﻿

1
00:00:01,000 --> 00:00:09,935
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:09,959 --> 00:00:17,359
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:17,383 --> 00:00:25,275
‫« سندمن »

4
00:00:37,079 --> 00:00:41,959
‫« قسمت سیزدهم: شیاطینی بیشتر از گنجایش جهنم وسیع »

5
00:00:46,463 --> 00:00:49,215
‫فردا تصمیمت رو اعلام می‌کنی
و کلید رو بهم میدی

6
00:00:50,300 --> 00:00:52,969
‫بعدش از اینجا میرم بیرون
‫و تو رو با نادا تنها میذارم

7
00:00:54,763 --> 00:00:55,722
‫قبوله؟

8
00:01:00,268 --> 00:01:02,437
‫این مسئله رو بررسی می‌کنم

9
00:01:04,689 --> 00:01:06,691
‫- بررسی می‌کنی؟
‫- آره

10
00:01:07,776 --> 00:01:09,277
‫زنه رو می‌خوای، مگه نه؟

11
00:01:09,944 --> 00:01:11,196
‫به خاطرش رفتی جهنم

12
00:01:12,030 --> 00:01:13,614
‫قطعاً با یه کلید مبادله‌اش می‌کنی

13
00:01:13,615 --> 00:01:15,949
‫هیچ هزینه‌ای برات نداشت,
‫تو حتی نمی‌خوای,,,

14
00:01:15,950 --> 00:01:18,495
‫فردا تصمیمم رو می‌شنوی

15
00:01:18,995 --> 00:01:20,163
‫حالا برو

16
00:01:29,500 --> 00:01:37,500
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

17
00:01:41,726 --> 00:01:43,478
‫می‌تونم فقط یه چیزی بگم؟

18
00:01:44,979 --> 00:01:46,106
‫می‌تونی بگی

19
00:01:47,398 --> 00:01:49,317
‫بدون این که عصبانی شید

20
00:01:50,652 --> 00:01:52,737
‫متأسفانه برای این دیر شده

21
00:01:54,447 --> 00:01:56,032
‫نه، منظورم عصبانی شدن از من بود

22
00:02:02,080 --> 00:02:04,374
‫چرا کلید رو به عزازیل نمی‌دید؟

23
00:02:05,333 --> 00:02:07,168
‫فقط برای خالی نبودن عریضه

24
00:02:08,419 --> 00:02:10,004
‫جهنم خونه‌ی اون بود

25
00:02:11,047 --> 00:02:13,382
‫اون و شیاطین دیگه جایی برای رفتن ندارن

26
00:02:13,383 --> 00:02:19,639
‫پس اگه دادن کلید بهشون
‫شما و نادا رو آزاد می‌کنه،

27
00:02:21,307 --> 00:02:23,184
‫پس چرا که نه؟

28
00:02:25,478 --> 00:02:28,314
‫- مطمئنم هزاران دلیل دارید
‫- نه

29
00:02:29,482 --> 00:02:30,567
‫فقط یکی

30
00:02:31,401 --> 00:02:33,903
‫عزازیل هرگز به حکومت
به جهنم راضی نمیشه

31
00:02:34,404 --> 00:02:38,408
‫ازش به عنوان پایه‌ای برای فتح تمام قلمروها
‫از جمله قلمروی ما استفاده می‌کنه

32
00:02:39,450 --> 00:02:41,327
‫اون قابل اعتماد نیست

33
00:02:42,162 --> 00:02:44,164
‫لوسیفر فرد خیلی قابل اعتمادی بود؟

34
00:02:45,999 --> 00:02:47,458
‫نمیذارم اون ازم اخاذی کنه

35
00:02:48,710 --> 00:02:49,836
‫نه

36
00:02:51,504 --> 00:02:53,173
‫ولی اینجوری نادا چی میشه؟

37
00:02:54,883 --> 00:02:57,177
‫و چون می‌دونید نمی‌تونید
‫به عزازیل اعتماد کنید،

38
00:02:57,760 --> 00:02:59,971
‫این رو به کدوم یک از مهمون‌هامون می‌تونید بسپرید؟

39
00:03:12,692 --> 00:03:13,860
‫آره!

40
00:03:15,195 --> 00:03:17,322
‫خدایا!

41
00:03:19,032 --> 00:03:20,116
‫آره!

42
00:03:21,367 --> 00:03:22,452
‫کلوراکان!

43
00:03:23,119 --> 00:03:24,245
‫آره!

44
00:04:13,419 --> 00:04:16,714
‫اتاق خوابت بابت میلت نیست؟

45
00:04:17,507 --> 00:04:20,717
‫نه, نه، قشنگه

46
00:04:20,718 --> 00:04:22,345
‫فقط,,,

47
00:04:22,845 --> 00:04:24,180
‫خوابم نبرد

48
00:04:26,641 --> 00:04:30,478
‫به تیتانیا پیام میدم که سفیر نمونه‌ای بودی

49
00:04:33,314 --> 00:04:34,691
‫تصمیمتون رو گرفتید؟

50
00:04:39,028 --> 00:04:40,822
‫نباید می‌پرسیدم؟

51
00:04:42,156 --> 00:04:43,741
‫نباید می‌پرسیدم

52
00:04:46,494 --> 00:04:48,371
‫تصمیم غیرممکنیه

53
00:04:53,501 --> 00:04:58,214
‫خب، اگه کسی بتونه غیرممکن رو انجام بده، سرورم،
‫اون شما هستید,

54
00:04:59,215 --> 00:05:00,924
‫دیدم که قبلاً انجامش دادید

55
00:05:03,886 --> 00:05:09,600
‫آخرین سفر شاه اوبرون و ملکه تیتانیا
به قلمروی فانی رو یادتون میاد؟

56
00:05:10,184 --> 00:05:11,269
تو اونجا بودی؟

57
00:05:12,186 --> 00:05:14,438
‫- عذر می‌خوام، من,,,
‫- نیازی به عذرخواهی نیست

58
00:05:14,439 --> 00:05:16,148
‫نزدیک بود بهم معرفی شیم،

59
00:05:16,149 --> 00:05:19,568
‫ولی شما امور مهم‌تری
برای رسیدگی داشتید

60
00:05:19,569 --> 00:05:23,197
‫- صرفاً یه سرگرمی شبانه بود
‫- خیلی بیشتر از اون بود

61
00:05:23,865 --> 00:05:28,870
‫می‌دونید، بهم گفتن شما یه زمانی
‫مرتباً به قلمروی پریان سفر می‌کردید

62
00:05:29,662 --> 00:05:30,705
‫یه مدت

63
00:05:32,206 --> 00:05:34,417
‫دو قلمرو ضمیمه‌ی همدیگه بودن

64
00:05:36,044 --> 00:05:41,591
‫اما بعدش دوستی‌تون با ملکه تیتانیا,,,
‫عوض شد,

65
00:05:43,760 --> 00:05:45,303
‫روابط تیره شد

66
00:05:45,803 --> 00:05:48,555
‫تا حدی که شهروندان قلمروی پریان

67
00:05:48,556 --> 00:05:50,975
‫حتی از حرف زدن از لرد مورفیوس منع شدن

68
00:05:52,310 --> 00:05:54,062
‫و ورود شما به قلمروی ما ممنوع شد

69
00:05:55,438 --> 00:05:58,399
‫تا این که کاری رو کردید
‫که به نظرم غیرممکن بود

70
00:05:58,983 --> 00:06:01,486
‫و اختلاف بین جهان‌هامون رو رفع کردید

71
00:06:06,708 --> 00:06:11,413
‫« 23 ژوئن سال 1593 »
‫« تپه‌های ساسکس، انگلستان »

72
00:06:14,290 --> 00:06:16,376
‫پس اومدی، ویلیام شکسپیر؟

73
00:06:17,043 --> 00:06:18,669
‫در خدمتم، سرورم

74
00:06:19,462 --> 00:06:23,216
‫شب نیمه‌ی تابستان,,,
‫کنارِ مرد بلند در ویلمینگتون,

75
00:06:25,093 --> 00:06:27,053
‫جای عجیبی برای اجرای نمایشه

76
00:06:27,553 --> 00:06:28,554
‫عجیب؟

77
00:06:29,055 --> 00:06:33,226
‫کوه وندل مدت‌ها قبل از اومدن
‫تبارتون به این جزیره تئاتر بود

78
00:06:34,185 --> 00:06:35,811
‫قبل از نورمن‌ها؟

79
00:06:35,812 --> 00:06:37,772
‫قبل از انسان‌ها

80
00:06:40,066 --> 00:06:41,192
‫آماده‌ست؟

81
00:06:43,069 --> 00:06:45,113
‫بهترین نمایشنامه‌ایه که تا حالا نوشتم

82
00:06:46,489 --> 00:06:47,698
‫مطمئنم

83
00:07:04,340 --> 00:07:05,633
‫صحنه آماده‌ست،

84
00:07:06,634 --> 00:07:08,594
‫و بازیگرها آماده هستن، سرورم

85
00:07:09,720 --> 00:07:11,305
‫پس بیا معطل نکنیم

86
00:07:12,807 --> 00:07:14,517
‫تماشاگرهامون چی؟

87
00:07:15,560 --> 00:07:18,855
‫اونا پشتِ درگاهی اون طرف تپه منتظرن

88
00:07:20,148 --> 00:07:21,607
‫یه,,, درگاه؟

89
00:07:23,776 --> 00:07:24,902
‫من صداشون می‌کنم

90
00:07:26,571 --> 00:07:29,115
‫برو به بازیگرهات بگو برای شروع آماده بشن

91
00:07:30,741 --> 00:07:31,909
‫ممنون، سرورم

92
00:07:38,583 --> 00:07:39,667
‫وندل

93
00:07:40,501 --> 00:07:41,918
‫درت رو باز کن

94
00:08:27,256 --> 00:08:29,759
‫اوبرون از دوم‌دانیال، خوش اومدی

95
00:08:31,010 --> 00:08:33,304
‫و شما هم خوش اومدی، بانو تیتانیا

96
00:08:34,222 --> 00:08:35,223
‫درود، صورتگر رویاها

97
00:08:36,307 --> 00:08:40,353
دعوتتون باعث گمانه‌زنی‌های زیادی
‫بین مردمِ ما شده

98
00:08:41,312 --> 00:08:42,479
‫باید اقرار کنم،

99
00:08:42,480 --> 00:08:45,232
‫فکر می‌کردم برای همیشه
‫از این جهان طرد شدیم

100
00:08:45,233 --> 00:08:47,193
‫هیچی تا ابد پابرجا نمی‌مونه

101
00:08:48,486 --> 00:08:51,781
‫میگن هفت جاودان ابدی هستن، رویای بزرگ

102
00:08:52,281 --> 00:08:54,491
‫تا مرگِ خود زمان

103
00:08:54,492 --> 00:08:58,620
‫نظرتون در این مورد چیه،
‫شاه قلمروی معما؟

104
00:08:58,621 --> 00:09:01,289
‫رابین گودفلو، مؤدب باش

105
00:09:01,290 --> 00:09:02,791
‫ما مهمونِ صورتگر رویاها هستیم

106
00:09:02,792 --> 00:09:04,834
‫اجازه نمیدم یه گابلین بهش توهین کنه

107
00:09:04,835 --> 00:09:06,462
‫نه، اوبرون عزیز

108
00:09:06,963 --> 00:09:11,175
‫این امتیازِ یه دلقکه که حقایقی رو به زبون بیاره
‫که هیچکس دیگه جرأت گفتنشون رو ندارن

109
00:09:12,593 --> 00:09:13,928
‫دلقک؟

110
00:09:16,597 --> 00:09:18,431
‫خوشوقتم، لرد مورفیوس

111
00:09:18,432 --> 00:09:19,934
‫همچنین، لرد کلوراکان

112
00:09:20,643 --> 00:09:22,686
‫لطفاً بفرمایید بشینید

113
00:09:22,687 --> 00:09:26,482
‫سرگرمی‌ای که ترتیب دادم
‫بی‌درنگ شروع میشه

114
00:09:39,120 --> 00:09:42,164
نفرمودید ‫چرا ما رو به اینجا
دعوت کردید، صورتگر رویاها؟

115
00:09:43,416 --> 00:09:45,251
‫تا شاهد آنچه در پیشه باشید

116
00:09:46,127 --> 00:09:49,797
‫بله، ولی ما در مورد علتش کنجکاویم

117
00:09:50,298 --> 00:09:52,008
‫گفتنش نمایش رو خراب می‌کنه

118
00:09:53,676 --> 00:09:56,012
‫حالا، هیپولیتای زیبا،

119
00:09:56,512 --> 00:09:59,056
‫زمان عروسیِ ما به سرعت نزدیک می‌شود

120
00:09:59,807 --> 00:10:02,434
‫چهار روز شاد دیگر ماه نو از راه می‌رسد

121
00:10:02,435 --> 00:10:05,937
‫اما به نظرم این ماه کهنه خیلی آهسته
‫در حال محو شدن است

122
00:10:05,938 --> 00:10:09,190
‫او مرا از رسیدن به خواسته‌هایم باز می‌دارد
‫مانند پیرزن بیوه‌ی ثروتمندی

123
00:10:09,191 --> 00:10:11,861
‫که پسرخوانده‌ی جوانش را تا ابد
‫در انتظار دریافت ارثش نگه می‌دارد

124
00:10:12,486 --> 00:10:16,656
‫یا من شکل و قیافه‌ی تو را اشتباه گرفتم،

125
00:10:16,657 --> 00:10:21,494
‫یا این که تو همان پریِ بدجنس
‫و نابکار رابین گودفلو هستی

126
00:10:22,788 --> 00:10:24,165
‫اون تویی، پاک

127
00:10:24,189 --> 00:10:26,189
‫اون بازیگر نقش تو رو بازی می‌کنه

128
00:10:26,667 --> 00:10:30,045
‫از شیر خامه می‌گیری
‫و گاهی آسیاب را دستکاری می‌کنی

129
00:10:30,046 --> 00:10:33,090
‫و زحمات زنانِ خانه‌دار
‫از نفس افتاده را بی‌ثمر می‌کنی

130
00:10:33,716 --> 00:10:39,222
‫و کارِ کسانی را که «پاکِ عزیز» صدایت می‌کنند
‫انجام می‌دهی و برایشان خوش‌اقبالی می‌آوری

131
00:10:40,389 --> 00:10:41,891
‫تو او نیستی؟

132
00:10:42,475 --> 00:10:44,392
‫درست می‌گویی

133
00:10:44,393 --> 00:10:47,438
‫من همان سرگردانِ بازیگوش شبم

134
00:10:48,356 --> 00:10:51,233
‫با اوبرون شوخی می‌کنم
‫و خنده بر لبش می‌آورم

135
00:10:51,734 --> 00:10:54,737
‫اما جا باز کن، پری,
‫اوبرون دارد می‌آید,

136
00:10:55,488 --> 00:10:59,241
‫و معشوقه‌ی من اینجاست, اگر او نبود

137
00:11:00,451 --> 00:11:03,244
چه بد که در این شب مهتابی
تو را می‌بینم، تیتانیای مغرور

138
00:11:03,245 --> 00:11:06,123
چه می‌خواهی، اوبرونِ حسود؟

139
00:11:06,624 --> 00:11:09,960
‫پری‌ها، بیاید برویم,
‫من سوگند خوردم با او نخوابم و نزدیکش نشوم,

140
00:11:10,711 --> 00:11:13,588
‫درنگ کن، ضعیفه‌ی نانجیب,
‫مگر من سرور و شوهرت نیستم؟

141
00:11:13,589 --> 00:11:15,173
‫پس من باید بانوی تو باشم

142
00:11:15,174 --> 00:11:19,929
‫یادم رفته بود فانی‌ها
‫چه موجودات عجیبی می‌تونن باشن

143
00:11:21,263 --> 00:11:24,934
وای که چقدر دلم می‌خواد
‫اونا رو سر کار بذارم

144
00:11:26,394 --> 00:11:27,269
‫نه

145
00:11:28,145 --> 00:11:29,562
درست رفتار کن، خدمتکار من

146
00:11:29,563 --> 00:11:33,149
‫,,,تشریف آوردید تا بستر ازدواجشان را
‫با شادی کامیابی متبرک کنید

147
00:11:35,236 --> 00:11:38,780
آقایون، هم اکنون ‫یک وقفه خواهیم داشت

148
00:11:38,781 --> 00:11:41,741
‫تا کمی هوای تازه بخورید یا قدمی بزنید

149
00:11:41,742 --> 00:11:45,286
‫حکایتِ ما ده دقیقه بعد
‫دوباره شروع می‌شود

150
00:11:56,048 --> 00:11:59,218
‫پس تو نویسنده‌ی این سرگرمی هستی؟

151
00:11:59,885 --> 00:12:02,138
‫بله، اعلی حضرت

152
00:12:02,722 --> 00:12:04,265
‫امیدوارم باب میلتون باشه

153
00:12:04,765 --> 00:12:08,601
‫نغمه‌ی عجیبی داره,
‫فکر می‌کنم باید ناراضی باشم,

154
00:12:08,602 --> 00:12:11,229
‫ولی نیستم, کارِ خیلی ارزشمندیه، آقا

155
00:12:11,230 --> 00:12:13,606
‫خوبه

156
00:12:13,607 --> 00:12:15,276
‫از تو بعیده، رویا

157
00:12:15,300 --> 00:12:18,922
‫که چنین مراوداتی در بیداری
‫با بشرِ فانی داشته باشه

158
00:12:18,946 --> 00:12:21,490
‫چند سال قبل باهاش به توافق رسیدم

159
00:12:22,199 --> 00:12:25,911
‫داستان‌های بزرگ در طول عصر حیات بشری
‫از زبان اون روایت خواهند شد

160
00:12:26,412 --> 00:12:27,788
‫رویاش همین بود

161
00:12:28,831 --> 00:12:30,332
‫خواسته‌ی قلبش بود

162
00:12:31,625 --> 00:12:34,335
‫ولی متأسفانه بهاش رو نمی‌دونست

163
00:12:34,336 --> 00:12:37,715
‫هیچ بهایی برای رسیدن
‫به خواسته‌ی قلب بالا نیست

164
00:12:38,799 --> 00:12:40,342
‫و وقتی به دستش بیاری،

165
00:12:40,843 --> 00:12:44,764
‫بهای رسیدن به چیزی می‌خوای،
‫رسیدن به چیزیه که زمانی می‌خواستی,

166
00:12:45,806 --> 00:12:46,891
‫عزیزم

167
00:12:48,350 --> 00:12:50,769
‫باید نویسنده رو ببینی, بیا

168
00:12:50,770 --> 00:12:51,854
‫البته

169
00:13:04,825 --> 00:13:07,577
‫«,,,چیزهای مسخره بیشتر به مذاقم خوش می‌آیند»

170
00:13:07,578 --> 00:13:09,205
‫خوب نقشم رو بازی کردی، فانی

171
00:13:10,998 --> 00:13:16,377
‫ولی من یه مدتِ خیلی طولانی
‫نقشِ خودم رو بازی کردم

172
00:13:28,682 --> 00:13:31,393
‫و من بهتر از هرکسی
‫نقش رابین گودفلو رو بازی می‌کنم

173
00:13:37,316 --> 00:13:39,150
‫چه خبر، پریِ دیوانه؟

174
00:13:39,151 --> 00:13:41,904
‫امشب در این جنگل روح زده
‫چه تفریحی داشتی؟

175
00:13:44,406 --> 00:13:47,952
‫معشوقه‌ی من عاشق یک هیولا شده

176
00:13:50,037 --> 00:13:55,375
‫وقتی او در همان نزدیکی در رختخواب مخفی‌اش
‫زیر سایبانی از گل‌ها خوابیده بود،

177
00:13:55,376 --> 00:13:56,960
‫مشتی احمق،

178
00:13:56,961 --> 00:14:00,713
‫کارگرانِ نادانی که با کار در مغازه‌های آتنی
‫امرار معاش می‌کردند،

179
00:14:00,714 --> 00:14:04,259
‫دور هم جمع شده بودند
‫برای تمرین یک نمایش

180
00:14:04,260 --> 00:14:07,346
‫که برای روز عروسی تیسیوس بزرگ
‫تدارک دیده شده بود

181
00:14:07,847 --> 00:14:09,764
‫احمق‌ترین کله‌خر,,,

182
00:14:09,765 --> 00:14:13,477
‫تو ازم پرسیدی چرا دوباره
‫به این سرزمین دعوتت کردم

183
00:14:14,895 --> 00:14:17,690
‫زمانی که اینجا بودید، پری‌ها برام

184
00:14:18,482 --> 00:14:22,361
‫سرگرمی و افسونگری فراوانی فراهم می‌کردن

185
00:14:25,114 --> 00:14:28,158
‫و حالا که به سرزمین خودتون رفتید

186
00:14:30,494 --> 00:14:31,829
‫من دِینم رو بهتون ادا می‌کنم

187
00:14:36,125 --> 00:14:37,918
‫اونا هرگز شما رو فراموش نمی‌کنن

188
00:14:40,379 --> 00:14:44,592
‫شاه اوبرون و ملکه تیتانیا
‫در یاد فانی‌ها باقی می‌مونن

189
00:14:45,467 --> 00:14:46,969
‫تا وقتی که این عصر به پایان رسه

190
00:14:47,803 --> 00:14:50,597
‫ازت متشکریم، صورتگر رویاها،
‫ولی این سرگرمی حقیقت نداره,

191
00:14:50,598 --> 00:14:53,934
‫اتفاقات هرگز به این ترتیب رخ ندادن

192
00:14:55,644 --> 00:14:57,146
‫نه، ولی حقیقت داره

193
00:14:58,314 --> 00:15:00,649
‫نیازی نیست اتفاقات افتاده باشن
‫تا حقیقت داشته باشن

194
00:15:02,026 --> 00:15:03,735
‫حکایات و رویاها سایه‌ی حقیقت هستن

195
00:15:03,736 --> 00:15:09,158
‫که پابرجا می‌مونن زمانی که حقایق محض
‫غبار و خاکستر و فراموش میشن

196
00:15:11,160 --> 00:15:12,786
‫باعث افتخارمونه، صورتگر رویاها

197
00:15:14,079 --> 00:15:16,457
‫و درهای سرزمینِ ما همیشه به روی شما بازه

198
00:15:21,629 --> 00:15:25,633
‫اگر ما بازیگرها به شما جسارت کردیم،
‫صرفاً اینطور فکر کنید،

199
00:15:26,300 --> 00:15:28,010
‫و همه چیز بهتر می‌شود

200
00:15:28,928 --> 00:15:32,056
‫که شما اینجا به خواب فرو رفته بودید

201
00:15:32,556 --> 00:15:34,974
‫و این تصاویر را در رویا دیدید،

202
00:15:34,975 --> 00:15:37,268
‫و این داستانِ بی‌مزه و مسخره,,,

203
00:15:39,355 --> 00:15:41,148
‫رویایی بیش نبوده

204
00:15:43,192 --> 00:15:46,277
‫آقایان، ما را سرزنش نکنید

205
00:15:46,278 --> 00:15:49,531
‫اگر ما را ببخشید،
‫داستان را بهتر می‌کنیم, و,,,

206
00:15:52,451 --> 00:15:54,036
‫چون من,,,

207
00:15:59,583 --> 00:16:01,084
‫پاکِ راستگو هستم,,,

208
00:16:05,255 --> 00:16:08,716
‫اگر بخت با ما یار باشد
‫تا از زخم زبان در امان بمانیم،

209
00:16:08,717 --> 00:16:11,095
‫قول می‌دهم نمایش بهتری به اجرا بگذاریم

210
00:16:13,138 --> 00:16:15,849
‫وگرنه پاک را دروغگو بخوانید

211
00:16:18,352 --> 00:16:21,480
‫پس شبِ همگی بخیر

212
00:16:27,820 --> 00:16:31,156
‫اگر باهم دوستیم با من دست دهید،

213
00:16:32,282 --> 00:16:34,826
‫و رابین جبران مافات خواهد کرد

214
00:16:34,827 --> 00:16:36,119
‫بیا، پاک

215
00:16:36,120 --> 00:16:39,373
‫بیا, و حالا زمانِ برگشتن ما نزدیک شده

216
00:16:40,082 --> 00:16:41,750
‫داریم می‌ریم، سرورم؟

217
00:16:42,668 --> 00:16:45,211
‫وقتی می‌تونیم فانی‌ها رو
‫آزار بدیم و اذیت کنیم؟

218
00:16:45,212 --> 00:16:49,008
‫وندل قبلاً دروازه‌اش رو باز کرده,
‫ممنون، ارباب رویا,

219
00:16:49,800 --> 00:16:51,050
‫خدانگهدار، صورتگر رویاها

220
00:16:51,051 --> 00:16:52,469
به درود

221
00:16:52,970 --> 00:16:54,263
برید به سلامت

222
00:16:56,306 --> 00:16:58,684
‫من رو بهش معرفی می‌کنی؟

223
00:16:59,351 --> 00:17:00,977
‫دفعه‌ی بعد، خواهر

224
00:17:03,105 --> 00:17:06,316
‫شما زخم‌های بین قلمروهای ما رو التیام دادید،

225
00:17:07,443 --> 00:17:11,071
‫و مردم دنیای بیدار هنوز هم
‫از اوبرون و تیتانیا حرف می‌زنن

226
00:17:13,699 --> 00:17:16,117
‫«حکایات و رویاها سایه‌ی حقیقت هستن

227
00:17:16,118 --> 00:17:20,831
‫که پابرجا می‌مونن زمانی که حقایق محض
‫غبار و خاکستر و فراموش میشن»

228
00:17:22,374 --> 00:17:23,459
‫از شکسپیر بود؟

229
00:17:24,460 --> 00:17:25,461
‫از شما بود

230
00:17:26,545 --> 00:17:28,505
‫من اون شب پشتِ شما نشسته بودم

231
00:17:29,006 --> 00:17:31,216
‫هر حرفی رو که زدید شنیدم

232
00:17:32,426 --> 00:17:34,302
‫دیدم چیکار کردید، نمایشتون,,,

233
00:17:34,303 --> 00:17:35,804
‫نمایشِ شکسپیر

234
00:17:36,722 --> 00:17:39,182
‫شما آینه‌ای جلوی شاه و ملکه‌ی من گرفتید

235
00:17:39,183 --> 00:17:41,894
‫و بهشون نشون دادید که مشکل اونا بودن،
‫نه شما,

236
00:17:42,770 --> 00:17:44,772
‫و کاری کردید به خاطرش دوستتون داشته باشن

237
00:17:47,066 --> 00:17:52,571
‫شاید وقتشه که آینه‌ای جلوی کسایی بگیرید
‫که جهنم رو به شما تحمیل می‌کنن

238
00:17:54,406 --> 00:17:56,532
‫و تصمیماتِ غیرممکن رو بهتون تحمیل می‌کنن

239
00:17:58,869 --> 00:18:01,080
‫من رو در مورد مسائل زیادی
به فکر فرو بردی

240
00:18:02,915 --> 00:18:04,166
‫باعث افتخارمه، سرورم

241
00:18:06,001 --> 00:18:09,129
‫اما حالا که این رو از زبون شما شنیدم،
‫دیگه می‌تونم بخوابم,

242
00:18:13,175 --> 00:18:14,176
‫شب بخیر

243
00:18:16,887 --> 00:18:18,138
‫بانو نولا

244
00:18:21,892 --> 00:18:23,602
‫خوشحالم که با شما آشنا شدم

245
00:18:25,354 --> 00:18:26,313
‫بالأخره

246
00:18:28,065 --> 00:18:29,650
‫و همچنین، سرورم

247
00:18:58,887 --> 00:19:00,764
‫از همه ممنونم که منتظر موندید

248
00:19:03,225 --> 00:19:05,102
‫بابتِ تأخیر عذر می‌خوام

249
00:19:07,396 --> 00:19:11,608
‫ولی مطمئنم که هیچکدومتون نمی‌خواستید
‫من عجولانه تصمیم بگیرم

250
00:19:15,404 --> 00:19:20,659
‫اقرار می‌کنم، وسوسه شدم
‫درخواستِ ملکه تیتانیا رو بپذیرم

251
00:19:21,910 --> 00:19:23,620
‫که جهنم خالی بمونه

252
00:19:28,709 --> 00:19:30,585
‫اما لرد عزازیل من رو متقاعد کرده

253
00:19:30,586 --> 00:19:33,630
‫که شیاطین و نفرین‌شده‌ها
‫باید یه خونه داشته باشن

254
00:19:34,631 --> 00:19:36,382
‫یه پناهگاه

255
00:19:36,383 --> 00:19:38,968
‫اما قلمرویی که تنها تحتِ حاکمیت

256
00:19:38,969 --> 00:19:43,182
‫کسی باشه که تنها آرمانش خدمت به اوناست

257
00:19:44,600 --> 00:19:46,644
‫فقط کلید رو بهم بده,,,

258
00:19:47,144 --> 00:19:48,562
‫و تمومش کن

259
00:19:54,484 --> 00:19:56,278
‫رهبری با درایت

260
00:19:57,029 --> 00:19:58,864
‫و بصیرت

261
00:20:00,407 --> 00:20:05,037
‫برای درک این که جهنم هرگز نمی‌تونه
‫صرفاً ضمیمه‌ای از قلمروی خودشون باشه

262
00:20:06,663 --> 00:20:08,790
‫چون جهنم انعکاسِ بهشته

263
00:20:12,920 --> 00:20:14,838
‫اونا همدیگه رو تعریف می‌کنن

264
00:20:16,256 --> 00:20:17,674
‫بدون جهنم،

265
00:20:19,509 --> 00:20:21,303
‫بهشت بی‌معناست

266
00:20:29,686 --> 00:20:32,396
‫برای همین موظفم اون رو بسپرم

267
00:20:32,397 --> 00:20:34,816
‫به کسانی که به نام بهشت خدمت می‌کنن

268
00:20:40,489 --> 00:20:41,530
‫رمئیل

269
00:20:43,742 --> 00:20:44,743
‫دوما

270
00:20:48,247 --> 00:20:49,456
‫کلید مالِ شماست

271
00:20:54,753 --> 00:20:56,630
‫من تصمیم خودم رو گرفتم

272
00:21:00,759 --> 00:21:03,470
‫امیدوارم برای هیچکدوم از شما
‫ناراحتی بی‌مورد پیش نیاره

273
00:21:04,346 --> 00:21:07,099
‫ناراحتی‌ای که قراره برای تو پیش بیاره چی؟

274
00:21:09,017 --> 00:21:10,769
‫قوانینت رو می‌دونم

275
00:21:11,270 --> 00:21:14,189
‫وقتی رسیدیم با مهمان‌نوازی
‫از ما استقبال کردی

276
00:21:15,023 --> 00:21:17,567
‫حالا نمی‌تونی به هیچکدوم از ما آسیب بزنی

277
00:21:20,362 --> 00:21:25,574
‫حتی اگه روح معشوقه‌ات رو ببلعم

278
00:21:27,744 --> 00:21:30,372
‫چیزی که میگی حقیقت داره، عزازیل

279
00:21:31,707 --> 00:21:36,420
‫ولی,,, من به تمام مهمون‌هام
‫وعده‌ی مهمان‌نوازی دادم

280
00:21:37,421 --> 00:21:38,839
‫اونایی که می‌دونستم,,,

281
00:21:42,718 --> 00:21:44,219
‫و اونایی که نمی‌دونستم

282
00:21:45,095 --> 00:21:47,556
‫پس آره، تو تحتِ محافظت منی

283
00:21:48,724 --> 00:21:50,851
‫ولی ملکه نادا هم همینطوره

284
00:21:52,060 --> 00:21:54,146
‫و نمی‌ذارم آسیب ببینـه

285
00:21:58,859 --> 00:21:59,901
‫بسیارخب

286
00:22:01,361 --> 00:22:02,695
‫اگه می‌خوایش,,,

287
00:22:08,452 --> 00:22:10,412
‫,,,بیا ببرش

288
00:22:23,300 --> 00:22:24,509
‫کایکول!

289
00:22:49,618 --> 00:22:51,827
‫خیلی‌خب، بیا, پاشو, گرفتمت

290
00:22:58,418 --> 00:23:01,588
‫- بیا
‫- من مهمان‌نوازیت رو نمی‌خوام

291
00:23:02,589 --> 00:23:04,840
‫تو الان مالِ منـی، ارباب رویا

292
00:23:04,841 --> 00:23:08,470
‫و هر زمان که بخوام می‌بلعمت

293
00:23:14,976 --> 00:23:17,436
جهنم پذیرای خالقـه

294
00:23:17,437 --> 00:23:21,608
‫چون الان شیاطین فرمانروای
‫سرزمین رویا هستن

295
00:23:22,901 --> 00:23:24,861
‫آه، عزازیل

296
00:23:26,446 --> 00:23:27,614
‫کجا رفتی؟

297
00:23:29,241 --> 00:23:31,993
‫کارِ عاقلانه‌ای نبود که می‌خواستی
‫بهم آسیب بزنی

298
00:23:32,744 --> 00:23:34,996
‫شاید جایِ دیگه

299
00:23:35,831 --> 00:23:37,289
‫ولی اینجا نـه

300
00:23:39,459 --> 00:23:41,253
‫اینجا قلمروی منـه

301
00:23:42,546 --> 00:23:44,464
‫قلمرو سلطه‌ی من

302
00:23:45,590 --> 00:23:48,969
‫واقعیت اینجا طبق خواسته‌ی من شکل می‌گیره

303
00:23:50,846 --> 00:23:51,805
‫حالا,,,

304
00:23:53,181 --> 00:23:58,979
‫کس دیگه‌ای هست که
با تصمیمم مخالف باشه؟

305
00:24:07,988 --> 00:24:08,989
‫خوبـه

306
00:24:12,826 --> 00:24:13,742
‫حالش چطوره؟

307
00:24:13,743 --> 00:24:15,828
‫دکترها دارن معاینه‌ش می‌کنن

308
00:24:15,829 --> 00:24:17,204
‫جراحت و صدمه‌ای ندیده

309
00:24:17,205 --> 00:24:19,875
‫ولی خب شوکه شده
‫و البته خسته‌ست

310
00:24:20,792 --> 00:24:21,792
‫میشه ببینمش؟

311
00:24:21,793 --> 00:24:23,712
‫بهش داروی خواب‌آور دادن

312
00:24:24,838 --> 00:24:27,465
‫وقتی بیدار بشه و حالش جا بیاد،
‫می‌تونید ببینیدش

313
00:24:29,634 --> 00:24:32,888
‫به محض اینکه بیدار شد بهش میگم
‫مشتاق دیدارش هستین

314
00:24:35,223 --> 00:24:36,307
‫ممنون، لوسین

315
00:24:37,851 --> 00:24:39,019
‫چیزیش نمیشه

316
00:24:40,228 --> 00:24:42,939
‫باید نگران بقیه مهمون‌هاتون باشین

317
00:25:06,713 --> 00:25:12,177
‫اعلی حضرت، لرد کیلدرکین پیامِ
‫خداحافظی براتون فرستادن

318
00:25:19,226 --> 00:25:20,602
‫« تصمیمِ شما منصفانه و مطابق با اصول بود؛ »

319
00:25:20,685 --> 00:25:23,647
‫« بنابراین با وجود پشیمانی‌ام،
‫ایرادی بر آن وارد نیست, کیلدرکین »

320
00:25:24,523 --> 00:25:26,233
‫ممنون، لرد کیلدرکین

321
00:25:30,195 --> 00:25:32,947
‫ما همیشه باحال‌تر از جعبه‌های مقوایی هستیم

322
00:25:32,948 --> 00:25:35,033
‫هیچ آدمِ باهوشی توی جعبه‌ی کارتن نمی‌مونه

323
00:25:37,244 --> 00:25:39,828
‫خب گمونم از الان تا ابد

324
00:25:39,829 --> 00:25:41,497
‫موردِ خشم آشوب قرار گرفتم؟

325
00:25:41,498 --> 00:25:44,333
‫آهان، اون رو میگی؟
‫همه‌ش الکی بود

326
00:25:44,334 --> 00:25:48,171
‫ما دنبالِ قلمرو لوسیفر نبودیم,
‫فقط نمی‌خواستیم دستِ یکی دیگه بیفته

327
00:25:49,756 --> 00:25:52,800
‫به‌هرحال ممنونم که منو به
‫مهمونیت دعوت کردی، آقای رویایی

328
00:25:52,801 --> 00:25:54,302
‫خیلی خوش گذشت

329
00:26:00,016 --> 00:26:01,101
‫لـرد مورفیوس

330
00:26:02,394 --> 00:26:05,897
‫لرد عزازیل جنگجوئه، نه دیپلمات

331
00:26:07,774 --> 00:26:10,569
‫رفتارش رو نمیشه توجیه کرد،
‫ولی بهتون اطمینان میدم

332
00:26:11,486 --> 00:26:14,573
‫فقط دنبال گرفتنِ حقِ مردمش بود

333
00:26:16,449 --> 00:26:19,702
‫بانو مرکین، هر دومون می‌دونیم
‫که جاه‌طلبی‌های لرد عزازیل

334
00:26:19,703 --> 00:26:21,871
‫خیلی فراتـر از دروازه‌های جهنم بود

335
00:26:25,083 --> 00:26:28,128
‫میشه بپرسم چه سرنوشتی براش در نظر دارین؟

336
00:26:28,628 --> 00:26:29,629
‫هیچـی

337
00:26:31,339 --> 00:26:33,550
‫فقط می‌خوام بهش زمان بدم تا تأمل کنه

338
00:26:34,050 --> 00:26:36,928
‫و شاید یاد بگیره رفتارش رو اصلاح کنه

339
00:26:38,263 --> 00:26:43,351
‫ممنون که به لرد عزازیل رحم کردین،
صورتگر رویاها

340
00:26:44,811 --> 00:26:46,771
‫اون به شما رحم نمی‌کرد

341
00:26:56,197 --> 00:26:57,407
‫لرد اودین

342
00:26:58,283 --> 00:27:00,909
‫متأسفم که مجبور شدم پیشنهادتون رو رد کنم

343
00:27:00,910 --> 00:27:02,578
‫شما متأسفی؟!

344
00:27:09,294 --> 00:27:12,129
‫فریبکار دلش نمی‌خواد به زندان

345
00:27:12,130 --> 00:27:13,465
‫و پیش همسرش برگرده

346
00:27:15,008 --> 00:27:17,051
‫بابت این شلوغ‌کاری عذرخواهی می‌کنم، سرورم

347
00:27:17,052 --> 00:27:20,638
‫وقتشه لوکی رو به زندونش برگردونیم

348
00:27:27,312 --> 00:27:29,773
‫شما میزبان شایسته‌ای بودین، رویاباف

349
00:27:30,315 --> 00:27:33,692
‫خوشحال میشم به تالار گلدهایمِ من سر بزنین

350
00:27:33,693 --> 00:27:35,611
‫خونه‌ی خودتونـه

351
00:27:35,612 --> 00:27:38,531
‫با شراب و گوشت پذیراتون هستیم

352
00:27:40,492 --> 00:27:42,493
‫ممنون، اودین پدر همگان

353
00:27:50,043 --> 00:27:52,586
‫لرد مورفیوس، من و برادرم
‫می‌خوایم ازتون تشکر کنیم

354
00:27:52,587 --> 00:27:55,756
‫بله، صورتگر رویاها،
‫ممنون بابت این شبِ دلپذیر

355
00:27:55,757 --> 00:27:58,759
‫واقعاً محشر بود,,, در واقع,,,

356
00:27:58,760 --> 00:28:02,263
‫اگه اجازه بدین، سلام‌تون رو
‫به پادشاه و ملکه‌مون می‌رسونیم

357
00:28:03,390 --> 00:28:05,934
‫خواهر، بهت نگفته بودم؟

358
00:28:06,768 --> 00:28:08,061
‫چی رو؟

359
00:28:09,813 --> 00:28:11,897
‫میشه یه لحظه ما رو ببخشین، صورتگر رویاها؟

360
00:28:11,898 --> 00:28:12,816
‫راحت باشید

361
00:28:13,483 --> 00:28:14,484
‫ممنون

362
00:28:15,902 --> 00:28:16,902
‫چی شده؟

363
00:28:16,903 --> 00:28:18,153
‫راستش فکر می‌کردم خبر داری

364
00:28:18,154 --> 00:28:20,155
‫ فکر ‌کردم تو و تیتانیا درباره‌ش حرف زدین

365
00:28:20,156 --> 00:28:21,491
‫درباره‌ی چی؟

366
00:28:22,659 --> 00:28:24,660
‫تو قرار نیست همراهِ من برگردی

367
00:28:24,661 --> 00:28:26,538
‫تو همین‌جا می‌مونی

368
00:28:27,956 --> 00:28:28,957
‫با اون

369
00:28:30,333 --> 00:28:31,334
‫کلوراکان

370
00:28:33,628 --> 00:28:36,506
صورتگر رویاها، من تنهایی
‫به قلمرو پریان برمی‌گردم

371
00:28:37,841 --> 00:28:39,384
‫خواهرم، نولا

372
00:28:41,344 --> 00:28:42,595
‫هدیه‌ای برای شماست

373
00:28:43,722 --> 00:28:44,723
‫از طرف قلمرو پریان

374
00:28:51,771 --> 00:28:54,524
‫با احترام به ملکه، نمی‌تونم قبول کنم

375
00:28:55,024 --> 00:28:58,820
‫هرجور مایلین ولی ملکه دلخور میشن

376
00:28:59,612 --> 00:29:04,033
‫اگه نولا به قلمرو پریان برگرده،
‫با خشم شدیدی روبرو میشه

377
00:29:05,076 --> 00:29:06,661
‫اون دیگه مالِ شماست، اعلی حضرت

378
00:29:07,287 --> 00:29:08,955
‫هر کاری می‌خواین باهاش بکنید

379
00:29:11,166 --> 00:29:13,792
‫اگه خودشون تمایلی به موندن ندارن,,,

380
00:29:13,793 --> 00:29:16,296
‫متأسفانه در این مورد
‫حق انتخابی نداره

381
00:29:16,796 --> 00:29:18,465
‫سرورم، اتفاقاً مایلم اینجا بمونم

382
00:29:20,175 --> 00:29:22,468
‫ترجیح میدم اینجا به عنوان هدیه پذیرفته بشم

383
00:29:22,469 --> 00:29:24,845
‫تا اینکه پیش ملکه و برادری برگردم

384
00:29:24,846 --> 00:29:28,099
‫که اونقدر منو بی‌ارزش می‌دونه
‫که واگذارم می‌کنه

385
00:29:33,104 --> 00:29:34,105
‫بسیارخب

386
00:29:36,191 --> 00:29:40,028
‫افتخاریه که بانو نولا
‫مهمانِ ما باشن

387
00:29:41,905 --> 00:29:43,739
‫تدبیر ایشون بود که باعثِ

388
00:29:43,740 --> 00:29:46,742
‫توقف عشریه‌دهی قلمرو پریان به دوزخ شد

389
00:29:46,743 --> 00:29:48,953
‫و فرشتگان هم موافق بودن

390
00:29:50,246 --> 00:29:52,040
‫ممنون، صورتگر رویاها

391
00:29:54,083 --> 00:29:57,044
‫در این صورت شاید تیتانیا اجازه بده
‫هرازگاهی

392
00:29:57,045 --> 00:29:58,629
‫برای دیدن دوستانِ قدیمیت و برادرت برگردی

393
00:29:58,630 --> 00:29:59,793
‫تمایلی ندارم

394
00:30:04,469 --> 00:30:06,262
‫پس خودم میام و بهت سر می‌زنم

395
00:30:09,349 --> 00:30:10,725
‫بازم ممنونم، سرورم

396
00:30:12,143 --> 00:30:13,394
‫فعلاً خدانگهدار

397
00:30:21,194 --> 00:30:22,153
‫بانو نولا

398
00:30:22,654 --> 00:30:24,988
‫اگه بخواین پیشِ ما بمونین

399
00:30:24,989 --> 00:30:28,284
‫باید افسون ظاهریت رو برداری

400
00:30:29,744 --> 00:30:32,205
‫از جادوهای کوچیک توی این قلمرو بیزارم

401
00:30:32,705 --> 00:30:35,666
‫ولی ملکه تیتانیا اصرار
‫دارن همه توی دربارش,,,

402
00:30:35,667 --> 00:30:37,877
‫دیگه توی دربارِ ملکه نیستی

403
00:30:39,128 --> 00:30:42,757
‫اولویت‌های ایشون با من فرق داره

404
00:30:44,008 --> 00:30:45,844
‫چه‌جورم!

405
00:30:47,470 --> 00:30:48,680
‫بسیارخب

406
00:31:01,943 --> 00:31:04,486
‫این‌جوری خوبه؟

407
00:31:05,738 --> 00:31:06,823
‫صدات

408
00:31:07,407 --> 00:31:09,241
‫تیتانیا همیشه از لهجه‌ام متنفر بود

409
00:31:09,242 --> 00:31:11,995
‫خیلی باکلاسه, خدا دوستش داره

410
00:31:14,330 --> 00:31:15,206
‫لوسین

411
00:31:16,124 --> 00:31:17,416
‫تارامیس

412
00:31:17,417 --> 00:31:20,836
‫از این به بعد بانو نولا، اینجا ساکنن

413
00:31:20,837 --> 00:31:21,754
‫جداً؟

414
00:31:22,255 --> 00:31:23,464
‫چه خوب!

415
00:31:24,757 --> 00:31:29,762
‫یه باغ پُر از گل دارم و
‫بالاخره یکی هست که بخورتشون

416
00:31:33,141 --> 00:31:34,350
‫ملکه نادا چی؟

417
00:31:36,060 --> 00:31:37,145
‫حالشون چطوره؟

418
00:31:38,938 --> 00:31:43,026
‫حالشون داره بهتر میشه ولی,,,
‫هنوز باید استراحت کنن

419
00:31:46,738 --> 00:31:48,740
‫مهمون دیگه‌ای هم داریم که

420
00:31:49,824 --> 00:31:50,783
‫یهو موندگار شده باشن؟

421
00:31:51,284 --> 00:31:52,577
‫یا فقط ایشون؟

422
00:32:21,439 --> 00:32:23,149
‫از این کفش‌ها متنفرم

423
00:32:31,741 --> 00:32:32,951
‫لرد سوزانو

424
00:32:36,454 --> 00:32:39,165
‫بدون خداحافظی از کاخم میری؟

425
00:32:41,584 --> 00:32:46,381
‫متأسفم که مجبور شدم این‌جوری برم

426
00:32:47,757 --> 00:32:51,010
‫من لیاقتِ مهمون‌نوازیتون رو ندارم

427
00:32:54,138 --> 00:32:56,391
‫آره، به نظرم همین‌طور باشه,,,

428
00:32:59,310 --> 00:33:00,269
‫لوکی

429
00:33:11,155 --> 00:33:12,281
‫پس فهمیدی

430
00:33:15,326 --> 00:33:16,868
‫چرا لرد سوزانو؟

431
00:33:16,869 --> 00:33:20,414
‫چرا که نه؟! آخه کسی دلتنگش نمیشه

432
00:33:20,415 --> 00:33:23,501
‫- چون مهمانِ من بود
‫-  منم مهمونتم

433
00:33:24,961 --> 00:33:31,508
‫و می‌خوای منو به رنج و
‫شکنجه‌ی ابدی برگردونی؟

434
00:33:31,509 --> 00:33:32,592
‫هوم؟

435
00:33:32,593 --> 00:33:36,555
‫نمی‌تونم بذارم سوزانو به جای تو عذاب بکشه

436
00:33:36,556 --> 00:33:39,017
‫پس جفت‌مون رو آزاد کن

437
00:33:43,104 --> 00:33:44,313
‫حاضرم هر کاری بکنم

438
00:33:45,356 --> 00:33:46,733
‫هر چی که بخـوای

439
00:33:50,987 --> 00:33:54,407
‫می‌تونم یه تصویرِ خیالی ازت بسازم
‫و به جای اون بذارم

440
00:33:56,451 --> 00:33:57,869
‫این‌جوری هردوتون آزاد میشین

441
00:33:59,746 --> 00:34:01,372
‫هیچ‌کس هم خبردار نمیشه

442
00:34:04,500 --> 00:34:05,793
‫واقعاً این کار رو می‌کنی؟

443
00:34:08,379 --> 00:34:11,632
‫لوکی، اگه این کار رو بکنم,,,

444
00:34:13,134 --> 00:34:14,802
‫مدیونم میشی

445
00:34:17,096 --> 00:34:18,973
‫متوجه هستی؟

446
00:34:19,599 --> 00:34:21,975
‫من زیرِ دینِ کسی نمیرم

447
00:34:21,976 --> 00:34:26,230
‫خب پس مجبورم لرد اودین رو از
‫فریبکاریت آگاه کنم

448
00:34:32,445 --> 00:34:34,821
‫چی ازم می‌خوای؟

449
00:34:34,822 --> 00:34:35,907
‫هیچی

450
00:34:37,784 --> 00:34:38,785
‫البته فعلاً

451
00:34:48,044 --> 00:34:50,671
‫خیلی‌خب, باشه

452
00:34:51,756 --> 00:34:55,009
‫با اکراه شرایطت رو قبول می‌کنم

453
00:34:58,721 --> 00:34:59,806
‫بسیارخب

454
00:35:01,808 --> 00:35:03,226
‫پس بیا حرف بزنیم

455
00:35:08,228 --> 00:35:18,228
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

456
00:35:35,883 --> 00:35:37,760
‫بازنشستگی خوش می‌گذره؟

457
00:35:39,512 --> 00:35:40,513
‫قبلاً آره

458
00:35:43,933 --> 00:35:46,519
‫اومدی پُزِ پیروزیت رو بدی؟

459
00:35:47,520 --> 00:35:50,148
‫پیروزی یعنی چیزی بُرده باشی

460
00:35:52,233 --> 00:35:55,153
‫اومدم پُزِ چیزی که از دست دادم رو بدم

461
00:35:56,112 --> 00:35:58,948
‫مطمئنم از دستش ندادی

462
00:36:01,200 --> 00:36:03,286
‫به خالقش پسش دادم

463
00:36:05,288 --> 00:36:06,372
‫جدی؟

464
00:36:09,417 --> 00:36:10,668
‫باریکلا

465
00:36:12,295 --> 00:36:14,172
‫ناامید شدی؟

466
00:36:14,672 --> 00:36:16,424
‫که کلید رو به خدا دادی؟

467
00:36:20,178 --> 00:36:22,013
‫کاش به ذهن خودم رسیده بود

468
00:36:23,431 --> 00:36:25,183
‫قسم خورده بودی که نابودم کنی

469
00:36:26,350 --> 00:36:27,810
‫از دستِ خدا عصبانی بودم

470
00:36:30,938 --> 00:36:32,190
‫خدا لاشیـه

471
00:36:44,577 --> 00:36:46,454
‫بدرود، لوسیفر مورنینگ‌استار

472
00:36:49,123 --> 00:36:53,044
‫رویا، موفق شدی نادا رو پیدا کنی؟

473
00:36:55,796 --> 00:36:56,797
‫آره

474
00:36:57,632 --> 00:36:58,591
‫ولی,,,

475
00:37:00,051 --> 00:37:01,177
‫ولی چی؟

476
00:37:04,430 --> 00:37:06,432
‫دلش نمی‌خواد منو ببینه

477
00:37:07,225 --> 00:37:08,226
‫آها

478
00:37:14,357 --> 00:37:15,358
‫خب,,,

479
00:37:19,362 --> 00:37:21,113
‫اگه من می‌تونم از اول شروع کنم

480
00:37:23,783 --> 00:37:25,534
‫شاید تو هم بتونی

481
00:37:59,944 --> 00:38:00,987
‫حالش چطوره؟

482
00:38:02,363 --> 00:38:04,364
‫ توی بال شرقی یه اتاق بهش دادیم

483
00:38:04,365 --> 00:38:06,492
‫از ساحره‌ی شیک‌پوش خواستم بهش رسیدگی کنه

484
00:38:09,161 --> 00:38:12,123
‫هنوز زوده که بپرسم می‌تونم
‫باهاش حرف بزنم یا نه؟

