﻿

1
00:00:03,000 --> 00:00:07,000
moviepovie.com

2
00:00:07,000 --> 00:00:14,000
moviepovie.com

3
00:00:14,000 --> 00:00:21,000
moviepovie.com

4
00:00:33,750 --> 00:00:39,560
‫« سارقان زمان »
‫« فصل ۱، قسمت ۹ »

5
00:00:43,480 --> 00:00:46,290
‫به حرفم گوش کنین،‌ اون باهوشـه,
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم,

6
00:00:46,290 --> 00:00:47,630
‫همه‌چیز رو حس می‌کنـه

7
00:00:47,630 --> 00:00:49,380
‫واقعاً حس می‌کنم,
‫درست میگـه,

8
00:00:49,380 --> 00:00:51,590
‫نمیشه بهش اعتماد کرد,
‫با رئیس کار می‌کرده,

9
00:00:51,590 --> 00:00:54,050
‫همه‌مون براش کار می‌کنیم اما
‫ نکته‌ی خوبی گفت

10
00:00:54,050 --> 00:00:57,890
‫- چرا باید بهش اعتماد کنیم؟
‫- باحالـه, روشنایی رو دیده

11
00:00:57,890 --> 00:01:00,010
‫چندتا موضوع رو برام توضیح دادن

12
00:01:00,010 --> 00:01:03,180
‫قادر مطلق به دلایلی که من قبول‌شون ندارم،
‫دنبال نقشه‌س

13
00:01:03,180 --> 00:01:07,560
‫شاید شورش کردن فایده داشته باشه اما
‫شما دقیقاً کی هستین؟

14
00:01:07,560 --> 00:01:09,360
‫ما ترسناک‌ترین گروه سارقان

15
00:01:09,360 --> 00:01:11,340
‫توی کل زنجیره‌ی زمان-فضا هستیم

16
00:01:11,340 --> 00:01:13,680
‫فکر می‌کردم شما سازنده‌های
‫ادویه‌ی فرشته‌هایین

17
00:01:13,680 --> 00:01:15,780
‫اون هم هستیم,
‫بالاخره زندگی خرج داره,

18
00:01:15,780 --> 00:01:17,110
‫مشکلی باهاش داری؟

19
00:01:17,110 --> 00:01:19,370
‫نه، مردم ادویه‌ی فرشته رو دوست دارن

20
00:01:19,370 --> 00:01:20,620
‫میگن تُنده

21
00:01:20,620 --> 00:01:22,160
‫آره، همینطوره

22
00:01:23,120 --> 00:01:24,080
‫خب، پایه‌ای؟

23
00:01:26,620 --> 00:01:28,040
‫آره، پایه‌م

24
00:01:28,040 --> 00:01:29,710
‫خوبـه،
‫پس خوب گوش کن

25
00:01:29,710 --> 00:01:32,050
‫- بابی؟
‫- نقشه اینـه، می‌دزدیدمش

26
00:01:32,050 --> 00:01:32,960
‫چی رو می‌دزدیم؟

27
00:01:32,960 --> 00:01:35,170
‫نقشه رو می‌دزدیم

28
00:01:35,170 --> 00:01:38,640
‫آره، فقط یه مشکل کوچیک داریم،
‫قبلاً دزدیده شده

29
00:01:38,640 --> 00:01:41,760
‫اون طراح‌های بوته‌زارها رو میگی؟
‫اصلاً تاحالا دیدی‌شون؟

30
00:01:41,760 --> 00:01:44,850
‫- دنبال‌شون بودم
‫- اونا خیلی خیلی خیلی احمقن

31
00:01:44,850 --> 00:01:47,640
‫فکر کنم دلیل اصلی این که
‫رئیس دنبالشـه، همینـه

32
00:01:47,640 --> 00:01:49,940
‫خجالت می‌کشـه بگه همچین خنگ‌هایی
‫سرش کلاه گذاشتن

33
00:01:49,940 --> 00:01:51,770
‫اصلاً از قدرتش خبر ندارن

34
00:01:51,770 --> 00:01:53,803
‫- اما شما دارین؟
‫- معلومـه که داریم

35
00:01:54,280 --> 00:01:56,700
‫وقتی هم نقشه رو پس گرفتیم،
‫اوضاع عوض میشـه

36
00:01:57,530 --> 00:02:00,800
‫اما چطوری وقتی دست سارق‌‌های دیگه‌س
‫می‌تونیم پسش بگیریم؟

37
00:02:00,800 --> 00:02:03,600
‫نشونت میدم

38
00:02:14,760 --> 00:02:16,170
‫تروآ

39
00:02:17,813 --> 00:02:21,513
« تروآ، سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد »

40
00:02:18,470 --> 00:02:21,390
‫- یه کوچولو آتیش نگرفتـه؟
‫- من قبلاً‌ اینجا بودم

41
00:02:21,390 --> 00:02:24,010
‫- یه اوضاعی بود
‫- چرا برمون گردوندی اینجا، کوین؟

42
00:02:24,010 --> 00:02:24,930
‫یه دوستی دارم

43
00:02:24,930 --> 00:02:26,020
‫نداری

44
00:02:26,020 --> 00:02:29,020
‫دارم, کاساندرا,
‫می‌تونـه آینده رو پیشگویی کنـه,

45
00:02:29,020 --> 00:02:30,850
‫- نمی‌تونـه
‫- نه،‌ نمی‌تونـه

46
00:02:30,850 --> 00:02:32,790
‫تموم حرفایی که بهم زده
‫اتفاق افتاده

47
00:02:32,790 --> 00:02:35,730
‫شاید بتونـه بهمون بگه که
‫تیکه‌ی گمشده‌ی نقشه کجاس

48
00:02:35,730 --> 00:02:37,570
‫واقعاً فکر کردی کمک‌مون می‌کنـه؟

49
00:02:37,570 --> 00:02:38,820
‫آره

50
00:02:40,200 --> 00:02:42,030
‫- آره
‫- باشه پس، بریم

51
00:02:42,030 --> 00:02:44,910
‫مطمئنین اونجا رفتن کار درستیـه؟
‫به‌نظر من که آتیش گرفتـه

52
00:02:49,750 --> 00:02:52,500
‫این شهر توی روز خیلی خشن‌تره

53
00:02:52,500 --> 00:02:54,880
‫یونانی‌ها غارتش کردن

54
00:02:55,460 --> 00:02:57,630
‫پس ما رو آوردی وسط یه جنگ

55
00:02:57,630 --> 00:02:59,380
‫کار همیشگیتـه دیگه

56
00:03:01,130 --> 00:03:03,760
‫مراقب نیزه‌ها باشین,
‫ممکنـه کسی رو بکشین,

57
00:03:03,760 --> 00:03:06,970
‫خب، چطوری وسط این بلبشو
‫کاساندرا رو پیدا کنیم؟

58
00:03:06,970 --> 00:03:08,100
‫از یکی می‌پرسیم

59
00:03:08,600 --> 00:03:10,390
‫- ببخشید؟
‫- مراقب باش کوین

60
00:03:11,060 --> 00:03:13,020
‫تویی,
‫دیشب دیدیمت,

61
00:03:14,020 --> 00:03:16,730
‫اومدیم به یکی از دوستان‌مون سر بزنیم,
‫کاساندرا,

62
00:03:16,730 --> 00:03:18,110
‫انداختنش زندان

63
00:03:19,400 --> 00:03:20,820
‫- خیلی‌خب
‫- خب دیگه

64
00:03:20,820 --> 00:03:21,740
‫تسلیمیم

65
00:03:21,740 --> 00:03:24,240
‫- ما برنده شدیم!
‫- شما باختین، تروجان‌ها!

66
00:03:24,240 --> 00:03:26,290
‫خیلی‌خب، کمک‌تون می‌کنیم,
‫مشکلی نیست,

67
00:03:26,290 --> 00:03:28,290
‫ثوآس، دومیدیس،
‫این‌ها رو ببرین زندان

68
00:03:28,290 --> 00:03:30,460
اون‌ها رو هم ببرین زندان،
‫اما فقط واسه ملاقات

69
00:03:30,460 --> 00:03:31,540
‫بله قربان

70
00:03:34,590 --> 00:03:36,840
‫گفت کدوم‌ها می‌خوان برن ملاقات؟

71
00:03:36,840 --> 00:03:38,710
‫نمی‌دونم,
‫حواسم به جنگ بود,

72
00:03:39,840 --> 00:03:41,970
‫شما,,, شما,,,

73
00:03:42,470 --> 00:03:43,340
‫تکون بخورین!

74
00:03:46,640 --> 00:03:47,970
‫باشه، داریم میریم تو

75
00:03:49,770 --> 00:03:52,700
‫از دیدن‌تون خوشحال شدیم,
‫باز همدیگه رو می‌بینیم,

76
00:03:54,310 --> 00:03:55,650
‫- عالی شد
‫- باریکلا کوین

77
00:03:55,650 --> 00:03:57,190
‫آره، کارت عالی بودن کوین

78
00:03:57,190 --> 00:03:58,900
‫باید همینجاها باشه

79
00:03:58,900 --> 00:04:00,900
‫راستش کوین،
‫ما واقعاً می‌خوایم کمکت کنیم

80
00:04:00,900 --> 00:04:03,110
‫- اما پسر، تو واقعاً سختش می‌کنی
‫- آره

81
00:04:03,110 --> 00:04:05,080
‫بهشون گفتم دندون اسب پیشکشی رو بشمارین

82
00:04:05,080 --> 00:04:06,950
‫همش همین رو می‌گفتم
‫اما کسی گوش نکرد

83
00:04:06,950 --> 00:04:08,200
‫حالا وضع‌مون رو ببین

84
00:04:08,200 --> 00:04:10,250
‫خودشـه! کاساندرا!
‫کاساندرا!

85
00:04:11,620 --> 00:04:14,370
‫کوین!
‫چقدر خوشحال شدم دوباره دیدمت

86
00:04:14,370 --> 00:04:15,880
‫فکر نکنم جدی بگـه

87
00:04:15,880 --> 00:04:16,790
‫نه

88
00:04:16,790 --> 00:04:19,940
‫این نفرینیـه که روشـه,
‫هیچ‌کدوم از حرفاش رو باور نمی‌کنیم,

89
00:04:19,940 --> 00:04:21,260
‫مثل من و بابا

90
00:04:21,260 --> 00:04:23,260
‫یه‌جورایی،
‫البته تو معمولاً دروغ میگی

91
00:04:23,260 --> 00:04:26,350
‫- حالا هرچی
‫- کوین، هنوز دنیا رو نجات ندادی؟

92
00:04:26,350 --> 00:04:30,100
‫نه هنوز, بعد از این که
‫مامان‌بابام رو نجات دادم میرم سراغش

93
00:04:30,100 --> 00:04:34,350
‫به‌نظرت نمیشه اول دنیا رو نجات بدی و
‫بعدش مامان بابات رو؟

94
00:04:34,350 --> 00:04:37,690
‫تیکه‌ی گم‌شده‌ی نقشه‌ رو واسه‌ی
‫پیدا کردنِ دوران افسانه‌ها می‌خوایم

95
00:04:37,690 --> 00:04:40,300
‫می‌دونی کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

96
00:04:45,070 --> 00:04:46,410
‫فکر کنم می‌دونـه

97
00:04:46,410 --> 00:04:47,910
‫آره، حس خوبی بهش دارم

98
00:04:47,910 --> 00:04:49,410
‫آره، کمک‌مون می‌کنـه

99
00:04:49,410 --> 00:04:50,830
‫عجب غیب‌گوییـه

100
00:04:56,330 --> 00:05:00,380
‫آخرین بار کجا دیدینش؟

101
00:05:00,960 --> 00:05:02,760
‫- بیخیال
‫- طالع‌بینی خوبی نبود

102
00:05:02,760 --> 00:05:05,470
‫این که غیب‌گویی نیست,
‫مامان هم همیشه همین رو می‌گفت,

103
00:05:05,470 --> 00:05:07,220
‫البته توصیه‌ی خوبیـه

104
00:05:07,720 --> 00:05:09,600
‫آخرین بار کجا دیدینش؟

105
00:05:09,600 --> 00:05:12,930
‫آخرین باری که دیدیمش وقتی بود که,,,

106
00:05:15,020 --> 00:05:16,520
‫- آره
‫- وقتی چی؟

107
00:05:16,520 --> 00:05:17,730
‫وقتی سوزان مُرد

108
00:05:17,730 --> 00:05:20,440
‫ما سارقان زمانیم,
‫سوزان هم مهم‌ترین دزدمون بود,

109
00:05:20,440 --> 00:05:21,570
‫بهترین‌مون بود

110
00:05:21,570 --> 00:05:24,400
‫سوزان، همونیـه که
‫زیر اون تخته‌سنگ بزرگ له شد دیگه؟

111
00:05:24,400 --> 00:05:26,610
‫ممنون کوین,
‫چه با احساس,

112
00:05:26,610 --> 00:05:28,700
‫- لازم بود بگی کوین؟
‫- حرفت قشنگ نبود کوین

113
00:05:28,700 --> 00:05:33,200
‫اگه آخرین بار،‌ تیکه‌ی گم شده رو
‫ جایی دیدین که سوزان مُرده،

114
00:05:33,200 --> 00:05:34,790
‫پس باید بریم اونجا

115
00:05:34,790 --> 00:05:36,290
‫- ممکنـه درست بگـه
‫- ممکنـه

116
00:05:36,290 --> 00:05:37,830
‫- آره، ممکنـه
‫- درست میگـه

117
00:05:37,830 --> 00:05:39,130
‫دیگه اینطور فکر نمی‌کنم

118
00:05:39,130 --> 00:05:40,140
‫آره، اصلاً

119
00:05:40,140 --> 00:05:41,710
‫شاید بتونیم سوزان هم نجات بدیم

120
00:05:41,710 --> 00:05:43,800
‫- تلاش‌مون رو کردیم, چندین بار
‫- چندین بار

121
00:05:43,800 --> 00:05:44,970
‫چندین و چند بار

122
00:05:44,970 --> 00:05:46,630
‫بعد از بار چهارم، شمارش از دستم در رفت

123
00:05:46,630 --> 00:05:48,220
‫دوست‌تون رو نجات نمیدین

124
00:05:48,220 --> 00:05:49,390
‫فکر کنم این بار دیگه وقتشـه

125
00:05:49,390 --> 00:05:51,100
‫- دوست‌مون رو نجات میدیم
‫- آره

126
00:05:51,100 --> 00:05:53,720
‫- اگه همین معنی رو داشته باشـه,,,
‫- دوست‌مون رو نجات میدیم

127
00:05:53,720 --> 00:05:57,160
‫حالا فقط باید ببینیم که
‫چطوری می‌تونیم از اینجا بریم

128
00:06:07,450 --> 00:06:11,200
‫یه سوال فوری،
‫من می‌تونم دوباره به گوینم برگردم؟

129
00:06:12,160 --> 00:06:14,410
‫الان حواسم پرت کساییـه که
‫می‌خوان بکشنم

130
00:06:14,910 --> 00:06:15,910
‫آره یا نه؟

131
00:06:16,460 --> 00:06:19,170
‫اگه به این ماموریت بری،
‫می‌تونی برگردی پیشش

132
00:06:19,650 --> 00:06:22,500
‫- پس دیگه هیچوقت قرار نیست ببینمش
‫- نفرین رو یادت بیاد

133
00:06:22,500 --> 00:06:24,420
‫آخه باور کردن حرفاش خیلی سختـه

134
00:06:24,420 --> 00:06:26,880
‫گوین روی سر یه انسان زندگی می‌کنـه

135
00:06:27,550 --> 00:06:30,140
‫دیگه مسخره شد،
‫چه نفرین رو درنظر بگیری، چه نگیری

136
00:06:30,140 --> 00:06:33,390
‫می‌تونیم به قادر مطلق نشون بدیم که
‫ما فقط طراح‌ بوته‌زار نیستیم؟

137
00:06:33,390 --> 00:06:34,560
‫آره

138
00:06:35,350 --> 00:06:37,890
‫من می‌تونم قضیه‌ی کات کردنم رو فراموش کنم؟

139
00:06:37,890 --> 00:06:39,190
‫- نه
‫- خوبـه

140
00:06:39,190 --> 00:06:40,230
‫من تنها می‌مونم

141
00:06:40,850 --> 00:06:41,860
‫آره

142
00:06:41,860 --> 00:06:43,680
‫کوین از این بچه‌مثبت بودن در میاد؟

143
00:06:43,680 --> 00:06:45,780
‫- نه
‫- شر مطلق رو شکست میدیم؟

144
00:06:45,780 --> 00:06:48,360
‫نه,
‫به هیچ‌وجه,

145
00:06:48,360 --> 00:06:50,280
‫عالیـه,
‫پیروزی‌مون تضمین شد,

146
00:06:50,280 --> 00:06:51,490
‫اما این خیلی بده

147
00:06:52,160 --> 00:06:56,080
‫یادت نره دنیا رو نجات بدی,
‫می‌دونم که می‌تونی, بهت ایمان دارم,

148
00:06:57,290 --> 00:06:58,830
‫خب دیگه،
‫بریم سراغ یه پورتال و

149
00:06:58,830 --> 00:07:01,210
‫اون تیکه‌ی گم‌شده نقشه رو پیدا کنیم,
‫بجنبین,

150
00:07:01,210 --> 00:07:02,330
‫- و بدویین
‫- بدویین

151
00:07:02,330 --> 00:07:06,800
‫برین، برین،‌ برین!
‫از بچه‌ها به‌عنوان سپر استفاده کنین!

152
00:07:24,520 --> 00:07:26,061
‫«روی سر یه انسان زندگی می‌کنـه»

153
00:07:26,146 --> 00:07:28,070
‫پورتال باید همینجاها باشـه

154
00:07:29,740 --> 00:07:31,030
‫پورتال همونـه؟

155
00:07:32,110 --> 00:07:33,620
‫طبق نقشه که نه

156
00:07:41,000 --> 00:07:42,540
‫این دیگه چه لاکرداریـه؟

157
00:07:47,800 --> 00:07:49,260
 نپتونـه؟

158
00:07:49,880 --> 00:07:51,630
‫پوزئیدونـه,
‫نسخه‌ی یونانیش,

159
00:07:51,630 --> 00:07:54,300
‫در مقابل پوزئیدون زانو بزنید!

160
00:07:54,930 --> 00:07:56,680
‫کاش کل تاریخ همینطوری باحال بود

161
00:07:56,680 --> 00:07:59,730
‫این که تاریخ نیست سف,
‫این یه افسانه‌س,

162
00:07:59,730 --> 00:08:01,980
‫راست میگی,
‫واسه تاریخی بودن زیادی باحالـه,

163
00:08:01,980 --> 00:08:04,520
‫نقشه رو برگردونید

164
00:08:04,520 --> 00:08:06,230
‫قادر مطلقـه!

165
00:08:06,940 --> 00:08:10,900
‫خواهش می‌کنم، ما فقط می‌خوایم 
‫مامان‌ بابامون رو از دست شر مطلق نجات بدیم

166
00:08:10,900 --> 00:08:12,360
‫کمک‌مون می‌کنی؟

167
00:08:12,360 --> 00:08:14,990
‫چیزی که مال منه رو بهم برگردونید!

168
00:08:14,990 --> 00:08:19,910
‫کوین، اون که منطق حالیش نیست,
‫عُقده خدایی داره, فرار کن!

169
00:08:31,340 --> 00:08:33,670
‫- وای
‫- دقیقاً، وای

170
00:08:34,430 --> 00:08:37,300
‫ببخشید، نمی‌خواستم بترسونمت کِوستر

171
00:08:37,300 --> 00:08:38,930
کِوستر بودی دیگه؟

172
00:08:38,930 --> 00:08:40,600
‫آره خب

173
00:08:41,270 --> 00:08:43,440
‫فکرش رو می‌کردم,
‫می‌دونی من کی‌ام؟

174
00:08:43,440 --> 00:08:45,350
‫قادر مطلق؟

175
00:08:45,350 --> 00:08:47,230
‫آره، قادر مطلق

176
00:08:47,230 --> 00:08:48,900
‫اینجا بهشتـه؟

177
00:08:48,900 --> 00:08:50,360
‫نه، اینجا بهشت نیست کوین

178
00:08:50,360 --> 00:08:52,980
‫اینجا فقط یه فضای سفید بزرگ و وسیع مُبهمـه

179
00:08:52,980 --> 00:08:55,070
‫که از هیچی، خلقش کردم

180
00:08:55,070 --> 00:08:56,410
‫قبل از هیچی چی بود؟

181
00:08:56,410 --> 00:08:58,330
‫تاریکی سیاهِ مطلق

182
00:08:59,120 --> 00:09:01,410
‫قبلش هم همه‌چیز صورتی بود

183
00:09:01,410 --> 00:09:03,960
‫می‌تونم اونطوریش کنم,
‫هرچی که دلت بخواد,

184
00:09:05,250 --> 00:09:06,500
‫مثلاً موزه هم می‌تونی؟

185
00:09:07,080 --> 00:09:08,250
‫حتی یه موزه

186
00:09:08,250 --> 00:09:12,380
‫یه چندتا اثر هنری اینجا و اونجا،
‫یه کادوفروشی اونجا که کارت پستال بفروشـه،

187
00:09:12,380 --> 00:09:14,170
‫و یه کافه با کُلی غذای حال بهم‌زن

188
00:09:14,170 --> 00:09:18,010
‫اصلاً می‌تونم هرچی که می‌خوای رو
‫خلق کنم اما نه همین الان

189
00:09:18,010 --> 00:09:19,470
‫مگه نمی‌تونی همینطوری بکنی,,,

190
00:09:20,260 --> 00:09:21,810
‫همینطوری که نمیشـه

191
00:09:21,810 --> 00:09:22,930
‫زمان می‌بره

192
00:09:22,930 --> 00:09:26,690
‫بعدش هم، این روزها باید با این
‫ چرت‌وپرت‌های منابع انسانی سر و کله بزنی

193
00:09:26,730 --> 00:09:27,770
‫آره، بد مصیبتیـه

194
00:09:27,770 --> 00:09:31,730
‫خب کوین، نیوردمت اینجا تا
‫فقط درمورد موزه گپ بزنیم

195
00:09:32,530 --> 00:09:36,820
‫نه، یه چیز دیگه‌ای تو ذهنمـه و
‫چیز دیگه‌ای هست که بهش نیاز دارم

196
00:09:36,820 --> 00:09:38,821
‫می‌تونی حدس بزنی اون چیـه؟
‫حدس نزن, خودم میگم,

197
00:09:38,906 --> 00:09:40,700
‫- دنبال نقشه‌ای
‫- دنبالِ,,, می‌دونی؟

198
00:09:40,700 --> 00:09:42,080
‫از کجا می‌دونستی؟

199
00:09:42,080 --> 00:09:44,450
‫وقتی تو اون کله‌ی بزرگ و غول‌پیکر بودی,,,

200
00:09:44,450 --> 00:09:46,120
‫آره، پس می‌دونی,
‫آره، باشه,

201
00:09:46,120 --> 00:09:48,670
‫آره، نقشه‌م رو می‌خوام,
‫اما چطوری قراره بهش برسم؟

202
00:09:48,670 --> 00:09:50,670
‫خب سارق‌ها نمی‌خوان بدنش بهت

203
00:09:51,750 --> 00:09:52,750
‫لعنتی‌‌ها

204
00:09:53,080 --> 00:09:55,470
‫مگه این که یکی باشه که بتونه کمکم کنـه

205
00:09:55,470 --> 00:09:57,180
‫یکی که تو تیم من باشـه

206
00:09:57,180 --> 00:09:59,890
‫مثلاً یه جاسوس؟

207
00:10:00,970 --> 00:10:03,220
‫جاسوس,,,
‫چه ایده‌ی خوبی

208
00:10:04,140 --> 00:10:06,440
پسر جوان خلاقی هستی‌ها،‌
‫درست نمیگم؟

209
00:10:06,440 --> 00:10:07,850
‫آره، شاید یه جاسوس

210
00:10:07,850 --> 00:10:11,770
‫شاید یه جاسوس که بتونه چیزها رو بدزده و
‫به صاحب اصلیش برگردونـه

211
00:10:11,770 --> 00:10:13,690
‫اگه می‌تونستی نقشه رو ازشون بگیری و

212
00:10:13,690 --> 00:10:18,910
‫بعدش هم نقشه رو بدیش به من،
‫اینطوری من هم می‌تونستم چیزی رو بهت بدم

213
00:10:19,950 --> 00:10:22,450
‫استون‌هنج گُنده‌ی خودم که توش زندگی کنم؟

214
00:10:22,450 --> 00:10:23,080
‫نه

215
00:10:23,080 --> 00:10:26,900
‫بیشتر تو فکر این بودم که یه چیزی
‫‌ تو مایه‌های مامان بابات رو بهت برگردونم

216
00:10:26,900 --> 00:10:28,120
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

217
00:10:30,380 --> 00:10:31,780
‫می‌تونم این کار رو بکنم؟

218
00:10:31,780 --> 00:10:33,460
‫من همه‌کاری می‌تونم بکنم کوین

219
00:10:33,960 --> 00:10:36,130
‫می‌تونم مامان بابات رو
‫برگردونم رفیق, آره,

220
00:10:36,130 --> 00:10:38,630
‫دیگه چی؟
‫مامان بابات یکم مشکل داشتن

221
00:10:38,630 --> 00:10:39,720
‫قبول نداری؟

222
00:10:39,720 --> 00:10:41,220
‫از علایقت خوش‌شون نمیومد

223
00:10:41,220 --> 00:10:44,600
‫تاریخ براشون مهم نبود،
‫از این که کتاب می‌خونی بدشون میومد

224
00:10:44,600 --> 00:10:46,430
‫به حرفت گوش نمی‌کردن کوین

225
00:10:47,020 --> 00:10:49,600
‫می‌تونم نسخه‌ی بهتری از
‫ مامان بابات رو بهت بدم

226
00:10:49,600 --> 00:10:52,400
‫چطوره؟ مامان بابایی که
‫واقعاً براشون جالب باشی

227
00:10:52,400 --> 00:10:54,420
‫می‌تونی به هرچیز یا هرکسی که,,,

228
00:10:55,340 --> 00:10:56,530
‫دلت می‌خواد برسی

229
00:10:56,530 --> 00:10:59,820
‫می‌تونی هر پدرمادری که
‫می‌خوای رو داشته باشی کوین

230
00:11:03,370 --> 00:11:05,200
‫- شاید هم دلت,,,
‫- کوین,,,

231
00:11:05,200 --> 00:11:06,950
‫- ,,,این رو می‌خواد
‫- بیا تو تیم ما

232
00:11:06,950 --> 00:11:08,580
‫نه، با ما بازی کن کوین

233
00:11:09,410 --> 00:11:11,558
‫نگاه کن، همه‌شون تو رو می‌خوان,
‫نگاه‌شون کن,

234
00:11:11,643 --> 00:11:12,790
‫میری تو تیم‌شون کوین؟

235
00:11:12,790 --> 00:11:14,960
‫کوین، یکم دانستنی‌های تاریخی تعریف کن

236
00:11:14,960 --> 00:11:16,210
‫آره، فوتبال دیگه چیـه؟

237
00:11:16,210 --> 00:11:18,510
‫تاریخ، تاریخ، تاریخ!

238
00:11:18,510 --> 00:11:20,720
‫خب، نظرت چیـه کوین؟
‫معامله‌مون میشـه یا نه؟

239
00:11:22,590 --> 00:11:23,600
‫کوین

240
00:11:25,260 --> 00:11:28,020
‫حالا خوب گوش کن کوین,
‫نقشه خیلی برای من مهمـه، خب؟

241
00:11:28,020 --> 00:11:29,350
‫آره

242
00:11:29,350 --> 00:11:31,770
‫جاسوس من باش،
‫برگرد پیش اون سارق‌ها

243
00:11:31,770 --> 00:11:33,610
‫و نقشه رو برام بیار

244
00:11:38,780 --> 00:11:41,820
<i>‫می‌تونی به همه‌چیز برسی,
‫هرچی که دلت می‌خواد,</i>

245
00:11:45,660 --> 00:11:47,410
<i>‫این حرفت اصلاً قشنگ نبود</i>

246
00:11:47,410 --> 00:11:49,000
<i>‫خیلی خیلی خیلی نزدیک بود</i>

247
00:11:49,000 --> 00:11:50,540
‫خیلی نزدیک بود

248
00:11:50,540 --> 00:11:52,745
‫- نزدیک بود کوین رو بگیره
‫- چطوری پیدامون کرد؟

249
00:11:52,830 --> 00:11:54,250
‫چرا همه‌چیز اشتباه پیش میره؟

250
00:11:54,250 --> 00:11:57,630
‫همه‌چیز به‌خاطر ویژگی‌های رهبریِ
‫افتضاح پنه‌لوپه اشتباه پیش میره

251
00:11:57,630 --> 00:11:59,460
‫یا عدم توانایی تو توی نقشه‌خونی

252
00:11:59,460 --> 00:12:06,010
‫هی میگی، ‌«اوه، اینجا سرددشتـه»،
‫«اوه، فکر کنم اینجا سال ۱۹۲۰‌توی پاریسـه»

253
00:12:06,010 --> 00:12:08,140
‫باید بریم اونجا,
‫خودت می‌فهمی,

254
00:12:08,140 --> 00:12:10,640
‫شاید یه جاسوس تو جمع‌مونـه

255
00:12:11,560 --> 00:12:14,270
‫- جودی کجاس؟
‫- راست میگـه, جودی کجاس؟

256
00:12:14,270 --> 00:12:17,940
‫درمورد اون حرف بزنیم یا
‫درمورد غیب شدنت توی بیابون؟

257
00:12:17,940 --> 00:12:21,450
‫خب همه‌تون غیب شدین,
‫به‌جز من,

258
00:12:21,450 --> 00:12:22,860
‫یه کار جاسوسی خیلی معمول

259
00:12:22,860 --> 00:12:24,070
‫- کی؟ بازیگره؟
‫- آره

260
00:12:24,070 --> 00:12:27,280
‫که هیچوقت خودش نیست و
‫استاد تغییرچهره‌س، نه؟

261
00:12:27,280 --> 00:12:29,410
‫به‌نظرم هرسه نفرتون با هم کار می‌کنین

262
00:12:29,410 --> 00:12:30,660
‫حلقه‌ی جاسوسی‌تونـه

263
00:12:30,660 --> 00:12:32,580
‫من فقط قادر به راست‌گویی‌‌ام

264
00:12:32,580 --> 00:12:34,670
‫بازیگریت که این رو نمیگـه رفیق

265
00:12:34,670 --> 00:12:37,480
‫من جاسوس نیستم پنه‌لوپه,
‫فقط تویی که انگیزه‌ی مخفی داری,

266
00:12:37,480 --> 00:12:39,880
‫- چی؟
‫- میشه لطفاً تمرکز کنیم؟

267
00:12:39,880 --> 00:12:40,920
‫آره

268
00:12:40,920 --> 00:12:42,380
‫آره، باید تمرکز کنیم

269
00:12:42,380 --> 00:12:44,260
‫باید بریم جایی که سوزان مُرده

270
00:12:44,260 --> 00:12:46,350
‫بیخیال,
‫اونجا خیلی دوره,

271
00:12:46,350 --> 00:12:49,180
‫باید از جاها و زمان‌های زیادی عبور کنیم تا
‫به اونجا برسیم

272
00:12:49,180 --> 00:12:53,020
‫خب، من یه میون‌بر پیدا کردم که
‫تموم ایستگاه‌های بینش رو می‌ذاره کنار

273
00:12:53,020 --> 00:12:55,310
‫می‌تونین بهش بگین مسیر سریع

274
00:12:55,310 --> 00:12:59,630
‫- ترفندی داره؟
‫- نه، راستش، آ,,,

275
00:13:08,410 --> 00:13:10,700
‫خدای من,
‫خیلی نزدیک بود,

276
00:13:10,700 --> 00:13:12,700
‫نزدیک بود از صخره پرت شیم!

277
00:13:12,700 --> 00:13:13,790
‫وای، درست می‌گفتم

278
00:13:13,790 --> 00:13:16,000
‫گفتی مطمئنی که زنده می‌مونیم

279
00:13:16,540 --> 00:13:18,290
‫- گفتم تقریباً مطمئنم
‫- تقریباً؟

280
00:13:18,290 --> 00:13:21,050
‫- آره، حدوداً ۶۰ درصد
‫- شصت‌ درصد؟

281
00:13:21,050 --> 00:13:25,470
‫قضیه‌ی این که می‌گفتی پنه‌لوپه
‫انگیزه‌ی مخفی داره، چی بود؟

282
00:13:25,470 --> 00:13:28,390
‫آره خب,
‫پنه‌لوپه یواشکی بهم گفت که

283
00:13:28,390 --> 00:13:30,540
‫ما رو می‌بره تموم جاهایی که
‫ممکنـه گوین باشه

284
00:13:30,540 --> 00:13:33,240
‫تموم این مدت، نقشه‌ی پنه‌لوپه همین بود,
‫مگه نه، پنه‌لوپه؟

285
00:13:33,240 --> 00:13:34,390
‫- چی؟
‫- کی؟

286
00:13:34,390 --> 00:13:35,480
‫نامزد سابقش

287
00:13:35,480 --> 00:13:39,060
‫فقط به‌خاطر این که ناپدید شده 
‫بهش میگیم سابق, عملاً هنوز با همدیگه‌ایم,

288
00:13:39,060 --> 00:13:43,030
‫نه، نه, تو گفتی برای آزاد بودن و
‫یاغی‌گری و زندگی‌مون این کار رو می‌کنیم

289
00:13:43,030 --> 00:13:45,180
‫تموم این مدت دنبال دوست‌پسر سابقت بودی؟

290
00:13:45,180 --> 00:13:46,700
‫- نامزد
‫- بهمون دروغ گفتی؟

291
00:13:46,700 --> 00:13:48,910
‫من اینطوری بهش نگاه نمی‌کنم

292
00:13:48,910 --> 00:13:52,330
‫نه، فقط,,,
‫جنبه‌های زیادی داره

293
00:13:52,330 --> 00:13:54,710
‫اینطوری نیست,,,
‫اون سوءتعبیر کرد

294
00:13:56,000 --> 00:13:59,280
‫نگاه کنین,
‫اونا ماهاییم که مائوری‌ها گرفتن‌مون,

295
00:13:58,700 --> 00:14:02,015
« آئوتئاروا، سال ۱۳۲۰ پیش از میلاد »

296
00:13:59,280 --> 00:14:01,090
‫- نگاه کنین! جودی هم هست!
‫- جودی!

297
00:14:01,090 --> 00:14:03,340
‫جودی!
‫از پوچی دوری کن

298
00:14:03,340 --> 00:14:06,050
‫صدامون رو نمی‌شنویم,
‫جودی!

299
00:14:06,630 --> 00:14:07,720
‫باز دوباره دیر شد

300
00:14:07,720 --> 00:14:09,680
‫- همیشه دیر میشـه
‫- آره

301
00:14:09,680 --> 00:14:12,600
‫- لحظه‌ای سکوت
‫- پس سوزان اینجا مُرده

302
00:14:12,600 --> 00:14:14,600
‫- ممنون کوین
‫- چه با احساسات

303
00:14:14,600 --> 00:14:15,850
‫- خیلی با احساساتی
‫- ممنون

304
00:14:15,850 --> 00:14:19,770
‫آره، اینجا همون صخره‌ایـه که
‫سوزان بیچاره ازش پرت شد پایین

305
00:14:19,770 --> 00:14:23,530
‫و آره، سوزان بیچاره زیر تخته‌سنگ له شد

306
00:14:23,530 --> 00:14:25,280
‫- آره،‌ خیلی دردناکـه، نه؟
‫- کفشاش

307
00:14:26,070 --> 00:14:28,070
‫تنها چیزی که ازش مونده

308
00:14:29,410 --> 00:14:31,870
‫من که اون پایین جنازه نمی‌بینم

309
00:14:31,870 --> 00:14:33,370
‫نه، صدای فریادهاش رو شنیدیم

310
00:14:33,370 --> 00:14:35,000
‫و دیدیم که از صخره پرت شد پایین

311
00:14:35,000 --> 00:14:38,000
‫بعدش گفت،
‫«دارم از صخره پرت میشم پایین»

312
00:14:38,000 --> 00:14:41,340
‫بعدش هم گفت،
‫«حالا هم این تخته‌سنگ گنده داره میفته روم»

313
00:14:43,170 --> 00:14:44,510
‫غم‌انگیز بود

314
00:14:44,510 --> 00:14:47,300
‫و حالا تنها چیزی که ازش
‫ به یاد مونده، اون کفش‌هاس

315
00:14:47,300 --> 00:14:48,840
‫سایز ۴۴

316
00:14:49,550 --> 00:14:52,100
‫- میشه یه لحظه برای سوزان سکوت کنیم؟
‫- بله

317
00:14:54,123 --> 00:14:55,096
‫سوزان

318
00:15:00,440 --> 00:15:02,400
‫نمی‌خوام مزاحم لحظه‌ی غم‌انگیزتون بشم

319
00:15:02,900 --> 00:15:04,480
‫اما همونی نیست که اونجاس؟

320
00:15:04,480 --> 00:15:06,150
‫خدای من,,,

321
00:15:06,150 --> 00:15:08,070
‫خودشـه,,,
‫خودشـه!

322
00:15:08,070 --> 00:15:09,530
‫اون,,, اون,,,

323
00:15:09,530 --> 00:15:10,990
‫سوزان!
‫سوزان!

324
00:15:10,990 --> 00:15:16,330
‫- سوزان!
‫- سوزان!

325
00:15:17,040 --> 00:15:18,040
‫سوزان!

326
00:15:19,330 --> 00:15:21,670
‫- سوزان!
‫- داره از دست‌تون فرار می‌کنـه

327
00:15:21,670 --> 00:15:23,750
‫- فقط ما رو نشناختـه، خب؟
‫- آره

328
00:15:23,750 --> 00:15:25,170
‫- سوزان، داریم میایم!
‫- سوزان!

329
00:15:25,170 --> 00:15:27,420
‫- سوزان!
‫- داریم میایم!

330
00:15:27,420 --> 00:15:29,760
‫سوزان!

331
00:15:29,760 --> 00:15:33,430
‫- سوزان!
‫- اون پورتال توی نقشه نیست

332
00:15:33,430 --> 00:15:35,310
‫نه، نقشه هم که پیشش نیست

333
00:15:35,310 --> 00:15:36,430
‫مگه این که پیشش باشـه

334
00:15:36,430 --> 00:15:38,180
‫تیکه‌ی گم‌شده

335
00:15:38,180 --> 00:15:40,040
‫احتمالاً صحنه‌سازی کرده تا
‫بتونه بدزدتش

336
00:15:40,040 --> 00:15:42,000
‫سوزان هیچوقت این کار رو باهامون نمی‌کنـه

337
00:15:42,000 --> 00:15:43,650
‫داریم میایم سوزان!
‫داریم میایم!

338
00:15:43,650 --> 00:15:45,520
‫سوزان خیلی از دیدن‌مون خوشحال میشـه!

339
00:15:45,520 --> 00:15:46,980
‫سوزان!

340
00:15:50,280 --> 00:15:55,370
‫سوزان!

341
00:16:00,100 --> 00:16:04,600
« دودمان چین، ۲۲۰ سال پیش از میلاد »

342
00:16:01,620 --> 00:16:04,710
‫سوزان!

343
00:16:05,590 --> 00:16:07,050
‫- سوزان!
‫- سوزان!

344
00:16:07,050 --> 00:16:08,590
‫سوزان!
‫صدامون رو نمی‌شنوه

345
00:16:08,590 --> 00:16:10,620
‫شاید به‌خاطر تخته‌سنگه گوشاش سنگین شده

346
00:16:10,620 --> 00:16:13,640
‫گوشاش سنگین شده؟
‫تاحالا کسی قال‌تون نذاشتـه؟

347
00:16:13,640 --> 00:16:16,140
‫سوزان!

348
00:16:19,390 --> 00:16:21,520
‫- سوزان، ماییم!
‫- سوزان!

349
00:16:21,520 --> 00:16:24,270
‫نگهبانا، جلوشون رو بگیرین,
‫هی، هی، هی، ایست

350
00:16:24,270 --> 00:16:27,360
‫نمی‌تونین از این مسیر فرار کنین,
‫اینجا یه دیواره,

351
00:16:28,320 --> 00:16:31,530
‫خب، دیواری نیست,
‫اما ما فقط می‌خوایم به دوست‌مون برسیم,

352
00:16:31,530 --> 00:16:35,160
‫که گمون می‌کنم از اینجا پرید

353
00:16:35,160 --> 00:16:38,200
‫هیشکی نمی‌تونـه از این دیوار بپره,
‫امکان نداره,

354
00:16:38,200 --> 00:16:40,910
‫اما این کار رو کرد
‫چون دیواری وجود نداره

355
00:16:40,910 --> 00:16:43,960
‫- معلومـه که داره
‫- پس چطوری رفت اونجا؟

356
00:16:44,540 --> 00:16:48,130
‫- سوزان!
‫- این رمزتونـه؟ سوزان؟

357
00:16:49,630 --> 00:16:50,800
‫من شما رو می‌شناسم

358
00:16:51,380 --> 00:16:55,720
‫دشمن‌های من شما آدم‌کش‌ها رو فرستادن
‫تا من رو بکشین

359
00:16:57,510 --> 00:16:59,640
‫مردم میگن که خرافاتی‌ام

360
00:16:59,640 --> 00:17:01,430
‫اما اگه دائم بخوان که

361
00:17:01,430 --> 00:17:04,730
‫شما رو با سم به قتل برسونن که
‫خرافاتی به حساب نمیاین!

362
00:17:04,730 --> 00:17:06,230
‫- همچین قصدی نداریم
‫- نه

363
00:17:06,230 --> 00:17:09,530
‫با دیوارم می‌خوام جلوی همین چیزها رو بگیرم

364
00:17:09,530 --> 00:17:11,530
‫شما چین شی هوانگ هستین؟

365
00:17:11,530 --> 00:17:13,030
‫آره، آدم‌کش فسقلی

366
00:17:13,030 --> 00:17:15,820
‫وای, همیشه می‌خواستم
‫ دیوار بزرگ‌تون رو ببینم

367
00:17:15,820 --> 00:17:18,280
‫خب، باشه اما این,,,

368
00:17:18,280 --> 00:17:21,580
‫عالیـه,
‫خب، راستش خیلی خوبـه,

369
00:17:21,580 --> 00:17:23,660
‫هنوز تموم نشده اما ممنون

370
00:17:23,660 --> 00:17:24,920
‫خواهش می‌کنم

371
00:17:24,920 --> 00:17:26,170
‫خب دیگه، بریم

372
00:17:26,170 --> 00:17:27,830
‫اگه اومدن این طرف

373
00:17:27,830 --> 00:17:29,980
‫چشم‌هاشون رو سوراخ کنین و
‫عین ماهی شکارشون کنین

374
00:17:29,980 --> 00:17:34,510
‫- یا عمه‌ی خدابیامرزم
‫ - جداً؟ به‌خاطر نپریدن از دیواری که وجود نداره؟

375
00:17:34,510 --> 00:17:36,260
‫چه سخت‌گیر

376
00:17:36,260 --> 00:17:38,220
‫وایسین، صبر کنین,
‫من یه پیشگوئم,

377
00:17:38,220 --> 00:17:41,470
‫پیشگو؟
‫بعد از دیوارها، موضوع موردعلاقمـه,

378
00:17:41,470 --> 00:17:42,840
‫بله و می‌تونم بهتون بگم که

379
00:17:42,840 --> 00:17:46,400
‫مردم از تموم دنیا جمع میشن تا
‫دیوار شما رو ببینن

380
00:17:46,400 --> 00:17:49,520
‫قرار نیست آدم‌ها رو به خودش جذب کنـه,
‫قراره دور نگه‌شون داره!

381
00:17:49,520 --> 00:17:51,230
‫نه، همین کار رو می‌کنـه

382
00:17:51,230 --> 00:17:56,450
‫از چهار میلیون آجر ساخته میشه و
‫۲۰۰۰‌ سال طول می‌کشـه تا تموم شه

383
00:17:56,450 --> 00:17:57,740
‫۲۰۰۰‌ سال؟

384
00:17:57,740 --> 00:18:01,200
‫بنّاهام بهم گفتن ۴‌ ماه طول می‌کشـه,
‫این که خیلی مسخره و معمولیـه,

385
00:18:01,200 --> 00:18:03,410
‫پیدا کردن بنّای خوب کار سختیـه

386
00:18:03,410 --> 00:18:06,370
‫- مگه نه؟
‫- وای، چهار میلیون آجر

387
00:18:06,370 --> 00:18:09,000
‫- وای, تبریک میگم
‫- آفرین، آفرین

388
00:18:09,000 --> 00:18:11,000
‫- واقعاً‌ باید بریم یه جایی
‫- آره، آفرین

389
00:18:11,590 --> 00:18:13,210
‫نگهبان‌ها، بذارین رد شن

390
00:18:13,780 --> 00:18:16,000
‫- ممنون
‫- اما بگردین‌شون که سَم نداشته باشن

391
00:18:16,000 --> 00:18:17,880
‫راستش خیلی از این ایده خوشم اومد

392
00:18:17,880 --> 00:18:20,800
‫چهار میلیون آجر خیلی باحالـه

393
00:18:20,800 --> 00:18:23,430
‫مطمئن باشین،
‫کاملاً به کار میاد

394
00:18:23,430 --> 00:18:25,890
‫شما تبدیل به اولین امپراتور چین میشین

395
00:18:25,890 --> 00:18:28,060
‫- چین دیگه چیـه؟
‫- چین,,,

396
00:18:28,060 --> 00:18:31,940
‫کوین، اگه می‌خوایم به سوزان برسیم
‫باید عجله کنیم!

397
00:18:37,860 --> 00:18:38,990
‫سوزان؟

398
00:18:39,570 --> 00:18:41,830
‫سوزانـه!
‫سوزان!

399
00:18:42,370 --> 00:18:43,830
‫خدای من!

400
00:18:45,580 --> 00:18:47,750
‫مسابقات المپیکـه؟
‫پرش ارتفاع؟

401
00:18:47,750 --> 00:18:52,250
‫خیلی بدتر,
‫اینجا شهر کافا تو سال ۱۳۴۳س,

402
00:18:50,421 --> 00:18:53,536
« کافا، ۱۳۴۳ »

403
00:18:52,250 --> 00:18:54,510
‫توسط مغول‌های زرین محاصره شده

404
00:18:54,510 --> 00:18:57,760
‫و دارن قربانی‌های طاعون رو 
‫پرت می‌کنن توی شهر

405
00:19:00,590 --> 00:19:02,760
‫چه حال‌بهم‌زن,
‫اصلاً چرا این رو می‌دونی؟

406
00:19:02,760 --> 00:19:05,680
‫اولین مورد ثبت شده از جنگ بیولوژیکیـه

407
00:19:05,680 --> 00:19:08,190
‫اینطوری بود که «مرگ سیاه» وارد اروپا شد

408
00:19:08,190 --> 00:19:10,770
‫باشه، خب,,,
‫باید از اینجا بریم

409
00:19:10,770 --> 00:19:13,400
‫آره، فقط کافیـه تا
‫ از بین یه مشت زامبی فرار کنیم

410
00:19:13,400 --> 00:19:16,860
‫احتمالاً بهتر باشه که
‫ این بخش از تاریخ رو فقط خوند

411
00:19:16,860 --> 00:19:18,360
‫- سوزان کجاس؟
‫- سوزان رو گم کردیم

412
00:19:18,360 --> 00:19:20,570
‫سوزان!
‫سوزان!

413
00:19:20,570 --> 00:19:22,950
‫سوزان!

414
00:19:24,410 --> 00:19:25,950
‫سوزان!
‫برگرد!

415
00:19:25,950 --> 00:19:27,540
‫هی، هی، هی!

416
00:19:27,540 --> 00:19:31,080
‫چی‌کار می‌کنین؟ هی می‌دوین و
‫می‌گردین و می‌دوین؟

417
00:19:31,080 --> 00:19:32,000
‫قضیه چیـه؟

418
00:19:32,000 --> 00:19:34,040
‫دنبال دوست صمیمی‌مون می‌گردیم، سوزان

419
00:19:34,040 --> 00:19:38,380
‫آره، سعی هم کنین که از این بیماریِ
‫‌ به شدت واگیردار و مرگ‌بار دور بمونین

420
00:19:38,970 --> 00:19:41,220
‫آره، همون به اصطلاح «طاعون خیارکی»

421
00:19:41,220 --> 00:19:42,760
‫نیازی به نگرانی نداره

422
00:19:42,760 --> 00:19:47,890
دیوونگی محضـه که نگران یه بیماریِ
‫ به‌شدت واگیردار که مرگ‌باره، نباشین

423
00:19:47,890 --> 00:19:51,730
‫نه، عین آنفولانزا می‌مونـه,
‫همه بالاخره می‌گیرنش,

424
00:19:52,480 --> 00:19:54,020
‫- جداً؟
‫- نه، نه

425
00:19:54,020 --> 00:19:58,240
‫فقط اگه پیر باشی طاعون می‌گیری،
‫ما هم ۲۴ سال‌مونـه

426
00:19:58,900 --> 00:20:02,700
‫یا اگه خودت رو بشوری, پس خودتون رو نشورین,
‫این خیلی مهمـه,

427
00:20:02,700 --> 00:20:04,700
‫اون که داره خودش رو می‌شوره

428
00:20:04,700 --> 00:20:06,200
‫آره اما با ادرار

429
00:20:07,160 --> 00:20:08,330
‫بله، بله

430
00:20:08,330 --> 00:20:09,710
‫- نه
‫- بله

431
00:20:09,710 --> 00:20:13,290
‫محافظت صددرصدی
‫ در برابر طاعون خیارکیـه

432
00:20:13,290 --> 00:20:15,040
‫برای نکات بیشتر دنبالم بیاین

433
00:20:15,040 --> 00:20:16,210
‫با چی؟

434
00:20:16,210 --> 00:20:18,280
‫با پای پیاده,
‫با پای پیاده دنبالم بیاین,

435
00:20:18,280 --> 00:20:19,880
‫همینجا سمت چپ,
‫مغازه‌م اونجاس,

436
00:20:19,880 --> 00:20:22,050
‫- نه، نمیریم دنبالش
‫- قالیچه داریم

437
00:20:22,050 --> 00:20:23,680
‫لذت می‌برین,
‫بیاین، بیاین، بیاین,

438
00:20:25,550 --> 00:20:28,930
‫سوزان! برگرد,
‫ماییم, سوزان!

439
00:20:28,930 --> 00:20:34,210
moviepovie.com

440
00:20:34,230 --> 00:20:35,230
‫سوزان!

441
00:20:35,230 --> 00:20:37,360
‫سوزان، نمی‌تونی,,,
‫سوزان

442
00:20:39,530 --> 00:20:41,070
‫سوزان، ماییم

443
00:20:41,070 --> 00:20:43,160
‫سوزان!

444
00:20:44,620 --> 00:20:47,240
‫اگه هی فرار کنی
‫پیدا کردنت سخت‌تر میشـه

445
00:20:48,410 --> 00:20:50,450
‫سوزان!

446
00:20:54,330 --> 00:20:56,750
‫- سوزان، ماییم
‫- سوزان

447
00:20:56,750 --> 00:21:00,710
‫می‌دونم شمایین چون دوزاری‌تون کجـه!

448
00:21:01,420 --> 00:21:03,260
‫من کشیدم کنار، خب؟

449
00:21:03,840 --> 00:21:05,260
‫دیگه سارق نیستم

450
00:21:05,260 --> 00:21:06,890
‫سوزان که همچین حرفی نمی‌زنـه

451
00:21:06,890 --> 00:21:09,260
‫- من سوزانم!
‫- با سوزان اصلی چی‌کار کردی؟

452
00:21:09,260 --> 00:21:10,430
‫من سوزانم,,,

453
00:21:10,430 --> 00:21:14,190
‫و فقط می‌خوام برم یه جا و
‫شما نباید بیاین دنبالم

454
00:21:14,540 --> 00:21:17,590
‫دست از سرم بردارین

455
00:21:22,570 --> 00:21:23,683
‫من,,,

456
00:21:24,320 --> 00:21:25,570
‫متوجه نمیشم

457
00:21:29,280 --> 00:21:30,370
‫ببخشید دوستان

458
00:21:31,290 --> 00:21:32,660
‫حرف مهمی برای گفتن دارم

459
00:21:34,210 --> 00:21:35,580
‫صبر کنین ببینم

460
00:21:41,210 --> 00:21:43,630
‫صبر کنین ببینم,
‫این سرفه برای چی بود؟

461
00:21:43,630 --> 00:21:46,180
‫فقط داشتم گلوم رو صاف می‌کردم

462
00:21:46,180 --> 00:21:48,720
‫چون می‌خوام سخنرانی کنم،
‫اینطوری,,,

463
00:21:51,310 --> 00:21:55,270
‫آلتو، خارجی‌هایی که
‫مشکوک به آورن طاعونن، کشته شدن

464
00:21:55,270 --> 00:21:57,020
‫- خب,,, ما که طاعون نداریم
‫- نه

465
00:21:57,020 --> 00:21:58,270
‫شنیدین؟

466
00:21:58,860 --> 00:22:02,360
‫فکر کنم این مزاحم‌ها طاعونی رو
‫ با خودشون آورده باشن

467
00:22:02,360 --> 00:22:04,280
‫که به عقیده‌ی من واقعی نیست

468
00:22:04,280 --> 00:22:05,740
‫چی؟
‫نه مردم

469
00:22:05,740 --> 00:22:08,570
‫چو ن فکر می‌کنین که
‫یه بیماری مرگ‌بار داریم، ما رو نکشین

470
00:22:08,570 --> 00:22:12,440
‫بذارین اون بیماری مرگباری که
‫ فکر می‌کنین ما داریم، شما رو بکشـه

471
00:22:17,880 --> 00:22:19,940
‫- نه, نباید این حرف رو می‌زدم,,,
‫- نه

472
00:22:19,960 --> 00:22:24,420
‫جسدهایی که دارن پرت میشن طاعون دارن،
‫نه ما

473
00:22:24,420 --> 00:22:25,590
‫نه ما,
‫ویجیت,,,

474
00:22:28,640 --> 00:22:29,720
‫ای خدا

475
00:22:34,100 --> 00:22:35,100
‫چقدر عجیب

476
00:22:35,600 --> 00:22:37,100
‫ما رو نکشین

477
00:22:37,100 --> 00:22:40,310
‫- بیاین دیگه
‫- سوزان

478
00:22:42,400 --> 00:22:43,780
‫اون دیگه چی بود؟

479
00:22:54,910 --> 00:22:57,290
‫آره,
‫سوزان اومد نجات‌مون بده,

480
00:22:57,290 --> 00:22:59,820
‫می‌دونستم نمی‌ذاره که
‫ یه مشت اراذل لت و پارمون کنن

481
00:22:59,820 --> 00:23:02,590
‫می‌دونستم وقتی گفت نیایم دنبالش
‫شوخی می‌کرد

482
00:23:02,590 --> 00:23:04,050
‫خیلی شوخ‌طبعـه

483
00:23:04,050 --> 00:23:06,340
‫سوزان!
‫کجاس؟

484
00:23:06,340 --> 00:23:08,220
‫سوزان!

485
00:23:08,720 --> 00:23:10,970
‫فکر کنم رفیق قلابی‌تون توی اون خونه‌ باشه

486
00:23:13,060 --> 00:23:14,470
‫خب، چرا این رو میگی؟

487
00:23:15,060 --> 00:23:17,310
‫شاید چون تنها جای اینجاس؟

488
00:23:17,310 --> 00:23:19,520
‫خب نه، خودم می‌خواستم بگم,
‫بریم,

489
00:23:19,520 --> 00:23:23,400
‫اگه قادر مطلق اونجا باشه و
‫به شکل زئوس در اومده باشه چی؟

490
00:23:23,400 --> 00:23:25,650
‫ممکنـه جاسوسه این تله رو گذاشته باشـه

491
00:23:25,650 --> 00:23:27,440
‫خواهر من جاسوس نیست

492
00:23:27,440 --> 00:23:30,860
‫اصلاً قبل این که اون بیاد اینجا
‫اوضاع بهم ریخته بود

493
00:23:30,860 --> 00:23:33,030
‫راستش دقیقاً از وقتی که 
سر و کله‌ی خودت پیدات شد

494
00:23:33,030 --> 00:23:34,620
‫آره، احتمالاً کوین جاسوس باشه

495
00:23:35,790 --> 00:23:39,000
‫باشه, سوزان می‌دونـه که
‫جاسوس کیـه، خب؟

496
00:23:39,000 --> 00:23:42,960
‫حالا هم بیاین از این قضیه‌ی
‫«دیگه نمی‌خوام سارق باشم» سر در بیاریم

497
00:23:53,850 --> 00:23:54,850
‫گوین؟

498
00:23:57,100 --> 00:23:58,180
‫باورم نمیشه,,,

499
00:23:59,480 --> 00:24:02,560
‫بعد از تمام این مدت
‫بالاخره پیدات کردم

500
00:24:02,560 --> 00:24:04,020
‫اوه، گوین

501
00:24:06,440 --> 00:24:07,440
‫سوزان؟

502
00:24:08,240 --> 00:24:09,240
‫گوین

503
00:24:09,780 --> 00:24:12,910
‫- گوین؟ سوزان؟
‫- وای، چه قشنگ

504
00:24:12,910 --> 00:24:14,910
‫گوین با بهترین دوستت زندگی می‌کنـه

505
00:24:14,910 --> 00:24:18,330
‫تا بتونی همزمان به جفت‌شون سر بزنی

506
00:24:19,450 --> 00:24:21,170
‫خب، قضیه چیـه؟

507
00:24:22,710 --> 00:24:26,500
‫دستش رو ول کن سوزان،
‫فقط وقتایی بگیر که کمک می‌خواد

508
00:24:26,500 --> 00:24:28,880
‫اما اگه کمک هم بخواد
‫خودم کمکش می‌کنم

509
00:24:28,880 --> 00:24:29,970
‫برو اونور

510
00:24:29,970 --> 00:24:32,840
‫پنه‌لوپه، من سوزان رو دوست دارم

511
00:24:34,220 --> 00:24:36,080
‫من هم گوین رو دوست دارم

512
00:24:36,100 --> 00:24:37,600
‫نه اما من,,,

513
00:24:37,600 --> 00:24:40,680
‫اما من داشتم توی زمان سفر می‌کردم تا
‫ تو رو پیدا کنم

514
00:24:40,680 --> 00:24:44,190
‫و بهت نشون بدم چه کارهایی می‌تونم بکنم،
‫چه کسی می‌تونم باشم

515
00:24:44,190 --> 00:24:45,940
‫خب خوش به حالت

516
00:24:45,940 --> 00:24:49,990
‫نه، نه، نه,,, این برای توئه,
‫برای توئه، نه برای من,

517
00:24:51,150 --> 00:24:56,280
اون‌وقت به‌جاش این سارق،
‫این دزد,,,

518
00:24:56,280 --> 00:24:59,330
‫تو تنها عشق حقیقیم رو ازم دزدیدی

519
00:24:59,330 --> 00:25:01,160
‫پنه‌لوپه، من گنج نیستم

520
00:25:02,500 --> 00:25:03,580
‫برای من که بودی

521
00:25:04,460 --> 00:25:06,500
‫بزرگ‌ترین گنج این دنیا بودی

522
00:25:07,170 --> 00:25:10,130
‫نمی‌دونستیم چطوری بهت بگیم
‫برای همین فرار کردم,,,

523
00:25:10,130 --> 00:25:11,880
‫نه، نه,,,

524
00:25:11,880 --> 00:25:17,890
‫من تموم زندگیم رو به خطر انداختم تا
‫بزرگ‌ترین ثروت‌های دنیا رو برات جمع کنم

525
00:25:17,890 --> 00:25:21,180
‫نگاه کن,,, با خودم آوردم‌شون,
‫می‌بینی؟

526
00:25:21,180 --> 00:25:24,560
‫اگه بهش نگاه کنی، مال خودتـه,
‫فقط بهشون نگاه کن,

527
00:25:24,560 --> 00:25:28,440
‫این کارد و چنگال از «دوران جُرج»ـه،
‫ارل ساندویچ

528
00:25:28,440 --> 00:25:29,530
‫این هم,,,

529
00:25:29,530 --> 00:25:34,910
‫طلاها و یاغوت‌های مانسا موسی و
‫سلطان قاهره رو نگاه کن

530
00:25:34,910 --> 00:25:37,030
‫این یه دندون دایناسوره

531
00:25:37,030 --> 00:25:38,830
‫اون‌وقت میگی این رو نمی‌خوای؟

532
00:25:38,830 --> 00:25:40,910
‫پنه‌لوپه، من هیچوقت دنبال گنج نبودم

533
00:25:42,540 --> 00:25:46,840
‫من فقط می‌خواستم برام وقت بذاری
‫اما تو وقتت رو برای چیزای دیگه می‌ذاشتی

534
00:25:47,380 --> 00:25:49,420
‫پس به گمونم این عکس از خودت رو نمی‌خوای

535
00:25:55,300 --> 00:25:57,180
‫این یعنی منم؟

536
00:25:58,220 --> 00:25:59,890
‫خودتی دیگه، نیستی؟

537
00:26:01,390 --> 00:26:05,270
‫نه,,, فکر کنم تو فقط چیزی رو
‫ می‌دیدی که دنبالش بودی، پنه‌لوپه

538
00:26:06,980 --> 00:26:11,650
‫اما حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫میشه از این گردن‌بند قشنگی ساخت

539
00:26:11,650 --> 00:26:13,820
‫نه، دیگه نمی‌تونی داشته باشیش

540
00:26:13,820 --> 00:26:15,450
‫اینجا چه خبره؟

541
00:26:16,030 --> 00:26:19,660
‫ببین، من مرگم رو صحنه‌سازی کردم تا
‫بتونم از دست‌تون فرار کنم

542
00:26:19,660 --> 00:26:23,540
‫و یه تیکه از نقشه رو دزدیدم تا
‫هیچوقت اینجا پیدام نکنین

543
00:26:26,330 --> 00:26:28,840
‫متوجهم که چرا می‌خواستی
‫ از دست پنه‌لوپه فرار کنی

544
00:26:28,840 --> 00:26:30,630
‫اما از دست ما دیگه چرا؟

545
00:26:30,630 --> 00:26:33,920
‫آره خب، یک بار سارق شدیم و
‫برای همیشه سارق می‌مونیم، مگه نه؟

546
00:26:34,540 --> 00:26:35,720
‫واقع‌گرا باشین بچه‌ها

547
00:26:35,720 --> 00:26:37,720
‫ما جز این که نزدیک بود کشته بشیم و

548
00:26:37,720 --> 00:26:42,100
‫توی دزدی شکست بخوریم،
‫دیگه چی‌کار کردیم؟

549
00:26:42,100 --> 00:26:45,680
‫من فقط می‌خواستم با گَو باشم،
‫اما شما ها سد راهم بودین

550
00:26:47,020 --> 00:26:48,020
‫باشه

551
00:26:48,730 --> 00:26:51,820
‫خب، البته تونستیم یه چیزهایی بدزدیم ولی,,,

552
00:26:51,820 --> 00:26:54,820
‫ولی چی؟
‫کل بارِتون اینـه

553
00:26:54,820 --> 00:26:56,650
‫اصلاً جودی کجاس؟

554
00:26:56,650 --> 00:26:58,360
‫اون توی پوچی گم شد

555
00:26:59,220 --> 00:27:00,780
‫بهش می‌خوره فرار کرده باشـه

556
00:27:00,780 --> 00:27:02,330
‫شما سارقان زمان نیستین

557
00:27:03,120 --> 00:27:06,620
‫شما فقط توریست‌های بدبخت تاریخین

558
00:27:07,210 --> 00:27:08,580
‫اصلاً هدف‌تون چیـه؟

559
00:27:09,370 --> 00:27:11,790
‫هیچ کدوم از کارهایی که
‫قرار بود بکنیم رو نکردین

560
00:27:16,550 --> 00:27:18,380
‫آره خب، درست میگـه

561
00:27:18,380 --> 00:27:21,970
‫هیچ کدوم از کارهایی که
‫قرار بود بکنیم رو نکردیم

562
00:27:21,970 --> 00:27:23,560
‫اصلاً هدف‌مون چیـه؟

563
00:27:24,560 --> 00:27:26,230
‫شاید بهتره مثل سوزان

564
00:27:26,230 --> 00:27:30,850
‫یه تیکه از نقشه رو بکنیم و
‫جدا شیم

565
00:27:30,850 --> 00:27:33,650
‫و دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم

566
00:27:44,160 --> 00:27:45,240
‫پنه‌لوپه

567
00:27:47,250 --> 00:27:51,040
‫شاید گوین بهت نیاز نداشته باشه اما
‫ من دارم, واقعاً دارم,

568
00:28:40,220 --> 00:28:41,220
‫ممنون کوین

569
00:28:48,140 --> 00:28:49,350
‫حق با سوزانـه

570
00:28:49,350 --> 00:28:52,140
‫هیچ کدوم از کارهایی که
‫قرار بود بکنیم رو نکردیم

571
00:28:53,600 --> 00:28:55,270
‫اما کارهای دیگه‌ای کردیم

572
00:28:56,360 --> 00:28:57,690
‫هدف‌مون چیـه؟

573
00:28:57,690 --> 00:29:02,530
‫ما یه دسته،
‫ یه گروه و چندنفریم که با همدیگه‌ایم

574
00:29:03,360 --> 00:29:07,160
‫آره، چندنفرین که با همدیگه‌این، 
‫کاملاً درستـه, نمیشه منکرش شد,

575
00:29:07,160 --> 00:29:08,660
‫حرفم تموم نشده

576
00:29:10,120 --> 00:29:11,160
‫ما یه تیم هستیم

577
00:29:12,000 --> 00:29:13,960
‫مراقب همدیگه‌ایم

578
00:29:13,960 --> 00:29:16,920
‫هدف‌مون اینـه,
‫کاری که کردیم این بوده,

579
00:29:16,920 --> 00:29:20,260
‫لازم نیست کسایی رو تحت تاثیر قرار بدیم که
‫بهمون اهمیتی نمیدن

580
00:29:20,260 --> 00:29:24,720
‫ما از همدیگه مراقبت می‌کنیم،
‫حتی از جدیدترین اعضای تیم‌مون

581
00:29:26,220 --> 00:29:29,870
‫برای همین بهشون کمک می‌کنیم تا
‫مامان باباشون رو نجات بدن

582
00:29:30,420 --> 00:29:35,600
‫با بردن‌شون به خطرناک‌ترین جای دنیا

583
00:29:37,560 --> 00:29:44,030
‫پنه‌لوپه، من تا دروازه‌های
‫قلعه‌ی تاریکی جاودان دنبالت میام

584
00:29:44,030 --> 00:29:47,030
‫من هم همینطور،
‫تا ورودی اونجا و نه بیشتر از اون

585
00:29:47,030 --> 00:29:49,080
‫من هم همینطور,
‫با کمال میل تا اونجا میام

586
00:29:49,080 --> 00:29:51,870
‫اما داخلش نمیام چون خیلی می‌ترسم

587
00:29:52,910 --> 00:29:56,420
‫خب سوزان
‫باید اون تیکه‌ی نقشه رو بهمون بدی تا

588
00:29:56,420 --> 00:29:58,750
‫راه‌مون به دوران افسانه‌ها رو پیدا کنیم

589
00:29:58,750 --> 00:30:02,710
‫واسه پیدا کردن دوران افسانه‌ها
‫ به نقشه نیاز ندارین اسکل‌ها

590
00:30:02,710 --> 00:30:04,380
‫همین الانشم هم داخلشین

591
00:30:08,850 --> 00:30:10,140
‫زلزله!

592
00:30:11,060 --> 00:30:12,140
‫زلزله!

593
00:30:16,230 --> 00:30:18,270
‫این دیگه چیـه؟

594
00:30:18,900 --> 00:30:20,360
‫کوین!
‫مراقب باش!

595
00:30:33,000 --> 00:30:34,910
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

596
00:30:34,910 --> 00:30:38,170
‫- اون هِنـه بابا
‫- رو سر یه غول زندگی می‌کنین؟

597
00:30:42,050 --> 00:30:44,160
‫«روی سر یه انسان زندگی می‌کنـه»

598
00:30:45,280 --> 00:32:15,280
moviepovie.com