1
00:00:02,000 --> 00:00:12,000
moviepovie.com

2
00:00:13,013 --> 00:00:23,013
moviepovie.com

3
00:00:44,780 --> 00:00:48,821
‫« تقدیم به تمام افرادی که با اختلال
‫طیف اوتیسم دست و پنجه نرم می‌کنند »

4
00:00:51,318 --> 00:00:54,822
‫حق با من بود، حق با من بود.

5
00:00:54,922 --> 00:00:57,692
‫این شد یه چیزی.
‫این خوب بود، خوشم اومد.

6
00:00:57,717 --> 00:00:59,914
‫اکثر مردم منو درک نمی‌کنن.

7
00:01:00,527 --> 00:01:02,864
‫دیگه هیچکس باهات روراست نیست،
‫تابحال دقت کردین؟

8
00:01:03,497 --> 00:01:06,533
‫همه یه‌جور زبون سرّیِ خودشون رو دارن.

9
00:01:06,634 --> 00:01:09,771
‫مثل یه کدی می‌مونه
‫واسه قصد و غرض واقعی‌شون.

10
00:01:09,871 --> 00:01:12,506
‫مثل وقتی که دکتر واسه اولین‌بار
‫بهم گفت پسرم اوتیسم داره.

11
00:01:12,607 --> 00:01:15,308
‫می‌دونین، برگشت بهم گفت:
‫«ذهن بیماران اوتیسم...

12
00:01:15,409 --> 00:01:19,881
‫به‌طرز خارق‌العاده
‫و متحول‌کننده‌ای غیرطبیعیه.»

13
00:01:19,981 --> 00:01:22,416
‫بهش گفتم: «جدی می‌فرمایید؟»

14
00:01:22,516 --> 00:01:24,018
‫«مثلاً چطور؟»

15
00:01:24,118 --> 00:01:26,386
‫چون می‌دونین، پسرم خیلی حرف نمی‌زد.

16
00:01:26,486 --> 00:01:29,057
‫سال‌ها بود یه کلمه هم حرف نمی‌زد.

17
00:01:29,082 --> 00:01:31,636
‫فقط زبونِ ناله، غُرغُر...

18
00:01:31,661 --> 00:01:34,251
‫و جیغ و داد‌های کَرکننده حالیش می‌شد.

19
00:01:40,332 --> 00:01:44,301
‫و وقتی بالاخره زبون باز کرد،
‫دیگه خفه‌خون نمی‌گرفت.

20
00:01:44,326 --> 00:01:47,315
‫عین واقعیته. واقعاً ساکت نمی‌شد.

21
00:01:47,340 --> 00:01:50,210
‫اگه دکتر حقیقت رو بهمون گفته بود
‫وقت کمتری ازمون می‌گرفت.

22
00:01:50,310 --> 00:01:52,914
‫«بزن تو گوش اون جک و جنده‌ها
‫و بهشون نشون بده کی رئیسه!»

23
00:01:53,014 --> 00:01:55,917
‫- عذرا!
‫- بچه‌های اوتیسمی به تخم‌شون هم نیست.

24
00:01:56,017 --> 00:01:59,687
‫- «اسم منو بگو!» «اسم منو بگو!»
‫- واقعاً نیست، نیستش.

25
00:01:59,994 --> 00:02:07,994
‫ترجمه از امیر فرحناک
‫:::. FarahSub@ .:::

26
00:02:08,262 --> 00:02:09,633
‫به‌نظر خوب میای.

27
00:02:10,283 --> 00:02:11,853
‫کار و بار چطوره؟

28
00:02:11,953 --> 00:02:12,854
‫خوبه.

29
00:02:14,154 --> 00:02:15,790
‫عذرا کِی وقت کرد «برکینگ بد» ببینه؟

30
00:02:15,890 --> 00:02:17,592
‫آخرهفته‌ی پیش بکوب همه‌شو دیدیم.

31
00:02:20,628 --> 00:02:22,897
‫- شاید بهتره یکم بیشتر مراقب باشیم.
‫- منـ... منظورت چیه؟

32
00:02:22,997 --> 00:02:24,966
‫اون از پنج سالگی نیویورک تامیز مطالعه می‌کنه.

33
00:02:25,066 --> 00:02:26,466
‫قطعاً با والتر وایت کنار میاد.

34
00:02:26,567 --> 00:02:28,836
‫- ممنون که تشریف آوردین.
‫- سلام.

35
00:02:28,936 --> 00:02:31,271
‫- سلام، جنا.
‫- خانم لی، سلام. خوشبختم.

36
00:02:31,371 --> 00:02:33,675
‫مکس، جفت‌تون دکتر تاماروا رو که می‌شناسین.

37
00:02:33,775 --> 00:02:34,642
‫اوهوم.

38
00:02:36,276 --> 00:02:38,178
‫عذرا، لطفاً پیش آنتونی بمون.

39
00:02:38,278 --> 00:02:40,414
‫سلام. سلام، خانم کاترو.

40
00:02:40,514 --> 00:02:41,783
‫چی... چی شده؟

41
00:02:41,883 --> 00:02:43,785
‫چرا عذرا پیش بقیه‌ی همکلاسی‌هاش نیست؟

42
00:02:43,885 --> 00:02:45,452
‫امروز حسابی کار دست‌مون داد.

43
00:02:45,553 --> 00:02:47,088
‫من دانش‌آموزهای دیگه‌ای هم دارم
‫که می‌خوان اینجا درس بخونن،

44
00:02:47,187 --> 00:02:48,523
‫کسایی که سر امنیت‌شون
‫روی من حساب باز کردن.

45
00:02:48,623 --> 00:02:50,390
‫- دیگه حوصله‌ی این چرندیات رو ندارم.
‫- مکس، لطفاً.

46
00:02:50,490 --> 00:02:52,660
‫نه، شما می‌دونین که اینجا
‫بچه‌ها اذیتش می‌کنن؟

47
00:02:52,760 --> 00:02:55,697
‫شاید می‌خواست از اون
‫خنده‌های شیطانیِ کودکانه کنه.

48
00:02:55,797 --> 00:02:57,865
‫عذی هفته‌ی پیش با لب‌های خونی خونه اومد.

49
00:02:57,965 --> 00:02:59,266
‫کسی رو بابتش اخراج کردین؟

50
00:02:59,366 --> 00:03:00,500
‫با والدین اون هم صحبت کردیم.

51
00:03:00,601 --> 00:03:01,903
‫درسته، ولی عذی آدم بده‌ست.

52
00:03:02,003 --> 00:03:03,403
‫نه، نه. عذرا پسر بدی نیست،

53
00:03:03,503 --> 00:03:05,873
‫ولی امروز هم جون خودش
‫و هم دیگران رو به‌خطر انداخت.

54
00:03:05,973 --> 00:03:08,142
‫بفرما، خودشه. همون زبون سرّی.

55
00:03:08,241 --> 00:03:09,844
‫- منتظرش بودم.
‫- مکس.

56
00:03:09,944 --> 00:03:11,646
‫- هان؟
‫- مکس، تمومش کن!

57
00:03:15,883 --> 00:03:19,721
‫نمی‌تونین اخراجش کنین.
‫اون خیلی زحمت کشیده.

58
00:03:19,821 --> 00:03:21,756
‫درسته، اونم روزهای بدش رو داشته،

59
00:03:21,856 --> 00:03:24,759
‫ولی به خیلی از اهدافی که...

60
00:03:24,859 --> 00:03:26,226
‫شما براش تعیین کردین رسیده.

61
00:03:26,326 --> 00:03:28,395
‫خانم لی، خواهش می‌کنم.

62
00:03:29,329 --> 00:03:30,832
‫نمی‌تونین اخراجش کنین.

63
00:03:31,498 --> 00:03:33,835
‫مکس، این جوک‌های اوتیسم
‫آدم رو افسرده می‌کنن.

64
00:03:33,935 --> 00:03:35,536
‫اگه بهمون دلیل کافی واسه
‫گوش کردن به استندآپت بدی،

65
00:03:35,636 --> 00:03:36,971
‫می‌تونی راجع‌به هرچیزی
‫که می‌خوای صحبت کنی.

66
00:03:37,071 --> 00:03:39,674
‫و منم دلم می‌خواد گوش بدم.
‫گمونم پسرخاله‌ام اوتیسم داره.

67
00:03:39,774 --> 00:03:42,610
‫- ولی باید بامزه باشه.
‫- نگاه، روی تابلو نوشته «کُمدی.»

68
00:03:42,710 --> 00:03:44,579
‫مجلس کفن و دفن که نیومدی.

69
00:03:44,679 --> 00:03:46,055
‫چه‌خبرتونه؟ جلسه‌ی درمانیه؟

70
00:03:46,080 --> 00:03:49,150
‫مخالفم. باید بیشتر و عمیق‌تر بهش بپردازی.

71
00:03:49,249 --> 00:03:50,450
‫کل اجرات رو بهش اختصاص بدی.

72
00:03:50,475 --> 00:03:51,761
‫آره، اصلاً کل شب راجع‌به همین صحبت کن.

73
00:03:51,786 --> 00:03:53,654
‫اسمش هم بذار «معلولیت‌ها با مکس.»

74
00:03:53,755 --> 00:03:55,556
‫خب، من که جوک نمی‌گم،
‫داستان تعریف می‌کنم.

75
00:03:55,656 --> 00:03:57,357
‫می‌دونم جوک نمی‌گی،
‫ولی داستان‌هات باید بامزه باشن.

76
00:03:57,457 --> 00:03:59,594
‫جکی، تازه داستان‌های تلخش رو نشنیدی.

77
00:03:59,694 --> 00:04:01,028
‫اتفاقاً یه چندتاییش رو شنیدم.

78
00:04:01,129 --> 00:04:02,230
‫طلاق دادن خایه می‌خواد.

79
00:04:02,329 --> 00:04:03,865
‫فضول، دلگیر و سکسی.

80
00:04:03,965 --> 00:04:05,533
‫ببخشید مزاحم شدم،
‫فقط خواستم بگم...

81
00:04:05,633 --> 00:04:07,367
‫- از اجراتون لذت بردم.
‫- بفرما.

82
00:04:07,467 --> 00:04:09,336
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم. من سوزان‌ام.

83
00:04:09,436 --> 00:04:10,671
‫می‌تونم یه نوشیدنی مهمون‌تون کنم؟

84
00:04:10,772 --> 00:04:12,907
‫من جات بودم پولم رو هدر نمی‌دادم.
‫این رفیق‌مون عزاداره.

85
00:04:19,814 --> 00:04:21,616
‫هی.

86
00:04:21,716 --> 00:04:24,018
‫- داری گریه می‌کنی؟
‫- بیخیال.

87
00:04:27,255 --> 00:04:28,355
‫بهت زنگ می‌زنم.

88
00:04:29,583 --> 00:04:30,607
‫واقعاً می‌زنی؟

89
00:04:31,926 --> 00:04:33,293
‫نه.

90
00:04:46,541 --> 00:04:48,943
‫گریه کرد، مگه نه؟

91
00:04:50,377 --> 00:04:53,014
‫به‌خاطر پسرشه، نوه‌ام.

92
00:04:56,918 --> 00:04:57,985
‫گرسنه‌ای؟

93
00:04:58,085 --> 00:04:59,452
‫برات غذا درست کنم؟

94
00:05:08,274 --> 00:05:10,072
‫یکم از اون رقمی که توافق کردیم بیشتره،

95
00:05:10,097 --> 00:05:13,534
‫ولی دقیقاً همون محله‌ایه که می‌خواستی.

96
00:05:13,634 --> 00:05:15,368
‫ببین، چند نفری قصد خریدش رو دارن،

97
00:05:15,468 --> 00:05:17,738
‫واسه همین باید
‫بیشتر از مبلغ درخواستی بدیم.

98
00:05:18,847 --> 00:05:22,050
‫کاش مشکل‌مون چیز دیگه‌ای بود،
‫ولی متأسفانه...

99
00:05:22,075 --> 00:05:23,981
‫همچنان هرچی فروشنده بگه همونه.

100
00:05:24,477 --> 00:05:26,714
‫عذرا، بیا صبحونه!

101
00:05:33,696 --> 00:05:34,908
‫« یه پسر توی کاسه‌ی توالت دستشویی می‌کنه »

102
00:05:46,499 --> 00:05:49,637
‫- این تیشرت رو از کجا آوردی؟
‫- بیخیال، ول کن. تیشرت تو نیست.

103
00:05:49,737 --> 00:05:51,873
‫- مطمئنی مال من نیست؟
‫- مطمئنم.

104
00:05:55,209 --> 00:05:58,312
‫انریکو رفت ریتز.

105
00:05:58,411 --> 00:06:00,480
‫خونه‌ی منم هنوز واسه اتحادیه‌ست.

106
00:06:00,581 --> 00:06:01,916
‫و الانم برای فروشه، پس...

107
00:06:02,016 --> 00:06:04,218
‫- خب؟
‫- می‌خوام بهش فکر کنی.

108
00:06:04,318 --> 00:06:05,620
‫خیلی‌خب، باشه.

109
00:06:05,720 --> 00:06:07,355
‫من قرار نیست مثل تو دربان باشم، بابا. مرسی.

110
00:06:07,461 --> 00:06:09,097
‫دربان بودن مگه چه عیبی داره؟

111
00:06:09,190 --> 00:06:11,993
‫در ضمن، مردی به سن و سالِ تو
‫نباید با پدرش زندگی کنه.

112
00:06:13,460 --> 00:06:17,064
‫دارن اخراجش می‌کنن.
‫عذ رو اخراج کردن.

113
00:06:17,089 --> 00:06:19,030
‫ازم می‌خوان مدرسه‌ی کودکان استثنایی بفرستمش.

114
00:06:19,055 --> 00:06:21,769
‫اونجا هیچیِ استثنایی نیست.
‫همه‌ش مزخرفه.

115
00:06:21,869 --> 00:06:23,905
‫بفرما، پیشنهاد کردن دارو مصرف کنه.

116
00:06:26,974 --> 00:06:29,243
‫باشگاه بفرستش.
‫بذار انرژی خودش رو خالی کنه.

117
00:06:29,343 --> 00:06:31,112
‫- آره.
‫- ولی باید به مبارزه ادامه بدی.

118
00:06:31,212 --> 00:06:33,513
‫آره، ادامه بدم. درسته.
‫می‌دونی چقدر داره برام آب می‌خوره؟

119
00:06:33,614 --> 00:06:34,949
‫هم دارم پول وکیل اون رو میدم
‫هم پول وکیل خودم.

120
00:06:35,049 --> 00:06:36,884
‫جنا می‌دونه که آه در بساط ندارم.
‫یه چنگال بهم میدی؟

121
00:06:36,984 --> 00:06:39,053
‫اون می‌دونه هنوز دوستش داری.
‫این از اولیش.

122
00:06:39,153 --> 00:06:41,956
‫بیخیالش شو، خب؟
‫ولم کن، بیخیال.

123
00:06:42,056 --> 00:06:44,258
‫آخه کی بعد از سکس با یه غریبه گریه می‌کنه؟

124
00:06:44,358 --> 00:06:46,861
‫باورکردنی نیست.
‫باید فراموشش کنی، بچه‌جون.

125
00:06:46,961 --> 00:06:48,896
‫باور کن. من می‌دونم گند زدن
‫به رابطه‌ات با یه زن...

126
00:06:48,996 --> 00:06:51,185
‫و دست‌تنها موندن با پسرت چه حسی داره.

127
00:06:51,210 --> 00:06:53,331
‫بازم قهوه می‌خوای؟

128
00:06:53,378 --> 00:06:55,648
‫اولین‌باره بهم صبحونه میدی؟
‫آره، قهوه می‌خوام.

129
00:06:58,873 --> 00:07:00,808
‫یه پیشنهاد خوب بده، جین.

130
00:07:00,908 --> 00:07:03,411
‫یه چیز خیلی خوب برات دارم.

131
00:07:03,510 --> 00:07:05,445
‫دیگه این کارو نمی‌کنم.
‫نه، الان دیگه واسه خودم می‌نویسم.

132
00:07:05,470 --> 00:07:06,881
‫- بیا اینجا ببینم.
‫- راجع‌به خودم.

133
00:07:06,906 --> 00:07:08,115
‫بیا اینجا.

134
00:07:08,140 --> 00:07:09,516
‫روی پات نمی‌شینم!

135
00:07:09,541 --> 00:07:10,818
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

136
00:07:10,843 --> 00:07:12,278
‫بیا.

137
00:07:12,303 --> 00:07:14,030
‫نذار خودم بلند شم.

138
00:07:14,055 --> 00:07:17,258
‫خیلی‌خب، دیگه عمراً کسی
‫منو واسه اجرای نیمه‌شب بیاره.

139
00:07:17,358 --> 00:07:19,293
‫کَنون گفت حق ندارم بیام.

140
00:07:19,393 --> 00:07:21,395
‫خب، با مشت زدی تو تخم‌هاش!

141
00:07:21,494 --> 00:07:23,097
‫می‌خواستم شکمش رو بزنم.

142
00:07:23,197 --> 00:07:24,665
‫از بس که قدش بلنده!

143
00:07:27,335 --> 00:07:29,036
‫چرا انقدر دیوونه‌ای؟

144
00:07:29,136 --> 00:07:32,873
‫ببین، رابرت سیگل کلی تعریف ازت شنیده.

145
00:07:32,974 --> 00:07:35,142
‫رابرت سیگل؟ مدیر دعوت مهمانِ کیمل؟

146
00:07:35,242 --> 00:07:37,678
‫می‌خواد امشب توی «سلار» اجرات رو ببینه.

147
00:07:37,778 --> 00:07:39,512
‫نه، نمی‌تونم. امشب نمی‌تونم.

148
00:07:39,613 --> 00:07:41,382
‫قراره عذی رو ببرم واسه
‫بزرگداشت فیلم لبوفسکی بزرگ.

149
00:07:41,481 --> 00:07:43,918
‫قراره مثل شخصیت‌های فیلم لباس بپوشیم،
‫سمت پرده‌ی سینما آت‌وآشغال پرت کنیم.

150
00:07:44,018 --> 00:07:46,587
‫- یه شب بی‌نظیر قراره داشته باشیم.
‫- این‌ها همه‌ش قشنگه، ولی امشب نه!

151
00:07:46,687 --> 00:07:47,955
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم پسرم رو ناامید کنم.

152
00:07:48,055 --> 00:07:50,524
‫واقعاً دوست داری یه لطفی
‫در حق پسرت کنی؟

153
00:07:50,624 --> 00:07:54,028
‫کاری کن آقای سیگل تو رو
‫واسه شوی کیمل رزرو کنه.

154
00:07:54,128 --> 00:07:57,098
‫خب، آماده؟
‫میرم لباس مدل رو بیارم.

155
00:07:57,198 --> 00:07:58,099
‫خیلی‌خب.

156
00:07:59,233 --> 00:08:00,735
‫خب، چه لباس راحتی.

157
00:08:04,438 --> 00:08:06,941
‫- این یکم اذیتت می‌کنه.
‫- می‌دونم.

158
00:08:07,041 --> 00:08:08,042
‫خیلی‌خب.

159
00:08:10,277 --> 00:08:12,179
‫- خب.
‫- وایسا، الان نه. خودم درستش می‌کنم.

160
00:08:12,279 --> 00:08:15,583
‫خودم درستش می‌کنم.

161
00:08:15,683 --> 00:08:18,619
‫ببین چه خوشگل شدی!

162
00:08:18,719 --> 00:08:21,589
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید!

163
00:08:21,689 --> 00:08:24,859
‫باشه، ببخشید. چیزی نیست.

164
00:08:24,959 --> 00:08:27,294
‫متأسفم، عذی. چیزی نیست.

165
00:08:27,395 --> 00:08:29,163
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

166
00:08:30,439 --> 00:08:31,599
‫چیزی نیست.

167
00:08:56,257 --> 00:08:57,625
‫خودم باز می‌کنم، عذیزم.

168
00:08:58,659 --> 00:09:00,361
‫واو، چه تیپی زدی!

169
00:09:00,461 --> 00:09:03,532
‫- یه روز یه وکیل میره مشروب‌فروشی...
‫- نه، نه. این کارو نکن، برایس.

170
00:09:03,631 --> 00:09:05,800
‫- اسمم بروسه.
‫- عذی! عذی!

171
00:09:05,900 --> 00:09:07,701
‫تو نقش «منجی» هستی،
‫همون بولینگ‌بازه، نه؟

172
00:09:07,802 --> 00:09:09,670
‫نقش «مسیح»ـه، مرد.

173
00:09:09,770 --> 00:09:11,005
‫- مسیح؟
‫- مگه فیلم رو ندیدی؟

174
00:09:11,105 --> 00:09:13,574
‫نه، خیلی وقته که... اوه!
‫اینم از لبوفسکی بزرگ!

175
00:09:13,674 --> 00:09:16,010
‫من آقای لبوفسکی نیستم، تویی!

176
00:09:16,110 --> 00:09:16,911
‫من «دود»ام.
‫(لقب جف لبوفسکی)

177
00:09:17,011 --> 00:09:18,579
‫خب، هنوز نیستی.

178
00:09:18,679 --> 00:09:20,247
‫بذار ببینم.

179
00:09:20,347 --> 00:09:22,049
‫حالا دود شدی.

180
00:09:22,149 --> 00:09:24,485
‫بذار ببینمت.

181
00:09:24,585 --> 00:09:25,920
‫محض احتیاط.

182
00:09:26,020 --> 00:09:28,557
‫باشه، اون با منه.
‫بداخلاقی نمی‌کنه.

183
00:09:28,656 --> 00:09:30,925
‫حتماً. خب، تا ساعت ۹ برگردین.

184
00:09:31,025 --> 00:09:32,726
‫از سینما مستقیم برگردین خونه.

185
00:09:32,827 --> 00:09:34,428
‫- قول میدی؟
‫- آره، قول میدم.

186
00:09:34,529 --> 00:09:35,596
‫- خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب.

187
00:09:35,696 --> 00:09:37,498
‫باشه.

188
00:09:37,598 --> 00:09:39,934
‫- مستقیم برگردین خونه، رفقا.
‫- باشه، همچنین. خب؟

189
00:09:40,034 --> 00:09:41,802
‫- خوش بگذره.
‫- خیلی‌خب.

190
00:09:41,902 --> 00:09:43,321
‫از جوکم خوشش نیومد.

191
00:09:47,406 --> 00:09:49,492
‫« باشگاه کُمدی سلار »

192
00:09:54,415 --> 00:09:55,683
‫چه تیپی!

193
00:09:55,783 --> 00:09:57,552
‫چه‌خبر، رفیق؟

194
00:09:57,651 --> 00:09:59,019
‫جک جک جکلین.

195
00:09:59,120 --> 00:10:01,155
‫- چه‌خبر مکس؟
‫- میرم لباسم رو عوض کنم.

196
00:10:01,255 --> 00:10:02,957
‫- سلام، عذرا.
‫- سلام.

197
00:10:03,057 --> 00:10:05,159
‫جشن رقص با لباس مبدل بودی، عذیزم؟

198
00:10:05,259 --> 00:10:07,495
‫نه. لبوفسکی بزرگ، ساعت هفت.

199
00:10:07,596 --> 00:10:09,463
‫چه فیلم خوبی. عاشقشم.

200
00:10:09,564 --> 00:10:11,566
‫یه «وایت راشن» می‌خوام.
‫(اشاره به فیلم بیگ لبوفسکی)

201
00:10:11,665 --> 00:10:14,869
‫یه وایت راشن بدون الکل واسه دود.

202
00:10:14,969 --> 00:10:17,638
‫راستش، همون آب آناناس رو بیار.
‫یه آب آناناس، لطفاً.

203
00:10:25,012 --> 00:10:28,249
‫- تو منو یاد دزدهای دریایی میندازی.
‫- جداً؟ عجیبه.

204
00:10:28,349 --> 00:10:29,283
‫آره.

205
00:10:29,383 --> 00:10:32,319
‫هرچند لهجه‌ی دزدهای دریایی...

206
00:10:32,419 --> 00:10:34,421
‫معمولاً انگلیسیِ وِست‌کانتریه.

207
00:10:36,357 --> 00:10:37,725
‫ایرلندی‌ها هم دزدهای دریایی خوبی‌ان.

208
00:10:39,894 --> 00:10:42,763
‫گوشش رو ول کن!
‫گوشش رو ول کن!

209
00:10:42,863 --> 00:10:47,101
‫مکس نشئه‌ست، همگی.
‫مکس نشئه‌ست.

210
00:10:47,201 --> 00:10:48,035
‫واقعاً، رفیق؟

211
00:10:48,135 --> 00:10:49,036
‫نمی‌دونم کسی اینجا توی...

212
00:10:49,136 --> 00:10:50,838
‫یه رابطه‌ی چند‌نژادی هست یا نه.

213
00:10:50,938 --> 00:10:52,873
‫من خودم اینجوری‌ام.
‫دوست‌دخترم اهل پورتوریکوئه.

214
00:10:52,973 --> 00:10:55,142
‫- آره، مرسی. ممنون.
‫- اونو می‌بینی؟

215
00:10:55,242 --> 00:10:57,311
‫اون آقای عینکی‌ای که
‫اونجا نشسته رو می‌بینی؟

216
00:10:57,411 --> 00:11:00,080
‫خودشه. افسونت رو نیاز دارم، عذی، خب؟

217
00:11:00,181 --> 00:11:01,982
‫حاضری تا طالع شانسِ من باشی؟

218
00:11:03,585 --> 00:11:05,920
‫اگه می‌تونی یه آدم بدبخت‌تر برام پیدا کن.

219
00:11:06,020 --> 00:11:08,989
‫مأیوس‌کننده‌ست.
‫چرا باید این کارو کنم؟

220
00:11:09,089 --> 00:11:11,158
‫انقدر بی‌روح نباش، عذی.
‫بیا بریم.

221
00:11:11,258 --> 00:11:14,061
‫هر وقت بابام با یه همجنسگرا
‫برخوردی داشته باشه بهم زنگ می‌زنه.

222
00:11:14,161 --> 00:11:16,130
‫هر نوع برخوردی!

223
00:11:16,230 --> 00:11:18,199
‫حالا هرچقدر که می‌خواد جزئی باشه.
‫چند روز پیش بهم زنگ زد.

224
00:11:18,299 --> 00:11:19,900
‫گفت: «اِما، رفته بودم فروشگاه،

225
00:11:20,000 --> 00:11:22,069
‫دیدم اونطرف یه لزبینه.»

226
00:11:22,770 --> 00:11:25,406
‫منم بهش گفتم: «چه عالی، بابا.
‫از کجا فهمیدی لزبین بود؟»

227
00:11:25,506 --> 00:11:28,242
‫گفت: «خب، شبیه خودت بود.»
‫«خدافظ بابا!»

228
00:11:28,342 --> 00:11:30,878
‫خب، رفقا، آماده‌اید واسه اجرای بعد؟

229
00:11:30,978 --> 00:11:33,414
‫افسونت رو بده من.
‫افسونت رو بده من! بده من!

230
00:11:33,514 --> 00:11:35,216
‫یکی از کمدین‌های محبوب خودم.

231
00:11:35,316 --> 00:11:37,686
‫نویسنده‌ی آثار خیلی از
‫بزرگ‌های این صنعت بوده.

232
00:11:37,785 --> 00:11:38,953
‫حالا ولی برای خودش می‌نویسه.

233
00:11:39,053 --> 00:11:40,622
‫بزنید به افتخار رفیق خودم، مکس برنال!

234
00:11:40,721 --> 00:11:41,623
‫تشویقش کنید!

235
00:11:41,722 --> 00:11:43,857
‫خودشه!

236
00:11:46,661 --> 00:11:49,496
‫بزنید به افتخار اِما ویلمن!

237
00:11:50,931 --> 00:11:53,133
‫- حال‌تون چطوره؟
‫- خوب!

238
00:11:53,234 --> 00:11:55,402
‫خیلی‌خب، آروم باشید.
‫خیلی هم برام مهم نیست.

239
00:11:55,502 --> 00:11:59,139
‫امشب پسرم اینجاست.
‫درسته، پسرم امشب اینجاست.

240
00:12:00,975 --> 00:12:02,544
‫از خجالت داره آب می‌شه.

241
00:12:02,644 --> 00:12:04,278
‫پاشو کلاه‌گیست رو بردار، عذ!

242
00:12:04,378 --> 00:12:08,048
‫انقدر راجع‌به من حرف نزن!

243
00:12:08,148 --> 00:12:10,585
‫خب. انتظار اینو نداشتم.
‫می‌دونی...

244
00:12:10,685 --> 00:12:12,152
‫یکم احترام بذار، باشه عذ؟

245
00:12:12,253 --> 00:12:14,855
‫اومدم این بالا آبروی خودم رو ببرم
‫تا تو یه زندگی بهتری داشته باشی.

246
00:12:14,955 --> 00:12:17,024
‫خیلی‌خب.

247
00:12:17,124 --> 00:12:18,727
‫من که باهات خوبم، وزه‌ی کوچولو.

248
00:12:18,826 --> 00:12:20,794
‫- نه مثل بابای پیرم.
‫- آقاجون!

249
00:12:20,894 --> 00:12:22,930
‫خودشه، آقاجون.

250
00:12:23,030 --> 00:12:25,032
‫در ضمن، این آخرین‌باریه که حرف می‌زنه.

251
00:12:25,132 --> 00:12:28,135
‫آقاجون، اتفاقاً این بهترین اسم واسه بابامه.

252
00:12:28,235 --> 00:12:30,904
‫آقاجون. مثل دوتا گلوله می‌مونه.

253
00:12:31,005 --> 00:12:33,474
‫یکی توی مغزت یکی توی قلبت.
‫پاپ! پاپ!

254
00:12:34,174 --> 00:12:35,610
‫بذارید یکم از بابام بگم.

255
00:12:35,710 --> 00:12:38,812
‫این مرد یه زمانی یکی از خبره‌ترین...

256
00:12:38,912 --> 00:12:40,481
‫سرآشپزهای نیویورک سیتی بود.

257
00:12:40,582 --> 00:12:43,250
‫توی تمام رستوران‌های
‫درجه‌یک آشپزی کرده. عین واقعیته.

258
00:12:43,350 --> 00:12:45,687
‫از همه‌شون هم بیرون اومد،

259
00:12:45,786 --> 00:12:47,722
‫چون آبش با هیچکس توی یه جوب نمی‌رفت.

260
00:12:47,821 --> 00:12:49,456
‫حتی از شهر هم رفت،

261
00:12:49,557 --> 00:12:52,092
‫و تنها جایی که به عنوان
‫سرآشپز می‌تونست کار کنه...

262
00:12:52,192 --> 00:12:54,729
‫خانه‌ی استیکِ نبراسکا بود.

263
00:12:54,828 --> 00:12:56,698
‫- اوه!
‫- خودشه.

264
00:12:56,797 --> 00:12:59,900
‫شما خودتون بهتر غذاهای نبراسکا رو می‌شناسین.

265
00:13:00,000 --> 00:13:01,703
‫اینجا هیچ غذایی نداره.
‫(نبراسکا به استیکش معروفه)

266
00:13:01,802 --> 00:13:04,919
‫شما حیوون رو می‌کشین،
‫اون‌ها کبابش می‌کنن،

267
00:13:04,944 --> 00:13:06,731
‫یه تیکه لاستیکِ میشلن تحویل‌تون میدن.

268
00:13:06,907 --> 00:13:09,310
‫حالا، منِ پنج ساله که
‫توی نبراسکا زندگی می‌کنم،

269
00:13:09,410 --> 00:13:12,146
‫جشن تولدمه و کلی فشار رومه.

270
00:13:12,246 --> 00:13:14,915
‫بچه‌های کشاورزهای خیکی بهم خیره شدن.

271
00:13:15,015 --> 00:13:18,787
‫من تنها مانع بین اون‌ها و کیک‌ام.
‫پس، می‌دونین دیگه...

272
00:13:19,486 --> 00:13:22,990
‫پیش‌بند بچگونه‌ی خمیر کاغذی،
‫سال ۱۹۸۰، خودتون می‌دونین هرچی تنمه...

273
00:13:23,090 --> 00:13:24,526
‫از جنس آتش‌زاست.

274
00:13:24,626 --> 00:13:27,227
‫خم شدم که شمع‌ها رو فوت کنم،

275
00:13:27,328 --> 00:13:29,196
‫وقتی داشتم شمع‌ها رو
‫فوت می‌کردم بابام می‌گفت:

276
00:13:29,296 --> 00:13:31,599
‫«شمع‌های تخمی رو فوت کن، مکس!»

277
00:13:33,133 --> 00:13:36,136
‫ترسیدم، روبه جلو افتادم.

278
00:13:36,236 --> 00:13:39,106
‫آتیش شمع به من گرفت،
‫مثل مُنور روشن شدم.

279
00:13:39,206 --> 00:13:41,676
‫یه چیزی می‌گم یه چیزی می‌شنوین!
‫آتیش گرفته بودم ها!

280
00:13:41,776 --> 00:13:44,211
‫اون‌وقت بابام نوشابه‌ش رو برداشت،

281
00:13:44,311 --> 00:13:46,413
‫مثل آتیش کمپ خاموشم کرد و گفت:

282
00:13:46,513 --> 00:13:49,950
‫«کیک می‌خوای، مکسی؟»

283
00:13:50,050 --> 00:13:51,418
‫گفتم: «نه، بابا!»

284
00:13:51,518 --> 00:13:53,454
‫- «اَبروهامو می‌خوام!»
‫- اَبروهامو می‌خوام!

285
00:13:55,989 --> 00:13:57,659
‫مرسی، بچه‌جون.

286
00:13:57,759 --> 00:13:59,493
‫امشب دخل پسرم رو میارم.

287
00:13:59,594 --> 00:14:02,496
‫به‌نظرم عالیه که اجرام رو حفظی،

288
00:14:02,597 --> 00:14:04,331
‫ولی نباید وقتی دارم اوج داستان
‫رو می‌گم وسط بیای، رفیق.

289
00:14:04,431 --> 00:14:06,934
‫نمی‌تونم اجازه بدم قطار از مسیر خارج شه!

290
00:14:07,034 --> 00:14:09,604
‫خب، عذ. آقای شاد و شنگول داره میاد.

291
00:14:09,704 --> 00:14:13,507
‫هر حرفی توی سرته،
‫فقط به زبون نیارش. باشه؟ لطفاً!

292
00:14:13,608 --> 00:14:14,908
‫- اجرای خوبی بود.
‫- ممنون.

293
00:14:15,008 --> 00:14:17,010
‫گمونم باید پسرت رو دعوت کنم.

294
00:14:17,111 --> 00:14:18,546
‫همچنان بامزه نیستی، باب.

295
00:14:18,646 --> 00:14:21,816
‫عذی، ایشون آقای سیگله.
‫باب، اینم پسرم، عذرا.

296
00:14:21,915 --> 00:14:24,251
‫خب، هفته‌ی دیگه یه تهیه‌کننده میاد...

297
00:14:24,351 --> 00:14:26,755
‫- به تو و سال آرجنتو سر می‌زنه.
‫- خیلی‌خب.

298
00:14:26,855 --> 00:14:29,923
‫بعدش یکی از شما برای
‫اجرا توی شوی کیمل به لس آنجلس میاد.

299
00:14:30,023 --> 00:14:33,193
‫آقای سیگل، از اینکه کچلین ناراحتین؟

300
00:14:34,194 --> 00:14:35,996
‫به‌شکل دردناکی رُکـه

301
00:14:36,096 --> 00:14:38,198
‫مثل باباش

302
00:14:38,298 --> 00:14:40,234
‫- بهترین جوک‌هاتو آماده کن، مکس.
‫- خیلی‌خب.

303
00:14:40,334 --> 00:14:42,804
‫- باشه؟ نیازت می‌شن.
‫- خیلی‌خب، باشه.

304
00:14:44,371 --> 00:14:47,675
‫ناراحت و کچل؟
‫خداروشکر حرف نزدی!

305
00:14:47,776 --> 00:14:50,377
‫- فقط یه سؤال پرسیدم.
‫- خیلی‌خب.

306
00:14:50,477 --> 00:14:53,581
‫بیا تا مادرت منو نکشته از اینجا بریم.

307
00:14:53,681 --> 00:14:55,449
‫شرمنده، شرمنده.

308
00:15:01,756 --> 00:15:02,800
‫خب...

309
00:15:08,162 --> 00:15:10,431
‫خدای من.

310
00:15:10,532 --> 00:15:12,132
‫خب.

311
00:15:12,232 --> 00:15:14,268
‫بگیر آروم و راحت بخواب.

312
00:15:18,405 --> 00:15:20,608
‫باشه. خیلی‌خب، باشه.

313
00:15:20,708 --> 00:15:22,042
‫کاری نمی‌کردم.

314
00:15:24,846 --> 00:15:27,582
‫بهمون خوش گذشت، مگه نه؟

315
00:15:27,682 --> 00:15:29,450
‫یه‌بار دیگه.

316
00:15:29,551 --> 00:15:32,687
‫باشه. خیلی‌خب. هی، دوستت دارم.

317
00:15:34,388 --> 00:15:35,657
‫شبت بخیر.

318
00:15:41,195 --> 00:15:43,197
‫کی گفته بچه‌های اوتیسمی معاشرت بلد نیستن؟

319
00:15:43,297 --> 00:15:46,366
‫«از اتاقم برو بیرون!»
‫و منم اومدم بیرون. آره.

320
00:15:46,467 --> 00:15:48,435
‫بهترین معاشرت جهان.

321
00:15:48,536 --> 00:15:50,404
‫می‌تونی دفعه‌ی بعد از
‫براش‌های حسی استفاده کنی.

322
00:15:50,504 --> 00:15:52,707
‫نه، نه، نه.
‫اون براش‌ها تخصص توئه.

323
00:15:52,807 --> 00:15:54,441
‫مگه آلپاکاست؟

324
00:15:54,542 --> 00:15:57,211
‫رفتی سلار اجرا کردی
‫و به من قول دادی این کارو نمی‌کنی.

325
00:15:57,311 --> 00:15:59,246
‫- داری دیوونه‌ام می‌کنی.
‫- متأسفم، خب؟

326
00:15:59,346 --> 00:16:01,248
‫یکی از طرف کیمل اومد اجرام رو ببینه،

327
00:16:01,348 --> 00:16:04,318
‫منم خواستم طالع شانسم پیشم باشه، خب؟

328
00:16:04,418 --> 00:16:06,386
‫تو که منو می‌شناسی.
‫به افسونم نیاز داشتم.

329
00:16:06,487 --> 00:16:09,089
‫ارزیابی دکتر تاماروا رو خوندی؟

330
00:16:11,860 --> 00:16:14,361
‫نگاه چه خوشگل شدی.
‫بیا، یه بوس بهم بده.

331
00:16:14,461 --> 00:16:15,996
‫- بِرَد که نیست.
‫- تمومش کن.

332
00:16:16,096 --> 00:16:18,298
‫اسمش بروسه و توی آشپزخونه‌ست.

333
00:16:19,901 --> 00:16:22,302
‫- برایان توی آشپزخونه‌ی منه؟
‫- سلام، مکس!

334
00:16:22,402 --> 00:16:24,238
‫اون هیچ‌وقت توی خونه‌مون جایی نداره.

335
00:16:24,338 --> 00:16:26,507
‫مکس، این خونه‌ی منه.
‫ارزیابی رو خوندی؟

336
00:16:26,608 --> 00:16:28,743
‫آره، خوندم. خوندمش، آره.

337
00:16:28,843 --> 00:16:30,879
‫ولی همه‌ش زورگویی بود.
‫اون‌ها فقط می‌خوان عذرا اونجا نباشه.

338
00:16:30,979 --> 00:16:33,715
‫انجمن آموزش و پرورش هزینه‌ی
‫مدرسه‌ی کودکان استثنایی رو پرداخت می‌کنه.

339
00:16:33,740 --> 00:16:35,324
‫اون نیازی به مدرسه‌ی کودکان استثنایی نداره.

340
00:16:35,349 --> 00:16:37,819
‫مکس، اون ۲۰تا از بچه‌ها رو
‫برد وسط خیابون واشینگتن.

341
00:16:37,919 --> 00:16:40,655
‫- کارش شدیداً خطرناک بود.
‫- باشه، ولی اون بچه‌ی خطرناکی نیست.

342
00:16:40,755 --> 00:16:41,990
‫اون یه چالشه.

343
00:16:42,089 --> 00:16:44,091
‫لعنتی، چرا کسی نمی‌خواد
‫کار خودش رو انجام بده!

344
00:16:44,191 --> 00:16:46,861
‫کار؟ کار! تمام زندگی من شده کار.

345
00:16:46,961 --> 00:16:49,597
‫میای اینجا، لباس مبدل می‌پوشی،
‫اون‌وقت می‌بریش باشگاه کمدی؟

346
00:16:49,697 --> 00:16:51,900
‫- نصفه‌شب برمی‌گردونیش.
‫- منظور من این نبود، خب؟

347
00:16:51,925 --> 00:16:53,208
‫ببین، ما قصد جفت‌مون یکیه، جن.

348
00:16:53,233 --> 00:16:56,136
‫هم تو می‌دونی اون
‫چه طرز فکری داره و هم من.

349
00:16:56,236 --> 00:16:58,171
‫فقط کافیه که دیده شه، جن.

350
00:16:58,272 --> 00:17:02,376
‫شنیده شه و بابت کارهایی
‫که ازش برمیاد قدرش رو بدونن.

351
00:17:02,476 --> 00:17:05,045
‫آره، درسته، ولی باید بتونه
‫حداقل بدون داد و بی‌داد...

352
00:17:05,145 --> 00:17:06,313
‫یه بغل بهمون بده.

353
00:17:09,149 --> 00:17:10,417
‫فرصت خوبیه، مکس.

354
00:17:10,517 --> 00:17:13,988
‫معلمین و مشاورین آموزش دیده...

355
00:17:14,087 --> 00:17:15,255
‫توی مدرسه‌ای که
‫برای خودش ساخته شده کنارش‌ان،

356
00:17:15,355 --> 00:17:17,157
‫جوری که براش لازمه، درس یاد می‌گیره.

357
00:17:18,492 --> 00:17:19,827
‫کسی اذیتش هم نمی‌کنه.

358
00:17:21,428 --> 00:17:23,297
‫کنار بچه‌هاییه که مثل خودش‌ان.

359
00:17:26,199 --> 00:17:28,636
‫- آفرین. بچه‌هایی که مثل خودش‌ان، هان؟
‫- خیلی‌خب.

360
00:17:28,736 --> 00:17:31,471
‫- منظورم این نبود.
‫- اتفاقاً من خوب منظورت رو فهمیدم.

361
00:17:31,573 --> 00:17:34,042
‫داستان از این قراره،
‫منم یه بچه‌ای مثل اونم.

362
00:17:34,067 --> 00:17:36,363
‫و بچه‌هایی که مثل ما هستن
‫می‌دونی به چی نیاز دارن؟

363
00:17:36,388 --> 00:17:37,639
‫اینکه کنار بچه‌های دیگه باشن!

364
00:17:37,664 --> 00:17:40,967
‫پس نه، بمیرم هم اون
‫توصیه‌ی کوفتی رو قبول نمی‌کنم!

365
00:17:53,528 --> 00:17:55,697
‫- تو خوبی؟
‫- نه.

366
00:17:57,097 --> 00:17:58,465
‫همیشه داستان همینه!

367
00:17:58,566 --> 00:17:59,901
‫هربار به یه تصمیمی می‌رسیم...

368
00:18:00,001 --> 00:18:01,035
‫که ممکنه در واقع جواب بده،

369
00:18:01,134 --> 00:18:02,770
‫مکس باید بیاد و گند بزنه بهش!

370
00:18:02,870 --> 00:18:05,405
‫این سومین مدرسه‌ایه
‫که عذرا ازش اخراج می‌شه.

371
00:18:05,505 --> 00:18:09,077
‫راه دیگه‌ای نداریم.
‫من دیگه باید چیکار کنم؟

372
00:18:09,176 --> 00:18:11,579
‫خب، می‌تونم شرّ مکس رو برات کم کنم.

373
00:18:11,679 --> 00:18:13,881
‫- می‌تونی این کارو کنی؟
‫- آره، ناسلامتی وکیلم.

374
00:18:13,982 --> 00:18:15,349
‫احساساتم روی تصمیماتم تأثیر نمی‌ذارن.

375
00:18:15,449 --> 00:18:19,486
‫در ضمن، من یه آشنایی دارم.
‫بهش جیمی تبر می‌گن.

376
00:18:19,587 --> 00:18:23,256
‫بنگ بنگ، جک و جنده‌ها.
‫سرش رو ببُرید و بدید ماهی‌ها بخورن.

377
00:18:36,403 --> 00:18:39,941
‫آروم بگیر، آروم بگیر!

378
00:18:51,552 --> 00:18:53,153
‫خیلی طول نمی‌کشه، عذیزم،

379
00:18:53,253 --> 00:18:55,757
‫ولی تو جون به لبم کردی!

380
00:18:58,760 --> 00:19:01,395
‫عذیزدلم، چرا اونجوری از خونه بیرون رفتی؟

381
00:19:01,495 --> 00:19:04,398
‫هوم؟ خواهش می‌کنم دیگه این کارو نکن.

382
00:19:05,232 --> 00:19:09,269
‫- بگو که دیگه این کارو نمی‌کنی.
‫- دیگه این کارو نمی‌کنم.

383
00:19:09,369 --> 00:19:11,606
‫خانم دموزیو دید از وسط خیابون رد می‌شدی،

384
00:19:11,706 --> 00:19:13,975
‫بعدش یه تاکسی اومد و باهاش تصادف کردی.

385
00:19:14,075 --> 00:19:16,044
‫- ممکن بود الان...
‫- یه سگ می‌خوست گازم بگیره.

386
00:19:16,144 --> 00:19:18,245
‫باید از دست دندون‌هاش فرار می‌کردم.

387
00:19:18,345 --> 00:19:20,514
‫هی، جن. اون‌ها آماده‌ان که ‌کم‌کم ببرنش.

388
00:19:20,615 --> 00:19:22,182
‫نه!

389
00:19:23,283 --> 00:19:24,284
‫- چیزی نیست.
‫- هی.

390
00:19:24,384 --> 00:19:27,155
‫- هی، بابا اومده.
‫- چه‌خبر شده؟

391
00:19:27,254 --> 00:19:29,090
‫هی، رفیق.
‫هی، هی. حالت خوبه؟

392
00:19:29,189 --> 00:19:32,359
‫چه‌خبر شده؟ هان؟ چی شده؟

393
00:19:32,459 --> 00:19:35,362
‫- خیابون ۱۴ وایداکت به منهتن.
‫- چی؟

394
00:19:35,462 --> 00:19:37,598
‫- سه بلوک به سمت پارک...
‫- هی، هی، می‌دونم...

395
00:19:37,699 --> 00:19:39,734
‫- می‌دونم که آدرس خونه‌ی آقاجون رو بدی.
‫- متأسفم.

396
00:19:39,834 --> 00:19:42,402
‫نمی‌خواد متأسف باشی.
‫فقط بهم بگو چی...

397
00:19:42,502 --> 00:19:43,938
‫- عصبانی‌ای.
‫- نه، عصبانی نیستم.

398
00:19:44,038 --> 00:19:45,338
‫خیلی‌خب، عصبانی نیستم.

399
00:19:45,439 --> 00:19:47,175
‫باشه، می‌دونی چیه؟
‫آره، یکم عصبانی‌ام.

400
00:19:47,274 --> 00:19:49,177
‫منو نگاه کن، منو نگاه کن، عذی.

401
00:19:49,276 --> 00:19:52,279
‫- اومدی بیرون چیکار کنی...
‫- می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

402
00:19:54,816 --> 00:19:55,883
‫هی...

403
00:19:59,787 --> 00:20:01,421
‫عذرا برنال؟

404
00:20:01,522 --> 00:20:03,825
‫- چرا توی راهروئه؟
‫- باید ازش آزمایش بگیرن.

405
00:20:03,925 --> 00:20:06,359
‫منظورت چیه که آزمایش بگیرن؟
‫چه آزمایشی؟ مثل اشعه‌ی ایکس؟

406
00:20:06,460 --> 00:20:08,062
‫- ارزیابی روانی.
‫- منظورت چیه که ارزیابی روانی؟

407
00:20:08,162 --> 00:20:10,898
‫هی، کجا میری؟ نه، ممنون.

408
00:20:10,998 --> 00:20:12,934
‫- منم اولش همین واکنش رو داشتم.
‫- چه ارزیابی روانی‌ای؟

409
00:20:13,034 --> 00:20:15,103
‫- با تاکسی تصادف کرده!
‫- یه دستورالعمل واسه کودکانه.

410
00:20:15,203 --> 00:20:18,072
‫- ببخشید، مشکلیه؟
‫- بله، می‌خوای دکتر رو ببینیم.

411
00:20:18,172 --> 00:20:21,642
‫- من دکتر کپلین‌ام.
‫- اوه، باشه. ما... هی، دست نزن!

412
00:20:21,743 --> 00:20:23,611
‫قربان، باید اجازه بدیم
‫ایشون وظیفه‌ش رو انجام بده.

413
00:20:23,711 --> 00:20:25,713
‫آره، بیا خون‌سردی خودمون رو حفظ کنیم، فقط...

414
00:20:25,813 --> 00:20:27,715
‫- بابا؟
‫- جونم، من کنارتم، رفیق.

415
00:20:27,815 --> 00:20:29,382
‫- ما همین‌جاییم، رفیق.
‫- نگران نباش.

416
00:20:29,483 --> 00:20:31,052
‫فوراً قضیه رو حلش می‌کنیم، خب؟

417
00:20:49,402 --> 00:20:51,404
‫اون‌ها مجبورم کردن نقاشی بکشم،

418
00:20:51,505 --> 00:20:55,442
‫توی چشم‌هام نور زدن و سؤال‌پیچم کردن.

419
00:20:56,376 --> 00:20:58,378
‫چه سؤال‌هایی؟

420
00:20:58,478 --> 00:21:03,084
‫ازم پرسیدن مامان و بابام
‫تابحال خواستن کتکم بزنن یا نه.

421
00:21:03,184 --> 00:21:05,385
‫پرسیدن تابحال خواستم
‫به خودم آسیبی برسونم یا نه.

422
00:21:07,188 --> 00:21:09,791
‫متأسفم که این سؤال‌ها رو ازت پرسیدن.

423
00:21:11,391 --> 00:21:15,830
‫می‌خوان مجبورم کنن یه‌جای دیگه...

424
00:21:15,930 --> 00:21:17,297
‫زندگی کنم؟

425
00:21:18,266 --> 00:21:20,635
‫- مثل بیمارستان؟
‫- نه.

426
00:21:20,735 --> 00:21:22,270
‫نمی‌تونن.

427
00:21:22,369 --> 00:21:25,673
‫تو خونواده داری،
‫و اونا باید به ما جوابگو باشن.

428
00:21:25,773 --> 00:21:29,744
‫- پس چنین اتفاقی قرار نیست بیفته.
‫- باشه.

429
00:21:29,844 --> 00:21:31,179
‫حرکت کن.

430
00:21:31,279 --> 00:21:33,548
‫- مطمئنی می‌خوای این کارو کنی؟
‫- چه‌جورم.

431
00:21:34,347 --> 00:21:36,284
‫باختی.

432
00:21:36,383 --> 00:21:39,086
‫حتماً باید شکستم می‌دادی، نه؟

433
00:21:42,899 --> 00:21:44,091
‫سلام.

434
00:21:44,116 --> 00:21:45,568
‫ممنون که منتظر موندین.

435
00:21:45,593 --> 00:21:47,674
‫می‌دونم شب بلندی داشتین.

436
00:21:47,699 --> 00:21:48,975
‫یه‌سری خبرهای خوب دارم.

437
00:21:49,000 --> 00:21:51,265
‫صبح عذرا رو خونه می‌فرستیم.

438
00:21:51,364 --> 00:21:53,601
‫ولی به‌خاطر سنش...

439
00:21:53,701 --> 00:21:56,170
‫و به‌خاطر شاهدی که دید
‫اون داشت جلوی تاکسی فرار می‌کرد...

440
00:21:56,270 --> 00:21:57,470
‫این‌ها چرنده.

441
00:21:57,572 --> 00:21:58,806
‫لطفاً بذار حرفش رو بزنه.

442
00:21:58,906 --> 00:22:00,942
‫عذی هرگز بی‌دلیل جلوی تاکسی فرار نمی‌کنه.

443
00:22:01,042 --> 00:22:03,311
‫- فقط به حرف دکتر گوش بده.
‫- من می‌دونم بهش آسیب روحی وارد شده،

444
00:22:03,410 --> 00:22:05,445
‫ولی دارم کاری رو می‌کنم
‫که قانون بهم دستور داده.

445
00:22:05,546 --> 00:22:07,215
‫دولت از لحاظ فنی از عذرا حمایت می‌کنه.

446
00:22:07,315 --> 00:22:10,117
‫- شما چنین حقی ندارین.
‫- قانوناً در واقع داره.

447
00:22:10,218 --> 00:22:11,484
‫فقط به حرف‌های دکتر گوش بده.

448
00:22:11,586 --> 00:22:13,420
‫عذرا سابقه‌ی فرار...

449
00:22:13,520 --> 00:22:14,956
‫و به‌خاطر انداختن خودش رو داره.

450
00:22:15,056 --> 00:22:18,259
‫من قرار نیست اون رو به بخش
‫روانشناس کودکان بسپرم.

451
00:22:18,358 --> 00:22:22,597
‫ولی ازش می‌خوام که به
‫مدرسه‌ی کودکان استثنایی بره.

452
00:22:22,697 --> 00:22:25,633
‫و می‌خوام ریسپریدون مصرف کنه.

453
00:22:26,968 --> 00:22:28,803
‫ریسپریدون؟
‫این که داروی ضد روان‌پریشیه.

454
00:22:28,903 --> 00:22:31,539
‫- پسرتون جون خودش رو به‌خاطر انداخته.
‫- این‌طور نیست!

455
00:22:31,639 --> 00:22:34,342
‫مکس! چیزی نمونده بود بمیره!
‫این اتفاقی بود که افتاد.

456
00:22:34,441 --> 00:22:35,977
‫فقط بذار دکتر حرفش رو بزنه.
‫بذار حرفش رو کامل کنه.

457
00:22:36,077 --> 00:22:38,679
‫طی سه ماه ارزیابی مجدد می‌کنیم.

458
00:22:38,779 --> 00:22:41,949
‫ولی درحال حاضر،
‫ریسپریدون تجویز درستیه.

459
00:22:47,722 --> 00:22:49,790
‫- مکس.
‫- نه، نه. فقط...

460
00:22:49,891 --> 00:22:52,293
‫- اینجا کلی ریسپریدون دارین.
‫- مکس.

461
00:22:52,392 --> 00:22:55,296
‫شرکت‌های داروسازی به ازای تجویز
‫این داروها به بچه‌ها بهت چی میدن؟

462
00:22:55,395 --> 00:22:56,664
‫بُن خرید رایگان، عوضی؟

463
00:22:56,764 --> 00:22:58,431
‫- هی، مکس. آروم باش.
‫- آروم باش.

464
00:22:58,532 --> 00:23:00,433
‫الان می‌فهمم رفتار خطرناکش
‫رو از کی به ارث برده.

465
00:23:00,534 --> 00:23:02,536
‫- ببخشید؟
‫- مکس!

466
00:23:02,576 --> 00:23:04,005
‫مرتیکه‌ی حرومزاده.

467
00:23:07,679 --> 00:23:09,785
‫« مقر اداره‌ی پلیس نیویورک سیتی »
‫« پلیس پلازای یک »

468
00:23:09,810 --> 00:23:11,779
‫- نه، من این کارو نمی‌کنم.
‫- مکس.

469
00:23:11,879 --> 00:23:13,446
‫به دکتر ولز گفتم شکایت نکنه،

470
00:23:13,547 --> 00:23:15,650
‫- ولی تو باید برنامه رو قبول کنی.
‫- کون لق اون یارو.

471
00:23:15,750 --> 00:23:18,085
‫- طرف دلال مواده.
‫- هرچی باشه، صاحب اختیاره.

472
00:23:18,185 --> 00:23:21,889
‫مسئول مدرسه‌ی آموزش استثنایی،
‫داروها، همه‌شون.

473
00:23:24,292 --> 00:23:27,929
‫اون‌وقت حکم... «دستور منع» چی می‌شه؟

474
00:23:29,597 --> 00:23:32,767
‫سه ماه. نباید نزدیک عذرا هم بیای.

475
00:23:32,867 --> 00:23:36,070
‫متأسفم. دستور قاضیه.

476
00:23:36,170 --> 00:23:39,307
‫اگه از «کارت‌های رفتاری» استفاده کنی،
‫می‌تونم تا یک ماه کاهشش بدم.

477
00:23:39,407 --> 00:23:41,842
‫گور بابای کارت‌ها.
‫اون روشون می‌شاشه.

478
00:23:41,943 --> 00:23:45,313
‫می‌خوای خونه بری
‫یا می‌خوای یه شب دیگه اینجا بمونی؟

479
00:23:45,413 --> 00:23:46,547
‫به خودت بستگی داره.

480
00:24:01,429 --> 00:24:04,432
‫چه حسی داری دوست‌پسر همسرت
‫تو رو از بازداشت درآورده؟

481
00:24:04,532 --> 00:24:06,267
‫توروخدا هیچی نگو.

482
00:24:06,367 --> 00:24:08,269
‫زنت پیله کرده به این داستان عقب‌موندگی.

483
00:24:08,369 --> 00:24:10,338
‫هی، چه مرگته؟

484
00:24:10,438 --> 00:24:14,507
‫هیچکس دیگه نمی‌گه «عقب‌مونده.»
‫هیچکس. دیگه این حرف رو نزن.

485
00:24:14,589 --> 00:24:16,091
‫باشه. نمی‌گم.

486
00:24:18,726 --> 00:24:20,294
‫می‌دونی که داشتن این‌ها جرمه؟

487
00:24:20,394 --> 00:24:21,662
‫چرند محضه.

488
00:24:21,762 --> 00:24:24,198
‫واسه کشورم خدمت کردم.
‫این کارت حقمه!

489
00:24:24,298 --> 00:24:26,200
‫غذا، خدمتت فقط سرو غذا بود.

490
00:24:28,803 --> 00:24:32,339
‫راه دیگه‌ای نداشتم.
‫الانم بهم می‌گن نمی‌تونم عذرا رو ببینم.

491
00:24:33,207 --> 00:24:36,143
‫حق ندارم بگم چه دارویی براش تجویز کنن.

492
00:24:36,243 --> 00:24:38,479
‫توی کدوم مدرسه ثبت‌نامش کنن.
‫این چه گـ...

493
00:24:44,285 --> 00:24:45,953
‫تو حرفی نداری؟

494
00:24:46,053 --> 00:24:49,857
‫- خوب دستت رو کوتاه کرد، می‌دونم.
‫- دستم رو کوتاه نکرد.

495
00:24:49,957 --> 00:24:51,659
‫لازم به این کار نبود.
‫همین الان از بازداشتگاه درت آوردم.

496
00:24:51,759 --> 00:24:52,893
‫چی داری می‌گی؟

497
00:24:53,060 --> 00:24:54,562
‫- همه‌ی حرف‌هات همین بود؟
‫- چی می‌خوای بگم؟

498
00:24:54,662 --> 00:24:56,596
‫کور کورانه تصمیم گرفتی، زمین خوردی.

499
00:24:56,697 --> 00:24:57,932
‫اگه نمی‌تونی قدرتت رو کنترل کنی،

500
00:24:58,032 --> 00:24:59,100
‫پس چی برات می‌مونه؟ هیچی.

501
00:24:59,200 --> 00:25:00,634
‫اینو کسی می‌گه که به‌خاطر سوختن استیکش،

502
00:25:00,734 --> 00:25:01,735
‫زده مشتری رو بی‌هوش کرده.

503
00:25:01,836 --> 00:25:02,937
‫اون استیک بی‌نظیر بود.

504
00:25:03,037 --> 00:25:04,338
‫حالا دیدی؟ همین رو می‌گم.

505
00:25:04,572 --> 00:25:06,507
‫- حالا فهمیدی خوب و بد رو از کی یاد گرفتم؟
‫- خیلی‌خب، حالا هرچی.

506
00:25:06,607 --> 00:25:07,741
‫آره، هرچی می‌خواد بشه.

507
00:25:07,942 --> 00:25:09,285
‫شاید اگه این حرف درست بود
‫ما هنوز نبراسکا بودیم،

508
00:25:09,310 --> 00:25:11,475
‫هنوز یه مادری بالاسرم بود،
‫تو چی فکر می‌کنی؟

509
00:25:12,646 --> 00:25:13,948
‫چیکار می‌کنی؟ چیکار می‌کنی؟

510
00:25:14,048 --> 00:25:16,016
‫وایسا.

511
00:25:16,117 --> 00:25:18,452
‫متأسفم، خب؟

512
00:25:18,552 --> 00:25:20,020
‫نمی‌خواستم... بحثش رو پیش بکشم.

513
00:25:20,254 --> 00:25:22,723
‫مرتیکه‌ی عوضی برگشته می‌گه:
‫«هی، احمق، توی بشقابم خون نمی‌بینم.»

514
00:25:22,796 --> 00:25:24,798
‫منم بهش گفتم: «هی، شرمنده.»
‫بعدش یکی خوابوندم توی صورتش.

515
00:25:24,823 --> 00:25:26,368
‫گفتم: «اینم اون خونی که
‫توی بشقاب دنبالش بودی.»

516
00:25:26,393 --> 00:25:28,295
‫چی داری می‌گی؟
‫من دارم راجع‌به مادرم حرف می‌زنم.

517
00:25:28,395 --> 00:25:30,297
‫حالا چی؟ می‌خوام تمام
‫مشکلاتی که واسه خودت...

518
00:25:30,397 --> 00:25:32,399
‫و زندگیت پیش اومد
‫رو گردن من و مامانت بندازی؟

519
00:25:32,424 --> 00:25:34,392
‫گم شو از جلو چشمام!

520
00:25:34,417 --> 00:25:35,785
‫می‌دونی، تو یه پفیوز لاشی‌ای!

521
00:25:35,810 --> 00:25:38,506
‫کون لقت. برو خودت
‫استیک درست کردن رو یاد بگیر.

522
00:25:38,607 --> 00:25:40,875
‫ماشین رو حرکت بده!

523
00:25:42,376 --> 00:25:43,386
‫برداشتی؟

524
00:25:50,384 --> 00:25:51,440
‫آفرین.

525
00:25:57,103 --> 00:25:59,068
‫به‌نظرت فکر خوبیه واقعاً روز اول...

526
00:25:59,093 --> 00:26:01,241
‫توی مدرسه‌ی جدیدت لباس دایناسور بپوشی؟

527
00:26:03,397 --> 00:26:05,266
‫هی، مدرسه‌ی جدید عالی می‌شه.

528
00:26:05,366 --> 00:26:09,703
‫کلی بچه‌های جدید میان،
‫و بهترین دوست‌ها رو پیدا می‌کنی.

529
00:26:13,795 --> 00:26:15,376
‫هی، عذرا.

530
00:26:16,410 --> 00:26:17,745
‫عذی.

531
00:26:19,580 --> 00:26:20,915
‫عذی.

532
00:26:49,710 --> 00:26:51,445
‫خیلی‌خب، همگی. برید داخل!

533
00:26:59,720 --> 00:27:01,789
‫باید بیای داخل، عذرا.

534
00:27:04,825 --> 00:27:07,728
‫چه کلاسی داری؟ هنر؟

535
00:27:14,201 --> 00:27:15,869
‫می‌دونی، اخیراً داشتم بهش فکر می‌کردم.

536
00:27:15,970 --> 00:27:18,038
‫بچه که بودیم یه بازی مزخرفی می‌کردیم.

537
00:27:18,138 --> 00:27:19,974
‫«صندلی‌بازی» رو یادتونه؟

538
00:27:20,074 --> 00:27:21,308
‫- آره!
‫- آره؟

539
00:27:21,408 --> 00:27:24,044
‫- هـو!
‫- هـو؟ ناموساً؟ خدای من.

540
00:27:24,144 --> 00:27:27,081
‫انگار توی یه اتاق با
‫مدیرهای ارشد داروسازی‌ام.

541
00:27:27,181 --> 00:27:29,684
‫می‌دونین، اخیراً داشتم
‫به این بازی فکر می‌کردم.

542
00:27:29,783 --> 00:27:31,118
‫ولی قانون بازی رو که بلدید؟

543
00:27:31,218 --> 00:27:34,689
‫زمانی که ۱۲تا بچه دارین و ۱۱تا صندلی،

544
00:27:34,788 --> 00:27:37,558
‫هر کدوم که نتونه روی صندلی بشینه،

545
00:27:37,659 --> 00:27:41,095
‫«کون لقت، برو بیرون.» مگه نه؟

546
00:27:41,195 --> 00:27:43,163
‫آره، بازی بی‌رحمیه، بازی بی‌رحمیه.

547
00:27:43,264 --> 00:27:46,433
‫بچه‌ها سر این بازی وحشی می‌شن، مگه نه؟

548
00:27:46,533 --> 00:27:49,937
‫همدیگه رو گاز می‌گیرن، به‌هم لگد می‌زنن.

549
00:27:50,037 --> 00:27:52,707
‫انگشت توی چِش و چالِ هم می‌کنن.

550
00:27:52,806 --> 00:27:54,775
‫کدوم مردم آزاری این بازی رو اختراع کرده؟

551
00:27:56,143 --> 00:27:58,178
‫و اصلاً چرا بهش «صندلی‌بازی» می‌گن؟
‫(به انگلیسی: صندلی‌های موزیکال)

552
00:27:58,279 --> 00:28:02,349
‫هیچ‌چیزش نزدیک به موزیکال هم نیست.

553
00:28:02,449 --> 00:28:05,519
‫مثل نسخه‌ی اصلی «بازی مرکب»ـه.

554
00:28:08,690 --> 00:28:11,525
‫می‌دونین... چند روز پیش از زندان آزاد شدم.

555
00:28:11,626 --> 00:28:12,793
‫واقعیته.

556
00:28:12,893 --> 00:28:14,194
‫ممنون، ممنون.

557
00:28:14,295 --> 00:28:17,364
‫می‌دونین... زمان سختی رو گذروندم.

558
00:28:17,464 --> 00:28:20,702
‫سخت‌ترین ۱۴ ساعتِ عمرم بود.

559
00:28:20,801 --> 00:28:22,403
‫ولی...

560
00:28:25,139 --> 00:28:27,841
‫آره، دکتر... دکتر.

561
00:28:27,941 --> 00:28:29,143
‫اون دکتر لامصب.

562
00:28:29,243 --> 00:28:30,944
‫می‌خواست به زور
‫قرص به خورد پسرم بده...

563
00:28:31,045 --> 00:28:32,513
‫می‌دونین، منم مجبور شدم
‫باهاش دست به یقه شم.

564
00:28:32,614 --> 00:28:34,459
‫و... بازداشتم کردن.

565
00:28:36,884 --> 00:28:39,019
‫ولی معامله‌ای رو بهم پیشنهاد دادن.

566
00:28:41,458 --> 00:28:43,223
‫اگه قبول کنم به پسرم همون دارویی که...

567
00:28:43,324 --> 00:28:47,027
‫ به افرادِ از لحاظ کیفری دیوانه میدن رو بدن،

568
00:28:47,127 --> 00:28:49,430
‫اون‌وقت شکایت‌شون رو پس می‌گیرن.

569
00:28:51,633 --> 00:28:53,500
‫و منم...

570
00:28:56,402 --> 00:28:57,595
‫معامله رو قبول کردم.

571
00:29:00,040 --> 00:29:02,276
‫پسرم می‌خواست ازش دفاع کنم...

572
00:29:09,350 --> 00:29:12,987
‫اون‌وقت به ثانیه نکشیده پسرم رو فروختم.

573
00:29:20,829 --> 00:29:23,397
‫کجایی؟ چیکار می‌کنی؟ بیا اجرا داری!

574
00:29:23,497 --> 00:29:25,499
‫- باید برگردی اینجا.
‫- من برنمی‌گردم.

575
00:29:25,599 --> 00:29:30,672
‫ببین، مکس.
‫من واقعاً می‌خوام که پرواز کنی.

576
00:29:30,772 --> 00:29:32,473
‫بری بالا بالاها. جدی می‌گم.

577
00:29:32,573 --> 00:29:35,542
‫ولی باید از این اجراهای بدت دست برداری.

578
00:29:35,643 --> 00:29:37,779
‫می‌دونی اون اجرا راجع‌به دارو و عذ...

579
00:29:37,878 --> 00:29:39,346
‫همه‌ش واقعیته؟

580
00:29:39,446 --> 00:29:42,049
‫خیلی‌خب. پس برگرد و بهشون بگو.

581
00:29:42,149 --> 00:29:44,251
‫ولی باید برگردی.

582
00:29:44,351 --> 00:29:46,987
‫و اون‌ها درکت می‌کنن.
‫ببین، کیمل عاشق بچه‌هاست.

583
00:29:48,361 --> 00:29:49,515
‫منم همین‌طور.

584
00:30:04,505 --> 00:30:07,508
‫هیس.

585
00:30:08,175 --> 00:30:11,545
‫هی، تمرین‌مون روی پلکان فرار رو یادته؟

586
00:30:15,482 --> 00:30:16,550
‫می‌خوای دوباره انجامش بدیم؟

587
00:30:19,420 --> 00:30:20,988
‫باشه.

588
00:30:21,088 --> 00:30:22,699
‫باید بهم اعتماد کنی، رفیق.

589
00:30:24,258 --> 00:30:26,326
‫این عقب یه تخت گرم و نرم
‫برات درست کردم، عذ.

590
00:30:26,427 --> 00:30:28,529
‫بالش جنگ ستارگانت هم هست،
‫منم برات خوراکی خریدم.

591
00:30:28,630 --> 00:30:29,898
‫کلی قراره خوش بگذره!

592
00:30:30,632 --> 00:30:33,534
‫هی، چیکار می‌کنی؟
‫داری چیکار می‌کنی؟

593
00:30:33,635 --> 00:30:35,302
‫نگران نباش، برو داخل.

594
00:30:35,402 --> 00:30:37,171
‫- منظورت چیه؟
‫- نگران چیزی نباش.

595
00:30:37,271 --> 00:30:38,606
‫نمی‌ذارم ماشین رو ببری.

596
00:30:39,006 --> 00:30:40,742
‫- فقط قراره پدر و پسری بیرون بریم.
‫- نمی‌ذارم ماشین رو ببری.

597
00:30:40,842 --> 00:30:43,010
‫- شور در مانیله! (رقابت کِلی و جو فریزیر)
‫- ما دعوا نمی‌کنیم، عذرا.

598
00:30:43,110 --> 00:30:44,311
‫دعوا نمی‌کنیم، فقط صحبت می‌کنیم.

599
00:30:44,411 --> 00:30:46,313
‫فریزیر محمدعلیِ قدرتمند رو می‌زنه!

600
00:30:46,413 --> 00:30:48,750
‫دادگاه علیه‌ت حکم صادر کرده.
‫دیوونه شدی؟ چیکار می‌کنی؟

601
00:30:48,850 --> 00:30:51,318
‫فریزیر زمین می‌خوره!
‫فریزیر زمین می‌خوره!

602
00:30:51,418 --> 00:30:52,586
‫باید برم بخوابونمش.

603
00:30:52,687 --> 00:30:55,355
‫برو سوار شو، عذرا.
‫هی، گوش بده چی می‌گم، خب؟

604
00:30:55,456 --> 00:30:57,826
‫توی مدرسه دیدمش،
‫وقتی تحت‌تأثیر اون داروها بود دیدمش.

605
00:30:57,926 --> 00:30:59,828
‫اون داروها داشت می‌کشتش.
‫باید از اینجا فراریش بدم.

606
00:30:59,928 --> 00:31:02,062
‫اینجوری که فراری نمیدن!
‫تو آخه چه مرگت شده؟

607
00:31:02,162 --> 00:31:03,698
‫بابا، قَسَمت میدم، تمومش کن، خب؟
‫فقط تمومش کن.

608
00:31:03,798 --> 00:31:05,800
‫تو خودت گفتی به مبارزه ادامه بدم،
‫منم دارم ادامه میدم. سوار شو، عذ.

609
00:31:05,900 --> 00:31:07,968
‫تو مبارزه نمی‌کنی، داری فرار می‌کنی!
‫چیکار می‌کنی؟

610
00:31:08,068 --> 00:31:09,604
‫فرار نمی‌کنم. عذرا، سوار ماشین شو!

611
00:31:09,704 --> 00:31:11,004
‫خیلی‌خب، چیزی نیست.

612
00:31:11,104 --> 00:31:12,339
‫- برات وافل دارم.
‫- نه.

613
00:31:12,439 --> 00:31:14,441
‫نه، وافلی درکار نیست.
‫عذ، برو سور ماشین شو.

614
00:31:14,541 --> 00:31:17,010
‫- خامه‌ی قنادی تازه می‌خوای؟
‫- بسه، خواهش می‌کنم.

615
00:31:17,110 --> 00:31:19,513
‫گوش کن، ما خانواده‌ایم.
‫ما پسران رایس کریسپی‌ایم.

616
00:31:19,614 --> 00:31:21,649
‫اون اسنپه، تو کراکل، من چی‌ام؟
‫(اسنپ، کراکل و پاپ)

617
00:31:21,749 --> 00:31:23,016
‫- آقاجون پاپ!
‫- خودشه!

618
00:31:23,116 --> 00:31:24,886
‫ما دعوا نمی‌کنیم،
‫فقط تمرین می‌کنیم.

619
00:31:24,985 --> 00:31:26,053
‫حالا نشون بده ببینم چی بلدی.

620
00:31:26,153 --> 00:31:27,856
‫خودشه! حالا...

621
00:31:27,956 --> 00:31:30,825
‫- اوه!
‫- خیلی‌خب، ضربه فنی شد!

622
00:31:30,925 --> 00:31:32,092
‫آفرین. بیا بریم، رفیق.

623
00:31:32,192 --> 00:31:33,661
‫برو سوار شو. بجنب. بیا بریم.

624
00:31:33,761 --> 00:31:36,563
‫- این کارِت اشتباه‌ست.
‫- بیا بریم. کی گفته اشتباه‌ست؟

625
00:31:36,931 --> 00:31:39,399
‫- آقاجون هم میاد؟
‫- نه، آقاجون نمی‌تونه بیاد.

626
00:31:39,500 --> 00:31:41,335
‫آقاجون باید مراقب قلعه باشه.
‫مگه نه، آقاجون؟

627
00:31:41,435 --> 00:31:43,570
‫- کجا می‌بریش؟
‫- میرم میشیگان، پیش نیک.

628
00:31:43,671 --> 00:31:46,006
‫خدای من. اون پفیوز یونانی.
‫از بین این همه آدم...

629
00:31:46,106 --> 00:31:47,709
‫بس کن. اون رفیق صمیمیمه.

630
00:31:47,809 --> 00:31:48,943
‫اون مردک یه دزده!

631
00:31:49,042 --> 00:31:50,812
‫خونه‌ی خودم دعوتش کردم،
‫ازم دزدی کرد.

632
00:31:50,912 --> 00:31:52,513
‫اون قابلمه‌ی دسته‌درازت رو ندزدیده.

633
00:31:52,614 --> 00:31:54,949
‫منم لباس‌هاتو نمی‌دزدم.
‫کسی ازت چیزی نمی‌دزده، خب؟

634
00:31:55,048 --> 00:31:57,351
‫داری اشتباه می‌کنی.
‫نمی‌تونی این کارو کنی.

635
00:31:57,451 --> 00:31:59,721
‫می‌دونی چیه؟ اینو بگیر، لطفاً.
‫اندازه‌ی کافی گرفتاری دارم.

636
00:31:59,821 --> 00:32:01,288
‫- مرسی!
‫- این کارِت دیوانگیه.

637
00:32:01,388 --> 00:32:02,924
‫- بگو: «خدافظ، آقاجون.»
‫- خدافظ، آقاجون.

638
00:32:03,023 --> 00:32:04,157
‫خدافظ، آقاجون!

639
00:32:22,744 --> 00:32:24,244
‫چه غلطی دارم می‌کنم؟

640
00:32:28,549 --> 00:32:34,311
‫♪ Andrew Bird - Sisyphus ♪

641
00:32:59,047 --> 00:33:02,382
‫عذی؟ عذی؟

642
00:33:02,482 --> 00:33:03,651
‫عذی؟

643
00:33:03,751 --> 00:33:05,218
‫عذرا؟

644
00:33:09,624 --> 00:33:10,524
‫عذی؟

645
00:33:11,525 --> 00:33:13,828
‫عذرا؟ عذرا؟

646
00:33:17,348 --> 00:33:18,893
‫« جنا »

647
00:33:26,440 --> 00:33:28,676
‫- شب خوب خوابیدی؟
‫- نه.

648
00:33:31,578 --> 00:33:33,113
‫شرط می‌بندم مامانه.

649
00:33:33,213 --> 00:33:34,682
‫شرط می‌بندم حق با توئه.

650
00:33:34,782 --> 00:33:37,417
‫ربودن کودک توسط والدین،
‫یعنی یکی از والدین بدون...

651
00:33:37,517 --> 00:33:39,721
‫اجازه از دیگری فرزند رو برداره.

652
00:33:40,420 --> 00:33:43,190
‫- بله؟
‫- عذرا رو دزدیدی؟

653
00:33:43,290 --> 00:33:45,359
‫اگه پدرش باشم دیگه دزدی حساب نمی‌شه.

654
00:33:45,459 --> 00:33:47,127
‫معلومه که حساب می‌شه!
‫تو دستور منع داری!

655
00:33:47,227 --> 00:33:48,395
‫من دارم زندگی پسرم رو نجات میدم.

656
00:33:48,495 --> 00:33:50,330
‫عذی یکی رو می‌خواد
‫که از حقش دفاع کنه...

657
00:33:50,430 --> 00:33:52,299
‫همون‌جوری که من و تو قبلاً
‫باهمدیگه این کارو می‌کردیم.

658
00:33:52,399 --> 00:33:53,701
‫می‌دونی که حق با منه.

659
00:33:53,801 --> 00:33:56,838
‫نه! نه، حق با تو نیست، مکس.
‫تو اشتباه می‌کنی، خب؟

660
00:33:56,938 --> 00:33:59,139
‫باید همین الان بیاریش خونه!

661
00:34:01,241 --> 00:34:03,044
‫- صدای عذرا بود؟
‫- هی، هی، هی، هی!

662
00:34:03,143 --> 00:34:04,444
‫- ولش کن!
‫- موز نه!

663
00:34:04,544 --> 00:34:06,480
‫- موز نه!
‫- موز نه!

664
00:34:06,580 --> 00:34:08,082
‫- برو اسپری‌شو بیار!
‫- ببخشید!

665
00:34:08,181 --> 00:34:09,516
‫خیلی‌خب، عذی. چیزی نیست. نفس بکش.

666
00:34:09,617 --> 00:34:12,452
‫نفس بکش! نفس بکش!
‫نفس بکش! نفس بکش، خیلی‌خب.

667
00:34:12,552 --> 00:34:14,789
‫هواتو دارم. چیزی نیست.
‫بیا، بیا، بیا.

668
00:34:14,889 --> 00:34:16,523
‫سرویس بهداشتی کجاست؟
‫سرویس بهداشتی کجاست؟

669
00:34:16,624 --> 00:34:19,192
‫بیا بریم، طوری نیست.

670
00:34:22,462 --> 00:34:23,563
‫حالش خوبه.

671
00:34:23,665 --> 00:34:25,399
‫ببین، من نمی‌دونستم...

672
00:34:25,499 --> 00:34:27,869
‫توی اوتمیل موز بود، خب؟

673
00:34:27,969 --> 00:34:30,537
‫- این کارت جنون محضه!
‫- نه، من همچین فکری نمی‌کنم.

674
00:34:30,638 --> 00:34:32,707
‫مشکل همینه. چون اصلاً فکر نمی‌کنی.

675
00:34:32,807 --> 00:34:34,574
‫بهم اعتماد کن، این کار...

676
00:34:34,676 --> 00:34:35,810
‫خیلی خیلی کار بدیه.

677
00:34:35,910 --> 00:34:37,078
‫در واقع، این کارِت جرمه!

678
00:34:37,177 --> 00:34:38,880
‫برگردونش!

679
00:34:41,149 --> 00:34:42,427
‫مکس؟

680
00:34:42,617 --> 00:34:44,952
‫باورم نمی‌شه!
‫بازم گوشی رو روم قطع کرد!

681
00:34:46,553 --> 00:34:47,554
‫گندش بزنن.

682
00:34:49,129 --> 00:34:51,302
‫می‌دونی که می‌تونی با پلیس تماس بگیری!

683
00:34:53,728 --> 00:34:55,930
‫نه، وضعیت رو بدترش نمی‌کنم.

684
00:34:56,030 --> 00:34:58,503
‫روح و روان پسرم رو خراب نمی‌کنم.

685
00:35:11,527 --> 00:35:13,890
‫« جنا »

686
00:35:17,685 --> 00:35:20,791
‫هی، رفیق، داستانِ موز نخوردنت چیه؟

687
00:35:22,990 --> 00:35:26,293
‫عُق می‌زنم و نمی‌تونم نفس بکشم.

688
00:35:26,961 --> 00:35:29,329
‫درسته، ولی می‌دونیم که به
‫موز حساسیت نداری، مگه نه؟

689
00:35:29,429 --> 00:35:31,531
‫چون رفتیم پیش اون دکتره، یادته؟

690
00:35:31,632 --> 00:35:34,902
‫شاید اون چیزی که راجع‌به موز
‫فکر می‌کنی فقط توی سرته، می‌دونی؟

691
00:35:40,708 --> 00:35:44,578
‫غرغر می‌کنم و ما می‌کنم،
‫اگه گفتی چی‌ام؟

692
00:35:44,979 --> 00:35:48,149
‫روحم هم خبر نداره، ولی همین که
‫لباس نپوشیدی داری منو می‌ترسونی.

693
00:35:48,248 --> 00:35:50,184
‫جنون گاوی‌ام!

694
00:35:50,283 --> 00:35:53,020
‫خودت ساختیش؟

695
00:35:53,121 --> 00:35:54,488
‫- از باب اسفنجی دیدم.
‫- که این‌طور.

696
00:35:54,588 --> 00:35:56,057
‫واسه همین بامزه نبود.

697
00:36:09,402 --> 00:36:10,938
‫قراره زندان بری؟

698
00:36:13,875 --> 00:36:17,178
‫ببین، عذ، بابا وقتی ناراحت بود
‫یه تصمیم بزرگی گرفته،

699
00:36:17,203 --> 00:36:18,888
‫و اینجور مواقع تصمیم‌گیری
‫اصلاً فکر خوبی نیست.

700
00:36:18,913 --> 00:36:20,313
‫«بنگ بنگ، جک و جنده‌ها.»

701
00:36:20,413 --> 00:36:23,084
‫«سرش رو ببُرید و بدید ماهی‌ها بخورن!»

702
00:36:23,184 --> 00:36:26,187
‫خیلی‌خب، دیگه بیخیال برکینگ بد شو.

703
00:36:26,286 --> 00:36:28,421
‫شاید توی این مورد حق با مادرت بود.

704
00:36:28,522 --> 00:36:30,992
‫بروس می‌خواست تو رو بکشه.
‫نمی‌تونی برگردی خونه.

705
00:36:31,092 --> 00:36:34,862
‫- خب، قطعاً عاشقم نیست...
‫- نه! خودش این حرف رو زد!

706
00:36:34,962 --> 00:36:35,863
‫چی؟

707
00:36:37,198 --> 00:36:39,299
‫- کِی؟
‫- همون شبی که با تاکسی تصادف کردم.

708
00:36:39,399 --> 00:36:42,435
‫داشتم می‌اومدم خونه‌ی آقاجون
‫تا راجع‌به بروس بهت هشدار بدم.

709
00:36:43,436 --> 00:36:44,906
‫خیلی‌خب، حرفت یادت بمونه، رفیق.

710
00:36:51,411 --> 00:36:53,281
‫یعنی داری می‌گی...

711
00:36:53,380 --> 00:36:55,683
‫از قصد نرفتی وسط جاده؟

712
00:36:56,818 --> 00:36:58,485
‫عذی؟

713
00:36:58,585 --> 00:37:00,254
‫عذی، می‌خوام به چشمام نگاه کنی، خب؟

714
00:37:00,353 --> 00:37:02,089
‫موضوع مهمیه.

715
00:37:03,057 --> 00:37:06,359
‫یعنی از قصد نرفتی وسط جاده؟

716
00:37:06,459 --> 00:37:08,830
‫مگه خلم؟
‫یه سگ می‌خواست گازم بگیره.

717
00:37:11,165 --> 00:37:13,071
‫اینو واسه مامان تعریف کردی؟

718
00:37:15,636 --> 00:37:17,905
‫- عصبانی نشو.
‫- کسی عصبانی نشده.

719
00:37:18,005 --> 00:37:19,506
‫- فقط...
‫- نباید بهت می‌گفتم؟

720
00:37:19,531 --> 00:37:21,184
‫چرا، معلومه باید می‌گفتی.

721
00:37:21,209 --> 00:37:23,811
‫گفتن حقیقت بزرگ‌ترین ابرقدرت توئه.

722
00:37:23,911 --> 00:37:25,046
‫هان؟

723
00:37:25,378 --> 00:37:26,889
‫مرسی که بهم گفتی.

724
00:37:27,894 --> 00:37:29,199
‫می‌دونی چیه؟

725
00:37:29,609 --> 00:37:30,885
‫می‌دونی چیه؟

726
00:37:30,954 --> 00:37:32,253
‫گمونم باید برقصیم.

727
00:37:32,319 --> 00:37:33,934
‫باید یه قری به کمر بدیم.

728
00:37:34,188 --> 00:37:36,657
‫بذار ببینم چه موج خوبی پیدا می‌شه.

729
00:37:36,757 --> 00:37:39,026
‫آهان، خودشه.
‫می‌تونی عضلات باسنت رو تکون بدی؟

730
00:37:39,126 --> 00:37:41,629
‫یالا، بیا.
‫بیارش بالا، سمت سینه‌ها.

731
00:37:41,729 --> 00:37:44,598
‫بده روی شونه.
‫آره، بذار بچرخه.

732
00:37:44,699 --> 00:37:47,400
‫بذار بچرخه. بده پایین روی باسن.
‫بیارش دوباره روی شونه‌ها.

733
00:37:47,500 --> 00:37:51,038
‫حالا منقبض کن.
‫دست بزن، هان؟ آرنج‌ها بالا.

734
00:37:51,138 --> 00:37:52,607
‫آره، تکون‌شون بده.

735
00:37:52,632 --> 00:37:54,366
‫یالا، تکون بده.
‫بده سمت سینه، رفیق.

736
00:37:54,391 --> 00:37:55,727
‫سمت سینه، عذی.

737
00:37:55,752 --> 00:37:58,096
‫آره، آره، خودشه.
‫تکونش بده، تکونش بده.

738
00:37:58,121 --> 00:38:01,479
‫« مسافرخانه‌ی فرش قرمز »

739
00:38:06,386 --> 00:38:08,322
‫یکی بیاد منو آب بکشه!

740
00:38:08,820 --> 00:38:10,545
‫اومدم.

741
00:38:14,494 --> 00:38:15,495
‫سلام، جین.

742
00:38:15,595 --> 00:38:17,632
‫کدوم گوری هستی؟

743
00:38:17,732 --> 00:38:19,267
‫یکم دارم با عذ وقت می‌گذرونم.

744
00:38:19,367 --> 00:38:21,661
‫الان زمان مناسبی واسه مرخصی نیست، مکس.

745
00:38:21,903 --> 00:38:24,372
‫آره، می‌دونم. می‌دونم. گند زدم.

746
00:38:24,471 --> 00:38:26,073
‫آره، گند زدی، اون‌ها هم عصبی بودن!

747
00:38:26,173 --> 00:38:28,676
‫ببین، شب بدی داشتم.
‫پیش میاد، خب؟

748
00:38:28,776 --> 00:38:31,913
‫نه. سال آرجنتو شب بدی داشت.

749
00:38:32,013 --> 00:38:34,514
‫آره. گمونم اینجوری هم بد نشد.

750
00:38:34,615 --> 00:38:36,684
‫نه، ولی خوبیش اینه که
‫یه مدیر برنامه‌ای داشته باشی...

751
00:38:36,784 --> 00:38:39,253
‫که ویدئوت رو بفرسته جیمی کیمل تماشا کنه.

752
00:38:39,353 --> 00:38:40,955
‫ویدئو؟

753
00:38:41,055 --> 00:38:42,455
‫کـ... کدوم ویدئو؟

754
00:38:42,555 --> 00:38:44,457
‫همونی که با گوشیم درست کردم!

755
00:38:44,557 --> 00:38:46,493
‫می‌خواد دعوتت کنه!

756
00:38:46,593 --> 00:38:48,663
‫- چی؟
‫- یکی بیاد منو آب بکشه!

757
00:38:48,763 --> 00:38:50,865
‫حالا باید بری لس آنجلس.

758
00:38:50,965 --> 00:38:53,334
‫نمی‌تونن با پرواز بیارنت.
‫مشکلی که نداره؟

759
00:38:53,433 --> 00:38:54,969
‫اوه، نه.

760
00:38:55,269 --> 00:38:57,504
‫- کِی؟
‫- جمعه‌ی آینده.

761
00:38:57,605 --> 00:38:59,407
‫ساعت ۴ استودیوی کیمل باش.

762
00:38:59,506 --> 00:39:01,342
‫بیا منو آب بکش!

763
00:39:01,441 --> 00:39:03,510
‫خیلی‌خب، باشه. میام. اومم...

764
00:39:04,111 --> 00:39:06,280
‫- اون عاشق کارِت شد، مکس.
‫- عاشق کارم شد؟ واقعاً؟

765
00:39:06,380 --> 00:39:07,615
‫منم عاشق تو‌ام، جین.

766
00:39:07,715 --> 00:39:09,817
‫این غلطا به تو نیومده. خدافظ.

767
00:39:09,917 --> 00:39:10,785
‫بیا منو آب بکش!

768
00:39:10,885 --> 00:39:13,520
‫باشه. اومدم، اومدم.
‫هی، آخ!

769
00:39:13,621 --> 00:39:15,957
‫لعنتی! این که جوشه!
‫بیا، بیا بیرون!

770
00:39:16,057 --> 00:39:18,059
‫بیا بیرون، بیا بیرون، بیا بیرون! بجنب.

771
00:39:18,159 --> 00:39:20,161
‫چیکار می‌کنی؟
‫مگه... مگه حس نمی‌کنی؟ جوشه!

772
00:39:20,261 --> 00:39:22,930
‫- من... گرما رو حس نمی‌کنم.
‫- خیلی‌خب، ولی جوشه!

773
00:39:23,030 --> 00:39:24,699
‫خب؟ دست‌هاتو ببین.
‫همه‌ی جونت قرمز شده!

774
00:39:24,799 --> 00:39:26,834
‫مامان برام دما رو چک می‌کنه!

775
00:39:26,934 --> 00:39:30,171
‫اشکالی نداره، ولی بخار رو می‌بینی؟
‫این یعنی زیادی داغه، خب؟

776
00:39:30,271 --> 00:39:31,806
‫- لعنتی!
‫- منِ احمق.

777
00:39:31,906 --> 00:39:33,975
‫- بسه، نه. هی، بس کن. بگیر بشین.
‫- کله‌پوکِ احمق!

778
00:39:34,075 --> 00:39:35,910
‫- احمق، احمق، احمق!
‫- بسه دیگه، خب؟

779
00:39:36,010 --> 00:39:38,179
‫تو احمق نیستی! نیستی!
‫انقدر خودت رو نزن.

780
00:39:38,279 --> 00:39:40,681
‫هی، هی، هی، گوش بده چی می‌گم.
‫هی، هی. تو احمق نیستی.

781
00:39:40,781 --> 00:39:42,216
‫تو احمق نیستی. تو باهوشی، خب؟

782
00:39:42,316 --> 00:39:45,953
‫هروقت بخار رو دیدی، یعنی زیادی داغه.
‫آب خوردن، باشه؟

783
00:39:47,688 --> 00:39:50,257
‫اینو روی کارت نوشته.

784
00:39:50,358 --> 00:39:52,059
‫الان اون کارت‌ها رو نداریم!

785
00:39:53,560 --> 00:39:54,996
‫متأسفم.

786
00:39:55,629 --> 00:39:57,832
‫- مامان بتادین می‌زنه.
‫- واقعاً؟ خب، حدس بزن چی!

787
00:39:57,932 --> 00:39:59,800
‫ما بتادین نداریم، پس من و تو...

788
00:39:59,900 --> 00:40:02,036
‫خودمون یه فکری به‌حالش می‌کنیم، خب؟

789
00:40:02,136 --> 00:40:04,571
‫بفرما، خوبه.

790
00:40:04,596 --> 00:40:05,848
‫می‌دونی چیه؟
‫من یه فکر بهتری دارم.

791
00:40:05,873 --> 00:40:07,842
‫یه فکر بهتری دارم، ولش کن.

792
00:40:08,142 --> 00:40:11,679
‫آماده؟ بیا، بلند شو.
‫بلند شو، دست‌ها بالا.

793
00:40:12,246 --> 00:40:14,749
‫چطوره؟ زیربغل‌ها. خوش می‌گذره؟

794
00:40:14,849 --> 00:40:17,550
‫هان؟ مامان از این کارها می‌کنه؟ نمی‌کنه؟

795
00:40:17,651 --> 00:40:19,353
‫خودم فکرش رو می‌کردم. خیلی‌خب.

796
00:40:19,453 --> 00:40:20,921
‫خودمون از پسش برمیایم.

797
00:40:21,689 --> 00:40:23,290
‫چرا همیشه داد می‌زنی؟

798
00:40:24,892 --> 00:40:27,395
‫چون آقاجون همیشه منو توی
‫اتاق زیرشیروونی زندونی می‌کرد...

799
00:40:27,495 --> 00:40:28,595
‫و به شوفاژ می‌بست.

800
00:40:28,696 --> 00:40:30,931
‫باید انقدر بلند داد می‌زدم
‫تا یادش نره بهم غذا بده.

801
00:40:31,032 --> 00:40:33,334
‫اونجا که شوفاژ نداریم.

802
00:40:33,768 --> 00:40:35,936
‫تو حافظه‌ت خیلی خوبه.
‫کسی از پس تو برنمیاد.

803
00:40:37,772 --> 00:40:39,006
‫بوم. بفرما.

804
00:40:39,106 --> 00:40:40,975
‫می‌خوام راجع‌به یه چیزی باهات صحبت کنم.

805
00:40:41,075 --> 00:40:43,778
‫داشتم با عمه جین صحبت می‌کردم.

806
00:40:44,638 --> 00:40:48,442
‫ظاهراً جیمی کیمل می‌خواد برم
‫لس آنجلس توی برنامه‌اش شرکت کنم.

807
00:40:48,548 --> 00:40:49,901
‫خیلی دوره!

808
00:40:50,384 --> 00:40:52,053
‫آره، خیلی دوره.

809
00:40:52,686 --> 00:40:56,957
‫اون قسمت که گفتم جیمی کیمل می‌خواد
‫مهمان برنامه‌اش باشم رو شنیدی؟

810
00:40:57,058 --> 00:40:58,259
‫آره؟

811
00:40:58,359 --> 00:41:00,327
‫خب... چیزی نمی‌خوای بهم بگی؟

812
00:41:00,428 --> 00:41:02,156
‫نصیحتی واسه بابات نداری؟

813
00:41:03,964 --> 00:41:05,032
‫مؤدب باش.

814
00:41:05,132 --> 00:41:06,200
‫مؤدب باشم؟

815
00:41:07,501 --> 00:41:08,736
‫دیگه چی؟

816
00:41:09,804 --> 00:41:12,606
‫- هیچی. انقدر از من نپرس.
‫- خیلی‌خب.

817
00:41:13,910 --> 00:41:15,409
‫اون‌وقت افسونم چی می‌شه؟

818
00:41:15,509 --> 00:41:18,578
‫- مرد افسون‌گر!
‫- خودشه.

819
00:41:18,679 --> 00:41:20,514
‫خوبه، خیلی‌خب.

820
00:41:20,915 --> 00:41:22,450
‫بیا مسابقه‌ی زل‌زنی.

821
00:41:22,550 --> 00:41:24,218
‫- نمی‌خوام.
‫- بیا دیگه.

822
00:41:24,318 --> 00:41:25,853
‫- به‌خاطر من! لطفاً.
‫- نه.

823
00:41:26,620 --> 00:41:28,089
‫- توروخدا؟
‫- نه.

824
00:41:28,489 --> 00:41:30,224
‫اگه برات جبران کنم چی؟

825
00:41:32,526 --> 00:41:35,996
‫اگه برنده شدم، می‌ریم قاشق‌زنی؟

826
00:41:37,198 --> 00:41:38,632
‫آره، قبوله.

827
00:41:39,066 --> 00:41:41,969
‫آماده؟ بیا.
‫هرکی اول پلک بزنه باخته.

828
00:41:42,069 --> 00:41:44,205
‫بریم، یک، دو...

829
00:41:44,305 --> 00:41:45,873
‫سه، چهار...

830
00:41:45,973 --> 00:41:48,476
‫- اوتیسم داری؟
‫- پنج، شش...

831
00:41:49,009 --> 00:41:50,611
‫- هفت...
‫- مامان می‌گه داری.

832
00:41:50,717 --> 00:41:53,386
‫هشت... مامانت فکر می‌کنه همه اوتیسم دارن.

833
00:41:53,468 --> 00:41:55,736
‫- نُه، ده...
‫- اون فکر می‌کنه تو از آقاجون گرفتی.

834
00:41:55,761 --> 00:41:57,452
‫که اون به تو منتقل کرده و تو به من.

835
00:41:57,477 --> 00:41:59,954
‫گوش بده چی می‌گم. هیچکس
‫نمی‌تونه قطعی اینو بگه، خب عذیزم؟

836
00:42:00,054 --> 00:42:01,155
‫هیچکس.

837
00:42:01,322 --> 00:42:03,224
‫ولی مهم نیست چون تو بی‌نظیری.

838
00:42:03,324 --> 00:42:04,692
‫۱۴، ۱۵...

839
00:42:04,792 --> 00:42:06,927
‫- مامان دوستم داره؟
‫- ۱۷...

840
00:42:08,129 --> 00:42:11,065
‫رفیق، مامان تو رو بیشتر از
‫هرچیزی توی دنیا دوست داره.

841
00:42:11,165 --> 00:42:12,299
‫آره! خب؟

842
00:42:12,433 --> 00:42:14,168
‫ما فقط به اختلاف خوردیم.

843
00:42:14,268 --> 00:42:18,272
‫- پلک زدی. من بردم.
‫- اوه! کارِت حرف نداشت.

844
00:42:18,372 --> 00:42:20,541
‫کارِت حرف نداشت. برنده شدی.

845
00:42:20,641 --> 00:42:22,611
‫آفرین، رفیق.

846
00:42:22,710 --> 00:42:26,147
‫یالا، رو کن ببینم چی بلدی.
‫آفرین، عذیزم! هـو!

847
00:42:27,848 --> 00:42:29,316
‫استن، می‌شه باز کنی، لطفاً؟

848
00:42:30,584 --> 00:42:31,585
‫استن!

849
00:42:33,020 --> 00:42:35,890
‫باید باهم صحبت کنیم.

850
00:42:35,990 --> 00:42:37,525
‫استن؟

851
00:42:37,626 --> 00:42:39,160
‫می‌دونم اونجایی!

852
00:42:39,260 --> 00:42:40,995
‫در رو باز کن!

853
00:42:41,729 --> 00:42:42,930
‫در رو باز کن!

854
00:42:46,133 --> 00:42:48,736
‫استن، فقط باهام حرف بزن، لطفاً!

855
00:42:49,270 --> 00:42:51,438
‫من نگران‌شونم.

856
00:42:54,275 --> 00:42:55,276
‫خواهش می‌کنم!

857
00:43:05,252 --> 00:43:06,678
‫تو به چپت هم نیست!

858
00:43:06,987 --> 00:43:08,030
‫هان!

859
00:43:08,055 --> 00:43:10,224
‫می‌خوای بذاری مکس بازم زندگیش رو نابود کنه!

860
00:43:10,324 --> 00:43:12,860
‫زندگی پسرهای توام همین‌طور!

861
00:43:13,794 --> 00:43:15,696
‫عوضی!

862
00:43:32,915 --> 00:43:36,975
‫♪ My Morning Jacket - Golden ♪

863
00:43:59,708 --> 00:44:02,142
‫هی! بالاخره اومدین!

864
00:44:02,677 --> 00:44:03,744
‫- سلام!
‫- سلام!

865
00:44:03,844 --> 00:44:05,813
‫سلام، خوشگله!

866
00:44:05,913 --> 00:44:09,583
‫عذی، پیاده شو یه بغل گنده به عمو نیکی بده!

867
00:44:09,684 --> 00:44:13,053
‫بیا اینجا ببینم!
‫هی، کجا میری بچه؟ گیرت میارم!

868
00:44:13,153 --> 00:44:16,156
‫گرفتمت، گرفتمت!
‫کارت تمومه. دخلت اومده‌ست!

869
00:44:17,692 --> 00:44:20,094
‫سلام، من مارگارتم.

870
00:44:20,194 --> 00:44:21,395
‫حالت چطوره؟

871
00:44:22,664 --> 00:44:24,716
‫می‌خوای بیای کمک کنی میز رو بچینم؟

872
00:44:26,066 --> 00:44:27,434
‫بیا.

873
00:44:27,995 --> 00:44:31,565
‫- اوه، تو...
‫- نگاه‌ش کن!

874
00:44:31,679 --> 00:44:34,649
‫فکرش هم نکن!
‫خدایا، چه‌خبرته، مرد؟

875
00:44:34,743 --> 00:44:37,612
‫وقتی اردوگاه داری
‫تا می‌تونی دسرِ اس‌مور می‌خوری.

876
00:44:37,712 --> 00:44:39,714
‫- تا می‌تونی اس‌مور می‌خوری.
‫- اینو می‌تونی بیاری؟

877
00:44:39,813 --> 00:44:41,048
‫- من هیچی نمیارم.
‫- خیلی‌خب.

878
00:44:41,148 --> 00:44:42,816
‫داستان اون لباس‌های مذهبی چیه؟

879
00:44:42,916 --> 00:44:44,885
‫اون خواهر مارگارته از سنگال.

880
00:44:44,985 --> 00:44:46,820
‫خیلی از اینجا دوره که!

881
00:44:46,920 --> 00:44:49,423
‫آره، توی «اَن آربر»
‫خونه‌ی اقوامش می‌مونه.

882
00:44:49,523 --> 00:44:50,791
‫میره میشیگان.

883
00:44:51,025 --> 00:44:53,260
‫می‌دونستی راهبه‌ها باید کارشناسی بگیرن؟

884
00:44:53,360 --> 00:44:56,430
‫- من چرا باید اینو بدونم؟
‫- باورت می‌شه؟

885
00:44:56,530 --> 00:44:59,133
‫چهار سال قبل از اینکه
‫سوگند بخوری باید دانشگاه بری.

886
00:44:59,233 --> 00:45:00,934
‫ولی تا وقتی واسه من کار کنه،

887
00:45:01,035 --> 00:45:02,936
‫کلیسای کاتولیک نیمی از هزینه‌هام رو میده.

888
00:45:02,961 --> 00:45:05,491
‫ایول، واتیکان رو داری تیغ می‌زنی.
‫بهت افتخار می‌کنم.

889
00:45:05,516 --> 00:45:07,341
‫- آره.
‫- روش پنیر نیست!

890
00:45:07,441 --> 00:45:09,711
‫وایسا تا امتحانش کنی. حرف نداره.

891
00:45:09,810 --> 00:45:11,646
‫از ادویه‌های باستانیِ سنگالی توش می‌ریزه.

892
00:45:11,671 --> 00:45:12,846
‫ادویه‌ها رو از کاستکو خریدم.

893
00:45:12,946 --> 00:45:14,848
‫- واو!
‫- کاستکو.

894
00:45:14,948 --> 00:45:17,451
‫کارِت اصلاً بومی نبود! کاستکو.

895
00:45:17,551 --> 00:45:19,453
‫منو بگو فکر می‌کردم از سنگال آوردی.

896
00:45:19,553 --> 00:45:21,588
‫نه. داری پنیرها رو قاتی می‌کنی.

897
00:45:21,690 --> 00:45:24,124
‫تازه توی... توی لازانیا پنیر بز می‌ریزه.

898
00:45:24,224 --> 00:45:27,361
‫- چی شده؟
‫- فلز دندون‌هامو اذیت می‌کنه.

899
00:45:28,262 --> 00:45:31,666
‫آره، ولی می‌دونی که پلاستیک
‫کره‌ی زمین رو اذیت می‌کنه! پس...

900
00:45:31,766 --> 00:45:34,034
‫توی انبار پلاستیکیش هم دارم.
‫می‌تونم برم...

901
00:45:34,134 --> 00:45:35,836
‫نه، نه. مشکلی نداره.
‫از همین چنگال استفاده می‌کنیم.

902
00:45:35,936 --> 00:45:36,970
‫اشکالی نداره.

903
00:45:37,071 --> 00:45:38,038
‫اینم تأثیر ذهن روی جنسه، مثل موز.

904
00:45:38,138 --> 00:45:39,907
‫بیا، عذی. امتحانش کن.

905
00:45:40,874 --> 00:45:42,042
‫عذی.

906
00:45:42,142 --> 00:45:43,911
‫عذ، یالا. این کارت مؤدبانه نیست.

907
00:45:44,011 --> 00:45:46,013
‫چنگال رو بردار و بخور، لطفاً.

908
00:45:46,113 --> 00:45:48,248
‫- عذ؟
‫- من... چنگال پلاستیکی می‌خوام.

909
00:45:48,349 --> 00:45:50,984
‫- مامان چنگال پلاستیکی داره!
‫- باشه. خب، مامان اینجا نیست.

910
00:45:51,085 --> 00:45:53,220
‫عذرا، کجا میری؟

911
00:45:53,722 --> 00:45:56,290
‫- عذرا؟
‫- چنگال پلاستیکی می‌خوام!

912
00:45:56,390 --> 00:45:58,859
‫- به حرف‌هام گوش نمیدی!
‫- متأسفم، بچه‌ها.

913
00:45:58,959 --> 00:46:00,729
‫عذ، بیا. بیا بشین، لطفاً.

914
00:46:00,829 --> 00:46:02,162
‫اذیتم می‌کنه!

915
00:46:02,262 --> 00:46:04,098
‫- چون عین تیغ تیزن!
‫- عذی، عذی!

916
00:46:04,198 --> 00:46:05,899
‫- به‌خاطر ذهنم نیست!
‫- عذی!

917
00:46:05,999 --> 00:46:08,302
‫- عذرا، بگیر بشین!
‫- من نمی‌خورم!

918
00:46:08,402 --> 00:46:09,804
‫بیا یه معامله‌ای کنیم.
‫اگه یه‌بار با چنگال امتحان کنی،

919
00:46:09,903 --> 00:46:11,740
‫می‌ذارم با دستت غذا بخوری.

920
00:46:11,840 --> 00:46:14,642
‫- اذیتم می‌کنه، اذیتم می‌کنه!
‫- یه‌بار، عذرا.

921
00:46:15,909 --> 00:46:17,111
‫من جات بودم قبول می‌کردم.

922
00:46:17,211 --> 00:46:19,681
‫- چنگال پلاستکی می‌خوام!
‫- به‌نظرم معامله‌ی خوبیه!

923
00:46:19,781 --> 00:46:21,850
‫در ضمن، منم با دستم غذا می‌خورم.

924
00:46:21,949 --> 00:46:23,183
‫منم همین‌طور.

925
00:46:25,452 --> 00:46:26,887
‫یه‌بار، عذی!

926
00:46:28,723 --> 00:46:30,057
‫قبوله؟

927
00:46:31,826 --> 00:46:35,362
‫خیلی‌خب! بیاین دست به کار شیم.
‫شروع کنیم!

928
00:46:35,462 --> 00:46:36,798
‫خیلی‌خب.

929
00:46:37,197 --> 00:46:39,566
‫یالا، مکس. توام مثل ما بخور.

930
00:46:40,060 --> 00:46:42,730
‫بیا توی جشن لازانیای ما شرکت کن.
‫اوه، خدای من.

931
00:46:42,837 --> 00:46:44,438
‫- اوه، مرد. معلومه!
‫- خدای من!

932
00:46:44,538 --> 00:46:47,408
‫«همگی مسئولیت بار سنگین
‫و خیکی را که سهم...

933
00:46:47,508 --> 00:46:48,743
‫همگیِ آنان بود به عهده گرفتند.»

934
00:46:48,843 --> 00:46:52,546
‫«سپس بر نور تابان به
‫سرزمین‌های خارجی پشت کرده،

935
00:46:52,647 --> 00:46:54,783
‫و در دل جنگل قدم گذاشتند.»

936
00:46:56,912 --> 00:47:03,912
‫« دیــ ـجــ ــی مـ ــوویــ ـــز »
‫::. FarahSub .::

937
00:47:39,801 --> 00:47:41,972
‫حالا دیگه می‌تونی بری.

938
00:47:46,567 --> 00:47:48,035
‫عذی، الان...

939
00:47:51,906 --> 00:47:53,073
‫به‌خاطر من؟

940
00:47:54,141 --> 00:47:55,677
‫حالا دیگه می‌تونی بری.

941
00:47:56,410 --> 00:47:57,454
‫باشه؟

942
00:47:58,847 --> 00:48:00,347
‫خدافظ.

943
00:48:03,484 --> 00:48:04,551
‫باشه.

944
00:48:21,836 --> 00:48:25,740
‫مکس، اوه، خدای من.
‫کشته مُرده‌ی پسرت شدم.

945
00:48:25,840 --> 00:48:27,074
‫آخرش قلبت رو می‌شکنه.

946
00:48:27,174 --> 00:48:28,776
‫نگران نباش، باهاش کنار میام.

947
00:48:28,877 --> 00:48:30,277
‫خیلی‌خب، ولی می‌دونی چیه؟

948
00:48:30,377 --> 00:48:32,947
‫اگه آینده‌ای وجود نداره، پس بیا
‫اون رو سمتش سوق ندیم، خواهر.

949
00:48:33,046 --> 00:48:35,182
‫هی، هی. من هنوز سوگند نخوردم.

950
00:48:35,282 --> 00:48:37,785
‫- اوه!
‫- اوه، باشه!

951
00:48:45,125 --> 00:48:46,426
‫شب بخیر.

952
00:48:46,527 --> 00:48:48,161
‫- شب بخیر.
‫- داری می‌کِشی؟

953
00:48:48,262 --> 00:48:50,597
‫نتیجه‌ی این گناهت مرگه!

954
00:48:51,098 --> 00:48:52,760
‫الان تقدیست کرد؟

955
00:48:52,913 --> 00:48:54,903
‫هربار که میره این کارو می‌کنه.

956
00:48:55,003 --> 00:48:57,065
‫حس می‌کنم باعث شده آدم بهتری باشم.

957
00:48:59,172 --> 00:49:03,310
‫ببین، من نمی‌خوام به مقدسات توهین کنم،
‫ولی حس می‌کنم این ممکنه عشق باشه.

958
00:49:03,845 --> 00:49:04,913
‫هی.

959
00:49:04,938 --> 00:49:06,154
‫من یه ارتدکس یونانی‌ام،

960
00:49:06,179 --> 00:49:07,447
‫ما رو اونجا راه نمیدن.

961
00:49:07,472 --> 00:49:08,781
‫خب؟

962
00:49:09,154 --> 00:49:11,660
‫و اون... اون خودش روح‌القدسه.

963
00:49:11,685 --> 00:49:14,018
‫- بیا، یکم تو بِکش.
‫- از من گفتن بود، مرد.

964
00:49:14,043 --> 00:49:16,513
‫خونه‌ی جنگلی، اردوگاه تابستونی، راهبه‌ی جذاب.

965
00:49:18,101 --> 00:49:19,513
‫آره، قطعاً از جوک‌هایی که راجع‌به...

966
00:49:19,537 --> 00:49:21,228
‫آلت واسه گردشگرهای مست
‫تعریف می‌کنی بهتره.

967
00:49:21,253 --> 00:49:22,869
‫حداقل خرج خودم رو درمیارم.

968
00:49:24,117 --> 00:49:25,653
‫به‌خاطر من اینجا نیومدی.

969
00:49:28,035 --> 00:49:29,368
‫پس بگو چرا واقعاً اینجایی!

970
00:49:29,423 --> 00:49:31,059
‫منظورت چیه؟
‫دنبال نیکی کوچولو می‌گشتم.

971
00:49:32,292 --> 00:49:33,895
‫نیکی هم دیدی،

972
00:49:33,995 --> 00:49:38,398
‫و... الان نیکی یکم نگرانه.

973
00:49:38,498 --> 00:49:40,868
‫هنوز برگه‌ها رو امضا نکردی، مگه نه؟

974
00:49:41,268 --> 00:49:43,136
‫شوخیت گرفته؟

975
00:49:46,306 --> 00:49:49,176
‫- راحت شدی؟ حالمو گرفتی.
‫- می‌خوای گریه کنی؟

976
00:49:49,276 --> 00:49:51,079
‫می‌خوای گریه کنی؟
‫می‌خوای بغضت بترکه؟

977
00:49:51,178 --> 00:49:52,914
‫بیا بغل بابا خرسه. بیا ببینم.

978
00:49:53,547 --> 00:49:55,449
‫سعی کردم بهش همه‌چی بدم، نیک.

979
00:49:55,549 --> 00:49:57,412
‫گیریم دادی، اون کجا بذاره؟

980
00:49:59,453 --> 00:50:01,480
‫خدا استیون رایت رو حفظ کنه.

981
00:50:02,090 --> 00:50:04,358
‫«تمام اونایی که به دورجُنبی باور دارن،
‫(حرکت اجسام با قدرت ذهن)

982
00:50:04,458 --> 00:50:07,795
‫دست منو بالا ببرن.»

983
00:50:07,895 --> 00:50:10,632
‫نصفه‌شب دزدکی رفتم خونه‌ی جِنا،

984
00:50:10,732 --> 00:50:12,292
‫و عذرا رو برداشتم با خودم بردم.

985
00:50:15,837 --> 00:50:17,204
‫خیلی‌خب، همین بحث رو ادامه می‌دیم.

986
00:50:17,304 --> 00:50:19,774
‫چرا دزدکی خونه‌ی جنا رفتی و عذرا رو دزدیدی؟

987
00:50:19,874 --> 00:50:22,810
‫عذی از خونه‌ی جنا بیرون زد
‫و با یه تاکسی تصادف کرد.

988
00:50:22,910 --> 00:50:24,078
‫چی؟

989
00:50:24,378 --> 00:50:26,648
‫دکترش گفت ممکنه
‫از قصد این کارو کرده باشه.

990
00:50:26,748 --> 00:50:27,682
‫پشمام!

991
00:50:27,782 --> 00:50:29,651
‫به‌نظرت راست می‌گه؟

992
00:50:29,751 --> 00:50:32,386
‫نه! چی... دستم انداختی؟

993
00:50:32,486 --> 00:50:35,632
‫هر روزی که اون بچه از خواب پا می‌شه
‫تصمیمش اینه که زندگیش رو ادامه بده!

994
00:50:35,923 --> 00:50:37,224
‫خب، خوبه.

995
00:50:38,291 --> 00:50:40,394
‫خداروشکر.

996
00:50:40,795 --> 00:50:42,063
‫پس چرا دزدیدیش؟

997
00:50:42,697 --> 00:50:45,033
‫جنا فکر می‌کنه باید عذرا رو مدرسه‌ی
‫کودکان استثنایی بفرستیم و من مخالفم.

998
00:50:45,133 --> 00:50:47,167
‫- چرا مخالفی؟
‫- چون توی مدرسه‌ی عمومی...

999
00:50:47,267 --> 00:50:49,937
‫یاد می‌گیره چطور بجنگه،
‫چطور از خودش محافظت کنه.

1000
00:50:49,962 --> 00:50:51,279
‫نکنه فکر کردی ‌سانتینی کبیری؟

1001
00:50:51,304 --> 00:50:52,974
‫چی واسه خودت می‌گی؟

1002
00:50:52,999 --> 00:50:55,167
‫من می‌بینم که مردم عذ رو
‫از خودشون می‌رونن، خب؟

1003
00:50:55,420 --> 00:50:58,278
‫یهو بداخلاق می‌شه یا حتی
‫توی خیابون داره قدم می‌زنه.

1004
00:50:58,378 --> 00:51:02,182
‫می‌دونی، مردم قصد بی‌احترامی ندارن،
‫فقط اینجوری براشون راحت‌تره.

1005
00:51:02,282 --> 00:51:04,351
‫می‌دونستی کلمه‌ی «اوتیسم»
‫ریشه‌ی یونانی داره...

1006
00:51:04,451 --> 00:51:05,720
‫به معنی «در دنیای خودت»

1007
00:51:05,820 --> 00:51:08,455
‫نمی‌خوام توی دنیای خودش باشه، نیک. من...

1008
00:51:13,460 --> 00:51:14,896
‫می‌خوام توی همین دنیا باشه.

1009
00:51:26,808 --> 00:51:28,142
‫راحت رسیدی؟

1010
00:51:28,475 --> 00:51:29,877
‫گوشی رو بده مکس.

1011
00:51:29,977 --> 00:51:32,279
‫خدای من.

1012
00:51:32,386 --> 00:51:34,122
‫قابلمه‌ی دسته‌درازت دست من نیست!

1013
00:51:34,214 --> 00:51:35,549
‫الو؟

1014
00:51:38,091 --> 00:51:40,093
‫- الو؟
‫- سلام، صداتو دارم، بابا.

1015
00:51:40,193 --> 00:51:41,729
‫نکنه فکر کردی جهان متوقف شده...

1016
00:51:41,829 --> 00:51:43,998
‫- تا بری با این کودن بچرخی؟
‫- چی می‌گی واسه خودت؟

1017
00:51:44,097 --> 00:51:46,099
‫اون پسرمو ازم گرفت، منم پسش گرفتم.

1018
00:51:46,199 --> 00:51:48,168
‫یه قولی دادی، سر قولت نموندی.

1019
00:51:48,268 --> 00:51:50,137
‫حالا همسرت سمت پنجره سنگ پرتاب می‌کنه.

1020
00:51:50,237 --> 00:51:51,806
‫- قطعش کن.
‫- الو؟

1021
00:51:51,906 --> 00:51:53,340
‫فردا خودم میام اونجا!

1022
00:51:53,440 --> 00:51:54,909
‫- نه!
‫- پس خوب گوش‌هاتو باز کن.

1023
00:51:55,009 --> 00:51:56,844
‫به مادر عذی زنگ بزن!

1024
00:51:56,945 --> 00:52:00,411
‫- شنیدی چی گفتم؟ به مادرش زنگ بزن.
‫- قابلمه‌ی دسته‌درازت دست من نیست.

1025
00:52:06,286 --> 00:52:08,355
‫- کجایی؟
‫- نگران نباش.

1026
00:52:08,380 --> 00:52:11,458
‫- کجایی؟ کجایی؟
‫- می‌دونی جن، راستش...

1027
00:52:11,559 --> 00:52:13,828
‫علی‌رغم تمام اتفاقاتی که از سر گذروندیم،

1028
00:52:13,853 --> 00:52:16,021
‫وقتی که بهم گفتی «هرچی که بشه،

1029
00:52:16,046 --> 00:52:18,140
‫ما باهم مثل یه خانواده رفتار می‌کنیم»
‫حرفت رو باور کرده بودم.

1030
00:52:18,165 --> 00:52:19,496
‫گفتی باهم صادق می‌مونیم.

1031
00:52:19,521 --> 00:52:21,820
‫- یادته این حرف‌ها رو زدی؟
‫- تو ولی صادق نبودی، مکس.

1032
00:52:21,845 --> 00:52:24,514
‫تو برداشتی بچه‌مون رو بردی
‫و الانم باید بیاریش خونه!

1033
00:52:24,539 --> 00:52:25,834
‫بذار یه سؤالی ازت بپرسم.

1034
00:52:25,859 --> 00:52:27,793
‫عذرا بهت گفت واسه این
‫رفت وسط خیابون...

1035
00:52:27,818 --> 00:52:30,520
‫چون فکر می‌کرد سگ قراره گازش بگیره؟

1036
00:52:30,545 --> 00:52:33,339
‫آره، خب... چه فرقی می‌کنه؟

1037
00:52:33,364 --> 00:52:36,506
‫با لباس خوابش، پابرهنه از خونه زد بیرون،

1038
00:52:36,531 --> 00:52:38,160
‫و چیزی نمونده بود تاکسی زیرش کنه!

1039
00:52:38,185 --> 00:52:40,220
‫آره، چون شنید دوست‌پسرت می‌خواست منو بکشه!

1040
00:52:40,245 --> 00:52:41,783
‫داشت می‌اومد خبرم کنه.

1041
00:52:41,808 --> 00:52:44,734
‫خیلی‌خب، دیگه داری منو می‌ترسونی، مکس.

1042
00:52:44,759 --> 00:52:47,595
‫می‌ترسونمت؟
‫چرا نمیری از دوست‌پسرت بپرسی!

1043
00:52:47,895 --> 00:52:49,312
‫می‌دونی که عذی دروغ نمی‌گه!

1044
00:52:49,337 --> 00:52:51,619
‫خیلی‌خب. هی، هی، حق با توئه.

1045
00:52:51,644 --> 00:52:53,981
‫تو خانواده‌ی منی، راستش رو می‌گم.

1046
00:52:54,234 --> 00:52:57,170
‫ولی باید همین الان بیاریش خونه، خب؟

1047
00:52:58,606 --> 00:53:00,942
‫بیا خونه، بعدش راجع‌به تمام
‫این چیزها باهم صحبت می‌کنیم.

1048
00:53:01,408 --> 00:53:02,677
‫هیچ کدوم از این اتفاقات آسون نیست.

1049
00:53:02,777 --> 00:53:05,980
‫ولی تنها خواسته‌ی من این بود
‫که از پسرمون محافظت کنم.

1050
00:53:06,413 --> 00:53:08,016
‫منم الان دارم همین کارو می‌کنم.

1051
00:53:08,116 --> 00:53:09,584
‫درضمن، دست از سر پدرم بردار.

1052
00:53:14,656 --> 00:53:17,959
‫بعد از چهار روز اومدین
‫گزارش مفقودی پسرتون...

1053
00:53:17,984 --> 00:53:19,936
‫توسط مردی که شما
‫درحال طلاقش هستین...

1054
00:53:19,961 --> 00:53:22,730
‫و دادگاه حکم قرار منع برای
‫عدم ملاقات پسرتون داده رو بدین؟

1055
00:53:22,830 --> 00:53:25,566
‫- درست متوجه شدم؟
‫- می‌دونم چه فکری می‌کنین.

1056
00:53:26,366 --> 00:53:27,568
‫اون پدرشه.

1057
00:53:27,593 --> 00:53:29,211
‫شما فکر نمی‌کنین که بهش آسیبی برسونه؟

1058
00:53:29,236 --> 00:53:30,872
‫نه. نه، نه. به هیچ وجه.

1059
00:53:31,238 --> 00:53:33,206
‫خیلی‌خب، بذارید چندتا تماس بگیریم.

1060
00:53:33,306 --> 00:53:36,443
‫ببینم می‌شه پیداش کرد یا نه،
‫شاید بتونیم تلفن همراهش رو ردیابی کنیم.

1061
00:53:36,544 --> 00:53:38,345
‫قصد بی‌احترامی ندارم، مایک، ولی نه.

1062
00:53:38,445 --> 00:53:42,083
‫متأسفم، خانم، ولی من
‫حس خوبی به این کارش ندارم.

1063
00:53:42,182 --> 00:53:43,918
‫- متوجه‌اید؟
‫- بله، متوجه‌ام.

1064
00:53:44,018 --> 00:53:47,689
‫خوبه، چون از دیدگاه مرکز
‫کودکان مفقود و مورد سوءاستفاده،

1065
00:53:47,789 --> 00:53:50,158
‫باید دستور صدور «هشدار امبر» بدیم.
‫(وضعیت اضطراری کودک‌ربایی)

1066
00:53:50,257 --> 00:53:52,259
‫مطمئنین توی چنین شرایطی...

1067
00:53:52,359 --> 00:53:54,862
‫مارگو، بیا با گزارش
‫فرد مفقود شده شروع کنیم.

1068
00:53:54,962 --> 00:53:57,470
‫هشدار امبر دقیقاً برای چنین شرایطیه.

1069
00:53:57,495 --> 00:53:59,048
‫تازه الانم دیر کردیم، خانم.

1070
00:53:59,073 --> 00:54:01,575
‫متأسفانه تصمیمش با شما نیست.

1071
00:54:03,805 --> 00:54:05,584
‫بلدی این کارو کنی؟

1072
00:54:22,222 --> 00:54:25,626
‫هی، لطف کردی. مرسی.

1073
00:54:26,060 --> 00:54:28,696
‫- بار و بندیل رو بستم که برم.
‫- خیلی‌خب.

1074
00:54:31,499 --> 00:54:33,468
‫ولی فکر نکنم پسرت آماده‌ی رفتن باشه.

1075
00:54:33,568 --> 00:54:34,936
‫- هوم؟
‫- می‌بینی اونجا...

1076
00:54:34,961 --> 00:54:37,258
‫- با خواهر مارگارت داره طناب درست می‌کنه.
‫- آره.

1077
00:54:37,283 --> 00:54:39,607
‫پسرت می‌خواد سوگلیم رو ازم بگیره.

1078
00:54:39,674 --> 00:54:42,143
‫باهم خوب اُخت شدن.

1079
00:54:42,168 --> 00:54:44,846
‫فکر کنم به‌خاطر اوتیسم باشه.
‫دختره براش جالبه.

1080
00:54:45,646 --> 00:54:48,182
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم منم
‫ممکنه طیفی ازش رو داشته باشم.

1081
00:54:48,816 --> 00:54:50,317
‫به‌نظر خیلی از نشونه‌هاش رو داری.

1082
00:54:50,417 --> 00:54:52,421
‫- آره.
‫- نه، راستش به‌نظرم...

1083
00:54:52,446 --> 00:54:53,963
‫تو فقط یکم عجیبی.

1084
00:54:53,988 --> 00:54:57,415
‫آره، توی موقعیت‌های اجتماعی یکم معذبم.

1085
00:54:57,440 --> 00:54:58,743
‫خوبه که اینجایی.

1086
00:54:58,768 --> 00:55:02,004
‫- آره، باعث می‌شه از...
‫- از همه دور باشی.

1087
00:55:02,029 --> 00:55:04,565
‫- از مردم.
‫- آره، می‌دونم.

1088
00:55:05,166 --> 00:55:08,018
‫البته قدم شماها رو چشمه.

1089
00:55:08,322 --> 00:55:11,346
‫رفیق، دوست دارم بمونم،
‫ولی نمی‌تونم. باید لس آنجلس برم.

1090
00:55:11,371 --> 00:55:12,840
‫لس آنجلس مگه چه‌خبره؟

1091
00:55:14,789 --> 00:55:16,308
‫مهمونِ برنامه‌ی کیمل‌ام.

1092
00:55:18,479 --> 00:55:20,248
‫- دستم انداختی؟
‫- نه، راستش...

1093
00:55:20,347 --> 00:55:22,950
‫اینجوری که معروف می‌شی!
‫این معرکه‌ست.

1094
00:55:23,050 --> 00:55:25,186
‫- آره، خوبه.
‫- مکس، بیخیال.

1095
00:55:25,285 --> 00:55:26,854
‫- کیمل حرف نداره!
‫- آره.

1096
00:55:26,954 --> 00:55:30,423
‫منو تهش از اجرای آرسنیو بیرون کردن.
‫بدترین شب زندگیم بود.

1097
00:55:30,525 --> 00:55:32,693
‫بخش اجرای هسلهاف طول کشید.

1098
00:55:32,794 --> 00:55:35,263
‫بذار یه چیزی بهت بگم.
‫تو برو لس آنجلس،

1099
00:55:35,362 --> 00:55:36,764
‫روی اجرات کار کن،
‫خودت رو آروم کن،

1100
00:55:36,789 --> 00:55:38,891
‫حواست رو جمع کن،
‫روی کارِت مسلط شو.

1101
00:55:38,916 --> 00:55:40,134
‫عذرا رو بسپر به خودم.

1102
00:55:40,159 --> 00:55:41,309
‫من و مارگارت مراقبش هستیم.

1103
00:55:41,334 --> 00:55:42,578
‫نمی‌تونم این کارو کنم، رفیق.

1104
00:55:42,603 --> 00:55:44,046
‫- باید با خودم ببرمش.
‫- چرا نمی‌شه؟

1105
00:55:44,071 --> 00:55:46,874
‫چون بهش نیاز دارم.
‫به‌خاطر اونه که سرپام.

1106
00:55:47,208 --> 00:55:49,051
‫خیلی‌خب، باشه.

1107
00:55:49,076 --> 00:55:51,220
‫کیک درست می‌کنم
‫برات توی زندان میارم.

1108
00:55:51,245 --> 00:55:54,148
‫فقط یادت باشه قابلمه‌ی
‫دسته‌دراز استن هم با خودت بیاری.

1109
00:55:54,173 --> 00:55:56,377
‫قابلمه‌ی اون دست من نیست!

1110
00:55:58,953 --> 00:56:02,355
‫خیلی‌خب، آقا و خانم کارلتون.
‫روز خوبی داشته باشید.

1111
00:56:04,592 --> 00:56:06,093
‫کجان؟

1112
00:56:06,194 --> 00:56:08,162
‫منظورت چیه؟
‫برو به خودش زنگ بزن.

1113
00:56:08,262 --> 00:56:10,330
‫جوابم رو نمیده. عین خودته.

1114
00:56:10,430 --> 00:56:12,600
‫خب... الان نمی‌تونم صحبت کنم.
‫مشغول کارم. نمی‌تونم.

1115
00:56:12,700 --> 00:56:15,236
‫سلام خانم سی.
‫حال شما چطوره، خانم جوان؟

1116
00:56:15,335 --> 00:56:16,771
‫- سلام استن!
‫- برو ببینم چه امتیازی می‌گیری.

1117
00:56:16,871 --> 00:56:18,539
‫یه جعبه پفیلا اونجا واسه تو هست.

1118
00:56:18,639 --> 00:56:20,107
‫پفیلا واسه دندون‌هاش خوب نیست.

1119
00:56:20,208 --> 00:56:22,143
‫قراره به سازمان امبر خبر بدیم.

1120
00:56:22,476 --> 00:56:23,945
‫منظورت چیه؟
‫رفتی پلیس خبر کردی؟

1121
00:56:24,045 --> 00:56:25,345
‫عذی کجاست؟

1122
00:56:27,481 --> 00:56:29,817
‫پیش پدرشه.
‫تو نباید اون کارو می‌کردی.

1123
00:56:29,917 --> 00:56:32,053
‫کارت... خیلی زشت بود.

1124
00:56:32,153 --> 00:56:33,721
‫- کار من زشت بود؟
‫- آره.

1125
00:56:33,821 --> 00:56:35,990
‫- داری کاری می‌کنی که پسرش رو نبینه.
‫- تقصیر مکس بود.

1126
00:56:36,090 --> 00:56:38,226
‫- چه انتظاری ازش داشتی؟
‫- اینکه پسرمو ندزده!

1127
00:56:38,326 --> 00:56:40,862
‫خودت باعث شدی!
‫خودت باعث شدی اونو بدزده.

1128
00:56:43,130 --> 00:56:44,732
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

1129
00:56:44,832 --> 00:56:47,301
‫- استن، من...
‫- چطور تونستی این کارو کنی؟

1130
00:56:47,400 --> 00:56:49,036
‫هشدار امبر؟ اصلاً می‌دونی یعنی؟

1131
00:56:49,136 --> 00:56:51,606
‫- نمی‌خوام جر و بحث کنم.
‫- منم دلم نمی‌خواد،

1132
00:56:51,706 --> 00:56:53,440
‫ولی یهو حرفش رو باور نمی‌کنی!

1133
00:56:53,541 --> 00:56:55,209
‫حالا هم هشدار امبر؟

1134
00:56:55,309 --> 00:56:57,645
‫خسته شدم از اینکه
‫نمی‌دونستم می‌خواد چیکار کنه.

1135
00:56:57,745 --> 00:57:00,948
‫همین‌جوریش هم از دست عذی خسته‌ام،
‫خواهش می‌کنم، فقط...

1136
00:57:01,322 --> 00:57:05,326
‫ترسیدم، من... خسته‌ام.
‫تنها و محتاج‌ام.

1137
00:57:06,020 --> 00:57:08,689
‫از دست پسران رایس کریسپی خسته شدم.

1138
00:57:16,764 --> 00:57:18,699
‫باشه، باید قبل از اینکه...

1139
00:57:18,799 --> 00:57:21,434
‫دست پلیس بهشون برسه
‫خودمون دست به کار شیم.

1140
00:57:23,271 --> 00:57:25,072
‫- دست به کار شیم؟
‫- آره، «شیم»، آره.

1141
00:57:25,172 --> 00:57:27,631
‫شیفتم تموم شه، راه میفتیم.

1142
00:57:28,342 --> 00:57:29,644
‫تا میشیگان ۱۱ ساعت راهه.

1143
00:57:29,744 --> 00:57:31,679
‫خوشبختانه تا فردا اونجاییم.

1144
00:57:32,880 --> 00:57:34,181
‫رفته پیش نیک؟

1145
00:57:35,082 --> 00:57:36,560
‫آره. پیش نیکه.

1146
00:57:36,585 --> 00:57:38,251
‫منم از این بابت خوشحال نیستم، ولی آره.

1147
00:57:38,653 --> 00:57:40,909
‫متأسفانه قراره پیش نیک بریم، آره.

1148
00:57:41,093 --> 00:57:44,262
‫من شخصیت خودمخربی دارم.
‫« اَلبای »

1149
00:57:44,926 --> 00:57:47,395
‫ولی اشکالی نداره،
‫تازگی یه پیشرفتی داشتم.

1150
00:57:47,495 --> 00:57:50,464
‫بعد از هزاران ساعت هیپنوتیزم درمانی،

1151
00:57:50,564 --> 00:57:52,700
‫بالاخره کودک درونم رو ملاقات کردم.

1152
00:57:54,148 --> 00:57:55,737
‫و یه اسلحه دستش بود.

1153
00:58:01,409 --> 00:58:03,377
‫اوه، سلام.
‫چه‌خبر بچه‌جون؟

1154
00:58:03,477 --> 00:58:06,047
‫واو! خیلی‌خب، باشه. جانم؟

1155
00:58:06,259 --> 00:58:09,684
‫خیلی‌خب، بیخیال.
‫اسحله رو بذار زمین. بذارش زمین.

1156
00:58:09,709 --> 00:58:11,360
‫وسط اجرای استندآپم.

1157
00:58:11,385 --> 00:58:13,788
‫می‌شه برگردی توی ذهنم، لطفاً؟
‫خیلی ممنون.

1158
00:58:13,888 --> 00:58:17,625
‫می‌گفتم، تراپیستم گفت:
‫«مکس، تو دیگه بزرگ شدی.»

1159
00:58:17,725 --> 00:58:20,528
‫«دیگه نیازی به کودک درون نداری.
‫اون دیگه نمی‌تونه بهت کمکی کنه.»

1160
00:58:20,628 --> 00:58:22,263
‫منم گفتم: «جدی، مارک؟»

1161
00:58:22,363 --> 00:58:23,831
‫«اون یه اسلحه دستشه، تو چی داری؟»

1162
00:58:23,931 --> 00:58:26,367
‫این جامعه‌ستیزِ کوچولو رو
‫هرجا که برم با خودم می‌برم.

1163
00:58:26,467 --> 00:58:28,269
‫مرسی، مردم لنسینگ!

1164
00:58:28,369 --> 00:58:30,338
‫بی‌نظیر بودید!
‫شب خوبی داشته باشید!

1165
00:58:33,841 --> 00:58:37,378
‫همگی بزنید به افتخار مکس برنال.

1166
00:58:37,712 --> 00:58:39,647
‫یه ویسکی، بدون یخ و...

1167
00:58:39,747 --> 00:58:41,782
‫یه لیوان آب آناناس واسه مدیر برنامه‌هام.

1168
00:58:41,882 --> 00:58:43,617
‫الان آب آناناس رو براتون میارم.

1169
00:58:43,718 --> 00:58:45,486
‫بهتره پسرت رو خونه ببری.

1170
00:58:45,586 --> 00:58:46,887
‫- خیلی‌خب.
‫- پسرته، مگه نه؟

1171
00:58:46,988 --> 00:58:49,023
‫آره، اون... پسرمه.

1172
00:58:49,123 --> 00:58:51,192
‫ساعت از ۱۲ گذشته.
‫من مراقبش بودم.

1173
00:58:51,292 --> 00:58:52,827
‫خیلی خوشحال نبود.

1174
00:58:52,960 --> 00:58:56,097
‫هی، هی، هی.
‫حین اجرام تو مراقبش بودی؟

1175
00:58:56,122 --> 00:58:58,054
‫- حالا بهم توهین شده. خیالت راحت، عذ.
‫- نه، بابا، بابا...

1176
00:58:58,132 --> 00:58:59,834
‫- خودم درستش می‌کنم.
‫- توی این کلوپ بچه نباید بیاد.

1177
00:58:59,934 --> 00:59:02,103
‫مخصوصاً بچه‌ای که مشکل داره.

1178
00:59:02,128 --> 00:59:03,254
‫- مشکل؟
‫- بله.

1179
00:59:03,404 --> 00:59:05,106
‫- من نمی‌شنوم.
‫- واقعاً؟ بذار یه سؤالی ازت کنم.

1180
00:59:05,206 --> 00:59:07,341
‫مگه من میام محل کارت
‫از جنده‌بازی‌هات بگم؟

1181
00:59:07,441 --> 00:59:08,477
‫هی، هی، هی!

1182
00:59:08,502 --> 00:59:10,059
‫- داری با همسرم حرف می‌زنی ها!
‫- اوه، جداً؟

1183
00:59:10,084 --> 00:59:12,146
‫شرمنده، ولی همسرت باید
‫سرش توی کون خودش باشه!

1184
00:59:12,246 --> 00:59:13,314
‫هی، هی، هی!

1185
00:59:18,219 --> 00:59:19,620
‫بابا!

1186
00:59:21,255 --> 00:59:22,356
‫بیا، عذرا!

1187
00:59:28,029 --> 00:59:31,866
‫- اون‌ها صاحب باشگاه کمدی بودن.
‫- بهت که گفتم، نمی‌دونستم.

1188
00:59:32,467 --> 00:59:35,403
‫- اون‌ها صاحب باشگاه کمدی بودن.
‫- ما راجع‌بهش صحبت کردیم، خب؟

1189
00:59:35,504 --> 00:59:37,038
‫دیگه کافیه.

1190
00:59:37,738 --> 00:59:41,008
‫- من می‌خوام برم خونه.
‫- رفیق، من متأسفم، خب؟

1191
00:59:41,108 --> 00:59:42,643
‫- من می‌خوام برم خونه!
‫- تقصیر من بود.

1192
00:59:42,743 --> 00:59:44,645
‫گوش بده چی می‌گم، عذی، خب؟

1193
00:59:45,112 --> 00:59:48,115
‫بعضی وقت‌ها زندگیت به‌هم می‌ریزه.

1194
00:59:48,215 --> 00:59:51,886
‫و اگه به‌هم ریخت، اشکالی نداره.

1195
00:59:51,986 --> 00:59:53,522
‫مردم می‌گن زندگی باید تمیز باشه،

1196
00:59:53,621 --> 00:59:55,589
‫باید قشنگ باشه، ولی این‌طور نیست.

1197
00:59:56,924 --> 00:59:58,793
‫- شنیدی؟
‫- آره.

1198
01:00:00,561 --> 01:00:01,862
‫خیلی‌خب.

1199
01:00:03,330 --> 01:00:04,632
‫خیلی‌خب، خوبه.

1200
01:00:06,567 --> 01:00:07,935
‫بگیر بخواب، این...

1201
01:00:09,136 --> 01:00:10,337
‫فکر خوبیه.

1202
01:00:20,515 --> 01:00:22,583
‫واقعاً ازت ممنونم، استن.

1203
01:00:28,456 --> 01:00:30,157
‫یه مادر همیشه مادره.

1204
01:00:31,192 --> 01:00:32,593
‫یه پدر هم همین‌طور.

1205
01:00:35,629 --> 01:00:37,731
‫گمونم دیگه حتی نمی‌دونم.

1206
01:00:48,876 --> 01:00:50,744
‫اینجا، همین رو برو داخل.

1207
01:00:58,252 --> 01:01:00,654
‫خودشه، خودشه. برو نزدیک، ببین.

1208
01:01:00,754 --> 01:01:02,723
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

1209
01:01:04,593 --> 01:01:06,060
‫لعنتی.

1210
01:01:06,160 --> 01:01:08,462
‫ظاهرت داد می‌زنه که احساس گناه می‌کنی!

1211
01:01:08,563 --> 01:01:10,465
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چیکار می‌کنم؟

1212
01:01:10,565 --> 01:01:12,399
‫- فرار کن، زوربا، فرار کن!
‫- از ملک من برو بیرون!

1213
01:01:12,501 --> 01:01:14,435
‫آره، فرار کن! یالا، برو!

1214
01:01:14,536 --> 01:01:15,803
‫- کون لقت، استن!
‫- آره، کون لق خودت!

1215
01:01:15,903 --> 01:01:18,305
‫بهت که گفتم، نمی‌دونم کجا رفتن!

1216
01:01:18,405 --> 01:01:20,641
‫فکر می‌کردم تو دیگه عاقل باشی، نیک.

1217
01:01:20,741 --> 01:01:22,977
‫آره، خب. منم فکر می‌کردم
‫هنوز توی سینه‌ات قلب داری، جنا.

1218
01:01:23,077 --> 01:01:25,312
‫- به فکر عذرا باش!
‫- پسرم اون بیرونه!

1219
01:01:25,365 --> 01:01:26,579
‫- بگو کجاست!
‫- اوه! اوه! اوه!

1220
01:01:26,714 --> 01:01:28,082
‫همین رو فرو می‌کنم توی قلبت...

1221
01:01:28,182 --> 01:01:29,750
‫اگه بهم نگی دقیقاً کجان!

1222
01:01:29,850 --> 01:01:30,951
‫کجان؟

1223
01:01:31,051 --> 01:01:33,597
‫رفتن لس آنجلس تا توی برنامه‌ی کیمل شرکت کنن!

1224
01:01:35,789 --> 01:01:37,024
‫مهمون برنامه‌ی کیمله؟

1225
01:01:37,124 --> 01:01:37,858
‫آره.

1226
01:01:37,958 --> 01:01:39,490
‫می‌دونم، مهمون برنامه‌ی کیمله!

1227
01:01:40,495 --> 01:01:41,462
‫تو باورت می‌شه؟

1228
01:01:41,563 --> 01:01:44,932
‫خب... کمدین بامزه‌ایه ولی...

1229
01:01:45,032 --> 01:01:47,434
‫وایسا، به مکس نگی من لوش دادم.

1230
01:01:47,536 --> 01:01:49,436
‫من خیلی تحمل شکنجه رو ندارم.

1231
01:01:49,538 --> 01:01:50,404
‫- آخ!
‫- انقدر نِق نزن.

1232
01:01:50,429 --> 01:01:51,811
‫خدایا...

1233
01:01:51,836 --> 01:01:53,847
‫برو سوار شو من خودم میام.
‫یه کارِ ناتموم باهاش دارم.

1234
01:01:53,872 --> 01:01:55,941
‫خواهش می‌کنم، منو باهاش تنها نذار.

1235
01:01:59,113 --> 01:02:02,383
‫ببین، به محبت‌آمیزترین شکل ممکن بهت می‌گم.

1236
01:02:03,217 --> 01:02:04,718
‫باید یه دکتر بری!

1237
01:02:04,818 --> 01:02:06,655
‫سلام، من دستیار جین گرین‌ام.

1238
01:02:06,754 --> 01:02:10,357
‫می‌خواستم تاریخ و زمان
‫حضور مکس برنال رو تأیید کنم.

1239
01:02:12,860 --> 01:02:15,696
‫بله، خیلی اتفاقی ایمیل رو پاک کردم.

1240
01:02:18,432 --> 01:02:20,635
‫خیلی هم عالی.
‫خیلی ازتون ممنونم.

1241
01:02:20,734 --> 01:02:22,369
‫ممنونم، خدانگهدار.

1242
01:02:23,771 --> 01:02:24,939
‫بریم.

1243
01:02:32,012 --> 01:02:33,414
‫میرم یه قهوه سفارش بدم.

1244
01:02:33,515 --> 01:02:36,463
‫- اوه، شکلات هم داره.
‫- امروز به اندازه‌ی کافی شیرینی‌جات خوردی.

1245
01:02:38,085 --> 01:02:39,487
‫یه فنجون قهوه تلخ، لطفاً.

1246
01:02:39,588 --> 01:02:40,988
‫- حتماً.
‫- ممنون.

1247
01:02:43,491 --> 01:02:47,761
‫رفیق، این‌طرف‌ها کجا می‌تونم
‫یه مسافرخونه پیدا کنم؟

1248
01:02:47,861 --> 01:02:49,797
‫آره، ماشینت همونیه که پلاک نیوجرسیه، درسته؟

1249
01:02:49,897 --> 01:02:51,131
‫پلاک ۷۱ اِل دو؟
‫(کادیلاک اِل‌دورادو)

1250
01:02:51,232 --> 01:02:52,366
‫- خودشه.
‫- خوشگله.

1251
01:02:52,733 --> 01:02:55,736
‫هی، آقا... ماشین‌ها رو خوب می‌شناسی!

1252
01:02:55,836 --> 01:02:58,305
‫یه چیزهایی بلدم.
‫مادربزرگم هم اِل‌دورادو داره.

1253
01:02:58,405 --> 01:03:00,975
‫پنجمین خروجی، هتل «بست وسترن»
‫صبحونه و بیسکوئیت هم داره.

1254
01:03:01,075 --> 01:03:02,776
‫- عالیه، کدوم سمت؟ این سمت؟
‫- همین سمت.

1255
01:03:02,876 --> 01:03:04,778
‫هی، اونجا رو، توی تلویزیونم!

1256
01:03:05,346 --> 01:03:07,649
‫آره، اونجا رو، رفیق. تبلیغی که
‫بازی کردی همه‌جا پخش می‌شه.

1257
01:03:07,748 --> 01:03:08,983
‫- این شاید کمکت کنه.
‫- آره.

1258
01:03:09,083 --> 01:03:10,652
‫بازیگر کودک، قراره هالیوود بریم.

1259
01:03:10,751 --> 01:03:12,086
‫یه آزمون بازیگری بده.

1260
01:03:12,186 --> 01:03:13,254
‫- اصلاً هم این‌طور نیست.
‫- نظرت چیه بری...

1261
01:03:13,354 --> 01:03:15,624
‫- توی ماشین منتظرم بمونی؟
‫- هی، وایسا!

1262
01:03:16,056 --> 01:03:18,727
‫من جایی ندیدمت؟

1263
01:03:18,826 --> 01:03:22,096
‫«سنفورد و پسر»
‫قراره بازسازیش کنن.

1264
01:03:23,864 --> 01:03:26,100
‫یه امضا بهم بده، بنویس «تقدیم به تیم»

1265
01:03:26,200 --> 01:03:28,440
‫«تا وقتی زنده‌ام دستت بهم نمی‌رسه، تیم!»

1266
01:03:40,682 --> 01:03:43,117
‫ایست بازرسیِ رانندگی
‫تحت‌تأثیر الکل و مواد؟ یعنی چی؟

1267
01:03:56,063 --> 01:03:57,699
‫- واو!
‫- چی شده؟

1268
01:03:57,798 --> 01:03:59,400
‫هیچی! تو بخواب، رفیق.

1269
01:03:59,501 --> 01:04:01,001
‫- بجنب، دیروقته.
‫- چیکار می‌کنی؟

1270
01:04:01,101 --> 01:04:02,970
‫- دارم میان‌بر می‌زنم.
‫- میان‌بر به کجا؟

1271
01:04:03,070 --> 01:04:05,873
‫- بهترین اردوگاه نبراسکا.
‫- این کجاش میان‌بره!

1272
01:04:05,973 --> 01:04:07,341
‫- چرا، میان‌بره!
‫- نخیر، نیست.

1273
01:04:07,441 --> 01:04:09,877
‫جاده رو می‌بینم اونجاست... لعنتی.

1274
01:04:09,977 --> 01:04:11,912
‫گندش بزنن.

1275
01:04:12,012 --> 01:04:14,081
‫عذ؟ عذ، کجایی؟ خوبی؟

1276
01:04:14,181 --> 01:04:15,949
‫عذی؟

1277
01:04:16,050 --> 01:04:17,552
‫من می‌خوام برم خونه.

1278
01:04:17,652 --> 01:04:18,886
‫عذ...

1279
01:04:18,986 --> 01:04:22,890
‫عذ! گندش بزنن، گندش بزنن!‍
‫بیا ببینم، رفیق.

1280
01:04:25,159 --> 01:04:26,060
‫خیلی‌خب.

1281
01:04:26,994 --> 01:04:28,295
‫بیا ببینم، کجایی؟

1282
01:04:29,096 --> 01:04:29,997
‫عذ؟

1283
01:04:31,231 --> 01:04:31,965
‫عذی؟

1284
01:04:35,336 --> 01:04:36,270
‫لعنتی!

1285
01:04:39,373 --> 01:04:40,441
‫عذی؟

1286
01:04:45,179 --> 01:04:46,347
‫عذی؟

1287
01:04:56,793 --> 01:04:58,060
‫عذ!

1288
01:05:04,532 --> 01:05:05,800
‫عذی!

1289
01:05:15,943 --> 01:05:17,411
‫- هی، وایسا!
‫- نه!

1290
01:05:17,512 --> 01:05:18,780
‫وایسا!

1291
01:05:19,279 --> 01:05:21,315
‫- هی، هی! گفتم وایسا، خب!
‫- آخ!

1292
01:05:21,415 --> 01:05:23,551
‫وایسا ببینم! گفتم وایسا!

1293
01:05:23,651 --> 01:05:25,520
‫بهت گفتم وایسی!

1294
01:05:25,620 --> 01:05:27,121
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1295
01:05:27,622 --> 01:05:30,625
‫می‌خوای بزنی؟
‫می‌خوای منو بزنی؟ یالا، بزن!

1296
01:05:30,725 --> 01:05:32,059
‫نه! نمی‌خوام بزنمت، نمی‌خوام.

1297
01:05:32,159 --> 01:05:33,427
‫نه، من فقط... منو ترسوندی، رفیق.

1298
01:05:33,528 --> 01:05:35,830
‫منو ترسوندی. متأسفم، خب؟

1299
01:05:35,929 --> 01:05:37,766
‫چرا منو با خودت آوردی؟

1300
01:05:38,165 --> 01:05:40,535
‫چرا منو با خودت آوردی،
‫وقتی نمی‌دونی چطور بهم کمک کنی؟

1301
01:05:40,635 --> 01:05:42,169
‫نمی‌دونم، رفیق.

1302
01:05:42,269 --> 01:05:44,338
‫تو ابرقهرمان منی.
‫فقط... تو همه‌چیز منی.

1303
01:05:44,438 --> 01:05:46,073
‫تو افسون منی.

1304
01:05:46,173 --> 01:05:48,743
‫من ابرقهرمان تو نیستم.

1305
01:05:48,843 --> 01:05:50,978
‫من افسون و رفیق تو نیستم.

1306
01:05:51,078 --> 01:05:53,380
‫من پسرتم! و توام پدرمی!

1307
01:05:53,481 --> 01:05:56,651
‫پدرم! پدرم! پدرم! پدرم! پدرم!

1308
01:05:56,751 --> 01:05:59,119
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، باشه.

1309
01:05:59,219 --> 01:06:01,088
‫- ازت بدم میاد.
‫- چیزی نیست.

1310
01:06:01,188 --> 01:06:03,417
‫ازت بدم میاد.

1311
01:06:37,759 --> 01:06:39,561
‫- الو؟
‫- بابا؟

1312
01:06:41,496 --> 01:06:42,463
‫الو؟

1313
01:06:42,564 --> 01:06:43,865
‫نزدیک بود پسرم رو بزنم.

1314
01:06:43,964 --> 01:06:45,232
‫چـ... چی شد؟

1315
01:06:45,999 --> 01:06:47,134
‫چه اتفاقی افتاد؟

1316
01:06:47,234 --> 01:06:48,903
‫- من نزدیک بود...
‫- چی؟

1317
01:06:49,002 --> 01:06:50,605
‫نزدیک بود عذرا رو بزنم.

1318
01:06:50,939 --> 01:06:52,607
‫الان کجایی؟ گندش بزنن.

1319
01:06:52,707 --> 01:06:56,276
‫- الان... توی... توی جنگلم.
‫- کجا؟ کجا؟ کجا؟

1320
01:06:56,376 --> 01:06:58,177
‫توی جنگل تخمی‌ام دیگه.
‫چمی‌دونم کجا، خب؟

1321
01:06:58,202 --> 01:07:01,181
‫فقط... نزدیک بود عذرا رو بزنم و...

1322
01:07:01,206 --> 01:07:02,715
‫نمی‌دونم چطور باهاش کنار بیام، بابا.

1323
01:07:02,740 --> 01:07:05,363
‫نمی‌دونم با این همه خشم چه غلطی کنم.

1324
01:07:05,787 --> 01:07:09,122
‫هیچ غلطی نیاز نیست بکنی.
‫فقط... دفنش کن.

1325
01:07:09,491 --> 01:07:12,794
‫خیلی‌خب، باشه.
‫ولی ازت می‌خوام بهم بگی چیکار کنم.

1326
01:07:12,894 --> 01:07:13,928
‫خودت می‌دونی چیکار کنی!
‫تو نمی‌تونی...

1327
01:07:14,027 --> 01:07:15,362
‫نمی‌دونم! نمی‌دونم باید چیکار کنم، مرد.

1328
01:07:15,462 --> 01:07:17,297
‫توی جنگل گیر افتادم،
‫از ترس ریدم به خودم،

1329
01:07:17,397 --> 01:07:19,601
‫و نمی‌دونم باید چیکار کنم،
‫واسه همین گفتم شاید...

1330
01:07:19,701 --> 01:07:21,368
‫شاید مثل بقیه‌ی پدرها باشی و...

1331
01:07:21,469 --> 01:07:22,537
‫یه نصیحتی چیزی کنی!

1332
01:07:22,737 --> 01:07:24,137
‫مکس، ببند اون دهنتو!
‫چی می‌گی واسه خودت؟

1333
01:07:24,238 --> 01:07:25,707
‫همین الان دارم راجع‌بهش
‫باهات صحبت می‌کنم.

1334
01:07:25,807 --> 01:07:26,808
‫اون‌وقت تو می‌گی نصیحت می‌خوای؟

1335
01:07:26,908 --> 01:07:27,976
‫باشه، نصیحتت می‌کنم.

1336
01:07:28,075 --> 01:07:29,343
‫مثل آب خوردنه!

1337
01:07:29,443 --> 01:07:31,513
‫دستت رو داغ کن،
‫خودت رو به درخت ببند،

1338
01:07:31,613 --> 01:07:34,081
‫هر کاری که لازمه بکن تا پسرت رو نزنی!

1339
01:07:34,181 --> 01:07:36,016
‫به همین سادگی!

1340
01:07:37,251 --> 01:07:38,385
‫حالیت شد؟

1341
01:07:38,486 --> 01:07:40,254
‫ببین چه اتفاقی واسه ما افتاد!
‫منو کشت!

1342
01:07:40,354 --> 01:07:42,590
‫نمی‌تونی پسرت رو بزنی!
‫نمی‌تونی پسرت رو بزنی!

1343
01:07:44,859 --> 01:07:46,761
‫باشه، آره... فهمیدم.

1344
01:07:47,279 --> 01:07:48,663
‫مطمئنی؟ چون اگه فهمیده بودی...

1345
01:07:48,763 --> 01:07:50,030
‫می‌دونستی که دیگه وقتشه...

1346
01:07:50,130 --> 01:07:51,164
‫این سفر مسخره رو تمومش کنی.

1347
01:07:51,265 --> 01:07:52,967
‫- مسخره نیست.
‫- آره، هست.

1348
01:07:53,066 --> 01:07:54,536
‫نیست، بابا. مسخره نیست.

1349
01:07:54,636 --> 01:07:57,137
‫آره، هست. مسخره‌ست.

1350
01:07:57,162 --> 01:07:59,482
‫اگه آخرش بازم زندون بیفتی چه حالی می‌شی؟

1351
01:07:59,507 --> 01:08:00,407
‫اون‌وقت چی؟

1352
01:08:03,110 --> 01:08:05,112
‫کجایی؟ خودم میام دنبالت.

1353
01:08:10,518 --> 01:08:12,654
‫گندش بزنن، گندش بزنن.

1354
01:08:46,186 --> 01:08:47,855
‫حتی نمی‌تونی به زبون بیاریش.

1355
01:08:47,956 --> 01:08:49,156
‫یه کلمه‌ی بی‌ارزشه.

1356
01:08:50,090 --> 01:08:51,224
‫اوتیسم.

1357
01:08:53,293 --> 01:08:54,696
‫آره، هرچی.

1358
01:08:56,831 --> 01:09:01,368
‫بلند بگو، به عذی توی زندگی کمکش می‌کنه.

1359
01:09:01,469 --> 01:09:05,372
‫نه، می‌دونی... خیلی بابتش مطمئن نیستم.

1360
01:09:07,709 --> 01:09:10,511
‫باید بتونیم راجع‌بهش صحبت کنیم و...

1361
01:09:11,311 --> 01:09:12,914
‫خیلی‌خب، بگو.
‫می‌خوای راجع‌به چی حرف بزنیم؟

1362
01:09:13,014 --> 01:09:14,348
‫نمی‌خوام مخفیش کنیم.

1363
01:09:14,448 --> 01:09:15,950
‫می‌خوام راجع‌بهش حرف بزنیم.
‫می‌خوام بهش یه اسمی رو اختصاص بدیم.

1364
01:09:16,050 --> 01:09:17,986
‫می‌خوام از هرکسی که شده کمک بگیریم.

1365
01:09:18,086 --> 01:09:19,887
‫کی خواست مخفیش کنه؟
‫کی؟ هیچکس نمی‌خواد مخفیش کنه.

1366
01:09:19,988 --> 01:09:22,557
‫مکس همین الانش هم اونو مخفی کرده!
‫عذرا رو برداشته، مخفیش کرده.

1367
01:09:22,657 --> 01:09:24,358
‫مخفیش نکرده، داره اونو تا جایی می‌بره.

1368
01:09:24,458 --> 01:09:26,360
‫فکر کردی می‌خواد عذرا رو بکشه؟
‫فکر کردی الان...

1369
01:09:26,460 --> 01:09:28,496
‫نخیرم، معلومه که چنین فکری نمی‌کنم.

1370
01:09:28,596 --> 01:09:31,398
‫همچین فکری نمی‌کنم،
‫ولی اون منو ترسوند.

1371
01:09:31,499 --> 01:09:33,868
‫تو می‌دونستی قراره عذرا رو
‫جایی ببره و برنامه‌ای براش داره.

1372
01:09:33,968 --> 01:09:36,504
‫ولی کسی نگفت قراره اتفاق بدی براش بیفته.

1373
01:09:36,604 --> 01:09:37,572
‫نمی‌دونم.

1374
01:09:37,672 --> 01:09:39,406
‫جوری که مکس
‫و وضعیت روحیش ناپایداره...

1375
01:09:39,507 --> 01:09:42,477
‫و موقعیتی که... اون
‫بدجوری از کوره در میره.

1376
01:09:42,577 --> 01:09:44,612
‫نمی‌دونه چطور عذی رو کنترل کنه.

1377
01:09:44,712 --> 01:09:46,714
‫اون نمی‌دونه عذی چی نیاز داره.

1378
01:09:46,742 --> 01:09:49,336
‫نه، نمی‌دونه. ولی توام همین‌طور!
‫هیچکس نیازهای اون رو نمی‌دونه.

1379
01:09:49,449 --> 01:09:50,985
‫- من...
‫- همینه که هست.

1380
01:09:51,085 --> 01:09:53,038
‫شرایط همینیه که هست.

1381
01:09:54,055 --> 01:09:55,389
‫باید باهاش کنار بیای.

1382
01:09:55,490 --> 01:09:57,091
‫و می‌دونم که... می‌دونم فکر می‌کنی...

1383
01:09:57,190 --> 01:09:59,259
‫مشکلی که داره رو از من به ارث برده.

1384
01:09:59,359 --> 01:10:00,795
‫- من هرگز این حرف رو نزدم.
‫- نیاز نیست به زبون بیاریش.

1385
01:10:00,895 --> 01:10:02,096
‫من هرگز اینو نگفتم.

1386
01:10:02,497 --> 01:10:04,065
‫همسر خودم هم همین کارو کرد.
‫با اون هم همین جر و بحث‌ها رو کردم.

1387
01:10:04,164 --> 01:10:06,366
‫- منو با مادرش مقایسه نکن.
‫- مقایسه‌ت نمی‌کنم، ولی...

1388
01:10:06,467 --> 01:10:07,669
‫منو با مادرش مقایسه نکن.

1389
01:10:07,769 --> 01:10:09,971
‫نمی‌کنم، ولی یه شباهت‌هایی هست.

1390
01:10:10,071 --> 01:10:12,172
‫- متأسفم، کاریش نمی‌شه کرد.
‫- من...

1391
01:10:12,272 --> 01:10:13,941
‫عمرم رو پای این خانواده گذاشتم.

1392
01:10:14,042 --> 01:10:17,812
‫عمرم رو پای این خانواده گذاشتم.
‫اون زن مکس رو ول کرد!

1393
01:10:18,846 --> 01:10:21,448
‫من حتی نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد،
‫چون تو راجع‌بهش حرفی نمی‌زنی.

1394
01:10:21,549 --> 01:10:24,251
‫و مکس هم چیزی نمی‌گه،
‫هیچ کدوم‌تون حرفی نمی‌زنین.

1395
01:10:24,351 --> 01:10:26,831
‫ولی کاری که مادرش کرد نابخشودنی بود.

1396
01:10:27,253 --> 01:10:28,805
‫منو با اون مقایسه نکن.

1397
01:10:30,024 --> 01:10:31,191
‫چطور جرئت می‌کنی!

1398
01:10:31,291 --> 01:10:33,695
‫ماجرا...

1399
01:10:33,795 --> 01:10:36,731
‫واسه خیلی وقت پیش بود،
‫الان دیگه همه‌چیز تموم شده.

1400
01:10:45,640 --> 01:10:47,809
‫باورم نمی‌شه این اطراف بزرگ شدی.

1401
01:10:47,909 --> 01:10:49,209
‫آره، واسه منم عجیبه، مگه نه؟

1402
01:10:49,610 --> 01:10:51,211
‫آقاجون توی نیویورک با مادرم آشنا شد.

1403
01:10:51,311 --> 01:10:53,380
‫بعدش همگی به نبراسکا رفتیم.

1404
01:10:53,481 --> 01:10:54,749
‫چرا مادرت ولت کرد؟

1405
01:10:58,619 --> 01:11:01,354
‫می‌دونی، داستانش بامزه‌ست، رفیق.

1406
01:11:01,455 --> 01:11:03,191
‫خودم هم واقعاً نمی‌دونم.

1407
01:11:03,290 --> 01:11:04,357
‫این کجاش بامزه‌ست؟

1408
01:11:05,660 --> 01:11:07,294
‫راست می‌گی، بامزه نبود.

1409
01:11:09,931 --> 01:11:12,700
‫یه روز صبح بیدار شدم دیدم رفته.

1410
01:11:14,836 --> 01:11:17,038
‫و گمونم...

1411
01:11:17,138 --> 01:11:18,438
‫گمونم بعد از چندین سال...

1412
01:11:18,539 --> 01:11:20,041
‫با خودم به این نتیجه رسیدم که...

1413
01:11:20,141 --> 01:11:22,643
‫حتماً خیلی دلسرد بوده...

1414
01:11:24,112 --> 01:11:25,646
‫که چنین کاری کرده، مگه نه؟

1415
01:11:26,581 --> 01:11:29,016
‫مادر افتضاحی بود.

1416
01:11:32,284 --> 01:11:33,829
‫حق با توئه، مادر افتضاحی بود.

1417
01:11:36,256 --> 01:11:37,324
‫مادر افتضاحی بود.

1418
01:11:40,862 --> 01:11:43,097
‫خیلی‌خب، بیا بریم.

1419
01:11:43,197 --> 01:11:44,431
‫هی، رفقا، بازم ممنون.

1420
01:11:44,532 --> 01:11:47,068
‫- خیلی ممنون.
‫- خدا نگهدار، مراقب خودتون باشین.

1421
01:11:47,168 --> 01:11:48,536
‫چه زوج مهربونی.

1422
01:11:49,103 --> 01:11:52,405
‫شرط می‌بندم از وقتی
‫همسن و سالِ تو بودن باهمدیگه بودن.

1423
01:11:52,507 --> 01:11:56,010
‫- من که ناکام از دنیا میرم.
‫- چی؟ نه، چرند نگو.

1424
01:11:56,477 --> 01:11:59,947
‫یکی اون بیرون پیدا می‌شه
‫که عاشق دایناسور،

1425
01:12:00,047 --> 01:12:02,250
‫داستایوفسکی و انیمیشن فمیلی گای باشه.

1426
01:12:02,349 --> 01:12:04,719
‫- بشین و تماشا کن.
‫- و لایو اکشن سیاه‌چال‌ها و اژدهایان.

1427
01:12:04,819 --> 01:12:08,122
‫و لایو اکشن سیاه‌چال‌ها و اژدهایان.
‫بفرما. خودت می‌دونی دنبال چی هستی.

1428
01:12:08,756 --> 01:12:11,692
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

1429
01:12:11,793 --> 01:12:15,930
‫خانمی که اینجا زندگی می‌کنه
‫یکی از دوستان قدیمی پدرته.

1430
01:12:16,731 --> 01:12:19,133
‫اینجا شبیه فیلم‌های شیطانی‌ایه که
‫منتظری هر لحظه شیطان سراغت بیاد.

1431
01:12:19,233 --> 01:12:21,769
‫بیا امیدوار باشیم این‌طور نباشه.

1432
01:12:21,869 --> 01:12:23,107
‫آه...

1433
01:12:28,609 --> 01:12:30,343
‫- خدای من!
‫- اوه، هی!

1434
01:12:30,443 --> 01:12:32,647
‫- سلام.
‫- چی...

1435
01:12:32,747 --> 01:12:35,216
‫- سلام.
‫- نه!

1436
01:12:35,315 --> 01:12:36,851
‫- سلام.
‫- سلام، گریس، سلام.

1437
01:12:36,951 --> 01:12:37,985
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1438
01:12:38,085 --> 01:12:40,087
‫خب... داستانش مفصله.

1439
01:12:40,188 --> 01:12:43,691
‫گریس، ایشون عذراست.

1440
01:12:46,194 --> 01:12:47,995
‫از دیدنت خوشوقتم، عذرا.

1441
01:12:48,095 --> 01:12:49,462
‫خیلی چیزها راجع‌بهت شنیدم.

1442
01:12:50,698 --> 01:12:52,733
‫- من که تابحال چیزی ازت نشنیده بودم.
‫- آره خب...

1443
01:12:52,834 --> 01:12:54,602
‫- کی اومده، مامان؟
‫- واو!

1444
01:12:54,702 --> 01:12:57,171
‫- تو چقدر...
‫- ایشون هم روبی هستش.

1445
01:12:57,271 --> 01:12:58,973
‫از زمین تا آسمون با
‫عکس‌های بچگیت فرق داری.

1446
01:12:58,998 --> 01:13:00,049
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

1447
01:13:00,074 --> 01:13:02,109
‫- سلام.
‫- ایشون از دوست‌های قدیمی من، مکس، هستش.

1448
01:13:02,210 --> 01:13:03,611
‫و اون هم پسرش، عذرا.

1449
01:13:04,612 --> 01:13:05,813
‫سلام.

1450
01:13:05,913 --> 01:13:07,982
‫دوست داری بیای با من و هارپر بازی کنی؟

1451
01:13:12,220 --> 01:13:13,721
‫بیا! هارپر!

1452
01:13:15,223 --> 01:13:17,225
‫- غافلگیرمون کردی!
‫- آره، می‌دونم.

1453
01:13:17,325 --> 01:13:20,728
‫می‌تونیم داخل بیایم؟

1454
01:13:20,828 --> 01:13:23,331
‫یه جورهایی از دست قانون فراری‌ام.

1455
01:13:23,430 --> 01:13:24,932
‫- یعنی چی؟
‫- شوخی نمی‌کنم.

1456
01:13:25,867 --> 01:13:26,868
‫بیا ببینم.

1457
01:13:32,940 --> 01:13:33,975
‫هارپر!

1458
01:13:37,845 --> 01:13:38,713
‫هارپر...

1459
01:13:39,847 --> 01:13:42,216
‫هارپر هرجا که بری دنبالت میاد؟

1460
01:13:42,316 --> 01:13:43,416
‫همیشه!

1461
01:13:43,517 --> 01:13:45,286
‫چه سگ خوش‌شانسی.

1462
01:13:45,586 --> 01:13:48,756
‫ولم کن!

1463
01:13:48,856 --> 01:13:52,293
‫ریج‌وِی خواست منو توی آبگیر جک هل بده.

1464
01:13:52,392 --> 01:13:54,369
‫- تو که بدت نیومد.
‫- به همین خیال باش.

1465
01:13:54,394 --> 01:13:57,598
‫- داری مخ دوست‌دختر منو می‌زنی؟
‫- من دوست‌دخترش نیستم.

1466
01:13:59,200 --> 01:14:00,568
‫ما رو به‌هم معرفی کن، روبز.

1467
01:14:00,668 --> 01:14:03,871
‫- عذرا، ریج‌وِی و کلی.
‫- اهل کجایی؟

1468
01:14:06,240 --> 01:14:07,742
‫از شرق میاد.

1469
01:14:08,142 --> 01:14:09,610
‫واو، ببین چیکار می‌کنه!

1470
01:14:09,710 --> 01:14:12,713
‫لطفاً عوضی‌بازی درنیار!

1471
01:14:12,813 --> 01:14:15,783
‫«کسی براش مهم نبود من کی‌ام
‫تا وقتی که این نقاب رو زدم.»

1472
01:14:15,883 --> 01:14:18,753
‫اینو یهو از کجات درآوردی، خل‌وچل؟

1473
01:14:18,853 --> 01:14:21,622
‫«بگو بِین کیه؟ چرا نقاب می‌زنه؟»

1474
01:14:21,722 --> 01:14:23,090
‫من دیوونه‌ی شوالیه‌ی تاریکی‌ام.

1475
01:14:25,005 --> 01:14:26,266
‫بیا بریم.

1476
01:14:28,062 --> 01:14:29,196
‫خب، داشتی تعریف می‌کردی.

1477
01:14:29,297 --> 01:14:31,599
‫دیگه به اینجام رسیده بود.

1478
01:14:31,699 --> 01:14:33,100
‫واسه همه‌ی پدر و مادرها پیش میاد.

1479
01:14:33,200 --> 01:14:35,503
‫آره، ولی من می‌دیدم که...

1480
01:14:35,603 --> 01:14:36,671
‫جاش امن نبود.

1481
01:14:38,198 --> 01:14:39,607
‫و حالا امنه؟

1482
01:14:43,144 --> 01:14:44,512
‫به‌نظر من که امن میاد.

1483
01:14:47,315 --> 01:14:50,751
‫- نمی‌دونم چی بگم، مکس.
‫- چی؟

1484
01:14:50,851 --> 01:14:52,153
‫چرا نمی‌ذاری به جنا زنگ بزنم؟

1485
01:14:52,253 --> 01:14:54,188
‫نه، نه، نه، نه.
‫من خودم بهش زنگ زدم، خب؟

1486
01:14:54,288 --> 01:14:55,489
‫اون می‌دونه که عذرا حالش خوبه.

1487
01:14:57,925 --> 01:14:58,826
‫خیلی‌خب.

1488
01:14:59,459 --> 01:15:00,628
‫باشه.

1489
01:15:01,028 --> 01:15:03,631
‫باهات بحث نمی‌کنم، خب؟

1490
01:15:03,731 --> 01:15:06,267
‫ساندویچت رو بخور،
‫سر و صورتت رو آب بزن،

1491
01:15:06,367 --> 01:15:08,002
‫بعدش راه بیفت برو لس آنجلس.

1492
01:15:09,503 --> 01:15:12,640
‫ببین، می‌دونم هیچ کدوم از
‫این ماجراها با عقل جور درنمیاد، ولی...

1493
01:15:12,740 --> 01:15:14,709
‫- درسته.
‫- نمی‌دونستم دیگه کجا برم.

1494
01:15:14,809 --> 01:15:15,876
‫پس...

1495
01:15:17,111 --> 01:15:19,146
‫پس بذار خودم کمکت کنم.

1496
01:15:19,246 --> 01:15:22,516
‫نمی‌تونم، باید... باید تا تهش برم، گریس.

1497
01:15:22,616 --> 01:15:25,453
‫جدی می‌گم، می‌دونی. اون بچه...

1498
01:15:26,087 --> 01:15:27,855
‫تنها کسیه که نمی‌تونم
‫توی تربیتش اشتباه کنم.

1499
01:15:27,955 --> 01:15:29,657
‫درسته. درسته، نمی‌تونی.

1500
01:15:29,757 --> 01:15:31,459
‫- چون اون بی‌نقصه!
‫- نه.

1501
01:15:31,826 --> 01:15:33,627
‫بی‌نقص نیست، گریس.
‫اون بی‌نقص نیست.

1502
01:15:33,728 --> 01:15:36,030
‫و همه می‌خوان وادارش کنن...

1503
01:15:36,130 --> 01:15:37,264
‫تا هم‌رنگ جماعت شه.

1504
01:15:37,365 --> 01:15:39,400
‫حتی خود من، خب؟

1505
01:15:39,500 --> 01:15:41,635
‫و یه روزی ممکنه به شکل
‫جادویی‌ای چشم‌هاشو باز کنه...

1506
01:15:41,736 --> 01:15:44,939
‫و ببینه که خفن‌ترین، خوش‌ذوق‌ترین...

1507
01:15:45,039 --> 01:15:49,143
‫و عادی‌ترین بچه‌ایه که پا به این دنیا گذاشته.

1508
01:15:49,243 --> 01:15:51,031
‫و چنین اتفاقی قرار نیست بیفته.

1509
01:15:52,380 --> 01:15:53,280
‫قرار نیست.

1510
01:16:00,117 --> 01:16:01,530
‫قرار نیست. هرگز این اتفاق نمیفته.

1511
01:16:01,555 --> 01:16:02,590
‫بنابراین منم که باید ازش مراقبت کنم،

1512
01:16:02,690 --> 01:16:04,892
‫و اگه من از پسش برنیام...

1513
01:16:04,992 --> 01:16:06,627
‫اون‌وقته که دیگه از دست میره.

1514
01:16:06,727 --> 01:16:08,195
‫و منم...

1515
01:16:20,441 --> 01:16:22,877
‫با طعم تافی می‌خوای یا شیرینیِ فاج.

1516
01:16:24,011 --> 01:16:25,079
‫جفتش.

1517
01:16:25,179 --> 01:16:26,947
‫خیلی بدجنسی.

1518
01:16:27,648 --> 01:16:29,817
‫خدای من، اینو باید امتحان کنی، عذرا.

1519
01:16:31,152 --> 01:16:33,087
‫بیا، بگی نه ناراحت می‌شم.

1520
01:16:38,199 --> 01:16:39,488
‫پشیمون نمی‌شی.

1521
01:16:45,166 --> 01:16:46,067
‫چطوره؟

1522
01:16:49,637 --> 01:16:50,805
‫حالت خوبه؟

1523
01:16:54,742 --> 01:16:56,410
‫آره، خب. کسی دیگه ازش استفاده نمی‌کنه.

1524
01:16:56,511 --> 01:16:58,679
‫خدای من.

1525
01:17:00,314 --> 01:17:01,897
‫ایناهاش!

1526
01:17:01,983 --> 01:17:03,117
‫باید لمسش کنم.

1527
01:17:03,217 --> 01:17:04,852
‫حسش داره میاد.

1528
01:17:04,952 --> 01:17:06,488
‫توی این لگن همه‌کار کردیم.

1529
01:17:06,620 --> 01:17:08,656
‫می‌دونی چیه؟

1530
01:17:08,756 --> 01:17:10,024
‫اگه روشن شد، ببرش.

1531
01:17:11,158 --> 01:17:12,426
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

1532
01:17:12,527 --> 01:17:14,128
‫خیلی‌خب، مرسی.

1533
01:17:14,563 --> 01:17:17,698
‫به محض اینکه تمام این
‫ماجراها تموم شه برمی‌گردونمش.

1534
01:17:17,798 --> 01:17:19,600
‫مشکلی نیست. چیزی نمی‌شه، مکس.

1535
01:17:20,502 --> 01:17:21,635
‫چیزی نمی‌شه.

1536
01:17:21,969 --> 01:17:24,071
‫فقط کافیه دیگه سگی رو گاز نگیری.

1537
01:17:26,508 --> 01:17:28,609
‫- چی؟ منظورت چیه؟
‫- کلاس شیشم.

1538
01:17:28,709 --> 01:17:31,812
‫یه سگ داشت بهمون حمله می‌کرد
‫و تو گازش گرفتی.

1539
01:17:31,912 --> 01:17:32,713
‫اوه!

1540
01:17:32,813 --> 01:17:34,415
‫- آره، خب...
‫- گازش گرفتی.

1541
01:17:34,516 --> 01:17:36,150
‫خب... می‌خواستم ازت محافظت کنم.

1542
01:17:36,175 --> 01:17:38,110
‫- آره، جون خودت. بیخیال!
‫- داشتم ازت محافظت می‌کردم.

1543
01:17:38,135 --> 01:17:41,455
‫بیخیال! اون سگ اصلاً قصد نداشت
‫من یا تو رو گاز بگیره.

1544
01:17:41,556 --> 01:17:44,493
‫سگ بیچاره، دمش رو گذاشت
‫روی کولش و فرار کرد.

1545
01:17:44,593 --> 01:17:46,026
‫- واقعاً؟
‫- آره.

1546
01:17:48,395 --> 01:17:51,165
‫ببین مکس، همه که نمی‌خوان گازت بگیرن.

1547
01:17:56,637 --> 01:17:58,005
‫می‌خوای بهش غذا بدی؟

1548
01:17:59,640 --> 01:18:01,175
‫تابحال اسب‌سوار کردی؟

1549
01:18:03,744 --> 01:18:05,279
‫اگه بدون اینکه یکی از این...

1550
01:18:05,379 --> 01:18:07,748
‫خوشگل‌ها رو ناز کنی از اینجا بری،
‫چه حسی بهت دست میده؟

1551
01:18:07,773 --> 01:18:09,673
‫حس می‌کنم پخمه‌ام.

1552
01:18:10,050 --> 01:18:11,085
‫خیلی‌خب.

1553
01:18:11,185 --> 01:18:13,888
‫پس بیا بهت بگم که
‫چطور با اسب برخورد می‌کنن.

1554
01:18:14,455 --> 01:18:17,492
‫از کنار بهش نزدیک می‌شی تا تو رو ببینه.

1555
01:18:17,925 --> 01:18:20,794
‫بعد بغل صورتش رو نوازش می‌کنی.

1556
01:18:21,328 --> 01:18:25,332
‫بعدش به مهربون‌ترین شکل ممکن
‫می‌گی: «سلام، باسکو.»

1557
01:18:29,670 --> 01:18:31,138
‫سلام، سلطان علفزار.

1558
01:18:34,708 --> 01:18:36,810
‫شرط می‌بیندم عاشق علفزاره.

1559
01:18:36,911 --> 01:18:38,445
‫از تو هم خوشش میاد.

1560
01:18:38,547 --> 01:18:39,548
‫معلومه؟

1561
01:18:39,648 --> 01:18:40,814
‫چه‌جورم.

1562
01:18:42,049 --> 01:18:43,618
‫فقط به چشم‌هاش خیره شو.

1563
01:18:44,451 --> 01:18:47,489
‫خیره شدن به چشم‌های اسب
‫مثل اینه که روحت رو باهاش سهیم شی.

1564
01:18:56,063 --> 01:18:57,765
‫حالا دیگه یه رفیقِ ابدی داری.

1565
01:19:03,672 --> 01:19:06,106
‫مامان، تام دم دره.

1566
01:19:07,241 --> 01:19:09,276
‫- اوه!
‫- تام کیه؟

1567
01:19:09,376 --> 01:19:11,646
‫- خیلی‌خب، مکس، سوییچ روی ماشینه.
‫- باشه.

1568
01:19:11,745 --> 01:19:13,747
‫کلی، ریج‌وِی، جاد‌ه‌ی جنگلی رو نشون بدین.

1569
01:19:13,847 --> 01:19:15,617
‫- روبی، با عذرا برو کیف‌هاشون رو جمع کن.
‫- باشه.

1570
01:19:15,716 --> 01:19:17,718
‫برید. برید! برید!

1571
01:19:17,818 --> 01:19:19,320
‫دایناسورت رو یادت نره، خب؟

1572
01:19:19,420 --> 01:19:20,888
‫- برو، برو.
‫- هی.

1573
01:19:22,256 --> 01:19:23,578
‫متأسفم.

1574
01:19:25,385 --> 01:19:26,820
‫مشکلی نیست.

1575
01:19:40,475 --> 01:19:43,811
‫- سلام، تام. چه‌خبر؟
‫- شرمنده مزاحمت شدم، گریس.

1576
01:19:43,911 --> 01:19:44,979
‫یه زوجی قسم می‌خوردن...

1577
01:19:45,079 --> 01:19:46,313
‫که یه پدر و پسر رو...

1578
01:19:46,413 --> 01:19:47,515
‫با ماشین اینجا پیاده کردن.

1579
01:19:47,616 --> 01:19:49,917
‫ظاهراً پدره پسرش رو از نیوجرسی دزدیده.

1580
01:19:50,017 --> 01:19:52,554
‫این که وحشتناکه.
‫چه کمکی از دست من برمیاد؟

1581
01:19:53,053 --> 01:19:54,788
‫متأسفم. می‌شه یه نگاهی به اطراف بندازم؟

1582
01:19:54,888 --> 01:19:57,726
‫- این خانمه بدجور ناراحته.
‫- نه، به هیچ وجه. بیا داخل، تام.

1583
01:19:57,825 --> 01:19:59,527
‫- آره، بیا.
‫- مرسی، زود تمومش می‌کنم.

1584
01:20:04,832 --> 01:20:07,134
‫- اینجوری ماشین خفه می‌کنه!
‫- خیلی‌خب.

1585
01:20:11,640 --> 01:20:13,240
‫گمونم وقت رفتنه.

1586
01:20:29,524 --> 01:20:31,425
‫شما دوتا، برید یه اتاقی جایی!

1587
01:20:33,595 --> 01:20:38,132
‫«قصد بی‌ادبی ندارم، ولی به این
‫آسونی‌ای که به‌نظر رسید نبود،

1588
01:20:38,232 --> 01:20:41,302
‫پس ازت ممنون می‌شم
‫اگه حواسم رو پرت نکنی.»

1589
01:20:41,703 --> 01:20:42,903
‫دیالوگ فیلم «عروس شاهزاده»

1590
01:20:43,971 --> 01:20:45,139
‫این پسر نابغه‌ست.

1591
01:20:59,987 --> 01:21:01,121
‫می‌شه اسب بگیریم؟

1592
01:21:03,309 --> 01:21:05,059
‫رفیق، ما وسط «هابوکن» زندگی می‌کنیم.

1593
01:21:07,027 --> 01:21:08,530
‫آره، فکرش رو می‌کردم اینو بگی.

1594
01:21:10,758 --> 01:21:14,361
‫عذ، تو می‌دونی که چرا
‫دارم این کارو می‌کنم، مگه نه؟

1595
01:21:14,461 --> 01:21:16,664
‫البته، می‌خوای توی برنامه‌ی جیمی کیمل باشی.

1596
01:21:16,764 --> 01:21:17,732
‫آرزوی هر پدریه.

1597
01:21:17,832 --> 01:21:20,000
‫نه، نه. دلیلش این نیست.

1598
01:21:20,635 --> 01:21:24,371
‫البته اون هم هست،
‫ولی دلیل اصلیش چیزِ دیگه‌ایه.

1599
01:21:24,471 --> 01:21:26,875
‫می‌دونی...

1600
01:21:26,975 --> 01:21:29,376
‫می‌دونی چی شد آقاجون
‫سرآشپزی رو کنار گذاشت،

1601
01:21:29,476 --> 01:21:32,379
‫و شغل دربانی رو قبول کرد؟

1602
01:21:33,013 --> 01:21:34,749
‫خب، به‌خاطر من این کارو کرد.

1603
01:21:37,251 --> 01:21:38,887
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد.

1604
01:21:39,419 --> 01:21:43,457
‫خب، راستش خیلی هم جور درمیاد، رفیق.

1605
01:21:44,024 --> 01:21:45,158
‫چون...

1606
01:21:46,493 --> 01:21:49,797
‫چون شغل یه پدر، می‌دونی...

1607
01:21:49,898 --> 01:21:52,432
‫اینه که پسرش رو وارد میدون کنه.

1608
01:21:52,934 --> 01:21:55,602
‫- چه میدونی؟
‫- هر میدونی، می‌دونی؟

1609
01:21:55,703 --> 01:21:56,704
‫زمین فوتبال.

1610
01:21:56,804 --> 01:21:58,438
‫فوتبال که باعث آسیب‌های مغزی می‌شه!

1611
01:21:58,552 --> 01:22:02,023
‫خب، درسته، ولی اینجا
‫منظورم استعاری بود، خب؟

1612
01:22:02,109 --> 01:22:06,246
‫- خیلی‌خب.
‫- واسه همین یه پدر باید...

1613
01:22:06,346 --> 01:22:08,048
‫باید وارد چنین میدونی شه، خب؟

1614
01:22:08,148 --> 01:22:11,251
‫و اگه توی زمین قبل از اینکه
‫امتیازی بگیره زمین بزننش،

1615
01:22:11,351 --> 01:22:14,121
‫- اون‌وقت بازی تمومه.
‫- ولی این‌طور نیست.

1616
01:22:14,221 --> 01:22:15,957
‫چون تمام خواسته‌ی اون پدر...

1617
01:22:16,056 --> 01:22:21,395
‫اینه که پسرش جایی که
‫زمین خورد توپ رو برداره...

1618
01:22:21,495 --> 01:22:23,130
‫و تا خط پایان ببره.

1619
01:22:23,230 --> 01:22:24,531
‫- تاچ‌داون!
‫- دقیقاً.

1620
01:22:24,632 --> 01:22:26,801
‫باید انقدر ادامه بده تا امتیاز رو بگیره.

1621
01:22:30,752 --> 01:22:31,950
‫بگذریم.

1622
01:22:34,508 --> 01:22:36,176
‫واسه اینه که شوی کیمل میرم.

1623
01:22:42,850 --> 01:22:43,851
‫تو بابای خوبی هستی.

1624
01:23:08,175 --> 01:23:10,969
‫« غذاخوری نورث‌ویل »

1625
01:23:26,724 --> 01:23:28,610
‫قهوه می‌خوای؟

1626
01:23:28,635 --> 01:23:30,363
‫آره، بدم نمیاد.

1627
01:23:31,488 --> 01:23:33,663
‫نظرت چیه بری یه میز
‫توی «خانه‌ی پای» رزرو کنی؟

1628
01:23:33,688 --> 01:23:36,523
‫بنزین که زدم میام پیشت.

1629
01:23:36,658 --> 01:23:38,325
‫داخل می‌بینمت.

1630
01:23:38,425 --> 01:23:39,494
‫می‌بینمت.

1631
01:23:39,828 --> 01:23:40,862
‫نوشیدنی چی می‌خوری؟

1632
01:23:40,961 --> 01:23:42,664
‫«زندگی یه ورزشه، بنوش.»

1633
01:23:42,689 --> 01:23:44,206
‫خب، این جمله رو کی گفتی؟
‫(ویدئو تبلیغاتی مایکل جوردن)

1634
01:23:44,231 --> 01:23:46,501
‫«به‌نظر یه معمای دیگه روی دستمون مونده.»

1635
01:23:46,601 --> 01:23:50,037
‫من عاشق نقل قولم، خب؟
‫ولی نه توی هر موقعیتی.

1636
01:23:50,137 --> 01:23:52,439
‫این خانم مهربون کلی کار داره.

1637
01:23:52,540 --> 01:23:53,974
‫آیس تی، لطفاً.

1638
01:23:55,777 --> 01:23:56,977
‫رفیقم، عذرا.

1639
01:23:57,070 --> 01:23:59,874
‫خودسر و بی‌محابا نقل قول می‌کنه...

1640
01:23:59,980 --> 01:24:02,450
‫تا واسه خودش چی سفارش بده؟

1641
01:24:02,550 --> 01:24:03,984
‫«آیس تی، لطفاً.»

1642
01:24:14,462 --> 01:24:17,565
‫- کجا می‌ری؟
‫- سلام، حالتون چطوره؟

1643
01:24:17,665 --> 01:24:18,867
‫اسم من عذرائه.

1644
01:24:18,967 --> 01:24:21,201
‫و قراره براتون یه جوک تعریف کنم.

1645
01:24:22,369 --> 01:24:24,472
‫وقتی اسب‌ها مریض می‌شن کجا می‌رن؟

1646
01:24:25,807 --> 01:24:27,441
‫بیمارسطبل!

1647
01:24:30,578 --> 01:24:31,646
‫خب.

1648
01:24:31,746 --> 01:24:34,248
‫ممنون! حضار بی‌نظیری بودید!

1649
01:24:35,917 --> 01:24:38,218
‫واو! اولین جوکی که خودت ساختی.

1650
01:24:38,318 --> 01:24:40,922
‫- بهت افتخار می‌کنم.
‫- ساخت کار جدید آسون نیست.

1651
01:24:53,768 --> 01:24:57,137
‫رفیق، من می‌رم یه آبی به دستم بزنم، خب؟

1652
01:24:57,237 --> 01:24:58,506
‫- زود برمی‌گردم.
‫- باشه.

1653
01:24:58,606 --> 01:24:59,807
‫خیلی‌خب.

1654
01:25:01,676 --> 01:25:02,544
‫بیمارسطبل!

1655
01:25:04,177 --> 01:25:05,112
‫میره بیمارسطبل!

1656
01:25:05,212 --> 01:25:06,447
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1657
01:25:06,548 --> 01:25:07,807
‫حالا اونش مهم نیست، ببین، من...

1658
01:25:07,916 --> 01:25:09,316
‫- چطور پیدام کردی؟
‫- وقت این صحبت‌ها رو نداریم.

1659
01:25:09,416 --> 01:25:10,818
‫اینجا چطور پیدام کردی؟

1660
01:25:10,912 --> 01:25:12,547
‫خانه‌ی پای بودیم.
‫اونجا دیدمت.

1661
01:25:12,654 --> 01:25:14,756
‫- بودین؟ تو و کی؟
‫- من و جنا. اون هم اونجاست.

1662
01:25:14,882 --> 01:25:16,617
‫- چیزی نیست.
‫- جـ... خیلی‌خب.

1663
01:25:16,691 --> 01:25:18,927
‫بابا، تو دیگه چقدر خایه داری!
‫گوش بده چی می‌گم.

1664
01:25:19,027 --> 01:25:20,394
‫- می‌شه دهنت رو ببندی؟
‫- نه، تو ببند!

1665
01:25:20,495 --> 01:25:21,896
‫دارم سعی می‌کنم یه چیزی بهت بگم.

1666
01:25:21,996 --> 01:25:23,230
‫الان برمی‌گردی می‌ری به همون خانه‌ی پای،

1667
01:25:23,330 --> 01:25:24,599
‫شتری دیدی ندیدی.

1668
01:25:24,699 --> 01:25:26,266
‫خفه شو، می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

1669
01:25:26,366 --> 01:25:27,735
‫اینجا نیومدم جلوت رو بگیرم.

1670
01:25:31,673 --> 01:25:34,008
‫اومدم ازت عذرخواهی کنم.

1671
01:25:34,107 --> 01:25:36,109
‫- بابت چی؟
‫- خب، ببین...

1672
01:25:36,209 --> 01:25:38,446
‫متأسفم.

1673
01:25:38,546 --> 01:25:42,082
‫می‌دونی، من... همین دیگه، متأسفم.

1674
01:25:42,717 --> 01:25:45,118
‫چی داری می‌گی؟ چی شده؟ چی...

1675
01:25:46,219 --> 01:25:48,690
‫مادرم رفت و...

1676
01:25:48,790 --> 01:25:51,358
‫منم دوستش داشتم،
‫ولی زندگی با من غیرممکن بود،

1677
01:25:51,459 --> 01:25:53,393
‫من هرگز چیزی راجع‌بهش
‫به تو نگفتم، واسه همین...

1678
01:25:53,494 --> 01:25:55,128
‫- متأسفم.
‫- منظورت چیه؟

1679
01:25:55,228 --> 01:25:56,764
‫مامان واسه این رفت
‫چون من آدم غیرقابل تحملی بودم.

1680
01:25:56,864 --> 01:25:58,967
‫- خودت بهم گفتی.
‫- نه، اونی که غیرقابل تحمل بود من بودم.

1681
01:25:59,067 --> 01:26:01,776
‫به‌خاطر من بود. همه‌ش سر جنگ داشتم.
‫و با هرکس که درگیر می‌شدم...

1682
01:26:01,801 --> 01:26:03,613
‫بعدش یکی دیگه بود که
‫فکر می‌کردم از پسش برمیام.

1683
01:26:03,638 --> 01:26:05,473
‫و معمولاً از این درگیری‌ها برنده بیرون نمیای.

1684
01:26:05,573 --> 01:26:09,209
‫فقط از یه آدم می‌ری سراغ
‫یه آدم دیگه تا دیگه کسی نمونه.

1685
01:26:09,309 --> 01:26:13,081
‫و بعدش که کسی نبود
‫باهاش درگیر شم، اون‌وقت...

1686
01:26:13,199 --> 01:26:15,392
‫مخفی شدم، خودم رو توی...

1687
01:26:15,520 --> 01:26:17,585
‫آشپزخونه‌ی رستوران‌ها
‫و باشگاه‌های بوکس پنهون کردم.

1688
01:26:17,685 --> 01:26:21,154
‫حالا هم با باز کردن در برای
‫غریبه‌ها خودم رو پنهون می‌کنم.

1689
01:26:21,179 --> 01:26:23,248
‫من... من فقط...

1690
01:26:26,259 --> 01:26:28,463
‫پنهون شدم چون نمی‌دونستم
‫دیگه چیکار کنم، من...

1691
01:26:29,764 --> 01:26:32,332
‫نمی‌دونستم چطور کاری
‫که تو می‌کنی رو انجام بدم.

1692
01:26:32,357 --> 01:26:34,334
‫- چی؟
‫- تو برای چیزی می‌جنگی...

1693
01:26:34,434 --> 01:26:36,180
‫که یه ارزشی داره.

1694
01:26:36,437 --> 01:26:39,272
‫شاید زیاده‌روی کرده باشی،
‫ولی سعی داری کار درست رو انجام بدی.

1695
01:26:39,475 --> 01:26:41,611
‫و برای پسرت وارد
‫بزرگ‌ترین مبارزه‌ی‌ زندگیت شدی.

1696
01:26:41,784 --> 01:26:44,053
‫و اگه دستگیر شی، می‌پذیریش.

1697
01:26:44,112 --> 01:26:46,914
‫ولی تا جایی که به من مربوطه،
‫تو قهرمان سنگین‌وزن منی.

1698
01:26:48,850 --> 01:26:50,250
‫چون من یه مشکلی داشتم.

1699
01:26:50,985 --> 01:26:53,721
‫با مادرت یه مشکلی داشتم
‫که هرگز فراموش نمی‌کنم.

1700
01:26:56,057 --> 01:26:57,725
‫کاش منم کارِ تو رو می‌کردم.

1701
01:26:59,460 --> 01:27:01,062
‫شاید عواقبش گریبان‌گیرت بشه،

1702
01:27:01,161 --> 01:27:04,499
‫ولی... ارزشش رو داره،
‫چون دلیل خوبی برای انجامش داشتی.

1703
01:27:04,599 --> 01:27:07,535
‫این کار رو کردی چون عاشق پسرتی.

1704
01:27:08,736 --> 01:27:12,073
‫نیمه‌شب از جاش بلندش کردی.

1705
01:27:12,172 --> 01:27:13,808
‫- جرمه.
‫- نه، نه، نه.

1706
01:27:13,908 --> 01:27:15,308
‫هرکسی انقدر جرئت نداره.

1707
01:27:15,666 --> 01:27:18,286
‫باورت بشه یا نشه، احتمالاً بهترین کاری بود
‫که توی عمرت می‌تونستی انجام بدی.

1708
01:27:18,311 --> 01:27:22,083
‫و نباید انقدر نگران نداشتن خانواده باشی.

1709
01:27:22,182 --> 01:27:25,119
‫من اینجام، عذی هم اونجاست.

1710
01:27:25,218 --> 01:27:27,488
‫و اون زنی که توی خانه‌ی پای هستش، خب...

1711
01:27:27,588 --> 01:27:29,023
‫اونم درست می‌شه.

1712
01:27:29,123 --> 01:27:32,126
‫تمام این ماجراها حل می‌شن،
‫ولی باید بدونی...

1713
01:27:32,225 --> 01:27:33,594
‫که تو یه خانواده‌ای داری که دوستت داره،

1714
01:27:33,695 --> 01:27:35,630
‫و بهت نیاز داره و براش مهمی.

1715
01:27:36,964 --> 01:27:38,533
‫- حالا مراقب باش.
‫- خیلی‌خب.

1716
01:27:39,033 --> 01:27:40,468
‫- من دیگه برمی‌گردم.
‫- باشه.

1717
01:27:42,170 --> 01:27:43,403
‫خیلی‌خب.

1718
01:27:55,616 --> 01:27:57,985
‫بگو ببینم، هیچ کدوم از
‫این اسم‌ها رو می‌شناسی، رفیق؟

1719
01:27:58,086 --> 01:27:59,554
‫می‌شناسم. سیدنی پوآتیه.

1720
01:28:00,455 --> 01:28:03,091
‫«به من می‌گن آقای تیبز.»

1721
01:28:03,191 --> 01:28:06,393
‫معلومه، چه سؤال احمقانه‌ای، متأسفم.

1722
01:28:06,500 --> 01:28:09,570
‫«توتو، حس می‌کنم دیگه کانزاس نیستیم.»
‫(دیالوگ فیلم «جادوگر شهر اُز»)

1723
01:28:09,664 --> 01:28:11,766
‫- دورثی مامان لایزا مینلی بود.
‫- خیلی‌خب.

1724
01:28:11,866 --> 01:28:14,318
‫- اینم یه حقیقت راجع‌بهش.
‫- سریع‌تر بیا، خب؟ بیا بریم.

1725
01:28:14,343 --> 01:28:15,903
‫«گریه می‌کنی؟»

1726
01:28:16,003 --> 01:28:18,673
‫«توی بیس‌بال گریه نداریم!»
‫(دیالوگ «لیگ خودشان» از تام هنکس)

1727
01:28:19,107 --> 01:28:21,576
‫بیا، بیا بریم.

1728
01:28:23,544 --> 01:28:26,413
‫- جیمی اینجاست؟
‫- شاید واسه سلام و احوال‌پرسی بیاد.

1729
01:28:26,514 --> 01:28:28,082
‫چه خوب، پسرم بدجوری طرفدارشه.

1730
01:28:28,182 --> 01:28:29,249
‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست.

1731
01:28:30,952 --> 01:28:32,220
‫اونجا پارک کن.

1732
01:28:32,319 --> 01:28:34,188
‫- اینجا جای پارک معلولینه.
‫- می‌دونم، برو پارک کن.

1733
01:28:34,287 --> 01:28:35,790
‫- جای پارک معلولینه!
‫- برو پارک کن!

1734
01:28:38,626 --> 01:28:40,661
‫واسه تست صدا هرچقدر که می‌خوای اجرا کن.

1735
01:28:40,762 --> 01:28:42,797
‫- اوضاع افسونت چطوره؟
‫- تا قطره‌ی آخرش کار می‌کنه.

1736
01:28:42,897 --> 01:28:43,931
‫- هی، مکس.
‫- بله؟

1737
01:28:44,031 --> 01:28:45,166
‫این مربع رو می‌بینی؟

1738
01:28:45,365 --> 01:28:46,567
‫از این مربع خارج نشو،
‫به جیمی نگاه نکن،

1739
01:28:46,667 --> 01:28:47,969
‫و اندازه‌ی وقتت اجرا کن.

1740
01:28:47,994 --> 01:28:49,277
‫- ردیفه؟
‫- کچلم کردی، خیالت راحت.

1741
01:28:49,302 --> 01:28:50,638
‫- میکروفن باتری داره؟
‫- امیدوارم داشته باشه.

1742
01:28:50,738 --> 01:28:52,807
‫- عذرا، ردیف اول برات یه صندلی گرفتم.
‫- باشه.

1743
01:28:52,907 --> 01:28:55,710
‫چک، چک، چک،
‫اونجا میکروفنه؟ همینه؟

1744
01:28:55,810 --> 01:28:58,746
‫عالی، ممنون.
‫امشب حالتون چطوره؟

1745
01:28:58,846 --> 01:29:01,281
‫خوب؟ الو؟ آه...

1746
01:29:01,381 --> 01:29:03,764
‫باید داخل خطوط بمونم.
‫باید داخل خطوط بمونم.

1747
01:29:03,789 --> 01:29:04,790
‫سلام.

1748
01:29:04,815 --> 01:29:07,470
‫مکس برنال با یه پسر جوون رسیدن؟

1749
01:29:07,495 --> 01:29:08,931
‫هردوتاشون هم خوشتیپ‌ان.

1750
01:29:08,956 --> 01:29:11,459
‫یه عادتیه که همیشه
‫یه دید منفی به قضایا دارم.

1751
01:29:11,559 --> 01:29:13,828
‫که البته منطقیه،
‫چون برعکس به‌دنیا اومدم.

1752
01:29:13,928 --> 01:29:16,664
‫بابام می‌گه وقتی به‌دنیا اومدم
‫زیر چشمم کبود بود.

1753
01:29:16,764 --> 01:29:18,633
‫می‌گه اومدم بیرون
‫و اولین چیزی که به زبون آوردم این بود:

1754
01:29:18,733 --> 01:29:20,468
‫«کی گفت این فکر خوبیه؟»

1755
01:29:20,568 --> 01:29:21,936
‫از این طرفه.

1756
01:29:23,571 --> 01:29:24,739
‫پسرم چند روز پیش اومد پیشم،

1757
01:29:24,839 --> 01:29:26,841
‫بهم گفت: «بابا، تو یه افتضاح‌سازی.»

1758
01:29:26,941 --> 01:29:28,676
‫گفتم: «عذیزم، فکر نکنم
‫که افتضاح‌ساز یه کلمه باشه.»

1759
01:29:28,776 --> 01:29:30,310
‫- اون گفت: «چرا، هست.»
‫- آره!

1760
01:29:30,410 --> 01:29:31,679
‫اینم از پسرم!

1761
01:29:31,779 --> 01:29:33,313
‫گمونم یه فکرهایی توی سرش داره.

1762
01:29:33,413 --> 01:29:34,515
‫گمونم من واقعاً یه افتضاح‌ساز باشم.

1763
01:29:34,615 --> 01:29:35,817
‫چون راستش رو بخواید،

1764
01:29:35,917 --> 01:29:37,952
‫می‌تونم توی هر موقعیتی
‫که بخواین قرار بگیرم...

1765
01:29:38,052 --> 01:29:39,253
‫و بدترش کنم.

1766
01:29:39,352 --> 01:29:41,756
‫آقای برنال. مأمور ویژه کاستا هستم.

1767
01:29:41,856 --> 01:29:44,692
‫اف‌بی‌آی. اینجا اومدیم تا شما رو دستگیر کنیم.

1768
01:29:46,194 --> 01:29:47,929
‫خیلی‌خب، باورم نمی‌شه.

1769
01:29:48,029 --> 01:29:50,164
‫- می‌شه جلوی پسرم این کارو نکنید؟
‫- سلام، عذرا.

1770
01:29:50,264 --> 01:29:51,465
‫من جسیکام.

1771
01:29:51,566 --> 01:29:53,113
‫قراره بریم یه قدمی بزنیم، خب؟

1772
01:29:53,138 --> 01:29:55,570
‫من از اون سرِ کشور با پسرم اینجا اومدم.

1773
01:29:55,670 --> 01:29:57,238
‫من متوجه‌ام که از
‫اون سرِ کشور به اینجا اومدید.

1774
01:29:59,173 --> 01:30:00,675
‫عذی، چیزی نیست، چیزی نیست.

1775
01:30:00,775 --> 01:30:03,443
‫- بیا بریم بستنی بخوریم.
‫- عذی.

1776
01:30:03,544 --> 01:30:05,246
‫بابات فقط باید با دوستم جو صحبت کنه.

1777
01:30:05,345 --> 01:30:07,281
‫همه‌چیز روبه‌راهه، عذرا، خب؟

1778
01:30:07,380 --> 01:30:09,550
‫به بچه‌م دست نزن!

1779
01:30:09,650 --> 01:30:11,619
‫- به پسرم دست نزن!
‫- اون دوست نداره کسی بهش دست بزنه.

1780
01:30:11,719 --> 01:30:13,353
‫- بهش دست نزن!
‫- چیزی نیست، عذی.

1781
01:30:14,589 --> 01:30:15,756
‫چیزی نیست، چیزی نیست.
‫ببینید، می‌دونم.

1782
01:30:15,857 --> 01:30:17,357
‫خودم باهاتون تماس گرفتم و اشتباه کردم.

1783
01:30:17,458 --> 01:30:19,594
‫چیزی نیست، عذی.
‫چیزی نیست. ما همه اینجاییم.

1784
01:30:19,694 --> 01:30:21,462
‫طوری نیست، طوری نیست، عذی.

1785
01:30:21,562 --> 01:30:23,231
‫- خانم، ازتون می‌خوام که برید عقب.
‫- شما خودت برو عقب!

1786
01:30:23,331 --> 01:30:24,699
‫این پسرمه، سلام!

1787
01:30:24,799 --> 01:30:27,969
‫هی، عذیزم. عذی، رفیق.
‫حالت خوبه؟

1788
01:30:28,069 --> 01:30:30,204
‫سلام، سلام.

1789
01:30:30,504 --> 01:30:33,674
‫عذی، دلم برات تنگ شده بود.

1790
01:30:34,642 --> 01:30:37,478
‫عذ؟ حالت خوبه، رفیق؟

1791
01:30:37,578 --> 01:30:40,047
‫بهت خوش گذشت؟
‫سفرت چطور بود؟

1792
01:30:43,284 --> 01:30:45,987
‫- با یه اسب صحبت کردم.
‫- چی؟

1793
01:30:46,087 --> 01:30:47,922
‫فوق‌العاده‌ست.

1794
01:30:48,022 --> 01:30:49,457
‫کاش منم اونجا بودم.

1795
01:31:03,070 --> 01:31:06,439
‫متأسفم، خانم، ولی همچنان
‫باید آقای برنال رو دستگیر کنیم.

1796
01:31:06,540 --> 01:31:08,542
‫من خودم باهاتون تماس گرفتم.
‫اشتباه کردم.

1797
01:31:08,643 --> 01:31:11,212
‫همون‌طوری که می‌بینید
‫پسرم حالش خوبه، پس...

1798
01:31:11,312 --> 01:31:13,281
‫- راه دیگه‌ای نداریم، خانم.
‫- چرا، دارید!

1799
01:31:13,381 --> 01:31:16,450
‫من مادرشم، ایشون پدرش
‫و اون آقا هم پدربزرگشه.

1800
01:31:16,918 --> 01:31:20,855
‫ما یه خانواده‌ایم
‫و خودمون بچه رو خونه می‌بریم.

1801
01:31:20,948 --> 01:31:23,884
‫پس، خیلی ازتون ممنونم.
‫دیگه نیازی به این کارها نیست.

1802
01:31:23,991 --> 01:31:26,694
‫- خیلی‌خب، همگی خونسرد باشید.
‫- هی، مرد. چیزی نیست.

1803
01:31:26,794 --> 01:31:28,329
‫- بهتره آرامشت رو حفظ کنی.
‫- نه، من آروم‌ام.

1804
01:31:30,164 --> 01:31:31,732
‫هی! اون مقاومت نمی‌کنه!

1805
01:31:31,832 --> 01:31:33,868
‫مقاومت نمی‌کنم.
‫اون شکایتش رو پس گرفت، مگه نه جنا؟

1806
01:31:33,968 --> 01:31:36,137
‫- ما شکایت رو پس می‌گیریم!
‫- بیخیال، تمومش کن.

1807
01:31:36,237 --> 01:31:37,972
‫بابا!

1808
01:31:38,472 --> 01:31:40,808
‫بابامو ول کن!

1809
01:31:41,776 --> 01:31:43,443
‫- ولم کن!
‫- باید تمومش کنم.

1810
01:31:43,544 --> 01:31:46,480
‫بابا، منو نگاه کن. بابا!
‫بابا! منو نگاه کن!

1811
01:31:46,580 --> 01:31:49,091
‫طوری نیست، طوری نیست.

1812
01:31:49,116 --> 01:31:50,555
‫زمین زدنت.

1813
01:31:52,186 --> 01:31:53,587
‫توپ رو بسپرش به من.

1814
01:32:09,370 --> 01:32:11,005
‫آروم باش، طوری نیست.

1815
01:32:12,139 --> 01:32:13,007
‫خیلی‌خب.

1816
01:32:34,962 --> 01:32:37,231
‫- خب دیگه، بریم.
‫- اومدم.

1817
01:32:37,331 --> 01:32:40,334
‫زود، زود، زود.
‫دیرمون می‌شه. بجنب.

1818
01:32:41,335 --> 01:32:43,504
‫صبح بخیر. می‌دونم درگیر
‫مشکلات بازداشت در خانه‌ای،

1819
01:32:43,604 --> 01:32:45,339
‫ولی می‌تونی از مدرسه بیاریش؟

1820
01:32:45,439 --> 01:32:46,774
‫یه قرار بازدید خونه دارم،
‫نمی‌تونم عقب بندازم.

1821
01:32:46,874 --> 01:32:49,276
‫باشه، حتماً.
‫فقط باید به مأمور ناظرم بگم.

1822
01:32:49,377 --> 01:32:51,312
‫باشه. هی، هی، هی.

1823
01:32:51,412 --> 01:32:53,647
‫یادت نره، فقط تند تند صحبت نکن.

1824
01:32:53,748 --> 01:32:55,716
‫دیشب کارِت معرکه بود.

1825
01:32:55,983 --> 01:33:00,521
‫«بهر هرکس ناقوس به صدا درآید.
‫امروز بهر من به صدا درخواهد آمد.»

1826
01:33:00,621 --> 01:33:02,857
‫چه ارائه‌ای بشه!

1827
01:33:03,657 --> 01:33:05,326
‫- خیلی‌خب، خدافظ. موفق باشی.
‫- بریم.

1828
01:33:05,426 --> 01:33:07,094
‫بیا بریم تا حبس‌مون نکردن.

1829
01:33:08,696 --> 01:33:10,364
‫- می‌خوای برات بیارمش؟
‫- حتماً.

1830
01:33:10,865 --> 01:33:13,567
‫وقتی هِمینگوِی همسن و سال من بود،

1831
01:33:13,667 --> 01:33:17,171
‫می‌دونی والدینش چه کادوی تولدی براش خریدن؟

1832
01:33:17,271 --> 01:33:18,473
‫نه، چی؟

1833
01:33:18,572 --> 01:33:21,575
‫باباش براش تفنگ ساچمه‌ای،

1834
01:33:21,675 --> 01:33:24,045
‫و مامانش براش ویولن خرید.

1835
01:33:25,579 --> 01:33:28,483
‫- همینگوی ویولن می‌زد؟
‫- نه.

1836
01:33:28,949 --> 01:33:31,218
‫پنجاه سال بعد با همون تفنگ...

1837
01:33:33,554 --> 01:33:34,655
‫واقعاً؟

1838
01:33:35,389 --> 01:33:36,491
‫می‌تونی بری چک کنی.

1839
01:33:36,924 --> 01:33:38,659
‫واو، من خبر نداشتم.

1840
01:33:38,759 --> 01:33:40,861
‫حدس بزن کی قراره کلاس ویولن بره!

1841
01:33:43,297 --> 01:33:45,933
‫رفیق، خیلی از اینکه برای
‫این مدرسه هیجان‌زده‌ای خوشحالم.

1842
01:33:46,033 --> 01:33:48,035
‫- بالاخره موفق شدی.
‫- آره.

1843
01:33:48,135 --> 01:33:49,303
‫حق با مامان بود.

1844
01:33:50,905 --> 01:33:52,840
‫نمی‌شه اون رو زیر جورابت کنی؟

1845
01:33:52,940 --> 01:33:55,076
‫چی رو؟
‫خوشم نمیاد به بدنم بخوره.

1846
01:33:55,176 --> 01:33:57,411
‫- به‌خاطر جنسش، می‌دونی؟
‫- داره چشمک می‌زنه.

1847
01:33:57,512 --> 01:33:58,813
‫- بیپ.
‫- خب، می‌دونی چیه؟

1848
01:33:58,838 --> 01:34:00,420
‫نمی‌خوای یه بغل بهم بدی؟

1849
01:34:01,560 --> 01:34:02,715
‫باشه.

1850
01:34:05,629 --> 01:34:06,996
‫حالا دیگه می‌تونی بری.

1851
01:34:07,021 --> 01:34:07,998
‫باشه.

1852
01:34:08,502 --> 01:34:09,693
‫بفرما.

1853
01:34:16,083 --> 01:34:17,318
‫روز خوبی داشته باشی.

1854
01:34:21,256 --> 01:34:31,256
‫ترجمه از امیر فرحناک
‫:::. FarahSub@ .:::

1855
01:34:31,503 --> 01:34:34,003
‫« فیلم بعد از تیتراژ ادامه دارد »

1856
01:34:35,267 --> 01:34:45,267
moviepovie.com

1857
01:34:47,388 --> 01:34:50,191
‫یادته آخرین باری که
‫اون اینجا اومد دستگیر شد.

1858
01:34:50,291 --> 01:34:51,759
‫اوه، واو.

1859
01:34:51,859 --> 01:34:54,061
‫- مکس؟
‫- جیمی؟

1860
01:34:54,161 --> 01:34:56,263
‫- سلام، مرد. حالت چطوره؟
‫- مرد، به‌نظر عالی میای.

1861
01:34:56,363 --> 01:34:58,232
‫خوشحالم که اینجایی. ایشون گیرموئه.

1862
01:34:58,332 --> 01:35:00,367
‫- سلام. خیلی خوشبختم.
‫- از بهترین‌های حفاظت.

1863
01:35:00,467 --> 01:35:02,703
‫- پسرت چطوره؟
‫- عذی عالیه، مرد. آره.

1864
01:35:02,803 --> 01:35:05,139
‫اگه اجازه داشتم از ایالت
‫خارجش کنم الان اینجا بود.

1865
01:35:05,239 --> 01:35:08,008
‫آره، درسته. گمونم نمی‌شد.
‫آره، گمونم نمی‌تونست بیاد.

1866
01:35:08,108 --> 01:35:11,745
‫خب، داشتم بهش می‌گفتم یادته
‫آخرین باری که مکس اینجا بود،

1867
01:35:11,845 --> 01:35:14,715
‫چیزی نمونده بود مهمان
‫برنامه شه ولی دستگیر شد.

1868
01:35:14,815 --> 01:35:18,052
‫اون پسرش رو از مدرسه نجات داد.

1869
01:35:18,152 --> 01:35:19,654
‫- درسته؟
‫- من که اینجوری تصور می‌کنم.

1870
01:35:19,753 --> 01:35:20,854
‫- آره.
‫- آره.

1871
01:35:20,955 --> 01:35:22,990
‫ولی به هرحال خوشحالم که اینجایی.

1872
01:35:23,090 --> 01:35:24,659
‫متأسفم.

1873
01:35:24,684 --> 01:35:25,962
‫یادم رفت بهت بگم.

1874
01:35:25,987 --> 01:35:29,363
‫مجبور شدم... مأمور ناظرم رو با خودم بیارم.

1875
01:35:30,798 --> 01:35:33,067
‫- این مأمور ناظرته؟
‫- آره.

1876
01:35:33,702 --> 01:35:35,069
‫واو.

1877
01:35:35,094 --> 01:35:36,162
‫آره.

1878
01:35:36,337 --> 01:35:38,172
‫- باید دائماً همراهت باشه؟
‫- آره.

1879
01:35:38,272 --> 01:35:40,675
‫- خیلی بامزه‌ست.
‫- هی مرد، چه‌خبر؟

1880
01:35:40,774 --> 01:35:42,076
‫من بیرون منتظرم، خب؟

1881
01:35:42,176 --> 01:35:44,345
‫حداقل آدم خوشتیپیه.

1882
01:35:44,945 --> 01:35:46,413
‫- خیلی‌خب، موفق باشی.
‫- باشه.

1883
01:35:46,514 --> 01:35:49,116
‫- خوشحال شدم بالاخره اومدی.
‫- احتیاط شرط عقله.

1884
01:35:49,216 --> 01:35:50,585
‫- آره، ممنون.
‫- آره، درسته.

1885
01:35:50,685 --> 01:35:52,419
‫- می‌بینمت.
‫- باشه، فعلاً.

1886
01:35:54,788 --> 01:36:00,761
‫♪ Rae Isla - Ezra ♪

1887
01:36:00,786 --> 01:36:10,786
moviepovie.com