485
00:38:14,542 --> 00:38:15,626
‫من ازشون می‌پرسم

486
00:39:18,189 --> 00:39:19,440
‫کایکول

487
00:39:20,941 --> 00:39:21,942
‫نادا

488
00:39:27,656 --> 00:39:28,657
‫لطفاً,,,

489
00:39:29,825 --> 00:39:31,118
‫بشین

490
00:39:34,080 --> 00:39:35,081
‫ممنون

491
00:39:49,929 --> 00:39:51,013
‫گرسنه,,,

492
00:39:54,141 --> 00:39:55,142
‫منظورم اینه که,,,

493
00:39:57,395 --> 00:39:59,105
‫گمونم باید گرسنه باشی

494
00:39:59,772 --> 00:40:01,148
‫چند هزار سالِ اولش

495
00:40:01,649 --> 00:40:03,818
‫گرسنه‌ بودم

496
00:40:05,027 --> 00:40:06,987
‫ولی بعدش دیگه برام اهمیت نداشت

497
00:40:07,988 --> 00:40:10,324
‫آخه دیگه جسمی برام نمونده

498
00:40:12,576 --> 00:40:13,994
‫من جزو مردگانم

499
00:40:16,664 --> 00:40:18,374
‫- بهت هشدار داده بودم,,,
‫- اگه,,,

500
00:40:22,753 --> 00:40:23,920
‫ادامه بده

501
00:40:23,921 --> 00:40:25,131
‫نه

502
00:40:26,841 --> 00:40:28,217
‫اول تو بگو، کایکول

503
00:40:30,719 --> 00:40:32,930
‫به نظرم می‌خوای یه چیزی بهم بگی

504
00:40:57,788 --> 00:40:59,832
‫ده هزار سال پیش

505
00:41:01,250 --> 00:41:02,918
‫فرستادمت جهنم

506
00:41:06,380 --> 00:41:07,548
‫الان فکر می‌کنم,,,

507
00:41:11,218 --> 00:41:13,179
‫فکر می‌کنم که رفتارم,,,

508
00:41:15,473 --> 00:41:16,682
‫ناپسند بود

509
00:41:20,060 --> 00:41:25,065
‫فکر می‌کنم شاید باید عذرخواهی کنم

510
00:41:26,400 --> 00:41:28,611
‫شاید باید عذرخواهی کنی؟

511
00:41:30,988 --> 00:41:34,867
‫- من,,,
‫- من ده هزار سال توی جهنم بودم

512
00:41:37,703 --> 00:41:40,873
‫روزها می‌سوختم و شب‌ها یخ می‌زدم

513
00:41:42,208 --> 00:41:44,210
‫خرده شیشه‌ها گوشت تنم رو بُریدن

514
00:41:44,877 --> 00:41:47,505
‫گرسنگی کشیدم و اذیت شدم

515
00:41:49,798 --> 00:41:51,717
‫و اشک ریختم و انتظار کشیدم

516
00:41:59,600 --> 00:42:01,101
‫همه‌ش به خاطرِ تو

517
00:42:02,228 --> 00:42:03,604
‫بعد الان میگی

518
00:42:04,813 --> 00:42:06,273
‫شاید باید عذرخواهی کنی؟

519
00:42:18,118 --> 00:42:19,286
‫نگاهم کن

520
00:42:24,959 --> 00:42:26,502
‫نگاهم کن دیگه!

521
00:42:28,504 --> 00:42:30,548
‫منو زدی

522
00:42:34,635 --> 00:42:36,512
‫هیچ‌کس اجازه نداره منو بزنه

523
00:42:38,138 --> 00:42:39,557
‫- باید,,,
‫- باید چی؟

524
00:42:40,891 --> 00:42:43,769
‫این بار می‌خوای چیکارم کنی ارباب رویا؟

525
00:42:45,729 --> 00:42:47,856
‫یا نکنه فقط برم می‌گردونی جهنم؟

526
00:42:58,200 --> 00:42:59,201
‫نـه

527
00:43:02,871 --> 00:43:03,872
‫من,,,

528
00:43:08,294 --> 00:43:09,295
‫عذر می‌خوام

529
00:43:18,596 --> 00:43:23,726
‫تا ابد از بلایی که سرت آوردم پشیمونم

530
00:43:47,249 --> 00:43:48,834
‫توی گذشته موندن,,,

531
00:43:50,169 --> 00:43:51,629
‫خودش یه‌جور جهنمـه

532
00:43:54,923 --> 00:43:56,759
‫جهنمی که برای دشمن هم آرزو نمی‌کنم

533
00:44:11,315 --> 00:44:14,360
‫پس شاید وقتِ این باشه که
‫درباره‌ی آینده‌ت صحبت کنیم

534
00:44:29,083 --> 00:44:37,083
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

535
00:44:45,599 --> 00:44:47,810
‫مطمئنی این چیزیه که می‌خوای؟

536
00:44:48,977 --> 00:44:51,063
‫فرصتی برای دیدنِ دنیای فانی

537
00:44:53,190 --> 00:44:54,190
‫برای زندگی دوباره

538
00:44:54,191 --> 00:44:57,027
‫دنیای فانی دیگه مثل سابق نیست

539
00:44:58,404 --> 00:44:59,237
‫خودِ بشر,,,

540
00:44:59,238 --> 00:45:02,491
‫مگه ده هزار سالِ اخیر رو
‫کنار بشر سَر نکردم؟

541
00:45:03,075 --> 00:45:04,701
‫- بذار منم همراهت بیام
‫- کایکول

542
00:45:04,702 --> 00:45:06,787
‫اونجا خیلی خطرناکه

543
00:45:09,373 --> 00:45:10,666
‫از جهنم خطرناک‌تر؟

544
00:45:16,171 --> 00:45:17,131
‫شاید,,,

545
00:45:19,383 --> 00:45:21,301
‫وقتی دنیا رو ببینی

546
00:45:23,595 --> 00:45:25,013
‫خودت برگردی

547
00:45:26,056 --> 00:45:27,891
‫نه، سرورم

548
00:45:30,561 --> 00:45:31,687
‫ولی من دوستت دارم

549
00:45:33,272 --> 00:45:34,398
‫نه، نداری

550
00:45:36,734 --> 00:45:38,777
‫می‌دونم فکر می‌کنی داری

551
00:45:40,404 --> 00:45:41,905
‫ولی برام سواله که,,,

552
00:45:42,865 --> 00:45:46,493
‫امثالِ تو اصلاً قابلیت عشق ورزیدن رو دارن؟

553
00:45:49,329 --> 00:45:51,039
‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟

554
00:45:51,623 --> 00:45:54,376
‫آخه چطور ممکنه کسی که واقعاً عاشقمـه,,,

555
00:45:55,836 --> 00:45:57,379
‫همچین بلایی سرم بیاره؟

556
00:46:00,549 --> 00:46:02,176
‫من عوض شدم

557
00:46:04,219 --> 00:46:07,389
‫فرقی با آخرین باری که ردت کردم، نداری

558
00:46:08,932 --> 00:46:12,478
‫گمونم صرفاً چیزی رو می‌خوای که
‫برات دست‌نیافتنیه

559
00:46:13,145 --> 00:46:14,354
‫این اسمش عشق نیست

560
00:46:16,356 --> 00:46:17,483
‫اسمش آرزوئـه

561
00:46:19,151 --> 00:46:20,277
‫آرزو؟

562
00:46:21,111 --> 00:46:22,613
‫هیچ ایرادی نداره

563
00:46:25,991 --> 00:46:26,992
‫نه

564
00:46:29,077 --> 00:46:32,372
‫تو نمی‌تونی بهم بگی توی دلم چی می‌گذره

565
00:46:35,209 --> 00:46:36,210
‫من دوستت دارم

566
00:46:45,677 --> 00:46:47,221
‫ولی من دوستت ندارم

567
00:46:55,062 --> 00:46:57,272
‫به درود، کایکول

568
00:46:57,996 --> 00:47:07,996
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

569
00:47:08,420 --> 00:47:18,420
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال