﻿

1
00:00:01,057 --> 00:00:02,684
‫من آماندا ناکس هستم،

2
00:00:02,767 --> 00:00:05,019
‫دانشجوی اهل سیاتل

3
00:00:05,103 --> 00:00:07,313
‫برای سال سوم دانشگاه، قرار بود
‫خارج از کشور تحصیل رو ادامه بدم,,,

4
00:00:09,183 --> 00:00:10,524
‫سلام

5
00:00:10,525 --> 00:00:11,987
‫و اونجا با مردیت هم‌خونه‌ایم آشنا شدم

6
00:00:11,988 --> 00:00:13,570
‫اون اول اصلاً از هم جدا نمی‌شدیم،

7
00:00:13,653 --> 00:00:15,738
‫ولی خبر نداشتیم که به زودی

8
00:00:15,822 --> 00:00:17,407
‫قرار بود اتفاق غم‌انگیزی بیُفته

9
00:00:17,490 --> 00:00:18,533
‫سلام؟

10
00:00:18,616 --> 00:00:19,843
‫با مردیت تماس گرفتی

11
00:00:19,867 --> 00:00:21,578
‫برام پیغام بذار، روز خوبی داشته باشی

12
00:00:21,661 --> 00:00:22,787
‫خداحافظ

13
00:00:23,580 --> 00:00:25,391
‫خیلی بده! یه نفر دزدکی وارد خونه‌م شده

14
00:00:25,415 --> 00:00:26,874
‫هی, هی، مردیت، داخلی؟

15
00:00:26,958 --> 00:00:30,070
‫این گوشی‌ها امروز صبح پیدا شدن

16
00:00:30,071 --> 00:00:30,962
‫براتون آشنا نیستن؟

17
00:00:31,045 --> 00:00:33,673
‫- اون هیچوقت در رو قفل نمی‌کنه!
‫- وقتی دوش می‌گیره,,,

18
00:00:33,756 --> 00:00:35,596
‫ببین داری با کی حرف می‌زنی،
‫یعنی تو از من بیش‌تر می‌دونی؟

19
00:00:37,927 --> 00:00:38,928
‫- همه برید بیرون!
‫- یه پا!

20
00:00:39,012 --> 00:00:40,847
‫- کانتی، ببرشون بیرون!
‫- قضیه چیه؟

21
00:00:42,515 --> 00:00:45,059
‫هیولاهایی که این کار رو
‫انجام دادن رو دستگیر می‌کنیم

22
00:00:45,292 --> 00:00:46,394
‫پنجره

23
00:00:46,477 --> 00:00:47,997
‫یعنی اون نقطه‌ی وروده؟

24
00:00:48,021 --> 00:00:49,898
‫کسی نمی‌دونه این دوتا بچه کی هستن؟

25
00:00:50,523 --> 00:00:51,987
‫هم‌خونه‌ی آمریکایی

26
00:00:51,988 --> 00:00:53,276
‫جاکومو!

27
00:00:53,359 --> 00:00:55,379
‫خیلی می‌ترسم, پلیس همیشه
‫فکر می‌کنه دوست‌پسر مقتول مقصره

28
00:00:55,403 --> 00:00:58,239
‫دخترهای بریتانیایی اصلاً
‫از آماندا خوششون نمیاد

29
00:00:58,656 --> 00:01:00,116
‫مردهای زیادی رو می‌آورد توی خونه

30
00:01:00,533 --> 00:01:03,161
‫دختر آمریکایی بعد از دیدن خون، دوش گرفته؟

31
00:01:03,244 --> 00:01:05,747
‫رفتارش اصلاً شبیه یه آدم
‫بی‌گناه نیست، این مشخصه

32
00:01:05,830 --> 00:01:09,459
‫فقط یه زن جسد یه زن دیگه رو
‫با پتو می‌پوشونه

33
00:01:09,542 --> 00:01:11,794
‫- ازت می‌خوایم برگردی خونه
‫- نه، من,,, نمی‌تونم

34
00:01:11,878 --> 00:01:13,421
‫در حالی که یه قاتل اونجا داره آزاد می‌چرخه؟

35
00:01:13,504 --> 00:01:15,548
‫من,,, مطمئنم که پلیس مراقبمه

36
00:01:15,549 --> 00:01:24,549
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

37
00:01:24,807 --> 00:01:28,497
‫تحولات جدید در پرونده‌ی دانشجوی بریتانیایی

38
00:01:28,498 --> 00:01:31,439
‫که به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسید,,,

39
00:01:32,048 --> 00:01:33,433
‫[ سال ۲۰۰۷، ۶ نوامبر ]

40
00:01:33,434 --> 00:01:36,676
‫[ ‏۵ روز بعد از به قتل رسیدن مردیت ]

41
00:01:37,278 --> 00:01:41,032
‫آماندا ناکس اعتراف کرده,,,

42
00:01:41,115 --> 00:01:43,409
‫یعنی چی؟

43
00:01:43,493 --> 00:01:46,287
‫یعنی واقعاً اعتراف کردم که یه نفر رو کشتم،
‫در حالی که چنین کاری نکردم؟

44
00:01:47,747 --> 00:01:49,457
‫می‌تونم سعی کنم توضیح بدم،

45
00:01:49,540 --> 00:01:52,335
‫اما تعریف کردن روایت خودم
‫کار خیلی سخت و دشواریه

46
00:01:53,711 --> 00:01:56,923
‫مخصوصاً وقتی که حتی از آغاز واقعی
‫داستان خودم هم بی‌خبر بودم

47
00:02:00,619 --> 00:02:02,157
‫[ سال ۲۰۰۷، ۲ نوامبر ]

48
00:02:02,158 --> 00:02:04,289
‫[ ‏۱۲ ساعت بعد از به قتل رسیدن مردیت ]

49
00:02:04,290 --> 00:02:09,290
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

50
00:02:09,291 --> 00:02:14,291
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

51
00:02:17,015 --> 00:02:21,429
‫[ آماندا ]

52
00:02:22,486 --> 00:02:28,080
‫« روایـت پـیـچـیـده‌ی آمـانـدا نـاکـس »

53
00:02:44,528 --> 00:02:45,763
‫عزیزم؟

54
00:02:49,434 --> 00:02:50,768
‫حتی وقتی بیدار هستم هم
‫اونا رو توی رویا می‌بینم

55
00:02:51,603 --> 00:02:53,521
‫قربانی‌های هیولای فلورانس رو

56
00:02:53,938 --> 00:02:55,940
‫نوبتی صحنه‌های مختلف رو می‌بینم

57
00:02:56,107 --> 00:02:57,650
‫انگار با یه تغییربین دارم فیلم می‌بینم,,,

58
00:02:57,734 --> 00:02:59,611
‫عزیزم، امروز تعطیله

59
00:03:00,486 --> 00:03:03,615
‫مادرت اینجاست, دخترهات
‫خوراکی‌های موردعلاقه‌ت رو برات درست کردن

60
00:03:04,032 --> 00:03:05,325
‫میشه لطفاً بیایی پیشمون؟

61
00:03:05,491 --> 00:03:09,037
‫بیش‌تر از ۵۰ ساله که یه قاتل بی‌رحم
‫کل ایتالیا رو درگیر خودش کرده،

62
00:03:09,829 --> 00:03:12,415
‫و کی موفق میشه
‫در نهایت به یه جوابی برسه؟

63
00:03:12,832 --> 00:03:14,208
‫تو، جولیانو

64
00:03:14,417 --> 00:03:16,794
‫و قاضی‌ها جرات می‌کنن قبول نکنن؟

65
00:03:17,962 --> 00:03:19,714
‫حس ششم من رو زیر سوال می‌برن؟

66
00:03:20,006 --> 00:03:21,007
‫روشم رو محکوم می‌کنن؟

67
00:03:21,090 --> 00:03:24,385
‫این قضیه مربوط به خیلی وقت پیشه، عشقم,
‫چرا بیخیالش نمیشی؟

68
00:03:24,594 --> 00:03:25,488
‫بابا!

69
00:03:25,489 --> 00:03:26,721
‫بیا دیگه!

70
00:03:26,804 --> 00:03:28,724
‫شیرینی مخصوص روز مردگان
‫یه دقیقه‌ی دیگه آماده میشه

71
00:03:29,599 --> 00:03:31,142
‫باشه، باشه, الان میام

72
00:03:41,897 --> 00:03:43,154
‫بله؟

73
00:03:46,324 --> 00:03:49,577
‫آدم‌هایی توی داستانم بودن
‫که خودم هم نمی‌شناختم‌شون

74
00:03:49,661 --> 00:03:53,331
‫نقش‌شون توی داستان اونقدر مرموز بود
‫که منطق آمریکایی من متوجه نمیشد

75
00:03:53,414 --> 00:03:56,626
‫توی ایتالیا، دادستان‌ها نه تنها
‫پرونده‌ها رو پیگیری می‌کنن،

76
00:03:56,709 --> 00:03:59,963
‫بلکه کل تحقیقات پلیسی رو هم هدایت می‌کنن

77
00:03:59,964 --> 00:04:01,047
‫دکتر مینینی

78
00:04:01,714 --> 00:04:02,799
‫خبرنگارهای محلی اومدن

79
00:04:03,132 --> 00:04:04,300
‫خبرنگارهای بین‌المللی هم دارن میان

80
00:04:06,219 --> 00:04:09,097
‫قربانی یه آدم بریتانیاییه،
‫دوتا از هم‌خونه‌ای‌هاش ایتالیایی‌ان

81
00:04:09,180 --> 00:04:11,516
‫اونی که دیده در ورودی باز بوده، آمریکاییه

82
00:04:13,309 --> 00:04:16,312
‫این یه صحنه‌ی جرمه، برید عقب!

83
00:04:16,729 --> 00:04:19,449
‫واقعاً بدشانسی آوردی که
‫این پرونده رو بهت دادن، جولیانو

84
00:04:20,191 --> 00:04:24,153
‫پرونده‌هام شانسی انتخاب نمیشن،
‫خدا بهم محول‌شون می‌کنه

85
00:04:30,034 --> 00:04:31,762
‫دکتر مینینی، من باید زمان مرگ رو مشخص کنم,,,

86
00:04:31,786 --> 00:04:32,930
‫صحنه‌ی جرم رو آلوده می‌کنه!

87
00:04:32,954 --> 00:04:34,622
‫نوبتی حرف بزنید!

88
00:04:34,831 --> 00:04:36,040
‫مشخص شدن زمان مرگ خیلی,,,

89
00:04:36,124 --> 00:04:39,627
‫به عنوان مسئول حفظ کردن
‫یکپارچگی صحنه‌ی جرم,,,

90
00:04:39,711 --> 00:04:43,715
‫نمی‌خوام قبل از ثبت کردن همه‌ی مدارک،
‫اون به جسد دختر دست بزنه

91
00:04:44,090 --> 00:04:46,801
‫به عنوان پزشک قانونی، من باید
‫زمان مرگ رو مشخص کنم,,,

92
00:04:46,884 --> 00:04:49,762
‫- نمی‌تونی,,,
‫- وقتی جسدش سرد بشه، دیگه نمی‌تونم,,,

93
00:04:49,887 --> 00:04:52,407
‫- زمان دقیقش رو مشخص کنم,,,
‫- خیلی‌خب، باشه، فهمیدم

94
00:04:52,473 --> 00:04:54,353
‫تو برو داخل و سریع کارت رو بکن

95
00:04:54,601 --> 00:04:55,727
‫پزشک قانونی منتظر می‌مونه

96
00:04:55,810 --> 00:04:57,145
‫- خیلی‌خب، خوبه؟
‫- نه!

97
00:04:57,520 --> 00:04:58,521
‫برونو!

98
00:04:59,314 --> 00:05:00,315
‫برونو

99
00:05:01,399 --> 00:05:03,484
‫کدوم افسر کارابینیری
‫فرمانده‌ی تیم منه؟

100
00:05:03,776 --> 00:05:05,004
‫افسرهای پلیس دیگه زودتر رسیدن

101
00:05:05,028 --> 00:05:06,029
‫کدوم افسرهای پلیس دیگه؟

102
00:05:06,195 --> 00:05:07,238
‫جرایم سایبری

103
00:05:07,514 --> 00:05:09,466
‫آقای دادستان، کاریو آلسی هستم،
‫پلیس پست

104
00:05:09,490 --> 00:05:12,994
‫چرا پلیس پست مسئول
‫یه پرونده‌ی قتل بوده؟

105
00:05:13,202 --> 00:05:16,122
‫خب، اولش پرونده فقط درمورد
‫دوتا گوشی گم‌شده بود

106
00:05:16,205 --> 00:05:19,334
‫گوشی‌های مقتول چند بلوک اونورتر
‫توی یه باغچه پیدا شدن

107
00:05:19,626 --> 00:05:22,962
‫و به پلیس پست تحویل داده شدن،
‫اون هم فهمید گوشی‌ها متعلق به این آدرس هستن

108
00:05:23,129 --> 00:05:25,214
‫بهمون گفتن این گوشی‌ها
‫مال فیلومینا رومانلی هستن

109
00:05:25,965 --> 00:05:26,966
‫رومانلی کیه؟

110
00:05:27,050 --> 00:05:28,593
‫یکی از هم‌خونه‌ای‌های ایتالیایی

111
00:05:29,886 --> 00:05:32,722
‫اون گفت گوشی‌ها مال مقتولن

112
00:05:33,056 --> 00:05:35,558
‫بعدش هم بازرس آلسی در خونه رو شکوند

113
00:05:35,642 --> 00:05:38,061
‫در واقع، اون بچه‌ی مو قرمز در رو شکوند

114
00:05:38,144 --> 00:05:39,854
‫کی اجازه داد یه شهروند در رو بشکونه؟!

115
00:05:40,396 --> 00:05:42,541
‫کل دنیا ما رو زیر نظر دارن
‫و اونطوری گند می‌زنید؟

116
00:05:42,565 --> 00:05:44,984
‫فکر کردم در ورودی از اول باز بوده

117
00:05:45,360 --> 00:05:47,654
‫شرمنده بابت لورل و هاردی,
‫بذار خودم توضیح بدم,,,

118
00:05:47,946 --> 00:05:50,240
‫کانتی، چرا حرف زدی؟

119
00:05:50,865 --> 00:05:51,866
‫آقای دادستان

120
00:05:54,494 --> 00:05:57,997
‫اون دختر خوشگله‌ی آمریکایی,,,

121
00:05:58,748 --> 00:06:02,210
‫و دوست‌پسرش که عینکیه,,,

122
00:06:02,293 --> 00:06:04,754
‫وقتی من اومدم از دیدنم تعجب کردن،

123
00:06:04,963 --> 00:06:07,674
‫ولی گفتن خودشون به پلیس زنگ زدن

124
00:06:09,342 --> 00:06:10,773
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

125
00:06:25,817 --> 00:06:27,735
‫هم‌خونه‌ی آمریکایی

126
00:06:30,655 --> 00:06:32,574
‫خیلی خودش رو مفید نشون میده

127
00:06:33,116 --> 00:06:36,369
‫با رفتارهای ناشیانه‌ی آمریکایی
‫اطلاعاتی میده که کسی ازش نخواسته

128
00:06:36,744 --> 00:06:38,871
‫اطلاعاتی که تا اینجا با عقل جور در نیومدن

129
00:06:38,955 --> 00:06:40,957
‫چرا نبردنشون به مرکز پلیس؟

130
00:06:41,165 --> 00:06:42,834
‫چون هنوز داشتن همدیگه رو بوس می‌کردن

131
00:06:43,668 --> 00:06:44,669
‫والنتینا

132
00:06:44,877 --> 00:06:47,547
‫چیه؟ مثل پدرم قیافه‌ت رو
‫اونطور می‌کنی و میگی «والنتینا»

133
00:06:47,714 --> 00:06:49,090
‫حالت خوبه، عزیزم؟

134
00:06:50,133 --> 00:06:51,509
‫روز سختی داشتم

135
00:06:52,802 --> 00:06:56,306
‫با دیدن صحنه‌ی جرم,,,
‫شرایطی که جسدش داره,,,

136
00:06:57,098 --> 00:06:59,976
‫به عنوان رئیس واحد جنایی، حتماً تا الان,,,

137
00:07:00,059 --> 00:07:01,060
‫نه

138
00:07:01,144 --> 00:07:02,145
‫چنین چیزی تا حالا ندیده بودم

139
00:07:16,326 --> 00:07:17,827
‫اینجا لکه‌های خون هست

140
00:07:45,980 --> 00:07:47,815
‫با این سنگ شیشه‌ی پنجره رو شکوندن؟

141
00:07:47,899 --> 00:07:49,108
‫آره

142
00:07:49,651 --> 00:07:53,238
‫خیلی سخته موقع بالا اومدن از چنین دیواری صافی
‫چنین سنگ بزرگی رو هم حمل کنی

143
00:07:54,489 --> 00:07:59,285
‫روی دیوار هم جای پا
‫یا خراشی وجود نداره

144
00:08:00,745 --> 00:08:03,206
‫اون کیف گوچی رو می‌بینی؟
‫همین‌الان ۸۰۰ یورو می‌خرنش

145
00:08:03,748 --> 00:08:06,084
‫هیچ وسیله‌ی باارزشی دزدیده نشده

146
00:08:06,334 --> 00:08:08,670
‫از در ورودی هم کسی به زور وارد نشده

147
00:08:09,379 --> 00:08:12,548
‫به طرز عجیبی از این دیوار کشیدن بالا

148
00:08:15,927 --> 00:08:17,762
‫الکی صحنه‌سازی کردن
‫که فکر کنیم دزدکی وارد شدن

149
00:08:26,896 --> 00:08:28,189
‫جای کفش خونی

150
00:08:28,690 --> 00:08:29,691
‫آره

151
00:08:33,861 --> 00:08:35,947
‫و جای پای خونی

152
00:08:42,328 --> 00:08:45,665
‫دختر آمریکایی بعد از دیدن خون، دوش گرفته؟

153
00:08:45,915 --> 00:08:47,458
‫خودش اینطور میگه

154
00:08:59,053 --> 00:09:00,346
‫اون چیه زیر سینک؟

155
00:09:00,805 --> 00:09:02,098
‫اونی که صورتیه

156
00:09:07,061 --> 00:09:08,062
‫چیه؟

157
00:09:09,105 --> 00:09:10,106
‫یه خرگوشه؟

158
00:09:11,482 --> 00:09:12,775
‫یه ویبراتور جنسیه

159
00:09:18,406 --> 00:09:23,703
‫به علت ماهیت جنسی این قتل،
‫دنبال یه مظنون مرد می‌گردیم

160
00:09:42,180 --> 00:09:43,181
‫لحاف رو بردار

161
00:10:13,294 --> 00:10:14,295
‫جولیانو

162
00:10:15,630 --> 00:10:16,631
‫جولیانو

163
00:10:17,257 --> 00:10:18,466
‫ها؟

164
00:10:18,716 --> 00:10:20,343
‫یه چیز دیگه پیدا کردن

165
00:10:20,426 --> 00:10:23,888
‫این پایین چهارتا پسر زندگی می‌کنن،
‫از جمله دوست‌پسر مردیت، جاکومو سیلنزی

166
00:10:24,138 --> 00:10:25,139
‫در قفله

167
00:10:26,724 --> 00:10:28,017
‫اینجا هم خون هست

168
00:10:33,481 --> 00:10:35,233
‫ممکنه این داخل هم
‫کسی به قتل رسیده باشه

169
00:10:35,692 --> 00:10:37,151
‫یه قفل‌ساز خبر کنیم؟

170
00:10:37,652 --> 00:10:38,736
‫نه، نه

171
00:10:54,252 --> 00:10:55,253
‫مبل خونیه

172
00:10:57,213 --> 00:10:58,965
‫همه‌جا لکه‌های خون هست

173
00:11:01,509 --> 00:11:02,552
‫آه!

174
00:11:12,270 --> 00:11:14,147
‫اینجا چه خبره؟

175
00:11:15,064 --> 00:11:16,983
‫صحنه‌ی جرم دومه

176
00:11:23,907 --> 00:11:27,118
‫اغلب بهم انتقاد می‌کنن
‫که برای مخاطب‌هام نقش بازی نمی‌کنم

177
00:11:28,036 --> 00:11:29,516
‫اما این اصلاً چیزی نیست

178
00:11:29,579 --> 00:11:32,040
‫در مقایسه با اینکه اصلاً ندونی
‫مخاطبی داری یا نه

179
00:11:33,166 --> 00:11:34,560
‫آماندا، پشت خطی؟

180
00:11:34,584 --> 00:11:35,936
‫می‌شنوی؟ اون صدای کلیک رو می‌شنوی؟

181
00:11:35,960 --> 00:11:37,962
‫سلام، مامان, آره، تو هم شنیدی؟
‫[ سال ۲۰۰۷، ۳ نوامبر ]

182
00:11:38,046 --> 00:11:39,589
‫فکر کردم مغر من داغون شده
‫[ ‏۲ روز بعد از به قتل رسیدن مردیت ]

183
00:11:39,672 --> 00:11:41,609
‫- خدایا، به صدات معلومه حالت خوب نیست
‫- صبر کن، چرا بیداری؟

184
00:11:41,633 --> 00:11:43,110
‫اونجا الان نصف شب نیست؟

185
00:11:43,134 --> 00:11:44,636
‫آره، خوابم نمی‌گیره

186
00:11:44,719 --> 00:11:46,319
‫به این فکر می‌کنم
‫که تو چقدر سختی کشیدی

187
00:11:46,387 --> 00:11:49,390
‫مامان، الان برگشتم به مرکز پلیس،

188
00:11:49,474 --> 00:11:51,452
‫- پس باید,,, باید برم، خب؟
‫- چی؟ دوباره؟

189
00:11:51,476 --> 00:11:54,270
‫آماندا، برای کمک قانونی
‫با سفارش آمریکا تماس گرفتی؟

190
00:11:54,354 --> 00:11:56,564
‫نه, چرا به کمک نیاز داشته باشم؟

191
00:11:57,273 --> 00:11:58,358
‫چی میگه؟

192
00:11:58,524 --> 00:12:00,026
‫میگه اگه وکیل می‌خوام,,,

193
00:12:00,151 --> 00:12:02,639
‫با خاله دالی حرف زدی؟
‫اون می‌دونه اونجا روال کار چطوره

194
00:12:02,640 --> 00:12:03,672
‫گفت حتماً بهش زنگ بزنی

195
00:12:03,696 --> 00:12:05,281
‫مامان، ازشون پرسیدم,
‫از پلیس‌ها پرسیدم

196
00:12:05,365 --> 00:12:08,044
‫می‌تونم برم به آلمان به دیدن اون،
‫و اونا هم گفتن نه،

197
00:12:08,045 --> 00:12:11,329
‫باید قبل از حرف زدن با «پوبلیکو مینیسترو»
‫سه روز صبر کنیم
‫(دادستان)

198
00:12:11,412 --> 00:12:13,122
‫چی؟ اون دیگه کیه؟

199
00:12:13,206 --> 00:12:15,375
‫نمی‌دونم, شاید شهردار باشه؟

200
00:12:15,458 --> 00:12:16,852
‫خب، به نظرم من باید بیام اونجا

201
00:12:16,876 --> 00:12:18,086
‫تا مطمئن بشم که اتفاقی برات نمی‌افته

202
00:12:18,169 --> 00:12:20,838
‫چیزی نیست، مامان,
‫رافائله مراقبمه

203
00:12:30,306 --> 00:12:31,975
‫دوستت دارم, باید برم، باشه؟

204
00:12:40,608 --> 00:12:42,443
‫به چیزی دست نزنید

205
00:12:43,778 --> 00:12:45,905
‫یا خود خدا, اینجا چی,,,

206
00:12:46,990 --> 00:12:48,199
‫بچه‌ها، اینجا چه اتفاقی افتاده؟

207
00:12:49,284 --> 00:12:50,451
‫جاکومو، معلومه

208
00:12:50,994 --> 00:12:52,662
‫یه نفر شیشه رو شکونده
‫و وارد خونه شده

209
00:12:53,037 --> 00:12:54,330
‫آره، درسته, جکی چان بوده

210
00:12:58,501 --> 00:13:01,087
‫- اومدن وسایل‌شون رو ببرن؟
‫- آره

211
00:13:01,170 --> 00:13:04,048
‫خب، ببینید، ما هیچ ربطی
‫به این اتفاق نداشتیم

212
00:13:04,465 --> 00:13:06,050
‫ما همه توی منطقه‌ی «مارکه» بودیم

213
00:13:06,301 --> 00:13:10,805
‫- آره، به همراه خانواده,,,
‫- آره، می‌‌دونیم، بهونه‌هاتون واقعی‌ان

214
00:13:11,973 --> 00:13:14,851
‫وسایل‌تون رو جمع کنید، اما به وسایلی
‫که مدرک هستن دست نزنید

215
00:13:16,227 --> 00:13:20,940
‫من,,, خیلی متاسفم, چی,,,
‫دقیقاً دارم به چی نگاه می‌کنم؟

216
00:13:21,024 --> 00:13:24,527
‫هیچکدوم از این پسرها رو
‫طبقه‌ی پایین پیش پسرها ندیدی؟

217
00:13:25,695 --> 00:13:27,447
‫من,,, اون رو نمی‌شناسم

218
00:13:27,530 --> 00:13:28,948
‫اون یکی رو هم نمی‌شناسم, نمی‌تونم,,,

219
00:13:31,367 --> 00:13:32,368
‫اینا چی؟

220
00:13:32,452 --> 00:13:33,929
‫اینا رو می‌شناسی؟

221
00:13:33,953 --> 00:13:35,496
‫مردیت ازشون می‌ترسید؟

222
00:13:35,580 --> 00:13:37,266
‫مردیت از این مردها می‌ترسید؟

223
00:13:37,290 --> 00:13:39,680
‫وقتی حتی نمی‌تونم ببینم‌شون
‫از کجا بدونم ازشون می‌ترسیده یا نه؟

224
00:13:39,681 --> 00:13:41,127
‫حتی نمی‌تونم,,,

225
00:13:41,544 --> 00:13:42,545
‫قیافه‌هاشون رو نمی‌بینه

226
00:13:44,339 --> 00:13:45,590
‫ببینید، من,,, متاسفم

227
00:13:45,673 --> 00:13:48,968
‫واقعاً زیاد نخوابیدم

228
00:13:49,135 --> 00:13:50,279
‫متاسفه که زیاد نخوابیده

229
00:13:50,303 --> 00:13:51,679
‫دیروز ۱۴ ساعت اینجا بودم,,,

230
00:13:51,763 --> 00:13:53,490
‫دیروز ۱۴ ساعت اینجا بوده
‫و امروز هم چند ساعتیه که اینجاست

231
00:13:53,514 --> 00:13:55,433
‫,,,و الانم که چند ساعته اینجام

232
00:13:56,100 --> 00:13:57,661
‫چرا این سوال‌ها رو ازم می‌پرسید؟

233
00:13:57,685 --> 00:14:00,563
‫می‌خواد بدونه چرا این سوال‌ها رو ازش می‌پرسید

234
00:14:00,980 --> 00:14:01,981
‫چرا؟

235
00:14:04,901 --> 00:14:07,403
‫اینم از دلیلش,
‫توی خونه‌ی پسرها هم یه عالمه خون هست

236
00:14:11,699 --> 00:14:12,700
‫یا خدا

237
00:14:14,035 --> 00:14:15,245
‫اون خون مردیته؟

238
00:14:19,374 --> 00:14:20,750
‫وقتی من خونه رو ترک کردم،
‫اون اونجا نبود

239
00:14:20,833 --> 00:14:22,293
‫نه، نبود

240
00:14:22,585 --> 00:14:23,795
‫و من آخرین نفری بودم که رفتم

241
00:14:24,003 --> 00:14:25,763
‫- مطمئنی در رو قفل کردی؟
‫- آره، مطمئنم

242
00:14:25,922 --> 00:14:26,923
‫صد در صد مطمئنم

243
00:14:28,353 --> 00:14:30,802
‫جاکومو، من گیج شدم

244
00:14:30,927 --> 00:14:33,388
‫اگه موقع اتفاق افتادن قتل،
‫خارج از شهر بودید,,,

245
00:14:33,471 --> 00:14:35,390
‫اونا توی پروجا نبودن، درسته، رئیس پلیس؟

246
00:14:35,473 --> 00:14:36,474
‫درسته

247
00:14:36,558 --> 00:14:39,143
‫هر کسی که وارد خونه شده
‫حتماً کلید داشته

248
00:14:39,519 --> 00:14:40,520
‫دیگه کی کلید داره؟

249
00:14:40,979 --> 00:14:44,190
‫هیچکس, شاید صاحب‌خونه؟

250
00:14:44,315 --> 00:14:46,484
‫بهونه‌ی اون رو هم بررسی کردیم,
‫کار اون نبوده

251
00:14:46,818 --> 00:14:48,611
‫باغچه‌ی داخلی چی؟

252
00:14:49,153 --> 00:14:51,698
‫همسر منم یه باغچه داره,
‫ولی اون گوجه پرورش میده

253
00:14:54,826 --> 00:14:56,286
‫ماری‌جوانا می‌فروشید؟

254
00:14:56,744 --> 00:14:59,497
‫نه، به خدا ماری‌جوانا نمی‌فروشیم!
‫فقط,,,

255
00:15:00,081 --> 00:15:02,959
‫برای تفریح خودمونه,
‫برای آروم شدن

256
00:15:03,084 --> 00:15:05,295
‫دخترهای طبقه‌ی بالا هم می‌کشیدن؟

257
00:15:05,712 --> 00:15:11,050
‫خب، مردیت و آماندا بعضی‌وقت‌ها
‫می‌اومدن پایین و یه پک می‌زدن,,,

258
00:15:11,134 --> 00:15:12,719
‫آماندا می‌کشید؟

259
00:15:14,137 --> 00:15:15,138
‫نه

260
00:15:16,764 --> 00:15:18,057
‫آقای سیلنزی؟

261
00:15:18,141 --> 00:15:22,729
‫ببخشید, به‌خاطر اتفاقاتی که افتاده بود
‫کامل فراموش کرده بودم

262
00:15:24,397 --> 00:15:28,902
‫کلیدها رو داده بودم به مردیت,
‫تا به گربه غذا بده

263
00:15:33,698 --> 00:15:37,619
‫آپارتمان رو کامل بلدی؟
‫برای رفت‌وآمد کلید داشتی؟

264
00:15:37,702 --> 00:15:40,496
‫چی؟ کلید خونه‌ی اونا رو؟ نه, نه

265
00:15:40,580 --> 00:15:42,600
‫نه, هیچوقت

266
00:15:42,624 --> 00:15:43,893
‫می‌دونستی مردیت کلید داشته؟

267
00:15:43,917 --> 00:15:45,585
‫نمی‌دونی مردیت کلید داشته یا نه؟

268
00:15:45,668 --> 00:15:49,088
‫نه، نه, هیچکس کلید اون یکی خونه رو نداشت

269
00:15:49,213 --> 00:15:50,941
‫نه، کلید نداشتن

270
00:15:50,965 --> 00:15:52,508
‫فقط بعضی‌وقت‌ها دور هم جمع می‌شدیم

271
00:15:52,592 --> 00:15:55,637
‫گیتار می‌زدیم، غذا می‌خوردیم

272
00:15:55,845 --> 00:15:57,013
‫ماری‌جوانا می‌کشیدید؟

273
00:15:57,639 --> 00:16:00,683
‫- ماری‌جوانا می‌کشیدید؟
‫- ماری‌جوانا؟

274
00:16:00,767 --> 00:16:04,062
‫نباید به پلیس‌ها بگی
‫که ماری‌جوانا کشیدیم

275
00:16:06,231 --> 00:16:07,357
‫نه

276
00:16:09,192 --> 00:16:11,527
‫نه، ما,,, ماری‌جوانا نکشیدیم

277
00:16:14,280 --> 00:16:15,740
‫دختره خیلی دروغ میگه

278
00:16:17,492 --> 00:16:20,662
‫توی چشم‌هام نگاه کرد و گفت
‫ماری‌جوانا نمی‌کشه

279
00:16:20,787 --> 00:16:23,206
‫- عجب
‫- و اینکه هم‌خونه‌ایش هم نمی‌کشه,,,

280
00:16:23,414 --> 00:16:27,627
‫و پسرهایی که ماری‌جوانا
‫پرورش میدن هم نمی‌کشن

281
00:16:30,672 --> 00:16:33,132
‫کلیدهای خونه‌ی خانم کرچر رو پیدا نکردیم؟

282
00:16:33,216 --> 00:16:34,217
‫نه

283
00:16:34,300 --> 00:16:36,052
‫کیف پول گم‌شده‌ش رو هم پیدا نکردیم

284
00:16:36,135 --> 00:16:37,136
‫پس,,,,

285
00:16:37,637 --> 00:16:42,202
‫پس مردیت تنها کسی بوده
‫که به هر دو خونه دسترسی داشته

286
00:16:42,850 --> 00:16:45,645
‫یا شاید هم قاتلی که کلیدهاش رو برداشته

287
00:16:46,396 --> 00:16:47,564
‫- و آماندا
‫- یا آماندا

288
00:16:49,107 --> 00:16:50,275
‫یا آماندا

289
00:16:51,526 --> 00:16:54,404
‫شاید اومده خونه، کلیدهای مردیت رو دیده،

290
00:16:54,487 --> 00:16:56,656
‫و می‌خواد از مرد قاتل محافظت کنه؟

291
00:16:58,491 --> 00:17:01,494
‫توی خونه‌ی پایینی چرا خون بود؟

292
00:17:02,328 --> 00:17:04,831
‫ببخشید، ما چرا اینجا منتظر موندیم؟

293
00:17:05,206 --> 00:17:07,417
‫منتظرید پزشکی قانونی بیاد

294
00:17:08,501 --> 00:17:10,003
‫ممنون

295
00:17:11,546 --> 00:17:16,092
‫اینم یه نظریه‌ی دیگه‌ست,
‫مردیت میره پایین به گربه غذا بده

296
00:17:16,175 --> 00:17:20,054
‫مرد مظنون هم پشت سرش وارد میشه

297
00:17:20,221 --> 00:17:26,269
‫با چاقو با هم درگیر میشن،
‫مردیت زخمی میشه, خون می‌ریزه روی پتو

298
00:17:27,145 --> 00:17:32,066
‫بعدش طرف مردیت رو می‌بره، درها رو قفل می‌کنه،
‫و اینطوری صحنه‌ی جرم رو منتقل می‌کنه؟

299
00:17:32,150 --> 00:17:33,151
‫نه

300
00:17:34,694 --> 00:17:38,573
‫تازه، با توجه به جای کفش خونی میشه فهمید

301
00:17:38,656 --> 00:17:42,952
‫که مظنون بعد از قتل
‫رفته طبقه‌ی پایین

302
00:17:45,788 --> 00:17:47,665
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

303
00:17:49,125 --> 00:17:50,627
‫می‌دونید چی برای من منطقیه؟

304
00:17:51,961 --> 00:17:52,962
‫آماندا

305
00:17:53,463 --> 00:17:56,299
‫می‌دونسته مردیت به گربه غذا میده

306
00:17:56,716 --> 00:17:59,302
‫و می‌دونسته کلید داره

307
00:17:59,385 --> 00:18:00,386
‫ها

308
00:18:01,846 --> 00:18:02,847
‫خیلی‌خب

309
00:18:04,057 --> 00:18:05,183
‫مردیت به قتل رسیده

310
00:18:05,767 --> 00:18:07,227
‫یه ورود دزدکی صحنه‌سازی شده

311
00:18:07,727 --> 00:18:10,021
‫تا بقیه فکر کنن یه آدم ناشناس بهش حمله کرده

312
00:18:10,521 --> 00:18:15,193
‫اما یه آدم ناشناس که نمی‌دونسته
‫با کلیدها میشه در خونه‌ی پایینی رو باز کرد

313
00:18:16,402 --> 00:18:17,403
‫پس,,,

314
00:18:17,862 --> 00:18:19,822
‫شخص مهاجم یه آدم ناشناس نبوده

315
00:18:21,115 --> 00:18:24,661
‫و این قتلی نیست که یه دختر
‫به تنهایی قادر به انجامش باشه

316
00:18:25,745 --> 00:18:27,789
‫اگه کار آماندا بوده,,, همدستش کیه؟

317
00:18:28,122 --> 00:18:29,457
‫رافائله سُلِچیتو

318
00:18:30,708 --> 00:18:33,753
‫آدم مغروریه, اما غلام آمانداست

319
00:18:34,045 --> 00:18:36,256
‫براش غذا می‌بره،
‫هر جای بخواد بره با ماشین اون رو می‌رسونه

320
00:18:36,381 --> 00:18:39,926
‫ناکس گفته پیش سُلِچیتو بوده،
‫و سُلِچیتو هم گفته پیش ناکس بوده؟

321
00:18:42,303 --> 00:18:43,388
‫مدرک جدیدی پیدا کردیم

322
00:18:43,846 --> 00:18:47,183
‫مویی که روی زمین کنار مردیت پیدا شده
‫متعلق به یه مرد سیاه‌پوسته

323
00:18:49,352 --> 00:18:50,353
‫باشه

324
00:18:52,397 --> 00:18:56,150
‫الان دیگه رسماً دنبال
‫یه مرد غیراروپایی می‌گردیم

325
00:19:00,780 --> 00:19:02,991
‫نه، ببینید، من هیچ ربطی
‫به این ماجرا نداشتم

326
00:19:03,074 --> 00:19:04,742
‫- من,,,
‫- آره, حرفت رو باور داریم، ریکاردو

327
00:19:04,826 --> 00:19:06,369
‫تو یه مظنون نیستی

328
00:19:07,120 --> 00:19:11,708
‫اینجا پروجاست, مردهای سیاه‌پوست زیادی
‫اینجا زندگی نمی‌کنن

329
00:19:11,791 --> 00:19:14,335
‫غیراروپایی؟ یعنی خارجی؟

330
00:19:14,794 --> 00:19:16,796
‫یعنی سیاه‌پوست

331
00:19:17,589 --> 00:19:22,510
‫در واقع، یه مرد آفریقایی بود
‫که باهامون بسکتبال بازی می‌کرد

332
00:19:22,719 --> 00:19:27,724
‫آره، یه شب بعد از بازی اومد خونه‌مون

333
00:19:28,933 --> 00:19:31,311
‫خیلی مست کرد

334
00:19:32,896 --> 00:19:34,606
‫حتی بعد از دستشویی رفتن
‫سیفون رو هم نکشیده بود

335
00:19:37,066 --> 00:19:39,110
‫اسمش چیه؟

336
00:19:39,235 --> 00:19:42,280
‫هیچوقت نفهمیدیم اسمش واقعیش چیه,
‫ولی بهش می‌گفتیم,,,

337
00:19:42,780 --> 00:19:43,781
‫«بارون»

338
00:19:43,865 --> 00:19:45,575
‫بارون؟

339
00:19:45,658 --> 00:19:47,160
‫نه، هیچوقت اسمش رو نشنیدم

340
00:19:47,243 --> 00:19:49,346
‫- اما خب دوباره میگم که من,,,
‫- تا حالا اسم باورن رو نشنیده

341
00:19:49,370 --> 00:19:50,872
‫,,,همه‌ی دوست‌های مردیت رو نمی‌شناسم

342
00:19:50,955 --> 00:19:53,416
‫همه‌ی دوست‌های مردیت رو نمی‌شناسه

343
00:19:54,751 --> 00:19:58,046
‫پس مردیت هیچوقت به
‫یه مرد آفریقایی اشاره نکرده,,,

344
00:19:58,254 --> 00:20:00,131
‫مردیت هیچوقت به
‫یه مرد آفریقایی اشاره نکرد,,,

345
00:20:00,214 --> 00:20:02,467
‫که با جاکومو بسکتبال بازی کرده باشه؟

346
00:20:02,592 --> 00:20:04,832
‫- هیچوقت اون مرد رو ندیده؟
‫- هیچوقت اون مرد رو ندیده؟

347
00:20:04,886 --> 00:20:06,638
‫ممکنه دیده باشه, آره، اون,,,

348
00:20:06,846 --> 00:20:07,847
‫شاید

349
00:20:07,931 --> 00:20:09,265
‫نمی‌دونم

350
00:20:09,349 --> 00:20:12,314
‫هر روز از کنار اون زمین‌های
‫بسکتبال رد میشد، پس,,,

351
00:20:12,315 --> 00:20:14,771
‫مردیت هر روز از کنار
‫اون زمین‌های بسکتبال رد می‌شده

352
00:20:15,146 --> 00:20:16,373
‫منم همینطور، میرم دانشگاه و,,,

353
00:20:16,397 --> 00:20:18,691
‫آماندا هم رد میشه, برای رفتن به دانشگاه

354
00:20:19,525 --> 00:20:21,337
‫و برای رفتن سر کار

355
00:20:21,361 --> 00:20:23,801
‫گندش بزنن، امروز چند شنبه‌ست؟
‫باید برم سر کار, لعنتی

356
00:20:24,447 --> 00:20:26,032
‫میگه باید بره سر کار

357
00:20:27,909 --> 00:20:30,036
‫آره، حتماً, می‌تونی بری

358
00:20:30,119 --> 00:20:31,371
‫ممنون, خیلی ممنون

359
00:20:31,454 --> 00:20:32,956
‫اون چیه روی گردنش؟

360
00:20:34,332 --> 00:20:35,750
‫زخم درگیری؟

361
00:20:36,668 --> 00:20:39,420
‫آماندا، لطفاً جای دوری نرو

362
00:20:39,545 --> 00:20:40,922
‫همین نزدیکی باش

363
00:20:44,050 --> 00:20:45,426
‫باشه

364
00:20:51,140 --> 00:20:52,725
‫مردیت موقع دفاع از خودش
‫گردن آماندا رو زخم کرده؟

365
00:20:57,814 --> 00:20:59,440
‫یا خدا!

366
00:21:14,080 --> 00:21:15,623
‫پاتریک!

367
00:21:17,875 --> 00:21:20,295
‫- اوه، آماندا
‫- سلام

368
00:21:22,046 --> 00:21:23,464
‫- مردیت بیچاره
‫- می‌دونم

369
00:21:23,548 --> 00:21:24,674
‫می‌دونم

370
00:21:25,008 --> 00:21:26,968
‫چند هفته پیش اینجا بود

371
00:21:27,051 --> 00:21:28,971
‫ازم می‌خواست یادش بدم
‫کوکتل نگرونی درست کنه

372
00:21:30,555 --> 00:21:33,224
‫منم گفتم باشه,,,
‫اما سرم خیلی شلوغ شد

373
00:21:33,308 --> 00:21:35,268
‫خدایا

374
00:21:37,312 --> 00:21:38,396
‫خودت رو ببین

375
00:21:39,063 --> 00:21:40,148
‫خیلی داغون شدی

376
00:21:40,440 --> 00:21:41,441
‫آره

377
00:21:41,608 --> 00:21:43,276
‫من جسدش رو پیدا کردم

378
00:21:43,610 --> 00:21:44,611
‫واقعاً؟

379
00:21:45,445 --> 00:21:46,446
‫گندش بزنن

380
00:21:49,115 --> 00:21:50,116
‫آم,,,

381
00:21:50,700 --> 00:21:51,993
‫پاتریک,,,

382
00:21:52,410 --> 00:21:54,454
‫به‌خاطر این اومدم اینجا که,,,,

383
00:21:55,371 --> 00:21:57,290
‫می‌خوام استعفا بدم

384
00:21:57,373 --> 00:21:59,250
‫از کار توی بار، پاتریک

385
00:21:59,375 --> 00:22:00,668
‫شرمنده

386
00:22:02,587 --> 00:22:06,174
‫می‌ترسم شب‌ها کار بکنم

387
00:22:06,549 --> 00:22:07,717
‫نگران نباش، مشکلی نیست

388
00:22:08,843 --> 00:22:10,970
‫واقعاً پیشخدمت داغونی هستی

389
00:22:11,387 --> 00:22:14,098
‫ها ها

390
00:22:15,600 --> 00:22:17,000
‫توی یادبود شبانه‌ی مردیت شرکت می‌کنی؟

391
00:22:18,895 --> 00:22:21,606
‫نه، رافائله نمی‌تونه بیاد

392
00:22:22,190 --> 00:22:25,151
‫و قاتل هم هنوز اون بیرونه

393
00:22:25,235 --> 00:22:27,570
‫نمی‌تونم شب تک و تنها توی جمعیت باشم

394
00:22:27,779 --> 00:22:29,697
‫همسر منم خیلی می‌ترسه

395
00:22:32,408 --> 00:22:34,077
‫- ممنون
‫- یه وقت دیگه

396
00:22:34,160 --> 00:22:36,537
‫میام به دیدنت، باشه؟

397
00:22:36,996 --> 00:22:38,289
‫باشه، حتماً بیا

398
00:22:40,083 --> 00:22:41,084
‫ممنون

399
00:22:57,559 --> 00:23:01,479
‫بچه‌ها، کسی رو می‌شناسید
‫که به اسم «بارون» شناخته بشه؟

400
00:23:02,105 --> 00:23:04,023
‫- نه
‫- نه

401
00:23:04,857 --> 00:23:05,942
‫بچه‌ها,,,

402
00:23:06,067 --> 00:23:11,823
‫یه لحظه کارتون دارم, یه مرد آفریقایی
‫به اسم «بارون» نمی‌شناسید؟

403
00:23:13,866 --> 00:23:14,867
‫ببخشید,,,

404
00:23:15,243 --> 00:23:18,454
‫یه مرد آفریقایی این اطراف ندیدید؟

405
00:23:18,538 --> 00:23:20,373
‫‏۱ نوامبر اینجا بود

406
00:23:20,456 --> 00:23:23,543
‫دستش زخمی نشده بود؟

407
00:23:23,543 --> 00:23:24,543
‫- نه
‫- نه

408
00:23:24,544 --> 00:23:25,545
‫- نه
‫- نه

409
00:23:25,920 --> 00:23:27,422
‫خیلی‌خب، ممنون, از بازی لذت ببرید

410
00:23:45,356 --> 00:23:46,834
‫سلام؟

411
00:23:46,858 --> 00:23:48,234
‫ببخشید که به تلفن خونه‌ت زنگ زدم

412
00:23:48,943 --> 00:23:51,696
‫دارم سوابق تماس‌های
‫ناکس و سلچیتو رو نگاه می‌کنم,,,

413
00:23:51,988 --> 00:23:55,700
‫مردیت چه زمانی کشته شده؟
‫چون فکر کنم مدرک مهمی پیدا کردم

414
00:23:56,075 --> 00:24:00,705
‫گوشی‌های ناکس و سلچیتو
‫دقیقاً شب قتل خاموش شدن

415
00:24:01,039 --> 00:24:02,957
‫احضارشون کنیم؟

416
00:24:06,938 --> 00:24:08,546
‫دکتر مینینی؟

417
00:24:09,255 --> 00:24:10,256
‫نه

418
00:24:10,632 --> 00:24:12,967
‫دختره رو فردا برگردونید به صحنه‌ی جرم
‫تا دوباره ماجرا رو توضیح بده

419
00:24:27,941 --> 00:24:29,210
‫هی، هی، هی

420
00:24:29,234 --> 00:24:30,902
‫صبر کن، قراره چیکار بکنیم؟

421
00:24:32,862 --> 00:24:33,905
‫چرا اومدیم اینجا؟

422
00:24:34,364 --> 00:24:36,074
‫فقط ازت می‌خوایم به چندتا چیز نگاه کنی

423
00:24:36,157 --> 00:24:38,952
‫نه، نه، من,,,
‫لطفاً، خواهش می‌کنم، نمی‌خوام,,,

424
00:24:39,661 --> 00:24:41,329
‫لطفاً، خیلی خسته‌ام

425
00:24:41,412 --> 00:24:43,140
‫نمی‌تونم, من,,,
‫دوست ندارم برم اون داخل

426
00:24:43,164 --> 00:24:45,124
‫تو خسته‌ای؟! همه‌مون خسته‌ایم

427
00:24:45,833 --> 00:24:46,993
‫اصلاً وجدان نداری؟!

428
00:24:48,211 --> 00:24:49,295
‫خدایا

429
00:24:49,504 --> 00:24:50,505
‫ببخشید، خانم

430
00:24:50,588 --> 00:24:52,090
‫ببخشید

431
00:25:01,307 --> 00:25:02,308
‫بگیر

432
00:25:02,433 --> 00:25:03,434
‫باید اینا رو بپوشی

433
00:25:11,067 --> 00:25:12,193
‫اوه

434
00:25:14,988 --> 00:25:16,072
‫نقشه چیه؟

435
00:25:17,949 --> 00:25:20,577
‫می‌بریمش داخل و متوجه می‌شیم

436
00:25:21,452 --> 00:25:22,662
‫تموم شد!

437
00:26:08,541 --> 00:26:12,545
‫چی,,, ازم می‌خواید چیکار کنم؟

438
00:26:15,048 --> 00:26:16,633
‫کشویی که چاقوها توشن رو باز کن

439
00:26:16,758 --> 00:26:18,509
‫کشوی چاقوها رو باز کن

440
00:26:35,860 --> 00:26:37,028
‫کشوی سوم

441
00:26:37,153 --> 00:26:38,713
‫- باشه
‫- سومی

442
00:26:52,835 --> 00:26:54,003
‫چیزی گم نشده؟

443
00:26:54,295 --> 00:26:56,506
‫چیزی گم نشده؟

444
00:26:56,589 --> 00:26:57,924
‫آه,,,

445
00:27:09,102 --> 00:27:11,145
‫آماندا؟

446
00:27:12,188 --> 00:27:13,189
‫وای، خدا

447
00:27:14,899 --> 00:27:16,901
‫آماندا، حالت خوبه؟

448
00:27:18,444 --> 00:27:21,322
‫بشین، یالا,
‫لطفاً همراهم بیا

449
00:27:22,574 --> 00:27:25,285
‫فقط,,, بشین اینجا, آره

450
00:27:25,368 --> 00:27:26,661
‫خوبه, خیلی‌خب

451
00:27:26,744 --> 00:27:28,246
‫دکتر خبر کنیم، آماندا؟

452
00:27:28,329 --> 00:27:29,914
‫نمی‌دونم, نمی‌دونم

453
00:27:34,711 --> 00:27:36,296
‫وای، خدا!

454
00:27:57,771 --> 00:28:00,771
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

455
00:28:00,999 --> 00:28:02,697
‫امروز خیلی روز بدی بود

456
00:28:02,780 --> 00:28:05,732
‫اون,,, اون برگشت به خونه,,,
‫[ سال ۲۰۰۷، ۵ نوامبر ]

457
00:28:05,733 --> 00:28:06,999
‫می‌دونی، خیلی احساساتی شد
‫[ ‏۴ روز بعد از به قتل رسیدن مردیت ]

458
00:28:07,000 --> 00:28:07,994
‫اومد

459
00:28:08,077 --> 00:28:09,495
‫گوشیت پشت سر هم زنگ می‌خوره

460
00:28:09,579 --> 00:28:11,205
‫مامانته، داره میاد

461
00:28:11,289 --> 00:28:12,665
‫- چی؟ مامانم؟
‫- آره

462
00:28:12,749 --> 00:28:14,268
‫باید سوار سه تا هواپیما بشم

463
00:28:14,292 --> 00:28:17,587
‫و چهارتا قطار،
‫اما نمی‌تونی منصرفم کنی

464
00:28:17,670 --> 00:28:18,981
‫دیانا، میشه لطفاً کمکم کنی؟

465
00:28:19,005 --> 00:28:20,482
‫دیوونه‌ست که مونده اونجا

466
00:28:20,506 --> 00:28:22,967
‫- خیلی کمک کردی
‫- دیوونه‌ای که موندی اونجا

467
00:28:23,051 --> 00:28:24,969
‫باشه، دارم میرم سمت فرودگاه

468
00:28:25,053 --> 00:28:26,572
‫- کریس؟
‫- اینجام، عزیزم

469
00:28:26,596 --> 00:28:30,225
‫خیلی‌خب، وقتی رسیدم اونجا

470
00:28:30,308 --> 00:28:31,827
‫- بهت زنگ می‌زنم
‫- باشه, باشه, آره

471
00:28:31,851 --> 00:28:33,531
‫توی ایستگاه قطار پروجا می‌بینمت

472
00:28:33,603 --> 00:28:34,788
‫بهم خبر بده

473
00:28:34,812 --> 00:28:35,939
‫- آماندا، پشت خطی؟
‫- مامان؟

474
00:28:36,022 --> 00:28:37,082
‫داری,,,

475
00:28:37,106 --> 00:28:38,483
‫می‌شنوی، آماندا؟

476
00:28:38,566 --> 00:28:39,960
‫ببخشید، بازم اون صدای کلیک کردن میاد

477
00:28:39,984 --> 00:28:40,985
‫اوه

478
00:28:41,069 --> 00:28:42,070
‫چطوری، خنگول؟

479
00:28:42,237 --> 00:28:43,863
‫- سلام، کریس
‫- باشه، و توی یه هتل خوب

480
00:28:43,947 --> 00:28:45,490
‫یه اتاق می‌گیریم

481
00:28:45,573 --> 00:28:47,909
‫نه، نه، نه، مامان،
‫الکی پول خرج نکن

482
00:28:47,992 --> 00:28:49,887
‫خب، عزیزدلم، خونه‌ی تو
‫الان صحنه‌ی جرمه

483
00:28:49,911 --> 00:28:52,705
‫نمیام کنار شما دو نفر
‫روی تخت رافائله بخوابم، باشه؟

484
00:28:52,789 --> 00:28:56,125
‫خب، من الان شورتش رو پوشیدم، پس,,,

485
00:28:56,209 --> 00:28:59,462
‫خیلی از خطر قرمزها رو رد کردیم

486
00:29:00,088 --> 00:29:02,298
‫هی، مامان، ممنون که به حرفم گوش نکردی

487
00:29:02,382 --> 00:29:05,426
‫- و داری میایی اینجا
‫- خب,,,

488
00:29:05,510 --> 00:29:07,971
‫ببین، ۲۴ ساعت دیگه می‌بینمت، باشه؟

489
00:29:08,972 --> 00:29:10,932
‫باشه, دوستت دارم، مامانی

490
00:29:11,015 --> 00:29:12,892
‫- خداحافظ
‫- منم دوستت دارم

491
00:29:15,198 --> 00:29:16,980
‫بس کن!

492
00:29:18,709 --> 00:29:21,566
‫[ اِدا: خب، ببین، ۲۴ ساعت دیگه می‌بینمت، باشه؟ ]

493
00:29:22,944 --> 00:29:23,945
‫بله؟

494
00:29:26,698 --> 00:29:27,699
‫مادرش داره میاد

495
00:29:29,659 --> 00:29:31,744
‫وقتی بیاد وکیل هم می‌گیره

496
00:29:34,914 --> 00:29:37,292
‫تازه اومدیم خونه که بخوابیم

497
00:29:40,003 --> 00:29:41,004
‫باشه

498
00:29:42,088 --> 00:29:43,214
‫چی شده؟

499
00:29:43,298 --> 00:29:45,049
‫پلیس احضارم کرده

500
00:29:46,259 --> 00:29:47,552
‫چی؟ همین‌الان؟

501
00:29:47,844 --> 00:29:49,012
‫مسخره‌ست

502
00:29:49,846 --> 00:29:51,347
‫پس می‌خوای تنهام بذاری؟

503
00:29:51,598 --> 00:29:55,393
‫همه چیز رو خودشون می‌دونن,
‫پس مطمئنم سریع برمی‌گردم

504
00:29:58,897 --> 00:30:00,940
‫صبر کن, منم میام

505
00:30:01,024 --> 00:30:02,483
‫- مطمئنی؟
‫- آره

506
00:30:04,047 --> 00:30:08,021
‫[ سال ۲۰۰۷، ۵ نوامبر - ساعت ۲۲:۴۷ ]

507
00:30:20,001 --> 00:30:22,211
‫ترجیح نمیدی پشت یه میز بشینی؟

508
00:30:24,797 --> 00:30:25,798
‫نه

509
00:30:26,215 --> 00:30:27,216
‫نه؟

510
00:30:27,300 --> 00:30:28,968
‫نه، این صندلی‌ها رو دوست دارم

511
00:30:30,178 --> 00:30:33,598
‫سفت و پلاستیکی‌ان و,,,

512
00:30:34,182 --> 00:30:35,975
‫باعث میشن کمردرد بگیری

513
00:30:36,184 --> 00:30:38,061
‫آره، برام قابل تصوره

514
00:30:39,187 --> 00:30:41,981
‫باید این رو بدونی، چون,,,

515
00:30:43,024 --> 00:30:44,108
‫خیلی روشون نشستی

516
00:30:46,402 --> 00:30:47,403
‫یوگا

517
00:30:47,695 --> 00:30:48,696
‫خیلی کمک می‌کنه

518
00:30:50,531 --> 00:30:52,116
‫آره، شرط می‌بندم همینطوره

519
00:30:54,744 --> 00:30:55,828
‫آم,,,

520
00:30:56,496 --> 00:30:58,331
‫چندتا,,,

521
00:30:59,165 --> 00:31:01,084
‫چندتا حرکت نشونم بده

522
00:31:02,085 --> 00:31:03,086
‫نه

523
00:31:03,169 --> 00:31:04,170
‫آره!

524
00:31:06,589 --> 00:31:07,840
‫- همین‌الان؟
‫- همین‌الان

525
00:31:12,512 --> 00:31:13,513
‫باشه

526
00:31:19,978 --> 00:31:21,145
‫حرکت درخت

527
00:31:21,396 --> 00:31:23,898
‫آره، اون حرکت رو بلدم، خوبه

528
00:31:24,190 --> 00:31:25,191
‫خوبه

529
00:31:25,275 --> 00:31:26,276
‫گرفتن انگشت‌های پا

530
00:31:26,568 --> 00:31:29,279
‫وقتی قاتل اومد داخل خونه،
‫تو اونجا نبودی، درسته؟

531
00:31:30,280 --> 00:31:31,364
‫خیلی,,,

532
00:31:32,615 --> 00:31:33,616
‫شانس آوردی

533
00:31:33,700 --> 00:31:35,076
‫آره؟

534
00:31:38,246 --> 00:31:39,497
‫عجب، چقدر انعطاف‌پذیری!

535
00:31:43,418 --> 00:31:46,504
‫تمومش کن! اینجا پاسگاه پلیسه!
‫چیکار می‌کنی؟

536
00:31:47,088 --> 00:31:48,688
‫- داشتیم درمورد پرونده حرف می‌زدیم
‫- شرمنده

537
00:31:50,258 --> 00:31:52,343
‫پس باید این حرف‌ها رو ضبط کنیم، نه؟

538
00:31:54,971 --> 00:31:56,347
‫دنبالم بیاید!

539
00:31:56,931 --> 00:31:58,182
‫باشه

540
00:31:58,266 --> 00:32:00,810
‫صبر کن، بازم بازجویی؟ جدی؟

541
00:32:01,811 --> 00:32:03,021
‫آره

542
00:32:04,355 --> 00:32:05,440
‫گندش بزنن

543
00:32:13,740 --> 00:32:14,908
‫می‌تونم,,,

544
00:32:22,498 --> 00:32:23,708
‫بهم دروغ گفتی، خانم جوون

545
00:32:24,417 --> 00:32:25,793
‫ماجرای ماری‌جوانا رو می‌دونم

546
00:32:26,085 --> 00:32:27,211
‫لعنتی

547
00:32:28,087 --> 00:32:29,964
‫توی خونه ماری‌جوانا می‌کشی؟

548
00:32:30,298 --> 00:32:31,466
‫شرمنده

549
00:32:32,967 --> 00:32:35,637
‫نمی‌خواستم کسی,,,

550
00:32:35,762 --> 00:32:37,388
‫توی دردسر بیُفته

551
00:32:37,680 --> 00:32:41,601
‫بهم بگو شبی که مردیت به قتل رسید
‫کجاها بودی

552
00:32:41,684 --> 00:32:43,603
‫- چی,,,
‫- شب ۱ نوامبر,,,

553
00:32:44,854 --> 00:32:46,356
‫چه کارهایی انجام دادی؟

554
00:32:46,439 --> 00:32:47,732
‫و این بار,,,

555
00:32:48,024 --> 00:32:49,025
‫کاملاً دقیق بگو

556
00:32:49,108 --> 00:32:50,735
‫آره، باشه, باشه

557
00:32:50,818 --> 00:32:52,153
‫خب,,,

558
00:32:52,403 --> 00:32:54,781
‫خونه‌ی رافائله بودم

559
00:32:56,157 --> 00:32:57,158
‫ما,,,

560
00:32:58,034 --> 00:32:59,035
‫غذا خوردیم

561
00:32:59,827 --> 00:33:01,120
‫فیلم «املی» رو دیدیم

562
00:33:02,455 --> 00:33:04,457
‫آره، ماری‌جوانا کشیدیم

563
00:33:06,084 --> 00:33:08,795
‫عشق‌بازی کردیم، دوش گرفتیم,,,

564
00:33:08,920 --> 00:33:09,921
‫شما چطور می‌گید,,,

565
00:33:10,046 --> 00:33:12,131
‫یه لوله زیر سینک ترکید

566
00:33:12,298 --> 00:33:14,509
‫به چه ترتیبی؟ دقیق بگو

567
00:33:14,968 --> 00:33:17,178
‫برای هر کدوم از این اتفاق‌ها
‫زمان دقیق می‌خوام

568
00:33:18,012 --> 00:33:19,222
‫زمان دقیق؟

569
00:33:20,598 --> 00:33:21,975
‫اوه

570
00:33:22,058 --> 00:33:23,059
‫آه,,,

571
00:33:23,768 --> 00:33:25,979
‫مطمئن نیستم دقیق بدونم

572
00:33:26,104 --> 00:33:27,522
‫چطور نمی‌دونی؟

573
00:33:27,605 --> 00:33:29,285
‫اگه حقیقت رو میگی، باید بدونی

574
00:33:29,440 --> 00:33:31,818
‫دارم حقیقت رو میگم

575
00:33:32,026 --> 00:33:36,531
‫ماری‌جوانا کشیده بودیم، پس,,,

576
00:33:36,739 --> 00:33:39,325
‫یه‌کم همه‌چیز مبهمه، و,,,

577
00:33:39,701 --> 00:33:41,619
‫توی خونه‌ش ساعت هم نداره

578
00:33:42,078 --> 00:33:43,079
‫ساعت نداره؟

579
00:33:43,580 --> 00:33:46,874
‫پس از کجا می‌فهمی وقت رفتن
‫سر کلاس یا رفتن سر کاره؟

580
00:33:47,125 --> 00:33:49,127
‫میری موقعیت خورشید رو نگاه می‌کنی؟

581
00:33:49,377 --> 00:33:51,379
‫- چی؟ نمی‌فهمم
‫- آماندا,,,

582
00:33:52,005 --> 00:33:53,245
‫باید این کار رو بکنی

583
00:33:53,965 --> 00:33:55,425
‫خیلی‌خب, چشم‌هات رو ببند

584
00:33:55,550 --> 00:33:57,844
‫هوم؟ چشم‌هات رو ببند, تمرکز کن

585
00:33:58,344 --> 00:34:00,555
‫و تمامی اتفاقاتی که اون شب
‫افتادن رو برامون توضیح بده

586
00:34:01,264 --> 00:34:02,307
‫تمام تلاشت رو بکن

587
00:34:02,557 --> 00:34:05,310
‫زمان دقیق، زمان دقیق

588
00:34:05,393 --> 00:34:06,561
‫آم,,,

589
00:34:07,937 --> 00:34:11,566
‫وقتی برگشتیم خونه‌ی رافائله,,,

590
00:34:13,067 --> 00:34:14,986
‫ساعت ۵ یا ۵:۳۰ بود

591
00:34:15,153 --> 00:34:17,405
‫‏۵ یا ۵:۳۰؟ کدومش؟

592
00:34:18,907 --> 00:34:19,908
‫‏۵:۳۰

593
00:34:20,283 --> 00:34:23,423
‫فیلم «املی» رو با لپ‌تاپ نگاه کردیم

594
00:34:24,495 --> 00:34:27,665
‫یادمه ساعت ۸:۳۰ گفتم:
‫«اوه، یه عالمه کار دارم»

595
00:34:27,916 --> 00:34:29,042
‫ببخشید، ببخشید

596
00:34:29,375 --> 00:34:30,877
‫فیلم «املی» سه ساعته؟

597
00:34:31,044 --> 00:34:32,045
‫چی؟

598
00:34:32,962 --> 00:34:38,009
‫نه، نیست, دقیقاً ۲ ساعت
‫و ۲ دقیقه‌ست, پس,,,

599
00:34:38,134 --> 00:34:42,931
‫پس یه کاری بین ۱۷:۳۰ تا ۲۰:۳۰ انجام دادی
‫که نمیگی چی بوده

600
00:34:43,222 --> 00:34:44,557
‫ببخشید, آره, شرمنده

601
00:34:44,849 --> 00:34:47,018
‫سخته به ایتالیایی توضیح بدم

602
00:34:47,810 --> 00:34:51,981
‫ساعت ۵:۳۰ فیلم رو دیدیم

603
00:34:53,024 --> 00:34:55,985
‫بعدش خاموشش کردیم
‫و ماری‌جوانا کشیدیم,,,

604
00:34:56,903 --> 00:35:02,242
‫نه، فیلم رو کامل دیدیدم، بعدش ماری‌جوانا کشیدیم،
‫بعدش غذا درست کردیم

605
00:35:02,325 --> 00:35:03,326
‫چقدر طول کشید؟

606
00:35:03,409 --> 00:35:05,411
‫غذا درست کردنتون چقدر طول کشید؟

607
00:35:06,120 --> 00:35:08,623
‫ماهی درست کردیم، پس ۱۰ دقیقه؟

608
00:35:08,706 --> 00:35:10,166
‫ساعت چند غذا خوردید؟

609
00:35:11,668 --> 00:35:13,795
‫نمی‌دونم، فکر کنم آخر شب

610
00:35:13,878 --> 00:35:15,421
‫قبل از رابطه‌ی جنسی یا بعدش؟

611
00:35:16,798 --> 00:35:19,259
‫بیش‌تر از یک بار,,,

612
00:35:20,718 --> 00:35:21,719
‫رابطه داشتیم

613
00:35:21,886 --> 00:35:23,263
‫و دقیقاً ساعت چند,,,

614
00:35:24,681 --> 00:35:26,401
‫گوشی‌هاتون رو خاموش کردید، آماندا؟

615
00:35:30,520 --> 00:35:34,440
‫سوابق نشون میدن که همون موقعی

616
00:35:34,524 --> 00:35:37,944
‫که مردیت به قتل رسیده،
‫شما هم گوشی‌ها رو خاموش کردید

617
00:35:42,323 --> 00:35:43,533
‫آه,,,

618
00:35:44,117 --> 00:35:46,536
‫می‌تونم,,, جواب بدم؟ مادرمه

619
00:35:46,619 --> 00:35:47,620
‫فکر نکنم

620
00:35:48,830 --> 00:35:50,707
‫آخرین بار کِی مردیت رو دیدی؟

621
00:35:52,500 --> 00:35:54,562
‫نه، نه، تو جواب بده، جواب بده!

622
00:35:54,586 --> 00:35:58,339
‫آره, شرمنده, روز,,, پنج‌شنبه بود

623
00:35:58,423 --> 00:36:00,300
‫فردای هالووین

624
00:36:00,383 --> 00:36:01,884
‫دیروقت خوابیده بود چون,,,

625
00:36:02,010 --> 00:36:03,553
‫چرا ایتالیایی حرف نمی‌زنه؟

626
00:36:03,845 --> 00:36:04,929
‫ایتالیایی حرف بزن!

627
00:36:05,179 --> 00:36:06,431
‫ببخشید، شرمنده

628
00:36:10,435 --> 00:36:11,436
‫آم,,,

629
00:36:11,603 --> 00:36:13,813
‫دوباره درمورد آخرین باری
‫که مردیت رو دیدی برام بگو

630
00:36:14,314 --> 00:36:15,315
‫باشه

631
00:36:35,611 --> 00:36:36,878
‫مامور فِراری!

632
00:36:37,211 --> 00:36:38,212
‫مترجم اومده

633
00:36:38,546 --> 00:36:39,923
‫اوه، خداروشکر!

634
00:36:40,632 --> 00:36:46,732
‫میشه ازش بپرسی چرا دقیقاً وقتی که مردیت دوستش
‫داشته دو بلوک اونورتر به قتل می‌رسیده،

635
00:36:46,733 --> 00:36:49,057
‫گوشیش رو خاموش کرده؟

636
00:36:49,224 --> 00:36:53,111
‫سوابق گوشیت نشون میدن
‫که موقع کشته شدن مردیت

637
00:36:53,112 --> 00:36:54,437
‫گوشت خاموش بوده

638
00:36:55,730 --> 00:36:58,942
‫یعنی,,, بخشید، الان وکیل نیاز دارم؟

639
00:36:59,025 --> 00:37:00,026
‫آماندا

640
00:37:00,401 --> 00:37:02,237
‫همیشه گوشیت رو خاموش می‌کنی؟

641
00:37:02,320 --> 00:37:04,089
‫همیشه گوشیت رو خاموش می‌کنی؟

642
00:37:04,113 --> 00:37:06,574
‫آره، وقتی می‌خوام شارژم تموم نشه،

643
00:37:06,658 --> 00:37:10,245
‫یا وقتی که می‌خوام تنها باشم، آره

644
00:37:10,536 --> 00:37:12,473
‫و اون بار، می‌خواستی شارژت تموم نشه
‫یا دوست داشتی تنها باشی؟

645
00:37:12,497 --> 00:37:15,541
‫و اون بار، می‌خواستی شارژت تموم نشه
‫یا دوست داشتی تنها باشی؟

646
00:37:16,251 --> 00:37:17,460
‫نمیشه هردوتاش باشه

647
00:37:17,585 --> 00:37:19,629
‫دلیل خاموش کردنش این بود که,,, باشه

648
00:37:19,712 --> 00:37:24,008
‫دلیل خاموش کردن گوشیم این بود
‫که رئیسم بهم پیام داده بود

649
00:37:24,092 --> 00:37:25,843
‫و گفته بود نیاز نیست برم سر کار

650
00:37:25,927 --> 00:37:28,596
‫و خیلی خوشحال بودم

651
00:37:28,680 --> 00:37:30,723
‫چون خیلی خسته بودم

652
00:37:30,807 --> 00:37:32,725
‫و می‌خواستم با دوست‌پسرم توی خونه بمونم

653
00:37:32,809 --> 00:37:35,228
‫پس منم خاموشش کردم،

654
00:37:35,311 --> 00:37:38,773
‫چون اونطوری اگه نظر رئیسم عوض میشد،
‫دیگه نمی‌تونست بهم خبر بده

655
00:37:40,483 --> 00:37:41,776
‫کارمند خیلی خوبی نیستم

656
00:37:41,943 --> 00:37:43,570
‫کارمند خیلی خوبی نیست

657
00:37:43,736 --> 00:37:45,673
‫چرا رافائله هم گوشیش رو خاموش کرده؟

658
00:37:45,697 --> 00:37:47,758
‫چرا رافائله هم گوشیش رو خاموش کرده؟

659
00:37:47,782 --> 00:37:52,745
‫پدرش هر شب بهش زنگ می‌زنه،
‫و نمی‌خواستیم کسی مزاحم‌مون بشه

660
00:37:52,829 --> 00:37:53,889
‫نمی‌خواستن کسی مزاحم‌شون بشه

661
00:37:53,913 --> 00:37:55,039
‫آم,,,

662
00:37:55,123 --> 00:37:56,183
‫برای همه چیز یه جواب آماده داره

663
00:37:56,207 --> 00:37:58,167
‫من,,, توی دوران پریودم هستم

664
00:37:58,251 --> 00:38:00,795
‫میشه لطفاً برم دستشویی؟

665
00:38:00,962 --> 00:38:02,314
‫توی دوران پریودشه و می‌خواد بره دستشویی

666
00:38:02,338 --> 00:38:04,090
‫سریع میام, لطفاً

667
00:38:04,173 --> 00:38:05,341
‫فکر می‌کنه کیه؟

668
00:38:05,717 --> 00:38:06,718
‫گوشیت رو بده

669
00:38:09,554 --> 00:38:10,555
‫من میگم

670
00:38:10,638 --> 00:38:11,639
‫خانم ناکس

671
00:38:12,974 --> 00:38:16,185
‫ما مدارک قانع‌کننده‌ای داریم که نشون میدن
‫شب اتفاق افتادن قتل، تو خونه بودی

672
00:38:19,063 --> 00:38:20,064
‫آه,,,

673
00:38:21,149 --> 00:38:24,226
‫اونا مدارک قانع‌کننده‌ای دارن که نشون میدن
‫شب اتفاق افتادن قتل، تو خونه بودی

674
00:38:24,227 --> 00:38:25,087
‫منظورتون چیه؟

675
00:38:25,111 --> 00:38:27,488
‫کدوم مدرک؟ مدرک دارید که من خونه بودم؟

676
00:38:29,532 --> 00:38:30,909
‫این پاتریک که توی گوشیته، کیه؟

677
00:38:30,992 --> 00:38:32,992
‫پاتریک که اسمش توی گوشیته، کیه؟

678
00:38:35,705 --> 00:38:37,498
‫پاتریک رئیسمه، از «لو شیک»

679
00:38:37,707 --> 00:38:39,751
‫پاتریک لومومبا، اهل کنگوئه

680
00:38:41,085 --> 00:38:42,295
‫دروغ‌گو

681
00:38:43,421 --> 00:38:44,940
‫شب ۱ نوامبر اون رو دیدی!

682
00:38:44,964 --> 00:38:46,817
‫شب ۱ نوامبر همدیگه رو دیدید؟

683
00:38:46,841 --> 00:38:49,093
‫نه، نه، ندیدمش, به خدا ندیدمش

684
00:38:49,886 --> 00:38:51,030
‫پس این پیامی که براش فرستادی چیه؟

685
00:38:51,054 --> 00:38:53,473
‫قضیه‌ی این پیام که براش فرستادی چیه؟
‫با صدای بلند بخونش

686
00:38:53,723 --> 00:38:55,475
‫باشه, آم,,,

687
00:38:55,600 --> 00:38:57,310
‫«بعداً می‌بینمت، شب خوبی داشته باشی»

688
00:38:57,393 --> 00:38:58,603
‫آه!

689
00:38:58,728 --> 00:39:00,813
‫همینه! برنامه داشتن!

690
00:39:01,105 --> 00:39:04,234
‫- پس برنامه داشتی اون رو ببینی؟
‫- نه, اینجا چه خبره؟

691
00:39:04,317 --> 00:39:05,586
‫نه، گفتم: «باشه، بعداً می‌بینمت,
‫شب خوبی داشته باشی»

692
00:39:05,610 --> 00:39:08,112
‫گفته: «بعداً می‌بینمت،
‫شب خوبی داشته باشی»

693
00:39:08,196 --> 00:39:09,405
‫«بعداً می‌بینمت», یعنی برنامه داشتی

694
00:39:09,489 --> 00:39:10,883
‫«بعداً می‌بینمت», یعنی برنامه داشتی

695
00:39:10,907 --> 00:39:12,384
‫نه، لعنتی، لطفاً، لطفاً متوجه بشید

696
00:39:12,408 --> 00:39:14,661
‫«بعداً می‌بینمت» توی زبان انگلیسی خیلی عادیه

697
00:39:14,744 --> 00:39:16,496
‫مثل «خداحافظ» به ایتالیایی,
‫یا «فعلاً»

698
00:39:16,579 --> 00:39:19,058
‫برنامه ریختن نیست, اصلاً مهم نیست

699
00:39:19,082 --> 00:39:20,208
‫لطفاً کمکم کن

700
00:39:20,291 --> 00:39:22,335
‫لطفاً بهش بفهمون
‫که به معنی برنامه ریختن نیست

701
00:39:23,127 --> 00:39:24,379
‫پس پیام پاتریک کجاست؟

702
00:39:24,462 --> 00:39:25,838
‫پیامی که پاتریک برات فرستاده، کجاست؟

703
00:39:25,922 --> 00:39:27,483
‫پیامی که گفته نیاز نیست بری سر کار؟

704
00:39:27,507 --> 00:39:28,800
‫حتماً پاکش کردم

705
00:39:28,883 --> 00:39:31,261
‫خیلی از پیام‌ها رو پاک می‌کنم,
‫فضای گوشیم رو پر می‌کنن

706
00:39:31,344 --> 00:39:33,239
‫اما نوشته بود «نیا سر کار»,
‫منم نوشتم «باشه, بعداً می‌بینمت»

707
00:39:33,263 --> 00:39:36,996
‫اما اون گفته «نیا سر کار»
‫و این هم جواب داده «بعداً می‌بینمت»

708
00:39:37,600 --> 00:39:39,745
‫رافائله گفت خونه نبودید,
‫گفت ازش خواستی دروغ بگه

709
00:39:39,769 --> 00:39:40,770
‫دیگه خبری از بهونه نیست

710
00:39:42,939 --> 00:39:44,107
‫چی؟

711
00:39:44,190 --> 00:39:45,876
‫رافائله گفته خونه‌ی اون نبودید،

712
00:39:45,900 --> 00:39:48,236
‫و تو ازش خواستی دروغ بگه

713
00:39:48,319 --> 00:39:50,071
‫بهونه‌ی بی‌گناهیت رو از ازت گرفته

714
00:39:50,989 --> 00:39:51,990
‫چی؟

715
00:39:54,409 --> 00:39:55,577
‫نه

716
00:39:55,660 --> 00:39:57,179
‫آماندا

717
00:39:59,414 --> 00:40:01,809
‫شب به قتل رسیدن مردیت کجا بودی؟

718
00:40:01,833 --> 00:40:03,835
‫چیکار کردی؟
‫پاتریک رو دیدی؟

719
00:40:05,461 --> 00:40:07,439
‫کجا همدیگه رو دیدید؟
‫چیکار کردید؟

720
00:40:07,463 --> 00:40:10,133
‫کجا همدیگه رو دیدید؟
‫چیکار کردید؟ پاتریک چه شکلیه؟

721
00:40:10,216 --> 00:40:11,884
‫قد بلنده، موهاش رو می‌بافه

722
00:40:12,051 --> 00:40:14,238
‫مردیت رو می‌شناخته؟

723
00:40:14,262 --> 00:40:17,348
‫یه‌کم, مردیت می‌اومد توی بار, آره

724
00:40:17,432 --> 00:40:21,144
‫- از مردیت خوشش می‌اومد؟
‫- با هم کنار می‌اومدن، آره

725
00:40:22,729 --> 00:40:24,729
‫می‌گفت مردیت خوشگله؟

726
00:40:25,356 --> 00:40:28,860
‫همه می‌گفتن مردیت خوشگله,
‫چون خیلی خوشگل بود

727
00:40:31,237 --> 00:40:33,173
‫کِی رفتی به دیدن پاتریک؟

728
00:40:33,197 --> 00:40:35,199
‫نه، من,,, اصلاً نرفتم, موندم خونه

729
00:40:35,366 --> 00:40:36,534
‫میگه مونده خونه

730
00:40:36,618 --> 00:40:37,619
‫حقیقت نداره

731
00:40:37,827 --> 00:40:40,955
‫توی پیام گفتی قراره همدیگه رو ببینید

732
00:40:41,080 --> 00:40:43,350
‫توی پیام گفتی قراره بری به دیدنش

733
00:40:43,374 --> 00:40:44,751
‫نه، نه، نه، اونطور نیست

734
00:40:44,834 --> 00:40:47,045
‫اصلاً اون معنی رو نمیده,,,

735
00:40:47,211 --> 00:40:48,379
‫«بعداً,,,»

736
00:40:48,463 --> 00:40:49,714
‫«بعداً می‌بینمت»

737
00:40:49,797 --> 00:40:51,174
‫«بعداً می‌بینمت»

738
00:40:51,299 --> 00:40:54,093
‫آره، اما جایی نرفتم, موندم خونه,
‫توی خونه موندم

739
00:40:54,177 --> 00:40:55,678
‫- دروغ میگی
‫- نه، نمیگم

740
00:40:55,762 --> 00:40:57,555
‫اصلاً از خونه‌ی رافائله خارج نشدم

741
00:40:57,639 --> 00:40:59,849
‫حتی رافائله هم گفت از خونه خارج شدی،
‫به پاتریک هم پیام دادی

742
00:41:01,017 --> 00:41:02,369
‫که بعداً می‌بینیش

743
00:41:02,393 --> 00:41:03,662
‫اعتراف کن

744
00:41:03,686 --> 00:41:04,812
‫پاتریک رو کجا دیدی؟

745
00:41:04,896 --> 00:41:07,096
‫توی خونه‌ت؟

746
00:41:07,148 --> 00:41:08,650
‫از خونه خارج نشدم، موندم خونه

747
00:41:08,733 --> 00:41:10,336
‫- داری از کی محافظت می‌کنی، آماندا؟
‫- یالا، آماندا!

748
00:41:10,360 --> 00:41:12,520
‫آماندا، چرا پشت سر هم دروغ میگی؟
‫واقعاً نیازی نیست

749
00:41:12,570 --> 00:41:14,155
‫دروغ نمیگم, دروغ نمیگم

750
00:41:14,239 --> 00:41:18,660
‫آماندا، مدارک قانع‌کننده‌ای داریم
‫که نشون میدن سر صحنه‌ی جرم بودی

751
00:41:18,743 --> 00:41:20,161
‫دروغ نمیگم

752
00:41:21,248 --> 00:41:22,462
‫شاید یادت نمیاد

753
00:41:22,463 --> 00:41:24,850
‫آره، شاید یادت نمیاد, ممکنه

754
00:41:24,874 --> 00:41:26,876
‫یه بار برای خودم اون اتفاق افتاد

755
00:41:26,960 --> 00:41:29,671
‫توی یه رانندگی وحشتناک بودم
‫و آسیب شدیدی دیدم،

756
00:41:29,754 --> 00:41:31,506
‫و وقتی به هوش اومدم، چیزی یادم نبود

757
00:41:31,589 --> 00:41:34,384
‫آسیب روحی کارهای عجیبی با ذهن می‌کنه

758
00:41:34,467 --> 00:41:36,507
‫شاید برای همین خیلی دقیق
‫همه چیز رو یادت نمیاد

759
00:41:36,678 --> 00:41:37,679
‫چه خبره؟

760
00:41:37,762 --> 00:41:40,807
‫بهش گفتم بعضی‌وقت‌ها به‌خاطر آسیب
‫بعضی چیزها رو فراموش می‌کنیم, ممکنه، نه؟

761
00:41:40,890 --> 00:41:43,476
‫دقیقاً, برای همین شاید یه چیزی دیدی,,,

762
00:41:43,560 --> 00:41:44,620
‫شاید یه صحنه‌ی وحشتناک دیدی،

763
00:41:44,644 --> 00:41:46,580
‫یه صحنه‌ی خیلی وحشتناک
‫که دوست نداری اون رو به یاد بیاری

764
00:41:46,604 --> 00:41:49,649
‫صحنه‌ی خیلی وحشتناکی
‫که دوست داری فراموشش کنی

765
00:41:50,567 --> 00:41:51,687
‫اما ازت می‌خوایم همه چیز رو به یاد بیاری

766
00:41:51,734 --> 00:41:52,974
‫اما باید همه چیز رو به یاد بیاری

767
00:41:53,486 --> 00:41:55,572
‫باید خوب فکر کنی

768
00:41:55,822 --> 00:41:57,740
‫خونه‌ی رافائله رو ترک کردی

769
00:41:57,907 --> 00:42:00,052
‫نمی‌فهمم الان چی به چیه,
‫واقعاً نمی‌دونم!

770
00:42:00,076 --> 00:42:01,116
‫اوه، فهمیدم چی گفت

771
00:42:01,160 --> 00:42:02,370
‫کون لق خودت، کوه‌ناکس!

772
00:42:02,662 --> 00:42:04,080
‫رفتی به دیدن پاتریک

773
00:42:04,163 --> 00:42:06,249
‫- نه، نرفتم! نرفتم!
‫- اینقدر دروغ نگو!

774
00:42:06,332 --> 00:42:07,917
‫چرا من رو می‌زنید؟

775
00:42:08,126 --> 00:42:09,646
‫خیلی دروغ‌گویی!

776
00:42:10,461 --> 00:42:11,462
‫خوب فکر کن!

777
00:42:12,088 --> 00:42:13,673
‫چرا این کار رو می‌کنید؟

778
00:42:14,730 --> 00:42:17,214
‫شاید خودت هم تجربه‌ی آسیب‌زایی داشتی!

779
00:42:19,583 --> 00:42:21,830
‫خونه‌ی رافائله رو ترک کردی,
‫خودش اینطور گفته

780
00:42:22,223 --> 00:42:23,943
‫و خودت هم می‌دونی

781
00:42:24,811 --> 00:42:27,687
‫- خونه‌ی رافائله رو ترک کردی
‫- خونه‌ی رافائله رو ترک کردی

782
00:42:27,937 --> 00:42:31,441
‫- خودش اینطور گفته و خودت هم می‌دونی
‫- خودش اینطور گفته و خودت هم می‌دونی

783
00:42:31,733 --> 00:42:33,693
‫یه نفر رو دیدی، نیّتت خوب بوده,,,

784
00:42:33,776 --> 00:42:36,112
‫یه نفر رو دیدی، نیّتت خوب بوده

785
00:42:36,321 --> 00:42:37,673
‫ولی بعدش اوضاع تغییر کرده,
‫یه اتفاقی افتاده!

786
00:42:37,697 --> 00:42:40,199
‫ولی همه چیز تغییر کرده,
‫یه اتفاقی افتاده!

787
00:42:40,867 --> 00:42:43,161
‫یادم نمیاد خونه رو ترک کرده باشم

788
00:42:43,162 --> 00:42:45,362
‫- یادت میاد
‫- چرا، یادت میاد!

789
00:42:45,455 --> 00:42:46,623
‫آم,,,

790
00:42:48,082 --> 00:42:51,628
‫نه، نه، من,,, موندم خونه‌ی رافائله

791
00:42:51,836 --> 00:42:55,048
‫نه، اونجا نموندی!
‫خونه‌ی رافائله نموندی

792
00:42:55,381 --> 00:42:57,258
‫رفتی! کجا رفتی؟!

793
00:42:57,342 --> 00:43:00,386
‫- کجا رفتی؟ خونه‌ی خودت؟
‫- خونه‌ی خودت؟ میدون شهر؟

794
00:43:01,679 --> 00:43:02,764
‫رفتی به زمین بسکتبال؟

795
00:43:02,847 --> 00:43:04,224
‫من,,, یادم نمیاد!

796
00:43:04,390 --> 00:43:05,934
‫آماندا، باید یادت بیاد!

797
00:43:06,226 --> 00:43:07,435
‫اونجا پاتریک رو دیدی؟

798
00:43:07,727 --> 00:43:09,479
‫اون به مردیت علاقه داشته,,,

799
00:43:09,562 --> 00:43:11,314
‫تو هم بردیش خونه‌تون

800
00:43:11,689 --> 00:43:15,360
‫اونا رابطه داشتن و بعدش هم
‫پاتریک اون رو کشته

801
00:43:15,818 --> 00:43:17,578
‫من,,, چنین چیزی یادم نمیاد، نه

802
00:43:17,820 --> 00:43:18,988
‫آماندا، یه مردی رو دیدی

803
00:43:19,072 --> 00:43:20,112
‫کی رو دیدی، آماندا؟

804
00:43:20,156 --> 00:43:21,836
‫وگرنه محکوم به ۳۰ سال حبس میشی!

805
00:43:22,158 --> 00:43:23,493
‫من,,, یادم نمیاد!

806
00:43:23,576 --> 00:43:25,512
‫- اونجا پاتریک رو دیدی؟
‫- یادم نمیاد!

807
00:43:26,621 --> 00:43:27,622
‫نه، نمی‌دونم!

808
00:43:27,872 --> 00:43:30,083
‫- اینقدر دروغ نگو!
‫- اینقدر ازش محافظت نکن!

809
00:43:30,208 --> 00:43:33,044
‫ازش محافظت نکن, می‌دونیم کار اون بوده!
‫می‌دونیم شما همدیگه رو دیدید!

810
00:43:33,127 --> 00:43:35,046
‫- نمی‌دونم,,, من,,,
‫- دروغ میگی!

811
00:43:38,299 --> 00:43:40,385
‫کار تریک بوده

812
00:43:41,427 --> 00:43:43,304
‫پاتریک، کار پاتریک بوده!

813
00:43:43,388 --> 00:43:46,099
‫کار پاتریک بوده!

814
00:43:55,900 --> 00:43:56,901
‫لعنتی، دیگه وقتش بود

815
00:44:06,327 --> 00:44:07,787
‫پاتریک لومومبا

816
00:44:12,222 --> 00:44:15,899
‫[ سال ۲۰۰۷، ۶ نوامبر - ساعت ۱۷:۳۹ ]

817
00:44:21,092 --> 00:44:22,260
‫سلام، خانم ناکس

818
00:44:24,345 --> 00:44:25,805
‫من «پوبلیکو مینیسترو» هستم
‫(دادستان)

819
00:44:25,888 --> 00:44:27,098
‫باشه

820
00:44:27,223 --> 00:44:28,474
‫ازت می‌خوام دقیق بگی

821
00:44:28,641 --> 00:44:30,119
‫ازت می‌خواد دقیق بگی

822
00:44:30,143 --> 00:44:31,144
‫توی کدوم,,,

823
00:44:31,352 --> 00:44:34,731
‫توی کدوم اتاقِ خونه‌ی
‫توی خیابون دلا پرگولا بودی,,,

824
00:44:35,106 --> 00:44:37,233
‫وقتی پاتریک، مردیت رو کُشت؟

825
00:44:37,317 --> 00:44:38,961
‫توی کدوم قسمت خونه بودی

826
00:44:38,985 --> 00:44:40,820
‫وقتی پاتریک، مردیت رو کُشت؟

827
00:44:41,988 --> 00:44:43,698
‫آم,,,

828
00:44:43,781 --> 00:44:46,951
‫خب، مطمئن نیستم
‫که پاتریک اون رو کشته باشه

829
00:44:47,160 --> 00:44:48,953
‫مطمئن نیست کار اون بوده باشه

830
00:44:49,412 --> 00:44:52,332
‫گفتی توی خونه بودی، درسته؟

831
00:44:52,457 --> 00:44:54,435
‫گفتی توی خونه بودی، درسته؟

832
00:44:54,459 --> 00:44:56,419
‫آره, آره، بودم, اما,,,

833
00:44:57,128 --> 00:44:58,355
‫وقتی اون رو کُشت
‫توی اتاق‌خواب بودی؟

834
00:44:58,379 --> 00:44:59,523
‫توی اتاق‌خواب بودی,,,

835
00:44:59,547 --> 00:45:00,548
‫نه

836
00:45:00,632 --> 00:45:01,692
‫,,,وقتی مردیت رو کُشت؟

837
00:45:01,716 --> 00:45:04,677
‫نه، نه، نه! نه

838
00:45:04,761 --> 00:45:05,762
‫پس کجا بودی؟

839
00:45:05,845 --> 00:45:07,740
‫- کجا بودی؟
‫- نمی‌دونم، نمی‌دونم،

840
00:45:07,764 --> 00:45:09,891
‫نمی‌دونم, نمی‌دونم چی به چیه

841
00:45:09,974 --> 00:45:11,035
‫کجا بودی؟

842
00:45:11,059 --> 00:45:12,852
‫نمی‌دونم! نمی‌دونم!

843
00:45:12,936 --> 00:45:15,188
‫نمی‌دونم, نمی‌دونم

844
00:45:15,271 --> 00:45:16,648
‫نمی‌دونم

845
00:45:16,814 --> 00:45:18,775
‫صحنه‌هایی از به قتل رسیدن مردیت رو می‌بینی؟

846
00:45:18,858 --> 00:45:20,193
‫مثل دیروز که توی آشپزخونه بودی؟

847
00:45:20,276 --> 00:45:21,670
‫صحنه‌هایی از به قتل رسیدن مردیت رو می‌بینی

848
00:45:21,694 --> 00:45:22,755
‫مثل دیروز که توی آشپزخونه بودی؟

849
00:45:22,779 --> 00:45:25,240
‫گوش‌هات رو می‌گیری
‫که صدای جیغ مردیت رو نشنوی؟

850
00:45:25,615 --> 00:45:26,675
‫از آشپزخونه صداش رو می‌شنوی؟

851
00:45:26,699 --> 00:45:28,469
‫از آشپزخونه صداش رو می‌شنوی؟

852
00:45:28,493 --> 00:45:30,245
‫هیچی نمی‌شنوم، نه

853
00:45:34,999 --> 00:45:36,459
‫چطور نمی‌شنوی؟

854
00:45:40,463 --> 00:45:42,924
‫لطفاً,,, التماستون می‌کنم،
‫میشه جواب بدم؟ مامانه

855
00:45:43,758 --> 00:45:45,260
‫میشه لطفاً جواب بدم؟ مامانه

856
00:45:45,468 --> 00:45:47,028
‫گوشیت به عنوان مدرک ضبط شده

857
00:45:47,095 --> 00:45:48,855
‫گوشیت به عنوان مدرک ضبط شده

858
00:46:21,129 --> 00:46:22,130
‫یالا

859
00:46:23,381 --> 00:46:24,382
‫یه‌کم بخواب

860
00:46:34,726 --> 00:46:36,102
‫سلام، منم مامان

861
00:46:36,185 --> 00:46:37,865
‫پرواز اتصالیم به رم لغو شده،

862
00:46:37,937 --> 00:46:39,772
‫و از زوریخ دارن می‌فرستنم

863
00:46:39,856 --> 00:46:41,190
‫اما دارم بهت نزدیک‌تر میشم

864
00:46:41,274 --> 00:46:42,858
‫بی‌صبرانه منتظر دیدنتم

865
00:46:43,278 --> 00:46:45,379
‫آماندا، عزیزم، چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟

866
00:46:49,449 --> 00:46:51,409
‫دیوونه‌ای
‫[ سال ۲۰۰۷، ۱ نوامبر ]

867
00:46:51,410 --> 00:46:54,062
‫[ ‏شب به قتل رسیدن مردیت ]

868
00:46:56,289 --> 00:46:58,875
‫آره

869
00:47:01,502 --> 00:47:03,713
‫وای، نه، حالت خوبه؟

870
00:47:03,796 --> 00:47:05,256
‫لعنتی! این رو بگیر

871
00:47:05,340 --> 00:47:06,859
‫نه!

872
00:47:10,637 --> 00:47:12,430
‫- اوه، ایول!
‫- چیه؟

873
00:47:12,513 --> 00:47:13,890
‫- وای، خدا
‫- چیه؟

874
00:47:13,973 --> 00:47:15,558
‫مجبور نیستم امشب کار کنم!

875
00:47:15,642 --> 00:47:17,101
‫- اوه!
‫- خدایا

876
00:47:17,685 --> 00:47:19,914
‫خیلی خوبه

877
00:47:25,443 --> 00:47:26,819
‫اوه، خداروشکر

878
00:47:29,239 --> 00:47:30,782
‫گوشیم رو خاموش کردم

879
00:47:30,865 --> 00:47:32,408
‫- منم خاموش کردم
‫- تو هم خاموش کردی؟

880
00:47:32,492 --> 00:47:34,410
‫آره, هردو خاموش کردیم

881
00:47:43,461 --> 00:47:45,546
‫نه، نه، نه,
‫لطفاً صبر کنید, ببخشید!

882
00:47:45,630 --> 00:47:48,466
‫میشه یکی در رو باز کنه؟ کسی نیست؟
‫باید با یه نفر حرف بزنم

883
00:47:48,549 --> 00:47:50,468
‫نه، نه، نه، نه، لطفاً، اشتباه کردم

884
00:47:50,551 --> 00:47:51,594
‫بازرس!

885
00:47:51,678 --> 00:47:52,679
‫یادم اومد!

886
00:47:53,680 --> 00:47:55,181
‫یادم اومد، یادم اومد

887
00:47:55,431 --> 00:47:57,100
‫- چی؟
‫- الان یادم اومد

888
00:47:58,518 --> 00:48:00,478
‫چیزهایی که گفتم,,, اشتباه بودن

889
00:48:00,562 --> 00:48:02,730
‫حرف‌هام راجع به پاتریک اشتباه بودن!

890
00:48:02,814 --> 00:48:03,856
‫اشتباه بودن!

891
00:48:04,315 --> 00:48:06,150
‫ولی اعترافاتت رو امضا کردی

892
00:48:06,609 --> 00:48:08,319
‫نه، می‌دونم، اما,,,

893
00:48:08,486 --> 00:48:10,238
‫اشتباه کردم, گیج شده بودم

894
00:48:10,321 --> 00:48:12,657
‫خیلی گیج شده بودم،
‫اما دیگه گیج نیستم

895
00:48:12,740 --> 00:48:14,593
‫لطفاً، من فقط,,,
‫فقط می‌خوام کمک بدم

896
00:48:14,617 --> 00:48:16,297
‫میشه بگید شهردار برگرده اینجا؟

897
00:48:16,369 --> 00:48:19,872
‫همون «پوبلیکو مینیسترو»!
‫باید اعترافاتم رو تغییر بدم!
‫(دادستان)

898
00:48:20,456 --> 00:48:23,751
‫ببین، رفته خونه

899
00:48:24,085 --> 00:48:25,712
‫به این زودی رفته خونه؟

900
00:48:25,795 --> 00:48:26,796
‫آره

901
00:48:27,839 --> 00:48:28,840
‫وای، نه

902
00:48:29,632 --> 00:48:30,675
‫آم,,,

903
00:48:31,009 --> 00:48:32,343
‫میشه خودکار و کاغذ بهم بدید؟

904
00:48:33,553 --> 00:48:37,098
‫میشه لطفاً بهم یه خودکار و کاغذ بدید؟

905
00:48:37,557 --> 00:48:39,809
‫باید داستانم رو اصلاح می‌کردم

906
00:48:39,893 --> 00:48:42,937
‫داستانی که ظاهراً من گفته بودم
‫نمی‌تونست داستان من باشه

907
00:48:43,021 --> 00:48:44,939
‫چون واقعاً داستان من بود

908
00:48:45,023 --> 00:48:48,067
‫اونا برای خودشون اون داستان رو تعریف کردن
‫و بعدش هم انداختنش توی ذهن من،

909
00:48:48,151 --> 00:48:50,570
‫و عقل منم که سر جاش نبود،
‫پس اون رو داستان خودم کردم

910
00:48:51,571 --> 00:48:53,156
‫وقتی اعترافاتم رو پس گرفتم،

911
00:48:53,323 --> 00:48:56,451
‫بالاخره اسمم رو روی چیزی گذاشتم
‫که نشون‌دهنده‌ی حقیقت بود

912
00:49:00,371 --> 00:49:03,374
‫پلیس بر اساس یه داستان ساختگی
‫ادعای پیروزی کرد

913
00:49:11,174 --> 00:49:12,175
‫عصر بخیر

914
00:49:16,179 --> 00:49:20,516
‫تحقیقات اساساً با سه حکم بازداشت بسته شد

915
00:49:21,476 --> 00:49:24,562
‫یه شهروندی زئیری,,,

916
00:49:25,730 --> 00:49:28,274
‫پاتریک دیا لومومبا

917
00:49:28,358 --> 00:49:30,526
‫آقا! در رو باز کنید! پلیس!

918
00:49:31,402 --> 00:49:33,279
‫یه دانشجوی آمریکایی،

919
00:49:33,738 --> 00:49:36,074
‫آماندا ماری ناکس

920
00:49:36,075 --> 00:49:37,759
‫آماندا

921
00:49:37,760 --> 00:49:39,553
‫آماندا

922
00:49:40,286 --> 00:49:42,205
‫و یه دانشجوی ایتالیایی،

923
00:49:43,039 --> 00:49:44,874
‫رافائله سلچیتو

924
00:49:47,502 --> 00:49:48,503
‫ممنون

925
00:49:50,213 --> 00:49:53,758
‫اطلاعات بیش‌تری نمی‌تونیم بدیم

926
00:49:53,925 --> 00:49:56,469
‫اعترافات ادعایی من رو گرفته بودن،

927
00:49:56,552 --> 00:49:59,264
‫اما هیچ مدرک پزشکی‌ای بر علیه من،

928
00:49:59,347 --> 00:50:03,101
‫رافائله، یا پاتریک توی
‫خونه‌ی پایینی پیدا نکرده بودن

929
00:50:03,184 --> 00:50:05,895
‫پلیس مدعی شده بود که لکه‌های خون اونجا

930
00:50:05,979 --> 00:50:07,313
‫به‌خاطر گربه بوده

931
00:50:08,314 --> 00:50:11,901
‫و نظریه‌ی صحنه‌ی جرم دوم
‫کلاً کنار گذاشته شد،

932
00:50:12,694 --> 00:50:16,573
‫و امید اینکه مدرکی مبنی
‫بر بی‌گناهی من پیدا بشه هم از بین رفت

933
00:50:31,004 --> 00:50:33,357
‫با آماندا تماس گرفتی,
‫لطفاً پیغام بذار

934
00:50:33,381 --> 00:50:36,217
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- سلام، آماندا، منم مامان

935
00:50:36,301 --> 00:50:39,137
‫وارد ایتالیا شدم، عزیزم,
‫چرا جواب گوشیت رو نمیدی؟

936
00:50:46,019 --> 00:50:49,188
‫ببخشید, اوه، شرمنده, ببخشید

937
00:50:51,983 --> 00:50:53,443
‫چی,,, چی میگه؟

938
00:50:53,526 --> 00:50:54,986
‫- چی,,,
‫- نه، ببخشید

939
00:50:55,069 --> 00:50:56,070
‫انگلیسی بلدی؟

940
00:51:00,033 --> 00:51:01,910
‫چی شده؟ انگلیسی بلدی؟

941
00:51:01,993 --> 00:51:04,662
‫- کسی انگلیسی بلده؟
‫- آره

942
00:51:04,746 --> 00:51:06,539
‫دختر آمریکایی قاتل دختر بریتانیاییه

943
00:51:06,623 --> 00:51:09,292
‫اون,,, نه, نه

944
00:51:10,293 --> 00:51:11,544
‫- نه
‫- آره

945
00:51:11,628 --> 00:51:12,712
‫خودش اعتراف کرده

946
00:51:15,798 --> 00:51:18,343
‫چی؟

947
00:51:23,139 --> 00:51:24,140
‫نه

948
00:51:26,702 --> 00:51:30,702
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

949
00:51:30,703 --> 00:51:34,703
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

950
00:51:34,704 --> 00:51:36,680
‫[ بر اساس کتاب «در انتظار شنیده شدن»
‫اثر آماندا ناکس ]

951
00:51:36,681 --> 00:51:37,681
‫[ در حالی که این داستان بر اساس
‫رویدادهای واقعی ساخته شده،

952
00:51:37,682 --> 00:51:38,682
‫برخی از شخصیت‌ها، توصیف‌ها، اتفاق‌ها،
‫مکان‌ها و دیالوگ‌ها برای اهداف نمایشی تغییر داده شده‌اند،

953
00:51:38,683 --> 00:51:39,683
‫به خصوص برخی از شخصیت‌ها ترکیب شده
‫یا برای اهداف نمایشی ساخته شده‌اند

954
00:51:39,684 --> 00:51:40,684
‫با نهایت احترام نسبت به هر گونه بازآفرینی یا نمایشی کردن،
‫هر گونه شباهت به اسم، شخصیت، یا گذشته‌ی انسان‌های زنده و مُرده،

955
00:51:40,685 --> 00:51:41,685
‫یه هر محصول، نهاد یا رویداد واقعی، صرفاً برای اهداف نمایشی است
‫و قصد بازتاب شخصیت، تاریخ یا نهاد واقعی‌ای را ندارد ]

956
00:51:41,686 --> 00:51:42,686
‫[ این سریال از دیدگاه آماندا ناکس راجع به رویدادهای
‫مربوط به قتل مردیت کرچر ساخته شده ]

957
00:51:42,687 --> 00:51:57,687
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال