﻿

2
00:00:02,994 --> 00:00:15,689
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

4
00:00:18,998 --> 00:00:25,033
[ مَـرد شـنـی ]

5
00:00:28,418 --> 00:00:31,870
[ قسمت نوزدهم: «مهربانان» ]

6
00:00:29,612 --> 00:00:30,613
‫این هم از این,

7
00:00:33,283 --> 00:00:34,826
‫ممنونـم، سرورم,

8
00:00:39,122 --> 00:00:40,248
‫ولی من کی‌ام؟

9
00:00:40,749 --> 00:00:43,543
‫تو کورینتیان‌ـی,

10
00:00:44,544 --> 00:00:45,920
‫کورینتیان,

11
00:00:47,255 --> 00:00:49,631
‫ولی اولین کورینتیان نیستم، درستـه؟

12
00:00:49,632 --> 00:00:51,300
‫دومی‌ش هستی,

13
00:00:51,301 --> 00:00:52,926
‫اولی چی شد؟

14
00:00:52,927 --> 00:00:54,929
‫من رو ناامید کرد,

15
00:00:55,764 --> 00:00:56,805
‫ولی تو نمی‌کنی,

16
00:00:56,806 --> 00:00:58,682
‫از کجا مطمئنـین، سرورم؟

17
00:00:58,683 --> 00:01:01,359
‫شما لوسین هستی, یادم می‌آد,

18
00:01:01,644 --> 00:01:04,521
‫- چشم‌های زیبایی داری,
‫- رئیس!

19
00:01:04,522 --> 00:01:05,564
‫و تو هم مَتیو هستی,

20
00:01:05,565 --> 00:01:06,774
‫جناب,

21
00:01:06,775 --> 00:01:08,358
‫حرف اشتباهی زدم؟

22
00:01:08,359 --> 00:01:10,235
‫کلاً اشتباه بود,

23
00:01:10,236 --> 00:01:13,147
‫کورینتیان جدید اصلاً شبیه قبلی نیست,

24
00:01:13,406 --> 00:01:15,616
‫پس چطوری ما رو یادشـه؟

25
00:01:15,617 --> 00:01:19,537
‫چون بخشی از ذات
‫کورینتیان قبلی توی وجودشـه,

26
00:01:20,038 --> 00:01:21,456
‫خودم خواستم باشه,

27
00:01:22,290 --> 00:01:23,916
‫پس خوبی‌هایی هم داشته,

28
00:01:23,917 --> 00:01:25,960
‫اون بهترین مخلوقم بود,

29
00:01:26,878 --> 00:01:28,712
‫ولی پیش می‌آد که رؤیاها بَد تموم بشن,

30
00:01:28,713 --> 00:01:30,589
‫پس چرا برش‌گردوندین؟

31
00:01:30,590 --> 00:01:32,591
‫تا کاری که نمی‌تونم رو انجام بده,

32
00:01:32,592 --> 00:01:35,427
‫اگه از سرزمین رؤیاها برم،
‫همه‌چی به خطر می‌افته,

33
00:01:35,428 --> 00:01:40,307
‫تو باید دَنیل هال رو توی
‫دنیای بیداری پیدا کنی و بیاریش اینجا,

34
00:01:40,308 --> 00:01:42,851
‫ممنون که بهم اعتماد دارین، سرورم،
‫ولی,,,

35
00:01:42,852 --> 00:01:44,311
‫تنها نمی‌ری,

36
00:01:44,312 --> 00:01:46,814
‫حقیقتاً دوست ندارم پرستار ایشون بشم,

37
00:01:46,815 --> 00:01:49,399
‫- تو نه,
‫- آها, پس لوسین؟

38
00:01:49,400 --> 00:01:51,068
‫- نه، ممنون,
‫- نه,

39
00:01:51,069 --> 00:01:52,237
‫پس کی؟

40
00:01:53,655 --> 00:01:55,240
‫بره گم شه,

41
00:01:55,949 --> 00:01:57,867
‫من با یه قاتل سریالی هم‌گروه نمی‌شم,

42
00:01:58,368 --> 00:01:59,576
‫من قاتلـم؟

43
00:01:59,577 --> 00:02:00,786
‫نه، نیستی,

44
00:02:00,787 --> 00:02:03,455
‫این یه کورینتیان دیگه‌ست,

45
00:02:03,456 --> 00:02:05,916
‫یعنی کسی رو نمی‌کُشه
‫و تخم چشم‌شون رو نمی‌خوره؟

46
00:02:05,917 --> 00:02:07,223
‫من این‌طوری بودم؟

47
00:02:07,377 --> 00:02:10,170
‫من که نگفتم کورینتیان
‫قراره یه رؤیای دل‌گرم‌کننده باشه,

48
00:02:10,568 --> 00:02:13,382
‫پس متوجهـی که چرا دل‌گرم نشدم؟

49
00:02:13,383 --> 00:02:14,717
‫ولی قدرتمنده,

50
00:02:16,010 --> 00:02:16,928
‫و شجاع,

51
00:02:17,428 --> 00:02:19,972
‫- و مبتکر,
‫- پس به من نیازی نیست,

52
00:02:19,973 --> 00:02:24,060
‫و البته هنوز یه نوزاده,

53
00:02:25,895 --> 00:02:27,856
‫یکی باید مراقبش باشه,

54
00:02:28,523 --> 00:02:29,899
‫یکی که ازش چیزی یاد بگیره,

55
00:02:31,568 --> 00:02:33,653
‫به نظرت من الگوی خوبی‌ام؟

56
00:02:39,075 --> 00:02:40,952
‫شاید این بهت دل‌گرمی بده,

57
00:02:42,495 --> 00:02:44,164
‫این یه سنگ عقاب‌ـه,

58
00:02:44,873 --> 00:02:48,209
‫یکی از ۱۲ سنگی که قدرتم رو بهش دادم,

59
00:02:50,587 --> 00:02:51,920
‫اگه تهدیدت کرد,,,

60
00:02:51,921 --> 00:02:52,922
‫که نمی‌کنم,

61
00:02:53,673 --> 00:02:56,467
‫می‌تونی با این سنگ
‫از خلقت حذفش کنی,

62
00:02:58,469 --> 00:03:00,429
‫ببین، اودین بود که لوکی رو حبس کرد,

63
00:03:00,430 --> 00:03:01,806
‫چرا به اودین نمی‌گی پیداش کنه؟

64
00:03:03,349 --> 00:03:06,769
‫چون اون هنوز
‫فکر می‌کنه لوکی توی زندانـه,

65
00:03:07,270 --> 00:03:10,147
‫ترجیح می‌دم
‫از باورش سوءاستفاده نکنم,

66
00:03:10,148 --> 00:03:11,232
‫چرا؟

67
00:03:11,900 --> 00:03:13,943
‫تو که لوکی رو آزاد نکردی,

68
00:03:15,737 --> 00:03:16,737
‫نکنه تو بودی؟

69
00:03:16,738 --> 00:03:19,239
‫این به کار تو مربوط نمی‌شه,

70
00:03:19,240 --> 00:03:21,533
‫این دیگه کار من نیست,

71
00:03:21,534 --> 00:03:23,393
‫چون کورینتیان رو آوردی توی قضیه,

72
00:03:23,703 --> 00:03:26,873
‫پس می‌خوام از این
‫کابوس بیدار بشم, ممنون,

73
00:03:31,586 --> 00:03:34,756
‫فکر کنم آشنایی من‌وتو بَد شروع شد,

74
00:03:38,834 --> 00:03:40,710
‫هنوز هم بَده,

75
00:03:40,845 --> 00:03:42,512
‫همین‌جا پیاده می‌شم,

76
00:03:42,513 --> 00:03:44,098
‫دنبالم نیا,

77
00:03:44,807 --> 00:03:47,643
‫اگه به حرف ارباب مورفیوس گوش ندم

78
00:03:47,644 --> 00:03:50,313
‫هیچ فرقی با کورینتیان
‫قبلی ندارم, درستـه؟

79
00:03:51,522 --> 00:03:55,193
‫می‌فهمم که بهم اعتماد نداری,
‫من هم باشم، بهم اعتماد نمی‌کنم,

80
00:03:55,818 --> 00:03:59,948
‫پس اگه جای تو بودم،
‫همه‌ش کنار خودم نگهم می‌داشتم,

81
00:04:01,032 --> 00:04:03,033
‫از کجا بدونم من رو نمی‌کُشی؟

82
00:04:03,034 --> 00:04:04,826
‫بهت قول مَردونه می‌دم,

83
00:04:04,827 --> 00:04:08,706
‫و چون هنوز داریم با هم آشنا می‌شیم

84
00:04:09,582 --> 00:04:11,000
‫پیشنهاد می‌کنم این رو بگیری,

85
00:04:11,501 --> 00:04:15,838
‫هروقت چیزی گفتم یا کاری کردم
‫که خوشت نیومد، من رو حذف کن,

86
00:04:19,550 --> 00:04:21,218
‫پس ول‌کن نیستی، نه؟

87
00:04:21,219 --> 00:04:23,422
‫تا دَنیل رو پیدا نکنیم، خیر,

88
00:04:23,794 --> 00:04:25,889
‫اصلاً برای همین دوباره برگشتم,

89
00:04:25,890 --> 00:04:27,432
‫که دَنیل رو پیدا کنم,

90
00:04:27,433 --> 00:04:29,142
‫و مراقب تو باشم,

91
00:04:29,581 --> 00:04:31,437
‫و البته خونواده‌ت,

92
00:04:32,522 --> 00:04:34,399
‫خونواده‌م؟

93
00:04:35,525 --> 00:04:37,693
‫رؤیا چیزی از من بهت نگفته، مگه نه؟

94
00:04:37,694 --> 00:04:41,572
‫نه زیاد,
‫ولی فکر کنم حداقل شوهر داری، درستـه؟

95
00:04:42,657 --> 00:04:43,783
‫دوست‌پسر؟

96
00:04:45,118 --> 00:04:46,369
‫دوست‌دختر؟

97
00:04:47,161 --> 00:04:48,204
‫اون رو بده من,

98
00:04:49,455 --> 00:04:50,706
‫بشین اون‌طرف,

99
00:04:50,707 --> 00:04:52,083
‫چَشم,

100
00:05:00,464 --> 00:05:03,257
‫شرمنده‌ام که مجبور شدین
‫عکس رو ببینین، خانم هال,

101
00:05:03,344 --> 00:05:05,846
‫مطمئن باشین هرکی
‫این کار رو با پسرتون کرده

102
00:05:05,847 --> 00:05:08,391
‫تقاص پس می‌ده,

103
00:05:09,434 --> 00:05:13,563
‫ببخشین، ولی از کجا
‫مطمئنـین این دَنیل‌ـه؟

104
00:05:14,731 --> 00:05:16,398
‫یکی از کفش‌هاش رو پیدا کردیم,

105
00:05:16,399 --> 00:05:17,692
‫همونی که توی این عکسـه,

106
00:05:19,819 --> 00:05:21,738
‫این عکس کجا گرفته شده؟
‫دَنیل رو کجا پیدا کردین؟

107
00:05:23,311 --> 00:05:25,866
‫توی یه اردوگاه همون حوالی,

108
00:05:25,867 --> 00:05:27,410
‫نزدیک آسایشگاه؟

109
00:05:28,202 --> 00:05:30,747
‫اونجا اردوگاهی نمی‌شناسم,
‫کجاست؟

110
00:05:31,414 --> 00:05:33,248
‫متأسفانه اجازه ندارم از جزئیات بگم,

111
00:05:33,249 --> 00:05:35,250
‫هنوز داریم تحقیق می‌کنیم,

112
00:05:35,251 --> 00:05:37,419
‫به مادرش هم نمی‌تونین بگین؟

113
00:05:37,420 --> 00:05:38,963
‫نیازی نیست,

114
00:05:41,257 --> 00:05:43,843
‫ممنون، کارآگاه,
‫شما تشریف ببرین,

115
00:05:44,344 --> 00:05:45,553
‫بسیار خوب,

116
00:05:48,056 --> 00:05:49,474
‫شما هم برین، خانم شُر,

117
00:05:50,034 --> 00:05:51,242
‫خانوم,

118
00:05:51,267 --> 00:05:53,435
‫خودم می‌رم خونه,

119
00:05:53,436 --> 00:05:55,229
‫تسلیت می‌گم، خانم,

120
00:06:04,197 --> 00:06:07,407
‫متأسفـم، ولی این قضیه مشکوکـه,

121
00:06:07,408 --> 00:06:09,159
‫اونجا اردوگاهی نیست,

122
00:06:09,160 --> 00:06:11,037
‫نگران نباشین، خانم شُر,

123
00:06:11,579 --> 00:06:14,499
‫بسیار خوب,
‫اگه فرمایشی بود، تماس بگیرین,

124
00:06:25,968 --> 00:06:28,137
‫می‌خوام تنها باشم,

125
00:06:30,147 --> 00:06:31,349
‫باشه,

126
00:06:33,643 --> 00:06:35,103
‫خونه می‌بینمت,

127
00:07:24,318 --> 00:07:25,319
‫سرورم,

128
00:07:25,943 --> 00:07:26,961
‫چیزی لازم دارین؟

129
00:07:26,986 --> 00:07:29,655
‫می‌خوام مطالعه کنم,

130
00:07:30,032 --> 00:07:33,578
‫آخه اینجا گیر افتادم و بیکارم,

131
00:07:34,745 --> 00:07:37,372
‫اتفاقاً کار زیاد داریم,

132
00:07:37,373 --> 00:07:38,499
‫مثلاً چی؟

133
00:07:39,625 --> 00:07:43,086
‫مشاجره‌ای بین شوالیه‌ی ابرها
‫و نهاد سیاسی در جریانـه

134
00:07:43,087 --> 00:07:45,464
‫که نیاز به مداخله داره,,,

135
00:07:45,465 --> 00:07:49,050
‫چند جزیره‌ی سنگی باید بررسی بشه,,,

136
00:07:49,051 --> 00:07:51,178
‫و تحقیقات مرزی کامل

137
00:07:51,179 --> 00:07:53,771
‫از ساحل دریای شب
‫تا دریاچه‌ی سپیده‌دم لازمـه,

138
00:07:54,265 --> 00:07:55,892
‫این شروعش بود,

139
00:07:59,353 --> 00:08:01,396
‫می‌دونم براتون خسته‌کننده‌ست,

140
00:08:01,397 --> 00:08:03,149
‫که نمی‌تونم برم؟

141
00:08:03,649 --> 00:08:05,193
‫که روی هیچی کنترل ندارین,

142
00:08:06,360 --> 00:08:10,322
‫ولی مهم اینـه که الان برگشتین
‫خونه‌تون و در امنیت هستین,

143
00:08:10,323 --> 00:08:11,741
‫اینجا امنیت ندارم,

144
00:08:12,241 --> 00:08:13,367
‫فقط قایم شدم,

145
00:08:16,412 --> 00:08:18,706
‫این مسیری که پیش گرفتم،
‫به مرگم ختم می‌شه,

146
00:08:19,373 --> 00:08:21,000
‫چیزی نمونده,

147
00:08:22,376 --> 00:08:25,254
‫طوری می‌گین انگار راه چاره‌ای ندارین,

148
00:08:26,631 --> 00:08:27,632
‫خب ندارم,

149
00:08:28,299 --> 00:08:29,300
‫دارین,

150
00:08:30,510 --> 00:08:33,637
‫همون چاره‌ای که
‫امثال مایی که از بی‌پایان‌ها نیستیم

151
00:08:33,638 --> 00:08:36,974
‫هرروز بهش بسنده می‌کنیم,

152
00:08:38,184 --> 00:08:39,435
‫و اون چیـه؟

153
00:08:43,523 --> 00:08:46,111
‫شاید زمان کمی
‫براتون باقی مونده باشه

154
00:08:46,710 --> 00:08:49,109
‫ولی می‌تونین
‫تصمیم بگیرین که چطور بگذره,

155
00:08:52,198 --> 00:08:56,493
‫چندتا دفتر حساب رؤیا دارم
‫که لازمـه بهش رسیدگی کنین,

156
00:08:56,494 --> 00:09:00,373
‫و همچنین چندتا قرارداد
‫و صلح‌نامه که نیاز به امضاتون داره,

157
00:09:01,165 --> 00:09:02,458
‫باشه بعداً,

158
00:09:04,418 --> 00:09:05,795
‫کجا می‌رین؟

159
00:09:07,940 --> 00:09:12,570
‫می‌خوام مشاجره‌ی بین
‫شوالیه‌ی ابرها و نهاد سیاسی رو حل کنم,

160
00:09:13,302 --> 00:09:14,303
‫این شروعشـه,

161
00:09:53,175 --> 00:09:54,343
‫کلورکن!

162
00:09:55,636 --> 00:09:56,637
‫کلو,,,

163
00:10:15,156 --> 00:10:16,157
‫کلورکن!

164
00:10:18,034 --> 00:10:19,367
‫سلام، آبجی,

165
00:10:19,368 --> 00:10:20,994
‫ترسیدم خواب باشی,

166
00:10:20,995 --> 00:10:24,248
‫خواب کجا بود؟ وقت چایی‌خوریـه,
‫نباید ملکه رو منتظر بذاریم,

167
00:10:24,749 --> 00:10:27,542
‫بعدش می‌شه چهره‌ی خودم رو برگردونی؟

168
00:10:27,543 --> 00:10:31,254
‫عزیزم, درستـه که فِری یه مکانـه،
‫ولی نوعی رفتار هم هست

169
00:10:31,255 --> 00:10:33,798
‫که لازمه‌ش ادب و پرستیژ

170
00:10:33,799 --> 00:10:34,839
‫و لباس مناسبـه,

171
00:10:34,864 --> 00:10:37,677
‫و رسم اینـه که همه توی دربار ملکه

172
00:10:37,678 --> 00:10:41,140
‫ظاهر آراسته‌ای داشته باشن,

173
00:10:42,850 --> 00:10:45,144
‫من رو که همیشه همین‌شکلی دیدی,

174
00:10:45,645 --> 00:10:47,646
‫واقعاً؟ حتی وقتی بچه بودیم؟

175
00:10:47,647 --> 00:10:49,273
‫من هیچ‌وقت بچه نبودم,

176
00:10:49,982 --> 00:10:53,526
‫بهتره ملکه رو منتظر نذاریم,

177
00:10:53,527 --> 00:10:55,863
‫امیدوارم منظورش از «چایی»
‫همون «شراب» باشه,

178
00:10:56,864 --> 00:10:59,240
‫به نظرت فرمانده‌ی
‫محافظ‌های اوبران هم می‌آد؟

179
00:10:59,241 --> 00:11:02,369
‫مِنتون رو می‌گی؟ ازش خوشت می‌آد؟
‫من تجربه‌ش کردم و عالی بود,

180
00:11:02,370 --> 00:11:05,914
‫نه، ولی می‌خوام وقتی لازم شد،
‫به سرزمین رؤیاها ارتش بفرسته,

181
00:11:05,915 --> 00:11:08,709
‫داستان تو با ارباب رؤیا چیـه؟

182
00:11:09,251 --> 00:11:10,336
‫خبریـه؟

183
00:11:11,253 --> 00:11:12,629
‫- نه,
‫- مطمئنـی؟

184
00:11:12,877 --> 00:11:13,961
‫بله,

185
00:11:14,840 --> 00:11:19,052
‫البته این گردن‌بند رو بهت داده
‫و تیتانیا داره از حسادت می‌میره,

186
00:11:19,053 --> 00:11:21,388
‫اگه باهوش باشی، باید این رو بهش بدی,

187
00:11:21,389 --> 00:11:22,681
‫نمی‌تونم,

188
00:11:22,682 --> 00:11:25,643
‫فقط یه گردن‌بند نیست,
‫یه هدیه‌ست,

189
00:11:26,352 --> 00:11:28,436
‫قشنگـه، ولی شبیه هدیه نیست,

190
00:11:28,437 --> 00:11:32,733
‫اگه توی دستم بگیرمش و اسم
‫ارباب مورفیوس رو صدا بزنم، می‌آد پیشم,

191
00:11:33,234 --> 00:11:34,943
‫بعدش بهم یه هدیه می‌ده,

192
00:11:34,944 --> 00:11:38,114
‫پس تا مهربون‌ها نرفتن سراغش،
‫بهتره دست بجنبونی,

193
00:11:38,781 --> 00:11:44,245
‫حالا بریم سراغ مِنتون
‫و از ظاهر زیبامون سوءاستفاده کنیم,

194
00:12:10,771 --> 00:12:12,148
‫سلام، خانم شُر,

195
00:12:14,150 --> 00:12:15,567
‫من رو تعقیب می‌کنین,

196
00:12:15,691 --> 00:12:18,777
‫آخه ماجرای دَنیل گردن من هم هست,

197
00:12:19,155 --> 00:12:21,407
‫خودم رو مقصر می‌دونم,

198
00:12:22,450 --> 00:12:23,409
‫عجب,

199
00:12:24,660 --> 00:12:26,203
‫بریم یه جا صحبت کنیم؟

200
00:12:28,748 --> 00:12:29,790
‫خصوصی,

201
00:12:57,359 --> 00:12:59,153
‫دنبال دردسر نیستم,

202
00:12:59,945 --> 00:13:01,529
‫پس تفنگت رو بذار کنار,

203
00:13:01,530 --> 00:13:03,407
‫من که تفنگ ندارم,

204
00:13:10,080 --> 00:13:11,123
‫تو کی هستی؟

205
00:13:11,624 --> 00:13:13,709
‫شما مذهبی هستی، خانم شُر؟

206
00:13:14,752 --> 00:13:16,127
‫به خدا اعتقاد داری؟

207
00:13:16,128 --> 00:13:18,338
‫- معلومـه,
‫- به خدایان جی؟

208
00:13:18,339 --> 00:13:20,840
‫به چندگانگی قدرت و قلمروها؟

209
00:13:20,841 --> 00:13:23,051
‫این چه ربطی به دَنیل داره؟

210
00:13:23,052 --> 00:13:25,012
‫خیلی مربوطـه,

211
00:13:25,691 --> 00:13:27,610
‫می‌دونی چی آدم‌ها رو
‫به مذهب می‌کِشونه؟

212
00:13:28,766 --> 00:13:31,100
‫میلِ انسان به دونستن پایان ماجرا,

213
00:13:31,101 --> 00:13:37,524
‫و پایان غم‌انگیز شما هم،
‫علی‌رغم نیت خیری که داشتین

214
00:13:37,525 --> 00:13:40,194
‫اینـه که بی‌خبر از همه‌چی می‌میری,

215
00:13:40,694 --> 00:13:42,822
‫تو بچه رو بردی، مگه نه؟

216
00:13:43,739 --> 00:13:44,740
‫بله,

217
00:13:45,783 --> 00:13:47,827
‫آخه چرا؟

218
00:13:48,327 --> 00:13:50,037
‫حداقل دلیلش رو بگو,

219
00:13:50,788 --> 00:13:52,665
‫چون من لوکی‌ام,

220
00:13:53,499 --> 00:13:56,752
‫خدای آتش و حیله‌گری,

221
00:13:58,504 --> 00:13:59,463
‫و نفرت,

222
00:14:04,802 --> 00:14:08,430
‫و قرار نیست از کسی دستور بگیرم,

223
00:14:26,740 --> 00:14:30,035
‫یه هاپو داشتم,

224
00:14:30,637 --> 00:14:32,680
‫خیلی باهوش بود,

225
00:14:32,872 --> 00:14:34,290
‫حرف‌های جالبی می‌زد,

226
00:14:34,874 --> 00:14:35,875
‫مثلاً,,,

227
00:14:36,542 --> 00:14:38,459
‫«اگه بتونی جاذبه رو
‫نه به‌عنوان یه فرضیه

228
00:14:38,460 --> 00:14:42,297
‫بلکه به‌عنوان قانون طبیعت قبول کنی،
‫کنارت آرامش بیشتری دارم,»

229
00:14:42,298 --> 00:14:45,341
‫توصیه‌ی هوشمندانه‌ای کرده,

230
00:14:45,342 --> 00:14:48,052
‫کلاً هوشمنده,
‫خیلی شبیه توئـه,

231
00:14:48,053 --> 00:14:49,763
‫البته موهاش بیشتره،
‫ولی عین خودت باهوشـه,

232
00:14:50,431 --> 00:14:51,681
‫حالا گم شده,

233
00:14:51,682 --> 00:14:53,308
‫نمی‌دونم کجاست,

234
00:14:53,309 --> 00:14:54,726
‫پس یه ماجراجویی دیگه بده,

235
00:14:54,727 --> 00:14:57,770
‫دفعه‌ی قبل هم تو بهمون آدرس درست
‫دادی و گفتم دوباره از خودت بپرسم,

236
00:14:57,771 --> 00:15:00,648
‫البته دفعه‌ی قبل ازت عصبانی بودم,

237
00:15:00,649 --> 00:15:03,861
‫امیدوارم اون قضیه رو
‫مثل من فراموش کرده باشی,

238
00:15:04,528 --> 00:15:06,154
‫من کینه به دل نمی‌گیرم,

239
00:15:06,155 --> 00:15:08,324
‫هرچیزی رو طوری می‌بینم که هست,

240
00:15:09,283 --> 00:15:11,200
‫پس کینه‌داشتن معنایی نداره,

241
00:15:11,201 --> 00:15:14,162
‫قبلاً هم این‌قدر مهربون بودی؟

242
00:15:14,163 --> 00:15:16,415
‫ولی به یه‌چیز دقت کن، خواهر جان,

243
00:15:17,207 --> 00:15:20,544
‫همه‌ی اتفاقات درهم‌تنیده‌ان,

244
00:15:21,045 --> 00:15:24,882
‫و هر ماجراجویی‌ای,,,
‫بهای خودش رو داره,

245
00:15:25,549 --> 00:15:27,425
‫اگه هاپو اینجا بود

246
00:15:27,426 --> 00:15:30,803
‫همین حرفت رو
‫یه‌جوری می‌گفت که بفهمم,

247
00:15:30,804 --> 00:15:32,141
‫به نظرت کجا رفته؟

248
00:15:32,217 --> 00:15:36,434
‫اومدی ازم راهنمایی بگیری
‫و من هم راهنماییت می‌کنم، خواهر جان,

249
00:15:36,548 --> 00:15:37,966
‫خوبـه, بده بیاد,

250
00:15:38,479 --> 00:15:41,231
‫اگه دنبال سگت بگردی، پیداش می‌کنی,

251
00:15:41,857 --> 00:15:43,566
‫وای، چه خوب,
‫ممنون، سرنوشت,

252
00:15:43,567 --> 00:15:48,822
‫ولی وقتی سگت رو پیدا کنی،
‫چیزهای دیگه‌ای هم پیدا می‌شن,

253
00:15:50,032 --> 00:15:51,616
‫تصمیم با خودتـه,

254
00:15:51,617 --> 00:15:53,118
‫متوجه شدی؟

255
00:15:56,789 --> 00:16:00,416
‫به نظرت رؤیا رو با خودم ببرم؟
‫دفعه‌ی قبلی هم بردمش,

256
00:16:00,417 --> 00:16:04,088
‫ازش بپرسم؟
‫از زمان مرگ اورفیوس ناراحتـه,

257
00:16:04,588 --> 00:16:05,713
‫یا می‌تونم برم پیشش

258
00:16:05,714 --> 00:16:09,550
‫و خوش‌حالش کنم تا حواسش
‫از مهربون‌ها پرت بشه,

259
00:16:09,551 --> 00:16:11,552
‫گفتم که تصمیم با خودتـه,

260
00:16:11,553 --> 00:16:14,138
‫- پیشنهاد می‌کنم تنهاش بذاری
‫- می‌تونی بری کمکش

261
00:16:14,139 --> 00:16:17,059
‫- تا خودش به مشکلاتش رسیدگی کنه,
‫- چون می‌تونه مؤثر باشه,

262
00:16:19,436 --> 00:16:20,854
‫چطوری این کار رو کردی؟

263
00:16:21,509 --> 00:16:23,176
‫می‌شه بهم یاد بدی؟

264
00:16:23,273 --> 00:16:25,526
‫من هم دوست دارم
‫هم‌زمان دوتا چیز بگم,

265
00:16:37,204 --> 00:16:39,330
‫عع، شمایـین,

266
00:16:39,331 --> 00:16:41,708
‫امیدوار بودم بیاین,

267
00:16:41,709 --> 00:16:43,377
‫حال‌تون خوبـه، قربان؟

268
00:16:45,963 --> 00:16:47,297
‫مثل همیشه‌ام,

269
00:16:47,798 --> 00:16:50,092
‫می‌دونم الکی می‌گین,

270
00:16:51,802 --> 00:16:53,886
‫لوسین ماجرای دَنیل رو گفت

271
00:16:53,887 --> 00:16:57,016
‫ و این‌که خودتون رو اینجا حبس کردین,

272
00:16:58,392 --> 00:16:59,475
‫جداً؟

273
00:16:59,476 --> 00:17:00,727
‫غیبت نکرد,

274
00:17:00,728 --> 00:17:02,521
‫فقط نگران‌تونـه,

275
00:17:03,731 --> 00:17:08,359
‫آسمون سرزمین رؤیا
‫خاکستری و غم‌آلوده,

276
00:17:08,360 --> 00:17:10,486
‫حتی اینجا، درون من,

277
00:17:10,487 --> 00:17:14,033
‫از وقتی پسرتون مُرده

278
00:17:14,992 --> 00:17:17,411
‫آفتاب هم به‌زور می‌تابه,

279
00:17:21,331 --> 00:17:23,624
‫نمی‌خوام درباره‌ی پسرم صحبت کنم,

280
00:17:23,625 --> 00:17:24,710
‫درستـه,

281
00:17:25,586 --> 00:17:28,714
‫بله,
‫شما قرن‌ها

282
00:17:29,381 --> 00:17:31,175
‫از اورفیوس حرف نزدین,

283
00:17:33,093 --> 00:17:34,386
‫یا از ملکه نادا,

284
00:17:34,970 --> 00:17:36,012
‫و یا از ویرانی,

285
00:17:36,013 --> 00:17:37,722
‫الان هم نمی‌خوام حرف بزنم,

286
00:17:37,723 --> 00:17:39,308
‫بله، متوجهـم,

287
00:17:40,434 --> 00:17:43,896
‫ولی باز هم خیلی عوض شدین,

288
00:17:45,731 --> 00:17:48,192
‫به‌خاطر نادا به جهنم رفتین,

289
00:17:48,901 --> 00:17:51,986
‫به‌خاطر برادرتون
‫به دنیای بیداری رفتین,

290
00:17:51,987 --> 00:17:54,656
‫با پسرتون آشتی کردین,

291
00:17:56,950 --> 00:17:58,577
‫من پسرم رو کُشتم,

292
00:17:59,161 --> 00:18:01,162
‫شما زندگی‌تون رو,,,

293
00:18:01,163 --> 00:18:04,124
‫یا حداقل آزادی‌تون رو
‫فدای پسرتون کردین,

294
00:18:05,084 --> 00:18:08,879
‫این آخرین درجه از عشقـه,

295
00:18:10,672 --> 00:18:12,049
‫تا قبلش,,,

296
00:18:12,841 --> 00:18:15,552
‫همیشه درگیر وظایف‌تون بودین,

297
00:18:16,053 --> 00:18:18,346
‫می‌تونستین به همون مسیر ادامه بدین,

298
00:18:18,347 --> 00:18:20,724
‫انگارنه‌انگار که چیزی شده,

299
00:18:21,683 --> 00:18:22,684
‫ولی,,,

300
00:18:24,520 --> 00:18:25,687
‫تغییر کردین,

301
00:18:30,442 --> 00:18:33,112
‫و وقتی یکی از بی‌پایان‌ها عوض می‌شه

302
00:18:34,196 --> 00:18:35,114
‫خب,,,

303
00:18:36,490 --> 00:18:39,201
‫همه‌چی تغییر می‌کنه,

304
00:18:57,094 --> 00:18:58,762
‫چه گوش‌های بامزه‌ای داری,

305
00:19:00,305 --> 00:19:02,640
‫ازت خوشم می‌آد,

306
00:19:02,641 --> 00:19:04,351
‫آفرین,

307
00:19:10,232 --> 00:19:12,901
‫خب,,, چی گرفتی؟

308
00:19:13,944 --> 00:19:15,696
‫- پیشکشی,
‫- آها,

309
00:19:16,572 --> 00:19:17,948
‫این رو نگه دار,

310
00:19:21,910 --> 00:19:22,911
‫سیگار؟

311
00:19:23,662 --> 00:19:25,872
‫برای لوکی‌ـه؛ خدای آتش,

312
00:19:25,929 --> 00:19:29,307
‫از اساطیر نورس یادمـه که

313
00:19:30,252 --> 00:19:31,669
‫اودین مشروب دوست داره,

314
00:19:31,670 --> 00:19:34,213
‫ولی ارباب مورفیوس
‫گفت پیش اودین نریم,

315
00:19:34,214 --> 00:19:37,008
‫اگه بخوایم لوکی رو پیدا کنیم

316
00:19:37,009 --> 00:19:39,010
‫اودین رو لازم داریم,

317
00:19:39,011 --> 00:19:41,512
‫- ای حاکم بزرگ, ای خدای آسیر,
‫- چی؟

318
00:19:41,513 --> 00:19:43,764
‫- تو را با این پیشکشی ناقابل فرا می‌خوانیم,
‫- نکن,

319
00:19:43,765 --> 00:19:44,725
‫- با توام,
‫- چیـه؟

320
00:19:47,728 --> 00:19:48,895
‫این چه کاری بود؟

321
00:19:48,896 --> 00:19:50,313
‫رؤیا گفت این کار رو نکنیم,

322
00:19:50,314 --> 00:19:53,608
‫هیچی‌ت شبیه کورینتیان قبلی نیست,
‫این‌بار شدی مظهر اخلاق,

323
00:19:53,609 --> 00:19:55,651
‫کورینتیان قبلی
‫خودش رو از روزگار حذف کرد,

324
00:19:55,652 --> 00:19:59,238
‫و اگه لوکی رو پیدا نکنیم،
‫رؤیا از روزگار حذف می‌شه,

325
00:19:59,410 --> 00:20:02,080
‫پس لوکی رو احضار کن، نه اودین,

326
00:20:05,287 --> 00:20:07,038
‫- می‌تونم با طلسم مکان‌یاب پیداش کنم,
‫- خوبـه,

327
00:20:07,039 --> 00:20:09,833
‫ولی چون خدای آتیشـه،
‫پیداکردنش غیرممکنـه,

328
00:20:13,837 --> 00:20:16,089
‫البته خاکستر
‫قربانی‌هاش به جا می‌مونه,

329
00:20:19,927 --> 00:20:21,344
‫ای کسانی که لوکی شما را فریب داده

330
00:20:21,345 --> 00:20:24,639
‫آسیب زده، دزدیده، دروغ گفته
‫و یا سوزانده، ما را به او برسانید,

331
00:20:24,640 --> 00:20:25,668
‫مسیر را روشن کنید,

332
00:20:28,602 --> 00:20:30,938
‫برای همین به اودین نیاز داریم,

333
00:20:35,400 --> 00:20:37,568
‫دیدی گفتم؟
‫اودین لازم نیست,

334
00:20:37,569 --> 00:20:39,279
‫ما تو رو داریم,

335
00:20:41,240 --> 00:20:43,325
‫تا خاموش نشده، بیا بریم,

336
00:21:22,906 --> 00:21:24,658
‫بابت پسرت متأسفـم,

337
00:21:27,494 --> 00:21:28,829
‫اون سه‌نفر من رو فرستادن,

338
00:21:29,413 --> 00:21:32,082
‫همون سه‌تا خانوم: مهربانان,

339
00:21:33,375 --> 00:21:35,002
‫دیشب اومدن دیدنت,

340
00:21:36,461 --> 00:21:38,380
‫نمی‌تونن پسرت رو برگردونن,

341
00:21:39,840 --> 00:21:42,801
‫ولی می‌تونن انتقامش رو برات بگیرن,

342
00:21:44,845 --> 00:21:47,097
‫بیا تا ببرمت پیش اون‌ها,

343
00:22:28,889 --> 00:22:29,931
‫اون,,,

344
00:22:32,225 --> 00:22:33,352
‫اون دَنیل‌ـه؟

345
00:22:35,771 --> 00:22:37,064
‫دَنیل بود,

346
00:22:39,358 --> 00:22:40,734
‫چی‌کار کردی؟

347
00:22:41,526 --> 00:22:43,336
‫توی یونان باستان,,,

348
00:22:43,737 --> 00:22:45,364
‫الهه دِمِتر,,,

349
00:22:45,864 --> 00:22:50,702
‫شاهزاده دِموفون رو سوزوند
‫تا انسانیت‌ش رو از بین ببره

350
00:22:52,537 --> 00:22:53,955
‫و به یه خدا تبدیلش کنه,

351
00:22:58,210 --> 00:23:01,004
‫دَنیل‌کوچولو هم الان یه ارباب رؤیاست,

352
00:23:01,880 --> 00:23:04,966
‫و درست اندازه‌ی مورفیوس قدرتمنده,

353
00:23:05,884 --> 00:23:07,219
‫تازه اگه قدرتمندتر نباشه,

354
00:23:11,014 --> 00:23:13,266
‫پس نمی‌خواستی بُکشیش؟

355
00:23:13,767 --> 00:23:16,937
‫خب اگه آتیش
‫جواب نمی‌داد، مُرده بود,

356
00:23:18,438 --> 00:23:19,688
‫چرا بهم نگفتی؟

357
00:23:19,689 --> 00:23:22,483
‫اگه می‌گفتم می‌خوام
‫بچه رو بسوزونم، می‌ذاشتی؟

358
00:23:22,484 --> 00:23:25,570
‫نمی‌دونم، آخه هم بهم دروغ گفتی
‫و هم چیزخورم کردی,

359
00:23:27,781 --> 00:23:30,784
‫ازم ناراحت نباش، عزیزم,

360
00:23:31,535 --> 00:23:33,911
‫یه چُرت زدی دیگه,
‫دَنیل هم خوبـه,

361
00:23:33,912 --> 00:23:36,372
‫و به‌لطف اجرای خوبی
‫که در نقش کارآگاه داشتم

362
00:23:36,373 --> 00:23:39,209
‫مامان دَنیل فکر می‌کنه
‫رؤیا قاتل بچه‌شـه,

363
00:23:40,252 --> 00:23:43,170
‫چیزی نمونده تا لطف‌مون رو جبران کنه

364
00:23:43,171 --> 00:23:45,173
‫و من آزاد بشم,

365
00:23:47,384 --> 00:23:48,927
‫پس ادامه بده,

366
00:23:50,637 --> 00:23:52,096
‫نرو، پاک,

367
00:23:52,097 --> 00:23:53,306
‫بذار حرف بزنیم,

368
00:23:54,349 --> 00:23:56,476
‫بیا نوشیدنی بخوریم,

369
00:24:06,945 --> 00:24:08,029
‫برمی‌گرده,

370
00:24:21,793 --> 00:24:23,420
‫یعنی کار لوکی بوده؟

371
00:24:24,713 --> 00:24:26,380
‫فقط یه‌جور می‌شه فهمید,

372
00:24:26,381 --> 00:24:27,590
‫چجوری؟

373
00:24:27,591 --> 00:24:28,842
‫از جسد می‌پرسیم,

374
00:24:29,968 --> 00:24:32,596
‫یه طلسم دارم که
‫مُرده‌ها رو به حرف می‌آره,

375
00:24:33,096 --> 00:24:35,515
‫نمی‌خواد,
‫می‌دونم چی‌کار کنم,

376
00:24:36,308 --> 00:24:40,352
‫هوی! رؤیا گفت شبیه
‫کورینتیان قبلی نیستی که,

377
00:24:40,353 --> 00:24:43,522
‫اولین کورینتیان آدم‌ها رو می‌کُشت
‫و چشم‌شون رو می‌خورد,

378
00:24:43,523 --> 00:24:44,922
‫ولی این از قبل مُرده,

379
00:24:46,943 --> 00:24:48,402
‫تو واقعاً یه کابوسـی,

380
00:24:48,403 --> 00:24:50,238
‫و بینش خوبی دارم,

381
00:24:57,412 --> 00:25:00,499
‫سلام، خانم شُر,
‫من رو تعقیب می‌کردی,

382
00:25:04,286 --> 00:25:05,308
‫خوبـی؟

383
00:25:10,634 --> 00:25:12,010
‫فهمیدم لوکی کجاست,

384
00:25:19,726 --> 00:25:21,895
‫خانم شُر تا اینجا رسیده,

385
00:25:23,396 --> 00:25:24,689
‫بیچاره,

386
00:25:25,333 --> 00:25:27,959
‫هم زنده‌زنده سوخت
‫و هم چشم‌هاش خورده شد,

387
00:25:27,984 --> 00:25:30,153
‫اتفاقاً زندگی خوبی داشته,

388
00:25:30,779 --> 00:25:32,780
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- از چشم‌هاش,

389
00:25:32,781 --> 00:25:34,491
‫چشم‌ها دروغ نمی‌گن,

390
00:25:34,991 --> 00:25:38,036
‫- مثلاً چشم‌های تو,,,
‫- مال خودمـه, ممنون,

391
00:25:43,208 --> 00:25:45,668
‫باید شماره اتاق‌شون رو بفهمیم,

392
00:25:45,669 --> 00:25:49,923
‫آره، باید یه اتاق بگیریم
‫و الکی بگیم زن‌وشوهریـم,

393
00:25:51,174 --> 00:25:52,384
‫تو لابی رو بگرد,

394
00:25:53,260 --> 00:25:54,344
‫کافه‌ش چطور؟

395
00:25:55,178 --> 00:25:56,262
‫یه نوشیدنی بزنیم؟

396
00:25:56,263 --> 00:25:58,764
‫اگه جدا بگردیم، بهتره,

397
00:25:58,765 --> 00:26:01,643
‫- برای من بهتر نیست‌ها,
‫- به‌خاطر دَنیل می‌گم,

398
00:26:02,394 --> 00:26:05,063
‫- آها,
‫- این‌طوری سریع‌تر پیدا می‌شن,

399
00:26:09,234 --> 00:26:10,235
‫آها,

400
00:26:18,118 --> 00:26:19,411
‫زود باشین,

401
00:26:29,462 --> 00:26:30,713
‫خب دیگه,

402
00:26:30,714 --> 00:26:32,007
‫برین استراحت کنین,

403
00:26:33,967 --> 00:26:36,011
‫کتری بذارم؟

404
00:26:37,554 --> 00:26:38,597
‫نه، ممنون,

405
00:26:39,639 --> 00:26:41,057
‫بشین روی تخت,

406
00:26:42,225 --> 00:26:44,811
‫تمیزه,
‫نمی‌ذارم سگ‌ها برن روی تخت,

407
00:26:52,402 --> 00:26:54,988
‫یه وسیله‌ی شخصی ازت می‌خوام,

408
00:27:08,543 --> 00:27:10,211
‫اوه، چه قشنگـه,

409
00:27:18,887 --> 00:27:20,597
‫چی‌کار می‌کنین؟

410
00:27:22,015 --> 00:27:23,849
‫این حلقه‌ی محافظـه,

411
00:27:23,850 --> 00:27:25,769
‫محافظت از چی؟

412
00:27:26,519 --> 00:27:29,606
‫هرکی که می‌خواد بهت آسیب بزنه,

413
00:27:31,232 --> 00:27:32,859
‫کی می‌خواد بهم آسیب بزنه؟

414
00:27:34,194 --> 00:27:35,195
‫هیشکی,

415
00:27:36,154 --> 00:27:38,531
‫حلقه رو که بسازم، هیشکی,

416
00:27:48,833 --> 00:27:50,460
‫اینجا جای کسیـه؟

417
00:27:51,753 --> 00:27:54,547
‫- برای کسی جا گرفتی؟
‫- گرفته بودم,,,

418
00:27:55,965 --> 00:27:58,634
‫ولی اگه می‌خواست، تا الان اومده بود,

419
00:27:58,635 --> 00:28:00,637
‫- ویسکی، لطفاً,
‫- چَشم,

420
00:28:01,513 --> 00:28:04,056
‫اگه اومد، می‌رم یه جای دیگه,

421
00:28:04,057 --> 00:28:06,433
‫لطفاً نرو,
‫مطمئنـم از حضور تو بیشتر لذت می‌برم,

422
00:28:06,434 --> 00:28:08,268
‫شرمنده می‌کنی,

423
00:28:08,269 --> 00:28:09,896
‫شکست‌نفسی می‌کنه,

424
00:28:14,317 --> 00:28:16,653
‫همدیگه رو می‌شناسین؟

425
00:28:17,153 --> 00:28:18,279
‫نه زیاد,

426
00:28:19,280 --> 00:28:20,448
‫تازه ازدواج کردیم,

427
00:28:21,199 --> 00:28:23,785
‫زیاد با هم آشنا نیستیم,

428
00:28:24,452 --> 00:28:27,747
‫مثلاً، من بچه می‌خوام,

429
00:28:29,165 --> 00:28:34,337
‫فکر نکنم من بخوابم,
‫تو چی؟ بچه داری؟

430
00:28:36,506 --> 00:28:38,550
‫خب، داشتم,

431
00:28:39,843 --> 00:28:40,843
‫مدت کوتاهی,

432
00:28:40,844 --> 00:28:44,972
‫ولی الان دست همسر سابقمـه,

433
00:28:44,973 --> 00:28:47,225
‫- الان کجائـن؟
‫- طبقه‌ی بالا,

434
00:28:48,226 --> 00:28:49,518
‫همین‌الان از هم جدا شدیم,

435
00:28:49,519 --> 00:28:50,687
‫ای وای,

436
00:28:51,187 --> 00:28:52,939
‫- ناراحت شدم,
‫- ناراحت نباش,

437
00:28:53,857 --> 00:28:56,275
‫عشقی در کار نبود,
‫نمی‌دونم اصلاً عشق وجود داره یا نه,

438
00:28:56,276 --> 00:28:59,112
‫عشق که قطعاً وجود داره,

439
00:28:59,821 --> 00:29:01,739
‫این مَرد حسابی عاشقـه,

440
00:29:01,740 --> 00:29:03,073
‫تبریک می‌گم,

441
00:29:03,074 --> 00:29:06,745
‫- تازه داریم آشنا می‌شیم,
‫- دلیل نمی‌شه عشقی در کار نباشه,

442
00:29:07,371 --> 00:29:10,707
‫به نظرم برای آدم راحت‌تره
‫که عاشق غریبه‌ها بشه,

443
00:29:10,832 --> 00:29:12,751
‫اون می‌شه علاقه‌ی سطحی,

444
00:29:13,251 --> 00:29:16,296
‫پس اگه فقط ابدی باشه، می‌شه عشق؟

445
00:29:17,464 --> 00:29:20,842
‫ابدیت وجود نداره,
‫فقط مایـیم و نوای بی‌نوایی,

446
00:29:22,927 --> 00:29:26,431
‫اون‌وقت این‌ها رو
‫فقط با خوردن چشم فهمیدی؟

447
00:29:27,766 --> 00:29:29,975
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

448
00:29:29,976 --> 00:29:31,144
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

449
00:29:32,312 --> 00:29:37,232
‫شرمنده, حتماً کورینتیان قبلی رو
‫می‌شناختی, من جدیدم,

450
00:29:37,442 --> 00:29:41,863
‫بعضی خاطراتش رو دارم،
‫ولی نه همه‌شون,

451
00:29:42,864 --> 00:29:44,449
‫چه حیف,

452
00:29:45,950 --> 00:29:47,577
‫تو زن خوش‌شانسی هستی,

453
00:29:50,538 --> 00:29:51,873
‫اسمت هرچی که هست,

454
00:29:52,749 --> 00:29:54,209
‫جوهانا کُنستانتین,

455
00:29:55,919 --> 00:29:57,587
‫اسمت آشناست,

456
00:29:58,087 --> 00:29:59,714
‫همون ساحره,

457
00:30:00,215 --> 00:30:01,925
‫«ساحره» یه‌کم اغراق‌آمیزه,

458
00:30:02,592 --> 00:30:04,468
‫نه، نیست,
‫این زن فوق‌العاده‌ست,

459
00:30:04,469 --> 00:30:06,512
‫رؤیا فرستادتون؟

460
00:30:06,513 --> 00:30:08,306
‫- آره,
‫- عجب,

461
00:30:08,848 --> 00:30:13,746
‫یعنی الان من رو توی
‫یه پنتاگرام نمکی گیر انداختین؟

462
00:30:13,853 --> 00:30:14,938
‫نه,

463
00:30:15,730 --> 00:30:17,398
‫پس می‌خواین چی‌کار کنین؟

464
00:30:19,526 --> 00:30:21,611
‫لوکی و دَنیل کجائـن؟

465
00:30:30,620 --> 00:30:32,204
‫اتاق ۴۰۵۹,

466
00:30:32,205 --> 00:30:35,041
‫- چه راحت لو دادی,
‫- لوکی حقشـه,

467
00:30:36,000 --> 00:30:38,377
‫- من با اجازه‌تون می‌رم,
‫- کجا می‌ری؟

468
00:30:38,378 --> 00:30:40,170
‫برمی‌گردم فِری,

469
00:30:40,171 --> 00:30:45,927
‫اگه رابطه‌تون جواب نداد،
‫بیا پیش خودم,

470
00:30:48,263 --> 00:30:50,265
‫واقعاً زن خوش‌شانسی هستی,

471
00:31:40,565 --> 00:31:41,566
‫سلام,

472
00:31:43,318 --> 00:31:45,319
‫سرت شلوغـه؟
‫آره، شلوغـه,

473
00:31:45,320 --> 00:31:46,529
‫بعداً برمی‌گردم,

474
00:31:47,822 --> 00:31:48,823
‫خواهر جان,

475
00:31:57,457 --> 00:31:59,667
‫آفتاب از کدوم طرف دراومده؟

476
00:32:02,295 --> 00:32:03,963
‫دنبال هاپوم می‌گردم,

477
00:32:05,673 --> 00:32:08,217
‫یادتـه؟ همونی که
‫روز رفتن داداش‌مون پیداش کردم,

478
00:32:08,843 --> 00:32:10,177
‫کمکم می‌کنی باز پیداش کنم؟

479
00:32:10,178 --> 00:32:14,390
‫دفعه‌ی قبل که با هم رفتیم،
‫خیلی خوش گذشت,

480
00:32:14,956 --> 00:32:15,974
‫جداً؟

481
00:32:15,975 --> 00:32:17,225
‫خوش نگذشت؟

482
00:32:18,657 --> 00:32:21,105
‫فعلاً نمی‌تونم از سرزمین رؤیاها برم,

483
00:32:22,190 --> 00:32:23,565
‫مسئولیت دارم,

484
00:32:23,566 --> 00:32:25,526
‫خیلی از اون کلمه استفاده می‌کنی,

485
00:32:26,778 --> 00:32:28,612
‫«مسئولیت» برات چه معنایی داره؟

486
00:32:28,613 --> 00:32:31,365
‫یعنی اون منطقه‌ی مادی‌ای

487
00:32:31,366 --> 00:32:35,453
‫که بنده روی اون کنترل دارم,

488
00:32:35,954 --> 00:32:39,415
‫بهش می‌گن «سرزمین رؤیاها»,

489
00:32:40,667 --> 00:32:42,335
‫معناش عمیق‌تر از این‌هاست,

490
00:32:43,294 --> 00:32:45,129
‫هر کاری که می‌کنیم، عواقبی داره,

491
00:32:46,589 --> 00:32:50,968
‫فرض کن من و تو
‫سر نبش یه خیابون وایستادیم

492
00:32:50,969 --> 00:32:52,887
‫و داریم صاعقه‌ی
‫توی آسمون رو تماشا می‌کنیم,

493
00:32:53,805 --> 00:32:55,597
‫سال‌ها بعدش,,,

494
00:32:55,598 --> 00:32:59,977
‫آدم‌ها و موجودات دیگه روی همون
‫نقطه وایمی‌ستن و آسمون رو نگاه می‌کنن,

495
00:32:59,978 --> 00:33:02,247
‫ولی حتی نمی‌دونن دنبال چی می‌گردن,

496
00:33:02,522 --> 00:33:04,731
‫بعضی‌ها شاید یه نیمچه‌صاعقه ببینن,

497
00:33:04,732 --> 00:33:06,943
‫بعضی‌ها هم شاید صاعقه بخورن و بمیرن,

498
00:33:08,319 --> 00:33:09,320
‫می‌فهمی چی میگم؟

499
00:33:13,308 --> 00:33:14,653
‫حقیقتاً، نه,

500
00:33:16,212 --> 00:33:19,381
‫وجود ما هستی رو مختل می‌کنه,

501
00:33:19,497 --> 00:33:21,206
‫این یعنی مسئولیت,

502
00:33:21,207 --> 00:33:23,918
‫- منظورت «شکل می‌ده» بود؟
‫- نه‌خیرم,

503
00:33:25,253 --> 00:33:27,672
‫همه فکر می‌کنن هیچی
‫حالی‌م نیست، ولی من می‌فهمم,

504
00:33:28,715 --> 00:33:31,384
‫بیشتر از همه‌مون درباره‌ی
‫خودمون می‌دونم، ولی,,,

505
00:33:32,301 --> 00:33:33,886
‫الان نمی‌دونم هاپوم کجاست,

506
00:33:37,765 --> 00:33:39,684
‫با سرنوشت حرف زدم,

507
00:33:40,768 --> 00:33:43,937
‫گفت ضرر نداره بیام دیدنت,

508
00:33:43,938 --> 00:33:46,107
‫و هم‌زمان گفت بهتره نیام پیشِت,

509
00:33:47,442 --> 00:33:50,903
‫هر دو رو گفت,
‫دوتا بودن,

510
00:33:54,282 --> 00:33:55,907
‫دوتا سرنوشت بود؟

511
00:33:55,908 --> 00:33:59,203
‫وقتی از اونجا رفتم،
‫رسید به دَه‌دوازده‌تا,

512
00:33:59,704 --> 00:34:02,622
‫هرکی به مسیر خودش می‌رفت
‫و با خودش حرف می‌زد,

513
00:34:02,623 --> 00:34:05,043
‫من هم حوصله‌م سر رفت و اومدم اینجا,

514
00:34:07,003 --> 00:34:08,880
‫- حالت خوبـه، رؤیا؟
‫- آره,

515
00:34:10,699 --> 00:34:11,865
‫چطور مگه؟

516
00:34:12,095 --> 00:34:15,682
‫ظاهراً,,, خوش‌حالـی,

517
00:34:17,889 --> 00:34:21,601
‫آره,,, فکر کنم خوش‌حالـم,

518
00:34:22,894 --> 00:34:25,437
‫ببین، اگه,,,

519
00:34:25,438 --> 00:34:27,940
‫چندتا سرنوشت بودن

520
00:34:28,970 --> 00:34:30,784
‫یعنی عواقب مختلفی هم وجود داره,

521
00:34:31,778 --> 00:34:33,738
‫باز داره حوصله‌م سر می‌ره,

522
00:34:35,323 --> 00:34:36,449
‫خواهر جان,

523
00:34:37,825 --> 00:34:39,118
‫تو بهم امید دادی,

524
00:34:40,536 --> 00:34:42,288
‫من هم بهت یه هدیه می‌دم,

525
00:34:44,123 --> 00:34:45,124
‫جنون,

526
00:34:45,833 --> 00:34:48,002
‫این طلایی‌ـه,

527
00:34:49,545 --> 00:34:51,047
‫سلام، طلایی,

528
00:34:52,632 --> 00:34:56,635
‫می‌شه لطفاً خواهرم رو
‫توی ماجراجویی‌ش همراهی کنی؟

529
00:34:56,636 --> 00:34:58,596
‫می‌خواد سگش رو پیدا کنه,

530
00:34:59,931 --> 00:35:02,809
‫به قابیل و هابیل
‫خبر می‌دم که کجا می‌ری,

531
00:35:04,644 --> 00:35:06,061
‫صبر کن، طلایی,

532
00:35:06,062 --> 00:35:07,146
‫منتظرم باش,

533
00:35:10,525 --> 00:35:13,611
‫مطمئنـی نمی‌خوای باهام بیای؟

534
00:35:17,115 --> 00:35:18,116
‫آره,

535
00:35:19,742 --> 00:35:21,577
‫ولی ممنون که بهم سر زدی,

536
00:35:27,333 --> 00:35:28,334
‫قابلی نداشت,

537
00:35:30,503 --> 00:35:31,504
‫پس,,,

538
00:35:33,714 --> 00:35:35,075
‫خدافظ، رؤیا,

539
00:35:35,800 --> 00:35:37,718
‫امیدوارم زود ببینمت,

540
00:35:41,514 --> 00:35:42,807
‫شاید دیدی,

541
00:36:14,422 --> 00:36:15,381
‫تموم شد,

542
00:36:15,965 --> 00:36:17,425
‫هر کار ازم برمی‌اومد، کردم,

543
00:36:19,135 --> 00:36:22,763
‫امیدوارم تریویا،
‫الهه‌ی گذرگاه‌ها، همراهت باشه، دختر,

544
00:36:54,128 --> 00:36:56,589
‫صبر کن, شاید تله باشه,

545
00:36:57,340 --> 00:36:59,216
‫- یعنی نگرانم شدی؟
‫- نه‌خیر,

546
00:36:59,217 --> 00:37:01,885
‫- فقط نمی‌خوام خودم آسیب ببینم,
‫- من هم نمی‌خوام چیزیت بشه,

547
00:37:01,886 --> 00:37:04,931
‫می‌خوای اول من برم؟
‫نمی‌تونه بهم آسیب بزنه,

548
00:37:05,431 --> 00:37:06,432
‫البته فکر کنم,

549
00:37:07,573 --> 00:37:08,600
‫باشه,

550
00:37:08,601 --> 00:37:10,519
‫حواسش رو پرت کن تا بچه رو ببرم,

551
00:37:12,666 --> 00:37:13,589
‫چیـه؟

552
00:37:13,614 --> 00:37:15,449
‫ما با هم تیم خوبی هستیم، نه؟

553
00:37:16,067 --> 00:37:16,984
‫برو,

554
00:37:21,113 --> 00:37:23,407
‫- کورینتیان,
‫- سرورم,

555
00:37:24,242 --> 00:37:25,660
‫آفرین به تو,

556
00:37:27,203 --> 00:37:30,331
‫از همه‌ی آزمون‌ها
‫سربلند بیرون اومدی,

557
00:37:31,791 --> 00:37:33,709
‫برگرد به سرزمین رؤیاها

558
00:37:34,460 --> 00:37:36,086
‫و پاداش وفاداری‌ت رو تحویل بگیر,

559
00:37:36,087 --> 00:37:37,255
‫اون نیست,

560
00:37:38,714 --> 00:37:41,424
‫یادت نره لوکی یه دگرپیکره,

561
00:37:41,425 --> 00:37:44,135
‫خیلی نادونـین
‫که فکر می‌کنین من خودم نیستم,

562
00:37:44,364 --> 00:37:46,158
‫عین خودشـه‌ها,

563
00:37:46,764 --> 00:37:48,140
‫اگه خودش باشه

564
00:37:48,641 --> 00:37:51,644
‫مطمئنـم ارباب مورفیوس
‫براش مهم نیست که بچه رو ببرم,

565
00:37:52,311 --> 00:37:53,312
‫برو برش‌دار,

566
00:38:20,798 --> 00:38:22,591
‫راست می‌گی!
‫اون نبود!

567
00:38:28,014 --> 00:38:29,514
‫نکن، کورینتیان,

568
00:38:29,515 --> 00:38:30,640
‫چطور جرئت می‌کنی؟

569
00:38:30,641 --> 00:38:32,852
‫- از کجا مطمئنـی؟
‫- از چشم‌هاش,

570
00:38:33,436 --> 00:38:35,021
‫چشم‌ها دروغ نمی‌گن,

571
00:38:35,896 --> 00:38:37,023
‫کورینتیان,

572
00:38:38,065 --> 00:38:39,399
‫چی‌کار می‌کنی؟

573
00:38:39,400 --> 00:38:41,067
‫پشمام,

574
00:38:41,068 --> 00:38:44,196
‫دیدی گفتم؟
‫هیچ‌وقت به خودت شک نکن,

575
00:38:45,865 --> 00:38:48,158
‫دلت می‌آد با خودت این کار رو بکنی؟

576
00:38:48,159 --> 00:38:51,996
‫بیخیال, فکر کردی نمی‌فهمم
‫کدوم یکی‌مون منـم؟

577
00:38:56,167 --> 00:38:59,544
‫اگه من رو بُکشی و چشم‌هام رو بخوری،
‫نفرینت می‌کنم,

578
00:38:59,545 --> 00:39:01,755
‫کافیـه!

579
00:39:01,756 --> 00:39:04,257
‫اودین! بردار عزیزم!

580
00:39:04,258 --> 00:39:05,925
‫این خدمتکارهای رؤیا من رو

581
00:39:05,926 --> 00:39:07,802
‫از زیر زمین دزدیدن
‫تا رازهای شما رو بفهمن

582
00:39:07,803 --> 00:39:09,596
‫ولی هیچی بهشون نگفتم,

583
00:39:09,597 --> 00:39:13,184
‫همین‌ها بودن
‫که من رو احضار کردن، لوکی,

584
00:39:14,435 --> 00:39:17,312
‫اون هم با بَدمزه‌ترین
‫شرابی که تا حالا خوردم,

585
00:39:17,513 --> 00:39:18,806
‫شرمنده‌ام,

586
00:39:20,983 --> 00:39:22,025
‫می‌شه بُکشمش؟

587
00:39:22,026 --> 00:39:26,964
‫زندانی که زیر زمین داره،
‫براش از مرگ بَدتره,

588
00:39:27,491 --> 00:39:31,201
‫می‌دونستی زن تور
‫روی رون پاش یه ماه‌گرفتگی

589
00:39:31,202 --> 00:39:32,494
‫شبیه یه سندان داره؟

590
00:39:32,495 --> 00:39:33,996
‫نمی‌دونستم,

591
00:39:34,622 --> 00:39:36,873
‫از کجا می‌دونی؟

592
00:39:36,874 --> 00:39:38,300
‫خودش گذاشت بلیسمش,

593
00:39:43,589 --> 00:39:47,634
‫به پادشاه رؤیا بگین
‫بااین‌که لوکی رو آزاد کرد

594
00:39:47,635 --> 00:39:49,887
‫ولی کینه‌ای بین‌مون نیست,

595
00:39:50,971 --> 00:39:54,683
‫بذارین با آرامش,,, بمیره,

596
00:40:21,502 --> 00:40:22,503
‫آهای!

597
00:40:23,587 --> 00:40:24,922
‫بیا، خواهر,

598
00:40:28,592 --> 00:40:30,094
‫بیا، قربونت برم,

599
00:40:31,053 --> 00:40:32,763
‫گفتیم که دوباره می‌بینیمت,

600
00:40:34,056 --> 00:40:35,975
‫زودتر از این‌ها منتظرت بودیم,

601
00:40:37,351 --> 00:40:39,061
‫شما الهه‌های انتقامـین؟

602
00:40:39,770 --> 00:40:41,104
‫الهه‌های انتقام؟

603
00:40:41,105 --> 00:40:43,106
‫اسم زشتیـه,

604
00:40:43,107 --> 00:40:46,652
‫از اون اسم‌هاست که به زن‌ها می‌دن
‫تا جایگاه‌شون رو پایین بیارن,

605
00:40:48,404 --> 00:40:51,239
‫به قیافه‌مون می‌خوره
‫انتقام‌جو باشیم؟

606
00:40:51,240 --> 00:40:52,991
‫ما به کسی کاری نداریم,

607
00:40:52,992 --> 00:40:54,617
‫اصلاً دوست نداریم مزاحم کسی بشیم,

608
00:40:54,618 --> 00:40:59,790
‫مگه این‌که دلیل
‫خوبی براش داشته باشیم,

609
00:41:02,084 --> 00:41:04,170
‫پادشاه رؤیا پسرم رو کُشته,

610
00:41:05,004 --> 00:41:06,588
‫این دلیل کافیـه؟

611
00:41:06,589 --> 00:41:08,214
‫نه، متأسفانه,

612
00:41:08,215 --> 00:41:10,967
‫ما فقط انتقام
‫خون ریخته‌شده رو می‌گیریم,

613
00:41:10,968 --> 00:41:12,344
‫این چه فرقی داره؟

614
00:41:13,429 --> 00:41:15,514
‫خون خودت، نه اون,

615
00:41:16,849 --> 00:41:18,846
‫حتی اگه پسرت رو کُشته بود

616
00:41:20,236 --> 00:41:21,937
‫کاری از ما برنمی‌اومد,

617
00:41:25,149 --> 00:41:28,027
‫اگه پسر خودش رو می‌کُشت،
‫قضیه فرق می‌کرد,

618
00:41:32,948 --> 00:41:33,949
‫فهمیدم,

619
00:41:37,161 --> 00:41:38,162
‫دخترم,

620
00:41:42,625 --> 00:41:44,543
‫اون واقعاً پسر خودش رو کُشت,

621
00:41:48,255 --> 00:41:50,257
‫پس به‌خاطر من می‌کُشینش؟

622
00:41:54,512 --> 00:41:55,554
‫نه,

623
00:41:56,430 --> 00:42:00,184
‫ولی اگه اجازه بدی،
‫می‌تونیم راهنماییت کنیم,

624
00:42:00,684 --> 00:42:01,727
‫انتقالت بدیم,

625
00:42:03,729 --> 00:42:05,314
‫تبدیلت کنیم,

626
00:42:06,023 --> 00:42:10,527
‫تا خودت بتونی
‫پادشاه رؤیا رو به مرگش برسونی,

627
00:42:10,528 --> 00:42:12,112
‫نظرت چیـه؟

628
00:42:14,657 --> 00:42:16,992
‫آماده‌ای، پسر؟

629
00:42:19,745 --> 00:42:22,373
‫می‌خوایم بریم سرزمین رؤیاها,

630
00:42:26,293 --> 00:42:28,212
‫به مامانش قول دادم
‫که بچه‌ش رو بهش برگردونم,

631
00:42:29,338 --> 00:42:30,338
‫ولی رؤیا گفت,,,

632
00:42:30,339 --> 00:42:32,132
‫می‌دونم چی گفت,

633
00:42:32,716 --> 00:42:35,010
‫ولی این دیگه دَنیل نیست,

634
00:42:36,512 --> 00:42:38,543
‫این کوچولو دیگه انسان نیست,

635
00:42:38,973 --> 00:42:40,265
‫یه رؤیاست,

636
00:42:40,266 --> 00:42:42,141
‫خود رؤیاست,

637
00:42:42,142 --> 00:42:44,603
‫یا حداقل یه‌روزی می‌شه,

638
00:42:45,187 --> 00:42:48,148
‫دَنیل,,, دیگه با ما نیست,

639
00:42:49,323 --> 00:42:51,010
‫به مامانش چی بگم؟

640
00:42:56,865 --> 00:43:00,160
‫باشه, پس به مادرش تحویلش می‌دیم,

641
00:43:00,661 --> 00:43:01,662
‫مامانش*

642
00:43:04,456 --> 00:43:06,083
‫از دستور رؤیا سرپیچی می‌کنی؟

643
00:43:07,001 --> 00:43:09,503
‫اگه به نظر تو کار درستیـه، آره,

644
00:43:15,458 --> 00:43:18,544
‫بهتره برش‌گردونی به سرزمین رؤیاها,

645
00:43:19,680 --> 00:43:20,806
‫دَنیل,

646
00:43:24,018 --> 00:43:27,855
‫کورینتیان قراره خوب ازت مراقبت کنه,

647
00:43:29,523 --> 00:43:31,525
‫اصلاً مثل قبلیه نیست,

648
00:43:34,653 --> 00:43:35,738
‫تو هم بیا,

649
00:43:43,871 --> 00:43:46,456
‫به نفع هر دومونـه که نیام,

650
00:43:46,457 --> 00:43:48,375
‫این می‌تونه پیشِت باشه,

651
00:43:50,210 --> 00:43:51,211
‫می‌دونم,

652
00:43:52,796 --> 00:43:55,007
‫ولی اون‌وقت همیشه ازطرف من در خطری,

653
00:43:56,634 --> 00:43:59,178
‫هرکی بهم نزدیک می‌شه،
‫همیشه آسیب می‌بینه,

654
00:44:00,012 --> 00:44:02,306
‫من هرکی نیستم
‫و تو هم نمی‌تونی بهم آسیب بزنی,

655
00:44:03,849 --> 00:44:07,061
‫به نظرم رؤیا ما رو
‫به یه دلیلی با هم جور کرد,

656
00:44:10,856 --> 00:44:12,232
‫باز هم می‌بینمت؟

657
00:44:16,987 --> 00:44:18,864
‫بهتره دیگه همدیگه رو نبینیم,

658
00:44:23,452 --> 00:44:25,204
‫حتی توی خواب؟

659
00:44:27,289 --> 00:44:29,124
‫خواب که دیگه ضرر نداره,

660
00:44:31,377 --> 00:44:33,379
‫ولی اون‌طوری دیگه
‫دوست نداری بیدار بشی,

661
00:44:56,902 --> 00:44:57,945
‫کلورکن!

662
00:44:58,445 --> 00:44:59,862
‫بیا، آبجی,

663
00:44:59,863 --> 00:45:02,782
‫خیلی بَدجنسـی که
‫من رو با مِنتون تنها گذاشتی,

664
00:45:02,783 --> 00:45:05,243
‫می‌گه نمی‌خواد
‫به سرزمین رؤیاها لشکرکشی کنه

665
00:45:05,244 --> 00:45:07,620
‫ولی خاله‌زنک قهاریـه,

666
00:45:07,621 --> 00:45:10,790
‫باورت نمی‌شه کی
‫بعداز ۳۰۰ سال برگشته به فِری,

667
00:45:10,791 --> 00:45:12,418
‫خودم می‌دونم,

668
00:45:14,169 --> 00:45:16,088
‫خودم به مِنتون گفتم,

669
00:45:18,990 --> 00:45:21,140
‫چقدر زیبا شدی، بانو نوالا,

670
00:45:21,218 --> 00:45:25,096
‫سلام، رابین گودفلو,
‫این به‌لطف برادرمـه,

671
00:45:25,097 --> 00:45:28,182
‫ظاهراً ارباب مورفیوس ظاهر
‫واقعی خواهرم رو ترجیح می‌ده,

672
00:45:28,183 --> 00:45:30,743
‫اتفاقاً برادرت داشت بهم می‌گفت

673
00:45:30,907 --> 00:45:33,252
‫توی سرزمین رؤیاها چی‌کار کردی,

674
00:45:34,022 --> 00:45:36,108
‫چطوری ارباب مورفیوس فقید رو پیدا کردی؟

675
00:45:36,859 --> 00:45:38,317
‫منظورت از «فقید» چیـه؟

676
00:45:38,318 --> 00:45:40,319
‫آخه تازگی از سرزمین فانی‌ها اومدم

677
00:45:40,320 --> 00:45:45,366
‫و اونجا یکی از همکارهام
‫الهه‌های انتقام رو فرستاده سراغش,

678
00:45:45,367 --> 00:45:46,451
‫چی؟

679
00:45:46,452 --> 00:45:49,413
‫البته همه‌ش تقصیر خود پادشاه رؤیاست,

680
00:45:49,997 --> 00:45:51,581
‫ارباب مورفیوس خبر داره؟

681
00:45:51,582 --> 00:45:55,002
‫اگه ندونه هم به‌زودی می‌فهمه,

682
00:45:56,795 --> 00:45:58,630
‫- باید بهش بگم,
‫- چطوری؟

683
00:45:59,350 --> 00:46:00,850
‫گردن‌بندم,

684
00:46:00,966 --> 00:46:02,134
‫آها,

685
00:46:03,552 --> 00:46:05,095
‫شرمنده‌ام، آبجی,

686
00:46:06,013 --> 00:46:12,644
‫توی مراسم چایی‌خوری، به ملکه گفتم
‫که اون هدیه‌ای ازطرف پادشاه رؤیاست,

687
00:46:23,781 --> 00:46:25,782
‫از کجا معلوم که اون دزدیده؟

688
00:46:25,783 --> 00:46:29,076
‫به‌محض این‌که گفتی
‫مال ارباب مورفیوس‌ـه، ازم دزدیدش,

689
00:46:29,077 --> 00:46:30,328
‫مطمئنـم خودت هم شاهد بودی,

690
00:46:30,329 --> 00:46:33,664
‫- من داشتم دنبال پاک می‌گشتم,
‫- پس قبول داری که دزدیده؟

691
00:46:33,665 --> 00:46:36,709
‫اگه خودت بهش
‫داده بودی، ازت نمی‌دزدید,

692
00:46:36,710 --> 00:46:38,711
‫سروکله‌زدن با اشرافی‌ها همین‌طوریـه,

693
00:46:38,712 --> 00:46:42,256
‫وقتی ازشون چیزی می‌خوای،
‫باید اول یه چیزی بدی,

694
00:46:42,257 --> 00:46:43,300
‫کلورکن؟

695
00:46:43,801 --> 00:46:45,551
‫بانوی من,

696
00:46:45,552 --> 00:46:48,430
‫اتفاقاً می‌خواستم صدات بزنم، نوالا,

697
00:46:50,098 --> 00:46:52,518
‫فکر کنم این رو
‫توی پذیرایی‌م جا گذاشتی,

698
00:46:54,895 --> 00:46:56,438
‫مال توئـه، درستـه؟

699
00:46:57,773 --> 00:46:59,066
‫ظاهراً مال توئـه,

700
00:47:01,219 --> 00:47:02,314
‫دیدی گفتم؟

701
00:47:03,821 --> 00:47:05,112
‫بله، بانوی من,

702
00:47:05,113 --> 00:47:06,405
‫مال من بود,

703
00:47:06,406 --> 00:47:08,700
‫حالا به شما تقدیمش می‌کنم,

704
00:47:10,786 --> 00:47:12,412
‫ممنونـم، نوالا,

705
00:47:13,497 --> 00:47:16,374
‫در عوض ازتون می‌خوام
‫اجازه بدین فوراً به سرزمین رؤیا برم,

706
00:47:16,375 --> 00:47:17,292
‫آبجی,

707
00:47:18,460 --> 00:47:19,710
‫متوجه نمی‌شم,

708
00:47:19,711 --> 00:47:21,879
‫پاک خبر آورده که مهربانان قراره

709
00:47:21,880 --> 00:47:23,840
‫به سرزمین رؤیاها حمله کنن,

710
00:47:23,841 --> 00:47:25,801
‫می‌خوام به ارباب مورفیوس هشدار بدم,

711
00:47:30,639 --> 00:47:32,390
‫نیازی نیست از اینجا بری,

712
00:47:32,391 --> 00:47:34,934
‫کلورکن گفت می‌تونیم
‫با این به اینجا احضارش کنیم,

713
00:47:34,935 --> 00:47:38,521
‫- مگه نه، کلورکن؟
‫- این‌طوری ارباب به خطر می‌افته,,,

714
00:47:38,522 --> 00:47:40,356
‫ای شکل‌دهنده‌ی بزرگ،
‫تو را فرا می‌خوانیم,

715
00:47:40,357 --> 00:47:42,693
‫آیا به درخواست ما,,,

716
00:47:54,705 --> 00:47:57,081
‫ازم سرپیچی کردی، نوالا,

717
00:47:57,082 --> 00:47:59,125
‫من احضارت کردم، رؤیا,

718
00:47:59,126 --> 00:48:00,543
‫عذر می‌خوام، سرورم,

719
00:48:00,544 --> 00:48:02,129
‫من دیگه سرور تو نیستم,

720
00:48:02,796 --> 00:48:03,964
‫درست می‌فرمایید,

721
00:48:04,464 --> 00:48:06,173
‫ولی پاک برگشته و بهمون گفت

722
00:48:06,174 --> 00:48:08,719
‫که مهربانان می‌خوان به شما حمله کنن,

723
00:48:12,472 --> 00:48:15,057
‫باید فوراً از اینجا برم,

724
00:48:15,058 --> 00:48:16,809
‫اگه بری، نابودت می‌کنن,

725
00:48:16,810 --> 00:48:19,229
‫اگه توی سرزمین رؤیاها
‫بمونم، چیزیم نمی‌شه,

726
00:48:19,855 --> 00:48:23,150
‫ولی دیگه توی
‫سرزمین رؤیاها نیستین، سرورم,

727
00:48:24,026 --> 00:48:25,027
‫درستـه,

728
00:48:27,946 --> 00:48:29,072
‫نیستم,

729
00:48:31,325 --> 00:48:34,327
‫اتفاقات همان‌طور که باید، رخ می‌دهند,

730
00:48:34,328 --> 00:48:36,454
‫علت و معلول به جان هم می‌افتند,

731
00:48:36,455 --> 00:48:39,917
‫هم‌زمان با رخداد اتفاقات،
‫سرنوشت‌های متناقض,,,

732
00:48:40,417 --> 00:48:42,501
‫از بین می‌روند,,,

733
00:48:42,502 --> 00:48:45,296
‫سرنوشت‌ها از بین می روند,,,

734
00:48:45,297 --> 00:48:48,049
‫از بین می‌روند,,,

735
00:48:48,050 --> 00:48:49,134
‫بسیار خوب,

736
00:48:51,136 --> 00:48:53,889
‫اتفاقات همان‌طور که باید، رخ می‌دهند,

737
00:49:01,605 --> 00:49:02,606
‫به‌به,

738
00:49:04,608 --> 00:49:05,807
‫روز به‌خیر,

739
00:49:06,234 --> 00:49:09,112
‫خیلی خوش اومدین به سبزآرام,,,

740
00:49:10,447 --> 00:49:12,240
‫شما لایتا هال هستی؟

741
00:49:13,367 --> 00:49:16,202
‫ببخشین که اول نشناختم,

742
00:49:16,203 --> 00:49:18,120
‫منـم؛ گیلبرت,

743
00:49:18,121 --> 00:49:20,289
‫لایتا هال دیگه نیست,

744
00:49:20,290 --> 00:49:22,833
‫می‌دونی ما کی هستیم، سبزآرام؟

745
00:49:22,834 --> 00:49:25,128
‫می‌دونی کارمون چیـه؟

746
00:49:26,171 --> 00:49:30,174
‫فکر کنم شما خانم‌های
‫مهربان رو بشناسم,

747
00:49:30,175 --> 00:49:32,635
‫و شنیدم که چی‌کار می‌کنین,

748
00:49:32,636 --> 00:49:34,388
‫و چه کارهایی نمی‌کنین,

749
00:49:34,972 --> 00:49:38,641
‫وقتی اربابم توی این سرزمین
‫حضور داره، نمی‌تونین وارد بشین,

750
00:49:38,642 --> 00:49:41,060
‫توصیه می‌کنم فوراً از اینجا برین

751
00:49:41,061 --> 00:49:44,146
‫و لایتا هال رو
‫از طلسم‌تون آزاد کنین,

752
00:49:44,147 --> 00:49:46,524
‫ما به درخواست لایتا هال اینجایـیم,

753
00:49:46,525 --> 00:49:48,526
‫داریم کار همیشگی‌مون رو انجام می‌دیم,

754
00:49:48,527 --> 00:49:50,112
‫و اربابت,,,

755
00:49:51,113 --> 00:49:52,739
‫دیگه اینجا نیست,

756
00:50:32,635 --> 00:51:37,649
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال