1
00:00:35,000 --> 00:00:40,000
moviepovie.com

2
00:00:40,000 --> 00:00:45,000
moviepovie.com

3
00:00:45,000 --> 00:00:50,000
‫تـرجمه از « امیر ستارزاده و محمدعلی sm »
‫ :::. t.me/mmli_Subs &amp; H1tmaN .:::

4
00:00:55,000 --> 00:00:58,000
‫« آنچه قرار است تماشا کنید،
‫تا حدی داستانِ واقعی است. »

5
00:00:58,001 --> 00:01:01,001
‫« الهام‌گرفته از زندگی گری جانسون »

6
00:01:01,500 --> 00:01:04,020
‫خب، منظور «نیچه» از این حرف چی بود؟

7
00:01:04,021 --> 00:01:06,541
‫«راز نفع بردن از هستی

8
00:01:06,542 --> 00:01:09,167
‫بزرگترین ثمرات، بزرگترین لذت،

9
00:01:09,168 --> 00:01:11,249
‫خطرناک زیستن است!

10
00:01:11,250 --> 00:01:13,708
‫شهرهاتون رو توی دامنه‌ی کوهستان
‫آتشفشانی وزوویوس بسازید!

11
00:01:13,709 --> 00:01:15,749
‫کشتی‌هاتون رو به دریاهای ناشناخته بفرستید!

12
00:01:15,750 --> 00:01:18,875
‫با خودتون و همسالان‌تون
‫در کشمکش باشید!»

13
00:01:18,876 --> 00:01:21,792
‫اینجا منظورش چی بوده؟

14
00:01:23,958 --> 00:01:25,375
‫کسی جوابی نداره؟

15
00:01:26,625 --> 00:01:27,833
‫سیلویا

16
00:01:28,458 --> 00:01:31,458
‫انگار داره میگه که باید ریسک کنید

17
00:01:32,292 --> 00:01:35,542
‫باید خطر کنی و از محدوده‌ی امنت خارج بشی

18
00:01:35,543 --> 00:01:37,707
‫چون زندگی کوتاهـه

19
00:01:37,708 --> 00:01:41,083
‫باید با اشتیاق و باب میل خودت زندگی کنی

20
00:01:41,084 --> 00:01:44,333
‫خب، من یه واکنش
‫دو کلمه‌ای به این جوابت دارم

21
00:01:44,334 --> 00:01:46,457
‫صد درصد!

22
00:01:46,458 --> 00:01:49,542
‫کسی این حرفو می‌زنه که
‫ماشینش هوندا سیویکـه

23
00:02:39,042 --> 00:02:43,333
‫می‌دونم به صورت ظاهری،
‫زندگی من ساده و کمی بی‌شیله‌پیله به نظر میاد

24
00:02:43,334 --> 00:02:46,875
‫یه یارویی که به پرنده‌ها
‫غذا میده و تنهایی با گربه‌هاش

25
00:02:46,876 --> 00:02:50,417
‫توی حومه‌ی شهر زندگی می‌کنه،
‫ولی من زندگی داخل خونه‌ام رو دوست داشتم

26
00:02:50,958 --> 00:02:52,167
‫نسبتاً راضی بودم

27
00:02:52,917 --> 00:02:54,958
‫اقلاً، ناراضی نبودم

28
00:02:56,167 --> 00:02:59,354
‫راستی، اسم من گری جانسونـه و چند ساله که

29
00:02:59,355 --> 00:03:02,542
‫توی دانشگاه نیواورلئان روان‌شناسی و
‫کلاس‌های فلسفه

30
00:03:02,543 --> 00:03:04,208
‫تدریس می‌کنم

31
00:03:05,292 --> 00:03:09,083
‫در حالی که من همیشه از زندگی توی
‫دنیای پرسش‌ها و ایده‌ها لذت می‌بردم

32
00:03:09,084 --> 00:03:12,875
‫به همه‌ی چیزای الکترونیکی و
‫دیجیتالی هم علاقه داشتم

33
00:03:12,876 --> 00:03:15,499
‫و نیمه‌وقت و مخفیانه با پلیس نیواورلئان

34
00:03:15,500 --> 00:03:17,208
‫- کار می‌کنم و...
‫- سلام گری!

35
00:03:17,209 --> 00:03:19,208
‫این بخشی از درآمدم رو شامل میشه

36
00:03:21,583 --> 00:03:23,332
‫بعد از یه سری آموزش‌های پایه‌ای

37
00:03:23,333 --> 00:03:26,750
‫دوربین‌ها و میکروفون‌ها رو قایم می‌کردم و
‫سوژه‌های خوبی ضبط می‌کردم

38
00:03:26,751 --> 00:03:29,250
‫اکثراً توی پرونده‌های قاتل اجیر شده

39
00:03:30,250 --> 00:03:31,541
‫چی بگم؟

40
00:03:31,542 --> 00:03:36,083
‫سرم به کار خودم بود که زندگیم
‫دچار عجیب‌ترین پیچ و تاب ممکن شد

41
00:03:46,792 --> 00:03:49,208
‫بهتره جسپر جلوی این یارو کریگ
‫حواسش به تن لشـش باشه

42
00:03:49,209 --> 00:03:51,792
‫چندین فقره اتهام ضرب و شتم، تملک دارایی...

43
00:03:54,333 --> 00:03:55,582
‫سلام گری

44
00:03:55,583 --> 00:03:57,958
‫ببین، تازه شنیدیم.
‫جسپر نمی‌تونه انجامش بده.

45
00:03:58,458 --> 00:04:01,333
‫رئیس رسماً به خاطر کتک زدنِ
‫اون نوجوون‌ها تعلیقـش کرد

46
00:04:01,334 --> 00:04:02,374
‫چه عجب

47
00:04:02,375 --> 00:04:04,042
‫به هر حال، فکر می‌کنیم نوبت توئـه

48
00:04:05,792 --> 00:04:08,082
‫نوبت منه؟ یعنی چی؟

49
00:04:08,083 --> 00:04:11,583
‫تبریک میگم گری. ترفیع گرفتی و
‫شدی قاتل قراردادی

50
00:04:15,583 --> 00:04:17,167
‫خب، بندازش واسه یه وقت دیگه

51
00:04:18,208 --> 00:04:19,374
‫اون هنوز حتی نیومده

52
00:04:19,375 --> 00:04:21,292
‫آدمکُش‌ها اولین قرار رو کنسل نمی‌کنن

53
00:04:21,293 --> 00:04:22,542
‫آدمکش‌ها؟!

54
00:04:24,042 --> 00:04:25,041
‫آدمکش‌ها وجود ندارن

55
00:04:25,042 --> 00:04:26,750
‫نکنه داریم از قوانین مَن‌درآوردی
‫تبعیت می‌کنیم؟

56
00:04:26,751 --> 00:04:29,417
‫هزار بار روالش رو دیدی.
‫از پسش برمیای.

57
00:04:29,418 --> 00:04:30,624
‫چرا خودت انجامش نمیدی؟

58
00:04:30,625 --> 00:04:33,925
‫محاله. سال‌ها پیش امتحان کردم،
‫چیزی نمونده بود خودم رو به کُشتن بدم

59
00:04:34,208 --> 00:04:37,083
‫من هم نمی‌خوام خودم رو به کُشتن بدم. خب؟

60
00:04:37,084 --> 00:04:38,395
‫من شهروند غیرنظامی‌ام

61
00:04:38,396 --> 00:04:39,707
‫ما هوات رو داریم

62
00:04:39,708 --> 00:04:42,000
‫اگه اوضاع به‌هم بریزه، وارد عمل می‌شیم

63
00:04:44,542 --> 00:04:46,645
‫زمان داره می‌گذره، ازت می‌خوام
‫میکروفون جسپر رو برداری.

64
00:04:46,646 --> 00:04:48,750
‫و شاید بخوای سریع یه نگاهی به این بندازی

65
00:04:48,751 --> 00:04:51,042
‫این کلِ اطلاعاتیـه که تا الان داریم، بیلی

66
00:04:51,833 --> 00:04:53,478
‫- چی؟
‫- اسم مستعارت

67
00:04:53,479 --> 00:04:55,125
‫«بیلی».
.بزن بریم

68
00:04:56,792 --> 00:04:58,667
‫وای خدا، قراره بمیرم

69
00:05:11,708 --> 00:05:15,041
‫چقدر از این فرهنگِ کنسل بدم میاد...

70
00:05:15,042 --> 00:05:18,499
‫از این بابت متأسفم، جسپر.
‫خب، کلاد منو فرستاد که...

71
00:05:18,500 --> 00:05:22,417
‫می‌دونی، با توجه به شرایط خیلیا با
‫کاری که کردم مشکلی نداشتن

72
00:05:22,418 --> 00:05:25,582
‫اونا در واقع کَک‌شون هم نگزید

73
00:05:25,583 --> 00:05:30,042
‫اگه بخش کامنت‌ها رو بخونی،
‫نسبت دو به یک به نفع منـه

74
00:05:30,625 --> 00:05:31,958
‫چقدر بد

75
00:05:32,917 --> 00:05:35,291
‫کون لق‌شون

76
00:05:35,292 --> 00:05:40,124
‫120 روز تعلیق با حقوق. لعنتی

77
00:05:40,125 --> 00:05:44,542
‫من که از خدامـه لامصب.
‫میرم ماهی‌گیری، مادرجنده‌ها.

78
00:05:44,543 --> 00:05:47,624
‫کل تابستون رو توی پنساکولا می‌گذرونم

79
00:05:47,625 --> 00:05:50,500
‫ببینم اینجا بدون من چیکار می‌کنید

80
00:05:50,501 --> 00:05:52,583
‫چرا توی ماشینِ منی؟

81
00:05:53,875 --> 00:05:56,583
‫خب، کلاد گفت بیام میکروفون و
‫فرستنده‌ات رو بگیرم

82
00:05:57,917 --> 00:06:00,083
‫خب، کی جای من میره؟

83
00:06:03,208 --> 00:06:04,208
‫تو؟

84
00:06:07,792 --> 00:06:08,833
‫نه؟

85
00:06:08,834 --> 00:06:09,875
‫واو

86
00:06:10,417 --> 00:06:12,625
‫حس می‌کنم گزینه‌های بهتری هست

87
00:06:12,626 --> 00:06:14,917
‫آره، آره

88
00:06:16,042 --> 00:06:18,791
‫با عقل جور در میاد ولی

89
00:06:18,792 --> 00:06:23,750
‫از چهره‌ات نمیشه چیزی رو خوند،
‫سریع هم فراموش میشه

90
00:06:23,751 --> 00:06:25,042
‫می‌دونم

91
00:06:26,292 --> 00:06:28,437
‫خب، مدتیـه که پشت بی‌سیم گوش میدم

92
00:06:28,438 --> 00:06:30,583
‫یجورایی می‌دونم باید چی بگم، ولی...

93
00:06:31,292 --> 00:06:33,207
‫توصیه یا ترفندی برام نداری؟

94
00:06:33,208 --> 00:06:37,332
‫ختم کلام اینکه،
اونا باید باور کنن. خب؟

95
00:06:37,333 --> 00:06:40,457
‫اونا می‌خوان تو قاتل باشی،
‫پس باید باشی

96
00:06:40,458 --> 00:06:44,000
‫نباید هیچ نقطه‌ضعفی نشون بدی.
‫باید دائماً پرخاشگر باشی

97
00:06:44,001 --> 00:06:46,042
‫تا وقتی که اونا شروع به حرف زدن بکنن

98
00:06:46,043 --> 00:06:47,708
‫فهمیدم

99
00:06:48,417 --> 00:06:51,041
‫ولی باید خونسرد باشی

100
00:06:51,042 --> 00:06:53,666
‫آروم و خونسرد

101
00:06:53,667 --> 00:06:55,374
‫خیلی‌خب، پس من دنبالِ...

102
00:06:55,375 --> 00:06:57,135
‫یعنی باید سعی کنم...

103
00:06:59,667 --> 00:07:02,582
‫وظیفه‌ات اینه که
‫ اون کونده‌ها رو بندازی زندان

104
00:07:02,583 --> 00:07:05,125
‫- چی شده، کلاد؟
‫- بیلی جدیده باید دست به کار بشه

105
00:07:05,126 --> 00:07:06,917
‫- کریگ رسیده اینجا
‫- خیلی‌خب

106
00:07:06,918 --> 00:07:09,166
‫وای، رفیق...

107
00:07:09,167 --> 00:07:12,167
‫فقط یه بار می‌تونی تحت تأثیر
‫قرارشون بدی. نرین توش.

108
00:07:13,250 --> 00:07:15,330
‫واسه عملیات که این لباس‌ها رو نمی‌پوشی؟

109
00:07:21,708 --> 00:07:23,958
‫راستش اینا خیلی خوبن

110
00:07:23,959 --> 00:07:25,583
‫هوا خوب ازشون رد میشه

111
00:07:25,584 --> 00:07:27,750
‫آره

112
00:07:31,375 --> 00:07:32,375
‫آخ!

113
00:07:34,000 --> 00:07:35,895
‫تو بیلی هستی

114
00:07:35,896 --> 00:07:37,791
‫تو یه قاتلی!

115
00:07:42,292 --> 00:07:44,042
‫منبع درآمدت...

116
00:07:45,500 --> 00:07:47,042
‫آدم کُشتنـه!

117
00:08:15,375 --> 00:08:17,833
‫میز بدی انتخاب کردی.
‫غذات رو بردار بیا اینجا بشین.

118
00:08:27,042 --> 00:08:31,042
‫گوش کن، کل این ماجرا باید
‫طبق اعتماد باشه

119
00:08:32,708 --> 00:08:33,750
‫آره رفیق

120
00:08:34,667 --> 00:08:35,708
‫غیب گفتی

121
00:08:38,333 --> 00:08:39,583
‫خب...

122
00:08:40,917 --> 00:08:42,417
‫چند وقتـه که کارت اینه؟

123
00:08:43,500 --> 00:08:46,167
‫به تو ربطی نداره عوضی

124
00:08:47,125 --> 00:08:49,041
.پشمام
.گری رو باش

125
00:08:49,042 --> 00:08:50,292
‫منو خواستی که کار رو انجام بدم

126
00:08:50,293 --> 00:08:51,916
‫این مرد استعداد ذاتی داره

127
00:08:51,917 --> 00:08:53,999
‫داره دستِ پیش می‌گیره که پس نیفته

128
00:08:54,000 --> 00:08:57,125
‫تو من رو نمی‌شناسی، من هم تو رو نمی‌شناسم،
‫و در آینده، توی یه برهه‌ای،

129
00:08:57,126 --> 00:08:59,041
‫همین خودش یه برگ برنده‌ست

130
00:08:59,042 --> 00:09:01,875
‫قرار نیست رفیق و داداشی بشیم. حالیتـه؟

131
00:09:05,083 --> 00:09:06,083
‫آره

132
00:09:08,500 --> 00:09:11,792
‫نفس بکش... مثل آدمکش‌ها فکر کن

133
00:09:11,793 --> 00:09:14,166
‫- خب...
‫- خب...

134
00:09:14,167 --> 00:09:16,082
داری به چشم خریدار نگاهم میکنی

135
00:09:16,083 --> 00:09:19,666
‫آیا من آدم مناسبی واسه
‫محو کردنِ مشکلتـم؟

136
00:09:19,667 --> 00:09:23,250
‫ضمناً جهت اطلاع،
‫من هم به چشم خریدار نگاهت می‌کنم

137
00:09:24,125 --> 00:09:25,667
‫نکنه خالی‌بند باشی؟

138
00:09:26,417 --> 00:09:28,124
‫یه دهن‌گشاد که قصدش جدی نیست؟

139
00:09:28,125 --> 00:09:31,208
‫و اگه الان قصدت جدی باشه،
‫نکنه یه روز مسیح رو پیدا کنی و

140
00:09:31,209 --> 00:09:34,250
‫اونقدر احساس گناه و
‫پشیمونی روی دوشت باشه

141
00:09:34,251 --> 00:09:35,499
‫که به گناهات اعتراف کنی؟

142
00:09:35,500 --> 00:09:38,291
‫قراره زیر فشار وا بدی، کریگ؟

143
00:09:38,292 --> 00:09:40,625
‫و قراره منو لو بدی؟

144
00:09:40,626 --> 00:09:42,312
!هیچوقت

145
00:09:42,313 --> 00:09:43,999
‫لعنتی، رفیق، عمراً

146
00:09:44,000 --> 00:09:48,542
‫راستش، همین الانشم ترتیب همه چی رو دادم

147
00:09:49,125 --> 00:09:50,125
‫خیلی‌خب

148
00:09:51,625 --> 00:09:52,958
‫بگو بشنویم

149
00:09:55,625 --> 00:09:57,499
‫شیفت کاریم یک هفته در میونـه

150
00:09:57,500 --> 00:10:01,292
‫از همین سه‌شنبه،
‫شیفت کاری توی هوما عوض میشه،

151
00:10:01,293 --> 00:10:06,167
‫پس تک‌تک ثانیه‌های محل حضورم
‫ثبت میشه و مستنده

152
00:10:06,168 --> 00:10:07,499
‫چطوره؟

153
00:10:07,500 --> 00:10:12,792
‫اینطوری، اگه اتفاق بدی هم افتاد

154
00:10:13,500 --> 00:10:16,542
‫هیچکس به ذهنش نمی‌رسه کار من بوده، نه؟

155
00:10:17,500 --> 00:10:19,582
‫کار کریگ نبوده، نه نه

156
00:10:19,583 --> 00:10:22,583
‫چون کریگ توی سکوی نفتی
‫مشغول کار بوده، مگه نه؟

157
00:10:23,167 --> 00:10:26,625
‫تمام مدت 200 کیلومتر
‫دورتر از اینجا و توی خلیجم

158
00:10:28,042 --> 00:10:29,625
‫نظرت چیه؟

159
00:10:29,626 --> 00:10:30,958
‫نقشه‌ی خوبیـه

160
00:10:30,959 --> 00:10:32,249
‫آره

161
00:10:32,250 --> 00:10:36,125
‫خیلی‌خب، به نظرم پنجشنبه یا جمعه
‫بهترین موقع‌ست

162
00:10:37,292 --> 00:10:38,791
‫به نظر خوبـه

163
00:10:38,792 --> 00:10:40,750
‫خب، دقیقاً چی توی فکرتـه؟

164
00:10:41,333 --> 00:10:44,291
‫می‌دونی، فقط ترتیبش رو بده

165
00:10:44,292 --> 00:10:47,250
‫دقیقاً منظورت چیه؟

166
00:10:48,772 --> 00:10:50,291
‫بیخیال رفیق

167
00:10:50,292 --> 00:10:52,125
‫خودت می‌دونی منظورم چیه

168
00:10:53,958 --> 00:10:56,875
‫نه، باید برای همیشه سر به نیست بشه

169
00:10:58,167 --> 00:11:00,375
‫خب، بعدش فاصله‌ات چقدر قراره باشه؟

170
00:11:01,500 --> 00:11:02,583
‫منظورت چیه؟

171
00:11:04,333 --> 00:11:05,542
‫مراسم ختمش میری؟

172
00:11:05,543 --> 00:11:06,667
‫مراسم ختم؟

173
00:11:08,083 --> 00:11:09,500
‫توی دنیای ایده‌آلم،

174
00:11:10,292 --> 00:11:12,875
‫نباید مراسم ختمی باشه، مگه نه؟

175
00:11:12,876 --> 00:11:14,375
‫پس مراسم ختم بی مراسم ختم؟

176
00:11:15,458 --> 00:11:17,292
‫رفیق، ببخشید، ولی...

177
00:11:17,875 --> 00:11:18,791
‫وای پسر

178
00:11:18,792 --> 00:11:21,125
‫مطمئنی داریم سر یه موضوع بحث می‌کنیم؟

179
00:11:21,875 --> 00:11:24,978
‫داره می‌زنه جاده خاکی.
‫یالا، برگرد به مسیر، گری.

180
00:11:24,979 --> 00:11:28,051
‫دلیل پرسیدنم اینـه که چون به نظرم

181
00:11:28,052 --> 00:11:31,125
‫خواسته‌ات خلاص شدن از شر جسده

182
00:11:31,126 --> 00:11:33,042
‫که برای من خطرش بیشتره

183
00:11:33,043 --> 00:11:34,874
‫فهمیدم... آره

184
00:11:34,875 --> 00:11:38,082
‫خودکشی صحنه‌سازی شده،
‫سرقتی که منجر به درگیری شده، خوراکمـه

185
00:11:38,083 --> 00:11:41,125
‫چیزی که میگی لازمه‌اش اینـه که
‫زمان زیادی برای جسد بذارم

186
00:11:41,126 --> 00:11:42,583
‫تا مطمئن بشم هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنن

187
00:11:43,583 --> 00:11:46,625
‫درسته. فقط کنجکاوم...

188
00:11:49,583 --> 00:11:50,874
‫چطوری انجامش میدی؟

189
00:11:50,875 --> 00:11:53,375
‫ببین، چندتا از رازهام رو بهت میگم

190
00:11:53,376 --> 00:11:55,417
‫- آره
‫- روش‌های مختلفی دارم، ولی...

191
00:11:56,583 --> 00:11:58,207
واسه این مورد،

192
00:11:58,208 --> 00:12:00,416
‫احتمالاً بزنم به سیم آخر

193
00:12:00,417 --> 00:12:04,958
‫سر رو از بدن جدا کنم، همون کاری که
‫بهش میگم «خاکسپاری بایو»

194
00:12:04,959 --> 00:12:06,917
‫شهر «بایو گووش» رو می‌شناسی؟

195
00:12:06,918 --> 00:12:07,999
‫البته

196
00:12:08,000 --> 00:12:12,208
‫اونجا یه زمین خانوادگی داریم،
‫پس شب دیر وقت،

197
00:12:12,209 --> 00:12:16,417
‫با سر و صدا میرم اونجا،
‫سوار یه قایق میشم،

198
00:12:17,333 --> 00:12:18,958
‫از اونجا به بعدش با تمساح‌هاست

199
00:12:20,667 --> 00:12:23,583
‫داریم راجع به جسد حرف می‌زنیم

200
00:12:24,958 --> 00:12:26,000
‫یا کله‌اش؟

201
00:12:26,001 --> 00:12:27,542
‫جسد

202
00:12:28,625 --> 00:12:29,708
‫سرش...

203
00:12:31,625 --> 00:12:33,167
‫سرش کلاً قضیه‌اش فرق داره

204
00:12:33,750 --> 00:12:34,833
‫سر یعنی دندون

205
00:12:36,083 --> 00:12:38,333
‫دندون مشکل‌سازه

206
00:12:38,334 --> 00:12:40,167
‫سوابق دندون‌پزشکی، نه؟

207
00:12:40,958 --> 00:12:41,916
‫خیلی‌خب

208
00:12:43,792 --> 00:12:45,292
‫خب، واسه اون چی‌کار می‌کنی؟

209
00:12:46,500 --> 00:12:50,207
‫خب، یه جا وسط ناکجاآباد پیدا می‌کنم

210
00:12:50,208 --> 00:12:52,583
‫یه دینامیت می‌کنم توی دهنش و...

211
00:12:53,542 --> 00:12:57,124
‫دیگه دندونی در کار نیست،
‫مشکلی هم نیست

212
00:12:57,125 --> 00:12:59,667
‫پس اون کونده‌ رو می‌ترکونی؟

213
00:12:59,668 --> 00:13:00,750
‫لعنتی

214
00:13:02,688 --> 00:13:03,750
‫واو

215
00:13:05,083 --> 00:13:08,582
‫اثر انگشت‌ها چی؟

216
00:13:08,583 --> 00:13:13,667
‫آخه اونا هم مثل دندونـن دیگه؟
‫یعنی میشه باهاشون شناساییش کرد؟

217
00:13:13,668 --> 00:13:16,166
‫با اونا چیکار می‌کنی؟

218
00:13:16,167 --> 00:13:18,208
‫باید بگم خیلی موشکافانه فکر می‌کنی

219
00:13:18,209 --> 00:13:19,250
‫که خوبه

220
00:13:20,167 --> 00:13:23,958
‫حالا، اگه جسد بی‌سر و خورده نشده کشف بشه

221
00:13:23,959 --> 00:13:26,292
‫که تابحال برای من اتفاق نیفتاده،
‫ ولی آره...

222
00:13:26,958 --> 00:13:28,332
‫نوک انگشت‌ها روی جسد نیست

223
00:13:28,333 --> 00:13:31,417
‫اونا رو قبلش قطع می‌کنم و
‫جداگانه پراکنده‌شون می‌کنم

224
00:13:33,875 --> 00:13:37,625
‫به نظر عجیب میاد،
ولی من یه تشریفاتی دارم

225
00:13:39,000 --> 00:13:42,124
‫عدد کیلومتر رو
‫ به تعداد انگشت‌ها تقسیم می‌کنم

226
00:13:42,125 --> 00:13:46,437
‫پس موقعی که دارم با ماشین میرم جایی،
‫که تو این مورد 50 کیلومتره

227
00:13:46,438 --> 00:13:50,750
‫شیشه رو میدم پایین و حدوداً هر
‫پنج کیلومتر یکی رو می‌ندازم بیرون

228
00:13:52,167 --> 00:13:55,208
‫انگشت‌ها رو از پنجره پرت می‌کنی بیرون...

229
00:13:56,458 --> 00:13:57,999
‫لعنتی رفیق، تو...

230
00:13:58,000 --> 00:14:00,042
‫تو اصل جنسی،
کارت درسته، نه؟

231
00:14:00,043 --> 00:14:01,646
‫آره

232
00:14:01,647 --> 00:14:03,249
‫و در ضمن،

233
00:14:03,250 --> 00:14:05,417
‫کار خیریه هم انجام نمیدم

234
00:14:07,375 --> 00:14:08,666
‫پول رو آوردی؟

235
00:14:08,667 --> 00:14:11,708
‫اوه لعنتی، آره.
.معلومه

236
00:14:20,583 --> 00:14:24,207
‫2500 دلار پول نقد آوردم الان

237
00:14:24,208 --> 00:14:28,708
‫2500تای بقیه رو هم بعدش میدم

238
00:14:31,042 --> 00:14:32,500
‫عالیه

239
00:14:33,125 --> 00:14:35,833
‫حالا، موافقت صد درصدی و نهاییت رو می‌خوام

240
00:14:35,834 --> 00:14:37,457
‫اینجا داریم قرارداد می‌بندیم

241
00:14:37,458 --> 00:14:39,792
‫که بعد از یه هفته نمی‌تونی لغوش کنی

242
00:14:39,793 --> 00:14:41,249
‫پس ازت می‌خوام توی چشمام نگاه کنی و

243
00:14:41,250 --> 00:14:43,375
‫باید همین الان از دهن خودت بشنوم

244
00:14:43,376 --> 00:14:45,582
‫آروم باش. من فقط...

245
00:14:45,583 --> 00:14:48,958
‫فکر کردم قبلاً توافق کردیم دیگه، ولی آره

246
00:14:48,959 --> 00:14:51,750
‫ببین رفیق، می‌خوام دخل این یارو رو بیاری

247
00:14:52,250 --> 00:14:55,125
‫با هر روشی که خودت راحتی

248
00:14:55,126 --> 00:14:56,396
‫گرفتیمش

249
00:14:56,397 --> 00:14:57,666
‫می‌دونستم

250
00:14:57,667 --> 00:14:59,125
‫در تماسیم

251
00:15:00,667 --> 00:15:02,582
‫باید بگم، رفیق

252
00:15:02,583 --> 00:15:04,583
‫شغل فوق‌العاده‌ای داری

253
00:15:04,584 --> 00:15:05,707
‫آره

254
00:15:05,708 --> 00:15:08,667
‫دفعه‌ی بعدی که منو می‌بینی،
‫یه زندگی کاملاً جدید داری

255
00:15:09,792 --> 00:15:10,917
‫گمونم آره

256
00:15:17,542 --> 00:15:18,958
‫بی‌حرکت! دست‌ها بالا!

257
00:15:18,959 --> 00:15:20,041
‫برو، برو، برو

258
00:15:20,042 --> 00:15:21,791
‫- چه غلطا؟
‫- دستات رو نشون بده

259
00:15:21,792 --> 00:15:23,667
‫- بچرخ، دستت رو نشون بده
‫- مگه چیکار کردم؟

260
00:15:23,668 --> 00:15:26,082
‫لعنتی! دستاتون رو بکشید!

261
00:15:26,083 --> 00:15:28,582
‫حق داری سکوت کنی.
‫هر چیزی که بگی...

262
00:15:28,583 --> 00:15:31,166
‫توی دادگاه بر علیه‌ت استفاده میشه.
‫حق داری وکیل اختیار کنی.

263
00:15:31,167 --> 00:15:33,708
‫اگه نخوای و پولش رو نداشته باشی،
‫دادگاه برات یه وکیل تعیین می‌کنه

264
00:15:33,709 --> 00:15:36,332
‫- متوجه حقوقت هستی؟
‫- مادرجنده

265
00:15:36,333 --> 00:15:39,583
‫متوجه میشم که باید برید
‫درتون رو بذارید. این چطوره؟

266
00:15:40,167 --> 00:15:41,917
‫گرفتیمش.
.خسته نباشید

267
00:15:43,417 --> 00:15:44,874
‫آهای!

268
00:15:44,875 --> 00:15:47,020
‫خیلی‌خب، «دنیل دی‌لوئیس»!

269
00:15:47,021 --> 00:15:49,166
‫اون کونده رو گیر انداختی

270
00:15:49,167 --> 00:15:52,208
‫پول رو گرفتی، حرفی که باید می‌زد رو
‫از زیر زبونش کشیدی، ایول!

271
00:15:52,209 --> 00:15:53,749
‫- پس خوب بود؟
‫- آره!

272
00:15:53,750 --> 00:15:56,416
‫گرفتیش رفیق!
کارت حرف نداشت، گری

273
00:15:56,417 --> 00:15:59,333
‫خیلی تمیز بود.
‫اون یارو کی بود توی رستوران؟!

274
00:15:59,334 --> 00:16:01,249
‫نمی‌دونم

275
00:16:01,250 --> 00:16:03,667
‫مثل آب خوردن بود برات.
‫شاید جون یکی رو نجات داده باشی.

276
00:16:03,668 --> 00:16:04,791
‫چه حسی داره؟

277
00:16:04,792 --> 00:16:07,583
‫حس خوبی داره. واقعاً خوبـه

278
00:16:08,167 --> 00:16:09,875
‫میشه حالا شلوارم رو پس بگیرم؟

279
00:16:09,876 --> 00:16:11,125
‫آره

280
00:16:13,708 --> 00:16:15,125
‫خدایا، شماها چقدر عجیبـین

281
00:16:20,208 --> 00:16:21,332
‫آهای گری

282
00:16:21,333 --> 00:16:24,499
‫واقعاً خانواده‌ات توی بایو زمین دارن؟

283
00:16:24,500 --> 00:16:27,667
‫نه، اینش رو از خودم در آوردم

284
00:16:27,668 --> 00:16:30,333
‫چند باری واسه تماشای پرنده‌ها رفتم اونجا

285
00:16:30,334 --> 00:16:32,333
‫- تماشای پرنده؟
‫- آره

286
00:16:33,208 --> 00:16:34,124
‫نه بابا؟

287
00:16:34,125 --> 00:16:38,042
‫یه بار همزمان سه تا دارکوب کاکلی دیدم

288
00:16:38,043 --> 00:16:39,792
‫کاکلی؟

289
00:16:39,793 --> 00:16:41,207
‫آره

290
00:16:41,208 --> 00:16:46,249
‫این پرنده‌های بزرگ زیبا
‫که شبیه بال‌انگشتی‌ها هستن

291
00:16:46,250 --> 00:16:49,917
‫اصولاً اولین هم‌رده‌های
‫دارکوب نوک‌عاجی هستن

292
00:16:51,167 --> 00:16:54,542
‫که شایعه شده بود توی سال 2005 دیده شدن

293
00:16:54,543 --> 00:16:56,249
‫اولین مورد تو صد سال گذشته

294
00:16:56,250 --> 00:16:58,792
‫خبرش خیلی ترکوند، چون اکثر مردم
‫فکر می‌کردن که منقرض شدن

295
00:16:58,793 --> 00:17:01,625
‫ولی بقیه فکر می‌کردن شاید
‫اونا راهبرد موفقی رو ابداع کردن

296
00:17:01,626 --> 00:17:03,708
‫تا از مردم دور بمونن

297
00:17:03,709 --> 00:17:06,250
‫میشه درجه کولر رو بیشتر کنی، فیل؟

298
00:17:19,083 --> 00:17:21,583
‫خب، کارت حرف نداشت، گری

299
00:17:21,584 --> 00:17:22,707
‫آره رفیق

300
00:17:22,708 --> 00:17:23,667
‫خیلی‌خب، خداحافظ

301
00:17:23,668 --> 00:17:25,167
‫وای خدا

302
00:17:25,168 --> 00:17:26,749
‫خداحافظ

303
00:17:26,750 --> 00:17:28,374
‫به نظرت می‌دونه که مسخره‌بازی هم در آورد؟

304
00:17:28,375 --> 00:17:31,291
‫فکر نکنم، ولی ذهنِ گری رو خوندن سختـه

305
00:17:31,292 --> 00:17:34,499
‫می‌دونی، اونجاش که گفت هر پنج کیلومتر
‫یه انگشت از پنجره می‌ندازه بیرون...

306
00:17:34,500 --> 00:17:38,208
‫- آخه این اصلاً به ذهن کی می‌رسه؟
‫- لامصب خیلی پرجزئیات و مریض بود

307
00:17:38,209 --> 00:17:41,208
‫میشه با اطمینان گفت که
‫آدمکش جدیدمون رو پیدا کردیم

308
00:17:41,209 --> 00:17:42,832
‫اقلاً تا وقتی جسپر برگرده

309
00:17:42,833 --> 00:17:46,375
‫120 روز خیلی کمه، اگه از من بپرسی

310
00:17:46,376 --> 00:17:48,625
‫آره، چون جسپر لاشیـه

311
00:17:49,500 --> 00:17:53,417
‫مردم وقتی می‌فهمن
‫ آدمکش‌ها واقعاً وجود ندارن

312
00:17:53,418 --> 00:17:55,332
‫تقریباً ناامید میشن

313
00:17:55,333 --> 00:17:58,749
‫این ایده که بیرون کف خیابون افرادی هستن

314
00:17:58,750 --> 00:18:02,041
‫که می‌تونی استخدام‌شون کنی تا
‫بدترین مشکلات رابطه‌ات رو محو کنن

315
00:18:02,042 --> 00:18:06,374
‫یا به اختلاس مالی کمک کنن،
‫یا ترکیب معمولِ هر دو

316
00:18:06,375 --> 00:18:10,707
‫این به کل یه فرهنگ عامه‌پسند خیالیـه.
‫ولی چون آدمکُش‌ها...

317
00:18:10,708 --> 00:18:15,332
‫پای ثابت کتاب‌ها، فیلم‌ها و برنامه‌های
‫تلوزیونی طی 50 سال گذشته بوده

318
00:18:15,333 --> 00:18:19,250
‫صد سال سیاه بتونی کسی رو حالی کنی
‫که وجود ندارن و همه‌اش داستانـه

319
00:18:19,251 --> 00:18:22,375
‫ولی البته،
‫شغل من از بین بردن این فانتزی نبود

320
00:18:22,376 --> 00:18:24,333
‫بلکه تبدیل شدن به این فانتزی بود

321
00:18:25,625 --> 00:18:28,083
‫و این قسمت از کار رو خیلی جدی گرفتم

322
00:18:29,000 --> 00:18:32,332
‫درسته من آدمی نبودم که
‫ اونقدر عصبانی بشم که

323
00:18:32,333 --> 00:18:36,875
‫بخوام کسی رو بکُشم یا به خاطر چیزی بمیرم،
‫ولی شاید اونا این نقش رو به آدم درستی دادن

324
00:18:36,876 --> 00:18:40,125
‫چون تنها چیزی که من رو
‫برای شغل جدیدم آماده می‌کرد

325
00:18:40,126 --> 00:18:41,791
‫علاقه‌ی اصلیم بود

326
00:18:41,792 --> 00:18:45,583
یعنی ‫راز ابدی آگاهی و رفتار انسان

327
00:18:46,542 --> 00:18:49,750
‫خب، من... شماره‌ات رو گرفتم

328
00:18:50,708 --> 00:18:52,167
‫از یه دوستی

329
00:18:52,875 --> 00:18:54,292
‫انگار باید همدیگه رو ببینیم

330
00:18:55,208 --> 00:18:59,083
‫انگار یه کارهایی از دستت برمیاد

331
00:18:59,958 --> 00:19:02,624
‫لعنتی

332
00:19:02,625 --> 00:19:04,792
‫باید یه چیز دیگه می‌گفتم

333
00:19:07,125 --> 00:19:08,749
‫خب...

334
00:19:08,750 --> 00:19:13,125
‫مطمئنم می‌دونی
‫ دارم راجع به چی حرف می‌زنم...

335
00:19:13,667 --> 00:19:16,124
‫هر چی، فقط بهم زنگ بزن

336
00:19:16,125 --> 00:19:18,583
‫اسمم والتـه

337
00:19:25,042 --> 00:19:26,083
‫آ...

338
00:19:27,708 --> 00:19:29,000
‫پای چطوره؟

339
00:19:29,583 --> 00:19:31,042
همه‌ی پای‌ها خوشمزه‌ان

340
00:19:32,250 --> 00:19:34,083
‫خیلی‌خب

341
00:19:37,708 --> 00:19:39,042
‫خب

342
00:19:40,375 --> 00:19:41,625
‫بعدش چی؟

343
00:19:45,500 --> 00:19:48,041
‫تا ابد مات و مبهوت اونایی‌ام که واقعاً

344
00:19:48,042 --> 00:19:50,791
‫خیال می‌کنن یارویی که
‫ده دقیقه پیش باهاش آشنا شدن

345
00:19:50,792 --> 00:19:53,666
‫حاضره با یه پول نه چندان هنگفت،
‫ریسکِ مجازات اعدام رو به جون بخره

346
00:19:53,667 --> 00:19:56,542
‫تا واسه یه توطئه‌ی مسخره‌ی قتل کمکشون کنه

347
00:19:58,042 --> 00:20:00,417
‫تقریباً به ساده‌لوحی و
‫اشتیاق‌شون حسودیم میشه

348
00:20:01,375 --> 00:20:04,792
‫مهم نیست از کی بپرسی که
‫دنبالِ آدمکش هستی

349
00:20:04,793 --> 00:20:07,916
‫می‌دونی، این مدت دنبال یکی بودم

350
00:20:07,917 --> 00:20:12,458
‫که واسه این مشکلی که اخیراً دارم کمکم کنه

351
00:20:12,459 --> 00:20:15,917
‫گفتم شاید یکی رو توی این زمینه بشناسی

352
00:20:15,918 --> 00:20:17,750
‫می‌تونم پرس و جو کنم

353
00:20:17,751 --> 00:20:19,332
‫خیلی‌خب

354
00:20:19,333 --> 00:20:21,791
‫نمی‌دونم چقدر جدی بود،

355
00:20:21,792 --> 00:20:25,166
‫ولی یارو خیلی مشکوک بود و
‫من هم ترسیده بودم

356
00:20:25,167 --> 00:20:28,250
‫این ارجاع و معرفی‌ها
‫معمولاً به پلیس می‌رسه

357
00:20:28,251 --> 00:20:30,292
‫که اونا هم حتماً شماره‌ی من رو میدن

358
00:20:35,292 --> 00:20:39,207
‫باید زبون‌تون رو سفت بچرخونید. رررر...

359
00:20:39,208 --> 00:20:42,750
‫فهمیدم تصوراتِ هر شخص از آدمکش فرق داره

360
00:20:43,417 --> 00:20:47,333
‫پس فهمیدم تغییر دادنِ شکل ظاهری آدمکش
‫برای هر مشتری

361
00:20:47,334 --> 00:20:49,416
‫خیلی موثرتره

362
00:20:49,417 --> 00:20:53,874
‫و استعدادش رو داشتم که
‫همون آدمی باشم که اونا می‌خوان

363
00:20:57,125 --> 00:21:01,042
‫قراره به زودی یه آلبوم بدیم،
‫همه‌ی حواشی ناشی از این ماجرا

364
00:21:01,043 --> 00:21:03,041
‫به نفع‌مون میشه

365
00:21:03,042 --> 00:21:06,792
‫اون با یه یارویی به اسم
‫راب49 دعوا داره...

366
00:21:06,793 --> 00:21:08,957
‫اون مادرسگ یه گانگستر واقعیـه

367
00:21:08,958 --> 00:21:11,166
‫پس حس می‌کنم همه با خودشون میگن:

368
00:21:11,167 --> 00:21:14,250
‫«این کار اونـه». آره.
‫حواسم هست که من توی شهر نباشم،

369
00:21:14,251 --> 00:21:16,374
‫پس فقط باید به قولت عمل کنی و...

370
00:21:16,375 --> 00:21:18,542
‫مردک، من نیازی به دلایل و

371
00:21:18,543 --> 00:21:20,667
‫برنامه‌های کاریت ندارم

372
00:21:21,625 --> 00:21:23,832
‫اسم طرف و پول رو بهم بده

373
00:21:23,833 --> 00:21:26,875
‫خیلی‌خب. یه راست میری
‫سر اصل مطلب. خوشم اومد.

374
00:21:31,708 --> 00:21:33,792
‫وقتی باهام قرار می‌ذاشتن،

375
00:21:33,793 --> 00:21:35,666
‫تصمیم‌ اکثرشون قطعی بود

376
00:21:35,667 --> 00:21:38,917
‫از اون خط قرمز روانی رد شده بودن و
‫فقط می‌خواستن که من تأیید کنم...

377
00:21:38,918 --> 00:21:42,312
‫تاریک‌ترین خواسته‌شون درست و به حقـه

378
00:21:42,313 --> 00:21:45,708
‫اگه از ورودی فرعی بیای داخل،
‫نزدیکِ استخر،

379
00:21:45,709 --> 00:21:47,208
‫هیچ دوربینی نیست

380
00:21:47,792 --> 00:21:51,666
‫خانم، عجب خونه‌ای دارید

381
00:21:51,667 --> 00:21:54,583
‫و اجازه نمیدم اون تخم سگ ازم بگیرتش

382
00:21:55,708 --> 00:21:57,541
‫تو کار خودت رو انجام بده

383
00:21:57,542 --> 00:21:59,375
‫من هم کار خودمو انجام میدم

384
00:21:59,958 --> 00:22:01,333
‫بله، خانم

385
00:22:02,083 --> 00:22:03,666
‫بعد از اینکه کلکش کنده شد

386
00:22:03,667 --> 00:22:07,833
‫من توی اون خونه‌ی بزرگ تنهای تنهام

387
00:22:09,458 --> 00:22:10,874
‫خونه‌ی بزرگ؟

388
00:22:10,875 --> 00:22:12,292
‫خونه‌ی بزرگ

389
00:22:15,375 --> 00:22:18,416
‫البته که از آدمای کله‌گنده
‫ بیشتر پول می‌گرفتم

390
00:22:18,417 --> 00:22:21,500
‫تا واقعی‌تر به نظر بیاد،
‫ولی برای من هر پرداختی مدرک بود،

391
00:22:21,501 --> 00:22:24,375
‫پس هر مقداری که وسع‌شون می‌رسید،
می‌گرفتم

392
00:22:27,458 --> 00:22:30,458
‫زیاد نیست، ولی اینا رو هم بهت میدم

393
00:22:31,583 --> 00:22:34,042
‫واقعاً می‌خوای مامانت رو بکُشی، مانتی؟

394
00:22:38,042 --> 00:22:39,749
‫تو جوونی

395
00:22:39,750 --> 00:22:41,917
‫داری خودت رو یتیم می‌کنی

396
00:22:41,918 --> 00:22:43,749
‫نکته همینـه

397
00:22:43,750 --> 00:22:46,250
‫مگه ازت نظر خواستم؟

398
00:22:46,251 --> 00:22:47,749
‫اون جنده رو بکُش

399
00:22:47,750 --> 00:22:51,208
‫و در نهایت به این بچه‌ که قرار بود
در آینده توی مدرسه اسلحه بکشه

400
00:22:51,209 --> 00:22:53,208
‫عفو مشروط دادن

401
00:22:53,209 --> 00:22:54,499
‫خیلی‌خب، رئیس

402
00:22:57,167 --> 00:22:59,791
‫کارفرماهام خیلی متنوع بودن

403
00:22:59,792 --> 00:23:02,187
‫مردها و زن‌ها به تعداد مساوی بودن

404
00:23:02,188 --> 00:23:04,583
‫همینطور جوون و پیر،
‫پولدار و فقیر

405
00:23:10,417 --> 00:23:13,625
‫خودکشی رو دوست دارم.
‫به نظر تمیز میاد.

406
00:23:14,375 --> 00:23:15,735
‫معلومه

407
00:23:16,833 --> 00:23:18,124
‫رؤیای همه همینـه

408
00:23:18,125 --> 00:23:20,958
‫ولی یه شخص چپ‌دست
‫با دستِ راستش

409
00:23:20,959 --> 00:23:22,957
‫به خودش شلیک نمی‌کنه

410
00:23:22,958 --> 00:23:26,375
‫کسی که ترس از ارتفاع داره، نمی‌پره

411
00:23:26,376 --> 00:23:29,874
‫یه کار تمیز نیاز به مطالعه داره

412
00:23:29,875 --> 00:23:32,292
‫آدمای عشق خودکشی به راحتی
‫این دنیا رو ترک نمی‌کنن

413
00:23:32,293 --> 00:23:34,417
‫نمی‌خوان افکارشون رو توضیح بدن

414
00:23:35,875 --> 00:23:36,999
‫من هم همینطور

415
00:23:37,000 --> 00:23:39,542
‫چطوره... غافلگیرم کنی؟

416
00:23:39,543 --> 00:23:41,333
‫به نظر عالی میاد

417
00:23:43,583 --> 00:23:46,708
‫ببین، یه مدت پیش براش
‫گزارش سلامت روانی پر کردم

418
00:23:46,709 --> 00:23:50,625
‫قید کردم که قصد خودکشی داره،
‫پس برای همه منطقی به نظر میاد

419
00:23:51,375 --> 00:23:54,875
‫بعدش می‌تونم بابت اشتباه پزشکی
‫علیه دکترهاش شکایت کنم

420
00:23:54,876 --> 00:23:56,625
‫تو زن باهوشی هستی

421
00:23:58,125 --> 00:24:02,250
‫به نظرم، مچ دستش رو ببُر،
‫بعدش نگهش دار تا از خونریزی بمیره، چطوره؟

422
00:24:03,292 --> 00:24:04,957
‫کار من خدمات رسانیـه

423
00:24:04,958 --> 00:24:08,833
‫شنیدم با مُردن از خون‌ریزی اصلاً درد نداره

424
00:24:10,458 --> 00:24:13,041
‫حالا، من اونقدر پول نقد

425
00:24:13,042 --> 00:24:15,249
‫که پشت تلفن می‌گفتی رو ندارم

426
00:24:15,250 --> 00:24:19,292
‫ولی یه معامله برات دارم
‫که ارزشش بیشتره

427
00:24:22,250 --> 00:24:23,375
‫ببین

428
00:24:25,542 --> 00:24:29,667
‫می‌تونی این قایق رو داشته باشی،
‫ولی نمی‌تونی توی ایالت لوئیزیانا بفروشیش

429
00:24:29,668 --> 00:24:32,374
‫چون ادعای خسارت بیمه روشـه

430
00:24:32,375 --> 00:24:36,292
‫ولی اگه ببریش شرق تگزاس،
‫بومانت یا پورت آرتور...

431
00:24:36,293 --> 00:24:38,875
‫تضمین می‌کنم کم ِکم
شیش‌هزار تا بابتش گیرت میاد

432
00:24:38,876 --> 00:24:40,292
‫قایق سرعتی

433
00:24:42,958 --> 00:24:44,542
‫مثل سریال «میامی وایس»

434
00:24:45,875 --> 00:24:48,917
‫آره! مثل سریال میامی وایس

435
00:24:59,875 --> 00:25:04,207
‫باور کنید، بالأخره به همه‌ی اینا می‌رسیم

436
00:25:04,208 --> 00:25:10,042
‫ولی بذارید یه سؤال مطرح کنم
‫چون فکر می‌کنم

437
00:25:10,043 --> 00:25:13,082
‫قراره به طرح درس این ترم ربط داشته باشه

438
00:25:13,083 --> 00:25:16,500
‫این مفاهیم از شخصیت، نفس و آگاهی

439
00:25:16,501 --> 00:25:20,167
‫پس، سؤال ساده‌ی من اینـه

440
00:25:21,333 --> 00:25:23,708
‫چند نفرتون فکر می‌کنین خودش رو می‌شناسه؟

441
00:25:25,458 --> 00:25:27,708
‫شناخت کافی از خودش داره؟

442
00:25:31,583 --> 00:25:33,792
‫بیخیال، خودتون رو نمی‌شناسید؟

443
00:25:34,750 --> 00:25:35,999
‫البته که می‌شناسید

444
00:25:36,000 --> 00:25:38,792
‫تمام وجودتون مبتنی بر مفهوم نفس و خودتونـه

445
00:25:38,793 --> 00:25:41,250
برای بقای خودش باشه

446
00:25:41,251 --> 00:25:43,708
‫ولی کاری که قراره توی این ترم بکنیم

447
00:25:43,709 --> 00:25:46,167
‫به چالش کشیدنِ این عقیده‌ست

448
00:25:47,250 --> 00:25:52,125
‫اگه «نفس» شما یه ساختمون باشه چی؟

449
00:25:53,250 --> 00:25:56,667
‫یه توهم، یه ژست، یه نقش
‫که از اولین روزی که

450
00:25:56,668 --> 00:25:59,166
‫یادتون میاد داشتید بازیش می‌کردید؟

451
00:25:59,167 --> 00:26:00,832
‫همیشه لحظه‌ی تلخیـه که ببینی

452
00:26:00,833 --> 00:26:03,667
‫زن سابقت با یکی دیگه بچه‌دار شده

453
00:26:03,668 --> 00:26:04,917
‫ببینیم چی میشه

454
00:26:06,417 --> 00:26:07,749
‫به نظر کلاس خیلی خوبیـه

455
00:26:07,750 --> 00:26:10,333
‫خیلی‌ها رو می‌شناسم که
‫از زن سابق‌شون متنفرن

456
00:26:10,334 --> 00:26:12,916
‫ولی آلیشا شاید بهترین دوستم باشه

457
00:26:12,917 --> 00:26:14,958
‫یا اقلاً شخصی که بهتر از همه منو می‌شناخت

458
00:26:14,959 --> 00:26:16,707
‫اگه «نفس» یه ساختمون باشه

459
00:26:16,708 --> 00:26:21,958
‫و همه‌اش نقش بازی کردن باشه،
‫به نظرت آدما می‌تونن عوض بشن؟

460
00:26:22,542 --> 00:26:26,062
‫آره، توی حد و مرز تعیین‌شده‌مون،
‫که زیاد هم نیست

461
00:26:26,063 --> 00:26:29,582
‫آره، نمی‌دونم.
‫هیچ‌وقت مطمئن نبودم.

462
00:26:29,583 --> 00:26:32,417
‫راستش کلی تحقیقات و مطالعات جدید هستن

463
00:26:32,418 --> 00:26:33,500
‫که میگن می‌تونیم

464
00:26:35,583 --> 00:26:37,000
‫بگو و روشنم کن

465
00:26:37,667 --> 00:26:40,395
‫این اواخر مقالات زیادی رو
‫خوندم که نوشته بود محقق‌ها

466
00:26:40,396 --> 00:26:43,125
‫فهمیدن مردم می‌تونن توی
‫بزرگسالی هم شخصیت‌شون رو عوض کنن

467
00:26:43,126 --> 00:26:45,833
‫من هم دارم روی بیماران زیادی
‫با همین روش جلو میرم

468
00:26:46,417 --> 00:26:48,250
‫خیلی‌خب. «تغییر» رو تعریف کن

469
00:26:49,333 --> 00:26:52,457
‫خیلی‌خب. پنج خصلتی که شخصیت رو می‌سازن

470
00:26:52,458 --> 00:26:55,582
‫برون‌گرایی، تجربه‌پذیری

471
00:26:55,583 --> 00:26:58,332
‫ثبات عاطفی، سازگاری و
‫وجدان‌مداری

472
00:26:58,333 --> 00:27:01,083
‫همه‌ی اینا می‌تونن طی چند ماه تغییر کنن

473
00:27:01,084 --> 00:27:03,249
‫از چه نظر؟

474
00:27:03,250 --> 00:27:08,125
‫خب، یعنی باید اون خصلت رو
‫تجسم کنی، نه که فقط بهش فکر کنی

475
00:27:08,126 --> 00:27:09,957
‫مثل قاعده‌ی «انگار که»ست

476
00:27:09,958 --> 00:27:12,708
‫طوری رفتی می‌کنی «انگار که»
‫همون آدمی هستی که می‌خوای باشی

477
00:27:12,709 --> 00:27:16,125
‫و بعدش خیلی زود شاید
بفهمی که همون آدم شدی

478
00:27:16,126 --> 00:27:20,041
‫اون آدم قبلی دقیقاً کجا میره؟

479
00:27:20,042 --> 00:27:23,875
‫هنوز همونجاست،
‫فقط به طرز چشمگیری عقب‌نشینی کرده،

480
00:27:23,876 --> 00:27:26,417
‫و شخصیت جدید جاش رو گرفته

481
00:27:27,583 --> 00:27:31,583
‫پس، حاضر نبودی بیست سال
‫واسه تغییر کردنِ من صبر کنی؟

482
00:27:34,583 --> 00:27:35,624
‫خب...

483
00:27:35,625 --> 00:27:37,041
...ام

484
00:27:37,042 --> 00:27:39,417
‫تنها چیزی که اصلاً بهش علاقه نداشتی

485
00:27:39,418 --> 00:27:40,957
‫تغییر کردن بود

486
00:27:40,958 --> 00:27:45,250
‫این رو قبول کردم که یه رابطه‌ی عادی
‫توی سرنوشتـم نیست

487
00:27:45,251 --> 00:27:47,374
‫نه. عادی چیه؟

488
00:27:47,375 --> 00:27:51,041
‫یعنی، از این زاویه بهش نگاه کن،
‫همه یه مقداری ریدمان هستن

489
00:27:51,042 --> 00:27:53,999
‫فقط باید یکی رو پیدا کنی که
‫اون یه‌کم ریدمانش باب میل خودت باشه

490
00:27:54,000 --> 00:27:56,958
‫یا اقلاً، نمی‌دونم، مکمل ریدمانِ خودت باشه

491
00:27:56,959 --> 00:27:58,667
‫این یجور شیوه‌ی بقاست که

492
00:27:58,668 --> 00:28:01,042
‫شامل یه شخص دیگه هم میشه

493
00:28:02,542 --> 00:28:04,833
‫خیلی‌خب

494
00:28:04,834 --> 00:28:05,999
‫خیلی‌خب

495
00:28:06,000 --> 00:28:08,707
‫حرف از ریدمان شد

496
00:28:08,708 --> 00:28:14,833
‫نمی‌دونم، فکر می‌کردم واسه
‫پلیس کارهای فنی انجام میدی

497
00:28:14,834 --> 00:28:17,750
‫حالا مأمور مخفی تمام عیار
‫شدی که جلوی قتل رو می‌گیره؟

498
00:28:17,751 --> 00:28:19,167
‫آره

499
00:28:19,168 --> 00:28:21,166
‫خودمم

500
00:28:21,167 --> 00:28:23,166
‫متأسفم، لابد خیلی عجیبـه

501
00:28:23,167 --> 00:28:24,749
‫من هیچوقت درس دادن رو کنار نمی‌ذارم

502
00:28:24,750 --> 00:28:27,625
‫ولی این مأموریت مخفی
‫مثل تحقیقات میدانی می‌مونه

503
00:28:27,626 --> 00:28:28,749
‫چطور؟

504
00:28:28,750 --> 00:28:33,542
‫باورت نمیشه با چه آدم‌هایی دم‌خور میشم

505
00:28:33,543 --> 00:28:39,458
‫و تو اکثر موارد می‌بینم که
‫چطور عشق به نفرت تبدیل شده

506
00:28:39,459 --> 00:28:42,333
‫و قتل بهترین راه خلاصیـه

507
00:28:44,708 --> 00:28:45,874
‫واو

508
00:28:45,875 --> 00:28:52,208
‫حس می‌کنم وقتی زن و شوهر بودیم
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستی منو بکُشی

509
00:28:54,042 --> 00:28:58,292
‫- طوری میگی انگار نکته‌ی بدیـه
‫- خب نه، نه. صرفاً مشاهده‌ست

510
00:28:58,293 --> 00:29:01,041
‫آخه فکر می‌کنم واسه کُشتن یکی

511
00:29:01,042 --> 00:29:03,792
‫باید اشتیاق زیادی درونت باشه

512
00:29:06,000 --> 00:29:08,374
‫من خالی از اشتیاق نیستم

513
00:29:08,375 --> 00:29:10,833
‫برای یه سری چیزای
‫به‌خصوص آره، قطعاً، ولی...

514
00:29:12,333 --> 00:29:14,542
‫به نظرم بهتره یکی رو ببینی

515
00:29:14,543 --> 00:29:15,957
‫مثلاً روان‌شناس؟

516
00:29:15,958 --> 00:29:18,292
‫نه، نه. منظورم رابطه با یه زنـه

517
00:29:18,293 --> 00:29:19,958
‫یا هر چی

518
00:29:20,833 --> 00:29:23,249
‫دو دوستِ وفادار دارم، خودم و نفسم

519
00:29:23,250 --> 00:29:26,250
‫خیلی‌خب. هم باید بری توی رابطه
‫و هم باید بری پیش روان‌شناس

520
00:29:33,042 --> 00:29:36,417
‫دارم بهتون میگم، فکر کنم
‫اینطوری مهارت‌هام هدر میره

521
00:29:37,417 --> 00:29:40,125
‫فقط یادت باشه جسپر،
‫اگه به خاطر اتحادیه‌ی پلیس نبود،

522
00:29:40,126 --> 00:29:42,500
‫الان اصلاً سر کار نبودی

523
00:29:42,501 --> 00:29:43,916
‫فهمیدم

524
00:29:43,917 --> 00:29:47,541
‫ولی حالا که برگشتم،
‫بهتره کارم رو پس بگیرم

525
00:29:47,542 --> 00:29:50,458
‫اقلاً من براش آموزش دیدم

526
00:29:50,459 --> 00:29:52,375
‫شاید این مدت که توی
‫تعلیق بودی خبرها رو نشنیدی

527
00:29:52,376 --> 00:29:54,541
‫ولی گری کارش حرف نداشته

528
00:29:54,542 --> 00:29:57,792
‫آمار پرونده‌های منجر به محکومیتش
‫بالاست و راستش رو بخوای

529
00:29:57,793 --> 00:29:59,417
‫آمارش از تو بهتره

530
00:30:01,500 --> 00:30:02,917
‫تو باور می‌کنی، گری؟

531
00:30:09,375 --> 00:30:11,250
‫به نظر شماها درستـه؟

532
00:30:13,583 --> 00:30:14,957
‫آمارها که دروغ نمیگن

533
00:30:14,958 --> 00:30:16,999
‫از جایگاه خدمتی‌ـت خوشت نمیاد، جسپر؟

534
00:30:17,000 --> 00:30:19,791
‫شاید بتونم یه کاری توی گشت
‫راهنمایی و رانندگی برات پیدا کنم

535
00:30:19,792 --> 00:30:23,000
‫لعنتی. چطوره بگی توالت‌های
‫اینجا رو تمیز کنم، گروهبان؟

536
00:30:23,001 --> 00:30:25,271
‫از دستم بر میاد!

537
00:30:25,272 --> 00:30:27,541
‫از اونجا که لاشی‌بازی در میاری

538
00:30:27,542 --> 00:30:29,791
‫رک و روراست میگم

539
00:30:29,792 --> 00:30:32,042
‫داریم سعی می‌‌کنیم نذاریم
‫به چشم بقیه دیده بشی، خب؟

540
00:30:33,042 --> 00:30:34,833
‫«اون یارویی که نوجوون‌ها رو کتک زده کیه؟»

541
00:30:34,834 --> 00:30:36,208
‫بی‌دلیل که نزدم‌شون

542
00:30:36,958 --> 00:30:38,374
‫شاید یادت رفته، جسپر،

543
00:30:38,375 --> 00:30:41,166
‫بر خلاف اون 9 میلیون نفر دیگه‌ای که
‫فیلمت رو تماشا کردن.

544
00:30:41,167 --> 00:30:44,917
‫ولی با یه جماعت عصبانی طرفیم و
‫نمی‌خوایم بهمون گیر بدن

545
00:30:45,583 --> 00:30:48,457
‫پس، از من به تو نصیحت

546
00:30:48,458 --> 00:30:52,041
‫به خودت و همه‌مون یه لطفی کن

547
00:30:52,042 --> 00:30:54,458
‫آفتابی نشو و دهن کوفتیت رو بسته نگه دار

548
00:30:54,459 --> 00:30:56,208
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

549
00:30:57,208 --> 00:30:58,542
‫مورد دیگه‌ای هست؟

550
00:31:06,958 --> 00:31:09,707
‫مادرش دختر شایسته‌ی دل‌ریو بوده

551
00:31:09,708 --> 00:31:12,499
‫بعد از دنیا اومدنِ کاترینا
‫همگی اومدن نیواورلئان

552
00:31:12,500 --> 00:31:15,875
‫والدینش طلاق گرفتن،
‫پدرش توی عکس نیست

553
00:31:17,125 --> 00:31:20,042
‫دوره کوتاه آرایشگری، مهمانداری هواپیما

554
00:31:21,333 --> 00:31:23,499
‫با ری مسترز ازدواج کرده

555
00:31:23,500 --> 00:31:26,083
‫توی تجارت نفت و گازِ
‫خانواده‌اش مشغول به کاره

556
00:31:27,250 --> 00:31:28,624
‫بعدش...

557
00:31:28,625 --> 00:31:30,417
‫هیچی

558
00:31:31,333 --> 00:31:33,457
‫سابقه‌ی کیفری‌ نداره

559
00:31:33,458 --> 00:31:36,375
‫چند تا خشونت خانگی داشته
ولی بازداشت نشده

560
00:31:37,958 --> 00:31:39,083
‫عجب

561
00:31:43,917 --> 00:31:46,542
‫خب، مدیسن...

562
00:31:49,167 --> 00:31:52,500
‫آدمکُش تو چجور آدمی میشه؟

563
00:32:24,875 --> 00:32:26,333
‫پای‌ت خوشمزه‌ست؟

564
00:32:28,042 --> 00:32:29,708
‫همه‌ی پای‌ها خوشمزه‌ان

565
00:32:33,708 --> 00:32:35,041
‫ران هستم

566
00:32:35,042 --> 00:32:36,375
‫مدیسن

567
00:32:49,042 --> 00:32:52,083
‫خب، بگو ببینم مدیسن،
‫شغلت چیه؟

568
00:32:52,792 --> 00:32:54,354
‫یه همسر فداکارم

569
00:32:54,355 --> 00:32:55,916
‫مشخصه

570
00:32:55,917 --> 00:32:58,208
‫گمونم اومدی راجع به همین حرف بزنی

571
00:32:58,209 --> 00:32:59,208
‫اوهوم

572
00:32:59,958 --> 00:33:01,708
‫و در جواب سؤالت باید بگم

573
00:33:03,333 --> 00:33:05,458
‫شوهرم نمی‌ذاره کار کنم

574
00:33:06,417 --> 00:33:08,625
‫راستش نمی‌ذاره هیچ کاری بکنم

575
00:33:10,833 --> 00:33:12,708
‫میشه یه گاز از اون پای بخورم؟

576
00:33:15,583 --> 00:33:16,583
‫البته

577
00:33:17,583 --> 00:33:19,392
‫مجبورم کرده این رژیم مسخره رو بگیرم

578
00:33:23,501 --> 00:33:25,104
‫خوشمزه‌ست

579
00:33:28,958 --> 00:33:30,500
‫چه نازه

580
00:33:32,917 --> 00:33:34,333
‫سگ‌بازی؟

581
00:33:36,250 --> 00:33:38,374
‫شبیه گربه‌بازهام؟

582
00:33:38,375 --> 00:33:40,500
‫آره. راستش اصلاً گربه‌ها رو درک نمی‌کنم

583
00:33:40,501 --> 00:33:41,917
‫یجورایی چندشم میشه

584
00:33:42,792 --> 00:33:43,792
‫واقعاً؟

585
00:33:44,208 --> 00:33:46,000
‫اون قصه‌ها...

586
00:33:47,250 --> 00:33:48,333
‫چه قصه‌هایی؟

587
00:33:48,833 --> 00:33:52,208
‫همونا که میگن گربه‌های حسود
‫نوزادها رو خفه می‌کنن و اینا

588
00:33:52,875 --> 00:33:53,874
‫عجب

589
00:33:53,875 --> 00:33:56,249
‫- اوهوم
‫- ببخشید...

590
00:33:56,250 --> 00:33:59,167
‫کسی رو می‌شناسی که
یه گربه‌ی حسود قاتل

591
00:33:59,168 --> 00:34:01,999
‫بچه‌اش رو ازش گرفته باشه؟

592
00:34:02,000 --> 00:34:03,833
‫فقط دارم حقایق‌سنجی می‌کنم

593
00:34:03,834 --> 00:34:05,666
‫- نه که رو در رو بشناسم
‫- خیلی‌خب

594
00:34:05,667 --> 00:34:08,458
‫ولی از خیلیا شنیدم

595
00:34:08,459 --> 00:34:09,999
‫خب، همینـه

596
00:34:10,000 --> 00:34:11,167
‫باید ته و توش رو در بیاریم

597
00:34:11,168 --> 00:34:12,250
‫موافقم

598
00:34:12,251 --> 00:34:13,333
‫کارآگاه

599
00:34:14,583 --> 00:34:17,167
‫اثر پنجه‌ای روی قربانی پیدا کردیم؟

600
00:34:17,750 --> 00:34:20,832
‫نه قربان،
‫ ولی داریم مظنون‌ها رو جمع می‌کنیم

601
00:34:20,833 --> 00:34:24,125
‫که اصلاً کار ساده‌ای نیست

602
00:34:25,750 --> 00:34:28,875
‫عجب گربه...مصیبتی!

603
00:34:28,876 --> 00:34:30,708
‫چی؟

604
00:34:33,333 --> 00:34:34,583
‫کارت درسته

605
00:34:35,542 --> 00:34:36,708
‫تو هم همینطور

606
00:34:42,625 --> 00:34:43,917
‫خب، شغلت چیه؟

607
00:34:47,250 --> 00:34:48,292
‫اوه

608
00:34:49,375 --> 00:34:50,292
‫شرمنده. یادم رفت

609
00:34:50,293 --> 00:34:51,583
‫نه، طوری نیست

610
00:34:52,333 --> 00:34:53,500
‫این...

611
00:34:55,542 --> 00:34:56,542
‫هضمش سختـه

612
00:34:57,500 --> 00:34:58,499
‫آره

613
00:35:01,083 --> 00:35:02,917
‫باورم نمیشه دارم این کار رو می‌کنم

614
00:35:06,125 --> 00:35:07,625
‫خیالت تخت، پیش خوب کسی اومدی

615
00:35:09,417 --> 00:35:11,458
‫خب، معمولاً چطور انجام میشه؟

616
00:35:13,000 --> 00:35:14,583
‫می‌خوای چطور انجام بشه؟

617
00:35:14,584 --> 00:35:16,000
‫نمی‌دونم

618
00:35:17,542 --> 00:35:19,292
‫فقط بدجور ترسیدم

619
00:35:22,083 --> 00:35:23,625
‫چرا ترسیدی؟

620
00:35:25,500 --> 00:35:27,708
‫چون اون آدم بدیـه

621
00:35:29,250 --> 00:35:34,292
‫نمی‌دونی با چه نسناسی ازدواج کردم،
‫و هی داره بدتر و بدتر میشه

622
00:35:37,458 --> 00:35:38,917
‫که اینطور

623
00:35:44,875 --> 00:35:47,167
‫از اولش می‌دونستی که قراره یه...

624
00:35:50,417 --> 00:35:52,583
‫رؤیای کودکیم نبوده

625
00:35:52,584 --> 00:35:54,749
‫شده بهش فکر کنی؟

626
00:35:54,750 --> 00:35:57,791
‫مثلاً، اگه شغلت یه چیز دیگه بود؟

627
00:35:57,792 --> 00:36:00,958
‫یا اگه مسیر دیگه‌ای رو انتخاب می‌کردی؟

628
00:36:03,042 --> 00:36:05,917
‫وسواس به خرج نمیدم.
‫زیاد احساسی نیستم.

629
00:36:06,917 --> 00:36:09,208
‫آره. خب، همه‌مون پشیمونی‌هایی داریم

630
00:36:11,583 --> 00:36:14,583
‫خب، توی حیطه‌ی کاری من،
‫به هیچ‌وجه نمی‌تونم اینطور فکر کنم

631
00:36:14,584 --> 00:36:16,416
‫ای‌کاش من هم می‌تونستم این کار رو بکنم

632
00:36:16,417 --> 00:36:18,583
‫ولی حس می‌کنم توی زندانم

633
00:36:18,584 --> 00:36:21,083
‫و قراره توی زندان بمیرم

634
00:36:21,667 --> 00:36:23,708
‫ولی قرار نیست توی زندان بمیرم

635
00:36:23,709 --> 00:36:25,749
‫چون اگه اومدنِ من به اینجا و

636
00:36:25,750 --> 00:36:29,500
‫ملاقات با تو، بهترین تصمیمی باشه
‫که به عمرم گرفتم چی؟

637
00:36:29,501 --> 00:36:31,583
‫چون واسه خودمـه

638
00:36:36,042 --> 00:36:38,000
‫اوه

639
00:36:38,917 --> 00:36:40,042
‫شرمنده

640
00:36:43,000 --> 00:36:44,208
‫لعنتی

641
00:36:45,792 --> 00:36:46,874
‫خودشـه

642
00:36:46,875 --> 00:36:49,500
‫باید برم، ولی پول رو...

643
00:36:49,501 --> 00:36:51,500
‫میشه یه چیزی بگم؟

644
00:36:52,875 --> 00:36:55,207
‫ببین، گفتن این حرف منفعتی برای من نداره

645
00:36:55,208 --> 00:37:00,583
‫اصولاً دارم خودم رو از کار بی‌کار می‌کنم،
‫ولی آیا شخصیتِ آینده‌ات،

646
00:37:01,292 --> 00:37:04,042
‫شخصیتی که لایق
‫یه زندگی شاد و رضایت‌بخشـه،

647
00:37:04,043 --> 00:37:06,708
‫که هنوزم می‌تونه اینو
‫داشته باشه، یه لطف بزرگ

648
00:37:07,583 --> 00:37:10,708
‫پولی که داخل این پاکت هست رو بردار
‫و از نو زندگیت رو بساز

649
00:37:11,750 --> 00:37:12,895
‫همین الان

650
00:37:12,896 --> 00:37:14,042
‫نرو خونه

651
00:37:16,208 --> 00:37:17,708
‫و اگه چیزی لازم داشتی...

652
00:37:19,458 --> 00:37:21,000
‫اگه نظرت عوض شد...

653
00:37:22,625 --> 00:37:23,833
‫شماره‌ام رو داری

654
00:37:42,542 --> 00:37:43,374
‫الو؟

655
00:37:43,375 --> 00:37:45,791
‫خب، حالا شدی مشاور زناشویی؟

656
00:37:45,792 --> 00:37:48,583
‫اینی که دیدم و شنیدم واقعی بود؟!

657
00:37:48,584 --> 00:37:49,708
‫باورم نمیشه

658
00:37:49,709 --> 00:37:50,749
‫چی رو؟

659
00:37:50,750 --> 00:37:53,458
‫«چی رو»؟ گور بابای عملیاتِ مخفی‌‌مون...

660
00:37:53,459 --> 00:37:55,395
‫«بذار روان‌شناست بشم؟»

661
00:37:55,396 --> 00:37:57,332
‫اون قاتل نیست

662
00:37:57,333 --> 00:37:58,791
‫فقط باید خودش رو جمع و جور کنه

663
00:37:58,792 --> 00:38:02,042
‫فقط دارم به صلاح جامعه خدمت می‌کنم

664
00:38:03,376 --> 00:38:04,707
‫صلاح جامعه؟

665
00:38:04,708 --> 00:38:09,375
‫کاری که الان کردی یکی از
‫غیرحرفه‌ای‌ترین چیزهایی بود

666
00:38:09,376 --> 00:38:11,292
‫که تابه‌حال شاهدش بودم

667
00:38:11,293 --> 00:38:12,582
‫دیدید؟ دیدید؟

668
00:38:12,583 --> 00:38:14,750
‫وقتی یه تازه‌کار رو میارید همین میشه

669
00:38:14,751 --> 00:38:15,791
‫بیخیال!

670
00:38:15,792 --> 00:38:17,416
‫نذاشتم به دام بیفته...

671
00:38:17,417 --> 00:38:19,375
‫نه، این تصمیم با هیئت منصفه‌ست

672
00:38:19,376 --> 00:38:20,791
‫اقلاً اونا رو رام کردی

673
00:38:20,792 --> 00:38:22,833
‫خیلی‌خب. باید قبول کنیم
روش‌هاتون فرق داره

674
00:38:22,834 --> 00:38:23,791
‫تموم شد و رفت

675
00:38:23,792 --> 00:38:26,082
‫دقت کردی چقدر خوشگل بود؟

676
00:38:26,083 --> 00:38:28,417
‫موندم این حرکتت ربطی به
‫خوشگل بودنش داشته یا نه؟

677
00:38:28,418 --> 00:38:30,500
‫خب، هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، مگه نه؟

678
00:38:30,501 --> 00:38:32,582
‫چون این خل و چل گذاشت بره

679
00:38:32,583 --> 00:38:35,000
‫قبل اینکه حرفی علیه خودش بزنه

680
00:38:36,125 --> 00:38:39,437
‫نتیجه‌اش، یه‌جورایی غیرعادی بود

681
00:38:39,438 --> 00:38:42,750
‫همینطور هم گزارش میشه

682
00:38:42,751 --> 00:38:44,292
‫باشه، حله

683
00:38:46,083 --> 00:38:47,749
‫خیلی‌خب. به زودی حرف می‌زنیم، گری

684
00:38:47,750 --> 00:38:49,625
‫- خیلی‌خب
‫- خداحافظ، گری

685
00:38:49,626 --> 00:38:50,708
‫خداحافظ

686
00:38:53,750 --> 00:38:56,333
‫یا خدا. بدجور گری رو تحت فشار گذاشت

687
00:38:56,334 --> 00:38:58,916
‫قبلاً این رو دیده بودم
‫[پلیس نیواورلئان]

688
00:38:58,917 --> 00:39:01,374
‫ستاره شکست می‌خوره، جایگزینش میاد

689
00:39:01,375 --> 00:39:04,124
‫و بهتر از اون عمل می‌کنه

690
00:39:04,125 --> 00:39:06,625
‫می‌دونم این بار گند زد، ولی...

691
00:39:06,626 --> 00:39:07,999
‫اسم مستعارش چی بود؟

692
00:39:08,000 --> 00:39:10,332
‫- ران
‫- ران خیلی محشره

693
00:39:10,333 --> 00:39:12,916
‫انگار ادریس آلبای سفیدپوستـه

694
00:39:12,917 --> 00:39:17,042
‫از خدامه با اون یارو یه آبجو بخورم،
‫و منظورم گری نیست

695
00:39:17,043 --> 00:39:19,207
‫من با ران، خودم رو سیاه‌مست می‌کنم

696
00:39:19,208 --> 00:39:21,833
‫حاضرم توی راه لاس‌وگاس
‫باهاش کوکائین بکشم

697
00:39:21,834 --> 00:39:24,374
‫حاضرم به خاطر ران، آیودی ضدبارداری رو
‫از داخل رَحمم بیرون بکشم!

698
00:39:24,375 --> 00:39:26,874
‫ولی حاضر نیستم با گری بپلکم

699
00:39:26,875 --> 00:39:29,375
‫گری مثل نِی شل و ولـه، ولی ران؟

700
00:39:29,376 --> 00:39:31,292
‫مثل باتوم کُلُفتـه

701
00:39:32,417 --> 00:39:36,250
‫یجورایی حس می‌کنم
‫تو هم دلت می‌خواد با ران بخوابی

702
00:39:37,375 --> 00:39:39,292
‫بعد از تو نفر دومم...

703
00:39:39,875 --> 00:39:41,042
‫اگه ران بود!

704
00:39:42,167 --> 00:39:47,500
‫کل این محاکمه چیزی جز

705
00:39:47,501 --> 00:39:51,542
‫یه عملیات ضربتی و اغفال‌کننده نبوده!

706
00:39:53,833 --> 00:39:54,958
‫و این یارو...

707
00:39:56,000 --> 00:39:59,103
‫دروغگوترین، فریبکارترین و

708
00:39:59,104 --> 00:40:02,208
‫دغل‌بازترین آدمیـه که پیدا میشه!

709
00:40:03,000 --> 00:40:06,500
‫این گری جانسون آدم نیست

710
00:40:06,501 --> 00:40:10,042
‫چون آدم، انسانیت داره

711
00:40:10,043 --> 00:40:11,416
‫دلسوزی داره!

712
00:40:11,417 --> 00:40:16,875
‫یه انسان توی لحظاتِ ضعف،
‫دستِ کمک دراز می‌کنه

713
00:40:17,500 --> 00:40:20,375
‫گری جانسون ضعیفا رو طعمه می‌کنه

714
00:40:21,458 --> 00:40:24,645
‫و اگه از منظر فرآیند قانونی بهش نگاه کنیم

715
00:40:24,646 --> 00:40:27,832
‫انگار این مأمور مخفی

716
00:40:27,833 --> 00:40:32,249
‫داره با آرپی‌جی پشه می‌کُشه!

717
00:40:32,250 --> 00:40:36,666
‫من دیگه به این چیزا عادت کردم

718
00:40:36,667 --> 00:40:39,541
‫در حالی که من یه عالمه مدرک
‫انکارناپذیر جلوشون گذاشتم

719
00:40:39,542 --> 00:40:42,020
‫فقط بلدن یه‌جوری منو آدم بده جلوه بدن

720
00:40:42,021 --> 00:40:44,499
‫و می‌دونم که فقط دارن کارشون رو می‌کنن

721
00:40:44,500 --> 00:40:47,895
‫ولی حمله‌ی شخصی همچنان حمله‌ی شخصیـه

722
00:40:47,896 --> 00:40:51,291
‫و یه‌جورایی گوش دادن بهش حس خوبی نداره

723
00:40:51,292 --> 00:40:54,999
‫ما، هیئت منصفه، مدعی‌علیه رو طبق
‫اتهام وارده، گناهکار اعلام می‌کنیم

724
00:40:55,000 --> 00:40:58,375
‫ولی توی دسته‌ی «مردم همیشه
‫پر از رمز و راز هستن»

725
00:40:58,376 --> 00:41:00,332
‫اغلب این اتفاق میفته:

726
00:41:00,333 --> 00:41:03,208
‫من اونو بخشیدم،
‫اون هم منو بخشیده،

727
00:41:03,209 --> 00:41:05,500
‫تازه، من بیشتر تقصیر داشتم

728
00:41:06,458 --> 00:41:08,457
‫به نظرم حقش هست که
‫یه فرصت دوباره داشته باشه

729
00:41:08,458 --> 00:41:10,457
‫که معمولاً به این ختم میشه:

730
00:41:10,458 --> 00:41:13,417
‫با توجه به تمام شواهد و
‫شهادت‌هایی که شنیدیم،

731
00:41:13,418 --> 00:41:15,479
‫از نظر ما مدعی‌علیه گناهکار نیست

732
00:41:17,844 --> 00:41:20,208
‫تبریک میگم، تمی!

733
00:41:23,750 --> 00:41:26,208
‫شاید عشق‌شون بی‌نقص نبوده

734
00:41:26,209 --> 00:41:28,417
‫ولی بازم پوچ نبوده

735
00:41:28,418 --> 00:41:29,999
‫درست میگی

736
00:41:30,000 --> 00:41:32,375
‫قسم می‌خورم، سیستم قضایی کشورمون...

737
00:41:32,958 --> 00:41:33,958
‫پرتاب!

738
00:41:36,042 --> 00:41:37,874
‫...به گای سگ رفته!

739
00:41:37,875 --> 00:41:39,666
‫- بیا
‫- نه

740
00:41:39,667 --> 00:41:41,458
‫تو بیشتر از من به تمرین نیاز داری!

741
00:41:41,459 --> 00:41:42,874
‫خیلی‌خب پس

742
00:41:42,875 --> 00:41:45,708
‫نمی‌تونی کسی رو سرزنش کنی که قانون رو

743
00:41:45,709 --> 00:41:47,207
‫خودش دست گرفته

744
00:41:47,208 --> 00:41:49,167
‫یه چیزی هست که واقعاً بهش باور دارم

745
00:41:49,168 --> 00:41:51,708
‫- چی؟
‫- عدالتِ شخصی

746
00:41:51,709 --> 00:41:54,249
‫واسه وقتی که سیستم قضایی
‫بی‌خایه‌مون گند می‌زنه

747
00:41:54,250 --> 00:41:57,292
‫- وقتی این کار رو می‌کنیم، درست انجامش می‌دیم...
‫- آره

748
00:41:57,917 --> 00:42:00,124
‫عدالت شخصی مال خودتـه

749
00:42:00,125 --> 00:42:02,417
‫اون همه بی‌عدالتی رو الکی تحمل نکردی

750
00:42:02,418 --> 00:42:04,250
‫البته که الکی تحمل نکردم

751
00:42:06,000 --> 00:42:07,000
‫پرتاب!

752
00:42:10,000 --> 00:42:12,750
‫دلم برای همین آمریکا تنگ میشه

753
00:42:12,751 --> 00:42:14,416
‫آمین، آمین

754
00:42:14,417 --> 00:42:16,082
‫ببین...

755
00:42:16,083 --> 00:42:17,833
‫واسه کُشتن یه نفر به سه تا چیز نیاز داری

756
00:42:17,834 --> 00:42:18,832
‫خب؟

757
00:42:18,833 --> 00:42:19,916
‫- اسلحه
‫- درسته

758
00:42:19,917 --> 00:42:21,042
‫- گلوله
‫- اوهوم

759
00:42:21,043 --> 00:42:22,291
‫و خایه‌اش

760
00:42:22,292 --> 00:42:24,542
‫و پسر، من از هر سه تاش یه عالمه دارم

761
00:42:26,625 --> 00:42:28,167
‫تنر، حروم زاده

762
00:42:29,793 --> 00:42:30,875
‫پرتاب!

763
00:42:34,042 --> 00:42:36,041
‫همینو می‌گفتم!

764
00:42:56,700 --> 00:42:59,700
‫از مدیسون مسترز: «سلام ران، فکر کردم شاید
‫از این خوشت بیاد. امیدوارم خوب باشی»

765
00:42:59,701 --> 00:43:01,701
‫«پنجه‌ها را بگیرید، مرکز نجات حیوانات»

766
00:43:01,792 --> 00:43:06,250
‫البته که هیچوقت این خط قرمز رو رد نمی‌کنم.
‫من حرفه‌ای‌ام.

767
00:43:06,251 --> 00:43:08,667
‫ولی اصولاً، اون به من پیامک نداده

768
00:43:08,668 --> 00:43:10,375
‫اون به ران پیام داده

769
00:43:11,375 --> 00:43:14,583
‫ولی فکر نکنم سگ‌دوست باشم.
‫اتفاقاً بهشون حساسیت دارم.

770
00:43:14,584 --> 00:43:16,082
‫فیزیکی و احساساتی

771
00:43:16,083 --> 00:43:17,624
‫به نظرم زیادی وابسته و آویزون هستن

772
00:43:17,625 --> 00:43:20,208
‫گوشت دست هر کی باشه،
براش دُم تکون میدن

773
00:43:21,958 --> 00:43:23,166
‫ولی...

774
00:43:23,167 --> 00:43:26,291
‫در نهایت، به داشته‌هامون قانع نیستیم

775
00:43:26,292 --> 00:43:30,499
‫چشم‌مون دنبالِ بیشتره، خودمون رو
‫بابت ته‌مونده‌ی بقیه شرمنده می‌کنیم

776
00:43:30,500 --> 00:43:34,083
‫فقط سگ‌ها بابتش عذرخواهی نمی‌کنن

777
00:43:36,042 --> 00:43:37,417
‫رفیق

778
00:43:42,917 --> 00:43:44,457
‫موفق شدی!

779
00:43:44,458 --> 00:43:47,166
‫خیال می‌کردم من عاشق توله‌سگ‌هام

780
00:43:47,167 --> 00:43:51,542
‫قبل این کارها سس باربیکیو رو
‫مثل دهان‌شویه غرغره می‌کنم

781
00:43:51,543 --> 00:43:53,375
‫طوری که ازم خوش‌شون بیاد

782
00:43:56,000 --> 00:43:57,478
‫خوشحالم اومدی

783
00:43:57,479 --> 00:43:58,958
‫خوشحالم دعوتم کردی

784
00:43:58,959 --> 00:44:01,708
‫خب، چطوری؟

785
00:44:02,667 --> 00:44:05,374
‫خوبم. خوبم

786
00:44:05,375 --> 00:44:06,708
‫سؤال اصلی اینه که تو چطوری؟

787
00:44:06,709 --> 00:44:08,500
‫من، من عالی‌ام

788
00:44:08,501 --> 00:44:10,291
‫آره. عالی‌ام

789
00:44:10,292 --> 00:44:12,437
‫بلافاصله از اونجا زدم بیرون

790
00:44:12,438 --> 00:44:14,582
‫الان توی سنت راک خونه‌ی خودم رو دارم

791
00:44:14,583 --> 00:44:18,417
‫یعنی، درب و داغونـه، ولی مال خودمه.
‫پس دوستش دارم.

792
00:44:18,418 --> 00:44:21,250
‫دارم طلاق می‌گیرم

793
00:44:21,251 --> 00:44:22,583
‫- واو
‫- آره

794
00:44:23,333 --> 00:44:25,875
‫گاهی فقط باید یه حرکتی بزنی

795
00:44:27,208 --> 00:44:28,750
‫خیلی برات خوشحالم

796
00:44:30,458 --> 00:44:32,707
‫می‌دونی، وقتی پیامکت رو دیدم خیال کردم...

797
00:44:32,708 --> 00:44:35,542
‫نکنه محل خیریه‌ی سگ‌ها رو انتخاب کرده
‫که دوباره باهام قرارداد ببنده؟

798
00:44:35,543 --> 00:44:37,791
‫نه! خدایا، نه، نه

799
00:44:37,792 --> 00:44:40,958
‫اون لحظه‌ی دیوانه‌وار دیگه گذشته

800
00:44:40,959 --> 00:44:44,125
‫منِ جدید، زندگی جدید، اون...

801
00:44:45,708 --> 00:44:46,874
‫و حالا خودت رو نگاه کن

802
00:44:46,875 --> 00:44:49,333
‫- موهام رو دوست داری؟
‫- عاشقشم

803
00:44:50,938 --> 00:44:52,541
‫اون بدش می‌اومد

804
00:44:52,542 --> 00:44:54,958
‫از سگ‌ها و دامن کوتاه بدش می‌اومد.
‫خب، می‌دونی چیه؟

805
00:44:54,959 --> 00:44:57,457
‫می‌خوام لطفی که کردی رو جبران کنم

806
00:44:57,458 --> 00:45:01,750
‫خب، فقط خوشحالم که عاقبت به خیر شدی

807
00:45:01,751 --> 00:45:03,082
‫ممنون

808
00:45:03,083 --> 00:45:05,457
‫نه، ولی واقعاً ممنونم

809
00:45:05,458 --> 00:45:07,249
‫نمی‌خوام عجیب رفتار کنم

810
00:45:07,250 --> 00:45:09,042
‫ولی یجورایی بدون تو موفق نمی‌شدم

811
00:45:09,043 --> 00:45:10,292
‫بفرما! گفتم

812
00:45:12,042 --> 00:45:15,708
‫توی حیطه‌ی کاری من،
‫زیاد ازم تشکر نمیشه

813
00:45:15,709 --> 00:45:17,833
‫آره، گمونم همینطور باشه

814
00:45:17,834 --> 00:45:19,958
‫مدیسن

815
00:45:20,958 --> 00:45:22,750
‫توی قفس هاسکی یه مشکلی داریم

816
00:45:22,751 --> 00:45:24,021
‫کد قهوه‌ای

817
00:45:24,022 --> 00:45:25,291
‫- سلام
‫- سلام

818
00:45:25,292 --> 00:45:27,458
‫اوه، ران، جیل

819
00:45:27,459 --> 00:45:28,666
‫جیل، ران

820
00:45:28,667 --> 00:45:30,417
‫خوشبختم. کمک لازم دارید؟

821
00:45:30,418 --> 00:45:32,708
‫نه، ردیفیم. تو خوبی؟

822
00:45:32,709 --> 00:45:34,125
‫ردیفم

823
00:45:34,708 --> 00:45:35,833
‫خودم کلی کار دارم!

824
00:45:35,834 --> 00:45:36,833
‫باشه

825
00:45:38,042 --> 00:45:39,124
‫واو

826
00:45:39,125 --> 00:45:40,750
‫پاس بلنده، پاس بلنده!

827
00:45:41,375 --> 00:45:42,416
‫برو، برو، برو!

828
00:45:46,042 --> 00:45:47,042
‫بفرما!

829
00:45:47,625 --> 00:45:49,625
‫اوه!

830
00:45:49,626 --> 00:45:51,500
‫وای نه نه!

831
00:45:53,958 --> 00:45:55,375
‫نه

832
00:45:55,376 --> 00:45:57,083
‫نه، نه. باورم نمیشه

833
00:45:57,084 --> 00:45:58,166
‫چی رو؟

834
00:45:58,167 --> 00:45:59,292
‫تو آدمکش نیستی

835
00:45:59,958 --> 00:46:02,542
‫نمی‌تونی باشی.
‫توله‌سگ‌ها رو ناز کردی.

836
00:46:02,543 --> 00:46:04,249
‫با بچه‌ها بازی کردی

837
00:46:04,250 --> 00:46:06,917
‫امشب از روی احترام،
‫همه‌ی درها رو برام باز کردی

838
00:46:06,918 --> 00:46:09,750
‫اون‌وقت واسه پول آدم می‌کُشی؟

839
00:46:11,958 --> 00:46:14,124
‫شاید جوانمردی مُرده باشه،
‫ولی من نکُشتمش

840
00:46:14,125 --> 00:46:18,375
‫اسمت رو سرچ کردم و هیچی نیومد.
‫انگار اصلاً وجود نداری.

841
00:46:20,667 --> 00:46:22,292
‫گمونم فقط فانتزی تو هستم

842
00:46:23,417 --> 00:46:25,417
‫باشه

843
00:46:25,418 --> 00:46:27,042
‫ببینیم چی میشه

844
00:46:29,750 --> 00:46:30,750
‫چند تا؟

845
00:46:31,958 --> 00:46:34,092
‫وایسا، نمی‌خوام بدونم...
‫نه، می‌خوام بدونم

846
00:46:37,750 --> 00:46:40,083
‫چیه؟ نکنه یه آقای متشخص
‫از قربانی‌هاش نمیگه؟

847
00:46:40,084 --> 00:46:42,625
‫خیلی‌خب. محض اطلاع،
‫من مردم رو دوست دارم

848
00:46:42,626 --> 00:46:44,017
‫با این‌حال، اونا رو می‌کُشی

849
00:46:44,667 --> 00:46:46,125
‫همینطوری شانسی نه

850
00:46:47,542 --> 00:46:49,292
‫همیشه با هدفـه

851
00:46:49,293 --> 00:46:51,000
‫واسه محافظت

852
00:46:51,625 --> 00:46:52,999
‫و اصلاً اشتباه نکن

853
00:46:53,000 --> 00:46:55,375
‫یه سری‌ها هستن که باید کُشته بشن

854
00:46:56,208 --> 00:46:57,292
‫درسته؟

855
00:47:00,250 --> 00:47:01,417
‫درسته

856
00:47:03,750 --> 00:47:06,541
‫خب، بزرگترین تفاوت بین...

857
00:47:06,542 --> 00:47:09,333
‫شخصیتِ واقعیت و شغلت چیه؟

858
00:47:11,750 --> 00:47:17,625
‫باید بگم، خودِ واقعیم اهل معاشرتـه

859
00:47:17,626 --> 00:47:19,333
‫دلم می‌خواد خوش بگذرونم

860
00:47:19,334 --> 00:47:20,458
‫ولی...

861
00:47:22,833 --> 00:47:27,083
‫واسه مؤثر بودن توی این کار،
‫باید یه مقدار هم گرگِ تنها باشم

862
00:47:27,084 --> 00:47:30,042
نباید هیچ‌وقت توجهی رو به خودم جلب کنم

863
00:47:31,000 --> 00:47:34,250
‫نمی‌خوام هیچکس چهره‌ام رو به خاطر داشته
‫باشه. واسه همین نه کم انعام میدم نه زیاد.

864
00:47:34,251 --> 00:47:37,833
‫نمی‌خوام مکالمه‌های به یاد موندنی
‫ داشته باشم

865
00:47:40,917 --> 00:47:43,333
‫واسه همین ماشینم هوندا سیویکـه

866
00:47:43,334 --> 00:47:45,792
‫می‌خوام طوری باشه که انگار وجود نداره

867
00:47:46,875 --> 00:47:49,792
‫نمی‌دونم. این وجه‌ی شغلی و حرفه‌ایمـه

868
00:47:52,083 --> 00:47:54,750
‫از وجهه‌ی غیر حرفه‌ایت بیشتر برام بگو

869
00:47:57,875 --> 00:47:58,875
‫باید بگم...

870
00:47:59,750 --> 00:48:05,292
‫اینکه الان اینجا پیشت هستم...
‫بدجور غیر حرفه‌ایـه، ولی خب چه کنیم

871
00:48:05,293 --> 00:48:07,792
‫خوبه. نمی‌خوام زیادی حرفه‌ای باشی

872
00:48:11,042 --> 00:48:12,458
‫می‌خوای چطور باشم؟

873
00:48:17,375 --> 00:48:18,750
‫چی؟

874
00:48:19,875 --> 00:48:21,208
‫می‌ترسونمت؟

875
00:48:21,792 --> 00:48:22,833
‫نه

876
00:48:24,250 --> 00:48:25,562
‫من تو رو می‌ترسونم؟

877
00:48:25,563 --> 00:48:26,875
‫باید بترسم؟

878
00:48:29,750 --> 00:48:31,750
‫بستگی داره قصدت چی باشه

879
00:48:34,542 --> 00:48:35,875
‫خیلی‌خب

880
00:48:37,875 --> 00:48:40,333
‫تو می‌خوای همه چی رو
‫راجع به من بدونی. ولی خودت چی؟

881
00:48:40,334 --> 00:48:42,208
‫هر چی که لازمـه رو می‌دونی

882
00:48:43,458 --> 00:48:44,458
‫جدی؟

883
00:48:50,542 --> 00:48:53,687
‫یه بار یکی بهم گفت زیادی غرق
‫فکر میشم و معشوقه‌ی خوبی نیستم

884
00:48:53,688 --> 00:48:56,833
‫گفت لازمه‌ی سکس استثنایی فکر نکردنـه

885
00:48:56,834 --> 00:48:59,250
‫تا یه حدی مثل حیوانات از قید و بند رها شدن

886
00:49:02,250 --> 00:49:03,625
‫از ران خوشم می‌اومد

887
00:49:04,417 --> 00:49:06,958
‫اون اهل فکر نبود. اهل عمل بود

888
00:49:14,958 --> 00:49:17,416
‫پس، نمی‌دونم به‌عنوان ران بهتر بودم

889
00:49:17,417 --> 00:49:20,687
‫یا به خاطر اون شوک الکتریکی بود که
‫توی بدن هر دومون جریان داشت

890
00:49:20,688 --> 00:49:23,957
‫آخه ناسلامتی، از نظر خودش،
‫داره با یکی سکس می‌کنه که

891
00:49:23,958 --> 00:49:26,083
‫کلی آدم رو به قتل رسونده

892
00:49:26,084 --> 00:49:27,916
‫و من هم داشتم با یکی سکس می‌کردم که

893
00:49:27,917 --> 00:49:30,750
‫معلوم بود می‌تونه بگه
‫معشوقه‌اش رو براش بکُشن

894
00:49:32,708 --> 00:49:36,500
‫گفتنش باعث افتخارم نیست،
‫ولی باعث شد سطح کارم بالاتر بره

895
00:49:43,667 --> 00:49:46,625
‫می‌دونی، خیلی وقت بود با کسی نخوابیده بودم

896
00:49:48,292 --> 00:49:49,875
‫میشه یه چیزی بهت بگم؟

897
00:49:49,876 --> 00:49:51,000
‫چی؟

898
00:49:52,083 --> 00:49:53,417
‫این خیلی حال میده

899
00:49:54,625 --> 00:49:55,917
‫موافقم

900
00:49:58,667 --> 00:50:00,083
‫ازش خوشم میاد

901
00:50:01,167 --> 00:50:02,250
‫ما

902
00:50:03,708 --> 00:50:05,167
‫آره

903
00:50:10,167 --> 00:50:14,542
‫ببین، بذار یه نکته‌ی مهم رو
‫برات بریزم روی دایره

904
00:50:16,000 --> 00:50:18,957
‫چندتا دوست‌دختر داشتم،
‫زود هم ازدواج کردم،

905
00:50:18,958 --> 00:50:23,520
‫ولی به خاطر حیطه‌ی کاریم،
‫معمولاً نمی‌تونم اون رابطه‌ای که

906
00:50:23,521 --> 00:50:28,083
‫از نظر همه رابطه‌ی عادیـه رو حفظ کنم

907
00:50:28,084 --> 00:50:30,042
‫گور بابای عادی

908
00:50:30,043 --> 00:50:31,166
‫آمین

909
00:50:31,167 --> 00:50:32,708
‫می‌خوای دوباره منو ببینی؟

910
00:50:34,500 --> 00:50:35,750
‫آره

911
00:50:37,542 --> 00:50:38,542
‫ولی...

912
00:50:40,333 --> 00:50:42,208
‫یه‌کم پیچیده‌ست، نه؟

913
00:50:42,209 --> 00:50:43,792
‫لازم نیست باشه

914
00:50:50,417 --> 00:50:52,187
‫فکر خوبی نیست

915
00:50:52,188 --> 00:50:53,958
‫گمونم آره

916
00:51:03,125 --> 00:51:05,500
‫مثلاً، هیچوقت نمی‌تونیم بریم خونه‌ی من

917
00:51:05,501 --> 00:51:07,499
‫خوبه. دلم هم نمی‌خواد

918
00:51:07,500 --> 00:51:10,666
‫هیچ‌وقت و تحت هیچ شرایطی
‫نمی‌تونم بهت بگم کجام

919
00:51:10,667 --> 00:51:13,833
‫اگه ردم رو بزنن،
‫ پای تو هم به ماجرا باز میشه

920
00:51:13,834 --> 00:51:15,958
‫هر وقت شد می‌بینمت

921
00:51:19,750 --> 00:51:21,667
‫و نمی‌تونیم بیش از حد به هم نزدیک بشیم

922
00:51:22,583 --> 00:51:25,333
‫و هرچی کمتر درموردم بدونی،
‫هرچی کمتر من درموردت بدونم...

923
00:51:25,334 --> 00:51:27,270
‫خیلی‌خب، جمله‌ی بعدیت چیه؟

924
00:51:27,271 --> 00:51:29,208
‫«عاشقم نشو»؟

925
00:51:31,250 --> 00:51:32,750
‫خودم می‌دونم این چه رابطه‌ایـه

926
00:51:34,375 --> 00:51:36,707
‫نمی‌خوام بدونم کجا زندگی می‌کنی

927
00:51:36,708 --> 00:51:39,750
‫یا توی هر لحظه مشغول چه کاری هستی

928
00:51:40,375 --> 00:51:43,250
‫فقط قراره هر وقت خواستیم
‫اینجا همدیگه رو ببینیم

929
00:51:43,251 --> 00:51:45,374
‫و هیچی خارج از اینجا اهمیتی نداره

930
00:51:49,042 --> 00:51:50,125
‫خب، پس حله

931
00:51:50,126 --> 00:51:51,666
‫خیلی‌خب، باشه

932
00:51:51,667 --> 00:51:53,000
‫پس به توافق رسیدیم؟

933
00:51:53,001 --> 00:51:54,458
‫کجا رو باید امضاء کنم؟

934
00:52:01,125 --> 00:52:02,917
‫جای دیگه‌ای هست که باید امضاءش کنم؟

935
00:52:06,167 --> 00:52:07,792
‫حرف اولش اینجاست

936
00:52:09,333 --> 00:52:11,542
‫حرف اول جای دیگه‌ای هست؟

937
00:52:12,958 --> 00:52:16,583
‫باید مطمئن بشیم این اسناد
‫مو لای درزشون نمیره

938
00:52:26,417 --> 00:52:30,249
‫مفاهیم فرویدی «نهاد، خود، فراخود»

939
00:52:30,250 --> 00:52:34,083
‫از نظر یونگ، مدام با هم در تعارض هستن

940
00:52:35,292 --> 00:52:36,916
‫فراخود

941
00:52:36,917 --> 00:52:38,499
‫آگاهی و وجدان ماست

942
00:52:38,500 --> 00:52:40,582
‫واسه رفتار شایسته بهمون پاداش میده

943
00:52:40,583 --> 00:52:44,083
‫پایبندی به هنجارهای اجتماعی،
‫معیارهای اخلاقی.

944
00:52:47,292 --> 00:52:48,833
‫و نهاد...

945
00:52:49,542 --> 00:52:51,166
‫ما انسان‌ها، خواسته‌ها و امیالی داریم

946
00:52:51,167 --> 00:52:53,208
‫غرایزی که بدوی هستن

947
00:52:55,292 --> 00:52:58,250
‫انگیزه‌هایی که صرفاً مبتنی بر لذت هستن

948
00:52:58,251 --> 00:53:01,042
‫و عواقب رو نادیده می‌گیرن

949
00:53:01,043 --> 00:53:02,124
‫حالا، خود،

950
00:53:02,125 --> 00:53:04,332
‫واسطه‌ی ایناست

951
00:53:04,333 --> 00:53:07,583
‫پل بین غریزه و منطق

952
00:53:07,584 --> 00:53:09,416
‫قانون و بی‌قانون

953
00:53:09,417 --> 00:53:11,917
‫تا ابد سعی می‌کنه لذت رو
‫به بیشترین حد برسونه

954
00:53:11,918 --> 00:53:14,500
‫در حالی که بهاش رو پایین بیاره

955
00:53:25,125 --> 00:53:27,250
‫به هواپیمایی مدیسون خوش اومدی

956
00:53:30,370 --> 00:53:31,830
‫مقصدمون کجاس؟

957
00:53:31,830 --> 00:53:34,700
‫یه جای داغ و گرمسیری

958
00:53:38,040 --> 00:53:39,910
‫لطفاً تا کابین بالایی دنبالم بیاین

959
00:53:41,080 --> 00:53:42,580
‫تمام راه با پرواز درجه یک

960
00:53:42,840 --> 00:53:44,160
‫هیس

961
00:53:44,700 --> 00:53:48,290
‫قربان،
‫لطفاً کمربندتون رو باز کنید

962
00:53:48,290 --> 00:53:49,910
‫برای ایمنی خودتون‌ـه

963
00:53:56,000 --> 00:53:59,360
‫انتظار میره با چاله‌های هوایی سنگینی
‫ رو در رو شیم...

964
00:54:00,980 --> 00:54:03,340
‫پس آماده باشین
‫که محکم سر جاتون بشینین

965
00:54:31,290 --> 00:54:34,790
‫می‌دونم توافق کردیم
‫که درمورد این چیزا حرف نزنیم

966
00:54:34,790 --> 00:54:36,910
‫اگه هم دلت نخواست
‫لازم نیست جواب بدی

967
00:54:36,910 --> 00:54:42,370
‫اما چطوری این کار رو می‌کنی
‫و گیر نمیفتی؟

968
00:54:45,120 --> 00:54:49,200
‫خب باید باهوش و دقیق باشی

969
00:54:49,200 --> 00:54:52,200
‫و یه قدم ازشون جلوتر باشی
‫و بدونی دنبال چی می‌گردن

970
00:54:53,250 --> 00:54:56,160
‫راستش راز کثیفش اینه که
‫بیشتر پرونده‌های قتل حل نمیشن،

971
00:54:56,160 --> 00:54:57,660
مخصوصاً این اطراف

972
00:54:57,660 --> 00:55:02,580
‫برای همین، روش کار من اینطوره که
‫ قتل توی مناطق کنترل شده اتفاق بیفتن

973
00:55:02,580 --> 00:55:07,080
بعدش هم جسد رو می‌برم جایی
که شلوغ باشه

974
00:55:07,080 --> 00:55:08,370
اینطوری شلخته‌وار نیست؟

975
00:55:08,370 --> 00:55:11,450
‫خب اگه باهوش نباشی چرا

976
00:55:11,450 --> 00:55:14,200
‫زود بگو، فکر کن می‌خوای بهم شلیک کنی
‫کجام رو می‌زنی؟

977
00:55:16,410 --> 00:55:18,080
‫نه!
‫پایین‌تر.

978
00:55:18,080 --> 00:55:19,250
‫پایین‌تر

979
00:55:19,250 --> 00:55:21,450
‫پایـ...
‫خیلی‌خب

980
00:55:23,950 --> 00:55:25,200
‫قلب

981
00:55:27,540 --> 00:55:31,580
‫منظورم نواحی به‌خصوصی
‫مثل سر یا گردن‌ـه،

982
00:55:31,580 --> 00:55:34,540
‫جاهایی که خون فقط می‌تونه از بدن خارج شه

983
00:55:34,540 --> 00:55:36,620
‫اصلاً همه‌جا رو خون برمی‌داره

984
00:55:36,620 --> 00:55:39,910
‫ما آدم‌ها مثل یه کیسه‌ی بزرگ خون می‌مونیم

985
00:55:39,910 --> 00:55:42,540
‫یه حفره‌ی قفسه‌ سینه‌ی خوشگل داری

986
00:55:42,540 --> 00:55:44,120
‫که تموم خون‌ها رو نگه می‌داره

987
00:55:47,410 --> 00:55:49,410
‫تا این که جسد رو جا به جا کنی

988
00:55:49,410 --> 00:55:50,790
‫صحنه جرم رو درست کنی

989
00:55:52,280 --> 00:55:54,620
‫داستانی که می‌خوان رو بهشون بگی

990
00:55:58,040 --> 00:56:01,880
‫راستش همیشه خجالت می‌‌کشیدم
‫که اجراهای دبیرستان رو بازی کنم اما...

991
00:56:01,880 --> 00:56:03,740
‫ بالاخره استیج‌ـم رو پیدا کرده بود،

992
00:56:03,740 --> 00:56:06,620
‫و هربار که کسی رو دستگیر می‌کردم
‫انگار ایستاده برام کَف می‌زدن

993
00:56:06,620 --> 00:56:09,960
‫اینجا دیگه آخر خط‌ـه

994
00:56:10,870 --> 00:56:12,370
‫بحث جدی میشه

995
00:56:13,620 --> 00:56:16,540
‫اگه این پاکت رو بردارم
‫و از اینجا برم،

996
00:56:16,540 --> 00:56:21,540
‫فردا همین موقع،
‫سرش تو یه کیسه سوپرمارکت‌ـه

997
00:56:21,540 --> 00:56:24,450
‫بقیه‌ی جاهاش هم توی لجنزار خوک‌های
‫توی آپلوسس‌ـه

998
00:56:25,660 --> 00:56:28,250
‫حالا هم می‌خوام یه جواب واضح بهم بدی

999
00:56:29,370 --> 00:56:31,330
‫واقعاً‌ همچین چیزی می‌خوای؟

1000
00:56:32,000 --> 00:56:35,250
‫خیلی‌خب. زنم همش سرش تو گوشیش‌ـه
‫و برنامه‌های دوست‌یابی داره

1001
00:56:35,250 --> 00:56:36,750
‫واسه دوست‌پسر پیدا کردن‌ـه،
‫خب؟

1002
00:56:36,750 --> 00:56:40,000
‫وسط میون‌گذر به مدیرش
‫ که اهل پیکدیلی‌ـه کُس میده

1003
00:56:40,000 --> 00:56:41,810
‫و می‌خواد همه‌چی رو هم تصاحب کنه

1004
00:56:41,810 --> 00:56:45,450
‫نمی‌دونم تو محله‌ی شما اوضاع چطوریه
‫اما اینجاها

1005
00:56:45,450 --> 00:56:49,080
‫نمی‌تونی تلویوزیون و سگ
‫و کشتی یه مرد رو ازش بگیری

1006
00:56:49,080 --> 00:56:50,580
‫هیچ‌جوره نمیشه

1007
00:56:53,280 --> 00:56:55,040
‫اون جنده رو بکش

1008
00:56:55,040 --> 00:56:56,540
‫با کمال میل

1009
00:57:03,540 --> 00:57:05,450
‫عالیجناب...

1010
00:57:05,450 --> 00:57:09,750
‫یه شکارچی روان‌پریش
‫همیشه تهدیدی برای جامعه به حساب میاد

1011
00:57:09,750 --> 00:57:14,120
‫از طرف دیگه،
‫کسی که یک‌بار جنایتی رو از روی احساس

1012
00:57:14,120 --> 00:57:16,860
‫که توی قانون به «احساس ناگهانی» معروفه،
‫انجام میده،

1013
00:57:16,860 --> 00:57:21,620
‫مثل سایر اعضای جامعه
‫احتمال کمی داره که مرتکب اون جنایت بشه

1014
00:57:21,620 --> 00:57:24,000
‫توی این پرونده،
‫من این نیت

1015
00:57:24,000 --> 00:57:27,790
‫برای استخدام یک قاتل رو،

1016
00:57:27,790 --> 00:57:31,950
‫با این که در نهایت کسی آسیب ندیده،
‫یک جور «احساس ناگهانی»

1017
00:57:31,950 --> 00:57:34,580
‫به‌جای اقدام به‌ قتل از پیش طراحی شده،
‫توصیف می‌کنم

1018
00:57:34,580 --> 00:57:35,870
‫اعتراض دارم!

1019
00:57:35,870 --> 00:57:37,200
‫اعتراض وارد نیست

1020
00:57:37,200 --> 00:57:39,160
‫منتظر سوالات‌تون هستم

1021
00:57:39,160 --> 00:57:43,120
‫آقای جانسون،
‫قبلاً‌ شهادت دادین

1022
00:57:43,120 --> 00:57:46,200
‫که احساس کردین
‫این یک اقدام از پیش طراحی شده بوده،

1023
00:57:46,200 --> 00:57:49,040
‫یعنی این کارتون برای طرح این نقشه

1024
00:57:49,040 --> 00:57:52,830
‫و وادار کردن اون‌ها به کشیدن این برنامه‌ی‌ قتل،
‫از پیش طراحی شده بوده؟

1025
00:57:52,830 --> 00:57:56,410
‫ملاقات ما ناگهانی
‫و بدون برنامه‌ریزی قبلی نبود

1026
00:57:56,410 --> 00:58:01,120
‫نیت واضح بود.
‫نحوه‌ی تموم کردن کار هم با جزئیات بود.

1027
00:58:01,120 --> 00:58:05,330
‫خب اگه قصد وادار کردن نداشتین
‫چرا تحقیق می‌کردین؟

1028
00:58:05,330 --> 00:58:09,370
‫چرا لباس‌ مبدل می‌پوشیدین؟
‫تغییر چهره می‌دادین؟

1029
00:58:09,370 --> 00:58:13,120
‫حتماً، موکل من دیده که
‫توی موقعیت سختی‌ـه،

1030
00:58:13,120 --> 00:58:17,200
‫اما سوالی که از شما، آقای جانسون دارم
‫اینه که موقعیت‌های شما چی‌‌ان؟

1031
00:58:17,200 --> 00:58:18,540
‫اعتراض دارم عالیجناب

1032
00:58:18,540 --> 00:58:19,950
‫اعتراض وارده

1033
00:58:19,950 --> 00:58:22,330
‫چی رو دارین با این لباس‌های مبدل
‫ مخفی می‌کنین

1034
00:58:22,330 --> 00:58:23,700
‫کی رو می‌خواین فریب بدین؟

1035
00:58:23,700 --> 00:58:24,790
‫اگه ران بود چی‌کار می‌کرد؟

1036
00:58:24,790 --> 00:58:27,080
‫اعتراض دارم،
‫وکیل مدافع دارن شاهد رو آزاد میدن

1037
00:58:27,080 --> 00:58:29,870
‫وظیفه‌ی من تحلیل وقایع حول ملاقاتم نیست

1038
00:58:29,870 --> 00:58:33,000
‫وظیفه‌ی من اینه که توی اون موقعیت
‫با مشتری ملاقات کنم

1039
00:58:33,000 --> 00:58:36,450
‫نقاشی‌ای رو کامل می‌کنم
‫که قبلاً برای خودشون کشیدن.

1040
00:58:37,160 --> 00:58:40,000
‫کار من دادن فرصت‌های مجدد نیست

1041
00:58:45,290 --> 00:58:47,620
‫یه وسیله‌ی بازی آوردم

1042
00:58:47,620 --> 00:58:49,410
‫بهش می‌خوره جالب باشه

1043
00:58:49,410 --> 00:58:50,720
‫چی اون پشت داری؟

1044
00:58:50,720 --> 00:58:52,430
‫یه دست رو انتخاب کن

1045
00:58:52,950 --> 00:58:53,830
‫چپ

1046
00:58:54,180 --> 00:58:55,450
‫- باختی
‫- هی

1047
00:58:55,450 --> 00:58:56,660
‫لعنتی

1048
00:58:57,540 --> 00:58:58,620
‫اون دیگه واسه چیه؟

1049
00:59:00,200 --> 00:59:02,830
‫نظر خودت چیه؟
‫من یه زن تنهام

1050
00:59:02,830 --> 00:59:04,250
‫باید از خودم محافظت کنم

1051
00:59:04,250 --> 00:59:07,200
‫بعدش هم، اون همه صحبت درباره قتل
‫ترسوندتم

1052
00:59:07,910 --> 00:59:08,830
‫خیلی‌خب

1053
00:59:08,830 --> 00:59:11,910
‫مطمئن باش این قرار نیست برات امنیت بخره

1054
00:59:12,660 --> 00:59:14,080
‫خودت هم تفنگ داری

1055
00:59:14,830 --> 00:59:17,000
‫یکم فرق می‌کنه.
‫من حرفه‌ای‌ـم.

1056
00:59:17,360 --> 00:59:18,580
‫همم

1057
00:59:18,910 --> 00:59:21,950
‫حالا می‌خوای یادم بدی
‫چطوری باهاش کار کنم یا نه؟

1058
00:59:21,950 --> 00:59:24,330
‫همین حالا؟

1059
00:59:25,580 --> 00:59:27,400
‫مگه قرارداد نداشتیم

1060
00:59:27,400 --> 00:59:29,600
‫که هیچی بیرون اینجا اهمیت نداشته باشه؟

1061
00:59:31,450 --> 00:59:34,840
‫بالاخره یه وقتی می‌رسه
‫که مجبوریم از لونه‌ی عاشقانه‌مون بیایم بیرون

1062
00:59:34,840 --> 00:59:36,330
‫مگه نه؟

1063
00:59:36,330 --> 00:59:37,370
‫جدی؟

1064
00:59:46,760 --> 00:59:48,220
‫خیلی‌خب.
‫ریــدم.

1065
00:59:48,780 --> 00:59:50,420
‫سوژه‌ها خودشون رو درمان می‌کنن

1066
00:59:50,420 --> 00:59:52,040
‫چرا اینقدر سخت‌ـه؟

1067
00:59:52,040 --> 00:59:53,420
‫فقط تمرین می‌خواد

1068
00:59:53,420 --> 00:59:56,100
‫خب چرا یادم نمیدی جناب حرفه‌ای؟

1069
00:59:58,120 --> 00:59:59,790
‫خب،
‫این فاصله...

1070
00:59:59,790 --> 01:00:02,790
‫واسه توریست‌ها
‫و کساییه که میرن تعطیلات آخر هفته...

1071
01:00:10,620 --> 01:00:12,250
‫فاصله‌ی همیشگی من این‌ـه

1072
01:00:18,120 --> 01:00:20,040
‫خب وایسا.
‫حالا این رو گوش کن.

1073
01:00:20,040 --> 01:00:23,370
‫مگه ماه، عامل جزر و مد نیست؟

1074
01:00:23,370 --> 01:00:25,370
‫- آره
‫- بیشتر بدن ما رو هم آب تشکیل میده،

1075
01:00:25,370 --> 01:00:27,580
‫چطوری ماه کامل
‫روی آدم تاثیری نمی‌ذاره؟

1076
01:00:27,580 --> 01:00:29,580
‫بهش فکر کن

1077
01:00:29,580 --> 01:00:31,830
‫خب، از نظر فنی
‫این منطقی نیست

1078
01:00:31,830 --> 01:00:34,080
‫- چرا،‌ منطقی‌ـه
‫- نه

1079
01:00:34,080 --> 01:00:37,450
‫هلال ماه ربطی به جاذبه نداره

1080
01:00:37,450 --> 01:00:39,040
‫به سایه‌ها مربوط میشه

1081
01:00:39,040 --> 01:00:40,750
‫هلال فقط نشون میده که زمین

1082
01:00:40,750 --> 01:00:42,660
‫چقدر از رسیدن نور خورشید
‫به ماه رو گرفته

1083
01:00:42,660 --> 01:00:45,790
‫رابطه‌ی گرانشی بین ماه و زمین

1084
01:00:45,790 --> 01:00:47,760
‫یعنی بین این دوتا اجرام سیاره‌ای ثابت‌ـه

1085
01:00:47,760 --> 01:00:50,040
‫برای همین ممکنه ظاهر قمر
‫تو طول ماه تغییر کنه

1086
01:00:50,040 --> 01:00:53,290
‫اما چیزی تو زمین عوض نمیشه،
‫فهمیدی؟

1087
01:00:53,290 --> 01:00:57,910
‫خب.
‫نمی‌دونستم دوست‌پسرم نیل دگراس تایسون‌ـه.

1088
01:00:59,120 --> 01:01:01,120
‫باید ذهنت رو به چالش بکشم

1089
01:01:01,120 --> 01:01:03,040
‫- بریم برقصیم پسره‌ی سفید مِفید
‫- باشه

1090
01:01:38,290 --> 01:01:40,330
‫بیا گورمون رو بکنیم

1091
01:01:46,660 --> 01:01:48,910
‫ری.
‫بس کن رفیق.

1092
01:01:48,910 --> 01:01:50,700
‫مدیسن؟

1093
01:01:50,700 --> 01:01:52,000
‫گندش بزنن

1094
01:01:53,790 --> 01:01:55,870
‫- خیلی بهت زنگ زدم
‫- ری، بس کن

1095
01:01:55,870 --> 01:01:58,720
‫به گمونم دستت خیلی بند بود
‫و نتونستی جواب بدی

1096
01:01:59,660 --> 01:02:00,870
‫این دیگه کدوم خری‌ـه؟

1097
01:02:02,040 --> 01:02:03,120
‫دوست‌پسرشم

1098
01:02:03,700 --> 01:02:06,120
‫جداً؟
‫خب من هم شوهرشم

1099
01:02:06,120 --> 01:02:08,370
‫- ری، میشه لطفاً...
‫- میشه چی مدی؟

1100
01:02:08,370 --> 01:02:10,160
‫نه، خودت بهم بگو.
‫خودت بگو مدی.

1101
01:02:10,160 --> 01:02:11,980
‫- می‌خوای صمیمی بمونیم؟
‫- از دیدنت خوشحال شدم

1102
01:02:11,980 --> 01:02:13,870
‫من هم همینطور جناب دوست‌پسر!

1103
01:02:13,870 --> 01:02:15,410
‫مدیسنِ حال‌بهم‌زن!

1104
01:02:16,120 --> 01:02:17,830
‫- اصلاً حالا که اینطور شد...
‫- ری، ری!

1105
01:02:17,830 --> 01:02:21,080
‫نه، کارم تموم نشده.
‫ولم نکن دیگه

1106
01:02:21,080 --> 01:02:23,000
‫شوخی می‌کنم بچه‌ها

1107
01:02:23,000 --> 01:02:24,290
‫دست بردارین!

1108
01:02:24,290 --> 01:02:27,540
‫مگه یکم خوشگذرونی با دوست جدیدت جرم‌ـه؟

1109
01:02:27,540 --> 01:02:29,330
‫ری،
‫میشه دست از سرمون برداری؟

1110
01:02:29,330 --> 01:02:31,250
‫لعنت بهت مدیسن.
‫همینطوری رات رو نکش و برو.

1111
01:02:31,250 --> 01:02:33,290
‫- ری
‫- اینطوری رات رو نکش و برو

1112
01:02:33,290 --> 01:02:35,500
‫جنده‌ی نمک‌نشناس!
‫بیا اینجا ببینم!

1113
01:02:35,500 --> 01:02:37,790
‫- لعنتی
‫- معذرت‌خواهی کن مادرقحبه

1114
01:02:37,790 --> 01:02:40,200
‫آره،
‫گفت معذرت‌خواهی کن مادرقحبه

1115
01:02:41,370 --> 01:02:43,370
‫اون حرفه‌ای‌ـه.
‫راحت این کار رو می‌کنه.

1116
01:02:43,370 --> 01:02:44,750
‫نشونش بده

1117
01:02:48,200 --> 01:02:49,120
‫لعنتی

1118
01:02:52,950 --> 01:02:54,080
‫بیا بریم

1119
01:02:54,620 --> 01:02:55,700
‫تو چی حرفه‌ای‌ـه؟

1120
01:02:57,500 --> 01:02:59,160
‫آره.
‫توی عوضی بودن.

1121
01:03:00,000 --> 01:03:03,000
‫بدجور داری پله‌های ترقی رو طی می‌کنی،
‫مگه نه مدیسن؟

1122
01:03:03,000 --> 01:03:05,450
‫- باز همدیگه رو می‌بینیم حرفه‌ای
‫- بیا ری. بیا بریم

1123
01:03:05,450 --> 01:03:08,450
‫اصلاً گور باباتون.
‫لنگه‌ی همدیگه‌این.

1124
01:03:08,450 --> 01:03:10,870
‫- بس کن ری! بیا بریم...
‫- خفه‌خون بگیر!

1125
01:03:10,870 --> 01:03:12,250
‫اصلاً کارت خوب نیست رفیق!

1126
01:03:14,080 --> 01:03:16,620
‫باورم نمیشه که چقدر کارت محشر بود!

1127
01:03:16,620 --> 01:03:20,410
‫اصلاً...
‫حرف نداشتی

1128
01:03:20,410 --> 01:03:23,750
‫مرتیکه‌ی حق‌به‌جانت
‫تاحالا هیچوقت از رو نمیره

1129
01:03:24,790 --> 01:03:26,790
‫صورت‌ـش رو دیدی؟

1130
01:03:26,790 --> 01:03:29,660
‫- آره...
‫- همینطوری گذاشت و رفت

1131
01:03:33,450 --> 01:03:35,250
‫خیلی خفن بود

1132
01:03:37,910 --> 01:03:39,290
‫خب آقا خفن‌ـه

1133
01:03:39,290 --> 01:03:44,700
‫تاحالا هیشکی اینطوری پشتم در نیومده بود

1134
01:03:46,000 --> 01:03:47,200
‫خب

1135
01:03:53,790 --> 01:03:54,750
‫بیا

1136
01:03:54,750 --> 01:03:56,000
‫بهترین قرار دنیا

1137
01:03:57,950 --> 01:03:59,500
‫اوه

1138
01:03:59,500 --> 01:04:02,870
‫وای

1139
01:04:02,870 --> 01:04:04,040
‫چه خوبه

1140
01:04:04,040 --> 01:04:05,750
‫آره،
‫خیلی خوبه

1141
01:04:06,540 --> 01:04:11,660
‫انگار تو و ری واکنش‌های متفاوتی
‫نسبت به طلاق‌تون داشتین

1142
01:04:12,580 --> 01:04:13,950
‫برای من که واضح‌ـه

1143
01:04:13,950 --> 01:04:16,160
‫دست من نیست که
‫اون دیوونه‌بازی در میاره

1144
01:04:16,160 --> 01:04:17,660
‫خودت که دیدی چقدر دیوونه‌ـس

1145
01:04:17,660 --> 01:04:18,790
‫آره

1146
01:04:20,580 --> 01:04:22,660
‫ولی طلاق گرفتین دیگه؟

1147
01:04:24,250 --> 01:04:26,200
‫حلقه‌ای تو انگشت‌ـم می‌بینی؟

1148
01:04:27,290 --> 01:04:29,120
‫حلقه‌ای تو انگشت‌ـم می‌بینی؟

1149
01:04:29,700 --> 01:04:30,790
‫نه

1150
01:04:30,790 --> 01:04:32,120
‫دقیقاً

1151
01:04:35,040 --> 01:04:37,120
‫آخه چقدر احتمال داره

1152
01:04:37,120 --> 01:04:39,830
‫دقیقاً‌ همه‌مون بریم به یه کلوب؟

1153
01:04:39,830 --> 01:04:41,910
‫این سوالا رو واسه چی می‌پرسی؟

1154
01:04:43,910 --> 01:04:45,000
‫خیلی‌خب

1155
01:04:46,450 --> 01:04:47,660
‫من گند زدم

1156
01:04:48,410 --> 01:04:50,120
‫زدم زیر قراردادمون

1157
01:04:53,910 --> 01:04:59,700
‫اما با کمال میل وقتی که رسیدیم خونه
‫یه جدیدش رو امضا می‌کنم...

1158
01:05:09,790 --> 01:05:11,250
‫خیلی‌خب.
‫انگار ناراحتی.

1159
01:05:11,250 --> 01:05:16,040
‫ناراحت نیستم که روی یه آشغال اسلحه کشیدم

1160
01:05:16,040 --> 01:05:17,830
‫مسئله‌ی بزرگی نیست

1161
01:05:17,830 --> 01:05:20,220
‫منظورم اینه که تو تاحالا ندیدی

1162
01:05:20,220 --> 01:05:22,940
‫ببرمت جایی که دوستا
‫و معشوقه‌های قدیمی‌ـم اونجا باشن

1163
01:05:22,940 --> 01:05:24,500
‫باید رعایت کنیم

1164
01:05:24,500 --> 01:05:26,620
‫اتفاقی بود!

1165
01:05:26,620 --> 01:05:29,620
‫هی.
‫پشمام!

1166
01:05:29,620 --> 01:05:31,790
‫ببین کی اینجاس

1167
01:05:31,790 --> 01:05:33,580
‫فکر می‌کردم خودت باشی

1168
01:05:37,080 --> 01:05:38,290
‫چخبر؟

1169
01:05:38,290 --> 01:05:40,330
‫اومدم غذا بگیرم

1170
01:05:40,330 --> 01:05:43,160
‫داشتم میومدم بیرون دیدمت.
‫اصلاً‌ پشمام ریخت.

1171
01:05:43,160 --> 01:05:45,540
‫خیلی عجیبه.
‫واقعاً مسخره‌ـس.

1172
01:05:46,250 --> 01:05:48,580
‫می‌خوای من رو به دوستت معرفی کنی؟

1173
01:05:52,790 --> 01:05:54,660
‫- جسپر
‫- مدیسن

1174
01:05:54,660 --> 01:05:56,250
‫مدیسن

1175
01:05:56,250 --> 01:05:57,660
‫مدیسن؟

1176
01:05:59,000 --> 01:06:00,200
‫مدیسن...

1177
01:06:01,450 --> 01:06:04,290
‫قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟
‫خیلی به چشمم آشنایی

1178
01:06:04,870 --> 01:06:06,080
‫نه

1179
01:06:06,080 --> 01:06:08,160
‫نه،
‫گمون نکنم

1180
01:06:11,290 --> 01:06:13,910
‫حالا هرچی.
‫شاید بعداً‌ بفهمم...

1181
01:06:13,910 --> 01:06:15,830
‫شاید

1182
01:06:16,410 --> 01:06:19,410
‫خب. مزاحم دسر خوردن‌تون نمیشم

1183
01:06:19,410 --> 01:06:20,910
‫فقط اومدم یه سلامی بکنم

1184
01:06:21,580 --> 01:06:23,160
‫شب‌تون بخیر

1185
01:06:23,750 --> 01:06:26,040
‫آخرهفته‌ی خوبی داشته باشی

1186
01:06:26,040 --> 01:06:27,500
‫از دیدنت خوشحال شدم

1187
01:06:27,500 --> 01:06:28,620
‫خب دیگه

1188
01:06:28,620 --> 01:06:30,370
‫- خدافظ!
‫- خدافظ

1189
01:06:31,870 --> 01:06:33,790
‫اوه

1190
01:06:33,790 --> 01:06:36,410
‫به این میگن اتفاقی

1191
01:06:38,700 --> 01:06:40,040
‫طرف کی بود؟

1192
01:06:42,790 --> 01:06:45,910
‫قبلاً باهاش کار می‌کردم

1193
01:06:47,620 --> 01:06:54,040
‫پس شوهر سابق،
‫همکار سابق...

1194
01:06:55,880 --> 01:06:57,450
‫مساوی شدیم؟

1195
01:06:57,450 --> 01:06:58,620
‫نه

1196
01:06:58,900 --> 01:07:00,340
‫آره

1197
01:07:01,080 --> 01:07:02,790
‫دوباره قرارداد رو امضا می‌کنم

1198
01:07:15,830 --> 01:07:19,370
‫برنامه چیه؟ نه از قبل خبر دادین.
‫نه درموردش تحقیق کردم.

1199
01:07:19,760 --> 01:07:21,120
‫انگار لخت دارم میرم اونجا

1200
01:07:21,120 --> 01:07:23,600
‫سختی کارت همینجاس دیگه

1201
01:07:23,600 --> 01:07:26,120
‫هالووین تموم شد.
‫خبری از لباس مبدل نیست رفیق.

1202
01:07:26,120 --> 01:07:28,450
‫خیلی‌خب.
‫اطلاعات زیادی ازش پیدا نکردیم.

1203
01:07:28,450 --> 01:07:30,870
‫حتی واسه مجوز شنود سطح سه هم نشد بگیرم،

1204
01:07:30,870 --> 01:07:32,330
‫برای همین فقط صدا ضبط می‌کنیم

1205
01:07:32,330 --> 01:07:33,700
‫اسم‌ـش مایک‌ـه

1206
01:07:33,700 --> 01:07:35,870
‫داخل منتظره
‫و بهش می‌خوره یکم بی‌قرار باشه

1207
01:07:35,870 --> 01:07:38,000
‫هی!
‫داره ترسناک میشه.

1208
01:07:38,000 --> 01:07:40,120
‫اصلاً می‌دونیم طرف چه شکلی‌ـه؟

1209
01:07:40,120 --> 01:07:42,160
‫نه، اما گفته تنهایی نشسته

1210
01:07:42,160 --> 01:07:43,700
‫و «ناطور دشت» می‌خونه

1211
01:07:43,700 --> 01:07:46,040
‫که آمار نشون میده
‫هیچوقت نشونه‌ی خوبی نیست

1212
01:07:46,040 --> 01:07:47,790
‫مشکلی پیش نمیاد گری

1213
01:07:47,790 --> 01:07:49,160
‫برات عین آب خوردن می‌مونه

1214
01:07:49,160 --> 01:07:51,860
‫فقط یه بی‌خایه‌ی دیگه‌ـس
‫که خودش جرات نکرده کارش رو بکنه

1215
01:07:51,860 --> 01:07:53,060
‫از پسش برمیای جی

1216
01:07:54,040 --> 01:07:55,950
‫خیلی‌خب

1217
01:07:55,950 --> 01:07:57,250
‫صبحونه نوش جونت

1218
01:08:25,200 --> 01:08:26,250
‫مایک تویی؟

1219
01:08:26,250 --> 01:08:27,410
‫آره.
‫جود هم تویی؟

1220
01:08:27,410 --> 01:08:30,250
‫صورتت رو به جلو باشه!
‫برای حفاظت از خودت‌ـه.

1221
01:08:31,870 --> 01:08:35,370
‫خب، تعریف کن مایک
‫چه کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

1222
01:08:35,950 --> 01:08:37,500
‫- پس تو...
‫- آره

1223
01:08:40,910 --> 01:08:41,950
‫و آدم...

1224
01:08:41,950 --> 01:08:43,410
‫آره

1225
01:08:45,700 --> 01:08:47,580
‫خب بگو چی تو سرت می‌گذره

1226
01:08:47,580 --> 01:08:49,830
‫مگه این که واسه خوردن پنکیک اومده باشی

1227
01:08:51,290 --> 01:08:52,450
‫زن‌‌ـم

1228
01:08:56,120 --> 01:08:57,870
‫چی مدنظرت‌ـه؟

1229
01:08:57,870 --> 01:09:01,660
‫نظر خودت چیه؟
‫جنده امونم رو بریده

1230
01:09:02,950 --> 01:09:05,290
‫نمی‌تونم با دونستن این که

1231
01:09:06,370 --> 01:09:07,870
‫یا یکی دیگه‌ـس،
‫زندگی کنم

1232
01:09:09,620 --> 01:09:13,160
‫برای همین اومدم اینجا...
‫سراغ تو

1233
01:09:15,720 --> 01:09:18,120
‫خب من رو واسه چی می‌خوای؟

1234
01:09:18,120 --> 01:09:20,000
‫چرا خودت کارت رو نمی‌کنی؟

1235
01:09:20,620 --> 01:09:22,410
‫باور کن دلم می‌خواد

1236
01:09:23,700 --> 01:09:27,120
‫اما الان داریم از هم جدا میشیم

1237
01:09:27,950 --> 01:09:30,040
‫اینطوری مظنون اصلی میشم

1238
01:09:30,700 --> 01:09:35,000
‫برای همین باید ظاهرم بی‌نقص باشه،
‫عذرم بی‌نقص باشه

1239
01:09:37,040 --> 01:09:39,290
‫پس یعنی رسماً طلاق نگرفتین؟

1240
01:09:41,500 --> 01:09:43,660
‫به تو چه مربوط‌ـه؟

1241
01:09:45,250 --> 01:09:47,160
‫این رو هم یادم رفت بگم...

1242
01:09:47,160 --> 01:09:49,790
‫شاید یه تیر و دو نشون باشه

1243
01:09:50,120 --> 01:09:52,350
‫دوست‌پسر جدید داره

1244
01:09:52,820 --> 01:09:55,160
‫از اون دیوثای روزگاره

1245
01:09:56,790 --> 01:09:57,910
‫خب؟

1246
01:09:59,120 --> 01:10:02,080
‫اگه اون هم اونجا بود
‫می‌تونی دخل اون هم بیاری

1247
01:10:05,120 --> 01:10:07,080
‫مشکلی ندارم

1248
01:10:07,080 --> 01:10:08,700
‫فقط هزینه‌ـش بیشتر میشه

1249
01:10:08,700 --> 01:10:10,160
‫مشکلی نداری؟

1250
01:10:10,160 --> 01:10:12,750
‫نه،
‫گور بابای جفت‌شون

1251
01:10:13,870 --> 01:10:15,000
‫حله

1252
01:10:15,790 --> 01:10:16,950
‫پول رو آوردی؟

1253
01:10:17,750 --> 01:10:20,870
‫آره، همنیجاس.
‫باید واسه جفت‌شون کافی باشه.

1254
01:10:24,950 --> 01:10:28,000
‫یه درخواست مخصوص هم دارم

1255
01:10:30,450 --> 01:10:32,160
‫در خدمت‌ـم

1256
01:10:36,620 --> 01:10:40,580
‫وقتی این کار رو کردی
‫باید دلیلش رو بهش بگی

1257
01:10:41,950 --> 01:10:46,790
‫قبل این که اون کار رو بکنی
‫تو چشماش نگاه کن و بگو

1258
01:10:46,790 --> 01:10:48,870
‫«از طرف شوهر عزیزت»

1259
01:10:52,040 --> 01:10:54,790
‫می‌خوام آخرین حرفایی باشه
‫که می‌شنوه

1260
01:11:01,950 --> 01:11:03,580
‫می‌دونی چیه

1261
01:11:03,580 --> 01:11:05,910
‫شاید دوست‌پسره رو اشانتیتون برات کشتم

1262
01:11:07,000 --> 01:11:08,370
‫یعنی چی؟

1263
01:11:08,370 --> 01:11:10,750
‫چیه؟
‫خیلی ساده‌ـس

1264
01:11:10,750 --> 01:11:13,410
‫تو پول رو میدی.
‫بقیه‌ـش هم می‌سپاری به من.

1265
01:11:14,620 --> 01:11:16,410
‫خودم از پسش برمیام

1266
01:11:20,370 --> 01:11:21,410
‫چیشد یهو؟

1267
01:11:21,410 --> 01:11:24,370
‫نمی‌دونم.
‫یهو زد به سرش.

1268
01:11:24,370 --> 01:11:25,910
‫پیش میاد...

1269
01:11:25,910 --> 01:11:27,410
‫جدی؟

1270
01:11:31,330 --> 01:11:33,660
‫پیغام خودتون رو بگذارید

1271
01:11:34,750 --> 01:11:37,540
‫خب مدیسن،
‫اگه پیامم به دستت رسید، از خونه برو بیرون

1272
01:11:37,540 --> 01:11:39,760
‫خب؟ یه خبرایی درمورد ری به گوشم رسیده.
‫فقط...

1273
01:11:42,660 --> 01:11:43,750
‫این دیگه چه کسشری بود؟

1274
01:11:43,750 --> 01:11:45,200
‫- چی؟
‫- چی؟

1275
01:11:45,200 --> 01:11:48,290
‫منظورت چیه که چی؟
‫طرف همینطوری گذاشت و رفت؟

1276
01:11:48,290 --> 01:11:50,660
‫چمیدونم.
‫هول کرد.

1277
01:11:50,660 --> 01:11:52,040
‫همش که موفقیت‌آمیز نیست

1278
01:11:52,040 --> 01:11:55,450
‫با این طرز حرف زدن معلومه که نه.
‫اگه مضطرب بودن باید آروم‌شون کنی.

1279
01:11:55,450 --> 01:11:58,290
‫از نظر من داری یکم بی‌دقت میشی

1280
01:12:00,700 --> 01:12:02,080
‫شاید

1281
01:12:04,290 --> 01:12:08,250
‫هی، می‌خواستم درمورد اون شب
‫باهات حرف بزنم...

1282
01:12:09,080 --> 01:12:11,660
‫جدی؟
‫چی بگی؟

1283
01:12:14,290 --> 01:12:15,250
‫دختره رو میگی؟

1284
01:12:15,250 --> 01:12:19,260
‫می‌فهمم بابا.
‫همه‌ـش با عقل جور در میاد.

1285
01:12:19,260 --> 01:12:20,540
‫مشکلی نداره.

1286
01:12:20,540 --> 01:12:23,100
‫من هم به اندازه‌ی خودم
‫با مظنون‌ها خوابیدم.

1287
01:12:23,100 --> 01:12:25,790
‫مسئله‌ی خاصی نیست.
‫خوشحال هم شدم.

1288
01:12:25,790 --> 01:12:28,830
‫یهویی هم رو دیدیم.
‫خب؟

1289
01:12:28,830 --> 01:12:32,420
‫فقط داشت ازم تشکر می‌کرد
‫که به سمت درستی هدایت‌ـش کردم

1290
01:12:32,420 --> 01:12:34,600
‫مطمئنم همینطوره

1291
01:12:35,830 --> 01:12:38,750
‫فقط نمی‌خوام برداشت غلطی پیش بیاد

1292
01:12:39,120 --> 01:12:40,480
‫گری...

1293
01:12:40,950 --> 01:12:42,660
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

1294
01:12:45,250 --> 01:12:46,700
‫وایسا،
‫وایسا...

1295
01:12:47,790 --> 01:12:50,580
‫فقط یه بار دیگه بهم بگو.
‫گفتی واسه کشتنم آدم اجیر کرده؟

1296
01:12:50,580 --> 01:12:53,080
‫آره!
‫می‌خواست من رو اجیر کنه!

1297
01:12:53,080 --> 01:12:55,080
‫چیش رو نمی‌فهمی؟
‫باید بریم

1298
01:12:55,660 --> 01:12:57,950
‫- رو در رو دیدت؟
‫- آره

1299
01:12:58,830 --> 01:13:01,450
‫- و می‌دونه چی‌کار می‌کنی؟
‫- آره

1300
01:13:03,680 --> 01:13:05,940
‫خب می‌خوای من رو بکشی؟

1301
01:13:07,080 --> 01:13:08,200
‫چی داری میگی؟

1302
01:13:08,790 --> 01:13:10,660
‫می‌خوای من رو بکشی؟

1303
01:13:12,080 --> 01:13:13,120
‫نه

1304
01:13:14,450 --> 01:13:16,750
‫پس لازم نیست نگران چیزی باشم

1305
01:13:21,660 --> 01:13:23,450
‫ممکنه خودش بیاد سراغت

1306
01:13:23,450 --> 01:13:25,160
‫نه،
‫نمیاد

1307
01:13:26,370 --> 01:13:27,700
‫نمیاد.
‫نمیاد.

1308
01:13:28,950 --> 01:13:33,410
‫خب، از هیئت منصفه‌ی امروزی می‌پرسم،
‫حکم‌تون چیه؟

1309
01:13:35,700 --> 01:13:38,540
‫تصمیم‌مون حبس ابد بدون عفو مشروط‌ـه

1310
01:13:39,450 --> 01:13:41,580
‫چقدر هم امروزی

1311
01:13:41,580 --> 01:13:43,580
‫چطوری به این نتیجه رسیدین؟

1312
01:13:43,580 --> 01:13:47,660
‫خب، با این که احساس کردیم این شخص
‫مرتکب عمل شنیعی شده،

1313
01:13:47,660 --> 01:13:50,700
‫فکر نمی‌کنیم که اعدام‌ کردن‌ـش
‫دستاورد خاصی داشته باشه

1314
01:13:50,700 --> 01:13:53,290
‫و فقط باعث درد و رنج بیشتر میشه

1315
01:13:53,290 --> 01:13:54,250
‫خیلی‌خب

1316
01:13:54,910 --> 01:13:57,000
‫این یه مثال خوب از سیستم قضایی‌ـه

1317
01:13:57,000 --> 01:14:00,040
‫که برای پاسخگویی به خواسته‌ی شهروندان‌ـش
‫طراحی شده

1318
01:14:00,040 --> 01:14:04,540
‫حالا برگردیم به دوران
‫دوستان عصر حجرمون

1319
01:14:04,540 --> 01:14:08,040
‫۲۵ هزار سال پیش،
‫که اوضاع خیلی فرق می‌کرد

1320
01:14:08,040 --> 01:14:09,450
‫هیئت منصفه‌ای نبود

1321
01:14:09,450 --> 01:14:11,410
‫سسیتم قضایی رسمی‌ای نبود

1322
01:14:11,410 --> 01:14:13,750
‫شما یه جامعه‌ی چادرنشینین

1323
01:14:13,750 --> 01:14:16,620
‫حالا می‌خواین با این مشکل
‫چطوری برخورد کنین؟

1324
01:14:16,620 --> 01:14:20,540
‫این خطر اساسی
‫در قالب یه رهبر دیوونه

1325
01:14:20,540 --> 01:14:22,120
‫که به قبایل دیگه هجوم می‌بره؟

1326
01:14:22,120 --> 01:14:24,790
‫می‌کُشه.
‫تجاوز می‌کنه. غارت می‌کنه.

1327
01:14:24,790 --> 01:14:27,700
‫انگار قراره همه‌تون رو به کشتن بده

1328
01:14:28,220 --> 01:14:29,700
‫چه انتخاب‌هایی دارین؟

1329
01:14:29,700 --> 01:14:31,700
‫ایده‌های متفاوتی داریم

1330
01:14:31,700 --> 01:14:33,450
‫بعضی‌هامون میگیم باید تبعید شه...

1331
01:14:33,450 --> 01:14:36,330
‫ابزار تبعید کردن‌ـش رو نداریم.
‫باید سوار قایق بکنیم‌ـش؟

1332
01:14:36,330 --> 01:14:37,660
‫اکثریت‌مون...

1333
01:14:38,700 --> 01:14:40,410
‫می‌خوایم که حذف شه

1334
01:14:40,880 --> 01:14:43,800
‫هرکاری که لازم‌ باشه
‫برای بقامون می‌کنیم

1335
01:14:43,800 --> 01:14:46,950
‫وای.
‫با جرن در نیفتین.

1336
01:14:46,950 --> 01:14:48,620
‫خب چطور این مشکل رو حل می‌کنین؟

1337
01:14:48,620 --> 01:14:50,000
‫اعدام

1338
01:14:50,790 --> 01:14:52,250
‫بی‌رحمانه‌ـس

1339
01:14:53,290 --> 01:14:56,450
‫اما به لحاظ تاریخی
‫احتمالاً‌ تصمیم درستی‌ـه

1340
01:14:56,450 --> 01:14:59,500
‫اخیراً مطالعات زیادی
‫روی این موضوع انجام شده

1341
01:14:59,500 --> 01:15:02,910
‫و تفکر جدید اینه که
‫اینجور کشتارهای هدفمند

1342
01:15:02,910 --> 01:15:06,620
‫از چیزی که قبلاً تصور می‌شد، نقش بزرگ‌تری رو
‫ توی تکامل اجتماعی‌مون بازی کرده

1343
01:15:06,620 --> 01:15:11,200
‫این انگیزه برای از بین بردن
‫نیروهای بی‌ثبات‌کننده

1344
01:15:11,200 --> 01:15:15,910
‫احتمالاً یه رشته‌ی تاریک
‫توی دی‌‌ان‌ای تاریخی‌مون‌ـه

1345
01:15:15,910 --> 01:15:18,520
‫قبلاً عقیده این بود که
‫این کشتارها اهداف دوگانه‌ای داشتند.

1346
01:15:18,520 --> 01:15:21,410
‫نه تنها از همبستگی و هنجارهای اجتماعی
‫محافطت می‌کرد

1347
01:15:21,410 --> 01:15:25,250
‫بلکه اون ویژگی خشن و سرکش رو

1348
01:15:25,250 --> 01:15:27,540
‫از ژن‌مون حذف کرد

1349
01:15:27,540 --> 01:15:29,950
‫ببخشید.
‫از کی تاحالا استاد اینقدر جذاب شده؟

1350
01:15:29,950 --> 01:15:31,250
‫همین رو بگو

1351
01:15:31,640 --> 01:15:35,460
‫بعد از ظهر امروز
‫این آمارهای مقایسه‌ای رو می‌بری پایگاه؟

1352
01:15:38,450 --> 01:15:39,870
‫از جسد خبر دارن؟

1353
01:15:39,870 --> 01:15:41,870
‫نه، هنوز فرصت نشده
‫که بهشون بگم

1354
01:15:41,870 --> 01:15:43,290
‫کدوم جسد؟

1355
01:15:43,290 --> 01:15:44,370
‫اون خانمه رو یادته

1356
01:15:44,370 --> 01:15:46,410
‫که می‌خواست شوهرش رو بکشه
‫و ما ولش کردیم؟

1357
01:15:46,410 --> 01:15:48,080
‫نه،
‫اون ولش کرد

1358
01:15:48,080 --> 01:15:50,500
‫مدیسن فیگئورا مسترز.

1359
01:15:50,500 --> 01:15:52,000
‫همونی که اسمت ران بود

1360
01:15:52,000 --> 01:15:54,120
‫آره،
‫جنازه شوهرش رو پیدا کردیم

1361
01:15:56,250 --> 01:15:58,620
‫جانم؟ چیشده؟
‫کجا؟

1362
01:15:58,620 --> 01:16:01,700
‫جسدش توی «کبج الی»
‫توی جاده‌ی «شف منتور» پیدا کردیم

1363
01:16:01,700 --> 01:16:03,560
‫احتمالاً معامله موادشون خوب پیش نرفته

1364
01:16:03,560 --> 01:16:06,250
‫یه گلوله خورده آئورتش.
‫یه گلوله‌ی ۳۸ میلی‌متری.

1365
01:16:14,450 --> 01:16:15,290
‫گری؟

1366
01:16:18,290 --> 01:16:20,580
‫آره.
‫وقتی داشتم درموردش تحقیق می‌کردم،

1367
01:16:20,580 --> 01:16:23,750
‫انگار مشکلات اعتیاد زیادی داشت...

1368
01:16:26,120 --> 01:16:27,540
‫مظنونی نداریم؟

1369
01:16:27,540 --> 01:16:30,200
‫نه راستش.
‫انگار بیرون یه میکده به اسم ویرگو

1370
01:16:30,200 --> 01:16:31,620
‫با زنش بحث‌ـش شده

1371
01:16:31,620 --> 01:16:34,440
‫و اون پسره که همراه دختره بوده
‫روش اسحله کشیده

1372
01:16:35,750 --> 01:16:36,950
‫پسره رو شناسایی نکردیم؟

1373
01:16:37,540 --> 01:16:38,500
‫نه هنوز

1374
01:16:41,750 --> 01:16:45,160
‫شاید دوست‌پسر جدیدش بود

1375
01:16:46,200 --> 01:16:49,120
‫باید بریم پسره رو پیدا کنیم،
‫باهاش حرف بزنیم؟

1376
01:16:49,120 --> 01:16:50,790
‫ایده‌ی خوبی‌ـه

1377
01:16:50,790 --> 01:16:52,250
‫چیزی پیدا کردین خبر کنین

1378
01:16:52,250 --> 01:16:56,080
‫به‌نظرم من و جانسون
‫باید با هم روش کار کنیم

1379
01:16:56,080 --> 01:16:58,430
‫اشکالی نداره اون رو هم بیارم؟

1380
01:16:59,250 --> 01:17:00,080
‫نه

1381
01:17:00,080 --> 01:17:01,700
‫تو مشکلی نداری گری؟

1382
01:17:04,250 --> 01:17:05,700
‫نه

1383
01:17:34,250 --> 01:17:35,370
‫چی‌کار می‌کنی؟

1384
01:17:35,370 --> 01:17:37,290
‫دنبال دوست‌پسره می‌گردم

1385
01:17:43,450 --> 01:17:45,160
‫وای!
‫پیداش کردم!

1386
01:17:45,160 --> 01:17:46,830
‫پشمام!
‫چقدر کارم خوبه

1387
01:17:46,830 --> 01:17:49,290
‫بس کن!
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

1388
01:17:49,290 --> 01:17:52,580
‫ببین،
‫به کسی نمیگم

1389
01:17:52,580 --> 01:17:53,700
‫چی رو بگی؟

1390
01:17:53,700 --> 01:17:56,240
‫خب باز هم اتفاقی هم رو دیدیم.
‫دلیل نمیشه دوست‌پسرش باشم.

1391
01:17:56,240 --> 01:17:57,750
‫دلیل نمیشه ربطی به من داشته باشه.

1392
01:17:57,750 --> 01:17:59,080
‫هی، هی

1393
01:17:59,080 --> 01:18:01,250
‫چرا جبهه می‌گیری؟

1394
01:18:01,250 --> 01:18:04,160
‫کسی تو رو متهم نکرده

1395
01:18:04,160 --> 01:18:08,500
‫فقط می‌خوام بدونم
‫این یارو رو می‌شناختی؟

1396
01:18:09,410 --> 01:18:10,870
‫قیافه‌ـش آشنا نیست؟

1397
01:18:13,040 --> 01:18:16,160
‫آره، همونی‌ـه که
‫ازز رستوران فرار کرد

1398
01:18:16,160 --> 01:18:18,330
‫اسم‌ـش چی بود؟
‫مایک؟

1399
01:18:18,330 --> 01:18:21,540
‫ری.
‫شوهر مدیسن‌‌ـه.

1400
01:18:21,540 --> 01:18:22,660
‫درسته؟

1401
01:18:25,120 --> 01:18:26,290
‫درسته

1402
01:18:27,700 --> 01:18:30,540
‫راستش برگشتم و
‫یه بار دیگه به حرفاتون گوش کردم

1403
01:18:30,540 --> 01:18:36,080
‫و اصلاً‌ یه برداشت متفاوتی داشتم

1404
01:18:36,080 --> 01:18:40,410
با اون جمله درمورد دوست‌پسرش
‫می‌دونستی دقیقاً چطوری بری رو مخش

1405
01:18:40,410 --> 01:18:41,330
‫نه؟

1406
01:18:41,330 --> 01:18:43,160
‫می‌خوای به کجا برسی؟

1407
01:18:45,700 --> 01:18:47,950
‫هیچی.
‫فقط...

1408
01:18:47,950 --> 01:18:50,540
‫هی، ببین، ما دوست همدیگه‌ایم،
‫خب گری؟

1409
01:18:50,540 --> 01:18:52,330
‫بذار یه چیزی بهت بگم

1410
01:18:52,330 --> 01:18:57,120
‫تو این سال‌ها
‫یاد گرفتم که با دماغم

1411
01:18:57,120 --> 01:19:01,700
‫حد‌س‌هام رو بو بکشم
‫و معمولاً‌ هم به نتایج جالبی ‌می‌رسم

1412
01:19:03,290 --> 01:19:04,540
‫نتایج ارزشمند

1413
01:19:05,120 --> 01:19:06,500
‫چیزی فهمیدی به من هم بگو

1414
01:19:08,830 --> 01:19:09,870
‫شاید بگم

1415
01:19:11,500 --> 01:19:12,950
‫خب دیگه...

1416
01:19:14,080 --> 01:19:15,950
‫فکر نکنم چیزی اینجا باشه

1417
01:19:22,410 --> 01:19:23,830
‫ترسوندیم

1418
01:19:25,160 --> 01:19:26,290
‫سلام

1419
01:19:29,290 --> 01:19:31,000
‫چرا اینطوری داری نگام می‌کنی؟

1420
01:19:32,160 --> 01:19:33,620
‫چطوری؟

1421
01:19:33,620 --> 01:19:36,120
‫یه‌طوری که انگار مشکلی پیش اومده؟

1422
01:19:36,120 --> 01:19:38,000
‫پیش نیومده؟

1423
01:19:40,250 --> 01:19:42,080
‫اتفاق غیرطبیعی‌‌ای رخ نداده؟

1424
01:19:42,870 --> 01:19:44,540
‫چی‌کار داری می‌‌کنی؟

1425
01:19:44,540 --> 01:19:46,580
‫ببین ران،
‫واسه این کارا خیلی زوده

1426
01:19:46,580 --> 01:19:48,200
‫خبر رِی به گوشت رسیده؟

1427
01:19:50,790 --> 01:19:52,620
‫که مُرده؟

1428
01:19:52,620 --> 01:19:53,750
‫آره

1429
01:19:54,950 --> 01:19:56,410
‫تو از کجا فهمیدی؟

1430
01:19:56,410 --> 01:19:57,870
‫می‌دونم دیگه

1431
01:19:58,950 --> 01:20:03,540
‫اصلاً‌ می‌خواستی بهم بگی؟
‫یا فکر نمی‌کردی اصلاً بحث‌ـش بشه؟

1432
01:20:03,540 --> 01:20:05,250
‫چرا اما کی بهت گفته؟

1433
01:20:07,000 --> 01:20:08,950
‫این تو حوزه‌‌ی منه

1434
01:20:08,950 --> 01:20:11,330
‫به بی‌سیم پلیس‌ها گوش می‌کنم

1435
01:20:11,330 --> 01:20:13,620
باید بدونم کی تو این شهر کشته میشه

1436
01:20:15,450 --> 01:20:18,330
‫خواستم ببینم حالت چطوره
‫چون به‌طرز عجیبی حالت خوبه

1437
01:20:18,330 --> 01:20:20,290
‫معلوم بود که بهت می‌گفتم

1438
01:20:22,870 --> 01:20:25,870
‫فقط هنوز نتونستم خودم هضم‌ـش کنم

1439
01:20:28,250 --> 01:20:30,330
‫واقعاً نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

1440
01:20:30,330 --> 01:20:33,450
‫راستش موقعیت عجیبی‌ـه

1441
01:20:33,450 --> 01:20:36,370
‫الان باید نقش بیوه‌های داغدار رو بازی کنم؟

1442
01:20:36,370 --> 01:20:39,620
‫خب بلد نیستم وانمود کنم

1443
01:20:40,950 --> 01:20:43,000
‫آدم خوبی بود؟
‫نه

1444
01:20:43,790 --> 01:20:47,080
‫دوستش داشتم؟
‫خب دوستش که داشتم...

1445
01:20:48,620 --> 01:20:51,000
‫هرکی یه‌جوری عزاداری می‌کنه

1446
01:20:53,200 --> 01:20:57,040
‫فقط می‌خوام بدونم.
‫تو ربطی به این قضیه نداشتی؟

1447
01:20:57,040 --> 01:21:00,450
‫چرا باید ربطی به من داشته باشه؟

1448
01:21:00,450 --> 01:21:02,370
‫با چه انگیزه‌ای؟
‫فکر کردی...

1449
01:21:02,370 --> 01:21:05,700
‫من بودم که اول کار
‫از کشتن‌ـش منصرفت کردم، یادت رفته؟

1450
01:21:05,700 --> 01:21:07,540
‫فکر کردی همینطوری راه میرم

1451
01:21:07,540 --> 01:21:09,360
‫و بدون گرفتن پول آدما رو می‌کشم؟

1452
01:21:09,360 --> 01:21:10,780
‫باشه بابا

1453
01:21:12,160 --> 01:21:13,700
‫فقط باید می‌پرسیدم

1454
01:21:17,750 --> 01:21:19,120
‫ببخشید

1455
01:21:22,700 --> 01:21:24,290
‫اشکالی نداره...

1456
01:21:25,870 --> 01:21:27,370
‫متوجهم

1457
01:21:34,080 --> 01:21:35,410
‫بیا بغلم

1458
01:21:38,790 --> 01:21:40,540
‫خیلی خوشحالم که اینجایی

1459
01:21:40,540 --> 01:21:41,830
‫منم همینطور

1460
01:21:44,370 --> 01:21:46,290
‫چیشد؟

1461
01:21:46,290 --> 01:21:48,080
‫پلیس بهت زنگ زد؟

1462
01:21:48,080 --> 01:21:50,120
‫آره

1463
01:21:50,120 --> 01:21:53,330
‫چی میگن؟
‫کسی رو نگرفتن؟ مظنونی ندارن؟

1464
01:21:54,540 --> 01:21:58,660
‫فکر می‌کردن داشتن مواد معامله می‌کردن.
‫بهش تیر زدن.

1465
01:22:02,200 --> 01:22:03,700
‫من خیلی می‌ترسم

1466
01:22:03,700 --> 01:22:05,700
‫می‌دونم

1467
01:22:05,700 --> 01:22:07,200
‫خیلی عجیب‌ـه،

1468
01:22:09,370 --> 01:22:10,830
‫یهو از همه‌جا بی‌خبر

1469
01:22:14,540 --> 01:22:17,370
‫اما لازم نیست بترسی.
‫چرا باید بترسی؟

1470
01:22:20,980 --> 01:22:22,600
‫چون من کشتمش

1471
01:22:28,790 --> 01:22:30,370
‫تو کشتیش؟

1472
01:22:30,950 --> 01:22:31,870
‫آره

1473
01:22:34,160 --> 01:22:36,120
‫چرا باید همچین کاری بکنی؟

1474
01:22:37,250 --> 01:22:39,700
‫خودت بهم گفتی.
‫گفتی می‌خواد من رو بکشه!

1475
01:22:40,830 --> 01:22:43,700
‫خب اون خواسته حمله کنه.
‫تو باید از خودت دفاع می‌کردی.

1476
01:22:44,290 --> 01:22:47,250
‫- عملاً...
‫- عملاً چی؟ چی‌کار داشته می‌کرده؟

1477
01:22:47,250 --> 01:22:50,950
‫یا بی‌هوش بوده
‫یا خواب.

1478
01:22:51,660 --> 01:22:53,410
‫اون‌وقت تو کُشتیش؟

1479
01:22:53,410 --> 01:22:54,660
‫آره

1480
01:22:54,660 --> 01:22:57,160
‫یه داستان سر هم کردم،
‫اونا هم باورشون شده

1481
01:22:57,160 --> 01:22:59,160
‫وای خدا

1482
01:22:59,160 --> 01:23:02,910
‫وای خدا!

1483
01:23:03,870 --> 01:23:05,660
‫حالا چرا اینطوری می‌کنی؟

1484
01:23:05,660 --> 01:23:07,920
‫- خودت که همیشه از این کارا می‌کنی
‫- من از این کارا نمی‌کنم

1485
01:23:07,920 --> 01:23:11,040
‫تاحالا این کار رو نکردم.
‫تاحالا کسی رو نکشتم.

1486
01:23:11,040 --> 01:23:13,180
‫چی داری میگی؟

1487
01:23:13,180 --> 01:23:15,380
‫من یه آدم‌کش قلابی‌ام

1488
01:23:16,580 --> 01:23:20,950
‫واسه همین ننداختمت هلفدونی.
‫برای همین ندادم دستگیرت کنن.

1489
01:23:20,950 --> 01:23:24,580
‫چون یه عملیات مخفیانه بود

1490
01:23:24,580 --> 01:23:26,120
‫تو پلیسی؟

1491
01:23:26,120 --> 01:23:27,830
‫نه من...

1492
01:23:31,080 --> 01:23:34,380
‫تو دانشگاه درس میدم.
‫این قضیه آدم‌کشی، یه نمایش پاره‌وقته

1493
01:23:34,380 --> 01:23:35,960
‫که از کنترل خارج شده

1494
01:23:35,960 --> 01:23:39,000
‫پس تمام این مدت
‫داشتی بهم دروغ می‌گفتی؟

1495
01:23:42,160 --> 01:23:43,820
‫گیر کرده بودم

1496
01:23:45,120 --> 01:23:48,370
‫نمی‌خواستم از دستت بدم،
‫تو هم اول با ران آشنا شده بودی

1497
01:23:48,370 --> 01:23:50,160
‫از ران هم خوشت اومده بود...

1498
01:23:50,910 --> 01:23:54,250
‫خودم هم خوشم اومده بود.
‫نمی‌خواستم گری رو بهت نشون بدم.

1499
01:23:54,250 --> 01:23:55,950
‫گری دیگه کدوم خریه؟

1500
01:23:56,950 --> 01:23:57,870
‫من گری‌ام

1501
01:23:58,700 --> 01:24:00,200
‫حتی اسمت رو هم نمی‌دونم؟

1502
01:24:00,200 --> 01:24:02,040
‫اسم واقعی‌ـم گری جانسون‌ـه

1503
01:24:03,790 --> 01:24:05,830
‫- گری؟
‫- می‌دونم

1504
01:24:07,940 --> 01:24:09,040
‫ببخشید

1505
01:24:09,040 --> 01:24:11,250
‫- دفعه سومه زنگ زدن
‫- وای

1506
01:24:12,040 --> 01:24:15,870
‫حتما یه اتفاقی افتاده.
‫احتمالاً یه موقعیت...

1507
01:24:15,870 --> 01:24:17,450
‫سلام،
‫چه‌‌خبر کلاود؟

1508
01:24:17,450 --> 01:24:20,620
‫کجایی گری؟
‫همین حالا باید برگردی اداره.

1509
01:24:20,620 --> 01:24:22,790
‫- الان؟
‫- آره، الان

1510
01:24:22,790 --> 01:24:25,880
‫اطلاعات جدیدی درمورد این
‫مدیسن مسترز به دست‌مون رسیده

1511
01:24:27,910 --> 01:24:29,830
‫باشه.
‫الان میام.

1512
01:24:30,790 --> 01:24:32,290
‫ببخشید

1513
01:24:32,290 --> 01:24:35,620
‫باید خیلی زود بهش رسیدگی کنم
‫بعدش هم زودی برمی‌گردم...

1514
01:24:35,620 --> 01:24:36,700
‫برنگرد

1515
01:24:38,080 --> 01:24:41,450
‫فقط برو،
‫اسمت هرچی که هست

1516
01:24:44,290 --> 01:24:47,950
‫شاید وقتی وارد شدم ران بودم
‫اما وقتی خارج شدم، گری بودم

1517
01:24:52,910 --> 01:24:55,040
‫جانسون اومده!
‫فیل، بیا اتاق جلسه.

1518
01:24:57,870 --> 01:24:59,660
‫فقط صبر کن تا بشنوی

1519
01:24:59,660 --> 01:25:02,000
‫هی!
‫چه خوشتیپ شدی گری.

1520
01:25:09,000 --> 01:25:10,450
‫خوشحالم تونستی بیای

1521
01:25:12,830 --> 01:25:15,830
‫تازه داره معلوم میشه
‫که چقدر اشتباه کردیم

1522
01:25:15,830 --> 01:25:19,080
‫الان مدیسن فیگئورا
‫مظنون شماره یک‌مون‌ـه

1523
01:25:20,580 --> 01:25:21,950
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

1524
01:25:22,540 --> 01:25:23,500
‫بشین

1525
01:25:25,330 --> 01:25:27,410
‫بهش بگو چی پیدا کردیم

1526
01:25:27,410 --> 01:25:28,450
‫حدوداً شیش ماه پیش

1527
01:25:28,450 --> 01:25:31,120
‫ری مسترز بیمه‌نامه‌ی عمرش رو

1528
01:25:31,120 --> 01:25:32,790
‫به یه میلیون دلار رسوند

1529
01:25:33,830 --> 01:25:38,120
‫بیمه‌ای که تنها وارث‌ـش رو
‫همسرش معرفی کرده

1530
01:25:38,120 --> 01:25:39,080
‫همم

1531
01:25:39,080 --> 01:25:41,790
‫این تغییر پول بیمه، قبل از روزی بوده
‫ که خواست تو رو استخدام کنه

1532
01:25:41,790 --> 01:25:44,870
‫اما بخش جنایی فکر می‌کنه که
‫احتمالاً ربطی بین‌شون هست

1533
01:25:44,870 --> 01:25:47,950
‫شاید بعد از ملاقات تو
‫یکی دیگه رو وادار به این کار کرده

1534
01:25:47,950 --> 01:25:49,290
‫یا اصلاً خودش اون رو کشته

1535
01:25:49,290 --> 01:25:50,940
‫وقتی یکی رو ول کنی بره
‫اینطوری میشه

1536
01:25:50,940 --> 01:25:52,060
‫الان دیگه فایده نداره

1537
01:25:52,060 --> 01:25:54,200
‫اون هم مربوط به خیلی وقت پیش میشه

1538
01:25:55,950 --> 01:26:00,000
‫گری، بعد از اون روز توی رستوران «پلیز یو»
‫دیگه باهاش حرف زدی؟

1539
01:26:00,000 --> 01:26:03,450
‫چرا راستش،
‫زدم.

1540
01:26:03,450 --> 01:26:05,750
‫جدی؟
‫کِی؟

1541
01:26:05,750 --> 01:26:08,200
‫تو کافه «تدز فراستاپ» یهو همدیگه رو دیدیم

1542
01:26:08,200 --> 01:26:11,700
‫به‌خاطر این که بهش کمک کردم ازم تشکر کرد،
‫این که نصیحت‌ـش کردم.

1543
01:26:12,250 --> 01:26:14,700
‫راستش اون شب تو رو هم دیدم

1544
01:26:14,700 --> 01:26:16,160
‫تو هم باهاش حرف زدی

1545
01:26:18,200 --> 01:26:19,500
‫تو هم باهاش حرف زدی؟

1546
01:26:22,500 --> 01:26:24,500
‫نفهمیدم اون بود

1547
01:26:24,500 --> 01:26:26,580
‫آره،
‫مدیسن بود

1548
01:26:30,410 --> 01:26:33,750
‫خب،‌ به نظرت ممکنه که
‫نقشی تو این قتل داشته باشه؟

1549
01:26:35,290 --> 01:26:38,500
‫خب همیشه احتمال‌ـش هست
‫اما بعید می‌دونم

1550
01:26:38,500 --> 01:26:42,450
‫بهش می‌خورد خوشحال باشه.
‫شوهرش رو ترک کرده بود.

1551
01:26:42,450 --> 01:26:43,910
‫واسه خودش خونه گرفته بود

1552
01:26:45,620 --> 01:26:47,660
‫بهش می‌خورد که
‫خیلی حال‌ـش خوب باشه

1553
01:26:50,200 --> 01:26:52,120
‫خب باید چی‌‌کار کنیم بچه‌ها؟

1554
01:26:54,240 --> 01:26:57,800
‫هروقت بخوایم می‌تونیم
‫ازش بازجویی کنیم

1555
01:26:57,800 --> 01:27:00,020
‫احتمالاً‌ وکیل می‌گیره
‫و لال میشه،

1556
01:27:00,020 --> 01:27:01,620
‫اگه هم واقعاً کار خودش باشه

1557
01:27:01,620 --> 01:27:04,370
‫احتمالاً‌ تا الان
‫کلی دروغ و بهونه جور کرده

1558
01:27:04,370 --> 01:27:08,370
‫به‌نظرم همین یه فرصت رو داریم
‫که حقیقت رو از زیر زبونش بکشیم

1559
01:27:11,120 --> 01:27:12,370
‫این آقا

1560
01:27:13,250 --> 01:27:14,750
‫- من؟
‫- آره

1561
01:27:16,200 --> 01:27:20,910
‫یه سوال،
‫وقتی یهو دیدیش

1562
01:27:20,910 --> 01:27:23,410
‫گری بودی یا اون آدم‌کش‌ـه؟

1563
01:27:23,410 --> 01:27:25,750
‫تو نقش کدوم‌شون بودی؟

1564
01:27:25,750 --> 01:27:27,200
‫ران

1565
01:27:28,250 --> 01:27:30,450
‫پس هنوز واسه اون
‫ران آدم‌کشی دیگه؟

1566
01:27:31,500 --> 01:27:32,870
‫دیگه کی می‌تونم باشم؟

1567
01:27:35,290 --> 01:27:38,660
‫عالیه.
‫خب اون تا همیشه می‌دونه

1568
01:27:38,660 --> 01:27:41,830
‫که تو می‌دونی
‫که اون می‌خواسته طرف رو بکشه،

1569
01:27:41,830 --> 01:27:45,700
‫حتماً‌ هم از ران خوش‌ـش اومده
‫یا اونقدری بهش اعتماد داره

1570
01:27:45,700 --> 01:27:48,700
‫که تو کافه‌ی «تدز فراستاپ»
‫یه بستنی‌معجون باهاش خورده

1571
01:27:48,700 --> 01:27:52,450
‫مشخصه دیگه، نه؟
‫اونا رابطه‌ی خوبی با هم دارم.

1572
01:27:52,450 --> 01:27:55,330
‫یعنی هیچ‌جوره امکان نداره
‫که شک کرده باشه

1573
01:27:55,330 --> 01:27:56,910
‫که حرفاشون رو ضبط کرده

1574
01:27:56,910 --> 01:27:58,950
‫به‌نظرم این فرصت خوبی‌ـه

1575
01:28:00,910 --> 01:28:06,500
‫پس یعنی اتفاقی به هم برخورد کنن
‫و ران هم به حرف بگیرتش.

1576
01:28:06,500 --> 01:28:07,700
‫اتفاقی نه

1577
01:28:08,450 --> 01:28:11,200
‫یه برخورد غافلگیرکننده

1578
01:28:11,700 --> 01:28:14,290
‫به‌نظرم یه شنود به گری وصل کنیم

1579
01:28:14,290 --> 01:28:16,160
‫و همین‌حالا راه بیفتیم

1580
01:28:17,370 --> 01:28:22,450
‫به‌نظرم می‌تونی یه جوری نقش‌ـت رو بازی کنی
‫که انگار نگرانی و می‌خوای یه حالی ازش بپرسی

1581
01:28:22,450 --> 01:28:25,250
‫درمورد مرگ شوهرش فهمیدی

1582
01:28:25,250 --> 01:28:28,790
‫و خیلی صریح بهش میگی
‫که چرا اومدی باهاش حرف بزنی

1583
01:28:32,330 --> 01:28:33,870
‫خوشم اومد

1584
01:28:33,870 --> 01:28:37,660
‫معلوم نیست چی بگه
‫اما به محض این که تو باهاش حرف بزنی

1585
01:28:37,660 --> 01:28:39,700
‫می‌تونی بفهمی
‫که داره بهت دروغ میگه یا نه

1586
01:28:39,700 --> 01:28:40,830
‫دقیقاً

1587
01:28:40,830 --> 01:28:42,750
‫مشکلی نداری گری؟

1588
01:28:43,330 --> 01:28:44,830
‫به‌نظرم نقشه‌ی خوبی‌ـه

1589
01:28:45,660 --> 01:28:46,790
‫خیلی‌ خوبه

1590
01:28:47,500 --> 01:28:49,120
‫خب شما آدرس‌ـش رو برام بفرستین

1591
01:28:49,700 --> 01:28:51,000
‫اونجا همدیگه رو می‌بینیم

1592
01:28:51,660 --> 01:28:53,500
‫- بریم تو کارش
‫- نه، من هم باهات میام

1593
01:28:53,500 --> 01:28:55,450
‫آماده‌ـت می‌کنم

1594
01:28:55,450 --> 01:28:56,910
‫توی ون می‌بینم‌‌تون

1595
01:29:04,080 --> 01:29:05,250
‫ردیفی؟

1596
01:29:06,620 --> 01:29:08,250
‫آره

1597
01:29:09,160 --> 01:29:11,080
‫خیلی‌خب

1598
01:29:12,620 --> 01:29:16,370
‫داری نگرانم می‌کنی

1599
01:29:25,660 --> 01:29:27,500
‫جداً؟
‫واقعاً‌ لازمه؟

1600
01:29:27,500 --> 01:29:30,120
‫آره.
‫می‌خوام این دفعه تو گوش‌ـش باشم.

1601
01:29:31,330 --> 01:29:32,370
‫برو سراغ‌ـش ران!

1602
01:29:38,620 --> 01:29:39,550
‫هی

1603
01:29:41,290 --> 01:29:42,250
‫هوات رو دارم

1604
01:29:48,450 --> 01:29:49,830
‫می‌شنوین؟

1605
01:29:49,830 --> 01:29:50,950
‫صدام رو می‌شنوین؟

1606
01:29:50,950 --> 01:29:52,000
‫بلند و واضح

1607
01:29:52,700 --> 01:29:53,870
‫گوشی‌هات کار می‌کنن؟

1608
01:29:53,870 --> 01:29:56,120
‫- آره
‫- عالیه

1609
01:29:56,120 --> 01:29:59,160
‫یاد باشه، فقط صدا داریم
‫باید اطلاعات خوبی بگیری

1610
01:29:59,160 --> 01:30:00,250
‫حله

1611
01:30:09,040 --> 01:30:10,160
‫باید حرف بزنیم

1612
01:30:10,244 --> 01:30:11,266
‫« پلیس‌ها دارن گوش می‌کنن.
‫هرکار میگم بکن. ما تو یه تیمیم. »

1613
01:30:11,250 --> 01:30:12,290
‫خبرای زیادی شنیدم

1614
01:30:12,290 --> 01:30:15,080
‫باید سریعاً یه کاری‌ـش بکنیم
‫وگرنه دهن‌هامون گاییده‌ـس

1615
01:30:15,080 --> 01:30:16,160
‫وایسا ببینم،
‫چی؟

1616
01:30:16,160 --> 01:30:18,750
‫ببین، مردم می‌دونن
‫ گه‌کاری‌های این اطراف رو من می‌کنم

1617
01:30:16,458 --> 01:30:18,773
‫« من هنوز ران‌ـم.
‫با هم رابطه نداریم. »

1618
01:30:18,750 --> 01:30:20,540
‫به‌خاطر اون ملاقاتی که اون روز داشتیم،

1619
01:30:20,540 --> 01:30:22,700
‫مرگ شوهرت داره دامن من رو می‌گیره

1620
01:30:22,700 --> 01:30:25,370
‫- فکر می‌کنن کار یکی از ماها بوده
‫- خب کار من که نبوده!

1621
01:30:25,370 --> 01:30:28,450
‫ببین،‌ می‌دونم کار تو بوده.
‫خیلی ضایع‌ـس.

1622
01:30:27,125 --> 01:30:28,540
‫« تو بی‌گناهی.
‫انکار کن. انکار کن. انکار کن. »

1623
01:30:28,450 --> 01:30:30,160
‫- ...تو رو هم مقصر نمی‌دونم
‫- من اون رو نکشتم!

1624
01:30:30,160 --> 01:30:33,160
‫وایسا ببینم،
‫کی من رو متهم کرده؟

1625
01:30:33,160 --> 01:30:34,870
‫کسشره!
‫و تو بهتر از همه می‌دونی

1626
01:30:34,870 --> 01:30:36,240
‫که من نمی‌تونم همچین کاری بکنم!

1627
01:30:36,240 --> 01:30:38,660
‫خب پس کار کی بوده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

1628
01:30:40,000 --> 01:30:41,200
‫فقط چیزی که بهم گفتن رو می‌دونم...

1629
01:30:41,200 --> 01:30:42,870
‫و چی بهت گفتن؟

1630
01:30:42,870 --> 01:30:44,790
‫که موقع خرید مواد تیر خورده

1631
01:30:44,790 --> 01:30:46,120
‫طرف معتاد بود

1632
01:30:46,910 --> 01:30:49,370
‫خب،
‫پس میگی که نکشتیش

1633
01:30:49,458 --> 01:30:51,370
‫« درمورد اسلحه بیرون ویرگو خبر دارن.
‫نباید من باشم. »

1634
01:30:51,450 --> 01:30:53,120
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

1635
01:30:53,120 --> 01:30:55,410
‫همین چندوقت‌ پیش‌ها،
‫دم ویرگو

1636
01:30:55,740 --> 01:30:56,780
‫کلوبه؟

1637
01:30:56,780 --> 01:30:59,750
‫آره، کلوبه.
‫داشتم با یکی از ویرگو میومدم بیرون

1638
01:30:59,750 --> 01:31:03,250
‫که موقع رقص باهاش آشنا شده بودم،
‫و یهو رِی رو دیدم

1639
01:31:03,250 --> 01:31:05,830
‫رِی هم وقتی من رو با طرف دید
‫اعصاب‌ـش بهم ریخت

1640
01:31:05,830 --> 01:31:07,870
‫دهنش رو باز کرد
‫و همه‌ـش تهدیدمون می‌کرد

1641
01:31:07,870 --> 01:31:09,000
‫و حتی با دستاش من رو گرفت

1642
01:31:09,000 --> 01:31:10,870
‫بعدش طرف خواست ازم محافظت کنه

1643
01:31:10,870 --> 01:31:13,870
‫نمی‌دونم از کجاش یه تفنگ در آورد
‫و به سمت صورت ری گرفتش

1644
01:31:13,870 --> 01:31:15,950
‫بیشتر درمورد یارو بپرس

1645
01:31:15,950 --> 01:31:17,160
‫ری هم ترسید

1646
01:31:17,160 --> 01:31:21,450
‫رفت، من هم فرار کردم
‫و این آخرین باری بود که دیدم‌ـش

1647
01:31:21,450 --> 01:31:22,950
‫این یارو کی بود؟

1648
01:31:22,950 --> 01:31:25,500
‫که روی رِی تفنگ کشید.
‫اسم‌‌ـش چی‌ـه؟

1649
01:31:27,200 --> 01:31:28,660
‫نمی‌دونم

1650
01:31:28,660 --> 01:31:31,250
‫- اسمش رو نمی‌دونی؟
‫- اسمش رو نمی‌دونم

1651
01:31:31,250 --> 01:31:33,330
‫داشتیم اون وسط حال می‌کردیم

1652
01:31:33,330 --> 01:31:36,660
‫ازش پرسیدم که
‫می‌خوای بریم یه جای دیگه؟

1653
01:31:36,660 --> 01:31:37,750
‫اون هم گفت آره

1654
01:31:37,750 --> 01:31:40,200
‫اومدیم بیرون
‫و اون اتفاقاتی که گفتم افتاد

1655
01:31:40,200 --> 01:31:43,580
‫حتی اگه اسم‌ـش رو هم گفته باشه
‫من نشنیدم

1656
01:31:44,580 --> 01:31:46,250
‫پس اسم‌ـش رو نمی‌دونی

1657
01:31:46,250 --> 01:31:49,830
‫یعنی همینطوری با یه غریبه که تازه آشنا شدی
‫از کلوب رفتی؟

1658
01:31:49,830 --> 01:31:51,410
‫هی،
‫چی زر زر می‌کنی؟!

1659
01:31:51,410 --> 01:31:55,250
‫من زن بالغی‌‌ام،
‫مجردم و اونم یه غریبه معمولی نبود

1660
01:31:55,250 --> 01:31:57,200
‫رقص‌ـش محشر بود

1661
01:31:58,330 --> 01:32:00,200
‫خب،
‫خوش به حالت

1662
01:32:00,200 --> 01:32:02,580
‫چون این مرد مرموزت
‫الان یه مظنون‌ـه

1663
01:32:02,580 --> 01:32:04,790
‫شنیدم دارن دنبال‌ـش می‌گردن

1664
01:32:04,790 --> 01:32:06,830
‫بحث بیمه رو پیش بکش

1665
01:32:06,830 --> 01:32:09,120
‫پشمام،
‫خودم هم شنیدم

1666
01:32:09,120 --> 01:32:13,040
‫این روزها مرد خوب کم پیدا میشه.
‫پشتم در اومد. ازم محافظت کرد.

1667
01:32:13,040 --> 01:32:16,200
‫اصلاً اگه پیداش کردن
‫حتماً بهم بگو

1668
01:32:17,080 --> 01:32:19,120
‫بار اولی که توی «پلیز یو» هم رو دیدیم

1669
01:32:17,625 --> 01:32:19,187
‫« از اون بیمه عمر خبر دارن.
‫بندازن گردن خود رِی. »

1670
01:32:19,950 --> 01:32:22,450
‫انگار انگیزه‌ی مالی نداشتی

1671
01:32:22,450 --> 01:32:25,250
‫مثل بقیه این جاکش‌هایی
‫که واسه‌شون کار می‌‌کنم

1672
01:32:25,250 --> 01:32:26,700
‫آره،
‫چون انگیزه‌ـم هم مالی نبود

1673
01:32:26,700 --> 01:32:29,200
‫پس قضیه‌ی این بیمه‌ی عمر یه میلیون دلاری

1674
01:32:29,200 --> 01:32:30,950
‫که انگار همه ازش خبر دارن چیه؟

1675
01:32:30,950 --> 01:32:33,500
‫یه جوری هم رفتار نکن
‫که انگار پول زیادی نیست

1676
01:32:33,500 --> 01:32:36,700
‫به من هم دروغ نگو.
‫می‌دونی می‌تونم چه کارایی بکنم.

1677
01:32:40,790 --> 01:32:43,580
‫خونواده‌ی رِی خیلی خرپول‌ـن.
‫از این کارا زیاد می‌کنن.

1678
01:32:43,580 --> 01:32:45,370
‫خودشون رو بیمه می‌کنن

1679
01:32:45,370 --> 01:32:47,820
‫ببین، من اصلاً خبر ندارم
‫که قسمتی‌ـش به من هم می‌‌رسه یا نه

1680
01:32:47,820 --> 01:32:51,220
‫تا جایی که من می‌دونم
‫وقتی طلاق گرفتیم، وارث‌ـش رو عوض کرد

1681
01:32:51,220 --> 01:32:53,870
‫گوش کن،
‫من اصلاً به مسائل مالی اهمیتی نمیدم

1682
01:32:53,870 --> 01:32:55,500
‫ری همش درمورد پول

1683
01:32:54,000 --> 01:32:56,915
‫« آخرش خیلی مهم‌ـه.
‫خجالت نکش. پرتم کن بیرون. »

1684
01:32:55,500 --> 01:32:59,580
‫و سرمایه‌گذاری و این‌جور چیزا حرف می‌زد
‫و این چیزا هم رو مخ‌ـم بود

1685
01:32:59,580 --> 01:33:02,120
‫داره همه‌ی سوالام رو جواب میدی

1686
01:33:03,250 --> 01:33:05,370
‫اما جواب‌های درستی نیستن

1687
01:33:05,370 --> 01:33:06,750
‫دارم راست‌ـش رو بهت میگم!

1688
01:33:06,750 --> 01:33:08,620
‫هنوز هم فکر می‌کنم کار خودت بوده

1689
01:33:08,620 --> 01:33:10,540
‫گور بابات!
‫کار من نبود.

1690
01:33:10,540 --> 01:33:13,580
‫اصلاً به چه جراتی میای تو خونه‌ـم
‫و بهم اتهام می‌زنی؟

1691
01:33:13,580 --> 01:33:15,180
‫اصلاً‌ از خونه‌ـم گمشو برو بیرون!

1692
01:33:15,180 --> 01:33:18,250
‫هی، من طرف تو ام.
‫واسه همینه که اینجام.

1693
01:33:18,250 --> 01:33:20,580
‫می‌خوام بهت کمک کنم
‫تا بتونی قسر در بری.

1694
01:33:20,580 --> 01:33:23,040
‫نه به‌خاطر این که یه آدم خیرخواهم

1695
01:33:23,040 --> 01:33:25,410
‫اما اگه شک‌هاشون نسبت به تو برطرف بشه
‫بیخیال من هم میشن.

1696
01:33:25,410 --> 01:33:28,000
‫می‌تونیم با همدیگه
‫از این منجلاب بیرون بیایم

1697
01:33:28,000 --> 01:33:29,160
‫با همدیگه‌ای وجود نداره!

1698
01:33:29,160 --> 01:33:31,540
‫می‌تونم کل این کارها
‫بندازم گردن یکی دیگه

1699
01:33:31,540 --> 01:33:33,660
‫اما قبل این کار
‫باید راست‌ـش رو بهم بگی

1700
01:33:33,660 --> 01:33:35,790
‫- تا بتونم اوضاع رو درست کنم
‫- دیگه خسته‌ـم کردی

1701
01:33:35,790 --> 01:33:38,580
‫دیگه از جواب دادن به سوالاتِ
‫یه آدم‌کش کوفتی خسته شدم

1702
01:33:38,580 --> 01:33:41,410
‫تو که پلیس نیستی!
‫بذار بفهمن کی این کار رو کرده.

1703
01:33:41,410 --> 01:33:43,330
‫من که هرچی می‌دونستم رو بهت گفتم.

1704
01:33:43,330 --> 01:33:45,290
‫این قضیه هیچ ربطی به من نداره!

1705
01:33:45,290 --> 01:33:48,160
‫ری یه آشغال مفنگی بی‌عرضه بود

1706
01:33:48,160 --> 01:33:50,330
‫حالا هم از خونه‌ی من گمشو بیرون!

1707
01:33:50,330 --> 01:33:52,700
‫هی!
‫واسه بار آخر میگم.

1708
01:33:52,700 --> 01:33:55,260
‫دارم یه راه واسه خلاصی بهت پیشنهاد میدم

1709
01:33:55,290 --> 01:33:58,560
‫پام رو از در این خونه بذارم بیرون
‫دیگه خودتی و خودت. می‌تونستم بهت کمک کنم

1710
01:33:58,560 --> 01:34:00,430
‫خوبه.
‫چون بهش نیازی ندارم.

1711
01:34:01,290 --> 01:34:04,100
‫تا جایی که می‌دونیم
‫ممکنه همین الان هم زیرنظر داشته باشن‌مون

1712
01:34:04,100 --> 01:34:06,460
‫پس احتمالاً‌ دیگه هیچوقت نباید
‫همدیگه رو ببینیم

1713
01:34:06,460 --> 01:34:07,120
‫عالیه

1714
01:34:07,120 --> 01:34:09,360
‫اگه هم جایی من رو دیدی
‫بهم سلام نکن.

1715
01:34:09,360 --> 01:34:10,860
‫مشکل شخصی باهات ندارم

1716
01:34:10,860 --> 01:34:12,420
‫اما باید مراقب باشیم

1717
01:34:12,420 --> 01:34:14,660
‫به درک

1718
01:34:21,540 --> 01:34:22,540
‫لعنتی

1719
01:34:28,790 --> 01:34:30,200
‫نظرت چیه؟

1720
01:34:31,500 --> 01:34:33,120
‫نظر شما چیه؟

1721
01:34:35,040 --> 01:34:37,620
‫رسماً‌ داشتی بهش طناب تعارف می‌کردی
‫که خودشو بکشه.

1722
01:34:37,620 --> 01:34:42,160
‫اوهوم. یا جزو بهترین دروغگوهایی‌ـه
‫ که تاحالا دیدیم یا بی‌گناه‌ـه

1723
01:34:42,160 --> 01:34:43,910
‫آره

1724
01:34:43,910 --> 01:34:46,950
‫- لعنتی!‌ فکر می‌‌کردم کار خودش‌‌ـه
‫- آره، منم همینطور

1725
01:34:47,940 --> 01:34:50,350
‫اما انگار خیلی صادق بود

1726
01:34:53,790 --> 01:34:55,290
‫تو چی جسپر؟

1727
01:34:58,250 --> 01:35:01,330
‫آره. من هم موافقم.
‫فکر نکنم کار اون بوده باشه.

1728
01:35:03,290 --> 01:35:05,500
‫کارت عالی بودی گری.
‫جدی میگم.

1729
01:35:09,000 --> 01:35:12,790
‫خب این طرف که تفنگ کشیده

1730
01:35:12,790 --> 01:35:15,290
‫- نباید بیفتیم دنبال اون؟
‫- نه

1731
01:35:15,290 --> 01:35:19,320
‫نه، بهش می‌خوره یکی بوده که
‫همینطوری تو یه کوچه رو یکی اسحله کشیده

1732
01:35:19,320 --> 01:35:21,100
‫اتفاق خاصی نیفتاده

1733
01:35:21,540 --> 01:35:23,120
‫آره
‫دیگه کارمون اینجا تمومه

1734
01:35:50,500 --> 01:35:52,950
‫خدایا!

1735
01:35:53,540 --> 01:35:55,120
‫ایول!
‫اومدش.

1736
01:35:55,910 --> 01:35:58,200
‫خود طرف

1737
01:36:05,120 --> 01:36:08,370
‫می‌دونستم میای اینجا رفیق

1738
01:36:09,040 --> 01:36:11,790
‫جشن نگیریم؟
‫من میرم آبجو بیارم

1739
01:36:11,790 --> 01:36:14,370
‫- دفعه اول تو آوردی. الان من میارم
‫- خودم میارم

1740
01:36:15,450 --> 01:36:16,750
‫حرف نداره

1741
01:36:17,620 --> 01:36:19,160
‫قضیه چیه جسپر؟

1742
01:36:19,160 --> 01:36:24,200
‫داشتم به مدیسن می‌گفتم
‫که چه بازیگرای معرکه‌ای هستین

1743
01:36:24,200 --> 01:36:27,120
‫مجبور شدم بیام پشت صحنه

1744
01:36:27,120 --> 01:36:29,830
‫یه سری به اتاق بازیگرها بزنم

1745
01:36:29,830 --> 01:36:33,620
‫البته بازی تو هم معرکه بود ها

1746
01:36:33,620 --> 01:36:35,040
‫اما تو...

1747
01:36:35,950 --> 01:36:37,370
‫تو،
‫دوست من

1748
01:36:37,370 --> 01:36:39,580
‫مو به تنم سیخ کردی

1749
01:36:40,910 --> 01:36:43,120
‫شاید هیچوقت به اندازه کافی
‫تحسینت نکردم گری

1750
01:36:43,120 --> 01:36:45,750
‫یا... ران.
‫ببخشید.

1751
01:36:45,750 --> 01:36:47,410
‫گری...
‫ران...

1752
01:36:49,540 --> 01:36:51,830
‫بعضی‌وقتا قاتی می‌کنم.
‫تو نمی‌کنی؟

1753
01:36:51,830 --> 01:36:53,080
‫بعضی‌وقتا چرا

1754
01:36:54,500 --> 01:36:57,160
‫- آره
‫- دقیقاً اینجا چه خبره؟

1755
01:36:58,250 --> 01:37:03,620
‫خب،
‫داشتم به مدیسن عزیز می‌گفتم که

1756
01:37:03,620 --> 01:37:07,160
‫با اتفاقاتی که بعد از ظهر امروز
‫ممکن بود بیفته، مشکلی نداشتم

1757
01:37:07,160 --> 01:37:11,000
‫اگه لو می‌رفتین

1758
01:37:11,000 --> 01:37:13,370
‫من حداقل به کارم برمی‌گشتم

1759
01:37:13,370 --> 01:37:16,000
‫اما اگه می‌تونستی قسر در برین

1760
01:37:16,000 --> 01:37:20,330
‫که تبریک میگم،
‫ظاهراً موفق هم شدین،

1761
01:37:21,330 --> 01:37:25,290
‫کلی پول به جیب می‌زدم

1762
01:37:26,950 --> 01:37:30,830
‫اینجا بود که می‌گفتین
‫«کدوم پول، جسپر؟»

1763
01:37:30,830 --> 01:37:32,580
‫یا مثلاً
‫«پول کجا بود؟»

1764
01:37:32,580 --> 01:37:34,860
‫بعدش هم من می‌گفتم

1765
01:37:36,450 --> 01:37:38,750
‫«بیمه‌ی عمر شوهر مرده‌ـت»

1766
01:37:40,410 --> 01:37:42,870
‫خیلی‌خب.
‫هی، هی، هی.

1767
01:37:42,870 --> 01:37:45,660
‫این توافق بین خودمون می‌مونه، خب؟

1768
01:37:45,660 --> 01:37:47,540
‫چیزی که من رو ساکت نگه می‌داره

1769
01:37:48,450 --> 01:37:51,250
‫و شماها رو هم راهی زندان نمی‌کنه

1770
01:37:51,950 --> 01:37:54,200
‫- هیچی دستت رو نمی‌گیره جسپر
‫- خب...

1771
01:37:54,200 --> 01:37:56,330
‫چون هیچی هم وجود نداره.
‫مگه ما با هم رابطه داریم؟

1772
01:37:56,330 --> 01:37:58,330
‫- به‌نظرت کسی به حرفات اهمیت میده؟
‫- وای! نمی‌دونستم

1773
01:37:58,330 --> 01:38:00,200
‫دیگه هرچی داشتی رو رو کردی

1774
01:38:00,200 --> 01:38:02,020
‫- تبریک میگم
‫- گور بابات!‌ گم شرو برو بیرون!

1775
01:38:02,020 --> 01:38:03,160
‫هی!
‫بس کنین.

1776
01:38:04,450 --> 01:38:06,080
‫همینجا بمون

1777
01:38:06,080 --> 01:38:08,540
‫عزیزم، بشین.
‫به حرفاش گوش می‌کنیم.

1778
01:38:08,540 --> 01:38:10,950
‫آره عزیزم،
‫داری لاشی بازی در میاری.

1779
01:38:18,120 --> 01:38:19,410
‫من فقط می‌خوام کمک‌تون کنم

1780
01:38:19,410 --> 01:38:22,700
‫- چه کمکی؟
‫- ای خدا، گری!

1781
01:38:22,700 --> 01:38:25,870
‫بسه دیگه. خب؟
‫بسه دیگه!

1782
01:38:27,040 --> 01:38:29,120
‫این کسشرا رو تمومش کن

1783
01:38:29,120 --> 01:38:32,000
‫اول من میگم،
‫خب؟

1784
01:38:32,000 --> 01:38:34,910
‫من جفت‌تون رو تعقیب کردم

1785
01:38:34,910 --> 01:38:37,080
‫حتی صداقت بیشتری هم دارم

1786
01:38:37,080 --> 01:38:38,910
‫من می‌خواستم شغلم رو پس بگیرم

1787
01:38:38,910 --> 01:38:44,500
‫مشکلی با تو ندارم‌ها،
‫اما پشمام!

1788
01:38:46,580 --> 01:38:51,620
‫اینقدری مدرک دارم
‫که بتونم واست حبس ابد ببرم

1789
01:38:51,620 --> 01:38:52,870
‫و تو...

1790
01:38:53,580 --> 01:38:55,830
‫مشارکت در قتل؟

1791
01:38:56,410 --> 01:38:59,830
‫وای،
‫خدا برسه به دادت

1792
01:39:01,160 --> 01:39:03,540
‫یه مدتی رو اون تو می‌مونی

1793
01:39:03,540 --> 01:39:08,250
‫و تنها دلیلی که اینقدر مطمئنم

1794
01:39:08,250 --> 01:39:13,620
‫که تو این کار رو کردی،
‫چون صد در صد مطمئنم

1795
01:39:13,620 --> 01:39:16,620
‫که این آقای کله‌شقی که اینجاس...

1796
01:39:18,200 --> 01:39:20,410
‫حتی پشه هم نمی‌تونه بکشه

1797
01:39:30,580 --> 01:39:32,870
‫این خونه چقدر گرم‌ـه

1798
01:39:37,870 --> 01:39:39,410
‫و از قضا...

1799
01:39:41,160 --> 01:39:44,370
‫اون بیمه عمر شاید بتونه نجات‌تون بده

1800
01:39:44,370 --> 01:39:51,040
‫چون اون پول من رو به فکر انداخت...

1801
01:39:55,000 --> 01:39:56,290
‫که این...

1802
01:39:58,160 --> 01:40:02,040
‫ماجراجویی تاریکی که
‫ همه‌مون جزوی ازش بودیم...

1803
01:40:02,040 --> 01:40:05,660
‫می‌تونه واقعاً پایان خوشی داشته باشه

1804
01:40:06,700 --> 01:40:09,950
‫روزی که شما پول رو تحویل میدین...

1805
01:40:11,700 --> 01:40:14,410
‫روزیه که...

1806
01:40:15,950 --> 01:40:16,910
‫لعنتی!

1807
01:40:20,920 --> 01:40:22,440
‫لعنتی!

1808
01:40:43,120 --> 01:40:45,500
‫بگا رفتم

1809
01:40:45,500 --> 01:40:47,200
‫چیشد؟

1810
01:40:49,500 --> 01:40:52,620
‫تو آبجوش قرص ریختم.
‫امیدوارم زیادی نریخته باشم.

1811
01:40:55,620 --> 01:40:58,910
‫اما اگه بیدار شه
‫میفتم زندان...

1812
01:41:02,870 --> 01:41:04,500
‫یه پلیس رو چیزخور کردم

1813
01:41:06,660 --> 01:41:08,370
‫بدجور بگا رفتم

1814
01:41:24,250 --> 01:41:25,450
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

1815
01:41:48,290 --> 01:41:49,660
‫اون واسه چیه؟

1816
01:41:51,330 --> 01:41:52,540
‫تعهد

1817
01:41:59,330 --> 01:42:01,450
‫نمی‌تونیم با کشتن پلیس قسر در بریم

1818
01:42:06,620 --> 01:42:09,700
‫نه راستش،
‫اما درمورد جسپر...

1819
01:42:11,620 --> 01:42:12,830
‫فکر کنم بتونیم

1820
01:42:14,950 --> 01:42:17,910
‫پلیس هم احتمالاً

1821
01:42:17,910 --> 01:42:19,870
‫مثل ما بهش فکر می‌کنن

1822
01:42:19,870 --> 01:42:24,370
‫که اگه دیگه زنده نباشه
‫به نفع‌ همه‌ـس

1823
01:42:32,040 --> 01:42:33,250
‫وای خدا

1824
01:42:38,250 --> 01:42:40,200
‫چی باید بگیم؟

1825
01:42:42,040 --> 01:42:45,160
‫تو یه منقطه‌ی دور افتاده
‫توی ماشین‌ـش پیدا میشه

1826
01:42:45,160 --> 01:42:47,870
‫توی بدنش دارو پیدا می‌کنن،
‫روی سرش هم کیسه،

1827
01:42:47,870 --> 01:42:50,330
‫کوفتگی یا نشانه‌ی مقاومتی دیده نمیشه،

1828
01:42:50,330 --> 01:42:51,830
‫یه خودکشی واضح‌ـه

1829
01:42:54,120 --> 01:42:57,040
‫آخه زن‌ـش چند سال پیش‌ از پیش‌ـش رفته...

1830
01:42:58,540 --> 01:43:00,580
‫کسی نیست که به این قضیه شک کنه

1831
01:43:01,660 --> 01:43:07,410
‫نژادپرست‌ـه،
‫ضد زن‌ـه، خشن‌ـه

1832
01:43:08,660 --> 01:43:11,290
‫یه پلیس کثیف‌ـه

1833
01:43:14,830 --> 01:43:16,160
‫کون لق‌ـش

1834
01:43:22,160 --> 01:43:23,870
‫واقعاً باید همچین کاری بکنیم؟

1835
01:43:23,870 --> 01:43:25,450
‫چاره‌ای نداریم

1836
01:43:27,750 --> 01:43:31,160
‫می‌دونم داریم ریسک بزرگی می‌کنیم

1837
01:43:31,160 --> 01:43:35,700
‫مسائل حل‌نشده‌ی زیادی هست
‫که باهاشون سر و کار داریم اما...

1838
01:43:37,620 --> 01:43:39,000
‫فکر کنم عاشقت‌ـم

1839
01:43:43,660 --> 01:43:45,200
‫خب،
‫همیشه ریسک بوده

1840
01:43:47,000 --> 01:43:51,040
‫و محض اطلاع
‫من هم فکر کنم عاشقتم

1841
01:43:55,370 --> 01:43:56,700
‫در خوشی و ناخوشی؟

1842
01:43:59,120 --> 01:44:03,200
‫فکر کنم جفت‌مون موافق باشیم
‫که الان ناخوش‌ترین حالت ممکن‌ـه، نه؟

1843
01:44:07,950 --> 01:44:09,080
‫آره

1844
01:44:11,870 --> 01:44:14,330
‫پس تا آخرش با همیم؟

1845
01:44:14,330 --> 01:44:16,260
‫تا زمانی که مرگ از همدیگه جدامون کنه؟

1846
01:44:17,040 --> 01:44:20,080
‫آره،
‫چون من اصلاً به طلاق اعتقادی ندارم

1847
01:44:21,120 --> 01:44:23,700
‫شوخی می‌کنم

1848
01:44:23,700 --> 01:44:26,830
‫پس با شرایط موافقیم؟

1849
01:44:26,830 --> 01:44:28,180
‫من موافقم

1850
01:44:28,180 --> 01:44:29,450
‫منم موافقم

1851
01:44:29,450 --> 01:44:31,080
‫کجا رو امضا کنم

1852
01:44:33,790 --> 01:44:36,500
‫- جای دیگه‌ای هست که باید امضا کنم؟
‫- اینجا رو امضا کن

1853
01:44:37,870 --> 01:44:42,040
‫نباید مو لای درزش بره

1854
01:44:42,040 --> 01:44:44,870
‫به‌نظرم یه جای کوچیک این پایین مونده
‫که باید امضاش کنم

1855
01:45:02,120 --> 01:45:05,000
‫می‌دونم که این ترم مطالب زیادی بهتون گفتم،

1856
01:45:06,500 --> 01:45:08,580
‫اما اصلش همینه دیگه،
‫نه؟

1857
01:45:08,580 --> 01:45:13,250
‫غوطه‌ور شدن توی دیدگاه‌ها و احتمالات،

1858
01:45:13,250 --> 01:45:17,450
‫چون این چیزیه که زندگی بهتون ارائه میده،
‫اگه انتخاب کنین که اینطوری بهش نگاه کنین

1859
01:45:18,620 --> 01:45:20,380
‫و من همیشه همچین دیدگاهی نداشتم

1860
01:45:20,380 --> 01:45:25,870
‫معتقد بودم که واقعیت
‫عینی و ثابت‌ـه

1861
01:45:25,870 --> 01:45:31,410
‫و همه‌مون یه جورایی گیر کردیم.
‫در حد افلاطون و دکارت و کانت.

1862
01:45:32,580 --> 01:45:34,500
‫اما با گذشت سال‌ها،
‫به این باور رسیدم

1863
01:45:34,500 --> 01:45:37,000
‫که حقیقت از طریق یکپارچه سازیِ

1864
01:45:37,000 --> 01:45:40,540
‫دیدگاه‌های مختلف به‌وجود میاد
‫و هیچ‌چیزی مطلق نیست،

1865
01:45:40,540 --> 01:45:43,040
‫چه اخلاقی باشه
‫و چه معرفت‌شناختی

1866
01:45:43,040 --> 01:45:46,330
‫به‌نظر من این راه برای زندگی
‫خیلی قدرتمندتره،

1867
01:45:46,330 --> 01:45:50,160
‫این ایده که جهان ثابت نیست،

1868
01:45:51,080 --> 01:45:52,700
‫یعنی شما هم ثابت نیستین،

1869
01:45:52,700 --> 01:45:57,280
‫و می‌تونین یه انسان کامل متفاوت
‫و خوشبختانه، یه انسان بهتر بشین.

1870
01:45:57,450 --> 01:46:02,080
‫چیزی که به یقین می‌دونم
‫اینه که واقعیت شما به مرور زمان

1871
01:46:02,080 --> 01:46:04,540
‫جوری تغییر می‌کنه
‫که حتی نمی‌تونین تصورش رو بکنین،

1872
01:46:04,540 --> 01:46:09,160
‫و بهتون توصیه می‌کنم
‫که دربرابر دگرگونی، منعطف باشین

1873
01:46:09,160 --> 01:46:11,200
‫برای تموم کردن این ترم

1874
01:46:11,200 --> 01:46:14,410
‫اگه یه نصیحت داشته باشم
‫که می‌دونم تو این دنیای پیچیده

1875
01:46:14,410 --> 01:46:18,950
‫به دردتون می‌خوره،
‫اینه که

1876
01:46:20,410 --> 01:46:25,330
‫هویتی که برای خودتون می‌خواین رو
‫به دست بیارین

1877
01:46:27,410 --> 01:46:30,080
‫و هرکسی که بعد از این کلاس می‌خواین باشین

1878
01:46:30,080 --> 01:46:33,370
‫با اشتیاق و خیال راحت باشین

1879
01:46:35,750 --> 01:46:38,330
‫امیدوارم این امتحان آخر رو هم
‫با موفقیت بدین

1880
01:46:39,370 --> 01:46:41,000
‫می‌تونین شروع کنین

1881
01:46:43,660 --> 01:46:46,370
‫خب.
‫اون پرنده‌های سفید رو می‌بینی؟

1882
01:46:46,370 --> 01:46:51,300
‫منقار بلند نارنجی‌ـش رو دیدی؟
‫بهش میگن اکراس سفید.

1883
01:46:51,830 --> 01:46:55,120
‫چشماشون رو نگاه.
‫خیلی باحال‌ـن.

1884
01:46:55,120 --> 01:46:57,160
‫می‌دونم که هم کروسان داریم

1885
01:46:57,160 --> 01:47:00,200
‫و هم کیک فنجونی.
‫می‌خوای پای سیب بیاری؟

1886
01:47:00,200 --> 01:47:02,330
‫آره، پای سیب معروف گری رو میارم

1887
01:47:02,330 --> 01:47:04,870
‫عالیه.
‫این رو هم می‌نویسم.

1888
01:47:04,870 --> 01:47:08,830
‫راستی نگران لباس مبدل‌ها هم نباش.
‫خودم دارم.

1889
01:47:09,330 --> 01:47:11,910
‫خداروشکر. تو بهترینی مدیسن.
‫ممنون.

1890
01:47:11,910 --> 01:47:14,120
‫امیدوار بودیم یکی پا پیش بذاره
‫و کمک کنه

1891
01:47:14,120 --> 01:47:16,120
‫گبی تازه واسن اسپن وثیقه گذاشته

1892
01:47:16,120 --> 01:47:18,250
‫قشنگ می‌تونستم اینقدر خفه‌ـش کنم تا بمیره

1893
01:47:21,580 --> 01:47:22,540
‫آره.
‫می‌دونم.

1894
01:47:22,540 --> 01:47:24,160
‫خلاصه،
‫جلسه بعد هم رو می‌بینیم.

1895
01:47:25,620 --> 01:47:28,910
‫توی این مسیر،‌ عشق من رو تغییر داد
‫چون قادر به انجامش‌ـه

1896
01:47:29,620 --> 01:47:32,870
‫بالاخره ترکیب مناسب گری و ران رو پیدا کردم

1897
01:47:32,870 --> 01:47:35,450
‫بالاخره زندگی کوتاه‌ـه

1898
01:47:35,450 --> 01:47:37,500
‫باید با شرایط خودتون زندگی کنین

1899
01:47:39,700 --> 01:47:42,370
‫مامان،
‫کجا با بابا آشنا شدی؟

1900
01:47:54,750 --> 01:47:59,660
‫خب، بابا بهترین آدمی بود
‫که تاحالا باهاش آشنا شده بودم

1901
01:47:59,660 --> 01:48:02,500
‫با این که خیلی گردن‌کلفت بود

1902
01:48:02,500 --> 01:48:04,620
‫اما می‌تونستم تشخیص بدم
‫که همش بازی‌ـه

1903
01:48:04,620 --> 01:48:08,580
‫مامان‌تون هم...
‫خب چی بگم؟

1904
01:48:08,580 --> 01:48:11,080
‫عشق در نگاه اول بود

1905
01:48:11,080 --> 01:48:13,410
‫آخرش تونست یه مرد جدید ازم بسازه

1906
01:48:16,830 --> 01:48:20,500
‫اما اگه بخوام جواب سوال‌تون رو بدم،
‫تو یه جای کوچولوی جادویی آشنا شدیم

1907
01:48:20,500 --> 01:48:22,450
‫که اسمش کافه «پلیز یو» بود

1908
01:48:26,250 --> 01:48:27,830
‫پای‌‌ـت خوشمزه‌ست؟

1909
01:48:28,500 --> 01:48:29,910
‫همه‌ی پای‌ها خوشمزه‌‌ـن

1910
01:48:30,660 --> 01:48:32,680
‫معلومه

1911
01:48:37,090 --> 01:48:40,190
« تقدیم به گری جانسون »
« ۱۹۴۷ - ۲۰۲۲ »

1912
01:48:40,274 --> 01:48:44,174
« رزمنده جنگ ویتنام »
« استاد دانشگاه »

1913
01:48:44,258 --> 01:48:48,158
« مامور مخفی در بیش از ۱۷۰ دستگیری »
« بودایی حیوان‌دوست »

1914
01:48:48,242 --> 01:48:52,142
« خون‌سرد‌ترین آدم قابل‌تصور »
« مرتکب هیچ قتلی نشده (اون رو از خودمون در آوردیم) »

1915
01:48:54,000 --> 01:49:01,000
‫تـرجمه از « امیر ستارزاده و محمدعلی sm »
‫ :::. t.me/mmli_Subs &amp; H1tmaN .:::

1916
01:49:01,084 --> 01:49:08,084
moviepovie.com

1917
01:49:08,168 --> 01:49:15,168
moviepovie.com

