﻿

1
00:00:03,600 --> 00:00:24,280
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:25,580 --> 00:00:30,260
{\an8}NESTED
‫با افتخار تقدیم می‌کند

3
00:00:35,800 --> 00:00:40,300
{\an8}‫,:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::,
T,me: @NestedSubtitle

4
00:00:39,240 --> 00:00:41,640
‫این دنیا پر از آدمه,

5
00:00:41,760 --> 00:00:45,800
‫بعضیا سالمن، مریض نیستن,
‫بعضیا مَردن، زن نیستن,

6
00:00:45,920 --> 00:00:50,080
‫بعضیا عاقلن، احمق نیستن,
‫خوشگلن، زشت نیستن,

7
00:00:50,200 --> 00:00:54,160
‫و بعضیا هم همه‌ اینا هستن،
‫اونم همزمان,

8
00:00:55,480 --> 00:01:00,120
‫بالدور و آرنی هر دوتاشون سالم،
‫خوشگل و عاقل بودن,

9
00:01:00,240 --> 00:01:02,960
‫پسرای رئیس قبیله,

10
00:01:04,200 --> 00:01:07,057
‫بعد از یه شبیخون، رئیس
‫به هر دوشون یه تبر داد

11
00:01:07,081 --> 00:01:08,280
‫که دسش از صدف بود

12
00:01:08,400 --> 00:01:12,240
‫صدفایی از دریاهای اون سر دنیا,

13
00:01:18,280 --> 00:01:21,520
‫اما یه روز آروم تابستونی،
‫به دهکد‌شون حمله شد

14
00:01:21,640 --> 00:01:24,880
‫و همه فرار کردن که پناه بگیرن,

15
00:01:25,000 --> 00:01:30,400
‫چون بالدور کوچیکتر بود،
‫سنگینی تبر سرعتشو گرفت,

16
00:01:42,520 --> 00:01:45,160
‫بالدور اون روز دست چپشو از دست داد

17
00:01:45,280 --> 00:01:48,720
‫و دنیای واقعیش واسه همیشه عوض شد,

18
00:01:50,000 --> 00:01:54,480
‫حس متفاوت بودن و طردشدگی
‫مثل خوره افتاد به جونش,

19
00:01:54,600 --> 00:01:57,840
‫یهو بالدور یادش رفت کی بوده,

20
00:01:59,760 --> 00:02:04,520
‫دیگه نه حس میکرد سالمه،
‫نه عاقل و نه خوشگل,

21
00:02:04,640 --> 00:02:07,840
‫فکر میکرد ارزشش از بقیه کمتره,

22
00:02:09,240 --> 00:02:14,120
‫رئیس قبیله که همیشه قسم میخورد
‫زیر دست اون همه با هم برابرن

23
00:02:14,240 --> 00:02:18,640
‫طاقت نداشت ببینه
‫پسر کوچیکش داره ذره‌ذره آب میشه,

24
00:02:18,760 --> 00:02:23,240
‫اون تصمیم گرفت که تمام پسرا، مردا،
‫پیرمردها و حتی نوزادان

25
00:02:23,360 --> 00:02:25,520
‫در تمام دهکده‌ های قلمروش

26
00:02:25,640 --> 00:02:28,520
‫اونا هم باید دست چپشونو قربانی کنن,

27
00:02:30,200 --> 00:02:33,200
‫چون میدونست اگه همه ناقص باشن

28
00:02:33,320 --> 00:02:35,680
‫دیگه کسی ناقص نیست,

29
00:02:39,600 --> 00:02:43,840
‫و از اونجایی که واقعیت بالدور
‫تغییرپذیر نبود

30
00:02:43,960 --> 00:02:48,160
‫پس باید واقعیت دنیای اطرافش
‫به جاش عوض میشد,

31
00:02:48,840 --> 00:02:53,760
‫[ آخرین وایکینگ ]

32
00:03:27,160 --> 00:03:33,440
‫سه تا شیش نفر سارق مسلح به زور وارد
‫شرکت حمل پول لومیس شدن,

33
00:03:33,560 --> 00:03:37,320
‫سارقان وحشی، حرفه‌ای و
‫کاملا با نقشه بودن,

34
00:03:37,440 --> 00:03:42,320
‫شاهدها دو ماشین شاسی ‌بلند رو
‫اطراف محل سرقت دیدن,,,

35
00:03:43,080 --> 00:03:48,360
‫- آنکر، میگن یکی مُرده,
‫- ساک و پاسپورتمو آماده کن، فریا, همین الان!

36
00:03:49,040 --> 00:03:53,040
‫نکن، نکن,,, تمومش کن! کمکم کن!

37
00:03:54,120 --> 00:03:57,280
‫- مانفرد,,,
‫- داریم توی بالکن باربیکیو راه میندازیم,

38
00:03:57,400 --> 00:03:59,400
‫از اون همبرگر گنده ‌ها,

39
00:03:59,520 --> 00:04:02,720
‫- کار چطور بود؟
‫- خوب بود, باید واسه یه مدت برم یه جایی,

40
00:04:02,840 --> 00:04:06,320
‫- ازت میخوام یه کاری بکنی,
‫- کجا داری میری؟

41
00:04:06,440 --> 00:04:09,880
‫- چیزی نیست, فریا اینجاست,
‫- میخوام تو هم اینجا باشی,

42
00:04:10,000 --> 00:04:13,280
‫برمیگردم, این کلید رو میبینی؟

43
00:04:13,400 --> 00:04:16,960
‫میخوام این کلید رو بخوری,

44
00:04:18,600 --> 00:04:21,400
‫بعضی وقتا لازمه به حرفم گوش بدی,

45
00:04:21,520 --> 00:04:24,200
‫وقتی اومد بیرون، دوباره قورتش بده,,,
‫اول بشورش,

46
00:04:24,320 --> 00:04:29,800
‫بعد دوباره بخورش تا وقتی که اوضاع آروم بشه,
‫داری گوش میدی؟

47
00:04:31,240 --> 00:04:35,520
‫ایستگاه مرکزی، صندوق شماره 23,
‫الان کلیدش دست توئه,

48
00:04:35,640 --> 00:04:38,640
‫توی اون صندوق یه ساک هست,
‫ساک رو بردار

49
00:04:38,760 --> 00:04:42,000
‫و ببرش توی جنگل
‫نزدیک خونه‌ مامان، کنار میز بلوط

50
00:04:42,120 --> 00:04:45,200
‫همونجا که همیشه
‫تولدت رو جشن میگرفتیم، خاکش کن,

51
00:04:45,320 --> 00:04:46,898
‫میتونی این کارو برام بکنی؟

52
00:04:46,922 --> 00:04:49,560
‫تو تنها کسی هستی که
‫بهش اعتماد دارم، مانفرد,

53
00:04:49,680 --> 00:04:52,600
‫- نمیشه یه جای دیگه خاکش کنم؟
‫- فقط همونجوری که نقشه کشیدیم انجامش بده,

54
00:04:52,720 --> 00:04:55,840
‫آنکر، بهتره بیای, آنکر,

55
00:05:40,680 --> 00:05:44,080
‫[ پانزده سال بعد ]

56
00:05:48,280 --> 00:05:50,800
‫تو کی هستی، آنکر؟

57
00:05:50,920 --> 00:05:54,440
‫من آنکرم, من آنکر اندرسنم,

58
00:05:54,560 --> 00:05:58,520
‫آنکری که زندانی نمونه‌ هست
‫و همه فکر میکنن لایق آزادی مشروطه

59
00:05:58,640 --> 00:06:01,920
‫یا آنکری که 31 بار کوبید
‫تو صورت یه زندانی دیگه

60
00:06:02,040 --> 00:06:04,840
‫فقط چون قهوه ریخته بود
‫روی جدول سودوکوت؟

61
00:06:04,960 --> 00:06:10,000
‫یا آنکری که توی سرقت و قتل
‫هربرت نودسن دست داشت؟

62
00:06:10,120 --> 00:06:15,160
‫خیلی چیزا هستم، ولی قاتل نیستم,
‫هیچوقت کسی رو نکشتم,

63
00:06:18,560 --> 00:06:23,800
‫خشم زیادی نسبت به خیلیا داشتم،
‫نسبت به خانوادم,

64
00:06:23,920 --> 00:06:28,200
‫نسبت به پدرم، چون ما رو رها کرد,

65
00:06:28,320 --> 00:06:30,920
‫نسبت به برادرم,,,

66
00:06:32,000 --> 00:06:37,160
‫ولی الان اخلاقمو کنترل میکنم,
‫خودمو جمع و جور کردم,

67
00:06:37,280 --> 00:06:43,320
‫نظری درباره‌ اون41/2 میلیون کرون
‫پول دزدی که غیب شده نداری؟

68
00:06:43,440 --> 00:06:45,320
‫ببین,,,

69
00:06:46,120 --> 00:06:49,880
‫بارها درباره‌ این حرف زدیم,
‫اگه میدونستم اون پول کجاست

70
00:06:50,000 --> 00:06:52,440
‫خیلی وقت پیش بهتون میگفتم,

71
00:06:55,720 --> 00:07:00,240
‫گوش کن,,, من پاکم و
‫11 ساله که به الکل دست نزدم,

72
00:07:00,360 --> 00:07:05,080
‫دیگه اهل دعوا نیستم,
‫نمیدونم دیگه چیکار باید بکنم,

73
00:07:06,840 --> 00:07:10,680
‫فقط میتونم بگم که
‫الان دیگه یه آدم دیگه‌ام,

74
00:07:13,320 --> 00:07:17,040
‫[ آنکر، به خونه خوش اومدی ]

75
00:07:25,280 --> 00:07:28,720
‫- چرا در رو باز نمیکنی؟
‫- نه، یکم صبر میکنم,

76
00:07:29,440 --> 00:07:31,000
‫میشه,,,؟

77
00:07:36,200 --> 00:07:39,320
‫- سلام، داداش عزیز,
‫- سلام,

78
00:07:40,800 --> 00:07:45,040
‫60 تا از نون ‌های موردعلاقت رو خریده
‫و یه هفته هست نخوابیده

79
00:07:45,160 --> 00:07:46,800
‫چون قراره تو بیای خونه,

80
00:07:56,320 --> 00:07:59,200
‫فکر میکنی نون‌ ها کافی باشن؟

81
00:07:59,320 --> 00:08:01,360
‫هان، مانفرد؟

82
00:08:01,480 --> 00:08:03,640
‫اوه، یادم رفت, اسمش الان جان هست,

83
00:08:03,760 --> 00:08:06,640
‫- صداش کن جان,
‫- چرا؟

84
00:08:06,760 --> 00:08:11,240
‫دوست نداره مانفرد صداش کنن,
‫همه بهش میگن جان,

85
00:08:11,360 --> 00:08:13,200
‫گل‌ ها رو دیدی؟

86
00:08:13,320 --> 00:08:17,360
‫جان اونا رو جمع کرده و خشک کرده
‫و چسبونده به دیوار, قشنگه، نه؟

87
00:08:17,480 --> 00:08:22,320
‫آره، خیلی قشنگه, آخه چرا لعنتی
‫دیگه نمیخوای مانفرد صدات کنن؟

88
00:08:23,160 --> 00:08:25,920
‫- حالا چی شد؟
‫- نه، جان,,,

89
00:08:26,040 --> 00:08:28,360
‫تمومش کن,

90
00:08:34,200 --> 00:08:38,200
‫نمیتونی بعد از این همه وقت برگردی
‫و توقع داشته باشی همه چی مثل قبل باشه,

91
00:08:38,320 --> 00:08:41,040
‫از وقتی مامان مُرد، همه چی بدتر شد,

92
00:08:41,160 --> 00:08:44,960
‫خیلی دلش برات تنگ شده بود، و الان
‫فکر میکنه دوباره قراره بری,

93
00:08:45,080 --> 00:08:49,040
‫- ازش معذرت بخواه و قول بده که میمونی,
‫- باشه,

94
00:08:49,160 --> 00:08:52,280
‫میخواستم ببرمش مسافرت,

95
00:08:52,400 --> 00:08:56,200
‫- به خونه‌ مامان,
‫- فکر خیلی خوبیه,

96
00:08:56,320 --> 00:08:58,207
‫میتونین چند روز اونجا بمونین,

97
00:08:58,231 --> 00:09:01,320
‫صاحبای جدیدش گذاشتنش
‫واسه اجاره توی ایربی‌ان‌بی,

98
00:09:02,800 --> 00:09:06,360
‫فقط یادت باشه جان صداش کنی, جان؟

99
00:09:22,000 --> 00:09:25,920
‫نه، ببخشید, خیلی اوضاع
‫دراماتیک شد, قصدم این نبود,

100
00:09:26,040 --> 00:09:30,720
‫چه غلطا؟! نیا اینجا,
‫کار ما تمومه، فلمینگ,

101
00:09:30,840 --> 00:09:35,240
‫من همه‌ پولت رو میخوام، آنکر،
‫وگرنه همه چی بد پیش میره,

102
00:09:35,360 --> 00:09:37,960
‫برو بابا, تو که نصفشو گرفتی,

103
00:09:38,080 --> 00:09:41,280
‫خب، همشو سال‌ ها پیش خرج کردم,

104
00:09:41,400 --> 00:09:43,468
‫به خیلیا پول بدهکارم و قول دادم

105
00:09:43,492 --> 00:09:45,560
‫وقتی اومدی بیرون
‫باهاشون تسویه کنم,

106
00:09:45,680 --> 00:09:48,328
‫وای، انقدر دلم میخواد
‫دوباره بزنم تو صورتت,

107
00:09:48,352 --> 00:09:49,480
‫چقدر بدهکاری؟

108
00:09:49,600 --> 00:09:52,600
‫همشو بهم بده, همه‌ 20 میلیون رو,

109
00:09:57,200 --> 00:10:00,640
‫به هر حال، تا دوشنبه وقت داری,

110
00:10:00,760 --> 00:10:03,720
‫ای وای, این چهارچوب در خیلی خطرناکه,

111
00:10:03,840 --> 00:10:06,800
‫ببین,,, درستش میکنم,

112
00:10:06,920 --> 00:10:09,320
‫دوشنبه ابزارم رو میارم,

113
00:10:13,560 --> 00:10:15,640
‫یکی دیگه میخوای؟

114
00:10:15,760 --> 00:10:19,280
‫آره, میتونی یکی دیگه بخوری؟

115
00:10:20,160 --> 00:10:23,080
‫- این سگ رو از کجا آوردی؟
‫- فریا نباید ببینتش,

116
00:10:23,200 --> 00:10:26,720
‫اگه بمونی، دیگه مال ماست,
‫میمونی؟

117
00:10:27,840 --> 00:10:32,200
‫دلت میخواد با من و سگه بریم شنا؟
‫دلت میخواد؟

118
00:10:33,280 --> 00:10:36,040
‫خلاصه که، ما الان یه سگ جدید داریم,

119
00:10:39,280 --> 00:10:42,560
‫سگو بده به من,
‫بنته دم در منتظره,

120
00:10:42,680 --> 00:10:46,680
‫- بدش به من, بنته پایین منتظره,
‫- داری درباره کدوم سگ حرف میزنی؟

121
00:10:46,800 --> 00:10:51,840
‫- همون سگه دیگه، ای بابا!
‫- اوه، حتما یواشکی اومده پیشم,

122
00:10:51,960 --> 00:10:55,680
‫فکر کنم دلش میخواد اینجا زندگی کنه,
‫بهتره برم یکم آب بیارم

123
00:10:55,800 --> 00:10:58,920
‫اگه دلش میخواد با ما بمونه
‫نه با اون بنته‌ احمق,

124
00:10:59,040 --> 00:11:04,680
‫سگ اون نیست, یه سگ دیگه هست
‫اصلا, الان دیگه عاشق من و آنکره,

125
00:11:04,800 --> 00:11:08,280
‫بدش به من,
‫بنته الان زنگ میزنه به پلیس,

126
00:11:08,400 --> 00:11:11,000
‫پلیس نه, سگ رو بهش بده، مانفرد!

127
00:11:11,120 --> 00:11:13,320
‫لعنتی، بهش بگو جان,

128
00:11:18,520 --> 00:11:20,720
‫اصلا کی اهمیت میده؟!

129
00:11:20,840 --> 00:11:24,600
‫همینجوری سگ ‌های مردم رو برمیداره,
‫همسایه‌ها از دستش کلافه شدن,

130
00:11:24,720 --> 00:11:26,760
‫باید صداش کنی جان,

131
00:11:26,880 --> 00:11:30,560
‫هفته پیش یادم رفت، با چنگال گوشت
‫زد توی ران خودش,

132
00:11:30,680 --> 00:11:33,480
‫نه، جان,,, جان,

133
00:11:35,920 --> 00:11:39,280
‫اگه روبروی میز بلوط وایسم،
‫رو به خونه

134
00:11:39,400 --> 00:11:42,040
‫ساک رو کجا خاک کردی؟

135
00:11:44,000 --> 00:11:46,280
‫تمومش کن، مانفرد,

136
00:11:48,680 --> 00:11:50,215
‫نمیدونم داری با کی حرف میزنی,

137
00:11:50,239 --> 00:11:52,840
‫تمومش کن, دیگه حالم
‫از این بازی به‌هم میخوره,

138
00:11:52,960 --> 00:11:55,600
‫- چرا میخوای جان باشی؟
‫- من جان هستم,

139
00:11:55,720 --> 00:11:58,880
‫- ولی چرا؟
‫- تو چرا آنکر هستی؟

140
00:12:00,400 --> 00:12:03,760
‫واسم مهم نیست چی فکر میکنی,
‫من جان هستم,

141
00:12:04,680 --> 00:12:06,760
‫جان لنون,

142
00:12:08,520 --> 00:12:10,440
‫- جان لنون؟ - جان دبلیو, لنون,

143
00:12:10,560 --> 00:12:13,360
‫اوه، برو گمشده بابا!

144
00:12:13,480 --> 00:12:15,400
‫اینجا چه خبره؟

145
00:12:15,520 --> 00:12:19,720
‫تو حتی شبیهش هم نیستی,
‫عینک‌ هات هم که اصلا درست نیستن,

146
00:12:22,840 --> 00:12:27,520
‫داریم واسه اون مدلش پول جمع میکنیم,
‫باید همین‌جوری قبولش کنی، وگرنه,,,

147
00:12:27,640 --> 00:12:31,600
‫وگرنه چی؟ با چنگال فوندو
‫میزنی تو سر خودت؟

148
00:12:31,720 --> 00:12:36,600
‫میتونم خودمو با چنگال فوندو بکشم,
‫مرگ خیلی تلخیه, خیلیا این کارو کردن,

149
00:12:36,720 --> 00:12:39,088
‫توی این 60 روز گذشته،
‫داشتم واسش نقشه میکشیدم,

150
00:12:39,112 --> 00:12:41,480
‫ولی ما هیچوقت فوندو نمیخوریم,

151
00:12:41,600 --> 00:12:44,560
‫تمومش کن، مانفرد,
‫حالا بهم بگو کجا,,,

152
00:13:10,760 --> 00:13:13,080
‫- حالش خوبه؟
‫- کی؟

153
00:13:13,200 --> 00:13:15,960
‫برادرم، مانفرد اندرسن,
‫از ماشین پرید بیرون,

154
00:13:16,080 --> 00:13:18,960
‫اندرسن؟ فقط یه سری
‫زخم‌ های سطحی داره,

155
00:13:19,080 --> 00:13:22,560
‫میتونم ببرمش خونه؟
‫نباید توی بخش روانی باشه,

156
00:13:22,680 --> 00:13:27,600
‫خب، چون یه تلاش واسه خودکشی بوده
‫باید اینجا نگهش داریم

157
00:13:27,720 --> 00:13:31,320
‫ولی یه اسکناس درشت رد کن بیاد،
‫مال خودت,

158
00:13:33,240 --> 00:13:37,440
‫- باید بهت رشوه بدم که ببرمش خونه؟
‫- ای وای، بهت بر خورد؟

159
00:13:37,560 --> 00:13:39,520
‫شوخی میکنم,

160
00:13:43,240 --> 00:13:45,880
‫برادرت توی اتاق 8 سی‌ هست,

161
00:14:01,840 --> 00:14:04,440
‫حالت خوبه؟

162
00:14:04,560 --> 00:14:06,360
‫میتونی توی ماشین بشینی؟

163
00:14:09,320 --> 00:14:11,440
‫میفهمم,

164
00:14:11,560 --> 00:14:13,640
‫دلت واسم تنگ شده بود,

165
00:14:13,760 --> 00:14:17,280
‫گیج شدی و ناراحتی
‫چون من اونجا نبودم,

166
00:14:18,360 --> 00:14:21,440
‫آره,,, ولی الان دیگه اینجام,

167
00:14:23,400 --> 00:14:25,520
‫بیا دیگه,

168
00:14:27,800 --> 00:14:32,960
‫واقعا ازت میخوام خودتو جمع و جور کنی
‫و جای ساک رو بهم نشون بدی، باشه؟

169
00:14:33,080 --> 00:14:37,040
‫بعدش با هم وقت میگذرونیم,
‫باشه، مانفرد؟

170
00:14:57,120 --> 00:14:59,680
‫حالت خوبه؟

171
00:14:59,800 --> 00:15:02,280
‫میتونم بغلش کنم؟

172
00:15:06,960 --> 00:15:09,840
‫آره، آره, دور از اون خانم احمق,

173
00:15:14,160 --> 00:15:16,560
‫اختلال تجزیه‌ هویت,

174
00:15:16,680 --> 00:15:19,280
‫ما بقیمون فقط یه واقعیت داریم

175
00:15:19,400 --> 00:15:23,320
‫ولی مانفرد بین چندین شخصیت
‫و چندین واقعیت مختلف جابه‌جا میشه,

176
00:15:23,440 --> 00:15:26,880
‫الان توی شخصیت جایگزینش
‫به عنوان جان لنون خواننده گیر کرده,

177
00:15:27,000 --> 00:15:30,720
‫باید با خودم ببرمش,
‫لازمه باهاش حرف بزنم,

178
00:15:30,840 --> 00:15:32,880
‫با مانفرد واقعی,

179
00:15:33,000 --> 00:15:36,120
‫میفهمم، دلت واسش تنگ شده،
‫ولی مانفرد باید اینجا بمونه,

180
00:15:36,240 --> 00:15:39,240
‫چرا؟ اون که به کسی صدمه نزده,

181
00:15:39,360 --> 00:15:42,013
‫اون از ماه اکتبر تا حالا چندین بار

182
00:15:42,037 --> 00:15:45,160
‫سعی کرده خودکشی کنه
‫و 9 تا سگ دزدیده,

183
00:15:45,280 --> 00:15:49,720
‫مانفرد میدونه کیه, اون همیشه
‫یه جورایی متفاوت بوده, اینا همش فیلمشه,

184
00:15:49,840 --> 00:15:51,259
‫رک و راست بخوام بگم،

185
00:15:51,283 --> 00:15:54,200
‫ما داریم به یه پروسه‌ یک ‌ساله

186
00:15:54,320 --> 00:15:57,480
‫از تراپی و دارو نگاه میکنیم,

187
00:15:57,600 --> 00:16:02,480
‫بعضی مریضا تا آخر عمرشون
‫توی همون شخصیت دومشون میمونن,

188
00:16:02,600 --> 00:16:07,000
‫یه چیزی که خوب میدونیم اینه که
‫اختلال تجزیه‌ هویت ریشه داره توی

189
00:16:07,120 --> 00:16:10,680
‫تجربه ‌های تلخ و ضربه‌ های روحی گذشته,

190
00:16:10,800 --> 00:16:13,320
‫ممکنه برای 10، 20 یا 30 سال پیش باشه,

191
00:16:38,800 --> 00:16:40,880
‫مانفرد!

192
00:16:49,960 --> 00:16:54,280
‫داری چه غلطی میکنی؟
‫اون میخواد ما رو بکشه,

193
00:16:55,520 --> 00:16:59,720
‫تبر همون‌ جا بمونه, کلاه‌ خودت رو
‫در بیار, باید بریم مدرسه,

194
00:16:59,840 --> 00:17:05,320
‫- نه، من دارم میرم شبیخون,
‫- نه, انقدر عجیب ‌غریب نباش,

195
00:17:05,440 --> 00:17:08,280
‫دیگه سنت رفته بالا,
‫همه دارن بهت میخندن,

196
00:17:17,520 --> 00:17:19,240
‫تو وایکینگ نیستی,

197
00:17:19,360 --> 00:17:21,240
‫وایکینگ ها دیگه وجود ندارن,

198
00:17:22,560 --> 00:17:24,080
‫ولی من وجود دارم,

199
00:17:25,000 --> 00:17:27,720
‫آنکر، اونجا هستی؟

200
00:17:37,240 --> 00:17:40,550
‫خب، ببین کی اینجاست،
‫رئیس بخش ضد کلاهبرداری,

201
00:17:40,574 --> 00:17:42,600
‫8 تا نوشیدنی تلخ، بیزحمت,

202
00:17:42,720 --> 00:17:46,280
‫لوتار نیلسن، از بخش روانی,
‫منو یادت هست؟

203
00:17:46,400 --> 00:17:49,720
‫- آره,
‫- داری برادرت رو میبری قایق ‌سواری؟

204
00:17:49,840 --> 00:17:52,120
‫نه، اون توی بخش مراقبت ‌های ویژه‌ هست,

205
00:17:52,240 --> 00:17:54,800
‫خب، شاید اینجوری واسش بهتر باشه,

206
00:17:54,920 --> 00:17:57,200
‫بیماریشو تشخیص دادن؟

207
00:17:58,440 --> 00:18:03,320
‫- تجزیه‌ هویت,,,
‫- اختلال تجزیه‌ هویت,

208
00:18:05,920 --> 00:18:07,554
‫8 تا نوشیدنی واسه خودت گرفتی؟

209
00:18:07,578 --> 00:18:10,800
‫همیشه, بیشتر از این دیگه
‫خیلی زیاده‌روی به نظر میرسه,

210
00:18:12,800 --> 00:18:17,720
‫اختلال تجزیه‌ هویت،
‫تشخیص خیلی بدیه, متأسفم,

211
00:18:17,840 --> 00:18:20,240
‫خیلی دیوونه ‌کننده‌ هست,

212
00:18:20,360 --> 00:18:22,880
‫فکر میکنه جان لنونه,

213
00:18:25,320 --> 00:18:28,280
‫من یه بار یه میکائیل لودروپ رو
‫توی بخش ویژه دیدم,

214
00:18:28,400 --> 00:18:30,908
‫بعضی وقتا عیسی مسیح بود یا جان وین,

215
00:18:30,932 --> 00:18:34,160
‫آشپز هیچ‌وقت نمیدونست
‫چی باید واسش سرو کنه,

216
00:18:35,320 --> 00:18:39,960
‫هنوز یه مریض توی آماگر هست
‫که فکر میکنه رینگو استارئه,

217
00:18:40,080 --> 00:18:44,880
‫فقط یه پل و یه جورج کم داریم
‫تا بتونیم گروه رو دوباره دور هم جمع کنیم,

218
00:18:49,120 --> 00:18:52,840
‫نمیفهمم, چرا الان که من برگشتم
‫این‌جوری زده به سرش؟

219
00:18:52,960 --> 00:18:55,760
‫- قاعدتا باید از دیدنم خوشحال میشد,
‫- دقیقا همینه,

220
00:18:55,880 --> 00:18:59,440
‫اون میتونست با اون یکی هویتش
‫کنار بیاد چون تضادی

221
00:18:59,560 --> 00:19:02,680
‫بین تصوری که از خودش داشت
‫و محیط اطرافش وجود نداشت,

222
00:19:02,800 --> 00:19:05,040
‫نمیفهمم,

223
00:19:05,160 --> 00:19:08,600
‫اگه من راه بیفتم بگم ناپلئون هستم

224
00:19:08,720 --> 00:19:12,000
‫اطرافیانم منو
‫یه آدم احمق فرض میکنن,

225
00:19:12,120 --> 00:19:14,840
‫این موضوع روی تصور من
‫از خودم تأثیر منفی میذاره

226
00:19:14,960 --> 00:19:16,843
‫ولی اگه منو بذارین توی یه کپی

227
00:19:16,867 --> 00:19:19,600
‫از کاخ ورسای و 200 تا خدمه استخدام کنین

228
00:19:19,720 --> 00:19:22,520
‫بهم ارتش و اسب بدین
‫و فرانسوی یادم بدین

229
00:19:22,640 --> 00:19:25,314
‫اونوقت داد زدن اینکه من
‫ناپلئونم دیگه عجیب نیست،

230
00:19:25,338 --> 00:19:27,840
‫و تصورم از خودم هم
‫دست ‌نخورده باقی میمونه,

231
00:19:27,960 --> 00:19:32,640
‫اگه محیط اطرافش قبول کنن
‫که مانفرد، جان لنونه، همه چی ردیفه,

232
00:19:32,760 --> 00:19:36,080
‫همه‌ همسایه ‌ها بهش میگن جان,
‫اونم امضای لعنتیشو میده بهشون,

233
00:19:36,200 --> 00:19:37,840
‫دقیقا!

234
00:19:37,960 --> 00:19:42,200
‫من که نمیتونم الکی تظاهر کنم اون جان لنونه,
‫این کار اشتباه نیست؟

235
00:19:42,320 --> 00:19:44,480
‫تو 20 سال گذشته کجا بودی؟

236
00:19:44,600 --> 00:19:48,160
‫وقتی ایکیا اولین نمایشگاهش رو باز کرد،
‫46 تا محصول داشت,

237
00:19:48,280 --> 00:19:52,080
‫امروز اونا 12 هزار تا محصول
‫واسه انتخاب دارن, هر کسی خاصه,

238
00:19:52,200 --> 00:19:55,480
‫هر کسی حق داره
‫واقعیت خاص خودش رو داشته باشه,

239
00:19:55,600 --> 00:19:59,480
‫واقعا نمیتونی بیخیال بشی و
‫برادرت رو جان لنون صدا کنی؟

240
00:20:43,040 --> 00:20:46,920
‫عالیه، بیدار شدی,
‫بیا، این مال تو,

241
00:20:47,040 --> 00:20:49,320
‫یه پیراهن واست,

242
00:20:49,440 --> 00:20:50,478
‫چقدره که خوابم؟

243
00:20:50,502 --> 00:20:53,640
‫رفتم آمار گرفتم ببینم
‫رینگو هنوز بستری هست یا نه,

244
00:20:53,760 --> 00:20:57,480
‫- رینگو؟
‫- سعی کن حواست به من باشه,

245
00:20:57,600 --> 00:20:59,800
‫نگاه کن,

246
00:20:59,920 --> 00:21:02,981
‫آنتون ولف اسپرسن،
‫جولای 1996 توی

247
00:21:03,005 --> 00:21:05,480
‫مرکز روان‌پزشکی آماگر بستری شده,

248
00:21:05,600 --> 00:21:10,560
‫اون فکر میکنه رینگو استار درامر،
‫توی گروه بیتلزه,

249
00:21:10,680 --> 00:21:15,800
‫- ایده‌ خودت بود، واسه همین چک کردم,,,
‫- ایده‌ من چی بود؟

250
00:21:15,920 --> 00:21:19,520
‫اینکه بیتلز رو دوباره جمع کنیم
‫تا مانفرد رو توی واقعیت خودش غرق کنیم,

251
00:21:19,640 --> 00:21:24,600
‫ولی پیدا کردن پل مک‌کارتنی و جورج هریسون
‫سخت بود, توی دانمارک اصلا نداریم,

252
00:21:24,720 --> 00:21:27,600
‫داشتم دیگه ناامید میشدم

253
00:21:27,720 --> 00:21:31,160
‫ولی ببین توی سوئد کیو پیدا کردم,

254
00:21:31,280 --> 00:21:33,840
‫اجازه بده معرفی کنم:
‫حمدان فالک شوبرگ

255
00:21:33,960 --> 00:21:39,120
‫بستری در بخش 53 توی
‫بخش روانی شمال استکهلم,

256
00:21:39,240 --> 00:21:42,800
‫حدس بزن بقیه
‫شخصیت‌ های حمدان کی هستن,

257
00:21:43,800 --> 00:21:46,640
‫- پل مک‌کارتنی؟
‫- سر پل مک‌کارتنی,,,

258
00:21:46,760 --> 00:21:49,200
‫مطمئنم حمدان این‌جوری ترجیح میده,

259
00:21:49,320 --> 00:21:50,688
‫ولی اون بیشتر از ایناست,

260
00:21:50,712 --> 00:21:53,240
‫حمدان بین بیشتر از
‫ 40 تا شخصیت جابه‌جا میشه,

261
00:21:53,360 --> 00:21:56,200
‫مرد آهنی، گوستاو مالر،
‫شوپنهاور

262
00:21:56,320 --> 00:21:58,400
‫دیوی کراکت، هاینریش هیملر

263
00:21:58,520 --> 00:22:02,960
‫و جورج هریسون گیتاریست,
‫نظرت چیه؟

264
00:22:03,080 --> 00:22:06,840
‫- اون هم مک‌کارتنیه و هم هریسون؟
‫- آره، ولی نه همزمان,

265
00:22:06,960 --> 00:22:10,480
‫فوق‌العاده نیست؟
‫دوتا بیتلز گیرمون اومده توی یه نفر,

266
00:22:10,600 --> 00:22:13,880
‫و مرد آهنی, خیلی دلم میخواد
‫باهاش یه نوشیدنی بخورم,

267
00:22:14,000 --> 00:22:15,680
‫چرا اینا رو به من میگی؟

268
00:22:15,800 --> 00:22:20,520
‫داریم گروه رو دور مانفرد جمع میکنیم
‫تا واقعیتش رو واقعی جلوه بدیم,

269
00:22:20,640 --> 00:22:23,440
‫یادت هست؟ ناپلئون,

270
00:22:23,560 --> 00:22:27,360
‫وقتی رفتیم سراغ مانفرد، گفتی
‫پیدا کردن یه استودیو به قضیه اعتبار میده,

271
00:22:27,480 --> 00:22:30,560
‫- ما رفتیم سراغ مانفرد؟
‫- چقدر مست بودی آخه؟!

272
00:22:30,680 --> 00:22:34,320
‫وقتی داشتیم مرخصش میکردیم، چند بار
‫کوبیدی تو صورت نگهبان بیمارستان,

273
00:22:34,440 --> 00:22:40,560
‫- باید به مشکل خشونتت برسیم,
‫- مانفرد الان کجاست؟

274
00:22:47,120 --> 00:22:49,680
‫بهش 60 میلی‌گرم دیازپام دادم,

275
00:22:49,800 --> 00:22:53,600
‫- کِی بیدار میشه؟
‫- تا 5، 6 ساعت دیگه,

276
00:22:53,720 --> 00:22:59,080
‫بیا بریم آماگر دنبال رینگو
‫بعدش بریم سوئد پل جورج رو برداریم

277
00:22:59,200 --> 00:23:02,520
‫و بعدش بریم خونه مامانت
‫و یه اتاق تمرین بسازیم,

278
00:23:02,640 --> 00:23:05,640
‫منم یه مطالعه‌ بالینی انجام میدم،
‫پروسه رو زیر نظر میگیرم,,,

279
00:23:05,760 --> 00:23:10,200
‫- من درباره‌ خونه‌ مامانم چی گفتم؟
‫- به نظر واسه تحریک حافظش عالی میرسه,

280
00:23:10,320 --> 00:23:13,640
‫یه سر هم میریم ایکیا واسه خرید
‫وسایل استودیو,

281
00:23:13,760 --> 00:23:16,240
‫از جلو چشمم دور شو, برو گمشو,

282
00:23:16,360 --> 00:23:18,720
‫بیخیال ایکیا میشیم، فقط بریم,

283
00:23:18,840 --> 00:23:22,000
‫گوش کن چی میگم, نزدیکم نیا!

284
00:23:22,120 --> 00:23:26,000
‫وایستا,,, داری زیاده ‌روی میکنی,
‫خیلی بی‌ منطق,

285
00:24:23,960 --> 00:24:25,880
‫هی,

286
00:24:27,880 --> 00:24:29,920
‫رسیدیم,

287
00:24:30,040 --> 00:24:32,760
‫دم خونه‌ مامانیم,

288
00:24:32,880 --> 00:24:34,920
‫امشب رو اینجا میخوابیم

289
00:24:35,040 --> 00:24:39,520
‫و بعدش فردا صبح منو میبری
‫پیش اون ساک, باشه؟

290
00:24:39,640 --> 00:24:41,880
‫خوبه,

291
00:24:45,640 --> 00:24:51,880
برگردان به پارسی: مرتضی راکی
T,me: @NestedSubtitle

292
00:25:08,680 --> 00:25:12,800
‫سلام, خوش اومدین,
‫من مارگریته هستم,

293
00:25:12,920 --> 00:25:16,560
‫- سلام, آنکر,
‫- جان,

294
00:25:17,440 --> 00:25:19,320
‫اتاق‌ هاتون رو بهتون نشون میدم,

295
00:25:19,440 --> 00:25:21,960
‫لازم نیست,
‫ما بچگی‌هامون اینجا زندگی کردیم,

296
00:25:22,080 --> 00:25:27,040
‫چه عالی, خب،
‫پس واسه شام بیاین پیش ما,

297
00:25:27,160 --> 00:25:30,800
‫فکر نکنم بشه,
‫مانفرد از شلوغی خوشش نمیاد,

298
00:25:30,920 --> 00:25:34,040
‫مانفرد؟ خودش گفت اسمش جانه,

299
00:25:34,160 --> 00:25:37,160
‫آنکر، من واقعا، واقعا گشنمه,

300
00:25:39,000 --> 00:25:39,880
‫عالیه,

301
00:25:40,000 --> 00:25:44,400
‫اینجا یه عالمه موزه‌ خیلی خوب باز شده,

302
00:25:44,520 --> 00:25:48,840
‫ما فقط میخوایم بریم
‫توی جنگل پیاده‌روی کنیم

303
00:25:48,960 --> 00:25:52,000
‫و,,, واسه ماهیگیری کرم پیدا کنیم,

304
00:25:52,120 --> 00:25:53,320
‫نه,

305
00:25:53,440 --> 00:25:55,600
‫- به جاش یه لیوان آب انگور میخوری؟
‫- نه,

306
00:25:57,240 --> 00:26:02,320
‫شما دوتا چطور با هم ازدواج کردین، وقتی
‫اون انقدر زشته و تو انقدر خوشگلی؟

307
00:26:02,440 --> 00:26:05,640
‫واسه همینه که بچه ندارین؟
‫چون اون خیلی زشته؟

308
00:26:05,760 --> 00:26:09,640
‫- الان نه,
‫- این چه سوالیه آخه؟

309
00:26:09,760 --> 00:26:12,760
‫تو پاک خل شدی؟

310
00:26:12,880 --> 00:26:15,160
‫- آنکر، بهش بگو معذرت‌ خواهی کنه,
‫- نه,

311
00:26:15,280 --> 00:26:18,920
‫اون کل روز داره منو اینجوری صدا میکنه,
‫تا سال‌ ها هم ادامه داره,

312
00:26:19,040 --> 00:26:21,680
‫تو باید از من و ورنر معذرت ‌خواهی کنی,

313
00:26:21,800 --> 00:26:24,280
‫چرا؟ من که دروغ نگفتم,

314
00:26:24,400 --> 00:26:27,360
‫ولی من میتونم,
‫من میتونم بهت بگم زشت,

315
00:26:27,480 --> 00:26:29,440
‫آنکر، اون عین برج زهرمار زشت نیست؟

316
00:26:30,240 --> 00:26:32,980
‫برو بیرون, همین الان
‫از خونه‌ ما برو بیرون!

317
00:26:33,004 --> 00:26:35,360
‫آروم باشین, اون مشکل روانی داره,

318
00:26:35,480 --> 00:26:38,880
‫مانفرد از وقتی بچه بود،
‫حس میکرد همه دارن اذیتش میکنن,,,

319
00:26:44,680 --> 00:26:49,080
‫ببخشید, ما خبر نداشتیم
‫که مشکل داری, واقعا معذرت میخوام,

320
00:26:49,200 --> 00:26:50,159
‫باید بهمون میگفتی,

321
00:26:50,183 --> 00:26:52,760
‫تو قبل از اینکه بتونه
‫چیزی بگه، زدی تو گوشش,

322
00:26:52,880 --> 00:26:55,920
‫- خب، اون بوکسوره دیگه,
‫- بوکست رو توی خونه انجام نده!

323
00:26:56,040 --> 00:26:58,280
‫فقط یه تیکه کوچیک انداختم,

324
00:26:58,400 --> 00:27:02,640
‫- حالا اون یه لیوان آب انگور رو میخورم,
‫- باشه، ببخشید,

325
00:27:06,040 --> 00:27:08,720
‫خب، آنکر، تو هم خوره جزی؟

326
00:27:11,800 --> 00:27:15,360
‫شاید بهتر باشه,,, یه توضیح کوتاهی بدی
‫که چه بلایی سر صورتت اومده,

327
00:27:15,480 --> 00:27:17,720
‫- این‌جوری برای بقیه راحتتره که,,,
‫- نیازی نیست,

328
00:27:17,840 --> 00:27:20,520
‫من دلم میخواد بشنوم, چرا زشتی؟

329
00:27:20,640 --> 00:27:25,160
‫- برام مهم نیست در موردش حرف بزنم,
‫- نسخه کوتاهش رو بگو لطفا,

330
00:27:25,280 --> 00:27:29,880
‫یه جمعه‌ کاملا معمولی بود,
‫منتظر ۱۰ تا مهمان برای شام بودیم,

331
00:27:30,000 --> 00:27:33,080
‫مگه هر جمعه ۱۰ تا مهمون دارین؟ واسه چی؟

332
00:27:33,200 --> 00:27:37,760
‫- نه، تازه کلا 8 ‌تا مهمون داشتیم,
‫- بگذریم، همه چی آماده بود,

333
00:27:37,880 --> 00:27:41,040
‫شراب مونتپولچیانو داشت هوا میخورد،
‫گوشت کباب هم توی فر بود,,,

334
00:27:41,160 --> 00:27:44,240
‫اووه، اون موقع‌ها هنوز گوشت میخوردیم,
‫سال‌ها پیش بود,

335
00:27:44,360 --> 00:27:48,200
‫رفتم بیرون که دوتا فلفل‌دلمه ‌ای
‫واسه سالاد بگیرم

336
00:27:48,320 --> 00:27:50,640
‫که مارگرته ازم خواسته بود درست کنم,

337
00:27:50,760 --> 00:27:53,840
‫- داستانش هی عوض میشه,
‫- این‌بار دیگه چی شده؟

338
00:27:53,960 --> 00:27:56,868
‫دلمه فلفل بود, داشتیم
‫یه دستور پخت افغانی که

339
00:27:56,892 --> 00:27:59,800
‫توی اینترنت پیدا کرده بودم رو
‫امتحان میکردیم,

340
00:27:59,920 --> 00:28:03,920
‫اون جمعه انگار دنیا رو سرم
‫خراب شده بود، چون بالاخره

341
00:28:04,040 --> 00:28:08,720
‫بعد از سال‌ها کلنجار رفتن با خودم،
‫تصمیم گرفته بودم حرفه مدلینگم رو ول کنم,

342
00:28:08,840 --> 00:28:14,120
‫ولی ورنر دید که فقط 8 تا فلفل ‌دلمه‌ای خریده،
‫واسه همین دوتا کم داشتیم,

343
00:28:14,240 --> 00:28:19,080
‫داشتم میگفتم، رفتم بیرون
‫تا دوتا فلفل‌دلمه‌ای اضافه بخرم,

344
00:28:19,200 --> 00:28:24,040
‫چرا جفتتون هم خرید میکنین هم آشپزی؟
‫این خانوم دست به سیاه و سفید نمیزنه؟

345
00:28:24,160 --> 00:28:28,200
‫خریدن دوتا فلفل‌ دلمه‌ای که
‫کار شاقی نیست,

346
00:28:28,320 --> 00:28:31,800
‫ولی بود، چون به قیمت کل صورتم تموم شد,

347
00:28:31,920 --> 00:28:38,120
‫خب، منم بیخیال کار و زندگیم شدم
‫تا تو بتونی کلکسیونت رو طراحی کنی,

348
00:28:38,240 --> 00:28:41,720
‫- کدوم کلکسیون رو میگی، آنکر؟
‫- یه کلکسیون منحصر به فرد,

349
00:28:41,840 --> 00:28:45,080
‫محصولات پوستی و خز,
‫خیلی براش زحمت کشیدم,

350
00:28:45,200 --> 00:28:49,360
‫ورنر ۴۰ سال طراح لباس بوده
‫ولی هیچ‌وقت هیچی تولید نکرد,

351
00:28:49,480 --> 00:28:54,480
‫حالا هم بیخیال اون شده و افتاده دنبال
‫نوشتن کتاب کودک

352
00:28:54,600 --> 00:28:57,040
‫ولی اونم به جایی نمیرسه,

353
00:28:57,160 --> 00:28:59,600
‫- دروغ نگو,
‫- مگه غیر اینه؟

354
00:28:59,720 --> 00:29:04,200
‫- داشتم میگفتم چطوری این شکلی شدم,
‫- آره، برگرد سر همون داستان,

355
00:29:04,320 --> 00:29:06,680
‫دقیقا، مرسی, ببخشید,

356
00:29:07,520 --> 00:29:10,248
‫داشتم ماشین رو پارک میکردم,

357
00:29:10,272 --> 00:29:13,000
‫اون‌موقع هنوز سیگار میکشیدم،
‫یه سیگار گذاشتم گوشه لبم

358
00:29:13,120 --> 00:29:17,960
‫لیست خرید رو برداشتم،
‫و همین که در رو باز کردم

359
00:29:18,080 --> 00:29:21,120
‫ایربگ ترکید, بنگ!

360
00:29:21,240 --> 00:29:24,680
‫نقص فنی کارخونه بود,
‫به جهنم خوش اومدی!

361
00:29:25,720 --> 00:29:30,240
‫وقتی فقط دوتا فلفل میخواستی،
‫دیگه لیست خرید بردنت چی بود؟

362
00:29:30,360 --> 00:29:33,440
‫چندتا چیز دیگه هم لازم داشتیم,
‫ولی اینا ربطی به موضوع نداره,

363
00:29:33,560 --> 00:29:38,120
‫- یعنی آتیش سیگار پاشید تو صورتت؟
‫- آره، ۱۴۰۰ درجه حرارت داشت,

364
00:29:38,240 --> 00:29:40,406
‫ایربگ پژو ۱۰۷ با
‫سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت باز میشه

365
00:29:40,430 --> 00:29:42,960
‫کل صورتم رو کرد زیر آتیش,

366
00:29:43,080 --> 00:29:47,280
‫۴۰ درصد پوست صورتم از بین رفت,

367
00:29:48,840 --> 00:29:53,640
‫- شام عالی بود, فکر کنم ما دیگه,,,
‫- ولی یه خوبی‌ هایی هم داشت,

368
00:29:53,760 --> 00:29:56,640
‫پژو بهم غرامت داد

369
00:29:56,760 --> 00:29:59,880
‫چون اون اتفاق توانایی
‫طراحی کردن رو هم ازم گرفت,

370
00:30:00,000 --> 00:30:02,320
‫چرا؟

371
00:30:02,440 --> 00:30:05,720
‫وقتی طراح لباسی

372
00:30:05,840 --> 00:30:10,040
‫خیلی مهمه که دنیا رو
‫از چشم بقیه ببینی,

373
00:30:10,160 --> 00:30:15,360
‫باید خودت رو جای اونا بذاری,
‫ولی وقتی نمیدونی خودت کی هستی

374
00:30:15,480 --> 00:30:17,960
‫و من یهو دیگه نمیدونستم,,,

375
00:30:18,880 --> 00:30:23,760
‫دچار بحران وجودی شدم
‫و کل دوران طراحیم خاکستر شد رفت هوا,

376
00:30:23,880 --> 00:30:25,760
‫کدوم دوران؟

377
00:30:25,880 --> 00:30:30,080
‫تو حتی یه لنگه جوراب هم طراحی نکردی
‫که کسی بخواد بپوشه,

378
00:30:30,200 --> 00:30:35,600
‫8 ساله وقت گذاشتی پای یه کتاب کودک
‫که هیچ‌وقت هم تمومش نمیکنی,

379
00:30:35,720 --> 00:30:40,360
‫خیلی زشته که جلوی مهمونا
‫این‌جوری حرف‌های رکیک میزنی,

380
00:30:40,480 --> 00:30:45,560
‫- من فقط دارم حقیقت رو میگم,
‫- اوه، پس منم میتونم چندتا حقیقت رو بگم!

381
00:30:48,920 --> 00:30:52,400
‫این خانوم سال ۱۹۸۷ مدل دست
‫توی تبلیغ کالوآ بود,

382
00:30:52,520 --> 00:30:54,280
‫همین و بس!

383
00:31:02,520 --> 00:31:05,400
‫خب دیگه، اینم از این,

384
00:31:05,520 --> 00:31:08,080
‫حیف شد واقعا,

385
00:31:09,200 --> 00:31:11,120
‫همش واسه دوتا فلفل ‌دلمه‌ای فسقلی,

386
00:31:13,520 --> 00:31:16,520
‫و بقیه چیزهایی که
‫توی لیست خرید بود,

387
00:31:16,640 --> 00:31:18,640
‫که بی ربط بودن,

388
00:31:18,760 --> 00:31:21,520
‫آره,

389
00:31:22,720 --> 00:31:25,120
‫- ممنون,
‫- مرسی بابت شب فوق‌العاده‌تون,

390
00:31:25,240 --> 00:31:30,400
‫آنکر، نگاه کن, موقع بازسازی
‫اینا رو توی دیوار پیدا کردیم,

391
00:31:31,680 --> 00:31:33,920
‫این مجسمه‌ ها رو تو تراشیدی؟

392
00:31:35,000 --> 00:31:40,200
‫نه، کار مانفرده، اون‌ موقع که
‫کلید کرده بود روی وایکینگ‌ ها,

393
00:31:50,440 --> 00:31:52,840
‫خوبی؟

394
00:31:54,040 --> 00:31:56,840
‫آره، فقط خسته‌ ام,

395
00:31:58,800 --> 00:32:01,720
‫- خوب بخوابی,
‫- باشه,

396
00:32:09,560 --> 00:32:13,280
‫فردا ساعت چند بریم ماهیگیری، آنکر؟

397
00:32:13,400 --> 00:32:18,400
‫اول میریم دنبال کرم بگردیم,
‫همون‌ جایی که تولدهامون رو جشن میگرفتیم,

398
00:32:19,480 --> 00:32:21,840
‫- یادت هست؟
‫- نه,

399
00:32:23,560 --> 00:32:27,560
‫من که همه تولدهام رو توی لیورپول بودم,

400
00:32:29,960 --> 00:32:35,200
‫ولی دوست دارم بیام ماهیگیری,
‫فقط نمیخوام از توی جنگل رد بشم,

401
00:32:35,320 --> 00:32:39,080
‫اگه قراره بریم دنبال اون ساک بگردیم،
‫من همین الان میرم خونه,

402
00:32:39,200 --> 00:32:42,720
‫نه، فقط میریم دنبال کرم,

403
00:32:53,040 --> 00:32:57,480
‫نمیفهمی جای من بودن چه شکلیه,
‫همه دوست دارن جای من باشن,

404
00:32:57,600 --> 00:33:00,120
‫آدم ‌ها واقعا من رو دوست دارن,

405
00:33:00,240 --> 00:33:03,000
‫- چون تو جانی؟
‫- آره,

406
00:33:04,720 --> 00:33:07,000
‫چون من جان هستم,

407
00:33:23,400 --> 00:33:28,360
‫فقط یه وظیفه داشتی, اینکه نذاری
‫توی مدرسه داداشت رو مسخره کنن,

408
00:33:28,480 --> 00:33:30,720
‫نمیدونستم اون رو آورده,

409
00:33:32,080 --> 00:33:34,640
‫- فقط واسه شوخی بود,
‫- شوخی؟

410
00:33:34,760 --> 00:33:37,028
‫به نظرت برای فریا هم شوخیه‌ که هر روز

411
00:33:37,052 --> 00:33:39,320
‫قلدرها اذیتش میکنن
‫چون داداشش این‌جوریه؟

412
00:33:39,440 --> 00:33:42,080
‫خیلی باحاله که همه جای خونه رو
‫علامت ‌های وایکینگی حکاکی میکنه؟

413
00:33:42,200 --> 00:33:47,840
‫مامان هم حتما خیلی حال میکنه
‫وقتی میره مدرسه و همه بهمون میخندن، آره؟

414
00:33:49,280 --> 00:33:52,920
‫مانفرد خیلی حالش بده آنکر،
‫اون نیاز به کمک داره,

415
00:33:53,040 --> 00:33:55,480
‫و تو امروز اصلا بهش کمک نکردی، نه؟

416
00:33:57,280 --> 00:34:00,440
‫مانفرد خودش انتخاب نکرده که وایکینگ باشه,

417
00:34:01,600 --> 00:34:03,440
‫مانفرد، بلند شو,

418
00:34:19,240 --> 00:34:23,480
‫- بیا مستقیم بریم لب دریاچه,
‫- اول باید کرم برداریم,

419
00:34:23,600 --> 00:34:28,200
‫- اینجا رو دوست ندارم، سرده,
‫- انقدر این رو نگو، بیا دیگه,

420
00:34:44,840 --> 00:34:47,720
‫نمیخوام اینجا باشم,

421
00:34:47,840 --> 00:34:50,680
‫اینجا رو دوست ندارم، آنکر,
‫خیلی سرده,

422
00:34:50,800 --> 00:34:52,560
‫آروم باش,

423
00:34:53,800 --> 00:34:55,840
‫خیلی آروم,

424
00:34:59,840 --> 00:35:04,960
‫من و داداشم همیشه تولدهامون رو
‫دور اون میز جشن میگرفتیم,

425
00:35:07,800 --> 00:35:12,480
‫اصلا ماهیگیری نخواستیم,
‫بیا برگردیم خونه,

426
00:35:12,600 --> 00:35:16,480
‫- یا برگردیم خونه پیش فریا؟
‫- آروم باش,

427
00:35:18,200 --> 00:35:22,680
‫منم نمیخوام اینجا باشم,
‫ولی بدون اون ساک نمیتونیم بریم,

428
00:35:22,800 --> 00:35:25,520
‫من اون ساک رو لازم دارم مانفرد,

429
00:35:26,680 --> 00:35:30,840
‫- جان، ببخشید,
‫- ساک، ساک، ساک!

430
00:35:30,960 --> 00:35:33,600
‫همش داری در مورد ساک حرف میزنی!

431
00:35:33,720 --> 00:35:35,240
‫تمومش کن!

432
00:35:50,200 --> 00:35:52,680
‫جا رو با علامت وایکینگ‌ها نشونه گذاشتی؟

433
00:35:52,800 --> 00:35:56,080
‫احمق بیشعور, اگه کسی میدید چی؟

434
00:35:56,200 --> 00:35:58,200
‫بعضی وقتا خیلی خنگی,

435
00:36:02,960 --> 00:36:04,160
‫برو اصلا,

436
00:36:04,280 --> 00:36:06,680
‫دیگه بهت نیازی ندارم, برو!

437
00:36:28,160 --> 00:36:31,720
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- این بالدره,

438
00:36:31,840 --> 00:36:33,760
‫بالدر؟

439
00:36:33,880 --> 00:36:35,760
‫سگمون,

440
00:36:38,280 --> 00:36:40,800
‫یادت نمیاد؟

441
00:36:47,720 --> 00:36:50,920
‫تو که جانی، چطوری این رو یادت میاد؟

442
00:36:51,040 --> 00:36:52,320
‫ها؟

443
00:36:53,760 --> 00:36:56,640
‫همش نقش بازی کردنه, داری دروغ میگی!

444
00:36:58,680 --> 00:37:02,880
‫- ولم کن! نمیخوام اینجا باشم,
‫- لعنتی بهم کمک کن!

445
00:37:03,000 --> 00:37:05,360
‫- دیگه هیچوقت نمیخوام بیام اینجا!
‫- وایستا,

446
00:37:05,480 --> 00:37:09,080
‫- ولم کن وگرنه خودم رو آتیش میزنم!
‫- آروم باش,

447
00:37:09,200 --> 00:37:13,080
‫باشه، ولت میکنم، ولی همینجا میمونی

448
00:37:13,200 --> 00:37:16,800
‫- و مثل آدم با هم حرف میزنیم,
‫باشه؟

449
00:37:18,160 --> 00:37:20,320
‫قول میدی؟

450
00:37:21,280 --> 00:37:23,400
‫دارم ولت میکنم,

451
00:37:29,120 --> 00:37:31,080
‫احمق بیشعور!

452
00:37:31,960 --> 00:37:32,960
‫ای بابا!

453
00:37:33,000 --> 00:37:34,800
‫سلام,

454
00:38:07,560 --> 00:38:11,280
‫تو و مانفرد توی مدرسه دعواتون شد؟

455
00:38:14,640 --> 00:38:17,560
‫پسرهای بزرگتر زدنش,

456
00:38:18,880 --> 00:38:23,360
‫بازم لباس و کلاه وایکینگی پوشیده بود؟

457
00:38:23,480 --> 00:38:27,280
‫خانم سایرنسن گفت که امروز
‫دوتا وایکینگ توی حیاط بودن,

458
00:38:27,400 --> 00:38:31,280
‫نمیخواستم احساس تنهایی کنه,
‫فقط یه کلاه گذاشتم,

459
00:38:31,400 --> 00:38:35,800
‫هر روز میزننش, الان که دیگه
‫تبرش رو نمیاره بدتر هم شده,

460
00:38:35,920 --> 00:38:39,480
‫- دیگه ازش نمیترسن,
‫- بهت اعتماد کرده بودم,

461
00:38:39,600 --> 00:38:43,760
‫- یه هفته پیش قسم خوردی که کمکش کنی!
‫- ببخشید,

462
00:38:45,880 --> 00:38:49,560
‫مانفرد یه مریضی خیلی خیلی بد داره

463
00:38:49,680 --> 00:38:53,960
‫و اینکه با این واقعیت مریضش همراهی کنی،
‫فقط بدترش میکنه!

464
00:38:54,080 --> 00:38:56,600
‫اشتباه کردم, دیگه تکرار نمیشه,

465
00:38:56,720 --> 00:38:59,240
‫قول میدم,

466
00:38:59,960 --> 00:39:01,680
‫دیگه دیره,

467
00:39:02,440 --> 00:39:06,120
‫حالا جفتتون باید یاد بگیرین

468
00:39:06,240 --> 00:39:09,600
‫که واقعیت میتونه خیلی دردناک باشه,

469
00:39:11,400 --> 00:39:13,560
‫برین پیش محیط‌بان

470
00:39:13,680 --> 00:39:17,000
‫بالدر رو تحویلش بدین
‫و منتظر بمونین تا خلاصش کنه,

471
00:39:23,080 --> 00:39:24,400
‫خلاصش کنه؟

472
00:39:24,520 --> 00:39:28,960
‫بالدر امروز به‌خاطر کارهای شما
‫کشته میشه,

473
00:39:29,080 --> 00:39:33,240
‫- بالدر که کاری نکرده,
‫- گریه نکن دیگه، ای بدبخت زپرتی,

474
00:39:35,880 --> 00:39:38,640
‫اگه میخوای وایکینگ باشی،
‫پس قبول کن

475
00:39:38,760 --> 00:39:41,480
‫که یه وایکینگ دلش
‫واسه خودش یا بقیه نمیسوزه,

476
00:39:41,600 --> 00:39:44,600
‫یه وایکینگ یاد میگیره
‫با سرنوشتش کنار بیاد,

477
00:39:45,400 --> 00:39:50,920
‫امروز قراره یاد بگیرین که
‫هر کاری توی زندگیتون انجام بدین

478
00:39:51,040 --> 00:39:52,640
‫عواقب داره,

479
00:39:54,200 --> 00:39:57,880
‫پس برین پیش محیط‌بان

480
00:39:58,000 --> 00:40:00,240
‫و جنازه بالدر رو برگردونین

481
00:40:00,360 --> 00:40:03,360
‫تا براش یه مراسم خاکسپاری خوب بگیریم,

482
00:41:29,920 --> 00:41:32,920
‫- چه خبر شده؟
‫- دوستت کل گروه رو جمع کرده,

483
00:41:33,040 --> 00:41:37,040
‫اون یارو ریشووه میگه
‫بهم گیتار یاد میده, بیا پیش ما، آنکر,

484
00:41:37,160 --> 00:41:41,040
‫چرا نگفتی دوستات دارن میان؟
‫چه پروژه معرکه ‌ای,

485
00:41:41,160 --> 00:41:45,480
‫من و مارگرته کاملا پشتتونیم,
‫ما کشته‌ مُرده‌ی گروه بیتلز هستیم,

486
00:41:45,600 --> 00:41:47,200
‫کشته‌مرده!

487
00:41:48,600 --> 00:41:51,640
‫من یکم دیگه برق و هر چی
‫لازم داشته باشین جور میکنم,

488
00:41:51,760 --> 00:41:53,080
‫دمت گرم، ورنر,

489
00:41:53,200 --> 00:41:56,360
‫- دارین چه غلطی میکنین؟
‫- الان نه, کل شب رو رانندگی کردیم,

490
00:41:56,480 --> 00:41:59,400
‫همه مشتاقن که تمرین رو شروع کنن,

491
00:41:59,520 --> 00:42:02,880
‫با پل جورج آشنا شو، از سوئد اومده,

492
00:42:03,000 --> 00:42:04,887
‫این رینگو هم لاله،

493
00:42:04,911 --> 00:42:07,200
‫که البته توی پرونده پزشکیش چیزی
‫در موردش ننوشته بودن,

494
00:42:07,320 --> 00:42:12,480
‫- اینم دستیار جانه، آنکر,,,
‫- قبلا به بعضی ‌هاتون گفتم,

495
00:42:12,600 --> 00:42:15,092
‫میخوام همه بفهمن
‫که من فقط در صورتی

496
00:42:15,116 --> 00:42:17,400
‫این کار رو میکنم که تضمین بدین

497
00:42:17,520 --> 00:42:20,520
‫توی هولوکاست دست نداشتین,

498
00:42:20,640 --> 00:42:23,360
‫بدون این تضمین، من نیستم!

499
00:42:24,720 --> 00:42:29,320
‫اونم هولوکاست واقعی، توی آلمان,

500
00:42:30,480 --> 00:42:34,960
‫خب، هیچ‌ کدوممون نبودیم,
‫مگه نه، آنکر؟

501
00:42:42,440 --> 00:42:46,200
‫تو اصلا شبیه جان لنون نیستی,

502
00:42:46,320 --> 00:42:50,880
‫خب، تو هم شبیه هیچکدوم از
‫اونایی که ادعا میکنی نیستی,

503
00:42:51,000 --> 00:42:54,480
‫راز گیتار زدن اینه که
‫مثل یه سگ آبی فکر کنی,

504
00:42:56,320 --> 00:43:00,240
‫- مگه سگ‌ های آبی گیتاریست ‌های خوبین؟
‫- رو دستشون نیست,

505
00:43:01,120 --> 00:43:04,600
‫من اولین سگ آبی زندگیم رو
‫وقتی سه سالم بود کُشتم,

506
00:43:08,360 --> 00:43:11,059
‫اینا رو بریز توی اون
‫مینی ‌بوس دیوونه ‌ها و برو,

507
00:43:11,083 --> 00:43:13,360
‫یکم زیاده ولی به
‫پتانسیلش فکر کن,

508
00:43:13,480 --> 00:43:16,200
‫این یه آزمایش روانپزشکی معتبره,,,

509
00:43:16,320 --> 00:43:19,400
‫- نمیتونی با یه مشت خل و چل گروه بزنی!
‫- این رو تو تعیین نمیکنی,

510
00:43:19,520 --> 00:43:21,640
‫چی گفتی؟!

511
00:43:21,760 --> 00:43:24,320
‫آروم,,, آروم باش!

512
00:43:24,440 --> 00:43:26,520
‫آنکر، من دارم میمیرم!

513
00:43:27,600 --> 00:43:30,800
‫ببخشید, نمیخواستم بهت بگم,

514
00:43:30,920 --> 00:43:33,360
‫ولی سرطان پروستات پیشرفته دارم,

515
00:43:33,480 --> 00:43:37,800
‫این آخرین فرصتمه که
‫یه دستاوردی داشته باشم

516
00:43:37,920 --> 00:43:40,960
‫توی زمینه ‌ای که بالاخره

517
00:43:41,080 --> 00:43:43,280
‫کل عمرم رو وقفش کردم,

518
00:43:44,360 --> 00:43:48,360
‫متأسفم این رو میشنوم
‫ولی نمیتونین اینجا بمونین,

519
00:43:48,480 --> 00:43:50,440
‫داری اشتباه بزرگی میکنی,

520
00:43:50,560 --> 00:43:54,360
‫مطمئنم که این بهترین راهه
‫تا مانفرد برگرده به خودش,

521
00:43:54,480 --> 00:43:57,400
‫ولی من دیگه کم آوردم,
‫بیشتر از این نمیکشم,

522
00:44:02,360 --> 00:44:04,640
‫لوتار,

523
00:44:04,760 --> 00:44:07,974
‫اگه این کار رو بکنیم،
‫کِی برمیگرده به حالت قبلش؟

524
00:44:07,998 --> 00:44:10,160
‫خیلی زود پیشرفت رو میبینی,

525
00:44:10,280 --> 00:44:14,040
‫همین که چندتا از
‫آهنگ ‌های قدیمیشون رو تمرین کنن,

526
00:44:14,160 --> 00:44:18,120
‫- مطمئنی؟
‫- آره، پشیمون نمیشی,

527
00:44:19,880 --> 00:44:22,640
‫- یه چیز دیگه هم هست,
‫- چی؟

528
00:44:25,160 --> 00:44:27,200
‫مانفرد یادش بود سگمون کجا دفن شده,

529
00:44:27,320 --> 00:44:32,160
‫اون با ناخودآگاه واقعی خودش در تماسه,
‫این نشونه‌ خوبیه,

530
00:44:32,280 --> 00:44:35,560
‫ولی,,, من اصلا یادم نبود سگ داشتیم,

531
00:44:35,680 --> 00:44:41,320
‫کلا از یادم رفته بود, عجیب نیست
‫آدم یه همچین چیزی رو فراموش کنه؟

532
00:44:41,440 --> 00:44:45,280
‫مغز چیزهای بی ‌اهمیت رو پاک میکنه,
‫کاملا طبیعیه,

533
00:44:46,120 --> 00:44:49,560
‫اگه بی ‌اهمیت نباشن چی؟
‫اگه چیزهای مهمی باشن؟

534
00:44:49,680 --> 00:44:53,880
‫اونم خیلی طبیعیه!
‫ولی,,, این بحثش طولانیه,

535
00:44:54,000 --> 00:44:56,840
‫تمرکزت رو بذار روی گروه
‫و برگردوندن مانفرد,

536
00:44:56,960 --> 00:45:00,960
‫فقط صبر کن تا نوازندگی
‫پل جورج رو ببینی, معرکه هست,

537
00:45:07,920 --> 00:45:10,920
‫- بیا به ما ملحق شو، مارگرته,
‫- نه، اصلا حرفش رو هم نزن,

538
00:45:11,040 --> 00:45:13,000
‫داری خیلی بی ‌ادبی میکنی,

539
00:45:13,120 --> 00:45:16,160
‫این دیوونه‌خونه‌ هست!
‫صداشون رو گوش کن,

540
00:45:33,240 --> 00:45:38,080
‫- نباید همشون یه آهنگ رو بزنن؟
‫- نباید توی روند کارشون دخالت کنیم,

541
00:45:38,200 --> 00:45:39,880
‫ولی آخه,,,

542
00:45:40,000 --> 00:45:42,800
‫وقتی اون یارو زشته میگه بدم،
‫نمیتونم ساز بزنم,

543
00:45:42,920 --> 00:45:48,240
‫- نه نه، همه به یه اندازه خوبین,
‫- دروغ نگو، خودم میدونم اونقدرها خوب نیستم,

544
00:45:48,360 --> 00:45:51,120
‫تو باید بدتر بزنی
‫که کسی دلش واسه من نسوزه,

545
00:45:51,240 --> 00:45:53,548
‫اینجا هیچکی دلش واسه کسی نمیسوزه,

546
00:45:53,572 --> 00:45:55,880
‫من فقط پتانسیل و استعداد
‫فوق ‌العاده میبینم,

547
00:45:56,000 --> 00:45:59,480
‫دقیقا, همه ما بهترینیم,

548
00:45:59,600 --> 00:46:03,400
‫این همش ایده آنکره،
‫ولی اون راه نمیفته بگه از ما بهتره,

549
00:46:03,520 --> 00:46:07,320
‫اون میدونه که یه ایده فقط با
‫کار تیمی موفق میشه,

550
00:46:07,440 --> 00:46:11,200
‫یه ایده که فقط یه ایده نیست,
‫نیاز به تدارکات درست داری

551
00:46:11,320 --> 00:46:15,320
‫نیاز به نیروی انسانی
‫و یه نقشه داری,

552
00:46:16,240 --> 00:46:18,880
‫پس یه چیزی مثل هولوکاست؟

553
00:46:19,760 --> 00:46:23,720
‫- پس من نیستم!
‫- نه، ایکیا مثال بهتریه,

554
00:46:23,840 --> 00:46:26,600
‫بیاین از اول شروع کنیم,

555
00:46:41,920 --> 00:46:44,640
‫وایستین، وایستین، نه، تمومش کنین!

556
00:46:45,400 --> 00:46:49,640
‫اصلا خوب نیست, باید با هم بزنیم,

557
00:46:49,760 --> 00:46:50,760
‫باشه؟

558
00:46:52,160 --> 00:46:55,720
‫- می ماژور, با من بیاین,
‫- الان چی شد؟

559
00:46:55,840 --> 00:46:59,800
‫- داره میشه مک‌ کارتنی ؟
‫- آره، داره هویتش عوض میشه,

560
00:46:59,920 --> 00:47:04,480
‫دیدنش واقعا شگفت ‌انگیزه,
‫داره از جورج به پل تغییر میکنه,

561
00:47:04,600 --> 00:47:05,800
‫فکر کنم,

562
00:47:17,840 --> 00:47:23,040
‫اوه، یادم رفت بگم,
‫حمدان هم فکر میکنه بیورن از گروه آباست,

563
00:47:23,840 --> 00:47:25,868
‫بعضی وقتا هم فکر
‫میکنه هاینریش هیملره

564
00:47:25,892 --> 00:47:27,920
‫که روی کشتی حسابی
‫برامون دردسر شد

565
00:47:28,040 --> 00:47:32,480
‫ولی زود از سرش میپره,
‫زود برمیگرده به جورج، یا پل,

566
00:47:43,400 --> 00:47:45,560
‫خیلی کلافه‌ کننده‌ هست,

567
00:47:45,680 --> 00:47:49,200
‫- ما نمیخوایم به این گوش بدیم,
‫- بس کنین دیگه,

568
00:48:06,160 --> 00:48:09,960
‫وقتی ایکیا اولین شعبه ا‌ش رو توی
‫دانمارک سال ۱۹۶۹ باز کرد

569
00:48:10,080 --> 00:48:12,400
‫اوضاع یکم شیر تو شیر بود,

570
00:48:12,520 --> 00:48:17,920
‫اونموقع هنوز بارکد نبود،
‫و مدل فروششون هم جدید بود,

571
00:48:18,040 --> 00:48:23,360
‫ولی اونا به کارشون ایمان داشتن،
‫دقیقا همونطوری که ما به این کار داریم,

572
00:48:23,480 --> 00:48:28,880
‫گروه دوباره جمع شده, قشنگ معلومه
‫که ما جزو بهترین‌ هاییم

573
00:48:29,000 --> 00:48:34,440
‫و محلی‌ها هم این رو حس میکنن،
‫چون همین الان ورودی

574
00:48:34,560 --> 00:48:39,080
‫ ۲۵۰ کرونی مسابقه‌
‫استعدادیابی مسافرخونه رو پرداخت کردم,

575
00:48:39,200 --> 00:48:43,920
‫کار بزرگی نیست، ولی ما از اینکه
‫اولش یکم سختی بکشیم ابایی نداریم,

576
00:48:44,040 --> 00:48:47,280
‫کم‌کم میرسیم به اون بالا بالاها,

577
00:48:47,400 --> 00:48:50,000
‫درست مثل ایکیا, به سلامتی!

578
00:48:51,440 --> 00:48:53,120
‫به سلامتی,

579
00:48:53,240 --> 00:48:57,400
‫- قراره واسه یه تماشاگر واقعی اجرا کنیم؟
‫- نه، فقط واسه یه مشت سگ آبی,

580
00:48:57,520 --> 00:49:03,240
‫۲۴۰ تا سگ آبی اهل موسیقی
‫که با همه آهنگ ‌ها برامون دست میزنن,

581
00:49:03,360 --> 00:49:05,640
‫- ولی خطرناک نیست؟
‫- معلومه که هست,

582
00:49:05,760 --> 00:49:08,529
‫اگه استرس گرفتی،
‫فقط تماشاگرها رو مثل

583
00:49:08,553 --> 00:49:11,080
‫سگ‌ های آبی تصور کنی,
‫همیشه این کار رو میکنم,

584
00:49:17,440 --> 00:49:22,880
‫- جدی میگم، اون رو نزن دیگه,
‫- نه، بیورن بهم گفت تمرین کنم,

585
00:49:23,000 --> 00:49:27,840
‫از لوتار میپرسم بببینم میتونی
‫گیتار بیس بزنی یا نه, دوست داری؟

586
00:49:32,360 --> 00:49:35,200
‫من توی آهنگ پشه بهترم,

587
00:49:45,120 --> 00:49:47,547
‫چطور یه آدم لال میتونه
‫انقدر بلند خرناس بکشه؟

588
00:49:47,571 --> 00:49:49,720
‫آدم ‌های کر هم توی خواب صدا میشنون,

589
00:49:49,840 --> 00:49:54,160
‫کورها هم خواب ‌های رنگی میبینن,
‫منم خواب هام آلمانی هستن,

590
00:49:54,280 --> 00:49:57,320
‫- اوکی؟
‫- ولی نه به‌خاطر هولوکاست,

591
00:49:57,440 --> 00:50:01,200
‫من هیچوقت خوابش رو نمیبینم
‫چون اصلا توش دست نداشتم,

592
00:50:01,320 --> 00:50:03,560
‫لعنت به این اصالت آریایی من,

593
00:50:06,160 --> 00:50:09,920
‫جوون که بودم موهام رو مشکی میکردم,

594
00:50:13,240 --> 00:50:16,120
‫و لنز تیره میذاشتم,

595
00:50:21,040 --> 00:50:25,280
‫گوش کن,,, دیگه بخواب,
‫خسته ‌ای، پل جورج,

596
00:50:26,040 --> 00:50:31,160
‫پل جورجی اینجا نیست,
‫فقط بیورن, قبولش کن,

597
00:50:31,880 --> 00:50:36,080
‫بیا بخوابیم و فردا معلوم میشه
‫که کی هستیم,

598
00:51:23,760 --> 00:51:26,640
‫عالیه، عالیه, خیلی ممنون,

599
00:51:26,760 --> 00:51:32,120
‫این یکی رو قشنگ یاد گرفتین،
‫پس دیگه لازم نیست بزنیمش,

600
00:51:32,240 --> 00:51:36,120
‫- مگه قرار نیست بیتلز بزنن؟
‫- سر وقتش، ورنر,

601
00:51:36,240 --> 00:51:40,360
‫بیاین یه نفس عمیق بکشیم,

602
00:51:42,320 --> 00:51:45,800
‫و از بینی بدینش بیرون, آفرین,

603
00:51:45,920 --> 00:51:50,000
‫بیاین یکی از آهنگ‌ های جان رو بزنیم،
‫ با یکم کمک رفیقام,

604
00:51:50,120 --> 00:51:54,440
‫- پیشنهاد ورنره,
‫- من این آهنگ رو نمیفهمم,

605
00:51:54,560 --> 00:51:56,800
‫نه عمق داره، نه لایه لایه‌ هست,

606
00:51:56,920 --> 00:51:59,280
‫- چی چی؟
‫- لایه نداره,

607
00:51:59,400 --> 00:52:02,120
‫برو بابا گمشو!
‫تو همین الان داشتی در مورد موز میخوندی,

608
00:52:02,240 --> 00:52:05,280
‫اون حق نداره با من حرف بزنه،
‫وگرنه من دیگه نیستم!

609
00:52:05,400 --> 00:52:09,520
‫بیاین آروم باشیم
‫و با هم مهربون باشیم,

610
00:52:09,640 --> 00:52:15,200
‫جان، بهمون بگو آهنگ
‫با یکم کمک رفیقام در مورد چیه,

611
00:52:16,800 --> 00:52:19,000
‫بهم نگفته بودن باید جواب پس بدم,

612
00:52:19,120 --> 00:52:22,040
‫همه از چی میترسن؟

613
00:52:22,160 --> 00:52:24,720
‫از همه چی بیشتر از چی میترسیم؟

614
00:52:24,840 --> 00:52:27,800
‫- وایکینگ ‌ها,
‫- هولوکاست,

615
00:52:27,920 --> 00:52:29,760
‫آره، شاید,

616
00:52:29,880 --> 00:52:33,560
‫ولی از چی بیشتر میترسیم؟
‫یه راهنمایی میکنم,

617
00:52:33,680 --> 00:52:37,200
‫کارمندهای ایکیا یه کد ۹۹ دارن,

618
00:52:37,320 --> 00:52:40,480
‫واسه وقتیه که یه بچه
‫نمیتونه پدر مادرش رو پیدا کنه

619
00:52:40,600 --> 00:52:44,240
‫چون یکی از بدترین اتفاق ‌هایی که
‫واسه یه بچه میتونه بیفته اینه

620
00:52:44,360 --> 00:52:46,840
‫که فکر کنه کاملا تنهاست,

621
00:52:48,520 --> 00:52:49,708
‫حمدان؟

622
00:52:49,732 --> 00:52:53,320
‫آهنگ در مورد بچه ‌هاییه که توی ایکیا گم شدن,

623
00:52:53,440 --> 00:52:56,920
‫منم فکر میکنم در مورد بچه‌ هاییه
‫که توی ایکیا زندگی میکنن,

624
00:52:57,040 --> 00:52:59,760
‫دقیقا همینه,

625
00:52:59,880 --> 00:53:04,240
‫ با یکم کمک رفیقام در مورد اینه
‫که تو هیچوقت تنها نیستی,

626
00:53:04,360 --> 00:53:07,520
‫تو همیشه یکی رو داری که بهش اعتماد کنی -

627
00:53:07,640 --> 00:53:10,640
‫و هر چی هم بشه،
‫اون همیشه پیشته,

628
00:53:10,760 --> 00:53:13,960
‫تو کسی رو داری که بهش اعتماد کنی جان؟

629
00:53:14,080 --> 00:53:16,840
‫ولی از اینکه ولت کنه بترسی؟

630
00:53:23,960 --> 00:53:26,880
‫بیاین یه چیز دیگه بزنیم,

631
00:54:02,920 --> 00:54:06,600
‫ببخشید، خیلی دراماتیک شد,
‫قصد من این نبود,

632
00:54:07,280 --> 00:54:10,080
‫میدونی من کیم؟

633
00:54:10,200 --> 00:54:12,440
‫بهم میگن فلیمینگ مهربون,

634
00:54:12,560 --> 00:54:15,640
‫میدونی آنکر کجاست؟

635
00:54:16,600 --> 00:54:18,800
‫بلند شو,

636
00:54:23,800 --> 00:54:28,160
‫بریم بالا منتظرش بمونیم,
‫همه‌ چی رو ردیف میکنیم, بیا دیگه,

637
00:54:38,720 --> 00:54:43,320
‫همه میخوان جای یکی دیگه باشن,
‫جوونا میخوان پیر بشن و برعکس,

638
00:54:43,440 --> 00:54:46,440
‫- همیشه همینجوری بوده,
‫- آخه آهنگ آبا گذاشتن چه کمکی بهشون میکنه؟

639
00:54:46,560 --> 00:54:49,920
‫بعد 20 سال جاز گوش دادن،
‫تحمل یکم آبا رو داریم,

640
00:54:50,040 --> 00:54:54,360
‫- آه، پس الان جاز بد شد؟
‫- خب، این مدل گوش دادنی که ما داریم,

641
00:54:54,480 --> 00:54:59,520
‫توی سکوت با شراب قرمز و تحلیل کردن,
‫قشنگ تابلوعه که احمقیم,

642
00:54:59,640 --> 00:55:03,200
‫شنیدن صدای پل جورج وقتی آبا میخونه
‫توی این چند روز، بهم حس بهتری داده تا,,,

643
00:55:03,320 --> 00:55:05,680
‫تا حسی که خیلی وقته نداشتم,

644
00:55:05,800 --> 00:55:09,320
‫اسمش بیورنه, اگه یه بار دیگه
‫اونجوری صداش کنی خودش رو میکشه,

645
00:55:09,440 --> 00:55:10,418
‫ببخشید,

646
00:55:10,442 --> 00:55:13,400
‫نمیتونی همینجوری
‫واسه خودت اسم انتخاب کنی,

647
00:55:13,520 --> 00:55:16,680
‫اسم چیزیه که به دستش میاری
‫یا پدر مادرت بهت میدن,

648
00:55:16,800 --> 00:55:19,448
‫منم نمیتونم همینجوری
‫به خودم بگم شاه ورنر

649
00:55:19,472 --> 00:55:22,120
‫یا ورنر غول‌پیکر,
‫اسم باید با واقعیت بخونه,

650
00:55:22,240 --> 00:55:24,520
‫یه راهی هم واسه ما بقیه بذار بمونه,

651
00:55:24,640 --> 00:55:27,480
‫اگه همه چی ارزشش یکی باشه،
‫پس هیچی ارزش نداره,

652
00:55:27,600 --> 00:55:30,200
‫جاز و بیتلز از آبا بهترن,

653
00:55:30,320 --> 00:55:33,600
‫سلامتی از مریضی بهتره، لاغری از چاقی,
‫اینا حقیقت‌ های محضن,,,

654
00:55:33,720 --> 00:55:38,760
‫که نمیشه با احساسات ردشون کرد,
‫بدون یه واقعیت مشترک، هیچی وجود نداره,

655
00:55:38,880 --> 00:55:42,280
‫این دیوونگیه، مارگرته,

656
00:55:42,400 --> 00:55:47,040
‫به خودت نگاه کن, تو با شنیدن یه آهنگ
‫که شخصیتت عوض نمیشه,

657
00:55:47,160 --> 00:55:52,680
‫فکر کنم مارگرته فقط میخواد همونجوری
‫که هست قبولش کنن, درست نمیگم؟

658
00:55:52,800 --> 00:55:56,960
‫وقتی قیافت مثل من باشه،
‫هیچکی خود واقعیت رو قبول نمیکنه,

659
00:55:57,080 --> 00:56:01,080
‫مردم فکر میکنن
‫آدمای خوشگل احمقن,

660
00:56:01,200 --> 00:56:05,400
‫تا قبل از اینکه با ورنر رفیق بشم،
‫کسی منو جدی نمیگرفت,

661
00:56:05,520 --> 00:56:11,080
‫وقتی دیدن که من دنبال
‫قیافه، شخصیت یا پول نیستم,,,

662
00:56:11,200 --> 00:56:15,080
‫بلکه دنبال یه شعور و درکیم
‫که بتونم باهاش ارتباط بگیرم,

663
00:56:15,200 --> 00:56:19,480
‫قشنگ میفهمم چی میگی,
‫من توی رابطه‌ های زیادی بودم,,,

664
00:56:19,600 --> 00:56:24,120
‫که زود فهمیدم اونا منو
‫واسه ویژگی ‌های درونیم نمیخوان,

665
00:56:24,240 --> 00:56:29,080
‫اونا فقط یه دوست‌ پسر دکوری میخواستن
‫با قیافه ترگل‌ ورگل اسکاندیناویایی,

666
00:56:30,880 --> 00:56:34,520
‫موهای بور و چشمای آبیم
‫همیشه واسم مثل نفرین بوده,

667
00:57:42,000 --> 00:57:44,520
‫داری دنبال چی میگردی؟

668
00:57:46,880 --> 00:57:48,560
‫کرم,

669
00:57:48,680 --> 00:57:52,040
‫- با فلزیاب؟
‫- خب، آره، من,,,

670
00:57:53,600 --> 00:57:56,080
‫کندن رو دوست دارم,
‫ببینم چی پیدا میکنم,

671
00:57:57,680 --> 00:58:02,040
‫باشه, پس یعنی الان دیگه
‫حتی یه آدم نرمال هم توی این خونه نیست,

672
00:58:04,360 --> 00:58:10,120
‫ببین، به نظرم واقعا فوق‌العاده‌ هست
‫که اینجوری هوای برادرت رو داری,

673
00:58:10,240 --> 00:58:13,920
‫کل این قضیه گروه موسیقی,,,

674
00:58:14,040 --> 00:58:17,000
‫و اینکه برگردوندیش اینجا,

675
00:58:18,280 --> 00:58:22,400
‫- خب، من به کندن ادامه میدم,
‫- حتما,

676
00:58:22,520 --> 00:58:24,960
‫- مزاحمت نمیشم,
‫- خوبه,

677
00:58:25,080 --> 00:58:28,280
‫- یه ۴ کیلومتر دیگه باید برم,
‫- چی؟

678
00:58:28,400 --> 00:58:32,960
‫- یه ۴ کیلومتر دیگه باید برم,
‫- درسته, باشه,

679
00:58:35,400 --> 00:58:41,960
برگردان به پارسی: مرتضی راکی
T,me: @NestedSubtitle

680
00:58:45,600 --> 00:58:48,320
‫جواب نمیده,

681
00:58:49,680 --> 00:58:54,280
‫- معذرت میخوام,
‫- نباش, فقط یه انگشتت رو میبریم,

682
00:58:54,400 --> 00:58:59,080
‫- نه، توروخدا این کارو نکن,
‫- آروم باش و یه نفس عمیق بکش,

683
00:58:59,200 --> 00:59:02,840
‫خواهش میکنم یه کار دیگه کن,
‫اصلا منو بیشتر بزن,

684
00:59:02,960 --> 00:59:06,440
‫توروخدا گریه نکن دیگه,

685
00:59:06,560 --> 00:59:08,280
‫ببخشید,

686
00:59:08,400 --> 00:59:12,440
‫کاری هست که بتونم بکنم؟
‫هر کاری بگی میکنم,

687
00:59:12,560 --> 00:59:17,480
‫موهاتو جمع میکنی بالا
‫که شبیه یه پسربچه کارگر بشی؟

688
00:59:17,600 --> 00:59:20,560
‫حتما، میتونم این کارو کنم,

689
00:59:22,520 --> 00:59:27,720
‫- فقط بذار برم دستشویی,
‫- البته, ما هر دو بالغیم,

690
00:59:29,640 --> 00:59:33,560
‫اگه بخوای فرار کنی,,, میکشمت,

691
00:59:33,680 --> 00:59:36,200
‫باشه, باشه,

692
00:59:40,240 --> 00:59:42,520
‫به کی میخوای زنگ بزنی؟

693
00:59:50,880 --> 00:59:53,280
‫حرکت احمقانه‌ای بود,

694
01:00:05,520 --> 01:00:07,960
‫نه,,,! کارت تمومه!

695
01:00:28,680 --> 01:00:32,000
‫غیرممکنه بشه یه داستان جدید
‫واسه کتاب کودک نوشت, همه‌چی تکراریه,

696
01:00:32,120 --> 01:00:34,720
‫سرقت کامیون ۲۰۱۰
‫پول ‌ها هنوز پیدا نشده

697
01:00:34,840 --> 01:00:37,680
‫کلی شخصیت خوب دارم، ولی,,,

698
01:00:37,800 --> 01:00:41,520
‫,,, یه چیزی لازم دارم
‫که یه دنیای خاص بسازم,

699
01:00:42,320 --> 01:00:47,440
‫بیش از ۱۹۰۰ تا کتاب کودک،
‫قهرمانشون اردکه, مسخره‌ هست,

700
01:00:48,200 --> 01:00:51,960
‫- به جاش یه چیزی بدوز, خیلی وقت گذشته,
‫- چی بدوزم؟

701
01:00:52,080 --> 01:00:57,040
‫واسه پسرا, از وقتی اومدن اینجا
‫همش یه دست لباس تنشونه,

702
01:00:57,720 --> 01:01:01,000
‫۴۱,۷ میلیون کرون که هرگز پیدا نشد

703
01:01:12,160 --> 01:01:16,840
‫از بیورن خوشم میاد,
‫میگه میتونم یه شاگرد گیتار عالی بشم,

704
01:01:23,880 --> 01:01:25,920
‫ناراحتی؟

705
01:01:27,280 --> 01:01:30,280
‫اگه ناراحتی،
‫میتونی تو تخت من بخوابی,

706
01:01:35,640 --> 01:01:39,320
‫میفهمی چقدر واست مایه گذاشتم؟

707
01:01:41,680 --> 01:01:44,440
‫جون هرکی دوست داری اینجا کمکم کن,

708
01:02:41,880 --> 01:02:43,760
‫سلام,

709
01:02:45,240 --> 01:02:49,280
‫- این تبر تو نیست,
‫- نه، احتمالا مال توئه,

710
01:02:49,400 --> 01:02:51,600
‫رو خود خونه بود,

711
01:02:52,400 --> 01:02:56,520
‫- میخوایش؟
‫- باید توی انباری بمونه,

712
01:02:56,640 --> 01:02:58,120
‫باشه,

713
01:03:10,360 --> 01:03:13,280
‫جاش اون بالاهاست,

714
01:03:13,400 --> 01:03:15,520
‫آهان، درسته,

715
01:03:15,640 --> 01:03:17,400
‫میبینم که,

716
01:03:18,360 --> 01:03:20,160
‫بفرما، اینم از این,

717
01:03:23,160 --> 01:03:27,000
‫تو این علامت‌ها رو همه‌ جا زدی؟

718
01:03:27,120 --> 01:03:30,320
‫اینا علامت نیستن, اینا رون هستن,

719
01:03:30,440 --> 01:03:35,480
‫خیلی از این چیزای قدیمی,,,
‫وایکینگی تو هست,

720
01:03:36,600 --> 01:03:38,360
‫اینجا رو ببین,

721
01:03:40,560 --> 01:03:42,720
‫سردمه,

722
01:03:43,720 --> 01:03:46,680
‫نمیخوام اینجا باشم,

723
01:03:48,200 --> 01:03:51,480
‫شکلات داغ میخوری؟

724
01:03:51,600 --> 01:03:54,920
‫آنکر توی جنگل دنبال چیه؟

725
01:03:56,000 --> 01:04:00,440
‫بهم گفت کلی پوله،
‫پس میتونی بهم بگی,

726
01:04:00,560 --> 01:04:03,600
‫عجیبه که هی میپرسی،
‫وقتی من نمیدونم,

727
01:04:03,720 --> 01:04:06,120
‫چرا آنکر نمیتونه پول رو پیدا کنه؟

728
01:04:06,240 --> 01:04:10,640
‫هیچی یادش نمیاد,
‫حتی نمیدونه چطوری یه رون بذاره,

729
01:04:10,760 --> 01:04:13,160
‫رون بذاره؟ یعنی چی؟

730
01:04:13,280 --> 01:04:18,880
‫وقتی یه رازی داری، یه رون میذاری,
‫بعد غارت، واسه نشونه گذاری غنیمت‌ ها,

731
01:04:19,000 --> 01:04:23,880
‫و آنکر میخواد تو یه رون همین نزدیکا بذاری؟

732
01:04:27,400 --> 01:04:32,120
‫خیلی دوست دارم ببینم چطوری یه رون میذاری,
‫بهم نشون میدی؟

733
01:04:32,240 --> 01:04:36,320
‫فکر کردی من دیوونم؟
‫من دیوونه نیستم, آنکر دیوونه‌ هست,

734
01:04:36,440 --> 01:04:39,919
‫اون حتی بالدر یا هیچ ‌چیز
‫دیگه ‌ای رو یادش نمیاد,

735
01:04:39,943 --> 01:04:41,120
‫دیوونه‌ هست,

736
01:04:41,240 --> 01:04:43,800
‫مارگرته؟

737
01:04:43,920 --> 01:04:47,120
‫- بیا ببین چی دوختم,
‫- الان نه، ورنر,

738
01:04:47,240 --> 01:04:49,240
‫همین الان، مارگرته,

739
01:04:49,360 --> 01:04:50,840
‫زود!

740
01:04:50,960 --> 01:04:53,160
‫ببخشید,

741
01:06:36,680 --> 01:06:41,840
‫شاید اینو عوض کنم, شک دارم در مورد رنگاش,
‫نور رنگشون رو عوض میکنه,

742
01:06:41,960 --> 01:06:43,280
‫این پوست سگ آبی رنگ‌شده هست,

743
01:06:43,304 --> 01:06:45,480
‫میتونیم لباسا رو واسه
‫استفاده شخصی نگه داریم؟

744
01:06:45,600 --> 01:06:48,880
‫باید قوانین مالیاتی رو چک کنم,

745
01:06:49,000 --> 01:06:53,160
‫- صبح بخیر، آنکر,
‫- صبح بخیر, صبح بخیر، جان,

746
01:06:53,280 --> 01:06:55,040
‫شاهکارهای ورنر رو دیدی؟

747
01:06:55,160 --> 01:06:59,000
‫همه اصرار داشتن که منم یه دست لباس بگیرم،
‫واسه همین کوتاه اومدم,

748
01:06:59,120 --> 01:07:01,640
‫این تلاش ناامیدانه منه
‫به سمت سبک بیتلز,

749
01:07:01,760 --> 01:07:05,880
‫مک ‌کارتنی گروهبان فلفل رو وقتی اختراع کرد
‫که از خودشون بودن خسته شدن,

750
01:07:06,000 --> 01:07:09,720
‫- یه هویت کاملا جدید,
‫- لابد فکر میکنی مسخره‌ هست,

751
01:07:09,840 --> 01:07:12,440
‫ولی این جواب میده, قول میدم,

752
01:07:12,560 --> 01:07:15,280
‫به نظرم کاملا درخشان و عالیه,

753
01:07:15,400 --> 01:07:18,880
‫داریم تو مسیر درست حرکت میکنیم,
‫همینجوری ادامه بدین,

754
01:07:19,680 --> 01:07:22,320
‫همین کارو میکنیم,

755
01:07:26,200 --> 01:07:28,640
‫- صبح بخیر, 
‫- صبح بخیر,

756
01:07:32,880 --> 01:07:35,400
‫میدونم دنبال پول ‌هایی,

757
01:07:35,520 --> 01:07:38,000
‫جان همه‌ چیو بهم گفت,

758
01:07:40,040 --> 01:07:42,840
‫خیالت راحت، به پلیس زنگ نمیزنم,

759
01:07:44,920 --> 01:07:46,920
‫چرا؟

760
01:07:48,600 --> 01:07:51,840
‫چون منم همون چیزی رو میخوام که تو میخوای,

761
01:07:51,960 --> 01:07:53,440
‫خب,

762
01:07:54,960 --> 01:07:58,080
‫- و من چی میخوام؟
‫- که بزنی به چاک,

763
01:07:58,200 --> 01:08:00,880
‫ولی نمیتونی پول رو پیدا کنی,

764
01:08:01,000 --> 01:08:04,680
‫فکر کنم بتونم جان رو راضی کنم
‫که بگه پول‌ ها کجاست,

765
01:08:04,800 --> 01:08:07,280
‫به ما؟

766
01:08:07,400 --> 01:08:10,440
‫بیا بازی رو تموم کنیم، آنکر,

767
01:08:11,760 --> 01:08:15,000
‫- چه بازی ‌ای؟ 
‫- ول کن دیگه,

768
01:08:15,120 --> 01:08:17,920
‫از وقتی رسیدین، دیدم که داری نگام میکنی,

769
01:08:18,040 --> 01:08:22,200
‫بهت حق میدم فکر کنی من از سرت زیادم، ولی,,,

770
01:08:22,320 --> 01:08:26,800
‫من و ورنر سال‌ هاست که خوشبخت نیستیم,

771
01:08:26,920 --> 01:08:29,200
‫جدی؟ اصلا نشون نمیدی,

772
01:08:29,320 --> 01:08:31,720
‫همش ظاهرسازیه,

773
01:08:32,760 --> 01:08:35,080
‫من باهات میام,

774
01:08:47,400 --> 01:08:49,840
‫تو به مارگرته در مورد پول گفتی؟!

775
01:08:49,960 --> 01:08:54,160
‫نه, من فقط در مورد رون ‌ها بهش گفتم,

776
01:08:54,280 --> 01:08:58,880
‫- همین الان کلی پول گیرت اومد,
‫- بگو بقیش کجاست! دیگه تمومه!

777
01:09:01,200 --> 01:09:03,760
‫فریا داره میاد,

778
01:09:10,200 --> 01:09:11,200
‫فریا!

779
01:09:13,600 --> 01:09:17,280
‫- مطمئنی تعقیبت نکرد؟
‫- فکر نکنم, دویدم,

780
01:09:17,400 --> 01:09:20,320
‫با قطار اومدم,
‫نمیدونستم دیگه باید چیکار کنم,

781
01:09:20,440 --> 01:09:24,400
‫- تو و مانفرد خوبین؟
‫- نمیتونی همینجوری پاشی بیای اینجا,

782
01:09:24,520 --> 01:09:28,280
‫فکر کردی خودم دلم میخواد اینجا باشم؟
‫از اینجا متنفرم!

783
01:09:28,400 --> 01:09:31,920
‫پس نمیفهمم چرا اومدی,
‫واقعا نمیفهمم,

784
01:09:32,440 --> 01:09:34,920
‫خیلی عوضی ‌ای,

785
01:09:35,040 --> 01:09:39,000
‫پیدات میشه و
‫دوباره همه ‌چیو بهم میریزی,

786
01:09:39,120 --> 01:09:42,360
‫چرا هنوز نرفتی؟
‫نکنه پولتو پیدا نمیکنی؟

787
01:09:42,480 --> 01:09:46,960
‫فکر کردی نمیدونم واسه چی 
‫اومدی اینجا؟ میشناسمت,

788
01:09:47,080 --> 01:09:52,440
‫ما این همه وقت منتظرت بودیم،
‫حالا دوباره داری جیم میزنی,

789
01:09:53,880 --> 01:09:56,605
‫تو به مامان قول دادی
‫هوای مانفرد رو داشته باشی,

790
01:09:56,629 --> 01:09:57,840
‫لعنتی تو قسم خوردی!

791
01:09:57,960 --> 01:10:00,560
‫معلومه که دارم میرم,
‫احمق نیستم که,

792
01:10:00,680 --> 01:10:04,320
‫تو هم باید بری,
‫کل عمرتو پای اون هدر دادی,

793
01:10:04,440 --> 01:10:07,240
‫اگه بری، دقیقا عین بابا میشی,

794
01:10:07,360 --> 01:10:10,480
‫این حرف مزخرف رو تحویل من نده!

795
01:10:14,040 --> 01:10:18,960
‫بعضی وقتا فکر میکنم بابا رو توی قطار
‫یا بین جمعیت میبینم,

796
01:10:20,240 --> 01:10:23,080
‫خواب میبینم که میاد و معذرت ‌خواهی میکنه,

797
01:10:23,200 --> 01:10:27,080
‫آخه آدم چطوری میتونه
‫خونوادشو این‌جوری ول کنه؟

798
01:10:29,240 --> 01:10:31,720
‫میدونم احمقانه‌ست، ولی,,,

799
01:10:33,480 --> 01:10:39,120
‫,,, هنوزم فکر میکنم اگه یه روز ازدواج کنم،
‫اون پیداش میشه و واسم سخنرانی میکنه,

800
01:10:39,240 --> 01:10:43,640
‫ببین، تو و مامان ۴۰ ساله دارین 
‫درباره اون حرف میزنین, بیخیال شو,

801
01:10:43,760 --> 01:10:47,720
‫اون یارو یه خونواده پیدا کرد که 
‫بیشتر از ما دوستشون داشت، همین,

802
01:10:47,840 --> 01:10:51,120
‫نمیتونست مانفرد رو تحمل کنه,
‫هیچکی نمیتونه,

803
01:10:56,880 --> 01:11:01,080
‫بابا یه آشغال تمام‌ عیار بود، فریا,
‫خوشحال باش که رفت,

804
01:11:02,840 --> 01:11:07,800
‫بابا جنبه‌ های دیگه هم داشت,
‫آدما فقط یه بعد ندارن,

805
01:11:14,000 --> 01:11:18,280
‫- مگه جان نباید کمک کنه؟
‫- سازها رو بردار، پل جورج,

806
01:11:18,400 --> 01:11:22,480
‫بسه دیگه، بهم نگو پل جورج!
‫جان، تو هم داری اینو میشنوی؟

807
01:11:25,160 --> 01:11:29,480
‫توروخدا کمکمون کن, همینجوری نشین اونجا
‫واسه خودت دلسوزی نکن,

808
01:11:29,600 --> 01:11:32,200
‫هی، هی! مواظب سردوشی لباسم باش,

809
01:11:32,320 --> 01:11:34,920
‫دخالت نکن, تو عضو گروه نیستی,

810
01:11:35,040 --> 01:11:39,840
‫یه کلمه از حرفاتم نمیفهمم,
‫احمق سوئدی,

811
01:11:39,960 --> 01:11:42,720
‫آها، پس من یه احمق سوئدیم,

812
01:11:43,600 --> 01:11:46,840
‫- چه غلطا؟
‫- حداقلش من الکلی نیستم,

813
01:11:46,960 --> 01:11:51,960
‫لباس ‌ها رو دربیار، همین الان!
‫دیگه از مفت‌ خوری خبری نیست,

814
01:11:52,080 --> 01:11:55,760
‫- گفتم لباسا رو بکن!
‫- انرژیتو واسه سازها نگه دار,

815
01:11:55,880 --> 01:11:58,760
‫هیچکی با اون موزیک آشغال سوئدیت خر نمیشه,

816
01:11:58,880 --> 01:12:02,640
‫خودتم خوب میدونی که 
‫نه چشات آبیه نه موهات بور,

817
01:12:03,480 --> 01:12:05,920
‫تو بیورن نیستی و هیچوقتم نمیشی,

818
01:12:06,040 --> 01:12:07,320
‫عوضی!

819
01:12:10,280 --> 01:12:13,600
‫نه! با گیتار نه, پل!

820
01:12:13,720 --> 01:12:15,280
‫من دیگه نیستم!

821
01:12:15,400 --> 01:12:17,720
‫- جورج؟ 
‫- ورنر؟

822
01:12:17,840 --> 01:12:18,840
‫بیورن؟

823
01:12:18,920 --> 01:12:21,760
‫من کشیدم کنار! تمومه!

824
01:12:21,880 --> 01:12:26,360
‫باشه، اون میره یه قدمی میزنه،
‫بعدش ما میریم,

825
01:12:27,920 --> 01:12:31,440
‫اینجا هم نیست,
‫داره دیوونم میکنه,

826
01:12:32,320 --> 01:12:34,000
‫دیگه بریدیم,

827
01:12:36,080 --> 01:12:39,080
‫باید باهاش حرف بزنی,
‫بهش بفهمون که هممون میمیریم,

828
01:12:39,200 --> 01:12:43,320
‫نمیتونیم بیخیال پول بشیم و بریم؟
‫دیگه مهم نیست,

829
01:12:43,440 --> 01:12:46,160
‫در هر صورت واسه این کارا 
‫میگیرن میندازنت زندان,

830
01:12:47,200 --> 01:12:48,398
‫واسه چی؟

831
01:12:48,422 --> 01:12:52,040
‫واسه فراری دادن 
‫یه مشت دیوونه از بیمارستان,

832
01:12:52,160 --> 01:12:55,720
‫- از کجا اینو میگی؟
‫- دوربینا گرفتنت,

833
01:12:56,880 --> 01:13:01,160
‫نمیدونم جریمه‌ دزدیدن چهارتا بیمار روانی چیه,

834
01:13:02,200 --> 01:13:05,960
‫کار لوتار بود,
‫من فقط به فرار مانفرد کمک کردم,

835
01:13:06,080 --> 01:13:09,680
‫- در ضمن، سه تا بیمارن,
‫- توی روزنامه‌ ها نوشته چهارتا,

836
01:13:15,200 --> 01:13:17,840
‫گم شدن ۴ بیمار در دانمارک و سوئد

837
01:13:35,560 --> 01:13:38,480
‫اینجایی پس! پل جورج زد تو گوش
‫ورنر و از گروه رفت,

838
01:13:38,600 --> 01:13:41,640
‫- ما امشب باید بریم روی صحنه,
‫- همین الان بهت نیاز دارم,

839
01:13:41,760 --> 01:13:44,720
‫- بالای ۲۵ نفر بلیط خریدن,
‫- چیو نمیفهمی؟

840
01:13:44,840 --> 01:13:49,600
‫توی گروه دعوای داخلی داریم
‫و 3 ساعت دیگه کنسرت به این بزرگی,

841
01:13:49,720 --> 01:13:52,760
‫اگه میدونستم مدیر برنامه بودن 
‫اینجوریه، عمرا,,,

842
01:13:52,880 --> 01:13:56,120
‫- آروم باش! یه نقشه جایگزین دارم,
‫- ببند دهنتو!

843
01:13:56,240 --> 01:13:58,680
‫قضیه همینجا تموم میشه,,, کیل,

844
01:13:58,800 --> 01:14:02,400
‫چرا بهش میگی کیل؟
‫به اندازه‌ کافی گیج شدیم,

845
01:14:02,520 --> 01:14:05,960
‫اون کیله، یه بیمار روانی,

846
01:14:06,080 --> 01:14:10,360
‫- مگه همشون نیستن؟
‫- دقیقا, منم از همون اول همین رو میگفتم,

847
01:14:10,480 --> 01:14:13,320
‫لوتار کیل گرنر نیلسن،
‫بیمار روانی,

848
01:14:13,440 --> 01:14:17,440
‫- مگه اسم کیل چه عیبی داره؟
‫- پس یعنی تو رو به مرگ نیستی؟

849
01:14:17,560 --> 01:14:20,360
‫- کی داره میمیره؟
‫- خفه شو و سر جات بتمرگ,

850
01:14:20,480 --> 01:14:24,240
‫- شاید دارم میمیرم, هنوز اسکن نکردم,,,
‫- دیگه بسه!

851
01:14:24,360 --> 01:14:27,320
‫اینجوری با من حرف نزن لعنتی,
‫۱۴ ساعته دارم خیاطی میکنم!

852
01:14:27,440 --> 01:14:32,440
‫بهم حمله شده، کلا هم
‫7 ساعت خوابیدم! پس,,,

853
01:14:32,560 --> 01:14:37,280
‫الان فقط یه لیوان
‫شراب بورگاندی لازم دارم, افتاد؟!

854
01:14:39,680 --> 01:14:42,000
‫نه! آنکر!

855
01:14:43,840 --> 01:14:45,520
‫آنکر,,, آنکر,

856
01:14:52,600 --> 01:14:55,560
‫- آنکر! 
‫- دیدی چی شد؟

857
01:14:55,680 --> 01:14:57,320
‫زدش,

858
01:14:57,440 --> 01:14:59,840
‫با ماهیتابه زد تو سرش,

859
01:15:02,040 --> 01:15:06,040
‫حالا اونم میمیره, همه میمیرن,

860
01:15:06,160 --> 01:15:07,880
‫قرار نیست کسی بمیره,

861
01:15:08,000 --> 01:15:10,040
‫چرا، اون میمیره,

862
01:15:11,520 --> 01:15:14,360
‫- منم میفرستن یه جای دور,
‫- تمومش کن دیگه,

863
01:15:14,480 --> 01:15:17,360
‫برو واسه کنسرتت تمرین کن,

864
01:15:17,480 --> 01:15:21,040
‫یه بار دیگه دستت به اون گیتار بخوره
‫مخت رو میریزم تو دهنت,

865
01:15:24,760 --> 01:15:26,840
‫و آره، حق با توئه,

866
01:15:28,040 --> 01:15:32,480
‫- هممون به خاطر تو به فنا میریم,
‫- آنکر، نگو این رو, حقیقت نداره,

867
01:15:33,720 --> 01:15:36,440
‫بهم نگاه کن, به فریا نگاه کن,

868
01:15:36,560 --> 01:15:38,960
‫بهش نگاه کن,

869
01:15:39,080 --> 01:15:42,120
‫- این همش تقصیر توئه,
‫- تمومش کن,

870
01:15:42,240 --> 01:15:46,120
‫تقصیر توئه که توی این خراب ‌شده‌ایم, 
‫تقصیر توئه که بابا رفت,

871
01:15:46,240 --> 01:15:50,280
‫- همه‌ چی تقصیر توئه,
‫- تمومش کنین دیگه، لعنتی‌ ها!

872
01:15:50,400 --> 01:15:52,360
‫نه، جان, صبر کن، جان!

873
01:15:52,480 --> 01:15:54,440
‫نکن!

874
01:16:54,760 --> 01:16:57,240
‫- سوار شو, 
‫- نه,

875
01:16:57,360 --> 01:16:59,760
‫- گریه کردی؟
‫- برو! من با اتوبوس میرم,

876
01:16:59,880 --> 01:17:04,960
‫- گریه کردن عیبی نداره, منم گریه کردم,
‫- من خیلی بیشتر گریه کردم, چشمام رو ببین,

877
01:17:07,960 --> 01:17:12,160
‫- میتونیم برگردیم و معذرت ‌خواهی کنیم,
‫- نه، دارم میرم آلمان,

878
01:17:12,280 --> 01:17:15,680
‫- اگه دوباره گروه رو دور هم جمع کنیم چی؟
‫- دارم میرم آلمان!

879
01:17:15,800 --> 01:17:19,920
‫- واسه چی؟
‫- هولوکاست! یه بار واسه همیشه تمومش کنم,

880
01:17:20,040 --> 01:17:22,880
‫- نمیتونی جلوم رو بگیری!
‫- فکرشم نمیکنم,

881
01:17:23,000 --> 01:17:25,280
‫شاید منم بتونم باهات بیام؟

882
01:17:30,800 --> 01:17:33,560
‫لوتار، خدایی راستش رو بهم بگو,

883
01:17:35,720 --> 01:17:39,160
‫مگه من موهام بور و چشمام آبی نیست؟

884
01:17:40,840 --> 01:17:45,520
‫دارم دیوونه میشم اینجا,
‫نمیدونم چیزی که میبینم واقعیه یا نه,

885
01:17:46,840 --> 01:17:49,080
‫ولی,,, من دارم میبینم,,,

886
01:17:50,040 --> 01:17:52,960
‫من چشمای آبی و موی بور نمیبینم,

887
01:17:53,080 --> 01:17:54,480
‫ای وای، نه!

888
01:17:54,600 --> 01:17:58,080
‫من یه آدم سبزه میبینم
‫با یه ریش خفن,

889
01:17:58,200 --> 01:18:02,200
‫ولی اصلا مهم نیست
‫من یا بقیه چی میبینیم,

890
01:18:02,320 --> 01:18:04,600
‫مهم اینه که خودت چی میبینی,

891
01:18:04,720 --> 01:18:08,280
‫قبل از هر چیزی،
‫من بااستعدادترین عضو گروه رو میبینم,

892
01:18:08,400 --> 01:18:13,360
‫و یه مرد به‌ شدت خوش ‌تیپ
‫و باوقار رو میبینم,

893
01:18:13,480 --> 01:18:17,760
‫و یه همکار عالی میبینم
‫که میتونه تنهایی هم بترکونه,

894
01:18:22,080 --> 01:18:24,040
‫آره,

895
01:18:24,160 --> 01:18:27,200
‫- خوبه, سوار شو, 
‫- باشه,

896
01:19:16,720 --> 01:19:19,200
‫کمکی از دستم برمیاد؟

897
01:19:29,520 --> 01:19:31,280
‫آخ,

898
01:19:51,040 --> 01:19:53,080
‫آنکر!

899
01:20:16,080 --> 01:20:17,920
‫آنکر؟

900
01:20:19,640 --> 01:20:22,880
‫فلمینگ، آروم باش,

901
01:20:26,320 --> 01:20:28,240
‫آنکر؟

902
01:20:29,000 --> 01:20:31,360
‫پول رو میخوام، آنکر,

903
01:20:35,920 --> 01:20:38,960
‫مال تو نیست, پیش منم نیست,

904
01:20:39,960 --> 01:20:42,560
‫سعی کردم زنگ بزنم,
‫به ‌زودی جور میشه,

905
01:20:42,680 --> 01:20:46,200
‫باشه, پس منم یکی از
‫انگشت‌ های برادرت رو میبرم,

906
01:20:46,920 --> 01:20:51,360
‫بعدش ۱۰ ثانیه وقت داری فکر کنی،
‫وگرنه دونه ‌دونه بقیه رو هم میبرم,

907
01:20:51,480 --> 01:20:53,880
‫فلمینگ، توروخدا نکن,

908
01:20:54,000 --> 01:20:57,720
‫پول رو بهت میدم,
‫فقط باید پیداش کنم,

909
01:20:57,840 --> 01:21:00,240
‫فلمینگ، گوش کن,
‫من نمیدونم کجاست!

910
01:21:08,160 --> 01:21:12,440
‫خیلی خب، این اولین باره,

911
01:21:12,560 --> 01:21:17,760
‫- معمولا مردم مثل چی جیغ میزنن,
‫- فلمینگ,,, خواهش میکنم کاریش نداشته باش,

912
01:21:17,880 --> 01:21:18,862
‫فقط اون میدونه کجاست,

913
01:21:18,886 --> 01:21:21,240
‫ساکت باش آنکر, 
‫یکی دیگه رو هم میتونم تحمل کنم,

914
01:21:21,360 --> 01:21:23,600
‫میدونی پول ‌ها کجاست، مانفرد؟

915
01:21:23,720 --> 01:21:27,760
‫- جان,,, اسمش جانه,
‫- ببخشید, پول‌ ها کجاست، جان؟

916
01:21:27,880 --> 01:21:31,240
‫کنار دریاچه, ولی اگه برادرم رو اذیت کنی
‫نشونت نمیدم,

917
01:21:31,360 --> 01:21:33,920
‫اذیتش نکن, من رو بزن اصلا!

918
01:21:34,040 --> 01:21:37,400
‫تو همین الان داداشم رو زدی،
‫واسه همین نشونت نمیدم,

919
01:21:37,520 --> 01:21:40,520
‫حالا دیگه هیچوقت رنگ پول رو نمیبینی,

920
01:21:40,640 --> 01:21:44,240
‫- میخوای چیکار کنم؟
‫- سوار ماشین شو و برو,

921
01:21:45,440 --> 01:21:48,200
‫- برون دیگه,
‫- من اجازه ندارم رانندگی کنم,

922
01:21:48,320 --> 01:21:51,160
‫- برون!
‫- فقط با ماشین اتوماتیک میتونم برونم,

923
01:21:51,280 --> 01:21:54,520
‫در ضمن یه انگشت افتاده رو زمین,
‫باید برگردیم برش داریم,

924
01:21:54,640 --> 01:21:58,320
‫- باید آنکر و انگشتم رو با خودم ببرم,
‫- میزنم تو مغزت ‌ها,

925
01:21:58,440 --> 01:22:01,960
‫میدونم! خیلی وقته که میدونم,
‫کجا میخوای بری؟

926
01:22:02,080 --> 01:22:04,400
‫- سمت پول ‌ها, 
‫- نمیتونیم,

927
01:22:04,520 --> 01:22:07,760
‫پول ‌ها مال آنکره,
‫نمیتونم به کسی بگم,

928
01:22:07,880 --> 01:22:11,240
‫راستش دستم الان یه ذره درد میکنه,

929
01:22:11,360 --> 01:22:15,480
‫گشنمم هست,
‫میشه یه چیزی بخوریم؟ سردمم هست,

930
01:22:15,600 --> 01:22:18,640
‫خیلی خب, باشه, بیا بریم,

931
01:22:18,760 --> 01:22:20,920
‫رفتم,

932
01:22:22,880 --> 01:22:26,000
‫چطوری راه میفته؟ خیلی سخته,

933
01:22:26,120 --> 01:22:29,160
‫ای بابا، نمیتونم! ولی الان راه میفتم,

934
01:22:42,680 --> 01:22:45,320
‫این کاری که کردی واقعا غیرقانونیه,

935
01:22:50,280 --> 01:22:52,800
‫یه حیوون کوچولو داره از جاده رد میشه,

936
01:22:52,920 --> 01:22:55,520
‫بسه دیگه خفه شو
‫و مثل یه مرد نفس بکش,

937
01:22:55,640 --> 01:22:57,720
‫آخه نمیتونم,

938
01:23:01,680 --> 01:23:05,600
‫- تندتر نرو,
‫- آنکر داداشمه, اون ازم محافظت میکنه,

939
01:23:05,720 --> 01:23:09,360
‫دست از سر ما بردار,
‫نکشش, من نمیخوام این کارو کنی!

940
01:23:09,480 --> 01:23:11,760
‫اینقدر تند نرو,

941
01:23:14,920 --> 01:23:18,520
‫- آروم‌تر برو، احمق,
‫- اگه قول بدی آنکر رو نکشی,

942
01:23:20,360 --> 01:23:22,400
‫آروم‌تر,

943
01:23:22,520 --> 01:23:25,000
‫آروم برو، مانفرد!

944
01:24:15,840 --> 01:24:20,680
‫تو و خونوادت قشنگ مشکل 
‫روانی حاد دارین, خودت میدونی؟

945
01:24:21,800 --> 01:24:22,920
‫آره,

946
01:24:58,080 --> 01:25:00,480
‫آنکر!

947
01:25:24,760 --> 01:25:26,760
‫آنکر,

948
01:25:29,600 --> 01:25:31,680
‫آنکر,

949
01:25:58,640 --> 01:26:00,880
‫مانفرد!

950
01:26:16,480 --> 01:26:18,400
‫جان!

951
01:26:39,280 --> 01:26:41,600
‫مانفرد!

952
01:26:46,120 --> 01:26:48,280
‫مانفرد!

953
01:28:14,120 --> 01:28:15,560
‫بابا دوستت داره,

954
01:28:15,680 --> 01:28:19,840
‫یکشنبه میبینمت,
‫واست شام درست کردم که گرمش کنی,

955
01:29:07,600 --> 01:29:10,200
‫نه، نه، نه!

956
01:29:14,760 --> 01:29:18,960
‫- یه اتفاق خیلی بدی افتاده,
‫- واسه مامان و فریا؟

957
01:29:19,680 --> 01:29:22,760
‫کشتنش, اون مُرده,

958
01:29:22,880 --> 01:29:24,480
‫کی؟

959
01:29:25,880 --> 01:29:28,280
‫با من بیا,

960
01:30:09,920 --> 01:30:12,320
‫زنگ بزنین آمبولانس,

961
01:30:17,240 --> 01:30:20,760
‫فقط صبر کن
‫دوباره رو پا بشم، مانفرد,

962
01:30:20,880 --> 01:30:22,800
‫قشنگ له و لورد‌ت میکنم,

963
01:30:22,920 --> 01:30:24,560
‫دیگه نمیتونی راه بری,

964
01:30:24,680 --> 01:30:27,920
‫اصلا نمیتونی تکون بخوری,

965
01:30:28,040 --> 01:30:29,960
‫کمک! به بابا کمک کنین,

966
01:30:55,680 --> 01:30:57,840
‫اونور رو نگاه کن، مانفرد,

967
01:30:57,960 --> 01:31:00,360
‫آنکر، داری چیکار میکنی؟

968
01:31:00,480 --> 01:31:02,200
‫آنکر؟

969
01:31:06,880 --> 01:31:11,280
‫جان لنون وقتی داشت میرسید 
‫خونش در نیویورک، چهار تا تیر خورد,,,

970
01:31:11,400 --> 01:31:13,080
‫,,, همراه با یوکو اونو,

971
01:31:13,200 --> 01:31:17,160
‫اون رو سریع رسوندن بیمارستان روزولت،
‫ ولی تموم کرده بود,

972
01:31:17,280 --> 01:31:22,520
‫ضارب، مارک دیوید چپمن،
‫به نظر میاد یه طرفدار دوآتیشه باشه,,,

973
01:31:53,400 --> 01:31:56,120
‫هیچ‌قت در مورد این قضیه حرف نمیزنیم,

974
01:31:56,240 --> 01:31:58,080
‫قسم بخور به کسی چیزی نمیگی

975
01:32:00,800 --> 01:32:03,600
‫دیگه وایکینگ‌ بازی درنمیاری، باشه؟

976
01:32:07,120 --> 01:32:09,840
‫دیگه هیچوقت نرو سراغش,

977
01:33:08,000 --> 01:33:12,600
‫یه روز با مامان اینجا قارچ جمع میکردیم، 
‫ولی من هیچی نگفتم,

978
01:33:15,200 --> 01:33:18,120
‫مامان دقیقا داشت روی اون راه میرفت,

979
01:33:24,120 --> 01:33:27,040
‫ناراحتی که بهت نشون دادم؟

980
01:33:34,560 --> 01:33:37,040
‫فکر کنم یه جورایی میدونستم,

981
01:33:43,640 --> 01:33:46,320
‫فکر میکردم خواب دیدم,

982
01:33:51,480 --> 01:33:53,480
‫فریا هم اکثر وقتا همین خواب رو میبینه,

983
01:33:59,280 --> 01:34:02,400
‫- فریا نمیدونه؟ 
‫- نه,

984
01:34:02,520 --> 01:34:04,680
‫ولی خوابش رو میبینه,

985
01:34:06,280 --> 01:34:08,560
‫خیلی ناراحته,

986
01:34:09,680 --> 01:34:12,320
‫فکر کنم دلش میخواد بدونه,

987
01:34:15,440 --> 01:34:17,880
‫میتونی بهش بگی,

988
01:34:27,400 --> 01:34:30,440
‫میخوای من از طرف هردومون بهش بگم؟

989
01:34:30,560 --> 01:34:34,720
‫جرئتش رو داری؟
‫واقعا دلم میخواد تو بگی,

990
01:34:44,000 --> 01:34:46,280
‫میدونم که داری میری,

991
01:34:48,240 --> 01:34:50,560
‫باعث خجالتت میشم، درک میکنم,

992
01:34:50,680 --> 01:34:54,040
‫منم همیشه آدم خوش‌ اخلاقی نبودم,

993
01:34:58,520 --> 01:35:00,640
‫هیچ‌کس همیشه خوب نیست,

994
01:35:03,160 --> 01:35:06,360
‫میتونی دقیقا همون کسی باشی که دلت میخواد,

995
01:35:32,160 --> 01:35:33,600
‫چی شد؟

996
01:35:33,720 --> 01:35:35,920
‫امروز صبح پیداش کردم,

997
01:35:36,040 --> 01:35:39,960
‫افتاده و سرش خورده به سنگ,
‫بهش گفته بودم چراغ‌قوه ببره,

998
01:35:40,080 --> 01:35:43,600
‫رسیدیم خونه دیگه,
‫بیا، بیا,,, بفرما,

999
01:35:43,720 --> 01:35:48,080
‫- کاری از دستم برمیاد؟
‫- نه, گفتن فقط باید استراحت کنه,

1000
01:35:52,080 --> 01:35:55,524
‫واسه ناهار سوپ مجارستانی
‫درست میکنم, از این به بعد فقط سوپ,

1001
01:35:55,548 --> 01:35:57,000
‫کلی از دندون‌ هاش ریخته,

1002
01:38:16,040 --> 01:38:18,800
‫خب، بیاین حرفامون رو بزنیم,

1003
01:38:20,200 --> 01:38:23,240
‫آیا من در مورد خودم دروغ گفتم؟

1004
01:38:24,840 --> 01:38:26,960
‫شاید آره,

1005
01:38:27,080 --> 01:38:31,080
‫بابای من نماینده‌ اتحادیه‌ ایکیا 
‫توی بالروپ بود، نه توی تاستروپ,

1006
01:38:31,200 --> 01:38:35,280
‫شعبه‌ تاستروپ اصلا باز نشده بود 
‫تا وقتی که شعبه‌ بالروپ رو بستن,,,

1007
01:38:35,400 --> 01:38:38,240
‫,,, و بابام رو به ‌ناحق اخراج کردن,

1008
01:38:38,360 --> 01:38:43,520
‫پس آره، بابای من رئیس 
‫تنها شعبه‌ ایکیا توی کل دنیا بود,,,

1009
01:38:43,640 --> 01:38:45,760
‫,,, که تا حالا بسته شده,

1010
01:38:45,880 --> 01:38:49,560
‫فکر کنم بدونین چه بلایی 
‫سر یه خونواده‌ کوچیک میاره,

1011
01:38:50,720 --> 01:38:54,000
‫اگه رویاپرداز بودنم از من آدم بدی میسازه,,,

1012
01:38:54,120 --> 01:38:57,720
‫,,, اینکه لزوما فرقی 
‫بین خیال و واقعیت نمیبینم,,,

1013
01:38:57,840 --> 01:39:02,320
‫,,, و اینکه فقط میخواستم 
‫بهترین گروه دنیا رو دوباره بسازم,,,

1014
01:39:02,440 --> 01:39:05,160
‫,,, پس راحت باشین و بهم بگین مریض,

1015
01:39:06,680 --> 01:39:09,440
‫و اگه میخوای تلافی کنی و من رو بزنی,,,

1016
01:39:09,560 --> 01:39:12,920
‫,,, من و بیورن یه 
‫ماهیتابه‌ نوی نو واست خریدیم,

1017
01:39:18,320 --> 01:39:21,480
‫میتونی من رو ببخشی، آنکر؟

1018
01:39:23,960 --> 01:39:26,120
‫از دستم عصبانی هستی؟

1019
01:39:31,280 --> 01:39:33,360
‫میبخشمت,

1020
01:39:34,440 --> 01:39:36,960
‫عصبانی نیستم,

1021
01:39:37,080 --> 01:39:39,680
‫مرسی، آنکر,

1022
01:41:03,400 --> 01:41:07,000
‫- نوبت اوناست,
‫- این کیک لیمویی اصلا تازه نیست, بو کن,

1023
01:41:07,120 --> 01:41:10,120
‫- هیچی حس نمیکنم,
‫- ساکت شو! دارن میرن روی صحنه,

1024
01:41:10,240 --> 01:41:13,200
‫عجب بعدازظهری! چه نمایشی!

1025
01:41:13,320 --> 01:41:17,640
‫- حتما باید تبر ببره؟ خطرناکه,
‫- خیلی بزرگه,

1026
01:41:17,760 --> 01:41:21,160
‫رستوران چطوری اجازه داد؟ ولش کن,

1027
01:41:21,280 --> 01:41:25,680
‫- نه, تبر دوباره مجاز شده,
‫- نه روی صحنه!

1028
01:41:25,800 --> 01:41:27,840
‫سگ ‌های آبی پرنده!

1029
01:41:27,960 --> 01:41:31,560
‫پس دیگه نمیتونی با ما بزنی,

1030
01:41:33,360 --> 01:41:37,840
‫اگه واقعا دلت میخواد بیاریش، بیارش, 
‫ولی لازمش نداری,

1031
01:44:46,080 --> 01:44:49,120
‫توی این دنیا هر جور آدمی پیدا میشه,

1032
01:44:49,240 --> 01:44:54,760
‫زیر دست رئیس قبیله، 
‫همه خوشحال بودن و با هم برابر,

1033
01:44:54,880 --> 01:44:57,800
‫همه به یک اندازه خوشبخت بودن,

1034
01:44:57,920 --> 01:45:02,880
‫البته که توی این مسیر 
‫پستی ‌بلندی و جنگ‌ هایی هم بود,

1035
01:45:03,000 --> 01:45:07,640
‫ولی رئیس همیشه حواسش بود 
‫که همه‌ آدما ارزش یکسانی داشته باشن,

1036
01:45:07,760 --> 01:45:09,640
‫اون خیلی خوب میدونست,,,

1037
01:45:09,760 --> 01:45:13,200
‫,,, که وقتی پای همه لنگه، 
‫یعنی پای هیچکی لنگ نیست,

1038
01:45:17,080 --> 01:45:21,720
‫سال‌ها گذشت و همه حتی 
‫از قبل هم خوشحالتر شدن,

1039
01:45:22,600 --> 01:45:26,400
‫همه میدونستن مردمی که 
‫نقص عضو دارن تعادل ندارن,,,

1040
01:45:26,520 --> 01:45:31,200
‫,,, و نباید به هم تبر پرت کنن، 
‫ولی اونا کوتاه نیومدن,

1041
01:45:31,320 --> 01:45:36,520
‫چون میدونستن اگه همه بی ‌تعادل باشن، 
‫یعنی هیچکی بی‌ تعادل نیست,

1042
01:45:40,640 --> 01:45:44,240
‫وقتی روزش رسید 
‫و اون اتفاق غیرممکن افتاد,,,

1043
01:45:44,360 --> 01:45:47,840
‫,,, رئیس حتی یک لحظه هم 
‫توی تصمیمش شک نکرد,

1044
01:45:55,040 --> 01:45:58,000
‫خیلی ‌ها میترسیدن 
‫ولی کسی جرئت نداشت بلند بگه,,,

1045
01:45:58,120 --> 01:46:03,360
‫,,, و رئیس آخرین نفری بود که 
‫سرش رو روی سنگ گذاشت,

1046
01:46:03,480 --> 01:46:08,560
‫چند ثانیه قبل از اینکه تبر 
‫به گردنش بخوره، به مردمش نگاه کرد,,,

1047
01:46:08,680 --> 01:46:12,680
‫,,, و یه آرامش عمیقی توی قلبش نشست,

1048
01:46:12,800 --> 01:46:18,280
‫واسه تمام طردشده‌ ها، 
‫عجیبا، ضعیف‌ ها، مریض ‌ها,,,

1049
01:46:18,400 --> 01:46:20,800
‫,,, پولدارها، فقیرها، 
‫خوشگل ‌ها و زشت‌ ها,,,

1050
01:46:20,920 --> 01:46:25,240
‫,,, زن و مرد و بقیه‌ اونایی که 
‫نمیدونستن کی هستن,,,

1051
01:46:25,360 --> 01:46:29,000
‫,,, تا حالا اونا رو اینقدر 
‫آروم و هماهنگ ندیده بود,,,

1052
01:46:29,120 --> 01:46:32,680
‫,,, و بالاخره، همه‌ اونا 
‫ارزش یکسانی پیدا کردن,

1053
01:46:43,120 --> 01:46:48,960
‫[ آخرین وایکینگ ]

1054
01:46:49,120 --> 01:46:59,960
برگردان به پارسی: مرتضی راکی
T,me: @NestedSubtitle