﻿

1
00:00:01,138 --> 00:00:09,226
moviepovie.com

2
00:00:10,440 --> 00:00:16,000
این سریال بر اساس وقایع و پیامدهای بمب‌گذاری]
[لاکربی در سال 1988 ساخته شده است

3
00:00:16,440 --> 00:00:21,000
این سریال از کار و تحقیقات «جیم سوایر» در]
[سال‌های پس از این فاجعه الهام گرفته است

4
00:00:21,440 --> 00:00:28,000
برخی از نام‌ها، شخصیت‌ها و صحنه‌ها به‌منظور]
[اهداف نمایشی تغییر کرده یا تخیلی شده‌اند

5
00:00:43,440 --> 00:00:46,000
برو و کیف کن

6
00:00:43,440 --> 00:00:47,000
[آنچه گذشت]

7
00:00:47,880 --> 00:00:49,720
‫هواپیما سقوط کرده

8
00:00:53,160 --> 00:00:55,600
‫- شما کی رو از دست دادید؟
‫- دخترمون، فلورا

9
00:00:55,640 --> 00:00:57,000
‫من کابوس می‌بینم

10
00:01:00,040 --> 00:01:02,880
دولت میدونسته, همه میدونستن

11
00:01:02,920 --> 00:01:05,256
‫دستگیری دو شهروند لیبیایی,,,

12
00:01:05,280 --> 00:01:07,240
‫لیبیایی؟ فکر می‌کردم کار ایران بوده

13
00:01:07,240 --> 00:01:10,264
‫- فکر می‌کنی یه هواپیما رو منفجر کردم؟
‫- نه، معمولـه که نه

14
00:01:10,288 --> 00:01:12,520
‫اما چرا هیچ وقت نمیگی توی
‫سفرهات چیکار می‌کنی؟

15
00:01:12,520 --> 00:01:16,760
‫این مدرک برای پیگرد قضایی فوق‌العاده مهمه

16
00:01:16,800 --> 00:01:20,200
‫ما پیشنهاد می‌دیم که دادگاه در یک کشور
‫بی طرف برگزار بشه

17
00:01:20,240 --> 00:01:22,920
‫من فقط می‌خوام بدونم کی دخترم رو کشته

18
00:01:22,960 --> 00:01:25,160
‫حکم هرچی که بود، قبولش می‌کنـی

19
00:01:26,240 --> 00:01:27,840
‫بعدش دوباره میشی مال ما

20
00:01:27,880 --> 00:01:29,080
‫قول میدم

21
00:01:32,104 --> 00:01:38,104
‫[سوم می 2000]
‫[یازده سال پس از بمب گذاری لاکربی]

22
00:01:45,104 --> 00:01:52,104
moviepovie.com

23
00:01:53,104 --> 00:01:59,989
moviepovie.com

24
00:02:41,128 --> 00:02:46,840
‫« لاکربی، جستجویی برای حقیقت »

25
00:02:46,840 --> 00:02:49,016
‫مهم‌ترین اخبار امروز اسکاتلند

26
00:02:49,040 --> 00:02:50,720
‫محاکمه‌ی قرن آغاز شد,,,

27
00:02:50,760 --> 00:02:53,680
‫به آن محاکمه‌ی قرن گفته می‌شود

28
00:02:57,120 --> 00:02:58,640
‫,,,سرانجام در دادگاه محاکمه می‌شوند,,,

29
00:02:58,680 --> 00:03:01,960
‫کمپ زایست در پشت من قرار دارد،
‫یک پایگاه نظامی سابق

30
00:03:02,000 --> 00:03:06,360
‫در خارج از شهر اوترخت، که با هزینه‌ای
‫معادل 12 میلیون پوند تغییر کاربری پیدا کرده

31
00:03:06,400 --> 00:03:09,760
‫در قطعه کوچکی از خاک هلند که به ‌عنوان
‫بخشی از اسکاتلند تعیین شده است

32
00:03:09,800 --> 00:03:11,480
‫هیئت منصفه‌ای در کار نیست

33
00:03:11,520 --> 00:03:14,440
‫و به جای آن چهار قاضی ارشد اسکاتلند
‫حکم را خواهند داد,,,

34
00:03:14,480 --> 00:03:16,680
‫27 خانواده آمریکایی اینجا هستند

35
00:03:16,720 --> 00:03:19,880
‫- ‫در کنار گروه کوچک‌تری از,,,
‫ - این دختر ماست، تئو کوهن

36
00:03:19,920 --> 00:03:22,040
‫وقتی که هواپیماش روی لاکربی منفجر شد

37
00:03:22,080 --> 00:03:24,520
‫- فقط 20 سال داشت
‫- اثبات پرونده و گناهکاری

38
00:03:24,560 --> 00:03:27,720
‫دو لیبیایی کار سختی خواهد بود،
‫اما برای من اهمیتـی نداره

39
00:03:27,760 --> 00:03:29,760
‫خوشحالـم از این که توی دادگاه می‌بینم‌شون

40
00:03:29,800 --> 00:03:32,560
‫اهمیت زیادی دارد که در جامعه‌ای زندگی کنیم
‫که سیستم حقوقیـش

41
00:03:32,600 --> 00:03:34,840
بابت اهداف سیاسی تغییر نکنـه

42
00:03:34,880 --> 00:03:38,136
‫برادر من و مابقی کشته شدگان
‫نمی‌تونن عدالت شایسته‌ی

43
00:03:38,160 --> 00:03:40,480
‫خودشون رو مطالبه کنـن,
‫پس ما باید به جای اونا حرف بزنیم,

44
00:03:40,520 --> 00:03:42,800
دادستان‌ها باید بدون هیچ شک و شهبه‌ای

45
00:03:42,840 --> 00:03:45,576
‫ثابت کنـن که اونا مسئول بمب گذاری
‫پرواز 103 بودن

46
00:03:45,600 --> 00:03:48,480
‫من کاملاً ایمان دارم که
‫این کار رو خواهند کرد

47
00:04:05,440 --> 00:04:06,880
‫خوشحالم که می‌بینمت

48
00:04:06,920 --> 00:04:09,256
‫یه لحظه توجه کنید دوستان

49
00:04:09,280 --> 00:04:12,800
‫برایان مورتا، از وزارت دادگستری
ایالات متحده هستم

50
00:04:12,840 --> 00:04:16,720
‫همکارم دینا داره نسخه‌هایی از

51
00:04:16,760 --> 00:04:18,720
‫لیست شاهدان محاکمه رو پخش می‌کنـه

52
00:04:18,760 --> 00:04:21,240
‫هزار شاهد، شهادت میدن

53
00:04:21,280 --> 00:04:23,120
‫اگه سوالی داشتید، در خدمت هستیم

54
00:04:27,240 --> 00:04:28,920
‫- ملاقات باهاتون باعث افتخاره، جناب
‫- خوشوقتم

55
00:04:28,960 --> 00:04:31,960
‫چندوقت یک بار میایید به محاکمه‌ها؟

56
00:04:32,000 --> 00:04:34,800
‫جان و من به نمایندگی از گروه
‫خانواده‌های بریتانیا اینجا هستیم

57
00:04:34,840 --> 00:04:37,520
‫تا زمانی که حکم اعلام بشه،
هر روز ‫همینجا هستیم

58
00:04:37,560 --> 00:04:39,120
‫از خودگذشتگی شما رو تحسین می‌کنم

59
00:04:39,880 --> 00:04:42,040
‫فکر می‌کنید محاکمه چقد طول بکشه؟

60
00:04:42,080 --> 00:04:44,480
‫گفتنـش سخته خانم، آه,,,

61
00:04:44,520 --> 00:04:46,720
‫شش ماه,,, شایدم بیشتر

62
00:04:46,760 --> 00:04:49,696
‫اما شک نکنید، اهمیتی نداره چقد طول بکشه

63
00:04:49,720 --> 00:04:52,480
‫این مرد‌ها گناهکار هستن و ما
‫حکم محکومیت رو می‌گیریم

64
00:04:52,520 --> 00:04:54,960
‫خانم‌ها و آقایون

65
00:04:55,000 --> 00:04:57,480
‫دادگاه به زودی تشکیل میشه

66
00:04:59,840 --> 00:05:03,040
‫خانم‌ها و آقایون، بخش مطبوعات
‫سمت چپ هست

67
00:06:09,440 --> 00:06:11,040
‫مریض!

68
00:06:27,800 --> 00:06:30,920
‫عبدالباسط علی محمد المقرحی

69
00:06:30,960 --> 00:06:33,600
‫و الامین خلیفه فحیمه

70
00:06:33,640 --> 00:06:37,240
‫هر دوی شما متهم به توطئه

71
00:06:37,280 --> 00:06:39,720
‫برای قرار دادن یک کیف دستی
حاوی بمب دست ساز

72
00:06:39,760 --> 00:06:44,080
‫در پرواز پان‌ام 103 می‌باشید

73
00:06:44,120 --> 00:06:47,320
چمدان برای سفر بدون همراه

74
00:06:47,360 --> 00:06:50,600
از فرودگاه مالت به فرودگاه فرانکفورت

75
00:06:50,640 --> 00:06:53,640
و بعد از لندن هیترو به نیویورک برچسب گذاری شده که

76
00:06:53,680 --> 00:06:56,440
‫که در میانه‌ی راه بر روی شهر لاکربی
‫واقع در اسکاتلند منفجر شد

77
00:06:56,480 --> 00:07:01,840
‫که منجر به مرگ 259 سرنشین و خدمه

78
00:07:01,880 --> 00:07:05,120
‫و 11 تن بر روی زمین شد

79
00:07:05,800 --> 00:07:10,040
‫عالیجناب، متهمان اعلام بی‌گناهی می‌کنند

80
00:07:12,280 --> 00:07:15,360
‫فهرست شاهدان به شرح زیر
‫می‌باشد, شماره یک,,,

81
00:07:21,280 --> 00:07:23,280
[اوترخت - هلند]

82
00:07:23,280 --> 00:07:25,800
‫- خب، از اقامت‌تون لذت ببرید
‫- ممنون

83
00:07:28,360 --> 00:07:29,960
‫خیلی خب

84
00:07:53,984 --> 00:07:55,984
‫[روز دوم]

85
00:08:02,008 --> 00:08:06,360
‫[آلن ترنبول]
‫[دادستان]

86
00:08:06,360 --> 00:08:08,280
‫می‌تونیم شما رو به روز حادثه

87
00:08:08,320 --> 00:08:10,960
‫در روز 21 دسامبر 1988 برگردونـم؟

88
00:08:12,960 --> 00:08:17,376
‫یه بال دیدم، یه بال کامل

89
00:08:17,400 --> 00:08:20,960
‫یه چیز شبح مانند توی آسمان
به سمت ما می‌اومد

90
00:08:21,000 --> 00:08:24,840
‫تمام مسیر با چشم دنبالش کردم تا اینکه,,,

91
00:08:24,880 --> 00:08:28,000
‫پشت ساختمان‌ها ناپدید شد،
‫و بعدش من,,,

92
00:08:29,400 --> 00:08:31,520
‫شعله‌های انفجار رو دیدم

93
00:08:35,360 --> 00:08:37,960
‫انگار دنیا آتیش گرفته بود

94
00:08:39,080 --> 00:08:43,640
‫دود غلیظ و آتیش همه‌جا بود

95
00:08:45,040 --> 00:08:47,480
‫بوی سوخت موتور غالب بود

96
00:08:48,680 --> 00:08:52,120
‫صدای جیغ می‌اومد و,,,

97
00:08:53,200 --> 00:08:55,120
‫وسیله‌ها و,,,

98
00:08:56,640 --> 00:08:59,160
‫آدم‌ها از آسمان می‌افتادن

99
00:09:01,120 --> 00:09:03,960
‫اول از همه باید دنبال مسافرانی می‌گشتیم

100
00:09:04,000 --> 00:09:07,120
‫که ممکن بود نیاز به مراقبت پزشکی
‫داشته باشن

101
00:09:09,880 --> 00:09:12,040
‫هیچکس نبود

102
00:09:12,080 --> 00:09:16,440
‫فقط جسد بود و اجزای بدن

103
00:09:17,720 --> 00:09:19,320
‫به تعداد زیاد

104
00:09:20,720 --> 00:09:22,760
‫اگه از خونه‌ی من بیایید بیرون

105
00:09:23,680 --> 00:09:26,280
‫از پله‌ها برید پایین و,,,

106
00:09:27,400 --> 00:09:30,840
‫سه چهار قدم به سمت چپ برید

107
00:09:33,320 --> 00:09:35,360
‫یه خانم جوان اونجا افتاده بود

108
00:09:37,560 --> 00:09:39,320
‫کلی جسد بود

109
00:09:40,240 --> 00:09:42,440
‫همه‌جا

110
00:09:42,480 --> 00:09:46,240
‫مرد‌ها، زن‌ها، بچه‌ها

111
00:09:48,240 --> 00:09:50,360
‫یکی بیرون خونه‌ی من افتاده بود

112
00:09:52,520 --> 00:09:54,000
‫یه بچه

113
00:09:55,680 --> 00:09:57,600
‫بیشترم بود,,,

114
00:09:58,960 --> 00:10:01,120
‫روی پیاده رو

115
00:10:01,160 --> 00:10:02,760
‫روی زمین گلف

116
00:10:03,520 --> 00:10:05,120
‫توی حصارهای گیاهی

117
00:10:06,800 --> 00:10:09,000
‫غیر قابل تشخیص بودن

118
00:10:10,240 --> 00:10:12,840
‫کل شهر برای یک مدت طولانی
‫توی شوک بود

119
00:10:15,920 --> 00:10:18,680
‫مرد جوانی رو می‌شناسم
‫که خودش رو کشت

120
00:10:22,040 --> 00:10:25,200
‫روی افراد زیادی تاثیر گذاشت

121
00:10:25,480 --> 00:10:27,120
‫برای یه مدت طولانی

122
00:10:27,160 --> 00:10:30,120
‫مردم از گوشه کنار دنیا به دیدن

123
00:10:31,000 --> 00:10:34,640
‫نماد یادبود میان، تا به یاد والدین‌شون یا,,,

124
00:10:35,400 --> 00:10:37,520
‫خواهر,,,

125
00:10:38,480 --> 00:10:41,200
‫یا بچه‌شون بیفتن

126
00:10:42,640 --> 00:10:46,200
‫و بعضی‌هاشون درخواست می‌کنن
‫که محلی که,,,

127
00:10:46,240 --> 00:10:48,360
‫جایی که عزیز‌هاشون,,,

128
00:10:48,400 --> 00:10:50,000
‫پیدا شدن رو ببینن

129
00:10:50,960 --> 00:10:55,480
‫ما هم یهو خودمون رو توی موقعیتی
‫می‌بینیم که داریم کسی که نمی‌شناسیم,,,

130
00:10:56,240 --> 00:10:57,720
‫یه غریبه رو

131
00:10:58,560 --> 00:11:00,160
‫می‌بریم که مکان رو نشونشون بدیم

132
00:11:02,280 --> 00:11:04,720
‫اما در طول مسیر، اونا دیگه غریبه نیستن

133
00:11:04,760 --> 00:11:06,360
‫این وظیفه‌ی ماست

134
00:11:07,280 --> 00:11:09,080
‫که بهشون خوش آمد بگیم
‫و بهشون بگیم

135
00:11:09,960 --> 00:11:12,320
‫"می‌دونیم چه حسی داره"

136
00:11:57,480 --> 00:11:58,560
‫تو خوبی؟

137
00:12:02,520 --> 00:12:04,520
‫شنیدن کل اون چیزا,,,

138
00:12:04,560 --> 00:12:06,960
‫چیزایی که گذرونده، سخت بود

139
00:12:07,000 --> 00:12:09,296
‫من هنوز نمی‌دونم کجا افتاده بوده

140
00:12:09,320 --> 00:12:10,920
‫کجا پیدا شده

141
00:12:11,600 --> 00:12:13,200
‫مگه فهمیدنـش چه فایده‌ای داره

142
00:12:15,200 --> 00:12:17,681
‫چرا باهات نیومدم به زمین اسکی؟

143
00:12:18,520 --> 00:12:20,280
‫چرا انقد بزدل بودم؟

144
00:12:21,880 --> 00:12:26,560
‫مردم بیچاره‌ی لاکربی,
,ناخواسته توی این موقعیت قرار گرفتن

145
00:12:30,760 --> 00:12:33,000
‫کار اونا بوده؟

146
00:12:35,880 --> 00:12:37,560
‫با دقت زیر نظر گرفتم‌شون

147
00:12:39,280 --> 00:12:41,041
‫هیچ نشونه‌‌ی خاصی ندیدم

148
00:12:44,160 --> 00:12:45,760
‫آره، فکر می‌کنم کار خودشون بوده

149
00:12:47,480 --> 00:12:49,080
‫همه شواهد بر علیه اوناست

150
00:13:06,760 --> 00:13:08,360
‫ممنون

151
00:13:09,640 --> 00:13:11,600
‫سلام منو به کاترین و ویلیام برسون

152
00:13:11,640 --> 00:13:14,760
‫چرا خودت انجامـش نمیدی، جیم؟
‫بهشون زنگ بزن خب

153
00:13:21,960 --> 00:13:23,800
‫- مراقب خودت باش
‫- توام همینطور

154
00:14:04,480 --> 00:14:07,360
[رئیس امنیت خطوط هوایی لیبی]

155
00:14:07,360 --> 00:14:09,360
[ارتباط با تایمرهای میبو]

156
00:14:09,360 --> 00:14:11,360
[لباس]

157
00:14:24,824 --> 00:14:27,824
‫[روز پانزدهم]

158
00:14:45,480 --> 00:14:47,360
‫مرکز مطبوعات عین بیابون بود

159
00:14:47,400 --> 00:14:49,176
‫گفتم یکم به رویدادها نزدیک‌تر بشم

160
00:14:54,320 --> 00:14:57,200
‫خیلی با اعتماد به نفس به نظر می‌رسه

161
00:14:58,720 --> 00:15:01,160
‫وقتی یک بمب منفجر میشه، گرمای شدیدی

162
00:15:01,200 --> 00:15:05,136
‫تولید می‌کنـه و تیکه‌های کوچکی

163
00:15:03,200 --> 00:15:09,136
[توماس هیز]
دانشمند پزشکی قانونی در مؤسسه]
[تحقیقات و توسعه تسلیحات سلطنتی - رارد

164
00:15:05,160 --> 00:15:06,920
‫از هر چیزی که داخلـش بوده رو
‫به اطراف پرتاب می‌کنـه

165
00:15:06,960 --> 00:15:08,800
‫در ابتدا، این چیزی بود که
‫دنبالـش بودیم

166
00:15:08,840 --> 00:15:13,536
تیکه‌های بمب داخل تیکه‌های لباس‌های

167
00:15:13,560 --> 00:15:15,520
آسیب دیده و سوخته که احتمالاً
نزدیک یا دور بمب بودن رفته بود

168
00:15:16,280 --> 00:15:19,320
‫پس از چندین ماه بررسی بقایای بمب،

169
00:15:19,360 --> 00:15:23,800
‫یک قطعه الکتریکی آسیب دیده پیدا کردم

170
00:15:23,840 --> 00:15:26,040
‫که داخل بقایای سوخته‌ی پیراهن
‫گیر کرده بود

171
00:15:28,360 --> 00:15:30,800
عالیجناب، قطعه روی میز مدارک هست

172
00:15:30,360 --> 00:15:32,800
[الاستر کمپبل]
[دادستان]

173
00:15:30,840 --> 00:15:33,040
‫اما به جهت شفافیت بیشتر

174
00:15:33,080 --> 00:15:35,720
‫تصویر بزرگ شده‌ای از اون رو پخش می‌کنیم

175
00:15:38,240 --> 00:15:42,200
‫دکتر هیز، به تشخیص شما این قطعه
‫بسیار مهم بود

176
00:15:42,240 --> 00:15:45,056
‫متوجه شدم که مهمـه, بله,

177
00:15:45,080 --> 00:15:47,280
‫اما پیش از شناساییـش از "رارد" رفتـم

178
00:15:47,320 --> 00:15:50,320
همکارم آلن فرادی جایگزین من شد

179
00:15:50,360 --> 00:15:53,736
‫یعنی کسی که باهاش، گزارش
‫نهایی پزشکی قانونی رو منتشر کردم

180
00:15:50,360 --> 00:15:53,736
[آلن فرادی]
دانشمند پزشکی قانونی در مؤسسه تحقیق]
[و توسعه تسلیحات سلطنتی - رارد

181
00:15:53,760 --> 00:15:57,600
‫این قطعه به نظر می‌رسه که تنها بخش

182
00:15:57,640 --> 00:16:00,320
‫از برد الکتریکی تایمری هست

183
00:16:00,360 --> 00:16:04,040
‫که بمب پرواز 103 رو منفجر کرده

184
00:16:04,080 --> 00:16:07,960
‫تونستید تشخیص بدید که مال
‫چه نوع تایمری بوده؟

185
00:16:08,000 --> 00:16:09,520
‫اولـش نه, نه,

186
00:16:09,560 --> 00:16:11,200
‫مثل سوزن پیدا کردن تو انبار کاه بود

187
00:16:11,240 --> 00:16:14,600
‫هزاران شرکت در جهان هستند

188
00:16:14,640 --> 00:16:16,880
‫که برد الکتریکی تولید می‌کنن

189
00:16:16,920 --> 00:16:20,680
‫اما در نهایت، یک سال بعدش
‫یکی دیگه از همکاران

190
00:16:20,720 --> 00:16:24,320
‫پزشکی قانونی در ایالات متحده،
‫به نام توماس ترمن از اف‌بی‌آی

191
00:16:24,360 --> 00:16:26,040
‫یک تطابق پیدا کرد

192
00:16:26,080 --> 00:16:30,840
‫می‌تونید به دادگاه بگید که این برد الکتریکی
‫دقیقاً چطوری شناسایی شد؟

193
00:16:30,880 --> 00:16:34,440
‫متریال قطعه و خطوط روش

194
00:16:34,480 --> 00:16:38,680
‫بطور مفصل با بردهای الکتریکی‌ تایمرهایی که

195
00:16:38,720 --> 00:16:41,976
‫اف‌بی‌آی چند سال قبلـش کشف کرده بود،
‫مقایسه شدن

196
00:16:42,000 --> 00:16:47,120
‫نام این تایمرها ام‌اس‌تی-13 بود که
‫توسط یک کمپانی سوئیسی

197
00:16:47,160 --> 00:16:51,880
‫به نام میبو که در زوریخ واقع شده
‫طراحی و تولید شدند

198
00:16:51,920 --> 00:16:54,920
‫و این تایمرها از چه کسانی گرفته شده بودند؟

199
00:16:54,960 --> 00:16:57,120
‫سازمان جی‌اس‌او

200
00:16:57,880 --> 00:16:59,760
‫سازمان اطلاعات لیبی

201
00:17:00,680 --> 00:17:02,680
‫و شما کاملاً مطمئن بودید

202
00:17:02,720 --> 00:17:05,616
‫که این دقیقاً همان مدل برد الکتریکی هست؟

203
00:17:05,640 --> 00:17:09,480
‫به طور قطعی ثابت شد که ردیف‌های

204
00:17:09,520 --> 00:17:12,880
‫موجود روی قطعه از مس هستند

205
00:17:12,920 --> 00:17:15,640
‫که توسط یک لایه از قلع خالص
‫پوشانده شدن

206
00:17:15,680 --> 00:17:19,560
‫که کاملاً مشابه نمونه‌ای هستند

207
00:17:19,600 --> 00:17:21,520
‫که توسط میبو تولید شدن

208
00:17:23,680 --> 00:17:26,400
‫کار پلیس بی‌نظیر بوده جین،

209
00:17:26,440 --> 00:17:27,920
‫اونا بین میلیون میلیون تیکه

210
00:17:27,960 --> 00:17:31,280
‫یک چیز خیلی مهم پیدا کردن

211
00:17:31,320 --> 00:17:33,720
‫- بی‌نظیره
‫- باور نکردنیـه

212
00:17:34,680 --> 00:17:38,336
‫اون قطعه از برد الکتریکی اولین چیز
‫مهم هست که به لیبی ربط داره

213
00:17:38,360 --> 00:17:41,520
‫دادستان فقط باید ثابت کنـه که

214
00:17:41,560 --> 00:17:46,440
‫قطعه از همون دسته تایمرهایی هست
‫که به لیبی فروخته شده

215
00:17:46,800 --> 00:17:48,920
‫کلـش مسئله وصل کردن نقاط به همدیگه‌ست

216
00:17:48,960 --> 00:17:52,040
‫دادستان باید یه ارتباط شکل بده

217
00:17:55,600 --> 00:18:01,160
‫جیم,,,,

218
00:18:01,800 --> 00:18:03,400
‫و بهشون ثابتـش کنـه

219
00:18:05,200 --> 00:18:06,840
‫اوه آره، متوجه‌ام

220
00:18:09,440 --> 00:18:10,640
‫چطوری؟

221
00:18:11,360 --> 00:18:12,920
‫بچه‌ها توی دانشگاه مشکلی ندارن؟

222
00:18:12,960 --> 00:18:15,360
‫آره, نه، خوبـم,
‫همه‌ خوبـن, آم,,,

223
00:18:16,840 --> 00:18:20,080
‫خب پس,, حرکت بعدی چیـه؟

224
00:18:20,120 --> 00:18:23,920
‫شاهد کلیدی شماره یک، ادوین بولیه

225
00:18:23,960 --> 00:18:25,960
رسماً یه دلال سلاحـه

226
00:18:26,640 --> 00:18:29,080
دادستانی باید ثابت کنه که شرکت اون

227
00:18:29,120 --> 00:18:31,640
مسئول تأمین تایمرها بوده 

228
00:18:33,520 --> 00:18:36,280
‫من مالک مشترک میبو هستم

229
00:18:36,320 --> 00:18:38,800
‫یک شرکت که قطعات الکترونیکی و الکتریکی

230
00:18:38,840 --> 00:18:41,760
‫تولید می‌کنـه و می‌فروشه

231
00:18:38,840 --> 00:18:41,760
[روز چهل و سوم]

232
00:18:42,680 --> 00:18:46,960
‫آیا تایمر ام‌اس‌تی-13 که اینجا می‌بینیم
‫هم جزء تولیدات شما هست؟

233
00:18:47,000 --> 00:18:49,081
‫بله، درسته, بله,

234
00:18:49,480 --> 00:18:52,400
‫آیا شرکت شما چنین تایمرهایی رو تولید کرده

235
00:18:52,440 --> 00:18:55,280
‫و به سازمان اطلاعات لیبی فروخته؟

236
00:18:59,240 --> 00:19:01,320
‫من یه تاجر قانونی هستم

237
00:19:02,040 --> 00:19:05,160
‫کارم کاملاً قانونی هست

238
00:19:05,360 --> 00:19:10,120
‫لطفاً فقط جواب سوالات رو بدید آقای بولیه

239
00:19:11,400 --> 00:19:15,960
‫بله، ما بیست عدد از این تایمرها رو
‫به لیبی فروختیم

240
00:19:16,000 --> 00:19:18,120
‫لیبی یکی از بهترین مشتریان ما هست

241
00:19:19,160 --> 00:19:24,680
‫آقای بولیه، ایا هیچ کدوم از دو مردی که
‫در جایگاه متهمین نشستن رو می‌شناسید؟

242
00:19:24,720 --> 00:19:29,536
‫مرد سمت راستی رو نمی‌شناسم،
‫اما مردی که سمت چپ هست

243
00:19:29,560 --> 00:19:34,480
‫می‌دونم که یکی از شرکای ای‌بی‌اچ بوده،

244
00:19:34,520 --> 00:19:37,056
‫که یک کمپانی لیبیایی توی زوریخ هست

245
00:19:37,080 --> 00:19:38,680
‫متوجه‌ام

246
00:19:38,720 --> 00:19:40,800
‫آیا این حقیقت داره که شرکت آقای مقرحی

247
00:19:40,840 --> 00:19:43,920
‫در همان ساختمانی بوده که
‫کمپانی شما هم بوده؟

248
00:19:43,960 --> 00:19:46,960
‫بله, اونا دفتر رو از ما اجازه کردن,

249
00:19:47,000 --> 00:19:48,600
‫ما توی یک طبقه مشترک بودیم,

250
00:19:49,320 --> 00:19:52,200
‫آقای بولیه، آیا آقای مقرحی شخصاً سفارش

251
00:19:52,240 --> 00:19:54,400
‫تایمرهای ام‌اس‌تی-13 رو به شما دادن؟

252
00:20:09,240 --> 00:20:13,000
‫نه, معاملات من با دوستان آقای مقرحی بود

253
00:20:13,040 --> 00:20:17,120
‫اما آقای مقرحی یک,,,

254
00:20:17,160 --> 00:20:19,560
رتبه بالایی داشتن،
‫از این مطمئن هستم

255
00:20:19,600 --> 00:20:22,080
‫اون همیشه درحال جابجایی بود

256
00:20:22,120 --> 00:20:23,960
‫زوریخ، طرابلس، مالت

257
00:20:24,000 --> 00:20:26,440
‫ارتباطات خوبی داشت

258
00:20:27,600 --> 00:20:34,440
‫میشه دوباره تصویر پی‌تی35-بی، قطعه تایمر
‫نمایش داده بشه؟

259
00:20:37,760 --> 00:20:39,080
‫آقای بولیه؟

260
00:20:40,600 --> 00:20:43,240
‫آقای بولیه, میشه تمام توجه‌تون رو به

261
00:20:43,280 --> 00:20:45,320
‫- وکیل دادستان اختصاص بدید؟
‫- این چیـه؟

262
00:20:45,360 --> 00:20:48,800
‫این قطعه‌ای است که در سقوط لاکربی پیدا شده

263
00:20:48,840 --> 00:20:50,440
‫نه، این همون قطعه نیست

264
00:20:50,480 --> 00:20:56,040
‫آقای بولیه، این توسط دو دانشمند
‫پزشکی قانونی تأیید شده

265
00:20:56,080 --> 00:20:59,360
‫- یکی از رارد و یکی از اف‌بی‌آی
‫- نه، شبیه هست

266
00:20:59,400 --> 00:21:01,280
‫اما این همون قطعه نیست

267
00:21:01,320 --> 00:21:04,560
‫بهتون اطمینان میدم که شرکت من
‫این قطعه رو نفروخته

268
00:21:04,600 --> 00:21:06,480
‫پس شاید جعلی باشه؟

269
00:21:06,520 --> 00:21:08,840
‫چطور می‌تونه جعلی باشه؟

270
00:21:08,880 --> 00:21:11,560
‫از زمانی که کشف شده
‫در اختیار پلیس بوده

271
00:21:11,600 --> 00:21:15,080
‫میشه قطعه واقعی رو بررسی کنم؟

272
00:21:15,920 --> 00:21:17,440
‫همم؟

273
00:21:26,000 --> 00:21:27,600
‫اینجا

274
00:21:37,480 --> 00:21:39,080
‫خب، آقای بولیه؟

275
00:21:50,600 --> 00:21:52,120
‫حق با منـه

276
00:21:52,160 --> 00:21:55,680
‫این همون قطعه‌ای که توی اسکاتلند
‫بهم نشون دادن نیست

277
00:21:56,520 --> 00:21:59,360
‫- داره چیکار می‌کنـه؟
‫- داره سعی می‌کنه از سر خودش بازش کنـه

278
00:22:00,040 --> 00:22:02,200
‫- معلومه داره همین کارو می‌کنـه
‫- قشنگ معلومه ترسیده

279
00:22:03,080 --> 00:22:04,840
‫شاید ترسیده که ازش شکایت بشه

280
00:22:04,880 --> 00:22:07,920
‫تنها چیزی که براش مهمه شهرت شرکتـش

281
00:22:07,960 --> 00:22:09,640
‫و نجات دادن خودشه

282
00:22:09,680 --> 00:22:14,320
‫در سال 1999 توسط شرکت شما
‫ساخته شده

283
00:22:18,840 --> 00:22:20,440
‫با در نظر گرفتن این که,,,

284
00:22:21,120 --> 00:22:23,400
‫آزمایش‌های علمی روی قطعه انجام شدن

285
00:22:23,440 --> 00:22:26,840
‫می‌تونید تایید کنید که این قطعه از برد الکتریکی

286
00:22:26,880 --> 00:22:31,000
‫بخشی از بیست تایمری هست که
‫توسط لیبی خریداری شدن؟

287
00:22:31,040 --> 00:22:35,240
‫تایمر‌هایی که شخصاً به اطلاعات لیبی
‫تحویل دادید

288
00:22:40,040 --> 00:22:43,240
‫بهتون یادآوری می‌کنم، شما سوگند خوردید

289
00:22:58,440 --> 00:22:59,640
‫بله

290
00:23:00,360 --> 00:23:03,200
‫زمانی که اونا رو در اختبار داشتید
‫به طرابلس سفر کردید؟

291
00:23:03,240 --> 00:23:05,520
‫- بله
‫- شما اون‌ها رو به مقر

292
00:23:05,560 --> 00:23:07,560
‫- سازمان اطلاعات لیبی در طرابلس بردید؟
‫- بله

293
00:23:07,600 --> 00:23:09,560
‫و زمانی که اونجا بودید، شاهد

294
00:23:09,600 --> 00:23:12,720
آزمایشاتی بودید که مربوط به
‫برخی از این تایمرها بودن؟

295
00:23:12,760 --> 00:23:14,440
‫درسته، آقای بولیه؟

296
00:23:16,880 --> 00:23:18,160
‫بله

297
00:23:19,240 --> 00:23:22,040
‫ممنون آقای بولیه

298
00:23:39,040 --> 00:23:41,720
‫فردا روز بزرگیـه,
‫شاهد کلیدی شما دو میاد,

299
00:23:41,760 --> 00:23:43,040
‫آره

300
00:23:43,720 --> 00:23:47,040
‫تونی گائوچی,
‫صاحب یه لباس فروشی,

301
00:23:47,080 --> 00:23:50,120
‫خانه‌ی مری, اسلیما، مالت,

302
00:23:51,400 --> 00:23:54,441
‫اتهام‌نامه بیان می‌کنـه که لباس پیچیده شد
دور بمبی که باعث

303
00:23:54,480 --> 00:23:58,120
‫سقوط پرواز 103 شده،
‫از مغازه اون خریداری شده

304
00:24:00,800 --> 00:24:03,400
‫و هیز، کارشناس پزشکی قانونی

305
00:24:03,440 --> 00:24:06,320
‫توی یقه‌ی لباس این رو پیدا کرده

306
00:24:09,400 --> 00:24:11,000
‫وقتی که باهاش مصاحبه کرده

307
00:24:11,040 --> 00:24:14,440
‫گائوچی گفته مشتری لیبیایی
‫که لباس رو بهش فروخته رو یادشـه

308
00:24:15,640 --> 00:24:19,040
‫دادستان‌ها نیاز دارن که تونی گائوچی

309
00:24:19,080 --> 00:24:21,200
‫یکی از مظنونین رو به بمب مرتبط کنـه

310
00:24:23,080 --> 00:24:24,760
‫آقای گائوچی,,,

311
00:24:24,800 --> 00:24:27,120
‫در آغاز سپتامبر سال 1989

312
00:24:27,160 --> 00:24:30,560
‫آیا پلیس اسکاتلند از فروشگاه شما
‫واقع در اسلیما، مالت دیدن کرده؟

313
00:24:30,600 --> 00:24:34,160
‫بله, کاراگاه هری بل از اسکاتلند
‫برای دیدن من اومدن

314
00:24:30,600 --> 00:24:34,160
[روز هشتاد و هفتم]

315
00:24:34,640 --> 00:24:37,080
‫و از شما درمورد فروش لباس بخصوصی

316
00:24:37,120 --> 00:24:38,800
‫در دسامبر 1988، سوالاتی پرسیده شد؟

317
00:24:38,840 --> 00:24:42,200
‫آره، بهش درمورد یه مرد گفتم,,,

318
00:24:42,240 --> 00:24:44,880
‫یه مردی که از مغازم لباس خرید

319
00:24:44,920 --> 00:24:47,160
‫و آیا به خاطر دارید که اون خرید بخصوص

320
00:24:47,200 --> 00:24:48,960
‫دقیقاً در چه زمانی اتفاق افتاد؟

321
00:24:49,000 --> 00:24:50,200
‫آه,,,

322
00:24:50,960 --> 00:24:53,400
‫یکم قبل از کریسمس بود

323
00:24:53,440 --> 00:24:55,040
‫داشت بارون می‌اومد

324
00:24:55,920 --> 00:25:00,040
‫تاریخ دقیقـش رو یادم نیست,
‫خیلی وقت پیش بود,

325
00:25:00,080 --> 00:25:01,880
‫البته، متوجه‌ام

326
00:25:02,560 --> 00:25:05,176
‫خب، مردی که لباس رو بهش فروختید

327
00:25:05,200 --> 00:25:07,440
‫آیا ملیتـش رو تشخیص دادید؟

328
00:25:07,480 --> 00:25:09,000
‫اوه

329
00:25:09,040 --> 00:25:11,000
‫از نظر من لیبیایی بود

330
00:25:11,040 --> 00:25:15,920
‫آیا با توجه به تجربه‌تون در فروشگاه‌تون
‫در مالت، با افراد لیبایی آشنا هستید؟

331
00:25:15,960 --> 00:25:18,320
‫اوه

332
00:25:18,360 --> 00:25:22,320
‫تعداد زیادی مرد لیبیایی با پرواز
‫برای کار و تفریح به مالت میان

333
00:25:23,280 --> 00:25:26,760
‫در مالت می‌تونن کارهایی بکنن
‫که توی لیبی ممنوع هست

334
00:25:27,960 --> 00:25:31,040
‫آقای گائوچی، این پیراهن‌ها رو
‫از کجا تأمین می‌کنید؟

335
00:25:31,080 --> 00:25:33,840
‫مالت, فقط مالت,

336
00:25:35,160 --> 00:25:38,880
‫سال‌ها با اسلالم که تولید کننده
‫این لباس هست کار کردم

337
00:25:39,720 --> 00:25:42,240
‫حالا آقای گائوچی، می‌خوام یک لحظه
‫به اطراف دادگاه نگاه کنید

338
00:25:42,280 --> 00:25:44,120
‫و بهم بگید که آیا مردی که

339
00:25:44,160 --> 00:25:47,360
‫لباس رو از شما در دسامبر 1988 خریداری
‫کرد رو می‌بینید یا نه

340
00:26:12,800 --> 00:26:15,840
‫اون مرد هست,,, این طرفیـه

341
00:26:15,880 --> 00:26:18,120
‫دارید به کدوم مرد اشاره می‌کنید؟

342
00:26:18,160 --> 00:26:21,240
‫اون یکی نه,
‫اونی هست که چپ نشسته,

343
00:26:22,000 --> 00:26:24,680
‫اون شبیه به مردی هست که
‫به فروشگاه من اومد

344
00:26:24,720 --> 00:26:26,400
‫آیا مطمئن هستید؟

345
00:26:26,440 --> 00:26:29,840
‫مردی که اینجا در سمت چپ نشسته
‫همون مردی هست که برای

346
00:26:29,880 --> 00:26:31,480
‫کاراگاه هری بل شناساییش کردید؟

347
00:26:31,520 --> 00:26:35,360
‫آره، این مرد رو از طریق‌ عکس‌ها
‫و تصاویر داخل زندانـش شناسایی کردم

348
00:26:36,280 --> 00:26:37,960
‫و یادم هست که,,,

349
00:26:38,000 --> 00:26:40,240
‫به نظر نمی‌اومد براش مهم باشه
‫که چی داره میخره

350
00:26:40,280 --> 00:26:44,040
‫بهم گفت که "هیچکدوم رو برای
"خودم نمی‌خرم

351
00:26:47,120 --> 00:26:48,760
‫ممنون آقای گائوچی

352
00:26:54,360 --> 00:26:56,560
‫چهار ماه شده و حتی یک
‫روزش رو هم از دست ندادی

353
00:26:56,600 --> 00:26:58,400
جیم، کلامت مثل عملت ارزشمنده

354
00:27:02,760 --> 00:27:03,960
‫فکر نمی‌کنـی عجیبـه؟

355
00:27:05,080 --> 00:27:08,800
وزارت دادگستری آمریکا بخشی از محاکمه نیست،
‫اما بازم هر روز اینجا هستند

356
00:27:08,840 --> 00:27:10,840
‫اونا حق کامل دارن

357
00:27:10,880 --> 00:27:13,120
کیفری که مطرح کرده بودند، پس گرفتند

358
00:27:13,760 --> 00:27:16,280
‫بعضی‌ از مقامات لیبیایی هم اینجان

359
00:27:16,320 --> 00:27:18,840
‫به نظر من که یخورده زیادی
‫با دادستان‌ها دوستـه

360
00:27:22,480 --> 00:27:25,400
‫آقای گائوچی، متوجه شدم که در طول
‫سوالات دادستان

361
00:27:25,440 --> 00:27:30,136
‫آقای کمپبل اشاره‌ای به تعداد مصاحبه‌هایی که

362
00:27:30,160 --> 00:27:33,200
‫با کاراگاه هری بل و پلیس
اسکاتلند داشتید، نکردن

363
00:27:34,040 --> 00:27:35,600
تعدادشون خاطرتون هست؟

364
00:27:35,640 --> 00:27:38,280
‫آه,,, نه، یادم نمیاد

365
00:27:38,320 --> 00:27:40,760
‫هجده تا مصاحبه

366
00:27:40,800 --> 00:27:43,320
‫- و ۱۹ تا شهادت، آقای گائوچی
‫- هجده تا؟

367
00:27:44,920 --> 00:27:47,880
‫شما ۱۹ تا شهادت با سوگند دادین

368
00:27:49,920 --> 00:27:52,880
‫در حقیقت، آقای گائوچی،
‫برای شناسایی آقای مقرحی،

369
00:27:52,920 --> 00:27:55,000
‫قبلاً خیلی به مشکل برخوردین، درسته؟

370
00:27:55,040 --> 00:27:57,480
‫- نه، من,,,
‫- در شهادتی که اینجا دارم,,,

371
00:27:58,360 --> 00:28:02,040
‫خریدار لباس رو اینجوری توصیف کردین،
‫نقل قول می‌کنم,,,

372
00:28:02,320 --> 00:28:05,600
‫«حدوداً ۵۰ ساله و قدبلند،
‫حدود یک متر و هشتاد»

373
00:28:05,640 --> 00:28:09,440
‫البته، آقای مقرحی ۴۸ سالشه

374
00:28:10,560 --> 00:28:13,800
‫که یعنی توی دسامبر ۱۹۸۸،

375
00:28:13,840 --> 00:28:16,000
‫وقتی میگین بهش لباس فروختین، اون,,,

376
00:28:16,040 --> 00:28:17,840
‫۳۶ ساله بود

377
00:28:18,920 --> 00:28:22,040
‫و اینجا هم لیست وسایلی رو ردیف کردین،

378
00:28:22,080 --> 00:28:24,880
‫که ادعا می‌کنین خریدار لباس، از شما خریده

379
00:28:24,920 --> 00:28:29,720
‫شلوار، پلیور، کاپشن، سرهمی بچه,,,

380
00:28:31,280 --> 00:28:33,000
‫ولی هیچ خبری از پیراهن نیست

381
00:28:33,360 --> 00:28:37,320
‫هیچ اشاره‌ای به پیراهن نشده،
‫مارک اسلالم یا چیز دیگه‌ای

382
00:28:37,360 --> 00:28:43,200
‫در واقع، تا شهادت شماره ۱۷
‫هیچ اشاره‌ای به پیراهن نمیشه

383
00:28:43,240 --> 00:28:44,740
‫از این چی می‌فهمیم؟

384
00:28:44,760 --> 00:28:48,240
‫خریدار لباس از شما پیراهن خرید یا نه؟

385
00:28:48,280 --> 00:28:50,320
‫زمان زیادی گذشته و یادآوریش سخته

386
00:28:50,360 --> 00:28:53,720
‫البته, آقای بل دو سال تمام
‫بعد از رخ دادن اون تراژدی

387
00:28:53,760 --> 00:28:57,096
‫با شما مصاحبه می‌کرد,
‫هر کسی باشه بعد از این مدت،

388
00:28:57,120 --> 00:28:59,880
‫به سختی چیزی رو یادش میاد، درسته؟

389
00:28:59,920 --> 00:29:02,560
‫آره، همینه, دقیقاً

390
00:29:15,880 --> 00:29:17,380
‫ممنون، عالیجناب

391
00:29:25,160 --> 00:29:26,840
‫طرف عصبی بود

392
00:29:26,880 --> 00:29:28,920
‫و کاملاً گیج به نظر می‌رسید

393
00:29:28,960 --> 00:29:32,640
‫با این حال، اونجا بود،
‫به عنوان شاهد کلیدی, لعنت!

394
00:29:32,680 --> 00:29:34,440
‫هجده تا مصاحبه، ۱۹ تا شهادت

395
00:29:34,480 --> 00:29:37,056
‫یعنی پلیس مدام می‌رفته سراغش،

396
00:29:37,080 --> 00:29:40,160
‫- تا داستانی که می‌خواستن به دست بیارن؟
‫- نمی‌دونم دادستانی لعنتی چیکار می‌کرده

397
00:29:40,200 --> 00:29:42,520
‫امیدوار بودن توی جلسه دفاع
‫بحثی ازش نشه؟

398
00:29:42,560 --> 00:29:44,720
‫بوی بی‌کفایتی میده

399
00:29:44,760 --> 00:29:48,680
‫آره, خب، وقتی به هتل برگشتم،
‫یه کم بیشتر سرچ کردم

400
00:29:48,720 --> 00:29:51,400
‫فقط مقرحی نبوده که گائوچی،

401
00:29:51,440 --> 00:29:53,496
‫به عنوان مردی که بهش لباس فروخته،

402
00:29:53,520 --> 00:29:55,680
‫به کارآگاه بل معرفیش کرده

403
00:29:55,720 --> 00:29:59,520
‫یک سال و نیم قبل از اینکه
‫مقرحی رو شناسایی کنه,,,

404
00:29:59,560 --> 00:30:03,800
‫گائوچی از آقای محمد ابوطالب اسم برده،

405
00:30:04,600 --> 00:30:07,920
‫یه تروریست فلسطینی محکوم‌شده
‫و یکی از مظنونین اولیه‌ی پلیس اسکاتلند،

406
00:30:07,960 --> 00:30:10,480
‫برای بمب‌گذاری

407
00:30:10,520 --> 00:30:12,720
‫حالا، یه ارتباط ایرانی هست؟

408
00:30:12,760 --> 00:30:16,640
‫ارتباط سوریه‌ای؟ ارتباط فلسطینی؟

409
00:30:16,680 --> 00:30:18,280
‫همیشه بوده؟

410
00:30:19,360 --> 00:30:21,560
‫به هر حال،
‫باید یه عکس از طالب رو اونجا بزنی

411
00:30:22,480 --> 00:30:27,560
‫ببین، فقط دارم سوال می‌پرسم، جیم،
‫چون یهو تعدادشون خیلی زیاد شده

412
00:30:30,320 --> 00:30:33,296
‫مقرحی، به بالیر و تایمر میبو مرتبطه

413
00:30:33,320 --> 00:30:35,520
‫تایمرها توسط میبو به لیبی فروخته شدن

414
00:30:35,560 --> 00:30:37,560
‫مقرحی احتمالاً ‫عضو سازمان امنیت لیبی بوده

415
00:30:38,480 --> 00:30:41,376
‫مقرحی رئیس امنیت خطوط هوایی عربی لیبی بود

416
00:30:41,400 --> 00:30:44,080
‫فحیمه مدیر ایستگاهشون توی مالت بود

417
00:30:45,720 --> 00:30:48,640
‫مقرحی با پاسپورتی با اسم جعلی
‫به مالت سفر کرده،

418
00:30:48,680 --> 00:30:50,840
‫که توسط دولت لیبی براش صادر شده بود

419
00:30:50,880 --> 00:30:53,160
‫و بعد در مورد اینکه اونجا بوده، دروغ گفته

420
00:30:54,560 --> 00:30:57,256
‫فحیمه توی دفتر خاطراتش نوشته
‫باید برچسب‌های ایرمالت رو

421
00:30:57,280 --> 00:30:59,160
‫در ۱۵ دسامبر برای مقرحی تهیه کنه

422
00:31:02,520 --> 00:31:06,000
‫هنوز کلی چیز علیه اونا وجود داره

423
00:31:22,160 --> 00:31:24,400
‫با خونه‌ی سوایر تماس گرفتید

424
00:31:24,440 --> 00:31:26,280
‫فعلاً خونه نیستیم
‫که به تلفن شما جواب بدیم

425
00:31:26,320 --> 00:31:29,176
‫لطفاً بعد از بوق پیغام بذارید
‫تا باهاتون تماس بگیریم

426
00:31:31,920 --> 00:31:34,000
‫سلام، جین، منم

427
00:31:34,040 --> 00:31:36,040
‫فکر کنم باید بیرون باشی

428
00:31:36,080 --> 00:31:39,120
‫الان چهار ماه از دادگاه می‌گذره، و,,,

429
00:31:39,160 --> 00:31:40,760
‫و اوضاع,,,

430
00:31:40,800 --> 00:31:42,800
‫خب، اوضاع می‌تونست بهتر باشه

431
00:32:53,120 --> 00:32:54,960
‫خانم واکر، من جین هستم,,,

432
00:32:55,000 --> 00:32:57,000
‫می‌دونم کی هستین

433
00:32:58,680 --> 00:33:00,400
‫پس می‌دونین چرا اومدم

434
00:33:08,080 --> 00:33:09,680
‫این طرف

435
00:33:20,600 --> 00:33:22,200
‫اینجا بیچگرووه

436
00:33:23,320 --> 00:33:25,040
‫اینجا جاییه که فلورا رو پیدا کردن

437
00:33:27,280 --> 00:33:29,000
‫تنهاتون می‌ذارم,,,

438
00:34:43,560 --> 00:34:47,360
‫خیلی دوستت دارم,
‫خیلی دوستت دارم

439
00:34:49,720 --> 00:34:52,080
‫دوستت دارم,
‫دوستت دارم، فلورا

440
00:34:53,080 --> 00:34:55,200
‫خیلی دوستت دارم

441
00:35:56,680 --> 00:35:59,180
‫[به یاد دختر و خواهر عزیزمان مارگارت سوایر]
‫[متولد ۲۲ دسامبر ۱۹۶۴]

442
00:35:59,181 --> 00:36:01,681
‫[که به طور غم‌انگیزی در پرواز پان ام ۱۰۳]
‫[بر فراز لاکربی کشته شد]

443
00:37:05,000 --> 00:37:07,440
‫شاهد کلیدی شماره سه, خبرچین حرفه‌ای

444
00:37:09,160 --> 00:37:13,896
‫عالیجناب‌ها، باید تمام احتیاطات لازم
‫برای تضمین امنیت آقای جیاکا انجام بشه

445
00:37:13,920 --> 00:37:16,520
‫پس، صدای ضبط شده‌‌شون تغییر داده میشه،
‫[روز ۱۴۴]

446
00:37:16,560 --> 00:37:18,400
‫تا از شناسایی جلوگیری بشه

447
00:37:18,440 --> 00:37:21,056
‫و به اپراتور دوربین‌های مداربسته هم
‫دستور داده شده که

448
00:37:21,080 --> 00:37:23,520
‫وقتی داره شهادت میده،

449
00:37:23,560 --> 00:37:25,200
‫فیلمبرداری نکنن

450
00:37:25,920 --> 00:37:29,120
‫من یه خبرچین سیا شدم،

451
00:37:29,160 --> 00:37:32,800
‫چون دیگه نمی‌خواستم
‫برای اطلاعات لیبی کار کنم

452
00:37:32,840 --> 00:37:35,280
‫به خاطر دخالتشون توی تروریسم
‫[مجید جیاکا، کارمند خطوط هوایی لیبی و سیا]

453
00:37:36,560 --> 00:37:39,680
‫می‌خواستم از لیبی برم
‫و یه زندگی عادی داشته باشم

454
00:37:40,600 --> 00:37:42,440
‫آقای جیاکا، در مارس ۱۹۸۶،

455
00:37:42,480 --> 00:37:47,240
‫شما کارمند خطوط هوایی عربی لیبی
‫در فرودگاه مالت بودین،

456
00:37:47,280 --> 00:37:51,360
‫جایی که زیر نظر آقای مقرحی
‫و آقای فحیمه کار می‌کردین, درسته؟

457
00:37:51,400 --> 00:37:54,760
‫بله, مقرحی رئیس امنیت
‫خطوط هوایی لیبی بود،

458
00:37:54,800 --> 00:37:56,680
‫و فحیمه مدیر ایستگاه بود

459
00:37:56,720 --> 00:37:59,440
‫خب، شما به رابطتون در سی‌آی‌ای گفتین،

460
00:37:59,480 --> 00:38:01,816
‫که حدوداً همون زمان، یه گزارش اطلاعاتی،

461
00:38:01,840 --> 00:38:05,320
‫برای جی‌اس‌او نوشتین،
‫سرویس اطلاعات لیبی

462
00:38:05,360 --> 00:38:06,880
‫بله، نوشتم

463
00:38:06,920 --> 00:38:09,600
‫این گزارش اطلاعاتی در مورد چی بود؟

464
00:38:09,640 --> 00:38:13,000
‫خب، به طور مفصل توضیح می‌داد
‫که یه نفر چطور می‌تونه

465
00:38:13,040 --> 00:38:15,920
‫یه کیف بدون همراه رو توی یه پرواز بذاره

466
00:38:17,000 --> 00:38:22,360
‫این دو سه ماه بعد از
‫حمله‌ی آمریکا به طرابلس در سال ۱۹۸۶ بود

467
00:38:23,960 --> 00:38:29,360
‫خیلی از غیرنظامی‌ها و سربازها کشته شدن،
‫و سازمان امنیت لیبی خیلی عصبانی بود

468
00:38:29,400 --> 00:38:33,616
‫اعلام کردن لیبی انتقام می‌گیره

469
00:38:33,640 --> 00:38:36,120
‫و گزارش شما به چه نتیجه‌ای رسید؟

470
00:38:36,160 --> 00:38:39,160
‫نتیجه‌ش این بود که
‫آره، به راحتی میشه این کارو کرد

471
00:38:39,200 --> 00:38:41,520
‫این گزارش رو به کی تحویل دادین؟

472
00:38:44,160 --> 00:38:47,200
‫به رئیس امنیت خطوط هوایی،
‫عبدالباسط مقرحی

473
00:38:48,240 --> 00:38:51,920
‫شما توی فرودگاه مالت
‫با آقای فحیمه یه دفتر مشترک داشتین

474
00:38:51,960 --> 00:38:55,000
‫- درسته؟
‫- بله, داشتم

475
00:38:55,040 --> 00:38:58,120
‫می‌تونین به دادگاه بگین
‫آقای فحیمه در ماه مارس ۱۹۸۶،

476
00:38:58,160 --> 00:39:01,760
‫چی به شما نشون داد
‫که توی میزش قایم کرده بود؟

477
00:39:03,400 --> 00:39:08,360
‫ده کیلو تی‌ان‌تی، که توسط آقای مقرحی
‫به دفتر فرودگاه آورده شده بود

478
00:39:09,240 --> 00:39:11,040
‫و برچسب‌های انتقال فوری

479
00:39:11,080 --> 00:39:13,736
‫می‌تونین به دادگاه توضیح بدین
‫برچسب‌های انتقال فوری چی هستن؟

480
00:39:13,760 --> 00:39:17,240
‫حتماً, برچسب‌های انتقال فوری
‫برای این استفاده میشن که

481
00:39:17,280 --> 00:39:19,440
‫چمدون‌های بدون همراه وارد هواپیما بشن

482
00:39:19,480 --> 00:39:21,120
‫که اینطور

483
00:39:21,160 --> 00:39:26,080
‫حالا، اگه میشه بریم به شب ۲۰ دسامبر ۱۹۸۸،

484
00:39:26,120 --> 00:39:28,800
‫شب قبل از سقوط

485
00:39:28,840 --> 00:39:31,880
‫من مقرحی رو با فحیمه دیدم،

486
00:39:31,920 --> 00:39:34,920
‫توی قسمت تحویل بار فرودگاه مالت

487
00:39:35,640 --> 00:39:38,000
‫و این چمدون رو کجا بردن؟

488
00:39:38,040 --> 00:39:39,880
‫- به سمت گمرک
‫- و آیا چمدون،

489
00:39:39,920 --> 00:39:42,360
‫- برای بازرسی باز شد؟
‫- نه، باز نشد

490
00:39:42,400 --> 00:39:44,320
‫پس همین‌جوری رد شدن؟

491
00:39:44,360 --> 00:39:46,920
‫- بله
‫- ممنون، آقای جیاکا

492
00:39:49,680 --> 00:39:53,440
‫سازمان امنیت خارجی لیبی
‫یه سازمان بی‌رحمه

493
00:39:53,480 --> 00:39:55,580
‫- موافقین؟
‫- اوه، بله

494
00:39:55,581 --> 00:39:56,799
‫[ریچارد کین کیو سی]
‫[وکیل مدافع]

495
00:39:56,800 --> 00:39:59,960
‫به خاطر اونا
‫از جونتون می‌ترسین، آقای جیاکا؟

496
00:40:00,000 --> 00:40:01,520
‫بله، می‌ترسم

497
00:40:01,560 --> 00:40:03,720
‫پس جای تعجب نیست که
‫می‌خواستین از لیبی برین،

498
00:40:03,760 --> 00:40:05,840
‫تا جای دیگه یه زندگی عادی داشته باشین

499
00:40:05,880 --> 00:40:10,760
‫در واقع، می‌خواستین یه زندگی عادی
‫توی آمریکا داشته باشین، نه؟

500
00:40:10,800 --> 00:40:13,040
‫- بله
‫- چند بار از سی‌آی‌ای پول خواستین،

501
00:40:13,080 --> 00:40:14,800
‫تا بهتون برای مهاجرت کمک کنه

502
00:40:17,120 --> 00:40:18,680
‫بله، خواستم

503
00:40:18,720 --> 00:40:20,480
‫جوابشون چی بود؟

504
00:40:25,200 --> 00:40:26,700
‫گفتن نه

505
00:40:28,200 --> 00:40:31,520
‫ولی شما یه خبرچین باارزش بودین,
‫دلیلش رو ازشون پرسیدین؟

506
00:40:32,560 --> 00:40:37,200
‫خب، بذارین چیزی رو که مسئول پرونده‌تون
‫توی سیا در موردتون نوشته براتون بخونم

507
00:40:37,240 --> 00:40:39,800
‫شاید دلیل تصمیم سنگدلانه‌شون رو توضیح بده

508
00:40:40,640 --> 00:40:43,320
‫«به جیاکا در ۴ سپتامبر»

509
00:40:43,360 --> 00:40:45,920
‫«به طور قطعی اطلاع داده خواهد شد»

510
00:40:45,960 --> 00:40:48,640
‫«که هیچ کمک مالی اضافی به او نمی‌کنیم»

511
00:40:48,680 --> 00:40:51,840
‫«فقط حقوق ماهیانه ۱۰۰۰ دلاری‌اش را»

512
00:40:51,880 --> 00:40:54,480
‫«تا پایان سال ۱۹۸۹ ادامه می‌دهیم»

513
00:40:54,520 --> 00:40:56,520
‫«اگر جیاکا نتواند تا ژانویه‌ی ۱۹۹۰»

514
00:40:56,560 --> 00:41:01,040
‫«دسترسی مداوم و مشخص
‫به اطلاعات با ارزش اطلاعاتی را نشان دهد،»

515
00:41:01,080 --> 00:41:04,120
‫«سی‌آی‌ای تمام حقوق و حمایت مالی را»

516
00:41:04,160 --> 00:41:07,640
‫«قطع خواهد کرد»

517
00:41:10,160 --> 00:41:12,920
‫به نظر میاد
‫سطح اطلاعاتی که بهشون می‌دادین

518
00:41:12,960 --> 00:41:14,880
‫به اندازه‌ی کافی خوب نبود

519
00:41:14,920 --> 00:41:17,640
‫باید بهتر عمل می‌کردین،
‫وگرنه فقط اتلاف پول بودین

520
00:41:17,680 --> 00:41:20,240
‫خیلی متاسفم,
‫چیزی براتون خنده‌داره، آقای جیاکا؟

521
00:41:20,280 --> 00:41:21,880
‫به نظر میاد دارین لبخند می‌زنین

522
00:41:23,680 --> 00:41:25,880
‫لبخند زدن ممنوعه؟

523
00:41:25,920 --> 00:41:27,560
‫کاملاً به خودتون بستگی داره

524
00:41:27,600 --> 00:41:29,960
‫ولی متوجه شدم که
‫مدام به ردیف آخر نگاه می‌کنین،

525
00:41:30,000 --> 00:41:33,360
‫به نیمکت‌های دادستانی
‫و اون دو آقای آمریکایی اونجا

526
00:41:33,400 --> 00:41:35,160
‫دلیلش چیه؟

527
00:41:35,200 --> 00:41:38,720
‫یه مرد اونجا نشسته که عینک زده,
‫می‌شناسینش؟

528
00:41:40,840 --> 00:41:42,340
‫اینجا چه خبره؟

529
00:41:48,720 --> 00:41:50,000
‫برایان مورتا

530
00:41:50,040 --> 00:41:53,576
‫خب، امروز داریم شهادت کی رو شنیدیم؟

531
00:41:53,600 --> 00:41:56,120
‫شما یا دوستتون، برایان مورتا؟

532
00:41:56,160 --> 00:41:58,240
‫لعنتی!

533
00:41:58,280 --> 00:42:00,360
‫چرا خبرچین سی‌آی‌ای، با اسم کوچیک

534
00:42:00,400 --> 00:42:03,840
‫با وزارت دادگستری در ارتباطه؟
‫کی داره جیاکا رو کنترل می‌کنه؟

535
00:42:03,880 --> 00:42:06,880
‫- گند زدن
‫- خب، من بهتون میگم، آقای جیاکا،

536
00:42:06,920 --> 00:42:09,016
‫که همه‌ی این محافظت امنیتی،

537
00:42:09,040 --> 00:42:12,320
‫یه نمایشه تا ما رو فریب بدن
‫و فکر کنیم شما واقعی هستین

538
00:42:12,360 --> 00:42:14,880
‫اون پرده‌های دور شما
‫حقیقت رو پنهان می‌کنه

539
00:42:14,920 --> 00:42:17,616
‫عالیجناب‌ها،
‫آقای کین داره زیاده‌روی می‌کنه

540
00:42:17,640 --> 00:42:20,640
‫شما بعد از سقوط پرواز ۱۰۳
‫با این مدرک پا پیش نذاشتین، مگه نه؟

541
00:42:20,680 --> 00:42:22,360
‫نه, سال‌ها بعد اومدین،

542
00:42:22,400 --> 00:42:26,016
‫بعد از اینکه دوستاتون در سی‌آی‌ای
‫گفتن یه چیز بزرگتر بهشون بدین

543
00:42:26,040 --> 00:42:29,440
‫تی‌ان‌تی، برچسب‌های انتقال فوری،
‫فحیمه و مقرحی،

544
00:42:29,480 --> 00:42:31,600
‫که یه چمدون سامسونیت رو از گیت رد می‌کنن

545
00:42:31,640 --> 00:42:34,120
‫تک تک کلماتی که گفتین ساخته‌ی خودتونه

546
00:42:34,160 --> 00:42:38,320
‫شما، به قول خود سی‌آی‌ای،
‫یه متقلب و خیال‌پرداز هستین،

547
00:42:38,360 --> 00:42:41,400
‫که ارزش سرمایه‌گذاری نداره

548
00:42:41,960 --> 00:42:43,560
‫شما یه آدم دروغگو و متقلب هستین

549
00:42:45,600 --> 00:42:47,680
‫ممنون، عالیجناب

550
00:43:15,600 --> 00:43:17,560
‫همیشه یه ریسک بود

551
00:43:17,600 --> 00:43:19,640
‫ریسک؟

552
00:43:19,680 --> 00:43:22,440
‫اینجا دادگاه قانونه,
‫به جیاکا برای شهادتش پول دادن

553
00:43:22,480 --> 00:43:24,080
‫بذار قاضی‌ها تصمیم بگیرن

554
00:43:24,120 --> 00:43:26,600
‫اون قسم خورد و دروغ گفت,
‫دادرسی باطل اعلام میشه

555
00:43:26,640 --> 00:43:29,440
‫- نه، نمیشه
‫- ولی باید بشه

556
00:43:31,760 --> 00:43:33,640
‫- تو دنبال چی هستی، جیم؟
‫- عدالت

557
00:43:33,680 --> 00:43:35,680
‫همه‌مون عدالت می‌خوایم,
‫همه عدالت می‌خوان

558
00:43:35,720 --> 00:43:37,599
‫چطور می‌خوای بدون یه محاکمه‌ی عادلانه
‫بهش برسی؟

559
00:43:37,600 --> 00:43:40,920
‫من کشتن ۲۷۰ آدم بی‌گناه رو عادلانه نمی‌دونم,
‫تو می‌دونی؟

560
00:43:40,960 --> 00:43:43,148
‫تا وقتی یه محکومیت بگیری
‫مهم نیست چطوری می‌گیریش، نه؟

561
00:43:43,149 --> 00:43:45,337
‫اون دو نفر شاید مهره‌های کوچیکی
‫توی یه ماشین بزرگ باشن،

562
00:43:45,360 --> 00:43:47,320
‫ولی دارم بهت میگم،
‫بخشی از این قضیه بودن

563
00:43:47,360 --> 00:43:49,840
‫چون دولت‌هامون تصمیم گرفتن باشن؟

564
00:43:52,920 --> 00:43:54,560
‫این محاکمه فقط یه بار اتفاق می‌افته

565
00:43:55,520 --> 00:43:57,840
‫فقط یه شانس داریم که این لیبیایی‌ها رو
‫نقش زمین کنیم

566
00:43:59,240 --> 00:44:01,881
‫می‌خوای ازش هیچی گیرت نیاد؟

567
00:44:09,200 --> 00:44:12,240
‫شکی نیست که لباس‌های داخل چمدونی که

568
00:44:12,280 --> 00:44:14,280
‫بمب توش بوده، از این مغازه خریده شده،

569
00:44:14,320 --> 00:44:15,960
‫«خانه‌ی مری»، اینجا در مالت،

570
00:44:16,000 --> 00:44:17,680
‫سوال اینه که، کی اونا رو خریده؟

571
00:44:17,720 --> 00:44:19,900
‫آقای گائوچی با خبرنگارها حرف نمی‌زنه،

572
00:44:19,901 --> 00:44:22,081
‫ولی شناسایی مقرحی توسط ایشون،

573
00:44:22,120 --> 00:44:25,080
‫اصلاً قانع‌کننده نیست

574
00:44:25,200 --> 00:44:28,080
‫پرونده‌ی دادستانی یه ضربه‌ی دیگه هم خورد

575
00:44:28,120 --> 00:44:31,560
‫بعد از شهادت یه شاهد عینی،
‫یه مامور اطلاعات سابق،

576
00:44:31,600 --> 00:44:34,600
‫که قبلاً در خطوط هوایی عربی لیبی کار می‌کرد،

577
00:44:34,640 --> 00:44:36,240
‫اینجا در فرودگاه مالت

578
00:44:37,000 --> 00:44:40,080
‫حالا سوالاتی مطرح میشه که
‫اون از شهادتش چی به دست میاره،

579
00:44:40,120 --> 00:44:43,240
‫با توجه به ادعاهایی که شده

580
00:44:43,280 --> 00:44:46,120
‫ممکنه تا ۴ میلیون دلار بگیره

581
00:44:46,160 --> 00:44:49,416
‫مبلغ جایزه‌ای که
‫توسط دولت آمریکا تعیین شده،

582
00:44:49,440 --> 00:44:52,960
‫برای مدرکی که منجر به
‫محکومیت مقرحی و فحیمه بشه

583
00:44:52,961 --> 00:44:55,961
‫[این تروریست‌ها را به ما بدهید]
‫[تا ۴ میلیون دلار جایزه بگیرید]

584
00:44:56,600 --> 00:44:59,400
‫لطفاً بعد از بوق پیغام بذارید

585
00:44:59,440 --> 00:45:01,680
‫تا باهاتون تماس بگیریم

586
00:45:01,720 --> 00:45:03,320
‫سلام، منم

587
00:45:05,040 --> 00:45:07,160
‫فقط زنگ زدم ببینم حالتون چطوره

588
00:45:08,680 --> 00:45:10,280
‫و، ام,,,

589
00:45:12,480 --> 00:45:14,720
‫بهتون اطلاع بدم اوضاع اینجا چطوره

590
00:45:56,891 --> 00:45:59,891
‫[روز ۱۵۰]

591
00:46:03,240 --> 00:46:06,720
‫اولین مورد امروز، شاهد دادستانی

592
00:46:08,160 --> 00:46:11,120
‫جان بدفورد، یه باربر چمدون از هیترو

593
00:46:12,320 --> 00:46:13,880
‫دادستانی معتقده که بدفورد،

594
00:46:13,920 --> 00:46:15,960
‫چمدون بدون همراه رو از مالت,,,

595
00:46:17,120 --> 00:46:18,720
‫که بمب توش بوده، بار زده

596
00:46:21,080 --> 00:46:23,120
‫شما بعدازظهر ۲۱ دسامبر ۱۹۸۸،

597
00:46:23,160 --> 00:46:25,800
‫سر کار بودین، آقای بدفورد؟
‫[جان بدفورد، باربر چمدان فرودگاه هیترو]

598
00:46:25,840 --> 00:46:28,440
‫- بله قربان
‫- و یادتون میاد که

599
00:46:28,480 --> 00:46:32,040
‫چمدونی به اونجا اومد که
‫برای پرواز ۱۰۳ بود؟

600
00:46:32,080 --> 00:46:35,800
‫بله, بله، اومد, ولی نه تا اواخر شیفتم

601
00:46:35,840 --> 00:46:38,240
‫یادمه، چون اول برای استراحت و چای رفتم

602
00:46:38,280 --> 00:46:42,280
‫و چقدر از اونجا دور بودین؟

603
00:46:42,320 --> 00:46:43,960
‫بیشتر از نیم ساعت نبود

604
00:46:44,000 --> 00:46:46,240
‫و بعد برگشتین سر کار؟

605
00:46:46,280 --> 00:46:49,520
‫بله، بله,
‫و اون موقع بود که اونا رو دیدم

606
00:46:51,240 --> 00:46:54,000
‫اونا؟
‫منظورتون چیه، آقای بدفورد؟

607
00:46:56,200 --> 00:46:58,360
‫وقتی از استراحت چای برگشتم،

608
00:46:58,400 --> 00:47:01,440
‫دو تا چمدون جدید توی کانتینر بودن

609
00:47:01,480 --> 00:47:03,920
‫من اونجا نذاشته بودمشون

610
00:47:05,480 --> 00:47:07,040
‫دو تا چمدون دیگه؟

611
00:47:07,080 --> 00:47:08,760
‫نمی‌فهمم

612
00:47:08,800 --> 00:47:11,360
‫دادستانی اینو قبلاً بررسی نکرده بود؟

613
00:47:11,400 --> 00:47:15,000
‫دیدین کی اون دو تا چمدون دیگه رو
‫توی کانتینر گذاشت؟

614
00:47:15,040 --> 00:47:16,540
‫نه, نه، ندیدم

615
00:47:21,840 --> 00:47:24,720
‫آقای بدفورد، ممکنه که

616
00:47:24,760 --> 00:47:27,000
‫کسانی غیر از شما یا همکارهاتون،

617
00:47:27,040 --> 00:47:29,616
‫اون چمدون‌ها رو
‫توی اون کانتینر گذاشته باشن؟

618
00:47:29,640 --> 00:47:31,960
‫آره, خب، هر کسی که توی فرودگاه کار می‌کنه

619
00:47:32,000 --> 00:47:34,560
‫هر کسی؟ دارین میگین هر کسی که

620
00:47:34,600 --> 00:47:36,240
‫توی محوطه‌ی فرودگاه بوده
‫می‌تونسته این کارو بکنه؟

621
00:47:36,280 --> 00:47:39,080
‫- آره
‫- برای رفع هرگونه ابهام،

622
00:47:39,120 --> 00:47:43,520
‫این چمدون‌ها قبل از
‫رسیدن پرواز مالت-فرانکفورت ظاهر شدن؟

623
00:47:45,120 --> 00:47:46,720
‫بله، جناب

624
00:47:50,440 --> 00:47:54,040
‫می‌تونین این چمدون‌ها رو
‫برای دادگاه توصیف کنین؟

625
00:47:54,320 --> 00:47:57,880
‫بله, یکی قهوه‌ای بود, اون یکی تیره‌تر بود

626
00:47:59,040 --> 00:48:03,560
‫چمدون‌های محکمی بودن،
‫همون مدلی که سامسونیت می‌سازه

627
00:48:07,280 --> 00:48:09,481
‫مثل همون چمدون مالت هست

628
00:48:14,320 --> 00:48:17,840
‫بدفورد گفت استراحت چایش
‫نیم ساعت طول کشیده

629
00:48:19,800 --> 00:48:22,520
‫یعنی اون مدت
‫هیچ‌کس دور و بر اون کانتینر نبوده

630
00:48:22,560 --> 00:48:25,000
‫هیچ نگهبانی نبوده

631
00:48:30,720 --> 00:48:33,000
‫کل اون مدت!

632
00:48:33,160 --> 00:48:35,040
‫اون چمدون‌ها چطور اونجا رفتن؟

633
00:48:35,080 --> 00:48:36,680
‫کی گذاشته‌شون اونجا؟

634
00:48:38,320 --> 00:48:40,560
‫ممکنه بدفورد چمدون اصلی رو دیده باشه؟

635
00:48:40,600 --> 00:48:44,000
‫نمی‌تونه دیده باشه,
‫پرواز فرانکفورت هنوز نرسیده بوده

636
00:48:48,960 --> 00:48:52,280
‫مگه اینکه هیچ چمدون بمبی
‫توی اون پرواز فرانکفورت نبوده باشه

637
00:48:53,800 --> 00:48:56,040
‫خب، این کل پرونده رو نابود می‌کنه

638
00:48:56,960 --> 00:48:58,600
‫کل پایه و اساس دادرسی رو

639
00:49:32,440 --> 00:49:34,040
‫بفرمایید

640
00:49:36,440 --> 00:49:39,120
‫چرا دادستان
‫یه متخصص مواد منفجره آلمانی آورده؟

641
00:49:39,160 --> 00:49:40,760
‫فکر کردم اون قضیه دیگه تموم شده؟
‫[روز ۱۷۱]

642
00:49:40,800 --> 00:49:43,600
‫تا بتونن نظریه‌ی دفاعیه رو بی‌اعتبار کنن

643
00:49:43,640 --> 00:49:45,320
‫نیرو‌های فلسطینی

644
00:49:45,360 --> 00:49:47,760
‫دادستان ترسیده, باید جلوشو بگیرن

645
00:49:50,040 --> 00:49:51,600
‫آقای گوبل,,,
‫[راینر گوبل، متخصص مواد منفجره پلیس آلمان]

646
00:49:51,640 --> 00:49:55,680
‫در اکتبر ۱۹۸۸،
‫شما یه سری دستگاه انفجاری رو بررسی کردین

647
00:49:55,720 --> 00:49:57,320
‫که توی یه حمله کشف شده بودن،

648
00:49:57,360 --> 00:50:00,680
‫حمله به سازمان جبهه خلق برای آزادی فلسطین

649
00:50:00,720 --> 00:50:03,000
‫- درسته؟
‫- بله، درسته

650
00:50:03,040 --> 00:50:05,920
‫و توی جاهای مختلف ادعا شده که

651
00:50:05,960 --> 00:50:10,720
‫در واقع، یکی از اون دستگاه‌ها
‫ممکنه باعث سقوط پرواز ۱۰۳ شده باشه

652
00:50:10,920 --> 00:50:13,400
‫بله، این نظریه‌ی اولیه پلیس آلمان بود،

653
00:50:13,440 --> 00:50:15,520
‫ولی ما به این باور رسیدیم که پرواز ۱۰۳

654
00:50:15,560 --> 00:50:19,320
‫نمی‌تونسته توسط
‫دستگاه اون سازمان سقوط کرده باشه

655
00:50:20,040 --> 00:50:21,280
‫می‌تونین بهمون بگین چرا؟

656
00:50:21,320 --> 00:50:25,536
‫اون سازمان از تجهیزات حساس به فشار هوا
‫استفاده می‌کنه

657
00:50:25,560 --> 00:50:28,440
‫ترکیبی از یه سوئیچ بارومتری,,,

658
00:50:28,480 --> 00:50:32,560
‫اگه میشه به زبون ساده بگین، آقای گوبل

659
00:50:32,600 --> 00:50:37,280
‫بله, بمب‌های اون سازمان
‫از سه بخش تشکیل شده بودن:

660
00:50:37,320 --> 00:50:39,760
‫یه سوئیچ، یه تایمر، و یه چاشنی

661
00:50:39,800 --> 00:50:43,560
‫وظیفه‌ی سوئیچ فقط روشن کردن تایمره

662
00:50:43,600 --> 00:50:46,200
‫و چیزی که فعالش می‌کنه،
‫کاهش فشار هواست

663
00:50:46,240 --> 00:50:48,200
‫وقتی یه هواپیما ارتفاع می‌گیره،

664
00:50:48,240 --> 00:50:52,640
‫حدود هفت دقیقه طول می‌کشه
‫تا این تغییر رو تشخیص بده

665
00:50:53,320 --> 00:50:58,296
‫اون سازمان در این زمان
‫از تایمرهای مکعب یخی استفاده می‌کرد،

666
00:50:58,320 --> 00:51:02,800
‫به این خاطر بهشون می‌گفتن مکعب یخی
‫چون شبیه مکعب یخ بودن

667
00:51:05,280 --> 00:51:08,240
‫آره, وقتی سوئیچ اونا روشن میشه،

668
00:51:08,280 --> 00:51:11,640
‫تایمر حدوداً ۳۰ دقیقه کار می‌کنه،

669
00:51:11,680 --> 00:51:13,840
‫بعد از اون چاشنی رو فعال می‌کنه،

670
00:51:13,880 --> 00:51:17,120
‫که بعد باعث انفجار نارنجک داخل دستگاه میشه

671
00:51:17,160 --> 00:51:22,880
‫اگه از یه دستگاه اون سازمان
‫برای نابودی پرواز ۱۰۳ استفاده شده بود،

672
00:51:22,920 --> 00:51:26,520
‫بین ۳۵ تا ۴۵ دقیقه،

673
00:51:26,560 --> 00:51:29,000
‫بعد از شروع پرواز اولش منفجر میشد

674
00:51:29,800 --> 00:51:33,680
‫پرواز ۱۰۳ فقط در صورتی
‫توسط این نوع دستگاه سقوط می‌کرده که

675
00:51:33,720 --> 00:51:37,960
‫اگه توی هیترو کار گذاشته شده باشه
‫یا سوار هواپیما شده باشه

676
00:51:45,760 --> 00:51:50,360
‫هواپیما ساعت ۱۸:۲۵ از هیترو بلند شد
‫و ساعت ۱۹:۰۳ منفجر شد

677
00:51:50,400 --> 00:51:52,760
‫۳۸ دقیقه بعد از پرواز منفجر شد

678
00:51:52,800 --> 00:51:54,920
‫حتماً توی هیترو گذاشتنش توی هواپیما

679
00:51:54,960 --> 00:51:56,960
‫یکی از چمدون‌های بدفورد؟

680
00:52:02,880 --> 00:52:04,720
‫چرا هیچ‌کس اینو به چالش نمی‌کشه؟

681
00:52:04,760 --> 00:52:06,160
‫خیلی اتفاقیه

682
00:52:06,200 --> 00:52:09,280
‫حتماً یه تایمر مکعب یخی بوده

683
00:52:13,920 --> 00:52:16,720
‫تی-۱۳ خیلی دقیق‌تره، چون,,,

684
00:52:16,760 --> 00:52:19,760
‫انفجار هواپیما بعد از,,,

685
00:52:21,640 --> 00:52:24,680
‫اینجا چه خبره؟

686
00:52:24,720 --> 00:52:26,600
‫حتماً یه تایمر مکعب یخی بوده

687
00:52:26,640 --> 00:52:29,000
‫چمدون‌های بدفورد چی؟

688
00:52:29,040 --> 00:52:31,160
‫جیم، جیم، بشین

689
00:52:37,920 --> 00:52:40,120
‫بجنب

690
00:52:40,160 --> 00:52:43,080
‫لطفاً دادگاه این وقفه‌ی ناخوشایند رو

691
00:52:43,120 --> 00:52:45,320
‫نادیده بگیره

692
00:52:45,360 --> 00:52:47,520
‫برگردین, لطفاً ادامه بدین

693
00:52:47,560 --> 00:52:49,720
‫ممنون، عالیجناب

694
00:52:49,760 --> 00:52:51,800
‫حالت خوبه؟

695
00:53:42,080 --> 00:53:45,600
‫توماس تورمن،
‫متخصص پزشکی قانونی اف‌بی‌آی,,,

696
00:53:47,760 --> 00:53:50,880
‫از همه نظر مشابهه,
‫دقیقاً یادمه مورتا بهمون می‌گفت

697
00:53:50,920 --> 00:53:52,848
‫یه محکومیت می‌گیریم

698
00:53:52,849 --> 00:53:54,777
‫ابوطالب الان به خاطر
‫یه اقدام به بمب‌گذاری توی سوئد زندانه

699
00:53:54,800 --> 00:53:56,380
‫توی جلد پیدا شد

700
00:53:56,381 --> 00:53:57,961
‫وابسته به اون سازمان،
‫که می‌خواست انتقام بگیره

701
00:53:58,000 --> 00:54:01,616
‫بمب توی پرواز اول منفجر می‌شد,
‫مالت، فرانکفورت، هیترو

702
00:54:01,640 --> 00:54:03,960
‫برمی‌گردم به هیترو,
‫دو تا چمدون جدید

703
00:54:04,000 --> 00:54:06,320
‫توی هیترو گذاشتنش توی هواپیما؟

704
00:54:07,000 --> 00:54:14,320
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

705
00:54:15,000 --> 00:54:22,320
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

706
00:54:32,920 --> 00:54:35,880
‫- مگه قرار نبود فرودگاه همدیگه رو ببینیم؟
‫- جین,,,

707
00:54:37,360 --> 00:54:39,160
‫چی شده؟

708
00:54:40,040 --> 00:54:41,600
‫از کجا شروع کنم؟

709
00:54:47,840 --> 00:54:50,440
‫کار اونا نبوده,
‫اونا بمب رو توی هواپیما نذاشتن

710
00:54:50,480 --> 00:54:52,800
‫معلومه که گذاشتن,
‫چی داری میگی؟

711
00:54:52,840 --> 00:54:54,840
‫کل پرونده رو بارها و بارها بررسی کردیم

712
00:54:54,880 --> 00:54:57,640
‫ریز ریزش کردیم، دوباره سر همش کردیم

713
00:54:58,320 --> 00:54:59,820
‫تمام سوراخ سنبه‌هاشو بررسی کردیم

714
00:55:05,400 --> 00:55:07,000
‫براشون تله گذاشتن

715
00:55:07,040 --> 00:55:09,040
‫براشون پاپوش درست کردن

716
00:55:09,080 --> 00:55:11,920
‫کل پرونده‌ی علیه اونا تخلیه, دروغه

717
00:55:15,760 --> 00:55:17,360
‫اونا بیگناه‌ان

718
00:55:18,760 --> 00:55:25,360
moviepovie.com