﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:04,239
‫[این داستان الهام گرفته از
‫رویدادهای واقعی‌ست...]

2
00:00:04,240 --> 00:00:05,960
‫[اما به‌خاطر داشته باشید...]

3
00:00:05,961 --> 00:00:10,961
‫[یک روایت تاریخی نیست]

4
00:00:14,962 --> 00:00:16,962
‫[بهار 1943]

5
00:00:16,963 --> 00:00:19,963
‫[نیوتاون‌آردز، ایرلند شمالی]

6
00:00:19,964 --> 00:00:24,964
moviepovie.com

7
00:00:24,965 --> 00:00:29,965
moviepovie.com

8
00:00:29,966 --> 00:00:34,966
moviepovie.com

9
00:00:34,967 --> 00:00:39,967
moviepovie.com

10
00:01:20,800 --> 00:01:25,400
‫مادر عزیزم، با قلبی سرشار از
‫اندوه و غم برات می‌نویسم...

11
00:01:26,840 --> 00:01:29,920
‫تا بهت بگم که نمی‌تونم در مراسم
‫خاکسپاری بابا شرکت کنم

12
00:01:35,280 --> 00:01:38,799
‫از افسران مافوقم در قاهره خواستم...

13
00:01:38,800 --> 00:01:40,960
‫بهم مرخصی اضطراری بدن

14
00:01:49,400 --> 00:01:52,879
‫بنا به دلایلی که دوست
‫نداشتن توضیح بدن...

15
00:01:52,880 --> 00:01:54,960
‫چنین اجازه‌ای بهم ندادن

16
00:02:00,840 --> 00:02:03,719
‫مطمئنم می‌تونی تصور کنی، مامان...

17
00:02:03,720 --> 00:02:07,799
‫که این امتناع بی‌توضیح...

18
00:02:07,800 --> 00:02:09,600
‫منو در وضعیت ذهنی بدی قرار داد

19
00:02:12,840 --> 00:02:15,800
‫و باعث شد که یه جورایی آزرده خاطر بشم

20
00:02:25,600 --> 00:02:26,920
‫لعنت بهش!

21
00:02:41,200 --> 00:02:43,080
‫عذر می‌خوام، خانم‌ها و آقایون

22
00:02:44,440 --> 00:02:48,800
‫ولی ستاد فرماندهی قاهره
‫اعصاب منو داغون کرده

23
00:02:55,560 --> 00:02:57,280
‫آروم باش

24
00:02:59,600 --> 00:03:00,920
‫همونجا وایستا

25
00:03:55,320 --> 00:03:57,639
‫این به خاطر بابامه

26
00:03:57,640 --> 00:03:59,519
‫بابای بیچاره و بدبختم

27
00:03:59,520 --> 00:04:02,520
‫کافیه! ولش کن

28
00:04:04,239 --> 00:04:07,239
‫«قهرمانان یاغی ساس»

29
00:04:07,240 --> 00:04:12,240
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

30
00:04:12,241 --> 00:04:18,241
‫[در اکتبر 1942، بن‌بست طولانی مدت در]
‫[جنگ صحرای آفریقای شمالی بالاخره شکسته شده]

31
00:04:20,242 --> 00:04:27,242
‫[ژنرال مونتگومری 200 هزار سرباز لشکر هشتم ]
‫[متفقین را به جان لشکرهای پنزر رومل انداخت]

32
00:04:31,243 --> 00:04:33,243
‫[در العالمین رومل عقب‌نشینی را شروع کرد]

33
00:04:39,244 --> 00:04:41,244
‫[و جنگ صحرا در آفریقا به پیروزی رسید]

34
00:04:42,245 --> 00:04:46,245
‫[توجه به آزادسازی اروپا معطوف گشت...]

35
00:04:47,246 --> 00:04:49,246
‫[و آمریکایی‌ها بالاخره به این تلاش پیوستند]

36
00:04:52,247 --> 00:04:55,247
‫[جنگ در اروپا یک بازی استراتژیک]
‫[محتاطانه با پیشروی سنجیده شده می‌شود...]

37
00:04:57,248 --> 00:04:59,248
‫[که نیازمند انضباط نظامی دقیق است...]

38
00:04:59,249 --> 00:05:04,249
‫[که همه اینها خبر بسیار بدی بود برای یک یگان]
‫[نسنجیده و پیمان‌شکن انگلیسی معروف به...]

39
00:05:05,250 --> 00:05:08,250
‫[گردان ویژه هوایی]

40
00:05:19,240 --> 00:05:20,800
‫ملاقاتی داری

41
00:05:22,801 --> 00:05:24,801
‫[زندان نظامی غازی، قاهره]

42
00:06:14,160 --> 00:06:16,359
‫لطفا زحمت احترام گذاشتن به خودت نده

43
00:06:16,360 --> 00:06:17,880
‫نمیدم

44
00:06:21,360 --> 00:06:22,960
‫- تنهامون بذارین
‫- بله، قربان

45
00:06:24,040 --> 00:06:26,759
‫تو کدوم خری...

46
00:06:26,760 --> 00:06:28,159
‫هستی؟

47
00:06:28,160 --> 00:06:30,840
‫سرهنگ دوم بیل استرلینگ هستم

48
00:06:32,080 --> 00:06:34,319
‫برادر بزرگتر دیوید استرلینگ

49
00:06:34,320 --> 00:06:36,239
‫سیگار؟

50
00:06:36,240 --> 00:06:38,119
‫دیوید حسابی برات سلام رسوند...

51
00:06:38,120 --> 00:06:41,120
‫از اردوگاه اسرای جنگی گاوی
‫در شمال ایتالیا

52
00:06:43,280 --> 00:06:45,560
‫- می‌تونی راحت بایستی
‫- راحتم

53
00:06:54,680 --> 00:06:56,200
‫بهتر نیست بشینیم؟

54
00:07:03,160 --> 00:07:06,279
‫سرگرد مین، اومدم اینجا تا
‫ازت بخوام کمکم کنی...

55
00:07:06,280 --> 00:07:08,919
‫تا جلوی ستاد فرماندهی رو بگیرم
‫هنگ شما رو منحل نکنه...

56
00:07:08,920 --> 00:07:12,160
‫و همه افرادت رو به یگان‌های
‫اولیه‌شون نفرسته

57
00:07:13,240 --> 00:07:15,719
‫که قصد دارن تا دو روز
‫آینده همین کار رو بکنن...

58
00:07:15,720 --> 00:07:17,720
‫اگه یه کاری نکنیم تا جلوشونو بگیریم

59
00:07:23,080 --> 00:07:25,160
‫ماهیت این جنگ عوض شده

60
00:07:27,040 --> 00:07:29,679
‫دنبال یه بهونه می‌گردن تا
‫جلوت بایستن...

61
00:07:29,680 --> 00:07:31,919
‫و الان تو همون بهونه هستی

62
00:07:31,920 --> 00:07:33,400
‫شبیه اون نیستی

63
00:07:34,640 --> 00:07:36,520
‫صبورترم. کمتر عجولم

64
00:07:38,680 --> 00:07:40,439
‫باملاحظه‌ترم

65
00:07:40,440 --> 00:07:41,960
‫کمتر بی‌فکرم

66
00:07:44,880 --> 00:07:46,759
‫خیال می‌کنی دل‌رحمم...

67
00:07:46,760 --> 00:07:48,240
‫- و بعدش تمام
‫- تمام؟!

68
00:07:51,280 --> 00:07:53,040
‫اوه...

69
00:07:54,640 --> 00:07:56,959
‫خیلی دوست دارم تموم کردنت رو ببینم

70
00:07:56,960 --> 00:07:59,999
‫و منم خیلی دوست دارم به عنوان
‫دو تا سرباز ساده با هم حرف بزنیم

71
00:08:00,000 --> 00:08:01,919
‫دو تا آدم بالغ، نه دو نفر که شهرت دارن

72
00:08:01,920 --> 00:08:04,639
‫تا جایی که من می‌دونم تو شهرتی نداری

73
00:08:04,640 --> 00:08:05,879
‫چون در دو سال گذشته...

74
00:08:05,880 --> 00:08:08,199
‫برای اطلاعات ارتش بریتانیا کار می‌کردم

75
00:08:08,200 --> 00:08:10,559
‫حتی وجود ما هم مخفیانه‌س

76
00:08:10,560 --> 00:08:13,159
‫پس اجازه نداریم زرق و برق
‫شهرت رو داشته باشیم

77
00:08:13,160 --> 00:08:16,440
‫حالا می‌خوای ساس رو
‫نجات بدی یا نه؟

78
00:08:23,240 --> 00:08:25,479
‫می‌دونی، وقتی برادرت به این
‫جور جاها می‌اومد...

79
00:08:25,480 --> 00:08:28,120
‫به حرفش گوش می‌کردم چون
‫احترامم رو بدست اورده بود

80
00:08:29,800 --> 00:08:31,919
‫بدست اورده بود

81
00:08:31,920 --> 00:08:35,519
‫مثل وقتی که بچه هستی و بابات
‫ازت می‌خواد هیزم بشکنی...

82
00:08:35,520 --> 00:08:37,839
‫شنیدم برای خاکسپاری پدرت
‫چه اتفاقی افتاده...

83
00:08:37,840 --> 00:08:40,039
‫و هیزم‌ها رو می‌شکنی،
‫کل درخت کوفتی رو می‌شکنی...

84
00:08:40,040 --> 00:08:41,839
‫وقتی فهمیدم که درخواست
‫مرخصی اضطراری‌تو رد کردن...

85
00:08:41,840 --> 00:08:44,399
‫- و بابات یه شیلینگ بهت میده و میگه...
‫- خیلی کُفری شد

86
00:08:44,400 --> 00:08:47,199
‫تو لیاقتت رو نشون دادی، پدی، پسرم. پسر من

87
00:08:47,200 --> 00:08:50,439
‫پسر عزیزم. به خاطر زحماتی که
‫کشیدی لیاقت اینو داری

88
00:08:50,440 --> 00:08:54,519
‫در حالی که تو، تا جایی که می‌دونم
‫هیچ درختی رو قطع نکردی...

89
00:08:54,520 --> 00:08:58,199
‫هیچ تبری بدست نگرفتی،
‫هیزم هیچ آتیشی رو تامین نکردی...

90
00:08:58,200 --> 00:09:01,200
‫هیچ کاری نکردی که احترامم رو بدست بیاری

91
00:09:05,840 --> 00:09:07,200
‫کفری شدی؟

92
00:09:08,880 --> 00:09:10,719
‫الان همینو گفتی؟

93
00:09:10,720 --> 00:09:12,319
‫اینطوری حرف می‌زنی؟

94
00:09:12,320 --> 00:09:14,200
‫تو کفری شدی؟!

95
00:09:15,600 --> 00:09:18,439
‫خب، باور کن لعنتی که
‫منم خیلی کفری شدم

96
00:09:18,440 --> 00:09:20,319
‫از دست کل قاهره کفری شدم

97
00:09:20,320 --> 00:09:24,600
‫و با این کار، چند تا از منتقدانت
‫رو خیلی، خیلی خوشحال کردی

98
00:09:28,320 --> 00:09:30,759
‫ای لعنتی

99
00:09:30,760 --> 00:09:33,719
‫اینقدر عرق نیشکر و مشروب خورده بودم...

100
00:09:33,720 --> 00:09:36,200
‫که به خون و سرکه تبدیل شده بودم...

101
00:09:37,200 --> 00:09:41,679
‫یا باید می‌ریدم یا بالا می‌اوردم،
‫بدنم نمی‌تونست تصمیم بگیره

102
00:09:41,680 --> 00:09:44,280
‫اینجا یه سطل لازم دارم!

103
00:09:48,200 --> 00:09:50,080
‫درخواست آزادی‌تو گرفتم

104
00:09:51,400 --> 00:09:53,800
‫می‌تونی از دستشویی سر
‫راه برگشت به یگانت استفاده کنی

105
00:09:55,160 --> 00:09:57,080
‫اگه ساس هنوز وجود داشته باشه

106
00:10:03,240 --> 00:10:05,079
‫مشخصه که دری وجود نداره

107
00:10:05,080 --> 00:10:06,799
‫پس...

108
00:10:06,800 --> 00:10:08,119
‫اگه می‌خوای منو تماشا کنی...

109
00:10:08,120 --> 00:10:10,079
‫هر کاری که قراره بکنم رو...

110
00:10:10,080 --> 00:10:13,079
‫مهمون من باش

111
00:10:13,080 --> 00:10:16,000
‫اول اینو بخون بعد
‫کونتو باهاش پاک کن

112
00:10:17,960 --> 00:10:21,079
‫این یادداشت دو پاراگراف داره

113
00:10:21,080 --> 00:10:24,319
‫اولیش میگه حالا که
‫لشکرکشی...

114
00:10:24,320 --> 00:10:27,199
‫در برابر متحدین
‫از آفریقا به اروپا در حال انتقاله...

115
00:10:27,200 --> 00:10:30,999
‫تیپ‌های بی‌نظم و سرکشی
‫مثل ساس...

116
00:10:31,000 --> 00:10:35,120
‫هیچ تیپی مثل ساس وجود نداره

117
00:10:39,880 --> 00:10:44,319
‫تیپ‌های سرکش که پشت
‫خطوط دشمن کار می‌کنن بی‌فایده میشن...

118
00:10:44,320 --> 00:10:46,119
‫و مایه دردسر خواهند بود

119
00:10:46,120 --> 00:10:49,199
‫ای لعنتی

120
00:10:49,200 --> 00:10:53,559
‫پاراگراف دوم میگه که افسر
‫فرمانده ساس...

121
00:10:53,560 --> 00:10:55,399
‫رابرت بلر پدی مین...

122
00:10:55,400 --> 00:10:58,120
‫در فرماندهی دچار مشکلاتی شده

123
00:11:01,680 --> 00:11:05,440
‫اینو از زبون یکی در میخونه شنیدم
‫که توی ستاد فرماندهی نفوذ داره

124
00:11:06,560 --> 00:11:11,159
‫پدی مین یه ایرلندیه که
‫بلد نیست خشمش رو کنترل کنه

125
00:11:11,160 --> 00:11:16,480
‫برای فرماندهی به دردنمی‌خوره،
‫از مافوق‌ها ناراضی و غیرقابل تغییره

126
00:11:18,200 --> 00:11:20,960
‫و بدون شک، وقایع دیشب هم
‫به عنوان مدرک استفاده میشه

127
00:11:24,680 --> 00:11:26,679
‫و اینم باید اضافه کنم، تجربه من...

128
00:11:26,680 --> 00:11:29,519
‫در اطلاعات ارتش منو به این فکر میندازه...

129
00:11:29,520 --> 00:11:32,319
‫که درخواست مرخصیت برای
‫شرکت در خاکسپاری پدرتو رد کردن...

130
00:11:32,320 --> 00:11:35,479
‫فقط برای اینکه واکنشی
‫که دادی رو ازت ببینن

131
00:11:35,480 --> 00:11:37,680
‫بنابراین حرفشون ثابت میشه

132
00:11:39,040 --> 00:11:41,160
‫بازیچه دستشون شدی، پدی

133
00:11:45,320 --> 00:11:46,959
‫یه نگاه به آینه بنداز

134
00:11:46,960 --> 00:11:49,679
‫می‌دونی، مگه نه...

135
00:11:49,680 --> 00:11:52,519
‫که اطلاعات ارتش یه
‫عبارت متناقض ـه؟

136
00:11:52,520 --> 00:11:55,479
‫- به آینه نگاه کن، پدی...
‫- آینه برای کسانیه...

137
00:11:55,480 --> 00:11:57,160
‫که خودشونو نمی‌شناسن

138
00:12:05,200 --> 00:12:08,999
‫ممکنه به افسر فرمانده یک
‫یگان جدید نگاه کنی

139
00:12:09,000 --> 00:12:10,840
‫ابزاری که استفاده ازش عوض شده

140
00:12:12,120 --> 00:12:16,759
‫یگانی که تبدیل به نوک پیکان حمله میشه

141
00:12:16,760 --> 00:12:19,679
‫این جمله رو هم باید بنویسی
‫تا کونمو باهاش پاک کنم

142
00:12:19,680 --> 00:12:22,079
‫مرحله بعدی این جنگ تهاجم ـه

143
00:12:22,080 --> 00:12:25,679
‫گرفتن سانت به سانت قلمروی دشمن

144
00:12:25,680 --> 00:12:28,759
‫و بعضی از آدم‌های بدبخت حرومزاده
‫باید زودتر از همه توی ساحل پیاده بشن...

145
00:12:28,760 --> 00:12:31,879
‫اولین کسانی باشن که از رودخونه رد میشن،
‫اولین کسانی که از در میرن تو

146
00:12:31,880 --> 00:12:35,440
‫بدترین‌ها رو به جون بخرن، مورد
‫خشم دشمن قرار بگیرن، دیوار آتش بشن

147
00:12:36,800 --> 00:12:38,719
‫به ستاد فرماندهی پیشنهاد دادم...

148
00:12:38,720 --> 00:12:41,960
‫که اون آدم‌های بدبخت حرومزاده
‫که زودتر از همه میرن میتونین شما باشین

149
00:12:45,000 --> 00:12:49,199
‫تو، پدی مین، می‌تونی
‫اولین فرمانده متفقین باشی...

150
00:12:49,200 --> 00:12:51,359
‫که پا در اروپای اشغال شده
‫توسط نازی‌ها میذاره

151
00:12:51,360 --> 00:12:53,159
‫اولین فرمانده

152
00:12:53,160 --> 00:12:57,400
‫ولی باید ستاد فرماندهی رو متقاعد کنم
‫که این ایرلندی می‌تونه تغییر کنه

153
00:12:59,040 --> 00:13:01,720
‫این ایرلندی می‌تونه از دستورات اطاعت کنه

154
00:13:04,560 --> 00:13:06,719
‫برادرم حکم قابله این هنگ رو داشت

155
00:13:06,720 --> 00:13:08,640
‫من حاضر نیستم نقش مرده‌شور رو بازی کنم

156
00:13:10,520 --> 00:13:11,999
‫قبول کن به عنوان...

157
00:13:12,000 --> 00:13:15,359
‫فرمانده یگان پروازی در
‫نوک پیکان حمله باشی...

158
00:13:15,360 --> 00:13:17,200
‫تا ساس زنده بمونه

159
00:13:23,480 --> 00:13:26,039
‫- اینجا بی‌بی‌سی‌ست
‫- [لندن، انگلستان، ژوئن 1943]

160
00:13:26,040 --> 00:13:27,720
‫و حالا اینجا...

161
00:13:29,200 --> 00:13:32,600
‫نیروی هوایی سلطنتی به شهرهای
‫آلمان حمله کرده، آتشی به پا کرده...

162
00:13:46,159 --> 00:13:48,159
‫[روزنامه هرالد، هیتلر نیروها به سرعت]
‫[به غرب می‌برد]

163
00:13:48,160 --> 00:13:50,160
‫[نیروی هوایی سلطنتی ستونهای]
‫[متحدین را درهم می‌شکند]

164
00:14:29,159 --> 00:14:33,159
‫[ستاد غیررسمی فرماندهی]
‫[دولت فرانسه آزاد]

165
00:14:33,160 --> 00:14:34,160
‫[دولت در تبعید]

166
00:14:43,160 --> 00:14:45,200
‫- قرمز.
‫- عصر بخیر، خانم

167
00:14:49,800 --> 00:14:51,519
‫چیه؟

168
00:14:51,520 --> 00:14:55,160
‫به نظر بی‌احترامی می‌اومد که در
‫چنین هوای زیبایی چتر به دست بگیری

169
00:14:57,240 --> 00:14:59,279
‫عاشق بارونم

170
00:14:59,280 --> 00:15:00,999
‫چی، همیشه یا از وقتی که...؟

171
00:15:01,000 --> 00:15:02,839
‫از اون به بعد

172
00:15:02,840 --> 00:15:06,879
‫در سومین روز پیاده‌رویم در
‫صحرا، خواب بارون رو دیدم

173
00:15:06,880 --> 00:15:09,480
‫می‌تونستم روی صورتم حسش کنم
‫و از روی لبهام لیسش بزنم

174
00:15:10,840 --> 00:15:12,520
‫دیگه هیچوقت یه قطره بارون
‫رو هم هدر نمیدم

175
00:15:15,240 --> 00:15:16,400
‫ممنونم

176
00:15:24,880 --> 00:15:28,599
‫این واگن ناخوشایند و ناملایم
‫و به شدت خسته‌کننده‌س...

177
00:15:28,600 --> 00:15:31,159
‫جاییه که همه چیزو به یاد میاری
‫و هیچکدومش چیز ارزشمندی نیست

178
00:15:31,160 --> 00:15:32,800
‫ولی هنوزم توی این واگنم

179
00:15:40,880 --> 00:15:42,440
‫شروع کنیم؟

180
00:15:46,320 --> 00:15:47,800
‫یه چیز جدید

181
00:15:50,840 --> 00:15:52,160
‫و یه چیز قدیمی

182
00:15:53,240 --> 00:15:55,079
‫یه مشت دروغ...

183
00:15:55,080 --> 00:15:57,320
‫حقایق ناخوشایند

184
00:15:58,520 --> 00:15:59,959
‫و اینم یه فکر جدید از من...

185
00:15:59,960 --> 00:16:01,800
‫که گفتم شاید به نظرت جذاب بیاد

186
00:16:03,720 --> 00:16:05,519
‫یه درخواست از طرف ژنرال دو گل

187
00:16:05,520 --> 00:16:07,400
‫یه پیشنهاد

188
00:16:09,000 --> 00:16:10,440
‫شکایات بیشتر

189
00:16:13,360 --> 00:16:14,880
‫و یه دعوتنامه

190
00:16:16,200 --> 00:16:17,520
‫اوووه!

191
00:16:19,760 --> 00:16:21,360
‫یه مهمونی مشروب‌خوری در هتل ریتس

192
00:16:22,760 --> 00:16:24,240
‫گفتم شاید بتونی همراه‌م بشی

193
00:16:25,720 --> 00:16:28,200
‫تقدیم شده توسط دوستان پرتغالی آمریکا

194
00:16:29,560 --> 00:16:32,079
‫این یعنی مشروب و
‫موسیقی مناسب رقص برقرار خواهد بود

195
00:16:32,080 --> 00:16:34,719
‫در شب نهم جولای

196
00:16:34,720 --> 00:16:36,639
‫اوهوم

197
00:16:36,640 --> 00:16:38,600
‫این تاریخ برات مشکل‌سازه؟

198
00:16:39,840 --> 00:16:41,839
‫نه، نه، اصلا

199
00:16:41,840 --> 00:16:43,640
‫نه، خوشحال میشم باهات بیام

200
00:16:45,400 --> 00:16:47,559
‫اگه منو به عنوان همراه خودت انتخاب کردی...

201
00:16:47,560 --> 00:16:49,439
‫یعنی هنوزم توی لندن تنهایی

202
00:16:49,440 --> 00:16:51,199
‫و تا وقتی دیوید برگرده تنها می‌مونم

203
00:16:51,200 --> 00:16:53,679
‫گمونم هر روز برات نامه می‌نویسه؟

204
00:16:53,680 --> 00:16:56,799
‫اولین بار که فهمید جون سالم
‫به در بردم، هر روز نامه می‌نوشت

205
00:16:56,800 --> 00:17:00,239
‫حالا روی پیدا کردن
‫راه‌های فرار تمرکز کرده

206
00:17:00,240 --> 00:17:04,239
‫ولی می‌بینم برادرش، ویلیام
‫سرش شلوغه بوده

207
00:17:04,240 --> 00:17:08,119
‫می‌دونی، اگه نمی‌دونستم
‫چنین آدم حرفه‌ای تمام و کمال هستی...

208
00:17:08,120 --> 00:17:11,599
‫قسم می‌خوردم صفحات گزارش
‫ماموریت رو مرور کردی...

209
00:17:11,600 --> 00:17:13,839
‫تا فقط ارجاعات مربوط به ساس رو پیدا کنی

210
00:17:13,840 --> 00:17:16,199
‫فقط اینکه این سند به اس‌آراس اشاره می‌کنه

211
00:17:16,200 --> 00:17:17,799
‫بیل استرلینگ همون استرلینگه...

212
00:17:17,800 --> 00:17:20,239
‫که از درخت نیافتاده و با سر نخورده زمین

213
00:17:20,240 --> 00:17:22,559
‫اسم هنگ رو عوض کرده

214
00:17:22,560 --> 00:17:25,919
‫و نه تنها یه اسم جدید روشون گذاشته
‫بلکه یه راه بهتر برای خودکشی‌شون پیدا کرده

215
00:17:25,920 --> 00:17:28,479
‫گردان ویژه یورش

216
00:17:28,480 --> 00:17:30,919
‫پدی مین هم البته این ایده رو قبول کرده

217
00:17:30,920 --> 00:17:33,879
‫چون پدی در اعماق وجودش
‫هنوزم یه پسربچه...

218
00:17:33,880 --> 00:17:36,119
‫توی دفتر مدیر مدرسه‌س...

219
00:17:36,120 --> 00:17:38,880
‫و اون اسکاتلندی‌های باکلاس
‫تا سر حد مرگ ازش می‌ترسن

220
00:17:41,840 --> 00:17:43,320
‫اولین نفر که پا به ساحل میذاره

221
00:17:45,360 --> 00:17:47,719
‫دیوید خیلی حسودیش میشه

222
00:17:47,720 --> 00:17:51,279
‫خب، اگه دیوید عقلی توی سرش باشه،
‫باید حسابی خیالش راحت بشه...

223
00:17:51,280 --> 00:17:54,320
‫که در امنیت تمام در یه
‫اردوگاه اسرای جنگی ایتالیا جا خوش کرده

224
00:17:56,400 --> 00:17:58,999
‫لشکرکشی به اروپا اصلا قابل مقایسه...

225
00:17:59,000 --> 00:18:00,759
‫با آفریقا نیست

226
00:18:00,760 --> 00:18:03,239
‫پس، پدی مین بهتره که...

227
00:18:03,240 --> 00:18:05,840
‫دار و دسته ناخلفش رو
‫به زور سر به راه کنه

228
00:18:08,840 --> 00:18:11,840
‫[اینک برای چندین ماه، ساس نه اس‌آراس...]

229
00:18:11,841 --> 00:18:17,841
‫[برای ماموریت بعدی در حال ]
‫[آموزش و آمادگی هستن]

230
00:18:21,842 --> 00:18:23,842
‫[برای هر وقت و هر جا که لازم شد]

231
00:18:24,843 --> 00:18:29,843
‫[حالا در مصر در کناره کانال سوئز...]

232
00:18:31,844 --> 00:18:34,844
‫[پایگاه موقت لشکر هشتم،]
‫[بندر سوئز، جولای 1943]

233
00:18:40,845 --> 00:18:43,845
‫[نیروهای جدید با نیروهای]
‫[قدیمی آشنا می‌شوند]

234
00:18:44,080 --> 00:18:47,480
‫زود باش! انگلیسی عوضی!

235
00:18:47,481 --> 00:18:49,481
‫[سرجوخه جیمز جاک مکدیارمید]
‫[یگان بلک واچ، یازده تکاوری]

236
00:18:49,482 --> 00:18:50,482
‫[ورودی جدید]

237
00:18:51,160 --> 00:18:53,399
‫- کونتو پاره می‌کنم...
‫- جدی، جدی؟

238
00:18:53,400 --> 00:18:55,159
‫دل و روده‌تو می‌کشم بیرون!

239
00:18:55,160 --> 00:18:58,479
‫ببین، عوضی اسکاتلندی کثافت،
‫منم مثل بقیه از دعوا خوشم میاد...

240
00:18:58,480 --> 00:18:59,639
‫ولی گاهی باید بیخیال بشی...

241
00:18:59,640 --> 00:19:01,399
‫- و بتمرگی سر جات، باشه؟
‫- آره، درست گفتی

242
00:19:01,400 --> 00:19:03,239
‫معادل انگلیسی تسلیمم این میشه؟

243
00:19:03,240 --> 00:19:05,159
‫خفه خون بگیر!

244
00:19:05,160 --> 00:19:06,799
‫تسلیمم!

245
00:19:06,800 --> 00:19:10,519
‫رج! رج! الانم برای جلسه
‫توجیهی دیرمون شده

246
00:19:10,520 --> 00:19:12,520
‫پدی مین هیچ اهمیتی
‫به تاخیر نمیده

247
00:19:14,000 --> 00:19:16,479
‫پدی مین به هیچی اهمیت نمیده...

248
00:19:16,480 --> 00:19:18,479
‫تا وقتی که کار انجام بشه

249
00:19:18,480 --> 00:19:20,520
‫- باشه. باشه؟
‫- بزن بریم

250
00:19:34,760 --> 00:19:38,160
‫خیلی مودبانه ازت خواستم
‫توی کامیون بمونی

251
00:19:40,161 --> 00:19:41,479
‫[ویترز]
‫[ساگ ساس]

252
00:19:41,480 --> 00:19:42,600
‫بیا بالا

253
00:19:44,600 --> 00:19:47,840
‫ویترز، باید به نبودم عادت کنی

254
00:19:49,120 --> 00:19:50,359
‫هی، بشین

255
00:19:50,360 --> 00:19:51,920
‫پسر خوب

256
00:19:56,000 --> 00:19:59,439
‫باشه. بهتره مستقیم بهت بگم
‫قبل از اینکه بقیه برسن اینجا

257
00:19:59,440 --> 00:20:01,959
‫نمی‌تونی باهام به اروپا بیای

258
00:20:01,960 --> 00:20:05,079
‫بهمون دستور دادن و داریم اعزام میشیم

259
00:20:05,080 --> 00:20:06,800
‫یه خونواده پیدا کردم
‫که حاضرن قبولت کنن

260
00:20:08,640 --> 00:20:09,760
‫چاره‌ای ندارم

261
00:20:11,040 --> 00:20:13,319
‫یه راز رسمی حساب میشه،
‫پس به کسی نگو...

262
00:20:13,320 --> 00:20:15,199
‫ولی فردا اعزام میشیم

263
00:20:15,200 --> 00:20:17,560
‫مقصد نامشخصه

264
00:20:20,080 --> 00:20:23,119
‫اولش یه کشتی بزرگه،
‫ولی بعد به کلی قایق کوچیک تبدیل میشه

265
00:20:23,120 --> 00:20:25,199
‫قایق‌های خیلی کوچیک،
‫هر کدوم برای 12 نفر جا داره

266
00:20:25,200 --> 00:20:26,720
‫برای یه سگ جایی نیست

267
00:20:28,000 --> 00:20:29,480
‫اگه حقیقت رو بخوای...

268
00:20:30,520 --> 00:20:32,160
‫به نظرم یه ماموریت انتحاری ـه

269
00:20:34,440 --> 00:20:36,800
‫میشه اینطوری بهم نگاه نکنی؟

270
00:20:38,960 --> 00:20:40,719
‫خب، سه روز دیگه...

271
00:20:40,720 --> 00:20:44,639
‫احتمالا توی خون خودم دارم غرق میشم...

272
00:20:44,640 --> 00:20:46,640
‫یه جایی وسط مدیترانه

273
00:20:49,920 --> 00:20:52,600
‫ولی اگه تو اینجا بمونی، گوشت بز...

274
00:20:54,480 --> 00:20:57,399
‫می‌خوری به اضافه تمام مارمولکهایی
‫که میذارن شکار کنی

275
00:20:57,400 --> 00:20:59,039
‫اگه آسونتر میشه...

276
00:20:59,040 --> 00:21:00,800
‫می‌تونم به جات بهش شلیک کنم

277
00:21:02,160 --> 00:21:03,560
‫یا من می‌تونم بهت شلیک کنم

278
00:21:17,920 --> 00:21:19,400
‫توی سیسیلی هم کلی سگ هست

279
00:21:20,760 --> 00:21:21,999
‫سیسیلی؟

280
00:21:22,000 --> 00:21:24,920
‫ببین، برای همین برای فرماندهی مناسب نیستم

281
00:21:26,040 --> 00:21:27,839
‫نمی‌تونم رازدار باشم

282
00:21:27,840 --> 00:21:30,439
‫بشین! بشین! سر جات بمون!

283
00:21:30,440 --> 00:21:33,359
‫اگه می‌خوای با این سگ حرف بزنم،
‫زبون سگی بلدم

284
00:21:33,360 --> 00:21:37,119
‫نه، همه چیزو براش توضیح دادم، قربان

285
00:21:37,120 --> 00:21:42,639
‫مشکل اینه که فکر کنم گمون می‌کنه
‫اون رییس ماست

286
00:21:42,640 --> 00:21:46,199
‫خیلی زود آرزو می‌کنی که
‫ای کاش اون رییس بود نه من

287
00:21:46,200 --> 00:21:47,440
‫الانم آرزوم همینه

288
00:21:50,080 --> 00:21:51,359
‫به موقع اومدیم یا زود؟

289
00:21:51,360 --> 00:21:53,760
‫به موقع اومدیم.
‫پس بقیه کدوم گوری موندن؟

290
00:21:55,600 --> 00:21:59,760
‫می‌دونی، راستش فکر کنم که ورودی
‫جدید شاید بدتر از ما باشه

291
00:22:05,960 --> 00:22:07,479
‫اینجا رو ببین

292
00:22:07,480 --> 00:22:11,600
‫اینم از نوک تیز پیکان حمله

293
00:22:18,720 --> 00:22:20,440
‫بسیار خب، بچه‌ها. بیاین پیش من

294
00:22:22,240 --> 00:22:23,720
‫رفقا!

295
00:22:25,600 --> 00:22:27,439
‫الان دو ماه میشه...

296
00:22:27,440 --> 00:22:31,039
‫که شما رو دور دریاچه استفراغ
‫دارم می‌چرخونم...

297
00:22:31,040 --> 00:22:32,999
‫و از کوه سطل کثافت بالا و پایین می‌برم

298
00:22:33,000 --> 00:22:37,159
‫و دو ماه میشه که شما
‫دارین منو فحش میدین...

299
00:22:37,160 --> 00:22:40,920
‫و منو با تفنگ‌هاتون نشونه می‌گیرین
‫و دلتون می‌خواد ماشه رو بکشین

300
00:22:42,280 --> 00:22:43,399
‫خب، ده دقیقه دیگه...

301
00:22:43,400 --> 00:22:44,960
‫شما درست و حسابی ازم متنفر میشین

302
00:22:46,440 --> 00:22:49,199
‫در صحرا بمیرین..

303
00:22:49,200 --> 00:22:51,519
‫خوراک پرنده‌ها میشین

304
00:22:51,520 --> 00:22:55,439
‫در دریا بمیرین، خوراک ساردین‌ها میشین...

305
00:22:55,440 --> 00:22:58,159
‫و مامان‌بزرگتون ناخن انگشت‌تونو...

306
00:22:58,160 --> 00:23:00,400
‫در کنسرو ماهی پیدا می‌کنه
‫که از فروشگاه محلی خریده

307
00:23:01,800 --> 00:23:04,959
‫آره، خب، ساردین‌ها توی اقیانوس
‫نزدیک ساردینیا زندگی می‌کنن، پدی

308
00:23:04,960 --> 00:23:08,159
‫به نظر من که این نقشه
‫خیلی شبیه سیسیلی ـه، رفیق

309
00:23:08,160 --> 00:23:10,200
‫شبیه...

310
00:23:11,400 --> 00:23:13,439
‫سر خوکه

311
00:23:13,440 --> 00:23:15,000
‫دقیقا درسته

312
00:23:16,640 --> 00:23:18,920
‫کپو مورو دی پورکو

313
00:23:20,120 --> 00:23:21,800
‫دماغه پوزه خوک

314
00:23:23,120 --> 00:23:26,599
‫ما رو می‌فرستن تا خوراک
‫یه خوک بزرگ و گنده ایتالیایی بشیم

315
00:23:26,600 --> 00:23:28,639
‫انگار برای تعطیلات میریم سیسیلی

316
00:23:28,640 --> 00:23:30,159
‫کی بهت اجازه داد حرف بزنی؟

317
00:23:30,160 --> 00:23:32,400
‫اوووه!

318
00:23:38,240 --> 00:23:40,959
‫ورودی جدید، خوب گوش بده

319
00:23:40,960 --> 00:23:44,959
‫هر کسی که بعد از دسامبر 1942
‫به کار گرفته شده...

320
00:23:44,960 --> 00:23:47,759
‫دهن کوفتی‌شو ببنده!

321
00:23:47,760 --> 00:23:52,839
‫مگه اینکه توسط مردی که
‫شن زیر پوست آلتش رفته خطاب بشی...

322
00:23:52,840 --> 00:23:55,479
‫شنی که از مقابله با نیروهای
‫خشن واردش شده...

323
00:23:55,480 --> 00:23:58,040
‫راستش آلت من پوست اضافی نداره، قربان

324
00:24:05,400 --> 00:24:08,239
‫حالا پیپ نداری

325
00:24:08,240 --> 00:24:12,159
‫بهت گفتم که نزدیک اون
‫آشغال رو دود نکن

326
00:24:12,160 --> 00:24:13,679
‫آنخل!

327
00:24:13,680 --> 00:24:17,280
‫هی، عزیزم!

328
00:24:18,840 --> 00:24:21,639
‫به خدا قسم این احمق
‫سرش به یه جایی خورده

329
00:24:21,640 --> 00:24:24,480
‫اجازه می‌خوام یه بیسکوییت بخورم

330
00:24:26,520 --> 00:24:31,359
‫هر کسی که بهش مواد میده، دست برداره

331
00:24:31,360 --> 00:24:34,800
‫این همه حرف از خوک و ساردین،
‫باعث شد گرسنه‌م بشه

332
00:24:35,960 --> 00:24:37,279
‫دیوونه عوضی

333
00:24:37,280 --> 00:24:40,839
‫چرا به همون باتلاقی
‫اسکاتلندی برش نمی‌گردونی...

334
00:24:40,840 --> 00:24:42,480
‫که گیرش اوردی؟

335
00:24:44,800 --> 00:24:47,480
‫چونکه... چونکه!

336
00:24:48,520 --> 00:24:51,440
‫ماموریت بعدی ما دیوونگی
‫تمام عیار حساب میشه

337
00:24:52,960 --> 00:24:56,359
‫پس به خدمات این مردان
‫دیوونه نیاز داریم

338
00:24:56,360 --> 00:24:58,719
‫ممنونم، رییس. و در اون مورد...

339
00:24:58,720 --> 00:25:01,319
‫خیلی خوشحال میشم برم خونه،
‫گروهبان شاد و شنگول

340
00:25:01,320 --> 00:25:03,159
‫خودم سوار قایق می‌کنمت، رفیق

341
00:25:03,160 --> 00:25:04,719
‫عالیه، تو ناخدا میشی؟

342
00:25:04,720 --> 00:25:06,079
‫آره، من میشم ناخدای کوفتی

343
00:25:06,080 --> 00:25:08,879
‫- شبیه یه کتری کوچولو شدی از عصبانیت می‌جوشی
‫- چی؟

344
00:25:08,880 --> 00:25:09,959
‫- دهنتو ببند!
‫- بیخیال، رج!

345
00:25:09,960 --> 00:25:12,319
‫- دلم نمی‌خواد بیسکوییتهای دهنتو ببینم!
‫- برو جلو، رج! زود باش

346
00:25:12,320 --> 00:25:14,879
‫- چطوره خفه بشی؟!
‫- هی، بیا جلو ببینم!

347
00:25:14,880 --> 00:25:16,200
‫هیس!

348
00:25:22,480 --> 00:25:24,200
‫شما دو تا از بچه‌ها بدترین

349
00:25:27,480 --> 00:25:28,759
‫یه دقیقه دیگه...

350
00:25:28,760 --> 00:25:31,439
‫یه سرهنگ دوم وارد این چادر میشه...

351
00:25:31,440 --> 00:25:33,839
‫و در مورد فردا بهتون اطلاعات میده

352
00:25:33,840 --> 00:25:36,280
‫که شاید آخرین روزتون روی زمین باشه

353
00:25:37,920 --> 00:25:41,359
‫نقش ما در این جنگ عوض شده...

354
00:25:41,360 --> 00:25:43,679
‫و با این تغییر موافقت کردم

355
00:25:43,680 --> 00:25:47,239
‫اون پرده‌ای که زدن و
‫نوشتن برو به جهنم ساس...

356
00:25:47,240 --> 00:25:50,479
‫ممکنه خود ژنرال مونتگومری
‫نوشته باشدش

357
00:25:50,480 --> 00:25:52,119
‫راستش کار بچه‌های آشپزخونه بوده

358
00:25:52,120 --> 00:25:54,960
‫آره، خب، حس و حال
‫مافوق‌ها هم همینه

359
00:25:57,640 --> 00:26:00,599
‫در دوران رومی‌ها، سگ‌های
‫وحشی رو می‌فرستادن...

360
00:26:00,600 --> 00:26:05,279
‫تا قبل از ورود سربازها به
‫خطوط دشمن حمله کنن

361
00:26:05,280 --> 00:26:09,680
‫ولی این روزها استفاده از
‫سگ‌ها بی‌رحمانه به حساب میاد

362
00:26:11,640 --> 00:26:13,560
‫پس می‌خوان از ما استفاده کنن

363
00:26:15,120 --> 00:26:17,519
‫گفتم ما مشکلی با این قضیه نداریم...

364
00:26:17,520 --> 00:26:19,839
‫چون ماموریتی که بهمون داده میشه...

365
00:26:19,840 --> 00:26:22,920
‫آزادسازی اروپا از دست نازی‌هاست

366
00:26:25,400 --> 00:26:28,319
‫مردی که پوتین‌های براق داره
‫جزییات رو بهتون میگه

367
00:26:28,320 --> 00:26:31,120
‫منم حرفهای ویلیام بلیک رو بهتون میگم

368
00:26:33,160 --> 00:26:37,119
‫اگه من سه جون داشتم
‫بازم برای چنین هدفی می‌مردم...

369
00:26:37,120 --> 00:26:40,840
‫و با اشباح روی زمینی
‫که به خوبی درش جنگیدن برمی‌خاستم

370
00:26:42,600 --> 00:26:45,880
‫آماده باشین، آماده باشین

371
00:26:47,560 --> 00:26:50,240
‫آماده باشین تا پدران‌مون در
‫آسمان دیدار کنین

372
00:27:01,840 --> 00:27:03,919
‫گوش کنین، بچه‌ها

373
00:27:03,920 --> 00:27:07,679
‫روش تسلیم نشدنی و توقف ناپذیر...

374
00:27:07,680 --> 00:27:09,680
‫به سمت راه و رسم جدید جنگ

375
00:27:29,800 --> 00:27:32,680
‫صاف بشینین! خبردار!

376
00:27:33,600 --> 00:27:35,119
‫چی گفت؟

377
00:27:35,120 --> 00:27:37,240
‫مثل اینکه گفت خبر داره

378
00:27:41,960 --> 00:27:43,720
‫راحت، افراد

379
00:27:45,400 --> 00:27:46,920
‫لعنت به من

380
00:27:50,360 --> 00:27:53,519
‫همیشه به قضاوت یه سگ اعتماد کن

381
00:27:53,520 --> 00:27:55,079
‫چی گفتی؟

382
00:27:55,080 --> 00:27:56,439
‫هیچی

383
00:27:56,440 --> 00:27:58,239
‫سگ من بود

384
00:27:58,240 --> 00:27:59,920
‫داره به شما سلام می‌کنه

385
00:28:03,040 --> 00:28:08,960
‫آقایون، ایشون سرهنگ دوم
‫ویلیام استرلینگ هستن

386
00:28:10,320 --> 00:28:14,240
‫برادر کمتر شناخته شده‌ی کسی
‫که ما مشهورش کردیم

387
00:28:16,480 --> 00:28:19,079
‫حداقل لطف کن دستور بده
‫سگ رو از اینجا ببرن، پدی

388
00:28:19,080 --> 00:28:21,719
‫می‌خواین تمام سگهایی که اینجان برن، قربان؟

389
00:28:21,720 --> 00:28:23,480
‫چون 35 تایی میشیم

390
00:28:26,640 --> 00:28:28,159
‫خب، فقط...

391
00:28:28,160 --> 00:28:29,759
‫یه جوری ساکتش کن، خب؟

392
00:28:29,760 --> 00:28:31,800
‫هیس

393
00:28:33,120 --> 00:28:34,920
‫اون چه کوفتیه؟

394
00:28:35,920 --> 00:28:39,799
‫کارکنان آشپزخونه که
‫با درخواست منطقی ما...

395
00:28:39,800 --> 00:28:44,799
‫برای نوشیدنی و نظر متفاوت‌مون
‫برای پختن یه بز کلنجار میرن...

396
00:28:44,800 --> 00:28:48,559
‫اونجا نصبش کردن تا
‫خداحافظی جانانه‌ای باهامون کرده باشن

397
00:28:48,560 --> 00:28:50,399
‫حس ما هم بهشون همینه

398
00:28:50,400 --> 00:28:53,400
‫یه بمب آتش‌زا توی اجاق‌شون گذاشتم

399
00:28:54,520 --> 00:28:56,840
‫وقتی گرم بشه، تا خود جهنم می‌سوزن

400
00:28:58,920 --> 00:29:00,319
‫شوخی بود، نه؟

401
00:29:00,320 --> 00:29:01,959
‫جانی شوخی نداره

402
00:29:01,960 --> 00:29:03,560
‫ولی یه چیزهایی رو منفجر می‌کنه

403
00:29:05,400 --> 00:29:08,359
‫درسته. سرهنگ دوم بیل استرلینگ هستم...

404
00:29:08,360 --> 00:29:10,159
‫یه موش کثیف!

405
00:29:10,160 --> 00:29:12,040
‫حواست به خودت باشه، باب

406
00:29:22,480 --> 00:29:25,919
‫مثل آلمانی‌ها موذی، نه بچه‌ها؟

407
00:29:25,920 --> 00:29:28,320
‫- شرمنده، قربان.
‫- خوب هدف گرفتی

408
00:29:29,600 --> 00:29:30,800
‫ادامه بده

409
00:29:33,280 --> 00:29:34,879
‫اسم من بیل استرلینگ ـه...

410
00:29:34,880 --> 00:29:38,680
‫و رابط جدید بین این
‫یگان و ستاد فرماندهی هستم

411
00:29:39,840 --> 00:29:44,200
‫اول از همه، بذارین بگم که
‫من مثل برادرم نیستم

412
00:29:45,600 --> 00:29:47,719
‫و افسر فرمانده شما نیستم

413
00:29:47,720 --> 00:29:50,279
‫نه، دستتو بنداز

414
00:29:50,280 --> 00:29:51,720
‫نه، نه، نه. بذار حرف بزنه

415
00:29:59,040 --> 00:30:01,160
‫از پوتین‌هات خوشم میاد، بیل

416
00:30:02,440 --> 00:30:03,919
‫این عوضیا...

417
00:30:03,920 --> 00:30:07,519
‫این انگلیسی‌ها با واکس زدن
‫و براق کردن غریبه‌ن

418
00:30:07,520 --> 00:30:11,080
‫ولی گمونم تو اسکاتلندی باشی، نه؟

419
00:30:12,040 --> 00:30:13,840
‫از پوتین‌هات معلومه

420
00:30:14,920 --> 00:30:16,480
‫درسته؟

421
00:30:18,320 --> 00:30:19,520
‫اوهوم

422
00:30:20,520 --> 00:30:22,199
‫من افسر فرمانده شما نیستم...

423
00:30:22,200 --> 00:30:25,000
‫ولی قصد دارم باهاتون روراست باشم

424
00:30:26,080 --> 00:30:27,880
‫برادرم بهم گفت صداقت رو دوست دارین

425
00:30:29,040 --> 00:30:32,439
‫بنابراین فردا به اینجا اعزام میشین...

426
00:30:32,440 --> 00:30:34,600
‫دماغه جنوب شرقی سیسیلی

427
00:30:36,080 --> 00:30:38,559
‫و طبق یه گزارش موثق ستاد فرماندهی...

428
00:30:38,560 --> 00:30:41,159
‫که برخلاف دستورشون با شما
‫در میون میذارمش...

429
00:30:41,160 --> 00:30:43,359
‫حمله به استحکامات دفاعی ایتالیا...

430
00:30:43,360 --> 00:30:45,159
‫منجر به تلفات زیادی میشه...

431
00:30:45,160 --> 00:30:47,360
‫که تخمین می‌زنیم حدود 50 درصد باشه

432
00:30:48,560 --> 00:30:51,119
‫این 50 درصد شامل مُرده‌ها میشه
‫یا مرده‌ها و زخمی‌ها؟

433
00:30:51,120 --> 00:30:52,560
‫مُرده‌ها

434
00:30:55,280 --> 00:30:57,919
‫باید باهاتون روراست باشم...

435
00:30:57,920 --> 00:31:00,439
‫چون برادرم بهم گفت صداقت
‫رو دوست دارین

436
00:31:00,440 --> 00:31:02,000
‫آره، اینو گفتی

437
00:31:04,320 --> 00:31:07,719
‫- برادرم بهم گفت...
‫- برادرم از تراکتور خوشش میاد

438
00:31:07,720 --> 00:31:10,720
‫ولی من مثل خودم زندگی می‌کنم

439
00:31:11,960 --> 00:31:15,439
‫افرادم دوست دارن قبل
‫از اینکه بمیرن نوشیدنی بخورن

440
00:31:15,440 --> 00:31:17,440
‫چرا سریعتر همه چیزو بهمون نمیگی؟

441
00:31:19,680 --> 00:31:21,240
‫اهل وقت تلف کردن نیستیم

442
00:31:22,600 --> 00:31:24,200
‫از برادرت بپرس

443
00:31:26,040 --> 00:31:27,599
‫بسیار خب

444
00:31:27,600 --> 00:31:31,479
‫افراد گردان ویژه یورشی
‫تازه تشکیل شده...

445
00:31:31,480 --> 00:31:33,119
‫ساس!

446
00:31:33,120 --> 00:31:34,800
‫حالا و همیشه!

447
00:31:37,400 --> 00:31:41,040
‫اسمتون هر چی که هست،
‫آینده شما اینه

448
00:31:43,360 --> 00:31:45,479
‫در صبح دهم جولای...

449
00:31:45,480 --> 00:31:48,839
‫بزرگترین نیروی تهاجمی
‫زمینی و آبی تشکیل شده...

450
00:31:48,840 --> 00:31:51,200
‫جمع میشن تا آزادسازی
‫اروپا رو شروع کنن

451
00:31:52,600 --> 00:31:56,639
‫3 هزار کشتی که 160
‫هزار سرباز رو حمل می‌کنن...

452
00:31:56,640 --> 00:31:59,279
‫با ارتش هشتم بریتانیا با
‫فرماندهی ژنرال مونتگومری اعزام میشن...

453
00:31:59,280 --> 00:32:02,079
‫همراه با ارتش هفتم آمریکا
‫با فرماندهی ژنرال پاتون

454
00:32:02,080 --> 00:32:04,319
‫سوار بر آلستر مونارک...

455
00:32:04,320 --> 00:32:07,880
‫جلودار ناوگان اصلی هستین
‫و راه رو باز می‌کنین

456
00:32:09,440 --> 00:32:12,199
‫خب، قبل از اینکه نیروهای اصلی اعزام بشن...

457
00:32:12,200 --> 00:32:16,280
‫شما حمله اولیه به دفاعیات
‫ساحلی رو انجام میدین

458
00:32:17,640 --> 00:32:19,959
‫تیم شناسایی مجموعه‌ای از...

459
00:32:19,960 --> 00:32:23,039
‫مسلسل‌های سنگین،
‫توپخانه سبک و سنگین...

460
00:32:23,040 --> 00:32:25,759
‫زمین‌های مین‌گذاری شده و
‫سیم‌خاردار رو شناسایی کرده...

461
00:32:25,760 --> 00:32:30,239
‫که دو هنگ پیاده‌نظام ساحلی
‫ایتالیا کنترلشون می‌کنن

462
00:32:30,240 --> 00:32:34,399
‫اگه این استحکامات تا سحرگاه گرفته نشن...

463
00:32:34,400 --> 00:32:37,999
‫حمله اصلی به ساحل سیسیلی
‫با شکست بزرگی روبه‌رو میشه

464
00:32:38,000 --> 00:32:43,519
‫این اولین ماموریت اس‌آراس
‫تازه تشکیل شده خواهد بود

465
00:32:43,520 --> 00:32:45,399
‫بنابراین...

466
00:32:45,400 --> 00:32:49,800
‫موفقیت لشکرکشی برای
‫آزادسازی اروپا...

467
00:32:51,280 --> 00:32:52,920
‫بر روی دوش شماست

468
00:33:02,921 --> 00:33:04,921
‫[نهم جولای 1943]
‫[آلستر مونارک، دریای مدیترانه]

469
00:33:14,400 --> 00:33:15,800
‫چه خوب

470
00:33:17,960 --> 00:33:19,279
‫کت‌شلوار

471
00:33:19,280 --> 00:33:20,440
‫فراموشش کن

472
00:33:47,120 --> 00:33:48,280
‫پدی

473
00:33:49,440 --> 00:33:50,800
‫یه ساعت دیگه می‌رسیم

474
00:33:52,760 --> 00:33:54,400
‫باید افراد رو آماده کنیم

475
00:34:00,720 --> 00:34:02,800
‫افراد، آماده بشین

476
00:34:04,520 --> 00:34:06,000
‫خوب بود؟

477
00:34:08,640 --> 00:34:11,880
‫افرادم نیازی بهم ندارن تا
‫بهشون بگم آماده بشن

478
00:34:13,000 --> 00:34:14,480
‫همیشه آماده‌ن

479
00:34:38,600 --> 00:34:40,040
‫خب، رفقا...

480
00:34:45,000 --> 00:34:46,639
‫گوش کنین

481
00:34:46,640 --> 00:34:49,479
‫خبر به نسبت گندی براتون دارم

482
00:34:49,480 --> 00:34:51,279
‫یک ساعت پیش...

483
00:34:51,280 --> 00:34:53,119
‫ساعت 19:15...

484
00:34:53,120 --> 00:34:56,879
‫سه اسکادران از گلایدرها از
‫تونس بلند شدن...

485
00:34:56,880 --> 00:34:58,960
‫و حالا در آسمون بالای سر ما هستن

486
00:35:00,440 --> 00:35:02,480
‫سربازهایی رو حمل می‌کنن...

487
00:35:03,440 --> 00:35:06,279
‫که در داخل جزیره فرود میان...

488
00:35:06,280 --> 00:35:08,799
‫خطوط ارتباطی و تدارکاتی رو قطع می‌کنن...

489
00:35:08,800 --> 00:35:10,919
‫بعد از اینکه ما به صخره‌ها برسیم...

490
00:35:10,920 --> 00:35:14,879
‫و آماده میشن جلوی
‫عقب‌نشینی ناگزیر ایتالیایی‌ها رو بگیرن

491
00:35:14,880 --> 00:35:18,519
‫اگرچه چون گلایدرهای ساخت آمریکا...

492
00:35:18,520 --> 00:35:21,159
‫بسیار شبیه هواپیماهای کاغذی هستن...

493
00:35:21,160 --> 00:35:23,679
‫بعضی‌هاشون کم اوردن...

494
00:35:23,680 --> 00:35:26,440
‫و به دریای مدیترانه سقوط کردن

495
00:35:34,520 --> 00:35:35,760
‫پیاده بشین!

496
00:35:37,200 --> 00:35:38,440
‫برید بیرون!

497
00:35:55,080 --> 00:35:57,920
‫برای افرادی که سوار اونا هستن
‫نتیجه خوبی نخواهد داشت

498
00:35:59,720 --> 00:36:01,759
‫و در نتیجه این اتفاق...

499
00:36:01,760 --> 00:36:06,200
‫هر چی با سرعت بیشتر به سمت
‫پوزه این خوک سیسیلیایی نزدیک میشیم...

500
00:36:08,000 --> 00:36:09,960
‫با سربازانی مواجه میشین...

501
00:36:11,960 --> 00:36:15,679
‫سربازان بریتانیایی که
‫در دریا سرگردون شدن...

502
00:36:15,680 --> 00:36:17,520
‫و شانس نجات یافتن بسیار کمی دارن

503
00:36:20,560 --> 00:36:23,000
‫و برای کمک بهشون هیچ کاری نمی‌کنین

504
00:36:25,680 --> 00:36:27,639
‫تکرار می‌کنم...

505
00:36:27,640 --> 00:36:31,199
‫برای کمک به اون سربازان
‫بریتانیایی که...

506
00:36:31,200 --> 00:36:33,360
‫از فاصله چند قدمی شما
‫رد میشن هیچ کاری نمی‌کنین

507
00:36:35,280 --> 00:36:38,880
‫به جاش ولشون می‌کنید تا غرق بشن

508
00:36:41,800 --> 00:36:43,240
‫یه دستوره

509
00:36:44,960 --> 00:36:47,960
‫و در شرایط جدیدی که داریم...

510
00:36:49,400 --> 00:36:51,320
‫باید از دستورات کوفتی اطاعت بشه

511
00:36:54,640 --> 00:36:56,240
‫دستهای دراز شده...

512
00:36:57,360 --> 00:36:58,800
‫ناله‌ برای کمک...

513
00:36:59,920 --> 00:37:01,679
‫شیون‌ها برای مامان...

514
00:37:01,680 --> 00:37:05,599
‫فریادهایی که اسم خدا رو به زبون میارن،
‫نباید پیشروی شما رو کُند کنه...

515
00:37:05,600 --> 00:37:08,759
‫چون اگه اینطور بشه، در ماموریت
‫ما تاخیر ایجاد میشه...

516
00:37:08,760 --> 00:37:10,759
‫و شکست خواهد خورد

517
00:37:10,760 --> 00:37:15,359
‫نباید موفقیت آزادسازی اروپا
‫رو به خاطر دلرحمی...

518
00:37:15,360 --> 00:37:17,040
‫به خطر بندازین

519
00:37:19,520 --> 00:37:21,679
‫هر کسی که از این دستور سرپیچی کنه...

520
00:37:21,680 --> 00:37:24,519
‫با دادگاه نظامی و خشم خود من
‫روبه‌رو خواهد شد

521
00:37:24,520 --> 00:37:25,960
‫مفهوم شد؟

522
00:37:28,480 --> 00:37:30,599
‫گفتم، شیرفهم شدین؟

523
00:37:30,600 --> 00:37:32,200
‫بله، قربان!

524
00:37:35,440 --> 00:37:38,159
‫اینا لحظات آخر زندگی‌تون هستن که...

525
00:37:38,160 --> 00:37:40,760
‫نباید با تصویر مردان در
‫حال غرق شدن پرش کنین

526
00:37:43,240 --> 00:37:45,200
‫از این لحظات حداکثر استفاده رو بکنین

527
00:37:48,400 --> 00:37:49,760
‫یک ساعت وقت دارین

528
00:37:55,960 --> 00:37:57,599
‫بسیار خب، حرفهای فرمانده رو شنیدین!

529
00:37:57,600 --> 00:38:00,040
‫یه ساعت وقت داریم خودمونو جمع و جور کنیم!

530
00:38:02,041 --> 00:38:05,041
‫[23:43 ]
‫[شانزده کیلومتری ساحل سیسیلی]

531
00:38:05,042 --> 00:38:07,042
‫[عملیات هاسکی]

532
00:38:24,600 --> 00:38:26,080
‫رج!

533
00:38:28,720 --> 00:38:30,080
‫بزن بریم

534
00:38:32,080 --> 00:38:33,479
‫باشه

535
00:38:33,480 --> 00:38:35,239
‫این بار جدی میگم

536
00:38:35,240 --> 00:38:37,480
‫توی کشتی می‌مونی...

537
00:38:38,560 --> 00:38:40,160
‫و من برمی‌گردم

538
00:38:41,200 --> 00:38:42,640
‫و اگه برنگشتم...

539
00:38:44,360 --> 00:38:46,600
‫اونوقت هیچوقت خوب نبودم

540
00:38:47,720 --> 00:38:50,080
‫ای کاش اون مردی بودم که فکر می‌کنی هستم

541
00:38:51,920 --> 00:38:54,599
‫نزدیک اون چاقولو که
‫کلاه سفید بزرگ داره بمون

542
00:38:54,600 --> 00:38:57,400
‫سه تا نه. برو اونطرف. گفتن دو تا

543
00:38:59,120 --> 00:39:01,639
‫در هر قایق دو صف باشه.
‫به صف بشید

544
00:39:01,640 --> 00:39:03,320
‫چشم، قربان

545
00:39:08,960 --> 00:39:11,600
‫چه خبر؟ باشه، راه بیافتین.
‫اسلحه‌هاتونو آماده کنین

546
00:39:13,160 --> 00:39:14,959
‫تورها رو آماده کنین

547
00:39:14,960 --> 00:39:17,839
‫اولین نفر بره سمت راست
‫و وارد قایق بشه

548
00:39:17,840 --> 00:39:19,520
‫معطل نکنین

549
00:40:35,720 --> 00:40:37,240
‫کمک!

550
00:40:40,560 --> 00:40:42,639
‫کمک! کمک!

551
00:40:42,640 --> 00:40:44,240
‫گندش بزنن!

552
00:40:45,600 --> 00:40:46,920
‫جلوی قایق رو بگیرین!

553
00:40:48,960 --> 00:40:51,160
‫پدی، کلی آدم دارن می‌میرن. لطفا

554
00:40:58,760 --> 00:41:00,559
‫نمی‌خوام بمیرم!

555
00:41:00,560 --> 00:41:02,359
‫بیشتر از این نمی‌تونیم طاقت بیاریم!

556
00:41:02,360 --> 00:41:04,160
‫نجاتمون بدین!

557
00:41:05,520 --> 00:41:07,839
‫لطفا!

558
00:41:07,840 --> 00:41:09,519
‫هی!

559
00:41:09,520 --> 00:41:11,480
‫اینطرف!

560
00:41:14,400 --> 00:41:15,759
‫لطفا!

561
00:41:15,760 --> 00:41:17,320
‫اینطرفیم!

562
00:41:18,360 --> 00:41:20,320
‫بچه‌ای دارم که هیچوقت ندیدمش!

563
00:41:21,920 --> 00:41:23,519
‫کمکم کنین!

564
00:41:23,520 --> 00:41:24,840
‫لطفا!

565
00:41:26,480 --> 00:41:27,999
‫کمک!

566
00:41:28,000 --> 00:41:29,799
‫کمک! برگردین!

567
00:41:29,800 --> 00:41:31,039
‫برگردین!

568
00:41:31,040 --> 00:41:32,439
‫اوه!

569
00:41:32,440 --> 00:41:33,720
‫برگردین!

570
00:41:39,160 --> 00:41:41,760
‫- پدی، جا داریم.
‫- رحمی در کار نیست

571
00:41:48,520 --> 00:41:50,159
‫نرید!

572
00:41:50,160 --> 00:41:52,599
‫کجا میری، ای حرومزاده؟!

573
00:41:52,600 --> 00:41:54,680
‫محض رضای خدا، کمک!

574
00:42:02,160 --> 00:42:03,279
‫خدای من!

575
00:42:03,280 --> 00:42:04,559
‫وایستین!

576
00:42:04,560 --> 00:42:06,240
‫برگردین! برگردین!

577
00:42:07,600 --> 00:42:08,919
‫کجا میرین؟

578
00:42:08,920 --> 00:42:10,240
‫لطفا!

579
00:42:15,400 --> 00:42:17,160
‫کجا میری؟

580
00:42:22,280 --> 00:42:24,440
‫محض رضای خدا، نجاتمون بدین!

581
00:42:27,320 --> 00:42:28,719
‫برگردین!

582
00:42:28,720 --> 00:42:30,920
‫کجا میری؟

583
00:42:55,160 --> 00:42:57,440
‫لطفا، قایق رو نگه دار!

584
00:42:58,400 --> 00:42:59,920
‫قایق رو نگه دار!

585
00:43:01,920 --> 00:43:03,880
‫قایق رو نگه دار، لطفا نرو...

586
00:43:05,880 --> 00:43:07,520
‫قایق رو نگه دار!

587
00:43:08,760 --> 00:43:10,999
‫کاری نکن، نکن

588
00:43:11,000 --> 00:43:12,600
‫قایق رو نگه دار!

589
00:43:13,600 --> 00:43:15,159
‫کمکم کن!

590
00:43:15,160 --> 00:43:17,239
‫لطفا!

591
00:43:17,240 --> 00:43:19,039
‫پدی، لطفا

592
00:43:19,040 --> 00:43:20,639
‫جداش کنین

593
00:43:20,640 --> 00:43:21,999
‫کمکم کنین!

594
00:43:22,000 --> 00:43:23,599
‫وقتی دستور بدم، عقب رو نگاه نکنین

595
00:43:23,600 --> 00:43:25,079
‫دستور داریم

596
00:43:25,080 --> 00:43:26,399
‫لطفا!

597
00:43:26,400 --> 00:43:28,599
‫جداش کن وگرنه بهش شلیک می‌کنم

598
00:43:28,600 --> 00:43:30,199
‫نکن

599
00:43:30,200 --> 00:43:32,119
‫لطفا اون کار رو نکن

600
00:43:32,120 --> 00:43:33,359
‫پدی، صبر کن!

601
00:43:33,360 --> 00:43:34,799
‫لطفا اون کار رو نکن

602
00:43:34,800 --> 00:43:36,919
‫اون کار رو نکن، لطفا، نکن!

603
00:43:36,920 --> 00:43:39,959
‫- پدی!
‫- لطفا، اون کار رو نکن، لطفا

604
00:43:39,960 --> 00:43:42,039
‫شرمنده، رفیق. متاسفم

605
00:43:42,040 --> 00:43:43,480
‫لطفا، اون کار رو نکن!

606
00:43:44,840 --> 00:43:46,199
‫نه!

607
00:43:46,200 --> 00:43:47,839
‫لطفا!

608
00:43:47,840 --> 00:43:50,279
‫بدبخت‌ها داشتن غرق می‌شدن، پدی

609
00:43:50,280 --> 00:43:51,919
‫تقصیر توئه، پدی

610
00:43:51,920 --> 00:43:53,599
‫لطفا!

611
00:43:53,600 --> 00:43:55,239
‫لطفا، برگردین!

612
00:43:55,240 --> 00:43:57,360
‫برگردین!

613
00:44:13,800 --> 00:44:16,079
‫20 متر تا بُرد سلاح‌های دشمن مونده

614
00:44:16,080 --> 00:44:17,600
‫آماده بشین!

615
00:44:42,080 --> 00:44:44,040
‫برید، برید، برید!

616
00:44:59,000 --> 00:45:00,479
‫برید، برید، برید!

617
00:45:00,480 --> 00:45:02,120
‫لعنت بهش، پدی، بریم

618
00:45:04,640 --> 00:45:06,560
‫- سمت راست برو، سمت راست
‫- برو!

619
00:45:08,080 --> 00:45:10,759
‫هی، مکدیارمید! بیا دنبالم!

620
00:45:10,760 --> 00:45:12,360
‫به سمت چپ

621
00:45:14,960 --> 00:45:16,320
‫نزدیکتر بشو!

622
00:45:19,720 --> 00:45:21,239
‫کوله‌هاتونو دربیارین!

623
00:45:21,240 --> 00:45:25,079
‫در تاریکی و آشوب بالا...

624
00:45:25,080 --> 00:45:29,599
‫رمز بین ما موش‌های صحرایی خواهد بود!

625
00:45:29,600 --> 00:45:32,799
‫تنها واکنش قابل قبول...

626
00:45:32,800 --> 00:45:34,919
‫کشتار ایتالیایی‌هاست!

627
00:45:34,920 --> 00:45:37,039
‫کشتار ایتالیایی‌ها!

628
00:45:37,040 --> 00:45:39,199
‫- کشتار ایتالیایی‌ها!
‫- کشتار ایتالیایی‌ها!

629
00:45:39,200 --> 00:45:40,679
‫آماده حرکت بشین!

630
00:45:40,680 --> 00:45:41,920
‫آماده!

631
00:45:46,920 --> 00:45:48,440
‫به پیش!

632
00:45:52,441 --> 00:45:55,441
‫[لندن، هتل ریتس]
‫[در همان لحظه...]

633
00:46:28,600 --> 00:46:30,680
‫- ممنونم، قربان
‫- ممنونم

634
00:47:03,880 --> 00:47:05,319
‫ممنونم، خانم‌ها و آقایون

635
00:47:05,320 --> 00:47:06,839
‫ممنونم

636
00:47:06,840 --> 00:47:08,400
‫ممنونم

637
00:47:09,680 --> 00:47:12,239
‫حالا بریم سراغ یه چیزی که آرومتر باشه

638
00:47:12,240 --> 00:47:14,520
‫آهنگ نزدیک به تو رو تقدیم می‌کنم

639
00:47:21,720 --> 00:47:23,240
‫چیز مهمیه؟

640
00:47:26,080 --> 00:47:28,679
‫ایو، وقتی منو دعوت کردی...

641
00:47:28,680 --> 00:47:31,599
‫به یه مهمونی مشروب‌خوری
‫کاملا بی‌نتیجه...

642
00:47:31,600 --> 00:47:33,879
‫که در شب نهم جولای برگزار میشه...

643
00:47:33,880 --> 00:47:36,639
‫شک داشتی چیزی می‌دونم
‫که هیچ عضو...

644
00:47:36,640 --> 00:47:38,520
‫از دولت فرانسوی قرار نبود بدونه

645
00:47:40,680 --> 00:47:43,039
‫واکنشت به تاریخ دعوتنامه...

646
00:47:43,040 --> 00:47:44,799
‫شکی که داشتم رو تایید کرد

647
00:47:44,800 --> 00:47:47,079
‫بدون ودکا، در کارم یه جورایی بدترینم

648
00:47:47,080 --> 00:47:49,040
‫ولی نهم جولای رو از کجا اوردی؟

649
00:47:52,240 --> 00:47:53,959
‫یه کشتی آمریکایی به سمت جنوب میره...

650
00:47:53,960 --> 00:47:56,119
‫تا برای تعمیرات در لیسبون لنگر بندازه

651
00:47:56,120 --> 00:47:57,799
‫یه ملوان مست کرده

652
00:47:57,800 --> 00:47:59,159
‫از یه تاریخ حرف زده شده

653
00:47:59,160 --> 00:48:01,919
‫دوستانی در سفارت پرتغال دارم

654
00:48:01,920 --> 00:48:05,599
‫شک داشتم که در نهم جولای
‫یه برنامه‌ای هست...

655
00:48:05,600 --> 00:48:08,080
‫که حاضر نیستین با
‫متحدین فرانسوی درمیون بذارین

656
00:48:09,320 --> 00:48:11,599
‫عزیزم، در جلسات هر دو
‫هفته یکبارمون توی میخونه...

657
00:48:11,600 --> 00:48:13,879
‫اصلا اجازه ندارم همه چیزو بهت بگم

658
00:48:13,880 --> 00:48:16,040
‫در واقع هیچی بهم نمیگی

659
00:48:17,400 --> 00:48:18,960
‫فقط میگی عزیزم

660
00:48:20,040 --> 00:48:21,759
‫بگو ببینم

661
00:48:21,760 --> 00:48:23,720
‫حمله به اروپا شروع شده؟

662
00:48:25,440 --> 00:48:27,799
‫بله، زود باشین، راه بیافتین!

663
00:48:27,800 --> 00:48:29,239
‫جناح چپ!

664
00:48:29,240 --> 00:48:30,959
‫اون مسلسل رو بزنین!

665
00:48:30,960 --> 00:48:32,640
‫هوامو داشته باش!

666
00:48:34,040 --> 00:48:35,319
‫عجله کن!

667
00:48:35,320 --> 00:48:36,799
‫پوشش میدم!

668
00:48:36,800 --> 00:48:38,640
‫بدو، بدو، بدو!

669
00:48:55,640 --> 00:48:57,120
‫جاک، بخواب رو زمین، پسر!

670
00:48:58,480 --> 00:48:59,840
‫خالی شد!

671
00:49:00,960 --> 00:49:02,560
‫آه!

672
00:49:06,840 --> 00:49:08,280
‫دیوونه عوضی!

673
00:49:10,640 --> 00:49:12,319
‫حرومزاده‌های کوفتی!

674
00:49:12,320 --> 00:49:13,759
‫آه!

675
00:49:13,760 --> 00:49:15,840
‫شما دخترها منتظر چی هستین؟!

676
00:49:22,600 --> 00:49:24,200
‫افتخار رقص رو بهم میدین، خانم؟

677
00:49:26,560 --> 00:49:28,199
‫نه، ممنونم

678
00:49:28,200 --> 00:49:30,160
‫به هر حال ممنونم، خانم

679
00:49:38,920 --> 00:49:40,440
‫تماست رو گرفتی؟

680
00:49:41,880 --> 00:49:43,199
‫خبرایی داری؟

681
00:49:43,200 --> 00:49:44,480
‫از نیمه‌شب گذشته

682
00:49:45,440 --> 00:49:46,840
‫می‌تونی بهم بگی

683
00:49:48,760 --> 00:49:51,159
‫جایی که فقط من و تو باشیم،
‫مسئله اعتماد کردن نیست

684
00:49:51,160 --> 00:49:53,679
‫اعتماد؟ اعتماد نیاز به ایمان داره

685
00:49:53,680 --> 00:49:56,319
‫اعتماد نیاز به عدم تعصب داره...

686
00:49:56,320 --> 00:49:58,759
‫و متاسفانه وقتی پای
‫ژنرال دو گل میاد وسط...

687
00:49:58,760 --> 00:50:01,199
‫در وایتهال هم از فقدان تعصب خبری نیست...

688
00:50:01,200 --> 00:50:03,199
‫و قطعا در مورد آمریکایی‌ها
‫هم اینطور نیست...

689
00:50:03,200 --> 00:50:04,519
‫که حالا دارن تصمیمات اصلی رو می‌گیرن

690
00:50:04,520 --> 00:50:06,159
‫و حالا گلوله‌ها دارن شلیک میشن

691
00:50:06,160 --> 00:50:07,800
‫خب، می‌دونستی که این اتفاق می‌افته

692
00:50:09,320 --> 00:50:11,120
‫فقط نمی‌دونستی کجا و کی

693
00:50:14,840 --> 00:50:16,679
‫سعی کردم به مافوق‌هام بگم...

694
00:50:16,680 --> 00:50:19,199
‫ولی اصرار داشتن که
‫بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها...

695
00:50:19,200 --> 00:50:22,639
‫هرگز بدون اطلاع ما دست
‫به چنین عملیاتی نمی‌زنن

696
00:50:22,640 --> 00:50:24,720
‫خب، شاید دفعه بعد به حرفت گوش بدن

697
00:50:25,960 --> 00:50:27,840
‫دفعه بعدی در کار نخواهد بود

698
00:50:29,240 --> 00:50:30,520
‫نه برای من

699
00:50:32,920 --> 00:50:34,279
‫نه با تو

700
00:50:34,280 --> 00:50:36,720
‫ببین، اگه علاقه داری...

701
00:50:37,840 --> 00:50:41,039
‫اس‌آراس داره عملیات رو پیش می‌بره

702
00:50:41,040 --> 00:50:42,360
‫و خبر رسیده...

703
00:50:43,360 --> 00:50:44,760
‫سخت مشغول کارن

704
00:50:45,880 --> 00:50:47,240
‫ممنونم

705
00:50:59,000 --> 00:51:00,720
‫آه!

706
00:51:03,880 --> 00:51:06,240
‫جاک، کافیه! بخواب!

707
00:51:08,720 --> 00:51:10,439
‫شلیک نکنین!

708
00:51:10,440 --> 00:51:11,760
‫دنبالم بیا، رفیق!

709
00:51:13,200 --> 00:51:14,680
‫موفق شدی

710
00:51:21,440 --> 00:51:23,000
‫مراقب باشین، پسرها!

711
00:51:25,440 --> 00:51:26,999
‫ای عوضیا!

712
00:51:27,000 --> 00:51:28,560
‫افراد تیر خوردن!

713
00:51:29,640 --> 00:51:31,479
‫رج! رج!

714
00:51:31,480 --> 00:51:33,039
‫- بخواب!
‫- سرجاتون وایستین!

715
00:51:33,040 --> 00:51:34,400
‫سیکینگز!

716
00:51:41,080 --> 00:51:42,480
‫چی کار می‌کنه؟

717
00:51:44,800 --> 00:51:46,640
‫هواشو داشته باشین!
‫هواشو داشته باشین!

718
00:51:49,680 --> 00:51:51,240
‫اون افراد رو جای امن ببر

719
00:51:52,520 --> 00:51:54,679
‫- زود باش پسر
‫- گندش بزنن!

720
00:51:54,680 --> 00:51:56,080
‫برو، برو، برو!

721
00:51:59,680 --> 00:52:01,000
‫ای کثافت...!

722
00:52:03,920 --> 00:52:05,600
‫آه!

723
00:52:19,680 --> 00:52:21,280
‫خطا رفت

724
00:52:27,281 --> 00:52:29,281
‫هر چی بیشتر بنوشی
‫بهتر شلیک می‌کنی!

725
00:52:33,282 --> 00:52:35,282
‫شلیک تر و تمیز بعدی برنده میشه!

726
00:52:38,200 --> 00:52:40,280
‫شلیک تر و تمیز بعدی برنده میشه

727
00:52:47,640 --> 00:52:49,919
‫اونا رو ول کردیم تا غرق بشن!

728
00:52:49,920 --> 00:52:52,600
‫پس مرگشون مایه عذاب وجدان ماست!

729
00:52:54,800 --> 00:52:57,440
‫کشتن اونا کار شما عوضیا نیست!

730
00:53:18,920 --> 00:53:20,319
‫شلیک نکنین!

731
00:53:20,320 --> 00:53:21,719
‫تسلیم میشیم

732
00:53:21,720 --> 00:53:23,840
‫- فکر می‌کنن تعداد ما از اونا بیشتره
‫- آره

733
00:53:24,880 --> 00:53:27,159
‫چون هیچکس اینقدر احمق نیست...

734
00:53:27,160 --> 00:53:31,360
‫تا با 35 نفر به کل یه قاره حمله کنه

735
00:53:45,680 --> 00:53:47,039
‫گور بابای آلمانی‌ها!

736
00:53:47,040 --> 00:53:48,279
‫خوش اومدین، آمریکا!

737
00:53:48,280 --> 00:53:49,679
‫ما آمریکایی کوفتی نیستیم

738
00:53:49,680 --> 00:53:50,999
‫به خاطر همین بهشون شلیک کنم؟

739
00:53:51,000 --> 00:53:52,240
‫نه

740
00:53:53,880 --> 00:53:56,520
‫کافیه. بخوابین روی زمین

741
00:53:57,560 --> 00:53:58,960
‫بخوابین روی زمین

742
00:54:19,640 --> 00:54:21,279
‫پدی!

743
00:54:21,280 --> 00:54:22,760
‫برو!

744
00:54:29,000 --> 00:54:30,720
‫نارنجک!

745
00:54:38,040 --> 00:54:39,199
‫یا مسیح!

746
00:54:39,200 --> 00:54:40,600
‫امنه!

747
00:54:42,160 --> 00:54:43,560
‫امنه!

748
00:54:44,600 --> 00:54:46,520
‫می‌دونستم به درد می‌خوری

749
00:54:47,640 --> 00:54:49,120
‫ممنونم، رییس

750
00:54:51,200 --> 00:54:53,119
‫راه برو و تفنگت رو به سمتشون بگیر، رفیق

751
00:54:53,120 --> 00:54:55,159
‫نیازی نیست دعا کنی، کوچولو

752
00:54:55,160 --> 00:54:57,960
‫اگه می‌خواستم بمیری، تا حالا
‫جنازه شده بودی

753
00:54:59,560 --> 00:55:01,239
‫تکون نخور! روی زمین بمون!

754
00:55:01,240 --> 00:55:02,759
‫زنده‌ن؟

755
00:55:02,760 --> 00:55:04,279
‫زخم سطحی برداشتن، پدی

756
00:55:04,280 --> 00:55:05,760
‫حالشون خوب میشه

757
00:55:08,720 --> 00:55:10,679
‫خیلی کارتون عالی بود

758
00:55:10,680 --> 00:55:12,600
‫از جمله شما پسرهای جدید

759
00:55:13,600 --> 00:55:16,479
‫ولی یادتون باشه، این تازه پوزه‌ست

760
00:55:16,480 --> 00:55:19,359
‫وظیفه‌مونه که تمام این گراز رو بگیریم...

761
00:55:19,360 --> 00:55:21,319
‫و تا دمش پیش بریم

762
00:55:21,320 --> 00:55:22,959
‫اونا رو بگردین

763
00:55:22,960 --> 00:55:24,919
‫فقط سلاح‌ها رو بگیرین

764
00:55:24,920 --> 00:55:27,280
‫مکدیارمید، تو هیچ غلطی نکن

765
00:55:28,640 --> 00:55:30,040
‫سنگر رو بگیرین!

766
00:55:31,920 --> 00:55:33,559
‫بلند شو

767
00:55:33,560 --> 00:55:35,039
‫باشه، جمع‌شون کنین، بچه‌ها

768
00:55:35,040 --> 00:55:37,279
‫- بلند شو! بلند شو!
‫- راه بیافت!

769
00:55:37,280 --> 00:55:38,799
‫برو جلو، برو

770
00:55:38,800 --> 00:55:40,320
‫کرشاو، آروم!

771
00:55:51,400 --> 00:55:52,960
‫زود باشین، پسرها

772
00:55:54,360 --> 00:55:56,760
‫بیاین و هر چی افتخار مونده رو کسب کنین

773
00:56:04,640 --> 00:56:06,760
‫اینجا بی‌بی‌سی ـه، از لندن

774
00:56:08,960 --> 00:56:10,039
‫خبرهای خوب

775
00:56:10,040 --> 00:56:12,559
‫یکی از افسران ارتباطات سه ساختمون
‫اونطرفتر یه رادیوی دست ساز داره

776
00:56:12,560 --> 00:56:16,079
‫همین الان شنیده حمله به اروپا شروع شده

777
00:56:16,080 --> 00:56:18,320
‫بازی شروع شده

778
00:56:19,440 --> 00:56:22,800
‫و میگن پسرهای ساس تو
‫اولین گل رو به ثمر رسوندن

779
00:56:30,801 --> 00:56:32,801
‫[دیوید استرلینگ، اسیر جنگی]

780
00:56:32,802 --> 00:56:42,802
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

781
00:56:42,803 --> 00:56:47,803
moviepovie.com

