﻿

1
00:00:03,217 --> 00:00:15,559
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:15,984 --> 00:00:30,912
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:49,525 --> 00:00:50,901
‫اجازه نداری اینجا باشی

4
00:01:00,731 --> 00:01:01,912
‫ باید از اینجا بری

5
00:01:04,768 --> 00:01:06,440
,,,‫اگه برادرم بفهمه، اونوقت

6
00:01:06,465 --> 00:01:09,176
‫از برادرت خوشم میاد
 بیشتر از اون چیزی که فکرشو می‌کردم

7
00:01:11,240 --> 00:01:14,400
‫می‌فهمم برای چی قایمت می‌کنه
 خیلی خوشگلی

8
00:01:17,408 --> 00:01:20,280
‫خواهش می‌کنم الان برو
 وگرنه مجبور می‌شم نگهبان‌ها رو صدا بزنم

9
00:01:26,443 --> 00:01:28,563
‫مثل یه غریبه پاشدی اومدی تو این شهر

10
00:01:29,402 --> 00:01:31,215
‫پادشاه رو به مبارزه می‌طلبی

11
00:01:32,422 --> 00:01:33,751
‫اونم بدون هیچ دلیلی

12
00:01:36,078 --> 00:01:37,478
‫اصلاً احترام سرت نمی‌شه

13
00:01:45,116 --> 00:01:47,036
‫تو یه روح دربه‌در و گم‌گشته‌ست

14
00:01:58,825 --> 00:02:00,425
‫پس خوب با اینجا جور درمیام

15
00:02:10,128 --> 00:02:15,673
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

16
00:02:44,171 --> 00:02:47,624
«نیبلونگ‌ها نبرد پادشاهی‌ها»

17
00:03:30,099 --> 00:03:31,599
‫خوابت رو دیده بودم،

18
00:03:32,440 --> 00:03:34,727
‫خیلی قبل‌تر از اینکه بیای پیش ما

19
00:03:36,535 --> 00:03:39,632
‫اون موقع اصلاً فکرشم نمی‌کردم
 یه روزی اینطوری جلو روم بایستی

20
00:03:39,657 --> 00:03:42,309
‫و دنیای ما دیگه مثل قبل نشه

21
00:03:43,920 --> 00:03:47,160
‫خون اون و جیغ تو، بدجوری منو ترسوند

22
00:03:47,861 --> 00:03:49,422
‫ولی به روی خودم نیاوردم

23
00:03:50,224 --> 00:03:52,399
‫چون اون موقع‌ها منم یکی از اونا بودم

24
00:03:54,709 --> 00:03:56,735
«ورمز، پایتخت پادشاهی بورگوندی»

25
00:03:56,760 --> 00:03:58,480
‫ما بورگوندی‌ها قدرتمند بودیم،

26
00:03:59,278 --> 00:04:03,016
‫چون بهمون یاد داده بودن دیوارهای
ورمز" رو توی وجود خودمون حمل کنیم"

27
00:04:04,018 --> 00:04:06,838
‫ یادمون داده بودن 
،که زندگی‌مون مال خودمون نیست

28
00:04:06,863 --> 00:04:08,785
‫بلکه متعلق به پادشاهیه

29
00:04:09,580 --> 00:04:11,704
‫همه چیز فدای بورگوندی

30
00:04:14,495 --> 00:04:17,655
‫برای سه تا برادرم و من، هیچ آینده‌ای
،نبود جز اینکه یه روزی ازدواج کنیم

31
00:04:17,680 --> 00:04:19,720
‫اونم فقط و فقط به این خاطر که

32
00:04:19,985 --> 00:04:22,385
‫پایه کارهای امپراتوری‌مون محکم بشه

33
00:04:22,410 --> 00:04:24,967
‫"گونتر" باید اولین نفرمون باشه

34
00:04:24,992 --> 00:04:27,472
‫ساکسون‌ها بهترین گزینه برای پسرت هستن

35
00:04:27,497 --> 00:04:29,887
‫دختر "لودگر" الان دیگه وقت شوهر کردنشه‌

36
00:04:29,912 --> 00:04:33,313
‫ثابت هم شده که
 قراره کلی بچه قد و نیم‌قد بیاره

37
00:04:34,392 --> 00:04:36,508
‫خدا همین الانشم به مادرش کلی بچه داده

38
00:04:36,533 --> 00:04:39,687
‫پدرم با مشاورهاش
 درباره آینده ما تصمیم می‌گرفت

39
00:04:40,066 --> 00:04:42,344
‫و مادرم هم ما رو آماده می‌کرد

40
00:04:42,810 --> 00:04:44,095
‫همیشه یادت باشه:

41
00:04:44,739 --> 00:04:47,327
‫همیشه خوب به حرف یه مرد گوش بده

42
00:04:49,251 --> 00:04:52,030
‫فقط وقتی ازت سوال شد، خودت حرف بزن

43
00:04:55,160 --> 00:04:56,650
‫درباره خواب‌هام هم همین‌طور؟

44
00:04:58,960 --> 00:05:02,557
دیشب یه خوابی دیدم-
بچه‌ها درباره خواب‌هاشون حرف می‌زنن-

45
00:05:03,694 --> 00:05:06,271
‫یه روزی تو هم می‌شی زنِ یه پادشاه

46
00:05:07,755 --> 00:05:10,017
‫بله مادر
‫رومی‌ها روی ما حساب باز می‌کنن

47
00:05:10,042 --> 00:05:13,049
‫اصلاً نمی‌شه 
به اتحاد با هیچ‌کس دیگه‌ای فکر کرد

48
00:05:13,074 --> 00:05:15,951
‫نه لومباردها و نه تایماتی‌ها
 هیچ‌کدوم دختر دمِ‌بخت ندارن

49
00:05:17,804 --> 00:05:19,307
‫پسرم نظرش در این باره چیه؟

50
00:05:20,182 --> 00:05:21,182
‫من؟

51
00:05:22,276 --> 00:05:23,276
,,,‫شاید

52
00:05:24,163 --> 00:05:26,083
‫بتونیم یه قرار ملاقات بذاریم

53
00:05:28,075 --> 00:05:29,234
‫با کی؟

54
00:05:30,419 --> 00:05:31,650
‫با همون دختره

55
00:05:33,360 --> 00:05:34,360
‫"اِدا"

56
00:05:35,120 --> 00:05:36,560
‫می‌خوای ببینیش؟

57
00:05:38,720 --> 00:05:40,533
‫برای من که اصلاً حرفش هم نزن

58
00:05:40,558 --> 00:05:44,031
‫اتحاد با شمالی‌ها به درد ما نمی‌خوره

59
00:05:44,695 --> 00:05:46,735
‫فکر و ذکر من جای دیگه‌ست

60
00:05:46,760 --> 00:05:49,160
‫در حالی که پدرمون
 هر کاری از دستش برمی‌اومد می‌کرد

61
00:05:49,185 --> 00:05:51,022
‫تا مرزهای بورگوندی رو محکم کنه،

62
00:05:51,047 --> 00:05:54,719
‫جنگجوها می‌رفتن
 برای شکار دشمنای داخلی‌مون

63
00:05:55,440 --> 00:05:58,951
‫اژدهاها، الف‌ها، ارواحِ آب

64
00:05:59,311 --> 00:06:00,420
‫نورن‌ها

65
00:06:01,252 --> 00:06:04,212
‫آخرین بازمانده‌هاشون توی مرداب‌ها قایم شدن،

66
00:06:04,237 --> 00:06:06,640
‫توی جنگل‌ها و توی غارها

67
00:06:07,665 --> 00:06:10,897
‫این آدما 
،زیر نظرِ وفادارترین خدمتکارِ پدرم بودن

68
00:06:11,316 --> 00:06:14,326
‫اسلحه‌سازمون، "هاگن فون ترونیه"

69
00:06:14,509 --> 00:06:17,029
‫می‌تونن با دروغ‌گویی گولت بزنن

70
00:06:17,440 --> 00:06:20,966
‫خطرناکن، مخصوصاً شب‌ها
 فقط حواست باشه خوابت نبره

71
00:06:21,495 --> 00:06:24,415
‫ دیگه کافیه
 خیلی وقته که قدرت‌شون رو از دست دادن

72
00:06:24,440 --> 00:06:27,545
,الان دیگه اونا هستن که از ما می‌ترسن-
,اشتباه نکن-

73
00:06:27,570 --> 00:06:30,960
‫اون موجوداتِ باستانی
 رحم و مروت سرشون نمی‌شه

74
00:06:30,985 --> 00:06:33,865
‫از توی دلِ سایه‌ها
،میان بیرون، و تا به خودت بیای

75
00:06:33,890 --> 00:06:35,770
‫شاهرگت رو زدن

76
00:06:38,572 --> 00:06:40,502
‫اونا شاهرگت رو نمی‌زنن

77
00:06:42,795 --> 00:06:44,875
‫یه کاری می‌کنن
 که خودت این کارو با خودت بکنی

78
00:06:50,309 --> 00:06:51,560
‫صبح زود راه می‌افتیم

79
00:07:28,043 --> 00:07:29,234
‫همین‌جا منتظر بمونین

80
00:08:32,160 --> 00:08:33,600
‫بیا اینجا

81
00:08:44,400 --> 00:08:45,400
‫بیا

82
00:08:48,640 --> 00:08:51,000
اینجا جات امنه-
جات امنه-

83
00:09:21,123 --> 00:09:23,144
‫دیگه جایی اینجا نداری

84
00:09:24,960 --> 00:09:27,400
‫توی کلِ بورگوندی
 دیگه جا برای موجوداتِ باستانی نیست

85
00:09:29,843 --> 00:09:31,288
‫می‌دونم کی هستی

86
00:09:53,960 --> 00:09:56,463
‫رنج و عذابِ زیادی می‌کشی

87
00:09:56,802 --> 00:09:58,645
‫من دارم یه جنگ می‌بینم

88
00:10:03,760 --> 00:10:04,881
دیگه کافیه

89
00:10:05,319 --> 00:10:07,720
‫پادشاهت هم قربانیِ همین جنگ می‌شه

90
00:10:08,079 --> 00:10:09,579
 همه چیز به تو بستگی داره

91
00:10:09,958 --> 00:10:12,539
,,,سرنوشتِ نسل‌های بعدی‌شون-
!خفه شو-

92
00:10:12,564 --> 00:10:13,844
‫تمامِ اون دردها

93
00:10:16,794 --> 00:10:17,972
‫گفتم خفه شو!

94
00:10:38,458 --> 00:10:39,800
‫به راهتون ادامه بدین

95
00:10:44,643 --> 00:10:46,961
‫"هاگن" و آدم‌هاش
 کارشون رو درست انجام دادن

96
00:10:47,903 --> 00:10:50,023
‫توی ذهنِ بیشترِ مردمِ بورگوندی،

97
00:10:50,048 --> 00:10:52,392
‫موجوداتِ باستانی، دیگه فقط یه افسانه بودن

98
00:10:53,651 --> 00:10:56,531
‫یه دورانِ سپری شده
 که دیگه دلیلی برای ترسیدن ازش نبود

99
00:10:58,370 --> 00:11:00,977
‫اما بورگوندی
 داشت با یه خطرِ جدید روبه‌رو می‌شد

100
00:11:05,559 --> 00:11:07,444
‫خوشحالم که برگشتی، "هاگن"

101
00:11:08,142 --> 00:11:09,295
‫وقتی نبودی،

102
00:11:09,320 --> 00:11:12,229
‫جستجوگرهای ما
 یه اردوگاه از فراری‌ها پیدا کردن

103
00:11:12,254 --> 00:11:13,704
‫درست لبِ مرزِ شرقی

104
00:11:15,021 --> 00:11:16,651
‫چندتا جنگجو هم بین‌شون هست

105
00:11:17,813 --> 00:11:20,293
‫این متجاوزها فقط یه زبون حالیشونه

106
00:11:20,720 --> 00:11:24,475
‫یه ارتشِ قدرتمند جمع کن
 خودم فرماندهی‌ش رو به دست می‌گیرم

107
00:11:25,402 --> 00:11:27,744
‫"گونتر" هم همراه ما میاد
‫ممنون پدر

108
00:11:29,675 --> 00:11:31,910
‫منم می‌خوام باهاتون بیام
‫تو هنوز خیلی بچه‌ای، "گیزلر"

109
00:11:33,259 --> 00:11:35,139
‫"هاگن" هم سنِ من بود که می‌جنگید

110
00:11:35,808 --> 00:11:36,994
‫همین که گفتم

111
00:11:45,848 --> 00:11:46,848
‫"هاگن"؟

112
00:11:51,963 --> 00:11:53,227
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

113
00:11:59,972 --> 00:12:00,972
‫نه

114
00:12:06,250 --> 00:12:07,610
‫پس همه چیز رو آماده کن

115
00:12:14,402 --> 00:12:16,034
‫"هاگن" از خودِ ما نبود

116
00:12:17,883 --> 00:12:19,984
‫ماهی‌گیرها 
از توی دریای شمال نجاتش داده بودن

117
00:12:20,009 --> 00:12:21,319
‫و آوردنش پیش پدرم

118
00:12:22,228 --> 00:12:23,668
‫اون موقع هنوز یه بچه بود

119
00:12:24,693 --> 00:12:26,733
‫پسری که همه چیزش رو از دست داده بود

120
00:12:30,920 --> 00:12:32,156
‫دیگه دیره بانوی من

121
00:12:33,325 --> 00:12:36,216
‫هیچ‌وقت درباره‌ی 
بلایی که سرش اومده بود حرف نزد

122
00:12:37,571 --> 00:12:39,971
‫و حاضر بود برای پدرم هر کاری بکنه

123
00:12:41,769 --> 00:12:43,110
‫حتی از جونش بگذره

124
00:12:43,135 --> 00:12:44,951
‫به زخم‌هاش نگاه کن

125
00:12:49,200 --> 00:12:52,487
‫هیچ‌کس رو نمی‌شناسم که بتونه از
 چنین حمله‌ای جونِ سالم به در ببره

126
00:12:57,228 --> 00:12:59,855
‫این پسر از چنگِ اون هیولا فرار کرده

127
00:13:03,068 --> 00:13:05,010
‫تو یه جنگجوی بزرگ می‌شی

128
00:13:08,051 --> 00:13:09,692
,,,‫وقتی به گذشته فکر می‌کنم

129
00:13:10,225 --> 00:13:13,240
 می‌بینم اولین کسی بود که ‫دلم رو لرزوند

130
00:13:23,360 --> 00:13:25,840
‫متبرک باد شمشیرِ "دانکرات" پادشاه،

131
00:13:25,865 --> 00:13:27,488
‫فرمانروای بورگوندی

132
00:13:33,713 --> 00:13:37,073
‫خداوندِ قادرِ متعال تو را برکت دهد،

133
00:13:37,098 --> 00:13:40,178
‫پدر، پسر و روح‌القدس

134
00:13:40,996 --> 00:13:42,236
‫آمین

135
00:13:48,920 --> 00:13:51,120
‫شمشیرِ شاهزاده "گونتر" رو متبرک کن

136
00:13:52,080 --> 00:13:54,160
‫خداوندِ قادرِ متعال تو را برکت دهد

137
00:14:15,939 --> 00:14:21,199
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

138
00:14:27,053 --> 00:14:29,693
‫قوی‌ترین سلاح علیه ترس، مرزها هستن

139
00:14:30,670 --> 00:14:32,270
‫این چیزی بود که پدرم بهمون یاد داد

140
00:14:33,316 --> 00:14:36,116
‫مطمئن شو که همه چیز
 همین‌طوری که هست باقی بمونه

141
00:14:38,142 --> 00:14:40,142
‫می‌دونی جنگجوهامون چی می‌گن؟

142
00:14:40,795 --> 00:14:42,407
‫دارن درباره یه مرد حرف می‌زنن

143
00:14:43,400 --> 00:14:46,208
‫کل کشور رو زیر پا می‌ذاره 
و از هیچ نبرد و جنگی هم روگردان نیست

144
00:14:47,580 --> 00:14:49,953
‫توی جنگ‌هایی می‌جنگه
 که اصلاً به اون ربطی نداره

145
00:14:51,200 --> 00:14:53,353
‫همه می‌گن اون رویین‌تنه

146
00:14:56,914 --> 00:15:00,274
‫صدای تو از همین حالا
 توی آوازهای جنگجوها پیچیده بود

147
00:15:00,299 --> 00:15:03,747
‫اون صدا داشت توی گوشم داد می‌زد
 که به زودی همه چیز عوض می‌شه

148
00:15:04,443 --> 00:15:05,483
‫برای همیشه

149
00:15:21,032 --> 00:15:22,032
‫"هاگن"؟

150
00:15:23,506 --> 00:15:25,346
‫این چیزایی که بقیه می‌گن راسته؟

151
00:15:26,890 --> 00:15:28,770
‫می‌گن یه "نورن" رو دیدی

152
00:15:29,471 --> 00:15:30,471
‫توی جنگل

153
00:15:31,178 --> 00:15:32,530
‫مردم خیلی حرف می‌زنن

154
00:15:34,307 --> 00:15:35,944
‫می‌گن اونا توی غارها زندگی می‌کنن

155
00:15:36,907 --> 00:15:38,346
‫و آینده رو پیش‌گویی می‌کنن

156
00:15:40,332 --> 00:15:42,052
‫آینده رو بهت گفت؟

157
00:15:46,960 --> 00:15:48,886
‫اصلاً مهم نیست اونا چی می‌گن

158
00:15:49,557 --> 00:15:51,757
‫موجوداتِ باستانی دیگه فقط قصه‌ان

159
00:15:52,501 --> 00:15:54,570
‫فردا قراره با جنگجوهای واقعی روبه‌رو بشیم

160
00:16:00,099 --> 00:16:02,400
‫بهش می‌گن دره‌ی "نیبلونگ‌ها"

161
00:16:02,425 --> 00:16:04,585
‫می‌گن اون تنهایی به اونجا رفت،

162
00:16:04,610 --> 00:16:07,087
‫فقط برای اینکه اونو بکشه
,,, آخرینِ بازمانده از اون نژاد رو

163
00:16:07,507 --> 00:16:09,427
‫می‌گن شکستش داد

164
00:16:09,452 --> 00:16:11,576
‫و توی خونِ اژدها حموم کرد

165
00:16:12,101 --> 00:16:13,705
‫الان دیگه پوستِ اژدها رو تنش می‌کنه

166
00:16:14,014 --> 00:16:15,338
,,,‫و هیچ تیری

167
00:16:15,794 --> 00:16:19,576
‫هیچ نیزه یا 
شمشیرِ دشمنی نمی‌تونه بهش نفوذ کنه

168
00:16:21,120 --> 00:16:22,703
‫اون پوست، شکست‌ناپذیرش کرده

169
00:16:24,177 --> 00:16:27,418
‫یه مرد، اونم تنها جلوی یه اژدهای گنده؟

170
00:16:28,880 --> 00:16:30,360
‫اصلاً غیرممکنه

171
00:16:30,385 --> 00:16:32,785
‫اژدهاها از هر جنگجویی که فکرشو بکنی قوی‌ترن

172
00:16:32,810 --> 00:16:34,570
‫ده تا جنگجو هم از پسش برنمیان

173
00:16:34,890 --> 00:16:38,199
‫اوضاعِ سربازها چطوره؟
‫اونا آماده‌ان

174
00:16:39,800 --> 00:16:41,840
‫خیلی وقت بود که
 این‌قدر نیومده بودیم سمت شرق

175
00:16:42,226 --> 00:16:45,541
‫توی آخرین جنگی که
 اینجا داشتیم، تیرهامون ته کشید

176
00:16:45,566 --> 00:16:47,025
‫یادت هست؟

177
00:16:49,220 --> 00:16:50,573
‫هر روز کمرنگ‌تر از دیروز

178
00:16:54,300 --> 00:16:55,980
‫پسرِ جزیره‌ی اژدها

179
00:17:00,400 --> 00:17:02,560
‫موجوداتِ باستانی همه چیز رو ازت گرفتن

180
00:17:04,480 --> 00:17:06,440
‫و همون هم ازت یه جنگجو ساخت

181
00:17:08,219 --> 00:17:09,752
‫"گونتر" جنگجو نیست

182
00:17:11,000 --> 00:17:13,208
‫اون در زمانِ صلح بزرگ شده

183
00:17:14,756 --> 00:17:17,956
‫بچه که بود، بیشترین چیزی که
 جذبش می‌کرد موزیسین‌ها بودن

184
00:17:19,196 --> 00:17:20,580
‫هنوز جوونه و بی‌تجربه‌ست

185
00:17:21,150 --> 00:17:22,190
‫آره

186
00:17:22,768 --> 00:17:25,086
‫متجاوزها عقب‌نشینی نمی‌کنن،

187
00:17:25,111 --> 00:17:26,431
‫بلکه می‌جنگن

188
00:17:26,880 --> 00:17:29,146
‫فردا چهارچشمی حواست بهش باشه

189
00:18:41,582 --> 00:18:47,086
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

190
00:19:03,577 --> 00:19:05,631
‫غافلگیرشون کردن، اونم وقتی که خواب بودن

191
00:19:25,454 --> 00:19:26,534
‫زیاد نزدیک نشو

192
00:19:28,860 --> 00:19:30,792
‫سریع! برام آب بیارین!

193
00:19:38,034 --> 00:19:39,089
‫بیا، اینجاست

194
00:19:43,800 --> 00:19:45,360
‫آره عزیزم

195
00:19:54,518 --> 00:19:55,655
‫پادشاه!

196
00:19:56,880 --> 00:19:58,440
‫نباید بذاریم فرار کنه!

197
00:19:59,897 --> 00:20:01,391
‫پادشاه زخمی شده!

198
00:20:01,977 --> 00:20:03,137
‫پدر!

199
00:20:41,419 --> 00:20:43,791
‫پادشاهت هم قربانیِ همین جنگ می‌شه

200
00:20:44,324 --> 00:20:45,764
 همه چیز به تو بستگی داره

201
00:20:46,373 --> 00:20:48,408
,,,‫سرنوشتِ نسل‌های بعدی‌شون

202
00:21:20,986 --> 00:21:23,715
‫پدرمون بهمون یاد داده بود
 که درد آدم رو ضعیف می‌کنه

203
00:21:26,788 --> 00:21:28,019
,,,‫با هر قطره اشک

204
00:21:28,640 --> 00:21:30,505
قدرت از بدنت خارج می‌شه

205
00:21:32,619 --> 00:21:36,079
‫اون روز اگه بود
 حتماً به همه‌مون افتخار می‌کرد

206
00:22:10,480 --> 00:22:12,880
‫بعضی‌ها می‌گن تو مقصری

207
00:22:14,553 --> 00:22:16,033
‫من استادِ اسلحه هستم

208
00:22:17,640 --> 00:22:19,640
‫در ضمن، جزئی از این خانواده هم هستی

209
00:22:20,195 --> 00:22:21,903
‫پدر همیشه می‌خواست اوضاع همین‌طوری باشه

210
00:22:23,465 --> 00:22:26,815
‫هر کاری که لازم باشه انجام می‌دم
 تا از این خانواده محافظت کنم

211
00:22:28,206 --> 00:22:29,246
‫هر کاری

212
00:23:11,023 --> 00:23:12,815
‫حالا دیگه "گونتر" پادشاه شده بود

213
00:23:13,683 --> 00:23:18,013
‫اما خیلی‌ها شک داشتن 
که اون بتونه از پسِ میراث پدرش بربیاد

214
00:23:18,440 --> 00:23:21,800
‫پادشاه مُرد! زنده باد پادشاه بورگوندی!

215
00:23:22,877 --> 00:23:24,371
‫خودش هم بیشتر از همه شک داشت

216
00:23:24,680 --> 00:23:28,520
‫شاه گونتر! شاه گونتر!

217
00:23:28,545 --> 00:23:31,945
‫بعد از مرگِ پدر
 فراری‌های بیشتری اومدن سمت مرزهای ما

218
00:23:34,124 --> 00:23:35,724
‫برادرم "هاگن" رو فرستاد،

219
00:23:35,749 --> 00:23:37,949
‫تا غریبه‌ها رو از بورگوندی بیرون کنه

220
00:23:38,664 --> 00:23:42,223
‫هیچ‌کدوممون روحمون هم 
خبر نداشت که مشکل اصلی اونا نیستن

221
00:23:42,248 --> 00:23:45,352
‫بلکه مشکل اون دشمنیه که
 اونا دارن از دستش فرار می‌کنن

222
00:23:59,865 --> 00:24:01,425
اونا ‫نمی‌خوان برگردن

223
00:24:01,450 --> 00:24:04,360
‫حداقل باید 
زن‌ها و بچه‌ها رو با خودمون ببریم

224
00:24:06,120 --> 00:24:08,135
‫می‌گه اون بیرون فقط مرگه که
 انتظارشون رو می‌کشه

225
00:24:08,160 --> 00:24:10,840
‫بهشون بگو ما بورگوندی‌ها 
فقط به پادشاهمون خدمت می‌کنیم

226
00:24:14,720 --> 00:24:16,201
‫ما داریم وظیفه‌مون رو انجام می‌دیم

227
00:24:17,820 --> 00:24:19,860
‫تک‌تکِ ما حاضریم جونمون رو هم بدیم

228
00:25:20,559 --> 00:25:22,524
‫این سرزمین بورگوندیه

229
00:25:23,628 --> 00:25:25,080
‫دیگه هیچ‌وقت برنگردین اینجا

230
00:26:01,034 --> 00:26:06,108
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

231
00:28:34,440 --> 00:28:35,813
‫بانوی من، منو ببخشید

232
00:28:36,291 --> 00:28:37,891
 مادرتون منو فرستادن

233
00:28:39,385 --> 00:28:42,385
‫نباید بیرون باشین، برادرتون منتظر مهموناست

234
00:28:42,990 --> 00:28:44,510
‫باید برین توی اقامتگاهتون

235
00:28:44,960 --> 00:28:46,160
‫بله، البته

236
00:28:47,010 --> 00:28:48,888
‫بابا، بابا!

237
00:28:51,560 --> 00:28:53,437
‫ببین چی پیدا کردیم

238
00:29:01,398 --> 00:29:04,391
‫دیگه خبری از موجودات باستانی نیست
!اینو دیگه خاکش کن

239
00:29:04,416 --> 00:29:05,995
‫به هیچ‌کس هم چیزی نگو

240
00:29:35,726 --> 00:29:39,961
‫"آئتیوس" فقط برای
 عرض تسلیت از "راونا" نمیاد

241
00:29:39,986 --> 00:29:41,826
‫من رهبرِ جدیدِ اینجا هستم

242
00:29:42,570 --> 00:29:44,250
 فقط می‌خواد منو بشناسه

243
00:29:45,459 --> 00:29:46,554
پادشاهِ من

244
00:29:47,255 --> 00:29:49,312
‫ می‌گن حتی خودِ امپراتور هم ازش می‌ترسه

245
00:29:50,905 --> 00:29:53,745
‫ما تا الان با پادشاه قبلی
 پیوند دوستی و رابطه‌ی خوبی داشتیم

246
00:29:53,770 --> 00:29:54,770
بله

247
00:29:55,238 --> 00:29:56,929
و دقیقاً همون کسیه که به قتل رسیده

248
00:29:58,869 --> 00:30:02,024
‫پدر همیشه می‌گفت: 
"رومی‌ها مثل سگ می‌مونن"

249
00:30:02,562 --> 00:30:04,627
‫"فقط وقتی گاز می‌گیرن 
"که بوی ضعف به مشامشون بخوره

250
00:30:04,900 --> 00:30:07,084
اونو ‫دست‌کم نگیر، پادشاهِ من

251
00:30:07,687 --> 00:30:09,460
‫برای اون، سیاست درست مثل بازیِ شطرنجه

252
00:30:09,487 --> 00:30:10,487
‫خوبه

253
00:30:11,012 --> 00:30:12,351
‫پس بیا شطرنج بازی کنیم

254
00:30:14,003 --> 00:30:16,130
‫بهش نشون می‌دم که هم‌سطحِ اون هستم

255
00:30:17,196 --> 00:30:18,528
‫درست مثل پدرمون

256
00:30:50,081 --> 00:30:52,509
‫دشمنِ شرقی 
دیگه چهره‌ی واقعی‌ش رو نشون داده

257
00:30:53,520 --> 00:30:56,905
‫کار و زندگی‌شون شده حمله کردن و 
کشتنِ همه و هر چیزی که سر راهشون باشه

258
00:30:59,400 --> 00:31:02,004
‫باور دارن که نباید به هیچ روحِ 
دشمنی اجازه‌ی زنده موندن داد

259
00:31:02,029 --> 00:31:03,753
‫چون اگه زنده بمونه، اون روح انتقام می‌گیره

260
00:31:05,259 --> 00:31:07,939
‫بعد از هر نبرد
 یه سوارکار رو پشت سر جا می‌ذارن

261
00:31:12,635 --> 00:31:14,400
‫تا بازمانده‌ها رو بکشه

262
00:31:20,340 --> 00:31:22,583
‫توی شرق بهشون می‌گن سوارکارانِ مرگ

263
00:31:23,973 --> 00:31:25,218
‫اونا "هون" هستن

264
00:31:29,400 --> 00:31:32,040
‫فراری‌ها رو مثل گله‌ی گاو می‌فرستن جلو،

265
00:31:32,571 --> 00:31:35,240
‫ولی تا حالا هیچ‌وقت
 جرئت نکرده بودن این‌قدر بیان سمت غرب

266
00:31:35,265 --> 00:31:37,560
‫ما با سرزمین‌شون می‌جنگیم

267
00:31:38,738 --> 00:31:41,143
‫اونا سرزمینی ندارن اونا کوچ‌نشینن

268
00:31:42,120 --> 00:31:45,350
‫زبونِ مشترکی ندارن
فقط یه چیزه که اونا رو متحد نگه می‌داره

269
00:31:46,221 --> 00:31:47,943
‫ولعِ دزدی و آدم‌کشی

270
00:31:48,522 --> 00:31:50,032
اونا رو ‫خوب می‌شناسه

271
00:31:51,283 --> 00:31:52,883
‫بچه که بودم، گروگانِ اونا بودم

272
00:31:54,563 --> 00:31:58,264
‫یه قول و قرار
 برای صلح بین رم و رئیس قبیله‌شون

273
00:32:02,962 --> 00:32:04,122
خوب ‫یادمه

274
00:32:04,850 --> 00:32:07,690
‫که با اسب‌هاشون 
بهتر از بچه‌های خودشون رفتار می‌کنن

275
00:32:07,715 --> 00:32:09,767
‫گونه‌هاشون رو می‌بُرن،

276
00:32:09,792 --> 00:32:12,952
‫و روی زخم‌ها 
خاک می‌پاشن تا دشمناشون رو بترسونن

277
00:32:13,600 --> 00:32:15,960
‫خودتون تصور کنین
 چه بلایی سر بچه‌هاشون میارن

278
00:32:16,800 --> 00:32:18,560
‫لازم نیست برین دنبالشون

279
00:32:19,562 --> 00:32:21,058
‫اونا خودشون میان سراغتون

280
00:32:21,370 --> 00:32:22,586
‫دیر یا زود

281
00:32:29,400 --> 00:32:30,680
‫ما نمی‌ترسیم

282
00:32:31,850 --> 00:32:33,719
‫دقیقاً به خاطر همین هم هست که بهش نیاز داریم

283
00:32:34,930 --> 00:32:36,730
‫شجاعت اون و قدرت ما

284
00:32:37,690 --> 00:32:40,370
‫برگردین زیر بال و پرِ عقاب رم

285
00:32:40,395 --> 00:32:41,612
‫یک امپراتوری واحد

286
00:32:42,923 --> 00:32:44,895
‫اون‌وقت دیگه 
هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه بهمون حمله کنه

287
00:32:56,240 --> 00:32:57,909
‫ازت ممنونم

288
00:32:59,080 --> 00:33:00,736
‫بابت این پیشنهاد سخاوتمندانه‌ت

289
00:33:02,440 --> 00:33:04,719
‫ولی بورگوندی مستقل باقی می‌مونه

290
00:33:06,737 --> 00:33:08,213
‫البته این به این معنی نیست،

291
00:33:08,238 --> 00:33:10,300
‫که دوستی با همسایه بزرگمون

292
00:33:10,325 --> 00:33:12,187
‫واسمون ارزشی نداره،

293
00:33:12,853 --> 00:33:14,088
کاملاً برعکس

294
00:33:14,393 --> 00:33:16,435
‫احترام ما به رم همچنان سر جاشه

295
00:33:16,754 --> 00:33:19,846
‫واقعاً ناراحتم که
 این همه راه رو بیهوده اومدین

296
00:33:25,276 --> 00:33:26,556
‫نگران نباش

297
00:33:28,042 --> 00:33:29,746
‫این سفر اصلاً هم بیهوده نبود

298
00:33:51,426 --> 00:33:54,831
‫تفسیر کردن نمی‌خواد برادر، اون دیگه رفتنیه

299
00:33:55,082 --> 00:33:57,722
‫اصلاً از اینکه 
پیشنهادش رو رد کردی خوشش نیومد

300
00:33:58,063 --> 00:33:59,783
‫پدرمون همیشه می‌گفت:

301
00:34:00,170 --> 00:34:02,593
‫اینا می‌خوان ما رو رومی کنن

302
00:34:05,972 --> 00:34:07,332
‫ما به یه اتحاد نیاز داریم

303
00:34:08,019 --> 00:34:09,539
‫نظرت درباره لومباردها چیه؟

304
00:34:10,636 --> 00:34:12,756
‫"آلبوئین" زنش رو موقع زایمان از دست داده

305
00:34:13,156 --> 00:34:15,120
‫"کریمیلد" هم که دیگه وقتِ شوهر کردنشه

306
00:34:16,400 --> 00:34:18,424
بیاید بدیمش به پادشاه دانمارکی‌ها

307
00:34:18,449 --> 00:34:20,025
‫دانمارکی‌ها اهل حمله نیستن

308
00:34:20,050 --> 00:34:22,904
‫پادشاه "لودگاست" 
همیشه برای پدرمون احترام قائل بود

309
00:34:22,929 --> 00:34:23,929
بله

310
00:34:24,562 --> 00:34:25,821
‫برای "پدرمون"

311
00:34:27,134 --> 00:34:28,758
‫بهم اعتماد نداری برادر؟

312
00:34:33,147 --> 00:34:34,996
‫ما بورگوندی‌ها تا وقتی قوی می‌مونیم

313
00:34:36,001 --> 00:34:38,193
که ‫با همدیگه نجنگیم

314
00:34:40,535 --> 00:34:42,581
‫ما با لومباردها متحد می‌شیم

315
00:34:42,606 --> 00:34:44,472
‫و مرزهای شرقی رو هم تقویت می‌کنیم

316
00:34:46,163 --> 00:34:47,434
‫تصمیم نهایی همینه

317
00:34:48,385 --> 00:34:50,705
‫تابستون، "آلبوئین"
کریمیلد" رو به همسری می‌گیره"

318
00:34:52,440 --> 00:34:54,200
‫کسی مخالفتی داره؟

319
00:35:09,573 --> 00:35:10,747
‫به سلامتیِ بورگوندی

320
00:35:34,400 --> 00:35:35,560
‫به مامان بگو

321
00:35:46,642 --> 00:35:48,469
‫ما به متحدهای جدید نیاز داریم

322
00:35:53,200 --> 00:35:54,320
‫کی؟

323
00:35:55,491 --> 00:35:56,622
‫لومباردها

324
00:35:58,579 --> 00:35:59,758
‫پادشاه "آلبوئین"

325
00:36:06,835 --> 00:36:08,795
‫بچه که بودم یه بار دیدمش

326
00:36:10,647 --> 00:36:11,911
‫خیلی وقت پیش بود

327
00:36:14,533 --> 00:36:15,573
‫ کِی قراره باشه؟

328
00:36:18,056 --> 00:36:19,288
‫همین تابستون

329
00:36:28,560 --> 00:36:30,440
‫لومباردها بهترین گزینه‌ان؟

330
00:36:31,685 --> 00:36:33,183
‫جنگجوهای خوبی دارن

331
00:36:36,194 --> 00:36:39,105
‫پدرم همیشه دنبال یه اتحاد توی شرق بود

332
00:36:40,466 --> 00:36:42,032
‫اونم از این اتفاق خوشحال می‌شد

333
00:36:57,200 --> 00:36:58,720
‫درها رو ببندین!

334
00:37:03,720 --> 00:37:05,061
‫اسب‌ها رو بیارین!

335
00:37:05,720 --> 00:37:07,160
‫نگران نباش

336
00:37:31,920 --> 00:37:34,064
‫یه مشت سوارکارِ غریبه پشت درها اردو زدن

337
00:37:34,089 --> 00:37:35,317
‫یازده مردِ مسلح

338
00:37:36,360 --> 00:37:39,495
‫نه پرچمی دارن نه نشانی، جنگجوهای سرگردانن

339
00:37:39,520 --> 00:37:40,896
‫رهبرشون کیه؟

340
00:37:41,320 --> 00:37:42,992
‫نذاشتن رد بشم

341
00:37:54,640 --> 00:37:57,560
‫با گرمی و مهمون‌نوازی ازشون استقبال می‌کنیم

342
00:37:58,247 --> 00:38:01,589
‫بچه که بودم، پدرم همیشه
 پذیرای تعداد زیادی مسافر بود

343
00:38:02,604 --> 00:38:05,131
‫اونا کنار جنگل اردو زدن

344
00:38:07,664 --> 00:38:10,457
‫خب؟
‫فردا صبح دارن می‌رن سمت شمال

345
00:38:11,307 --> 00:38:12,950
‫ترجیح می‌دن بیرون بخوابن

346
00:38:13,747 --> 00:38:14,960
‫زیر بارون؟

347
00:39:15,697 --> 00:39:16,697
"هاگن"

348
00:39:29,786 --> 00:39:31,600
توی رطوبت بارون، توی صدای رعد

349
00:39:32,064 --> 00:39:33,344
و توی قدرتِ توفان

350
00:39:33,969 --> 00:39:37,071
,,,لحظه‌ای بود که فهمیدم تو کی هستی

351
00:39:37,820 --> 00:39:39,752
بدونِ اینکه هیچ‌وقت تو رو دیده باشم

352
00:39:39,777 --> 00:39:43,791
مردم می‌گن بورگوندی‌ها پادشاه جدیدی دارن

353
00:39:47,080 --> 00:39:50,061
الان دیگه، نظرم عوض شد

354
00:39:51,499 --> 00:39:53,418
به سمت "وُرمز" می‌تازیم

355
00:40:32,067 --> 00:40:34,934
مردم می‌گن بورگوندی‌ها پادشاه جدیدی دارن

356
00:40:36,878 --> 00:40:38,566
دیگه، نظرم عوض شد

357
00:40:41,806 --> 00:40:43,486
به سمت "وُرمز" می‌تازیم

358
00:40:47,891 --> 00:42:25,211
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مووی پووی</font>   <font color="Orange">MoviePovie</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال