﻿

1
00:00:00,000 --> 00:00:02,327
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:02,351 --> 00:00:10,351
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:14,010 --> 00:00:17,000
‫واسه چی آنلاین شدن سیستم‌هامون این‌قدر طول کشیده؟

4
00:00:18,220 --> 00:00:20,020
‫بالأخره دلایل خودش رو داره

5
00:00:20,640 --> 00:00:22,406
‫پس یعنی شکست رو قبول کردیم دیگه؟

6
00:00:22,430 --> 00:00:24,326
خیر سرمون غیرقابل نفوذ بودیم

7
00:00:24,350 --> 00:00:25,496
‫سه تا سؤال دارم

8
00:00:25,520 --> 00:00:29,206
‫چطور، چرا و چه گندی قراره بالا بیاد؟
‫هیچ جوابی هم ندارم

9
00:00:29,230 --> 00:00:32,026
‫متأسفانه یه چند نفر باید قربونی شن

10
00:00:32,050 --> 00:00:33,050
‫گندش بزنن

11
00:00:33,074 --> 00:00:39,715
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

12
00:00:39,740 --> 00:00:41,356
‫واسه چی شمارش معکوس اومده؟

13
00:00:41,380 --> 00:00:44,596
‫یهو ظاهر شد, دلیلش رو نمی‌دونیم,
‫البته این جواب خوبی نیست

14
00:00:44,620 --> 00:00:46,170
‫خب اصلاً جواب نیست

15
00:00:47,250 --> 00:00:50,243
‫یعنی یه‌جور برنامه‌ی ویروس‌کُشی نیست که

16
00:00:50,268 --> 00:00:52,716
‫بشه استفاده کرد؟

17
00:00:52,740 --> 00:00:54,436
‫یا مثلاً یه آپدیت امنیتی؟

18
00:00:54,460 --> 00:00:56,526
‫بعید بدونم گفتن این کلمات بی‌ربطی که

19
00:00:56,550 --> 00:00:59,156
‫ته ایمیل‌هات پیدا کردی، ‫فایده‌ای داشته باشه

20
00:00:59,180 --> 00:01:00,486
‫ممنون

21
00:01:00,510 --> 00:01:03,366
‫خیلی خب، خیلی خب دانکن, ‫راه‌اندازی مجدد چطور؟

22
00:01:03,390 --> 00:01:05,296
‫منظورت اینـه کامپیوتر رو ‫خاموش‌روشن کنیم؟

23
00:01:05,320 --> 00:01:06,600
‫نه

24
00:01:07,480 --> 00:01:10,246
‫مگه این که فایده‌ای داشته باشه,
‫این کار رو بکنیم کمکی می‌کنـه؟

25
00:01:10,270 --> 00:01:12,706
‫نمیشه خاموشش کرد, ‫فعلاً هیچ‌کاری نمی‌تونن بکنن

26
00:01:12,730 --> 00:01:14,700
‫کلود، نظرت چیـه یکم بهشون فضا بدی؟

27
00:01:18,870 --> 00:01:21,006
‫نباید اون کدی که بهت داد رو وارد می‌کردی

28
00:01:21,030 --> 00:01:23,066
‫تو هم نباید می‌ذاشتی از اینجا بره

29
00:01:23,090 --> 00:01:25,256
‫من فقط می‌خواستم جلوی
تروریست‌های لیبیایی رو بگیرم تا

30
00:01:25,280 --> 00:01:26,526
‫پایتخت رو به آشوب نکشن

31
00:01:26,550 --> 00:01:28,686
‫هدفش این بود که ولش کنی بره

32
00:01:28,710 --> 00:01:31,566
‫چی واسه خودت داری میگی؟ ‫اون ترسیده بود

33
00:01:31,590 --> 00:01:33,316
‫باید راضیش می‌کردم, من,,,

34
00:01:33,340 --> 00:01:36,106
‫اون‌موقع که هو گذاشته بود به
‫پایگاه‌داده دسترسی پیدا کنه،

35
00:01:36,130 --> 00:01:38,366
‫پرونده‌ت رو دزدید، کلود

36
00:01:38,390 --> 00:01:42,310
‫اون تو رو بازی داده, تو رو زیر نظر داشتن,
‫افتادی تو تله‌ی عسل

37
00:01:45,350 --> 00:01:47,416
‫این بلا سر جفت‌مون اومد داداش

38
00:01:47,440 --> 00:01:49,456
‫هیچ شانسی نداشتی

39
00:01:49,480 --> 00:01:51,990
‫اون نسخه‌ی زنونه‌ی منـه, ‫واسه همین عاشقش شدم

40
00:01:53,400 --> 00:01:56,626
‫خیلی خب، هم خبر خوب دارم و ‫هم خبر بد

41
00:01:56,650 --> 00:01:59,086
‫یه راهی هست که بشه همه‌چیز رو به
‫حالت قبل برگردوند,,,

42
00:01:59,110 --> 00:02:00,096
‫عالیـه

43
00:02:00,120 --> 00:02:01,700
‫, , اما بعد از تموم شدن شمارش معکوس

44
00:02:02,560 --> 00:02:04,460
‫واقعاً خجالت‌آوره

45
00:02:04,910 --> 00:02:06,056
‫- قربان ‫- بله؟

46
00:02:06,080 --> 00:02:07,806
‫سفیر لیبی پشت خط شماره یکـه

47
00:02:07,830 --> 00:02:10,476
‫هر وقت عشقش بکشه زنگ می‌زنه,
‫چند ساعت پیش بهش زنگ زدم‌ها

48
00:02:10,500 --> 00:02:12,880
‫ممنون

49
00:02:18,970 --> 00:02:21,930
‫- جناب سفیر ‫- آقای ویلن

50
00:02:22,970 --> 00:02:26,270
‫از طرف دولت لیبی صمیمانه ازتون عذر می‌خوام

51
00:02:27,060 --> 00:02:31,376
‫همین الان بهم اطلاع دادن که یک گروهِ مخالف
‫متشکل از نیروهای امنیتی،

52
00:02:31,400 --> 00:02:34,546
‫مسئول وقایع وحشتناکی هستند که

53
00:02:34,570 --> 00:02:36,376
‫تو این چند روز اخیر رخ دادن

54
00:02:36,400 --> 00:02:39,276
‫خب، مطمئنم همه‌ی تلاش‌تون رو می‌کنید تا

55
00:02:39,300 --> 00:02:41,846
‫به ما کمک کنید که پیداشون کنیم

56
00:02:41,870 --> 00:02:44,636
‫می‌تونید الان با یکی‌شون صحبت کنید

57
00:02:44,660 --> 00:02:46,000
‫جانم؟ چی گفتید؟

58
00:02:46,024 --> 00:02:53,435
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

59
00:02:53,460 --> 00:02:55,920
‫من همون زن جوون بی‌دفاعم که
‫اون‌موقع باهام حرف زدی

60
00:02:56,760 --> 00:02:58,016
‫یادت میاد؟

61
00:02:58,040 --> 00:02:59,526
‫حق با تو بود

62
00:02:59,550 --> 00:03:01,276
‫از چیزی که فکر می‌کردم قوی‌ترم،

63
00:03:01,300 --> 00:03:04,616
‫با قدرتی که درونم نهفته و
‫خودم هم ازشون بی‌خبر بودم

64
00:03:04,640 --> 00:03:05,826
‫تو واقعاً کی هستی؟

65
00:03:05,850 --> 00:03:10,020
‫بزرگ‌شده‌ی کشوری که شما با
دخالت‌های متکبرانه‌تون،‫ نابودش کردید

66
00:03:10,730 --> 00:03:12,246
‫ما رو با سال‌ها وحشت تنها گذاشتید

67
00:03:12,270 --> 00:03:15,796
‫هیچ‌ چیزی نمی‌تونه کشتار اون ۱۱ نفر رو توجیه کنه

68
00:03:15,820 --> 00:03:18,006
گوشی رو بده دستِ رئیست

69
00:03:18,030 --> 00:03:20,006
‫حدس بزن چی شده؟
‫داری با رئیس اِم‌آی۵ حرف می‌زنی

70
00:03:20,030 --> 00:03:21,400
‫آره، خودم می‌دونم!

71
00:03:21,660 --> 00:03:24,196
‫اون‌موقع که داشتم می‌لرزیدم، ‫هی این رو می‌گفتی تا

72
00:03:24,220 --> 00:03:26,136
‫توجهم رو جلب کنی

73
00:03:26,160 --> 00:03:29,726
‫بعدش ما سیستم‌های کامپیوتری‌تون رو
از کار انداختیم و

74
00:03:29,750 --> 00:03:32,020
‫رهبری تو رو به سخره گرفتیم

75
00:03:32,880 --> 00:03:35,420
‫آره، به گمونم بشه گفت که ما
‫دشمن‌هامون رو کور کردیم

76
00:03:36,420 --> 00:03:38,010
‫گوشی رو بده به دایانا تورنر

77
00:03:41,130 --> 00:03:42,700
‫تورنر هستم

78
00:03:43,540 --> 00:03:45,656
‫اگه مطالبه‌‌مون رو نپردازید،

79
00:03:45,680 --> 00:03:47,996
‫وقتی شمارس معکوس روی صفحه‌هاتون تموم بشه،

80
00:03:48,020 --> 00:03:51,178
‫آخرین مورد استراتژی براندازی,,,

81
00:03:51,203 --> 00:03:53,651
‫همونی که خودتون ساختید و

82
00:03:53,676 --> 00:03:56,336
‫انداختیدش به جون مستعمرات‌تون,,,

83
00:03:56,360 --> 00:03:57,610
‫اجرا میشه

84
00:03:57,980 --> 00:03:59,916
‫اون‌وقت مطالبه‌تون چیـه؟

85
00:03:59,940 --> 00:04:01,756
‫۱۰۰ میلیون پوند

86
00:04:01,780 --> 00:04:04,176
‫غرامت سال‌ها درآمد نفتی از دست‌رفته که

87
00:04:04,200 --> 00:04:08,120
‫به یکی از صندوق‌های مالی جزایر کیمن
‫به اسم «آلبیون هولدینگز» واریز میشه

88
00:04:09,160 --> 00:04:11,350
‫که در واقع درصد کوچیکی از طلب‌مونـه

89
00:04:11,960 --> 00:04:14,040
‫هر وقت جور کردی، بهم زنگ بزن

90
00:04:18,130 --> 00:04:20,210
‫نترس, پول‌مون رو که دادن ‫آزاد میشی

91
00:04:21,510 --> 00:04:22,510
‫عزت زیاد

92
00:04:24,500 --> 00:04:27,076
‫تا قبل از پایان شمارش معکوس ‫۱۰۰ میلیون می‌خوان

93
00:04:27,100 --> 00:04:29,616
‫وگرنه آخرین مورد فهرست‌شون رو عملی می‌کنن

94
00:04:29,640 --> 00:04:31,956
‫اون‌وقت, آخرین مورد فهرست‌شون چیـه؟

95
00:04:31,980 --> 00:04:33,286
‫حمله به یه عبادت‌گاه

96
00:04:33,310 --> 00:04:36,036
‫درستـه, اما الان صبح یک‌شنبه‌ست

97
00:04:36,060 --> 00:04:38,980
‫ای تف توش, ‫چطوری باید پیداش کنیم؟

98
00:05:36,179 --> 00:05:38,058
‫« اسب‌های کودن » ‫« فصل پنجم، قسمت آخر »

99
00:06:20,640 --> 00:06:21,856
‫دایانا

100
00:06:21,880 --> 00:06:23,900
‫تارا رو گم کردیم

101
00:06:24,380 --> 00:06:26,170
‫می‌دونستی ویلن رو بازی میده دیگه؟

102
00:06:26,420 --> 00:06:28,986
‫یه شک‌هایی کرده بودم

103
00:06:29,010 --> 00:06:31,776
‫که به محض این که پرونده‌‌‌ش رو ‫خوندم، مطمئن شدم

104
00:06:31,800 --> 00:06:36,036
‫مشخصات روان‌شناسیش داد می‌زنه که
‫«عقده‌ی پدر حمایت‌گر» داره

105
00:06:36,060 --> 00:06:39,626
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم اما ‫گفتم شاید دلت بخواد

106
00:06:39,650 --> 00:06:42,660
‫خودش رو مضحکه‌ی عام و خاص کنه

107
00:06:43,820 --> 00:06:46,086
‫هنوز مطالبه‌ای نکردن؟

108
00:06:46,110 --> 00:06:48,124
‫دختره همین حالا از سفارت زنگ زد

109
00:06:48,149 --> 00:06:51,199
‫اجازه‌ی خروج و ۱۰۰ میلیون درآمد نفتی از دست‌رفته

110
00:06:51,870 --> 00:06:55,306
‫خب شاید درمورد رفتارمون حق داشته باشن اما

111
00:06:55,330 --> 00:06:57,386
‫بیشتر پول نفت‌شون رو خودشون دزدیدن و

112
00:06:57,410 --> 00:06:59,710
‫بقیه‌ش رو خرج سرکوب مردم‌شون کردن

113
00:07:00,830 --> 00:07:03,236
‫سیستم‌هامون رو مختل کردن و
‫بهمون یه ساعت وقت دادن

114
00:07:03,260 --> 00:07:05,146
‫که ساعت ۱۰ و ۶ دقیقه تموم میشه

115
00:07:05,170 --> 00:07:06,986
‫وگرنه به یه عبادت‌گاه حمله می‌کنن

116
00:07:07,010 --> 00:07:08,716
‫اون هم صبح یک‌شنبه

117
00:07:08,740 --> 00:07:11,020
‫عجب زمانی هم انتخاب کردن

118
00:07:11,880 --> 00:07:15,160
‫به گمونم چاره‌ای ندارید جز این که
‫سر کیسه رو شل کنید

119
00:07:25,320 --> 00:07:26,626
‫خانم

120
00:07:26,650 --> 00:07:28,716
‫حدود ۲ هزار کلیسا اطراف لندن هست

121
00:07:28,740 --> 00:07:32,756
‫اگه مساجد، کنیسه‌ها، معبدها و
‫مراکز چند دینی رو هم اضافه کنیم،

122
00:07:32,780 --> 00:07:35,330
‫حدود ۵ هزار سوژه‌ی احتمالی داریم

123
00:07:36,120 --> 00:07:39,750
‫بله اما مسلمون‌ها، یک‌شنبه‌ها عبادت نمی‌کنن

124
00:07:42,040 --> 00:07:43,920
‫درست میگم دیگه؟

125
00:07:44,380 --> 00:07:46,020
‫خب، من پیروی سیکـم

126
00:07:47,300 --> 00:07:49,976
‫خب، فرض رو بر این بذاریم که
‫با کلیساها سر و کار داریم، خب؟

127
00:07:50,000 --> 00:07:52,866
‫اهداف درجه یک هم سنت‌پاول و
‫کلیسای وست‌مینستر هستن

128
00:07:52,890 --> 00:07:54,756
‫اونا خودشون محافظ دارن

129
00:07:54,780 --> 00:07:57,696
‫اگه همه‌ی نیروها رو بفرستیم سنت‌پاول و
‫به یه جا دیگه حمله شه،

130
00:07:57,720 --> 00:08:00,956
‫این‌جور برداشت میشه که ما بیشتر
‫نگران بناهای تاریخی بودیم تا مردم

131
00:08:00,980 --> 00:08:02,206
‫خیلی خب, همه‌شون رو می‌بندیم

132
00:08:02,230 --> 00:08:05,536
‫اون‌وقت چطوری قراره مردم رو مجبور کنیم که
‫تو ۴۰ دقیقه آینده،

133
00:08:05,560 --> 00:08:08,356
‫از همه‌ی کلیساهای لندن دور بمونن؟ ‫هرج و مرج میشه

134
00:08:08,380 --> 00:08:10,046
‫پلیس متروپولیتن رو خبر کنید

135
00:08:10,070 --> 00:08:12,086
‫تعداد پلیس‌های مسلح‌مون کافی نیست

136
00:08:12,110 --> 00:08:14,396
‫باشه، پس ارتش رو خبر می‌کنیم

137
00:08:14,420 --> 00:08:15,596
‫تو ۴۰ دقیقه؟

138
00:08:15,620 --> 00:08:17,676
‫خانم، وزارت خزانه‌داری،

139
00:08:17,700 --> 00:08:20,636
‫صندوق جزایز کیمن که قراره
‫براش پول واریز کنیم رو تأیید کرده

140
00:08:20,660 --> 00:08:22,520
‫به این شرکت مرتبطـه

141
00:08:25,460 --> 00:08:27,646
‫خدایا, خیلی خب, بیاریدش اینجا

142
00:08:27,670 --> 00:08:29,526
‫- توی راهـه ‫- کسی نباید ببینتش

143
00:08:29,550 --> 00:08:31,666
‫ببخشید، چرا داریم مقصد پول رو بررسی می‌کنیم؟

144
00:08:31,690 --> 00:08:32,846
‫قرار نیست پولش رو بدیم که

145
00:08:32,870 --> 00:08:35,446
‫به نظرم باید اون گزینه رو هم مدنظر داشته باشیم

146
00:08:35,470 --> 00:08:38,716
‫باید فوراً نخست‌وزیر رو خبر کنی,
‫هماهنگی‌هاش رو بکن

147
00:08:38,740 --> 00:08:41,116
‫تسلیم یه ترور بشیم؟ ‫عمراً اگه بذاره

148
00:08:41,140 --> 00:08:43,940
‫پس منتظر یه ابوتسفیلد دیگه هم باش

149
00:08:48,320 --> 00:08:50,046
‫بازرس‌ها رو بفرست به سفارت لیبی

150
00:08:50,070 --> 00:08:51,776
‫اگه این ماجرا بدون خون‌ریزی ختم شه،

151
00:08:51,800 --> 00:08:54,256
‫باید خودش و تیمش رو تا فرودگاه همراهی کنیم

152
00:08:54,280 --> 00:08:58,220
‫اگه این‌طور پیش نرفت، ‫باید آماده‌ی حمله به اونجا بشن

153
00:09:00,800 --> 00:09:02,936
‫نباید دست به کار شیم؟

154
00:09:02,960 --> 00:09:06,806
‫مثلاً رد لیبیایی‌ها یا دوست‌دختر رادی رو بزنیم؟

155
00:09:06,830 --> 00:09:08,516
‫اون که تو سفارت لیبیـه

156
00:09:08,540 --> 00:09:11,696
‫یعنی یه عملیات با چراغ سبز کشورش بوده؟

157
00:09:11,720 --> 00:09:13,196
‫نه، بعید بدونم

158
00:09:13,220 --> 00:09:15,106
‫به زور وارد اونجا شده، چون می‌دونه که

159
00:09:15,130 --> 00:09:17,800
‫ما نمی‌تونیم بریم تو و ‫بکشیمش بیرون

160
00:09:18,064 --> 00:09:20,343
« باباجون »

161
00:09:22,520 --> 00:09:23,656
‫باباجونتـه؟

162
00:09:23,680 --> 00:09:26,206
‫نه, آره, از کجا فهمیدی؟

163
00:09:26,230 --> 00:09:28,416
‫خب، اگه به عملیات ربطی داشت,,,

164
00:09:28,440 --> 00:09:30,046
‫, , جواب می‌دادی

165
00:09:30,070 --> 00:09:32,336
‫تو که کَس و کاری نداری، ‫پس قطعاً خودش بوده

166
00:09:32,360 --> 00:09:34,070
‫راستی حالش چطوره؟

167
00:09:34,530 --> 00:09:36,256
‫خیلی تعریفی نداره

168
00:09:36,280 --> 00:09:38,246
‫از اخبار فهمیده چه خبره اما

169
00:09:38,270 --> 00:09:39,810
‫یکم قاتی پاتی برداشت کرده

170
00:09:39,840 --> 00:09:41,596
‫- چیزی نگو ‫- درمورد چی؟

171
00:09:41,620 --> 00:09:43,636
‫درمورد این که گیج شده، خب؟

172
00:09:43,660 --> 00:09:46,226
‫می‌دونم با هم اختلاف داشتید اما ‫دیگه ولش کن

173
00:09:46,250 --> 00:09:48,776
‫اون تیزهو‌ش‌ترین آدم توی سازمان بود, ‫البته بعد از من

174
00:09:48,800 --> 00:09:50,656
‫حالا می‌خوای یه حرف چرت بزنی

175
00:09:50,680 --> 00:09:52,686
‫یه حرف مزخرف درموردش بزنی

176
00:09:52,710 --> 00:09:54,856
‫مثلاً بگی اون سایه‌ی ننگین گذشته‌ی خودشـه

177
00:09:54,880 --> 00:09:56,796
‫لازم نیست چیزی بگم, ‫خودت گفتی دیگه

178
00:09:56,820 --> 00:09:58,526
‫- حرفاتون دردی رو دوا نمی‌کنه ‫- من,,,

179
00:09:58,550 --> 00:10:00,116
‫چی‌کار باید بکنیم؟

180
00:10:00,140 --> 00:10:01,510
‫نگو «هیچی»

181
00:10:02,920 --> 00:10:04,536
‫هیچ کاری نمیشه کرد

182
00:10:04,560 --> 00:10:07,396
‫اینا خیلی حرفه‌ایـن و ‫اصلاً هم رحم ندارن

183
00:10:07,420 --> 00:10:09,876
‫پارک نمی‌تونه مواظب همه‌ی کلیساهای لندن باشه

184
00:10:09,900 --> 00:10:12,046
‫خب مجبورن پول رو بدن

185
00:10:12,070 --> 00:10:15,236
‫- اگه ندن چی میشه؟ ‫- قتل‌عام راه میفته

186
00:10:15,260 --> 00:10:16,796
‫یعنی هر کلیسایی توی لندن؟

187
00:10:16,820 --> 00:10:18,796
‫- عجب کابوسی ‫- شاید هر کلیسایی نباشه

188
00:10:18,820 --> 00:10:21,490
‫یه عبادت‌گاه به ذهنم می‌رسه

189
00:10:22,540 --> 00:10:27,000
‫البته این فقط به ذهن یه روانی بالفطره می‌رسه

190
00:10:33,590 --> 00:10:36,030
‫به نظرت فهمیده کدوم کلیسا رو میگی؟

191
00:10:36,760 --> 00:10:38,580
‫لعنتی

192
00:10:39,550 --> 00:10:41,276
‫صبر کن ببینم، اینا کجا دارن میرن؟

193
00:10:41,300 --> 00:10:42,526
‫ابوتسفیلد

194
00:10:42,550 --> 00:10:44,896
‫ابوتسفیلد, یه بار که به ابوتسفیلد حمله کردن

195
00:10:44,920 --> 00:10:48,420
‫که به زودی مراسم یادبودش تو
‫یه مرکز چند دینی برگزار میشه

196
00:10:50,190 --> 00:10:52,150
‫نمیشه که یه همچین حرفی بزنی و

197
00:10:52,175 --> 00:10:54,586
‫بعدش همین‌جا بشینی و هیچ‌کاری نکنی

198
00:10:54,610 --> 00:10:57,780
‫کی گفته کاری نمی‌کنم؟ ‫بهترین مأمورهام رو فرستادم

199
00:10:58,530 --> 00:10:59,610
‫به همراه تو

200
00:11:07,540 --> 00:11:09,296
‫میشه بپرسم چرا احضار شدم اینجا تا

201
00:11:09,320 --> 00:11:12,306
‫مجبورم کنن عین کارمندها ‫تو راه‌پله منتظر بمونم؟

202
00:11:12,330 --> 00:11:14,186
‫اون‌شب که اومدی به دیدنم،

203
00:11:14,210 --> 00:11:17,146
‫به یه گروه ناراضی لیبیایی اشاره کردی که
دنبال غرامت

204
00:11:17,170 --> 00:11:19,216
‫برای درآمدهای نفتی از دست‌رفته‌شون بودن

205
00:11:19,240 --> 00:11:23,636
‫و از الان ۲۵ دقیقه وقت داریم تا
‫۱۰۰ میلیون پول بدیم و

206
00:11:23,660 --> 00:11:28,020
‫جلوی حمله‌ی یه گروه لیبیایی به ‫یه کلیسا رو بگیریم

207
00:11:28,310 --> 00:11:30,826
‫من هیچی از اینا که میگی رو نمی‌دونم

208
00:11:30,850 --> 00:11:32,246
لیبی یه کشور از هم پاشیده‌ست و

209
00:11:32,270 --> 00:11:34,980
‫طبق تجربه‌ی محدود من،
‫همه‌شون رو می‌تونی با پول بخری

210
00:11:35,010 --> 00:11:38,126
‫کسایی که باهاشون سر و کار داری
‫ممکنـه عضو یه گروه کاملاً متفاوت باشن

211
00:11:38,150 --> 00:11:40,996
‫گفتن پول رو به یه صندوق مالی خارجی ‫بفرستیم که

212
00:11:41,020 --> 00:11:43,000
‫مدیرش تویی

213
00:11:44,410 --> 00:11:47,386
‫پس در این صورت, تف تو ذات‌شون، ‫انگار خودشونن

214
00:11:47,410 --> 00:11:49,596
‫دفعه آخرمـه تو خاورمیانه معامله‌ای می‌کنم

215
00:11:49,620 --> 00:11:50,726
‫عاشق چونه زدنن و

216
00:11:50,750 --> 00:11:53,146
‫کاملاً استعداد این رو دارن که ‫یهو بزنه به سرشون

217
00:11:53,170 --> 00:11:54,650
‫اطلاعات تو رو از کجا می‌دونن؟

218
00:11:55,750 --> 00:11:56,960
‫دو تا حساب هست

219
00:11:57,500 --> 00:12:00,396
‫یکی برای تقسیم پول بین خودشون،

220
00:12:00,420 --> 00:12:02,156
‫البته منهای کمیسیون من

221
00:12:02,180 --> 00:12:03,920
‫و خب مشخصاً پولی تو اون حساب نیست

222
00:12:03,950 --> 00:12:05,906
‫اون یکی حساب چی؟

223
00:12:05,930 --> 00:12:09,536
‫اونا تو سه سال گذشته،
‫یه مبلغ ناچیزی به من پرداخت کردن

224
00:12:09,560 --> 00:12:12,036
‫اخیراً توی لفافه بهم گفتن که ‫تلاش‌هام کافی نیست و

225
00:12:12,060 --> 00:12:15,036
‫- واسه همین اومدم پیش تو
‫- منظورت از «ناچیز» چقدره؟

226
00:12:15,060 --> 00:12:16,456
‫رو هم رفته,,,

227
00:12:16,480 --> 00:12:18,126
‫یه چند صد هزار دلار

228
00:12:18,150 --> 00:12:19,966
‫که به موقعش اطلاع میدم

229
00:12:19,990 --> 00:12:21,546
‫چرا پای من رو کشیدن این وسط؟

230
00:12:21,570 --> 00:12:22,626
‫وجهه‌م رو خراب می‌کنه

231
00:12:22,650 --> 00:12:25,696
‫چون پول‌شون رو گرفتی و هیچ‌کاری نکردی و
‫حالا می‌‌خوان ثابت کنن که

232
00:12:25,720 --> 00:12:28,346
‫اینجا چه کشور داغون و فاسدیـه

233
00:12:28,370 --> 00:12:30,926
‫گرفتن پول از طریق وزیر سابق کشور هم

234
00:12:30,950 --> 00:12:32,620
‫راه خیلی خوبی برای این کاره

235
00:12:34,040 --> 00:12:36,780
‫وقتی خبرش پخش شه، ‫وجهه‌ی همه‌مون خراب میشه

236
00:12:41,010 --> 00:12:42,106
‫جناب نخست‌وزیر،

237
00:12:42,130 --> 00:12:45,840
‫متأسفانه خیلی بعیده که بشه بدون پرداخت پول،
‫جلوی حمله رو گرفت

238
00:12:46,430 --> 00:12:48,760
‫نه, نه، من هم مثل شما سرافکنده هستم

239
00:12:51,230 --> 00:12:52,350
‫آم,,,

240
00:12:57,400 --> 00:12:58,480
‫۱۲ دقیقه، قربان

241
00:12:59,780 --> 00:13:02,020
‫خب، تورنر چاره‌ای واسه‌مون نذاشته

242
00:13:02,860 --> 00:13:04,040
‫اوهوم

243
00:13:04,910 --> 00:13:06,976
‫یه ساعت وقت ندادن تا ‫جلوی کشتار رو بگیریم

244
00:13:07,000 --> 00:13:08,736
‫یه ساعت وقت دادن تا پول رو جور کنیم

245
00:13:08,760 --> 00:13:11,000
‫بازی‌مون دادن

246
00:13:29,880 --> 00:13:31,136
‫پول رو میدیم

247
00:13:31,160 --> 00:13:33,830
‫اما باید قول بدی که حمله منتفی میشه

248
00:13:35,560 --> 00:13:38,286
‫تو هم باید قول بدی که بذاری ‫از کشور خارج شیم

249
00:13:38,310 --> 00:13:42,966
‫به‌زودی ماشین‌ها می‌رسن و
‫آماده میشن که ببرن‌تون فرودگاه نورثولت

250
00:13:42,990 --> 00:13:47,968
‫اما فقط زمانی اجازه‌ی خروج رو میدیم که
تو و همه‌ی اعضاتون خارج شید تا

251
00:13:47,993 --> 00:13:51,385
مطمئن بشیم ‫دیگه خشونتی در کار نخواهد بود

252
00:13:51,410 --> 00:13:53,736
‫اوه، در ضمن,,,

253
00:13:53,760 --> 00:13:56,686
‫هیچ‌کدوم از این ماجراها نباید به بیرون درز کنه

254
00:13:56,710 --> 00:13:59,580
‫می‌تونم تصور کنم که حسابی تحقیر شدید

255
00:14:00,250 --> 00:14:01,686
‫ضدحالـه،‌ مگه نه؟

256
00:14:01,710 --> 00:14:03,776
‫با شرایط‌‌مون موافقی؟

257
00:14:03,800 --> 00:14:06,776
‫بهشون خبر میدم و اونا هم ‫زودی برمی‌گردن به سفارت

258
00:14:06,800 --> 00:14:09,316
‫کوچیک‌ترین خشونتی رخ بده، ‫مردهایی که توی ماشینن

259
00:14:09,340 --> 00:14:11,076
‫دیگه نمی‌برن‌تون فرودگاه

260
00:14:11,100 --> 00:14:13,250
‫کارتون رو یه سره می‌کنن

261
00:14:13,970 --> 00:14:15,980
‫دیگه خشونتی رخ نمیده

262
00:14:16,980 --> 00:14:18,800
‫انتقال وجه تأیید شد

263
00:14:32,280 --> 00:14:34,020
‫دستورش رو میدم

264
00:14:41,590 --> 00:14:44,026
‫پول رو دادن, ‫موفق شدیم

265
00:14:44,050 --> 00:14:47,010
‫برگردید سفارت, ‫با هواپیما خارج‌مون می‌کنن

266
00:14:47,480 --> 00:14:49,276
‫نقشت‌ رو جدی گرفتی‌ها

267
00:14:49,300 --> 00:14:50,590
‫تو سربازی

268
00:14:51,100 --> 00:14:53,290
‫نه کسی که دستور میده

269
00:14:54,640 --> 00:14:55,826
‫چی داری میگی؟

270
00:14:55,850 --> 00:14:57,116
‫دیگه تمومـه

271
00:14:57,140 --> 00:14:58,810
‫واسه‌ی ما نه

272
00:14:59,850 --> 00:15:00,850
‫گوش کن

273
00:15:02,020 --> 00:15:05,360
‫هر کار دیگه‌ای بکنی، ‫به ساختمون حمله می‌کنن

274
00:15:16,450 --> 00:15:17,660
‫آماده شید

275
00:15:20,750 --> 00:15:22,306
‫پول رو دادن؟

276
00:15:22,330 --> 00:15:23,936
‫مگه مهمـه؟

277
00:15:23,960 --> 00:15:26,020
‫چرا باید جلومون رو بگیره؟

278
00:15:27,130 --> 00:15:28,130
‫پس این چی میشه؟

279
00:15:28,840 --> 00:15:30,760
‫این چی میشه؟ هان؟

280
00:15:31,890 --> 00:15:33,600
‫باید با خون تاوانش رو بدن

281
00:15:34,390 --> 00:15:36,250
‫مثل خون‌هایی که جلوی چشم من ریخته شد

282
00:15:37,310 --> 00:15:39,496
‫کشورمون رو نابود کردن و ‫برگشتن سر زندگی‌شون،

283
00:15:39,520 --> 00:15:40,876
‫با ترسِ جنگ، تنهامون گذاشتن

284
00:15:40,900 --> 00:15:43,206
‫اونا هم باید این ترس رو بچشن

285
00:15:43,230 --> 00:15:45,703
‫این‌طوری شاید دفعه‌ی بعد، قبل از
‫شروع یه جنگ و ول کردنش،

286
00:15:45,727 --> 00:15:46,727
بیشتر فکر کنن

287
00:15:53,320 --> 00:15:55,386
‫- کدوم گوری داری میری؟ ‫- ببین

288
00:15:55,410 --> 00:15:57,790
‫تو راه خودت رو برو، ‫من هم راه خودم رو میرم

289
00:15:58,580 --> 00:16:00,226
‫بچه‌ها، به‌اندازه‌ی کافی بی‌گناه‌ها مُردن

290
00:16:00,250 --> 00:16:02,860
‫ضربه‌ی نهایی باید به کسایی وارد شه که
‫مسبب جنگ شدن

291
00:16:06,250 --> 00:16:08,570
‫من فقط خون گناه‌کارها رو می‌ریزم

292
00:16:09,130 --> 00:16:11,010
‫تا انتقام خونواده‌م رو بگیرم

293
00:16:13,510 --> 00:16:14,510
‫تو چی‌کاره‌ای؟

294
00:16:16,510 --> 00:16:17,560
‫راه بیفت بریم داداش

295
00:16:32,740 --> 00:16:36,000
‫نمی‌فهمم تو این شرایط
‫چطوری غذا از گلوت پایین میره

296
00:16:42,790 --> 00:16:43,870
‫این گیاهیـه؟

297
00:16:44,540 --> 00:16:46,860
‫نه، گفتم توش گوشت باشه

298
00:16:47,540 --> 00:16:49,670
‫آره، اما اگه گوشت بود ‫رنگش صورتی روشن بود

299
00:16:51,090 --> 00:16:52,396
‫رول‌های سوسیس,,,

300
00:16:52,420 --> 00:16:54,080
‫خب حالا

301
00:16:56,680 --> 00:16:59,516
‫اگه می‌خواستی از اون ساختمان بیای بیرون و

302
00:16:59,540 --> 00:17:01,230
‫از دست بازرس‌ها فرار کنی,,,

303
00:17:02,360 --> 00:17:03,896
‫, , از کدوم سمت می‌رفتی؟

304
00:17:03,920 --> 00:17:05,556
‫فکر می‌کنی تارا می‌خواد فرار کنه؟

305
00:17:05,580 --> 00:17:08,300
‫جواب سؤال من رو بده

306
00:17:11,030 --> 00:17:13,126
‫سمت چپ, سمت چپ اون کوچه

307
00:17:13,150 --> 00:17:16,466
‫گفتی اگه حمله رو کنسل کنه، ‫بهشون اجازه میدن که

308
00:17:16,490 --> 00:17:18,280
‫از کشور خارج شن

309
00:17:19,280 --> 00:17:21,020
‫خب، این دختره که سنی نداره

310
00:17:21,750 --> 00:17:24,726
‫امکان نداره که همه‌کاره باشه

311
00:17:24,750 --> 00:17:26,710
‫آره، افرادش هم باید تا الان می‌رسیدن

312
00:17:28,000 --> 00:17:30,040
‫من که فکر نکنم بیان

313
00:17:30,840 --> 00:17:32,670
‫فکر می‌کنم نشسته اونجا و

314
00:17:33,510 --> 00:17:36,776
‫به این نتیجه می‌رسه که هیچ‌وقت
‫کنترلی روی اون روانی‌ها نداشته

315
00:17:36,800 --> 00:17:38,446
‫اما تو گفتی قراره پول رو بدیم

316
00:17:38,470 --> 00:17:42,286
‫خب ببین اینا تو این چند روز ‫چه دسته‌گل‌هایی آب دادن

317
00:17:42,310 --> 00:17:45,810
‫بعدش هم، بعید بدونم که پول، آتیش‌شون رو خاموش کنه

318
00:17:49,610 --> 00:17:52,020
‫بازرس‌ها هم رسیدن

319
00:17:52,320 --> 00:17:56,070
‫خب این‌طوری ممکنـه مردم بی‌گناه هم
‫توی درگیری‌ها آسیب ببینن

320
00:17:56,700 --> 00:18:01,266
‫خب، خطری که این قلچماق‌های دست به ماشه
‫برای مردم دارن،

321
00:18:01,290 --> 00:18:02,466
‫از اون دختره بیشتره

322
00:18:02,490 --> 00:18:05,060
‫نمیشه که دست‌به‌سینه اینجا بشینیم

323
00:18:07,000 --> 00:18:08,710
‫- خب یه کاری بکن ‫- چی؟

324
00:18:10,380 --> 00:18:12,106
‫برو و در رو بزن

325
00:18:12,130 --> 00:18:13,460
‫چی؟ من؟

326
00:18:14,550 --> 00:18:17,906
‫دیروز که به شهردار حمله کردی

327
00:18:17,930 --> 00:18:21,026
‫حالا واسه یه در زدن این‌قدر عصبانی میشی؟

328
00:18:21,050 --> 00:18:23,746
‫- دیروز چاره‌ای نداشتم ‫- چرت نگو

329
00:18:23,770 --> 00:18:27,416
‫جونت در میره واسه این که ‫تو دل ماجرا باشی

330
00:18:27,440 --> 00:18:29,956
‫احتمالاً یاد اون هیجانی می‌افتی که

331
00:18:29,980 --> 00:18:32,020
‫موقع شنگول شدن تجربه‌ش می‌کردی

332
00:18:34,480 --> 00:18:36,490
‫خب بعد از این که در رو زدم چی‌کار کنم؟

333
00:18:37,490 --> 00:18:39,216
‫بهش بگو بیاد دنبالت

334
00:18:39,240 --> 00:18:41,240
‫وگرنه یه گلوله خالی میشه تو کله‌ش

335
00:18:42,200 --> 00:18:47,226
‫وسط خیابون که به یه بی‌دفاع شلیک نمی‌کنن

336
00:18:47,250 --> 00:18:50,056
‫اما اگه برن داخل ساختمون، ‫قضیه فرق می‌کنه

337
00:18:50,080 --> 00:18:52,436
‫در ضمن، خودت که گفته بودی،

338
00:18:52,460 --> 00:18:56,000
‫- ممکنـه آدم‌های بی‌گناه آسیب ببینن
‫- به گمونم این رو گفتم،‌ نه؟

339
00:18:57,930 --> 00:19:01,600
‫آفرین, اونا که به یه پیرزن فسقلی کاری ندارن

340
00:19:02,640 --> 00:19:03,640
‫ایول

341
00:19:10,440 --> 00:19:11,670
‫تق، تق،‌ تق

342
00:19:19,990 --> 00:19:21,506
‫شرمنده خانم, ‫سفارت بسته‌ست

343
00:19:21,530 --> 00:19:23,660
‫نه، چیزی نیست, ‫من قرار قبلی دارم

344
00:19:25,080 --> 00:19:27,846
‫- خانم، شما اجازه ندارید اینجا باشید <i>‫- تو کی هستی؟</i>

345
00:19:27,870 --> 00:19:29,436
‫از اِم‌آی۵ اومدم، در رو باز کن

346
00:19:29,460 --> 00:19:30,976
‫لطفاً از ساختمان دور بشید

347
00:19:31,000 --> 00:19:33,146
‫بذار بیام تو وگرنه مردهای مسلح میان تو

348
00:19:33,170 --> 00:19:35,820
‫خب دیگه خانم، مجبورم به زور ببرم‌تون

349
00:19:49,100 --> 00:19:50,296
‫خب,,,

350
00:19:50,320 --> 00:19:52,416
‫دقیقاً چه کمکی از دستت بر میاد؟

351
00:19:52,440 --> 00:19:55,326
‫اگه تفنگت رو بذاری زمین و ‫همین‌حالا باهام بیای،

352
00:19:55,350 --> 00:19:57,326
‫هیچ بلایی سرت نمیاد

353
00:19:58,070 --> 00:19:59,696
‫چرا باید حرفت رو باور کنم؟

354
00:19:59,720 --> 00:20:01,856
‫چار‌ای نداری، ‫چون اگه با تفنگت بمونی اینجا،

355
00:20:01,880 --> 00:20:03,340
‫ممکنـه بهت آسیب بزنن

356
00:20:03,990 --> 00:20:06,056
‫پس در رو باز کن, ‫یالا، در رو باز کن

357
00:20:06,080 --> 00:20:07,716
‫لیست گروگان‌ها رو به‌روز کن

358
00:20:07,740 --> 00:20:10,640
‫همین حالا یه نفر دیگه وارد شد

359
00:20:11,330 --> 00:20:13,040
‫- مراقب باشید! ‫- برید عقب!

360
00:20:13,540 --> 00:20:15,226
‫- نمیرید؟ ‫- بذارش زمین!

361
00:20:15,250 --> 00:20:17,896
‫- تفنگت رو بذار زمین! ‫- می‌تونستی باهام بیای بیرون

362
00:20:17,920 --> 00:20:20,736
‫- تفنگت رو بذار زمین!
‫- بعدش چی؟ با هم برگردیم پارک؟

363
00:20:20,760 --> 00:20:22,276
‫چرا باید همچین چیزی بخوام؟

364
00:20:22,300 --> 00:20:23,526
‫تفنگت رو بذار زمین!

365
00:20:23,550 --> 00:20:25,510
‫گفتم برید عقب!

366
00:20:28,180 --> 00:20:29,746
‫- تکون نخور! ‫- می‌کشنت

367
00:20:29,770 --> 00:20:32,310
‫- تفنگت رو بذار زمین! همین حالا! ‫- شلیک می‌کنمم!

368
00:20:32,900 --> 00:20:34,690
‫شوخی نمی‌کنم، شلیک می‌کنم!

369
00:20:35,270 --> 00:20:36,810
‫تفنگت رو بذار زمین!

370
00:21:18,900 --> 00:21:19,877
‫دژاوو

371
00:21:19,901 --> 00:21:22,530
‫یالا، دستات رو بگیر بالا, ‫ببر بالای سرت

372
00:21:28,700 --> 00:21:30,636
‫دست بردار, واسه چی ناراحتی؟

373
00:21:30,660 --> 00:21:33,266
‫من زندان رو به قرار گذاشتن با ‫رادی هو ترجیح میدم

374
00:21:33,290 --> 00:21:34,980
‫کون لقت!

375
00:21:38,170 --> 00:21:41,050
‫لیما، گلف ۵-۷ به مرکز فرماندهی,
‫مظنون رو دستگیر کردیم

376
00:21:42,300 --> 00:21:43,880
‫داریم میاریمش, تمام

377
00:21:47,390 --> 00:21:49,330
‫می‌دونستی این‌طوری میشه دیگه؟

378
00:21:50,310 --> 00:21:51,520
‫آره

379
00:21:51,860 --> 00:21:53,830
‫گفته بودم که، اون سنی نداره

380
00:21:54,520 --> 00:21:55,850
‫بهت شلیک نمی‌کرد

381
00:21:56,650 --> 00:21:59,520
‫خب، همچین حسی که نداشتم

382
00:22:02,070 --> 00:22:03,320
‫بیا بریم

383
00:22:04,860 --> 00:22:06,990
‫واست لیموناد می‌خرم

384
00:22:10,580 --> 00:22:11,790
‫حال و هوات رو عوض می‌کنه

385
00:22:15,160 --> 00:22:17,440
‫از حمله‌ی اولی هم آدم‌های بیشتری می‌میرن

386
00:22:18,000 --> 00:22:19,290
‫همه‌شون می‌میرن

387
00:22:34,440 --> 00:22:36,866
, وقت‌مون داره تموم میشه ‫باید همه رو ببریم بیرون

388
00:22:36,890 --> 00:22:38,650
‫آره، اما با آرامش, ‫نباید وحشت کنن

389
00:22:39,190 --> 00:22:41,876
‫ممکنـه همین الانش هم لباس عزا
‫پوشیده باشن و رفته باشن تو

390
00:22:41,900 --> 00:22:43,216
‫من اگه بودم همچین کاری می‌کردم

391
00:22:43,240 --> 00:22:45,006
‫من هنوز تفنگ ندارم

392
00:22:45,030 --> 00:22:46,636
‫نترس، ما هنوز مال خودمون رو داریم

393
00:22:46,660 --> 00:22:49,020
‫جدی؟ اون‌وقت واسه گیمبال چی‌کار کردید؟

394
00:22:50,320 --> 00:22:56,210
‫♪ تا هنگامی که اورشلیم را بسازیم، ♪

395
00:22:56,710 --> 00:23:03,240
‫♪ در سرزمین سرسبز و باصفای انگلستان ♪

396
00:23:11,140 --> 00:23:15,326
‫ویلیام بلیک بیش از ۲۰۰ سال پیش
‫این اشعار امیدبخش رو سرود،

397
00:23:15,350 --> 00:23:20,126
‫اما همچنان تا به امروز مایه‌ی الهام و تسلی‌ند

398
00:23:20,150 --> 00:23:22,456
‫اما برای یافتن بینشی مدرن‌تر که

399
00:23:22,480 --> 00:23:24,756
‫بتونه تسلی‌بخش عزادارنِ جوان ما باشه،

400
00:23:24,780 --> 00:23:30,000
‫به گفته‌ها‌ی دومینیک تورتو در
‫«فیلم سریع و خشن ۷» رجوع می‌کنم

401
00:23:31,530 --> 00:23:36,676
‫«میگن اگه بعد از مرگ,
‫در یاد و خاطره‌ی دیگران باشیم،

402
00:23:36,700 --> 00:23:37,810
‫در واقع نمُردیم»

403
00:23:39,080 --> 00:23:41,896
‫درسی که من از ‫هر دوی این بزرگواران می‌گیرم,,,

404
00:23:41,920 --> 00:23:43,936
‫حالا جدای از این که چندین قرن ‫با هم فاصله دارن،

405
00:23:43,960 --> 00:23:47,276
‫, , اینـه که با این که شاید امروز لندن ما
‫«لندن‌انگیز» نباشه, ,,,

406
00:23:47,300 --> 00:23:50,026
‫اما فردا «لندن‌انگیز» خواهد شد، ‫اگر که,,,

407
00:23:50,050 --> 00:23:52,946
‫خیلی خب، همه از سر جاشون پاشن

408
00:23:52,970 --> 00:23:55,736
‫باید هر چه سریع‌تر اینجا رو ترک کنید، ‫ممنون میشم

409
00:23:55,760 --> 00:23:57,696
‫- قضیه چیه؟ ‫- ببخشید، از طرف اِم‌آی‌۵ اومدیم, من,,,

410
00:23:57,720 --> 00:23:59,456
‫- میشه نشان‌تون رو ببینیم؟ ‫- برید عقب

411
00:23:59,480 --> 00:24:01,456
‫خب، شاید بهتر بود اول ‫با اینا حرف می‌زدی

412
00:24:01,480 --> 00:24:04,876
‫دوستان، سازمان مدارکی پیدا کرده که

413
00:24:04,900 --> 00:24:07,296
‫نشون میده بهتره همین الان ‫اینجا رو ترک کنید

414
00:24:07,320 --> 00:24:09,626
‫پس لطفاً از درب پشتی ساختمون خارج شید

415
00:24:09,650 --> 00:24:12,796
‫لازم نیست وحشت کنید,
‫فقط خیلی آروم از ساختمون خارج شید

416
00:24:12,820 --> 00:24:14,816
‫فوراً همین الان برید بیرون لطفا! ‫زود باشید!

417
00:24:14,840 --> 00:24:16,556
‫جدی میگم، همین حالا! ‫برید بیرون!

418
00:24:16,580 --> 00:24:18,080
‫همه فوراً خارج شن! ‫خواهش می‌کنم!

419
00:24:20,160 --> 00:24:22,000
‫مگه نگفتم «با آرامش»؟

420
00:24:22,480 --> 00:24:24,976
‫وایسا ببینم، قضیه چیه؟
‫تازه سخنرانیم رو شروع کرده بودم

421
00:24:25,000 --> 00:24:28,736
‫عذر می‌خوام قربان، می‌دونم اما
‫باید فوراً از اینجا خارج شید

422
00:24:28,760 --> 00:24:30,276
‫- هی، هی، خیلی خب ‫- صبر کن, آتیش‌سوزی شده؟

423
00:24:30,300 --> 00:24:32,406
‫- نه، آتیش‌سوزی نشده ‫- پس چرا هشدار رو زد؟

424
00:24:32,430 --> 00:24:34,526
‫- سؤال خیلی خوبیـه ‫- تهدید امنیتیـه، خب؟

425
00:24:34,550 --> 00:24:36,946
‫- مدارکی از تهدید امنیتی پیدا کردیم ‫- چه‌جور تهدیدی؟

426
00:24:36,970 --> 00:24:40,036
‫عوامل لیبیایی ۱۰۰ میلیون پوند باج از دولت خواستند

427
00:24:40,060 --> 00:24:41,116
‫صدات نمیاد

428
00:24:41,140 --> 00:24:43,810
‫ببخشید، میشه لطفاً یکی اون تخمی رو خاموش کنه؟

429
00:24:43,874 --> 00:24:50,874
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

430
00:24:55,160 --> 00:24:56,216
تو ‫کمتر از یک دقیقه،

431
00:24:56,240 --> 00:24:58,136
‫باید ۱۰۰ میلیون پوند پرداخت کنیم

432
00:24:58,160 --> 00:25:00,176
‫وگرنه به یه عبادت‌گاه حمله میشه و

433
00:25:00,200 --> 00:25:03,036
‫بنا به دلایلی معتقدیم که ممکنـه اینجا باشه,
‫لطفاً باور کنید که,,,

434
00:25:03,060 --> 00:25:05,516
‫وای، خدا رو شکر, ‫شنیدید؟

435
00:25:05,540 --> 00:25:07,686
‫بله، بنا به دلایلی معتقدید که ‫ممکنه به اینجا حمله شه

436
00:25:07,710 --> 00:25:10,186
‫- بله، پس باید فوراً بریم ‫- اما مطمئن نیستید؟

437
00:25:10,210 --> 00:25:12,356
‫اطلاعات هیچ‌وقت به‌طور ۱۰۰‌ درصدی
‫مطمئن نیستن قربان

438
00:25:12,380 --> 00:25:14,736
‫چند در صد از این اطلاعات مطمئنی؟

439
00:25:14,760 --> 00:25:16,366
‫- واقعاً مهمـه؟ ‫- بله، من شهردار لندنـم

440
00:25:16,390 --> 00:25:17,866
‫اگه احتمال حمله این‌قدر زیاد بوده،

441
00:25:17,890 --> 00:25:19,226
‫- باید بهم اطلاع داده می‌شد ‫- خب,,,

442
00:25:19,250 --> 00:25:20,326
‫« باباجون »

443
00:25:20,350 --> 00:25:21,480
‫لعنتی، الان نه

444
00:25:27,270 --> 00:25:29,126
‫ببینید، الان وقت خوبی برای این حرفا نیست

445
00:25:29,150 --> 00:25:31,800
‫- زنگ بزن به ویلن
‫- جدی میگم، باید فوراً از اینجا خارج شن

446
00:25:35,700 --> 00:25:37,680
‫می‌تونیم همین بیرون هم بکشیم‌شون

447
00:25:39,410 --> 00:25:40,886
‫شهردار هنوز داخلـه

448
00:25:40,910 --> 00:25:42,810
‫قبلاً نذاشتن بکشمش

449
00:25:43,330 --> 00:25:45,040
‫- اول اون رو می‌کشیم ‫- باشه

450
00:25:46,420 --> 00:25:48,170
‫تو حواس تیم امنیتیش رو پرت کن

451
00:25:52,510 --> 00:25:53,946
‫- اسمت چیـه؟ ‫- اسمم,,,

452
00:25:53,970 --> 00:25:55,656
‫- ریور کارت‌رایت ‫- ریور؟

453
00:25:55,680 --> 00:25:56,816
‫بله

454
00:25:56,840 --> 00:25:58,446
‫کلود، ریور کارت‌رایت اینجاست

455
00:25:58,470 --> 00:26:01,366
‫یهویی مزاحم مراسم یادبود شده و
‫حرف از حمله‌ی لیبیایی‌ها می‌زنه و

456
00:26:01,390 --> 00:26:03,306
‫هیچ‌کدوم از مأمورهام ازش خبر ندارن

457
00:26:03,330 --> 00:26:04,326
‫درستـه

458
00:26:04,350 --> 00:26:09,310
‫خب، اولاً که بابت این اتفاق
معذرت می‌خوام، ظفر, ‫شرمنده

459
00:26:10,690 --> 00:26:14,006
‫باید در جریان قرار می‌گرفتی،

460
00:26:14,030 --> 00:26:17,470
‫البته در دفاع از خودمون بگم که
‫خیلی سریع این اتفاق افتاده

461
00:26:19,530 --> 00:26:21,886
‫- ایول ‫- حالا قرار بوده به مراسم حمله بشه یا نه؟

462
00:26:21,910 --> 00:26:23,136
‫- آره، آره، بوده ‫- هیس

463
00:26:23,160 --> 00:26:25,266
‫راستش ما اطلاعاتی نداشتیم که قرار بوده

464
00:26:25,290 --> 00:26:26,936
‫شخص شما مورد حمله قرار بگیره

465
00:26:26,960 --> 00:26:29,896
‫البته که اگه این اطلاعات رو داشتیم,,,

466
00:26:29,920 --> 00:26:31,476
‫- مداخله می‌کردیم ‫- صبر کن ببینم

467
00:26:31,500 --> 00:26:34,236
‫شما مداخله کردید, ‫کلی از مأمورهاتون جلوم وایسادن

468
00:26:34,260 --> 00:26:37,090
‫میشه لطفاً گوشی رو بدی به کارت‌رایت؟

469
00:26:42,010 --> 00:26:43,390
‫با تو کار داره

470
00:26:45,270 --> 00:26:47,480
‫- قربان ‫- چه گهی داری می‌خوری؟

471
00:26:48,190 --> 00:26:50,086
‫فکر کردیم قراره به ابوتسفیلد حمله شه

472
00:26:50,110 --> 00:26:51,650
‫خب ما پول‌شون رو دادیم

473
00:26:52,270 --> 00:26:55,090
‫دیگه به جایی حمله نمیشه، ‫تازه اون هم ابوتسفیلد

474
00:26:58,660 --> 00:26:59,740
‫برید بیرون!

475
00:27:33,240 --> 00:27:35,476
‫اصلاً تا حالا تفنگ گرفتی دستت؟

476
00:27:35,500 --> 00:27:38,176
‫زاویه‌ی تو بهتر بود

477
00:27:38,200 --> 00:27:39,200
‫حال‌تون خوبـه؟

478
00:27:44,450 --> 00:27:45,886
‫لعنتی

479
00:27:45,910 --> 00:27:48,160
‫گندش بزنن

480
00:27:52,080 --> 00:27:54,940
‫- چندتا تیر برات مونده؟ ‫- اونقدری که کافی باشه

481
00:27:56,460 --> 00:27:57,760
‫گندش بزنن

482
00:28:00,220 --> 00:28:02,696
‫هر چی می‌خواد بهش بده,
‫تو رو خدا هر چی می‌خواد بهش بده

483
00:28:02,720 --> 00:28:04,486
‫می‌خوام از کشور خارج شم

484
00:28:04,510 --> 00:28:06,286
‫- معامله همچنان سر جاشـه ‫- کدوم معامله؟

485
00:28:06,310 --> 00:28:07,906
‫معامله با اِم‌آی۵, ‫اجازه‌ی خروج

486
00:28:07,930 --> 00:28:09,866
‫شوخی می‌کنی دیگه؟ ‫اجازه‌ی خروج کجا بود؟

487
00:28:09,890 --> 00:28:11,826
‫اون‌موقع که شلیک کردی، ‫زدی زیر معامله

488
00:28:11,850 --> 00:28:13,916
‫- این حرف رو نزن ‫- خب مگه دروغ میگم؟

489
00:28:13,940 --> 00:28:15,086
‫کاش دروغ می‌گفتی

490
00:28:15,110 --> 00:28:17,506
‫بذار برم وگرنه شهردارتون رو زنده نمی‌ذارم!

491
00:28:17,530 --> 00:28:20,360
‫- نه، حرفش هم نزن ‫- چرا، وگرنه بهش شلیک می‌کنه

492
00:28:21,320 --> 00:28:24,046
‫نگیر سمت گردنش,
‫یه بار نشون دادی که هدف‌گیریت ریده

493
00:28:24,070 --> 00:28:25,506
‫جاهای دیگه‌ش رو هم میشه هدف گرفت

494
00:28:25,530 --> 00:28:28,056
‫از اینجا میرم بیرون و ‫این رو هم با خودم می‌برم

495
00:28:28,080 --> 00:28:29,766
‫- نه، اجازه‌ش رو نمیدیم ‫- چرا، میدی

496
00:28:29,790 --> 00:28:31,396
‫میشه این‌قدر مخالفت نکنی؟

497
00:28:31,420 --> 00:28:33,806
‫اگه هی اوضاع رو بدتر کنی، ‫می‌کنم

498
00:28:33,830 --> 00:28:37,236
‫- بسپارش به من, می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم
‫- یه روانی تفنگش رو گرفته سمت گروگان

499
00:28:37,260 --> 00:28:38,466
‫باید کاری که میگه رو بکنیم

500
00:28:38,490 --> 00:28:41,570
‫واسه همینـه که هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫از خونه لجنزار بیای بیرون

501
00:28:46,510 --> 00:28:49,196
‫وای، گندش بزنن, ‫گندش بزنن

502
00:28:49,220 --> 00:28:51,230
‫تو, تو یهو از کجا اومدی؟

503
00:28:52,440 --> 00:28:54,770
‫خیلی خیلی آروم بهش نزدیک شدم

504
00:28:56,270 --> 00:29:00,086
‫شما, شما دو تا الکی با هم بحث کردید تا
‫حواسش رو پرت کنید

505
00:29:00,110 --> 00:29:01,950
‫فهمیدم، فهمیدم, ‫حالا فهمیدم

506
00:29:02,450 --> 00:29:04,796
‫لعنتی

507
00:29:04,820 --> 00:29:06,370
‫آره، آره

508
00:29:06,910 --> 00:29:08,176
‫غیرمتعارفـه

509
00:29:08,200 --> 00:29:12,000
‫اما بعضی‌وقتا باید خارج از چارچوب فکر کنی

510
00:29:12,580 --> 00:29:13,580
‫مگه نه؟

511
00:29:15,340 --> 00:29:17,000
‫آره

512
00:29:22,630 --> 00:29:24,106
‫به حساب همه‌ی لیبیایی‌ها رسیدیم

513
00:29:24,130 --> 00:29:26,946
‫دوتاشون تو ابوتسفیلد ناکار شدن و
‫لمب هم تارا رو دستگیر کرد

514
00:29:26,970 --> 00:29:28,036
‫اون اونجا چی‌کار می‌کرد؟

515
00:29:28,060 --> 00:29:29,430
‫نمی‌دونم خانم

516
00:29:32,560 --> 00:29:35,666
‫پول رو دادیم، حمله‌شون رو هم کردن, ‫عجب بلبشویی

517
00:29:35,690 --> 00:29:36,940
‫چاره‌ای نداشتید

518
00:29:38,440 --> 00:29:41,610
‫وقتی جزئیات رو بررسی کنن، ‫شما تبرئه میشید خانم

519
00:29:44,240 --> 00:29:46,296
‫قوانین لندن اجرا میشن

520
00:29:46,320 --> 00:29:48,096
‫قوانین لندن؟

521
00:29:48,120 --> 00:29:49,676
‫اگه توی اطلاعات باشی، باید بدونی

522
00:29:49,700 --> 00:29:50,966
‫قوانین مسکو، «مراقب باش»

523
00:29:50,990 --> 00:29:53,980
‫قوانین لندن، «از خودت محافظت کن»

524
00:30:00,186 --> 00:30:02,186
« پیتر جاد »

525
00:30:10,720 --> 00:30:12,446
‫کلود ویلن، پیتر جاد هستم

526
00:30:12,470 --> 00:30:14,916
‫ظاهراً هر دوی ما پیرامون وقایع هفته‌ی گذشته،

527
00:30:14,940 --> 00:30:18,400
‫با چالش روابط عمومی مواجه هستیم

528
00:30:19,440 --> 00:30:22,530
‫نظرت چیـه که یه راه‌حل برد-برد مطرح کنم؟

529
00:30:35,460 --> 00:30:37,016
‫سلام, منم، ریور

530
00:30:37,040 --> 00:30:39,250
‫وای، پسرم

531
00:30:39,750 --> 00:30:42,316
‫- حالت خوبـه؟ ‫- وای، اومدی

532
00:30:42,340 --> 00:30:44,526
‫آره

533
00:30:44,550 --> 00:30:46,356
‫وای

534
00:30:46,380 --> 00:30:47,970
‫وای، چقدر خوشحال شدم

535
00:30:49,140 --> 00:30:50,140
‫منم همین‌طور, آره

536
00:30:52,390 --> 00:30:56,460
‫بابت تماس دیشب معذرت می‌خوام

537
00:30:57,810 --> 00:31:00,520
‫فکر کنم عقلم خیلی سر جاش نبود

538
00:31:01,360 --> 00:31:03,146
‫- طوری نیست ‫- احتمالاً‌ به دردت نمی‌خورد

539
00:31:03,170 --> 00:31:05,020
‫طوری نیست, طوری نیست

540
00:31:05,280 --> 00:31:08,506
‫کار کی بود؟ روس‌ها رفته بودن سراغ
‫کلک‌های قدیمی‌شون؟

541
00:31:08,530 --> 00:31:09,660
‫نه,,,

542
00:31:10,370 --> 00:31:11,426
‫کار لیبی بود

543
00:31:11,450 --> 00:31:13,740
‫لیبی

544
00:31:16,410 --> 00:31:17,580
‫چه بلبشویی بود

545
00:31:18,460 --> 00:31:19,460
‫آره

546
00:31:21,040 --> 00:31:22,710
‫فکر کنم هدف‌شون هم همین بود

547
00:31:23,550 --> 00:31:24,920
‫که ازمون اخاذی کنن

548
00:31:25,710 --> 00:31:26,840
‫جواب هم داد، چون,,,

549
00:31:27,590 --> 00:31:30,720
‫خب ما, ما پول‌شون رو دادیم اما
‫اونا همچنان حمله کردن

550
00:31:33,720 --> 00:31:35,496
‫عجب بلبشویی,,,

551
00:31:35,520 --> 00:31:38,270
‫اما اگه ردشون رو بگیری، ‫می‌بینی که یه روشی دارن

552
00:31:38,720 --> 00:31:42,000
‫- آره ‫- دوست دارم رد تک‌تک‌شون رو بگیرم

553
00:31:44,140 --> 00:31:46,086
‫رد لیبیایی‌ها؟

554
00:31:46,110 --> 00:31:47,110
‫ها؟

555
00:31:48,070 --> 00:31:49,070
‫زنبورها رو میگم

556
00:31:49,540 --> 00:31:51,506
‫زنبورهای وز وزی

557
00:31:51,530 --> 00:31:53,176
‫زنبورها

558
00:31:53,200 --> 00:31:56,000
‫زنبورهای سخت‌کوش و با وجدان کاری

559
00:32:02,710 --> 00:32:03,710
‫نیش‌شون پشت‌شونـه

560
00:32:05,460 --> 00:32:07,590
‫دیشب همین رو می‌خواستم به یاد بیارم

561
00:32:09,160 --> 00:32:11,026
‫دارم عقلم رو از دست میدم

562
00:32:11,050 --> 00:32:13,720
‫- قانون نانوشته‌ست دیگه ‫- اون دیگه چیـه؟

563
00:32:14,390 --> 00:32:15,640
‫براندازی

564
00:32:16,810 --> 00:32:21,916
‫خب، اگه با یه مشت ‫حشره‌ی موذی, سر و کار داشتیم

565
00:32:21,940 --> 00:32:25,246
‫زمانی بهشون ضربه می‌زدیم که
‫فکر می‌کردن همه‌چی تموم شده

566
00:32:25,270 --> 00:32:27,166
‫واسه‌ همین بهش می‌گفتیم نیشِ پشت

567
00:32:27,190 --> 00:32:29,530
‫- نشون‌شون می‌دادیم که رئیس کیـه ‫- آره

568
00:32:30,030 --> 00:32:32,660
‫خب،‌ دلیل حمله‌شون هم همین بود, ‫آره

569
00:32:36,490 --> 00:32:38,620
‫ما همیشه تو اوج نبودیم، ریور

570
00:32:39,200 --> 00:32:40,476
‫می‌دونستی؟

571
00:32:40,500 --> 00:32:43,896
‫اما اگه بعضی از اون مستعمر‌ها رو
‫به حال خودشون رها می‌کردیم،

572
00:32:43,920 --> 00:32:46,186
‫قرمز می‌شدن

573
00:32:46,210 --> 00:32:48,776
‫با این‌حال تو همه‌شون رو گیر انداختی

574
00:32:48,800 --> 00:32:50,420
‫وای، چقدر خوشحالم که اومدی

575
00:32:51,340 --> 00:32:54,486
‫باید بهم بگی چی واسه تولدت می‌خوای

576
00:32:54,510 --> 00:32:58,286
‫می‌دونم هنوز زوده اما, ‫نمی‌تونم برم خرید

577
00:32:58,310 --> 00:33:01,000
‫با اون کامپیوتری که بهم دادی هم ‫بلد نیستم کار کنم

578
00:33:01,390 --> 00:33:03,536
‫اگه می‌تونستم برم بانک، ‫بهت پول می‌دادم

579
00:33:03,560 --> 00:33:04,900
‫من باید یه تماس بگیرم

580
00:33:05,400 --> 00:33:06,650
‫باشه، حتماً

581
00:33:12,650 --> 00:33:14,530
پشت‌شون یه نیش دارن

582
00:33:15,450 --> 00:33:18,740
‫خب،‌ با حمله به مرکز چند دینی ‫نیش‌شون رو زدن دیگه

583
00:33:19,700 --> 00:33:23,310
‫مگه این که منظورت این باشه که ‫زامبی شده باشن

584
00:33:23,830 --> 00:33:25,646
‫اصلاً‌ نمی‌فهمم چرا زنگ زدی

585
00:33:25,670 --> 00:33:28,526
‫تو اون عکسه که شرلی نشون داد،
‫سه جفت چکمه پشت ون بود اما

586
00:33:28,550 --> 00:33:31,486
‫با راننده میشن چهار نفر، درست میگم؟

587
00:33:31,510 --> 00:33:34,106
‫شما اونی که دنبال رادی بود رو گرفتید،

588
00:33:34,130 --> 00:33:35,866
‫ما هم دوتاشون رو توی ابوتسفیلد زدیم

589
00:33:35,890 --> 00:33:37,550
‫یعنی یکی‌شون می‌مونـه

590
00:33:39,140 --> 00:33:41,060
‫- لمب؟ ‫- آره، گوشی دستمـه

591
00:33:43,270 --> 00:33:47,616
‫خب،‌ یکی از دلایلی که با هو قرار می‌ذاشت
‫این بود که یه پرونده رو گیر بیاره

592
00:33:47,640 --> 00:33:49,020
‫من خوندمش

593
00:33:50,320 --> 00:33:55,320
‫به نظرت کی سزاوار مجازاتیـه که
‫از تحقیر شدن هم بدتر باشه؟

594
00:33:56,320 --> 00:34:01,320
‫♪ Crowded House - Fall At Your Feet ♪

595
00:34:31,340 --> 00:34:33,280
‫چقدر خوب بود

596
00:34:35,070 --> 00:34:36,360
‫آره، اصلاً راحت شدم‌ها

597
00:34:38,370 --> 00:34:40,780
امروز ‫استرس اَمونم رو بریده بود

598
00:34:41,960 --> 00:34:44,176
‫می‌دونی امشب چی‌کار می‌خوام بکنم؟

599
00:34:44,200 --> 00:34:46,556
‫یه حال درست‌حسابی به خودم میدم

600
00:34:46,580 --> 00:34:48,580
‫یه بطری «چاک هیلز» واسه خودم می‌گیرم

601
00:34:49,590 --> 00:34:51,040
‫تو برنامه‌ای نداری جیم؟

602
00:34:54,840 --> 00:34:55,840
‫جیم؟

603
00:34:58,180 --> 00:34:59,260
‫جیم، تو,,,

604
00:35:02,470 --> 00:35:03,470
‫لعنتی

605
00:35:04,100 --> 00:35:06,810
‫لعنتی، لعنتی

606
00:35:15,400 --> 00:35:16,400
‫لعنتی

607
00:35:22,200 --> 00:35:23,580
‫شرمنده جیم

608
00:35:36,130 --> 00:35:37,590
‫یالا دیگه، یالا

609
00:35:41,300 --> 00:35:43,510
‫چی؟

610
00:35:43,580 --> 00:35:45,472
{\an8}‫« کلید هوشمند یافت نشد »
‫« به کتاب راهنما مراجعه شود »

611
00:35:45,496 --> 00:35:47,230
‫کلیدها کوشن؟ کلیدهای تخمی کوشن؟

612
00:36:01,200 --> 00:36:02,320
‫کلود ویلن هستم

613
00:36:03,830 --> 00:36:05,966
‫کی؟! میز اول دیگه

614
00:36:05,990 --> 00:36:08,250
‫- من میز اولم کودن ‫- پرتش کن!

615
00:36:17,090 --> 00:36:19,380
‫می‌دونی من کیـم؟

616
00:36:21,390 --> 00:36:23,470
‫- نه ‫- من یه رنج‌کشیده‌م

617
00:36:24,640 --> 00:36:26,330
‫به خاطر تصمیمی که تو گرفتی

618
00:36:27,310 --> 00:36:30,076
‫به خدا اگه یه کلمه از حرفات رو هم بفهمم,,,

619
00:36:30,100 --> 00:36:32,250
‫زلیتن، ۲۰۱۱

620
00:36:34,650 --> 00:36:35,650
‫درستـه، آره

621
00:36:36,150 --> 00:36:38,610
‫ما رو با گنگسترها و شبه‌نظامی‌ها تنها گذاشتید و

622
00:36:38,635 --> 00:36:41,386
‫بهمون سلاح ندادید تا جلوشون وایسیم

623
00:36:41,410 --> 00:36:43,356
‫گوش کن من,,,

624
00:36:43,380 --> 00:36:45,806
‫من فقط پول گرفتم تا نظرم رو بگم، همین,,,

625
00:36:45,830 --> 00:36:50,710
‫نظر تو به عنوان یه پیش‌بینی بلندمدت ‫این بود که

626
00:36:51,710 --> 00:36:54,130
‫سرمایه‌گذاری توی لیبی، ‫بازدهی کمی داره

627
00:36:55,540 --> 00:36:58,380
‫چون بود و نبودش،

628
00:36:59,300 --> 00:37:01,656
‫فرقی به حال امنیت بریتانیا نداشت

629
00:37:01,680 --> 00:37:02,830
‫نظر تو,,,

630
00:37:04,640 --> 00:37:07,120
‫نظر تو تبدیل شد به سیاست

631
00:37:09,310 --> 00:37:11,000
‫این نظرت الان چه وضعیتی داره؟

632
00:37:12,440 --> 00:37:13,750
‫خوب نیست

633
00:37:15,730 --> 00:37:16,730
‫گوش کن چی میگم

634
00:37:18,940 --> 00:37:20,190
‫مشخصـه که ناراحتی

635
00:37:22,280 --> 00:37:23,450
‫اما من,,,

636
00:37:26,200 --> 00:37:27,330
‫من,,,

637
00:37:28,830 --> 00:37:29,870
‫خواهش می‌کنم

638
00:37:31,160 --> 00:37:32,137
‫فقط به,,,

639
00:37:32,161 --> 00:37:33,960
‫- لطفاً فقط به فکر زنم باش ‫- هستم

640
00:37:35,460 --> 00:37:36,670
‫می‌تونه درد من رو درک کنه

641
00:37:38,130 --> 00:37:40,526
‫- اون حداقل جسدی داره تا دفنش کنه ‫- برگرد پیپ!

642
00:37:40,550 --> 00:37:42,316
‫من هیچ‌وقت پدرم رو پیدا نکردم

643
00:37:42,340 --> 00:37:43,930
‫ولش کن پیپ

644
00:37:46,350 --> 00:37:47,656
‫شرمنده

645
00:37:47,680 --> 00:37:49,196
‫اون خیلی با آدم‌ها صمیمیـه,,,

646
00:37:49,220 --> 00:37:50,470
‫وای خدا!

647
00:37:55,100 --> 00:37:56,150
‫لعنتی

648
00:38:29,000 --> 00:38:30,060
‫مُرده؟

649
00:38:31,560 --> 00:38:32,720
‫آره، من کارم رو بلدم

650
00:38:33,430 --> 00:38:34,730
‫ممنون,,,

651
00:38:35,390 --> 00:38:36,400
‫لعنتی

652
00:38:37,310 --> 00:38:38,310
‫بابت کار خوبت

653
00:38:42,780 --> 00:38:43,836
‫چطوری پیدام کردی؟

654
00:38:43,860 --> 00:38:46,966
‫رفتم دم خونه‌تون و زنت بهم گفت که ‫میای اینجا بدوی

655
00:38:46,990 --> 00:38:48,320
‫- رفتی پیش زنم؟ ‫- آره

656
00:38:48,870 --> 00:38:50,120
‫آره، اون‌وقت چی گفت؟

657
00:38:51,870 --> 00:38:54,120
‫- که میای اینجا بدوی ‫- آره

658
00:38:56,670 --> 00:38:58,920
‫آره, گوش کن، ممنونم, ممنونم

659
00:38:59,670 --> 00:39:00,896
‫بله

660
00:39:00,920 --> 00:39:02,816
‫بیا بغلم, ممنون

661
00:39:02,840 --> 00:39:04,566
‫خیلی خیلی ممنونم

662
00:39:04,590 --> 00:39:05,696
‫هیچ‌وقت یادم نمیره

663
00:39:05,720 --> 00:39:07,106
‫راستش من,,,

664
00:39:07,130 --> 00:39:08,340
‫باید مشروب بخورم

665
00:39:11,612 --> 00:39:18,258
« کافه بپه »

666
00:39:18,850 --> 00:39:21,456
‫<i>جزئیات بیشتری از تیراندازی دیروز در ‫پریمورز هیل</i>

667
00:39:21,480 --> 00:39:23,336
<i>‫منتشر شده</i>

668
00:39:23,360 --> 00:39:26,506
‫<i>با این که پلیس هویت شلیک‌کننده را ‫مشخص نکرده اما</i>

669
00:39:26,530 --> 00:39:28,006
<i>‫گمان نمی‌رود که این حادثه ‫با مواد مخدر, ,,</i>

670
00:39:28,030 --> 00:39:29,320
‫تو دفترت منتظره

671
00:39:30,700 --> 00:39:33,040
‫واسه همین اومدم اینجا

672
00:39:34,370 --> 00:39:35,580
‫اون میز اولـه، لمب

673
00:39:37,370 --> 00:39:39,036
‫این هم پیروزی بزرگی واسه خانه لجنزاره

674
00:39:39,060 --> 00:39:41,186
‫می‌خوای عصبانیش کنی و ‫به بادش بدی؟

675
00:39:41,210 --> 00:39:43,380
‫تو می‌خوای به من توصیه‌ی کاری بدی؟

676
00:39:44,090 --> 00:39:46,276
‫من اون کاری که تو ازش دم می‌زنی رو کردم

677
00:39:46,300 --> 00:39:48,446
‫همین‌طوری میگم

678
00:39:48,470 --> 00:39:50,696
‫خب من جونش رو نجات دادم

679
00:39:50,720 --> 00:39:51,836
‫خب؟

680
00:39:51,860 --> 00:39:53,906
‫ خب این یه فرصتـه

681
00:39:53,930 --> 00:39:55,470
‫- واسه‌ی کی؟ ‫- واسه‌ی همه

682
00:39:57,770 --> 00:40:00,400
‫فکر کردی قراره برگردی پارک، آره؟

683
00:40:00,940 --> 00:40:02,840
‫بیچاره

684
00:40:04,110 --> 00:40:07,506
‫تو دلت نمی‌خواد من اینجا باشم،
‫من هم دلم نمی‌خواد اینجا باشم

685
00:40:07,530 --> 00:40:08,820
‫به نفع جفت‌مونـه

686
00:40:09,320 --> 00:40:12,820
‫هر وقت دلت خواست می‌تونی بری,
‫اصلاً خانه لجنزار واسه همینـه دیگه

687
00:40:13,870 --> 00:40:15,480
‫نمی‌دونم چطور تا الان نفهمیدی

688
00:40:19,080 --> 00:40:20,620
‫من از سازمان نمیرم

689
00:40:22,040 --> 00:40:23,790
‫اما نباید تو خانه لجنزار باشم

690
00:40:24,750 --> 00:40:26,460
‫چون کارم خیلی خوبـه

691
00:40:28,300 --> 00:40:29,780
‫خودت هم این رو می‌دونی

692
00:40:37,850 --> 00:40:41,900
‫راستش، این امید نیست که آدم رو می‌کشه، کارت‌رایت

693
00:40:43,150 --> 00:40:46,320
‫دونستن این که امید آدم رو می‌کشه، ‫آدم رو می‌کشه

694
00:40:48,300 --> 00:40:51,000
‫بپه، ایشون حساب می‌کنن

695
00:40:52,530 --> 00:40:54,700
‫پس من پول رو میدم، ‫تو هم بهش میگی دیگه؟

696
00:40:57,720 --> 00:40:59,810
‫اگه حرفش پیش اومد

697
00:41:22,480 --> 00:41:24,350
<i>‫لوئیزا هستم, پیغام‌تون رو بذارید</i>

698
00:41:26,060 --> 00:41:28,046
‫سلام، منم

699
00:41:28,070 --> 00:41:29,150
‫اوم,,,

700
00:41:29,940 --> 00:41:32,950
‫می‌دونم باید بهت فضا بدم و این چیزا اما,,,

701
00:41:34,280 --> 00:41:37,386
‫راستش کس دیگه‌ای رو نداشتم که ‫بهش زنگ بزنم

702
00:41:37,410 --> 00:41:39,830
‫چون,,,

703
00:41:41,160 --> 00:41:44,040
‫انگار منم از خانه لجنزار رفتنی شدم

704
00:42:01,310 --> 00:42:04,060
‫سلام, نمی‌دونستم اینجایی

705
00:42:05,770 --> 00:42:08,480
‫- چرا،‌ می‌دونستی ‫- آره، می‌دونستم

706
00:42:11,610 --> 00:42:15,320
‫باید این آسانسور کوفتی رو تعمیر کنیم

707
00:42:16,820 --> 00:42:19,910
‫- از این وضع خوشت میاد، ‌نه؟ ‫- دقیقاً‌ که نه

708
00:42:21,250 --> 00:42:23,040
‫اما تو حرفت رو بزن, ‫زود باش

709
00:42:23,640 --> 00:42:25,846
‫فکر می‌کنم همه کارهاش رو کردی

710
00:42:25,870 --> 00:42:27,516
‫جلوی آینه با خودت تمرین کردی

711
00:42:27,540 --> 00:42:29,800
‫یا نکنه سخته برات که تو چشمای خودت نگاه کنی؟

712
00:42:31,130 --> 00:42:33,356
‫میشه نکنی؟ امکانش هست که,,,

713
00:42:33,380 --> 00:42:35,276
‫میشه لطفاً اینجا سیگار نکشی؟

714
00:42:35,300 --> 00:42:37,180
‫بالأخره اینجا جزو اموال اِم‌آی‌۵ـه

715
00:42:38,440 --> 00:42:39,712
‫کیرم تو اِم‌آی‌۵

716
00:42:39,737 --> 00:42:41,995
‫اینجا دفتر منـه و من قوانینش رو تعیین می‌کنم

717
00:42:42,020 --> 00:42:44,000
‫خب، می‌خواستم درمورد همین حرف بزنم,,,

718
00:42:45,440 --> 00:42:46,690
‫متأسفانه دیگه این‌طور نیست

719
00:42:47,310 --> 00:42:48,956
‫وای، جداً؟

720
00:42:48,980 --> 00:42:53,280
‫این دفتری که ازش حرف می‌زنی، ‫دیگه نیست

721
00:42:54,240 --> 00:42:55,836
‫عملاً به خاطرات پیوست

722
00:42:55,860 --> 00:42:59,716
‫قابل درکـه که چرا از سر ناچاری
‫اینجا رو دادن بهت اداره کنی

723
00:42:59,740 --> 00:43:01,080
‫به خاطر این که,,,

724
00:43:02,740 --> 00:43:04,710
‫خب به خاطر کارهایی که برای سازمان کردی

725
00:43:05,620 --> 00:43:08,096
‫اما خب می‌دونی که یه حد و حدودی هست

726
00:43:08,120 --> 00:43:10,066
‫جفت‌مون می‌دونیم که از حد و حدود رد شدی

727
00:43:10,090 --> 00:43:11,936
‫دیروز رو یادت نرفته که؟

728
00:43:11,960 --> 00:43:14,526
‫که یکی از اعضای گروهم جونت رو نجات داد

729
00:43:14,550 --> 00:43:16,696
‫کم‌کم دارم پشیمون میشم که بهش خبر دادم

730
00:43:16,720 --> 00:43:18,566
‫- خب، خب اگه جون من در خطر بود, ‫- بعدشم,,,

731
00:43:18,590 --> 00:43:21,156
‫- واسه این بود که اراذل و اوباشت, ‫- بعدش هم,,,

732
00:43:21,180 --> 00:43:22,736
‫یکی از کارهای مفید خانه‌ی لجنزار که,,,

733
00:43:22,760 --> 00:43:25,680
‫قبول هم دارم تعدادشون خیلی کمـه،

734
00:43:26,190 --> 00:43:28,826
‫, , اینـه که من اون زن شَهرآشوبی که

735
00:43:28,850 --> 00:43:31,596
‫پشت همه‌ی خون‌ریزی‌‌ها و بلبشوی
‫این هفته بود رو دستگیر کردم و

736
00:43:31,620 --> 00:43:33,876
‫نذاشتم قلچماق‌هات تو سفارتخونه جنگ راه بندازن

737
00:43:33,900 --> 00:43:36,006
‫اما به گمونم دلیلش همینـه دیگه؟

738
00:43:36,030 --> 00:43:38,136
‫می‌خوای ماسمالی کنی که

739
00:43:38,160 --> 00:43:40,926
‫اون با یه چشمک راضیت کرد که
‫بذاری از اونجا بره و

740
00:43:40,950 --> 00:43:44,490
‫همزمان کل اِم‌آی‌۵ رو به گا بده

741
00:43:45,200 --> 00:43:47,120
‫راستش خنده‌داره, من,,,

742
00:43:48,580 --> 00:43:50,266
‫من یه روایت کاملاً متفاوت دارم

743
00:43:50,290 --> 00:43:51,896
‫آره، مطمئنم همین‌طوره

744
00:43:51,920 --> 00:43:53,026
‫خب، بذار حدس بزنم

745
00:43:53,050 --> 00:43:58,776
‫جاد می‌تونه کمیسیون اون ۱۰۰ میلیون رو
‫نگه داره اما باید بگه که,,,

746
00:43:58,800 --> 00:44:03,560
‫درمورد لیبیایی‌ها و ارتباط تارا با هو
‫به من اخطار داده اما,,,

747
00:44:04,560 --> 00:44:06,000
‫من هیچ‌کاری نکردم

748
00:44:06,480 --> 00:44:09,176
‫آره، می‌خوای همه‌‌ی تقصیرات رو
‫بندازی گردن خانه لجنزار

749
00:44:09,200 --> 00:44:11,416
‫این‌طوری بمونی سر کارت

750
00:44:11,440 --> 00:44:12,456
‫آره؟

751
00:44:12,480 --> 00:44:14,650
‫کیش و مات، رفیق

752
00:44:15,780 --> 00:44:17,666
‫خب، این‌طور که پیداست، به گا رفتم

753
00:44:17,690 --> 00:44:20,796
‫راستش دوست ندارم این کلمه رو
‫به کار ببرم اما آره، به گا رفتی

754
00:44:20,820 --> 00:44:22,426
‫به گای سگ رفتی

755
00:44:22,450 --> 00:44:26,726
‫به گا رفتی, البته به جز کارت‌رایت،
‫چون یه امیدهایی به اون هست

756
00:44:26,750 --> 00:44:30,370
‫- و لایق یه فرصت مجدده
‫- اوه، اون که فقط گند می‌زنه

757
00:44:31,540 --> 00:44:33,600
‫خب, با اجازه‌ت، من دیگه مرخص میشم

758
00:44:34,000 --> 00:44:35,356
‫در ضمن

759
00:44:35,380 --> 00:44:39,130
‫امروز یه تیمی میاد اینجا تا,,,

760
00:44:40,760 --> 00:44:42,536
‫یه دستی به سر و روی اینجا بکشه

761
00:44:42,560 --> 00:44:44,616
‫اینجا رو به گند کشیدی

762
00:44:44,640 --> 00:44:45,640
‫ولی تمیز میشه

763
00:44:54,820 --> 00:44:57,966
<i>‫پس اگه یه بار دیگه، زرِ مفتی ازتون بشنوم،</i>

764
00:44:57,990 --> 00:45:01,386
<i>‫یه کاری می‌کنم که سرویس‌های امنیتی شما و</i>

765
00:45:01,410 --> 00:45:03,950
<i>‫زندگی نکبت‌بارتون رو جلوی چشم همه نابود کنن</i>

766
00:45:12,290 --> 00:45:13,380
‫ببخشید، این چی بود؟

767
00:45:14,080 --> 00:45:15,066
‫چی چی بود؟

768
00:45:15,090 --> 00:45:18,356
‫- اون چیزی که, شنیدم, ‫- اوه، اون رو میگی

769
00:45:18,380 --> 00:45:20,316
‫خب,,,

770
00:45:20,340 --> 00:45:23,986
‫صدای تو بود که داشتی یه چهره‌ی سیاسی رو

771
00:45:24,010 --> 00:45:26,196
‫چند ساعت قبل از کشته شدنش ‫تهدید می‌کردی

772
00:45:26,220 --> 00:45:28,286
‫اگه دلت خواست، ‫جاهای دیگه‌ش رو هم برات می‌ذارم

773
00:45:28,310 --> 00:45:32,616
‫همون‌جا که زنش درمورد شوگرددی‌بازی‌هات
‫حرف می‌زنه و,,,

774
00:45:32,640 --> 00:45:35,520
‫تو هم به‌خاطر بابای تُرک طرف ‫تهدیدش می‌کنی

775
00:45:36,060 --> 00:45:37,770
‫البته اگه یادت رفته

776
00:45:38,730 --> 00:45:40,126
‫آخه شاید رفته باشه

777
00:45:40,150 --> 00:45:41,530
‫این هفته خیلی سرت شلوغ بود

778
00:45:42,150 --> 00:45:43,660
‫راستش من,,,

779
00:45:46,490 --> 00:45:48,966
‫شاید یکم زود قضاوت کردم، نه؟

780
00:45:48,990 --> 00:45:51,886
‫وقتی گفتم «کیش و مات»

781
00:45:51,910 --> 00:45:53,726
‫منظورم بیشتر «کیش» خالی بود،‌ نه؟

782
00:45:53,750 --> 00:45:56,186
‫یعنی من مهره رو تکون میدم و ‫بعدش تو,,,

783
00:45:56,210 --> 00:45:57,896
‫چی می‌خوای؟

784
00:45:57,920 --> 00:45:59,420
‫چیزی که همیشه می‌خواستم

785
00:46:00,510 --> 00:46:03,300
‫که من رو با آرامش تخمی خودم تنها بذارید

786
00:46:05,180 --> 00:46:06,600
‫خیلی خب

787
00:46:08,470 --> 00:46:09,470
‫خیلی خب

788
00:46:10,930 --> 00:46:12,326
‫خانه لجنزار پا بر جا می‌مونه

789
00:46:12,350 --> 00:46:13,786
‫مالی دورن هم همین‌طور

790
00:46:13,810 --> 00:46:15,376
‫من عاشق مالی‌ـم, ‫مالی خیلی باحالـه

791
00:46:15,400 --> 00:46:17,586
‫- من همچین تصمیمی نداشتم ‫- هو هم باید برگرده

792
00:46:17,610 --> 00:46:20,376
‫هو؟ طرف بلای جون‌مونـه

793
00:46:20,400 --> 00:46:22,546
‫- اصلاً حرفش هم نزن ‫- هو برمی‌گرده

794
00:46:22,570 --> 00:46:25,760
‫فقط اونـه که می‌تونه با برنامه‌ی
‫سفارش غذای «دلیورو»ـم کار کنه

795
00:46:30,700 --> 00:46:33,886
‫باشه, اگه اون, خیلی خب, ‫باشه,,,

796
00:46:33,910 --> 00:46:38,266
‫پس, پیشنهاد میدی که تقصیرها رو ‫گردن کی بندازیم؟

797
00:46:38,290 --> 00:46:42,710
‫خب، می‌اندازیم گردن اون کسخل خری که لایقشـه

798
00:46:44,170 --> 00:46:45,970
‫- تو ‫- من؟

799
00:46:47,260 --> 00:46:49,946
‫نه, نه, امکان نداره, نه

800
00:46:49,970 --> 00:46:52,680
‫نه، نه، نه، نه, ‫من هیچ‌جا نمیرم

801
00:46:53,270 --> 00:46:56,536
<i>‫ با این‌حال به یه دختر تلفنی پول دادی که</i>

802
00:46:56,560 --> 00:46:58,980
<i>‫از قضا باهاش هم‌خواب هم شدی</i>

803
00:47:00,610 --> 00:47:04,216
‫اگه تا یه ساعت دیگه بار و بندیلت رو نبندی،

804
00:47:04,240 --> 00:47:09,926
‫این رو می‌فرستم واسه تک‌تک بی‌سروپاهایی که
‫تو دوران عیاشی‌هام می‌شناختم‌شون

805
00:47:09,950 --> 00:47:12,776
‫این آسیب جبران‌ناپذیری به سازمان می‌زنه و
‫خودت هم این رو می‌دونی

806
00:47:12,800 --> 00:47:14,980
‫به نازنین تخمم

807
00:47:17,500 --> 00:47:19,250
‫ببین سازمان چه بلایی سر من آورده

808
00:47:19,680 --> 00:47:21,976
‫داشتی می‌رفتی بیرون در رو باز بذار

809
00:47:22,000 --> 00:47:24,020
‫هوای خنک دوست دارم

810
00:47:30,010 --> 00:47:32,276
‫مطمئنم دوباره همدیگه رو می‌بینیم

811
00:47:32,300 --> 00:47:34,406
‫من که بعید بدونم

812
00:47:34,430 --> 00:47:36,576
‫من کاری با فاحشه‌ها ندارم

813
00:47:36,600 --> 00:47:38,126
‫اون فاحشه نبود

814
00:47:38,150 --> 00:47:39,416
‫نه‌خیر، اون,,,

815
00:47:39,440 --> 00:47:40,876
‫اون فاحشه, ای تف توش

816
00:47:40,900 --> 00:47:42,940
‫نمی‌دونم چرا همه هم حرفش رو می‌زنن

817
00:47:43,650 --> 00:47:44,820
‫اون, طرف,,,

818
00:47:47,280 --> 00:47:48,660
‫اون یه همراه بود

819
00:47:56,750 --> 00:47:59,686
‫رادی هو داره برمی‌گرده ور دل خودت

820
00:47:59,710 --> 00:48:02,766
‫کارت‌رایت هم جایی اینجا نداره

821
00:48:02,790 --> 00:48:04,210
‫باشه، طوری نیست

822
00:48:04,960 --> 00:48:07,026
‫خودم هم نیرو کم دارم

823
00:48:07,050 --> 00:48:08,130
<i>‫می‌خوای نگهش داری؟</i>

824
00:48:09,780 --> 00:48:11,060
‫خدا رو چه دیدی,,,

825
00:48:11,850 --> 00:48:14,700
‫شاید یه کبد جدید, لازمم شد

826
00:48:15,270 --> 00:48:19,746
‫بعدش هم، من بودم که فهمیدم ‫ویلن هدف اصلیـه,,,

827
00:48:19,770 --> 00:48:22,496
‫نگو که خودت می‌خوای برگردی پارک

828
00:48:22,520 --> 00:48:23,956
‫سیکتیر کن بابا

829
00:48:23,980 --> 00:48:29,126
‫خب، با این که از حرف زدن باهات لذت می‌برم
‫اما وسط جابجایی دفتر هستم و,,,

830
00:48:29,150 --> 00:48:30,926
‫خب، امیدوارم حالا که میز اول شدی

831
00:48:30,950 --> 00:48:33,386
‫ما فقیر فقرا رو فراموش نکنی

832
00:48:33,410 --> 00:48:37,176
‫در اینجا همیشه برای یه قهوه و ‫گپ و گفت بازه

833
00:48:37,200 --> 00:48:39,596
‫درست متوجه نیشه و کنایه‌هات شدم؟

834
00:48:39,620 --> 00:48:40,976
‫معلومـه

835
00:48:41,000 --> 00:48:46,066
‫نمی‌خوام یه بار دیگه ریخت تو یا
‫هیشکی رو از پارک ببینم

836
00:48:46,090 --> 00:48:48,986
‫دل به دل راه داره، جکسون

837
00:48:49,010 --> 00:48:56,010
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

838
00:48:58,360 --> 00:49:00,686
‫« فصل بعد »

839
00:49:00,710 --> 00:49:02,786
‫میشه گورت رو گم کنی؟

840
00:49:02,810 --> 00:49:04,310
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم

841
00:49:06,280 --> 00:49:09,356
‫بابای ایشون یه پرونده دزیده که,,,

842
00:49:09,380 --> 00:49:11,506
‫اسم «اسب‌های کودن» روش بوده

843
00:49:11,530 --> 00:49:16,060
‫حالا هم طرف مُرده و مأمورهای من تحت تعقیبن

844
00:49:17,160 --> 00:49:19,580
‫خانه لجنزار کلاً ناپدید شده

845
00:49:20,160 --> 00:49:21,870
‫ما دیگه وجود نداریم

846
00:49:23,830 --> 00:49:27,250
‫یه‌جوری افشاگری کردی که
‫جولین آسانژ بهت افتخار می‌کنه

847
00:49:29,550 --> 00:49:31,380
‫امنیت ما,,,

848
00:49:32,630 --> 00:49:33,930
‫, , در دستان ایشونـه

849
00:49:36,010 --> 00:49:37,970
‫- وقت‌مون داره تموم میشه ‫- چی؟

850
00:49:38,340 --> 00:49:39,790
‫حمام خون راه میفته

851
00:49:43,480 --> 00:49:45,336
‫- اگه تو دردسری, ‫- چطور جرات می‌کنی؟

852
00:49:45,360 --> 00:49:47,296
‫- من از اون آدم‌ها که, ‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟

853
00:49:47,320 --> 00:49:48,836
‫, , گُه می‌زنه به روز آدم‌ها

854
00:49:48,860 --> 00:49:50,610
‫واسه چی اومدی اینجا؟

855
00:49:52,200 --> 00:49:53,360
‫واسه کار و کاسبی

856
00:49:58,640 --> 00:50:00,390
‫هیچ‌کسی مصون نیست، دایانا

857
00:50:01,410 --> 00:50:02,596
‫هیچکس

858
00:50:02,620 --> 00:50:04,710
‫باید پنج «اِف» رو پیدا کنیم

859
00:50:05,460 --> 00:50:08,070
‫کدوم خری، چه کسشری، ‫کدوم گوری و واسه‌‌ی چی؟

860
00:50:10,590 --> 00:50:11,567
‫چهارمی بود

861
00:50:11,591 --> 00:50:13,930
‫سیکتیر کن, ‫پنجمی بود

862
00:50:13,990 --> 00:50:16,580
‫« اسب‌های کودن »

863
00:50:18,100 --> 00:50:19,930
‫خب برید دیگه, ‫سیکتیر

864
00:50:22,870 --> 00:50:29,846
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

865
00:50:29,870 --> 00:50:36,870
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال