﻿

1
00:00:03,001 --> 00:00:10,001
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:10,002 --> 00:00:15,002
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:15,003 --> 00:00:20,003
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

4
00:00:43,080 --> 00:00:45,400
‫- اِیتل
‫- گادوین

5
00:00:45,400 --> 00:00:47,120
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

6
00:00:50,400 --> 00:00:52,840
‫هی، صبر کن! نه, بس کن!

7
00:01:11,120 --> 00:01:12,440
‫حالت خوبه، پدر؟

8
00:01:14,520 --> 00:01:16,360
‫اومدی چه چیزی ازم بپرسی؟

9
00:01:17,520 --> 00:01:20,760
‫شنیدم که اِدوارد قبول کرده
‫باهات صحبت کنه

10
00:01:20,760 --> 00:01:24,960
‫- فردا یه جلسه‌ی خصوصی داریم
‫- می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

11
00:01:24,960 --> 00:01:27,200
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

12
00:01:27,200 --> 00:01:29,360
‫یا باید قبول کنیم، یا وارد جنگ بشیم

13
00:01:29,360 --> 00:01:31,720
‫و الان نمی‌تونیم وارد جنگ بشیم

14
00:01:31,720 --> 00:01:34,360
‫پس فقط باید باهاش صحبت کنم

15
00:01:34,360 --> 00:01:35,760
‫این وضعیت رو درست کنم

16
00:01:37,000 --> 00:01:39,480
‫پس میرم اونجا زانو می‌زنم,,,

17
00:01:39,480 --> 00:01:42,680
‫و تعظیم می‌کنم,
‫کاری می‌کنم فکر کنه همه چیز تحت کنترلشه

18
00:01:43,880 --> 00:01:46,080
‫و می‌فهمیم خواسته‌ی واقعیش چیه

19
00:01:48,160 --> 00:01:49,720
‫به اون هدفمون هم می‌رسیم، هارولد

20
00:01:51,000 --> 00:01:53,400
‫تونستم با حرف زدن
‫از شرایط خیلی دشوارتری خلاص بشم

21
00:01:54,880 --> 00:01:56,720
‫از من چی می‌خوای؟
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

22
00:01:56,720 --> 00:01:59,160
‫ازت می‌خوام خوب استراحت کنی
‫و آماده باشی

23
00:02:01,320 --> 00:02:03,280
‫یه‌کم بخواب

24
00:02:06,080 --> 00:02:07,960
‫- شب بخیر، مادر
‫- شب بخیر

25
00:02:12,520 --> 00:02:15,880
‫هارولد تنها کسیه که میاد پیشت
‫و ازت این سوال رو می‌پرسه

26
00:02:17,320 --> 00:02:18,840
‫اینکه چه چیزی نیاز داری

27
00:02:18,840 --> 00:02:21,280
‫برای اینکه سووِین فکر می‌کنه
‫نیازی به سوال پرسیدن نیست

28
00:02:22,640 --> 00:02:24,840
‫و توستیگ، خب,,,

29
00:02:24,840 --> 00:02:27,560
‫- اون بلد نیست
‫- اما هارولد اومد

30
00:02:29,320 --> 00:02:31,000
‫چه نتیجه‌ای از این شرایط می‌گیری؟

31
00:02:40,270 --> 00:02:46,190
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

32
00:02:51,520 --> 00:02:53,560
‫به نظرم مگنوس داره بزرگ‌تر میشه

33
00:02:53,560 --> 00:02:55,040
‫داره چاق‌تر میشه

34
00:02:55,041 --> 00:02:57,000
‫یه جور می‌خوره
‫انگار از پایین وصله به یه زباله‌دونی

35
00:02:58,720 --> 00:03:01,200
‫اگه من درمورد ایسترید چنین چیزی می‌گفتم،
‫تا یه هفته باهام حرف نمی‌زدی

36
00:03:01,200 --> 00:03:02,520
‫احتمال نداره چنین حرفی بزنی،

37
00:03:02,520 --> 00:03:05,400
‫چون ایسترید جلوی خودش رو می‌گیره

38
00:03:05,400 --> 00:03:07,440
‫اون مثل پدرش,,,

39
00:03:07,440 --> 00:03:09,080
‫یه بشکه نیست

40
00:03:10,360 --> 00:03:12,320
‫الان بهم گفتی بشکه؟

41
00:03:14,120 --> 00:03:15,662
‫خب هستی

42
00:03:29,320 --> 00:03:31,000
‫چیه؟

43
00:03:32,720 --> 00:03:34,520
‫قراره از هم جدا بشیم؟

44
00:03:38,520 --> 00:03:40,280
‫ایدت

45
00:03:43,120 --> 00:03:45,680
‫این خانواده از هم جدا نمیشه

46
00:03:45,680 --> 00:03:47,840
‫پادشاه می‌خواد صحبت کنه,
‫نشونه‌ی خوبیه

47
00:03:49,480 --> 00:03:51,240
‫بچه‌هام حتی این رو یادشون نمی‌مونه

48
00:03:51,240 --> 00:03:53,000
‫میگن می‌خوان خانواده رو از هم جدا کنن،

49
00:03:53,000 --> 00:03:55,040
‫و بعضی‌هامون رو ببرن به ساحل

50
00:03:55,040 --> 00:03:58,000
‫فکر می‌کردم اونقدر باهوش هستی
‫که به شایعات توجه نکنی

51
00:03:58,000 --> 00:04:00,080
‫اون کار رو نکن

52
00:04:00,080 --> 00:04:01,720
‫یه جور حرف نزن انگار توهم زدم

53
00:04:01,720 --> 00:04:04,200
‫تو هم دقیقاً همین حرف‌ها رو شنیدی

54
00:04:06,400 --> 00:04:08,080
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

55
00:04:09,920 --> 00:04:12,240
‫اسب تو امروز کنار من قدم برمی‌داره، هارولد

56
00:04:13,440 --> 00:04:15,560
‫سووِین چی؟

57
00:04:15,560 --> 00:04:17,720
‫نه، امروز نه

58
00:04:19,840 --> 00:04:21,880
‫و اگه پادشاه به حرف‌هات گوش نده،

59
00:04:21,880 --> 00:04:23,520
‫چه برنامه‌ای برای آینده داریم؟

60
00:04:24,640 --> 00:04:27,560
‫خب، آینده باید فعلاً صبر کنه

61
00:04:29,880 --> 00:04:31,520
‫اما امروز تو کنار منی

62
00:04:50,520 --> 00:04:52,200
‫فقط نمی‌تونم بفهمم
‫اون کار از چه لحاظ برامون مفیده

63
00:04:52,200 --> 00:04:54,720
‫چون همیشه همینطوری بوده، هارولد

64
00:04:54,720 --> 00:04:58,040
‫قدرت بین سه اِرل تقسیم شده،
‫و قدرت سلطنتی بین همه در تعادله

65
00:04:58,040 --> 00:05:02,080
‫- اما ببین چه نتیجه‌ای برامون داشته
‫- باید قدرت دست اِرل‌ها باشه

66
00:05:02,080 --> 00:05:03,720
‫ما باید اون تعادل رو دوباره برقرار کنیم

67
00:05:03,720 --> 00:05:05,800
‫به حرف‌های خودت گوش کن

68
00:05:05,800 --> 00:05:07,640
‫می‌دونیم جواب نمیده

69
00:05:07,640 --> 00:05:09,880
‫قدرت فقط باید دست یه نفر باشه

70
00:05:11,240 --> 00:05:13,400
‫مثل یه پادشاه؟

71
00:05:13,400 --> 00:05:15,080
‫آره

72
00:05:15,080 --> 00:05:18,280
‫آره، اما یه پادشاه عادل, کسی که
‫تصمیم درستی به نفع همه‌ی مردم می‌گیره،

73
00:05:18,280 --> 00:05:20,280
‫نه فقط برای پادشاهی

74
00:05:20,280 --> 00:05:23,680
‫خب، جلوی پادشاه چنین حرفی نزن

75
00:05:23,680 --> 00:05:27,920
‫کاری می‌کنی دوباره با انگشتی که توی
‫اون جعبه کوچیکه نگه می‌داره، حرف بزنه

76
00:05:28,000 --> 00:05:30,400
‫برای امروز همین کافیه

77
00:05:30,400 --> 00:05:33,240
‫تا حالا کون اسب هارولد رو دیده بودی؟

78
00:05:33,240 --> 00:05:35,160
‫خیلی خوش‌ساخته

79
00:05:35,160 --> 00:05:37,360
‫حتی با این فاصله همه کاملاً مشخصه،

80
00:05:37,360 --> 00:05:39,800
‫حیوون تنومندیه

81
00:05:39,800 --> 00:05:43,080
‫از جلو و وسط هم هیکل خوبی داره

82
00:05:43,080 --> 00:05:46,280
‫- ولی کون اسب تو,,,
‫- خفه شو، توستیگ!

83
00:05:46,280 --> 00:05:48,440
‫تو و کون استخونی خودت
‫می‌تونید خفه‌خون بگیرید

84
00:06:01,280 --> 00:06:03,360
‫چند وقته؟

85
00:06:03,360 --> 00:06:05,640
‫چی؟

86
00:06:05,640 --> 00:06:09,200
‫دختری که ملحفه‌ها رو می‌شوره
‫بهم گفت چند هفته‌ایه که خون ندیده

87
00:06:10,560 --> 00:06:12,640
‫نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی

88
00:06:12,640 --> 00:06:14,520
‫یه زن همیشه می‌دونه، ایدت

89
00:06:16,480 --> 00:06:17,920
‫چند وقته؟

90
00:06:22,040 --> 00:06:24,640
‫شاید ۲ ماه, مطمئن نیستم

91
00:06:26,240 --> 00:06:28,280
‫پس بهتره به کسی چیزی نگی

92
00:06:31,920 --> 00:06:35,080
‫- گیتا، باید به هارولد بگم
‫- نه، نیاز نیست

93
00:06:35,080 --> 00:06:37,600
‫فعلاً نه

94
00:06:37,600 --> 00:06:39,440
‫هارولد باید تمرکز کنه

95
00:06:39,440 --> 00:06:41,040
‫متوجهم

96
00:06:41,040 --> 00:06:42,960
‫وقتی گادوین توی جنگ بود،
‫بهش نگفتم توستیگ توی شکممه

97
00:06:42,960 --> 00:06:44,760
‫چون می‌دونستم کمکی بهش نمی‌کرد

98
00:06:44,760 --> 00:06:46,240
‫پس میگی باید به هارولد دروغ بگم؟

99
00:06:46,240 --> 00:06:48,000
‫میگم کلاً چیزی نگو

100
00:06:49,920 --> 00:06:51,880
‫این کار به صلاح همه‌ست، ایدت

101
00:06:51,880 --> 00:06:53,400
‫بهم اعتماد کن

102
00:07:00,200 --> 00:07:03,080
‫مردها مسئولیت‌های خودشون رو دارن،

103
00:07:03,080 --> 00:07:05,240
‫و اینا,,,

104
00:07:06,240 --> 00:07:07,840
‫مسئولیت‌های ما هستن

105
00:07:14,971 --> 00:07:19,809
‫[ لندن ]

106
00:07:32,920 --> 00:07:36,720
‫مورکار اینجاست, پدر، گفتی
‫این یه جلسه‌ی خصوصیه

107
00:07:36,720 --> 00:07:39,811
‫- گفتی پادشاه برای صحبت کردن آماده‌ست
‫- فکر نکنم برای صحبت کردن اینجا باشیم

108
00:07:39,812 --> 00:07:40,760
‫چیزی نگو

109
00:07:54,120 --> 00:07:58,000
‫من به مردم انگلیس قول دادم
‫که یه حکومت عادلانه و الهی داشته باشم

110
00:07:59,720 --> 00:08:01,760
‫و تو، گادوین، اِرل وسکس,,,

111
00:08:03,520 --> 00:08:06,480
‫امروز گناهکار اعلام میشی

112
00:08:06,480 --> 00:08:09,080
‫چون عامدانه توافق صلح رو نقض کردی

113
00:08:15,320 --> 00:08:17,720
‫پس قراره در برابر چشم همگان تازیانه بخورم؟

114
00:08:17,720 --> 00:08:21,480
‫هر کی صلح رو بشکنه، همه چیزش رو
‫به قدرت سلطنتی واگذار می‌کنه

115
00:08:21,480 --> 00:08:23,720
‫اینا شرایط توافق بودن

116
00:08:23,720 --> 00:08:26,520
‫توافق خودت بود، اِرل گادوین

117
00:08:26,520 --> 00:08:27,880
‫درسته

118
00:08:27,880 --> 00:08:30,600
‫ولی این ما نبودیم
‫که توافق صلح رو نقض کردیم

119
00:08:30,600 --> 00:08:32,640
‫اما خودتون می‌دونید

120
00:08:32,640 --> 00:08:38,640
‫تنبیه خودت و خانواده‌ت اینه
‫که همه چیز رو تحویل می‌دید و تبعید می‌شید

121
00:08:38,640 --> 00:08:41,760
‫وگرنه باید با پادشاهی،

122
00:08:41,760 --> 00:08:45,960
‫و هر دو اِرل مرسیا و نورتامبریا وارد جنگ بشید

123
00:08:45,960 --> 00:08:50,200
‫تبعید رو بپذیرید،
‫وگرنه مردم‌تون نابود میشن

124
00:08:50,200 --> 00:08:51,800
‫- انتخاب کنید
‫- پدر

125
00:08:54,400 --> 00:08:55,720
‫اگه تسلیم بشم,,,

126
00:08:57,200 --> 00:08:59,040
‫به مردمم کاری ندارید؟

127
00:09:00,040 --> 00:09:03,520
‫به شرطی که سوگند یاد کنی که هیچوقت برنمی‌گردی
‫و زمین‌هات رو مطالبه نمی‌کنی

128
00:09:03,520 --> 00:09:06,120
‫قول بده، اِرل گادوین

129
00:09:06,120 --> 00:09:07,680
‫سوگند یاد کن

130
00:09:13,080 --> 00:09:14,800
‫پس به عنوان اِرل،

131
00:09:14,800 --> 00:09:17,520
‫- تبعید رو می‌پذیرم
‫- پدر!

132
00:09:17,520 --> 00:09:19,680
‫هرگز برنخواهم گشت
‫و بهتون قول میدم

133
00:09:19,680 --> 00:09:22,520
‫می‌شنوید؟
‫اِرل گادوین قول داده

134
00:09:22,520 --> 00:09:24,480
‫- وسکس صلح رو به هم نزد!
‫- هارولد!

135
00:09:24,480 --> 00:09:25,893
‫- مرسیا قوانین صلح رو نقض کرد
‫- هارولد!

136
00:09:25,894 --> 00:09:27,319
‫مرسیا که نماینده‌هاش اونجان!

137
00:09:27,320 --> 00:09:28,939
‫- چه دروغ‌های رقت‌انگیزی
‫- و به دستور پادشاه بوده!

138
00:09:28,939 --> 00:09:29,715
‫دیگه حرفی نمونده

139
00:09:29,716 --> 00:09:31,120
‫پدر، چرا ما باید تسلیم بشیم؟

140
00:09:31,120 --> 00:09:34,160
‫- هارولد!
‫- تمامی دارایی‌هاتون الان به پادشاهی تعلق دارن

141
00:09:34,160 --> 00:09:35,760
‫وسکس به پادشاهی تعلق داره

142
00:09:38,240 --> 00:09:39,560
‫به لطف خدا,,,

143
00:09:41,600 --> 00:09:45,160
‫یک هفته فرصت دارید
‫انگلیس رو ترک کنید، گادوین

144
00:09:50,160 --> 00:09:51,920
‫برید

145
00:09:55,000 --> 00:09:56,760
‫یه لحظه

146
00:09:59,960 --> 00:10:02,920
‫همه چیز رو می‌گیرم، گادوین,
‫زمین‌ها، عنوان،

147
00:10:02,920 --> 00:10:07,000
‫تمام بخش‌های میراث ارزشمند پادشاه آلفرد
‫برای وسکس از دست میره

148
00:10:08,600 --> 00:10:12,800
‫اما به یه شرط
‫همه چیز رو بهت پس میدم

149
00:10:14,560 --> 00:10:16,400
‫پسرم، اِیتل

150
00:10:16,400 --> 00:10:18,640
‫می‌تونی همه چیز رو پس بگیری

151
00:10:18,640 --> 00:10:22,240
‫لحظه‌ای که اِیتل من رو زنده بهم برگردونی

152
00:10:24,760 --> 00:10:28,080
‫خیلی نزدیک شدیم، اِما

153
00:10:30,080 --> 00:10:31,880
‫می‌تونستیم صلح رو برقرار کنیم

154
00:10:42,416 --> 00:10:47,307
‫[ نورماندی ]

155
00:10:51,160 --> 00:10:53,560
‫یه راه برای عبور هست

156
00:10:53,560 --> 00:10:56,520
‫اما خیلی در معرض دید هستیم
‫و سربازهای هنری همه‌جا هستن

157
00:10:56,520 --> 00:10:58,480
‫بهتره بمونیم هوا تاریک بشه

158
00:11:01,440 --> 00:11:03,000
‫حالش چطوره؟

159
00:11:03,000 --> 00:11:06,240
‫وقت زایمانش نزدیکه, این بچه
‫تا فلاندرز توی شکمش نمی‌مونه

160
00:11:20,480 --> 00:11:24,680
‫- حرومزاده هنوز شکست نخورده؟
‫- تموم شد، اعلی‌حضرت

161
00:11:24,680 --> 00:11:27,440
‫- مُرده؟
‫- نه، اعلی‌حضرت

162
00:11:27,440 --> 00:11:29,200
‫نورماندی رو تصاحب کردیم،

163
00:11:29,200 --> 00:11:32,000
‫اما دوک ویلیام فرار کرد

164
00:11:32,000 --> 00:11:36,760
‫که اینطور, پس میره به سمت شمال،
‫تا به خاندان همسرش توی فلاندرز پناه ببره

165
00:11:36,760 --> 00:11:38,200
‫پیداش کنید

166
00:11:38,200 --> 00:11:40,600
‫تمام تلاشتون رو بکنید

167
00:11:40,600 --> 00:11:43,120
‫اعلی‌حضرت، نورماندی متعلق به شماست

168
00:11:43,120 --> 00:11:47,280
‫تا وقتی ویلیام اونجا خاک نشده باشه،
‫مال من نیست

169
00:11:51,680 --> 00:11:54,400
‫و اگه به فلاندرز برسه،
‫دیگه نمی‌تونیم بلایی سرش بیاریم

170
00:11:56,240 --> 00:11:57,560
‫پس پیداش کنید

171
00:11:59,320 --> 00:12:00,960
‫اعلی‌حضرت

172
00:12:18,960 --> 00:12:20,640
‫به نظرت تا خود صبح می‌خواد جیغ بزنه؟

173
00:12:20,640 --> 00:12:22,360
‫چرا نمیری ازش بپرسی؟

174
00:12:23,920 --> 00:12:26,280
‫- خب، زن من که نیست
‫- نه، نیست

175
00:12:28,680 --> 00:12:31,560
‫- می‌خوایم چیکار کنیم، ویلیام؟
‫- از من می‌پرسی؟

176
00:12:31,560 --> 00:12:34,320
‫آره

177
00:12:34,320 --> 00:12:36,760
‫تو همیشه جواب داری

178
00:12:39,680 --> 00:12:41,360
‫داره میاد بیرون

179
00:13:09,240 --> 00:13:10,880
‫پسره؟

180
00:13:14,520 --> 00:13:16,280
‫بیا بگیرش بغل

181
00:13:18,680 --> 00:13:21,840
‫ویلیام، بیا پسرت رو بگیر بغل

182
00:13:28,080 --> 00:13:29,120
‫ویلیام

183
00:13:30,520 --> 00:13:32,040
‫ویلیام

184
00:13:39,200 --> 00:13:40,800
‫دختره یا پسر؟

185
00:13:42,600 --> 00:13:44,240
‫پسره

186
00:13:48,480 --> 00:13:50,480
‫یه نفر باید باهاش حرف بزنه

187
00:13:53,800 --> 00:13:56,680
‫- من باهاش حرف می‌زنم
‫- خوبه، آفرین

188
00:13:58,160 --> 00:13:59,720
‫اصلاً احساساتش رو بروز نمیده

189
00:14:02,040 --> 00:14:04,360
‫درسته، بانوی من

190
00:14:04,360 --> 00:14:05,680
‫شما بخوابید

191
00:14:22,560 --> 00:14:25,760
‫- می‌دونم قضیه چیه
‫- نه، نمی‌دونی

192
00:14:25,760 --> 00:14:27,280
‫منم یادمه

193
00:14:28,520 --> 00:14:30,840
‫با وحشت توی تاریکی دویدن

194
00:14:31,920 --> 00:14:34,360
‫همه‌جا با شمشیر کمین کرده بودن

195
00:14:34,360 --> 00:14:37,280
‫تصمیم‌هایی که حین فرار گرفته میشن
‫اصلاً عاقبت خوبی ندارن

196
00:14:38,280 --> 00:14:40,000
‫هر دومون می‌دونیم

197
00:14:40,000 --> 00:14:42,920
‫می‌دونی هنری چه برداشتی می‌کنه

198
00:14:42,920 --> 00:14:46,080
‫اگه دختر می‌بود می‌تونست آروم فرار کنه،
‫اما یه پسر نمی‌تونه

199
00:14:46,080 --> 00:14:48,000
‫با وجود هنری، نمی‌تونه

200
00:14:49,320 --> 00:14:51,800
‫فکر می‌کردم می‌تونم ازشون مراقبت کنم

201
00:14:51,800 --> 00:14:53,360
‫تقصیر تو نیست

202
00:14:54,840 --> 00:14:57,200
‫تو این بلا رو سر فرزندت نیاوردی

203
00:14:57,200 --> 00:14:58,560
‫تقصیر هنریه

204
00:15:04,240 --> 00:15:05,920
‫صبح زود حرکت می‌کنیم

205
00:15:10,240 --> 00:15:13,840
‫اِرل مورکار، کِی به سمت مرسیا میری؟

206
00:15:13,840 --> 00:15:16,320
‫اعلی‌حضرت

207
00:15:16,320 --> 00:15:18,800
‫مرسیا کار رو به درستی انجام داد

208
00:15:18,800 --> 00:15:22,640
‫ما نقش‌مون رو بازی کردیم, اما ماجرای امروز؟
‫وسکس متعلق به پادشاهه،

209
00:15:22,640 --> 00:15:25,400
‫- واقعاً؟
‫- مراقب حرف زدنت باش، اِرل مورکار

210
00:15:26,800 --> 00:15:28,280
‫بانو اِما

211
00:15:29,360 --> 00:15:32,000
‫شما وِسکس رو به ما وعده داده بودید

212
00:15:32,000 --> 00:15:34,320
‫ما با پدرت معامله کردیم،

213
00:15:34,320 --> 00:15:37,280
‫- خداوند رحمتش کنه
‫- خداوند رحمتش کنه

214
00:15:37,280 --> 00:15:39,400
‫اما الان تو لباس‌هاش رو پوشیدی,,,

215
00:15:40,720 --> 00:15:42,480
‫خب

216
00:15:42,480 --> 00:15:46,920
‫به پدرم وعده‌ی عنوان اِرل وسکس رو دادید

217
00:15:46,920 --> 00:15:49,440
‫- معامله‌مون همین بود
‫- واقعاً؟

218
00:15:49,440 --> 00:15:53,080
‫پادشاه به مرسیا
‫سهمی در آینده‌ی انگلیس وعده داده

219
00:15:53,080 --> 00:15:55,320
‫این پاداش شماست، اِرل مورکار

220
00:15:56,960 --> 00:15:58,360
‫نه

221
00:15:58,360 --> 00:15:59,520
‫نه؟

222
00:16:00,760 --> 00:16:01,800
‫نه

223
00:16:02,840 --> 00:16:05,640
‫اعلی‌حضرت، معامله‌مون مشخص بود

224
00:16:05,640 --> 00:16:08,080
‫ما بهتون کمک می‌کنیم
‫خانواده‌ی گادوین تحریک بشن

225
00:16:08,080 --> 00:16:11,760
‫و در عوض، شما وسکس رو به ما می‌دید

226
00:16:11,760 --> 00:16:14,280
‫الان من اِرل مرسیا هستم,,,

227
00:16:15,640 --> 00:16:17,880
‫- و تقاضا دارم بهم احترام بذارید
‫- موفق نشدی

228
00:16:17,880 --> 00:16:22,040
‫بخش مهمی از ماجرا امروز رو
‫درک کنی، اِرل مورکار

229
00:16:22,040 --> 00:16:25,440
‫مهم نیست چه حرفی توی دربار پادشاه
‫زده شده باشه و چه حکمی صادر شده باشه،

230
00:16:25,440 --> 00:16:27,360
‫توی ذهن مردم،

231
00:16:27,360 --> 00:16:30,680
‫گادوین اِرل وسکس باقی می‌مونه،

232
00:16:30,680 --> 00:16:33,040
‫تا زمانی که زنده باشه

233
00:16:42,080 --> 00:16:43,680
‫اِرل مورکار

234
00:16:46,640 --> 00:16:49,440
‫قبل از اینکه بری، باید باهات حرف بزنم

235
00:16:50,520 --> 00:16:53,600
‫جوونی, می‌دونم

236
00:16:53,600 --> 00:16:54,760
‫اما این رو یاد بگیر

237
00:16:56,800 --> 00:16:58,320
‫قدرت، دادنی نیست

238
00:16:59,440 --> 00:17:01,320
‫گرفتنیه

239
00:17:02,600 --> 00:17:05,280
‫و بعضی‌وقت‌ها،

240
00:17:05,280 --> 00:17:08,480
‫باید جون یه نفر گرفته بشه

241
00:17:09,680 --> 00:17:13,720
‫وقتی وظیفه‌ت رو انجام بدی،
‫و هیچ حرفی باقی نمونه,,,

242
00:17:15,360 --> 00:17:18,480
‫می‌تونی هر چیزی توی وسکس
‫پیدا کردی رو ببری برای خودت،

243
00:17:18,480 --> 00:17:20,720
‫هر چیزی که دلت می‌خواد

244
00:17:22,640 --> 00:17:24,840
‫تا جلسه‌ی بعدی‌مون،

245
00:17:24,840 --> 00:17:26,720
‫که مطمئنم

246
00:17:26,720 --> 00:17:29,160
‫احترام تازه‌ای برات قائل می‌شیم,,,

247
00:17:32,080 --> 00:17:33,680
‫خدانگهدار، اِرل مورکار

248
00:17:45,600 --> 00:17:47,760
‫پادشاه اجازه داده ملکه کوچولوش

249
00:17:47,760 --> 00:17:49,760
‫از قفس خارج بشه، ها؟

250
00:17:49,760 --> 00:17:53,280
‫- و تصمیم گرفتی با حضورت به ما افتخار بدی
‫- سووِین

251
00:17:53,280 --> 00:17:57,120
‫- اما خب تاج نداری
‫- معلومه که تاج دارم

252
00:17:57,120 --> 00:17:58,720
‫آره، اما مراسم تاج‌گذاری نداشتی،

253
00:17:58,720 --> 00:18:02,240
‫پس نمی‌تونه تاج رو
‫روی سر یه نفر دیگه بذاره؟

254
00:18:02,240 --> 00:18:04,640
‫- بهش توجه نکن، گون‌هیلد
‫- نه، نه، نه، نه، نه

255
00:18:04,640 --> 00:18:06,280
‫فقط می‌خوام بفهمم

256
00:18:06,280 --> 00:18:08,240
‫کدوم‌مون بیش‌تر توسط اون گاییده میشه,,,

257
00:18:08,240 --> 00:18:09,720
‫گون‌هیلد، یا ما

258
00:18:09,720 --> 00:18:11,440
‫واقعاً انسان خوک‌صفتی هستی

259
00:18:13,520 --> 00:18:16,480
‫- اوه، سووِین
‫- گون‌هیلد، بس کن!

260
00:18:20,680 --> 00:18:23,280
‫کافیه! وقت بازی کردن نیست

261
00:18:35,280 --> 00:18:37,520
‫تصمیم گرفتم به سمت فلاندرز بریم

262
00:18:37,520 --> 00:18:39,080
‫فلاندرز؟ پدر،

263
00:18:39,080 --> 00:18:41,520
‫- چرا باهاشون نمی‌جنگیم؟
‫- نمی‌جنگیم

264
00:18:41,520 --> 00:18:44,000
‫کنت بالدوین به هر کسی که بتونه
‫هزینه رو پرداخت کنه، پناه میده

265
00:18:44,000 --> 00:18:47,000
‫- پس اونجا در امانیم
‫- قبلاً با بالدوین معامله کردم

266
00:18:47,000 --> 00:18:50,280
‫- سر حرفش می‌مونه
‫- سر حرفش می‌مونه؟

267
00:18:50,280 --> 00:18:52,920
‫از شنیدن این جمله دارم خسته میشم

268
00:18:52,920 --> 00:18:54,827
‫- اوه، واقعاً؟ سووِین؟
‫- آره

269
00:18:54,828 --> 00:18:56,829
‫خب، من هنوز بزرگ این خانواده‌ام،

270
00:18:57,000 --> 00:18:58,840
‫- پس من تصمیم آخر رو می‌گیرم
‫- خب،

271
00:18:58,840 --> 00:19:02,200
‫شاید وقتش رسیده
‫که تصمیم‌گیری رو به من بسپارید، پدر

272
00:19:02,200 --> 00:19:05,760
‫خب، شاید همینطور باشه، سووِین

273
00:19:05,760 --> 00:19:11,040
‫شاید باید سرنوشت‌مون رو
‫به دست مردی بسپاریم

274
00:19:11,040 --> 00:19:14,320
‫که در حضور پادشاه
‫شمشیر می‌کشه, ها؟

275
00:19:14,320 --> 00:19:16,720
‫فکر می‌کنی خیلی راحت تصمیم گرفتم؟

276
00:19:18,200 --> 00:19:20,280
‫فکر می‌کنی از شکست خوشم میاد؟

277
00:19:22,000 --> 00:19:24,400
‫اگه بجنگیم،

278
00:19:24,400 --> 00:19:27,880
‫تمامی مردها، زن‌ها و کودکان وسکس

279
00:19:27,880 --> 00:19:29,440
‫کشته خواهند شد

280
00:19:32,440 --> 00:19:37,040
‫چرا بانو اِما گفت اگه پسرش اِیتل رو
‫زنده بهش برمی‌گردوندی

281
00:19:37,040 --> 00:19:39,880
‫همه چیز رو بهت پس می‌داد؟

282
00:19:45,480 --> 00:19:47,280
‫چون پدر، اِیتل رو کُشت

283
00:19:48,800 --> 00:19:51,120
‫از زبون بانو اِما شنیدم

284
00:19:51,120 --> 00:19:53,200
‫قسم خوردی که اِیتل رو
‫پادشاه انگلیس بکنی،

285
00:19:53,200 --> 00:19:55,360
‫اما به نفع اِدوارد اون رو کشتی

286
00:19:56,680 --> 00:19:58,400
‫مگه نه، پدر؟

287
00:20:00,080 --> 00:20:03,440
‫قسم خوردم که وارث بر حق رو
‫پادشاه انگلیس بکنم

288
00:20:04,880 --> 00:20:06,960
‫اِما چیزی که دوست داشت بشنوه رو شنید

289
00:20:06,960 --> 00:20:09,720
‫چیزی که تو دوست داشتی بشنوه رو شنید

290
00:20:09,720 --> 00:20:12,720
‫امکان نداشت اِیتل با یکی از دخترها
‫خانواده‌ی گادوین ازدواج کنه

291
00:20:12,720 --> 00:20:14,680
‫اما اِدوارد ضعیفه

292
00:20:17,600 --> 00:20:19,440
‫پس کاری که لازم بود رو انجام دادم

293
00:20:23,000 --> 00:20:27,600
‫و آره، برای نجات وسکس
‫اِیتل رو کشتم

294
00:20:27,600 --> 00:20:29,400
‫همونطور که پادشاه آلفرد نجاتش داد

295
00:20:31,000 --> 00:20:33,960
‫و همونطور که من دوباره
‫همین حالا نجاتش دادم

296
00:20:35,360 --> 00:20:37,920
‫فردا حرکت می‌کنیم

297
00:20:37,920 --> 00:20:39,760
‫آماده باشید

298
00:20:48,920 --> 00:20:50,400
‫چطور اون رو کُشته؟

299
00:20:50,400 --> 00:20:53,000
‫به عنوان یه دوست توی ساحل اِیتل رو دیده

300
00:20:53,000 --> 00:20:55,200
‫و همون‌جا توی ساحل
‫چشم‌هاش رو از حدقه درآورده

301
00:20:57,440 --> 00:21:00,080
‫- چشمت به تاج‌وتخت نباشه
‫- لعنتی

302
00:21:00,080 --> 00:21:03,560
‫این یه حکم مرگه که سال‌هاست
‫ما رو درگیر خودش کرده

303
00:21:03,560 --> 00:21:06,240
‫خدایا، پدرتون واقعاً مثل اونا بی‌رحمه

304
00:21:07,320 --> 00:21:09,320
‫به زنت بگو دخالت نکنه، هارولد

305
00:21:09,320 --> 00:21:11,120
‫جرات نداری با همسر من
‫اونطوری حرف بزنی، سووِین

306
00:21:11,120 --> 00:21:12,840
‫اشکالی نداره، هارولد، دارم میرم

307
00:21:14,960 --> 00:21:16,000
‫نباید اون حرف رو می‌زدی

308
00:21:16,000 --> 00:21:18,080
‫اوه، غر زدن و قهر کردن زن‌ها
‫توی این خونه تمومی نداره؟

309
00:21:18,080 --> 00:21:19,560
‫می‌دونی، یادم رفته بود
‫وقتی از چیزی خبر نداری

310
00:21:19,560 --> 00:21:20,600
‫چقدر آدم عوضی‌ای می‌تونی باشی

311
00:21:20,600 --> 00:21:22,720
‫زنی این حرف رو می‌زنه که حتی نمی‌تونه
‫شوهرش رو راضی کنه باهاش بخوابه

312
00:21:22,720 --> 00:21:23,960
‫کافیه

313
00:21:23,960 --> 00:21:26,320
‫همین الان هم با اِدوارد و اِما
‫به اندازه‌ی کافی دشمن داریم

314
00:21:28,040 --> 00:21:30,920
‫- من اینجا پیش پادشاه می‌مونم
‫- گون‌هیلد، نمی‌تونی اون کار رو بکنی

315
00:21:30,920 --> 00:21:32,680
‫نه، تصمیمم رو گرفتم

316
00:21:32,680 --> 00:21:36,920
‫چقدر وظیفه‌ی سختی داری و باید ازخودگذشتگی بکنی،
‫باید تاجت رو نگه داری

317
00:21:36,920 --> 00:21:38,240
‫اما می‌کُشنت

318
00:21:38,240 --> 00:21:40,600
‫اِدوارد نمی‌ذاره, من همسرشم

319
00:21:40,600 --> 00:21:43,760
‫- خداش اجازه نمیده
‫- و بانو اِما چی؟

320
00:21:43,760 --> 00:21:46,280
‫چند وقت خدا در برابر اون
‫ازت محافظت می‌کنه؟

321
00:21:46,280 --> 00:21:47,760
‫گون‌هیلد، باید همراهمون بیایی

322
00:21:47,760 --> 00:21:51,160
‫اگه بتونم کاری بکنم باهام بخوابه،

323
00:21:51,160 --> 00:21:52,960
‫اونوقت یه وارث داریم

324
00:21:52,960 --> 00:21:55,200
‫هیچکدوم از شما وظیفه‌ای
‫مثل وظیفه‌ی من نداشتید

325
00:21:55,200 --> 00:21:57,680
‫پس درمورد وظیفه برای من
‫سخنرانی نکن، سووِین

326
00:21:58,760 --> 00:22:01,200
‫اگه قرار باشه این خانواده جون سالم به در ببره،

327
00:22:01,200 --> 00:22:02,960
‫اون وظیفه به دوش منه

328
00:22:04,160 --> 00:22:06,640
‫توستیگ، گوش کن

329
00:22:07,720 --> 00:22:12,040
‫هر اتفاقی که بیُفته،
‫هر جایی که بری،

330
00:22:12,040 --> 00:22:15,320
‫توی این زندگی فقط
‫باید یه چیز رو یادت بمونه

331
00:22:16,440 --> 00:22:19,680
‫سووِین یه آدم عوضیه
‫و همیشه همینطور می‌مونه

332
00:22:21,760 --> 00:22:25,080
‫این آخر ماجرا نیست,
‫باشه؟ این آخرش نیست

333
00:22:26,640 --> 00:22:27,880
‫چطور؟

334
00:22:28,960 --> 00:22:31,680
‫چون اینجا انگلیسه،

335
00:22:31,680 --> 00:22:34,680
‫و یه نفر می‌میره و همه چیز عوض میشه

336
00:22:40,640 --> 00:22:42,840
‫شرمنده که سووِین اونطوری باهات حرف زد

337
00:22:43,880 --> 00:22:46,360
‫بعضی‌وقت‌ها یادش میره
‫چه جایگاهی داره

338
00:22:48,320 --> 00:22:50,680
‫اوه، دقیقاً می‌دونه داره چیکار می‌کنه

339
00:22:58,080 --> 00:23:01,720
‫- ایدت، پدرم هر کاری که کرده,,,
‫- مشکلی نیست، هارولد

340
00:23:06,960 --> 00:23:08,840
‫مشکلی نیست

341
00:23:18,120 --> 00:23:20,200
‫توی فلاندرز در امانیم

342
00:23:30,958 --> 00:23:34,958
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

343
00:23:44,680 --> 00:23:45,720
‫چه مرگش شده؟

344
00:23:46,880 --> 00:23:47,960
‫به فلاندرز رسیدیم

345
00:23:48,960 --> 00:23:50,920
‫اون رودخونه مرز نورماندی و فلاندرزه

346
00:24:07,811 --> 00:24:12,683
‫[ فلاندرز ]

347
00:24:24,160 --> 00:24:26,280
‫این دیگه چه وضعشه؟

348
00:24:26,280 --> 00:24:29,640
‫- چه انتظاری داشتی؟
‫- نمی‌دونم

349
00:24:29,640 --> 00:24:33,600
‫- ساختمون توش باشه؟
‫- کنت بالدوین دوست داره دربارش در حال حرکت باشه

350
00:24:33,600 --> 00:24:36,002
‫از اینکه هر کسی می‌تونه به فلاندرز بیاد

351
00:24:36,003 --> 00:24:37,520
‫اما خودش می‌تونه یه روح باشه خوشش میاد

352
00:24:58,160 --> 00:24:59,600
‫کنت بالدوین

353
00:25:02,560 --> 00:25:05,400
‫ویلیام, خیلی از دیدنت خوشحالم

354
00:25:07,200 --> 00:25:10,360
‫- این افتخار رو مدیون چه چیزی هستم؟
‫- پناهگاه می‌خوایم

355
00:25:10,360 --> 00:25:12,120
‫پناهگاه؟ ها؟

356
00:25:13,360 --> 00:25:15,827
‫- دخترم چیکار کرده؟
‫- بالدوین

357
00:25:15,828 --> 00:25:16,828
‫ماتیلدا

358
00:25:19,880 --> 00:25:21,440
‫- دلم برات تنگ شده بود
‫- اوه!

359
00:25:22,560 --> 00:25:23,720
‫انتظار داری باور کنم؟

360
00:25:23,720 --> 00:25:26,360
‫- نمی‌تونم عشقم به دخترم رو نشون بدم؟
‫- جلوت رو نگرفتم

361
00:25:28,960 --> 00:25:31,000
‫خوبه

362
00:25:31,000 --> 00:25:32,880
‫یه هدیه برات آوردم

363
00:25:32,880 --> 00:25:34,680
‫چی می‌تونه باشه؟

364
00:25:37,600 --> 00:25:38,680
‫نوه‌ت

365
00:25:40,240 --> 00:25:41,760
‫اوه، بدش بهم

366
00:25:43,200 --> 00:25:45,240
‫بدش بهم, آه!

367
00:25:47,440 --> 00:25:51,240
‫اوه، چقدر خوشگله

368
00:25:51,240 --> 00:25:53,800
‫مگه نه؟ گوگولی مگولی

369
00:25:53,800 --> 00:25:55,880
‫اسم براش انتخاب کردید؟

370
00:25:55,880 --> 00:25:56,920
‫هنوز نه

371
00:25:58,120 --> 00:26:01,560
‫بالدوین، ها؟ بالدوین!
‫اسم خوب و باوقاریه

372
00:26:01,560 --> 00:26:03,160
‫اسمش رو نمی‌ذاریم بالدوین

373
00:26:04,720 --> 00:26:06,400
‫هر جور دوست دارید

374
00:26:06,400 --> 00:26:09,440
‫اوه, یه هدیه‌ی دیگه,
‫بذارش روی میز

375
00:26:09,440 --> 00:26:11,640
‫پناهگاه, می‌تونیم بمونیم؟

376
00:26:11,640 --> 00:26:15,800
‫البته, توی فلاندرز از همه استقبال میشه

377
00:26:15,800 --> 00:26:18,720
‫- اگه هزینه رو پرداخت کنن
‫- بی‌شعور نباش

378
00:26:18,720 --> 00:26:22,720
‫اوه، داشتم شوخی می‌کردم,
‫یه شوخی بود, شوخی می‌کنم

379
00:26:22,720 --> 00:26:25,000
‫معلومه که شوخی می‌کنم

380
00:26:25,000 --> 00:26:27,840
‫هزینه‌ش برای اعضای خانواده
‫اینه که دلیل منطقی‌ای داشته باشن

381
00:26:27,840 --> 00:26:30,520
‫اوه، دلیلی منطقی‌ای داریم

382
00:26:30,520 --> 00:26:32,000
‫خوبه

383
00:26:35,200 --> 00:26:37,400
‫- کل نورماندی؟
‫- همه چیز رو گرفت

384
00:26:37,400 --> 00:26:39,120
‫اصلاً خبر نداشتی؟

385
00:26:40,560 --> 00:26:42,520
‫می‌دونستم با هم مشکل دارید،

386
00:26:42,520 --> 00:26:44,840
‫اما نمی‌دونستم اینقدر جدی شده

387
00:26:44,840 --> 00:26:46,800
‫- هنری بهت نگفته؟
‫- نه

388
00:26:46,800 --> 00:26:49,000
‫چندین ماهه هنری رو ندیدم
‫و خبری ازش نشنیدم

389
00:26:51,120 --> 00:26:54,120
‫- اما خداروشکر سالم رسیدید
‫- دلیلش رو نپرسیدی

390
00:26:54,120 --> 00:26:56,560
‫هر اتفاقی که بین شما و هنری افتاده
‫مربوط به گذشته‌ست

391
00:26:58,320 --> 00:27:00,200
‫حتی کنجکاو هم نیستی؟

392
00:27:01,680 --> 00:27:03,800
‫خب، مشخصاً می‌خوای بهم بگی، ویلیام،

393
00:27:03,800 --> 00:27:05,840
‫پس چرا نمیگی؟

394
00:27:05,840 --> 00:27:07,520
‫چرا هنری به نورماندی حمله کرد؟

395
00:27:07,520 --> 00:27:09,920
‫چون فهمیدم که اون پدرم رو کشته

396
00:27:10,920 --> 00:27:12,760
‫و حالا می‌خواد من رو هم بُکُشه

397
00:27:15,600 --> 00:27:18,280
‫خب، الان همه چیز مشخص شد

398
00:27:18,280 --> 00:27:21,320
‫- به نظر نمیاد تعجب کرده باشی
‫- هنری پدرهای زیادی رو کشته

399
00:27:22,360 --> 00:27:24,240
‫مشخصاً بهت تسلیت میگم

400
00:27:24,240 --> 00:27:26,520
‫اما اون پدرها، پسرها،

401
00:27:26,520 --> 00:27:29,800
‫مادرها و همسرهای زیادی رو کشته،
‫هر کسی که فکرش رو بکنی

402
00:27:29,800 --> 00:27:31,920
‫هیچوقت چیز از برنامه‌هاش به تو نگفته؟

403
00:27:31,920 --> 00:27:34,040
‫چرا به من بگه؟

404
00:27:34,040 --> 00:27:35,560
‫من با خواهرش ازدواج کردم

405
00:27:36,880 --> 00:27:38,600
‫به من از همه کم‌تر اعتماد داره

406
00:27:40,400 --> 00:27:42,360
‫می‌خوای کاری بکنی؟

407
00:27:43,520 --> 00:27:46,680
‫- تو باشی کاری نمی‌کنی؟
‫- انتقام؟

408
00:27:46,680 --> 00:27:49,640
‫نه، نه, من زیاد احساساتی نیستم

409
00:27:49,640 --> 00:27:51,080
‫من باید این منطقه رو مدیریت کنم

410
00:27:53,160 --> 00:27:56,320
‫و هنری هم احمق نیست,
‫این فقط برای اون یه بازی قدرته

411
00:27:56,320 --> 00:27:58,661
‫اگه همه‌ی مهره‌ها رو در تعادل نگه داری

412
00:27:58,662 --> 00:28:00,200
‫هرگز شکست نمی‌خوری

413
00:28:01,760 --> 00:28:03,800
‫و بعداً بچه‌مون باید توی
‫اون بازی شرکت کنه

414
00:28:05,080 --> 00:28:07,480
‫فقط تاریخ تکرار میشه

415
00:28:28,680 --> 00:28:30,400
‫هی

416
00:28:31,680 --> 00:28:33,800
‫هی, سلام

417
00:28:33,800 --> 00:28:35,400
‫سلام!

418
00:28:37,920 --> 00:28:40,120
‫اوه

419
00:28:42,800 --> 00:28:44,600
‫هی

420
00:28:44,600 --> 00:28:46,160
‫چرا بیداری؟

421
00:29:03,640 --> 00:29:07,440
‫نگران نباش، برمی‌گردیم

422
00:29:09,680 --> 00:29:12,760
‫تمام زندگی من همینه؟

423
00:29:12,760 --> 00:29:15,960
‫اونقدر کمه که توی چندتا واگن جمع میشه؟

424
00:29:15,960 --> 00:29:17,960
‫گادوین، احمق نباش

425
00:29:22,234 --> 00:29:25,000
‫آماده بشید, سپرهاتون رو بردارید!

426
00:29:25,000 --> 00:29:28,360
‫مهاجم‌ها از شمال مستقیم به سمت ما میان

427
00:29:28,360 --> 00:29:30,080
‫- چه نشونه‌ای دارم؟
‫- حتماً اهل مرسیا هستن

428
00:29:30,080 --> 00:29:31,680
‫اون مورکار حرومزاده!

429
00:29:31,680 --> 00:29:34,400
‫- درست پشت سر ما هستن، پدر
‫- باید همین‌الان بریم!

430
00:29:34,400 --> 00:29:36,200
‫همه حرکت کنید!

431
00:29:39,040 --> 00:29:41,600
‫عجله کن، ایدت,
‫مسیر شرق رو از دل جنگل دنبال کن

432
00:29:41,600 --> 00:29:43,880
‫- اونجا قایق‌ها منتظرن
‫- شما چی؟

433
00:29:43,880 --> 00:29:46,880
‫ما می‌ریم به سمت جنوب
‫تا مهاجم‌ها دنبالمون بیان

434
00:29:46,880 --> 00:29:48,000
‫دارن میان!

435
00:29:54,200 --> 00:29:56,880
‫همین‌الان برید!

436
00:30:00,600 --> 00:30:03,240
‫- باید بچه‌ها رو از اینجا خارج کنیم
‫- کمک!

437
00:30:03,240 --> 00:30:05,080
‫نه!

438
00:30:05,080 --> 00:30:06,800
‫ایدت!

439
00:30:08,000 --> 00:30:10,327
‫- به کمک نیاز داره!
‫- برو!

440
00:30:10,328 --> 00:30:12,040
‫صبر کن, چیکار می‌کنی؟

441
00:30:12,040 --> 00:30:13,720
‫ولم کن!

442
00:31:15,960 --> 00:31:18,520
‫- من می‌گیرمش
‫- بله، بانوی من

443
00:31:25,200 --> 00:31:27,200
‫سرورم

444
00:31:33,120 --> 00:31:35,160
‫ویلیام، بیا اینجا

445
00:31:35,160 --> 00:31:37,520
‫- می‌دونم که دلت می‌خواد
‫- از همین‌جا می‌تونم ببینمش

446
00:31:42,480 --> 00:31:44,200
‫بیا اینجا و یه اسم براش انتخاب کن

447
00:31:47,120 --> 00:31:49,400
‫ویلیام، یه اسم می‌خواد

448
00:32:01,600 --> 00:32:04,680
‫کنت بالدوین که از همه‌ی اروپا خبر داره

449
00:32:04,680 --> 00:32:08,680
‫اما نمی‌دونستی که هنری
‫می‌خواد به نورماندی حمله کنه؟

450
00:32:08,680 --> 00:32:13,320
‫شاید برات عجیب باشه،
‫اما همونطور که گفتم،

451
00:32:13,320 --> 00:32:15,400
‫هنری خیلی به من اعتماد نداره

452
00:32:15,400 --> 00:32:18,200
‫باور کردنش خیلی برام سخته

453
00:32:18,200 --> 00:32:19,920
‫ویلیام،

454
00:32:19,920 --> 00:32:23,520
‫- تا حالا بهت دروغ گفتم؟
‫- اوه، اگه دروغ نگفته باشی تعجب می‌کنم

455
00:32:25,400 --> 00:32:28,360
‫خب، الان که بهت دروغ نمیگم,
‫از برنامه‌های هنری خبر نداشتم

456
00:32:28,360 --> 00:32:31,160
‫اما مجبور بودی دوباره ازم بپرسی,
‫سوال منطقی‌ایه

457
00:32:32,680 --> 00:32:34,680
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- هیچی

458
00:32:35,760 --> 00:32:38,640
‫من بی‌طرف می‌مونم,
‫فلاندرز با این روش سالم می‌مونه

459
00:32:38,640 --> 00:32:42,280
‫- هنری عضوی از خانواده‌ی توئه
‫- شما خانواده‌ی من هستید

460
00:32:42,280 --> 00:32:44,680
‫ماتیلدا و پسرت هم‌خون من هستن

461
00:32:44,680 --> 00:32:47,840
‫با هنری به‌خاطر یه ازدواج فامیل شدم،
‫آینده‌ای اونجا وجود نداره

462
00:32:50,960 --> 00:32:54,320
‫- پسرم برای اون یه فرصته
‫- آره

463
00:32:54,320 --> 00:32:57,240
‫- اما یه بچه‌ست
‫- منم یه زمانی بچه بودم

464
00:32:57,240 --> 00:32:59,200
‫- ببین هنری چه بلایی سرم آورده
‫- پس,,,

465
00:33:01,440 --> 00:33:03,320
‫می‌خوای چیکار کنی؟

466
00:33:04,640 --> 00:33:06,320
‫از پسرم محافظت می‌کنم

467
00:33:19,000 --> 00:33:22,281
‫- این دیگه چه کاریه؟
‫- میگه یه پیغام برای شما داره

468
00:33:22,282 --> 00:33:23,560
‫درمورد خانواده‌ی گادوین

469
00:33:27,920 --> 00:33:30,040
‫- کجان؟
‫- دیگه خیلی دیر شده

470
00:33:30,040 --> 00:33:32,440
‫تا الان نصف راه به سمت فلاندرز رو
‫با قایق طی کردن

471
00:33:32,440 --> 00:33:34,880
‫پس هیچ فایده‌ای برام نداری

472
00:33:34,880 --> 00:33:37,080
‫- بُکُشیدش
‫- هارولد گادوینسون

473
00:33:39,640 --> 00:33:42,280
‫وقتی بفهمه همسرش رو کشتی
‫به نظرت چیکار می‌کنه؟

474
00:33:43,360 --> 00:33:45,720
‫باشه, اگه دوست داری کِشِش بده

475
00:33:45,720 --> 00:33:48,400
‫می‌فهمه که تو دستور قتل من رو دادی

476
00:33:48,400 --> 00:33:49,840
‫واقعاً می‌خوای این خطر رو به جون بخری؟

477
00:33:51,920 --> 00:33:53,800
‫پس می‌ذاریم بانو اِما
‫سرنوشتت رو تعیین کنه

478
00:33:55,280 --> 00:33:57,400
‫زندانیش کنید

479
00:33:57,400 --> 00:33:58,960
‫و به جستجو ادامه بدید،

480
00:33:58,960 --> 00:34:01,000
‫هنوز به ساحل نرسیدن

481
00:34:06,960 --> 00:34:09,480
‫برادر، اون زن کیه؟

482
00:34:09,480 --> 00:34:10,760
‫آدم خاصی نیست

483
00:34:13,680 --> 00:34:15,960
‫اون اصلاً اینجا نیست

484
00:34:15,960 --> 00:34:17,000
‫فهمیدی؟

485
00:34:20,920 --> 00:34:24,160
‫خودت حرکت کردن واگن‌ها رو دیدی، هارولد

486
00:34:24,160 --> 00:34:25,840
‫همسرت تا الان به قایق‌ها رسیده

487
00:34:25,840 --> 00:34:28,440
‫- اونا,,, همه‌شون الان اونجان
‫- وقتی ببینم به یه جای امن رسیدن،

488
00:34:28,440 --> 00:34:31,320
‫- اونوقت راضی میشم
‫- مطمئنید آتیش روشن کردن فکر خوبیه؟

489
00:34:31,320 --> 00:34:33,760
‫اگه درست روشن بشه، کسی نمی‌فهمه

490
00:34:33,760 --> 00:34:35,720
‫پدر به گرما نیاز داره، درسته، هارولد؟

491
00:34:37,640 --> 00:34:39,284
‫- کمکش کن، سووِین
‫- من برای خودم آتیش روشن نمی‌کنم

492
00:34:39,284 --> 00:34:40,531
‫بقیه برام روشن می‌کنن

493
00:34:40,532 --> 00:34:42,120
‫چندتا سنگ بیار

494
00:34:42,120 --> 00:34:44,120
‫- حتماً خشک باشن
‫- چه فرقی داره؟

495
00:34:44,120 --> 00:34:47,360
‫- اونطوری منفجر نمیشن
‫- سنگن

496
00:34:47,360 --> 00:34:48,800
‫سووِین، بزرگ شو!

497
00:34:50,040 --> 00:34:52,000
‫با من اونطور حرف نزن

498
00:34:54,520 --> 00:34:56,040
‫فقط براش سنگ پیدا کن

499
00:35:10,760 --> 00:35:12,600
‫پدر

500
00:35:16,040 --> 00:35:18,480
‫قایق‌ها خوب پنهان شدن,
‫منتظرمون می‌مونن

501
00:35:22,840 --> 00:35:25,560
‫- متاسفم، هارولد
‫- بهمون شبیخون زدن

502
00:35:25,560 --> 00:35:27,520
‫چه کاری می‌تونستی انجام بدی؟

503
00:35:34,080 --> 00:35:36,400
‫راست می‌گفتی، هارولد

504
00:35:38,120 --> 00:35:41,520
‫راست می‌گفتی
‫و باید به حرفت گوش می‌دادم

505
00:35:44,080 --> 00:35:45,760
‫اینم از این

506
00:35:53,080 --> 00:35:54,920
‫اودو گفت اومدی اینجا

507
00:36:00,680 --> 00:36:03,680
‫- به چی فکر می‌کنی؟
‫- هنری هیچوقت دست برنمی‌داره

508
00:36:05,040 --> 00:36:07,880
‫می‌دونی چه جور آدمیه،
‫و چه کارهایی ازش برمیاد

509
00:36:07,880 --> 00:36:09,880
‫آره، می‌دونم

510
00:36:09,880 --> 00:36:12,880
‫این رو هم می‌دونم که دوران کودکی پسرت
‫مثل دوران کودکی خودت نخواهد بود

511
00:36:14,600 --> 00:36:16,000
‫منم می‌خوام مطمئن بشم همینطوره

512
00:36:19,360 --> 00:36:21,400
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

513
00:36:21,400 --> 00:36:22,880
‫یه خانواده برام پیدا کن

514
00:36:25,960 --> 00:36:28,240
‫خانواده‌ای که می‌خواد از اینجا بره

515
00:36:28,240 --> 00:36:31,480
‫و تا جایی که ممکنه
‫از اینجا دور بشه

516
00:36:31,480 --> 00:36:32,520
‫و فیتز,,,

517
00:36:35,000 --> 00:36:36,520
‫ماتیلدا نباید بفهمه

518
00:36:38,000 --> 00:36:39,880
‫تا وقتی که کار انجام بشه

519
00:37:09,240 --> 00:37:10,280
‫ممنون

520
00:37:11,760 --> 00:37:14,120
‫گریه می‌کردی؟

521
00:37:14,120 --> 00:37:17,440
‫نه، چشم‌هام می‌خارن,
‫دستم بهشون نمی‌رسه

522
00:37:17,440 --> 00:37:18,760
‫اوه، بذار من کمکت کنم

523
00:37:27,680 --> 00:37:30,732
‫- حامله‌ای؟
‫- هیس! اونطور نیست

524
00:37:30,733 --> 00:37:33,880
‫همینطوره, همه‌ی زن‌های حامله
‫توی حصار چوبی چشم‌شون قرمز میشه

525
00:37:33,880 --> 00:37:36,360
‫لطفاً چیزی نگو,
‫یه رازیه بین من و تو

526
00:38:13,320 --> 00:38:15,360
‫- مادر؟
‫- حمله به حصار گادوین

527
00:38:15,360 --> 00:38:17,560
‫حمله؟

528
00:38:17,560 --> 00:38:19,240
‫چی,,, چی شده؟

529
00:38:20,920 --> 00:38:23,040
‫تنهامون بذار

530
00:38:23,040 --> 00:38:24,640
‫تنهامون بذار!

531
00:38:31,920 --> 00:38:34,680
‫مورکار احمق مثل یه گاو وحشی
‫بهشون حمله کرده

532
00:38:36,040 --> 00:38:39,080
‫خانواده‌ی گادوین هم متوجه شدن
‫و قبل از اینکه به حسابشون رسیده بشه,,,

533
00:38:40,240 --> 00:38:43,760
‫- پخش و پلا شدن
‫- خب، شاید لطف خدا شامل حالشون شده

534
00:38:43,760 --> 00:38:45,320
‫لطف خدا شامل حال اِیتل نشد

535
00:38:50,120 --> 00:38:53,200
‫پسر عزیزم، ربطی به لطف خدا نداره,,,

536
00:38:53,200 --> 00:38:54,920
‫این مجازات خداست

537
00:38:56,080 --> 00:39:00,280
‫اشتباه کردیم که یه نفر دیگه
‫رو مسئول اون کار کردیم

538
00:39:00,280 --> 00:39:01,320
‫اِدوارد,,,

539
00:39:02,320 --> 00:39:03,400
‫به من اعتماد داری؟

540
00:39:04,800 --> 00:39:07,920
‫- همیشه توی رو زنده نگه نداشتم؟
‫- آره، مادر،

541
00:39:07,920 --> 00:39:10,720
‫- همیشه زنده نگهم داشتی
‫- بیا با هم دعا کنیم

542
00:39:10,720 --> 00:39:12,360
‫شاید به جوابی برسیم

543
00:39:15,600 --> 00:39:17,240
‫بیا دعا کنیم

544
00:39:26,160 --> 00:39:29,880
‫- می‌تونی بری
‫- سرورم، دوشس گفتن باید پیشش بمونم تا,,,

545
00:39:29,880 --> 00:39:31,640
‫برو

546
00:40:12,960 --> 00:40:14,800
‫اونا یه اسم برات انتخاب می‌کنن

547
00:40:16,960 --> 00:40:18,560
‫سرورم

548
00:40:21,840 --> 00:40:23,360
‫اون خانواده اومدن

549
00:40:25,160 --> 00:40:26,920
‫خوب ازش مراقبت می‌کنن

550
00:40:45,560 --> 00:40:47,040
‫خب؟

551
00:40:48,400 --> 00:40:50,840
‫خب چی؟

552
00:40:50,840 --> 00:40:53,200
‫خب، گفتی می‌خوای باهام حرف بزنی

553
00:40:53,200 --> 00:40:54,800
‫چنین پیغامی برات نفرستادم

554
00:40:58,280 --> 00:40:59,960
‫پس من اینجا چیکار می‌کنم؟

555
00:41:14,560 --> 00:41:16,480
‫ویلیام!

556
00:41:16,480 --> 00:41:17,920
‫ویلیام

557
00:41:18,960 --> 00:41:21,840
‫ویلیام، چیکار,,,,

558
00:41:21,840 --> 00:41:23,440
‫چیکار کردی؟

559
00:41:28,160 --> 00:41:29,760
‫رابرت

560
00:41:31,040 --> 00:41:32,800
‫اسمش رابرته

561
00:41:45,040 --> 00:41:46,840
‫این رو بگیر

562
00:41:46,840 --> 00:41:49,160
‫عجله کنید! سربازهای مرسیا پشت سرمونن

563
00:41:49,160 --> 00:41:51,880
‫- ایدت کجاست؟
‫- متاسفم، هارولد، از هم جدا شدیم

564
00:41:51,880 --> 00:41:53,880
‫مادر، ایدت کجاست؟

565
00:41:53,880 --> 00:41:55,440
‫فکر کنم گرفتنش

566
00:41:58,400 --> 00:42:01,240
‫ولم کنید!
‫اون رو جا نمی‌ذاریم

567
00:42:01,240 --> 00:42:04,240
‫ولم کنید!
‫بهم دست نزنید!

568
00:42:04,240 --> 00:42:06,303
‫- اون رو تنها نمی‌ذاریم
‫- هارولد، آروم باش

569
00:42:06,304 --> 00:42:08,520
‫- نه، ولم کنید!
‫- آروم باش، هارولد!

570
00:42:12,520 --> 00:42:15,080
‫هارولد, اونا بهت نیاز دارن

571
00:42:15,080 --> 00:42:18,880
‫ایدت چی می‌خواد؟
‫فکر کن, بچه‌هات بهت نیاز دارن

572
00:42:20,160 --> 00:42:21,880
‫سربازهای مرسیا دارن میان!

573
00:42:31,721 --> 00:43:36,721
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال