27,589
‫« مارس ۱۹۹۸ »

92
00:05:26,130 --> 00:05:30,010
‫وارن هم مثل بیشتر بچه‌ها
‫نمی‌تونست احساسش رو توصیف کنه.

93
00:05:30,720 --> 00:05:35,020
‫وارن نمی‌دونست احساسات
.حقارت و خجالت هم وجود دارن

94
00:05:35,100 --> 00:05:37,100
‫برای همین فکر می‌کرده که عصبانی‌ـه.

95
00:05:38,130 --> 00:05:41,480
‫این حسی بود که اون لحظه بهش دست داد
‫و نمی‌دونست بعداً قراره پشیمون بشه.»

96
00:05:41,480 --> 00:05:43,610
‫دوشنبه‌ی آتی شاهد لحظه‌ای کلیدی

97
00:05:43,690 --> 00:05:45,450
‫در دادگاه قتل رینا ورک خواهیم بود،

98
00:05:45,450 --> 00:05:48,040
‫چرا که وارن گلواتسکی
‫ در جایگاه شهود می‌ایسته...

99
00:05:48,660 --> 00:05:50,450
‫باورم نمیشه دارن اسمم رو میگن.

100
00:05:50,530 --> 00:05:53,490
‫- این لامصب رو خاموش کن جو.
‫- شوخیت گرفته؟

101
00:05:53,580 --> 00:05:55,580
‫رفتیم تو کانال ۷.

102
00:05:55,660 --> 00:05:58,460
‫- البته حداقل تو رفتی.
‫- برام مهم نیست.

103
00:05:58,540 --> 00:06:00,420
‫نمی‌خوام درموردش بشنوم.

104
00:06:00,500 --> 00:06:03,580
‫...جنایتی که اواخر ماه نوامبر
‫کشور را در شوک فرو برد.

105
00:06:03,580 --> 00:06:05,380
‫چه مرگته؟
‫داشتم می‌دیدم‌ها!

106
00:06:05,380 --> 00:06:07,090
‫آره، من هم اصلاً خواب به چشمام نمیاد!

107
00:06:07,090 --> 00:06:08,890
‫همش کابوس می‌بینم.

108
00:06:10,050 --> 00:06:12,310
‫گلواتسکی!
‫ملاقاتی داری.

109
00:06:13,560 --> 00:06:15,060
‫امروز؟

110
00:06:39,080 --> 00:06:40,630
‫محافظت‌ـه؟

111
00:06:47,260 --> 00:06:48,930
‫چیشده؟

112
00:06:49,300 --> 00:06:51,180
‫هیچی،
‫چیزیم نیست.

113
00:06:51,260 --> 00:06:52,970
‫فقط...

114
00:06:53,050 --> 00:06:55,430
‫معمولاً آخرهفته‌ها نمیای برای همین...

115
00:06:56,060 --> 00:06:59,560
‫فکر کردم بابام یا سامارا باشی.

116
00:07:00,650 --> 00:07:02,360
‫سامارا هنوز نیومده ملاقاتت؟

117
00:07:02,440 --> 00:07:04,610
‫نمی‌خواد باهام حرف بزنه.

118
00:07:09,570 --> 00:07:11,990
‫از کانر علف گرفتم.

119
00:07:12,070 --> 00:07:14,080
‫ایول.

120
00:07:14,740 --> 00:07:16,240
‫خوابت رو بهتر کرده؟

121
00:07:16,330 --> 00:07:18,250
‫فکر کنم.

122
00:07:18,330 --> 00:07:20,540
‫اضطراب‌ـم رو بهتر کرده.

123
00:07:21,250 --> 00:07:23,250
‫- گُل کارش همینه.
‫- آره.

124
00:07:24,710 --> 00:07:26,000
‫بعدش هم رفتم دونات فروشی.

125
00:07:26,090 --> 00:07:27,920
‫- رفتی دونات فروشی!
‫- یه دونات گرفتم.

126
00:07:28,010 --> 00:07:29,670
‫- خب.
‫- خیلی خوب بود.

127
00:07:29,760 --> 00:07:31,430
‫- حرف ندارن.
‫- حسابی نشئه بودم،

128
00:07:31,510 --> 00:07:33,780
‫اما احتمالاً بهترین دوناتی بود
‫که تاحالا خوردم.

129
00:07:33,780 --> 00:07:36,560
‫گفتم که!

130
00:07:36,560 --> 00:07:38,600
‫کسی...

131
00:07:38,680 --> 00:07:40,560
‫کسی خونه‌ی کانر نبود؟

132
00:07:40,560 --> 00:07:43,000
‫آره، دیمیتری اونجا بود،
‫خواست بهت بگم که

133
00:07:43,000 --> 00:07:45,500
‫سلام رسوند
‫و دلش هم برات تنگ شده.

134
00:07:46,360 --> 00:07:48,320
‫من هم دلم براش تنگ شده.

135
00:07:49,150 --> 00:07:51,360
‫فکر کنم گفتش که قراره...

136
00:07:51,450 --> 00:07:54,490
‫- بورسیه بسکتبال بگیره.
‫- چی؟

137
00:07:56,910 --> 00:07:59,540
‫پشمام.
‫چه خوب.

138
00:08:01,000 --> 00:08:03,630
‫همیشه سر این قضیه شوخی می‌کردیم
‫که یه دانشگاه میریم.

139
00:08:05,670 --> 00:08:08,550
‫البته من هیچوقت تکالیفم رو
‫ انجام نمی‌دادم برای همین...

140
00:08:11,590 --> 00:08:13,640
‫به گمونم هیچ‌کدوم‌ـش دیگه مهم نیستن.

141
00:08:16,890 --> 00:08:18,560
‫قراره زندگی کنی.

142
00:08:19,770 --> 00:08:21,890
‫هنوز چیزی تموم نشده.

143
00:08:21,980 --> 00:08:23,020
‫نمی‌دونم.

144
00:08:24,600 --> 00:08:26,110
‫واسه دوشنبه نگرانی؟

145
00:08:26,940 --> 00:08:30,130
‫فکر می‌کنم دیگه چیزی رو حس نمی‌کنم.

146
00:08:31,650 --> 00:08:34,530
‫اگه گول‌ـم بزنن که حرفای اشتباه بزنم چی؟

147
00:08:36,450 --> 00:08:38,740
‫اگه راستش رو بگی،
‫گولت نمی‌زنن

148
00:08:38,830 --> 00:08:39,990
‫که حرفای اشتباه بزنی.

149
00:08:40,080 --> 00:08:42,620
‫کِلی مسئول این کاره وارن.

150
00:08:43,540 --> 00:08:45,330
‫آره، فقط...

151
00:08:47,090 --> 00:08:48,750
‫نمی‌دونم.

152
00:08:48,840 --> 00:08:51,010
‫فقط می‌دونم من هرچی هم که بگم

153
00:08:51,090 --> 00:08:53,340
‫بقیه به چشم یه هیولا بهم نگاه می‌کنن.

154
00:08:53,420 --> 00:08:54,760
‫اشتباه می‌کنی.

155
00:08:55,130 --> 00:08:57,930
‫تک تک کسایی که باهاشون حرف زدن
‫تو رو دوست دارن.

156
00:09:00,890 --> 00:09:02,480
‫اما نه بابا مامان رینا.

157
00:09:07,230 --> 00:09:09,980
‫به‌خاطر اینه که نمی‌شناسنت.

158
00:09:12,490 --> 00:09:14,200
‫یادمه چون

159
00:09:14,280 --> 00:09:16,200
‫وارن گفت که پشت رینا رو دیده...

160
00:09:17,990 --> 00:09:20,080
‫که خیلی هم پرمو بوده.

161
00:09:21,180 --> 00:09:24,360
‫چیزی‌ـه که لازم داریم.
‫سامارا باید همین رو تو جایگاه تکرار کنه.

162
00:09:24,360 --> 00:09:26,160
‫خب، یه مشکلی هست.

163
00:09:26,620 --> 00:09:30,130
‫طبق آخرین اطلاعات، انگار با مامانش
‫یه جایی توی آلبرتای شمالی‌ـه.

164
00:09:30,210 --> 00:09:33,800
‫عجیب هم نیست.
‫درست قبل شهادت تو دادگاه دوست‌پسرش

165
00:09:33,880 --> 00:09:36,380
‫- از شهر فرار کرده؟
‫- به‌خاطر درمان سرطان‌ـه.

166
00:09:37,470 --> 00:09:40,850
‫- دکترا ماه پیش تشخیص دادن.
‫- خب چطوری میشه سر وقت برش گردونیم؟

167
00:09:40,850 --> 00:09:43,600
‫- دختره مهم‌ترین شاهدمون‌ـه.
‫- آره، داریم تلا‌ش می‌کنیم.

168
00:09:43,600 --> 00:09:46,230
‫- نتونستیم باهاش تماس بگیریم.
‫- باز هم تلاش کنین. باید برش گردونیم.

169
00:09:46,230 --> 00:09:48,350
‫شاید هم لازم نباشه.
‫داستی پیس رو یادته؟

170
00:09:49,190 --> 00:09:51,270
‫بهت گفتم.
‫الان تو کانون اصلاح و تربیت‌ـه.

171
00:09:51,360 --> 00:09:52,570
‫- آره، آره.
‫- خیلی‌خب.

172
00:09:52,650 --> 00:09:55,610
‫ ادعا کرده که گلواتسکی
‫همه‌چی رو بهش گفته، با تموم جزئیات...

173
00:09:55,610 --> 00:09:56,650
‫آره، ادعا کرده.

174
00:09:56,650 --> 00:10:00,460
‫تو بهترین حالت یه شایعه‌ـس.
‫داستی عمراً نمیره تو جایگاه شهود.

175
00:10:00,460 --> 00:10:02,739
‫نه وقتی که تهدید
.به جرمِ اهانت به دادگاه بشه

176
00:10:02,740 --> 00:10:04,290
‫اینطوری میاد.

177
00:10:04,370 --> 00:10:07,080
‫کَـم، بهتر نیست بری ببینیش؟
‫باهاش حرف بزن.

178
00:10:08,040 --> 00:10:09,600
‫الان که باهام حرف نمی‌زنه.

179
00:10:09,600 --> 00:10:12,520
‫هی، داستی پیس نقشه‌ی خودت بود.
‫خودت باید تموم‌ـش کنی.

180
00:10:18,220 --> 00:10:21,350
‫راهی پیدا نکردی تا از اینجا بیاریم بیرون؟

181
00:10:22,560 --> 00:10:26,100
‫می‌دونم که واقعاً‌ اینجا داری عذاب می‌کشی.

182
00:10:26,180 --> 00:10:29,100
‫خب چرا بهشون پول نمیدین؟
‫عین تو فیلم‌ها.

183
00:10:29,190 --> 00:10:31,400
‫عزیزم، بدون امکان پرداخت وثیقه
‫محکومت کردن.

184
00:10:31,480 --> 00:10:34,480
‫از دادگاه خواستیم تا تجدید نظر کن

185
00:10:34,480 --> 00:10:35,990
‫و مثل بزرگسال‌ها باهات رفتار نکنن.

186
00:10:35,990 --> 00:10:38,320
‫اگه برنده شیم،

187
00:10:38,320 --> 00:10:41,410
‫شاید بهت اجازه بدن که
‫تا پایان محاکمه، خونه بمونی.

188
00:10:41,490 --> 00:10:43,490
‫اما منصفانه نیست.

189
00:10:45,540 --> 00:10:48,370
‫- من فقط یه دختربچه‌ـم.
‫- می‌دونم کِلی.

190
00:10:48,460 --> 00:10:52,750
‫وظیفه‌ی من‌ـه که «دولت‌ سلطنتی» رو
‫مجاب کنم این قضیه رو هم درنظر بگیرن.

191
00:10:53,290 --> 00:10:54,920
‫نه، نمی‌تونم.

192
00:10:55,000 --> 00:10:56,955
‫نمی‌تونم.
‫اینجا مثل جهنم می‌مونه.

193
00:10:57,040 --> 00:10:59,300
‫نمی‌ذارن با هیشکی حرف بزنم.
‫حتی با جو.

194
00:11:03,140 --> 00:11:06,140
‫ببین بقیه بچه‌ها چی به دیوارم چسبوندن.

195
00:11:13,230 --> 00:11:14,790
‫« نزدیک الارد نشین »

196
00:11:21,200 --> 00:11:23,490
‫از بقیه جدات کردن؟

197
00:11:25,580 --> 00:11:26,620
‫آره.

198
00:11:29,710 --> 00:11:31,170
‫کِلی.

199
00:11:31,250 --> 00:11:33,630
‫اینجا احساس ناامنی کامل می‌کنی؟

200
00:11:34,540 --> 00:11:36,550
‫مثلاً جوری که جونت تو خطر باشه؟

201
00:11:43,066 --> 00:11:46,401
بعد از این که دولت سلطنتی، شاهد کلیدی‌ـش
یعنی سامارا بیلی رو از دست داد، ‫سرنوشت پسر...

202
00:11:46,486 --> 00:11:50,680
‫- باورم نمیشه تا هشت ماه باید این گه رو بخوریم
‫- می‌تونیم اعتصاب غذا کنیم.

203
00:11:50,680 --> 00:11:52,710
‫جدی میگم.

204
00:11:55,690 --> 00:11:57,570
‫- جو.
‫- چیه؟

205
00:11:57,650 --> 00:11:59,400
‫- نمی‌بینم جو.
‫- جوزفین.

206
00:11:59,670 --> 00:12:02,260
‫« یه نقشه واسه بیرون رفتن
« از اینجا دارم

207
00:12:02,260 --> 00:12:03,530
‫گوش می‌کنی؟

208
00:12:05,530 --> 00:12:07,370
‫- چی نوشته بود؟
‫- هیچی.

209
00:12:07,450 --> 00:12:10,370
‫- هیچی؟
‫- ای حرومزاده‌ی مرموز.

210
00:12:12,500 --> 00:12:14,210
‫ساعت ۲.
‫این هم از نشان‌ـم.

211
00:12:14,290 --> 00:12:16,240
‫دفعه‌ی آخری که واسه‌ـش پول فرستادم،

212
00:12:16,240 --> 00:12:18,300
‫بهش نرسیده بود،
‫برای همین نمی‌دونم.

213
00:12:18,300 --> 00:12:20,300
‫بسپارینش به من.
‫شما می‌تونین برین.

214
00:12:42,860 --> 00:12:46,070
‫شنیدم اینجا خیلی محبوب‌ـی.

215
00:12:47,990 --> 00:12:49,490
‫با کسی کاری ندارم.

216
00:12:51,410 --> 00:12:54,210
‫اینجا کتابخونه دارن.

217
00:12:54,290 --> 00:12:55,670
‫ارباب حلقه‌ها خوندی؟

218
00:13:02,050 --> 00:13:05,130
‫دارم کتاب دوم‌ـش رو می‌خونم.
‫خیلی باحال‌ـه.

219
00:13:05,130 --> 00:13:07,430
‫باید یه نگاه بهش بندازی.

220
00:13:12,600 --> 00:13:13,600
‫باشه، شاید خوندم.

221
00:13:22,940 --> 00:13:26,410
‫داستی، ازت می‌خوان که
‫تو دادگاه وارن شهادت بدی.

222
00:13:30,200 --> 00:13:31,330
‫خیلی‌خب.

223
00:13:32,000 --> 00:13:33,500
‫کِی باید بریم؟

224
00:13:34,660 --> 00:13:37,580
‫هنوز مشخص نیست.
‫دادگاه دوشنبه شروع میشه.

225
00:13:40,170 --> 00:13:42,960
‫درمورد اون اظهارنامه‌ی کتبی ازت می‌پرسن.

226
00:13:44,340 --> 00:13:45,840
‫درمورد وارن.

227
00:13:47,010 --> 00:13:49,300
‫که بهت گفته رینا رو کشته.

228
00:13:55,520 --> 00:13:56,900
‫می‌دونن دروغ‌ـه؟

229
00:14:08,070 --> 00:14:10,700
‫فرضاً اگه بگیم که

230
00:14:11,870 --> 00:14:15,160
‫چیزایی که تو اون اظهارنامه نوشتی
‫ دروغ بوده.

231
00:14:15,160 --> 00:14:17,420
‫برای پلیس یه اظهارنامه‌ی قسم‌خورده بوده.

232
00:14:18,420 --> 00:14:20,630
‫اگه قبول کنی که دروغ گفتی

233
00:14:22,130 --> 00:14:24,260
‫شاید حکم‌ـت رو سنگین‌تر بکنن.

234
00:14:25,760 --> 00:14:27,550
‫پس یعنی میگی شهادت ندم؟

235
00:14:29,300 --> 00:14:30,800
‫نه.

236
00:14:32,600 --> 00:14:36,480
‫اگه قبول نکنی،
‫بهت اتهام اهانت به دادگاه می‌‌زنیم.

237
00:14:36,560 --> 00:14:39,060
‫این یعنی سنگین‌تر هم میشه.

238
00:14:41,480 --> 00:14:43,480
‫اما اگه برم اونجا و شهادت بدم

239
00:14:43,570 --> 00:14:46,280
‫که هرچی تو اون اظهارنامه‌ـم گفتم
‫حقیقت داشته...

240
00:14:47,320 --> 00:14:48,450
‫دروغ گفتم.

241
00:14:49,950 --> 00:14:51,200
‫آره.

242
00:14:52,870 --> 00:14:54,120
‫بهش میگن شهادت دروغ.

243
00:14:57,660 --> 00:14:59,960
‫یعنی درهرصورت به فنا میرم؟

244
00:15:04,210 --> 00:15:05,920
‫شرمنده.

245
00:15:08,090 --> 00:15:09,590
‫من فقط...

246
00:15:10,720 --> 00:15:13,720
‫خواستم بدونی که چه‌خبره...

247
00:15:16,020 --> 00:15:17,640
‫تا بتونی...

248
00:15:20,140 --> 00:15:21,650
‫تا بتونی تصمیم‌ـت رو بگیری.

249
00:15:26,990 --> 00:15:28,610
‫رینا بهم اعتماد کرده بود.

250
00:15:30,820 --> 00:15:32,490
‫بهم اعتماد کرده بود...

251
00:15:34,280 --> 00:15:37,540
‫چون دوست همدیگه بودیم و...

252
00:15:44,790 --> 00:15:47,300
‫اگه اون شب پشت‌ـش در میومدم...

253
00:15:52,260 --> 00:15:54,180
‫هنوز زنده بود.

254
00:15:59,100 --> 00:16:02,520
‫هر بلایی که می‌خواد سرم بیاد،
‫من فقط می‌خوام کار درست رو بکنم.

255
00:16:16,490 --> 00:16:19,580
‫بهتره موقع محاکمه‌ـت زیر آب کِلی رو نزنی.

256
00:16:19,660 --> 00:16:22,040
‫فقط بگو بعد دعوا رفتی خونه.

257
00:16:24,710 --> 00:16:27,210
‫به‌نظرت اگه برم زندان
‫سامارا ولم می‌کنه؟

258
00:16:28,250 --> 00:16:29,670
‫احتمالاً آره.

259
00:16:30,380 --> 00:16:32,090
‫مثلاً چطوری می‌خواین برین سر قرار؟

260
00:16:33,840 --> 00:16:36,350
‫شاید فقط کافی باشه یه چندسال صبر کنه.

261
00:16:37,510 --> 00:16:39,680
‫وقتی آزاد شدیم
‫می‌تونیم با هم باشیم.

262
00:16:41,980 --> 00:16:43,730
‫اگه من بودم، منتظرت نمی‌موندم.

263
00:16:46,150 --> 00:16:47,900
‫اگه هم کلاً چیزی نگی

264
00:16:47,980 --> 00:16:50,960
‫هیشکی نمی‌تونه ثابت کنه که اونجا بودی
‫و احتمالاً آزاد میشی.

265
00:16:51,610 --> 00:16:53,820
‫اینطوری تا ابد می‌تونی با سامارا باشی.

266
00:16:59,060 --> 00:17:01,460
‫« عشق اول »
‫« عشق حقیقی »

267
00:17:01,460 --> 00:17:05,040
‫«دفعه‌ی اوله پسری رو می‌بینم
‫که انگار از یه افسانه بیرون اومده.

268
00:17:05,120 --> 00:17:09,420
‫همیشه میشد که توی چهره‌ـش
‫اون اشتیاق و امید رو ببینی.

269
00:17:09,920 --> 00:17:11,960
‫با وجود شیفتگی‌ـش به گروه‌های خلافکاری

270
00:17:11,960 --> 00:17:14,800
‫و مشکلات خانوادگی پرتنش‌ـش،

271
00:17:14,880 --> 00:17:17,800
‫وارن به‌شکل انکارناپذیری...

272
00:17:17,890 --> 00:17:19,470
‫معصوم بود.»

273
00:17:20,850 --> 00:17:22,230
‫نظرت چیه؟

274
00:17:23,690 --> 00:17:25,650
‫کار خودش بوده، نه؟

275
00:17:25,730 --> 00:17:28,980
‫شاید.
‫اصلاً مشخص نیست،

276
00:17:29,070 --> 00:17:32,070
‫اما این حرفایی که زدم هم دروغ نیستن.

277
00:17:37,620 --> 00:17:40,120
‫نمی‌خوام انتقاد کنم
‫اما کنجاوم بدونم که چرا...

278
00:17:40,870 --> 00:17:43,120
‫دیدگاه اون رو انتخاب کردی.

279
00:17:43,200 --> 00:17:46,580
‫چون دارم خواننده رو
‫به این چالش می‌کشم که ببینه

280
00:17:46,580 --> 00:17:48,920
یه کار بد،
‫نشون دهنده‌ی ذات آدم نیست.

281
00:17:48,920 --> 00:17:53,050
‫آدم‌‌ها می‌تونن وحشتناک‌ترین کارها رو بکنن
‫و ذاتاً شرور نباشن.

282
00:17:54,670 --> 00:17:58,550
‫و تنها گزینه‌ی دیگه‌ای که برام می‌مونه
‫اینه که یه داستان غم‌انگیز

283
00:17:58,640 --> 00:18:00,640
‫درمورد دختری که نمی‌شناختم، بنویسم.

284
00:18:03,770 --> 00:18:07,340
‫متوجه شدم که اصلاً اسمی از رینا
‫تو این صفحات آورده نشده ربکا.

285
00:18:08,100 --> 00:18:10,320
‫یعنی چی؟

286
00:18:10,400 --> 00:18:14,490
‫خب، پُر واضحه که داری ازش دوری می‌کنی.

287
00:18:18,780 --> 00:18:20,910
‫راج بهم گفت که خونواده ورک خواستن

288
00:18:20,990 --> 00:18:22,990
‫بین وارن و رینا،
‫یکی رو انتخاب کنم.

289
00:18:24,410 --> 00:18:25,410
‫خب؟

290
00:18:25,960 --> 00:18:28,170
‫خب...

291
00:18:29,880 --> 00:18:32,000
‫واسه این کار راحت نیستم.

292
00:18:32,800 --> 00:18:35,130
‫راحت نیستی

293
00:18:35,130 --> 00:18:38,330
‫یا نمی‌خوای حرفایی که می‌زنن رو بشنوی؟

294
00:18:43,410 --> 00:18:45,060
‫چطور می‌خوان این بچه رو بفرستن زندان؟

295
00:18:45,060 --> 00:18:47,200
‫هیچ مدرکی علیه وارن ندارن.

296
00:18:47,200 --> 00:18:49,660
‫هیشکی شهادت نداده.

297
00:18:49,660 --> 00:18:51,900
‫باید سریع به پرونده خاتمه بدن.

298
00:18:51,980 --> 00:18:54,280
‫اونجا بوده.
‫مگه همه ندیدن که بهش لگد زده؟

299
00:18:54,360 --> 00:18:56,340
‫آره، ولی کی این رو تو دادگاه میگه؟

300
00:18:56,340 --> 00:18:58,150
‫مطمئنم بابای رینا خیلی خوشحاله

301
00:18:58,240 --> 00:19:00,780
‫هیشکی دیگه درموردِ
‫ تجاوز به دخترش حرف نمی‌زنه

302
00:19:00,780 --> 00:19:02,580
‫چون همه‌ی تمرکزمون رو این پسره‌ـس.

303
00:19:02,580 --> 00:19:04,240
‫لطفاً موضوع رو عوض نکن...

304
00:19:04,330 --> 00:19:07,660
‫اگه نظر من رو بخوای
‫دولت سلطنتی فقط می‌خواد

305
00:19:07,750 --> 00:19:09,250
‫یه عوضی رو مجازات کنه...

306
00:19:33,820 --> 00:19:34,860
‫خواهش می‌کنم.

307
00:19:38,360 --> 00:19:39,860
‫ممنون که در رو روم باز کردین.

308
00:19:47,540 --> 00:19:49,960
‫واقعاً مچکرم که قبول کردین
‫باهام حرف بزنین.

309
00:19:50,040 --> 00:19:52,000
‫می‌دونم اصلاً کار راحتی نیست.

310
00:19:52,790 --> 00:19:54,790
‫راج گفته که شما مهربون بودین.

311
00:19:55,340 --> 00:19:57,170
‫به‌نظر بهتون اعتماد داره.

312
00:19:57,670 --> 00:20:00,170
‫خب، ایشون...
‫لطف دارن.

313
00:20:02,050 --> 00:20:04,350
‫و بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم
‫شبیه به هم هستیم...

314
00:20:07,600 --> 00:20:09,600
‫فقط می‌خوام بدونیـد چیزهایی که رسانه داره

315
00:20:09,680 --> 00:20:11,980
‫درمورد شما می‌گه واقعاً وحشتناکـه

316
00:20:12,060 --> 00:20:13,940
‫من عمراً همچین چیزی
‫رو توی کتابم بنویسم آقای ورک.

317
00:20:15,940 --> 00:20:17,280
‫ممنون.

318
00:20:18,070 --> 00:20:20,700
‫مصاحبه‌ت رو توی تلوزیون دیدیم.

319
00:20:20,780 --> 00:20:24,490
‫گفتی که می‌خوای عدالت برای دخترم اجرا بشه.

320
00:20:27,330 --> 00:20:29,790
‫به‌نظرت کتابت می‌تونه
‫این‌کار رو بکنه؟

321
00:20:30,370 --> 00:20:32,870
‫خب راستش؛ خیلی شرایطِ
‫سختیه اما از نگاه من خیلی مهمه که

322
00:20:32,960 --> 00:20:35,040
‫مردم حقیقت رو بدونن و بفهمن
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاده.

323
00:20:36,040 --> 00:20:37,550
‫خب چه اتفاقی افتاده؟

324
00:20:37,630 --> 00:20:41,010
‫هنوز به نتیجه مشخصی نرسیدم.

325
00:20:41,090 --> 00:20:42,090
‫هنوز.

326
00:20:43,130 --> 00:20:45,930
‫اما توی اخبار گفتی یه مدت

327
00:20:46,010 --> 00:20:47,310
‫پیش وارن گلواتسکی بودی...

328
00:20:47,970 --> 00:20:49,180
‫- آره
‫- پس،

329
00:20:49,270 --> 00:20:51,180
‫یعنی می‌خوای درمورد
‫دخترم کتاب بنویسی

330
00:20:51,270 --> 00:20:53,940
‫درحالی که با قاتلـش دوست شدی؟

331
00:20:54,350 --> 00:20:58,070
‫من با وارن دوست نیستم.

332
00:20:58,150 --> 00:21:00,400
‫خب پس حرفی به شما نزده؟

333
00:21:02,360 --> 00:21:04,410
‫خب راستش قسمتِ سخت‌ش همین‌جاست

334
00:21:04,490 --> 00:21:07,120
‫این‌که هر کدوم از اون بچه‌ها
‫یه حرفی می‌زنن

335
00:21:07,200 --> 00:21:09,700
‫متوجه‌ام؛ اما منظورم اینه که

336
00:21:09,790 --> 00:21:12,160
‫شما و وارن یک مدت پیش هم بودین...

337
00:21:12,250 --> 00:21:13,870
‫وارن چه چیزایی به‌تون گفته؟

338
00:21:14,670 --> 00:21:17,170
‫باهاش درمورد اون شب حرف نزدم.

339
00:21:17,250 --> 00:21:20,960
‫از هر کدوم‌شون یه ذره از داستان رو فهمیدم

340
00:21:21,050 --> 00:21:23,970
‫اما فعلاً چیزی نیست که بتونم با
‫اطمینان کامل

341
00:21:26,300 --> 00:21:28,470
‫- باهاتون درمیون بذارم.
‫- ریـنا چی؟

342
00:21:29,560 --> 00:21:31,770
‫دوست‌هاش درموردش چی می‌گن؟

343
00:21:31,850 --> 00:21:33,980
‫این‌که مثلاٌ چطور دختری بود؟

344
00:21:38,520 --> 00:21:40,900
‫اگه راستش رو بخواین، تا الان
‫با هرکسی که صحبت کردم

345
00:21:41,690 --> 00:21:43,190
‫اونقدرها...

346
00:21:43,900 --> 00:21:46,070
‫رینا رو به‌طور دقیق نمی‌شناخته.

347
00:21:54,960 --> 00:21:57,830
‫با یکی از معلم‌هاش صحبت کردم
‫که می‌گفت...

348
00:22:01,050 --> 00:22:03,050
‫ظاهراً خیلی تنها بوده.

349
00:22:04,760 --> 00:22:06,760
‫به‌عنوان کسی که می‌خواد
‫درمورد دخترم کتاب بنویسه

350
00:22:06,840 --> 00:22:08,970
‫ظاهراً چیز زیادی ازش نمی‌دونی...

351
00:22:22,070 --> 00:22:24,360
‫چه غلطی می‌خوای
‫بکنی کلی؟

352
00:22:24,440 --> 00:22:26,360
‫جو گفت می‌خوای همه تقصیرها
‫رو بندازی گردن مـا.

353
00:22:26,450 --> 00:22:27,660
‫خـب؟

354
00:22:27,740 --> 00:22:30,700
‫دادگاه منه؛ هر چی دلم بخواد می‌گم!

355
00:22:30,780 --> 00:22:33,700
‫واقعاً فکر کردین حرف شما دوتا رو باور می‌کنن؟

356
00:22:33,790 --> 00:22:35,250
‫تو واقعاً رد دادی...

357
00:22:35,330 --> 00:22:37,710
‫شما دو نفر همیشه با مردم دعوا دارین!

358
00:22:38,580 --> 00:22:41,210
‫خیلی راحت باورشون می‌شه
‫کار شما بوده!

359
00:22:41,290 --> 00:22:43,760
‫تو واقعاً مریضی! می‌دونستی؟

360
00:22:43,840 --> 00:22:46,590
‫خب پس! بیا من رو بزن.

361
00:22:48,380 --> 00:22:50,680
‫بزن دیگه ترسـو! زودباش.

362
00:22:50,760 --> 00:22:52,680
‫زودباش عوضی!
‫بیا من رو بزن دیگه!

363
00:22:58,230 --> 00:22:59,940
‫واقعاً فکر کرد نمی‌زنیمش؟

364
00:23:00,690 --> 00:23:01,690
‫هرزه‌ی روانی.

365
00:23:03,650 --> 00:23:06,070
‫آهای! چی شده؟

366
00:23:07,530 --> 00:23:08,610
‫حالـت خوبه؟

367
00:23:10,030 --> 00:23:12,620
‫- دارن اذیت‌ام می‌کنن! کمکم کنید.
‫- راست می‌گه!

368
00:23:13,200 --> 00:23:14,330
‫من شاهـدم.

369
00:23:32,680 --> 00:23:35,100
‫- سلام بابا.
‫- سلام.

370
00:23:35,180 --> 00:23:36,560
‫پس اومدی.

371
00:23:42,560 --> 00:23:44,400
‫ببین، بابات هنوز مثل قدیم قـویه‌ها!

372
00:23:44,940 --> 00:23:47,400
‫خب، با پیس صحبت کردی؟
‫آماده‌ست؟

373
00:23:47,490 --> 00:23:49,950
‫داستی شهادت نمی‌ده.

374
00:23:50,030 --> 00:23:52,740
‫جز این انتخابی نداره؛ بهش بگو اگه
‫شهادت نده دخـلش رو میاری.

375
00:23:53,910 --> 00:23:56,240
‫نه؛ قرار نیست روی داستی مانور بدیم.

376
00:23:57,870 --> 00:24:00,830
‫اما ما بهش نیاز داریم. اون یه برگه
‫امضا کرده که گلواتسکی، رینا رو کشته

377
00:24:02,920 --> 00:24:05,000
‫به‌زور بود.

378
00:24:10,720 --> 00:24:11,720
منظورت چیه؟

379
00:24:15,510 --> 00:24:17,930
‫تحت فشـارش گذاشتم
‫تا اون حرف رو بزنه.

380
00:24:18,020 --> 00:24:19,230
‫تهدیدش کردم.

381
00:24:22,730 --> 00:24:24,520
‫کم...

382
00:24:25,480 --> 00:24:27,530
‫تو فقط هرکاری از دستت
‫برمیومده انجام دادی

383
00:24:27,610 --> 00:24:29,320
‫تا از زیر زبون‌ش حرف بکشی.

384
00:24:30,530 --> 00:24:31,820
‫هیچ مشکلی نداره.

385
00:24:34,200 --> 00:24:35,490
‫اگه امضـاش رو جعل کرده باشـم چی؟

386
00:24:35,580 --> 00:24:38,080
‫کسشعر نگو؛ می‌دونم همچین کاری نکردی.

387
00:24:38,160 --> 00:24:40,580
‫اگه شهادت بده، پای منم به
‫قضیه باز می‌شه و باید اعتراف کنم

388
00:24:44,630 --> 00:24:46,250
‫ممکنه اخراج بشی کـم!

389
00:24:46,340 --> 00:24:48,170
‫می‌دونم.

390
00:24:49,340 --> 00:24:51,930
‫می‌خوای به‌خاطر یه‌دختر به‌دردنخور شغلی
‫که این‌همه براش زحمت کشیدی رو به گا بدی؟

391
00:24:52,020 --> 00:24:53,430
‫اینطوری درموردش حرف نزن!

392
00:24:53,510 --> 00:24:55,390
‫باشه. ببخشید، ببخشید.

393
00:24:55,470 --> 00:24:58,560
‫تو خیلی واسه این پرونده زحمت کشیدی!

394
00:24:58,640 --> 00:25:01,680
‫نمی‌تونی که لحظه آخری ولش کنی
‫به امـون خدا.

395
00:25:01,770 --> 00:25:04,770
‫- ونکوور چی پس؟
‫- آره الان مثلاً چقدر هم مهمه...

396
00:25:08,190 --> 00:25:10,820
‫خب الان چی می‌شه؟
‫داستی پیس که نه...

397
00:25:10,900 --> 00:25:13,490
‫سامارا بیلی هم که نـه؛

398
00:25:13,570 --> 00:25:15,700
‫وارن گلواتسکی هم
‫که می‌گی بگیم کاری نکرده.

399
00:25:15,780 --> 00:25:19,240
‫ورک‌ها چی؟
‫به‌نظرت چه حسی به‌شون دست می‌ده؟

400
00:25:19,330 --> 00:25:22,330
‫باور کن منم نمی‌خوام گلواتسکی
‫قسر در بره!

401
00:25:23,500 --> 00:25:26,080
‫دلم نمی‌خواد این دخترها بیشتر
‫از این عذاب بکشن...

402
00:25:26,170 --> 00:25:28,040
‫فقط یه‌دختر این وسط عذاب کشیده!

403
00:25:34,010 --> 00:25:37,050
‫گلواتسکی رو به عنوان
‫یکی از مظنون های اصلی معرفی می‌کنیم.

404
00:25:37,140 --> 00:25:39,060
‫حالا هرچی که شد، شد دیگه.

405
00:25:39,140 --> 00:25:41,100
‫بچه‌ها از پل فاصله گرفتن؛
‫دونفرشون برگشتن.

406
00:25:41,100 --> 00:25:43,560
دیگه ما کاری نداریم؛ تصمیم نهایی با قاضیه

407
00:25:46,400 --> 00:25:49,400
‫داری مثل ربکا گادفـری صحبت می‌کنی!

408
00:26:04,250 --> 00:26:05,960
‫هیچکس باور نمی‌کنه
‫همچین قتلی در حال

409
00:26:06,040 --> 00:26:08,600
‫رخ دادن باشه و پسـره اون‌ور
وایستـه و هیچ‌کاری نکنـه!

410
00:26:08,790 --> 00:26:11,340
‫اصلاً کلی الارد مگه چند کیلوئـه؟
‫35 کیلو؟

411
00:26:11,420 --> 00:26:13,460
‫مگه نشنیدین جسد رینا رو
‫توی چه وضعیتی پیدا کردن؟

412
00:26:13,550 --> 00:26:15,840
‫امکان نداره کلی به‌تنهایی
‫این‌کارو کرده باشه.

413
00:26:15,930 --> 00:26:18,680
‫پسره قشنگ داره نقش بازی می‌کنه.

414
00:26:18,760 --> 00:26:22,060
‫قطعاً توی دادگاه می‌خواد بگه خیلی یهویی
‫رفتم اون‌جا و از این حرف‌ها که...

415
00:26:50,590 --> 00:26:52,090
‫هی...

416
00:26:53,840 --> 00:26:56,550
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد
‫باهامون حرف بزنی،

417
00:26:56,630 --> 00:26:59,760
‫اما شنیدم که تو
‫قرار نیست شهادت بدی.

418
00:27:00,090 --> 00:27:02,930
‫- آره.
‫- تو چطوری...

419
00:27:03,470 --> 00:27:05,140
‫چطوری نمی‌خوان ازت شهادت بگیرن؟

420
00:27:06,680 --> 00:27:08,060
‫نمی‌دونم.

421
00:27:08,730 --> 00:27:10,150
‫هیچ‌کاری نکردم.

422
00:27:17,240 --> 00:27:18,740
‫می‌دونی...

423
00:27:19,700 --> 00:27:21,700
‫منم درمورد رینـا کابوس می‌دیدم

424
00:27:22,580 --> 00:27:23,830
‫اون اوایل که اومده بودیم.

425
00:27:25,120 --> 00:27:27,580
‫اما می‌دونی چی باعث شد
‫دیگه کابوس نبینم؟

426
00:27:27,960 --> 00:27:30,540
‫تصمیم گرفتم با خودم درمورد اون شب
‫صادق باشم.

427
00:27:31,540 --> 00:27:34,340
‫ما گند زدیم و اون مُرد.

428
00:27:36,340 --> 00:27:38,840
‫واسه همین حداقل باید
گهی که خوردیم رو قبول کنیم

429
00:27:45,600 --> 00:27:48,890
‫درست بعد از این‌که ماهواره‌ی روسی
‫توی آسمون منفجر شد،

430
00:27:48,980 --> 00:27:51,690
‫سامارا بیلی سوار اتوبوس شد
‫تا برگرده خونه‌شون،

431
00:27:51,770 --> 00:27:54,770
‫و وارن گلواتسکی هم رفت زیـر پل پیش دوستاش.

432
00:27:55,980 --> 00:27:57,690
‫شاهدان عینی متعددی شهادت دادن کـه

433
00:27:57,780 --> 00:27:59,820
‫وارن توی اولـین دعوا هم دخیل بوده.

434
00:27:59,900 --> 00:28:03,740
‫توی کتک زدن رینا؛
‫دختری که اصلاً نمی‌شناخته

435
00:28:03,830 --> 00:28:06,330
‫درحالی که رینا التماس می‌کرده ولش کنن،
‫به سرش ضربه می‌زنه

436
00:28:07,500 --> 00:28:09,870
‫اما تصمیم وی برای تعقیب ریـنا روی پل

437
00:28:09,960 --> 00:28:12,960
‫به‌همراه کلی الارد و هر
‫اتفاقی که اون شب افتاده،

438
00:28:13,040 --> 00:28:16,100
‫چیزهایی هستند که فقط خود
‫متهم جواب‌شون رو می‌دونه

439
00:28:16,750 --> 00:28:18,380
‫نقشه‌مون رو یادت نره.

440
00:28:18,460 --> 00:28:20,840
‫هیچکس نمی‌تونه بهت بگه
‫چی رو به یاد میاری یا نمیاری!

441
00:28:37,860 --> 00:28:39,320
‫باشه؛ باشه. کافیه.

442
00:28:39,400 --> 00:28:40,530
‫کافیه.

443
00:28:43,870 --> 00:28:44,870
‫دلم برات تنگ شده بود.

444
00:28:52,830 --> 00:28:55,960
‫آهای! جوزفین کجاست؟

445
00:28:56,040 --> 00:28:58,170
‫اوه! ظاهراً یکی قراره کونش پاره بشـه!

446
00:29:00,050 --> 00:29:02,430
‫آره! بهتره فرار کنی.

447
00:29:03,590 --> 00:29:04,590
‫بریم!

448
00:29:08,260 --> 00:29:10,520
‫اون کـی بود؟

449
00:29:11,480 --> 00:29:12,480
‫نمی‌دونم.

450
00:29:13,650 --> 00:29:14,690
‫می‌خوای بریم نگاه کنیم؟

451
00:29:16,440 --> 00:29:17,520
‫نه وارن.

452
00:29:18,110 --> 00:29:20,110
‫حاجی کی بود اون؟

453
00:29:28,660 --> 00:29:32,080
‫وارن، عصر روز 14 نوامبر رو به یاد داری؟

454
00:29:32,160 --> 00:29:33,960
‫ام...

455
00:29:36,580 --> 00:29:38,880
‫من اون روز به‌شدت مست بودم.

456
00:29:38,960 --> 00:29:41,130
‫تازه فهمیده بودم کانکسی که
‫توش زندگی می‌کردیم از بین رفته

457
00:29:41,210 --> 00:29:44,840
‫خب توی بحثِ دعوا با رینا
‫و کتک‌کاری زیر پل،

458
00:29:44,930 --> 00:29:46,300
‫از اون صحنه چی یادت میاد؟

459
00:29:50,310 --> 00:29:52,640
‫من از اون شب هیچی یادم نمیاد.

460
00:29:58,610 --> 00:30:01,110
‫سوال دیگه‌ای ندارم آقای قاضی.

461
00:30:05,990 --> 00:30:08,660
‫وارن، یعنی می‌خوای به قاضی بگی

462
00:30:08,740 --> 00:30:11,190
‫لحظه‌ای ریـنا ورک زیرِ پل کریگ‌فلاور
‫داشته کتک می‌خورده

463
00:30:11,270 --> 00:30:12,770
‫رو به هیچ عنوان یادت نمیاد؟

464
00:30:15,960 --> 00:30:17,000
‫من خیلی مست بودم.

465
00:30:17,920 --> 00:30:20,210
‫درسته. پس یادت نمیاد تو

466
00:30:20,300 --> 00:30:22,010
‫و کلی الارد اون شب چیکار کردین؟

467
00:30:23,010 --> 00:30:25,680
‫و هیچکس دیگه قرار نیست بفهمه
‫چه بلایی سر رینـا اومده؟

468
00:30:28,300 --> 00:30:29,800
چطور می‌تونی با این موضوع کنار بیای؟

469
00:30:37,150 --> 00:30:39,770
‫- نمی‌دونم.
‫- ببین؛ گوش کن.

470
00:30:39,860 --> 00:30:41,730
‫بیا...

471
00:30:41,820 --> 00:30:44,110
‫بیا آروم پیش بریم. باشه؟
‫تا یادت بیاد اون شب چی شده...

472
00:30:46,740 --> 00:30:49,700
‫چرا تا جایی که یادت مـیاد اتفاقات اون شب رو

473
00:30:49,780 --> 00:30:52,370
‫برامون تعریف نمی‌کنی؟
‫عجله نکن.

474
00:31:12,930 --> 00:31:14,180
‫اشکالی نداره وارن.

475
00:31:14,640 --> 00:31:18,230
‫حقیقت رو بگو؛ و دیگه نیازی نیست
‫نگران چیزی باشی.

476
00:31:26,650 --> 00:31:29,660
‫یادم میاد که چند نفر رفتن زیر پل.

477
00:31:44,130 --> 00:31:45,550
‫وای!

478
00:31:56,350 --> 00:31:59,100
‫داداش خوبی؟

479
00:31:59,190 --> 00:32:00,770
‫آره خوبم.

480
00:32:00,850 --> 00:32:02,810
‫نوشیدنی بخور داداش. شل کن.

481
00:32:02,900 --> 00:32:04,650
‫واقعاً دیگه از این موضوع خسته شدیم!

482
00:32:04,730 --> 00:32:05,730
‫ما یعنی کی دقیقاً؟

483
00:32:19,870 --> 00:32:21,250
‫کونش رو پاره کن کلی!

484
00:32:25,800 --> 00:32:29,050
‫وارن چه غلطی می‌کنی؟
‫تو حتی نمی‌شناسیش! برو پی کارت.

485
00:32:56,780 --> 00:32:58,370
‫وارن.

486
00:32:58,450 --> 00:33:00,460
‫وارن.

487
00:33:01,000 --> 00:33:03,790
‫دختره رینا داره می‌ره سمت پل؛
‫بیا بریم دنبالش.

488
00:33:06,670 --> 00:33:07,920
‫چرا؟

489
00:33:09,670 --> 00:33:11,670
‫می‌خوام ببینم حالش چطوره

490
00:33:20,140 --> 00:33:22,140
‫ببینم از کارش پشیمونه یا نـه

491
00:33:24,480 --> 00:33:26,480
‫می‌خوام بگـه «ببخشید»

492
00:33:35,620 --> 00:33:37,620
‫زودباش. بیا بریم.

493
00:33:47,840 --> 00:33:50,800
‫باشه بریم.

494
00:34:20,620 --> 00:34:22,370
‫وارن؛ ازت پرسیدم وقتی رسیدین اون سمت پل

495
00:34:22,450 --> 00:34:24,080
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد...

496
00:34:26,080 --> 00:34:28,210
‫کلی باز هم رینا رو کتک زد.

497
00:34:32,840 --> 00:34:34,840
‫بعد هم پرتش کرد توی آب

498
00:34:36,090 --> 00:34:37,970
‫غرقـش کرد!

499
00:34:39,350 --> 00:34:42,470
‫بسـه! گفتم بسـه.

500
00:34:42,560 --> 00:34:44,930
‫لطفاً آروم باشید.

501
00:34:45,390 --> 00:34:47,310
‫وارن.

502
00:34:47,400 --> 00:34:50,900
‫آیا بعد از این‌که رینا از پل رد شد،
‫بهش دست زدی؟

503
00:34:50,980 --> 00:34:53,030
‫نه قربان.

504
00:34:53,990 --> 00:34:55,820
‫به کلی گفتی بـس کنه؟

505
00:34:55,900 --> 00:34:58,280
‫آره.

506
00:34:58,360 --> 00:35:00,330
‫چندبار.

507
00:35:00,410 --> 00:35:03,580
‫آیا به‌طور فیزیکی، سعی کردی جلوی
‫کلی رو بگیری تا رینـا رو غرق نکنه؟

508
00:35:11,250 --> 00:35:12,750
‫آم...

509
00:35:15,920 --> 00:35:16,930
‫نه.

510
00:35:19,640 --> 00:35:21,640
‫پس اونقدرها هم دوست نداشتی
‫کلی از کارش دست بکشه...

511
00:35:24,810 --> 00:35:26,350
‫چون از اون صحنه لذت می‌بردی؟

512
00:35:27,230 --> 00:35:28,600
‫از تماشا کردن رینا در حال مُردن، لذت بردی؟

513
00:35:30,690 --> 00:35:31,690
‫نه.

514
00:35:34,650 --> 00:35:36,360
‫وارن.

515
00:35:36,440 --> 00:35:39,660
‫آیا به کلی کمک کردی که
‫رینا رو بندازه توی آب؟

516
00:35:45,120 --> 00:35:46,450
‫من...

517
00:35:49,710 --> 00:35:52,290
‫نمی‌خوام حرفی بزنم که
‫برای خودم بد بشه...

518
00:35:52,380 --> 00:35:54,050
‫وارن بی‌خیال...

519
00:35:55,380 --> 00:35:58,170
‫اگه می‌گی کاری نکردی که
‫برای خودت بد نمی‌شه!

520
00:36:04,100 --> 00:36:06,270
‫ریـنا رو انداختی توی آب، درسته؟

521
00:36:14,940 --> 00:36:16,990
‫نمی‌دونم.

522
00:36:29,000 --> 00:36:31,790
‫لباس‌زیر رینا توی آب‌های گورج پیدا شده.

523
00:36:38,300 --> 00:36:41,300
‫آیا شبی که رینا به قتل رسید،
‫لباس‌زیرش رو دیده بودی؟

524
00:36:44,470 --> 00:36:45,970
‫نمی‌دونم

525
00:36:47,560 --> 00:36:50,350
‫در اظهارات سامارا بیلی به پلیس

526
00:36:50,850 --> 00:36:53,560
‫اون گفته که تو بهش گفتی

527
00:36:53,650 --> 00:36:55,360
‫کمر رینا پر از مـو بوده.

528
00:36:55,440 --> 00:36:56,650
‫نه، نه، من گفتم...

529
00:36:56,730 --> 00:36:59,900
‫تو کمک کردی یه دختر رو بندازین توی
‫آب تا بمیره و تنها چیزی که توی ذهنت مونده

530
00:37:00,700 --> 00:37:02,910
‫اینه ‌که بدنش یه‌ذره مـو داشته؟

531
00:37:05,410 --> 00:37:08,290
‫به‌خاطر این‌که رینا رو اون لحظه به چشم
‫یک حیوان دیدی که می‌تونی به راحتی

532
00:37:08,370 --> 00:37:09,950
‫بکشیش و هیچ عواقبی نداشته باشه
‫اینطور فکر کردی؟

533
00:37:10,040 --> 00:37:12,250
‫- نه
‫- خب وارن، بگو ببینم

534
00:37:12,750 --> 00:37:15,340
‫در پرونده مرگ رینا ورک،

535
00:37:15,420 --> 00:37:18,710
‫از یک تا ده، چقدر تو مقصر بودی و چقدر کلی؟

536
00:37:23,300 --> 00:37:24,550
‫آم...

537
00:37:28,970 --> 00:37:30,770
‫فکر می‌کنم...

538
00:37:30,850 --> 00:37:32,890
‫سه و هفت.

539
00:37:34,150 --> 00:37:36,110
‫سه و هفت؟

540
00:37:36,190 --> 00:37:38,190
‫سه از ده؟

541
00:37:39,150 --> 00:37:40,150
‫دقیقاً برای چه کاری؟

542
00:37:45,780 --> 00:37:49,290
‫چون زیر پل زدمش.

543
00:37:53,830 --> 00:37:56,210
‫چون که اون‌جا بودم.

544
00:38:45,050 --> 00:38:47,140
‫می‌شه بیام داخل کـم؟

545
00:38:49,600 --> 00:38:51,100
‫خوابم نمی‌بره.

546
00:39:03,280 --> 00:39:06,950
‫وارن، بهم گفت این رو بهت برگردونم.

547
00:39:08,570 --> 00:39:10,580
‫همون شبی که دستگیرش کردم.

548
00:39:20,460 --> 00:39:22,630
‫مال گیـبه، نـه؟

549
00:39:34,520 --> 00:39:36,020
‫ببین...

550
00:39:39,150 --> 00:39:42,980
‫بکا، نمی‌تونم جوری رفتار کنم که انگار
‫می‌دونم دقیقاً توی ذهنت چی می‌گذره اما

551
00:39:45,530 --> 00:39:49,200
‫خودت هم می‌دونی گیب و وارن
‫اصلاً شبیه هم نیستن.

552
00:39:50,160 --> 00:39:52,160
‫آره؛ می‌دونم.

553
00:39:57,250 --> 00:39:59,750
‫فقط...یه پسر بچه رو می‌بینم
‫که بهم نیاز داره.

554
00:40:04,630 --> 00:40:07,050
‫اما نمی‌دونم چرا اینقدر برای بقیه سخته

555
00:40:07,130 --> 00:40:08,970
‫اون بخش از شخصیت‌ش که کاملاً

556
00:40:09,050 --> 00:40:11,930
‫از اون آدمی که همچین
‫اشتباهی کرده جداست رو ببینن.

557
00:40:12,010 --> 00:40:14,260
‫بکا، باید بدونی که اشتباه نبوده.

558
00:40:14,350 --> 00:40:17,350
‫یعنی به‌نظرت آدم‌ها کارهایی انجام
‫نمی‌دن که بعداً پشیمون بشن؟

559
00:40:36,290 --> 00:40:39,290
‫تو هنوز فکر می‌کنی اگه من نبودم،
‫گیب الان زنده بود نـه؟

560
00:40:46,210 --> 00:40:47,420
‫ببین من...

561
00:40:47,510 --> 00:40:50,380
‫وقتی این حرف رو بهت زدم
‫خیلی بچه بودم.

562
00:40:54,550 --> 00:40:56,850
‫حس می‌کنم هنوزم همچین حسی داری.

563
00:41:09,610 --> 00:41:12,110
‫نمی‌دونم.

564
00:41:23,920 --> 00:41:25,920
‫فقط چند دقیقه تا حـکم دادگاه

565
00:41:26,000 --> 00:41:28,630
‫رینا ورک فاصله داریم.

566
00:41:29,960 --> 00:41:30,970
‫جـو؟

567
00:41:32,090 --> 00:41:33,340
‫حدس بزن چی شده؟

568
00:41:34,470 --> 00:41:35,800
‫نقشه‌ام جواب داد.

569
00:41:35,890 --> 00:41:37,390
‫وکیل‌ام قاضی رو متقاعد کرد

570
00:41:37,470 --> 00:41:40,810
‫که جون من این‌جا در خطـره و این حرف‌ها...

571
00:41:40,890 --> 00:41:42,140
‫آزاد می‌شم!

572
00:41:42,770 --> 00:41:46,230
‫فکر می‌کردم قرار بود دوتامون آزاد بشیم.

573
00:41:46,310 --> 00:41:47,940
‫می‌دونم.

574
00:41:48,020 --> 00:41:49,730
‫این قدم اول بود؛

575
00:41:49,820 --> 00:41:52,070
‫بعدش تو رو آزاد می‌کنه.

576
00:41:56,320 --> 00:41:59,330
‫یادته وارن گفت درمورد رینا کابوس می‌بینه و این‌ها؟

577
00:42:00,290 --> 00:42:01,330
‫تو هم کابوس می‌بینی؟

578
00:42:02,040 --> 00:42:04,000
‫وارن کُسخله بابا.

579
00:42:09,590 --> 00:42:11,460
‫خب، قدم بعدی چیـه؟

580
00:42:11,550 --> 00:42:13,840
‫دیگه نیازی نیست بری دادگاه؟

581
00:42:13,930 --> 00:42:15,930
‫چرا بابا.

582
00:42:17,300 --> 00:42:19,470
‫واقعاً مسخره‌ست که
‫هنوزم باید برم دادگاه.

583
00:42:19,560 --> 00:42:22,060
‫الارد! مامانت اومده.

584
00:42:22,140 --> 00:42:23,640
‫خداروشکر.

585
00:42:28,400 --> 00:42:30,110
‫می‌دونم واقعاً سخته اما...

586
00:42:31,780 --> 00:42:34,110
‫تو هم بزودی آزاد می‌شی.

587
00:42:35,410 --> 00:42:37,620
‫«کریپ مافیا کارتل» تا ابد!

588
00:43:20,030 --> 00:43:23,790
‫حداقل الان می‌دونیم چرا
‫همچین بلایی سرش آوردن.

589
00:43:26,580 --> 00:43:28,710
‫رینا رو به چشم یه حیوون می‌دیده!

590
00:43:32,710 --> 00:43:33,840
‫چرا اینطوری می‌گی؟

591
00:43:36,260 --> 00:43:38,050
‫مگه نشنیدی چی گفت؟

592
00:43:38,970 --> 00:43:41,260
‫این‌که از رینا چی یادش می‌اومد...

593
00:43:42,350 --> 00:43:45,850
‫به‌نظرت اگه رینا شبیه تو بود،
‫بازم این‌کار رو باهاش می‌کرد؟

594
00:43:53,020 --> 00:43:56,530
‫توی اخبار گفتی دلت می‌خواد بدونی
‫چرا رینا رو کشتن...

595
00:43:59,990 --> 00:44:01,990
‫چون عصبانی بود

596
00:44:03,280 --> 00:44:07,160
‫رینا هم جلوی چشمش بوده؛
‫یه آدم ضعیف‌تر...

597
00:44:07,870 --> 00:44:10,670
‫کسی که براش هیچ اهمیتی نداشته.
‫کسی که می‌تونسته...

598
00:44:11,540 --> 00:44:12,920
‫قربانی‌ش کنه.

599
00:44:16,970 --> 00:44:20,640
‫درک کردن این موضوع تنها راهِ
‫کتاب نوشتن درمورد زندگی دخترمه!

600
00:44:27,100 --> 00:44:29,140
‫وارن گلواتسکی؛ لطفاً بایست.

601
00:44:33,400 --> 00:44:36,400
‫خشونت، یک فعالیتِ تفریحی نیست.

602
00:44:37,530 --> 00:44:41,490
‫از نگاه من، شهادت های گلواتسکی
‫ناقص و غیر محتمل بود.

603
00:44:41,570 --> 00:44:45,410
‫معقدم فقط مقدار کمی از حرف‌هایی
‫که زد، حقیقت داره

604
00:44:45,490 --> 00:44:48,450
‫و به‌طور قطع از این موضوع اطمینان دارم که

605
00:44:48,540 --> 00:44:52,000
‫گلواتسکی قصد صدمه بدنی به
‫رینا ورک را داشته،

606
00:44:52,080 --> 00:44:55,500
‫و نسبت به این‌که آیا این عمل، به مرگ
‫وی ختم می‌شود یا نه، بی‌اهمیت بوده

607
00:44:55,590 --> 00:44:58,550
‫و به همین دلیل، بنده آقای گلواتسکی رو

608
00:44:59,420 --> 00:45:02,090
‫به قتل درجه دو متهم می‌کنم.

609
00:45:13,350 --> 00:45:17,190
‫شما به حبس ابد، بدون آزادی مشروط محکوم می‌شوید

610
00:45:17,280 --> 00:45:21,240
‫تا زمانی که دولت سلطنتی و دادگاه تعیین کنه.

611
00:45:52,850 --> 00:45:55,610
‫کاری می‌کنم همه قلب مهربونت رو بشناسن.

612
00:46:01,280 --> 00:46:02,530
‫کافیه.

613
00:46:03,070 --> 00:46:05,570
‫- لطفاً راهرو رو ترک کنید. راهرو رو ترک کنید.
‫- خداحافظ.

614
00:46:06,118 --> 00:46:13,342
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»
‫:::. t.me/mmli_Subs &amp; Ayda.NDR .:::

615
00:46:14,751 --> 00:46:21,015
moviepovie.com
